پرچم‌(1) (درفش‌ علم‌ رایت‌ و بیرق‌)

معرف

نمادهای‌ اصلی‌ اقوام‌ و ملتها و دولتها
متن
پرچم‌(1) (درفش‌، عَلَم‌، رایت‌ و بیرق‌)، از نمادهای‌ اصلی‌ اقوام‌ و ملتها و دولتها. این‌ نماد در میان‌ نشانهای‌ حاکمیت‌ (چتر * ، عصا * ، تاج‌ * ، مهر * ، تمغا * ، طراز، طبل‌ و...) امتیاز ویژه‌ای‌ داشت‌. رؤسای‌ قبیله‌، مأموران‌ عالیرتبة‌ دولت‌، فرماندهان‌ نظامی‌، دسته‌های‌ نظام‌، کشتیهای‌ جنگی‌، اصناف‌ و سازمانهای‌ دینی‌ و اجتماعی‌، نظیر طریقتها، نیز پرچمهای‌ خاصی‌ داشتند.پژوهش‌ دربارة‌ پرچم‌ دشوار است‌ و باید همراه‌ با تاریخ‌ ادیان‌ و تاریخ‌ نهادها به‌ بررسی‌ آن‌ پرداخت‌ و در این‌ امر از دانشهایی‌ چون‌ باستان‌شناسی‌، سکه‌شناسی‌، نشان‌شناسی‌ و حتی‌ رمزگشایی‌ از خطوط‌ و اسناد کهن‌ یاری‌ جست‌. این‌ مقاله‌ شامل‌ این‌ بخشهاست‌:تاریخچة‌ پرچم‌ در جهان‌ اسلام‌پرچم‌ در ایران‌پرچم‌ در جهان‌ اسلام‌ معاصرتاریخچة‌ پرچم‌ در جهان‌ اسلام‌. به‌ نوشتة‌ منابع‌ تاریخی‌، دولتهای‌ ترک‌ پیش‌ از اسلام‌ مظاهری‌ حقوقی‌ از قبیل‌ توغ‌ * و پرچم‌ داشته‌اند، و ترکها در دورة‌ زندگانی‌ کوچ‌نشینی‌، در کنار این‌ علامتها، «دمغا» (تمغا) نیز داشته‌اند. در روم‌شرقی‌ هم‌ پرچم‌ اهمیت‌ زیادی‌ داشت‌. میان‌ غنایمی‌ که‌ هراکلیوس‌/ هرقل‌ در 628 میلادی‌ از دستگرد به‌ دست‌ آورد، سیصد پرچم‌ رومی‌ بود که‌ ایرانیان‌ در جنگهای‌ پیشین‌ به‌ غنیمت‌ برده‌ و به‌ عنوان‌ یادبودِ پیروزی‌ نگه‌ داشته‌ بودند. به‌ نوشتة‌ منابع‌ چینی‌، قرقیزها پرچم‌ داشتند و به‌ رنگ‌ قرمز احترام‌ می‌گذاشتند؛ به‌ این‌ ترتیب‌ تلویحاً به‌ قرمز بودن‌ پرچم‌ آنها اشاره‌ کرده‌اند. از کشفیات‌ مهم‌ باستانشناختی‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ در ترکستان‌ شرقی‌، دربارة‌ پرچمهای‌ اویغورها آگاهیهایی‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌ ــ مثلاً در تورفان‌ * دو پرچم‌ کشف‌ شده‌ است‌ که‌ تصویر انسان‌ بر روی‌ آنهاست‌ و به‌ ترکهای‌ مانوی‌ تعلق‌ دارد. به‌ روایت‌ ابن‌فضلان‌ (ص‌ 143ـ144)، اسلاوها در سوگ‌ مردگان‌ خویش‌ پرچمی‌ را تا دو سال‌ بر فراز خانه‌ها افراشته‌ نگاه‌ می‌داشتند.به‌ گفتة‌ مؤلفان‌ اسلامی‌ نظیر گردیزی‌ (قرن‌ پنجم‌)، پچنگها * ، از قبایل‌ باستانی‌ ترک‌، صاحب‌ پرچم‌ بودند (ص‌ 271). اسامی‌ قبایل‌ پچنگ‌، که‌ در منابع‌ روم‌شرقی‌ یافت‌ می‌شوند، بر رنگ‌ دلالت‌ می‌کنند و به‌ عقیدة‌ یک‌ دانشمند مجار احتمالاً از رنگ‌ پرچمهای‌ معمول‌ در میان‌ آنها گرفته‌ شده‌اند. در یکی‌ از آثار کشف‌ شده‌ که‌ به‌ ترکان‌ کوچ‌ کرده‌ به‌ اروپا ــ پروتو بلغارها (بلغارهای‌ نخستین‌) یا پچنگها ــ تعلق‌ دارد، در دست‌ شاهزاده‌ای‌ پرچمی‌ دیده‌ می‌شود که‌ به‌ پرچمهای‌ ینی‌چری‌ * شبیه‌ است‌.ابن‌رسته‌ (متوفی‌ میان‌ سالهای‌ 290 تا 300) می‌نویسد که‌ خزرها * پرچم‌ داشتند، ولی‌ از رنگ‌پرچم‌ آنها نام‌ نمی‌برد (ص‌140). به‌ نوشتة‌ مورخان‌ اسلامی‌ معاصر مغولها، قبیله‌های‌ قپچاق‌ (کومان‌) در فاصلة‌ قرنهای‌ ششم‌ و هفتم‌ پرچمهایی‌ داشته‌اند، ولی‌ رنگ‌ آنها شناخته‌ نیست‌. از حماسة‌ مشهور ایگور (حماسة‌ ملی‌ روسی‌، دربارة‌ جنگ‌ روسها با قپچاقها در قرن‌ ششم‌/ دوازدهم‌) برمی‌آید که‌ قپچاقها که‌ به‌ سمت‌ غرب‌ رفته‌ و با روسها جنگیده‌ بودند، پرچمهای‌ سرخ‌ و سفید داشته‌اند. به‌ روایتی‌، در اوایل‌ قرن‌ هفتم‌/ سیزدهم‌ عده‌ای‌ از قپچاقها به‌ مجارستان‌ پناهنده‌ شدند و پادشاه‌ مجارستان‌ نشان‌ آنها را، که‌ نقش‌ شیر و ستاره‌ و ماه‌ بر زمینه‌ای‌ آبی‌ رنگ‌ بود، در درون‌ نشان‌ سلطنتی‌ خود جای‌ داد و عنوان‌ «سلطان‌ کومانها» را بر عناوین‌ خود افزود. به‌ گفته‌ پلیو ، شاید از روی‌ نگاره‌های‌ کهن‌ چین‌ بتوان‌ دربارة‌ پرچمهای‌ آن‌ دسته‌ از کوچ‌نشینان‌ ترک‌ که‌ در قرنهای‌ پنجم‌ و ششم‌/ یازدهم‌ و دوازدهم‌ با چین‌ مناسباتی‌ داشته‌اند نظریه‌ای‌ به‌ دست‌ آورد.ایرانیان‌ و ترکها، در هر دوره‌ای‌، از پرچمهایی‌ خاص‌ و با رنگها و نقشهای‌ متفاوت‌ استفاده‌ می‌کرده‌اند که‌ در میان‌ آنها بیرق‌ یا پرچم‌ مخصوص‌ فرمانروا امتیازی‌ ویژه‌ داشته‌ است‌ و مظهر حقوقی‌ خاص‌ بوده‌ است‌، مثلاً سَنَجَقِ * ] = پرچم‌ [ تو ـ کیوها نقش‌ سر گرگ‌ داشته‌ است‌. رنگها و نقشهای‌ اینگونه‌ پرچمها برخاسته‌ از باورهای‌ مذهبی‌ کهن‌ و سنتهای‌ تاریخی‌ و دارای‌ ماهیت‌ نمادین‌ بوده‌ و رنگ‌ و نقش‌ آنها در سایر علامتهای‌ حاکمیت‌ نیز به‌کار می‌رفته‌ است‌.قبایل‌ عرب‌ پیش‌ از اسلام‌ نیز پرچم‌ داشتند ] مثلاً بنی‌عبدالدار صاحب‌ اللواء بودند [ ، اما پس‌ از ظهور اسلام‌ و در زمان‌ حضرت‌ محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌ و خلفا رسم‌ استفاده‌ از پرچم‌ رواج‌ بیشتری‌ یافت‌؛ ] به‌ گزارش‌ مورخان‌، پیامبر در همة‌ غزوه‌ها لِواء (و یا رایَت‌) را به‌ حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ می‌سپرد که‌ گاه‌ آن‌ را با وصف‌ «بزرگترین‌» نیز ذکر کرده‌اند [ . در زمان‌ امویان‌ و عباسیان‌ استفاده‌ از بیرقهای‌ مختلف‌ با رنگها و اشکال‌ گوناگون‌ آغاز و مانند گذشته‌ نامهای‌ مختلفی‌ به‌ آنها داده‌ شد. علاوه‌ بر پرچمهای‌ معینی‌ چون‌ عقاب‌، سحاب‌، ظل‌ و لواء الحمد، نامهایی‌ چون‌ علم‌ * ، رایَت‌، عصابه‌، شَطْفَه‌، طَرّاده‌، مِطْرَد، علامت‌ * ، بَنْد و عُقده‌ نیز معمول‌ بود که‌ در زمانها و مکانهای‌ مختلف‌ به‌ پرچمهای‌ مختلف‌ اطلاق‌می‌شد. علاوه‌بر فرمانروایان‌، ولیعهد، رجال‌بزرگ‌ و فرماندهان‌، واحدهای‌ نظامی‌ و قوای‌ بحری‌ که‌ پرچمهایی‌ داشتند، قبایل‌ مختلف‌، سادات‌ و سازمانهای‌ صنفی‌ چون‌ عیاران‌، شَطّاران‌ ( رجوع کنید به شاطر * ) و طریقتهای‌ صوفی‌ نیز پرچمهای‌ ویژه‌ای‌ داشتند. خلفای‌ عباسی‌ برای‌ رؤسای‌ دولتهای‌ تابع‌ خود، با تشریفاتی‌ شکوهمند، همراه‌فرمان‌ و خلعت‌ پرچم‌سیاه‌ می‌فرستادند. عباسیان‌ در مقابل‌ پرچم‌سفید امویان‌ (همچنین‌ امویان‌ اندلس‌) رنگ‌ سیاه‌ را انتخاب‌ کرده‌ بودند و نام‌ و لقب‌ فرمانروا را بر روی‌ پرچم‌ می‌نوشتند. رنگ‌ سبز اغلب‌ خاص‌ اولاد حضرت‌ فاطمه‌ علیهاالسلام‌ بود. در دورة‌ امویان‌ و عباسیان‌، شورشیان‌ پرچمهای‌ خود را از رنگهای‌ مخالف‌ برمی‌گزیدند؛ سیاه‌جامگان‌، سپیدجامگان‌ و سرخ‌ علمان‌ (خرمدینان‌) از آن‌ جمله‌اند.در حکومتهای‌ بزرگ‌ اسلامی‌، علاوه‌ بر رنگ‌ رسمی‌ پرچمهای‌ فرمانروایان‌، از رنگها و نقوش‌ دیگر نیز استفاده‌ می‌شد. شیعیان‌ در مراسم‌ و آیینهای‌ مذهبی‌، چون‌ تعزیه‌، در تکیه‌ها و مقبره‌ها پرچمهای‌ مخصوص‌ می‌زدند و خطیبان‌ مسجدهای‌ جامع‌، شمشیر و پرچم‌ به‌دست‌ می‌گرفتند.پرچم‌ برافراشتن‌، به‌معنای‌ آماده‌شدن‌ برای‌ نبرد و شورش‌ بود، و پرچم‌ سفید نشانة‌ تسلیم‌.دربارة‌ طولونیان‌ (بنی‌طولون‌) جز نوشتة‌ ابن‌واضح‌ (متوفی‌ 284) مُشعر براینکه‌ آنها پرچمهای‌ گوناگونی‌ داشته‌اند، اطلاع‌ دیگری‌ در دست‌ نیست‌ (یعقوبی‌، ص‌ 372).دربارة‌ بیرقهای‌ قراخانیان‌(ایلک‌خانیان‌)، که‌نخستین‌ حکومت‌ ترک‌ مسلمان‌ را در مناطق‌ ترک‌نشین‌ تشکیل‌ داده‌ بودند، آگاهی‌ چندانی‌ نداریم‌. در ترجمة‌ دیوان‌ لغات‌ الترک‌ از «قزل‌ بیرق‌» (پرچم‌ سرخ‌) سخن‌ رفته‌ (کاشغری‌، ج‌3، ص‌183) که‌ مخصوص‌ غزها و ایرانیان‌ باستان‌ و بی‌تردید نشانة‌ جنگ‌ بوده‌ است‌. علی‌ تگین‌، از فرمانروایان‌ قراخانی‌ که‌ بر سمرقند و حوالی‌ آن‌ حکم‌ می‌راند، پرچم‌ سرخ‌ داشت‌، و بیرقداری‌ در کنار سایر سمتهای‌ نظامی‌ قدیم‌، وظیفه‌ای‌ خطیر شمرده‌ می‌شد. به‌ نوشته‌ دیوان‌ لغات‌ الترک‌ (ج‌ 3، ص‌ 41)، وزیرانی‌ که‌ از خاندان‌ سلطنتی‌ یا اشراف‌ بزرگ‌ نبودند، «یُغرُش‌» نامیده‌ می‌شدند و به‌ آنها چتری‌ از ابریشم‌ سیاه‌ داده‌ می‌شد. می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ بیرق‌ و خلعت‌ اعطایی‌ به‌ آنها نیز سیاه‌ بوده‌ است‌، چون‌ در قرون‌ میانه‌ همرنگ‌ بودن‌ این‌ نشانها در میان‌ دولتهای‌ اسلامی‌ و ترک‌ مرسوم‌ بوده‌ است‌. از نقش‌ پرچمهای‌ قراخانیان‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌.سران‌ قبایل‌ سلجوقی‌، به‌ نوشتة‌ بیهقی‌، علامتها یا بیرقهای‌ مخصوص‌ داشته‌اند (ص‌ 575)؛ درباره‌ نقش‌ این‌ پرچمها سندی‌ موجود نیست‌. نخستین‌ پرچمهای‌ قبایل‌ غُز که‌ با تمدن‌ اسلامی‌ انس‌ داشتند اما به‌ آداب‌ و رسوم‌ خود نیز وفادار مانده‌ بودند، محققاً همان‌ پرچمهای‌ قبایل‌ کهن‌ ترک‌ بوده‌ است‌. پس‌ از آن‌ که‌ سلسلة‌ سلجوقی‌ در خراسان‌ پدید آمد و خلافت‌ عباسی‌ عملاً تابع‌ طغرل‌بیگ‌ شد، سلجوقیان‌ از آداب‌ عباسی‌ ـ غزنوی‌ تقلید کردند و مظاهر حکومتیشان‌ رنگ‌ اسلامی‌ گرفت‌. باوجود این‌، برخی‌ سنتهای‌ قبیله‌ای‌ را حفظ‌ کردند، از جمله‌ این‌ که‌ طغرل‌ به‌عنوان‌ علامت‌ توقیع‌ * یا طغرا * از نقش‌ چماق‌ استفاده‌ می‌کرده‌ است‌. لیکن‌ از زمان‌ الب‌ارسلان‌، توقیعها شکل‌ اسلامی‌ یافت‌.سلجوقیان‌ از زمان‌ طغرل‌ پرچم‌ سیاه‌ را همراه‌ با سایر نشانهای‌ قدرت‌ از خلفای‌ عباسی‌ گرفتند. البته‌ بیرقها و سنجقهای‌ دیگری‌ نیز معمول‌ بود. در جنگ‌ ملازگرد، الب‌ارسلان‌ سنجق‌ بزرگی‌ داشت‌ که‌ بر روی‌ آن‌ شهادتین‌ نوشته‌ شده‌ بود، و به‌ گفتة‌ ماتیو ادسایی‌ ، در جنگ‌ بین‌ برکیارق‌ و تتش‌ در 488/ 1095، عده‌ای‌ از سربازان‌ با دیدن‌ سنجق‌ ملکشاه‌ در اردوی‌ برکیارق‌، به‌ او ملحق‌ شدند. ازرقی‌ (متوفی‌ 476) در قصیده‌ای‌ در بارة‌ طغانشاه‌، پرچم‌ سپاه‌ او را قرمز خوانده‌ است‌، و راوندی‌ نیز از بیرقهای‌ قرمز ابریشمین‌ سپاه‌ ارسلان‌بن‌ طغرل‌، فرمانروای‌ سلجوقیان‌ عراق‌، سخن‌ می‌گوید (ص‌288). طغرل‌بیگ‌ نیز در بدو ورود به‌ نیشابور چتر قرمز رنگی‌ بر بالای‌ سر خود داشته‌ است‌. با این‌ حال‌ رنگ‌ پرچم‌ رسمی‌ سلجوقیان‌ معلوم‌ نیست‌ و، به‌ احتمال‌ زیاد، همان‌ رنگ‌ رسمی‌ عباسیان‌ و غزنویان‌، یعنی‌ سیاه‌ بوده‌ است‌. از اشعار شاعران‌ آن‌ دوره‌، چون‌ انوری‌ (ج‌ 1، ص‌ 88) و ظهیر فاریابی‌ (ص‌ 5، 10، 111)، برمی‌آید که‌ پرچمها نقشهایی‌ از قبیل‌ ماه‌، اژدها، شیر، پلنگ‌ و هما (پرندة‌ معروف‌) داشته‌اند، اما معلوم‌ نیست‌ که‌ این‌ نقشها بر روی‌ پرچمها ترسیم‌ گردیده‌ یا بر بالای‌ چوب‌ پرچم‌ نصب‌ شده‌ بوده‌اند. شاید هر دو صورت‌ وجود داشته‌ است‌. «امیرِ علَم‌» یعنی‌ بیرقدار * در تشکیلات‌ سلجوقیان‌ مقام‌ مهمی‌ داشته‌ است‌.سلجوقیان‌ آناطولی‌ (آسیای‌ صغیر، روم‌)، از ابتدای‌ تأسیس‌ سلسله‌، از پرچم‌ به‌ عنوان‌ مظهر حقوقی‌ استفاده‌ می‌کردند. در نخستین‌ جنگهای‌ صلیبی‌ که‌ طی‌ آن‌، ازنیق‌/ نیقیه‌ به‌ تصرف‌ روم‌ شرقی‌ درآمده‌ بود، به‌ نوشتة‌ وقایعنامه‌ای‌ مجهول‌المؤلف‌، به‌ جای‌ پرچم‌ سلجوقیان‌ پرچم‌ امپراتوران‌ روم‌ شرقی‌ بر فراز قلعه‌ نصب‌ شده‌ بود. این‌ منبع‌ رنگ‌ و شکل‌ پرچم‌ آسیای‌ صغیر را ذکر نمی‌کند. در نوشته‌های‌ ناصرالدین‌ یحیی‌بن‌ مجدالدین‌ مشهور به‌ ابن‌بی‌بی‌ (قرن‌ هفتم‌)، واژه‌های‌ سنجق‌ ، پرچم‌ و بیرق‌ * به‌کار رفته‌ است‌ که‌ از آن‌ میان‌ «سنجق‌»، «سنجق‌ سلطانی‌»، و «سنجق‌ سلطنتی‌» را به‌ مفهوم‌ پرچم‌ رسمی‌ دولتی‌ (سلطنتی‌) به‌کار برده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ 119، 170، 174ـ 175). ] وی‌ در شرح‌ جنگ‌ میان‌ سلطان‌ علاءالدین‌ کیقباد سلجوقی‌ و سلطان‌ جلال‌الدین‌ خوارزمشاه‌ به‌ نقش‌ شیر بر پرچم‌ سلجوقیان‌ روم‌ اشاره‌ کرده‌ است‌ (ص‌ 174) [ . وجود «سنجق‌» در اشعار مولانا نیز مؤید صحت‌ نظر ابن‌بی‌بی‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به کلیات‌ شمس‌ ، ج‌2، ص‌15، غزل‌ 549). بعید نیست‌ که‌ در زمان‌ هر سلطان‌، نام‌ و لقب‌ او بر روی‌ سنجق‌ نوشته‌ می‌شده‌ است‌ و سلجوقیان‌ آسیای‌ صغیر نیز، به‌ رسم‌ معمول‌ سلسله‌های‌ گذشتة‌ ترک‌، پرچمهایی‌ به‌ رنگهای‌ گوناگون‌ داشته‌اند که‌ تصاویری‌ بر روی‌ آنها منقوش‌ بوده‌ است‌. از قرار معلوم‌، بر سر چوب‌ این‌ بیرقها هلالی‌ نیز از طلا یا فلز دیگر نصب‌ شده‌ بوده‌ است‌. خیرالله‌ افندی‌ می‌نویسد که‌ سلجوقیان‌ آناطولی‌ به‌ تقلید از مغولها رنگ‌ سفید را برای‌ پرچمهای‌ خود برگزیده‌ بوده‌اند. این‌ ادعا به‌ هیچ‌ سندی‌ متکی‌ نیست‌، ولی‌ بعید نیست‌ که‌ سلجوقیان‌، پس‌ از آنکه‌ به‌ زیر سلطة‌ مغولها درآمدند، در کنار پرچمهای‌ خود از پرچمهای‌ ایلخانیان‌ نیز استفاده‌ کرده‌ باشند. سلجوقیان‌ نیز مانند غزنویان‌، به‌ نشانة‌ وابستگی‌ به‌ عباسیان‌، از رنگ‌ سیاه‌ در بیرقهای‌ خود استفاده‌ می‌کرده‌اند و وظیفة‌ بیرقداری‌ (میرعلم‌ بودن‌) در این‌ دوره‌ نیز وظیفه‌ مهمی‌ بوده‌ است‌.در دورة‌ خوارزمشاهیان‌، که‌ درواقع‌ دنبالة‌ حکومت‌ و تشکیلات‌ سلجوقیان‌ بود، علاوه‌ بر سلطان‌ که‌ پرچم‌ خاصی‌ داشت‌، ولیعهد، اعضای‌ خاندان‌ سلطنتی‌، رؤسای‌ حکومتهای‌ کوچک‌، امرای‌ بزرگ‌، رؤسای‌ قبایل‌ و واحدهای‌ مختلف‌ نظامی‌ نیز پرچمهای‌ ویژه‌ داشتند، و در پیشاپیش‌ کاروانهای‌ حج‌، پرچم‌ حمل‌ می‌شد. رنگ‌ و شکل‌ این‌ پرچمها، طبعاً متنوع‌ بود. ] (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به نسوی‌، ص‌ 23) [ . عمادالدین‌ ابوالفداء اسماعیل‌بن‌علی‌ (672ـ732) می‌نویسد که‌ رجال‌ خوارزمشاهی‌، برحسب‌ سمت‌ خود، نشانهای‌ خاصی‌ داشتند. احتمال‌ می‌رود که‌ نشانهای‌ مخصوص‌ رجال‌ نظامی‌ بر بیرقهایشان‌ منقوش‌ بوده‌ است‌. در نگاره‌ای‌ ایرانی‌ که‌ بخارا را در محاصرة‌ مغولها نشان‌ می‌دهد، پرچم‌ خوارزمشاهیان‌ به‌ رنگ‌ زرد نشان‌ داده‌ شده‌ است‌، ولی‌ چون‌ این‌ نقاشی‌ به‌ زمانهای‌ اخیر تعلق‌ دارد، نمی‌توان‌ آن‌ را ] قاطعانه‌ [ مطابق‌ با واقع‌ دانست‌. بنابر آثار ادبی‌، چترهای‌ این‌ خاندان‌ سیاه‌ بوده‌ است‌. رشیدالدین‌ فضل‌الله‌ همدانی‌ در جامع‌التواریخ‌ (ج‌1، ص‌209؛ نیز رجوع کنید به ج‌3، ص‌2320) از عَلَمی‌ خاص‌ ] بدرقه‌ [ سخن‌ می‌گوید ولی‌ به‌ رنگ‌ آن‌ اشاره‌ای‌ نمی‌کند، لیکن‌ با توجه‌ به‌ سیاه‌ بودن‌ چتر، می‌توان‌ سیاه‌ بودن‌ پرچم‌ را نیز در این‌ دوره‌ محتمل‌ دانست‌. استفاده‌ از پرچمهای‌ مختلف‌ با رنگ‌ و نقشهای‌ گوناگون‌، در سپاه‌ خوارزمشاهیان‌ معمول‌ بوده‌ است‌. چون‌ این‌ خاندان‌ منسوب‌ به‌ طایفة‌ بیگدلی‌ غزها بودند، می‌توان‌ احتمال‌ داد که‌ روی‌ سنجق‌ رسمی‌ آنها تمغا (مهر)های‌ متعلق‌ به‌ آن‌ قبیله‌، همراه‌ با نام‌ و عنوان‌ هر فرمانروا، نقش‌ شده‌ باشد. سمت‌ بیرقداری‌ در این‌ دوره‌ نیز شغل‌ مهمی‌ بوده‌ است‌.از میان‌ اتابکان‌، به‌ گفتة‌ ابن‌اثیر (ج‌ 11، ص‌ 138)، سیف‌الدین‌ غازی‌بن‌زنگی‌، نخستین‌ کسی‌ بود که‌ سنجق‌ بر بالای‌ سرش‌ حمل‌ می‌شد. از این‌ گفته‌ نمی‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ اتابکان‌ قبل‌ از غازی‌بن‌زنگی‌ پرچم‌ نداشته‌اند، چون‌ در دورة‌ سلجوقیان‌، که‌ پیش‌ از این‌ سلسله‌ بودند، بیرق‌ و طبل‌ و علم‌ رواج‌ داشت‌. منظور ابن‌اثیر از حمل‌ سنجق‌ استقلال‌ بوده‌ است‌. محققاً در سپاه‌ اتابکان‌، همانند سلجوقیان‌، پرچمهای‌ مختلف‌ با اشکال‌ و رنگهای‌ گوناگون‌ معمول‌ بود. دربارة‌ رنگ‌ سنجق‌ سلطان‌ فقط‌ شعری‌ از مجد همگر، قصیده‌سرای‌ دربار سعدبن‌زنگی‌ از اتابکان‌ فارس‌، در دست‌ است‌ که‌ در آن‌ به‌ رنگ‌ سیاه‌ اشاره‌ شده‌ است‌ (مجد همگر، ص‌616). چون‌ اتابکان‌ فارس‌ با طایفة‌ سلغر (سالور) غزها نسبت‌ داشتند و خود را سلغریان‌ می‌خواندند و روی‌ سکه‌هایشان‌ تمغای‌ (مهر) سالور می‌زدند، می‌توان‌ احتمال‌ داد که‌ روی‌ سنجق‌ سلطنتی‌ نیز تمغای‌ سالور و نام‌ و لقب‌ سلطان‌ وجود داشته‌ است‌. انتخاب‌ رنگ‌ سیاه‌ برای‌ سنجق‌ و چتر، همانطور که‌ دربارة‌ خوارزمشاهیان‌ دیدیم‌، به‌ این‌ دلیل‌ بوده‌ است‌ که‌ افراد این‌ خاندان‌ هم‌ خود را وارثان‌ حقیقی‌ سلجوقیان‌ می‌دانسته‌اند.دولت‌ ایوبیان‌ که‌ ادامه‌دهندة‌ حکومت‌ اتابکان‌ موصل‌ بود (و مورخان‌ حتی‌ آن‌ را حکومت‌ ترک‌ دانسته‌اند)، مسلماً از حیث‌ سازمان‌ تحت‌تأثیر آداب‌ و سنن‌ فاطمیان‌، سلجوقیان‌ و اتابکان‌ بود، و بنابراین‌، وجود نشانه‌های‌ این‌ سلسله‌ بر پرچمهای‌ آنان‌ طبیعی‌ به‌نظر می‌رسد. صلاح‌الدین‌ ایوبی‌، پس‌ از کسب‌ استقلال‌، تمامی‌ علامتهای‌ حکومتی‌ فاطمیان‌ و اتابکان‌ را پذیرفت‌. در این‌ دوره‌، علاوه‌ بر سنجق‌ سلطنتی‌، پرچمهای‌ متنوع‌ مخصوص‌ شاهزادگان‌، رجال‌ بزرگ‌، فرماندهان‌ و واحدهای‌ نظامی‌ وجود داشت‌. یافعی‌ از سنجق‌ سلطنتی‌ صلاح‌الدین‌ سخن‌ می‌گوید، سایر مآخذ معاصر او نیز، در فتح‌ بیت‌المقدس‌، از وجود پرچمهای‌ زرد رنگ‌ سپاه‌ یاد می‌کنند. رنگ‌ سنجق‌ مخصوص‌ سلطان‌ نیز زرد بود. اما در لشکرکشیهای‌ بعدی‌ ایوبیان‌، پرچمهای‌ قرمز هم‌ وجود داشت‌. می‌توان‌ حدس‌ زد که‌ پرچمهای‌ سیاهی‌ نیز که‌ خلفای‌ عباسی‌ برای‌ ایوبیان‌ می‌فرستادند مورد استفاده‌ قرار می‌گرفت‌. صلاح‌الدین‌ در قاهره‌، همراه‌ سایر نشانهای‌ قدرت‌، برای‌ شاهزادگانی‌ که‌ در سایر نواحی‌ قلمرو او حکومتی‌ نیمه‌مستقل‌ داشتند سنجق‌ و پرچم‌ هم‌ می‌فرستاد، و این‌ رسم‌ در سده‌های‌ میانه‌ در میان‌ تمام‌ دولتهای‌ مسلمان‌ و ترک‌ رواج‌ داشت‌. نوشتن‌ اسامی‌ و القاب‌ شاهزادگان‌ بر روی‌ پرچمها نیز مرسوم‌ بود. در انتخاب‌ رنگ‌ زرد برای‌ سنجق‌، بی‌گمان‌ سنتهای‌ فاطمیان‌ مؤثر بوده‌ است‌، و مردم‌ مصر و سوریه‌ رنگ‌ زرد را رنگ‌ حکومت‌ ایوبیان‌ می‌دانستند، زیرا این‌ سلسله‌ می‌خواست‌ خود را وارثان‌ بحق‌ خاندان‌ چند صدسالة‌ فاطمیان‌ قلمداد کند. در پاره‌ای‌ مآخذ غربی‌ مربوط‌ به‌ صلیبیان‌، علامت‌ هلال‌ دورة‌ ایوبیان‌ مظهر اسلام‌ به‌شمار می‌رفته‌ است‌.از پرچمهای‌ دورة‌ ممالیک‌ اطلاعات‌ وسیع‌ و صریحی‌ دردست‌ است‌. پرچم‌ رسمی‌ را سنجق‌ سلطانیه‌ می‌خواندند. پرچمی‌ که‌ بر بالای‌ سر سلطان‌ یا محل‌ استقرار او نصب‌ می‌شد «عِصابه‌» و قسمتی‌ از آن‌ که‌ از ابریشم‌ بود «شَطْفَه‌» نام‌ داشت‌. این‌ پرچم‌ از ابریشم‌ زرد بود و با الماس‌ و نگینهای‌ گرانبهایی‌ آراسته‌ می‌شد. پرچمهای‌ سلطنتی‌ سنجق‌ خوانده‌ می‌شد و در قاهره‌ در محل‌ خاصی‌ نگهداری‌ می‌گردید؛ این‌ محل‌ در دورة‌ فاطمیان‌ «خزانة‌ البنود» نام‌ داشت‌. روی‌ سنجق‌ سلطان‌، نام‌ و القاب‌ و «رنگ‌» (علامت‌ مخصوص‌) سلطان‌ دوخته‌ می‌شد، مثلاً تصویر شیر (بَرْس‌ ] پلنگ‌ [ ) نشان‌ خاص‌ («رنگ‌») بیبرس‌ بود که‌ هم‌ روی‌ سکه‌ها ضرب‌ می‌شد و هم‌ روی‌ پرچمها نقش‌ می‌گردید. امرای‌ بزرگ‌ صاحب‌ پرچم‌ دارای‌ «رنگ‌» خاص‌ خود بودند که‌ روی‌ پرچمهایشان‌ نقش‌ می‌شد. به‌ گفتة‌ مورخان‌ مصری‌، در دو طرف‌ چتر سلطان‌، به‌دست‌ دو مأمور که‌ شمشیرهای‌ طلا به‌ کمر داشتند، دو پرچم‌ بزرگ‌ به‌ نام‌ «لواءالحمد» حمل‌ می‌شد. علاوه‌ بر آن‌ دو، بیرقهای‌ کوچک‌ دیگری‌ نیز بود که‌ روی‌ آنها آیه‌های‌ فتح‌ و نصر نوشته‌ و بر نوک‌ دستة‌ آنها هلالهایی‌ از طلا یا نقره‌ نصب‌ شده‌ بود. حامل‌ پرچم‌ (سنجق‌) سلطانی‌ «سنجقدار» و حاملان‌ سایر پرچمها «علمدار» خوانده‌ می‌شدند. رنگ‌ مخصوص‌ سلاطین‌ مملوک‌ به‌رسم‌ ایوبیان‌ رنگ‌ زرد بود، و سنجقها و چترهای‌ سلطانی‌ نیز رنگ‌ زرد داشت‌. ادعای‌ بلوشه‌ * در مورد اثرپذیری‌ ممالیک‌ از روم‌شرقی‌ کاملاً خطاست‌. سلاطین‌ مملوک‌ برای‌ فرمانروایان‌ معاصر خود، از جمله‌ خانهای‌ آلتین‌ اردو (اردوی‌ زرین‌)، ضمن‌ ارسال‌ هدایای‌ دیگر پرچمهای‌ سیاه‌ رنگ‌ عباسی‌ و پرچمهای‌ زردرنگ‌ خود را می‌فرستادند. در سفرنامة‌ راهبی‌ اسپانیایی‌ از فرقة‌ فرانسیسکنها (قرن‌ هشتم‌/ چهاردهم‌) آمده‌ است‌ که‌ بر پرچم‌ شام‌، از توابع‌ ممالیک‌، هلالی‌ سفید بر زمینه‌ای‌ زرد نقش‌ بسته‌ بود، و در شهر اسکندریه‌ بیرقی‌ بود که‌ در مرکزِ زمینة‌ زرد آن‌، داخل‌ دایره‌ای‌ سیاه‌ رنگ‌، تصویر شیر دیده‌ می‌شد. در نقشة‌ اسپانیایی‌ کهن‌، موجود در طوپقاپی‌سرای‌، تصاویر تعدادی‌ پرچم‌، از جمله‌ پرچمی‌ به‌ رنگ‌ زرد طلایی‌ با نقش‌ هلالی‌ قرمز رنگ‌، وجود دارد. همچنین‌ بر روی‌ شهر اسکندریه‌، به‌ عنوان‌ پرچم‌ ممالیک‌، پرچم‌ دیگری‌ با زمینة‌ زرد طلایی‌ و دایره‌ای‌ قرمز مشاهده‌ می‌شود. مورد اول‌ سندیت‌ تاریخی‌ ندارد و بیرق‌ دوم‌، به‌ احتمال‌ بسیار ضعیف‌، شاید یادگاری‌ از دورة‌ حکومت‌ بیبرس‌ باشد.امیرنشینهای‌ آناطولی‌ از نیمة‌ دوم‌ قرن‌ هفتم‌، بتدریج‌ در نقاط‌ مختلف‌ آناطولی‌ به‌صورت‌ دولتهای‌ کوچک‌ مستقل‌ تشکیل‌ شدند. این‌ امیرنشینها به‌نام‌ خود سکه‌ می‌زدند و در کتیبه‌های‌ سردر بناها از القاب‌ مطنطن‌ استفاده‌ می‌کردند. بدین‌ ترتیب‌ طبیعی‌ است‌ که‌ بتدریج‌ از بیرقهای‌ خاصی‌ نیز استفاده‌ کرده‌ باشند. از دستورنامة‌ انوری‌ ] شاعر ترک‌ قرن‌ نهم‌ [ برمی‌آید که‌ پرچم‌ کشتی‌ غازی‌ عمربیگ‌، از امرای‌ آل‌آیدین‌، سبز رنگ‌ بوده‌ است‌. به‌ اظهار منابع‌ مصری‌، هنگامی‌ که‌ امرای‌ قره‌مان‌ برای‌ مقابله‌ با فشار مغولها، از ممالیک‌ مصر کمک‌ گرفتند، پرچمهایی‌ نیز از قاهره‌ برایشان‌ فرستاده‌ شده‌ بود. با اینهمه‌ امیرنشینهای‌ قره‌مان‌، مانند سایر همسایگان‌ خود در آناطولی‌، برای‌ خود پرچمهای‌ ویژه‌ای‌ نیز داشته‌اند. در منابع‌ مسیحی‌ مربوط‌ به‌ پادشاهی‌ قبرس‌، از پرچمهای‌ جداگانة‌ مخصوص‌ به‌ امیران‌ آل‌تَکَه‌، علائیه‌ و مَنَوغات‌ سخن‌ رفته‌ است‌. در یکی‌ از کتیبه‌های‌ احمد غازی‌ از آل‌منتشا، در بجین‌، تصویر شیری‌ است‌ که‌ پرچم‌ در دست‌ دارد و روی‌ این‌ پرچم‌ نام‌ احمد غازی‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و این‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در این‌ دوره‌ نیز، به‌ رسم‌ معمول‌ دولتهای‌ ترک‌ سده‌های‌ میانه‌، اسامی‌ و القاب‌ امیران‌ بر روی‌ پرچمها نوشته‌ می‌شده‌ است‌. تصویر شیر بر روی‌ پرچمهای‌ جمهوریهای‌ ایتالیای‌ آن‌ زمان‌ نیز مشاهده‌ می‌شود.در نقشة‌ اسپانیاییِ مذکور روی‌ شهرهای‌ سینوب‌، انطالیه‌ و علائیه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ چشم‌ می‌خورد: پرچم‌ سینوب‌، متعلق‌ به‌ آل‌جندر، با زمینة‌ قرمز و نقش‌ هلال‌ زرد طلایی‌ رو به‌ سمت‌ چپ‌؛ پرچم‌ انطالیه‌، متعلّق‌ به‌ آل‌تکه‌، با زمینة‌ سفید و نقش‌ «مهر سلیمان‌» (ستارة‌ شش‌ پر) که‌ در بالای‌ آن‌ دو خط‌ منکسر سبز رنگ‌ وجود دارد؛ پرچم‌ علائیه‌ با زمینة‌ سفید که‌ تصویر سر مردی‌ با ریش‌ دو شاخه‌ ] مانند رستم‌ [ بر روی‌ آن‌ نقش‌ شده‌ است‌. در کتاب‌ راهب‌ اسپانیایی‌ نیز دو پرچم‌ متعلق‌ به‌ آل‌تکه‌ (انطالیه‌) وجود دارد که‌ حاوی‌ خطوط‌ منکسر پررنگ‌ همراه‌ با نقش‌ مهر سلیمان‌ بر زمینه‌ای‌ سفید است‌. چهار پرچم‌ متعلق‌ به‌ آناطولی‌ نیز وجود دارد که‌ نیمی‌ از زمینة‌ آنها زرد و نیم‌ دیگر سفید است‌ و بر روی‌ آنها علامتهایی‌ قرمز رنگ‌ (به‌ صورت‌ صلیب‌ یا شمشیر) رسم‌ شده‌ است‌. معلوم‌ نیست‌ که‌ این‌ پرچمها به‌ چه‌ امیرنشینهایی‌ تعلق‌ داشته‌ است‌. جز نقش‌ مهر سلیمان‌، که‌ در هر دو منبع‌ روی‌ پرچم‌ آل‌تکه‌ دیده‌ می‌شود، بقیة‌ نقشها اصیل‌ و سنتی‌ به‌نظر نمی‌آیند. به‌سبب‌ کمبود اسناد تاریخی‌، اظهارنظر قطعی‌ دربارة‌ پرچمهای‌ امارات‌ آناطولی‌ غیرممکن‌ است‌.سلطان‌نشین‌ دهلی‌، که‌ ابتدا تابع‌ دولت‌ غوریان‌ بود، علایم‌ حاکمیت‌ خود را از آنان‌ گرفت‌، و غوریان‌ نیز آنها را از غزنویان‌ و سلجوقیان‌ گرفته‌ بودند. پادشاهی‌ دهلی‌ که‌ آیبک‌ آن‌ را بنیاد نهاد و با سلسله‌های‌ ترکی‌ چون‌ خلجیان‌ و تغلقیان‌ ادامه‌ یافت‌ سخت‌ تحت‌تأثیر آداب‌ و رسوم‌ ترکان‌ بود. به‌ نوشتة‌ طبقات‌ ناصری‌ ، پرچمهای‌ غوریان‌ در زمان‌ معزالدین‌ محمدسام‌ سیاه‌ و لعلی‌ (سرخ‌ درخشان‌) بوده‌ است‌. در سپاه‌ غوریان‌، فرماندهان‌ جناح‌ راست‌ (غوریان‌) پرچم‌ سیاه‌ و جناح‌ چپ‌ (ترکان‌) پرچم‌ لعلی‌ داشتند. از مآخذ دورة‌ اَلْتُتمِش‌ و ناصرالدین‌محمد چنین‌ برمی‌آید که‌ این‌ رسم‌ از زمان‌ آیبک‌ آغاز شده‌ و در طول‌ دورة‌ حکومت‌ ممالیک‌ ادامه‌ یافته‌ است‌. به‌ نوشتة‌ امیرخسرو دهلوی‌ در تغلق‌نامه‌ ، در زمان‌ خلجیان‌ و سپس‌ تغلقیان‌، پرچمها به‌ همین‌ صورت‌ بوده‌ است‌ (ص‌106، بیت‌2044). در دورة‌ تغلقیان‌ و شاید هم‌ خیلی‌ پیشتر، سنجق‌ سلطانی‌ را با پرهای‌ طاووس‌ تزیین‌ می‌کرده‌اند، و در زمان‌ جنگ‌ برای‌ اینکه‌ دشمن‌ پرچم‌ فرمانروا را نشناسد، همة‌ پرچمها را پرطاووس‌ می‌زدند. روی‌ سنجقهای‌ تغلقیان‌ تصاویری‌ بوده‌ است‌ که‌ ماهیت‌ آنها روشن‌ نیست‌. چترهایشان‌ نیز مانند بیرقها سیاه‌ و لعلی‌ بوده‌، ولی‌ وجود چترهای‌ قرمز، سفید و سبز در آن‌ دوره‌ نشان‌ می‌دهد که‌ پرچمهایی‌ به‌ این‌ رنگها نیز معمول‌ بوده‌ است‌. به‌طور قطع‌ نمی‌توان‌ گفت‌ که‌ رنگ‌ مخصوص‌ سنجق‌ سلطان‌ سیاه‌ بوده‌ است‌ یا لعلی‌. در کتاب‌ راهب‌ اسپانیایی‌، بیرق‌ پادشاهی‌ دهلی‌ به‌ رنگ‌ سفید با خط‌ عمودی‌ زرد در وسط‌ نشان‌ داده‌ می‌شود که‌ با منابع‌ تاریخی‌ مطابقت‌ ندارد. در منابع‌اسلامی‌ گفته‌شده‌ که‌ در شهر سرای‌، پایتخت‌ آلتین‌ اردو (اردوی‌ زرین‌)، بر بالای‌ اقامتگاه‌ سلطان‌ هلالی‌ از طلا وجود داشته‌ است‌. در کتاب‌ راهب‌ اسپانیایی‌ پرچم‌ آلتین‌ اردو در شهر سرای‌ دارای‌ زمینة‌ سفید با نقش‌ تمغای‌ قرمز است‌. در سکه‌های‌ قپچاقها نیز شکل‌ هلال‌ و تمغا مشاهده‌ شده‌ است‌. بنابراین‌ رنگ‌ سفید و شکل‌ هلال‌ در حکومتهای‌ مغول‌ حائز اهمیت‌ بوده‌ است‌. به‌ نوشتة‌ رشیدالدین‌، خانهای‌ اُردا (اُوردَه‌، اُورْدُو، اردو) حکومت‌ خانهای‌ آلتین‌ اردو را بر خود به‌ رسمیت‌ شناخته‌ بودند و اسامی‌ و القاب‌ فرمانروایان‌ حاکم‌ برخود را روی‌ پرچمهایشان‌ می‌نوشتند (ج‌ 1، ص‌ 711، قس‌ ج‌ 2، ص‌ 1209).در نقاشیهای‌ برخی‌ از نسخه‌های‌ فارسی‌ راجع‌ به‌ تاریخ‌ مغول‌، پرچمی‌ با زمینة‌ آبی‌ و تصویر گرگ‌ و سایر نقوش‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ اثبات‌ مطابقت‌ آنها با واقعیات‌ تاریخی‌ نیاز به‌ تحقیق‌ دارد. به‌ نوشتة‌ حافظ‌ابرو، امیراحمد خلج‌ پرچم‌ سرخ‌ داشته‌ است‌ (ص‌207). در سپاه‌ از پرچمهایی‌ به‌ رنگهای‌ زرد و قرمز نیز استفاده‌ می‌شده‌ و روی‌ آنها تصاویر گوناگونی‌ از قبیل‌ اژدها، شیر، قره‌قوش‌ (نوعی‌ عقاب‌) و شیروخورشید منقوش‌ بوده‌ است‌. احتمال‌ زیاد می‌رود که‌ تمغاهای‌ خصوصی‌ نیز روی‌ پرچمها به‌ کار می‌رفته‌ است‌. در این‌ دوره‌، به‌ مقامات‌ بلندپایه‌ پرچم‌ و طبل‌ و علَم‌ نظامی‌ (به‌ مغولی‌: توغ‌ و کورْگه‌) داده‌ می‌شده‌ است‌.ایلخانیان‌ از سویی‌ تحت‌تأثیر آداب‌ و رسوم‌ کهن‌ مغول‌ ـ ترک‌ و از سوی‌ دیگر تحت‌ تأثیر غزنویان‌ و سلجوقیان‌ بودند و بویژه‌ در مظاهر حقوقی‌ و علامات‌ حکومتی‌ از تمدن‌ سلجوقیان‌ متأثر بودند. بر نوک‌ پرچمها، هلال‌ («ماهچة‌ عَلَم‌») فلزی‌ نصب‌ می‌شد. در قرن‌ هشتم‌ در کتاب‌ راهب‌ اسپانیایی‌، تصویری‌ از پرچم‌ ایران‌ با زمینة‌ زرد و تمغای‌ چهارگوش‌ قرمز در وسط‌ وجود دارد که‌ احتمالاً از آن‌ ایلخانیان‌ است‌. در نسخه‌ای‌ از شاهنامة‌ استنساخ‌ شده‌ در قرن‌ نهم‌ (زمان‌ مغولها) نگاره‌ای‌ وجود دارد که‌ پرچمی‌ را با تصویر شیروخورشید در وسط‌ نشان‌ می‌دهد. این‌ پرچم‌ محققاً متعلق‌ به‌ ایلخانیان‌ است‌، زیرا آنها این‌ نقش‌ را روی‌ سکه‌های‌ خود نیز به‌کار می‌بردند.تیموریان‌ یا گورکانیان‌ ایران‌ (771ـ911) بیرق‌ خود را از مغولها تقلید کردند. علاوه‌ بر سنجق‌ (توغ‌) سفید سلطانی‌، به‌ نوشتة‌ منابع‌ تاریخی‌، در اردو از پرچمهای‌ زرد، قرمز، بنفش‌ و سفید استفاده‌ می‌کردند. شاهزادگان‌ و امرای‌ بزرگ‌ و واحدهای‌ نظامی‌ پرچمهای‌ جداگانه‌ داشتند. محمدمیرزا، نوة‌ تیمور، در جنگ‌ آناطولی‌ هریک‌ از واحدهای‌ نظامی‌ خود را با لباسها و بیرقهایی‌ به‌ رنگ‌ جداگانه‌ تجهیز کرده‌ بود. پرچمهای‌ تیموریان‌ نیز، چون‌ ایلخانیان‌، دارای‌ هلالی‌ فلزی‌ بر نوک‌ دسته‌، و اشکال‌ متنوعی‌ در وسط‌ بود. احتمال‌ قوی‌ می‌رود که‌ جز اشکال‌ و صور، نقش‌ تمغاهای‌ اختصاصی‌ نیز روی‌ پرچمها وجود داشته‌ است‌. در سپاه‌ بابر، مؤسس‌ تیموریان‌ هند، از پرچمهای‌ زرد و قرمز استفاده‌ می‌شده‌ ولی‌ رنگ‌ سنجق‌ اصلی‌ سلطانی‌ مشخص‌ نیست‌.قراقوینلوها به‌ نشانة‌ اتحاد قبایل‌ قراقوینلو تصویر گوسفند سیاهی‌ را روی‌ پرچمهایشان‌ نقش‌ می‌کردند. تصور می‌رود که‌ پرچم‌ سلطانی‌، زمینه‌ای‌ سفید با تصویر گوسفند سیاه‌ شاید هم‌ نام‌ و مهر سلطان‌ داشته‌ است‌. می‌توان‌ حدس‌ زد که‌ علایم‌ تزیینی‌ مخصوص‌ فتح‌ و ظفر نیز بر پرچمهای‌ آنان‌ نقش‌ بسته‌ بوده‌ است‌. قراقوینلوها با وجود شیعی‌ بودن‌، در قبال‌ تسلط‌ پیروان‌ مذهب‌ تسنن‌ در آن‌ روزگار، در پرچمها و سایر علایم‌ حکومتی‌ خود تمایلات‌ مذهبی‌ خویش‌ را منعکس‌ نکرده‌اند.آق‌قوینلوها ضمن‌ حفظ‌ بخشی‌ از آداب‌ و رسوم‌ عشیره‌ای‌، از تشکیلات‌ دولتی‌ جلایریان‌ و تیموریان‌ تقلید می‌کردند، و به‌ همین‌ دلیل‌ تأثیر سلسله‌های‌ اخیر در پرچمهای‌ آق‌قوینلوها مشهود است‌. به‌ گفتة‌ منابع‌ تاریخی‌، سنجق‌ سلطنتی‌ آق‌قوینلوها سفید بوده‌ است‌، همچنین‌ پرچمهایی‌ با تصویر گوسفند سفید، به‌ نشانة‌ اتحاد قبایل‌ آق‌قوینلو، به‌ کار می‌برده‌اند. واحدهای‌ مختلف‌ نظامی‌ زیر فرمان‌ امرای‌ بزرگ‌ پرچمهای‌ جداگانه‌ داشته‌اند و پرچمهای‌ دیگری‌ نیز با رنگهای‌ مختلف‌ و نقش‌ نام‌ فرمانروا و آیه‌های‌ فتح‌ یا تمغای‌ بایندر * بر روی‌ آنها وجود داشته‌ است‌. بر روی‌ پرچم‌ این‌ سلسله‌ در موزة‌ طوپقاپی‌سرای‌ نام‌ حسن‌ بهادر دیده‌ می‌شود (اوزن‌ چارشیلی‌،تصویر ش‌45). تصویر شیر و خورشید در سکه‌های‌ برخی‌ از فرمانروایان‌ این‌ سلسله‌ و بعضی‌ سلسله‌های‌ دیگر ترک‌ فقط‌ نقشی‌ نجومی‌ است‌ نه‌ مظهر حکومت‌. با وجود این‌، می‌توان‌ حدس‌ زد که‌ به‌ منزلة‌ نقش‌ نیز در بعضی‌ پرچمها به‌ کار رفته‌ باشد. احتمالاً نقوش‌ معمول‌ در پرچمهای‌ سلسله‌های‌ ترک‌ ایران‌ در زمان‌ آق‌قوینلوها نیز مرسوم‌ بوده‌ است‌.دربارة‌ بیرقهای‌ امپراتوری‌ عثمانی‌، یعنی‌ پایه‌گذار مهمترین‌ و پردوامترین‌ تشکیلات‌ سیاسی‌ دورة‌ اسلامی‌، مدارک‌ و اسناد فراوانی‌ به‌ صورت‌ منابع‌ تاریخی‌ و ادبی‌، نقشه‌، اسناد رسمی‌، نقاشی‌ و اصل‌ پرچمهای‌ نگهداری‌ شده‌ در موزه‌ها موجود است‌. اطلاعات‌ موجود در سفرنامه‌ها و سفارتنامه‌های‌ قرنهای‌ دهم‌ تا سیزدهم‌ تعدادی‌ نقاشی‌ و طرح‌ و آثار مؤلفانی‌ چون‌ مارسیلی‌ ، دسن‌ ، و فون‌ هامر نیز بخشی‌ از این‌ مدارک‌ است‌.پرچمی‌که‌ حاکم‌ سلجوقی‌ قونیه‌ همراه‌ با سایر علایم‌ حاکمیت‌ برای‌ غازی‌ عثمان‌ فرستاده‌ بود، رنگ‌ سفید داشت‌ و می‌توان‌ گفت‌ که‌ از پرچم‌ ایلخانیان‌ اقتباس‌ شده‌ بوده‌ است‌. با وجود این‌، از نوشتة‌ عاشق‌ پاشازاده‌ چنین‌ برمی‌آید که‌ عثمانیان‌ در قرن‌ نهم‌ از قماش‌ قرمزی‌ که‌ در آلاشهر بافته‌ می‌شد پرچم‌ و خلعت‌ می‌دوختند. از گفته‌های‌ طورسون‌بیگ‌ (معاصر سلطان‌محمد فاتح‌) معلوم‌ می‌شود که‌ ناوگان‌ و نیروی‌ دریایی‌ عثمانی‌ از پرچم‌ قرمز و ینی‌چریها از پرچم‌ سفید استفاده‌ می‌کرده‌اند.عثمانیان‌ از قرن‌ هشتم‌، همانند سایر دولتهای‌ ترک‌، پرچمهای‌ مختلف‌ به‌کار می‌بردند. در قرن‌ نهم‌ علاوه‌ بر سنجقهای‌ سلطانی‌ پرچمهای‌ دیگری‌ نیز بود که‌ به‌ اجاقهای‌ قاپی‌قولی‌ (مراکز پاسداران‌ ینی‌چری‌)، رجال‌ دولتی‌، بیگلربیگیها، سنجق‌ بیگیها، فرمانده‌ و رؤسای‌ ناوگان‌، مراکز ناویان‌ و کشتیهای‌ بازرگانی‌ تعلق‌ داشت‌. این‌ پرچمها رنگها و نقشهای‌ مختلف‌ داشتند. برای‌ مثال‌، لنگر کشتی‌، کلید، ماهی‌ و جز آنها نشانه‌های‌ ویژه‌ پرچمهای‌ گردانهای‌ مختلف‌ سپاه‌ ینی‌چری‌ بود و افراد این‌ گردانها این‌ نقشها را با مرکّب‌ یا باروت‌ بر بازو یا ساق‌ پای‌ خود خالکوبی‌ می‌کردند. در تاریخ‌ عسکری‌ عثمانی‌ تألیف‌ جواد پاشا به‌ نقل‌ از مارسیلی‌ به‌ این‌ علامتها اشاره‌ شده‌ است‌. بعدها علامتهایی‌ چون‌ توپ‌ و خمپاره‌ نیز بر روی‌ پرچمهای‌ واحدهای‌ نظامی‌ از قبیل‌ توپچیان‌، لَغَمچیان‌ (نقب‌زنان‌) و خمپاره‌اندازان‌ مشاهده‌ می‌شود.در قرن‌ نهم‌ و دهم‌ اطلاق‌ صفت‌ آق‌بیرق‌ (سفیدْ پرچم‌) به‌ ینی‌چریها یا سرخ‌ بیرق‌ به‌ دستة‌ سپاه‌، زرد بیرق‌ به‌ دستة‌ سلاحدار و آلاجه‌ بیرق‌ (دارای‌ پرچم‌ رنگارنگ‌) به‌ دستة‌ متوسط‌ و پایین‌، به‌دلیل‌ رنگ‌ پرچمهایشان‌ بوده‌ است‌. عثمانیان‌ در انتخاب‌ رنگ‌ پرچمهایشان‌ تحت‌تأثیر سلجوقیان‌ (سیاه‌)، ممالیک‌ (زرد)، قبایل‌ مختلف‌ ترک‌ مخصوصاً قراخانیان‌/ ایلک‌خانیان‌ (قرمز) و ایلخانیان‌ (سفید) بوده‌اند و ادعای‌ مربوط‌ به‌ تقلید کردن‌ آنها از روم‌شرقی‌ یا چین‌ بی‌پایه‌ است‌.رنگ‌ سفید از زمان‌ ایلخانیان‌ به‌عنوان‌ رنگ‌ پرچم‌ امپراتوری‌ در آناطولی‌ معمول‌ بوده‌ و سلاطین‌ عثمانی‌ قبل‌ از سلطان‌ محمدفاتح‌، لااقل‌ از زمان‌ ایلدرم‌ بایزید (حک : 792ـ805)، از پرچم‌ سفید استفاده‌ می‌کرده‌اند. پرچم‌ مخصوص‌ پادشاه‌ در دورة‌ سلطان‌محمد فاتح‌ آق‌سنجق‌ (پرچم‌ سفید) بوده‌ که‌ به‌ نوشتة‌ منابع‌ مختلف‌، در زمان‌ بایزید دوم‌، سلیم‌ اول‌ و سلیمان‌ قانونی‌ تغییر نکرده‌ بوده‌ است‌. در قرنهای‌ بعد، سنجق‌ شریف‌، یعنی‌ پرچم‌ مقدس‌ که‌ گفته‌ می‌شد از آنِ پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و سلم‌ بوده‌ و به‌ عثمانیان‌ انتقال‌ یافته‌، اهمیت‌ زیادی‌ کسب‌ کرد.در سالهای‌ اول‌ سلطنت‌ سلیمان‌ قانونی‌ (926ـ974) پرچم‌ سفید (مخصوص‌ ینی‌چری‌)، رنگارنگ‌، قرمز و زرد (مخصوص‌ واحدهای‌ نظامی‌) معمول‌ بود و به‌ ادعای‌ عالی‌، وقایع‌نویس‌، در قرن‌ دهم‌، در نتیجة‌ گسترش‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ به‌ شش‌ رنگ‌ رسیده‌ بود؛ یعنی‌ به‌ پرچمهای‌ ینی‌چری‌، رنگهای‌ سبز و سیاه‌ افزوده‌ شده‌ بود. در زمان‌ سلیمان‌ قانونی‌، استفاده‌ از چهار رنگ‌ (سفید، قرمز، زرد و رنگارنگ‌) به‌وسیلة‌ ینی‌چری‌ صورت‌ اصل‌ و قاعده‌ را داشت‌ و تحویل‌ سه‌ سنجق‌ به‌ رنگهای‌ سفید، قرمز و سبز و دو پرچم‌ قرمز و سبز و دو پرچم‌ قرمز و رنگارنگ‌ به‌ ابراهیم‌ پاشای‌ صدراعظم‌، فرمانده‌ سپاه‌ در لشکرکشی‌ به‌ مجارستان‌، نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ رنگها خاص‌ پرچمهای‌ نیروهای‌ سلطان‌ بوده‌ است‌.از اشعار شاعرانی‌ چون‌ خیالی‌، سوزی‌ و چمچق‌ محمد چلبی‌ برمی‌آید که‌ بیگلربیگیها و سنجق‌بیگیها در قرن‌ دهم‌، پرچم‌ قرمز داشته‌اند. وجود دو سنجق‌ سلطنتی‌ سفید و قرمز سلیم‌ اول‌ در جنگ‌ چالدران‌ * به‌طور قطعی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ هر دو پرچم‌ در آن‌ روزگار مخصوص‌ سلطان‌بوده‌است‌. سنجق‌قرمز سلطنتی‌ در اوایل‌ قرن‌ دهم‌ ــ چه‌بسا قبل‌ از سلیم‌ اول‌ ــ نیز معمول‌ بوده‌ است‌.سنجق‌ سبز از دیرباز در میان‌ عثمانیان‌ معمول‌ بوده‌ است‌. پرچمهای‌ سبز خاص‌ غازیان‌ بوده‌ و اغلب‌ نیروی‌ دریایی‌ از آنها استفاده‌ می‌کرده‌اند. هنگام‌ فتح‌ استانبول‌ کشتی‌ سلطان‌محمد فاتح‌، پرچم‌ سبز داشته‌ است‌. بارباروس‌ * ، در قرن‌ دهم‌ بر پرچم‌ خود که‌ از پارچة‌ سبز بوده‌ نقش‌ ذوالفقار ترسیم‌ و آیه‌های‌ فتح‌ و نصر نوشته‌ بوده‌ است‌. به‌ نوشتة‌ اولیاچلبی‌ در قلعه‌های‌ مرزی‌ روم‌ ایلی‌، هنگام‌ حمله‌ و غارت‌ ــ که‌ رسم‌ زمان‌ بود ــ از سنجق‌ استفاده‌ می‌کرده‌اند. در قرن‌ دهم‌، برخلاف‌ قرن‌ نهم‌ که‌ رنگ‌ قرمز بیشتر مورد استفاده‌ بوده‌، اغلب‌ از رنگ‌ سبز استفاده‌ می‌شده‌ و در کنار آن‌، پرچمهای‌ سفید، قرمز، زرد، با خطوط‌ افقی‌ قرمز (الوان‌) رواج‌ داشته‌ است‌.در قرن‌ دوازدهم‌ پرچمهای‌ دریاسالاران‌ سبز بوده‌ و همراه‌ آن‌ از رنگ‌ قرمز نیز استفاده‌ می‌شده‌ است‌. روی‌ پرچمها نقشهای‌ ذوالفقار ] شمشیر دو تیغه‌ [ ، سه‌ ستاره‌، تیر و کمان‌، لنگر و مانند آن‌ بوده‌ است‌. دسن‌ می‌گوید که‌ در اواخر این‌ قرن‌ در کشتیهای‌ بازرگانی‌ عثمانی‌، پرچم‌ سبز به‌کار می‌رفته‌ است‌.در 1207، در پرچم‌ کشتیها بیشتر از رنگ‌قرمز استفاده‌ می‌شده‌ است‌. در نیروی‌ زمینی‌ و دریایی‌ زمان‌ سلیم‌ سوم‌ ستارة‌ هشت‌ پر به‌ هلال‌ منقوش‌ بر روی‌ پرچمها افزوده‌ شده‌ است‌. به‌ استناد تصاویر باقی‌مانده‌ از این‌ دوره‌، در بندرهای‌ بازرگانی‌ و کشتیهای‌ گوناگون‌ پرچمهایی‌ با رنگهای‌ آبی‌، قرمز، سفید، سبز و زرد و نقشهای‌ سه‌گوش‌، چهارگوش‌، ستاره‌، خط‌ و غیره‌ رواج‌ داشته‌ است‌.در زمان‌ محمود دوم‌، علاوه‌ بر نقشهای‌ متداول‌ از گذشته‌، بیرقهای‌ برافراشته‌ بر قلاع‌ و ابنیة‌ دولتی‌ قرمز و دارای‌ شکل‌ ماه‌ و ستاره‌ بوده‌اند. پس‌ از انحلال‌ سازمان‌ ینی‌چری‌، پرچمهای‌ آنان‌ دیگر مورد استفاده‌ قرار نگرفته‌ و کاربرد واژه‌ بیرق‌ ، نیز که‌ در میان‌ آنان‌ شیوع‌ یافته‌ بود، ممنوع‌ اعلام‌ شد و امریه‌هایی‌ به‌ تمام‌ نقاط‌ صادر گردید که‌ به‌جای‌ واژة‌ بیرق‌ از سنجق‌ استفاده‌ شود (لطفی‌، تاریخ‌ ، ج‌ 1، ص‌ 240).از پرچمهای‌ اواخر دوره‌ ینی‌چریها که‌ اغلب‌ رنگ‌ قرمز داشته‌اند، پرچمی‌ در موزه‌ نظامی‌ موجود است‌ که‌ رأس‌ دو شاخه‌ دارد و نقش‌ یک‌ ذوالفقار و یک‌ دایره‌ بر روی‌ آن‌ دیده‌ می‌شود. پرچمی‌ متعلق‌ به‌ زمان‌ سلیم‌ سوم‌ که‌ در موزة‌ طوپقاپی‌سرای‌ موجود است‌ قرمز رنگ‌ است‌ و در وسط‌ آن‌ هلالی‌ با نخ‌ زردرنگ‌ و در چهار گوشه‌ آن‌ هلال‌ دیگر سِرمه‌دوزی‌ شده‌ است‌. «عساکر منصورة‌ محمدیه‌» که‌ به‌ فرمان‌ محمود دوم‌ تشکیل‌ یافته‌ بود، پرچمهای‌ سیاهی‌ داشتند که‌ شهادتین‌ و آیه‌های‌ فتح‌ و نصر بر روی‌ آنها نوشته‌ شده‌ بود.تا اعلان‌ دومین‌ مشروطیت‌ (1337/1919) در سپاه‌ پرچمهای‌ (سنجقهای‌) گوناگونی‌ رواج‌ داشت‌ که‌ طغرای‌ سلطان‌ در وسط‌ آنها منقوش‌ بود و آیه‌ها و نشانهای‌ دیگری‌ نیز بر روی‌ آنها وجود داشت‌. این‌ پرچمها را با انواع‌ منگوله‌های‌ طلایی‌ و نقره‌ای‌ می‌آراستند و رنگ‌ آنها عموماً قرمز بود.در زمان‌ عبدالحمید دوم‌ سنجقی‌ مخصوص‌ خلافت‌ وجود داشت‌ که‌ از اطلس‌ قرمز بود و اطراف‌ آن‌، به‌صورت‌ چارچوبه‌، گلابتون‌ دوزی‌ شده‌ بود. در وسط‌ آن‌ سورة‌ «فتح‌» در یک‌ رو و تصویر خورشید در روی‌ دیگر منقوش‌ بود. بالای‌ دیرک‌ سنجق‌ هلالی‌ وجود داشت‌.به‌ نظر می‌رسد که‌ در نیمة‌ اول‌ قرن‌ سیزدهم‌، پرچمی‌ قرمز (آل‌) رنگ‌ با نقش‌ هلال‌ و ستاره‌ معمول‌ بوده‌ که‌ پرچم‌ رسمی‌ امپراتوری‌ عثمانی‌ به‌شمار می‌رفته‌ است‌. در تصاویری‌ که‌ پرچمهای‌ امپراتوری‌ عثمانیِ دورة‌ عبدالمجید را نشان‌ می‌دهد، غیر از سنجق‌ طرابلس‌ که‌ رنگ‌ سبز و نقش‌ سه‌ ستاره‌ دارد، سایر پرچمها قرمز است‌ و در وسط‌ آنها نقشهای‌ گوناگون‌ دیده‌ می‌شود، از جمله‌ این‌ نقشها می‌توان‌ از طغرای‌ سلطانی‌، خورشید با پرتوهایی‌ در چهار طرف‌، هلال‌ و ستارة‌ هشت‌پر یا پنج‌پر، ستاره‌ در گوشة‌ راست‌ فوقانی‌، هلال‌ و ستاره‌ قرمز بر متن‌ سفید رنگ‌ که‌ آن‌ نیز بر زمینة‌ قرمز قرار دارد نام‌ برد.در بیرقهای‌ نواحی‌ تحت‌ تسلط‌ عثمانی‌، از قبیل‌ بیگلربیگیهای‌ صرب‌، افلاق‌ و بغدان‌ (مولداوی‌ و والاکیا، امروز در رومانی‌)، جزیرة‌ سیسام‌ (از جزایر دریای‌ مدیترانه‌)، همراه‌ رنگهای‌ آبی‌، زرد و سفید رنگ‌ قرمز نیز به‌ نشانة‌ حاکمیت‌ عثمانیان‌ به‌کار می‌رفته‌ و نقشهایی‌ چون‌ سه‌ ستارة‌ سفید، دو شاهین‌، و گلة‌ گاو نر وجود داشته‌ است‌.از زمان‌ عبدالعزیز، قرار دادن‌ طغرای‌ سلطانی‌ در داخل‌ خورشید سفید رنگ‌ بیضوی‌ که‌ دارای‌ هشت‌ شعاع‌ بود، معمول‌ شد. این‌ پرچم‌ سلطنتی‌، که‌ بعدها رنگ‌ آن‌ به‌ قرمز آلبالویی‌ تبدیل‌ شد، تا انقراض‌ سلطنت‌ باقی‌ ماند. در این‌ دوره‌، رنگ‌ سبز به‌ کشتیهای‌ کاروان‌ حاجیان‌ و طریقتهای‌ تصوف‌ اختصاص‌ داشت‌.منابع‌: ] ابن‌اثیر، الکامل‌ فی‌التاریخ‌ ، بیروت‌ 1385ـ1386/ 1965ـ1966؛ ابن‌بی‌بی‌، اخبار سلاجقة‌ روم‌ ، چاپ‌ محمدجواد مشکور، تهران‌ 1350ش‌؛ ابن‌رسته‌، کتاب‌ الاعلاق‌ النفیسة‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ ابن‌فضلان‌، رسالة‌ ابن‌فضلان‌ ، چاپ‌ سامی‌ دهان‌، دمشق‌ 1379/1960؛ خسروبن‌ محمود امیرخسرو، مثنوی‌ تغلق‌نامه‌ خسرو دهلوی‌ ، تهذیب‌ و تحشیة‌ هاشمی‌ فریدآبادی‌، چاپ‌ محمدصدیق‌ حسن‌ صاحب‌، اورنگ‌آباد، دکن‌ 1352/1933؛ علی‌بن‌ محمد انوری‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمدتقی‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌ 1364ش‌؛ محمدبن‌ حسین‌ بیهقی‌، تاریخ‌ بیهقی‌ ، چاپ‌ غنی‌ و فیاض‌، تهران‌ 1324ش‌؛ عبدالله‌بن‌ لطف‌الله‌ حافظ‌ ابرو، ذیل‌ جامع‌التواریخ‌ رشیدی‌ ، چاپ‌ خانبابا بیانی‌، تهران‌ 1317ش‌؛ محمدبن‌ علی‌ راوندی‌، کتاب‌ راحة‌الصّدور و آیة‌السّرور در تاریخ‌ آل‌سلجوق‌ ، چاپ‌ محمد اقبال‌، تهران‌ 1333ش‌؛ رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، جامع‌التواریخ‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌ و مصطفی‌ موسوی‌، تهران‌ 1373ش‌؛ طاهربن‌ محمد ظهیر فاریابی‌، دیوان‌ ، چاپ‌ هاشم‌ رضی‌، تهران‌ ] بی‌تا. [ ؛ عبدالحی‌بن‌ ضحاک‌ گردیزی‌، زین‌الاخبار ، چاپ‌ عبدالحی‌ حبیبی‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1347ش‌؛ مجد همگر، دیوان‌ مجد همگر ، چاپ‌ احمد کرمی‌، تهران‌ 1375ش‌؛ جلال‌الدین‌ محمدبن‌ محمد مولوی‌، کلیات‌ شمس‌، یا، دیوان‌ کبیر ، چاپ‌ بدیع‌الزمان‌ فروزانفر، تهران‌ 1355ش‌؛ محمدبن‌ احمد نسوی‌، سیرت‌ جلال‌الدین‌ مینکبرنی‌ ، چاپ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌ 1365ش‌؛ احمدبن‌ اسحاق‌ یعقوبی‌، کتاب‌ البلدان‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛Mah ¤ mu ¦ d b. H ¤ usayn Ka ¦ sh ghar ¦ â , Diva ¦ nد Lأgat-it-Tدrk Tercدmesi , tr. Besim Atalay, Ankara 1985-1986]; I  smail Hakk â Uzunµar â í l â , Anadolu beylikleri ve Akkoyunlu, Karakoyunlu devletleri , Ankara 1937.برای‌ اطلاعات‌ بیشتر دربارة‌ منابع‌ رجوع کنید به د.ا.ترک‌ ، ذیل‌ "Bayrak" .پرچم‌ در ایران‌ . در ایران‌ از دوران‌ هخامنشیان‌ استفاده‌ از پرچمهای‌ «امپراتوری‌» رایج‌ بوده‌ است‌، درحالی‌ که‌ استفاده‌ از «نشان‌»های‌ خانوادگی‌ بر روی‌ درفشهای‌ زمینداران‌ با نفوذ در دورة‌ پارتها و ساسانیان‌، در نشانهایی‌ منسوب‌ به‌ سراپردة‌ رستم‌ (نقش‌ یک‌ اژدها)، سراپردة‌ گودرز (یک‌ شیرطلایی‌) و شاهان‌ کیانی‌ (یک‌ خورشید طلایی‌) نمایان‌ می‌شود.در دورة‌ ساسانیان‌ «پرچم‌ ملی‌»، درفش‌ کاویان‌ نام‌ داشته‌ (کریستن‌سن‌، ص‌ 525 ـ526) که‌ وصف‌ آن‌ در شاهنامه‌ آمده‌ و دارای‌ زمینة‌ ارغوانی‌ مرصع‌ و نوارهای‌ قرمز، طلایی‌ و ارغوانی‌ با نشان‌ ستاره‌ ( اختر )بوده‌ است‌ (فردوسی‌، ج‌1، ص‌ 64 ـ 65). این‌ درفش‌ را به‌ دلیل‌ این‌ نشان‌، اختر کاویان‌ نیز می‌نامیدند (همان‌، ج‌1، ص‌65، ج‌3، ص‌42، 173، ج‌ 4، ص‌ 97ـ 98، ج‌5، ص‌ 102) و بدین‌ طریق‌ بر معنای‌ نمادین‌ آن‌، بخت‌ و اقبال‌، تأکید می‌کردند. در واقع‌ تصرف‌ و سرنگون‌ کردن‌ این‌ پرچم‌ نشانة‌ فروپاشی‌ پادشاهی‌ ایران‌ بود. ازینرو هنگامی‌ که‌ یعقوب‌ لیث‌ مدعی‌ «میراث‌ شاهان‌ ایران‌» شد و کوشید تا «شکوه‌ آنان‌ را احیا کند»، در شعری‌ که‌ از طرف‌ او برای‌ خلیفة‌ عباسی‌ ارسال‌ شد، چنین‌ گفت‌: «درفش‌ کاویان‌ (عَلَم‌الکابیان‌) همراه‌ من‌ است‌ و امیدوارم‌ که‌ زیر لوای‌ آن‌ بر ملتها حکومت‌ کنم‌» (استرن‌ ، ص‌541، به‌ نقل‌ از ابواسحاق‌ ابراهیم‌بن‌ ممشاد). معهذا تا زمانی‌ که‌ نقش‌ شیروخورشید بر روی‌ پرچمها رایج‌ شد، پرچمهایی‌ با نقش‌ ستاره‌ همچنان‌ در ایران‌ رایج‌ بوده‌ است‌ (تیتلی‌ ، تصویر ش‌15). نمادهای‌ ایرانی‌ و ترکی‌، مانند اژدها، نیز گاهی‌ با نوشته‌های‌ اسلامی‌ تلفیق‌ شدند و پرچمهایی‌ با رنگها، طرحها و اندازه‌های‌ مختلف‌ به‌وجود آمد ( رجوع کنید به پوپ‌، ج‌9، تصویر ش‌577).براساس‌ نسخة‌ خطی‌ مصور از تاریخ‌ رشیدالدین‌، پرچمهای‌ غزنویان‌ معمولاً قرمز بود و اغلب‌ از طرح‌ شطرنجی‌ به‌عنوان‌ نشان‌ استفاده‌ می‌کردند ( رایس‌ و گری‌ ، تصویر ش‌38، 44، 57، 60)، اما متون‌ بر جای‌ مانده‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ این‌ پرچمها نقش‌ همای‌ طلایی‌ رنگ‌ یا شیر داشته‌اند (مینوی‌، ص‌ 91 ـ 95؛ نفیسی‌، 1328ش‌، ص‌45، 48 ـ 58؛ یوسفی‌، ص‌422 و بعد). به‌ نوشتة‌ عبدالجلیل‌ قزوینی‌ (ح 560)، پادشاهان‌ شیعی‌ مذهب‌ پرچمهایی‌ به‌ رنگ‌ سفید، سبز و رنگهای‌ دیگر غیر از سیاه‌ داشتند و سلاطین‌ سلجوقی‌ از رنگهای‌ سبز، زرد و قرمز استفاده‌ می‌کردند (ص‌ 559؛ دربارة‌ سلجوقیان‌ و دیگر سلسله‌های‌ ترک‌ رجوع کنید به بخش‌ اول‌ مقاله‌). حجم‌ عظیم‌ شواهد و متون‌ ادبی‌ و باستان‌شناسی‌، که‌ احمد کسروی‌ (1335ش‌، ص‌12ـ17) و مجتبی‌ مینوی‌ (ص‌ 91ـ97) و سعید نفیسی‌ (1328ش‌، ص‌46 ـ 59) گردآوری‌ و بررسی‌ کرده‌اند، نشان‌ می‌دهد که‌ خورشید در صورت‌ فلکیِ اسد در منطقة‌البروج‌ (که‌ از تصاویر موجود در کتابهای‌ نجوم‌ ــ برای‌ مثال‌ رسالة‌ ابومعشر بلخی‌ دربارة‌ احکام‌ نجوم‌؛ نسخة‌ خطی‌ کتابخانة‌ ملی‌ پاریس‌، استنساخ‌ در حدود 637/ 1240؛ رجوع کنید به بلوشه‌، تصویر ش‌ XXI ــ شناخته‌ شده‌ است‌) از قرن‌ ششم‌ نقشی‌ نمادین‌ و رایج‌ شد. این‌ نماد در سکه‌های‌ سلطان‌ غیاث‌الدین‌ کیخسرو، از سلسلة‌ سلجوقیان‌ روم‌ (حک : 634ـ644) احتمالاً مظهر قدرت‌ سلطان‌ ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ ids. VIII" ¤ k ¦ "Saldju ) بوده‌ است‌.از قرن‌ هفتم‌ به‌بعد نقش‌ شیروخورشید بر روی‌ آثار مختلف‌ هنری‌ دیده‌ شده‌ است‌. این‌ نماد تلفیقی‌ از سنن‌ کهن‌ ایران‌ و عرب‌ و ترک‌ و مغول‌ بود و تحول‌ آن‌ را می‌توان‌ به‌ اختصار تشریح‌ کرد. خورشید (به‌ صورت‌ یک‌ مرد) همیشه‌ سلطنت‌ را در ایران‌ تداعی‌ می‌کند: «تصویر بلورین‌ خورشید» سراپردة‌ سلطنتی‌ داریوش‌ سوم‌ را مشخص‌ می‌کرد (کوینتوس‌ کورتیوس‌ ، 3/3، 8)؛ پرچم‌ اشکانیان‌ با تصویر خورشید تزیین‌ می‌شد (ترتولیانوس‌ ، دفاعیه‌ 16)؛ بر بالای‌ تاج‌ سلاطین‌ ساسانی‌ کره‌ای‌ قرار داشت‌ که‌ نماد خورشید بود. مالالاس‌ (18/44) به‌ نامه‌ای‌ اشاره‌ می‌کند که‌ در آن‌ شاه‌ ایران‌ را «خورشید شرق‌» و قیصر روم‌ را «ماه‌ غرب‌» نامیده‌اند. شیر نیز پیوند نزدیکی‌ با شاهنشاهی‌ در ایران‌ داشت‌: ردیفهایی‌ از شیران‌ تخت‌ و لباس‌ شاهان‌ هخامنشی‌ را زینت‌ می‌داد (تلیا ، ص‌ 46ـ 57 و تصاویر ش‌ 3، 4، 6)؛ تاج‌ آنتیوخوس‌ اول‌ شاه‌ کوماژن‌ (حک : 34ـ 69 پیش‌ از میلاد) با تصویر شیر تزیین‌ شده‌ بود (گیرشمن‌، ص‌ 66 و بعد، تصویر ش‌ 80)؛ در نقش‌ برجستة‌ مراسم‌ اعطای‌ مقام‌ در نقش‌ رستم‌، اردشیر اول‌ زرهی‌ با تصویر شیر به‌ تن‌ دارد (هینتس‌ ، تصویر ش‌ 63)؛ شیر نقش‌ تزیینی‌ مشابهی‌ برای‌ عضدالدوله‌ داشته‌ است‌ (بوسه‌ ، ص‌ 60ـ61). در برخی‌ لهجه‌های‌ شرق‌ ایران‌، واژة‌ شاه‌ را شیر تلفظ‌ می‌کنند ( رجوع کنید به بارتولومه‌، ص‌12ـ13)؛ سنن‌ اسلامی‌ و ترکی‌ و مغولی‌ نیز بر پیوند نمادین‌ شیر و سلطنت‌ تأکید می‌کردند (گرونرت‌ ، 1899؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ l-Asad" A " ؛ آکرمان‌ ، 1977؛ د.ا.ترک‌ ، ذیل‌ "Arslan" ؛ اشپولر ، ص‌ 282 و بعد). این‌ سنن‌، جاذبة‌ جادویی‌ خورشید را نیز تأیید می‌کردند، و مغولها حرمت‌ نهادن‌ به‌ خورشید را، بویژه‌ در حال‌ طلوع‌، دوباره‌ رواج‌ دادند (اشپولر، ص‌ 140ـ141). در نتیجة‌ این‌ تحولات‌، استفاده‌ از نماد شیروخورشید رواج‌ و گسترش‌ یافت‌ و این‌ نماد روی‌ پرچمها (مینوی‌، ص‌ 97) و نیز روی‌ سکه‌ها و پارچه‌ها، کارهای‌ فلزی‌ و کاشیهای‌ لعابدار سفالی‌ (نفیسی‌، 1328ش‌، ص‌ 54 ـ 60) ظاهر شد. قدیمترین‌ نمونة‌ ظهور این‌ نمادها روی‌ پرچم‌ در نگاره‌ای‌ در نسخه‌ای‌ از شاهنامة‌ شمس‌الدین‌ کاشانی‌ (تصنیف‌ حماسی‌ فتوحات‌ مغول‌، به‌ تاریخ‌ 826) دیده‌ می‌شود (کتابخانة‌ ملی‌ فرانسه‌، تکمله‌، ش‌ 1443). کلاویخو (ص‌ 207 و بعد) در توصیف‌ قصری‌ که‌ تیمور از خانهای‌ جغتای‌ سمرقند گرفته‌ بود از نماد شیروخورشید که‌ دروازة‌ اصلی‌ بنا و طاقهای‌ گرداگرد حیاط‌ را تزیین‌ می‌کرده‌ نام‌ می‌برد. وی‌ نقل‌ می‌کند (همان‌، ص‌ 208) که‌ این‌ نشان‌ «علامت‌ نظامی‌ حاکمان‌ سابق‌ سمرقند» بوده‌ است‌. نقش‌ شیروخورشید در سمرقند پابرجا مانده‌ و ورودی‌ اصلی‌ مدرسة‌ شیردار را که‌ در 1028 ساخته‌ شده‌ است‌ زینت‌ می‌دهد (نفیسی‌، 1328ش‌، ص‌ 61ـ62؛ پاپادوپولو ، ص‌433، تصویر ش‌457 با تاریخ‌ نادرست‌).هنگامی‌ که‌ صفویه‌ دولت‌ واحدی‌ ایجاد کرد و تشیع‌ را مذهب‌ رسمی‌ ساخت‌، شیروخورشید به‌ علامتی‌ آشنا تبدیل‌ شد و همه‌ جا دیده‌ می‌شد: روی‌ سکه‌های‌ مسی‌، پرچمها، و آثار هنری‌. توماس‌ هربرت‌ ــ که‌ در آخرین‌ سال‌ حکومت‌ شاه‌عباس‌ (1036/ 1627) به‌ ایران‌ آمده‌ بود ــ نقل‌ می‌کند که‌ پدربزرگ‌ شاه‌اسماعیل‌، شیخ‌ جُنَید، نشان‌ پرچم‌ ایران‌ را که‌ یک‌ ستاره‌ و یک‌ شیروخورشید است‌ بنیاد نهاد (ص‌ 239). این‌ ادعا احتمالاً قدمت‌ این‌ نشان‌ را توجیه‌ می‌کند، زیرا هیچ‌ سندی‌ حاکی‌ از این‌ که‌ نشان‌ پرچم‌ ایران‌ در دورة‌ شاه‌اسماعیل‌ شیروخورشید بوده‌ است‌، وجود ندارد. عَلَمهای‌ شاه‌اسماعیل‌ که‌ در جنگ‌ چالدران‌ به‌دست‌ عثمانیها افتادند، هیچ‌ اثری‌ از این‌ نشان‌ بر خود ندارند ( ایرانیکا ، ج‌ 1، ص‌ 790). قاسم‌ گنابادی‌ به‌ «پرچمهای‌ سبز» شاه‌اسماعیل‌ اشاره‌ می‌کند که‌ تصویر ماه‌ بر تارک‌ آنها قرار گرفته‌ است‌ (نیّر نوری‌، 1347ـ 1348 ش‌، ص‌ 72). گفته‌ می‌شود که‌ شاه‌اسماعیل‌ پس‌ از شکست‌ چالدران‌ تنها از پرچمهای‌ سیاه‌ رنگ‌ (به‌ عنوان‌ علامت‌ عزا) استفاده‌ می‌کرده‌ است‌ که‌ روی‌ آنها به‌ رنگ‌ سفید واژة‌ القصاص‌ (انتقام‌) نوشته‌ شده‌ بود (فلسفی‌، 1342ش‌، ص‌81). سرانجام‌ باید از پرچمهای‌ دیگر در اوایل‌ دوران‌ صفویه‌ و بویژه‌ از پرچمهایی‌ یاد کرد که‌ در شاهنامه‌ ای‌ که‌ برای‌ شاه‌طهماسب‌ تهیه‌ شده‌ بود، ترسیم‌ شده‌اند (ولش‌، تصاویر ص‌ 137،165) و نماد شیروخورشید ندارند. با وجود این‌، به‌ گفتة‌ آدام‌ اولئاریوس‌ که‌ در 1040/1636 به‌ ایران‌ سفر کرد، ترکها از هلال‌ ماه‌ (به‌عنوان‌ نشان‌ خود) و ایرانیان‌ از خورشیدی‌ که‌ اغلب‌ اوقات‌ در بالای‌ شیر قرار گرفته‌ است‌، استفاده‌ می‌کنند (ج‌ 1، ص‌ 611). بنابراین‌ روشن‌ است‌ که‌ باوجود عَلَمها وپرچمهای‌ گوناگون‌ در دوران‌ صفویه‌ ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌)، نماد شیروخورشیددر روزگار شاه‌عباس‌ نشان‌ شناخته‌ شدة‌ ایران‌ بوده‌ است‌ (نیّر نوری‌، 1342ـ1343ش‌، ج‌2، ص‌951 ؛ نیز رجوع کنید به شاردن‌، سفرنامه‌ ). تداعی‌ این‌ نماد با ایران‌ احتمالاً براساس‌ تفسیر اشارة‌ شاهنامه‌ به‌ «خورشید ایران‌» و «ماه‌ تورانیان‌/ ترکها» بوده‌ است‌. شاهان‌ صفوی‌ قطعاً با این‌ اشاره‌های‌ شاهنامه‌ آشنا بودند. از آنجا که‌ سلاطین‌ عثمانی‌ هلال‌ ماه‌ را به‌عنوان‌ نشانة‌ دودمانی‌ و نهایتاً ملی‌ برگزیدند (سرکیسیان‌، 1941؛ د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ l. II" ¦ "Hila )، سلسلة‌ صفویة‌ حاکم‌ بر ایران‌ نیز که‌ به‌ نشان‌ دودمانی‌ و ملی‌ خاص‌ خود نیاز داشتند، شیروخورشید را برگزیدند.به‌ گزارش‌ ژان‌ شاردن‌ (ج‌ 5، ص‌ 485ـ487) پرچمهای‌ صفویان‌ مثلث‌ شکل‌ و از پارچه‌ای‌ گران‌قیمت‌ به‌ رنگهای‌ مختلف‌ بود که‌ در آنها از عبارتهای‌ دعایی‌ (قس‌ نمونة‌ خوبی‌ که‌ پاپادوپولو آورده‌ است‌، تصویر ش‌53) یا ذوالفقار یا یک‌ شیر با خورشیدی‌ که‌ از پشت‌ آن‌ طلوع‌ می‌کند، به‌عنوان‌ نشان‌ استفاده‌ می‌کردند. پرچم‌ اصلی‌ یک‌ پرچم‌ سه‌ گوش‌ شبیه‌ به‌ دم‌ چلچله‌ بود که‌ فردی‌ عالیرتبه‌ به‌نام‌ علمدارباشی‌ آن‌ را حمل‌ می‌کرد. همچنین‌ برای‌ مراسم‌ گوناگون‌، بویژه‌ مراسم‌ محرّم‌، از علمهای‌ مختلف‌ استفاده‌ می‌کردند. شاردن‌ بویژه‌ خاطرنشان‌ می‌کند که‌ روی‌ سکه‌های‌ مسی‌ ( فلوس‌ ) نقش‌ پرچم‌ ایران‌ تقلید شده‌ است‌ و نماد شیروخورشید را به‌ نمایش‌ می‌گذارد. بدین‌ ترتیب‌، شاردن‌ نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ نشان‌ «ذوالفقار» اشاره‌ می‌کند؛ هر چند سلطان‌ سلیم‌ اول‌ و دیگر حکمرانان‌ عثمانی‌ از پرچمهای‌ مشابهی‌ استفاده‌ کرده‌ بودند ( د.اسلام‌ ، همانجا) و بابریان‌ هند نیز در 1150 از این‌ نشان‌ به‌ همراه‌ ستاره‌ و هلال‌ ماه‌ روی‌ پرچمهای‌ خود بهره‌ گرفته‌ بودند (زیگل‌ ، تصویر 49، ش‌8). جان‌ فرایر که‌ در 1088/1677 به‌ ایران‌ سفر کرد، پرچم‌ ایران‌ را «شمشیری‌ خونین‌ و دو دم‌ در زمینه‌ای‌ سفید» توصیف‌ می‌کند (ص‌ 356). در صفر 1150/ مه‌ 1737 نمایندة‌ انگلیس‌ در بندرعباس‌ گزارش‌ داد که‌ دریاسالار نادرشاه‌ «پرچم‌ خود را که‌ زمینة‌ سفید دارد و در وسط‌ آن‌ یک‌ شمشیر سرخ‌ ایرانی‌ قرار گرفته‌» برافراشته‌ است‌ ( رجوع کنید به لاکهارت‌، ص‌182، نیز رجوع کنید به ترجمة‌ فارسی‌، ص‌ 474). اصطلاح‌ «شمشیر ایرانی‌» برای‌ ذوالفقار نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ نشان‌ تا چه‌ حد به‌ آیینِ حکومت‌ ایرانیان‌ وارد شده‌ است‌. با وجود این‌، نشان‌ شیروخورشید جایگاه‌ نخست‌ را در اختیار داشت‌. در تصاویری‌ که‌ به‌ دورة‌ شاه‌سلطان‌ حسین‌ مربوط‌ می‌شود پرچمی‌ مثلث‌ شکل‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ نشان‌ آن‌ یک‌ شیر بزرگ‌ در حال‌ حرکت‌ و یک‌ چهرة‌ گرد زنانه‌ است‌ که‌ از آن‌ پرتو نور ساطع‌ می‌شود و بر فراز شیر قرار دارد (هربت‌، ص‌ 65، 115، 138، 155ـ156، 158).برای‌ فهم‌ تفسیر محتمل‌ صفویه‌ از نماد شیروخورشید باید چندین‌ نکته‌ را در نظر داشت‌. نخست‌ آنکه‌ یکی‌ از القاب‌ دینی‌ حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ شیرخدا (عربی‌: اسدالله‌) است‌ (برای‌ مثال‌ رجوع کنید به عبدالجلیل‌ قزوینی‌، ص‌ 165، 472). دوم‌، خورشید به‌عنوان‌ مظهر و تجلی‌ فرّ ایزدی‌، در ایران‌ اسلامی‌ به‌ «نور» تعبیر شده‌ است‌ و بدان‌ اعتبار، پیامبر و امام‌ علی‌ و سایر امامان‌ که‌ صاحب‌ نور الهیِ هستند به‌ صورت‌ هاله‌ای‌ درخشان‌ به‌ نمایش‌ درمی‌آیند (ملشتاین‌ ، ص‌ 536 ـ540). سوم‌، صفویه‌ مشروعیت‌ حکومت‌ خود را با ادعای‌ انتساب‌ به‌ حضرت‌ علی‌ علیه‌السّلام‌ توجیه‌ می‌کرد (کسروی‌، 1323 ش‌؛ فلسفی‌، 1344 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 3ـ4). حرمتی‌ که‌ آنها برای‌ حضرت‌ علی‌ قائل‌ بودند کاملاً روشن‌ است‌. شاه‌اسماعیل‌ خود را «غلام‌حیدر» می‌نامید (فلسفی‌، 1344ش‌، ج‌ 1، ص‌ 4، پانویس‌؛ حیدر، به‌ معنای‌ شیر، از نامهای‌ حضرت‌ علی‌ است‌) و شاه‌عباس‌ بزرگ‌ خود را «کلب‌ آستان‌ علی‌» (همان‌، 1353ش‌، ج‌2، ص‌24 به‌ بعد).نادرشاه‌ دو پرچم‌ سلطنتی‌ داشت‌: یکی‌ از آنها به‌ صورت‌ نوارهای‌ قرمز، آبی‌ و سفید و دیگری‌ قرمز، آبی‌، سفید و زرد بود و در آنها تزیینات‌ دیگری‌ به‌کار نرفته‌ بود (هنوی‌ ، ج‌1، ص‌ 248؛ نیز رجوع کنید به نیّر نوری‌، 1342ـ1343ش‌، ج‌2، ص‌ 951). او ظاهراً از به‌کار بردن‌ رنگ‌ سبز که‌ رنگ‌ ویژة‌ صفویه‌ (و شیعه‌) بود احتراز می‌کرد. اما استفاده‌ از نقش‌ یک‌ شیر در حال‌ حرکت‌ و یک‌ خورشید تابنده‌ که‌ دور واژه‌های‌ الله‌المَلِک‌ را گرفته‌ است‌، نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ نماد همچنان‌ به‌عنوان‌ نشانة‌ شناخته‌ شدة‌ ایران‌ برجای‌ باقی‌ مانده‌ است‌ (نیّر نوری‌، 1342ـ1343 ش‌، ج‌2، ص‌ 951ـ952 و تصویر ش‌ 4). وجود نقش‌ شیروخورشید روی‌ سنگ‌گور سربازی‌ از دورة‌ زند شواهد بیشتری‌ در این‌ زمینه‌ ارائه‌ می‌دهد (نفیسی‌، 1328 ش‌، ص‌ 73 و بعد). این‌ نقش‌ در اوایل‌ دورة‌ قاجار به‌ شکلی‌ کاملاً ناهمسان‌ روی‌ سکه‌ها، نشانها و پرچمها ظاهر شد ( رجوع کنید به ذکاء، جاهای‌ متعدد). فتحعلی‌شاه‌، به‌ تقلید از لژیون‌ دونور فرانسه‌ ، نشان‌ شیروخورشید ایرانی‌ را در 1222 ـ 1225 پدید آورد (اوزلی‌ ، ج‌1، ص‌184، ج‌2، ص‌496) تا به‌ دیپلماتها و مقامات‌ فرانسوی‌ و انگلیسی‌ اعطا کند (رایت‌، 1979). به‌ این‌ ترتیب‌ ایران‌ دارای‌ پرچمی‌ رسمی‌ با نشان‌ شیروخورشید شد. بدین‌سان‌ است‌ که‌ یک‌ قرن‌ بعد مؤلفی‌ می‌نویسد: «ایران‌، امروزه‌ به‌ سرزمین‌ شیروخورشید معروف‌ است‌» (جکسون‌، ص‌56). گاسپارد دروویل‌ که‌ در 1812ـ1813 در ارتش‌ ایران‌ خدمت‌ کرده‌ بود، گزارش‌ می‌دهد (ج‌ 2، ص‌ 133 و بعد) که‌ پرچمها و نشانهای‌ ایرانیان‌ دارای‌ نشان‌ زرهی‌ کشور، یعنی‌ یک‌ شیر خوابیده‌ و خورشید در حال‌ طلوع‌، همراه‌ با عبارت‌ سلطان‌بن‌سلطان‌ فتحعلی‌ شاه‌ قاجار است‌. پرچمها قرمز رنگ‌اند و در تارک‌ آنها یک‌ دست‌ نقره‌ای‌ به‌ نشانة‌ دست‌ علی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد (نیز رجوع کنید به نیّر نوری‌، 1342ـ1343ش‌، ج‌2، ص‌952). لویی‌ دوبو می‌گوید (ص‌462) که‌ محمدشاه‌ دو پرچم‌ داشته‌ است‌: «یکی‌ با نقش‌ شمشیر علی‌، که‌ دو لبه‌ است‌» و دیگری‌ «با نقش‌ یک‌ شیر خوابیده‌ و خورشیدی‌ که‌ از پشت‌ آن‌ طلوع‌ می‌کند». پرچم‌ دوم‌ پرچم‌ اصلی‌ کشور بود (نقل‌ در اثر نفیسی‌، 1334ش‌، ج‌2، تصاویر میان‌ ص‌ 130، 134، 138).دروویل‌ تصاویر جالبی‌ از پرچم‌ ایران‌ آورده‌ است‌. در یکی‌ از این‌ تصاویر شیر با شمشیری‌ در دست‌ تصویر شده‌ است‌. این‌ نخستین‌ باری‌ است‌ که‌ با ظهور شیر شمشیر در دست‌ روبه‌رو می‌شویم‌؛ نمادی‌ که‌ از عصر محمدشاه‌ به‌ بعد به‌ نشان‌ متعارف‌ ملی‌ ایران‌ تبدیل‌ شد (ذکاء، ش‌ 31، ص‌ 15).محمدشاه‌ در 1252 فرمانی‌ رسمی‌ صادر کرد که‌ شکل‌ و کارکرد انواع‌ نشانهای‌ شیروخورشید را تعیین‌ و تعبیری‌ ملی‌گرایانه‌ از این‌ نشان‌ مطرح‌ می‌کرد (مینوی‌، ص‌ 104 و بعد؛ نفیسی‌، 1328ش‌، ص‌ 75 و بعد؛ ذکاء، ش‌32ـ33، ص‌21ـ24). این‌ فرمان‌ مدعی‌ شد که‌ ایرانیان‌ باستان‌ خورشید را در صورت‌ فلکیِ اسد به‌ نشانة‌ جایگاه‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ انتخاب‌ کردند و نشان‌ شیروخورشید تقریباً سه‌ هزار سال‌ قدمت‌ دارد تا اینکه‌ با آمدن‌ اسلام‌ پرستش‌ خورشید منسوخ‌ شد، اما شاید چون‌ ایران‌ در اقلیم‌ چهارم‌ قرار دارد و خورشید نیز به‌ اقلیم‌ چهارم‌ منسوب‌ است‌، نشان‌ شیروخورشید بلاتغییر باقی‌ ماند. از آن‌ پس‌ شیر به‌صورت‌ مهاجمی‌ شمشیر به‌ دست‌ تصویر شد و بزودی‌، نخست‌ در سکه‌ها و نشانها، با یک‌ تاج‌ همراه‌ شد. اما وجود تنوع‌ در اندازه‌ و موقعیت‌ و رنگ‌، برای‌ مدتی‌ طولانی‌ دستیابی‌ به‌ طرحی‌ یکسان‌ را دشوار ساخت‌ (ذکاء، ش‌32ـ33، ص‌27 به‌ بعد، و شکل‌ 29). اوژن‌ فلاندن‌ پرچم‌ ایران‌ را در 1256/1850 به‌ این‌ صورت‌ وصف‌ کرده‌ است‌: «پرچمی‌ قرمز رنگ‌ که‌ نشان‌ دولت‌ ایران‌، یعنی‌ شیروخورشید را بر خود دارد و دیرکی‌ که‌ در بالای‌ آن‌ دستی‌ قرار دارد که‌ نام‌ علی‌ بر رویش‌ نقش‌ بسته‌ است‌». ذکاء تصویر دو پرچم‌ از مهمترین‌ پرچمهای‌ رایج‌ در روزگار قاجار را آورده‌ است‌؛ اولی‌ پارچه‌ای‌ مربع‌ شکل‌ است‌ که‌ نوار بالایی‌ آن‌ سبز و پایینی‌ قرمز است‌، زمینة‌ پرچم‌ سفید رنگ‌ است‌ و در مرکز آن‌ یک‌ شیروخورشید قرار دارد. از این‌ پرچم‌ برای‌ ساختمانهای‌ دولتی‌ و یادمانهای‌ سلطنتی‌، قلعه‌ها و بنادر و هرآنچه‌ به‌ دولت‌ و سلطنت‌ مربوط‌ بود استفاده‌ می‌کردند. پرچم‌ دیگر نیز سه‌ رنگ‌ است‌ و پهنای‌ نوارها مساوی‌ است‌. شیروخورشید چنان‌ در میان‌ این‌ پرچم‌ جای‌ گرفته‌ که‌ هر سه‌رنگ‌ را دربرمی‌گیرد (همان‌، ش‌34، ص‌ 31ـ32 و تصاویر ص‌ 28ـ29). این‌ پرچم‌ را می‌توان‌ نخستین‌ پرچم‌ «سه‌ رنگ‌» ایران‌ دانست‌. اصل‌ پنجم‌ متمم‌ قانون‌ اساسی‌ 1326ش‌، پرچم‌ ایران‌ را «متشکل‌ از سه‌ رنگ‌ (با نوارهایی‌ به‌ پهنا و طول‌ برابر) سبز، سفید و قرمز با نشان‌ یک‌ شیر (شمشیر در دست‌ و در حال‌ حرکت‌) و خورشید» تعیین‌ کرد. بعدها، رنگ‌ سبز به‌ عنوان‌ نشان‌ اسلام‌ و خرّمی‌ کشور و صفای‌ روح‌ و باطن‌، رنگ‌ سفید نشان‌ صلح‌ و آرامش‌طلبی‌ و قرمز نشان‌ مشروطیت‌ ایران‌ و دفاع‌ از استقلال‌ و آزادی‌ و شیر نشان‌ شجاعت‌ و استقامت‌ تفسیر شد (همان‌، ش‌ 34، ص‌ 39 ـ 40).در دوران‌ رضاشاه‌ استفاده‌ از این‌ طرح‌ همچنان‌ ادامه‌ یافت‌، هرچند شیر معمولاً چهرة‌ واقعیتری‌ به‌ خود گرفت‌ و چهره‌ زنانة‌ خورشید از آن‌ گرفته‌ شد و فقط‌ با شعاعهای‌ نور نشان‌ داده‌ شد. در موارد بسیار، نظیر موقعیتهای‌ نظامی‌، نقش‌ تاج‌ پهلوی‌ نیز به‌ نشانهای‌ پرچم‌ اضافه‌ شد. در اصلاح‌ زبان‌ فارسی‌، واژه‌های‌ جاافتاده‌ برای‌ «پرچم‌» (فارسی‌: درفش‌ ، عربی‌: علم‌ ، ترکی‌: بیرق‌ ) را کنار گذاردند و واژة‌ ترکی‌ پرچم‌ («منگوله‌، مو») را برگزیدند (نیز رجوع کنید به نیّر نوری‌، 1342ـ1343ش‌، ج‌2، ص‌954) و اعتراضات‌ محققان‌ (برای‌ مثال‌ پورداود، ص‌287ـ303) به‌ نتیجه‌ای‌ نرسید.ابعاد و شکل‌ دقیق‌ پرچم‌ ایران‌ در 1336ش‌ دوباره‌ تعیین‌ شد (ذکاء، ش‌38، ص‌23) و تا انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ بدون‌ تغییر باقی‌ ماند. در این‌ زمان‌ نشان‌ پرچم‌ جای‌ خود را به‌ طرحی‌ شبیه‌ به‌ واژة‌ الله‌ داد ] که‌ مانند لاله‌ سرخی‌ است‌ که‌ از خون‌ شهیدان‌ انقلاب‌ سربرآورده‌ و چهار قسمت‌ آن‌ شبیه‌ به‌ هلال‌ و جزء قائم‌ میانی‌ یادآور شمشیر به‌ نشانة‌ قدرت‌ و ایستادگی‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ است‌ و مجموعاً «کلمة‌ توحید» (لااله‌الاالله‌) را تشکیل‌ می‌دهد [ . همچنین‌ عبارت‌ «الله‌ اکبر» 22 بار در حاشیة‌ پایین‌ نوار سبزرنگ‌ و حاشیة‌ بالای‌ نوار قرمز رنگ‌ تکرار شده‌ است‌ ] که‌ نماد 22 بهمن‌ 1357، روز پیروزی‌ انقلاب‌ است‌. برای‌ اطلاع‌ بیشتر رجوع کنید به ایران‌. مجلس‌ بررسی‌ نهائی‌ قانون‌ اساسی‌، ج‌1، ص‌ 601ـ 606، 612ـ614، ج‌ 3، ص‌ 1762ـ1766). اکنون‌ در ایران‌ نیز همانند دیگر کشورهای‌ جهان‌ برخی‌ نهادهای‌ دولتی‌ و نظامی‌ پرچمهای‌ خاص‌ دارند [ .منابع‌: ] ایران‌. مجلس‌ بررسی‌ نهائی‌ قانون‌ اساسی‌، صورت‌ مشروح‌ مذاکرات‌ مجلس‌ بررسی‌ نهائی‌ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ ، تهران‌ 1364 ش‌ [ ؛ ابراهیم‌ پورداود، هرمزدنامه‌ ، تهران‌ 1331ش‌؛ یحیی‌ ذکاء، «تاریخچة‌ تغییرات‌ و تحوّلات‌ درفش‌ و علامت‌ دولت‌ ایران‌ از آغاز سدة‌ سیزدهم‌ هجری‌ قمری‌ تا امروز»، هنر و مردم‌ ، ش‌31 (اردیبهشت‌ 1344)، ش‌32ـ33 (خرداد و تیر 1344)، ش‌34 (مرداد 1344)، ش‌35 (شهریور 1344)، ش‌36 (مهر 1344)، ش‌38 (آذر 1344)؛ عبدالجلیل‌ قزوینی‌، نقض‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌ 1358ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامة‌ فردوسی‌ ، متن‌ انتقادی‌، مسکو 1963ـ1971؛ نصرالله‌ فلسفی‌، چند مقالة‌ تاریخی‌ و ادبی‌: «جنگ‌ چالدران‌» ، تهران‌ 1342ش‌؛ همو، زندگانی‌ شاه‌عباس‌ اول‌ ، ج‌1، تهران‌ 1344ش‌، ج‌2، تهران‌ 1353ش‌؛ ] آرتور امانوئل‌ کریستن‌سن‌، ایران‌ در زمان‌ ساسانیان‌ ، ترجمة‌ رشیدیاسمی‌، تهران‌ 1351ش‌ [ ؛ احمد کسروی‌، تاریخچة‌ شیروخورشید ، تهران‌ 1335ش‌؛ همو، شیخ‌ صفی‌ و تبارش‌ ، تهران‌ 1323ش‌؛ ] لارنس‌ لاکهارت‌، نادرشاه‌ آخرین‌ کشورگشای‌ آسیا ، ترجمة‌ اسماعیل‌ افشار نادری‌، تهران‌ 1377ش‌ [ ؛ مجتبی‌ مینوی‌، «منشاء نقش‌ شیروخورشید»، درDinshah Irani memorial volume: papers on Zoroastrian and Iranian subjects , contributed by various scholars, Bombay: The Dinshah J. Irani Memorial Fund Committee, 1943;سعید نفیسی‌، تاریخ‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ ایران‌ در دورة‌ معاصر ، ج‌ 2، تهران‌ 1334ش‌؛ همو، درفش‌ ایران‌ و شیروخورشید ، تهران‌ 1328 ش‌؛ حمید نیّر نوری‌، «بیرق‌ شیروخورشید»، در ایرانشهر ، تهران‌: کمیسیون‌ ملی‌ یونسکو در ایران‌، 1342ـ1343ش‌؛ همو، «ذیلی‌ بر سلسله‌ مقالات‌: تاریخچة‌ تغییرات‌ و تحوّلات‌ درفش‌ و علامت‌ ایران‌ از آغاز سدة‌ سیزدهم‌ هجری‌ قمری‌ تا امروز»، هنر و مردم‌ ، ش‌ 77ـ 78 (اسفند ـ فروردین‌ 1347ـ 1348)؛ غلامحسین‌ یوسفی‌، فرخی‌ سیستانی‌: بحثی‌ در شرح‌ احوال‌ و روزگار و شعر او ، مشهد 1341 ش‌؛P. Ackerman, "Standards, banners and badges", in Survey of Persian art , ed. A. U. Pope, Tehran 1977, VI, 2766- 2782; C. Bartholomae, Zur Kenntnis der mitteliranischen mundarten , VI, Heidelberg 1925; E. Blochet, Les enluminures des manuscrits orientaux... de la Bibliothةque Nationale , Paris 1926; H. Busse, "The Revival of Persian kingship under the Buyids", in Islamic civilization 950-1150 , ed. D. S. Richards, Oxford 1973, 47-69; Jean Chardin, Voyages du chevalier Chardin en Perse, et autres lieux de l'Orient ; Ruy Gonzؤlez de Clavijo, Embassy to Tamerlane 1403-1406 , tr. G. Le Strange, London 1928; G. Drouville, Voyage en Perse fait en 1812 et 1813 , 2nd ed., Paris 1825; L. Dubeux, La Perse , Paris 1841; Encyclopaedia Iranica , s.v. " ـ Alam va ـ ala ¦ mat. II: The art of metal ـ alams" (by J. W. Allan); EI 2 , s. vv. " A l-Asad" (by H. Kindermann), "Hila ¦ l. II: In Islamic art" (by R. Ettinghausen), "Saldju ¦ k ¤ ids. VIII: Numismatics" (by R. E. Darley-Doran); J. Fryer, A new account of east India and Persia... , London 1698; R. Ghirshman, Persian art: the Parthian and Sassanian dynasties 249 B.C.-A.D. 651 , New York 1962; M. Grدnert, Der Lخwe in der Literatur der Araber , Prague 1899; J. Hanway, An historical account of the British trade over the Caspian Sea: with a journal of travels through Russia into Persia... , London 1753; Thomas Herbert, Travels in Persia 1627- 1629 , ed. and abridged W. Foster, London 1928; W. Hinz, Altiranische Funde und Forschungen , Berlin 1969; I  A , s.v. "Arslan" (by M. Fuad Kخprدlد); A.V. Jackson, "Indo-Iranian contributions", Journal of the American Oriental Society , 20 (1899), 56-57; L. Lockhart, Nadir Shah , London 1938; John Malalas, Chronographia , ed. L. Dindorf, Bonn 1831; R. Milstein, "Light, fire and sun in Islamic painting", in Studies in Islamic history and civilization in honour of Professor David Ayalon , ed. M. Sharon, Jerusalem 1986, 533-552; A. Olearius, Relation du voyage d'Adam Olإarius en Moscovie, Tartarie et Perse , tr. A. de Wicquefort, I, Paris 1659; W. Ouseley, Travels in various countries of the East: more particularly Persia , London 1819-1823; A. Papadopoulo, Islam and Muslim art , tr. R. E. Wolf, New York 1979; Arthur Upham Pope, ed., Survey of Persian art , Tehran 1977; D.T. Rice and B. Gray, The illustrations of the "World history" of Rash i ¦ d al-D i ¦ n , Edinburgh 1967; A. Sarkisian, "Le croissant comme emblةme national et religieux en Turquie", Syria , 22 (1941), 66-80; R. Siegel, Die Flagge , Berlin 1912; Bertold Spuler, Die Mongolen in Iran , 4th ed., Berlin 1984; S. M. Stern, "Ya ـ qu ¦ b the Coppersmith and Persian national sentiment", in Iran and Islam: a volume in honour of Vladimir Minorsky , ed. C. E. Bosworth, Edinburgh 1971, 536-555; A. B. Tilia, Studies and restorations at Persepolis and other sites of Fa ¦ rs , II, Rome 1978; N. M. Titley, Persian miniature painting and its influence on the art of Turkey and India , London 1983; S. C. Welch, A King's book of kings , New York 1976; S. D. Wright, "Sir John Malcolm and the order of the lion and sun", Iran , 17 (1979), 135-141.برای‌ صورت‌ کامل‌ منابع‌ رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل‌ "Flags. I: of Persia" .پرچم‌ در جهان‌ اسلام‌ معاصر. سابقة‌ کاربرد پرچم‌ ملی‌ با مفاهیم‌ امروزی‌ آن‌ در اروپا به‌ سدة‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ (علی‌ بابائی‌ و آقایی‌، ج‌ 1، ص‌ 266) و در کشورهای‌ اسلامی‌ به‌ سدة‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، بویژه‌ نیمة‌ دوم‌ این‌ سده‌، بازمی‌گردد. استعمار اروپایی‌ که‌ به‌ ظهور و تقویت‌ ملی‌گرایی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ انجامید در شکل‌گیری‌ پرچمهای‌ جدید در کشورهای‌ مسلمان‌ تأثیر فراوانی‌ داشت‌. شکل‌ و ترکیب‌بندی‌ پرچم‌ هر کشور ــ بویژه‌ رنگهای‌ آن‌ ــ معمولاً از وضع‌ اقلیمی‌ و نمادهای‌ تاریخی‌، فرهنگی‌، سیاسی‌ و دینی‌ همان‌ کشور الهام‌ می‌گیرد. طرح‌ اولیة‌ پرچم‌ در برخی‌ از کشورهای‌ مسلمان‌ از سابقة‌ دیرینه‌ای‌ برخوردار است‌، مانند اندونزی‌ که‌ پرچم‌ آن‌ میان‌ سالهای‌ 1200ـ 1475 در امپراتوری‌ ماجاپاهیت‌ به‌کار می‌رفته‌ است‌ (خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌53) و یا پرچم‌ کشور اتیوپی‌ که‌ طرح‌ اولیة‌ آن‌ به‌ 1315/1897 بازمی‌گردد ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Ethiopia" ).پرچمها گاه‌ به‌ مسائل‌ تاریخی‌ اشاره‌ دارند، چنانکه‌ شباهت‌ پرچم‌ تونس‌ و ترکیه‌ یادگار تسلط‌ عثمانیها بر آن‌ سرزمین‌ است‌ (خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌101). پرچم‌ لبنان‌ نیز زمانی‌ که‌ در قیمومیت‌ فرانسه‌ بود به‌ پرچم‌ این‌ کشور شباهت‌ داشت‌، با این‌ تفاوت‌ که‌ در وسط‌ پرچم‌ لبنان‌ درخت‌ سدری‌ نقش‌ بسته‌ بود ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Lebanon" ).در پی‌ جنبش‌ ملی‌ عرب‌ به‌ رهبری‌ شریف‌حسین‌، حاکم‌ حجاز، در 1334/1916 و اعلام‌ استقلال‌ کشورهای‌ عربی‌ از عثمانی‌ (درویش‌پور، ص‌123ـ124)، شریف‌حسین‌ پرچمِ جنبش‌ ملی‌ عرب‌ را با چهار رنگ‌ قرمز، سبز، سفید و سیاه‌ برگزید. در 1335/ 1917 مردم‌ فلسطین‌ این‌ پرچم‌ را به‌عنوان‌ پرچم‌ «جنبش‌ ملی‌ عرب‌ » به‌ رسمیت‌ شناختند و در 1326ش‌/ 1947 حزب‌ بعث‌ آن‌ را نماد آزادی‌ و اتحاد ملت‌ عرب‌ دانست‌. فلسطینیها در 1327 ش‌/ 1948 در کنفرانس‌ غزه‌ این‌ پرچم‌ را برافراشتند و اتحادیة‌ عرب‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ پرچم‌ رسمی‌ فلسطین‌ به‌ رسمیت‌ شناخت‌. به‌ این‌ ترتیب‌ این‌ رنگها با مضامین‌ دینی‌ و سیاسی‌ به‌ عنوان‌ رنگهای‌ جنبش‌ پان‌عربیسم‌ شناخته‌ شدند. در این‌ پرچم‌، قرمز نماد شریفهای‌ حجاز بود که‌ از نسل‌ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌ بودند (لقب‌ هاشمی‌ اشاره‌ به‌ تبار آنها دارد) این‌ رنگ‌، همچنین‌ نشان‌ طغیان‌ در برابر عثمانی‌ نیز شمرده‌ می‌شد؛ سبز نشان‌ فاطمیان‌ شمال‌ افریقا بود که‌ از این‌ رنگ‌ برای‌ ابراز وفاداری‌ به‌ حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ استفاده‌ می‌کردند؛ سفید نماد امویان‌ بود؛ سیاه‌ رنگی‌ بود که‌ عباسیان‌ از آن‌ به‌عنوان‌ نماد عزاداری‌ برای‌ پیامبر و نیز یادآوری‌ واقعة‌ کربلا استفاده‌ می‌کردند. سه‌ پسر شریف‌ حسین‌ که‌ در اردن‌، سوریه‌ و عراق‌ حکم‌ راندند پرچم‌ یادشده‌ را با همان‌ ترکیب‌ و با تغییرات‌ جزئی‌ به‌کار گرفتند. در پرچم‌ اردن‌ و فلسطین‌ یک‌ ستاره‌، در پرچم‌ عراق‌ دو ستاره‌ و در پرچم‌ سوریه‌ سه‌ ستاره‌ اضافه‌ شد ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Palestine" ، "Pan-Arab colours" ).در پی‌ انقلاب‌ و سرنگونی‌ پادشاهی‌ در مصر در 1332 ش‌/ 1953، «پرچم‌ آزادسازی‌ عرب‌» شکل‌ گرفت‌ که‌ در آن‌ سه‌ رنگ‌ پان‌عربیسم‌ یعنی‌ قرمز و سفید و سیاه‌ تفسیری‌ جدید یافت‌ و سیاه‌ نماد گذشتة‌ پر از ظلم‌ و تعدی‌ بیگانگان‌، سفید نماد آیندة‌ روشن‌ و قرمز مظهر فداکاریهای‌ خونین‌ برای‌ رهایی‌ از سیاهی‌ و دستیابی‌ به‌ سپیدی‌ تفسیر شد (همان‌، ذیل‌ "Pan-Arab colours" ). در 1337 ش‌/ 1958 در جمهوری‌ عربی‌ متحده‌ (شامل‌ سوریه‌ و مصر) نیز پرچم‌ جدیدی‌ شکل‌ یافت‌ که‌ ترکیبی‌ از سه‌ رنگ‌ قرمز و سفید و سیاه‌ با دو ستارة‌ سبز در نوار سفید بود ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Egypt" ).رنگ‌ پرچمها بیانگر آرمانها و فرهنگ‌ سیاسی‌ کشورها نیز بود، مثلاً رنگ‌ قرمز در پرچم‌ سودان‌، کویت‌، اتیوپی‌، لبنان‌، بورکینافاسو، چاد و بنگلادش‌ نشان‌ مبارزه‌ و شهادت‌ در راه‌ آزادی‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ نام‌ همین‌ کشورها)، رنگ‌ زرد در مالزی‌ رنگ‌ سلطنتی‌ به‌ شمار می‌رود ( ) مالزی‌ در یک‌ نگاه‌ ( ، ص‌ 31) و زمینة‌ آبی‌ در پرچم‌ اتیوپی‌ اشاره‌ به‌ صلح‌ و دموکراسی‌ دارد ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Ethiopia" ). رنگها گاه‌ مفهوم‌ نژادی‌ دارند مانند رنگ‌ سیاه‌ در پرچم‌ کشورهای‌ افریقاییِ اوگاندا و تانزانیا (خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌59، 95).نماد ستاره‌ در پرچم‌ کشورهای‌ اسلامی‌ کاربرد بسیار داشته‌ است‌. پرچم‌ شریفهای‌ حجاز دارای‌ ستارة‌ هفت‌پر بود که‌ نشانة‌ سورة‌ حمد (اولین‌ سورة‌ قرآن‌ با هفت‌ آیه‌) است‌. پرچم‌ آزادسازی‌ عرب‌ ستاره‌ای‌ پنج‌ پر داشت‌. در 1341ش‌/1962 جمهوری‌ عربی‌ یمن‌ (یمن‌ شمالی‌) از ستاره‌ای‌ به‌ نشان‌ اتحاد و استقلال‌ در پرچم‌ خود استفاده‌ کرد. پرچم‌ جمهوری‌ دموکراتیک‌ مردم‌ یمن‌ جنوبی‌ در 1346ش‌/1967 دارای‌ ستاره‌ای‌ قرمز بر روی‌ یک‌ مثلث‌ آبی‌ روشن‌ بود که‌ ستاره‌ نماد هدایت‌ مردم‌ برای‌ آزادی‌ ملی‌ و رنگ‌ آبی‌ نماد مردم‌ بود. در 1342 ش‌/ 1963 سوریه‌ و عراق‌ از سه‌ ستاره‌ برای‌ نشان‌ دادن‌ پان‌عربیسم‌ استفاده‌ کردند.در 1351 ش‌/ 1972 سوریه‌ و لیبی‌ و مصر فدراسیون‌ جمهوریهای‌ عرب‌ را تشکیل‌ دادند و از علامت‌ قوش‌ به‌ جای‌ ستاره‌ استفاده‌ کردند که‌ نماد قبیلة‌ قریش‌ است‌. این‌ اتحاد مدتی‌ بیش‌ پایدار نماند و سوریه‌ در 1359 ش‌/ 1980 در پرچم‌ خود از دو ستارة‌ پرچم‌ جمهوری‌ عربی‌ متحده‌ استفاده‌ کرد و لیبی‌ نیز در 1356ش‌/1977 از یک‌ پرچم‌ یکپارچة‌ سبز برای‌ نشان‌ دادن‌ انقلاب‌ سبز (کشاورزی‌) استفاده‌ کرد ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Pan-Arab colours" ).تحولات‌ سیاسی‌ داخلی‌ و خارجی‌ کشورها مهمترین‌ عامل‌ در تغییر پرچمها بوده‌ است‌. برای‌ مثال‌ درپی‌ معاهدة‌ میان‌ بحرین‌ و بریتانیا در 1235/1820، نوار سفید عمودی‌ به‌ نشانة‌ ترک‌ مخاصمه‌ و صلح‌ به‌پرچم‌ بحرین‌ اضافه‌ شد. سپس‌ در 1312ش‌/ 1933 این‌ کشور برای‌ متمایز ساختن‌ پرچم‌ کشور خود از پرچم‌ کشورهای‌ عمان‌، دبی‌ و ابوظبی‌ نوار سفید عمود را دندانه‌دار کرد (همان‌، ذیل‌ "Bahrain" ). همچنین‌ در پرچم‌ برونئی‌، رنگهای‌ زرد، سفید و سیاه‌ در واقع‌ نماد سلطان‌ و دو وزیر اوست‌ که‌ در 1324/ 1906 قراردادی‌ با بریتانیا امضا کردند ( ) برونئی‌ دارالسلام‌ در یک‌ نگاه‌ ( ، ص‌ 10).رویدادهای‌ سیاسی‌ داخلی‌ نیز گاه‌ سبب‌ تغییر پرچم‌ می‌شود. در میان‌ کشورهای‌ اسلامی‌ پرچم‌ افغانستان‌ به‌دلیل‌ درگیریهای‌ داخلی‌ و تغییر پی‌درپی‌ حکومتها بارها تغییر کرده‌ است‌ و نمادهای‌ دینی‌ و سیاسی‌، بتناوب‌، جایگزین‌ یکدیگر شده‌اند. قدیمترین‌ پرچم‌ افغانستان‌ دارای‌ نوارهای‌ افقی‌ سبز، سفید و سبز بود. در دورة‌ حکومت‌ امیر عبدالرحمان‌خان‌ (1297ـ 1319) مسجد، منبر و محراب‌ و دو پرچم‌ و چند تفنگ‌ و شمشیر در اطراف‌ به‌ آن‌ افزوده‌ شد. در 1928، در دورة‌ شاه‌ امان‌الله‌ (1337ـ1347) پرچم‌ جدید دارای‌ سه‌ نوار عمودی‌ سیاه‌، قرمز و سبز و شامل‌ دو بافة‌ گندم‌، رشته‌کوههای‌ طلایی‌، یک‌ ستاره‌ و خورشیدی‌ در حال‌ طلوع‌ بود. این‌ پرچم‌ علایم‌ جدیدی‌ را جایگزین‌ نمادهای‌ مذهبی‌ کرد و سه‌ رنگ‌ آن‌ از پرچمهای‌ اروپا پس‌ از انقلاب‌ فرانسه‌ اقتباس‌ شده‌ بود. وقتی‌ افغانستان‌ در پی‌ کودتای‌ محمد داودخان‌ به‌ جمهوری‌ تبدیل‌ شد (1352ـ1357 ش‌)، در پرچم‌ جدید عقابی‌ که‌ روی‌ سینة‌ آن‌ ترکیبی‌ از محراب‌ و منبر نقش‌ بسته‌ بود، پدیدار شد که‌ نشانة‌ طرح‌ مجدد علایم‌ مذهبی‌ بود. عقاب‌ نماد حاکمیت‌ ملی‌ آن‌ کشور و حلقه‌ای‌ از خوشة‌ گندم‌ مظهر حرفة‌ بیشتر مردم‌ یعنی‌ کشاورزی‌ بود. پس‌ از انقلاب‌ دموکراتیک‌ افغانستان‌ در 1357ش‌، پرچم‌ قرمزی‌ با علامتی‌ طلایی‌ به‌ تقلید از پرچم‌ شوروی‌ سابق‌ اختیار شد. ستارة‌ پنج‌پر که‌ در بالای‌ علامت‌ قرار داشت‌، نماد پنج‌ قوم‌ اصلی‌ این‌ کشور بود و در مرکز علامت‌ واژة‌ خلق‌ نوشته‌ شده‌ بود. با کودتای‌ بَبْرَک‌ کارمل‌ در 1358ش‌ پرچم‌ جدید با همان‌ رنگهای‌ سنتی‌ سیاه‌، قرمز و سبز دوباره‌ معمول‌ شد. سیاه‌ مظهر درفش‌ ابومسلم‌ خراسانی‌، قرمز نماد پرچم‌ غزنویان‌ و سبز رنگ‌ معمول‌ اسلام‌ بود. در این‌ پرچم‌ علایم‌ کتاب‌ گشوده‌، محراب‌، منبر، خورشید، ستارة‌ پنج‌پر و چرخ‌ دنده‌ منقوش‌ بود. در 1371 ش‌ که‌ مبارزان‌ افغان‌ کابل‌ را تصرف‌ کردند و جمهوری‌اسلامی‌افغانستان‌ تأسیس‌ شد، از پرچم‌ جدیدی‌ با رنگهای‌ سبز، سفید و سیاه‌ و با مضامین‌ تکبیر و شهادتین‌ استفاده‌ کردند که‌ بعد به‌ آن‌ مسجد با دو پرچم‌ در طرفین‌ و بافه‌های‌ گندم‌ و دو شمشیر متقاطع‌ اضافه‌ شد. در 1375 ش‌، با تصرف‌ کابل‌ به‌دست‌ طالبان‌، پرچم‌ سادة‌ سفیدی‌ انتخاب‌ شد که‌ شهادتین‌ را با رنگ‌ سبز به‌ آن‌ افزودند ( ایرانیکا ، ذیل‌ "Flags. II" )، هرچند هنوز پرچم‌ قبلی‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ می‌شود.فروپاشی‌ نظام‌کمونیستی‌وتشکیل‌ جمهوریهای‌مسلمان‌نشین‌ آسیای‌ مرکزی‌ باعث‌ طرح‌ پرچمهای‌ جدید گردید. ازبکستان‌ اولین‌ جمهوری‌ آسیای‌ مرکزی‌ بود که‌ پس‌ از کسب‌ استقلال‌ نمادهای‌ کمونیستی‌ را کنار گذاشت‌ و علایم‌ جدیدی‌ را در پرچم‌ خود به‌ کار گرفت‌؛ علایمی‌ مانند هلال‌ ماه‌ که‌ هم‌ نماد اسلام‌ تلقی‌ می‌شود و هم‌ نشان‌ از تولد جدید یک‌ ملت‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Uzbekistan" ). پرچم‌ جدید آذربایجان‌ نیز همان‌ پرچم‌ جمهوری‌ دموکراتیک‌ آذربایجان‌ در 1297 ش‌/ 1918 است‌. هشت‌ ستارة‌ آن‌ نماد هشت‌ گروه‌ قوم‌ ترک‌ و آبی‌ روشن‌ نیز رنگ‌ سنتی‌ مخصوص‌ این‌ قوم‌ است‌ (همان‌، ذیل‌ "Azerbaijan" ). پرچم‌ قزاقستان‌ نیز در 1370ش‌/ 1991 شکل‌ گرفت‌ (همان‌، ذیل‌ "Kazakhstan" ). در 1371ش‌/ 1992 تاجیکستان‌ آخرین‌ جمهوری‌ شوروی‌ سابق‌ بود که‌ پرچم‌ جدیدی‌ اختیار کرد. در گذشته‌، پرچمهای‌ تاجیکستان‌ به‌ قیامها و حکومتهای‌ مختلفی‌ که‌ در آسیای‌ مرکزی‌ تشکیل‌ می‌گردید تعلق‌ داشت‌؛ مانند قیام‌ باسماچیان‌ * و جمهوری‌ خلق‌ بخارا که‌ پس‌ از تصرف‌ بخارا به‌دست‌ ارتش‌ سرخ‌ در 1300ش‌/1921 تشکیل‌ شد و جمهوری‌ سوسیالیستی‌ شوروی‌ خودمختار تاجیکستان‌ که‌ در 1308 ش‌/ 1929 شکل‌ گرفت‌. در 1314 ش‌/ 1935، اولین‌ پرچم‌ رسمی‌ تاجیکستان‌ با نشان‌ ستاره‌ و داس‌ و چکش‌ و خورشید با خوشه‌های‌ جو و ساقه‌های‌ پنبه‌ و درخت‌ مو تصویب‌ شد ( ایرانیکا ، ذیل‌ «پرچمهای‌ تاجیکستان‌»). پرچم‌ جدید تاجیکستان‌ همرنگ‌ پرچم‌ ایران‌ است‌، که‌ در آن‌ سفید نماد پنبه‌ (محصول‌ عمدة‌ کشاورزی‌ تاجیکستان‌) و سبز نماد سایر فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Tajikistan" ).در پرچم‌ بوسنی‌وهرزگوین‌ نقشة‌ این‌ کشور به‌ رنگ‌ زرد نقش‌ شده‌ است‌. رنگ‌ آبی‌ در این‌ پرچم‌، رنگ‌ پرچم‌ اتحادیة‌ اروپاست‌ و ستارگان‌ نماد ترقی‌ و اصلاح‌ و کمال‌اند (سفارت‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌، نامة‌ مورخ‌ 20/7/2000 م‌).کاربرد نمادهای‌ دینی‌ در پرچمهای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ بسیار موردتوجه‌ بوده‌ است‌. به‌ کارگیری‌ این‌گونه‌ نمادها در پرچمهای‌ یهودیان‌ و مسیحیان‌ نیز سابقه‌ دارد ( ) دایرة‌المعارف‌ ورلدبوک‌ ( ، ج‌7، ص‌199). بسیاری‌ از کشورهای‌ اسلامی‌ به‌ اظهار اسلام‌ در پرچم‌ کشورشان‌ تمایل‌ دارند و از نقوشی‌ که‌ با احکام‌ اسلامی‌ مغایرت‌ داشته‌ باشد احتراز می‌کنند؛ مثلاً نشان‌ پرچم‌ مالی‌ تا 1340ش‌/1961 کاناگا ، نماد یک‌ انسان‌ سیاه‌ بود، اما از آنجا که‌ استفاده‌ از تصویر انسان‌ نزد مسلمانان‌ معمول‌ نیست‌، این‌ علامت‌ حذف‌ شد ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Mali" ). رنگ‌ سبز در بسیاری‌ از پرچمهای‌ کشورهای‌ مسلمان‌ دیده‌ می‌شود، مثلاً در پرچم‌ جیبوتی‌ سبز نشان‌ مسلمانان‌ و آبی‌ نشان‌ مسیحیانی‌ است‌ که‌ در این‌ کشور زندگی‌ می‌کنند؛ گاه‌ نیز از رنگهای‌ دیگر به‌عنوان‌ نماد اسلام‌ استفاده‌ شده‌ است‌، مثلاً در پرچم‌ سودان‌ و قَطَر رنگ‌ سفید به‌ این‌ مفهوم‌ است‌ (همان‌، ذیل‌ "Djibouti" ، "Sudan" ؛ «علم‌ دولة‌ قطر»، یادداشت‌ مورخ‌ 31/5/79 ارسالی‌ از سفارت‌ قَطَر).مهمترین‌ نماد دینی‌ در پرچمهای‌ اسلامی‌ هلال‌ ماه‌ و ستاره‌ است‌ که‌ در پرچم‌ بسیاری‌ از کشورهای‌ اسلامی‌ و گاه‌ در پرچمهای‌ خاص‌ مانند پرچم‌ ریاست‌ جمهوری‌ (برای‌ مثال‌ در مالدیو) استفاده‌ شده‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Maldives" ). این‌ نماد که‌، به‌ تعبیری‌، متضمن‌ مفهوم‌ صلح‌ و زندگی‌ است‌ ( ) دایرة‌المعارف‌ ورلدبوک‌ ( ، همانجا) در گذشته‌ از نمادهای‌ اِعلام‌ پیروزی‌ و ظفر بوده‌ است‌. در اوایل‌ قرن‌ سیزدهم‌ سلطان‌ سلیم‌ سوم‌ هلال‌ ماه‌ و ستاره‌ را بر زمینه‌ای‌ قرمز، برای‌ پرچم‌ پادشاهی‌ انتخاب‌ کرد ( د. اسلام‌ ، ج‌ 3، ص‌ 383ـ384). امروز نیز پرچم‌ ترکیه‌ به‌ همین‌ شکل‌ است‌، هرچند برخی‌ هلال‌ آن‌ را نماد امپراتوری‌ روم‌شرقی‌ می‌دانند که‌ عثمانیها آن‌ را حفظ‌ کردند و بعدها ستاره‌ای‌ که‌ الهام‌ از مفهوم‌ النجم‌ در قرآن‌ است‌، به‌ آن‌ اضافه‌ شد. در پرچم‌ تونس‌ نیز علامت‌ ماه‌ و ستاره‌ در داخل‌ دایره‌ سفیدی‌ قرار دارد که‌ نشانة‌ خورشید است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Tunisia" ؛ خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌ 101). امروزه‌ نیز بسیاری‌ از کشورهای‌ مسلمان‌، مانند موریتانی‌ و الجزایر و پاکستان‌ و مالزی‌، ماه‌ و ستاره‌ را در پرچم‌ خود به‌کار می‌برند که‌ ماه‌ اشاره‌ به‌ پیامبر اسلام‌ صلّی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌وسلّم‌ دارد که‌ چون‌ ماه‌ بر جهان‌ اسلام‌ پرتو افکند، و ستاره‌ نماد النجم‌ است‌ ( رجوع کنید به خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌264). از طرفی‌ پنج‌پر ستاره‌ اشاره‌ به‌ پنج‌ ستون‌ دین‌ دارد ( ) دایرة‌المعارف‌ نمادها سال‌ 98 ( ، ذیل‌ "Crescent & five-pointed star symbol" ). ظاهراً از نظر نمادشناسان‌ ترکیب‌ هلال‌ و ستاره‌ نماد بهشت‌ نیز محسوب‌ می‌شود (سیرلوت‌، ذیل‌ "Crescent" ). در پرچم‌ لیبی‌، پس‌ از تشکیل‌ دولت‌ لیبی‌ در 1330 ش‌/ 1951، هلال‌ ــ که‌ نماد آغاز ماه‌ قمری‌ در میان‌ مسلمانان‌ است‌ ــ به‌ داستان‌ هجرت‌ پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌ و تعلیم‌ اصول‌ و اخلاق‌ او اشاره‌ دارد و ستاره‌ نشان‌ امید به‌ خداوند و هدف‌ متعالی‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Libya" ).از دیگر نمادهای‌ دینی‌ درخت‌ سدر (اَرْز) است‌ که‌ در 1322 ش‌/ 1943 در پرچم‌ لبنان‌ ظاهر شد (خیراندیش‌ و شایان‌، ص‌ 196) و اشاره‌ به‌ زیباترین‌ و مشهورترین‌ درخت‌ این‌ سرزمین‌ دارد و نماد پاکی‌ و صلح‌ نیز به‌شمار می‌آید ( آمریکانا ، ج‌ 11، ص‌ 357). از نمادهای‌ دیگر دینی‌ ـ اسلامی‌، محراب‌ و مسجد در پرچم‌ افغانستان‌، خنجر و شمشیر در پرچم‌ عمان‌ و شمشیر در پرچم‌ عربستان‌ است‌ که‌ ظاهراً دلالت‌ بر جهاد در راه‌ اسلام‌ دارد. گاه‌ لوله‌های‌ توپ‌ یا تفنگ‌ جانشین‌ شمشیرها شده‌ است‌ ( آمریکانا ، ج‌ 11، ص‌ 358؛ ایرانیکا ، ذیل‌ "Flags. II" )، واژه‌ها و عبارتهای‌ دینی‌ چون‌ الله‌، محمد، شهادتین‌، تکبیر در پرچم‌ کومور، عربستان‌ و عراق‌ و عبارت‌ «الدائمون‌ المحسنون‌ بالهدی‌» در پرچم‌ برونئی‌ از صریحترین‌ نمادهای‌ اسلامی‌اند که‌ در پرچمها به‌کار رفته‌اند ( رجوع کنید به ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ نام‌ همین‌ کشورها).بخش‌ دیگری‌ از مفاهیم‌ در پرچمها از وضع‌ اقلیمی‌ و طبیعی‌ و فرهنگی‌ کشور الهام‌ گرفته‌اند، برای‌ مثال‌ در غالب‌ پرچمهای‌ کشورهای‌ مسلمان‌ افریقا از رنگهای‌ قرمز و سبز و زرد به‌ عنوان‌ رنگهای‌ خاصِ این‌ قاره‌ استفاده‌ شده‌ است‌. به‌ گفتة‌ سکوتوره‌ ، نخستین‌ رئیس‌جمهور گینه‌، رنگ‌قرمز نشان‌ مبارزه‌ با استعمارگران‌ و تلاش‌ برای‌ پیشرفت‌ است‌؛ رنگ‌ زرد نماد طلای‌ گینه‌ و نشان‌ خورشید و عدالت‌ است‌؛ رنگ‌ سبز نشان‌ سرسبزی‌ و خوشبختی‌ در افریقاست‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Chad" ، نیز قس‌ ذیل‌ Faso" "Burkina ، "Ethiopia" ). به‌ این‌ ترتیب‌ برخی‌ رنگها نماد عوامل‌ طبیعی‌اند، چنانکه‌ رنگ‌سبز رمز سرسبزی‌گیاهان‌ و جوانی‌ و نماد فراوانی‌ و کشاورزی‌ است‌ (همان‌، ذیل "Sudan", "Nigeria", "Ethiopia", "Djibouti", "Bangladesh" ؛ نیز رجوع کنید به آمریکانا ، ج‌11، ص‌355ـ356). رنگ‌ آبی‌ نیز گاهی‌ نماد پدیده‌های‌طبیعی‌ مانندرود،دریا،آسمان‌ و امید است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Tanzania", "Gambia", "Djibouti", "Chad" ). رنگ‌ زرد نیز در پرچم‌ چاد نشانه‌ای‌ از خورشید و ثروتهای‌ زیرزمینی‌، در اتیوپی‌ نماد طبیعت‌ غنی‌، در گابون‌ رمز خط‌ استوا، در اوگاندا نماد خورشید، در بورکینافاسو نماد توانگری‌ و در پرچم‌ تانزانیا نشان‌ ثروت‌ معدنی‌ است‌. ستاره‌های‌ چهارگانة‌ پرچم‌ کومور نیز به‌ چهار جزیرة‌ این‌ کشور اشاره‌ دارد. دایرة‌ نارنجی‌ در پرچم‌ نیجر نماد خورشید و نوار نارنجی‌ آن‌ نماد صحراست‌ (همان‌، ذیل‌ نام‌ همین‌ کشورها؛ آمریکانا ، ج‌ 11، ص‌ 355ـ357).پرچمها گاه‌ نمایانگر آمال‌ و اهداف‌ معنوی‌ یک‌ ملت‌ و آداب‌ و رسوم‌ کهن‌ آنها هستند. پرچم‌ اتیوپی‌ از سه‌ رنگ‌ سبز، زرد و قرمز تشکیل‌ شده‌ است‌. این‌ رنگها در آثار هنری‌ و فرهنگی‌ این‌ کشور نیز به‌کار می‌رود ( آمریکانا ، ج‌11، ص‌355)، سبز نشان‌ امید، زرد نماد صلح‌، طبیعت‌، ثروت‌ و عشق‌، و قرمز مظهر قدرت‌ و ایمان‌ است‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Ethiopia" ). سبز در پرچم‌ نیجریه‌ به‌معنای‌ برادری‌ و امید است‌. سفید در پرچم‌ سودان‌ نشانة‌ خوش‌بینی‌ و عشق‌، در پرچم‌ نیجریه‌ نماد پاکی‌ و امید و در پرچم‌ لبنان‌ مظهر پاکی‌ است‌ (همان‌، ذیل‌ "Sudan", "Niger", "Lebanon" ). سفید و سبز در پرچم‌ پاکستان‌ نشان‌ صلح‌ و خوشبختی‌، ستارة‌ پنج‌پر علامت‌ نور و دانش‌ و هلال‌ ماه‌ نشان‌ پیشرفت‌ است‌ ( ) پرچم‌ پاکستان‌ ( ، ص‌ 4). به‌طورکلی‌ رنگها و علایم‌ در پرچمها بر مفاهیم‌ متنوع‌ دینی‌، سیاسی‌، فرهنگی‌، تاریخی‌ اشاره‌ دارند و تعیین‌ مرز دقیق‌ میان‌ مفاهیم‌ دینی‌ و سیاسی‌ و تاریخی‌ کاری‌ دشوار است‌.در برخی‌ از کشورهای‌ جهان‌ اسلام‌ افزون‌ بر پرچم‌ ملی‌، برخی‌ از مناصب‌ مهم‌ کشوری‌ و نهادها نیز پرچم‌ ویژه‌ای‌ دارند، مانند پرچم‌ پادشاهی‌، ریاست‌جمهوری‌، نیروی‌ دریایی‌ و نظامی‌. همچنین‌ در برخی‌ کشورها اقوام‌ پرچم‌ ویژه‌ای‌ دارند، مانند ترکمنهای‌ عراق‌ ( ) پرچمهای‌ جهان‌ ( ، ذیل‌ "Iraq" ). علاوه‌ بر این‌، جنبش‌ها و اتحادیه‌ها و سازمانهای‌اسلامی‌ که‌ مهمترین‌ آنها سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ است‌، پرچم‌ ویژه‌ای‌ دارند. پرچم‌ این‌سازمان‌ مشتمل‌ است‌ بر تکبیر و بخشی‌از آیة‌ 103 سورة‌ آل‌عمران‌ که‌ به‌ وحدت‌ و یکپارچگی‌ فرامی‌خواند و زمینة‌ آن‌ هلال‌ ماه‌ و چندین‌ ستاره‌ و نقشی‌ است‌ که‌ اشاره‌به‌ چهار طرف‌ دارد و مجموعاً دین‌ اسلام‌ را به‌ عنوان‌ عامل‌ وحدت‌ جهانی‌ معرفی‌ می‌کند.منابع‌: علاوه‌ بر کتاب‌ مقدس‌؛ رسول‌ خیراندیش‌ و سیاوش‌ شایان‌، ریشه‌یابی‌ نام‌ و پرچم‌ کشورها ، تهران‌ 1370ش‌؛ حجت‌الله‌ درویش‌پور، بررسی‌ پدیدة‌ ناسیونالیسم‌ در جهان‌ عرب‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛ غلامرضا علی‌ بابائی‌ و بهمن‌ آقایی‌، فرهنگ‌ علوم‌ سیاسی‌ ، تهران‌ 1365ـ 1368 ش‌؛Brunei Darussalam in brief , ed. Mohamed Deli bin Ahmad, Bandar Seri Begawan: Prime Minister's Office, the Information Department, [1997?]; J. E. Cirlot, A dictionary of symbols , translated from the Spanish by Jack Sage, New York 1983, s.v. "Crescent"; Encyclopaedia Iranica , s.vv. "Flags. II: of Afghanistan", Flags. III: of Tajikistan" (by Habib Borjian); EI 2 , s.v. "Hila ¦ l. II: in Islamic art" (by R. Ettinghausen); Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.v. "Flag" (by Whitney Smith); Flags Of The World (FOTW) . [Homepage]. 19 Aug. 2000. [On- line]. Available: http://fotw.digibel.be/flags; Malaysia in brief , Kuala Lumpur: Ministry of Foreign Affairs, Information Division, [1997?]; The Pakistan flag , Islamabad: Ministry of Information & Broadcasting, [n.d.]; Symbols' 98 encyclopedia (1999). [On-line]. Available: http://www. symbols. com [Nov. 2000], s.v. "Crescent & five-pointed star symbol"; The World book encyclopedia , London 1995, s.v. "Flag".
نظر شما
مولفان
فؤاد كوپريلي‌ ، تلخيص‌ از ( د.ا.ترك‌ ) , ع‌. شاپورشهبازي‌ ، تلخيص‌ از ( ايرانيكا ) , اكرم‌ ارجح‌ ,
گروه
رده موضوعی
جلد 5
تاریخ
وضعیت چاپ
  • چاپ نشده