السابقون

معرف

تعبيرى قرآنى به معناى پيشگامان در انجام‌دادن كارهاى خير و طاعت الهى.
متن

 

 السابقون، تعبيرى قرآنى به معناى پيشگامان در انجام دادن كارهاى خير و طاعت الهى. سابقون صيغه جمع مذكر و اسم فاعل است از مصدر سَبْق به معناى پيشى گرفتن ( ازهرى؛ ابن منظور، ذيل «سبق»). سَبق در مقابل لُحوق در اصل ريشه به معناى پيش افتادن در راه است و در معناى مجازى درباره هر پيشى گرفتن و تقدم يافتنى نيز به كار مى رود، مانند تعبير «ما سَبَقونا اِليه» (در پذيرش اسلام بر ما پيشى نمى گرفتند) در آيه ۱۱ سوره احقاف. همچنين در معناى استعارى و براى اشاره به كسب فضائل و برترى بر ديگران به كار رفته است، مانند عبارت «و السابقون السابقون» در آيه ۱۰ سوره واقعه ( خليل بن احمد؛ راغب اصفهانى؛ ابن منظور، ذيل «سبق»؛ نيز مصطفوى، ذيل «سبق»). اِستباق از همين ريشه و به معناى مسابقه دادن و پيشى گرفتن بر يكديگر است، مانند «انّا ذهبنا نَسْتَبقُ» (ما براى مسابقه دادن رفتيم؛ يوسف: ۱۷؛ راغب اصفهانى، همانجا). از ۳۷ مرتبه اى كه سَبق و مشتقات آن در قرآن كريم آمده ( محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «سبق»)، هشت مورد آن به صورت اسم فاعل «سابق» است و در همه اين موارد معناى پيشى گرفتن وجود دارد. از اين هشت مورد، دو آيه به مسلمانان براى پيشى گرفتن بر هم در خيرات توصيه مى كند ( بقره: ۱۴۸؛ مائده: ۴۸)، يك آيه انسانها را به پيشى گرفتن بر هم براى كسب بخشايش پروردگار و رسيدن به بهشت فرامى خواند (حديد: ۲۱) و پنج آيه ديگر درباره اوصاف برخى از «سابقون» است، يعنى كسانى كه در ايمان آوردن مقدّم بودند (حشر: ۱۰)، نخستين مسلمانان از مهاجران و انصار (توبه: ۱۰۰)، وارثان كتابهاى آسمانى (فاطر: ۳۲) و بعضى از مؤمنان و مقرّبان (مؤمنون : ۵۷ـ۶۱؛ واقعه: ۱۰). بنابراين، واژه سابقون در قرآن به طور كلى براى وصف كسانى به كار رفته است كه در نيكيها (خيرات) جلودارند، به ويژه در ايمان آوردن يا در عمل كردن به دستورهاى كتب آسمانى. براساس آيه هاى قرآن، ويژگيهاى سابقون با ويژگيهاى مؤمنان حقيقى يكسان است؛ مثلا مطابق آيه هاى ۵۷ـ۶۱ سوره مؤمنون، آنها كه در كارهاى نيك شتاب مى كنند و در آن بر ديگران سبقت مى گيرند، كسانى اند كه از خوف پروردگارشان به نشانه هاى او ايمان دارند، به او شرك نمى ورزند، از آنچه خدا به ايشان داده است انفاق مى كنند و دلهايشان ترسان است كه بايد نزد پروردگارشان بازگردند. درباره معناى سابقون در آيه ۱۰ سوره واقعه بحثهاى فراوان درگرفته است. در اين آيه، سابقون در دسته بندى سه گانه انسانها همراه با «اصحاب ميمنه» و «اصحاب مشئمه» ( واقعه*، سوره) به صورت «والسابقون السابقون» آمده است. به نظر بعضى از مفسران، مراد از اين دو واژه يكى نيست؛ اين دو كلمه مبتدا و خبرند، يعنى سبقت گيرندگان به كارهاى نيك به سوى مغفرت و بهشت خدايشان سبقت مى گيرند ( سمرقندى؛ زمخشرى؛ فخررازى؛ طباطبائى، ذيل آيات). برخى مفسران اين وجه را نيز جايز دانسته اند كه السابقون دوم تأكيد اولى و جمله «اولئك المقربون» خبر آن باشد ( طبرِسى؛ ابوحيّان غرناطى؛ طباطبائى، ذيل آيات)، كه در اين صورت معناى عبارت چنين خواهد بود: سابقون به درجه اى از برترى و فضيلت رسيده اند كه گويا مقام آنها به وصف در نمى آيد و بر همين اساس، تعبيرى كه درباره ايشان به كار رفته از تعبير مربوط به اصحاب ميمنه، كه با «ما»ى تعجب در «ما أصحاب الميمنة» (واقعه: ۸)، آمده، برتر است ( ابن عاشور؛ سيدقطب، ذيل واقعه: ۸). افزون بر اين، مسلّم است كه در اين آيه السابقون جايگاه و منزلتى والاتر از اصحاب ميمنه و اصحاب مشئمه دارند. در آيات بعدى (واقعه: ۱۲ـ ۲۶) جايگاه اين افراد در بهشت وصف شده و گفته شده است گروهى از آنها از پيشينيان اند و شمارى اندك از پسينيان. بيشتر مفسران پيشينيان (الاولين) را به امتهاى پيش از اسلام و متأخران را به مسلمانان معنا كرده اند ( مقاتل بن سليمان؛ طبرى؛ زمخشرى؛ طبرسى؛ بيضاوى؛ آلوسى؛ طباطبائى، ذيل آيات)، اما بنابر يك روايت، وقتى آيه هاى ۱۳ و ۱۴ سوره واقعه نازل شد بر مسلمانان گران آمد كه سابقون از امتهاى پيشين بسيار باشند و از امت اسلام اندك. پس آيه ۳۹ و ۴۰ نازل شد (گروهى از پيشينيان و گروهى از پسينيان) و پيامبر صلى اللّه عليه وآله وسلم به صحابه فرمود شما دوسوم، بلكه نيمى از بهشتيان را تشكيل مى دهيد و در نيم ديگر نيز با پيشينيان شريك خواهيد بود ( احمدبن حنبل، ج ۲، ص ۳۹۱؛ ابن ابى حاتِم، ج۱۰، ص۳۳۳۰). برخى گفته اند شايد مراد از پيشينيان، مردم صدر اسلام و مراد از پسينيان، مسلمانان دوره هاى بعدى باشد ( طبرسى؛ قرطبى، ذيل واقعه : ۳۹ـ۴۰). زمخشرى (ذيل واقعه: ۳۹ـ۴۰) روايت پيشگفته را نپذيرفته و آن را به دو دليل نادرست شمرده است؛ نخست اينكه آيه هاى ۱۳ و ۱۴ درباره السابقون است، اما آيه هاى ۳۹ و ۴۰ درباره اصحاب يمين؛ و ديگر اينكه در گزاره هاى خبرى نسخ روى نمى دهد (نيز فخررازى؛ طباطبائى، ذيل آيات). آلوسى (ذيل آيات) در پاسخ به زمخشرى گفته است شايد وقتى صحابه آيه اول را شنيدند گمان كردند شمار اصحاب يمين در امت اسلام اندك است، پس آيه دوم نازل شد تا نگرانى آنها برطرف شود و اين مورد از موارد نسخ گزاره خبرى نيست. ظاهرآ فخررازى اين اشكال را به بهترين وجه رفع كرده است. به نظر او (ذيل واقعه: ۱۰ـ۱۱)، هرچند سابقون در ميان امت اسلام اندك اند و در ميان امتهاى پيشين زياد، خداوند بر امت اسلام رحمتى نازل كرده و چيزهايى را بر آنان بخشيده كه بر ديگران نبخشيده است و به پيامبر آنها مقام شفاعت داده است كه در نتيجه آن شمار بيشترى از مسلمانان كه از اصحاب يمين اند، نجات خواهند يافت (براى ديگر وجوه جمع اين تعارض بيضاوى؛ آلوسى؛ ابن عاشور، ذيل واقعه: ۱۰ـ۱۱). يكى ديگر از موارد بحث انگيز، به كار رفتن تعبير «السابقون الاوّلون» (توبه: ۱۰۰) درباره نخستين پيشگامان از مهاجران و انصار است. در اين آيه، خداوند به آنها و كسانى كه از ايشان به نيكى پيروى كنند (التابعين لهم باِحسانِ)، خشنودى خود و بهشت و رضايت آنها از خود را وعده داده است. درباره اينكه نخستين سابقون چه كسانى اند، آراى گوناگونى بيان شده است : كسانى كه به دو قبله نماز خواندند، مسلمانانى كه در جنگ بدر حضور داشتند، كسانى كه در بيعت رضوان* حضور داشتند، كسانى كه پيش از هجرت اسلام آوردند و پيش از بدر مهاجرت كردند، آنان كه به شهادت بر ديگران پيشى گرفتند و كسانى كه در هجرت به حبشه يا مدينه پيشگام بودند ( طبرى؛ ماوردى؛ طوسى، التبيان؛ طبرسى؛ ابوحيّان غرناطى؛ طباطبائى، ذيل توبه: ۱۰۰). به نظر مى رسد، در آياتى مانند آيه ۱۰ سوره حديد كه در آن كسانى كه پيش از فتح (مكه يا حديبيه) در راه اسلام انفاق كردند و جنگيدند برتر از كسانى دانسته شده اند كه پس از آن انفاق و كارزار كردند، به نوعى بعضى از مصاديق «السابقون الاوّلون» بيان شده است (درباره فتح طبرى؛ طبرسى، ذيل آيه). سيدقطب (ذيل توبه: ۱۰۰) سابقون را كسانى مى داند كه پيش از غزوه بدر هجرت كردند و «الذين اتَّبَعوهُم باحسان» را كسانى مى داند كه تا غزوه تبوك ايمان آوردند و از شيوه مسلمانان پيشين پيروى كردند و در راه ايمان سختى بسيار كشيدند (نيز طباطبائى، ذيل توبه: ۱۰۰). بااين همه، آيه عام است و پيشى جستن و درپى آمدن از امور نسبى اند و سابقون مشتمل بر همه كسانى خواهد بود كه از آغاز اسلام تا قيامت در ايمان آوردن بر ديگران سبقت بگيرند (همانجا). «سابقه» در اسلام ويژگى بسيار مهمى بوده و حتى در مجادلات كلامى پس از وفات پيامبر اكرم در موضوع خلافت، به آن استناد مى شده است ( >دايرة المعارف قرآن<[۱] ، ذيل «سابقه»). براساس تفاسير، سابقون در كارهاى خير پيشگام اند، مانند ايمان و اسلام آوردن، اطاعت از خدا و انجام دادن كارهايى كه خدا به آن دعوت كرده و رضاى الهى در آن است، تصديق انبيا و پيروى كردن از آنان، يارى كردن پيامبر اكرم، جهاد، انجام دادن كارهاى خير، برپاداشتن نمازهاى پنج گانه، توبه، صدقه و انفاق اموال، فضائل اخلاقى و صفات پسنديده و رفتن به مسجد ( طبرى؛ ثعلبى؛ سورآبادى؛ ميبدى؛ طبرسى؛ قرطبى، ذيل واقعه : ۱۰). توكل كردن به خداوند، مداومت داشتن در عمل خير، خالى شدن از صفات نفسانى، انس با قرآن، بهتر بودن باطن آنها از ظاهرشان، برپا داشتن نوافل و مستحبات در كنار عمل به واجبات، داشتن اخلاص در كارها، الگوى ديگران بودن، دارا بودن بلندمرتبه ترين درجات اهل سعادت، رسيدن به مقام قرب الهى، متنعم شدن از انواع نعمتهاى بهشتى، نوشيدن از تسنيم كه گواراترين شراب بهشتيان است، ورود به بهشت بدون حساب و داشتن مقام شفاعت، از ديگر اوصاف سابقون در قرآن و تفاسير است ( قمى، ذيل واقعه: ۱۰؛ سمرقندى، ذيل فاطر: ۳۲؛ ثعلبى؛ زمخشرى؛ طبرسى، ذيل واقعه: ۱۰؛ آلوسى، ذيل فاطر: ۳۲). در منابع حديثى شيعه آمده است كه سابقون پيامبران و اولياى خدا هستند و خداوند پنج روح در آنها قرار داده است : روح القُدُس كه با آن اشيا را مى شناسند؛ روح ايمان كه با آن از خدا خوف دارند؛ روح قوّت كه آنها را به اطاعت از خدا قادر مى سازد؛ روح خواستن (شهوت) كه با آن خواستار اطاعت از خدا و بيزار از عصيان او مى شوند و روحى كه با آن در ميان مردم رفت وآمد مى كنند ( صفّارقمى، ص ۴۶۶؛ كلينى، ج ۱، ص ۲۷۱ـ۲۷۲). در احاديث ديگرى، به مصاديق السابقون به طور خاص اشاره شده است. در روايتى از ابن عباس كه در آن از پيامبر اكرم راجع به معناى «السابقون السابقون» پرسيده، آن حضرت فرموده است كه به گفته جبرئيل، آنها على عليه السلام و شيعيان اويند كه در رفتن به بهشت برهم سبقت مى گيرند ( مفيد، ص ۲۹۸؛ طوسى، الامالى، ص ۷۲؛ حسكانى، ج ۲، ص ۲۹۵). ابن مَردويه (ص۳۳۰) در تفسير آيه ۱۰ سوره واقعه از ابن عباس نقل مى كند كه آيه «السابقون السابقون» درباره حِزقيل*[۲] ، از انبياى بنى اسرائيل، و حبيب نجار* و على بن ابى طالب نازل شده است كه هريك در ميان امت خويش پيشگام بودند و على عليه السلام افضل آنها بود (نيز سُيوطى؛ شَوكانى؛ آلوسى، ذيل آيه). در احاديث شيعه افزون بر انبيا و امام على و حسن و حسين عليهم السلام، خديجه، سميه، عمار ياسر، سلمان فارسى، مقداد، ابوذر و بلال و بعضى از اصحاب ائمه عليهم السلام همچون زرارة بن اَعيَن*، ابوبصير* مرادى، محمدبن مسلم و بريدبن معاويه عِجلى* از سابقون دانسته شده اند ( طبرسى، ذيل فاطر: ۳۲؛ حُوَيزى، ذيل توبه: ۱۰۰، واقعه: ۱۰). در روايتى نيز به نقل از محمدبن سِنان* از داوودبن كثير رَقّى* از امام صادق عليه السلام آمده است كه ايشان واژه سابقون در آيه ۱۰ سوره واقعه را ناظر به آغاز خلقتِ آفريدگان و اخذ ميثاق از آنان تفسير كرده و گفته است نخست، پيامبر اكرم و ائمه عليهم السلام و سپس شيعيان آنها در آتشى مهيّا شده براى آزمايش بندگى خدا وارد شدند و ازاين رو، آنها سابقون اند ( نعمانى، ص ۹۱؛ حلّى، ص ۱۷۵ـ۱۷۶؛ نيز ذرّ، عالم*). مك اوئن[۳] در گزارش اخبار متضمن سبقت پيامبر و على و فاطمه در اقرار بر يكتايى خدا در پاسخ «اَلَسْتُ بربّكم»، موضوع خلقت از نور عظمت را كه در پاره اى از احاديث آمده است مطرح كرده و از قرابت آن با اصطلاح «نورمحمدى» كه بعدها در منابع عرفانى به كاررفته، سخن گفته است (در اين باره بدءالخلق*؛ حقيقت محمديه*). همچنين توضيح داده است كه در ماجراى ادعاى على محمد باب* و پيوستن نخستين باورمندان به او با عنوان حروف حى*، لقب سابقون، با اقتباس از اين تعبير قرآنى، از سوى باب به آنان داده شد ( د. اسلام، چاپ دوم، ذيل واژه).

منابع : علاوه بر قرآن؛ محمودبن عبداللّه آلوسى، روح المعانى، بيروت : دار احياء التراث العربى، ]بى تا.[؛ ابن ابى حاتِم، تفسير القرآن العظيم، چاپ اسعد محمد طيّب، صيدا ۱۴۱۹/۱۹۹۹؛ ابن عاشور (محمدطاهربن محمد)، تفسير التحرير و التنوير، تونس ۱۹۹۷؛ ابن مَردويه، مناقب على بن ابى طالب، چاپ عبدالرزاق محمدحسين حرزالدين، قم ۱۳۸۰ش؛ ابن منظور؛ ابوحيّان غرناطى، تفسير البحر المحيط، چاپ عادل احمد عبدالموجود و ديگران، بيروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱؛ احمدبن حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بيروت: دارصادر، ]بى تا.[؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذيب اللغة، ج ۸، چاپ عبدالعظيم محمود، قاهره ]بى تا.[؛ عبداللّه بن عمر بيضاوى، انوار التنزيل و اسرار التأويل، المعروف بتفسير البيضاوى، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بيروت ]بى تا.[؛ احمدبن محمد ثعلبى، الكشف و البيان، المعروف تفسير الثعلبى، چاپ على عاشور، بيروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲؛ عبيداللّه بن عبداللّه حسكانى، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ۱۴۱۱/ ۱۹۹۰؛ حسن بن سليمان حلّى، مختصر بصائر الدرجات، نجف ۱۳۷۰/ ۱۹۵۰؛ عبدعلى بن جمعه حُوَيزى، تفسير نور الثقلين، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ۱۳۷۰ش؛ خليل بن احمد، كتاب العين، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰؛ حسين بن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، چاپ محمد سيدكيلانى، تهران ?]۱۳۳۲ش[؛ زمخشرى؛ نصربن محمد سمرقندى، تفسير السمرقندى، چاپ محمود مطرجى، بيروت ]بى تا.[؛ عتيق بن محمد سورآبادى، تفسير سورآبادى: تفسيرالتفاسير، چاپ على اكبر سعيدى سيرجانى، تهران ۱۳۸۱ش؛ سيدقطب، فى ظلال القرآن، بيروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷؛ سُيوطى؛ محمد شَوكانى، فتح القدير: الجامع بين فنى الرواية و الدراية من علم التفسير، چاپ سيدبن ابراهيم، قاهره ۲۰۰۷؛ محمدبن حسن صفّارقمى، بصائر الدرجات الكبرى فى فضائل آل محمد (ع)، چاپ محسن كوچه باغى تبريزى، تهران ۱۳۶۲ش؛ طباطبائى؛ طبرِسى؛ طبرى، جامع؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ۱۴۱۴؛ همو، التبيان فى تفسيرالقرآن، چاپ احمد حبيب قصيرعاملى، بيروت ]بى تا.[؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسيرالكبير، او، مفاتيح الغيب، بيروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير القمى، چاپ طيب موسوى جزائرى، قم ۱۴۰۴؛ كلينى (بيروت)؛ على بن محمد ماوردى، النكت والعيون: تفسير الماوردى، چاپ عبدالمقصودبن عبدالرحيم، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ محمدفؤاد عبدالباقى، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، قاهره ۱۳۶۴؛ حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، تهران ۱۳۶۰ـ۱۳۷۱ش؛ محمدبن محمد مفيد، الامالى، چاپ حسين استادولى و على اكبر غفارى، بيروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳؛ مقاتل بن سليمان، تفسير مقاتل بن سليمان، چاپ احمد فريد، بيروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳؛ احمدبن محمد ميبدى، كشف الاسرار و عدة الابرار، چاپ على اصغر حكمت، تهران ۱۳۶۱ش؛ ابن ابى زينب نعمانى، الغيبة، چاپ فارس حسون كريم، قم ۱۴۲۲؛

 

EI۲, s.v. "Al-S¦abi¤ku¦ n" (by D. Maceoin); The Qur’an: an encyclopedia, ed. Oliver Leaman, London: Routledge, ۲۰۰۶, s.v. "Sabiqa" (by Asma Afsaruddin).

/ ثريا قطبى /

۱. The Qur’an: an encyclopedia ۲. Ezekiel ۳. Maceoin

 

نظر شما
مولفان
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده