ریحانه بنت زید

معرف

يكى از همسران پيامبر اسلام.
متن

ريحانه بنت زيد، يكى از همسران پيامبر اسلام. درباره نام پدر و جدّ ريحانه اختلاف هست. ابن سعد (ج 8، ص 129) نام پدر او را زيدبن عمروبن خُناقه آورده، اما ابن عساكر، در نقلى (ج 3، ص 241) پدرش را زيدبن شمعون و در نقلى ديگر (ج 3، ص 242) شمعون بن زيدبن خُنافه ناميده است. در برخى منابع، اختلافاتى نيز در نام خناقه ديده مى شود كه بى ترديد اَشكال تصحيف يافته خناقه است ( ابن عبدالبَرّ، ج 4، ص 1847؛ ابن اثير، ج 7، ص 121؛ ابن حجر عسقلانى، ج 8، ص 146). درباره تولد ريحانه اطلاعى در دست نيست. او را از قبيله بنى نضير دانسته اند. او با فردى از قبيله بنى قريظه به نام حكم، حكيم يا عبدالحكم ازدواج كرد و پس از غزوه بنى قريظه به اسارت مسلمانان درآمد ( ← واقدى، ج 2، ص520؛ ابن سعد، ج 8، ص 129ـ130؛ بَلاذُرى، ج 1، ص 543؛ ابن عساكر، همانجا؛ قس ابن عساكر، همانجا، كه بنابه نقلى ريحانه را از بنى قريظه و همسرش، عبدالحكم، را پسرعموى او دانسته است). پيامبر اكرم پس از تقسيم غنايم، ريحانه را براى خويش برگزيد (ابن هشام، ج3، ص 256؛ ابن حبيب، ص 93؛ بلاذرى، همانجا). پيامبر پس از اسارت ريحانه، از او خواستند تا مسلمان شود، او قبول نكرد اما پس از مدتى اسلام آورد (ابن سعد، ج 8، ص 131). ابن سعد (ج 8، ص 129ـ130) گزارش كاملى از اسلام آوردن و ازدواج او با پيامبر به نقل از خود وى آورده است. در اين خبر، ريحانه اشاره كرده است كه پس از اسارت و تقسيم غنايم، پيامبر وى را براى خويش برگزيد و او را براى چند روز به خانه سَلمى دختر قيس، مشهور به امّمنذر فرستاد. سپس پيامبر وى را نزد خود فرا خواند و به او گفت در صورتى كه خدا و رسولش را برگزيند، پيامبر با او ازدواج خواهد كرد. ريحانه نيز پيشنهاد پيامبر را پذيرفت و اسلام آورد. ابن عساكر (ج 3، ص 239ـ240) همين خبر را نقل كرده است، اما بخش پايانى خبر او با گزارش ابن سعد تفاوت دارد و نقل ديگرى را نيز آورده است. در اين نقل، ريحانه در پاسخ به پيشنهاد پيامبر، ترجيح داده بود به عنوان كنيز نزد آن حضرت بماند. پيامبر مهريه او را دوازده اَوقِيَه و پانصد درهم قرار داد و در خانه امّمنذر مراسم عروسى برگزار شد (ابن سعد، ج 8، ص130؛ ابن عساكر، ج 3، ص240ـ241). به گفته ابن سعد (همانجا) و بلاذرى (ج 1، ص 543ـ544) در خبرى ديگر كه بخش اسارت و اسلام آوردن او با خبر پيشين يكسان است، پيامبر پس از ازدواج او را به دليل موضعش در برابر حكم «حجاب» زنان پيامبر ( ← احزاب: 35؛ نيز  ← حجاب*( 1)) طلاق داد ولى پس از مشاهده پشيمانى شديد ريحانه بار ديگر او را به عقد خود درآورد. گزارش واقدى با گزارش ابن سعد تفاوت دارد. به نوشته واقدى (همانجا)، پيامبر بعد از آنكه ريحانه را به عنوان سهم خاص خود از غنايم برگزيد، از او خواست تا اسلام بياورد اما ريحانه امتناع كرد (نيز  ← بلاذرى، ج 1، ص 543). اما مدتى بعد وى اسلام آورد و خبر اسلام آوردن او را ثعلبة بن سَعيه قُرَظى به پيامبر رساند (ابن حبيب، ص 94؛ نيز  ← ابن عساكر، ج 3، ص 239، كه اين خبر را به اِسناد خود از مغازى واقدى نقل كرده است). همچنين برخى در گزارش ديگرى آورده اند كه پس از طلاق ريحانه، وى در ميان خانواده اش به سر مى برد و مى گفت دوست ندارد پس از پيامبر ديگر كسى او را ببيند ( ← ابن سعد، ج 8، ص130ـ131؛ بلاذرى، همانجا؛ ابن عساكر، ج 3، ص 241). واقدى (ج 2، ص 521) ضمن نقل اين خبر، آن را صحيح ترين گزارش درباره ريحانه دانسته است. اما ابن سعد (ج 8، ص 131) اين خبر را رد كرده و گفته صحيح ترين قول درباره ريحانه آن است كه پيامبر او را آزاد و سپس با او ازدواج كرد، هرچند شنيده كه ريحانه تا هنگام مرگ به عنوان كنيز نزد پيامبر بوده است. واقدى (همانجا) و ابن سعد (همانجا)، هريك، خبرى در تأييد كنيز ماندن ريحانه تا آخر عمر نزد پيامبر نقل كرده اند. ابن حبيب (متوفى 245؛ همانجا) نيز همين خبر را نقل كرده و افزوده كه منزل ريحانه در ناحيه عاليه مدينه بوده است. ريحانه نقل كرده است كه پيامبر با وى همچون ديگر همسرانش رفتار مى كرد ( ابن سعد، ج 8، ص130؛ ابن عساكر، همانجا). اما برخى آورده اند كه بعد از اسلام آوردن ريحانه، پيامبر وى را مختار نمود كه آزادش كند تا با او ازدواج كند يا كنيز حضرت باقى بماند. او كنيز ماندن را براى خود و پيامبر مناسب تر دانست ( ← ابن هشام، ج 3، ص 256؛ ابن سعد، ج 8، ص 131؛ ابن عساكر، ج 3، ص 239ـ240). جعفر مرتضى عاملى ضمن نقل گزارشهاى مختلف درباره ريحانه، به اختلافات اين گزارشها اشاره كرده و احتمالهاى مختلف در هر كدام از اخبار را به دقت بررسى كرده است ( ← ج 12، ص 165ـ170). ابن سعد (ج 8، ص130) و ابن عساكر (ج 3، ص 241) تاريخ ازدواج ريحانه و پيامبر را محرّم سال ششم هجرى ذكر كرده اند كه باتوجه به تاريخ غزوه بنى قريظه در سال چهارم هجرى صحيح به نظر نمى رسد. وى در سال دهم هجرى هنگام بازگشت از حجة الوداع درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد (ابن سعد، همانجا؛ ابن عبدالبرّ، ج 4، ص 1847).

منابع : ابن اثير، اسدالغابة فى معرفة الصحابة، چاپ على محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بيروت 1415ـ1417/ 1994ـ1996؛ ابن حبيب، كتاب المُحَبَّر، چاپ ايلزه ليشتن اشتتر، حيدرآباد، دكن 1361/1942، چاپ افست بيروت ]بى تا.[؛ ابن حجر عسقلانى، الاصابة فى تمييز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، بيروت 1415/1995؛ ابن سعد؛ ابن عبدالبَرّ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ على محمد بجاوى، بيروت 1412/1992؛ ابن عساكر؛ ابن هشام، السيرة النبويّة، چاپ مصطفى سقا، ابراهيم ابيارى، و عبدالحفيظ شلبى، بيروت: داراحياء التراث العربى، ]بى تا.[؛ احمدبن يحيى بَلاذُرى، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق 1996ـ2000؛ جعفرمرتضى عاملى، الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلى اللّه عليه وآله وسلم، قم 1385ش؛ محمدبن عمر واقدى، كتاب المغازى، چاپ مارسدن جونز، لندن 1966، چاپ افست قاهره ]بى تا.[.

/ مليحه خودكار /

نظر شما
مولفان
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده