روغنی قزوینی

معرف

عالم، محدّث و اديب امامى در قرن يازدهم و دوازدهم.
متن

روغنى قزوينى، محمدصالحبن محمدباقر، عالم، محدّث و اديب امامى در قرن يازدهم و دوازدهم. او در 1019 در قزوين بهدنيا آمد. از اوايل زندگى وى، بهويژه تحصيلات و استادانش، در قزوين اطلاعى در دست نيست. او در 1038 به اصفهان مهاجرت كرد و در حوزه درس ميرداماد (متوفى 1042) شركت جست (امين، ج 3، ص 231). حضور او در مجلس درس ميرداماد نشان مىدهد كه او پس از تحصيل مقدمات علوم اسلامى در قزوين و پيش از مهاجرت به اصفهان، صلاحيت علمى درخورى احراز كردهبود. محمدباقر مجلسى (متوفى 1111) اجازه روايتى براى شخصى موسوم به محمدصالح حسينىقزوينى صادر كرده كه به گفته حسينى اشكورى (ص 165) برخى وى را همان روغنىقزوينى دانستهاند (نيز  ← نورى، ص 98، پانويس 4). در صورت درستى اين گزارش، احتمالا روغنى اين اجازه را در دوران حضورش در اصفهان دريافت كردهاست. روغنى پس از وفات ميرداماد به زادگاهش بازگشت و در مدرسه نواب در مجلس درس خليلبن غازى قزوينى* (متوفى 1089) و شيخمحمدكاظم طالقانى (متوفى 1094، اولين شخصيت خاندان برغانى*) حضور يافت (افندى، ج 2، ص 263؛ امين، همانجا). او ظاهرآ مدتى به قندهار تبعيد شدهبود ( روغنىقزوينى، 1374ش، ص 147). پس از آن به مشهد رفت و در آنجا به درخواست شمارى از دوستانش كتاب عيون اخبارالرضا شيخصدوق (متوفى 381) را در 1075 با عنوان بركات المشهد المقدس (قم 1389ش) بهفارسى ترجمه كرد ( حرّعاملى، ج2، ص277؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 3، ص 88، ج 26، ص95). بهگزارش آقابزرگ طهرانى (1403، ج3، ص 88)، روغنى در پايان همين اثر سوگند ياد كرد كه تا آخر عمر از مشهد خارج نشود. بعضى از گزارشها حاكى از مشى اعتدالى وى است، بهويژه در مقابل بعضى از تندروهاى معاصرش؛ مثلا اينكه به نظر او لعن دشمنان اهلبيت با الفاظ كلى كافى است و ذكر نامشان لازم نيست ( روغنىقزوينى، 1388ش، مقدمه فاضلى، ص 39ـ42). او (1388ش، ص 121) همچنين از زيادهروى ميرداماد در انتقاد از شيخبهايى اظهار تعجب كرده و آن را دور از شأن استادش دانستهاست. شرح روغنى بر دفتر چهارم مثنوى مولوى با نام كنوزالعرفان و رموز أصحابالايقان گرايش عرفانى وى را نشان مىدهد (براى برخى ديدگاههاى روغنىقزوينى درباره اوضاع اجتماعى و فرهنگى عصرش  ← روغنىقزوينى، 1388ش، همان مقدمه، ص 39ـ53). حرّعاملى (همانجا) از او با وصف «مولانا ... عالم فاضل» ياد كردهاست، و به گفته امين (ج 2، ص 301)، آنجاهايى كه حرّعاملى درباره معاصرانش لفظ «مولانا» را بهكار بردهاست، دلالت دارد بر اينكه آنها از نظر سن، شأن و مرتبه علمى از او بالاترند. افندى (ج 5، ص110) نيز همان عبارات را در وصف روغنىقزوينى آوردهاست. روغنىقزوينى از پيشگامان ترجمه متون دينى به زبان فارسى در دوره صفوى بود و بيش از بيست عنوان از كتابهاى حديثى و دعاهاى معصومين را به فارسى ترجمه يا شرح كرد ( ادامه مقاله). او در ترجمه روايات غالبآ از ظرافتهاى ادبى بهره گرفتهاست و در موارد بسيارى نثرى مسجع و زيبا دارد. وى مىكوشد تا حد امكان در ترجمه احاديث افزون بر معنا، زيباييهاى ادبى و بلاغى عبارات نيز منتقل شود. او (1360ش، ص20؛ 1388ش، ص 82) دشوارى چنين كارى را يكى از اسبابِ نپرداختن علما به ترجمه احاديث دانستهاست. او اهتمام ويژهاى به نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه داشته و گذشته از ترجمه و شرح كامل اين دو كتاب، منتخباتى از آنها را نيز جداگانه ترجمه و شرح كردهاست، مثلا، ترجمه عهدنامه مالك اشتر ( آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 4، ص 119، ج 14، ص 129)، منشور/ منثور ادب الهى و دستورالعمل كارگاهى، شرحى مبسوط به فارسى بر وصيت امامعلى به امامحسن عليهماالسلام در نامه 31 نهجالبلاغه (همان، ج 14، ص 129، ج 23، ص 15) و ترجمه مناجات خمسة عشر كه بهكوشش جويا جهانبخش در كتاب خِرد بر سر جان در تهران در 1391ش چاپ شدهاست. او همچنين در كتاب الإمامة خود به زبان عربى با استناد به مطالب خطبههاى امامعلى در نهجالبلاغه مسئله امامت را اثبات كردهاست ( همان، ج 2، ص 327ـ328). ترجمه وى از نهجالبلاغه در اصلْ شرحى مزجى و مبسوط بر اين كتاب است ( همان، ج 4، ص 145، ج 14، ص 128ـ 129) و پيش از 1079 تأليف شدهاست. اين اثر در 1321 چاپ و بهاشتباه به ملاصالح برغانى قزوينى (متوفى 1271، از خاندان برغانى*) نسبت داده شدهاست (مدرس تبريزى، ج 2، ص 343؛ امين، ج 3، ص 231). روغنى افزون بر ترجمه صحيفه سجاديه كه به گفته خودش (1388ش، ص 82ـ83) در آن عصر، ترجمه فارسى آن متداول نبود و فقط ملارضاعلى طالقانى به ترجمه آن پرداخته بود (نيز  ← آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 13، ص 351)، صحيفه را نخست به عربى (تأليف در 1073) و سپس به فارسى شرح نيز كردهاست ( همان، ج 4، ص 112، ج 13، ص 352). ترجمه كتاب توحيد مُفضّل*، ترجمه بخشهايى از مُحاضرات الأدباء و مُحاورات الشعراء و البُلغاء راغب اصفهانى (متوفى 502) باعنوان نوادر: ترجمه محاضرات راغب اصفهانى، شرحى فارسى بر دعاى سمات (چاپشده در مجموعه ميراث ماندگار، ج 2، قم 1382ش)، رسالة فى أكل آدم من الشجرة، رسالهاى در محاكمه ميان فقر و ثروت، و المقامات و نوادر الأدب و العلوم از ديگر آثار و ترجمههاى اوست (براى فهرستى از آثار وى  ← همو، 1430، ج 8، ص 283ـ284، ج 9، ص 372؛ روغنىقزوينى، 1388ش، همان مقدمه، ص 7ـ37). روغنىقزوينى در 1116 يا پس از 1117 در مشهد از دنيا رفت و در همانجا بهخاك سپرده شد ( امين، ج 3، ص 185، 231؛ روغنىقزوينى، 1388ش، همان مقدمه، ص 53ـ54). آقاكريم روغنىقزوينى (متوفى 1283)، از مجتهدان اصولى عصر قاجار، از نوادگان محمدصالح روغنى قزوينى بود ( امين، همانجاها). به گفته امين (همانجاها)، خاندان «آل ارجمندى» در قزوين نيز از نوادگان محمدصالح روغنىقزوينىاند.


منابع: محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت 1403/1983؛ همو، طبقات اعلامالشيعة، بيروت 1430/ 2009؛ عبداللّهبن عيسى افندى، رياضالعلماء و حياضالفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم 1401ـ 1415؛ حسن امين، مستدركات اعيانالشيعة، بيروت 1408ـ1416/ 1987ـ1996؛ محمدبن حسن حرّ عاملى، املالآمل، چاپ احمد حسينى، بغداد [? 1385]، چاپ افست قم 1362ش؛ احمد حسينىاشكورى، تلامذةالعلامة المجلسى و المجازون منه، چاپ محمود مرعشى، قم 1410؛ محمدصالحبن محمدباقر روغنىقزوينى، ترجمه و شرح صحيفه كامله سجاديه، چاپ على فاضلى، قم 1388ش؛ همو، حكمت اسلام، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران 1360ش؛ همو، كنوزُالعرفان در رموزُالايقان: شرح اشعار مشكله مثنوى، چاپ احمد مجاهد، تهران 1374ش؛ محمدعلى مدرستبريزى، ريحانةالادب، تهران 1374ش؛ حسينبن محمدتقى نورى، الفيض القدسى فى ترجمة العلامة المجلسى، در مجلسى، ج 102.


/ اسماعيل اثباتى /

نظر شما
مولفان
اسماعیل اثباتی ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده