رهاوی، ابو محمد

معرف

محدّث اهل‌سنّت در قرن ششم و هفتم.
متن

رُهاوى، ابومحمد عبدالقادربن عبداللّه فهمى حنبلى، محدّث اهلسنّت در قرن ششم و هفتم. او در جمادىالآخره 536 در رُها متولد شد (سمعانى، ج 3، ص 108؛ ياقوت حَمَوى، ذيل «الرهاء»؛ ذهبى، 1424، ج 13، ص 341). روميان مدتى اين شهر را اشغال كردند، اما بعدها مسلمانان آن را گشودند (سمعانى، همانجا؛ قس ابنرجب، ج 2، ص 82). مادر و پدر عبدالقادر رومى بودند، و بهگزارش ابنمستوفى اربلى (قسم 1، ص 133)، مادرش تا پايان عمر نصرانى ماند. در باب شهرت وى به فهمى، نقل است كه قبيله بنىفهم رهاوى را به هنگام فتح رها به بردگى خريدند و سپس آزاد كردند ( همانجا؛ ابندمياطى، ج 21، ص 128؛ ابنرجب، همانجا؛ قس ياقوت حموى، همانجا). ذهبى (1376ـ1377، ج 4، ص 1387) سفّار را نيز از القاب او ذكر كرده كه منسوب است به سفاريان موصل. رهاوى در موصل رشد كرد (ياقوت حموى؛ ذهبى، 1376ـ 1377، همانجاها) و در همانجا به تحصيل علوم دينى پرداخت. سپس براى سماع حديث از مشايخ بزرگ به شهرهاى بسيارى سفر كرد (مُنذِرى، ج 2، ص 334؛ عُلَيمىحنبلى، 1412، ج 1، ص 336؛ نيز  ← ياقوت حموى، همانجا). چنانكه منذرى (ج 2، ص 331) نيز اشاره كردهاست، به نظر مىرسد كه روايت سفر رهاوى به چهل شهر برگرفته از عنوان كتابش، الاربعين المتباينة الاسناد و البلدان، باشد كه ظاهرآ متضمن چهل روايت بوده و سلسله اسناد هريك از آنها به محدّثان پرآوازه يكى از آن شهرها مىرسيدهاست. رهاوى در اسكندريه، از ابوطاهر سِلَفى (متوفى 576)، در مصر از محمدبن على رَحبى و ابنبرّى نحوى (متوفى 582)، در بغداد از ابوالحسينبن عبدالحق (متوفى 575) و ابنخَشّاب لغوى (متوفى 567)، در اصفهان از حسنبن عباس رستمى (متوفى 561) و ابوالقاسم فورجه (متوفى 565)، در هرات از نصربن سيّار (متوفى 573؛ كه رهاوى كتاب جامع تِرمِذى را از طريق وى روايت كردهاست)، در مرو از مسعودبن محمد مسعودى، در دمشق از ابنعساكر (متوفى 571)، در همدان از ابوالعلاء همدانى (متوفى 569) و ابوزُرعه مَقدِسى (متوفى 566؛ كه رهاوى كتاب سنن ابنماجه را از طريق وى نقل كردهاست)، در نيشابور از ابوبكر محمدبن على طوسى (متوفى 570)، و در موصل و حرّان از ابوالفضل طوسى و يحيىبن سعدون حديث استماع و نقل كردهاست. رهاوى به زنجان، شوشتر، كرج، واسط و اربل نيز سفر كرد ( ابننقطه، ص 352؛ منذرى، ج 2، ص 332؛ ابنمستوفى اربلى، قسم 1، ص 132؛ ذهبى، 1401ـ1409، ج 22، ص 72؛ ابندمياطى، همانجا؛ ابنرجب، ج 2، ص 84ـ85). بسيارى از محدّثان نيز از رهاوى روايت كردهاند؛ كسانى همچون ابننقطه (متوفى 629)، ضياءالدين مَقدِسى (متوفى 643)، ابوعمروبن صلاح شهرزورى (متوفى 643) و ابوعبداللّهبن حمدان فقيه بِرزالى ( ابننقطه، همانجا؛ ذهبى، 1401ـ 1409، ج 22، ص 73؛ ابنرجب، ج 2، ص 85). رهاوى پس از سفرهاى متعدد، به موصل بازگشت و مدتى سرپرستى دارالحديث مظفريه آنجا را برعهده گرفت ( ← ياقوت حموى؛ ابنمستوفى اربلى؛ ابندمياطى، همانجاها). او پيرو مذهب حنبلى بود، اما جانب اعتدال را نگاه مىداشت (ابنمستوفى اربلى، همانجا)؛ در مقابل، در نقل حديث سختگير بود و به انفراد در حديث تمايل داشت (ابننقطه، ص 353؛ منذرى، ج 2، ص 334). مورخان وى را به وثاقت در حديث و پرهيزگارى ستودهاند ( ← ابننقطه، ص 352؛ منذرى، ج 2، ص 333؛ عليمىحنبلى، 1997، ج 4، ص 111). رهاوى كتابهاى بسيارى را كتابت كرد، همچون تاريخ ابنعساكر ( ← ابنرجب، ج 2، ص 84؛ ابنمفلح حنبلى، ج 2، ص 157؛ نُعَيمىدمشقى، ج 2، ص 61؛ عليمىحنبلى، 1997، ج 4، ص110)؛ اما خط خوشى نداشت (ذهبى، 1401ـ1409، ج 22، ص 72). او بيشتر اين كتابها را وقف مسجد حرّان كرد (ياقوت حموى، همانجا). با اينكه رهاوى محرّر و مصنف دانسته شدهاست (ابنكثير، ج 13، ص 83)، فقط از دو اثر وى نام بردهاند. نخست، كتاب الاربعين المتباينة الاسناد و البلدان كه در آن چهل اِسناد بدون تكرار از محدّثان شهرهاى مختلف را در دو جلد فراهم آوردهاست (منذرى، ج 2، ص 334؛ ذهبى، 1401ـ1409، همانجا). ذهبى (1424، ج 13، ص 342) اين كتاب را بىنظير و نشاندهنده دانش گسترده رهاوى در حديث دانستهاست. نسخهاى از اين كتاب در كتابخانه ظاهريه دمشق موجود است (ابنمفلح حنبلى، ج 2، ص 158، پانويس 3). كتاب المادح و الممدوح نيز از اوست كه در اساس، شرححال خواجهعبداللّه انصارىهروى (متوفى 481) است، اما به شرححال افراد ديگر نيز در آن پرداختهاست (ذهبى، 1401ـ1409، همانجا؛ ابنرجب، ج 2، ص 85). كتابى در فرايض و حساب نيز به رهاوى نسبت دادهاند ( ← عليمى حنبلى، 1412، ج 1، ص 336؛ كحّاله، ج 5، ص 292). رهاوى پايان عمر خود را در حرّان سپرى كرد و در 2 جمادىالاولى 612 در 76 سالگى چشم از جهان فروبست و در همانجا بهخاك سپرده شد (ياقوت حموى؛ ابننقطه، همانجاها).


 منابع : ابندمياطى، المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، در احمدبن على خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، او، مدينةالسلام، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، ج 21ـ22، بيروت 1417/ 1997؛ ابنرجب، كتاب الذيل على طبقات الحنابلة، ج 2، در ابنابىيعلى، طبقاتالحنابلة، ج 4، بيروت 1372/1953؛ ابنكثير، البداية و النهاية، چاپ علىشيرى، بيروت 1408/1988؛ ابنمستوفى اربلى، تاريخ اربل، المسمّى نباهة البلد الخامل بمن ورده من الاماثل، چاپ سامى صقار، [بغداد]1980؛ ابنمفلح حنبلى، المقصد الارشد فى ذكر اصحاب الامام احمد، چاپ عبدالرحمانبن سليمان عثيمين، رياض 1410/1990؛ ابننقطه، التقييد لمعرفة رواة السنن و المسانيد، چاپ كمال يوسف حوت، بيروت 1408/1988؛ محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عوّاد معروف، بيروت 1424/2003؛ همو، سير اعلامالنبلاء، چاپ شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت 1401ـ1409/ 1981ـ1988؛ همو، كتاب تذكرةالحفاظ، [چاپ عبدالرحمانبن يحيى معلمى]، حيدرآباد، دكن 1376ـ1377/ 1956ـ1958، چاپ افست بيروت [بىتا.]؛ سمعانى؛ مجيرالدين عبدالرحمانبن محمد عُلَيمىحنبلى، الدرالمنضَّد فى ذكر اصحاب الامام احمد رضىاللّهعنه، چاپ عبدالرحمانبن سليمان عثيمين، ]رياض[ 1412/ 1992؛ همو، المنهجالاحمد فى تراجم اصحاب الامام احمد، ج 4، چاپ ابراهيم صالح، بيروت 1997؛ عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفين، دمشق 1957ـ1961، چاپ افست بيروت [بىتا.]؛ عبدالعظيمبن عبدالقوى مُنذِرى، التكملة لوفيات النقلة، چاپ بشار عوّاد معروف، بيروت 1401/ 1981؛ عبدالقادربن محمد نُعَيمىدمشقى، الدارس فى تاريخ المدارس، بيروت 1410/1990؛ ياقوت حَمَوى.


/ فاطمه صادقى /

نظر شما
مولفان
فاطمه صادقی ,
گروه
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده