رهنما فریدون

معرف

فيلم‌ساز، شاعر، مترجم، و نويسنده معاصر ايرانى.
متن

رهنما، فريدون، فيلمساز، شاعر، مترجم، و نويسنده معاصر ايرانى. در 1309ش در تهران زاده شد. دوره كودكى را با پدرش، زينالعابدين رهنما* كه در تبعيد بود، در بيروت بهسر برد. در نوجوانى به پاريس رفت و پس از پايان دبيرستان، تحصيلات عالى را در دانشكده ادبيات دانشگاه سوربن[1] بهانجام رساند (شعاعى، ص 73؛ بهارلو، ص 75؛ تهامىنژاد، ص 52). در 1333ش به ايران بازگشت و تا پايان زندگى نسبتآ كوتاهش، ضمن نگارش مقالات و ساختن چند اثر سينمايى، به مشاغل و مسئوليتهاى گوناگون در حوزه فرهنگ پرداخت و مدتى سرپرست مجله فيلم و زندگى از انتشارات اداره هنرهاى زيبا بود. در 1351ش، رياست بخش پژوهش تلويزيون ملى ايران را برعهده داشت. در همين سالها، برنامه ايرانزمين را توليد كرد، كه به شناساندن جنبههاى گوناگون تمدن، تاريخ و فرهنگ ايران مىپرداخت. مدتى نيز در مدرسه عالى تلويزيون و سينما تدريس كرد (شعاعى، ص 74؛ بهارلو، همانجا؛ سيدمحمدى، ص 154). يكى از كارهاى ماندگار او هنگام كار در تلويزيون يارىرساندن به فيلمسازان مستندسازى چون خسرو سينايى، ناصر تقوايى، مسعود كيميايى، و محمدرضا اصلانى و جذب آنان به تلويزيون با همكارى فرخ غفارى* بود (>دايرةالمعارف فيلم مستند<[2] ، ذيل «ايران»؛ بهارلو، ص 76). او از نخستين پايهگذاران «سينماى آزاد» (تشكل سينماى تجربى از 1348 تا 1357ش) بود (شعاعى، همانجا). فريدون رهنما در مرداد 1354 پس از يك بيمارى طولانى در تهران درگذشت (بهارلو، همانجا). از فريدون رهنما چند اثر مكتوب و سه فيلم باقى ماندهاست. ازجمله آثار مكتوب وى مقالات پراكنده او درباره ادبيات و سينما در مجلههاى سخن، آرش، صدف، نيما، و فيلم و زندگى است (شعاعى، همانجا). او طبعى شاعرانه داشت و چهار مجموعه شعر به زبان فرانسه منتشر كرد: >منظومه براى ايران<[3] (1330ش/1951)، >منظومه براى جهان<[4] (1334ش/1955)، >سرودههاى كهنه<[5] (1338ش/ 1959)، و >آوازهاى رهايى<[6] (1347ش/ 1968؛ رهنما، ص ] 7[). رهنما در فرانسه ديپلم «انستيتو فيلمولوژى»[7] پاريس را نيز دريافت كرد (بهارلو، ص 75؛ شعاعى، همانجا). او براى كار پايان دوره در 1336ش/ 1957، رسالهاى باعنوان واقعيتگرايى فيلم[8] ارائه داد كه به گفته خودش نظريهاى كاملا شخصى بود (رهنما، ص ] 9[). ويرايش دوم اين اثر در 1381ش به همت فريده رهنما، خواهر فريدون، در تهران منتشر شد. نخستين اثر سينمايى رهنما فيلم كوتاهى با نام تخت جمشيد بود. او اين اثر را در چهار روز و با دوربين و فيلمهاى خامى كه بهواسطه اسداللّه بهروزان از دانشگاه هاروارد[9] گرفته بود، با هزينه شخصى خود در 1339ش تهيه كرد و تدوين آن را نيز خودش در استوديو ايران فيلم انجام داد. او در اين فيلم، ضمن ارائه اطلاعاتى درباره كاخها، غم غربت و دلتنگى براى گذشته را بهنمايش مىگذارد (تهامىنژاد، همانجا). تخت جمشيد از نخستين فيلمهاى مستند ايران و تلاش براى يافتن هويت ملى و تاريخى در ويرانههاى تخت جمشيد بود (>دايرةالمعارف فيلم مستند<، همانجا؛ نيز  ← كاوش، ش 6، مهر 1341، ص 81ـ82). دومين فيلم رهنما سياوش در تخت جمشيد نام داشت و اگرچه با موفقيت تجارى روبهرو نشد (نصيبى، ص 21)، جزو نخستين فيلمهاى نامتعارف سينماى روشنفكرانه و موج نو ايران بود (گلستان، ص 41) و رهنما افزونبر كارگردانى، تهيهكنندگى و طراحى صحنه و لباس و چهرهپردازى آن را برعهده داشت (سيدمحمدى، همانجا). در اين اثر، بازيگران غيرحرفهاى بازى كردند (بهارلو، همانجا). اين فيلم، كه هرگز نمايش عمومى نداشت، در 2 تير 1344، به همت آنرى لانگلوا[10] ، در سينماتك فرانسه[11] و سپس در 1346ش در اولين جشن هنر شيراز و برخى از مراكز فرهنگى و دانشگاهى به نمايش درآمد (شعاعى، ص 81؛ مستغاثى، ص 169) و در 1345ش براى پيشبرد زبان سينمايى در جشنواره فيلم لوكارنو[12] در سويس، جايزه ژان اپستاين[13] را بهدست آورد (رهنما، ص ] 7[؛ بهارلو، همانجا). رهنما در سياوش در تختجمشيد با نگاهى نو به داستان سياوش در شاهنامه نگريسته و شخصيتهاى اين داستان را در دو فضاى متفاوت خود قصه و بيرون آن درگير مسائل و مشكلات انسان معاصر و گذشته كردهاست ( ← مستغاثى، ص170). در كنار ستايشها، منتقدانى مانند شميم بهار (ص 93) و ابراهيم گلستان (ص 148) اين اثر را، در انتقال انديشه، الكن و نارسا ارزيابى كردهاند. ساخت سومين و آخرين اثر رهنما، پسر ايران از مادرش بىاطلاع است، در 1352ش آغاز شد و تا 1354ش بهطول انجاميد (بهارلو، همانجا؛ براى اطلاع بيشتر  ← اسحاقپور، ص 44ـ46). هيچيك از فيلمهاى رهنما نمايش عمومى نداشت (شعاعى، ص 5). رهنما در كنار فرخ غفارى و ابراهيم گلستان زمينه شكلگيرى و ايجاد جريان معروف به موج نو را در سينماى ايران فراهم كرد (براى اطلاعات بيشتر  ← سينماى ايران) و در فيلمسازان نسل پس از خود تأثيرى عميق برجا گذاشت (گلستان، ص 7). او نهتنها در سينما بلكه در عرصه شعر و ادب نيز در معاصرانش، ازجمله احمد شاملو*، تأثير نهاد ( شعاعى، ص 74؛ زاهدى، ص 64ـ65).


منابع : يوسف اسحاقپور، «سخنى ديگر در باب 'پسر ايران از مادرش بىاطلاع است،» برگردان از فرانسه: شاهرخ مسكوب، نگين، ش 145 (خرداد 1356)؛ شميم بهار، «توضيحى دربارهى 'سياوش در تخت جمشيد، (كار فريدون رهنما، انديشه و هنر، كتاب 6، ش 1 (بهمن 1346)؛ عباس بهارلو (غلام حيدرى)، صد چهره سينماى ايران، تهران 1381ش؛ محمد تهامىنژاد، سينماى مستند ايران: عرصه تفاوتها، تهران 1381ش؛ فريدون رهنما، واقعيتگرايى فيلم، زيرنظر فريده رهنما، تهران 1381ش؛ پرويز زاهدى، «سوگداشت فريدون رهنما»، روزگار وصل، ش 20 (اسفند 1374 و فروردين 1375)؛ مرتضى سيدمحمدى، فرهنگ كارگردانهاى سينماى ايران : 1375ـ 1309، تهران 1376ش؛ حميد شعاعى، فريدون رهنما، [تهران] 1355ش؛ ابراهيم گلستان، نوشتن با دوربين: رو در رو با ابراهيم گلستان، [مصاحبهكننده]: پرويز جاهد، تهران 1384ش؛ سعيد مستغاثى، سينماى ايران: روزگار نو (56ـ1336)، تهران 1381ش؛ نصيب نصيبى، «گفتگوى فريدون رهنما و نصيب نصيبى»، نگين، ش 82 (اسفند 1350)؛


 


Encyclopedia of the documentary film, ed. Ian Aitken, New York: Routledge, 2006, s.v. "Iran" (by Reza Poudeh).


/ مقصود صالحىارشلو /


1. Sorbonne Universités 2. Encyclopedia of the documentary film 3. Ode à la Perse 4. Ode au monde 5. Poèmes anciens 6. Chant de Délivrance 7. Institut de Filmologio 8. Le réalisme du film 9. Harvard University 10. Henri Langlois 11. Cinémathèque Française 12. The Film Festival Locarno 13. Jean Epstein Prize


 
نظر شما
مولفان
مقصود صالحی ارشلو ,
گروه
هنرومعماری ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده