زیر افکند

معرف

از الحان منسوب به موسيقى ساسانى، نام يكى از پرده (مقام)هاى دوازده‌گانه در موسيقى قديم حوزه ايرانى ـ عربى ـ تركى، و نام گوشه‌اى در دستگاه ماهور.
متن

زيرافكند (زيرافكن/ زيرافگند)، از الحان منسوب به موسيقى ساسانى، نام يكى از پرده (مقام)هاى دوازدهگانه در موسيقى قديم حوزه ايرانى ـ عربى ـ تركى، و نام گوشهاى در دستگاه ماهور. در فهرست الحان منسوب به دوره ساسانى، نام زيرافكن/ زيرافكند ديده مىشود (← سپنتا، ص ۱۴؛ مشحون، ج ۱، ص ۶۳). در دوره اسلامى، قابوسنامه (تأليفشده در قرن پنجم) از كهنترين منابعى است كه در آن نام زيرافگند بهعنوان يكى از ده پرده موسيقى آمدهاست (← عنصرالمعالى، ص ۱۹۶). نظامى (ص ۳۷۷) زيرافكن را يكى از الحان منسوب به باربد* ذكر كردهاست؛ گرچه ممكن است اين انتساب چندان مستند نباشد، دستكم مىتوان گفت واژه زيرافكن بهعنوان نام يك لحن نزد نظامى شناخته شده بودهاست. محمدبن محمود نيشابورى در قرن ششم (ص ۶۲ـ۶۳) «زيرافگنده بزرگ» را همان «سازگارى» دانسته كه برگرفته از بخش زيرِ شعبه «سپهرى» است و سپهرى خود از شعبههاى پرده راست و نيز مخالف راست است و تأكيد شده كه زيرافگنده بزرگ در شمار هيچيك از پردههاى دوازدهگانه يا شعبات ششگانه نيست. او همچنين در ادامه، زيرافگند را برگرفته از تيزى (بخش زير) پرده مخالف راست دانستهاست. علاءمنجم در رساله اشجار و اثمار (تأليفشده در اواخر قرن هفتم) «زيرافكند خُرد» را جزو هفت پرده اصلى و «زيرافگند بزرگ» را جزو هفت پرده فرعى (زايده پرده نگارين) ذكر كردهاست (← همان، مقدمه پورجوادى، ص ۴۹ـ۵۰). بهنظر مىرسد «زير خرد» و «زير بزرگان» در مصرع «كان زير خرد و زير بزرگانم آرزوست»، در غزلى منسوب به مولوى (ص ۱۳۹)، اشارهاى است به زيرافكند كوچك و زيرافكند بزرگ. صفىالدين اُرموى در الرسالة الشرفية (ص ۷۲ـ۷۳)، «جنس مفرد اصغر» را، كه يك ذىالخمس (با ابعاد كلويكنهم، كلويكهشتم، كلويكسىوپنجم، كلويكدوازدهم، و كلويكسيزدهم) است، به قول اهل عمل موسيقى، «زيرافكند كوچك» خوانده و گفتهاست اگر بُعدى با نسبت يكويكچهارم (كه مجموع دو بُعد كلويكنهم و كلويكهشتم است) هم از آن كاسته شود نام آن تغييرى نخواهد كرد. بهاينترتيب مىتوان گفت ذىالخمسى با ابعاد («جـ»، «جـ»، «ب»، «ط»، «ط») و نيز جنسى با ابعاد («جـ»، «جـ»، «ب») به نظر صفىالدين هر دو زيرافكند كوچك بهشمار مىروند. اين نكته در فهرست نام اجناس دهگانه صفىالدين ارموى نيز ديده مىشود كه جنسى با ابعاد («جـ»، «جـ»، «ب») زيرافكند ناميده شدهاست (← همان، ص ۱۳۵). در نظام صفىالدين ارموى، زيرافكند دايره پنجاهونهم از ادوار هشتادوچهارگانه و يكى از دوازده دور اصلى است كه نغمههاى آن بهاينترتيب است: «ا»، «جـ»، «هـ»، «ح»، «ى»، «يب»، «يجـ»، «يو»، «يح» (با ابعاد: «جـ»، «جـ»، «ط»، «جـ»، «جـ»، «ب»، «ط»، «جـ»؛ ← ۱۳۸۰ش، ص ۳۳، ۴۳، ۶۴). صفىالدين ارموى (۱۳۸۰ش، ص ۴۳) دور بزرگ را نيز جزو ادوار دوازدهگانه اصلى معرفى كردهاست. محتمل است زيرافكند در اينجا همان زيرافكند كوچك و بزرگ همان زيرافكند بزرگ باشد. عبدالقادر مراغى كه بسيار به نظام صفىالدين وفادار است و معمولا دور موردنظر را زيرافكند (نه كوچك) خوانده (براى نمونه ← ص ۹۹، ۱۲۶، ۱۲۸، ۱۴۲)، در يكى از دستنوشتههاى خود به هنگام ذكر فهرست نام مقامهاى دوازدهگانه، بهجاى زيرافكند لفظ «كوچك» را آوردهاست (← ص ۱۶۱، يادداشت ۱). ميان نغمههاى دور زيرافكند و دور بزرگ در روايت صفىالدين ارموى ارتباطى ديده مىشود، بهاينترتيب كه ابعاد ميان نغمههاى دور بزرگ («ا»، «د»، «و»، «ح» يا «يجـ»، «يه»، «يز»، «يح») چنين است: «جـ»، «ط»، «جـ»، «جـ»، «ب»، «ط»، «جـ»، «جـ» (← ۱۳۸۰ش، ص ۶۵). حال اگر اين دور را از نغمه هفتم آن آغاز كنيم، دور ديگرى (با اين ابعاد: «جـ»، «جـ»، «ط»، «جـ»، «جـ»، «ب»، «ط»، «جـ») بهدست مىآيد كه همان ابعاد دور زيرافكند است. همچنين اگر دورى را از نغمه دوم زيرافكند آغاز كنيم، همان دور بزرگ بهدست مىآيد. در رساله موسيقى بنايى هروى (تأليفشده در ۸۸۸؛ ص ۳۴) ذىالخمس يازدهم با ابعاد «جـ»، «جـ»، «ب»، «ط»، «جـ»، زيرافكند بزرگ خوانده شدهاست. زيرافكند به گفته صفىالدين ارموى (۱۳۸۰ش، ص ۸۴) «حزن و فتور» در خاطر شنونده پديد مىآوردهاست. اين نكته در رساله موسيقى كنزالتحف (تأليفشده در اواسط قرن هشتم) نيز ديده مىشود كه زيرافكند در آن «شدّ الحزن» يا مقام اندوه خوانده شدهاست (← حسن كاشى، ص ۱۲۴). نجمالدين كوكبى بخارايى در سده دهم (ص ۶۴) بهترين هنگام خواندن و نواختن زيرافكند را وقت «نماز خفتن» دانستهاست. نامهاى ادوار دوازدهگانه دوره صفوى همان نامهاى ادوار صفىالدين ارموى است، اما بهجاى زيرافكند نام كوچك ديده مىشود (ميثمى، ص ۲۰۱ـ۲۰۲). كوكبى بخارايى (ص ۴۹) تصريح كرده كه زيرافكن را كوچك نيز گويند. صَفَدى (احتمالا در قرن دهم) يكىبودن زيرافگند و كوچك را نادرست مىداند و مىگويد درصورتىكه دو نغمه به كوچك اضافه شود به زيرافكند بدل مىگردد (← نيشابورى، همان مقدمه، ص ۵۱). اگرچه در رسالات پس از دوره صفوى نام زيرافكند بهعنوان يك مقام ديده نمىشود، اين نام در تركيب با ديگر نامها همچنان با تناقضاتى بهعنوان يك شعبه يا گوشه مطرح است. مثلا نسيمى در نسيم طرب (تأليفشده در قرن دهم؛ ص ۷۵) «ركب زيرافكن» را يكى از شعبههاى مقام كوچك دانستهاست. اين درحالى است كه كوكبى بخارايى (ص ۵۲) ركب را شعبهاى برگرفته از بخش بم مقام زيرافكن ذكر كردهاست. بهگفته عبدالمؤمنبن صفىالدين در بهجتالروح (تأليفشده در حدود قرن يازدهم؛ ص ۹۳)، زيرافكن بزرگ از گوشههاى مغلوب است و مغلوب خود يكى از دو شعبه مقام عراق است؛ حال آنكه در رساله كوكبى بخارايى (ص ۵۳) زيرافكن بزرگ مركّب از مقامِ بزرگ و آواز مايه است. همچنين در رساله در بيان علم موسيقى و دانستن شعبات او، كه احتمالا در قرن دهم تأليف شده، زيرافگن بزرگ يكى از گوشههاى شعبه ماهور است كه از قسمت بم آن گرفته شده و ماهور خود از شعبههاى مقام نوا است (← ص ۶۷). پس از دوره صفوى و جايگزينشدن نظام دستگاهى بهجاى نظام دوازدهمقام، نام زيرافكند (برخلاف مقامهايى چون راست و نوا) بهعنوان يك دستگاه ديده نمىشود (← ضياءالدين يوسف، مقدمه خضرائى، ص بيستودو). بهنظر مىرسد در دوران معاصر، نام زيرافكند از فهرست الحان و مقامهاى رايج در حوزه ايرانى ـ عربى ـ تركى خارج شده باشد. در فهرست مجموعه اونايكى (دوازده) مقام موسيقى اويغورى، ششمقام تاجيكى ـ ازبكى، و مقامات مصرى و تركى و تونسى اين نام ديده نمىشود. در موسيقى كلاسيك ايران نيز زيرافكند نام گوشه كوچكى است كه واسطه گوشه «حصار ماهور» به گوشه «داد» است (← ميرزاعبداللّه، ص۱۷۰؛ معروفى، بخش ماهور، ص ۲۷، ۳۰).


منابع : كمالالدينبن محمد بنايى هروى، رساله در موسيقى، چاپ عكسى از نسخه خطى مورخ سال ۸۸۸ه .ق . به خط مؤلف، موجود در كتابخانه شخصى يوسف نيرى، تهران ۱۳۶۸ش؛ حسن كاشى، كنزالتحف، در سه رساله فارسى در موسيقى، چاپ تقى بينش، تهران: مركز نشر دانشگاهى، ۱۳۷۱ش؛ ]رساله[ در بيان علم موسيقى و دانستن شعبات او، چاپ اميرحسين پورجوادى، در فصلنامهى موسيقى ماهور، ش ۱۵ (بهار ۱۳۸۱)؛ ساسان سپنتا، چشمانداز موسيقى ايران، تهران ۱۳۶۹ش؛ عبدالمؤمنبن يوسف صفىالدين ارموى، ترجمه فارسى الرسالة الشرفية فى النسب التأليفية، از بابك خضرائى، تهران ۱۳۸۵ش؛ همو، كتاب الادوار فى الموسيقى، ترجمه فارسى بهانضمام متن عربى آن، از مترجمى ناشناخته، چاپ آريو رستمى، تهران ۱۳۸۰ش؛ ضياءالدين يوسف، رساله موسيقى، موسوم به كليات يوسفى: نگارش پيش از ۱۲۷۱ق، بازخوانى و ويرايش بابك خضرائى، تهران ۱۳۹۰ش؛ عبدالمؤمنبن صفىالدين، رساله موسيقى بهجتالروح، با مقابله و مقدمه و تعليقات ياسنت لويى رابينو، تهران ۱۳۴۶ش؛ كيكاووسبن اسكندر عنصرالمعالى، قابوسنامه، چاپ غلامحسين يوسفى، تهران ۱۳۶۴ش؛ نجمالدين كوكبى بخارايى، رساله موسيقى، در سه رساله موسيقى قديم ايران، چاپ منصوره ثابتزاده، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ۱۳۸۲ش؛ عبدالقادربن غيبى مراغى، جامعالالحان، چاپ بابك خضرائى، تهران ۱۳۸۸ش؛ حسن مشحون، تاريخ موسيقى ايران، تهران ۱۳۷۳ش؛ موسى معروفى، رديف هفت دستگاه موسيقى ايرانى، تهران ۱۳۷۴ش؛ جلالالدين محمدبن محمد مولوى، كليات شمس تبريزى، براساس تصحيح بديعالزمان فروزانفر، چاپ اردوان بياتى، تهران ۱۳۸۰ش؛ حسين ميثمى، موسيقى عصر صفوى، تهران ۱۳۸۹ش؛ ميرزاعبداللّه، رديف ميرزاعبداللّه، آوانويسى و بررسى تحليلى ژان دورينگ، ترجمه متن: سودابه آتشكار، تهران ۱۳۸۵ش؛ نسيمى، نسيم طرب، چاپ اميرحسين پورجوادى، تهران ۱۳۸۵ش؛ الياسبن يوسف نظامى، كتاب خسرو و شيرين، چاپ حسن وحيد دستگردى، تهران ۱۳۱۳ش؛ محمدبن محمود نيشابورى، رساله موسيقى محمدبن محمودبن محمد نيشابورى، چاپ اميرحسين پورجوادى، در معارف، دوره ۱۲، ش ۱ و ۲ (فروردين ـ آبان ۱۳۷۴).


/ بابك خضرائى /

نظر شما
مولفان
بابک خضرائی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 22
تاریخ 96
وضعیت چاپ
  • چاپ شده