ربیع

معرف

نام ماههاى سوم و چهارم سال در گاه‌شمارى هجرى قمرى و نيز بخشى از سال در همين گاه‌شمارى.
متن

ربيع، نام ماههاى سوم و چهارم سال در گاهشمارى هجرى قمرى و نيز بخشى از سال در همين گاهشمارى. ناميدهشدن دو ماه از سال در گاهشمارى هجرى قمرى به ربيع (به معناى بهار) بحثهاى بسيارى را درباره علت اين نامگذارى درپى داشتهاست. اگرچه واژه ربيع، هم به معناى بهار و هم نام دو ماه سال، در ديگر زبانهاى سامى، ازجمله سريانى (← برن[۱] ، ص ۶۲۹، ستون ۱)، هم بهكار رفتهاست (براى گزارشى درباره شكلهاى سريانى و آرامى اين واژه و نيز بعضى كاربردهاىمختلف واژه ربيع در نقاط مختلف حوزه بينالنهرين و شام ←نولدكه[۲] ، ص ۸۱)، اطلاق صفات اول و آخِر به ماههاى سال در گاهشمارى هجرى قمرى به دورانى بازمىگردد كه براثر اِعمال يك ماه كبيسه در گاهشمارى قمرى، جابهجاييهاى گوناگونى در موقعيت ماههاى سال و بهتبع آن، ترتيب آنها رخ مىداد (← جمادى*). از ديگر سو، كاربرد واژه ربيع بهعنوان بخشى از سال (تقريبآ به معناى فصل بهار) و همزمان تغيير موقعيت ماههاى سال در گاهشمارى هجرى قمرى نسبت به فصول سال شمسى (با توجه به اعمالنشدن هرگونه كبيسه در گاهشمارى هجرى قمرى)، به پيچيدگيهاى شناخت موقعيت ماههاى سال در اين گاهشمارى و ارتباط احتمالى نام ماهها با موقعيت فصلى آنها افزودهاست (براى آگاهى درباره موقعيت ماههاى سال در گاهشمارى هجرى قمرى با توجه به اعمالنكردن كبيسه در اين گاهشمارى ← مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۸۶ـ۹۰؛ درباره موقعيت ماههاى دوگانه با صفت اول و آخر در اين گاهشمارى ← همان، ج ۱، ص ۸۶).بهكاررفتن واژه ربيع، هم به معناى بخشى از سال و هم براى ناميدن دو ماه از سال، از ديرباز مورد توجه واژهشناسان زبان عربى بودهاست (براى نمونه ← ابنسيده، ج ۲، ص ۱۳۷ـ۱۳۸؛ براى گزارش كلى و مفصّل در معنى بخشى از سال (و نه الزامآ به معناى فصل بهار) ← الفوايد الغرر، گ ۲۹پ ـ ۳۲پ؛ زَبيدى، ج۲۱، ص۳۳ـ۳۶). براساس نوشته ابنسيده (ج۲،ص۱۳۷ـ ۱۳۸)، كه زَبيدى نيز بهصورت گستردهتر تكرار كرده، ربيع (علاوهبر نام دو ماه سال) هم معرف فصل بهار و هم پاييز بودهاست.نام ماههاى سوم و چهارم هر سال در گاهشمارى هجرى قمرى بهترتيب ربيعالاول و ربيعالآخر (← بتّانى، ج ۳، ص۱۰۰؛ ابوريحان بيرونى، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹) بوده و ماه چهارم بهصورت ربيعالثانى نيز ثبت شدهاست (← ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۹؛ براى آگاهى از شكلهاى مختلف نام اين ماهها و صورتهاى مختلف لغوى آنها، ازجمله صورتهاى جمع واژه ← قَلقَشندى، ج ۲، ص ۳۷۵؛ سيوطى، المزهر، ج ۲، ص ۲۰۳؛ ليتمان[۳] ، ص ۲۲۸).با توجه به وجود اقوام مختلف عرب در پيش از اسلام در نقاط مختلف شبهجزيره عربستان، نامهاى گوناگونى براى اين دو ماه وجود داشتهاست، ازجمله طاليق (مسعودى، ج ۲، ص ۳۴۹)، خَوّان (ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، همانجا؛ سيوطى، كتاب الشماريخ، ص ۱۳) و مورد (مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۲۸۳) براى ربيعالاول و ناجِر (مسعودى، همانجا)، بُصّان (ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳؛ سيوطى، كتاب الشماريخ، همانجاها) و ملزج (مرزوقى اصفهانى، همانجا) براى ربيعالآخر.در دورهاى از تاريخ جاهلى، كه تاريخ قطعى آن معلوم نيست و احتمالا به دهه اول هجرى منتهى مىشود، ماه ربيعالاول جزو ماههاى حرام بودهاست (← مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۸۹؛ الفوايد الغرر، گ ۴ر).گزارشها درباره زمان ماههاى حرام در زمان عرب جاهلى،كه آن را از دهم ذيحجه تا دهم ربيعالآخر دانستهاند (←مرزوقى اصفهانى؛ الفوايد الغرر، همانجاها)، احتمالا قرينهاى بوده بر اينكه آغاز ماههاى قمرى، علاوهبر رؤيت هلال،با جايگاه فصول و با ظهور منازل قمر در ارتباط بودهاست(← الفوايد الغرر، گ ۳پ كه بهصراحت به نقش سير منازلقمر در ماههاى قمرى اشاره مىكند). دراينصورت، با توجه به انجام نَسىء در دوران جاهليت و اعمال يك ماه كبيسهدر گاهشمارى اين دوران (براى آگاهى بيشتر در اين زمينه← نسىء*؛ نيز ← كبيسه*)، گاهشمارى دوران جاهلى را مىتوان نوعى گاهشمارى شمسى ـ قمرى دانست كه جنبه قمرى آن براساس رؤيت هلال و جنبه شمسى آن براساس موقعيت فصول در يك سال شمسى، ورود خورشيد به هريك از صورتهاى فلكى منطقةالبروج و ظهور منازل قمر تبيين مىشد (براى آگاهى درباره ماهيت گاهشماريهاى شمسى ـ قمرى منطقه بينالنهرين ← عبداللهى، ص ۱۰۴ـ۱۲۷؛ براى گزارشى از چگونگى اعمال نسىء در گاهشمارى عرب جاهلى ← نالينو[۴] ، ص ۸۳ـ۱۰۶).

طول ماههاى قمرى در سنّت حسابى (در مقابل هلالى) نجومى دوره اسلامى به تناوب ۳۰ و ۲۹ روز در طول يك سال محاسبه مىشد و بر اين اساس ربيعالاول سىروز و ربيعالآخر ۲۹ روز قرارداد شده بود (← بتّانى؛ ابوريحان بيرونى، ۱۳۶۲ش، همانجاها). هرچند در محاسبه طول واقعى هر ماه قمرى، چگونگى و زمان رؤيت هلال در آغاز ماه بعدى همواره يك ركن اساسى بوده (← رؤيت هلال*) و بنابراين طول اين دو ماه الزامآ با اين دو عدد برابر نبودهاست.در دوره اسلامى، احكام نجومىِ چندى نيز براى ماههاى ربيعالاول و ربيعالآخر درنظر گرفته شدهاست (← حسنبن بهلول، ص ۲۲۳ـ۲۲۵). در احكام نجومى هر ماه قمرى، اينكه روز اول هر ماه (در اصطلاح احكام نجوم، مدخل ماه) بر كدام روز هفته منطبق است بسيار اهميت داشته و در بسيارى از زيجهاى دوره اسلامى جدولى براى محاسبه مدخل ماهها طراحى شدهاست (براى نمونه ← بتّانى، ج ۲، ص ۷؛ نصيرالدين طوسى، گ ۲۱).وقايع مشهور اسلامى (يا ايّام معظَّمة؛ ← ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۲۵۵) در ماههاى ربيع از مهمترين رويدادها بهشمار مىروند و مورخان مسلمان درباره تاريخ دقيق وقوع آنها اختلافنظر دارند. مهمترين رخدادهاى ماه ربيعالاول، كه مورخان و منجمان دوره اسلامى ذكر كردهاند، عبارتاند از : ولادت و رحلت پيامبر اسلام صلىاللّهعليهوآلهوسلم، هجرت آن حضرت به مدينه و نيز ازدواج ايشان با خديجه سلاماللّهعليها (← مفيد، ص ۴۸ـ۴۹؛ گرديزى، ص۲۱۰؛ الفوايد الغرر، گ ۲۳ر). درباره روز ولادت پيامبر اسلام، دو روز هفدهم و دوازدهم اين ماه ذكر شدهاست. در احاديث شيعه بر روز هفدهم تأكيد و روزهداشتن در اين روز توصيه شدهاست (← مفيد، ص ۵۰؛ الفوايد الغرر، گ ۲۱رـ۲۲پ؛ مجلسى، ج ۱۵، ص ۲۴۸ـ۲۹۴؛ نيز ← افندى[۵] ، ص ۲۷۶، ۲۸۴ كه روايتهاى مختلف درباره اين واقعه را جمعآورى كردهاست). بنابر نوشتههاى ابوريحان بيرونى (۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، همانجا) و گرديزى (ص۲۱۰)، پيامبر در روز دوشنبهاى در ماه ربيعالاول رحلت كردهاست (براى روايتهاى مختلف درباره زمان رحلت پيامبر اسلام ← مجلسى، ج ۲۲، ص ۵۰۳ـ۵۰۶؛ براى بررسى كاملدر اينباره ← شبيرى، ص ۳ـ۱۹؛ نيز ← تارى، ص ۳ـ ۲۰كه بر دوشنبه دوم ربيعالاول تأكيد كردهاست). درعينحال، گفتنى است در تعيين روز دقيق رخدادهايى كه براساسروايات و با تكيه بر تاريخها يا رويدادهاى قبلى يا بعدىمحاسبه مىشوند، توجه به جابهجايى ماههاى قمرى براساس انجام نسىء و قرارگرفتن موقعيتهاى رسمى و آداب مذهبى (ازجمله حج) در ماههايى بهجز آنچه بايد مراسم در آنهابرقرار مىشد، ضرورى است. اين جابهجايى ماهها با تأكيد پيامبر اسلام در خطبه حِجّةالوداع بهپايان رسيدهاست(براى گزارشى درباره يكى از جابهجاييهاى احتمالى و تأثيرآن در تعيين زمان دقيق ولادت پيامبر اسلام ← مجلسى،ج ۱۵، ص ۲۵۲ـ۲۵۳).ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص۳۳۰) روايات مختلفى را درباره روز هجرت پيامبر اسلام از مكه به مدينه و ورود ايشان به شهر مدينه ذكر كردهاست. به نوشته شيخ مفيد (ص ۴۸)، پيامبر شب پنجشنبه اول ربيعالاول از مكه به مدينه هجرت كرد و در همان شب، اميرمؤمنان عليهالسلام در بستر ايشان آرميد (نيز ← ليلةالمبيت*). رويداد ديگر اين ماه ولادت امام جعفربن محمد عليهماالسلام است (طبرِسى، ج ۱، ص ۵۱۴). درباره وفات امامحسن عسكرى عليهالسلام نيز روزهاى چهارم و هشتم ربيعالاول گزارش شدهاست (← مفيد، ص ۴۹؛ طبرسى، ج ۲، ص ۱۳۱)؛ همچنانكه ولادت ايشان را روز هشتم و دهم ربيعالآخر نوشتهاند (← مفيد، ص ۵۲؛ طبرسى، همانجا). رويداد مهم ماه ربيعالآخر، كه مورخان و منجمان به آن پرداختهاند، آتشگرفتن كعبه در حمله حجاجبن يوسف ثقفى* (متوفى ۹۵) در شورش ابنزبير بودهاست (← گرديزى؛ ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، همانجاها؛ حجّاج از ذيقعده ۷۲ مكه را محاصره كرد كه تا جمادىالاولى ۷۳ ادامه يافت و در اين فاصله كعبه را سنگباران كرد و به آتش كشيد).از آداب و رسوم ماه ربيعالاول، كه پس از اسلام نيز برپا مىشد، بازار (سوق) دومَةالجَنَدل، يكى از مهمترين بازارهاى سالانه عربها، بود كه در روزهاى اول تا پانزدهم اين ماه برپا مىشد (← حسنبن بهلول، ص ۲۲۴؛ مرزوقى اصفهانى، ج ۲، ص ۱۶۱ـ۱۶۲).در ادب فارسى نيز به ماههاى ربيع اشاره شدهاست. همه اين اشارات ناظر به جايگاه اين ماهها در طول سال در گاهشمارى هجرى قمرى است (براى نمونه ← فرخى سيستانى، ص ۱۸، بيت ۳۶۴؛ سنايى، ص ۶۲۱، بيت ۳).

منابع : ابنسيده، المحكم و المحيط الاعظم، چاپ عبدالحميد هنداوى، بيروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوريحان بيرونى، الآثار الباقية عن القرون الخالية، چاپ زاخاو، لايپزيگ ۱۹۲۳؛ همو، كتاب التفهيم لاوائل صناعةالتنجيم، چاپ جلالالدين همايى، تهران ۱۳۶۲ش؛ همو، كتاب القانون المسعودى، حيدرآباد، دكن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ محمدبن جابر بتّانى، كتاب الزيج الصابى، اعتنى بطبعه و تصحيحه و ترجمه الى اللغة اللاتينية و علّق حواشيه كارلو آلفونسو نالينو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هيلدسهايم ۱۹۷۷؛ جليل تارى، «تأملى در تاريخ وفات پيامبر (ص)»، فصلنامه تاريخ اسلام، سال ۲، ش ۱ (بهار ۱۳۸۰)؛ حسنبن بهلول، كتابالدلائل، چاپ عكسى از نسخه خطى كتابخانه سليمانيه استانبول، مجموعه حكيماوغلى، ش ۵۷۲، فرانكفورت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاجالعروس من جواهر القاموس، ج ۲۱، چاپ عبدالعليم طحاوى، كويت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴؛ مجدودبن آدم سنايى، ديوان، چاپ مدرس رضوى، تهران ۱۳۸۰ش؛ عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، كتاب الشماريخ فى علم التاريخ، چاپ كريستيان فردريش زيبولد، ليدن ۱۳۱۲/۱۸۹۴؛ همو، المزهر فى علوم اللغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولى، علىمحمد بجاوى، و محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره ]بىتا.[؛ محمدجواد شبيرى، «تحقيقى در روز وفات پيامبر صلىاللّهعيهوآلهوسلم»، تحقيقات اسلامى، سال ۴، ش ۱ـ۲ (۱۳۶۸ش)؛ فضلبن حسن طبرِسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم ۱۴۱۷؛ رضا عبداللهى، تاريخ تاريخ در ايران، تهران ۱۳۶۶ش؛ علىبن جولوغ فرخى سيستانى، ديوان، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۷۱ش؛ الفوايد الغرر و الفرايد الدرر، از مؤلفى ناشناس، نسخه خطى كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، ش ۶۶۷۴؛ قَلقَشندى؛ عبدالحىبن ضحاك گرديزى، زينالاخبار، چاپ عبدالحى حبيبى، چاپ افست تهران ۱۳۴۷ش؛ مجلسى؛ احمدبن محمد مرزوقى اصفهانى، كتاب الازمنة والامكنة، حيدرآباد، دكن ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴؛ مسعودى، مروج (بيروت)؛ محمدبن محمد مفيد، مسارّالشيعة فى مختصر تواريخ الشريعة، چاپ مهدى نجف، بيروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳؛ كارلو آلفونسو نالينو، علمالفلك : تاريخه عند العرب فىالقرون الوسطى، رم ۱۹۱۱؛ محمدبن محمد نصيرالدين طوسى، زيج ايلخانى، نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ش ۱۸۱؛

J. Brun, Dictionarium Syriaco-Latinum, [S.l.]: Beryti Phoeniciorum,Typographia PP.Soc.Jesu, 1895; Mahmoud Effendi,Mémoire sur le calendrier arabe avant l’Islamisme, et sur al naissance et l’âge du prophète Mohammad, Paris 1858; E. Littmann, "Über die Ehrennamen und Neubenenn ungen der islamischen Monate", Der Islam, vol.8 (1918); Theodor Nöldeke, Neue Beiträge zur semitischen Sprachwissenschaft, Strassburg 1910.

/ فريد قاسملو /

1. Brun 2. Nöldeke 3. Littmann 4. Carlo Alfonso Nallino 5. Effendi

نظر شما
مولفان
فرید قاسملو ,
گروه
تاریخ علم ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده