دیر (یا صومعه)

معرف

یکی از مکانهای دینی مسیحیان که از سده‌های اولیه شمار بسیاری از آنها در سرزمینهای اسلامی به‌ویژه عراق، شام و مصر پراکنده شده بود
متن
دَیر (یا صومعه)، یکی از مکانهای دینی مسیحیان که از سده‌های اولیه شمار بسیاری از آنها در سرزمینهای اسلامی به‌ویژه عراق، شام و مصر پراکنده شده بود. ساخت و گسترش دیرها ریشه در رهبانیت* مسیحی دارد که در مصر از سده چهارم میلادی آغاز و سپس در سرتاسر مناطق سواحل مدیترانه و فراسوی آن گسترده شد.بنابر عام‌ترین نظر، واژه «دیر» ریشه‌ای آرامی/ سریانی دارد و از این زبان به عربی منتقل شده‌است. لغویون عرب اصل آن را از واژه «دار» دانسته‌اند، که به‌صورت دیرة، ادیار، دیران و دیارات جمع بسته می‌شود. به راهبان مرد ساکن دیر «دَیرانی» یا «دَیّار» و به راهبه‌های زن «دیریه» و «دیرانیه» گفته می‌شد (← شتیوی، ص‌9ـ10؛ لحدو اسحاق، ص‌46، 58ـ59). دیرها اغلب به نام یک قدیس (دیر مار یوحنا نزدیک تکریت، دیر سمعان در شام)، بنیان‌گذار (دیر عبدون در عراق) یا شهر یا روستایی که دیر در نزدیکی آن ساخته شده بود (دیرالرصافه در شام) نامیده می‌شدند. در منابع گاهی از واژه «عُمْر» (جمع آن: اعمار، واژه‌ای سریانی به معنای خانه و منزل) نیز برای اشاره به دیر استفاده شده‌است، مانند عُمْر زعفران، عُمْر أَحویشا و عُمْر مَر یونان (← شابشتی، ص‌191، 198، 258؛ حبیب زیّات، ص‌17ـ18؛ لحدو اسحاق، ص60ـ62). کامل‌ترین تصویر از دیرهای مسیحی در سرزمینهای اسلامی به‌ویژه عراق، مصر و شام در سده‌های میانه در کتابهای دیارات آمده‌است. نویسندگان مسلمان در این کتابها با رویکردی غیر جدلی پس از تعیین محل و ذکر مشخصات دیر، به اخبار و اشعاری که درباره آن ساخته شده بود، می‌پرداختند. ظاهرآ نخستین کتابی که در این باب تألیف شده کتاب الحیرة و تسمیة‌البِیَع والدیارات اثر هشام‌بن محمدبن سائب کلبی (متوفی 204 یا 206؛ ← کلبی*، خاندان) است (← ابن‌ندیم، ج‌1، جزء2، ص‌305) که اکنون دردست نیست. پس از آن الدیارات ابوالفرج‌اصفهانی است که اگرچه ازبین رفته‌است، نویسندگان بعدی همچون بکری، یاقوت حموی و ابن‌فضل‌اللّه عمری از آن بهره بسیار برده‌اند (شابشتی، مقدمه کورکیس عوّاد، ص‌37ـ38؛ جلیل عطیه قطعات باقیمانده در این منابع از الدیارات ابوالفرج‌اصفهانی را بازسازی و در 1991 در لندن به‌چاپ رسانده‌است). در سده چهارم هجری پنج‌کتاب دیگر در وصف دیرها به‌نگارش درآمد: کتاب الدِّیرَة از رفاء موصلی (متوفی 362)؛ الدیارات خالدیین اثر ابوبکر محمد و ابوعثمان سعید خالدی؛ الدیارات الکبیر از شمشاطی* (متوفی 388)؛ کتاب الدیرة از محمدبن حسن نحوی و از همه مهم‌تر الدیارات شابشتی (متوفی 388). پس از اینها تاریخ الکنائس و الادیرة منسوب به ابوصالح ارمنی (دوره زندگی: سده هفتم) نوشته شد (برای توضیحاتی در باب این کتابها و دیگر منابع ← شابشتی، همان مقدمه، ص‌38ـ48). اگرچه عمده این آثار امروز دردست نیست، گزارشهای نویسندگان بعدی همچون یاقوت حموی (متوفی 626) و ابن‌فضل‌اللّه عمری (متوفی 749) مبتنی‌بر این کتابهاست.چون زندگی رهبانی مبتنی‌بر گوشه‌نشینی و انزوای از دنیای خارج‌بود، دیرها غالبآ در مناطق دوردست کوهستانی یا بیابانی بنا می‌شد (← یاقوت حموی، ذیل واژه؛ نیز ← حبیب زیّات، ص‌15). برخی از دیرها در قلّه کوهها ساخته می‌شدند (مانند دیرهای اعلی و خنافس در عراق، ← لویس شیخو، قسم 1، ص‌83ـ84) که دسترسی بدانها را دشوار می‌ساخت؛ برخی دیگر در کنار رودخانه‌ها بنا می‌شدند، مانند دیر العَلْث در ساحل شرقی دجله (← شابشتی، ص‌96؛ برای نام و مکان شماری از دیرها ← لویس شیخو، همانجا). دیرهایی که در نقاط دورافتاده واقع شده بودند، اغلب ساختمانی ساده داشتند؛ اما دیرهایی که در نزدیکی شهرها و مناطق در دسترس بنا می‌شدند، معمولا شامل چند ساختمان بودند: کلیسا (به‌عربی: کنیسه یا بیعة)؛ حجره‌ها/ اتاقها (قِلّیَه، جمع آن: قلالی یا قلایات؛ کِرْح، جمع آن : اکراح)؛ و مغازه‌ها و کاروانسراها. دیرها معمولا مزارع و باغهایی (مانند تاکستان، نخلستان و باغ زیتون) داشتند که علاوه‌بر درآمدزایی، نیازهای ساکنان آنها را نیز تأمین می‌کرد. حجره‌های دیرها از اتاقهای عبادت خصوصی راهبان، غذاخوری، حفظ امانات و هدایا، شراب‌سازی و کتابخانه تشکیل می‌شد (← شابشتی، ص‌149ـ265؛ نیز ← حبیب زیّات، ص‌19ـ21؛ نیز ← دیرالجاثلیق*). برای مثال بزرگ‌ترین دیر مصر، دیر اَنتانیوس که موقوفات و املاک بسیار داشت، باغی بود بسیار بزرگ با دیوارهای استوار دارای هزار نخل و تاکستانی بزرگ و درختان سیب و گلابی و انار و نیز سبزی‌کاری. آب آن از سه چشمه دائمی تأمین می‌شد و کوشکی بزرگ داشت مشرف بر باغ و حجراتی خاص‌راهبان؛ به‌علاوه در شهر اطفیح نیز املاک و باغاتی وقف آن بود (← ابوصالح ارمنی، ص‌69؛ نیز ← متز ، ج‌1، ص‌56). پیرامون دیر اَحَویشا در دیاربکر نیز باغ و تاکستان بود و شراب آن شهرت داشت و به شهرهای اطراف برده می‌شد (یاقوت حموی، ذیل «دیر أَحویشا»). نمونه شگفت‌انگیز دیگر دیر متَّی در شرق موصل بود که بر کوهی بلند به نام «جبل متّی» قرار داشت. بنابر وصف یاقوت حموی (ذیل «دیر متی»)، ساختمانش زیبا و بیشتر اتاقهایش در سنگ کوه کنده شده بود و حدود صد راهب در آنجا زندگی می‌کردند که با هم در اتاقی زمستانی یا تابستانی خوراک می‌خوردند. در هر اتاق بیست میز غذاخوری از سنگِ کنده‌شده بود و پشت هر میز طاقچه‌ای دارای چند طبقه و دریچه قرار داشت که در هر طبقه وسایل غذاخوری آن میز به‌طوری نهاده می‌شد که وسایل غذاخوری هر میز با دیگری آمیخته نشود. رهبر دیر نیز کرسی و میزی زیبا، بر بالای مجلس داشت که به‌تنهایی بر آن می‌نشست و همه اینها با سنگ تراشیده و به زمین چسبیده بود. هر کس در حیاط این دیر می‌ایستاد، می‌توانست شهر موصل را با فاصله هفت فرسنگ ببیند (برای نمونه دیگر ← همان، ذیل «دیر کَردَشیر»).پس از فتوحات اسلامی، مقررات خاصی بر دیرها و راهبان ساکن در آنها وضع شد. بنابر موادی از پیمان‌نامه منسوب به عمر (الشروط العمریة)، علاوه‌بر ممنوعیت ساخت کلیسا، دیر، و صومعه در شهرها و پیرامون آنها، تعمیر بناهای ویران نیز منع شد (← طرطوشی، ص‌377ـ378؛ ابن‌تیمیّه، ص‌134ـ136؛ ابن‌قیّم جوزیه، قسم 2، ص‌657). البته خلفا و امرا همیشه پایبند این قوانین نبودند؛ برای نمونه در زمان عزیز فاطمی (حک : 365ـ386)، اَرسانیوس بَطریق مَلکانی پیرامون دیرالقُصَیر بارویی بزرگ برپا ساخت و آنجا را بازسازی و در آن ساختمانهای بسیاری بنا کرد (انطاکی، ص‌282؛ نیز ← سلام شافعی محمود، ص‌235). چند سال بعد این دیر و بسیاری دیگر از دیرهای مصر در پی سیاستهای ضد ذمی‌الحاکم فاطمی (حک : 386ـ411) دستخوش چپاول و ویرانی شد و موقوفه‌ها و املاک متعلق به آنها بین سربازان به‌عنوان اقطاع تقسیم شد (← انطاکی، ص‌279، 282ـ283، 297ـ299؛ مَقریزی، 1390، ج‌2، ص‌44، 48، 79، 81؛ همو، 1422ـ1425، ج‌4، قسم 2، ص‌1008). اما چندی بعد درپی تقاضای برخی رهبران مسیحی، خلیفه فرمانهایی مبنی‌بر بازسازی برخی کلیساها و دیرها و بازگرداندن موقوفه‌های آنها صادر کرد (برای متن این فرمانها ← انطاکی، ص‌354ـ357؛ برای نمونه‌های دیگر از نحوه برخورد خلفای فاطمی با دیرها ← سلام شافعی محمود، ص‌234ـ242).مقررات مالیاتی ساکنان دیرها/ راهبان نیز در دوره‌هایی مناقشه‌برانگیز می‌شد. طبق مقررات، راهبان از پرداخت جزیه معاف بودند. بنابراین، بهترین راه برای گریز از پرداخت مالیات این بود که شخص‌به دیری وارد شود و در سلک و جرگه راهبان درآید. در اواخر دوره اموی در مصر، هزاران تن از مردم روستاهای خویش را رها می‌کردند و به دیرها وارد می‌شدند تا از پرداخت مالیات رهایی یابند. این پدیده به وضع مقرراتی منجر شد که نه تنها ورود افراد جدید را در صف راهبان ممنوع می‌ساخت، بلکه برخلاف مقررات راهبان را نیز مشمول پرداخت جزیه می‌کرد (← مقریزی، 1422ـ1425، ج‌4، قسم 2، ص‌999؛ نیز ← دنت ، ص‌122).دیرهای مسیحی در زندگی اجتماعی ــفرهنگی جامعه اسلامی ــ عربی سهم درخور توجهی داشتند (← طُرَیحی، ص‌52؛ لحدو اسحاق، ص‌63). کتابخانه یکی از قسمتهای دیرهای بزرگ بود که در آن کتابهای مذهبی، فلسفی، ادبی، شعر، زندگی‌نامه شهیدان مسیحیت و قدیسان و کتابهایی درباره چگونگی سیروسلوک نگهداری می‌شد (شابشتی، همان مقدمه، ص‌49ـ50). بنابر گزارش یاقوت حموی (ذیل «دیر اعلی»)، در دیر اعلی نسخه‌های انجیل و کتب عبادی دیگر موجود بوده‌است. دیرها در اشاعه آثار علمی یونانی و ترجمه آنها به سریانی و سپس عربی تأثیرگذار بودند. همین مسئله، کارکرد آموزشی دیر را به‌خوبی نشان می‌دهد. افزون‌براین، برخی دیرهای عراق و جوامع پیوسته به آنها، منبع مهمی برای تأمین کارکنان دیوانی عباسیان بودند؛ آنان در دیوانهای دستگاه خلافت به‌کار گرفته می‌شدند و می‌توانستند مدارج‌ترقی را، به‌ویژه درصورت گرویدن به اسلام، طی کنند (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه).یکی از کارکردهای اجتماعی دیرها برگزاری جشنهای گوناگون بود. برای نمونه در روز عید پاک مسلمانان و مسیحیان در دیر سمالو واقع در شماسیه در شرق بغداد در کنار نهر مهدی گرد می‌آمدند و اهل عیش و طرب نیز آنجا حضور می‌یافتند (← شابشتی، ص‌14؛ نیز ← متز، ج‌2، ص‌461). در دیرالثعالب نیز جشن مخصوصی در آخرین شنبه ایلول/ سپتامبر برپا می‌شد؛ این دیر در سمت غربی بغداد در باب‌الحدید قرار داشت که آبادترین نقطه شهر بود و نخلستان و باغ و بوستان داشت و مسیحیان و مسلمانان در آن جشن شرکت می‌کردند. در سومین روز تشرین اول/ اکتبر، عید قدیسه اشمونی بود که در دیری به همین نام در سمت غرب دجله جشن گرفته می‌شد و یکی از جشنهای مهم بغداد بود و جمعیت بسیاری در آن گرد می‌آمدند (شابشتی، ص‌24؛ نیز ← متز، همانجا). دیرها از لحاظ تولید و فروش شراب نیز مورد توجه جامعه عرب و مسلمان بودند. در آنجا می‌شد شراب خوب خرید و در باغ دیر یا جاهای مخصوص‌دور از چشم محتسبان مجالس میگساری به پا کرد. در این مجلسها شاعران اشعار خویش را می‌خواندند. گاهی نیز وصف مجلس و خوراک و پوشاک و گفت‌وشنودهایشان در اشعارشان آمده‌است و اطلاعات ارزشمندی در حوزه پژوهشهای تاریخ اجتماعی به‌دست می‌دهد (← طریحی، ص‌70ـ72).از دیگر کارکردها و وظایف دیرها پذیرایی و اسکان مسافران بود. بسیاری از دیرها مهمان‌خانه نیز داشتند (برای نمونه ← شابشتی، ص‌:79 «دیر باشَهرا»، ص‌:171 «دیر مَرْیُحَنّا»؛ یاقوت حموی، ذیل «دیر اَسْکون»، «دیر باعَرْبا»، و «دیر مریحنا») و مسافرانی که از شهرهای دور می‌آمدند در این مهمان‌خانه‌ها مسکن می‌گزیدند. از بازدیدکنندگان گذری و شکارچیان نیز به‌همان اندازه استقبال می‌شد (شتیوی، ص‌37). وصفهایی مکرر از غذای پاک و خوشمزه دیرها در منابع ذکر شده‌است. مثلا روزی که هارون‌الرشید به قصد صید از شهر خارج‌شده‌بود و به دیر القائم وارد شد با غذاهای تمیز و خوشمزه دیر از وی پذیرایی کردند (ابوالفرج‌اصفهانی، ج‌5، ص‌418)؛ یا هنگامی‌که خلیفه معتز درحین شکار احساس تشنگی کرد، یکی از همراهان پیشنهاد داد به دیدار راهبی از دوستانش در دیر مرماری بروند؛ زمانی که آنها وارد دیر شدند راهب با آب خنک و غذا از آنان پذیرایی کرد (شابشتی، ص‌164). اهتمام دیرها به پذیرایی از مهمانها در سده‌های بعد نیز ادامه داشت. به‌گزارش ابن‌بطوطه (ج‌1، ص‌98)، مسیحیان از هر مسلمانی که به دیر بزرگ فاروص‌در لاذقیه وارد می‌شد، پذیرایی می‌کردند. خوراک آنان نان و پنیر و زیتون و سرکه و جز آنها بود. یکی دیگر از خدمات سنّتی دیرها مراقبت از بیماران بود. دیر الکلب در نزدیکی موصل در بهبود افرادی که سگهای هار به آنها حمله کرده بودند تخصص‌داشت. در صومعه اباهور در مصر، افراد مبتلا به سلِ غدد لنفاوی گردن (خنازیر) درمان می‌شدند (شابشتی، ص‌301، 311). دیرها در دوره پیش از اسلام همچنین مسئولیت نگهداری از بیماران روانی را برعهده می‌گرفتند، خدمتی که پس از اسلام نیز تداوم داشت (کیلپتریک ، ص‌24).سده پنجم سرآغاز دشواریهای دیرهای مسیحی بود. حملات مداوم سلجوقیان و مغولان به شرق اسلامی و تیرگی مناسبات مسیحیان و مسلمانان در جنگهای صلیبی، نابودی بسیاری از دیرها در جزیره، عراق و شام را درپی داشت. در عراق دیرهای نزدیک بغداد و سامرا ازبین رفتند، درحالی‌که بسیاری از دیرها در مصر متروکه و در زیر شن و ماسه مدفون شدند (برخی از آنها در کاوشهای اخیر کشف شده‌است). پس از حمله مغول، زندگی رهبانی مسیحی به چند گروه محدود شد: در جزیره/ بین‌النهرین علیا، منطقه موصل (دیر طور عابدین)، در صحرای سینا و مصر (در وادی نطرون و در نزدیکی دریای سرخ) و چند دیر پراکنده در فلسطین و سوریه (د.اسلام، همانجا).منابع : ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت 1407/1987؛ ابن‌تیمیّه، مسألة فی الکنائس، چاپ علی‌بن عبدالعزیز شبل، ریاض 1416/1995؛ ابن‌قیّم جوزیه، احکام اهل الذمة، چاپ صبحی صالح، بیروت 1983؛ ابن‌ندیم؛ ابوالفرج‌اصفهانی؛ ابوصالح ارمنی، تاریخ الشیخ ابی‌صلح الارمنی: تذکر فیه اخبار من نواحی مصر و اقطاعها، آکسفورد 1894، ]همراه با ترجمه انگلیسی از[ بزیل تامس آلفرد اویتس، نیوجرسی 2001؛ یحیی‌بن سعید انطاکی، تاریخ الانطاکی، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس 1990؛ حبیب زیّات، الدیارات النصرانیة فی الاسلام، بیروت 1999؛ دانیل کلمنت دنت، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، ترجمه محمدعلی موحد، تهران 1358ش؛ سلام شافعی محمود، اهل الذمة فی مصر فی العصر الفاطمی الاول، ]قاهره[ 1995؛ علی‌بن محمد شابشتی، الدیارات، چاپ کورکیس عوّاد، بیروت 1406/1986؛ صالح شتیوی، شعر الدیارات فی القرنین الثالث و الرابع الهجریین فی العراق و الشام و مصر، بیروت 2004؛ محمدبن ولید طرطوشی، سراج‌الملوک، چاپ نعمان صالح صالح، ریاض 1426/2005؛ محمدسعید طُرَیحی، الدیارات و الامکنة النصرانیة فی الکوفة و ضواحیها، بیروت 1401/1981؛ لحدو اسحاق، دیارات سریانیة من بازبدی، حلب 2004؛ لویس شیخو، النصرانیة و آدابها بین عرب الجاهلیة، بیروت 1989؛ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، یا، رنسانس اسلامی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران 1364ش؛ احمدبن علی مَقریزی، اتّعاظ الحنفا، ج‌2، چاپ محمد حلمی محمد احمد، قاهره 1390/1971؛ همو، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، چاپ ایمن فؤاد سید، لندن 1422ـ1425/ 2002ـ2004؛ یاقوت حموی؛EI2, s.v. "Dayr" (by D. Sourdel); Hilary Kilpatrick, through Muslim eyes: the diya(ra(t books", in "Monasteries Christians at the heart of Islamic rule: church life and scholarship in `Abbasid Iraq, ed. David Thomas, Leiden: Brill, 2003.
نظر شما
مولفان
گروه
رده موضوعی
جلد 18
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده