تفتازانی سعدالدین مسعودبن عمربن عبدالله هروی خراسانی

معرف

فقیه‌، متکلم‌، منطق‌دان‌ و ادیب‌ قرن‌ هشتم‌

متن

تفتازانی ، سعدالدین مسعودبن عمربن عبداللّه هروی خراسانی ، فقیه، متکلم، منطقدان و ادیب قرن هشتم. «نام او در بیشتر تراجم» مسعودبن عمربن عبداللّه تفتازانی آمده است ( رجوع کنید به سیوطی، ج۲،ص۲۸۵؛ ابنعماد، ج۶، ص۳۱۹؛ طاشکوپریزاده، ج ۱، ص ۱۸۵) اما ابنحجر (ج ۴، ص ۳۵۰) نام او را محمود نوشته است. اهمیت وی در گسترش و اعتلای معارف و فرهنگ اسلامی در دورة پس از ویرانگریهای مغول بهاندازهای است که مورخان، وی را حد فاصلِ متقدمان و متأخران دانستهاند (مدرس تبریزی، ج۱، ص۳۳۹). عمدهترین فعالیت وی در حفظ و گسترش علوم، نگارش درسنامههای گوناگون بود که اهل علم همواره به آنها توجه داشتهاند.در بارة تاریخ تولد و درگذشت وی و مذهب فقهی و مشرب کلامیاش اختلافنظر وجود دارد؛ تاریخ تولد او را طاشکوپریزاده (ج ۱، ص ۱۸۶) به نقل از یکی از شاگردان تفتازانی، سال ۷۲۲ گفته است و خوانساری (ج ۴، ص ۳۶)، شوکانی (ج ۲، ص ۳۰۳) نیز همین را آوردهاند؛ اما ابنحجر (ج ۴، ص ۳۵۰) به نقل از ابنجزری ولادت او را در سال ۷۱۲ دانسته است و سیوطی (ج ۲، ص ۲۸۵) و ابنعماد (ج ۶، ص ۳۱۹) نیز از او پیروی کردهاند. وی در تفتازان (دهی در نسا، واقع در شمال خراسان نزدیک سرخس) بهدنیا آمد و در سرخس، سمرقند، هرات، خوارزم و دیگر نواحی ایران به تحصیل و پژوهش و تدریس و تألیف پرداخت.تراجمنویسان اشخاص مختلفی را به عنوان استاد تفتازانی نام بردهاند که از آن جملهاند قطبالدین رازی تحتانی بویهی (متوفی ۷۶۷)، قاضی عضدالدین ایجی (متوفی ۷۵۶)، ضیاءالدینبن عثمان قزوینی (متوفی ۷۸۰) فقیه شافعی، و نسیمالدین محمد نیشابوری کازرونی (متوفی ۸۰۱). از میان اینها قاضی عضدالدین ایجی و قطبالدین رازی تحتانی شهرت دارند. ابنحجر (ج ۲، ص ۳۲۳) قاضی را به عنوان استاد تفتازانی نام برده و دیگران نیز از او پیروی کردهاند ( رجوع کنید به سیوطی، ج ۲، ص ۲۸۵؛ خوانساری، ج ۴، ص ۳۴ـ۳۵). اما چه بسا این اطلاع نادرست باشد، چرا که قاضی در ایج (ایگ) در نواحی شیراز متولد شده و بیشتر عمر را در سلطانیه (نزدیک زنجان) گذرانده است، از سوی دیگر نشانهای دالّ بر خروج تفتازانی از خراسان وجود ندارد. احتمالاً سخنی که تفتازانی در تجلیل از قاضی عضدالدین گفته ( رجوع کنید به ابنعماد، ج ۶، ص ۱۷۵) ــ و چه بسا صرفاً ناظر به آثار او باشد ــ سبب شده که تفتازانی را شاگرد وی به شمار آورند. سیوطی (ج ۲، ص ۲۸۵) قطبالدین رازی را نیز در شمار استادان تفتازانی ذکر کرده است. اما از چگونگی تلمذتفتازانی نزد وی اطلاعی در دست نیست. به طور کلی میتوان گفت از کیفیت و مراحل تحصیل تفتازانی و مدت آن، گزارش مستندی در اختیار نیست. تفتازانی به میرسیدشریف جرجانی (متوفی ۸۱۶)، که ۲۸ سال از خودش جوانتر و بنا بر گزارشی شاگردش بود، توجهی ویژه داشت ( رجوع کنید به رشر ، ص۲۲۲). اما دوستی آنان، بر اثر مناظرهای علمی که تیمور میان آن دو برپا داشت و به برتری جرجانی انجامید، به خصومت تبدیل شد و جرجانی به رد و نفی آثار تفتازانی پرداخت ( د. اسلام ، همانجا؛ کوربن، ج ۲، ص ۴۳). ابنعماد (ج ۶، ص ۳۲۱) سبب درگذشت تفتازانی را صدمات ناشی از همین امر دانسته است.در تاریخ درگذشت تفتازانی اختلاف است. سیوطی (ج ۲، ص ۲۸۵) و به پیروی از او ابنعماد (ج ۶، ص ۳۱۹) سال ۷۹۱، و خوانساری (ج ۴، ص ۳۶، به نقل از شیخ بهائی) محرّم ۷۹۲ را زمان وفات او دانستهاند. در نوشتهای هم که بر صندوق گور او دیده شده، تاریخ فوت ۲۲ محرّم ۷۹۲ آمده بوده است ( رجوع کنید به طاشکوپریزاده، ج۱، ص۱۸۷). از اجازهای هم که تفتازانی برای شاگردش، جلالالدین یوسف اوبهی، نوشته، میتوان دریافت که تاریخ درگذشت او اواخر محرّم ۷۹۲ بوده است (طاشکوپریزاده، ج ۱، ص ۱۶۹). او در سمرقند درگذشت و در سرخس دفن شد.معروف است که وی در کلام، مشرب اشعری و در فقه، مذهب شافعی داشته است (خوانساری، ج ۸ ، ص ۱۳۳؛ قمی، همانجا؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه). عدهای او را حنفی دانستهاند (مدرس تبریزی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ لکنوی، ص۱۲۸ـ۱۳۰). برخی به گرایشهای کلامی وی به مشرب ماتُریدی اشاره کردهاند ( رجوع کنید به کوربن، ج ۲، ص ۴۲ـ۴۳؛ محقق، ص۱۸). ولفسون (ص ۳۰۷ـ۳۱۲) گرایش وی را به دیدگاه کِلابیه * در برخی مسائل کلامی نشان داده است.ظاهراً تفتازانی شاگردان چندان برجستهای نداشته است. از جمله شاگردان او، حسامالدینحسنبن علی ابیوردی مؤلف ربیعالجنان فی المعانی و البیان و برهانالدین حیدر شیرازی را میتوان نام برد ( د. اسلام ، چاپ اول، همانجا).به گزارش ملافتحاللّه شروانی ــ شاگرد و شارح کتاب ارشادالهادی فیالنحو تفتازانی ــ که قبر تفتازانی را در سرخس دیده است، بر صندوق مقبرة او نوشتهای بوده که به طور فشرده، تاریخ تألیفات و سفرهای وی را نوشته بوده است (طاش کوپریزاده، ج ۱، ص ۱۸۶ـ۱۸۷). بر پایة گزارش وی، تفتازانی در شانزده سالگی، در ۷۳۸، اولین تألیفش را که شرح تصریف زنجانی بود، به انجام رساند. از آن پس وی آثار متنوعی در صرف و نحو، بیان و بدیع، لغت، فقه و اصول، منطق، کلام،حدیث و تفسیر نوشت. آثار او بر سه قسم است: درسنامه، مانند تهذیب المنطق و الکلام * ؛ شرح درسنامههای رایج، مانند شرح عقاید نسفی ؛ و تعلیقه بر دیگر آثار و شرح آنها، مانند حاشیه بر کشّاف .معاصران تفتازانی و متأخران از بیشتر آثار وی استقبال کردهاند. آثار او در مراکز آموزشی به عنوان درسنامه در سطوح گوناگون پذیرفته شد. شهرت آثار وی بسرعت از مرزهای ایران گذشت و سراسر جهان اسلام را فراگرفت ( رجوع کنید به ابنخلدون، ج ۱، مقدمه ، ص ۶۳۳). توفیق تفتازانی مرهون فصاحت و بلاغت و چیرهدستی او در بیان آموزشی مطالب است. وی در اغلب آثار خود به مکان و زمان نگارش آنها اشاره کرده، ازینرو ترتیب تاریخی آثار وی مشخص است (ابنعماد، ج ۶، ص ۳۲۰).از آثار اوست: در علم صرف: شرح تصریف اثر ابوالمعالی عبدالوهاب زنجانی (متوفی ۶۵۵). تصریف زنجانی، که به العِزّی شهرت دارد، از درسنامههای رایج در آن روزگار و قرنهای سپسین بوده است. شرح تفتازانی بر تصریف چاپهای متعددی دارد و بر آن حواشی و شرحهای گوناگونی نوشتهاند که مهمترین آنها مفتاحالسعاده نوشتة احمدبن شاهگول و شرح ددهخلیفه است.در علم نحو: الارشاد یا ارشادالهادی . تفتازانی این کتاب را برای فرزندش، در ۷۷۴ یا ۷۷۸ در خوارزم نوشت. محمدبن علی جرجانی و شمسالدین محمدبن محمد بخاری بر آن شرحهایی نوشتهاند.در فنون بلاغی : ۱) الشرحالمطوَّل معروف به مُطَوَّل * که آن را به سال ۷۴۸ در شرح تلخیص المفتاح * نوشت. مطوّل کتاب درسی در سه علم معانی و بیان و بدیع است. عدهای بر این اثر شرح نوشتهاند، از جمله: میرسیدشریف جرجانی، عبدالحکیم سیالکوتی، محمدعبدالرحمان، حسنبن محمدشاه فناری، ابوالقاسمبن ابوبکر سمرقندی و محمدرضا گلپایگانی. ۲) الشرح المختصر معروف به مختصر المعانی که شرح کوتاهتر تلخیصالمفتاح است و در ۷۵۶ تألیف شده است. شروح متعددی بر این اثر نوشته شده و غالباً انتشار یافته است، از جمله: شرح بنانی، شرح دَسوقی و شرح ختایی (یا خطایی). ۳) شرح قسم سوم مفتاحالعلوم که تفتازانی آن را در شوال ۷۸۷ در سمرقند نگاشت.در منطق: ۱) شرح رسالة شمسیة کاتبی قزوینی (متوفی ۶۷۵). رسالة شمسیه یکی از درسنامههای منطقی بسیار مهم است. قطب رازی، استاد تفتازانی، بر آن شرح نوشته و تفتازانی در شرح خود تحتتأثیر شرح وی بوده است. در بارة تاریخ نگارش این شرح تردید هست؛ در منابع، تاریخهای ۷۵۲ و ۷۵۷ و ۷۶۲ آمده است. این شرح در هند به سعدیه معروف است. وجود نسخههای فراوانِ این اثر، اهمیت آن را در حوزههای علمیه نشان میدهد. ۲) بخش تهذیب المنطق از کتاب تهذیب المنطق و الکلام که درسنامة مختصری در منطق است. ۳) حواشی بر شرح قطب رازی بر رسالة شمسیه قزوینی. ۴) شرح ایساغوجی ابهری (متوفی ۶۶۴).در کلام: ۱) شرح العقائد النسفیة . این کتاب اولین اثر تفتازانی در علم کلام است و تألیف آن در ۷۶۸ پایان یافته است. این اثر، در برخی محافل اهلسنّت به عنوان کتاب درسی مقدماتی در آموزش کلام پذیرفته شده و شروح و حواشی فراوانی بر آن نوشته شده است. یکی از معروفترین شروح آن، شرح خیالی است که قرهخلیل (قاهره ۱۲۹۷) و سیالکوتی (دهلی ۱۳۲۷) بر آن حاشیه نوشتهاند. ۲) مقاصد الطالبین فی علم اصولالدین که به سبک المواقف عضدالدین ایجی تنظیم شده است. تفتازانی، خود بر این کتاب شرح نوشته که به شرحالمقاصد شهرت دارد. ۳) رسالة الرد علی زندقة ابنعربی فی مؤلَّفِه فصوصالحکم ، در نقد و رد فصوصالحکم ابنعربی که با رویکرد کلامی نوشته شده است ( د. اسلام ، چاپ اول، همانجا؛ حاجیخلیفه، جاهای متعدد).در علم اصول : ۱) التلویح الی کشف حقائق التنقیح ، که شرحی است بر تنقیح الاصول عبیداللّهبن مسعود محبوبی معروف به صدرالشریعة الصغیر (متوفی ۷۴۷). حسن چلبی، ملا (منلا) خسرو و زکریا انصاری بر آن حاشیه نوشتهاند. ۲) شرح بر شرح ایجی بر المختصر فیالاصول ابنحاجب (متوفی ۶۴۶)، در علم اصول.در فقه: ۱) المفتاح یا مفتاحالفقه در فقه شافعی که در ۷۷۲ به پایان رسیده است. ۲) اختصار شرح تلخیص الجامع الکبیر ، که تلخیصی است از شرح مسعودبن محمد غُجدَوانی بر مختصر محمدبن عباد خلاطی از الجامعالکبیر شیبانی. این کتاب از آثار ناتمام تفتازانی است. ۳) شرح فرائض سجاوندی .دیگر آثار او عبارتاند از: ۱) النعم السوابغ فی شرح الکلم النوابغ که شرح بر الکلم النوابغ زمخشری است. ۲) ترجمة بوستان سعدی به نثر ترکی. ۳) حاشیه بر کشاف زمخشری. کشاف از تفسیرهای معروف معتزلی است. این حاشیه، در واقع، تلخیص حاشیة مفصّل شرفالدین حسنبن محمد طیبی (متوفی ۷۴۳) به نام فتوحالغیب فی الکشف عن قناع الریب است. حاشیة تفتازانی از آغاز قرآن تا اوایل سورة یونس و از آغاز سورة ص تا سورة فتح را در بر دارد. بیستوچهار نسخة خطی از آن در کتابخانههای ایران شناسایی شده است که نشاندهندة اهمیت آن است (همانجاها؛ نیز رجوع کنید به حجتی، ص۵۴۸ ـ۵۵۱).آثار متعددی به تفتازانی نسبت داده شده است، از جمله: اربعین و شرح الاربعین النَّوَویة ، هر دو در علم حدیث؛ شرح نهجالبلاغة ؛ رسالة الاءکراه ؛ رسالة کوتاه ضابطة انتاج الاشکال ، در منطق؛ رسالة فتاوی حنفی ، در فقه؛ کشف الاسرار و عدةالابرار ، که تفسیر قرآن کریم به فارسی است (حاجیخلیفه، ج ۱، ستون ۸۴۷، ج۲، ستون ۱۴۸۷؛ مدرس تبریزی، ج ۱، ص ۳۳۸). از تفتازانی اشعاری نیز باقی مانده است ( رجوع کنید به مدرس تبریزی، ج ۱، ص ۳۳۹ـ۳۴۰).دانشمندان در بیان جایگاه تفتازانی در تاریخ علوم، اختلاف نظر دارند. غالباً ــ با توجه به اینکه آثار وی به درسنامهها یا شرح و حاشیهنویسی منحصر است ــ وی را معلمی توانا، اما فاقد دیدگاهی خاص در مسائل موردبحث، میدانند و آثار او را محصول زمانهای میدانند که عاری از اصالت و نوآوری فکری است (برای نمونه رجوع کنید به وات، ص۱۶۴). مثلاً تهذیب وی را در مقایسه با شمسیة کاتبی عاری از پیشرفت میدانند. اما به نظر میرسد که تفتازانی با تألیف درسنامههای بلیغ و فصیح، آموزش علوم اسلامی را گسترش داد و در برخی از مسائل، همچون معمای جذر اصم * یا پارادوکس دروغگو ( رجوع کنید به تفتازانی، ج۴، ص۲۸۶ـ۲۸۷)، عقاید جدیدی ابراز کرد. شرحالمقاصد که دیدگاه تفتازانی در حل شبهة جذر اصم در آن آمده، الجذرالاصم فی شرح مقاصد الطالبین نامیده شده است (دهخدا، ذیل مادّه).

منابع: ابنخلدون؛ ابنعماد؛ مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد ، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش؛ حاجیخلیفه؛ محمدباقر حجتی، فهرست موضوعی نسخههای خطی عربی کتابخانههای جمهوری اسلامی ایران و تاریخ علوم و تراجم دانشمندان اسلامی ، ج ۱ : علوم قرآنی ، بخش ۲، تفسیر، تهران ۱۳۷۵ ش؛ خوانساری؛ دهخدا؛ زرکلی؛ ذبیحاللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ۳، بخش ۱، تهران ۱۳۶۳ ش؛ عباس قمی، کتاب الکنی و الالقاب ، صیدا ۱۳۵۷ـ ۱۳۵۸، چاپ افست قم ] بیتا. [ ؛ کحّاله؛ هانری کوربن، تاریخ فلسفة اسلامی ، ترجمة جواد طباطبائی، تهران ۱۳۷۰ ش؛ عبدالحیبن عبدالحلیم لکنوی، الفوائد البهیّة فی تراجم الحنفیّة ، کراچی ۱۳۹۳؛ مهدی محقق، بیست گفتار در مباحث علمی و فلسفی و کلامی و فرق اسلامی : «سهم ایرانیان در تحول کلام اسلامی»، تهران ۱۳۵۵ ش؛ مدرس تبریزی؛ ویلیام مونتگمری وات، فلسفهوکلاماسلامی ، ترجمةابوالفضل عزتی، تهران۱۳۷۰ش؛ هری اوسترین ولفسون، فلسفة علم کلام ، ترجمة احمد آرام، تهران ۱۳۶۸ ش؛EI ۱ , s.v. " A l-Tafta ¦ za ¦ n ¦ â " (by C. A. Story); EI ۲ , s.v. " A l- Tafta ¦ za ¦ n ¦ â " (by W. Madelung); Nicholas Rescher, The development of Arabic logic , London ۱۹۶۴.

نظر شما
مولفان
احد فرامرز قراملکی و یحیی رهایی ,
گروه
ادبیات و زبان ها , کلام و فرق ,
رده موضوعی
جلد 7
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده