رئوس ثمانيه، اصول هشت گانه در مقدمه نويسى بر آثار علمى. اين اصول براى ايجاد بصيرت و اشتياق در متعلم و خواننده به مطالب و مسائل آن علم يا كتاب، بيان شده و چون در سرآغاز و مقدمه كتب مى آمده به رئوس ثمانيه شهرت يافته است (براى نمونه ← ابن سينا، ج 1، ص10ـ24؛ ميرداماد، ص 1ـ2؛ صدرالدين شيرازى، سفر1، ج 1، ص 1ـ12). برخى رئوس ثمانيه را مقدمه كتاب ( ← فارابى، ص 95؛ قطب الدين شيرازى، 1315، ص 28؛ تهانوى، ج 1، ص 14) و برخى ديگر آن را مقدمه علم ( ← قطب الدين شيرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 172؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، ص 119) دانسته اند. رئوس ثمانيه عبارت اند از : 1) غرض علم. منظور از اين اصل غرض و علت غايى تدوين يا تحصيل علم است. مقصود از غرض در اينجا، غرض فعلى و شخصى نخستين مدوّن آن علم نيست، بلكه مراد، غرضِ خود علم است كه انگيزه مدون اول براى تدوين و تأليف و انگيزه متعلم براى فراگيرى آن علم است. يعنى خود علم اقتضا مى كند كه برخى از آثار و ثمرات آن مقصود جوينده باشد (ابن اكفانى، ص 9؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، همانجا؛ هادوى تهرانى، ج 1، ص 26). به نظر فارابى (ص 94ـ95)، مراد از غرض امورى است كه مؤلف قصد دارد در كتابش آنها را بيان كند. ذكر غرض براى آن است كه فراگيرى علم در آغاز راه از ديد طالب آن عبث و بيهوده به نظر نيايد. بعضى سبب نياز به علم را در شمار رئوس ثمانيه ذكر كرده اند، درحالى كه بى ترديد اين همان غرض علم است (تهانوى، ج 1، ص 14، 17؛ صديق حسن خان، ص 61، 64). 2) فايده و منفعت علم. فايده علم آن چيزى است كه طالب آن علم طبيعتآ به آن ميل و اشتياق دارد (ملاعبداللّه بن حسين يزدى، همانجا؛ تهانوى، ج 1، ص 14). به گفته فارابى (ص 95)، منفعت كتاب عبارت است از نفعى كه از شناخت اشيا و امور به واسطه مطالعه آن كتاب به دست مى آيد. ذكر منفعت براى اين است كه موجب نشاط و اشتياق در طالب آن شود تا سختيهايى را كه در راه فراگيرى آن علم وجود دارد، تحمل كند (ابن بهريز، ص 119؛ قطب الدين شيرازى، 1320ش؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، همانجاها؛ نيز در باب معناى منفعت در رئوس ثمانيه ← ابن سينا، ج 1، ص 17ـ24). 3) سِمَت علم. سمة به معناى نشان و علامتى است كه براثر داغ كردن بر روى پوست باقى مى ماند (جوهرى، ذيل «وسم») و منظور از آن در اينجا ذكر عنوان علم يا كتاب، يا وجه تسميه و معناى عنوان علم يا كتاب است، به گونه اى كه متعلم و خواننده را بر مقاصد و اغراض تفصيلى آن علم يا كتاب اجمالا آگاه كند. مراد از سمت علم را تعريف علم به رسم يا بيان يكى از ويژگيهاى آن هم دانسته اند ( ← فارابى، ص 94ـ95؛ قطب الدين شيرازى، 1320ش، همانجا؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، ص 119ـ120؛ تهانوى، ج 1، ص 15). 4) معرفى مؤلف علم. اين اصل به معناى معرفى مدون و مؤسس علم يا نويسنده كتاب است تا موجب آرامش خاطر مبتديان شود (ابن بهريز، همانجا؛ فارابى، ص 95؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، ص120). 5) مرتبه علم. يعنى بيان جايگاه علم موردنظر در قياس با ديگر علوم به اعتبار عموم و خصوص موضوع آن علوم، توقف يا عدم توقف آن بر علوم ديگر و اهميت و شرف آن، تا وجوب يا استحسان تقدم يا تأخر تحصيل آن در قياس با علوم ديگر روشن شود (ابن بهريز؛ فارابى، همانجاها؛ ابن اكفانى، ص 10؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، ص 121). بعضى بيان سبب شرافت علم را نيز به رئوس ثمانيه اضافه كرده و گفته اند كه شرافت علم يا به شرافت موضوع آن است، يا به شرافت غرض، يا به ميزان نياز به آن. درحالى كه مراد از شرافت همان مرتبه علم است و مؤيد آن گفته صدرالدين دشتكى*، معروف به سيّدسَنَد (متوفى 903)، در شرح مواقف است كه مرتبه علم كلام را به شرافت آن تعبير كرده است ( ← تهانوى، ج 1، ص 17؛ صديق حسن خان، ص 64). 6) جنس علم. مقصود از آن جايگاه آن علم در طبقه بندى علوم است، يعنى صحبت از سنخ علم از نظر عقلى يا نقلى، اصلى يا فرعى، يقينى يا ظنى، نظرى يا عملى و شرعى يا غيرشرعى بودن آن (فارابى، همانجا؛ قطب الدين شيرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 173؛ تهانوى، ج 1، ص 15). برخى به جاى جنس علم، موضوع علم را از رئوس ثمانيه ذكر كرده اند ( ← شهابى، ص 5؛ خوانسارى، ج 1، ص 2). البته در آثار متقدمان براى تبيين غرض علم، به بيان موضوع علم مى پرداختند چنان كه ابن سينا در مقدمه الهياتِ شفا (ج 1، ص 10) اين نكته را يادآور شده است. 7) قسمت علم يا كتاب. منظور از اين اصل بيان ابواب و فصول كتاب يا علم است. تقسيم ابواب كتاب به منزله فهرست مطالب، در غالب كتابها براى سهولت استفاده از آن در آغاز كتاب آورده مى شود. ذكر قسمت هم در آغاز براى آن است كه جوينده آن علم در هر جزء از علم يا كتاب، آنچه را متعلق به آن جزء و شايسته آن است، طلب كند (ابن بهريز؛ فارابى؛ ابن اكفانى؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، همانجاها). 8) انحاى تعليم علم. منظور از آن روشها و شيوه هاى فراگيرى يك علم است. به گفته ملاعبداللّه بن حسين يزدى (همانجا) سخن شارحان در تفسير انحاء تعليم آشفته به نظر مى رسد، اما بنابر آنچه با كتب منطق مطابقت دارد، شيوه هاى فراگيرى يك علم عبارت اند از: تقسيم، تحليل، تحديد و برهان ( ← فارابى، ص 104ـ114؛ قطب الدين شيرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 173ـ174، 180؛ قس ابن اكفانى، همانجا؛ حاجى خليفه، ج 1، ص 36 كه روش تركيب را هم به چهار شيوه مذكور اضافه كرده اند). حصر رئوس ثمانيه در هشت مورد يادشده، عقلى نيست، اما قدما به همين هشت مورد اكتفا كرده اند، زيرا مطلب ديگرى نيافته اند كه در ايجاد بصيرت در تحصيل يك علم بدان نياز باشد. درعين حال، ذكر اين رئوس نيز امرى استحسانى است و از ترك آن فسادى لازم نمى آيد. ازاين رو، گاه مؤلفان در آغاز آثارشان به ذكر برخى از اين رئوس اكتفا كرده اند و گاه نيز هيچ يك از آنها را ذكر نكرده اند (فارابى، ص 95؛ تهانوى، ج 1، ص 16ـ17؛ نيز ← برهان*؛ تعريف*؛ حد*).
منابع : ابن اكفانى، كتاب إرشاد القاصد الى اسنى المقاصد، چاپ محمود فاخورى، محمد كمال، و حسين صديق، بيروت 1998؛ ابن بهريز، حدودالمنطق، در ابن مقفع، المنطق، چاپ محمدتقى دانش پژوه، تهران 1357ش؛ ابن سينا، الشفاء، الالهيات، ج 1، چاپ ابراهيم مدكور، جورج شحاته قنواتى، و سعيد زايد، قاهره 1380/1960، چاپ افست قم 1404؛ محمد اعلى بن على تهانوى، موسوعة كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، چاپ رفيق العجم و على دحروج، بيروت 1996؛ اسماعيل بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بيروت ]بى تا.[، چاپ افست تهران 1368ش؛ حاجى خليفه؛ محمد خوانسارى، منطق صورى، ]تهران[ 1363ش؛ محمود شهابى، رهبر خرد، قسمت منطقيات، تهران 1340ش؛ محمدبن ابراهيم صدرالدين شيرازى (ملاصدرا)، الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، بيروت 1981؛ صديق حسن خان، موسوعة مصطلحات ابجدالعلوم، چاپ عبداللّه خالدى، بيروت 2001؛ محمدبن محمد فارابى، كتاب الالفاظ المستعملة فى المنطق، چاپ محسن مهدى، بيروت ]بى تا.[، چاپ افست ]تهران[ 1404؛ محمودبن مسعود قطب الدين شيرازى، درّة التاج لغرّة الدبّاج، بخش 1، چاپ محمد مشكوة، ]تهران[ 1320ش؛ همو، شرح حكمة الاشراق، چاپ سنگى تهران 1315؛ ملاعبداللّه بن حسين يزدى، الحاشية على تهذيب المنطق للتفتازانى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، ]بى تا.[؛ محمدباقربن محمد ميرداماد، كتاب القبسات، چاپ مهدى محقق و ديگران، تهران 1367ش؛ مهدى هادوى تهرانى، گنجينه خرد: بررسى تحليلى منطق در مهد تمدن اسلامى، تهران 1369ش.
/ على اوجبى /