روله

معرف

از بزرگ‌ترين قبايل عَنَزه در شمال جزيرة‌العرب، و نيز در بخشى از جنوب سوريه.
متن

رُوَلَه، از بزرگترين قبايل عَنَزه در شمال جزيرةالعرب، و نيز در بخشى از جنوب سوريه. اين قبيله، كه نام آن در منابع رُوّله، رُوّاله، رُوَلا، رُوَيلَه، و رُلَى نيز ذكر شده ( عنزى، ص 286؛ براى آگاهى از تلفظهاى ديگر  ← د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه)، از تيرههاى زايدِ جِلاسى از بطنهاى قبيله ضَنامسلم است ( كحّاله، ج 1، ص 559؛ زَبيدى، ص 1016؛ نيز  ← اوپنهايم[1] ، ص 113). از گذشته قبيله روله اطلاع چندانى در دست نيست. پيش از قرن نهم، اين قبيله در نَجد تحت رهبرى آلقَعقاع، از طوايف قبيله عنزه*، به رياست شيخ قعقاعبن شور ذُهلى بكرى بودهاست ( رويلى، ص 92ـ94)، اما از آن پس ظاهرآ به دنبال تعرضهاى رولهايها به ساكنان نجد، ميان آنها اختلاف افتاد كه با تدبير شخصى بهنام ابنشَعلان به صلح انجاميد. از آن پس، آلشعلان، از ديگر طوايف قبيله عنزه، رهبرى قبيله را در دست گرفتند ( اوپنهايم، ص 102ـ103). با گسترش وهابيت* و سلطهيابى آلسعود از قرن دوازدهم در نجد، قبيله روله به اين فرقه گرويدند، اما براى فرار از پرداخت ماليات و نيز دستيابى به آب و مراتع بهتدريج بهسوى شمال شبهجزيره عربستان مهاجرت كردند و در حدود 1224 تا حدود مصب خابور* در شمال عراق پيش رفتند. بهرغم اين مهاجرت بهنظر مىرسد رولهايها همچنان از سعوديها اطاعت مىكردند، چنانكه در اين سال، پس از درگيرى با دستهاى از سپاهيان تابع پاشاى بغداد در همان حدود و شكست آنان، غنايم را به دِرعيه*، مركز سعوديها، انتقال دادند. در پى مهاجرتهاى رولهايها، كه تا اواسط قرن سيزدهم ادامه داشت، قبيله روله در گسترهاى از شمال عربستان، از جمله صحراى نَفود*، وادى سِرحان*، منطقه ادارى جوف* تا سواحل فرات، و نيز حدود جنوب سوريه پراكنده شدند ( همان، ص 98ـ99؛ حقيل، ج 1، ص 39ـ40؛ فورد[2] ، ص 311؛ نيز  ← >دايرةالمعارف قومنگارى خاورميانه و آسياى مركزى<[3] ، ذيل «عنزه»). قبيله روله بهسبب داشتن گلههاى شتر، معمولا براى استفاده از مراتع، زمستانها در مناطق شمالى عربستان ازجمله واحه جوف و نيز حائل ــكه آلرشيد بر آن حكومت داشتندــ بهسر مىبردند و تابستانها به مناطق جنوبى سوريه در ناحيه حَوْران*، كه در اختيار خاندان وَلْدعلى از تيرههاى قبيله عنزه بود، و نيز بَلقاء* در شمال اردن كوچ مىكردند. ازاينرو رولهايها همواره در اين مناطق با قبايل ساكن بر سر مراتع درگير بودهاند، چنانكه پس از كشمكشهاى طولانى با خاندان ولدعلى توانستند به رياست محمدبن دوخىبن سمير، كه از حمايت عثمانيان برخوردار بود، آنها را در حدود 1287 شكست دهند و در مناطق جنوبى سوريه نفوذ كنند. رولهايها در دهه 1290 به رياست سِطامبن حمد، كه از سلطانعبدالحميد دوم عثمانى (حك : 1293ـ1327) پاشا لقب گرفته بود، قدرت و نفوذ بسيارى يافتند. سلطانعبدالحميد براى جلب حمايت اين قبيله، روستاهايى را به سطام هديه داد (اوپنهايم، ص 99، 103؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص 369ـ371؛ براى آگاهى از قدرت قبيله روله در قرن سيزدهم  ← نجدى، ص 109). در شمال عربستان نيز قبيله روله، براى استفاده از مراتع زمستانى، به حاكمان جوف ماليات مىپرداختند، تااينكه در 1327، در زمان رياست اميرنورىبن هزاعبن نايف شعلان بر اين قبيله، پس از درگيريهاى متعدد موفق شدند بر جوف مسلط شوند (اوپنهايم، ص 99ـ100؛ فورد، همانجا؛ براى درگيرى قبيله روله با ديگر قبايل  ← كحّاله، ج 1، ص560؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص370ـ371). اميرنورى شعلان از رؤساى قدرتمند و پرنفوذ روله بود كه سياستها و تدبيرهايش، سبب ارتقاى جايگاه روله بهويژه در اوايل رياستش شد ( ادامه مقاله). قبيله روله، علاوه بر استخراج و صدور نمك از جوف به جبل دروز و حوران و شرق اردن، كه ثروت بسيارى را نصيب آنها مىكرد، بهسبب همراهىكردن با دولتهاى متعدد در خاورميانه در جنگها در آغاز جنگ جهانى اول (1914ـ1918/ 1332ـ 1337)، به سود بسيارى دست يافتند؛ چنانكه جمالپاشا* (متوفى 1301ش)، از فرماندهان برجسته عثمانى، با پرداخت ماهانه بيستهزار ليره طلا مدتى اميرنورى شعلان را با خود همراه ساخت، اما درنهايت نتوانست نظر مساعد او را براى فتح مصر و سلطه بر آبراهه سوئز جلب كند. نورى شعلان همچنين بهسبب همراهى با نيروهاى فيصل اول، اولين پادشاه عراق، كه با استفاده از ضعف دولت عثمانى در 1336 به جنوب سوريه و دمشق وارد شدهبود، ماهانه سههزار ليره طلا دريافت مىكرد. پس از آنكه فرانسويها سوريه را در 1338/ 1920 اشغال كردند، نورى شعلان با نماينده فرانسه مناسباتى دوستانه برقرار كرد و از طرف اين دولت امنيت كاروانهاى حج را بهعهده گرفت. اين امر به افزايش قدرت روله و در نتيجه، احساس خطر عثمانيان و سعوديها از آنها انجاميد، بهويژه آنكه نورى شعلان قصد داشت براى پسرش نَوّاف حكومت پادشاهى در شمال عربستان ايجاد كند. اما با قدرتگرفتن سعوديها در شمال عربستان و نيز برقرارى مناسباتى نزديك با دولت انگليس، رولهايها به تسليم در برابر قدرت برتر عربستان و نيز همكارى با دولت انگليس وادار شدند، چنانكه نورى شعلان در 1304ش/ 1925 به مكه رفت و براى برقرارى صلح با آلسعود، جوف و وادى سرحان را در 1305ش/ 1926 به آنها واگذار كرد ( اوپنهايم، ص 73ـ76، 105؛ كامينز[4] ، ص 228؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص 371، 375ـ376؛ د.اسلام، همانجا؛ براى شيوه زندگى اين قبيله در اين دوره  ← موزيل[5] ، 1414، ص 723ـ738). قبيله روله با واگذارى مناطق شمال عربستان به آلسعود، بخش عمدهاى از درآمد خود را از دست داد، بهويژه آنكه با گسترش وسايل نقليه و ابزارهاى مكانيكى و استفاده از آنها بهجاى شتر در حملونقل، پرورش شتر در اين قبيله كاهش يافت ( ادامه مقاله). همچنين به دستور عبدالعزيزبن سعود (حك : 1305ـ1332ش)، حق گرفتن «خُوَه»، كه قبايل قوىتر نظير روله براى محافظت و حمايت از قبايل ضعيفتر مىگرفتند، ممنوع شد. بااينحال نورىبن شعلان و نوهاش، امير فَوّازبن نوّاف، در 1315ش/ 1936، با عضويت در مجلس نمايندگان سوريه در حفظ موقعيت قبيله براى برخوردارى از منافع اقتصادى و سياسى كوشيدند (اينگهام[6] ، ص 21؛ كامينز، همانجا؛ عارف ابوربيعه[7] ، ص 5؛ نيز  ← د.اسلام، همانجا). همچنين پيوندهاى خانوادگى ميان خاندان نورىبن شعلان و آلسعود جايگاه اين قبيله را مستحكمتر كرد ( اوپنهايم، ص 107ـ108؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص 377). بااينحال قبيله روله نتوانست به توان اقتصادى و سياسى سابق خود بازگردد، بهويژه با خشكساليهاى دهه 1330ش/ 1950 تا حدود 1341ش/ 1962 در عربستان كه موقعيت اقتصادى اين قبيله را بيش از پيش در معرض خطر قرار داد. همچنين با قدرتيافتن حزب بعث* در سوريه در دهه 1340ش/ 1960 و درنتيجه بروز مشكلات سياسى و اقتصادى براى قبايل، ازجمله روله، بسيارى از افراد اين قبيله از سوريه به عربستان سعودى بازگشتند و داراييهايشان را در سوريه از دست دادند. ازاينرو آنها از طرق مختلف سعى در ايجاد درآمد كردند، چنانكه به دنبال كشف نفت در عربستان سعودى، از نيمه قرن بيستم بسيارى از رولهايها در شركتهاى نفت و نيز گارد ملى[8] تازهتأسيس عربستان مشغول به كار شدند. همچنين گروهى از آنها، به رهبرى شيخ نورىبن فوّاز، در اردن، كالا از عربستان به سوريه قاچاق مىكردند، كه با بستهشدن راههاى صحرايى بين سوريه و اردن توسط مقامات سورى در دهه 1360ش/ 1980 اين فعاليت پايان يافت ( د.اسلام؛ كامينز، همانجاها). قبيله روله را، با اندكى اختلاف، شامل پنج بطن مُرعَض كه آلشعلان از آنها هستند، دُغمان، فُرجه/ فُرَيجَه، قَعقَع/ قَعاقِعه/ قَعقاع، و آلمانع دانستهاند ( كحّاله، ج 1، ص560؛ فؤاد حمزه، ص 179؛ قس اوپنهايم، ص120ـ122، كه كواكبه را بهجاى آلمانع آورده؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص 374، كه از چهار بطن جمعان، كواكبه، قعاقعه و فرجه نام بردهاست؛ براى اطلاع بيشتر از تقسيمبندى بطنها  ← كحّاله؛ اوپنهايم، همانجاها؛ حقيل، ج 1، ص 45ـ48). امروزه قبيله روله غالبآ در شمالغربى عربستان متمركزند و تعداد كمى از آنها در سوريه در مناطق جنوبى دمشق، ازجمله استانهاى حِمص* و دَرعا، و نيز شمال اردن حضور دارند ( كحّاله؛ كامينز، همانجاها؛ لنكستر[9] ، ص 55). اگرچه رولهايها از باديهنشينى فاصله زيادى گرفتهاند، همچنان گروههاى پراكندهاى از آنها زمستان را در مراتع حَماد (در جنوبغربى باديةالشام)، جنوب كوههاى عنزه و نزديك جوف مىگذرانند و در بهار، در كوچى بزرگ به نَفود و در اول تابستان، به مناطق شمالى عربستان ازجمله وادى سرحان مىروند (كحّاله، همانجا؛ احمد وصفى زكريا، ج 2، ص 369؛ د.اسلام، همانجا؛ فورد، ص 311ـ312). در گذشته، قبيله روله در عرضه شتر در بازارهاى عربستان، سوريه، عراق و ديگر كشورهاى همسايه سهم عمدهاى داشته، چنانكه در منابع به گلههاى بزرگ شتر آنها اشاره شدهاست ( موزيل، 2011، ص 202ـ204؛ حقيل، ج 1، ص 41؛ احمد وصفى زكريا، همانجا؛ نيز  ← د.اسلام، همانجا). اما با پيشرفت صنعت در اوايل قرن چهاردهم/ بيستم، بازار تقاضا براى شتران بيشتر به استفاده از گوشت آنها محدود شد، چنانكه تا پيش از جنگ جهانى اول، فروش شتر حدود سىهزار نفر بود، كه پس از آن به نصف رسيد و در سالهاى بعد كاهش يافت ( اوپنهايم، ص 102؛ موزيل، 2011؛ د.اسلام، همانجاها). با وجود اين احمد وصفى زكريا (همانجا) از حدود صدهزار شتر در قبيله روله خبر دادهاست.


منابع: احمد وصفى زكريا، عشائرالشام، دمشق 1983/1403؛ حمدبن ابراهيم حقيل، كنزالانساب و مجمعالآداب، ]بىجا[ 2006؛ محمد رويلى، بنو وائل فى التاريخ: دراسة تاريخية شاملة فى نسب قبيلة عنزةالحالية و علاقتها بوائل ربيعة الشهير، رياض 2007/1428؛ ماجد زَبيدى، معجم انساب قبائلالجزيرة العربية، بيروت 2004/1425؛ مشعل عنزى، موسوعة قبائل عنزةالوائلية فى الجزيرة العربية، بيروت 1429/ 2008؛ فؤاد حمزه، قلب جزيرةالعرب، رياض ?]1352/ 1933[؛ عمررضا كحّاله، معجم قبائل العرب القديمة و الحديثة، دمشق 2011/1432؛ آلويس موزيل، «اخلاق عرب‌الرولة و عاداتهم»، ترجمة محمدبن سليمان سديس، العرب، سال 28، ش 11 و  12 (جماديان 1414)؛ همو، فى‌الصحراء العربية، ترجمه للعربية رزق‌اللّه بطرس، مراجعة و تعليق ناصر محمد عليوى، لندن 2011؛ محمد بسام نجدى، عشائرالعرب: الدرر المفاخر فى اخبار العرب الاواخر، چاپ رمزيه محمد اطرقجى، بيروت2000/1421؛


‘Aref Abu-Rabi‘a, Bedouin century: education and development among the Negev tribes in the twentieth century, NewYork 2001; David Commins, Historical dictionary of Syria, Lanham, Maryland 2004; Encyclopaedic ethnography of Middle-East and Central A sia, vol.1, ed. R. Khanam, New Delhi: Globlal Vision Publishing House, 2005, s.v. "Anaza" (by M.F. Ahmad); EI2, s.v. "Ruwala" (by W. and Fidelity Lancaster); C. Daryll Forde, Habitat, economy and society: a geographical introduction to ethnology, NewYork 1963; Bruce Ingham, Bedouin of northern A rabia: traditions of the al-Dhafir, NewYork 2011; William Lancaster and Fidelity Lancaster, People, land and water in the A rab Middle East: environments and landscapes in the Bilâd ash-Shâm, Amesterdam 1999; Max Freiherr von Oppenheim, Die Beduinen, vol.1, Hildesheim 1983.


/ عبداللّه فرهى /


1. Oppenheim 2. Forde 3. Encyclopaedic ethnography of Middle-East and Central Asia 4. Commins 5. Alois Musil 6. Ingham 7. ‘Aref Abu-Rabi‘a 8. National Guard 9. Lancaster


نظر شما
مولفان
عبد الله فرهی ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده