پوریای‌ ولی‌
معرف

‌ پهلوان‌ محمود خوارزمی متخلص‌ به‌ قتالی، پهلوان‌ و عارف‌ و شاعر قرن‌ هفتم‌ و هشتم‌

متن


پوريای ولی، لقب‌ پهلوان‌ محمود خوارزمی متخلص‌ به‌ قتالی، پهلوان‌ و عارف‌ و شاعر قرن‌ هفتم‌ و هشتم‌. وی در ورزش‌ باستانی و زورخانه‌ای ايران‌ از جايگاه‌ مهمی برخوردار است‌ (هدايت‌، ص‌۱۲۵؛ مدرس‌ تبريزي‌، ج‌ ۱، ص‌۳۱۱؛ نفيسي‌، ج‌۲، ص‌۷۷۰). در ضبط‌ لقبش‌ اختلاف‌ وجود دارد. برخي‌ آن‌ را پوربای ولی ضبط‌ كرده‌اند و ازينرو احتمال‌ مي‌رود «بای» كه‌ در تركي‌ به‌ معنای بزرگ‌ است‌، لقب‌ او و «ولی» نام‌ پدرش‌ يا اشاره‌ به‌ مقام‌ پيشوايی و قطبيت‌ خود او باشد. احتمال‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ «ولی» نام‌ و «بای» (بيك‌) لقب‌ پدر پهلوان‌ محمود باشد و به‌ همين‌ سبب‌ او را پورِ بای ولی خوانده‌ باشند (نفيسی، همانجا؛ پرتوبيضايی، ص‌۱۱۲؛ اعتمادالسلطنه‌، ج‌۲، ص‌۶۲۰). لقب‌ وی را «بوكيار» و «پكيار» نيز ضبط‌ كرده‌اند كه‌ معنايی برای آن‌ ذكر نشده‌ است‌ (جامی، ص‌ ۵۰۴، تعليقات‌ عابدی، ص‌۸۸۲ ـ ۸۸۳؛ پرتوبيضايی، ص‌۱۱۴). مؤلف‌ مجالس‌ العشاق‌ ، كه‌ نزديكترين‌ تذكره‌ به‌ زمان‌ اوست‌، لقبش‌ را «پريار» دانسته‌ است‌ كه‌ احتمالاً حرف‌ «ر» در پريار بر اثر كثرت‌ استعمال‌ حذف‌ شده‌ است‌. بعيد به‌ نظر نمی رسد كه‌ اين‌ نام‌ از مصطلحات‌ زمان‌ بوده‌ (پرتو بيضايی، ص‌ ۱۱۲) و شايد مركب‌ از «پری» و «يار» باشد، و به‌ كساني‌ اطلاق‌ می شده‌ است‌ كه‌ كاری خارق‌العاده‌ انجام‌ داده‌ باشند.



تاريخ‌ ولادت‌ و شرح‌ حال‌ او روشن‌ نيست‌. برخی او را اهل‌ اورگنج‌ از شهرهاي‌ خوارزم‌ («قتالی: پهلوان‌ محمودبن‌ پوريای ولی»، ص‌۷۶؛ خليل‌، ج‌ ۳، ص‌۴۸۹) يا از مردم‌ گنجه‌ (مدرس‌ تبريزی، همانجا؛ آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌۹، قسم‌ ۱، ص‌۱۵۹ـ۱۶۰)، يا بر اساس‌ طوماری قديمی متعلق‌ به‌ دوره صفوی، از اهالي‌ سلماس‌ و خوی ذكر كرده‌اند (پرتوبيضايی، ص‌۳۵۱). گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ در جوانی كشتی می گرفت‌ و به‌ كار پوستين‌دوزی و كلاه‌دوزی اشتغال‌ داشت‌. در همان‌ ايام‌ به‌ شهرهای مختلف‌ آسيای ميانه‌، ايران‌ و هندوستان‌ سفر كرد و در همه آن‌ شهرها به‌ پهلوانی نامبردار شد ( > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ، ج‌۲، ص‌۵۳۴؛ د.تاجيكی ، ج‌۵، ص‌۵۶۲). درباره تغيير احوال‌ و توجه‌ و التفات‌ پوريای ولی به‌ عرفان‌ روايتهای گوناگونی وجود دارد. به‌ روايتی، پهلوانی هندی برای كشتی گرفتن‌ با وی به‌ خوارزم‌ آمد (پرتوبيضايی، ص‌ ۱۱۳) و به‌ روايتی ديگر، يكي‌ از پادشاهان‌ هندوستان‌ او را برای كشتی با پهلوانی هندی دعوت‌ كرد (خليل‌، همانجا). پوريا مادر آن‌ پهلوان‌ را در حال‌ استغاثه‌ و زاری ديد كه‌ از خدا پيروزی فرزندش‌ را طلب‌ می كرد. پوريا برای شاد كردن‌ دل‌ او تصميم‌ گرفت‌ تا در آن‌ كشتی پشت‌ خود را به‌ دست‌ پهلوان‌ هندی به‌ زمين‌ رساند. گويند كه‌ در پايان‌ اين‌ كشتی حال‌ كشفی به‌ او دست‌ داد و لقب‌ «پريار» نيز در همين‌ ماجرا به‌ او داده‌ شد (خليل‌، همانجا؛ پرتوبيضايی، ص‌ ۱۱۳ـ۱۱۴). بر حسب‌ برخی منابع‌، وی دارای گرايشهای ملامتی بود و حتي‌ گاه‌ به‌ خرابات‌ می رفت‌ و با خراباتيان‌ سخنان‌ تايبانه‌ می گفت‌ (زرين‌كوب‌، ص‌ ۳۵۵؛ بدخشی، ص‌ ۷۳). جامي‌ نيز وي‌ را از معاشران‌ و ياران‌ محمد خلوتی (متوفی ۷۵۱) بر شمرده‌ است‌ (ص‌ ۵۰۴).وفات‌ وی را همه منابع‌ ۷۲۲ و در خيوَق‌ (خيوه‌) ذكر كرده‌اند. مزارش‌ در تركمنستان‌ بر جای است‌ (اعتمادالسلطنه‌؛ نفيسی، همانجاها) و مردم‌ آن‌ ناحيه‌ به‌ علت‌ اعتقاد به‌ شخصيت‌ معنوی وی پس‌ از مراسم‌ ازدواج‌ جهت‌ تبرك‌ به‌ آرامگاهش‌ مي‌روند.



افسانه‌های بسياری درباره او نقل‌ شده‌ است‌. در بوستان‌ خيال‌ * ، تأليف‌ ۱۱۵۵، به‌ كشف‌ قاره امريكا اشاره‌ شده‌ و آمده‌ است‌ كه‌ پوريای ولی در آنجا ورزشگاهی تأسيس‌ میكند و به‌ آموزش‌ فنون‌ كشتی به‌ جوانان‌ می پردازد و پادشاه‌ آن‌ ديار را در دشواريها ياري‌ می دهد (محجوب‌، ص‌۴۱۰ـ۴۱۱). در همه اين‌ افسانه‌ها و داستانهای عاميانه‌، درباره شجاعت‌، تسلط‌ او به‌ فنون‌ كشتی و توانايی  روحی و جسمی وی سخن‌ رفته‌ است‌. پوريای ولی در ميان‌ ورزشكاران‌ ايران‌ اسوه جوانمردی و از خودگذشتگی است‌ و در زورخانه‌ها هنگام‌ انجام‌ دادن‌ كارهاي‌ دشوار، مانند سنگ‌ گرفتن‌، نام‌ او را بر زبان‌ مي‌آورند. در ابتداي‌ هر كشتي‌ نيز اشعاري‌ خوانده‌ مي‌شود كه‌ منسوب‌ به‌ اوست‌. همچنين‌ بوسيدن‌ خاك‌ گود كشتي‌ اشاره‌ای به‌ قدم‌ بوسی پوريای ولی است‌ (بهمنش‌، ص‌۶۴؛ نفيسی، همانجا؛ قزوينی، ج‌۴، ص‌ ۸۹؛ پرتوبيضايی، ص‌۳۱، ۱۱۲).در يك‌ طومار قديمی دوازده‌ اصل‌، به‌ عنوان‌ اصلهاي‌ اساسي‌ پهلوانی و جوانمردی، آمده‌ كه‌ از آنها به‌ عنوان‌ اصول‌ پوريای ولی ياد شده‌ است‌. از جمله اين‌ اصول‌ احترام‌ به‌ پيش‌كسوت‌ (كهنه‌سوار)، دروغ‌ نگفتن‌، دشنام‌ ندادن‌، ترك‌ نماز نكردن‌ و محبت‌ به‌ مردم‌ است‌. در زمينه فنون‌ كشتي‌ نيز ۳۶۰ فن‌ را به‌ او نسبت‌ داده‌اند (پرتوبيضايی، ص‌۳۶۱ـ۳۶۲؛ عباسی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۲).اين‌ آثار را به‌ پوريای ولی نسبت‌ داده‌اند: مثنوی كنزالحقايق‌ در بحر هَزَج‌ كه‌ در فهرست‌ برخی كتابخانه‌ها به‌ اشتباه‌ آن‌ را از عطارِ نيشابوري‌ی يا شيخ‌ محمود شبستری دانسته‌اند (منزوی، ج‌ ۴، ص‌ ۳۰۵۹ـ۳۰۶۰). اين‌ كتاب‌ مشتمل‌ بر پنج‌ مقاله‌ و ۱۳۰۰ بيت‌ است‌ كه‌ در آخر كتاب‌ آن‌ را به‌ عطار نسبت‌ داده‌اند، اما به‌ نام‌ «محمود» در اشعار تصريح‌ شده‌ است‌ (ص‌۱۵۲). در ابتدای كتاب‌ پس‌ از حمد و درود بر پيامبر صلّی اللّه‌عليه‌و آله‌وسلّم‌، خلفای چهارگانه‌ مدح‌ شده‌اند. كتاب‌ دارای مطالبی عرفانی و اخلاقی درباره ايمان‌، شهادت‌، طهارت‌، نماز، روزه‌، زكات‌، حج‌، جهاد با نفس‌، عشق‌، مراد از مهدی موعود و صفات‌ آن‌ حضرت‌، ميزان‌ و قيامت‌ است‌ كه‌ در ضمن‌ حكاياتی آمده‌ است‌ (گوپاموی، ص‌ ۵۹۹). كنزالحقايق‌ در ۱۳۵۲ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌ (مشار، ج‌ ۴، ستون‌ ۴۱۴۸ـ ۴۱۴۹؛ منزوی، همانجا).مجموعه رباعيات‌ پوريای ولی كه‌ نسخه خطی آن‌ در مؤسسة‌ خاورشناسی فرهنگستان‌ علوم‌ ازبكستان‌ موجود است‌ ( > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ، همانجا)، در ۱۳۴۱ ش‌/ ۱۹۶۲ در تاشكند به‌چاپ‌ رسيده‌ است‌ ( د. تاجيكی ، همانجا). تعداد واقعی رباعيات‌ او روشن‌ نيست‌. وی در اين‌ رباعيات‌ مردم‌ را به‌ پاك‌ نهادی، عدل‌ و انصاف‌، وفاداری، شادی، طلب‌ دانش‌ و سربلندي‌ فرا می خواند و گاه‌ اوضاع‌ زمانه‌ و مردم‌ رياكار و جاهل‌ و اسير خرافات‌ را مذمت‌ می كند ( > دايرة‌المعارف‌ ادبيات‌ و هنر تاجيك‌ < ؛ د. تاجيكی ، همانجاها).



منابع‌: محمدمحسن‌ آقابزرگ‌ طهرانی، الذريعة‌ الي‌ تصانيف‌ الشيعة‌ ، چاپ‌ علی نقی منزوی و احمد منزوی در مناقب‌ ميرسيّدعلی همدانی ، چاپ‌ سيّده‌ اشرف‌ ظفر، اسلام‌آباد ۱۳۷۴ ش‌؛ عطاءالله‌ بهمنش‌، «پوريای ولی: مظهر جوانمردی و صفا»، كاوه‌ ، سال‌ ۱۲، ش‌ ۵ و ۶ (بهمن‌ ۱۳۵۳)؛ حسين‌ پرتو بيضايی، تاريخ‌ ورزش‌ باستانی ايران‌، زورخانه‌ ، [تهران‌] ۱۳۳۷ ش‌؛ پهلوان‌ محمود پوريای ولی، كنزالحقايق‌ ، چاپ‌ سنگي‌ تهران‌ ۱۳۵۲؛ عبدالرحمان‌بن‌ احمد جامی، نفحات‌ الانس‌ ، چاپ‌ محمود عابدی، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛ علی ابراهيم‌ خليل‌، تذكره صحف‌ ابراهيم‌ ، نسخه عكسی موجود در كتابخانه مركزی دانشگاه‌ تهران‌، ش‌ ۲۹۷۶؛ عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، جستجو در تصوف‌ ايران‌ ، تهران‌ ۱۳۵۷ ش‌؛ مهدی عباسی، تاريخ‌ كشتی ايران‌ ، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌؛ «قتالی: پهلوان‌ محمودبن‌ پوريای ولی قدس‌ سره‌»، ارمغان‌ ، سال‌ ۱۰، ش‌ ۱ (فروردين‌ ۱۳۰۸)؛ محمد قزوينی، يادداشتهای قزوينی ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ محمد قدرت‌الله‌ گوپاموی، كتاب‌ تذكره نتائج‌ الافكار ، بمبئي‌ ۱۳۳۶ ش‌؛ محمدجعفر محجوب‌، خاكستر هستی : «پوريای ولی: پيرپهلوانان‌، شاعر، عارف‌»، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ محمدعلی مدرس‌ تبريزی، ريحانة‌الادب‌ ، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌؛ خانبابا مشار، فهرست‌ كتابهای چاپی فارسی دهم‌ هجری ، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ رضاقلی بن‌ محمدهادی هدايت‌، تذكره رياض‌العارفين‌ ، چاپ‌ مهرعلی گركانی، تهران‌ [ ۱۳۴۴ ش‌ ] ؛Ensiklopediya ¦ yi adabiya ¦ t va san`ati Ta ¦ jik , vol. II, Dushanbe ۱۹۸۹; Ensiklopediya ¦ yi Sa ¦ vetii Ta ¦ jik , vol. V, Dushanbe ۱۹۸۴.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

پروانه‌ عروج‌نيا

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده

عکس ها