جستجوی مدخل
عنوان فارسی عنوان فارسی
عنوان عربی عنوان عربی
عنوان انگلیسی عنوان انگلیسی
مدخل ها

تعدادمدخل یافت شد

جار(1)

در لغت به معنای"همسایه" که مطالب و توصیه هایی در قرآن و حدیث و اخلاق درباره حقوق آن آمده است.

جار(2)

شهر بندری قدیمی در ساحل شرقی دریای سرخ در عربستان سعودی که ویرانه های آن باقی مانده است.

جارالله زمخشری --> زمخشری، محمود بن عمر

جاربردی، احمد بن حسن

عالم و فقیه شافعی (قرن8)

جارچی

صاحب منصبی دیوانی و درباری در دوره صفویه و قاجار که مأمور رساندن اخبار به گوش همگان بود.

جارسیف --> گرسیف

جارود بن مُعلّی، بشر بن عَمرو

صحابی و بزرگ قبیله عبدالقیس که در سال نهم یا دهم در مدینه به حضور پیامبر اکرم رسید و اسلام آورد (قرن1).

جارودیّه

یکی از شاخه های زیدیه که به نام برجسته ترین فرن آن، ابوالجارود زیاد بن منذر، مشهور است (قرن 2و3)

جاریة بن قدامه

صحابی پیامبر (ص) و از یاران امام علی و امام حسن (ع) (قرن1)

جازان

منطقه اداری و شهری بندری در عربستان سعودی

جازموریان --> جزموریان

جازمیه

فرقه ای از خوارج و احتمالاً شاخه ای از عجارده

جاسک

شهرستانی در استان هرمزگان

جاسوس

مأمور کسب اطلاعات و اخبار سرّی ��ر زمینه های مختلف و ابلاغ آن به خلیفه، سلطان یا هر کسی که به وی مأموریت داده است.

جاسوس/ جاسوسی (درفقه) --> تجسّس