رمضان

معرف

رمضان (ماه رمضان)، نهمین ماه سال در گاه‌شماری هجری قمری، زمان انجام اعمال و فرایض روزه.

متن

رمضان (ماه رمضان)، نهمین ماه سال در گاهشماری هجری قمری، زمان انجام اعمال و فرایض روزه.

۱) مباحث تقویمی درباره معنای واژه رمضان و بهدستآوردن ریشة این واژه در زبان عربی بررسیهای بسیاری شدهاست. بر این اساس «ر م ض» و «رَمضاء» در معناهایی چون شدت گرما، ریگ سوزان، و سوختن پا از گرمای زمین بهکار رفتهاست (← ابنسیده، ج ۸، ص ۲۰۲ـ۲۰۳؛ قَلقَشندی، ج ۲، ص ۳۷۵؛ سیوطی، کتاب الشماریخ، ص ۱۴؛ زَبیدی، ذیل «رَمَض»). باوجوداین، بهسبب انجام فریضة روزه در این ماه معناهای گستردهتری نیز برای واژة رمضان و ریشة آن ذکر شدهاست، ازجمله گرمکنندة دلهای پندگیرندگان؛ شویندة گناهان، همچون «رَمَضْ» بهمعنای بارانی که زمین را بشوید؛ و سوزاندن گناه در این ماه (← الفوایدالغرر، گ ۳۹؛ نیز ← زَبیدی، همانجا که مجموعه اقوال لغتشناسان مشهور را در این زمینه گرد آوردهاست). رمضان از اسماء الهی نیز است و در برخی منابع تأکید شده که به اینعلت همواره باید گفت «ماهِ رمضان» (شهر رمضان) و این واژه را بهتنهایی نباید ذکر کرد (← مسعودی، ج ۲، ص ۳۴۷؛ مرزوقیاصفهانی، ج ۱، ص ۲۷۸؛ بخش ۲ : در قرآن و حدیث). رمضان یگانه ماه در گاهشماری هجری قمری است که نام آن به تصریح در قرآن (بقره: ۱۸۵) آمده و در واژهنامههای قرآنی و تفاسیر، دربارة این واژه کمابیش معانیِ پیشگفته، ذکر شدهاست (برای نمونه ← سورآبادی، ج ۱، ص ۱۶۱ـ۱۶۲؛ لسانالتنزیل، ص ۲۰۹، ستون ۲؛ برای آگاهی از شکلهای مختلف واژة رمضان و صورتهای جمع آن در زبان عربی ← مرزوقی اصفهانی، همانجا؛ قلقشندی، ج ۲، ص ۳۷۵ـ۳۷۶؛ سیوطی، کتاب الشماریخ، ص ۱۴؛ همو، المزهر، ج ۲، ص ۲۰۳؛ نیز ← بخش ۲ : در قرآن و حدیث). ریشة «ر م ض» و واژة رمضان با اندک تغییراتی در دیگر زبانهای سامی، ازجمله سریانی، بهکار رفتهاست (← برون ، ص ۴۶۴، ستون ۱؛مشکور، ج ۱، ص ۳۰۹ـ۳۱۰).

به نوشتة مرزوقی اصفهانی (ج ۱، ص ۸۶)، در دوران جاهلیت، ماه رمضان در تابستان قرار داشت و به همین علت این ماه، رمضان نامیده شدهاست. براساس محاسبات، در سال پنجم بعثت، ماه رمضان در تابستان قرار داشت و نوشتة مرزوقی اصفهانی ناظر به موقعیت ماه رمضان در دورهای از حیات پیامبر اسلام صلیاللّهعلیهوآلهوسلم است. اما تطبیقدادن ماههای سال در گاهشماری قمری با موقعیت فصلی آن در یک سال شمسی باید با توجه به برقراری نَسیءْ در گاهشماری عرب جاهلی و نیز حرمت نسیء در دوران اسلامی صورت پذیرد (برای آگاهی بیشتر در این زمینه ← نسیء*).

ماه رمضان، براساس محاسبة طول متوسط ماههای سال در گاهشماری هجری قمری همواره سیروز (ماهِ تام) درنظر گرفته میشد (← بتّانی، ج ۳، ص۱۰۰؛ ابوریحان بیرونی، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹؛ نیز ← قلقشندی، ج ۶، ص ۲۵۶)، اما با توجه به آغاز شدن ماه با رؤیت هلال و پایانیافتن آن با رؤیت هلال ماه بعد طول این ماه ممکن است ۲۹ روز نیز باشد.

در میان اقوام و قبایل مختلف عرب شبهجزیره عربستان نامهای مختلفی برای این ماه وجود داشت، ازجمله ناتق (مرزوقی اصفهانی، ج ۱، ص ۲۸۲؛ سیوطی، کتاب الشماریخ، ص۱۴)، دَیْمُر (ابوریحان بیرونی، ۱۹۲۳، ص ۶۳؛ الفواید الغرر، گ ۱۸۳ر) و زاهر (مسعودی، ج ۲، ص ۳۴۹). در دورة اسلامی، آن را رمضانالمعظّم و رمضانالمبارک خواندهاند (← قلقشندی، ج ۲، ص ۳۷۸؛ نیز ← لیتمان ، ص ۲۲۹). به نوشتة مرزوقی اصفهانی (ج ۱، ص ۲۸۳ـ۲۸۴)، در دورة جاهلی (که تاریخ واقعی آن بهدرستی معلوم نیست)، سال از ماه رمضان آغاز میشد. شاید هنگام وضع گاهشماری هجری قمری در زمان خلافت عُمَر (۱۳ـ۲۳) ــ که پیشنهاد شد در این گاهشماری، سال از ماه رمضان آغاز گردد اما پذیرفته نشد ــ بههمین سنّت در دورة جاهلیت توجهشده بودهاست (← مرزوقی اصفهانی، همانجا؛ طبری، ج ۲، ص ۳۸۸ـ۳۸۹؛ مسکویه، ج ۱، ص ۴۱۳؛ ابناثیر، ج ۱، ص۱۰ـ۱۱؛ قلقشندی، ج ۶، ص ۲۴۲). اگرچه بهنظر میرسد مبدأ تاریخ قراردادن هجرت پیامبر اسلام به پیش از خلافت عمر بازمیگردد (برای آگاهی بیشتر در این زمینه ← عبداللّهی، ص ۱۵ـ۲۲).

اگرچه در منابع دورة اسلامی، به احکام نجوم براساس ماههای گاهشماری هجری قمری کمتر پرداخته شده، کمابیش به بعضی دادههای احکام نجومی در ماه رمضان اشاره شدهاست (← حسنبن بهلول، ص۲۳۰ـ۲۳۱). به نوشتة مسعودی (ج ۲، ص ۳۴۹)، روزهای نحس هر ماه قمری چهارشنبهای است که با یکی از روزهایی که هرگونه ارتباط عددی با چهار دارند مقارن گردد. بنابر الفواید الغرر (گ۹۰ر) روز دوازدهم رمضان نحس بهحساب میآمدهاست. خلفای فاطمی مصر (ﺣﮑ : ۲۹۷ـ۵۶۷) در غره هر ماه سال و در تمام جمعههای ماه رمضان خطابة خاصی را در مسجد ایراد میکردند (← قلقشندی، ج ۳، ص ۵۰۵ـ۵۰۸ که متن این خطبهها را نیز براساس قرارگرفتن ترتیب جمعهها در ماه رمضان ذکر کردهاست؛ نیز ← همان، ج ۸، ص ۳۱۳ـ۳۱۴).

با توجه به وجوب روزه در ماه رمضان در دوران اسلامی، مسلمانان به جهت آداب روزهداری به آن توجه ویژهای داشتهاند. قرارگرفتن شب قدر و بحثهای مختلف دربارة زمان واقعی این شب در ماه رمضان (برای آگاهی از پارهای از این بحثها در پارهای متون دورة اسلامی ← الفواید الغرر، گ ۸۲پ ـ ۸۴پ؛ گنابادی، باب ۱۵، ص ] ۱۱۵[) به اهمیت این ماه افزودهاست (دربارة رویدادهای مهم این ماه ← بخش ۲ : در قرآن و حدیث). ناظر به انجام فرایض روزه و نیز قرارگرفتن شبهای قدر در ماه رمضان، اشارات گوناگونی به ماه رمضان در ادب عربی شدهاست (برای نمونه ← بغدادی، ج ۱، ص ۱۶۴؛ برای انعکاس نکات مختلف مربوط به ماه رمضان در ادب عربی ← راغب اصفهانی، ج ۲، ص ۴۷۵ـ۴۷۷).

در ادب فارسی نیز به ماه رمضان اشاره شدهاست، ازجمله عید فطر در پایان رمضان (برای نمونه ← امیر معزّی، ص ۴۹۴، بیت ۱؛ قاسم انوار، ص ۲۵۵، بیت ۴۲۰۱؛ ادیبالممالک فراهانی، ص ۴۸۷، بیت ۵)، روزهداری ماه رمضان (حافظ، ج ۱، غزل ۱۶۰، بیت ۶)، قرارگرفتن شبهای قدر در این ماه (صائب تبریزی، ج ۱، ص ۲۴۹، بیت ۱۴، ج ۲، ص ۷۳۷، بیت۲۰، ج ۴، ص ۱۶۷۴، بیت ۱۳، ج ۵، ص ۲۷۴۴، بیت ۶)، و نامیدن این ماه به ماه صیام (فرخی سیستانی، ص۱۰، بیت ۱۹۶). ماه رمضان به مثلهای زبان عربی نیز راه یافتهاست (← میدانی، ج ۲، ص ۴۲۸). در زبان فارسی، مثل مشهور «همیشه شعبان، یک بار هم رمضان» به رفتارهایی اشاره دارد که در شخصی همیشگی بوده و در طرف مقابل یکبار پدید آمدهاست (← دهخدا، ج ۴، ص ۲۰۰۶ـ۲۰۰۷؛ برای دیگر مثلهای رمضان در فارسی ← ذوالفقاری، ج ۱، ص ۲۲۴، ش ۳۲۴۴، ص ۱۰۸۶، ش ۴۹۷۵۴ـ۴۹۷۵۷، ص ۱۰۹۲، ش ۵۰۰۷۴، ص ۱۱۸۵، ش ۵۵۱۹۴، ج ۲، ص ۱۹۴۲، ش ۹۶۴۴۲). از سنّتهای عربها در این ماه، که در دورهای پس از اسلام نیز ادامه یافته، برپایی دو بازار (سوق) در این ماه بودهاست: بازار عَدَن، از اول تا دهم رمضان و بازار صنعاء، از نیمة رمضان تا نیمة شوال (← مرزوقی اصفهانی، ج ۲، ص ۱۶۴ـ۱۶۵؛ نیز ← حسنبن بهلول، همانجا).

منابع: ابناثیر؛ ابنسیده، المحکم و المحیط الاعظم، چاپ عبدالحمید هنداوی، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوریحان بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ۱۹۲۳؛ همو، کتاب التفهیم لاوائل صناعةالتنجیم، چاپ جلالالدین همایی، تهران ۱۳۶۲ش؛ همو، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ محمدصادقبن حسین ادیبالممالک فراهانی، دیوان، چاپ وحید دستگردی، ]تهران [۱۳۱۲ش؛ محمدبن عبدالملک امیر معزّی، دیوان، چاپ عباس اقبالآشتیانی، تهران ۱۳۱۸ش؛ محمدبن جابر بتّانی، کتابالزیج الصابی، اعتنی بطبعه و تصحیحه و ترجمه الی اللغة اللاتینیة و علّق حواشیه کارلو آلفونسو نالینو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هیلدسهایم ۱۹۷۷؛ عبدالقادربن عمر بغدادی، خزانةالادب و لبلباب لسان العرب، چاپ محمد نبیل طریفی، بیروت ۱۹۹۸؛ احمدبن حسین بیهقی، معرفة السنن و الآثار عن الامام ابیعبدللّه محمدبن ادریس الشافعی، چاپ سیدکسروی حسن، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱؛ شمسالدین محمد حافظ، دیوان، چاپ پرویز خانلری، تهران ۱۳۶۲ش؛ حسنبن بهلول، کتابالدلائل، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة سلیمانیه استانبول، مجموعة حکیماوغلی، ش ۵۷۲، فرانکفورت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ علیاکبر دهخدا، امثال و حکم، تهران ۱۳۶۳ش؛ حسن ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران ۱۳۸۸ش؛ حسینبن محمد راغباصفهانی، محاضراتالادباء و محاوراتالشعراء و البلغاء، چاپ عمر طباع، بیروت ۱۹۹۹؛ محمدبن محمد زَبیدی، تاجالعروس من جواهرالقاموس، ج ۱۸، چاپ عبدالکریم غرباوی، کویت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ عتیقبن محمد سورآبادی، تفسیر سورآبادی: تفسیر التفاسیر ، چاپ علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران ۱۳۸۱ش؛ عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، کتاب الشماریخ فی علم التاریخ، چاپ کریستیان فردریش زیبولد، لیدن ۱۴۱۲/۱۸۹۴؛ همو، المزهر فی العلوم اللّغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولی، علی محمد بجاوی، و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ]بیتا.[؛ محمدعلی صائب تبریزی، دیوان، چاپ محمد قهرمان، تهران ۱۳۶۴ـ۱۳۷۰ش؛ طبری، تاریخ (بیروت)؛ جعفرمرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم (ص)، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ رضا عبداللّهی، تحقیقی در زمینه گاهشماریهای هجریقمری و مسیحی (میلادی)، تهران ۱۳۶۵ش؛ علیبن جولوغ فرخی سیستانی، دیوان، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۱ش؛ الفواید الغرر و الفراید الدرر، از مؤلفی ناشناس، نسخة خطی کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران، ش ۶۶۷۴؛ علیبن نصیر قاسمانوار، کلیات قاسم انوار، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۷ش؛ قَلقَشندی؛ عبدالحیبن ضحاک گردیزی، زینالاخبار، چاپ عبدالحی حبیبی، چاپ افست تهران ۱۳۴۷ش؛ مظفربن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفّر فی معرفة التقویم (دربارة رسالة بیست باب در معرفت تقویم اثر عبدالعلیبن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی ]بیجا[ ۱۲۸۲؛ لسانالتنزیل، چاپ مهدی محقق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۵ش؛ مجملالتواریخ و القصص، چاپ محمدتقی بهار، تهران: کلاله خاور، ۱۳۱۸ش؛ احمدبن محمد مرزوقی اصفهانی، کتاب الازمنة و الامکنة، حیدرآباد، دکن ۱۳۳۲/ ۱۹۱۴؛ مسعودی، مروج (بیروت)؛ مسکویه؛ محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، تهران ۱۳۵۷ش؛ احمدبن محمد میدانی، مجمعالامثال، مشهد ۱۳۶۶ش؛

J. Brun, Dictionarium Syriaco-Latinum, [n.p.]: Beryti Phoeniciroum, Typographia PP. SOC. Jesu, 1895; E. Littmann, "Über die Ehrennamen und Neubenennungen der islamischen Monate", Der Islam, vol. 8, (1918).

/ فرید قاسملو /

۲) در قرآن و حدیث . ماه رمضان بین شعبان و شوال واقع شده و از ریشة «ر م ض» و جمع آن رَمَضانات و أرمِضاء است. رمضان به معنی شدت گرماست، و گفتهاند چون در هنگام نامگذاری ماهها، این ماه در زمان گرمی و حرارت شدید قرار گرفته بود، این نام را بر آن نهادند (←ازهری؛ جوهری؛ ابنفارِس، ذیل «رمض»). اما طبری (ذیل بقره: ۱۸۵) به نقل از مجاهدبن جِبِر (متوفی ۱۰۴) مینویسد، رمضان احتمالاً از نامهای خداست و نامگذاری آن با شدت گرما ارتباطی ندارد. برای نامگذاری این ماه وجوه معنایی دیگری را نیز برشمردهاند، مانند اینکه رمضان مأخوذ از «رَمَضالصائم» است، به معنی زمانی که درون روزهدار از شدت تشنگی داغ میشود؛ رمضان از ارماضاست به معنی آتشگرفتن، زیرا گناهان در این ماه با اعمال صالح آتش میگیرد و از بین میرود؛ رمضان از رمضاء است به معنی سنگ داغ، چراکه دلها از موعظه و تفکر در باب آخرت میگدازد، مانند گداختهشدن رمل و سنگ از خورشید؛ رمضان مأخوذ است از «رمضت النصل»، آنگاه که تیغ شمشیر را بین دو سنگ به هم میکوبند تا تیز شود؛ این ماه بدین سبب رمضان نامیده شدهاست که در آن عربها سلاح خود را تیز میکردند تا پیش از داخلشدن در ماههای حرام در شوال جنگ کنند (← مرزوقی اصفهانی، ج ۱، ص ۲۴۶؛ ابوریحان بیرونی، ص ۶۰، ۳۲۵؛ طوسی، التبیان؛ قرطبی، ذیل بقره: ۱۸۵). نام این ماه در دوران جاهلیت ناتق بود و عرب جاهلی نیز آن را بزرگ میداشتند. قوم ثمود هم به ماه رمضان دیمر میگفتند و سالشان با رمضان آغاز میشد (همانجاها).

واژة رمضان یک بار در قرآن کریم بهکار رفته (← بقره : ۱۸۵)، و تنها ماهیاست که نام آن در قرآن آمدهاست. بنابر این آیه، ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شدهاست و چون این ماه فرارسد بر هر کسی که به سن تکلیف رسیده­است، روزهگرفتن واجب میشود (برای تفصیل این حکم ←روزه*). دربارة اینکه نزول قرآن در ماه رمضان به چه صورت بودهاست، اختلاف هست. برخی نزول قرآن را در این ماه بهصورت یکباره در بیتالمعمور* یا در شب قدر بر آسمان دنیا دانستهاند که سپس بهتدریج بر پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم نیز نازل شد. طبق نظر دیگر، آغاز نزول قرآن در شب قدر از ماه رمضان بودهاست (← طبری، همانجا؛ کلینی، ج۲، ص۶۲۹؛ طوسی، همانجا؛ طباطبائی، ذیل بقره: ۱۸۵؛ نیز ← تنزیل*). چون بنابر آیة ۱۸۵ سورة بقره همة مکلفان باید در این ماه روزه بگیرند، دربارة روش احراز و اثبات آغاز ماه رمضان مباحث بسیاری در تفاسیر و کتابهای فقهی و نجومی آمدهاست (← فخررازی؛ طبرِسی؛ ذیل آیه؛ نیز ← رؤیت هلال*).

بنابر خطبة معروف پیامبراکرم در آخرین جمعة ماه شعبان، رمضان ماهیاست که مردم در آن به مهمانی خداوند دعوت شدهاند؛ شب قدر(←لیلةالقدر) در این ماه قراردارد و بهتر از هزار ماه است(در این باره←قدر*،سوره)؛ خدا روزهگرفتن در این ماه را واجب کرده و شبزندهداری و نمازخواندن در یک شب از شبهای این ماه را برابر با نماز هفتاد شب در ماههای دیگر قرار داده و هرکس در این ماه به قصد تقربْ کار خیر و احسان انجام داده پاداش کسی به او داده خواهد شد که یکی از واجبات خدا را انجام دهد و کسی که یکی از واجبات خدا را در این ماه انجام دهد پاداش کسی را خواهد داشت که هفتاد فریضه از فرایض خدا را انجام داده باشد. این ماه، ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خداست؛ این ماه، ماه مواسات و همدردی است؛ و ماهی است که خدا روزی بندگان مؤمنش را در آن افزون میسازد. پاداش کسی که در این ماه مؤمنی روزهدار را به افطار دعوت کند، هرچند با جرعهای شیر یا چند دانه خرما باشد، برابر است با آزادکردن بنده و آمرزش گناهان گذشته. رمضان ماهی است که آغاز آن رحمت، میانهاش مغفرت، و پایانش اجابت دعا و رهایی از آتش دوزخ است (← کلینی، ج ۴، ص ۶۶ـ۶۷؛ ابنبابویه، ۱۴۱۲، ص ۷۱؛ برای بخشهایی از این خطبه در منابع اهل سنّت ← ابنابیالدنیا، ص ۶۵؛ ابنشاهین، ص ۳۹؛ مقدسی، ص ۵۴). بنابر خطبهای دیگر که علی علیهالسلام از پیامبراکرم نقل کرده، رمضان ماه برکت، رحمت و آمرزش و بهترین ماه نزد خدا معرفی شدهاست، و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعاتاست. در این ماه درهای بهشت گشوده و درهای دوزخ بسته است. نفسهای مؤمنان در این ماه تسبیح، خواب آنان عبادت، اعمالشان پذیرفته و دعایشان مستجاب است. پیامبر در ادامة این خطبه از مؤمنان خواستهاند که در این ماه با گرسنگی و تشنگی خود گرسنگی و تشنگی روز قیامت را یاد کنند، بر فقرا و مساکین صدقه دهند، بزرگان خود را احترام کنند، برخردسالان ترحم کنند، صلة رحم نمایند، زبان خود را نگاه دارند، از آنچه خدا دیدنش را حلال نکرده چشم بپوشند و بر آنچه شنیدنش را حلال نکردهاست گوش ببندند، بر یتیمان مهر بورزند، از گناهان خود توبه کنند و در وقت نماز دست به دعا بردارند. پیامبراکرم در ادامة این خطبه به استغفار، سجدة طولانی، افطاردادن به روزهداران، خوشخلقی با زیردستان، یتیمنوازی، صلةرحم، نماز مستحب، انجامدادن واجبات، صلوات و قرائت قرآن توصیه فرمودهاند. ایشان همچنین در پاسخ به پرسش امام­علی، بهترین عمل در این ماه را پرهیز از محرّمات دانستهاند. بنابر این روایت، پیامبر در پایان این خطبه میگریند و در پاسخ به پرسش علی علیهالسلام از سبب گریه، شهادت آن حضرت را به هنگام نماز در این ماه به دست نگون­بخت­ترین مردمان، سبب گریه خود ذکر میکنند (← ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۵۴ـ۱۵۵؛ همو، ۱۴۱۲، ص ۷۸ـ۷۹).

بنابر احادیث، هرچیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است (← کلینی، ج ۲، ص ۶۳۰)، ماه رمضان را حق و حرمتی است که در هیچ یک از ماههای دیگر نیست (همان، ج ۲، ص ۶۱۷)، رمضان سرور ماههاست، در این ماه درهای آتش (جهنم) بسته و درهای بهشت باز میشود (ابنابیالدنیا، ص ۳۷، ۴۰، ۶۱؛ کلینی، ج ۴، ص ۶۷؛ ابنشاهین، ص ۳۴ـ۳۶؛ مقدسی، ص ۴۲) و کسی که در این ماه خداوند او را نیامرزد، امید به آمرزیدهشدن در روز عرفه داشته باشد (کلینی، ج ۴، ص ۶۶).در حدیثی، پیامبراکرم فرمودهاند اگر امت من اهمیت ماه رمضان را میدانستند آرزو میکردند که سراسر سال رمضان باشد (← ابنابیالدنیا، ص ۴۹؛ مقدسی، ص ۴۴). طبق حدیثی دیگر، بهشت در آغاز سال تا ابتدای سال بعد برای رمضان زینت میشود (← ابنابیالدنیا، ص ۴۹؛ ابنشاهین، ص ۳۶؛ ابنطاووس، ج ۱، ص ۲۴). خداوند در هر روز از روزهای ماه رمضان عدهای را از آتش جهنم آزاد میکند و دعای هر مسلمانی مستجاب میشود (ابنشاهین، ص ۳۴؛ نیز ← ابنبابویه، ۱۴۱۲، ص ۷۴). در احادیث تأکید شدهاست براینکه به سبب عظمت این ماه نباید کلمه رمضان را بدون ذکر «شهر» (ماه) در آغاز آن به کار برد. همچنین نباید گفت رمضان رفت یا آمد، زیرا رمضان اسمی از اسماءاللّه است که نه میآید و نه میرود و زایلشدنی نیست (← کلینی، ج ۴، ص ۶۹ـ۷۰؛ ابنبابویه، ۱۳۶۱ش، ص ۳۱۵؛ فخررازی، ذیل بقره: ۱۸۵؛ قس نسائی، ج ۴، ص ۱۳۰ـ۱۳۱؛ نیز ← مجلسی، ج ۶، ص ۶۴۶ـ۶۴۷). در حدیثی دیگر آمدهاست، اگر کسی نام این ماه را بدون ذکر شهر در آغاز آن بگوید باید صدقه و کفاره بدهد (← ابنطاووس، ج ۱، ص ۲۹؛ حرّعاملی، ج ۱۰، ص ۳۲۰).بنابر احادیث امامان شیعه، اولین ماه سال ماه رمضان است و محرّم تنها بدین دلیل در آغاز سال قرار گرفته که سال هجری بر آن بنا شده­است (کلینی، ج ۴، ص ۶۶؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص ۵۳۹، ۷۹۷؛ نیز ← ابنطاووس، ج ۱، ص ۳۲، که ماه رمضان را اولین ماه سال در عبادات و محرّم را اولین ماه سال در تاریخ و امور دیگر دانستهاست)؛ بدین جهت، شیخ طوسی نیز در کتاب خود مصباحالمتهجّد، ص ۷۹۷) ماه رمضان را بر دیگر ماهها مقدّم داشتهاست و همین سنّت در برخی کتب ادعیه شیعی، رعایت شدهاست (← ابنطاووس، ج ۱، ص ۲۳؛ قمی سبزواری، ص ۵۱).

مهمترین اعمال این ماه، روزه گرفتن است (← روزه*). گفته شدهاست، نخست حضرت نوح بود که پس از خروج از کشتی، در ماه رمضان روزه گرفت (قرطبی، ذیل بقره: ۱۸۵). به گفتة فخررازی (ذیل بقره: ۱۸۵)، شاید خداوند به این دلیل روزه را، که از اعمال عبادی عظیم است، به این ماه اختصاص داده که قرآن، که عظیمترین آیات ربوبی است، در این ماه نازل شدهاست. بنابر حدیثی از امامصادق علیهالسلام، سفر در ماه رمضان جز برای حج یا عمره یا جلوگیری از تلف مال جایز نیست (← عیاشی، ج ۱، ص ۸۰ ـ۸۱ ؛ طباطبائی، ذیل بقره: ۱۸۵). زکات فطره نیز بر هر مسلمانی، که این ماه را درک کند، واجب است (کلینی، ج ۳، ص ۵۲۵؛ طوسی، مصباحالمتهجّد، ص ۶۶۵؛ نیز ← زکات *).

پیامبراکرم بر تلاوت قرآن در این ماه تأکید کردهاند (ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۵۴). بنابر روایتی از امامصادق در پاسخ به پرسشی دربارة کیفیت ختم قرآن در این ماه که آیا باید در یک شب قرآن را ختم کرد یا در دو شب یا سه شب، ختم قرآن در سه شب ماه رمضان همراه با قرائت، ترتیل و تدبر در آیات توصیه شدهاست (← کلینی، ج ۲، ص ۶۱۷). در روایتی دیگر، ختم قرآن در این ماه منوط به توانایی افراد شدهاست (همان، ج ۲، ص ۶۱۸ـ۶۱۹؛ نیز ← ختم قرآن*). افزونبراین، به شبزندهداری و عبادت و نمازخواندن در شبهای این ماه مخصوصاً در ده شب آخر آن بسیار سفارش شدهاست (دارمی، ج ۲، ص ۲۶ـ۲۷؛ ابنماجه، ج ۱، ص ۴۲۰ـ۴۲۱، ۵۶۲ـ۵۶۳). بنابر حدیثی، قرآن در شب اول این ماه نازل شدهاست، پس باید با تلاوت قرآن به استقبال این ماه رفت (← کلینی، ج ۴، ص ۶۶). در احادیث، ثواب نماز مؤمنانه در شبهای ماه مبارک رمضان آمرزش گناهان ذکر شدهاست (← ابنابیالدنیا، ص ۳۴؛ مقدسی، ص ۴۲ـ۴۳). برای صدقه در این ماه نیز ثواب زیادی نقل شدهاست (ابنابیالدنیا، ص ۵۲) و تسبیح در ماه رمضان از تسبیح در دیگر ماهها برتر دانسته شدهاست (ابنابیالدنیا، ص ۵۱؛ مقدسی، ص ۵۲). به اعتکاف در ده روز آخر این ماه نیز بسیار سفارش شدهاست، چنانکه پیامبراکرم خود در این ماه اعتکاف میکردند. مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجد کوفه از جمله مکانهاییاند که برای اعتکاف در آنها فضیلت بیشتری روایت شده­است(← ابنماجه، ج ۱، ص ۵۶۴ـ۵۶۶؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص ۶۳۵). از آنجا که بنابر احادیث، شب قدر در این ماه واقع شده و قلب ماه رمضان شب قدر دانسته شده، به شبزندهداری و دعا و مذاکره علمی در این شب بسیار توصیه شدهاست (← کلینی، ج ۴، ص ۶۶؛ ابنطاووس، ج ۱، ص ۳۱؛ نیز ← لیلةالقدر*).

از هنگام رؤیت هلال رمضان تا پایان این ماه و رؤیت هلال شوال، که شب عید فطر است، اعمال و ادعیه و نمازهای مستحبی زیادی در احادیث نقل شدهاست. برخی از مهمترین آنها عبارتاند از: دعا در هنگام رؤیت هلال رمضان (← ابنابیالدنیا، ص ۴۶؛ طوسی، مصباحالمتهجّد، ص ۵۴۰ـ۵۴۲)؛ دعای روز اول ماه رمضان (طوسی، مصباحالمتهجّد، ص ۶۰۴ـ۶۱۰)، دعایی برای هر روز این ماه و دعاها و تسبیحاتی برای روزهای این ماه (همان، ص ۶۱۰ـ۶۲۵)، نمازهای مستحبی و دعاها و اذکار مختلف بعد از هر نماز در شب و روز این ماه (همان، ص ۵۴۲ـ۵۷۷)، دعای افتتاح که در هر شب این ماه خواندن آن سفارش شده­است (همان، ص ۵۷۷ـ۵۸۲)، دعای سحرهای ماه رمضان که ابوحمزه ثمالی از امامسجاد علیهالسلام روایت کرده و دعای سحرهای ماه مبارک رمضان یا دعای مباهله که امامرضا از امامباقر علیهماالسلام روایت کردهاند (همان، ص ۵۸۲ـ۶۰۴، ۷۶۰ـ۷۶۳؛ ابنطاووس، ج ۱، ص ۱۷۵ـ۱۷۷، ۲۱۸ـ۲۲۱)، احیا و شبزندهداری و خواندن صد رکعت نماز مستحبی در شب بیستویکم و بیستوسوم این ماه (ابنبابویه، ۱۴۱۲، ص ۱۳۸)، دعا در هنگام افطار و دعایی برای هر شب این ماه (طوسی، مصباحالمتهجّد، ص ۶۲۵ـ ۶۲۶)، ده دعا برای هر شب از دهة آخر این ماه (همان، ص ۶۲۸ـ۶۳۵)، دعا در وداع با ماه رمضان (همان، ص ۶۳۶ـ ۶۴۸) و دعاها و اعمال برای شب و روز عید فطر (همان، ص ۶۴۸ـ۶۶۲؛ برای ترجمهای کهن به فارسی از برخی ادعیة ماه رمضان ← قمیسبزواری، ص ۱۸۵ـ۱۹۲).

حوادث و وقایعی نیز در این ماه رخ دادهاست که عبارتاند از: پوشیدن لباس سبز از سوی مأمون در هفتم رمضان (← ابوریحان بیرونی، ص ۳۳۲)، وفات حضرت خدیجه در دهم ماه رمضان (همانجا)، ولادت امامحسن مجتبی علیهالسلام در رمضان سال دوم هجری بنابه روایتی (کلینی، ج ۱، ص ۴۶۱)، وقوع غزوه بدر در هفدهم رمضان (ابوریحان بیرونی، همانجا)، ضربت خوردن و سپس شهادت امامعلی در شب نوزدهم و بیستویکم این ماه (کلینی، ج ۱، ص ۴۵۲؛ قس ابوریحان بیرونی، همانجا، که واقعة ضربت خوردن امامعلی را در هفدهم این ماه ذکر کردهاست)، و غرقشدن فرعون در روز بیستوسوم رمضان (ابوریحان بیرونی، ص ۳۳۱). بنابر برخی روایات نیز، ولادت امامجواد در رمضان سال ۱۹۵ (← کلینی، ج ۱، ص ۴۹۲) و ولادت امامحسن عسکری در رمضان سال ۲۳۲ (همان، ج ۱، ص ۵۰۳) رخ دادهاست. همچنین بنابر حدیثی از پیامبراکرم، صُحُف ابراهیم در شب اول ماه رمضان، تورات در ششم ماه رمضان، انجیل در شب سیزدهم، زبور در هجدهم ماه رمضان و قرآن در بیستوسوم ماه رمضان نازل شدهاست (← عیاشی، ج ۱، ص ۸۰؛ کلینی، ج ۲، ص ۶۲۹).

دربارة فضیلت و اهمیت ماه رمضان افزون براختصاص یافتن ابوابی به آن در برخی کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنّت (← دارمی، ج ۲، ص ۲۶ـ۲۷؛ ابنماجه، ج ۱، ص ۵۲۶ـ۵۲۷؛ کلینی، ج ۴، ص ۶۵ـ۶۹؛ ابنبابویه، ۱۴۱۳، ج ۲، ص ۹۴ـ۱۰۰)، کتابهای مستقلی نیز نوشته شده که البته از برخی از آنها فقط نامی باقی ماندهاست. برای نمونه ابوالحسن نصربن عامر سِنجاری کتابی با نام کتاب فضائل شهر رمضان داشتهاست (← نجاشی، ص ۴۲۸)، ابنابیمنصور بغدادی (متوفی ۳۵۲) و ابومختاربن محمود زاهدی (متوفی ۶۵۸) هریک کتابی با نام فضائل شهر رمضان داشتهاند (← حاجیخلیفه، ج ۲، ستون ۱۴۴۶؛ بغدادی، ج ۱، ستون ۶۸۰) و تقیالدین عبدالغنیبن عبدالواحد جمّاعیلی مَقدِسی (متوفی ۶۰۰) در کتابی به نام فضائل رمضان به شرح فضائل این ماه پرداختهاست. همچنین ابنبابویه (متوفی ۳۸۱) بخشی از کتاب فضائل الاشهُر الثلاثة (ص ۷۱ـ۱۴۴) را به فضائل ماه رمضان اختصاص داده و ابنرجب (متوفی ۷۹۵) در بخشی از کتاب لطائفالمعارف (ص ۱۶۸ـ۲۴۶) به اهمیت و فضیلت رمضان و وظایف مسلمان در آن پرداختهاست. در برخی امثال عربی اشاراتی به ماه رمضان دیده میشود، برای نمونه به کسی که دچار خلط شود میگویند: «یَدْخُلُ شعبان فی رمضان» (← میدانی، ج ۲، ص ۳۹۴).

منابع : ابنابیالدنیا، فضائل رمضان، چاپ عبداللّهبن حمد منصور، ریاض ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ ابنبابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷؛ همو، فضائل الاشهر الثلاثة، چاپ غلامرضا عرفانیان، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ همو، کتاب مَن لایَحْضُرُه الفقیه، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۱۳؛ همو، معانی الاخبار، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ش؛ ابنرجب، لطائف المعارف فیما لمواسم العام من الوظائف، قاهره ] ۲۰۰۶[؛ ابنشاهین، کتاب فضائل شهر رمضان، چاپ سمیربن امین زهیری، زرقاء، اردن ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ ابنطاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومی­اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ ابنفارِس؛ ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ ابوریحان بیرونی؛ محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغة، علّق علیها عمر سلامی و عبدالکریم حامد، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛ اسماعیل بغدادی، هدایةالعارفین، ج ۱، در حاجی خلیفه، ج ۵؛ اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاج­اللغة و صحاح­العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷؛ حاجیخلیفه؛ حرّعاملی؛ عبداللّهبن عبدالرحمان دارمی، سنن الدارمی، دمشق ۱۳۴۹؛ طباطبائی؛ طبرِسی؛ طبری، جامع؛ طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت ]بیتا.[؛ همو، مصباح المتهجّد، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛ محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولیمحلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران ]بیتا.[؛ محمدبن عمر فخررازی، تفسیر الفخرالرازی المشتهر بالتفسیر الکبیر و مفاتیحالغیب، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ علیبن محمد قمی سبزواری، ذخیرةالآخرة، همراه با کهنترین ترجمه از ادعیة شیعه، چاپ محمد عمادیحائری، تهران ۱۳۸۳ش؛ کلینی (بیروت)؛ محمدتقیبن مقصودعلی مجلسی، لوامع صاحبقرانی، المشتهر بشرح الفقیه، ج ۶، قم ۱۳۷۵ش؛ احمدبن محمد مرزوقی اصفهانی، الازمنة و الامکنة، چاپ محمد نایف دلیمی، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ عبدالغنیبن عبدالواحد مقدسی، فضائل رمضان، چاپ عمار سعید تمالت، ریاض ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ احمدبن محمد میدانی ، مجمع الامثال، مشهد۱۳۶۶؛ نجاشی؛ احمدبن علی نسائی، سنن النسائی، بشرح جلالالدین سیوطی، بیروت ۱۳۴۸/۱۹۳۰.

/ محسن معینی/

۳) آداب و رسوم. رفتارهای اجتماعی و دینی و جشنی رمضان، متنوع و گستردهاند، و اغلب در بافتار عمومی رفتارهای جشنی اسلامی صورت میگیرند. از جمله، رفتارهایی که در استقبال رمضان صورت میگیرد و آداب و رسوم رایج آن بسیار شبیه رفتارهای جشنی (← جشن*، بخش ۴، قسمت ج، رفتارهای جشنی) در اعیاد دیگر سال است. مثلا، از نیمههای شعبان و چند روز مانده به رمضان به نظافت و آراستن خانهها و اماکن عمومی بهویژه مساجد و زیارتگاهها میپرداختهاند. در دوره فاطمیان، قضات مصر سه روز مانده به رمضان به مساجد و آرامگاهها سر میزدند تا بر تهیه مایحتاج آنها برای ایام روزهداری نظارت کنند (← مَقریزی، ج ۲، ص ۵۹۴). سنّت خانهتکانی پیش از رمضان بین طبقات مختلف مردم رواج داشته و غیر از خانهها، محلهها و بازارها و تکیهها و مساجد را شامل میشدهاست (وکیلیان، ج ۱، ص ۱۵ـ۱۸). معمولا مایحتاج و خوراکیهای مصرفی در طول ماه نیز از قبل تهیه میشد. این مواد و خوراکیها در مناطق و اقلیمهای مختلف با هم تفاوت داشتند، ولی بهطور کلی شامل برنج، روغن، حبوبات بهویژه عدس، خرما، مغز گردو و بادام، کشمش، تخممرغ و چای و قند و شکر و انواع نان و شیرینی و مربا میشدند (همان، ج ۱، ص ۲۱ـ۲۴؛ حجیّه، ص ۱۰۰؛ سلمان هادی طعمه، ص ۲۵۴؛ برای غذاهای رمضان ← ادامه مقاله). یکیدیگر از سنّتهای استقبال رمضان این بود که افرادی که بهسببی از هم کدورت داشتند بیش از فرارسیدن ماه رمضان با هم آشتی میکردند (وکیلیان، ج ۱، ص ۲۴). همچنین، برای بیان اصول و عقاید و احکام شرعی خاص این ماه، مبّلغان مذهبی به شهرها و آبادیها اعزام میشدند (همان، ج ۱، ص ۲۴ـ۲۶).

مراسمی نیز تحت عنوان «کلوخاندازان» در روز آخر ماه شعبان یا چند روز مانده به رمضان برگزار میشدهاست که در آن، مردم در خانههای بزرگترها یا باغها و تفرجگاههای اطراف دور هم جمع میشدند و به شادی و سرور میپرداختند. خوراکیهای این روز مخصوص بودهاست (← صاعدی شیرازی، ص ۱۰۳؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۲۷ـ۳۳؛ شهریباف، ج ۳، ص ۳۰۵ـ۳۰۷). نمونه دیگری از رفتارهای مردم در استقبال از رمضان، روزه پیشباز/ پیشواز روزهای اول، وسط و آخر ماه رجب و شعبان بودهاست. بعضیها هم یک تا سه روز قبل از رمضان، بهعنوان پیشباز رمضان روزه میگیرند (← شهریباف، ج ۳، ص ۳۰۵؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۳۳ـ۳۴).

رمضان با اعلام رؤیت هلال* شروع میشود که مجموعهای از آداب و رسوم عامیانه نیز حول آن شکل گرفتهاست (← رؤیت هلال*، بخش : ).

پس از اعلان عمومی رؤیت هلال، مساجد و خیابانها و محلات و مراکز حکومتی چراغانی و آذینبندی میشدند و جشنهای مخصوص آغاز رمضان با اقامه اذان و نماز و تلاوت قرآن، ضرب طبلها و دهلها آغاز میشد (← ابنبطوطه، ج ۱، ص ۱۷۸؛ سامرائی، ص ۱۳، ۱۵، ۱۷؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۳۹؛ برای برخی از آداب و رسوم و نیز جشنهای ویژه آغاز رمضان چون رکوب خلیفه با لباس و هیئتی خاص، قربانیکردن گوسفند و تقسیم گوشت آن میان نزدیکان و زیارت آرامگاهها و مقابر ← قلقشندی، ج ۳، ص ۵۰۵ـ۵۰۶؛ حسن عبدالوهاب، ص ۱۷ـ۱۸؛ سامرائی، ص ۹۵؛ پورکریم، ص ۲۸؛ عناصری، ص ۷۹).

حلول ماه رمضان فرصت مناسبی بود تا مردم، بهویژه ادبا و شعرا، پیامهای تبریک برای یکدیگر در قالبهای نظم و نثر ارسال کنند (برای نمونه ← ثعالبی، ج ۳، ص ۲۷۹؛ نیز ← سامرائی، ص ۱۷ـ۲۱). اشکال و نمونههای دیگری از این تبریکها وجود داشتهاست. مثلا، بهگفته مقریزی (ج ۲، ص ۵۹۴ـ۵۹۵)، خلفای فاطمی در اول رمضان برای همه امرا و صاحبمنصبان و نیز افراد خانواده آنها ظرف حلوایی میفرستادند که در وسط آن کیسهای پر از طلا بود و به «غُرَّه رمضان» معروف بود. اعلام وقت سحر و بیدارکردن مردم برای سحری، باتوجه به وسعت و جمعیت شهرها به شیوههای گوناگون صورت میگرفت. اغلب، مؤذنان و جارچیان در چند نوبت از فراز منارهها یا با دورزدن در کوچهها و خیابانها، با صدای بلند مردم را بیدار میکردند و نیز نزدیک شدن زمان اذان را هشدار میدادند (← کندی، ص ۲۰۱؛ حسن عبدالوهاب، ص ۴۷ـ۴۹). منادیان گاه با خواندن ابیات و ترانههایی مردم را به خوردن سحری یا امساک دعوت میکردند (← حجیّه، ص ۱۰۱؛ سلمان هادی طعمه، ص ۲۵۶ـ۲۵۷؛ مؤید محسنی، ص ۲۹۴ـ۲۹۵). برافروختن فانوس بر بالای منارهها از دیگر راههای رایج برای آگاهانیدن مردم از زمان سحر بود. روشن بودن فانوسها نشانه این بود که هنوز زمان اذان فرانرسیدهاست و میتوان خورد و آشامید و خاموششدن آنها از پایان وقت سحری خبر میداد (← ابنبطوطه، ج ۱، ص ۱۷۹؛ ابنجبیر، ص ۱۶۹ـ۱۷۰). نواختن طبل و شیپور (← حجیّه، ص ۱۰۰؛ سلمانهادی طعمه، ص ۲۵۶؛ احمد امین، ذیل «المسحراتی»؛ مؤید محسنی، ص ۲۹۴)، کوبیدن درِ خانهها (حسن عبدالوهاب، ص ۵۰)، شلیک توپ (ویلز ، ۱۳۶۸ش، ص ۳۲۷؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۵۲) و زدن بوق حمامها (وکیلیان، ج ۱، ص ۵۱) از دیگر شیوههای اعلام وقت سحر در سرزمینهای مختلف بودهاست.

روشهای قدیمی که برای آگاهی از وقت شرعی غروب و زمان افطار و گشودن روزه استفاده میشده تقریبآ همان روشهای اعلام وقت سحر بوده که با پیشرفت ابزارها و وسایل اطلاعرسانی هر دوره، تغییر کرده و جای خود را به ابزارهای الکترونیکی و وسایل مجهز خبررسانی همچون رادیو و تلویزیون یا پخش اذان از بلندگوهای مساجد دادهاست. استفاده از علائم طبیعی همچون: پرواز نوعی گنجشک هنگام غروب، نشانهگذاری خطوط ایجاد شده در آسمان نزدیک غروب خورشید معروف به «سرخیها» یا «حمراهای کناره آسمان» نزد عامه مردم که قصهها و افسانههای خاص خود را داشتهاند (← همان، ج ۱، ص ۷۷ـ۷۸)، کاملا منسوخ شدهاست.

یکی از موضوعات قابل توجه در ماه رمضان، سفرهها و مهمانیهای سحری و افطاری است. تقریبآ در همه ادوار اسلامی این رسم رایج بوده که امرا و خلفا و همچنین کسانی که نذوراتی داشتند، در مساجد یا مکانهایی خاص، سفرههای افطاری و گاه سحری میگستردهاند (← یعقوبی، ج ۲، ص ۲۹۱؛ ابنطُوَیر، ص ۲۱۱ـ۲۱۲؛ قلقشندی، ج ۳، ص ۵۲۳)، به همین دلیل، در برخی از مساجد آشپزخانههایی برای پخت غذا در ماه رمضان وجود داشت (← ازدی، ص ۲۴۸) یا برخی از فرمانروایان در آغاز رمضان، مکانهایی را برای تهیه غذاهای افطاری و سحری درنظر میگرفتند (← سیوطی، ج ۲، ص ۹۶). در مصرِ دوره فاطمی، «دارالفطرة» مکانی بود که در آنجا، انواع غذاها و شیرینیها و نیز ارزاق و مایحتاج موردنیاز مردم در ماه رمضان فراهم و میان مردم تقسیم میشد (← ابنطویر، ص ۱۴۳ـ۱۴۶؛ قلقشندی، ج ۳، ص ۵۲۴ـ۵۲۵). ابنطُوَیر (ص ۲۱۲) مبلغی را که برای سفرههای ماه رمضان، در این دوره هزینه میشد، سههزار دینار ذکر کردهاست.

قائلبودن به ثواب بسیار در افطاریدادن طبق توصیههای مؤکد دینی و باور عمومی مبنی بر اینکه با این عمل ثواب روزه مهمانان به میزبان نیز میرسد، باعث میشد که بسیاری از اغنیا و مردمی که توانایی مالی بیشتر داشتند افطاری بدهند (← ویلز، ۱۳۶۸ش، ص ۳۲۸؛ همو، ۱۳۶۳ش، ص ۲۵۹؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۷۹ـ۸۱). ابنبطوطه در سفر به دمشق (ج ۱، ص ۱۲۰ـ ۱۲۱)، از امرا و قضات و بزرگانی یاد میکند که گروه کثیری از مردم را برای سفرههای افطاری دعوت میکردند، چنانکه هیچ فردی در شبهای رمضان بهتنهایی افطار نمیکرد.

بنابر توصیه احادیث پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، در گشودن روزه و خوردن «فَطور» عجله میشود و بسیاری پیش از گزاردن نماز مغرب افطار میکنند (برای نمونههایی از احادیث در تعجیل افطار ← ابوداوود، ج ۲، ص ۷۶۳ـ۷۶۴؛ نَوَوی، ج ۶، ص ۴۰۵ـ۴۰۶). در برخی از مناطق به فردی که موفق نمیشد در زمان مقرر روزه خود را بگشاید، گفته میشد «روزه جهودی شد» یا «روزه از کف رفت» (برای نمونه این اصطلاح در سیرجان ← مؤید محسنی، ص ۲۹۷). بنابر سنّت نبوی، اغلب با خرما افطار میکنند (برای نمونهای از سفارشهای پیامبر درباره افطار به خرما ← کلینی، ج ۴، ص ۱۵۳؛ ابوداوود، ج ۲، ص ۷۶۴) و اعتقاد بر آن است که افطار با خرما ثواب فراوان دارد (← شهریباف، ج ۳، ص ۲۹۱؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۷۹).

خوراکیهای مخصوص رمضان غذاهای متنوعی است و گرایش به نوع خاصی از غذاها متأثر از شرایط اقلیمی هر منطقه و فصل در این ماه است. غذای افطار در بیشتر مناطق سبک و ساده بوده، و معمولا از خوردن غذاهای پرحجم و سنگین پرهیز میشدهاست. خوراکیهای رایج افطار در یک جمعبندی کلی، افزونبر خرما عبارتاند از: نمک، نان جو و انواع دیگر نان، شیر، آب جوش، نبات داغ، چای شیرین، انواع حلوا، برخی شیرینیها، مواد لبنی، سبزیجات، شلهزرد، شیربرنج، انواع آش و شوربا و غذاهای محتوی حبوبات مخصوصآ عدس و انواع بلغور (← وکیلیان، ج ۱، ص ۷۹ـ۸۰). انواع حلوا از خوردنیهای رایج و معروف رمضان است که تقریبآ در همه مناطق دیده میشود، ازجمله حلوای آرد گندم و حلوای نشاسته (در کربلا ← سلمانهادی طعمه، ص ۲۵۷)، حلوای خرما (در جهرم ← وکیلیان، ج ۱، ص ۱۸۵)، حلوای شیر (در اصطهبانات ← همان، ج ۱، ص ۱۸۸)، حلوای نشاسته (در رفسنجان ← همان، ج ۱، ص ۱۹۷ـ۱۹۸)، حلوایی موسوم به حلوای رمضان (در لبنان ← لحدخاطر، ج ۱، ص ۱۷۳)، حلوای شیر و حلوای نان (← وکیلیان، ج ۱، ص ۱۸۷ـ۱۸۹؛ برای برخی از شیرینیهای ویژه رمضان چون زولبیا و بامیه، کنّافه و قطیفه در ایران و نیز در برخی از سرزمینهای عربی ← مؤید محسنی، همانجا؛ حجیّه، ص ۱۰۲؛ سلمانهادی طعمه، ص ۲۵۵؛ حسن عبدالوهاب، ص ۶۵ـ۷۳).

آشهای رمضان متنوع بوده که گاهی در برخی مناسبتهای این ماه، نامی خاص میگرفتهاست (برای نامها و مناسبتهای مختلف ← وکیلیان، ج ۱، ص ۱۸۰ـ۱۸۲؛ شهریباف، ج ۳، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶). در بسیاری از مناطق، پرهیزها و ملاحظات غذایی برای این ماه قائل میشدند. مثلا، چون طبیعت روزه را سرد میدانستند، از غذاهای نفاخ کمتر استفاده میکردند و هنگام افطار قبل از صرف غذا، دم کرده بابونه یا خاکشیر با نبات میخوردند (مؤید محسنی، همانجا). همچنین از خوردن غذاهای چرب و شور بهویژه در سحر برای جلوگیری از تشنگی پرهیز میکردند (همانجا؛ علاوهبر غذاهای یادشده، برای فهرستی از غذاهای افطاری مثل دلمه، انواع کباب*، انواع کوفته که در سوریه و عراق نوعی از آن را «کبّه» میخوانند و بسیاری غذاهای دیگر ← سلمانهادی طعمه، ص ۲۵۷؛ شهریباف، ج ۳، ص ۳۵۳ـ۳۵۷؛ حجیّه، ص ۱۰۱ـ۱۰۲). غذای سحری بیشتر مردم پختنی و گرم بود که شامل انواع آبگوشت، خورش، کباب، کوکو، برنج و غذاهای متنوع دیگر میشد (← شهریباف، ج ۳، ص ۳۱۹ـ۳۲۸).

وضعیت کسب و کار در ماه رمضان رونق همیشگی را نداشته و تفاوت بسیاری با ماههای دیگر سال داشتهاست. دستهای از مشاغل و اصناف که بهنحوی تهیه مایحتاج روزانه این ماه وابسته به آنها بود، با اینکه عصرها و شبها به فعالیت مشغول میشدند، عملا کارشان سنگینتر و پررونقتر بود. مشاغلی همچون کشاورزی، آهنگری، خیاطی، نجاری، صحافی و از این دست، یک وقته میشدند و معمولا تا ظهر یا پاسی از ظهر گذشته ادامه پیدا میکردند. در مقابل، کار بقالیها، قصابیها، نانواییها و قنادیها بیشتر بود و معمولا مراجعان بیشتری داشتند (← کوهن ، ص ۳۳، ۱۵۶؛ آدامز ، ص ۲۹۵ـ۲۹۶).

در ماه رمضان میزان اعمال شرورانه و فساد بسیار کاهش مییافت و مردم در حفظ حقوق یکدیگر توجه بیشتری میکردند. برای نمونه، در بقالیها و خواربارفروشیها، سنگهای کم وزن و ترازوهای سرکدار جای خود را به سنگهای تمام وزن و ترازوهای دقیق و حساس میداد (شهریباف، ج ۳، ص ۲۹۳)، کیفیت نان و گوشت به بهترین حد ممکن میرسید (← همان، ج ۳، ص ۲۹۶ـ۲۹۸) و قیمتها تنزل مییافت یا ثابت میماند (← کوهن، ص ۱۸؛ شهریباف، ج ۳، ص ۲۹۳).

آیینها و مراسم خاص رمضان بهدلیل رهیافتهای مذهبی و توصیههای اکید دینی مبنیبر تنعم از رحمتهای الهی و منزلت و برتری یک شب از این ماه به ماههای دیگر، اهمیت و حساسیت فوقالعادهای داشته، چنانکه در مناطق مختلف سرزمینهای اسلامی، شرکت در هر یک از این رسوم و سنن بهمعنای بهرهبرداری از خوان گسترده الهی بودهاست.

در ماه رمضان، در اغلب مساجد، تکایا و خانههای مردم مجالس ختم قرآن بر پا میشد (← لحدخاطر، ج ۱، ص ۱۷۱؛ لین ، ص ۴۸۲). خواندن کل قرآن در طول این ماه بهمنظور استفاده از برکات و ثواب آن و شادی روح اموات نزد عامه مسلمانان بسیار ارجمند و از توصیههای مؤکد بود (برای گزارشهایی از مراسم ختم قرآن در این ماه در مکه ← ابنجبیر، ص ۱۷۵؛ ابنبطوطه، ج ۱، ص ۱۷۸ـ۱۸۰). باورهایی در میان مردم درباره قرائت قرآن در این ماه رایج بودهاست، مثلا، قرائت برخی سورهها همچون توحید، بیّنه، یاسین، یوسف، الرحمن ثواب ختم قرآن داشت یا منجر به برآوردهشدن حاجتها میشد. همچنین، در مراسم ختم قرآن، خواندن سوره توحید سهم هر شخصی میشد، معتقد بودند به زیارت حج یا بارگاه یکی از معصومین مشرف خواهد شد و گاه میبایست وی به حاضران نقل و شیرینی دهد (وکیلیان، ج ۱، ص ۷۰؛ برای نمونههای دیگری از باورهای عامیانه مردم درباره خواندن برخی سورهها در مجالس ختم قرآن ← همان، ج ۱، ص ۷۰ـ۷۲). گاه نیز با در نظر گرفتن نوبت افراد در قرائت سورهها، بر سر نشستن در جایی خاص مشاجره در میگرفت (رضائی، ص ۴۹۳).

رسم سحرخوانی و مناجاتخوانی و ریزهخوانی در شبها و سحرهای رمضان از دیرباز مورد توجه بوده و تقریبآ در اغلب مناطق از دو سه ساعت پیش از اذان صبح شروع میشدهاست. در ایران پس از رواج تشیع، سحرخوانی یکی از ارکان اصلی در آداب مذهبی شد (نصری اشرفی، ج ۳، ص ۱۳۰). مضامین مناجاتها را غالبآ سورههای قرآن و ادعیه مختلف و مطالبی در نعت حضرت رسول و ائمه اطهار و گاه اشعاری از صوفیه و بزرگان و نیز اشعار و ترانههای محلی تشکیل میدادهاست (← شهریباف، ج ۳، ص ۳۱۳؛ نصری اشرفی، ج ۳، ص ۱۲۸؛ وکیلیان، ج ۱، ص ۵۳ـ۵۴).

مناجاتخوانها غالبآ افرادی خوشصدا بودند که بر فراز مساجد و بامهای منازل و بلندیها مناجات میکردند. سلاطین و رجال صفوی و قاجار، افراد خوشصدا و آشنا به رموز موسیقی را در دستگاه خود برای گفتن اذان و مناجات نگه میداشتند و به آنان مقرری میدادند (مشحون، ص ۲۳). در مساجد بزرگ نیز غالبآ مؤذنان خوشآواز، مناجاتهای شبهای رمضان را بهصورت فردی یا دستهجمعی میخواندند (همان، ص ۲۵؛ جاوید، ص ۲۹ـ۳۰). مناجاتخوانان با استفاده از موسیقی مقامی هر منطقه، به جنبههای زیباییشناسانه و تأثیرگذار و استغاثهآمیز و همچنین مناسبتیِ الحانِ مناجاتها توجه داشتند. گاه، اهل فن به قضاوت درباره جنبههای هنری این مناجاتها میپرداختند که باعث ایجاد رقابت بین مناجاتخوانها میشد (مشحون، همانجا؛ نصری اشرفی، ج ۳، ص ۱۲۸، ۱۳۱).

این مناجاتها غوغا و هیاهویی در سحرگاهان ایجاد میکرد و گاه شهرها یکپارچه بانگ و فریاد میشدند (← شهریباف، همانجا).

منابع : ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، چاپ محمد عبدمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابنجبیر، رحلة ابنجبیر، چاپ حسین نصّار، قاهره ۱۹۹۲؛ ابنطُوَیر، نزهة المُقْلَتین فی اخبارالدولتین، چاپ ایمن فؤاد سید، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ سلیمانبن اشعثابوداوود، سنن ابیداود، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ احمد امین، قاموسالعادات و التقالید و التعابیر المصریة، قاهره ۱۹۵۳؛ یزیدبن محمد ازدی، تاریخالموصل، چاپ علی حبیبه، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛ هوشنگ پورکریم، «ترکمنهای ایران(۲)»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵)؛ عبدالملکبن محمد ثعالبی، یتیمةالدهر، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ هوشنگ جاوید، موسیقی رمضان در ایران، تهران ۱۳۸۳ش؛ عزیز جاسم حجیه، بغدادیات: تصویرللحیاةالاجتماعیة والعادات البغدادیة خلال مائة عام، بغداد ۱۹۶۷؛ حسن عبدالوهاب، رمضان، ]قاهره[ ۱۹۸۶؛ جمال رضائی، بیرجندنامه: بیرجند در آغاز سده چهاردهم خورشیدی، به اهتمام محمود رفیعی، تهران ۱۳۸۱ش؛ محمد سامرائی، رمضان فی الحضارة العربیة الاسلامیة، دمشق ۲۰۰۲؛ سلمان هادی طعمه، کربلاء فی الذاکرة، بغداد ۱۹۸۸؛ عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، حسن المحاضرة فی تاریخ مصر و القاهرة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ]قاهره[ ۱۳۸۷؛ جعفر شهریباف، طهران قدیم، تهران ۱۳۸۱ش؛ احمدبن عبداللّه صاعدی شیرازی، حدیقةالسلاطین قطبشاهی، چاپ علیاصغر بلگرامی، حیدرآباد، دکن ۱۹۶۱؛ جابر عناصری، «رمضان، در فرهنگ مردم اردبیل»، تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ۳، ش ۳ و ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۷۳)؛ قلقشندی؛ کلینی (بیروت)؛ محمدبن یوسف کندی، کتاب الولاة و کتابالقضاة، چاپ رفن گست، بیروت ۱۹۰۸، چاپ افست بغداد ]بیتا.[؛ لحدخاطر، العادات و التقالیدللبنانیة، بیروت ۲۰۰۲؛ حسن مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران، شیراز ۱۳۵۰ش؛ احمدبن علی مَقریزی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، چاپ ایمن فؤاد سید، لندن ۱۴۲۲ـ۱۴۲۵/ ۲۰۰۲ـ۲۰۰۴؛ مهری مؤید محسنی، فرهنگ عامیانه سیرجان، کرمان ۱۳۸۱ش؛ جهانگیر نصریاشرفی، نمایش و موسیقی در ایران، تهران ۱۳۸۳ش؛ یحییبن شرف نَوَوی، کتاب المجموع: شرحالمُهَذّب للشیرازی، چاپ محمد نجیب مطیعی، جده ]بیتا.[؛ احمد وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ش؛ چارلز جیمز ویلز، ایران در یک قرن پیش: سفرنامه دکتر ویلز، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، ]تهران [۱۳۶۸ش؛ همو، تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه، ترجمه سید عبداللّه، چاپ جمشید دودانگه و مهرداد نیکنام، تهران ۱۳۶۳ش؛ یعقوبی، تاریخ؛

Isaac Adams, Persia by a Persian: personal experiences, manners, customs, habits, religious and social life in Persia, [Chicago] 1900; Amnon Cohen, The guilds of Ottoman Jerusalem, Leiden 2001; Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians, London 1986.

/ فاطمه رحیمی /

نظر شما
مولفان
/ فريد قاسملو/ محسن معينى/ فاطمه رحيمى / ,
گروه
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ
وضعیت چاپ
  • چاپ شده