روضاتی

معرف

عالم و فقيه‌و كتاب‌شناس صاحب‌نام امامى معاصر.
متن

روضاتى، محمدعلى، عالم و فقيهو كتابشناس صاحبنام امامى معاصر. او در 24 يا 25 آذر 1308 (13 يا 14 رجب 1348) در اصفهان ديده به جهان گشود (جهانبخش، ص 424 و پانويس 1). پدرش محمدهاشم روضاتى چهارسوقى (متوفى 1316ش)، كه خود از عالمان دينى و شاگرد استادان بزرگ حوزه نجف، همچون سيدابوالحسناصفهانى و ميرزامحمدحسين غروىنائينى و شيخمحمدحسين اصفهانى بود، در روزگار جوانى در شط كوفه غرق شد و در نجف به خاك سپرده شد ( ← حرزالدين، ج 3، ص 264؛ روضاتى، 1332ش، ص 105ـ106، 110ـ111). پدر روضاتى، از نوادگان صاحب روضاتالجنات*، سيدمحمدباقر خوانسارى* چهارسوقى (متوفى 1313)، و مادرش دختر سيدحسن چهارسوقى (متوفى 1336ش) بود. سادات روضاتى به عبداللّهبن موسىبنجعفر نسب مىبرند (روضاتى، 1332ش، ص 14؛ درباره خاندان روضاتى ←خوانسارى*، خاندان). سيدمحمدعلى پس از درگذشت پدر، با حمايت و سرپرستى حاجميرزا سيدحسن چهارسوقى پرورش يافت و از او بسيار تأثير پذيرفت. او تحصيلات رسمى را تا اواخر دوره دبيرستان در اصفهان به پايان برد و پس از آن براى تحصيل علوم حوزوى به مدرسه مشهور صدر اصفهان رفت و سطوح حوزوى را تا پيش از درس خارج در آن مدرسه گذراند. از مهمترين استادان او در اين مقطع شيخمحمدحسين مشكى (مقدّس)، شيخمحمدحسن نجفآبادى، شيخهبةاللّه هرندى و محمدرضا جَرقويهاى (صلصالى) بودند كه نزد آنها بهترتيب معالمالاصول، شرح لمعه و مكاسب را خواند. پس از پايان دوره مقدماتى و بخشى از دوره سطح، به قم مهاجرت كرد و نزد مدرّسان فقه و اصول، فقه آموخت. در قم شرح لمعه را نزد آيتاللّه صدوقى، مكاسب را نزد آيتاللّه سلطانىطباطبائى، و كفاية را نزد آيتاللّه شيخمرتضى حائرى فرا گرفت. از برجستهترين استادانش در قم، آيتاللّه حاجآقاحسين بروجردى* بودهاست. اقامت در قم فرصتى براى آشنايى او با بسيارى از معاصرانش فراهم آورد كه از جمله آنها بايد به آيتاللّه مرعشىنجفى* اشاره كرد كه علايق مشترك ميان آن دو به دوستى پايدارى انجاميد (جهانبخش، ص 424ـ425). روضاتى از بسيارى از معاصران خود و شيوخ اجازه چون شيخآقابزرگ طهرانى، سيدصدرالدين صدر، ميرزامحمد طهرانى، عبدالحسين شرفالدين و سيدمحسن امين اجازه روايت دريافت كرد (براى مشايخ روضاتى و متن اجازه سيدهبةالدين شهرستانى به او ← روضاتى، 1332ش، ص 225ـ229؛ جهانبخش، ص 426). روضاتى در فروردين 1333 (شعبان 1373) با دختر سيدمحمدهاشم موسوى غروى ازدواج كرد كه حاصل آن پنج فرزند است ( ← روضاتى، 1378ش، ص 123). او پس از اتمام تحصيلاتش به اصفهان بازگشت و پس از درگذشت آيتاللّه چهارسوقى به تصدى امور شرعى مشغول شد و در كنار آن بهاتفاق شيخمحمدمهدى نوّاب لاهيجانى به تنظيم و تهيه اسناد پرداخت و تا 1357ش به اين كار اهتمام داشت. او در همان ايام در مسجد ميرزامحمدهاشم اقامه نماز مىكرد. روضاتى در سه دهه آخر زندگى، بيشتر خلوتگزينى پيشه كرد و به تحقيق و مطالعه در خانه مشغول بود (جهانبخش، ص 425ـ426)، اما در اين مدت بهسبب دراختيارداشتن مجموعه نفيسى از آثار خطى همواره محل مراجعه محققان بود. وى در پنجشنبه 29 تير 1391 (29 شعبان 1433) در اصفهان و در خانه خود درگذشت و عصر همان روز در تخت فولاد در مقبره خانوادگى به خاك سپردهشد. پس از درگذشت او، شخصيتهاى برجسته دينى مجالس مختلفى در تكريم مقامش برگزار كردند ( ← روضاتى، 1391ش، مقدمه رضا مختارى، ص 12ـ15). آثار روضاتى اندك است، اما بهسبب دقت و تأملات او اهميت بسيار دارد. برخى از اين آثار عبارتاند از: زندگانى آيةاللّه چهارسوقى و رجال ديگر؛ جامعالانساب كه توجه جدّى و تبحر روضاتى را در دانش انساب نشان مىدهد و مجلد نخست آن، بهتنهايى، در شرححال خاندانهاى سادات موسوى است؛ دو گفتار، مشتمل بر دو مقاله بلند از ايشان؛ و دومين دو گفتار كه دو اثر اخير از آخرين تأليفات روضاتى است. بخش اعظم نوشتههاى او در كتابى به نام در پرتو روضات: پنجاه مقاله در تراجم، كتابشناسى، نسخهشناسى و تاريخ منتشر شدهاست. بخش مهمى از نگاشتههاى روضاتى تعليقات او بر آثار منتشر شدهاست. از ميان اين آثار، حواشى او را بر كتاب طبقات اعلامالشيعة و الذريعة الى تصانيفالشيعة شيخآقابزرگ طهرانى، با عنوانهاى تكملة