ساج

معرف

درختى بزرگ با نام علمى Tectona grandis L. از خانواده نعناييان[۱] (پيشتر در تيره شاه‌پسند[۲] ).
متن

ساج، درختى بزرگ با نام علمى Tectona grandis L. از خانواده نعناييان[۱] (پيشتر در تيره شاهپسند[۲] ). تنه اين گياه مستقيم و سرخ متمايل به سياه، با شاخههاى چهارگوش بسيار زياد و گسترده، و برگهاى بزرگ متقابل است؛ گلهاى آبى سفيد به تعداد زياد، مجتمع در گلآذين خوشه انتهايى و ميوه شَفت[۳] قهوهاى سوخته و قيفىشكل به اندازه پسته با دانههاى روغنى دارد. اين درخت از گياهان مناطق حارهاى و رويشگاه آن هند، چين و برمه بودهاست (دايماك[۴] و همكاران، ج ۳، ص ۶۱، ۶۳ـ۶۴؛ بمبر[۵] ، ص ۵؛ قهرمان و اخوت، ج ۲، ص ۳۱۲). در منابع تاريخى، به بزرگى درخت ساج و برگهايش و نيز بوى خوش برگهاى آن، كه شبيه بوى برگ گردو است، اشاره شدهاست ( دينورى، قسم ۲، ص ۲۵؛ ابوريحان بيرونى، ص۳۲۷؛ ابنبيطار، ج۳، ص۲؛ عقيلىعلوى خراسانى، ص۴۸۸). ساج در سنسكريت ska و در هندى sagÇn ناميده مىشود (دايماك و همكاران، ج ۳، ص ۶۱؛ براى صورتهاى تغييريافته اين واژهها در منابع فارسى حكيم مؤمن، ص ۱۴۲؛ عينالملك شيرازى، ص ۱۳۶؛ غياثالدين رامپورى، ذيل واژه). اين نام بهصورت ساگ به زبان فارسى راه يافته كه امروزه معرّب آن، ساج، مشهور و متداول است ( همانجاها؛ شاد، ذيل «ساج» و «ساك»). براساس متون تاريخى ( بلعمى، ص ۹۱ـ۹۲؛ مجمل التواريخ و القصص، ص ۱۴۴) و نيز تفسير ابوالفتوح رازى (ج۱۰، ص ۲۶۴)، حضرت نوح عليهالسلام به فرمان خدا درخت ساج را كاشت، بعد از چهل سال آن را بريد و از چوبش كشتى ساخت. همچنين به نوشته ناصرخسرو (ص۱۳۰ـ۱۳۲)، در و ستونهاى كعبه از جنس ساج و تختههايى كه به ديوارهاى كعبه زده شده بود، از تختههاى كشتى حضرت نوح بودهاست. چوب ساج، بهسبب سختى و سبكى، گرانبها بودهاست ( ابنجُلجُل، ص ۱۸) و از آن در ساخت كشتيها، عماراتى مانند طاق كسرى ( حمداللّه مستوفى، مقاله ۱، ص۱۰۰)، و ابزارهاى نجومى ( عُرضى دمشقى، ص ۱۰۴) استفاده مىكردهاند. روغن ميوه ساج براى ماندگارىِ مشك بهكار مىرفتهاست، اما چون بر وزن مشك مىافزود، ظاهرآ متقلبان مشك را با آن مىآميختند ( انصارى شيرازى، ذيل واژه؛ عقيلى علوى خراسانى، همانجا). ازاينرو ابنجلجل (همانجا)، به نقل از بسيارى از بازرگانان ايرانى، آزمايشى را ذكر كردهاست كه با آن مشك خالص را از ناخالص تشخيص مىدادند. از اين نوشته ابنجلجل چنين دريافت مىشود كه بازرگانان ايرانى در تجارت روغن ساج و مشك دست داشتهاند. كاربردهاى دارويى ساج در برخى منابع پزشكى داروشناسى دوره اسلامى آمدهاست. ديوسكوريدس[۶] ، كه كتابش مهمترين منبع حكماى اسلامى بوده، از اين گياه سخن نگفتهاست ( ابنجلجل، همانجا، كه نام اين گياه را در ميان داروهايى آورده كه ديوسكوريدس ذكر نكردهاست)؛ بر اين اساس و نيز چون رويشگاه اين گياه شرق و جنوبشرقى آسيا بودهاست (دايماك و همكاران، ج ۳، ص ۶۱؛ قهرمان و اخوت، ج ۲، ص ۳۱۲)، برخى حكماى متقدم نامدار دوره اسلامى، مانند ابنسينا و رازى، به خواص دارويى ساج اشاره نكردهاند. البته حكماى سپسينى چون غَسّانى تركمانى، انصارى شيرازى، عقيلى علوى خراسانى و حكيم مؤمن به برخى كاربردهاى دارويى ساج پرداختهاند ( ادامه مقاله). به گواه آنان طبع ساج، سرد و خشك است. چوبش براى تقويت بينايى و ازبينبردن ورم پلك و ورمهاى صفراوى، عصاره چوبش براى كشتن و دفع كرمهاى دستگاه گوارش و تسكين تشنگى و درمان التهاب معده، و روغنش براى رفع خارش پوست و افزايش رشد مو بهكار مىرفتهاست ( غَسّانى، ص ۱۵۸؛ انصارى شيرازى، همانجا؛ حكيم مؤمن، ص ۱۴۳؛ عقيلى علوى خراسانى، همانجا؛ نيز دايماك و همكاران، ج ۳، ص ۶۲). در شعر فارسى بلندى و راستى قد ( فردوسى، ج ۷، ص ۳۴۴، بيت ۶۷۵، نيز ج ۸، ص ۲۱۱، بيت ۲۷۱۵) و سياهى مو (فرخى سيستانى، ص ۲۷۳، بيت ۲۷۳) به ساج تشبيه شدهاست. در ادبيات عربى، به استحكام و ماندگارى ساج اشاره شدهاست. ساج همچنين نام ديگر مرغ كنجدخوار ( قوام فاروقى، ج ۲، ص ۵۵۲؛ برهان، ذيل واژه)، نام ظرفى براى سرخكردن ماهى در گويش گيلكى (ستوده، ذيل واژه) و نوعى تابه نانپزى است (برهان، همانجا؛ وقايعنگار كردستانى، ص ۱۱۶).


منابع : ابنبيطار؛ ابنجُلجُل، مقالة لابن جلجل: يذكر فيها من الادوية ما قصر ديوسقوريدوس عن ذكره فى كتابه فى هيولى الطب، حققها و نقلها الى اللغة الالمانية و علق عليها آلبرت ديتريش، گوتينگن ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ ابوالفتوح رازى، روضالجِنان و روحالجَنان فى تفسير القرآن، چاپ محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ ۱۳۷۶ش؛ ابوريحان بيرونى، كتاب الصيدنة فى الطب، چاپ عباس زرياب، تهران ۱۳۷۰ش؛ علىبن حسين انصارى شيرازى، اختيارات بديعى، نسخه خطى موزه بريتانيا، ش ۳۴۹۹، نسخه عكسى كتابخانه بنياد دايرةالمعارف اسلامى؛ محمدحسينبن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معين، تهران ۱۳۶۱ش؛ محمدبن محمد بلعمى، تاريخ بلعمى : تكمله و ترجمه تاريخ طبرى، به تصحيح محمدتقى بهار، بهكوشش محمد پروين گنابادى، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدمؤمنبن محمدزمان حكيم مؤمن، تحفه حكيم مؤمن، چاپ سنگى تهران ۱۲۷۷، چاپ افست ۱۳۷۸؛ حمداللّهبن ابىبكر حمداللّه مستوفى، كتاب نزهتالقلوب، چاپ سنگى بمبئى ] ۱۳۱۱[؛ احمدبن داوود دينورى، كتاب النبات، قسم :۲ حروف س ـ ى، چاپ محمد حميداللّه، قاهره ۱۹۷۳؛ منوچهر ستوده، فرهنگ گيلكى، تهران ۱۳۳۲ش؛ محمدپادشاهبن غلام محيىالدين شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسى، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۳ش؛ مؤيدالدين عُرضى دمشقى، رسالة فى كيفية الارصاد، چاپ سويم تكلى، در


A raítirma: Dil ve Tarih-Co§grafya Fakültesi Felsefe A raítirmalari Enstitüsü dergisi, VIII (۱۹۷۰);


محمدحسينبن محمدهادى عقيلى علوى خراسانى، مخزن الادويه، كلكته ۱۸۴۴، چاپ افست تهران ۱۳۵۵ش؛ محمدبن عبداللّه عينالملك شيرازى، مجموعه الفاظ الادويه، ميزانالادويه، انيس المعالجين، چاپ سنگى ]لكهنو[: مطبع منشى نولكشور، ] ۱۳۳۲[، چاپ افست تهران : مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، ۱۳۸۲ش؛ يوسفبن عمر غَسّانى، كتاب المعتمد فى الادوية المفردة، چاپ محمود عمر دمياطى، چاپ افست تهران: مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، ۱۳۸۶ش؛ محمدبن جلالالدين غياثالدين رامپورى، غياثاللغات، چاپ منصور ثروت، تهران ۱۳۷۵ش؛ علىبن جولوغ فرخى سيستانى، ديوان، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۳۵ش؛ ابوالقاسم فردوسى، شاهنامه فردوسى، چاپ برتلس و ديگران، مسكو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱؛ ابراهيم قوام فاروقى، شرفنامه منيرى، يا، فرهنگ ابراهيمى، چاپ حكيمه دبيران، تهران ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶ش؛ احمد قهرمان و احمدرضا اخوت، تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى با نامهاى علمى، تهران ۱۳۸۳ش ـ؛ مجمل التواريخ و القصص، چاپ سيفالدين نجمآبادى و زيگفريد وبر، نكارهاوزن ۱۳۷۸ش؛ ناصرخسرو، سفرنامه حكيم ناصرخسرو قباديانى مروزى، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۳ش؛ علىاكبر وقايعنگار كردستانى، بدايعاللغه : فرهنگ كردى فارسى، چاپ محمد رئوف توكلى، ]تهران [۱۳۶۹ش؛


Charles James Bamber, Plants of the Punjab, Lahore ۱۹۱۶; William Dymock, C. J. H. Warden, and David Hooper, Pharmacographia Indica, London ۱۸۹۰-۱۸۹۳, repr. Karachi ۱۹۷۲.


 / سيدهسوده سيادتى /


۱. Labiatae ۲. Verbenaceae ۳. drupe ۴. Dymock ۵. Bamber ۶. Pedanius Dioscorides

نظر شما
مولفان
سیده سوده سیادتی ,
گروه
تاریخ علم ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده