سابوربن اردشیر

معرف

وزير آل‌بويه عراق در نيمه دوم سده چهارم.
متن

 سابوربن اردشير، وزير آل بويه عراق در نيمه دوم سده چهارم. او كه كنيه اش ابونصر و لقبش بهاءالدوله بود، در ۱۵ ذيقعده ۳۳۶ در شيراز به دنيا آمد (ابن خَلِّكان، ج ۲، ص ۳۵۴، ۳۵۶). سابور (شاپور) ازجمله كارگزاران ديوانى آل بويه* بود و براى نخستين بار، در دوره شرف الدوله ديلمى* (حك : ۳۷۲ـ۳۷۹) به وزارت رسيد (ابن جوزى، ج ۱۵، ص ۱۷۲). همچنين، او در ۳۸۰ پس از بركنارى ابومنصور صالحان از منصب وزارت، وزير بهاءالدوله ابونصر فيروز* (حك : ۳۷۹ـ۴۰۳) شد، اما گرداننده اصلى حكومت بهاءالدوله، ابوالحسن معلم بود (روذراورى، ص ۱۸۲؛ ابن اثير، ج ۹، ص ۷۷). به همين سبب، وزارت سابور بيش از يك سال دوام نياورد و در ۳۸۱، بهاءالدوله در اهواز او را از وزارت بركنار و ابوالقاسم عبدالعزيزبن يوسف را جايگزين وى كرد. علت عزل سابور علاوه بر اقدامات معلم، شورش سپاهيان ديلمى و ترك به سبب ديررسيدن حقوقشان بود. بنابراين، آنان خواهان بركنارى كارگزارانى چون سابور و معلم شده بودند. بهاءالدوله نيز براى آرام كردن اوضاع، سابور را بركنار كرد (روذراورى، ص ۱۸۷؛ سبط ابن جوزى، ص ۲۴۲). پس از آن، معلم همچنان زمام امور را در دست داشت. به همين سبب، سابور از ترس وى به بَطيحه* رفت و مدتى در آنجا بود تا اينكه در ۳۸۲، بهاءالدوله وزيرش، ابوالقاسم على بن احمد اَبَرقوهى، را بركنار كرد و سابور را به همراه ابومنصور صالحان به وزارت خود برگزيد؛ اما در شعبان همان سال، هر دو را عزل كرد. بااين حال، از آن پس، به تناوب نام يكى از آنان در نامه ها به عنوان وزير ذكر مى شد (روذراورى، ص ۲۴۶؛ ابن جوزى، ج ۱۴، ص ۳۶۲ـ۳۶۳). به احتمال زياد، سابور در ۳۸۳ وزارت را عهده دار بوده است، چون در جمادى الآخره اين سال سپاهيان ديلمى بار ديگر، به سبب به تعويق افتادن حقوقشان شورش كردند و حتى از برگزارى نماز در مسجدجامع رُصافه ممانعت كردند. در پى آن، بغداد دستخوش فساد و قحطى شد و ديلميان خانه سابور، در باب خراسانِ بغداد، را غارت كردند. بهاءالدوله از سابور و ابوالفرج محمدبن على خازن، مسئول خزانه و دارالضرب، خواست كه تسليم شوند، اما سابور متوارى و مخفى شد. سرانجام، بهاءالدوله با وعده پرداخت حقوق شورش ديلميان را خواباند و پس از انصراف ابومنصور صالحان، وزارت را به ابوالقاسم على بن احمد ابرقوهى سپرد (روذراورى، ص ۲۵۰ـ۲۵۱؛ ابن جوزى، ج ۱۴، ص ۳۶۶؛ يوزبكى، ص ۲۵۹). پس از بهبود اوضاع و آرام شدن ديلميان، سابور بار ديگر به وزارت رسيد و ديلميان به وى روى خوش نشان دادند (روذراورى، ص ۲۵۲؛ ابن اثير، ج ۹، ص ۱۰۰). در اواخر ۳۸۳، بهاءالدوله كه خزانه اش خالى شده و به شدت با مشكل مالى مواجه بود، سابور را نزد مهذّب الدوله*، امير بطيحه، فرستاد تا با سپردن وثيقه از او وام بگيرد. سابور اين مأموريت را به خوبى انجام داد (روذراورى، ص ۲۵۴؛ ابن اثير، ج ۹، ص ۹۷). از سرنوشت وزارت سابور در اين هنگام اطلاعى در دست نيست، جز اينكه عظيمى (ص ۳۱۴) از رفتن سابور به بطيحه در ۳۸۴ سخن گفته است، كه احتمالا نشانه بركنارى وى از وزارت باشد. احتمالا، او تا ۳۸۶، كه بار ديگر به وزارت برگزيده شد، در بطيحه نزد مهذّب الدوله به سر مى برده است؛ چون در آن سال، بهاءالدوله دو تن از كارگزاران ديوانى خود، ابوعبداللّه عارض و ابونصر فاضل، را براى بازگرداندن سابور به وزارت به بطيحه فرستاد. سابور نيز به رغم مخالفت برخى كارگزاران دولتى، وزارت را پذيرفت و جانشين ابوالقاسم على بن احمد ابرقوهى شد (روذراورى، ص ۲۷۴ـ۲۷۶). هرچند سابور اين بار با تقسيم اموال بين سپاهيان و فرماندهان نظامى در پى دلجويى از آنها برآمد، وزارتش بيش از دو ماه دوام نياورد و بركنار شد (همان، ص ۲۷۴؛ قس د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه، كه به اشتباه و بدون استناد، وزارت وى در اين مقطع را بيش از سه سال ذكر كرده است). پس از اين، در منابع از سابور ذكرى به ميان نيامده است تا گزارش حوادث سالهاى ۳۹۱ و ۳۹۲ (← صابى، ص ۳۹۹ـ ۴۱۳؛ قس د.اسلام، چاپ اول، ذيل مادّه، كه بدون ذكر منبع اشاره كرده سابور در ۳۹۰ به وزارت رسيده است)، كه در آنها از فعاليتهاى ديوانى سابور سخن گفته شده است؛ ازجمله اينكه در ۳۹۱، سپاهيان ترك خانه وى را محاصره كردند و در پى آن، سابور مجبور شد به بطيحه برود (صابى، ص ۳۸۷، ۴۱۳؛ قس عظيمى، ص :۳۱۶ سال ۳۹۲). به نظر مى رسد كه وى همچنان در دوره بهاءالدوله در مصدر امور ديوانى قرار داشته، هرچند در منابع در اين زمينه مطلب روشنى ذكر نشده است. سابور در ۳۸۳ خانه اى در منطقه بين السورين در محله كَرخ بغداد خريد. سپس آن را بازسازى كرد و دارالعلم ناميد و وقف علما كرد. همچنين، كتابخانه اى با بيش از ده هزار جلد كتاب براى دارالعلم ايجاد كرد. سابور موقوفاتى نيز براى دارالعلم خود درنظر گرفته بود (ابن جوزى، ج ۱۴، ص ۳۶۶؛ ابن اثير، ج ۹، ص ۱۰۱؛ ذهبى، ج ۲، ص ۱۶۲؛ قس ابن جوزى، ج ۱۵، ص ۱۷۲؛ ابن اثير، ج ۹، ص ۳۵۰، كه سال تأسيس دارالعلم را ۳۸۱ ذكر كرده اند). به گفته ابن كثير (ج ۱۵، ص ۴۴۷)، دارالعلم سابور نخستين مدرسه اى بوده كه وقف علما شده است. ابوالعلاء مَعَرّى*، شاعر مشهور، نيز در قصيده اى معروف، به دارالعلم سابور و اهميت آن اشاره كرده است (← ابن خلّكان، ج ۲، ص ۳۵۶). سابور اداره امور دارالعلم را به عهده ابوالحسين محمدبن حسين بن ابى شَيبَه، ابوعبداللّه محمدبن احمد حسنى و قاضى ابوعبداللّه حسين بن هارون ضَبّى گذاشت و شيخ ابوبكر محمدبن موسى خوارزمى را نيز مأمور تدريس در آنجا كرد (ابن جوزى، ج ۱۴، ص ۳۶۶). ابومنصور خازن، از فقهاى شيعه، نيز كتابدار دارالعلم سابور بوده است. پس از درگذشت سابور نيز، شريف مرتضى علم الهدى اين كتابخانه را اداره مى كرد (ياقوت حَمَوى، ج ۵، ص ۲۳۷۶ـ۲۳۷۷). سابور در ۴۱۶ در بغداد درگذشت (ابن جوزى، ج ۱۵، ص ۱۷۲؛ ابن اثير، همانجا). بااين حال، دارالعلم و كتابخانه وى تا ۴۵۱ برپا بود، اما در اين سال، در هنگام حضور طغرل بيگ* سلجوقى (حك : ۴۲۹ـ۴۵۵) در بغداد (براى سركوب شورش بَساسيرى*)، كتابخانه سابور آتش گرفت و بيشتر كتابهاى آن سوخت. بخشى از كتابهاى باقى مانده را نيز عميدالملك كُندرى* (وزير طغرل بيگ) در اختيار گرفت (ابن جوزى، ج ۱۶، ص ۴۸؛ بُندارى، ص۲۰؛ قس ابن اثير، همانجا: در سال ۴۵۰). ابونصر سابور در منابع، دبيرى چيره دست و وزيرى باتدبير، امانتدار، خيّر و درستكار معرفى شده است. او فردى علم دوست و فرهنگى، و حامى شعرا و دانشمندان بود و خانه اش محل تجمع شاعران و اديبان بود (← ابن جوزى، ج ۱۵، ص ۱۷۲؛ ابن اثير، همانجا؛ ابن خلّكان، ج ۲، ص ۳۵۴ـ۳۵۵، ج ۳، ص ۱۹۹). ثَعالبى (ج ۳، ص ۱۴۵ـ۱۵۳) پانزده قصيده از پانزده شاعر معروف عراق را در مدح سابور و ستايش از دوران وزارت وى ذكر كرده است. بين سابور و ابواسحاق صابى (كاتب مشهور آل بويه، از خاندان صابى*) دوستى برقرار بود (← ياقوت حموى، ج ۱، ص ۱۴۹، ۱۵۳؛ ابن خلّكان، ج ۲، ص ۳۵۵).

 منابع : ابن اثير؛ ابن جوزى؛ ابن خلِّكان؛ ابن كثير، البداية و النهاية، چاپ عبداللّه بن عبدالمحسن تركى، جيزه، مصر ۱۴۱۷ـ۱۴۲۰/۱۹۹۷ـ۱۹۹۹؛ فتح بن على بُندارى، تاريخ دولة آل سلجوق ]زبدة النُصرة و نخبة العُصرة[، بيروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛ عبدالملك بن محمد ثعالبى، يتيمة الدهر، چاپ مفيد محمد قميحه، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن احمد ذهبى، العبر فى خبر من غَبَر، چاپ محمدسعيدبن بسيونى زغلول، بيروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛ محمدبن حسين روذراورى، ذيل كتاب تجارب الامم، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد ]بى تا.[؛ سبط ابن جوزى، مرآة الزمان فى تاريخ الاعيان: الحقبة ۳۴۵ـ۴۴۷ه ، چاپ جنان جليل محمد هموندى، بغداد۱۹۹۰؛ هلال بن مُحَسِّن صابى، الجزء الثامن من تاريخ ابى الحسين هلال بن المُحَسِّن بن ابراهيم الصابى الكاتب، در محمدبن حسين روذراورى، همان منبع؛ محمدبن على عظيمى، تاريخ حلب، چاپ ابراهيم زعرور، دمشق ۱۹۸۴؛ ياقوت بن عبداللّه ياقوت حَمَوى، معجم الادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ۱۹۹۳؛ توفيق سلطان يوزبكى، الوزارة نشأتها و تطورها فى الدولة العباسية : ۱۳۲ـ۴۴۷ه ، بغداد ۱۹۷۰؛

EI۱, s.v. "S¦ abu¦ r b. Arda_sh_¦ âr"( by K. V. Zetterstéen); EI۲, s.v. "S¦ abu¦ r b. Arda_sh_¦ âr" (by C. E. Bosworth).

/ مجتبى خليفه /

نظر شما
مولفان
گروه
تاریخ ایران و اسلام ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده