روضه تسلیم

معرف

مهم‌ترين اثر فارسى بازمانده از اسماعيليه نزارى دوره الموت، كه در ۶۴۰ در قلعه الموت به نگارش درآمده‌است.
متن

روضه تسليم، مهمترين اثر فارسى بازمانده از اسماعيليه نزارى دوره الموت، كه در ۶۴۰ در قلعه الموت به نگارش درآمدهاست. در پايان قديمترين نسخه خطى شناختهشده بهتاريخ ۹۶۷ بهخط محمد طوسى ــكه احتمالا از اعقاب خواجهنصيرالدين طوسى (متوفى ۶۷۲) بوده ــ يادداشتى از خواجهنصير نقل شدهاست حاكى از اينكه وى متن كامل اين كتاب را در شوال ۶۴۰ در حضور صلاحالدين حسن محمود كه خواجه وى را گردآورنده اثر معرفى مىكند، مطالعه كردهاست. در ديباچه كتاب آمدهاست كه اين متن حاصل ثبت «تصورات» نصيرالدين طوسى است كه از قول به كتابت درآمدهاست. در نسخهاى كه اساس چاپ ايوانوف[۱] بودهاست، نويسنده ديباچه خود را محمدبن حسن طوسى معرفى كرده، اما در ديباچه اغلب نسخههاى ديگر، با تفاوتهايى در عبارات، از «محقق طوسى» بهسياق غايب نام برده شده، و اين قرينهاى است بر آنكه متن اصلى از آغاز مشتمل بر اين ديباچه نبودهاست ( ← روضه تسليم، مقدمه هرمان لندلت[۲] ، ص ۴ـ۵). ايوانوف (ص ۵۲۷ـ ۵۳۱) كه اين اثر را به نام خواجهنصيرالدين طوسى منتشر كرده، به بحثانگيز بودن ارتباط آثار او با اسماعيليه اشاره كردهاست. ازهمينرو، بهرغم پارهاى مضامين مشترك ميان روضه تسليم و برخى آثار او ( ← نصيرالدين طوسى، ۱۳۶۱ش، مقدمه دانشپژوه، ص بيستو پنج، يادداشتها، ص ۵۸۲)، انتساب دو اثر اسماعيلى روضه تسليم و مطلوبالمؤمنين به خواجه با نفى يا ترديد برخى محققان روبهرو شدهاست ( ← همان مقدمه، ص ۱۱؛ مدرسرضوى، ص ۳۲۶). مدرسرضوى (همانجا) در نفى اين انتساب دلايلى آوردهاست، ازجمله نبودن ذكرى از اين اثر در فهرست تأليفات خواجه و تفاوت سبك نگارش آن با آثار ديگر او. از روضه تسليم تاكنون فقط چهار نسخه خطى شناسايى شدهاست: ۱) بهخط محمدالطوسى مورخ ۹۶۸؛ ۲) بهخط قاضىمحمد پروازى مورخ ۱۱۷۵؛ ۳) دستنويس تهيهشده بهدست صفىاللّهبيك از روى نسخهاى قديم مورخ ۱۱۷۷؛ ۴) بهخط سيدمنير محمدقاسم بدخشانى مورخ ۱۳۴۲. اصل نسخههاى سه و چهار و تصوير عكسى نسخههاى يك و دو در كتابخانه مؤسسه مطالعات اسماعيلى در لندن نگهدارى مىشوند. روضه تسليم مشتمل بر ۲۸ فصل با عنوان «تصور» است، كه بدين سبب بهنام تصورات نيز شهرت يافتهاست. متن در چاپ ايوانوف (بمبئى ۱۹۵۰) تصور بيستوهشتم را ندارد و وى اين بخش را مفقود دانستهاست، اما در ويرايش جديدِ جلال بدخشانى از اين چاپ، تصور بيستوهشتم با تكيه بر قديمترين نسخه خطى موجود بازسازى و به متن كتاب افزوده شدهاست. طول فصول متفاوت است و گاه، مثلا در مورد تصور دوازدهم (ص ۵۳ـ۵۴)، به نظر مىرسد كه متن آنها طرحى از تصور باشد كه فرصت نوشتن آن بهدست نيامدهاست. در عوض، تصورهاى ۲۲، ۲۴ و ۲۶ طولانىاند و در جاى خود مىتوانند همچون رسالههايى جداگانه تلقى شوند. روضه تسليم در زمانى نگاشته شد كه بيش از ۷۵ سال از اعلام دعوت قيامت از سوى حسن عَلى ذِكْرِهالسلام (۱۷ رمضان ۵۵۹) گذشته و دعوت اسماعيلى با بازگشت به دوران ستر در زمان جلالالدين حسن نومسلمان* (متوفى ۶۱۸) بار ديگر تعبد به مناسك شرعى را پذيرفته و به خلافت عباسى تقرب جسته بود. در اين مدت، افزون بر سير تكاملى دعوت قيامت، تلاش متفكران نزارى براى بهكارگرفتن اخلاق فلسفى بهموازات اخلاق دينى، كه دو كتاب اخلاق محتشمى و اخلاق ناصرى نصيرالدين طوسى در آن سهم درخور توجهى برعهده داشتند، به نتايج مطلوبى رسيده بود؛ اما ساختار فلسفى دعوت در مقايسه با دوره فاطميان مصر (حك : ۲۹۷ـ۵۶۷) بهشكل منسجمى تدوين نيافتهبود. بنابراين، روضه تسليم را بايد همچون دايرةالمعارفى فشرده از معتقدات و آراى كلامى و فلسفى اسماعيليان نزارى دوره الموت بهشمار آورد. بخشى از محتواى اين اثر مشتمل بر تعاريف و مقدماتى است كه بدون توجه به آنها فهم نكات اعتقادى و تمثيلات جهانشناسانه اسماعيلى در ارتباط با مكاتب كلامى و فلسفى مشكل خواهد بود. اين بخش از كتاب با حفظ صبغه اسماعيلى و در قالب اصطلاحات متداول آن دوره مانند تعليم و تسليم، ظاهر و باطن، خلق و امر، تضاد و ترتّب، محسوس و معقول، كشف و ستر، مبدأ و معاد، مشابهت و مباينت، شريعت و قيامت، تفسير و تأويل، مفروغ و مستأنف با تكيه بر متون فلسفى پيشين بهويژه رسائل اخوانالصفاء (براى نمونه ← ج ۳، ص ۱۱۴ـ۱۱۵، ۲۱۲ـ۲۴۸)، و حميدالدين كرمانى (متوفى ۴۱۱؛ ص ۱۵۷ـ۱۷۰) بهنگارش درآمده و منعكسكننده صورت تكامليافته اين اصطلاحات در هر قسمت است. در بخش ديگر از مباحث كتاب، با اتكا به تعاريف ارائهشده، تصويرى جامع از مبانى اعتقادى و اخلاقى اسماعيليه ترسيم مىشود. مآخذ فصلهاى ۲۱ تا ۲۶ و ۲۸، گذشته از قرآن كريم، احاديث نبوى، نهجالبلاغة (خطبه ۶۵)، الصحيفة السجادية (ص ۳۰۶ـ۳۰۸، ۳۸۰ـ۳۸۱، ۴۱۶ـ۴۱۷، ۴۲۰ـ۴۲۱؛ قس روضه تسليم، ص ۱۱۴ـ۱۱۷)، اناجيل اربعه ( ← >دعوتالموت<[۳] ، ص ۲۹۸، پانويس ۴۵)، آراى حسن صباح (متوفى ۵۱۸؛ روضه تسليم، ص ۱۹۵ـ۱۹۶) و منشآت امامان اسماعيلى، بهويژه حسن عَلىذِكْرِهِالسلام (متوفى ۵۶۱؛ همان، ص ۱۰۲، ۱۵۰ـ۱۵۶)، است. تصور بيستوهفتم نيز كه فصلى مستقل و بهمنزله تكملهاى است بر فصلهاى پيشين، نشاندهنده شيوع دعوت اسماعيلى در شبهقاره هند، و وجوه امتياز و اشتراك انديشههاى اسلامى و مذاهب رايج در هند است كه تا حدودى با اتكا بر مطالب شهرستانى در الملل و النحل (ج ۲، ص ۲۵۰ـ ۲۶۲) نوشته شدهاست. كتاب با تأسى به سنّت تدوين كتب «دعوت»، با مقالهاى در خداشناسى، مبتنى بر اين ديدگاه كه براى عقل بشر شناخت و اثبات وجود خدا يا «واجبالوجود» غيرممكن است، آغاز مىشود. آنگاه، نويسنده به اين اصل مىپردازد كه صدور اشيا از حق تنها بر سبيل ابداع محض و اراده حقتعالى تحقق مىپذيرد و «امر» بارىتعالى واسطه بين خالق و مخلوق است. عقل اول بدين طريق بنابر قاعده «از واحد جز واحد صدور نمىيابد» به واسطه امر به وجود آمدهاست؛ و اينكه صدور اشيا از حق بر سبيل فيض است ( ← ابنسينا، ج ۲، ص ۴۰۲ـ۴۰۳)، مبتنى بر مثال و استدلال از مصنوعات خلقى انسان بودهاست. فصلهاى پنجم تا دهم به تعريف و توضيح عقل، نفس، هيولا، طبيعت، جسم، نفس و عقل انسانى، علت پيوستن نفوس انسانى به اجساد بشرى و شمهاى از تركيب جسد انسانى اختصاص يافتهاست. فصل يازدهم به اين نكته اختصاص دارد كه «فصل ذاتى» انسان، برخلاف ديدگاه رايج، نطق نيست، بلكه تعليم و تعلم است. فصل دوازدهم اشارهاى است به تأثير متقابل صفت و موصوف، چگونگى تبديل اخلاق به مكارم، ايجاد صفت بهوسيله موصوف، و ذكر اين مطلب كه «وحدت» صفتى است كه موصوف يعنى حقتعالى آن را وجود دادهاست؛ و آنچه از صفت وحدتْ وجود يابد، «كثرت» و در مقابل وحدت حق باطل خواهد بود. در فصل سيزدهم علوم به چهار نوع ضرورى، نظرى، تعليمى و تأييدى تقسيم شدهاست. فصل چهاردهم در ذكر خير و شر، و حاوى اين نكته است كه در خود ابداع، شرى وجود ندارد. فصلهاى پانزدهم تا بيستويكم به ذكر بهشت، دوزخ، صراطها، برزخها، آدم و ابليس، خلافها در ميان اهل عالم، سبب اندكىِ اهل حق، ديو و پرى و فرشته و ترقى از جسمانيت به روحانيات و از روحانيات به عقلانيات اختصاص يافتهاست. فصلهاى بيستويكم و بيستوهشتم قريب دوسوم حجم كتاب را دربرمىگيرد و مختص مطالبى است كه در آنها مضامين دعوت اسماعيلى پرورده و با انشايى روان عرضه شدهاست. رئوس مطالب اين فصلها عبارتاند از: مبدأ و معاد، تهذيب اخلاق، اقسام تسليم، نبوت و امامت و معجزه، ماهيت سخن، ادوار شش پيامبر اولوالعزم و ظهور دعوت قيامت، كار بتپرستان و رد اقوال ايشان و سؤالاتى كه از امام پرسيده شده و جوابهايى كه امام به سؤالات دادهاست. مخاطب اين سؤالات علاءالدينمحمد (متوفى ۶۵۳)، بيستو ششمين امام از سلسله امامان نزارى الموت، است كه به سؤالات نويسنده يا حسن محمود درباره حلول، اتحاد، سلسله مراتب دعوت اسماعيلى، حدود دين و موضع اسماعيليان در قبال اعمال شرعى جواب دادهاست. شكل مقبول از «اتحاد» كه نصيرالدين طوسى در اوصافالاشراف (ص ۸۹ـ ۹۰) ارائه كرده، با جوابى كه امام نزارى به سؤال خود او دادهاست، سازگارى دارد. تصوير كلى نظريه امامت در روضه تا حدودى مكمل بيان نصيرالدين طوسى در سيروسلوك (ص ۱۷ـ۱۸) است. امام مظهر كلمه اعلى و منبع فيض اوست. همه اكوان عالم در وجود و دوام خويش به وجود و دوام او وابستهاند (ص ۱۳۹، ۱۴۸)، و آمدن خود او به اين عالم جز به منظور وجود بخشيدن و كمال بخشيدن به اكوان نبودهاست (ص ۱۶۰ـ۱۶۱). با آنكه در اصل معناى امام و قائم فرقى نيست، امام «قائم» به امامى گفته مىشود كه در شريعت تصرف كند (ص ۱۵۸ـ۱۵۹). از ويژگيهاى اختصاصى امام اين است كه بهنحو ذاتى صاحب حق است، چنانكه كسى غير از او جز بهواسطه او و با قبول فيض و اثر او صاحب حق نيست (ص ۱۶۱ـ۱۶۲). امام بهواسطه حجت و داعى و معلم و متعلم شناخته مىشود (ص ۱۶۳). از وجوه تمايز دعوت اسماعيليه نزارى اعتقاد به وجوب تعليم در معرفت الهى و «تسليم» متعلم به معلم براى درك حقايق دينى است، و تصور بيستوسوم از روضه تسليم به بيان اقسام تسليم اختصاص يافتهاست. همه مراتب ممكنات در حركت كمالى خود تسليم مرتبه ماوراى خويشاند (ص ۱۳۲ـ۱۳۳). تسليم در مراتب انسانى بدينگونه است كه انسان جاهل و ناقص خود را در تصرف انسان عاقل و كامل قرار دهد تا او را به درجه علم برساند (ص ۱۲۹). در روضه تسليم رابطه نبوت و امامت در چهارچوب نسبت ميان شريعت و تنزيل توضيح داده شدهاست. دريافت حقايق در مرتبه شريعت و تنزيل از راه اسماء حاصل مىشود و مرتبه بعد كه نيل به معانى است، از آنِ امامان صاحب تأويل است. امر الهى در مرتبه نبوت و تنزيل، بهصورت طاعت و عبادت مشترك ميان همگان است و ادراك آن با حس و وهم و خيال حاصل مىشود. اما در مرتبه تأويل، امام انوار امر الهى را بهصورت معرفت و محبت و طاعت حقيقى بر نفوس مستعد مىتاباند (ص ۱۳۴ـ۱۳۶). در روضه تسليم تفسيرى از مفهوم «ستر» ارائه شده كه معناى جديد آن پيشتر، متناسب با تحولات عصر ظهور در اسماعيليه الموت، شكل گرفته بودهاست. روزگار شريعت ظاهرى، در نسبت با قيامت، دوران «ستر» است و زمان قيامت بهاعتبار اينكه در آن معانى باطنى شريعت آشكار مىشود، دور «كشف» بهشمار مىرود. دور كشف با دعوت قائمى آغاز مىشود كه حضورش عين قيامت است (ص۸۰، ۱۳۵، ۱۷۴، ۱۹۲). ستر در كاربرد اوليه آن بر اختفا و غيبت جسمانى امام دلالت مىكرد، اما در اين كاربرد متأخر به معناى پوشيدگى باطن دين و حقيقت امام است. برپايه تأويلى كه در اين كتاب آمدهاست، از دعوت حسن صباح ــكه مسيح دور قيامت خوانده مىشودــ به نفخ صور اول تعبير شده و ظهور معنوى حسنعَلىذِكْرِهالسلام در مقام قائم قيامت، دومين نفخه صور شمرده شدهاست كه دور شريعت با آن پايان مىيابد (ص ۱۹۵ـ۱۹۸، ۱۷۵). هر دورى از قيامت يا شريعت بنابر اقتضا و به امر امام تبديلپذير به ديگرى است، چنانكه در عهد جلالالدين حسن دوره قيامت جاى خود را به روزگار ديگرى از ستر مىدهد كه در آن به فرمان او بار ديگر پيروى از شريعت با اعلام تقيه وجوب مىيابد (ص ۱۴۶؛ نيز ← هاجسون[۴] ، ص ۲۲۸ـ ۲۲۹، ۲۴۱ـ۲۴۲).

منابع : ابنسينا، الشفاء، الالهيات، ج ۲، چاپ ابراهيم مدكور و ديگران، قاهره ۱۳۸۰/ ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ اخوانالصفا، رسائل اخوانالصفاء و خلّانالوفاء، بيروت ۱۳۷۷/۱۹۵۷؛ روضه تسليم، يا، تصورات، [منسوب به] محمدبن محمد نصيرالدين طوسى، تصحيح و ترجمه انگليسى جلال حسينىبدخشانى، لندن: [مؤسسه مطالعات اسماعيليه]، ۲۰۰۵؛ محمدبن عبدالكريم شهرستانى، الملل و النحل، چاپ محمد سيدكيلانى، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛ علىبن ابىطالب(ع)، امام اول، نهجالبلاغة، چاپ صبحى صالح، بيروت ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷، چاپ افست قم [بىتا.]؛ علىبن حسين (ع)، امام چهارم، الصحيفة السجادية، چاپ محمدجواد حسينىجلالى، قم ۱۳۸۰ش؛ احمدبن عبداللّه كرمانى، راحةالعقل، چاپ مصطفى غالب، بيروت ۱۹۶۷؛ محمدتقى مدرس رضوى، احوال و آثار... محمدبن محمدبن الحسن الطوسى، تهران ۱۳۳۴ش؛ محمدبن محمد نصيرالدين طوسى، اخلاق محتشمى، با سه رساله ديگر منسوب به او، چاپ محمدتقى دانشپژوه، تهران ۱۳۶۱ش؛ همو، اوصافالاشراف، چاپ نجيب مايل هروى، مشهد [?۱۳۵۷ش]؛ همو، سير و سلوك، ويرايش و ترجمه انگليسى از جلال حسينى بدخشانى، لندن ۱۹۹۸؛

La Convocation d’A lamût: somme de philosophie ismaélienne = Rawdat al-taslim: le jardin de la vraie foi, [attributed to] Mu¤hammad b. Mu¤hammad Na¤s¦ âr al-D¦ ân T¤ u¦ s¦ â, traduction du persan, introduction et notes par Christian Jambet, Paris ۱۹۹۶; Marshall Goodwin Simms Hodgson, The order of A ssassins, The Hague ۱۹۵۵; W. Ivanow, "An Ismailitic work by Nasirúd-Din Tusi", JRA S, vol.۶۳, no.۳ (July ۱۹۳۱).

/ سيدجلال حسينىبدخشانى /

۱. Ivanow ۲. Herman Landolt ۳. La Convocation d’A lamût ۴. Hodgson

نظر شما
مولفان
سید جلال حسینی بدخشانی ,
گروه
کلام و فرق ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده