حسین بن علی امام

معرف

امام سوم از امامان دوازده گانه شیعه امامیه و یکی از چهارده معصوم.
متن

حسین بن علی، امام، امام سوم از امامان دوازدهگانه شیعه امامیه و یکی از چهارده معصوم. به اتفاق همه منابع، نام و نسب او حسینبن علیبن ابیطالببن عبدالمطلببن هاشم است. جد مادریاش پیامبر اکرم صلیاللّه علیهوآلهوسلم، پدرش امیرمؤمنان علی علیهالسلام و مادرش فاطمه سلاماللّه علیها دختر رسول خداست (ابنسعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ۵۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷). پیامبر او را به نام پسر دوم هارون، شَبیر، حسین نامید (ابنسعد، ج ۶، ص ۳۵۶ـ۳۵۷؛ ابنحنبل، ج ۱، ص ۹۸، ۱۱۸؛ دولابی، ص ۹۹؛ کلینی، ج ۶، ص ۳۳؛ قس ابنسعد، همانجا؛ دولابی، ص ۱۲۲، که حسین را مشتق از حسن شمردهاند). بنابر برخی روایات، امام علی دوست داشت که او را حرب بنامد، اما در نامگذاری بر پیامبر پیشی نگرفت (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۲، ص ۲۵ـ۲۶؛ فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۷ـ ۴۲۸؛ قس بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۴). بنابر روایات دیگر، نخست امام به نام عمویش، جعفر طیار ــکه در آن زمان هنوز در حبشه بودــ جعفر نامیده شده بود، اما پیامبر نام او را به حسین تغییر داد (ابنحنبل، ج ۱، ص ۱۵۹؛ دولابی، ص ۹۹، ۱۲۱؛ طبرانی، ج۳، ص ۹۸). اما بنابر روایات شیعی، پیامبر بدواً و پیش از آنکه نامی برای او انتخاب شود نام حسین را به امر خدا بر آن حضرت نهاد (برای نمونه رجوع کنید به کلینی، ج ۶، ص ۳۳ـ۳۴؛ ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج۱، ص ۱۳۷ـ۱۳۸؛ طوسی، ۱۴۱۴، ص ۳۶۷؛ برای نقد محتوایی روایات دیگر رجوع کنید به قرشی، ج ۱، ص ۳۱ـ۳۲). در برخی روایات تأکید شده است که نامهای حسن و حسین از اسامی بهشتی بوده و پیش از اسلام سابقه نداشتهاند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۱، ص ۳۵۷؛ دولابی، ص ۱۰۰؛ برای اقوال مشابه درباره نامگذاری امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به حسنبن علی*، امام).کنیه امام حسین در تمام منابع ابوعبداللّه ذکر شده (برای نمونه رجوع کنید به ابن ابیشیبه، ج ۸، ص ۶۵؛ ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ طبرانی، ج ۳، ص ۹۴؛ مفید، همانجا)، اما خصیبی (ص ۲۰۱) کنیهاش را نزد خاصه ابوعلی دانسته است. به امام حسین علیهالسلام القاب فراوانی نسبت داده شده که بسیاری از آنها با القاب برادرش، امام حسن علیهالسلام، مشترک است (رجوع کنید به حسنبن علی*، امام). از القاب خاص امام، زکی، طیب، وفیّ، سید، مبارک (ابن ابیالثلج، ص ۲۸؛ ابنطلحه شافعی، ج ۲، ص ۳۷۴)، نافع، الدلیل علی ذاتاللّه (ابن ابیالثلج، همانجا)، رشید، و التابع لمرضاةاللّه (ابنطلحه شافعی، همانجا) بوده است (برای فهرستی از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ۴، ص ۸۶). ابنطلحه شافعی (همانجا) لقب زکی را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهلالجنه را مهمترین آنها دانسته است. در پارهای از احادیث امامان شیعه نیز امام حسین علیهالسلام با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است (برای نمونه رجوع کنید به حِمْیری، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابنقولویه، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ طوسی، ۱۴۱۴، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسی، ج ۳۷، ص ۹۴ـ۹۵؛ نیز رجوع کنید به سیدالشهداء*). در برخی متون ادبی و تاریخیِ متعلق به سدههای چهارم به بعد برای امام حسین لقب امیرالمؤمنین نیز یاد شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابناعثم کوفی، ترجمه فارسی، ص ۸۰۲، ۸۴۶؛ ناصرخسرو، ص ۷۲ـ۷۵، ۸۵؛ سنایی، ص ۲۶۲، ۲۶۶؛ مجدخوافی، ص ۲۲، ۲۶، ۲۰۵، ۲۷۱؛ جنید شیرازی، ص ۲۵۱ـ۲۵۲)، که با توجه به اینکه آن حضرت هیچگاه خلافت ظاهری نیافت، در خور توجه است.

ولادت و شهادت. در اینکه زادگاه امام حسین علیهالسلام مدینه است، اختلافی نیست (برای نمونه رجوع کنید به مفید، همانجا؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱). سال تولد او را نیز سال سوم (رجوع کنید به کلینی، ج ۱، ص ۴۶۳؛ طوسی، ۱۴۰۱، همانجا؛ ابنعبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۲)، چهارم (ابنسعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۴۶؛ دولابی، ص ۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، ج ۲، ص ۵۵۵؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ۵۱؛ مفید، همانجا)، پنجم (ابنعبدالبرّ، ج۱، ص۳۹۳) و ششم هجری (حاکم نیشابوری، ج ۳، ص۱۷۷؛ ابنعساکر، ج ۱۴، ص ۱۱۶) ذکر کردهاند. روز ولادت وی، بنابر قول مشهور، سوم شعبان بوده است (مجلسی، ج ۴۴، ص۲۰۱)، اما برخی، زادروز امام را آخر ربیعالاول (رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۱، همانجا)، پنجم ماه شعبان (ابوالفرج اصفهانی؛ مفید، همانجاها؛ ابنطلحه شافعی، ج ۲، ص ۳۷۲) یا یکی از نخستین شبهای ماه شعبان (ابنسعد؛ طبری؛ دولابی، همانجاها) نوشتهاند. بنابه روایتی، امام در غروب پنجشنبه متولد شد (ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۸۲؛ برای اقوال مختلف درباره روز و ماه و سال تولد امام رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۰؛ مِزّی، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۸ـ۳۹۹). فاصله تولد امام حسین و امام حسن را شش ماه و ده روز (رجوع کنید به کلینی، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن ابیالثلج، ص ۸)، ده ماه و بیست و دو روز (ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص ۱۵۸) و یک سال و ده ماه (دولابی، ص ۱۰۱؛ ابنعبدالبرّ؛ ابنعساکر، همانجاها) گزارش کردهاند.پس از تولد، پیامبر همان آدابی را برای او به جا آورد که درباره حسنبن علی انجام داده بود، مانند گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد و عقیقه کردن (برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به حسنبن علی*، امام). به نوشته ابنسعد (ج ۶، ص ۴۰۰ـ۴۰۱)، امّفضل (همسر عباسبن عبدالمطلب)، به امر پیامبر، دایگی امام را برعهده گرفت و بدین ترتیب امام برادر رضاعی قُثمبن عباس، که او نیز شیرخواره بود، گردید (نیز رجوع کنید به ابناعثم کوفی، ج۴، ص۳۲۳؛ قس ابنحنبل، ج ۶، ص ۳۴۰؛ دولابی، ص ۱۰۶؛ بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۳۰۸،۳۲۰، ۳۴۸ـ۳۴۹، که این موضوع را به امام حسن علیهالسلام نسبت دادهاند). اما کلینی (ج ۱، ص ۴۶۵) روایاتی نقل کرده است که بنابر آنها امام حسین علیهالسلام از هیچ زنی، حتی مادرش فاطمه زهرا علیها السلام، شیر نخورد.امام حسین علیهالسلام در دهم محرّمِ (روز عاشورا) سال ۶۱ هجری در سرزمین نینوا (کربلا) در عراق به شهادت رسید (ابنسعد، ج۶، ص۴۴۱؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص۵۱۲؛ طبری، ج ۵، ص ۳۹۴،۴۰۰؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱ـ۴۲؛ قس طبری، ج ۵، ص ۳۹۴، که بنابر روایتی شهادت امام را در ماه صفر دانسته است؛ ابن ابیالثلج، همانجا، که سال شهادت را شصتم هجری ذکر کرده است).روز شهادت امام را جمعه (رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛ طبری، ج ۵، ص ۴۲۲؛ ابوالفرج اصفهانی؛ طوسی، ۱۴۰۱، همانجاها)، شنبه (طبری؛ ابوالفرج اصفهانی؛ طوسی، ۱۴۰۱، همانجاها)، یکشنبه (دولابی، ص ۱۳۳) و دوشنبه (کلینی؛ طوسی، ۱۴۰۱، همانجاها) گزارش کرده (نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، همانجا) و در این میان روز جمعه را قول صحیح و مشهور شمردهاند (رجوع کنید به مسعودی، تنبیه، ص ۳۰۳؛ ناطقبالحق، ص ۱۱). ابوالفرج اصفهانی (همانجا) قول شهادت امام در روز دوشنبه را قولی شایع میان مردم دانسته و آن را از نظر محاسبات تقویمی مردود شمرده است (نیز رجوع کنید به ناطقبالحق، همانجا).سن امام را به هنگام شهادت ۵۶ سال و پنج ماه (رجوع کنید به ابنسعد؛ ابوالفرج اصفهانی، همانجاها؛ نیز رجوع کنید به ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰؛ یعقوبی، همانجاها؛ طبرانی، ج۳، ص۱۱۵، که سن امام را ۵۶ سال نوشتهاند)، ۵۷ سال و پنج ماه (فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کلینی، ج۱، ص :۴۶۳ ۵۷ سال و چند ماه؛ ابنابیالثلج؛ مسعودی، تنبیه، همانجاها: ۵۷ سال) و ۵۸ سال (ابنسعد؛ ابنقتیبه، ۱۹۶۰، همانجاها؛ طبرانی، ج۳، ص۹۸ـ۹۹، ۱۰۳، ۱۰۵؛ طوسی، ۱۴۰۱، همانجا) ذکر کردهاند (برای اقوال گوناگون درباره سن امام به هنگام شهادت و روز و ماه و سالآن رجوع کنید به مزّی،۱۴۲۲ ، ج۶،ص۴۴۵ـ۴۴۶).

سوانح حیات

پیش از امامت. ابنسعد (ج ۶، ص ۳۹۹) امام حسین علیهالسلام را در زمره واپسین طبقه (طبقه پنجم) از اصحاب رسول خدا صلیاللّهعلیهوآلهوسلم ــکه به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگی او را همراهی نکردندــ یاد کرده است. قریب به هفت سال از زندگانی امام در زمان حیات پیامبر گذشت (رجوع کنید به ابن ابیالثلج، همانجا؛ دلائلالامامة، ص ۱۷۷). پیامبر او و برادرش را بسیار گرامی میداشت، چنانکه آن دو را بر سینه خود مینشاند و در همان حال با مردم سخن میگفت (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۱) و گاهی آن دو را بر دوش خود مینهاد (ابنماجه، ج ۱، ص ۲۱۶؛ طبرانی، ج ۳، ص ۶۵)، بنا به نقلی، روزی پیامبر بر بالای منبر سخنرانی میکرد و چون آن دو را دید از منبر پایین آمد و ایشان را در آغوش گرفت (ابنحنبل، ج ۵، ص ۳۵۴؛ ابنماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۰؛ ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۴). اما مهمترین رخداد دوران کودکی امام، شرکت در مباهله* و معرفی او و برادرش به عنوان مصداق «ابناءَنا» (رجوع کنید به آلعمران: ۶۱؛ برای بیان امام رضا علیهالسلام درباره این آیه رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳الف، ج ۱، ص ۲۳۱ـ۲۳۲) بود (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۶ـ۴۰۷؛ مسلمبن حجاج، ج ۷، ص ۱۲۰ـ۱۲۱؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۸۵؛ مفید، ج ۱، ص ۱۶۸؛ برای اقوال مشابه درباره امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به حسنبن علی*، امام).بنابه گزارشی، امام حسین علیهالسلام در کودکی به خلیفه دوم، که بر منبر پیامبر نشسته بود، اعتراض کرد و خلیفه نیز خطبه خود را نیمهکاره رها کرد و از منبر به زیر آمد (ابنشبّه نمیری، ج ۳، ص ۷۹۸ـ۷۹۹). همچنین روایت شده است که خلیفه دوم سهم بیتالمال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را، به سبب قرابت آنان با رسول خدا، همانند سهم حضرت علی علیهالسلام و اهل بدر قرار داده بود (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۷). در برخی منابع تاریخی از حضور امام حسین علیهالسلام به اتفاق برادرش در فتح طبرستان به سال ۲۹ هجری یاد شده است (رجوع کنید به بلاذری، ۱۴۰۷، ص ۴۶۷؛ طبری، ج ۴، ص ۲۶۹؛ درباره این گزارش رجوع کنید به حسنبن علی*، امام).در زمان خلافت عثمان، امام حسین به هنگام تبعید ابوذر به ربذه، در کنار پدر و برادرش امام حسن او را مشایعت کرد (مسعودی، مروج، ج ۳، ص ۸۴؛ ابن ابیالحدید، ج ۸، ص ۲۵۳؛ برای سخن وی خطاب به ابوذر رجوع کنید به مجلسی، ج ۲۲، ص ۴۱۲ـ۴۱۳). به روایتی، در شورش برضد عثمان، امام حسین، به توصیه امام علی، همراه با برادرش کوشید عثمان را از خطر محفوظ دارد (نعیمبن حمّاد، ص ۸۴ـ۸۵) و به نقلی، در این واقعه مجروح شد (ابنشبّه نمیری، ج ۳، ص ۱۱۳۱؛ قس ابنقتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۵۸، ۶۲؛ مسعودی، مروج، ج ۳، ص ۸۹، که این مجروح شدن را به امام حسن علیهالسلام نسبت دادهاند). امام حسین در جنگهای دوره خلافت امامعلی نیز حضور داشت (رجوع کنید به بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۲، ص۱۸۷، ۲۱۳، ۲۴۶، ۳۲۳؛ مسعودی، مروج، ج ۳، ص ۱۰۴ـ۱۱۴، ۱۳۶) و در جنگ صِفّین خطبهای در تحریض به جهاد خواند (رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۱۴ـ۱۱۵). همچنین امام علی، امام حسین را پس از امام حسن علیهمالسلام متولی صدقات (موقوفات) خود قرار داد (ابنشبّه نمیری، ج ۱، ص ۲۲۷؛ نهجالبلاغة، نامه ۲۴). به نقلی، امام حسین به هنگام شهادت پدر، برای انجام دادن مأموریتی که علی علیهالسلام به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن علیهالسلام از موضوع آگاه شد (بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۶، قس ج ۲، ص ۳۵۷). امام حسین در مراسم تجهیز و خاکسپاری پدر حاضر بود (رجوع کنید به ابنقتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۱۸۱؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶؛ مفید، ج۱، ص۲۵؛ مجلسی، ج۴۲، ص۲۳۵، ۲۹۴ـ ۲۹۵).در دوره امامت امام حسنعلیهالسلام، که حدود ده سال به طول انجامید (رجوع کنید به ابن ابیالثلج، همانجا؛ دلائل الامامة، ص ۱۵۹، ۱۷۷)، امام حسین همراه و همگام برادر بود. با اینکه طبق برخی منابع تاریخی، امام حسین با واگذاری خلافت به معاویه مخالف بود (رجوع کنید به بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۹۳، ۴۵۶؛ ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۸۹ـ۲۹۰) و حتی پس از صلح امام حسن، با معاویه بیعت نکرد (ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۲۹۲)، پس از وقوع صلح به این مصالحه ملتزم بود. حتی وقتی برخی شیعیان از او تقاضا کردند پیمان را بشکند و با معاویه بجنگد، به آنان امر کرد که تا زمان مرگ معاویه منتظر بمانند (رجوع کنید به بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۷ـ۴۵۸). ابنسعد (ج ۶، ص ۴۱۰ـ۴۱۵) از امام باقر علیهالسلام روایت کرده که امام حسن و امام حسین، در نماز به مروان ــکه منصوب از جانب معاویه بودــ اقتدا میکردند و حال آنکه حسینبنعلی با وی برخوردهای تند داشت؛ ضمن آنکه، تقیهای هم در کار نبود. اما این روایت با شمار زیادی حدیث در منابع شیعه که از اقتدا به غیر معتقدان به عقاید صحیح و نیز اقتدا به شخص فاسق نهی کردهاست، سازگار نیست (رجوع کنید به حرّ عاملی، ج۸، ص ۳۰۹ـ۳۱۸). مواجهه قاطع و صریح امام با مروان به هنگام اهانت به مادرش فاطمه سلاماللّهعلیها نیز گزارش شده است (رجوع کنید به احمدبن علی طبرسی، ج ۲، ص ۲۳). همچنان که در برابر سبّ امام علی علیهالسلام از سوی امویان، بهشدت واکنش نشان میداد (ابنسعد، ج۶، ص۴۰۹ـ۴۱۰، ۴۱۵؛ برای گزارش برخورد متفاوت امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به همانجاها؛ نیز رجوع کنید به حسنبن علی*، امام). در کل، گزارش منابع نشان میدهد که امام حسین در زمان امامتِ امام حسن آشکارتر از برادر در برابر بنیامیه موضع میگرفت و علنآ با آنان مخالفت میکرد (برای نمونه رجوع کنید به همان، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵). با این حال، بهرغم برخی اختلافهای ظاهری در رفتار امام حسن و امام حسین علیهماالسلام (رجوع کنید به همان، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابنابیشیبه، ج ۲، ص ۱۷۴)، غیر از توضیحی که از منظر عقیده امامتِ منصوص مطرح میشود، از نظر تحلیل تاریخی نیز وحدت رویه کلی آن دو قابل اثبات است (نمونهای از این هماهنگی در مراسم خاکسپاری امام حسن گزارش شده است رجوع کنید به حسنبن علی*، امام). امام حسین پس از شهادت امام حسن علیهالسلام، با وجود افرادی که به سن از وی بزرگتر بودند، شریفترین فرد از خاندان هاشم به شمار میرفت (رجوع کنید به یعقوبی، ج ۲، ص ۲۲۶؛ نیز رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۹، که از احترام خاص ابنعباس به وی سخن گفته است) و در امور خویش با او مشورت میکردند و نظر او را بر رأی دیگران ترجیح میدادند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۴ـ۴۱۵).

امامت در دوران خلافت معاویه. پس از وفات امام حسن علیهالسلام، مردم کوفه برای قیام برضد معاویه به امام حسین علیهالسلام نامه نوشتند، اما امام ضمن آنکه مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد کرد و بر جهاد با ظالمان تأکید نمود، از قیام دوری گزید و آن را به پس از مرگ معاویه موکول کرد (همان، ج ۶، ص ۴۲۲ـ۴۲۳؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۸ـ۴۵۹؛ مفید، ج ۲، ص ۳۲). معاویه نیز از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن از امام خواست که از قیام بپرهیزد و امام پایبندی خود را به عهدنامه صلح به وی یادآوری کرد (ابنسعد، همانجا؛ قس بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۹ـ۴۶۰). معاویه نیز به تعهد مالی سالیانه خود ادامه داد (بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۶۰).معاویه خود بهخوبی از میزان نفوذ امام حسین علیهالسلام در مدینه آگاه بود، چنانکه به فردی از قریش گفته بود هرگاه حلقهای از جمعیت در مسجدالنبی دیدی که سخن هزلی در آن نیست، آن حلقه حسین است (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۴). زمانی که معاویه برای یزید بیعت میگرفت، امام از معدود کسانی بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابهای قاطع معاویه را محکوم کرد (همان، ج ۶، ص ۴۲۲؛ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۲۸؛ ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۳۳۷ـ۳۳۹، ۳۴۲ـ۳۴۳؛ طبری، ج ۵، ص ۳۰۳) و، برخلاف دیگر افراد بنیهاشم، هدیه معاویه را نیز قبول نکرد (ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۳۳۹). معاویه نیز، با توجه به جایگاه امام، به یزید توصیه کرده بود که با امام مدارا کند و در صدد بیعت گرفتن از امام نباشد (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۲۳؛ طبری، ج ۵، ص ۳۲۲؛ ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۳۴۹ـ۳۵۰؛ ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۱۵ـ۲۱۶).

امامت در دوران خلافت یزید رجوع کنید به کربلا*، واقعه

شمایل و سیره. در بیشتر منابع حدیثی و تاریخی و رجالیِ کهن از شباهت حسینبن علی به پیامبر اکرم سخن گفته شده (رجوع کنید به بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۶۶، ۴۵۳؛ دولابی، ص ۱۰۴؛ طبرانی، ج ۳، ص ۹۵؛ ناطقبالحق، ص ۱۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷) و در یک روایت، امام حسین شبیهترین فرد به پیامبر وصف شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ۳، ص ۲۶۱؛ بخاری، ج ۴، ص ۲۱۶؛ ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۵). بنابر روایتی دیگر از امام علی، آن حضرت فرزندش حسین را شبیهترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۱۲۳).امام حسین علیهالسلام سپید چهره بود (ناطقبالحق، همانجا). گاه عمامهای از خز (طبرانی، ج ۳، ص ۱۰۱) و گاه عمامهای سیاه بر سر میگذاشت (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۵؛ ابنابیشیبه، ج ۶، ص ۴۶؛ طبرانی، ج ۳، ص ۱۰۰). موی سر و محاسن خود را خضاب مینمود (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابیشیبه، ج ۶، ص ۳، ۱۵). نقش دو انگشتری او یکی «لاالهالّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگری «اناللّه بالغٌ اَمْرَه» بود (کلینی، ج ۶، ص ۴۷۳ـ۴۷۴؛ ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۹۳، ۱۹۴، ۵۴۳).امام حسین علیهالسلام ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۰؛ طبرانی، ج ۳، ص ۱۱۵؛ ابن عبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۷). با مسکینان مینشست، دعوت آنان را میپذیرفت و با آنان غذا میخورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت میکرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمیکرد (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۳). دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه میگفت که حسین همچون پدرش علی اهل غدر و حیله نیست (ابناعثم کوفی، ج ۳، ص ۴۰) و عمروبن عاص او را محبوبترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان میدانست (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۸؛ ابنابیشیبه، ج ۷، ص ۲۶۹).او همواره احترام برادرش، امام حسن علیهالسلام، را پاس میداشت و در برابرش سخن نمیگفت، چنانکه محمدبن حنفیه با امام حسین چنین برخورد میکرد (رجوع کنید به مجلسی، ج ۴۳، ص ۳۱۹؛ نیز برای روایتی دیگر درباره احترام امامحسین به امام حسن علیهالسلام رجوع کنید به بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۴۸۱؛ و برای احترام محمدبن حنفیه به امامحسین رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۷۴). امام بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود (رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳). اگر سائلی از او درخواست میکرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه میکرد و هر چه در اختیار داشت، به او میداد (ابنعساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۵). او غلامان و کنیزانش را در قبال خوشرفتاریشان آزاد میکرد. به نقلی، کنیزی را که معاویه همراه با اموال و لباسهای فراوانی برایش هدیه فرستاده بود، در ازای خواندن آیاتی از قرآن و سرودن شعری درباره فنای دنیا و مرگ انسانها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید (ابنعساکر، ج ۷۰، ص ۱۹۶ـ۱۹۷؛ برای موارد مشابه رجوع کنید به ابنحزم، ج ۸، ص ۵۱۵؛ بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۴۷۶). حتی یکبار یکی از غلامانش کار ناشایستی کرد که درخور عقاب بود ولی چون غلام آیه «والعافین عنالناس» را خواند، او را بخشید، سپس غلام گفت : «واللّه یحبالمحسنین»، و امام او را در راه خدا آزاد کرد (بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۴۷۸ـ۴۷۹). دَین اسامةبن زید را، که در بستر بیماری افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت (ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۷۲ـ۷۳). بنابه روایتی، زمین و اشیایی را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید (قاضی نعمان، ج ۲، ص ۳۳۹). دیه مردی را در ازای پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتریاش را نیز بدو عطا کرد (مجلسی، ج ۴۴، ص ۱۹۶؛ نیز رجوع کنید به ابن ابیالدنیا، ص ۱۴۰؛ کلینی، ج ۴، ص ۴۷؛ ابنبابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۱۳۵ـ۱۳۶، درباره بخشش حسنین علیهماالسلام). کرم او به حدی بود که زن و مردی یهودی به سبب این خلق نیکوی او مسلمان شدند (ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۳). او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار اعطا کرد و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالی که میگفت این جبرانکننده تعلیم تو نیست (همان، ج ۴، ص ۷۳ـ۷۴). درباره حلم امام گفتهاند که وقتی مردی شامی به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد (رجوع کنید به ابنعساکر، ج ۴۳، ص ۲۲۴ـ۲۲۵). گفته شده است اثر انبان آذوقهای که برای ایتام و مساکین بر پشتش حمل میکرد، در روز شهادت آشکار بود (ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳).

امامت. نص و تعیین الهی، به اعتقاد شیعه، از جمله شروط اساسی و ضروری برای اثبات امامت هر امامی است. این نص درباه امام حسین علیهالسلام نیز به طرق مختلف وارد شده است. از آن جمله است حدیث مشهوری از پیامبر که بر امامت حسنین دلالت دارد (رجوع کنید به قاضی نعمان، ج ۱، ص ۳۷؛ ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۱۱؛ خزاز رازی، ص ۱۱۷؛ مفید، ج ۲، ص ۳۰؛ نیز رجوع کنید به حسنبن علی*، امام). افزون بر این، احادیثی از پیامبر رسیده است که در آنها به تعداد امامان و امامت امام علی، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام و نُه تن از فرزندان حسینبن علی تصریح شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۷ـ۲۵۸؛ خزاز رازی، ص ۱۳ـ۱۴، ۲۳، ۲۸ـ۲۹، و جاهای دیگر؛ نیز برای روایاتی مشابه از امام علی و امام حسن علیهماالسلام رجوع کنید به خزاز رازی، ص ۲۱۷، ۲۲۱ـ۲۲۳). دلیل دیگر، وصیت امام حسن درباره جانشینی امام حسین پس از وی و سفارش به محمد حنفیه به پیروی از آن حضرت است (رجوع کنید به ابناعثم کوفی، ج ۴، ص ۳۱۹؛ کلینی، ج ۱، ص ۳۰۱ـ۳۰۲؛ خزاز رازی، ص ۲۲۹؛ فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۱ـ۴۲۳؛ نیز برای اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۴۲۳). مفید (ج ۲، ص ۳۰ـ۳۱) بر آن است که با توجه به ادله مذکور، امامت امام حسین علیهالسلام ثابت و قطعی است گرچه آن حضرت، به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه (هُدْنه)، آشکارا به امامتِ خود دعوت، نکرد؛ اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترک مخاصمه، امامت را علنی کرد (نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳ـ۴۲۴).علم به جمیع شئون و معارف دین به شکل تام و کامل نیز از لوازم امامت است؛ از اینرو، امام علی علیهالسلام از او، همچنان که از امام حسن، خواست برای مردم سخنرانی کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نکنند (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۴۲۵؛ همو، ۱۳۵۷ش، ص ۳۰۷ـ۳۰۸). شاهد آن اقوالی از صحابه درباره مقام علمی آن حضرت و تقاضای افتاء از اوست (برای نمونه رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۵۷ش، ص ۸۰؛ ابنعساکر، ج ۱۴، ص ۱۷۴، ۱۸۰، ۱۸۳ـ۱۸۴). به برخی سخنان خود امام حسین علیهالسلام درباره امامت خویش (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۶۸؛ خزاز رازی، ص ۲۳۰ـ۲۳۴) و نیز پارهای معجزات و کرامات که به دست آن حضرت تحقق یافت نیز در اثبات امامت وی استناد شده است (رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳؛ برای نمونه رجوع کنید به صفار قمی، ص ۲۹۱؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۵۳۷؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج ۵، ص ۴۷۰؛ قطبراوندی، ج ۱، ص ۲۴۵ـ۲۴۶؛ دلائل الامامة، ص ۱۸۱ـ۱۸۳، ۱۸۶، ۱۸۸ـ۱۸۹؛ ابنعساکر، ج ۱۴، ص ۸۲؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷، ۵۹ـ۶۰؛ مجلسی، ج ۴۴، ص ۱۸۵ـ۱۸۶؛ هاشمبن سلیمان بحرانی، ج ۲، ص ۸۳ـ۲۳۰؛ نیز رجوع کنید به حبابه والبیه*). گفتنی است گاه در انتساب پارهای از کرامات یا فضایل یا برخی افعال، بین امام حسن و امام حسین علیهماالسلام خلاصه شده است.

فضائل و مناقب. در منابع حدیثی شیعه و سنّی مناقب و فضائلی خاص درباره امام حسین علیهالسلام، از زمان ولادت تا شهادت آن حضرت، نقل شده است. از جمله گفته شده است که دوران «حمل» وی شش ماه بود که نظیر آن پیشتر تنها درباره عیسیبن مریم یا یحییبن زکریا رخ داده بود (رجوع کنید به کلینی، ج ۱، ص ۴۶۵؛ ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ دلائل الامامة، ص۱۷۷؛ نیز رجوع کنید به ابنبابویه،۱۳۶۳ش ب، ج۱، ص۴۶۱؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲). هنگام ولادت او جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمدند تا ولادتش را به پیامبر تبریک گویند (کلینی، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۸۲ـ۲۸۴؛ دلائلالامامة، ص ۱۹۰؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۸۲) و آنگاه جبرئیل پیامبر را از شهادت وی به دست امت مسلمان و نیز تداوم امامت در نسل او آگاه کرد (کلینی، همانجا؛ نیز برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۵ـ۲۱۰؛ برای تشبیه تداوم امامت از صلب امام حسین نه برادرش حسن علیهماالسلام به ماجرای هارون و موسی رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۳۰۵؛ برای فهرستی از روایاتی درباره اِخبار پیامبر از شهادت امام حسین علیهالسلام رجوع کنید به عبداللّهبن نوراللّه بحرانی، ج ۱۷، ص ۱۱۳ـ۱۳۳). جبرئیل مشتی از خاک کربلا را نیز برای پیامبر آورد و این خاک بعدها نزد امّسلمه بود و او از تغییر رنگ آن در روز عاشورا، از شهادت نواده پیامبر با خبر شد (ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۷ـ۴۱۹؛ ابنحنبل، ج۶، ص۲۹۴؛ ابنقولویه، ص۱۳۲؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص۶۳).در روایات فراوانی پیامبر اصحابش را از شهادت فرزندش حسین آگاه کرده بود (برای نمونه رجوع کنید به صفار قمی، ص ۶۸؛ کلینی، ج ۱، ص ۲۰۹؛ ابنقولویه، ص ۱۴۳ـ۱۴۸؛ ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۸۹). به جز پیامبر، امام علی و امام حسن علیهما السلام نیز از ماجرای شهادت آن حضرت خبر داده بودند (رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۴۲؛ ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۹ـ۴۲۰؛ ابنقولویه، ص ۱۴۹ـ۱۵۶؛ ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۷۷ـ۱۷۸، ۱۹۶ـ۱۹۷؛ همو، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۹ـ۲۶۰، ج ۲، ص ۵۳۲ـ۵۳۵؛ مفید، ج ۱، ص ۳۳۰ـ۳۳۱؛ ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۹۳ـ۹۴؛ برای تفصیل مآخذ روایی در منابع اهلسنّت رجوع کنید به امینی، ص ۴۹ـ۱۵۰). چنانکه خداوند انبیای پیشین را از شهادت امام آگاه ساخته بود (برای فهرستی از این روایات رجوع کنید به عبداللّهبن نوراللّه بحرانی، ج ۱۷، ص ۱۰۱ـ۱۱۲).درباره حوادث روز عاشورا و پس از شهادت آن حضرت و نیز عقوبت کسانی که در شهادت امام دست داشتند، نیز امور معجزهآسایی نقل شده است (رجوع کنید به کربلا*، واقعه). از جمله گفتهاند خدا در روز عاشورا چهارهزار فرشتهای را که در جنگ بدر به یاری پیامبر فرستاده بود، به سوی او فرود آورد و امام مخیر شد که از بین پیروزی و دیدار با پیامبر یکی را برگزیند و او ترجیح داد به لقای پیامبر نایل شود. این فرشتگان به امر خدا تا روز قیامت بر مزارش گریه میکنند و برای زائران دعا و طلب بخشش میکنند (رجوع کنید به ابنقولویه، ص۱۷۱ـ۱۷۲، ۳۵۴؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۶۷۲؛ دلائلالامامة، ص ۱۷۸).در منابع حدیث و تفاسیر شیعه نیز آیاتی از قرآن درباره امام حسین علیهالسلام تأویل یا تطبیق (در اینباره رجوع کنید به جری و انطباق*) شده است. از جمله آیه ۱۵ سوره احقاف که در آن از مادر بارداری سخن گفته شده است که با رنج کودک خویش را حمل میکند و با درد او را به دنیا میآورد. این آیه ناظر به فاطمه زهرا سلاماللّهعلیها دانسته شده که در دوران حمل فرزندش خبر شهادت او را از پیامبر از طریق جبرئیل شنید و غمگین شد (رجوع کنید به کلینی، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابنقولویه، ص ۱۲۲؛ ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷؛ نیز رجوع کنید به قمی، ج ۲، ص ۲۹۷). همچنین حروف مقطعه ابتدای سوره مریم (کهیعص) در اشاره به واقعه کربلا تأویل شده است که خداوند پس از آنکه اسامی پنج تن را به زکریای نبی آموخت، رمزش را برای وی آشکار کرد (قمی، ج ۲، ص ۴۸؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۴۶۱؛ همو، ۱۳۶۱ش، ص۲۲؛ دلائل الامامة، ص ۵۱۳ـ۵۱۴؛ احمدبنعلی طبرسی، ج ۲، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲؛ فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۰۸، ذیل آیه). گفته شده است زکریا وقتی از ماجرای شهادت امام حسین علیهالسلام آگاه شد از خداوند خواست تا فرزندی به وی عطا کند که سرنوشتی مشابه حسین داشته باشد و خداوند یحیی را به او داد که مدت حملش شش ماه بود و همچون حسین به شهادت رسید (ابنبابویه، ۱۳۶۳شب؛ دلائلالامامة؛ احمدبن علی طبرسی؛ ابنشهرآشوب، همانجاها). همچنین آیات ۶ سوره احزاب (رجوع کنید به کلینی، ج ۱، ص ۲۸۷ـ۲۸۸؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۴۱۴؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۵۴؛ نیز رجوع کنید به عیاشی، ج ۱، ص ۲۵۱، ج ۲، ص ۷۲) و ۲۸ سوره زخرف (ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۷؛ همو، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۳۵۹، ۴۱۵، ۴۱۷؛ ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۵۳ـ۵۴؛ نیز رجوع کنید به فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۰۸؛ طباطبائی، ذیل آیه) در اشاره به تداوم امامت از نسل امام حسین علیهالسلام تفسیر شدهاند. برخی از آیات قرآن نیز ناظر به قیام و شهادت آن حضرت دانسته شدهاند، از جمله آیه ۷۷ سوره نساء (رجوع کنید به کلینی، ج ۸، ص ۳۳۰؛ نیز رجوع کنید به عیاشی، ج ۱، ص ۲۵۸، ج ۲، ص ۲۳۵)، آیه ۳۳ سوره اسراء (کلینی، ج ۸، ص ۲۵۵؛ ابن قولویه، ص ۱۳۵؛ نیز رجوع کنید به عیاشی، ج ۲، ص ۲۹۰؛ کوفی، ص ۲۴۰) و آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر (قمی، ج ۲، ص ۴۲۲؛ مجلسی، ج ۲۴، ص ۹۳؛ نیز رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۶۸ش، ص ۱۲۳؛ فضلبن حسن طبرسی، ۱۴۰۸، ج ۱۰، ص ۷۳۰، که سوره فجر سوره امام حسین علیهالسلام شمرده شده است). برای زیارت امام حسین فضیلتهای بسیاری ذکر شده و در احادیث منقول از پیامبر و امامان شیعه بر آن تأکید بسیار گردیده است (برای روایات فضیلت زیارت امام حسین و زیارتنامههای آن حضرت رجوع کنید به علوی شجری، ص ۲۸ـ۹۴؛ ابنقولویه، ص ۲۲۰، ۴۳۹؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۲ـ ۶۹)، همچنانکه برای تربت آن حضرت فضائل بسیاری یاد کردهاند (رجوع کنید به تربت*).

سخنان امام. از امام حسین علیهالسلام سخنان زیادی بر جای نمانده، که مهمترین علت آن، وضع خاص جهان اسلام در آن دوره و تنگناهای شدیدی بوده که نظام حاکم اموی، هم برای عترت پیامبر و هم برای شیعیانشان، ایجاد میکرده است. به جز خطبهها و سخنان امام در ماجرای قیام عاشورا (برای مجموعهای از این اقوال رجوع کنید به روائعالحکمة، ص ۲۷۲ـ۳۱۱؛ نجمی، ۱۳۷۸ش)، برخی سخنان پراکنده از آن حضرت در متون کهن اهلسنّت و شیعه هست، از جمله سخنان حکمتآمیزی از امام درباره اصناف خلق (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۲؛ برای فهرستی از سخنان حکیمانه و مواعظ منقول از امام رجوع کنید به عطاردیقوچانی، ج ۳، ص ۱۴۳ـ۱۵۲، ۲۶۲ـ۳۱۱). همچنین است سخن مشهور آن حضرت در تأکید بر آزادگی، خطاب به سپاه اموی هنگامی که قصد حمله به خیام امام را داشتند و آن حضرت توان مقابله نداشت، با این مضمون که اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید (برای نقلهای گوناگون آن رجوع کنید به دینوری، ص ۳۰۰؛ ابناعثم کوفی، ج ۵، ص ۱۱۷؛ طبری، ج ۵، ص ۴۵۰؛ ابوالفرج اصفهانی، ص ۷۹؛ ابنطاووس، ۱۴۱۷، ص ۷۱).برخی از دعاهای امام حسین علیهالسلام در منابع کهن نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابنابیشیبه، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۱۱۳؛ حمیری، ص ۱۵۷ـ ۱۵۸). از مشهورترین آنها، دعای عرفه است که متنی طولانی دارد و از ادعیه مشهور شیعه به شمار میرود و مضامین عرفانی بلندی در آن دیده میشود (رجوع کنید به ابنطاووس، ۱۴۱۴ـ۱۴۱۵، ج ۲، ص ۷۴ـ۸۷؛ نیز رجوع کنید به حکمتنامه امام حسین علیهالسلام، ج ۱، ص ۵۰۸ـ۵۴۷؛ برای مجموعهای از دعاهای مروی از امام حسین رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۴۸۶ـ۵۹۲).روایاتی از امام در موضوعات اعتقادی، غالبآً در منابع شیعی، نقل شده است، از جمله درباره توحید (رجوع کنید به ابنبابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج۱، ص۹؛ ابنشعبه، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابنعساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۳ـ۱۸۴)، امامت (صفار قمی، ص ۳۲؛ کلینی، ج ۱، ص ۳۹۸ـ۳۹۹)، مناقب اهلبیت (برقی، ج ۱، ص ۶۱؛ صفار قمی، ص ۴۷۲؛ طوسی، ۱۴۱۴، ص ۲۵۳ـ۲۵۴؛ احمدبن علی طبرسی، ج ۲، ص ۲۲ـ۲۳)، غیبت (ابن ابیزینب، ص ۲۱۳؛ ابنبابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۶۴ـ۲۶۹، ۳۱۶ـ ۳۱۸؛ طوسی، ۱۴۱۱، ص ۱۹۰ـ۱۹۱)، ویژگیهای شیعه (برقی، ج ۱، ص ۱۴۷، ۱۶۳ـ۱۶۴؛ عیاشی، ج ۱، ص ۱۸۵) و صفات مؤمن (ابنبابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۰۰؛ مجلسی، ج ۷۱، ص ۳۱۵). پارهای مناظرات و احتجاجات نیز از آن حضرت نقل شده که مشتمل بر اثبات حقانیت و فضائل اهلبیت علیهمالسلام است (رجوع کنید به احمدبن علی طبرسی، ج ۲، ص ۱۳ـ۲۶). روایاتی نیز درباره فضائل قرآن (رجوع کنید به کلینی، ج ۲، ص ۶۱۱ـ۶۱۳) و تفسیر پارهای آیات در شأن اهلبیت (رجوع کنید به عیاشی، ج ۲، ص ۳۳۷ـ۳۳۸؛ کلینی، ج ۸، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابنبابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۴۲ـ ۴۳؛ همو، ۱۳۵۷ش، ص ۹۰ـ۹۱؛ حسکانی، ج ۱، ص ۵۶۰) از آن حضرت وارد شده است.از امام حسین علیهالسلام، روایاتی در برخی ابواب فقه نیز نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به صنعانی، ج ۳، ص ۵۳۲ـ۵۳۳، ج ۴، ص ۲۱۴؛ ابن ابیشیبه، ج ۱، ص ۳۵۵، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۳۸۸، ۶۱۹؛ عطاردیقوچانی، ج ۳، ص ۲۲۰ـ۲۶۰). در موضوعات اخلاقی نیز احادیثی از امام حسین علیهالسلام نقل کردهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ۴، ص ۸۱؛ بهاءالدین اربلی، ج ۲، ص ۴۷۴).اشعاری نیز به امام منسوب است که معروفترین آنها ابیاتی است که امام درباره محبت خود به دخترش سکینه و مادر سکینه، رباب، سروده است (رجوع کنید به ابنسعد، ج ۶، ص ۴۰۰؛ ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص۲۱۳؛ بلاذری، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۲، ص۱۴۰). همچنین شعری است که امام در آخرین روزها در بیوفایی روزگار به زبان آورده است (رجوع کنید به طبری، ج ۵، ص ۴۲۰؛ برای مجموعه اشعار منتسب به امام رجوع کنید به حکمتنامه امام حسین علیهالسلام، ج ۲، ص ۳۳۸ـ ۴۲۰؛ همچنین برای تحلیل کلی از اشعار امام و مضامین آنها رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۳۳۰ـ۳۳۶).امام حسین از راویان سخنان پیامبر و پدرش امام علیبن ابیطالب علیهالسلام و مادرش فاطمه زهرا سلاماللّه علیها است که در مجموعههای حدیثی اهلسنّت گردآمده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ۱، ص ۲۰۱؛ دولابی، ص ۱۲۵ـ ۱۳۳، ۱۳۷ـ ۱۳۸؛ طبرانی، ج ۳، ص ۱۲۷ـ۱۳۶؛ مزّی، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۶۵ـ ۶۷؛ برای فهرستی از کسانی که امام از آنها روایت کرده است رجوع کنید به همو، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۷). از راویان امام، فرزندان آن حضرت، امام سجاد علیهالسلام و دخترش فاطمه، بیشترین روایت را از او نقل کردهاند (رجوع کنید به دولابی، ص ۱۲۵ـ ۱۳۱؛ نیز برای فهرست روایات این دو از امام حسین علیهالسلام رجوع کنید به عطاردیقوچانی، ج۳، ص۳۸۲ـ۳۸۳، ۳۹۲ـ۳۹۳). بر مبنای استقصای عطاردیقوچانی (ج ۳، ص ۳۱۴ـ۴۱۸) شمار راویانی که از وی حدیث نقل کردهاند، افزون بر دویست و پنجاه تناند (برای اسامی شماری از راویان امام در منابع کهن رجوع کنید به ابنحنبل، همانجا؛ دولابی، ص ۱۳۱ـ۱۳۵؛ طبرانی؛ مزّی، ۱۴۲۲؛ همو، ۱۴۰۳، همانجاها). طوسی، برپایه مبنای خاص خود در کتاب رجال (ص ۹۹ـ۱۰۶)، نام قریب به صد تن را به عنوان اصحاب آن حضرت فهرست کرده است که برخی از آنان در شمار اصحاب رسول خدا، امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب و امام حسن علیهمالسلام بوده و غالبآ در کربلا وی را همراهی کرده و همانجا به شهادت رسیدهاند.سخنان امام حسین علیهالسلام تاکنون در چند مجموعه منتشر شده، که از آن جمله است: موسوعة کلمات الامام الحسین علیهالسلام (قم ۱۳۷۴ش)، مسند الامام الشهید ابیعبدالله الحسینبن علی علیهماالسلام (تهران ۱۳۷۶ش)، و حکمتنامه امام حسین علیهالسلام (قم ۱۳۸۵ش).

منابع : ابن ابیالثلج، تاریخ الائمة، در مجموعة نفیسة فی تاریخ الائمة، چاپ محمود مرعشی، قم: کتابخانه آیتاللّه مرعشی نجفی، ۱۴۰۶؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ ابن ابیالدنیا، مکارمالاخلاق، چاپ مجدی سیدابراهیم، بولاق ]بیتا.[؛ ابنابیزینب، الغیبة، چاپ فارس حسون کریم، قم ۱۴۲۲؛ ابن ابیشیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ ابناعثم کوفی، کتابالفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛ همان، ترجمه محمدبن احمد مستوفی هروی، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تهران ۱۳۷۲ش؛ ابنبابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷؛ همو، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم [? ۱۳۵۷ش[؛ همو، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ۱۳۶۸ش؛ همو، عللالشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم ]بیتا.[؛ همو، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدی لاجوردی، قم ۱۳۶۳ش الف؛ همو، کتابالخصال، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش؛ همو، کمالالدین و تمام النعمة، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش ب؛ همو، معانی الاخبار، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ش؛ ابنحزم، المُحَلّی، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالفکر، ]بیتا.[؛ ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بیتا.[؛ ابنسعد؛ ابنشبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، ]جده[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛ ابنشعبه، تحفالعقول عن آل الرسول صلیاللّه علیهم، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ یوسف بقاعی، قم ۱۳۸۵ش؛ ابنطاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۵؛ همو، مقتلالحسین علیهالسلام، المسمی باللهوف فی قتلی الطفوف، قم ] ۱۴۱۷[؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آلالرسول، چاپ ماجدبن احمد عطیه، ]بیجا، بیتا.[؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علیمحمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ همو، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰؛ ابنقولویه، کاملالزیارات، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۷؛ ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، ]قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست ]بیروت، بیتا.[؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۴۰۵؛ عبدالحسین امینی، سیرتنا و سنتنا: سیرة نبینا صلیاللّه علیه وآله و سنته، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ عبداللّهبن نوراللّه بحرانی، عوامالعلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال، ج ۱۷، قم ۱۳۸۲ش؛ هاشمبن سلیمان بحرانی، مدینةالمعاجز، او، معاجز اهلالبیت (ع)، چاپ علاءالدین اعلمی، ]قم[ ۱۴۲۶/۲۰۰۵؛ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ]چاپ محمد ذهنیافندی[، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ احمدبن محمد برقی، کتابالمحاسن، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۳۰ش؛ احمدبن یحیی بلاذری، انسابالاشراف، چاپ محمود فردوسالعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ ۲۰۰۰؛ همو، فتوحالبلدان، چاپ عبداللّه انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ علیبن عیسی بهاءالدین اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة علیهمالسلام، چاپ علی فاضلی، ]قم[ ۱۴۲۶؛ محمدبن عیسی ترمذی، سننالترمذی، ج ۳ و ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳؛ جنیدبن محمود جنید شیرازی، شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۶۶ش؛ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علیالصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶؛ حرّ عاملی؛ عبیداللّهبن عبداللّه حسکانی، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛ حکمتنامه امام حسین علیهالسلام، ]گردآوری[ محمد محمدیریشهری، ]همراهبا[ ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم : دارالحدیث، ۱۳۸۵ش؛ عبداللّهبن جعفر حِمْیری، قریب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛ علیبن محمد خزاز رازی، کفایة الاثر فیالنص علیالائمة الاثنیعشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی، قم ۱۴۰۱؛ حسینبن حمدان خصیبی، الهدایة الکبری، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛ دلائل الامامة، ]منسوب به[ محمدبن جریر طبری آملی، قم: مؤسسةالبعثة، ۱۴۱۳؛ محمدبن احمد دولابی، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم ۱۴۰۷؛ احمدبن داوود دینوری، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛ روائع الحکمة : بلاغة الامامینالحسن و الحسین (ع)، ]اعداد[ مصطفی محسن موسوی، محسن شراره عاملی، و مهدی عطبی بصری، بیروت: دارالصفوة، ۱۴۲۴/۲۰۰۴؛ مجدودبن آدم سنایی، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۵۹ش؛ محمدبن حسن صفار قمی، بصائرالدرجات الکبری فی فضائل آل محمد (ع)، چاپ محسن کوچهباغیتبریزی، تهران ۱۳۶۲ ش؛ عبدالرزاقبن همام صنعانی، المصنَّف، چاپ حبیبالرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ طباطبائی؛ سلیمانبن احمد طبرانی، المعجمالکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ?ـ۱۴۰؛ احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، نجف ۱۳۸۶/ ۱۹۶۶، چاپ افست قم ]بیتا.[؛ فضلبن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷؛ همو، مجمعالبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضلاللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ طبری، تاریخ (بیروت)؛ محمدبن حسن طوسی، الامالی، قم ۱۴۱۴؛ همو، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ همو، رجالالطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵؛ همو، کتابالغیبة، چاپ عباداللّه طهرانی و علیاحمد ناصح، قم ۱۴۱۱؛ عزیزاللّه عطاردیقوچانی، مسندالامام الشهید ابیعبداللّهالحسینبن علی علیهماالسلام، ]تهران[ ۱۳۷۶ش؛ محمدبن علی علویشجری، فضل زیارة الحسین (علیهالسلام)، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۳؛ علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، نهجالبلاغة، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم ]بیتا.[؛ محمدبن مسعود عیاشی، کتابالتفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران ]بیتا.[؛ نعمانبن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام، چاپ آصفبن علیاصغر فیضی، قاهره ]۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵[، چاپ افست ]قم، بیتا.[؛ باقر شریف قرشی، حیاةالامام الحسنبن علی، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ سعیدبن هبةاللّه قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹؛ علیبن ابراهیم قمی، تفسیرالقمی، چاپ طیب موسوی جزائری، نجف ۱۳۸۷، چاپ افست قم ]بیتا.[؛ کلینی؛ فراتبن ابراهیم کوفی، تفسیر فراتالکوفی، چاپ محمدکاظم محمودی، تهران ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ مجد خوافی، روضه خلد، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۴۵ش؛ مجلسی؛ یوسفبن عبدالرحمان مِزّی، تحفةّ الاشراف بمعرفة الاطراف، چاپ عبدالصمد شرفالدین و زهیر شاویش، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همو، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛ مسعودی، تنبیه؛ همو، مروج (بیروت)؛ مسلمبن حجاج، الجامعالصحیح، بیروت : دارالفکر، ]بیتا.[؛ محمدبن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حججاللّه علیالعباد، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳؛ ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۳ش؛ یحییبن حسین ناطق بالحق، الافاده فی تاریخ الائمة السادة، چاپ محمدکاظم رحمتی، تهران ۱۳۸۷ش؛ محمدصادق نجمی، سخنان حسینبن علی (ع) (از مدینه تا کربلا)، قم ۱۳۷۸ش؛ نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ نعیمبن حمّاد، کتابالفتن، چاپ سهیل زکار، ]بیروت[ ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳؛ یعقوبی، تاریخ.

نظر شما
مولفان
سیدمحمد عمادی حائری ,
گروه
رده موضوعی
جلد 13
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده