رویانی، عبد الوحد

معرف

عبدالواحدبن اسماعيل، فقيه و قاضى شافعى قرن پنجم.
متن

رويانى، عبدالواحدبن اسماعيل، فقيه و قاضى شافعى قرن پنجم. كنيه او ابوالمحاسن و لقبش فخرالاسلام و منسوب به شهر رويان* در طبرستان بود. رويانى در ذيحجه ۴۱۵ زاده شد (سمعانى، ج ۳، ص ۱۰۶؛ ابنكثير، ج ۲، ص ۵۰۱؛ ابنقاضى شهبه، ج ۱، ص ۲۸۷). پدرش، اسماعيلبن احمد و جدّش، ابوالعباس احمدبن محمد رويانى (صاحب الجرجانيّات و قاضىالقضات طبرستان)، عالم دينى بودند ( اسنوى، ج ۱، ص ۲۷۶ـ۲۷۷). رويانى در زادگاه خود، نزد پدر و جدّش علوم مقدماتى را آموخت و سپس براى شنيدن حديث و فراگيرى فقه به شهرهاى متعددى سفر كرد. در آمل از محمدبن عبدالرحمان طبرى و عبداللّهبن جعفر خبّازى، و در سارى از ابراهيمبن محمد مطهرى حديث شنيد. او همچنين از استادانى در شهرهاى خراسان، ماوراءالنهر و بلاد روم، ازجمله نيشابور، مرو، ميافارقين، بخارا و غزنه فقه و حديث آموخت ( فارسى، ص ۳۳۲؛ سمعانى، همانجا؛ ذهبى، ۱۴۱۵، حوادث و وفيات ۵۰۱ـ۵۲۰ه .، ص ۶۳؛ سُبْكى، ج ۷، ص ۱۹۴). برخى از استادان و مشايخ حديثى رويانى عبارتاند از: اسماعيلبن عبدالرحمان صابونى*، عبدالغافربن محمد فارسى، ابوحَفْصبن مسرور ماوردى، محمدبن بيان كازرونى، احمدبن على كُراعى، عبدالصمدبن ابونصر عاصمى، احمدبن محمد بلخى و ناصر مَروزى (ابنخلّكان، ج ۳، ص ۱۹۸؛ ذهبى، ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹، ج ۱۹، ص ۲۶۱؛ همو، ۱۴۱۵؛ سبكى، همانجاها). رويانى در ميان عالمان شافعى جايگاهى والا داشت و پيشواى شافعيان عصر خويش بود و بهسبب تسلط در فقه شافعى او را نادره عصر و شافعىِ روزگار خود خواندهاند. همچنين از او نقل شدهاست كه اگر همه كتابهاى شافعيان در آتش بسوزد، آنها را از حفظ دوباره خواهد نگاشت ( ابنخلّكان، ج ۳، ص ۱۹۸ـ۱۹۹؛ سبكى، ج ۷، ص ۱۹۴ـ۱۹۵؛ اسنوى، ج ۱، ص ۲۷۷). بااينهمه، شمارى از شرححالنگاران امامى او را شيعه دانسته و برآناند كه وى در پوشش مذهب شافعى تقيه مىكردهاست (براى نمونه افندى، ج ۳، ص ۲۷۶ـ۲۷۸؛ آقابزرگ طهرانى، ۱۳۹۲، ص ۱۶۸؛ همو، ۱۴۰۳، ج ۵، ص ۱۱۱). رويانى پس از پايان سفرهاى علمىاش، به طبرستان بازگشت و قاضى آنجا شد. او در آمل مدرسهاى ساخت (اسنوى؛ ابنقاضى شهبه، همانجاها)؛ آنگاه به رى و پس از آن به اصفهان رفت و در هر دو شهر مجلس درس برپا داشت، بهويژه در اصفهان كه در مسجدجامع به املاى حديث مىپرداخت (ابنخلّكان، ج ۳، ص ۱۹۸؛ يافعى، ج ۳، ص ۱۷۱). در جريان سفرهاى علمى او به شهرهايى چون قزوين، مرو، نيشابور، سارى، بغداد، مكه و مدينه بسيارى از طالبان علم از وى حديث شنيدند. برخى از راويان حديث از رويانى عبارتاند از: زاهربن طاهر شحّامى، سليمانبن محمد كرجى، عبدالواحدبن احمد تميمى، ابوطاهر سِلَفى، تركانشاهبن محمد حاجب، احمدبن محمدبن بشار فوشنجى، هبةاللّهبن سعد طبرى، اسماعيلبن غانم، ابوالفتوح طائى، رستمبن هاشم قاضى، اسماعيلبن محمد تَيْمى و فضلاللّهبن على راوندى* (سمعانى، ج ۳، ص ۱۰۶؛ ابننقطه، ج ۲، ص ۷۴۹؛ ذهبى، ۱۴۱۵؛ آقابزرگ طهرانى، ۱۳۹۲، همانجاها). فضلاللّه راوندى بيشتر احاديث كتاب النوادر (مشهور به الجعفريات و الاشعثيات) را از رويانى نقل كردهاست ( ص ۸۱؛ نيز آقابزرگ طهرانى، ۱۴۰۳، ج ۵، ص ۱۱۱ـ۱۱۲، ج ۱۱، ص ۲۵۸). به نوشته آقابزرگ طهرانى (۱۴۰۳، ج ۵، ص ۱۱۱ـ ۱۱۲؛ ۱۳۹۲، همانجا)، وجه انتساب كتابى به نام الجعفريات به رويانى در برخى منابع ( ابنشهرآشوب، ص ۱۴۱؛ بياضى، ج ۱، ص ۱۵۳) همين است و ظاهرآ مراد آنان همين كتاب راوندى بودهاست. منتجبالدينِ رازى* هم در الاربعين با يك يا دو واسطه از رويانى حديث روايت كردهاست ( آقابزرگ طهرانى، ۱۳۹۲، همانجا). رويانى نزد پادشاهان و ديوانسالارانى چون خواجهنظامالملك احترام داشت و از اعتبار اجتماعى برخوردار بود (فارسى، ص ۳۳۲؛ ابنخلّكان، همانجا؛ سبكى، ج ۷، ص ۱۹۴). از ويژگيهاى بارز رويانى را اهتمام او به رسيدگى به نيازمندان و نيز پاسدارى از مذهب خود برشمردهاند ( سمعانى، همانجا؛ ابنجوزى، ج ۱۷، ص ۱۱۳؛ سبكى، همانجا). او باطنيان را آماج حملات تبليغى خود قرار مىداد و نخستين كسى بود كه آنها را تكفير كرد (افندى، ج ۳، ص ۲۷۶). رويانى سرانجام در محرّم ۵۰۲ به دست باطنيان در مسجدجامع آمل بهقتل رسيد (ابنخلّكان، ج ۳، ص ۱۹۹؛ ذهبى، ۱۴۱۵، حوادث و وفيات ۵۰۱ـ۵۲۰ه .، ص ۱۵، ۶۴؛ ابنقاضى شهبه، ج ۱، ص ۲۸۷). رويانى فرزندى به نام ابوالقاسم حَمْد و نيز برادرى به نام ابومسلم داشت كه هر دو از فقها بودند. نواده دخترى او، ابوالفوارس هبةاللّهبن سعد (متوفى ۵۴۷) نيز از عالمان و مدرّسان نظاميه طبرستان بود. فرزند و نواده رويانى هر دو از شاگردان او بودند (سمعانى، همانجا؛ اسنوى، ج ۱، ص ۲۷۷ـ۲۷۸). مشهورترين و مهمترين اثر فقهىِ رويانى، بحرالمذهب است و ازاينرو، در منابع بسيارى او را صاحب البحر خواندهاند (براى نمونه نَوَوى، قسم ۱، جزء۲، ص ۲۷۷؛ سبكى، ج ۷، ص ۱۹۳؛ اسنوى، ج ۱، ص ۱۹۳). اين كتاب از مبسوطترين منابع فقهى شافعيان است كه فقهاى بزرگ شافعى مانند رافعى قزوينى در فتحالعزيز، و محيىالدين نووى در المجموع بسيار به آن استناد كردهاند. عبدالوهاب سُبْكى (ج ۷، ص ۱۹۴) بنمايه اين كتاب را الحاوى ماوردى* دانسته كه مؤلف فروع فقهى ديگرى را بر آن افزودهاست. ديگر آثار فقهى رويانى عبارتاند از: الكافى، حليةالمؤمن، مناصيصالشافعى (نصوص الشافعىالمبتدى، حقيقةالقَولَيْن (كتاب القولين و الوجهين؛ ابنخلّكان، ج ۳، ص ۱۹۸؛ ذهبى، ۱۴۱۵، حوادث و وفيات ۵۰۱ـ۵۲۰ه .، ص ۶۴؛ سبكى، همانجا؛ حاجىخليفه، ج ۱، ستون ۲۲۶، ۶۹۱، ج ۲، ستون ۱۳۶۶، ۱۳۷۸ـ۱۳۷۹، ۱۴۵۶، ۱۹۵۷). ديگر آثار رويانى يا كتب منسوب به او عبارتاند از: التجربة، العوالى، التخبير، التهذيب فى غريبالحديث، التلخيص و جمعالجوامع ( سبكى، ج ۷، ص ۱۹۵؛ حاجىخليفه، ج ۱، ستون ۳۵۵، ۵۱۸، ج ۲، ستون ۱۱۷۸؛ آقابزرگ طهرانى، ۱۳۹۲، ص ۱۶۸؛ همو، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۴، ج ۴، ص ۴۱۹، ج ۵، ص ۱۳۸).


منابع : محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ همو، طبقات اعلامالشيعة: الثقات العيون فى سادس القرون، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲؛ ابنجوزى؛ ابنخلّكان؛ ابنشهرآشوب، معالمالعلماء، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱؛ ابنقاضى شهبه، طبقاتالشافعية، چاپ حافظ عبدالعليمخان، بيروت: عالمالكتب، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛ ابنكثير، طبقات الشافعية، چاپ عبدالحفيظ منصور، بيروت ۲۰۰۴؛ ابننقطه، تكملةالاكمال، چاپ عبدالقيوم عبدربالنبى، مكه ۱۴۰۸ـ۱۴۱۸؛ عبدالرحيمبن حسن اسنوى، طبقاتالشافعية، چاپ كمال يوسف حوت، بيروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛ عبداللّهبن عيسىافندى، رياضالعلماء و حياضالفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم ۱۴۰۱ـ ۱۴۱۵؛ علىبن محمد بياضى، الصراطالمستقيم الى مستحقى التقديم، چاپ محمدباقر بهبودى، [تهران] ۱۳۸۴؛ حاجىخليفه؛ محمدبن احمد ذهبى، تاريخالاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ۵۰۱ـ۵۲۰ه .، بيروت ۱۴۱۵/ ۱۹۹۴؛ همو، سير اعلامالنبلاء، چاپ شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ۱۹۸۸؛ فضلاللّهبن على راوندى، النوادر، چاپ سعيدرضا على عسكرى، قم ۱۳۷۷ش؛ عبدالوهاببن على سُبْكى، طبقات الشافعية الكبرى، چاپ محمود محمد طناحى و عبدالفتاح محمد حلو، [قاهره ]۱۹۶۴ـ[ ۱۹۷۶]؛ سمعانى؛ عبدالغافربن اسماعيل فارسى، المنتخب من كتاب السياق لتاريخ نيسابور، انتخبه ابراهيمبن محمد صريفينى، چاپ محمد عثمان، قاهره ۱۴۲۸/ ۲۰۰۸؛ يحيىبن شرف نَوَوى، تهذيب الاسماء و اللغات، مصر: ادارة الطباعة المنيرية، [بىتا.]، چاپ افست تهران [بىتا.]؛ عبداللّهبن اسعد يافعى، مرآةالجنان و عبرةاليقظان فى معرفة ما يعتبر من حوادثالزمان، حيدرآباد، دكن ۱۳۳۷ـ۱۳۳۹، چاپ افست بيروت ۱۳۹۰ـ۱۹۷۰.


/ فاطمه عربشاهى / 

نظر شما
مولفان
فاطمه عربشاهی ,
گروه
تاریخ علم ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده