زرياب، علىبن نافع، موسيقى دان قرن دوم و سوم كه بنياد نظام موسيقايىِ معروف به نوبات اندلسى منسوب به اوست. ابوالحسن على بن نافع مشهور به زرياب در حدود ۱۷۲ در جزيره* (شمال بين النهرين) زاده شد (← زِرِكْلى، ج ۵، ص ۲۸). نام او را برخى زَرياب، به معنى محلول طلا (← اِدّى شير، ص ۷۷؛ زركلى، همانجا)، و برخى زِرياب، نام پرنده اى خوش آواز و سياه رنگ ــبه سبب تيرگى پوست وى ــ (مَقَّرى، ج ۳، ص ۳۸۱ـ۳۸۲؛ زَبيدى، ذيل «زرب») دانسته اند (نيز ← خضرى، ص ۱۱۲، پانويس ۱ـ۲؛ حريرچى، ص ۳۵۵ـ۳۵۶). مقّرى (ج ۳، ص ۳۸۱) زرياب را از موالى مهدى عباسى (حك : ۱۵۸ـ۱۶۹) دانسته است. او شاگرد اسحاق موصلى* بود و عودنوازى و آوازخواندن را از او فرا گرفت. گفته شده زرياب به همراه اسحاق موصلى نزد هارون الرشيد (حك : ۱۷۰ـ۱۹۳) رفت و به گونه اى هنرنمايى كرد كه سبب استخفاف استاد خود شد. در مقابل، اسحاق كوشيد او را به اتهام جنون و غرور و زياده خواهى از چشم خليفه بيندازد و زرياب را تهديد كرد براى حفظ جان خود بغداد را ترك كند (ابن خلدون، ج :۱ مقدمه، ص۵۴۰؛ مقّرى، ج ۳، ص ۳۸۱ـ۳۸۲). اما در صحت اين داستان ترديد است، زيرا هارون الرشيد در ۱۹۳ درگذشت و زرياب در حدود ۲۰۶، يعنى نخستين سال حكومت عبدالرحمان دوم، امير اموى اندلس، وارد اندلس شد (← مقّرى، ج ۳، ص ۳۸۴ـ۳۸۵)، حال آنكه از زمان ترك بغداد تا ورود زرياب به اندلس اين همه زمان نبايد گذشته باشد (← ادامه مقاله). احتمال ديگرى نيز مطرح شده است و گفته اند شايد زرياب، كه در نزاع امين و مأمون جانب امين را گرفته بود، بعد از كشته شدن امين (۱۹۸)، بغداد را ترك كرده باشد (رايت[۱] ، ص ۵۵۷). زرياب پس از ترك بغداد از طريق شام به مغرب رفت (طبرى، ج ۸، ص ۶۵۶) و به حضور زيادة اللّه بن ابراهيم بن اغلب، امير افريقيه، رسيد. در آنجا ترانه اى با شعرى از عَنْتَرة الفوارس با مطلع «فَاِنْ تَكُ اُمّى غُرابية/ من ابناءِ حام بها عِبْتَنى// فَاِنّى لَطيفٌ بِبيض الظِبا/ و سُمْر العَوالى اِذا جِئْتَنى» (گرچه مادرم سيه چرده اى بود، از فرزندان حام، كه مرا به آن عيب مى كنى// همانا من لطيف هستم اگر آهوان سپيد و نيزه هاى بلند برايم بياورى) خواند كه زيادة اللّه را خوش نيامد و سبب شد زرياب را شلاق زند و او را سه روز مهلت دهد تا از قلمروش خارج شود. زرياب كه مى دانست در اندلس مقدمش را گرامى خواهند داشت، راهى آن ديار شد و عبدالرحمان دوم، كه ابن خلدون (همانجا) به اشتباه نام او را هشام بن حكم گفته، خود به استقبال زرياب رفت و او را با احترام و هدايا به دربار خويش برد و براى او ماهانه دويست دينار مقررى به همراه پاداشهاى ديگر تعيين كرد (ابن عبدربّه، ج ۷، ص ۳۷؛ مقّرى، ج ۳، ص ۳۸۴؛ نيز ← خضرى، ص ۱۰۸). زرياب در تغيير نظام موسيقى اندلس بسيار تأثيرگذار بود. موسيقى دربار اميران اندلس تا پيش از ورود زرياب متأثر از مكتب دمشق، مركز خلافت اموى، بود، اما زرياب حامل موسيقى مكتب بغداد بود و با توانايى خيره كننده خود قَلَم، موسيقى دان برجسته دربار اندلس، را تحت الشعاع قرار داد. موسيقى اى كه به زرياب منسوب است با نشيد آغاز مى شد، با بسيط (آواز با همه قدرت حنجره) ادامه مى يافت و با محركات و اهزاج به پايان مى رسيد. آنچه در اين قالب ديده مى شود انتقال از يك آهنگ به آهنگى ديگر و تندشدن تدريجى موسيقى است. ترتيب نشيد و بسيط در زمان اسحاق موصلى نيز مطرح بود، اما در قالب (فرم) موسيقى منسوب به زرياب از اصطلاح «نوبت» استفاده مى شود. اين نظام موسيقايى قرنها در اندلس رواج داشت و اينك نيز در شمال غرب افريقا (تونس، مغرب، و الجزاير) اجرا مى شود (← >فرهنگ جديد موسيقى و موسيقى دانان گروو<[۲] ، ج ۱، ص ۵۲۴؛ رايت، ص ۵۵۸ـ۵۵۹؛ محمود قطاط، ص ۷۶؛ ← نوبت/ نوبتى*). گفته شده زرياب تغييراتى در ساختمان عود و مضراب آن نيز داده، مثلا اينكه وتر پنجمى بر آن افزوده است. به آشنايى زرياب با نجوم و جغرافيا نيز اشاره شده است (← مقّرى، ج ۳، ص ۳۸۴ـ۳۸۵). شيوه آرايش مو و ريش، استفاده از نوعى عطر، و سبك لباس پوشيدن زرياب در اندلس پيروان بسيار يافت. او نوعى ظروف شيشه اى را به جاى ظروف فلزى به ساكنان آن ديار معرفى كرد، كه از آن استقبال شد. همچنين شيوه تهيه برخى از خوراكيها را نيز به اندلسيان آموخت (همان، ج ۳، ص ۳۸۵ـ۳۸۶؛ نيز ← خضرى، ص ۱۰۹). گفته شده اصطلاح «زلابيا» (زولبيا) برگرفته از «زريابيا» است (محمود قطاط، همانجا). زرياب در ۲۳۸ درگذشت (ابن حيّان، ص ۲۲۱). او هشت پسر با نامهاى عبدالرحمان، عبيداللّه، يحيى، جعفر، محمد، قاسم، احمد، و حسن و دو دختر با نامهاى عَليَّه و حمدونه داشت كه همه آنها با موسيقى آشنايى داشتند و حمدونه در موسيقى از ديگران تواناتر بود. از شاگردان زرياب به دو كنيز با نامهاى متعه (منفعه ؟) و صَلِقه اشاره شده است (ابوالفرج اصفهانى، ج ۵، ص ۲۲۲؛ مقرّى، ج ۳، ص ۳۸۷، ۳۸۹). گفته شده اسلم بن عبدالعزيز يا اسلم بن احمدبن سعيد با همكارى حمدونه مجموعه اى با عنوان كتاب فى اغانى زرياب را گرد آورده بود (دانش پژوه، ص۴۰).
منابع : ابن حيّان، المُقتبس من انباء اهل الاندلس، چاپ محمود على مكى، قاهره ۱۴۱۵/ ۱۹۹۴؛ ابن خلدون؛ ابن عبدربّه، العقد الفريد، ج ۷، چاپ عبدالمجيد ترحينى، بيروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳؛ ابوالفرج اصفهانى؛ اِدّى شير، كتاب الالفاظ الفارسية المعرّبة، بيروت ۱۹۰۸؛ فيروز حريرچى، «زرياب موسيقيدان»، وحيد، سال ۳، ش ۴ (فروردين ۱۳۴۵)؛ احمدرضا خضرى، «زرياب و نقش او در انتقال موسيقى و رسوم ايرانى به اسپانياى اسلامى: اندلس»، هنرهاى زيبا، ش ۲۲ (تابستان ۱۳۸۴)؛ محمدتقى دانش پژوه، مداومت در اصول موسيقى ايران: نمونه اى از فهرست آثار دانشمندان ايرانى و اسلامى در غناء و موسيقى، تهران ۱۳۵۵ش؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ على شيرى، بيروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ خيرالدين زِرِكْلى، الاعلام، بيروت ۱۹۸۹؛ طبرى، تاريخ (بيروت)؛ محمود قطاط، «زرياب: استاد موسيقى اندلسى»، ترجمه مصطفى اسلاميه، پيام يونسكو، ش ۲۶۶ـ ۲۶۷ (مرداد و شهريور ۱۳۷۱)؛ احمدبن محمد مَقَّرى، نفح الطيب، چاپ يوسف بقاعى، بيروت ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸؛
The New Grove dictionary of music and musicians, ed. Stanley Sadie, New York: Grove, ۲۰۰۱, s.v. "Arab music. I:۵. art music after ۱۹۰۰" (by Josef Pacholczyk); Owen Wrigth, "Music in Muslim Spain", in The L egacy of Muslim Spain, vol.۲, ed. Salma Khadra Jayyusi, Leiden: Brill, ۱۹۹۴.
/ بابك خضرائى /
۱. Wright ۲. The New Grove dictionary of music and musicians