طبقات أعلامالشيعة و تكملةالذريعةالىتصانيفالشيعة، محمد بركت منتشر كردهاست. روضاتى به تصحيح و انتشار آثار خطى نيز توجه خاصى داشت كه از آنجملهاند: تحقيق و شرح روضاتالجَنّات فى تَراجمالعُلماء و السادات، اثر سيدمحمدباقر خوانسارى (متوفى 1313) كه فقط يك مجلد از آن منتشر شد؛ مكارمالآثار، تأليف استادش محمدعلى معلم حبيبآبادى (متوفى 1355؛ ← روضاتى، 1332ش، ص 144ـ148)؛ و عَبِقاتالأنوار اثر ميرحامدحسين كَنتورى (متوفى 1306؛ براى فهرست كاملى از آثار تأليفى و تصحيحى او ← جهانبخش، ص 427ـ432). از ويژگيهاى مهم روضاتى توجه او به كتاب و گردآورى نسخههاى خطى است. چنين علاقهاى در ميان خاندان و اجداد روضاتى ريشهاى كهن داشتهاست (براى كتابخانه پدربزرگ مادرى روضاتى ← روضاتى، 1332ش، ص 47ـ52؛ همو، 1378ش، ص 96ـ115). نياى اعلاى او سيدابوالقاسمبن حسين موسوى مشهور به ميركبير (متوفى 1158) از شاگردان علامه مجلسى كه در خوانسار اقامت داشت، كتابخانهاى گردآورد. بعدها فرزندانش اين كتابخانه را گسترش دادند و با توجه به تمكّن مالى خاندان روضاتى، به جمعآورى نسخههاى نفيس و كتابت نسخههاى خطى اهتمام ورزيدند و فرزندان خود را به استنساخ نسخههاى خطى تشويق كردند. كتابخانه مذكور به نسلهاى بعدى خاندان روضاتى منتقل شده ( ← آقابزرگطهرانى، ج 8، ص 297ـ298؛ روضاتى، 1378ش، همانجا؛ زادهوش، ص140ـ141) و بخشى از آن نيز ارثيه سيدمحمدعلى روضاتى بودهاست. روضاتى در سالهاى تأليف الذريعة الى تصانيف الشيعة* با توجه به دانش گستردهاش و در اختيارداشتن نسخههاى نفيس خطى با شيخآقابزرگ طهرانى مراوده داشت و اطلاعات برخى نسخههايى كه در اختيار داشت يا مشاهده كردهبود، به او منتقل مىكرد. آقابزرگ طهرانى در الذريعة ضمن معرفى و گزارش تاريخچه كتابخانه خانوادگى روضاتى، برخى از آثار افراد اين خاندان و مطالب فراوان ديگرى را بهنقل از روضاتى نامبرده و به اخذ مطالب از او يا وجود نسخهاى نزد او اشاره كردهاست (براى نمونه ← ج10، ص 38، 84ـ85، ج 12، ص 156؛ براى تعابير آقابزرگ طهرانى در اين باره ← زادهوش، ص 144ـ145). زادهوش (ص 145ـ170) فهرست كاملى گردآورده از نسخههايى كه اطلاعات آنها را روضاتى در اختيار آقابزرگ طهرانى قرار داده بودهاست. روضاتى خود نيز به دانش فهرستنويسى علاقه و توجه بسيار داشته و فهرستى از برخى نسخههايى را كه در اختيار داشته، با عنوان فهرست كتب خطى كتابخانههاى اصفهان، در 1341ش در اصفهان منتشر كردهاست. اين فهرست بارديگر با معرفى برخى ديگر از نسخههاى خطى كتابخانه او با عنوان فهرست كتب خطى اصفهان: دو هزار نسخه عربى و فارسى در سه جلد تهيهشده كه تاكنون دو مجلد آن منتشر شدهاست. فهرست مذكور، برخلاف فهرستهاى متداول، فقط مشتملبر معرفى نسخه و خصوصيتهاى آن نيست، بلكه در ذيل بعضى از نسخهها روضاتى مطالب مفصّلى درباره آنها نوشتهاست كه درواقع مقالاتى علمى محسوب مىشوند، از جمله بحث او درباره كتابهاى برهانالسِداد فى شرحالارشاد ( ← ج 1، ص 82ـ89) و تنقيحالمرام ( ← ج 1، ص 169ـ176) يا بحث مفصّل او درباره ابنابىجمهور در معرفى نسخهاى از كتاب عَوالىاللالى العزيزية ( ← ج 2، ص 204ـ228). روضاتى بهرغم دانش گستردهاش بهسبب وسواس بيش از حد كمتر دست به قلم مىبرد، اما همين آثار اندك او قوّت علمى و دانش گسترده وى را بهخوبى نشان مىدهد ( ← جهانبخش، ص 427). روضاتى با بسيارىاز عالمان و شخصيتهاى برجسته معاصر مراوده داشت و برخى از مكتوبات او به آنها در دست است (براى تصاوير اين مكتوبات ← روضاتى، 1391ش، ص 588ـ620؛ حديث عشق 2، دفتر2، ص 573ـ574). رسول جعفريان بسيارى از اين اسناد را همراه اسناد ديگرى از خاندان روضاتى در كتاب اسنادى از خاندان روضاتيان منتشر كردهاست. نمونهاى درخور توجه از مراودات علمى او با عالمان معاصرش، حواشى او بر كتاب جرعهاى از دريا اثر آيتاللّه سيدموسى شبيرىزنجانى و ملاحظات آيتاللّه شبيرى درباره مطالب روضاتى در كتاب دو گفتار و پاسخهاى روضاتى به آنها است ( ← شبيرىزنجانى، ج1، ص 204ـ211). روضاتى نسخههاى خطى نفيس مجموعهاش را براى تصحيح در اختيار مصححان قرار مىداد و بهسبب اهتمامش در تهيه نسخههاى خطى، نسخههاى او عمدتآ يا نسخه اساس در تصحيح بوده يا از نسخههاى بسيارمهم بهشمار رفتهاست.

منابع: آقابزرگ طهرانى؛ جويا جهانبخش، «استاد بزرگوار ما، علامه روضاتى (مد ظله)»، در اسنادى از خاندان روضاتيان، بهكوشش رسول جعفريان، قم: انصاريان، 1382ش؛ حديث عشق 2، دفتر :2 دانشپژوه، نامهها و گفتوگوها، بهكوشش نادر مطلبىكاشانى، محمدحسين مرعشى، تهران: كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى، 1382ش؛ محمد حرزالدين، معارفالرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم 1405؛ محمدعلى روضاتى، در پرتو روضات: پنجاه مقاله در تراجم، كتابشناسى، نسخهشناسى و تاريخ، قم 1391ش؛ همو، دو گفتار پيرامون گوشههايى از احوال و آثار علماء بزرگ خوانسار مهاجر به اصفهان و سيرى در اجازهنامهها، قم 1378ش؛ همو، زندگانى حضرت آيةاللّه چهارسوقى حاوى شرححال بيش از يكصد نفر رجال قرون اخيره، اصفهان ?]1332ش[؛ همو، فهرست كتب خطى اصفهان: دو هزار نسخه عربى و فارسى، قم 1386ش ـ؛ محمدرضا زادهوش، «كتابخانه علامه روضاتى به روايت شيخآقابزرگ تهرانى»، در نسخهپژوهى، دفتر1، بهكوشش ابوالفضل حافظيان بابلى، قم: مؤسسه اطلاعرسانى اسلامى مرجع، 1383ش؛ موسى شبيرىزنجانى، جرعهاى از دريا، قم 1389ش ـ.

/ محمدكاظم رحمتى /

نظر شما
مولفان
محمد کاظم رحمتی ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده