خمینی مصطفی

معرف

<p> فرزند ارشد امام خمینی*</p>
متن


خمینی، مصطفی، فرزند ارشد امام خمینی*. در آذر ۱۳۰۹ در قم متولد شد (ثقفی، ص ۲۹). تحصیلات دوره ابتدایی را در قم به پایان برد. از پانزده سالگی، تحصیل در حوزه علمیه قم را آغاز کرد. در مدتی کمتر از شش سال، دوره‌های مقدماتی و سطح را به پایان برد و در ۱۳۳۰ش، مشغول فراگیری دروس خارج شد (میری، ۱۳۷۶ش، ص ۳۵۶؛ «شهیدثانی از تبار امام خمینی»، ص ۱۷). او در دوره سطح نزد استادانی چون محمدجواد اصفهانی، محمد صدوقی و مرتضی حائری، فقه و اصول را فراگرفت و هم‌زمان به فراگیری فلسفه نزد سیدرضا صدر و شرح منظومه حکیم سبزواری نزد شیخ‌محمد فکور یزدی پرداخت. سپس‌به فراگیری اسفار نزد سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی پرداخت و پس از پایان دوره این درس، ضمن تدریس اسفار حاشیه‌ای نیز بر آن نوشت (باقی، ص ۱؛ دوانی، ج ۶، ص ۳۳۳). حاج‌آقاحسین طباطبایی بروجردی، سیدمحمد داماد و امام خمینی(ره)، استادان سیدمصطفی در مراحل درس خارج فقه و اصول بودند (میری، ۱۳۷۶ش، ص ۳۵۶ـ ۳۵۷). او در ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد رسید («آشنائی با مهاجر شهید سیدمصطفی خمینی»، ص۱۰۸).سیدمصطفی از ابتدای نهضت امام خمینی در ۱۳۴۲ش وارد فعالیتهای سیاسی شد (اشراقی، ص ۶۹). پس از دستگیری امام خمینی در پانزده خرداد، او برای آزادی امام و ادامه نهضت در غیاب وی تلاش زیادی کرد. در این مرحله، اعلامیه‌هایی تهیه و برای روحانیان می‌فرستاد و دستورها و پیامهای امام خمینی را، که در آن زمان در حبس بسر می‌برد، به آگاهی طرفداران وی می‌رسانید (تشیع، ص ۷۲ـ۷۸؛ برای نمونه‌ای از اقدامات سیدمصطفی رجوع کنید به مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی»، ش ۳۹۱، ص ۲، ۵، ۸).سیدمصطفی پس از دستگیری مجدد امام خمینی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، که پس از سخنرانی تند و صریح ایشان در اعتراض به تصویب لایحه کاپیتولاسیون* صورت گرفت، بازاریان قم را ترغیب کرد تا بازار را ببندند. به دنبال آن، مأموران شهربانی قم و ساواک وی را در منزل آیت‌اللّه شهاب‌الدین مرعشی نجفی* دستگیر و به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل کردند. پس از بازداشت سیدمصطفی، دادستانی ارتش در ۱۴ آبان ۱۳۴۳ به اتهام اقدام بر ضد امنیت ملی برای وی قرار بازداشت موقت صادر کرد (رجوع کنید به رجبی، ج ۱، ص ۳۳۱ـ ۳۳۸؛ فلاحی، ص ۹۵؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۱، ص ۱۶ـ۱۷). ساواک این حکم را در ۸ دی ۱۳۴۳، به شرط اقامت سیدمصطفی در ترکیه لغو کرد و او آزاد شد. با این حال، به سبب مخالفت با شرط مذکور، چند روز بعد مجددآ دستگیر و در ۱۴ دی ۱۳۴۳ به ترکیه تبعید گردید (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۱، ص ۳۲ـ۳۳).سیدمصطفی در ترکیه به شهر بورسه، محل تبعید امام خمینی، انتقال داده شد و در این هنگام، سلسله درسهایی را از محضر امام خمینی فراگرفت (روحانی، ۱۳۵۹ش، ص ۴۵). او در این مدت تلاش کرد با سپردن تعهداتی مبنی بر عدم مداخله‌در امور سیاسی، تماس نداشتن با مخالفان حکومت و انتقال محل زندگی خود و خانواده‌اش از قم به خمین، موافقت ساواک را برای بازگشت به ایران جلب کند، لیکن ساواک به دلیل ترس از پیامدهای احتمالی، مانع از بازگشت وی به ایران شد (باقی، ص ۳؛ برای نمونه‌ای از این تلاشها رجوع کنید به مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۱، ص ۴۱ـ۴۲).سیدمصطفی در ۱۳ مهر ۱۳۴۴، همراه امام خمینی به عراق منتقل شد. آنها ابتدا در بغداد و سپس در نجف اقامت کردند. این دوره که دوازده سال به طول انجامید، هم‌زمان با اوج‌گیری مخالفتها با حکومت پهلوی در ایران و فعالیتهای جنبش آزادی‌بخش فلسطین بود. موضع سیدمصطفی در برابر جنبش آزادی‌بخش فلسطین تأیید و حمایت عملی از آن بود (قزوینی، ص ۱۵۹؛ روحانی، ۱۳۵۹ش، همانجا)، اما مهم‌ترین اقدام وی در این دوره، فعال نگهداشتن نهضت امام خمینی بود. او پیامها و اعلامیه‌های امام خمینی را به ایران و سایر کشورها ارسال می‌کرد و اخبار نهضت را به اطلاع امام می‌رسانید. در نجف، منزل سیدمصطفی مأوا و محل رفت‌وآمد اشخاصی بود که از ایران و سایر کشورها برای دیدار با امام خمینی می‌آمدند (رجوع کنید به تشیع، ص ۹۰). اداره بیت امام خمینی در نجف، هماهنگ‌سازی روحانیان با سایر مبارزان و راه‌اندازی و تقویت نشریه‌ای به نام ۱۵ خرداد در عراق نیز برعهده او بود. از دیگر فعالیتهای وی در عراق، افشاگری و تبلیغات علیه حکومت پهلوی از رادیوی صدای روحانیت و مسافرتهای مکرر به مکه و مدینه برای زیارت و تماس با مبارزان و مخالفان حکومت پهلوی که برای حج به عربستان می‌رفتند، بود («آشنائی با مهاجر شهید سیدمصطفی خمینی»، ص ۱۲۲، ۱۲۵؛ فلاحی، ص ۲۶۵؛ باقی، ص ۴).سیدمصطفی در مبارزه با حکومت پهلوی به مبارزه‌ای مسلحانه و مردمی اعتقاد داشت، به همین دلیل آموزش نظامی دید و آن را برای دیگر مبارزان نیز ضروری پنداشت (محتشمی، ص ۵۴ـ۵۵؛ رضوی، ص ۳۳۵ـ۳۳۶؛ برای نمونه‌ای از چگونگی مناسبات وی با جنبشهای آزادی‌بخش رجوع کنید به مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۳، ص ۲). او در سرنگونی حکومت پهلوی با دیگر گروهها و جمعیتهای سیاسی اشتراک‌نظر داشت، با این حال انگیزه‌های متفاوت و مستقلش مانع همکاری وی با بسیاری از این گروهها بود. او صریحآ مخالف همکاری با جریانهای غیرمذهبیِ ضدرژیم بود (رضوی، ص۳۳۰ـ۳۳۴؛ روحانی، ۱۳۷۶ش، ج ۲، ص ۵۸۵؛ عاشوری لنگرودی، ص ۱۱۴؛ برای متن گزارش ساواک از ملاقات سیدمصطفی و حسن‌البکر رجوع کنید به مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۲، ص ۲۴). همچنین او از اولین افرادی بود که برای تحقق عملی اندیشه حکومت اسلامی تلاش کرد و رساله الاسلام و الحکومة را در این زمینه نگاشت.سیدمصطفی خمینی در علوم اسلامی جایگاه درخور توجهی داشت و به موازات فراگیری اصول و فقه، به فراگیری فلسفه، حکمت، کلام، عرفان، معانی، بیان، نجوم و هیئت، تاریخ، رجال و درایه و تفسیر نیز پرداخت. در حوزه علمیه نجف، با وجود اینکه قبلا مدارج علمی را طی کرده بود، در درس استادانی چون آیات سیدمحسن حکیم، محمدباقر زنجانی، سیدمحمود شاهرودی و سیدابوالقاسم خویی حاضر می‌شد. امام خمینی نیز استاد مسلّم وی بود. او در کنار تحصیل، در حوزه علمیه قم و نجف، به تدریس نیز می‌پرداخت (میری، ۱۳۷۷ش، ص ۵۴؛ محتشمی، ص ۵۱ـ۵۲، ۶۲ـ۶۳).از دیگر ویژگیهای علمی سیدمصطفی، دیدگاه و روحیه نقادانه‌اش در زمینه علوم اسلامی بود. او بر توسعه نقد در مباحث اصولی، توصیه و اصرار داشت (رجوع کنید به مبلغی، ص ۱۱۹ـ ۱۲۶). سیدمصطفی در ۴۷ سالگی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف و به‌طور ناگهانی درگذشت و پیکرش، پس از اقامه نماز میت توسط آیت‌اللّه خویی، در مقبره علامه حلّی، داخل حرم امیرمؤمنان علیه‌السلام، به خاک سپرده شد. پزشکان علت وفات را مسمومیت دانستند و برای روشن شدن امر پیشنهاد کالبدشکافی دادند که امام خمینی با آن مخالفت کرد. ساواک و دولت عراق علت مرگ او را بروز سکته قلبی اعلام کردند (باقی، همانجا؛ شهیدی دیگر از روحانیت، ص ۶۵ـ۶۸). با این حال گفته شد حکومت پهلوی و ساواک در مرگ او نقش داشته‌اند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، همان پرونده، ش ۳۹۳، ص ۱۶، ۵۸؛ نیز برای آگاهی از چگونگی بازتاب گسترده مرگ وی در ایران و سایر کشورها رجوع کنید به همان پرونده، ش ۳۹۲، ص۱۰، ۳۹۳، ص ۱۳ـ۱۴، ۲۰، ۳۲، ۴۲ـ۴۳؛ نیز رجوع کنید به شهیدی دیگر از روحانیت، ص ۱۲۷، ۱۲۹). مرگ سیدمصطفی به تشدید مبارزه با حکومت پهلوی، تحکیم رهبری امام خمینی و ایجاد وحدت و یکپارچگی در میان نیروهای مخالف حکومت پهلوی انجامید (قزوینی، ص ۱۵۱ـ۱۵۴؛ عمید زنجانی، ص ۵۰۵ـ۵۰۶؛ نیز رجوع کنید به بازتاب‌ها و پیامدهای رحلت اسرارآمیز آیت‌اللّه مصطفی خمینی به روایت اسناد، ص ۶۳ به بعد).از سیدمصطفی تألیفات بسیاری در زمینه علوم اسلامی به جا مانده که بیشتر آنها به چاپ نرسیده است. اسامی برخی از آثار چاپ شده وی بدین شرح است: تفسیر القرآن الکریم در چهار جلد (تهران ۱۳۶۲ش)، تحریرات فی‌الاصول در سه جلد (تهران ۱۳۶۶ش) و تعلیقات علی الحکمة المتعالیة (تهران ۱۳۷۶ش؛ برای آگاهی از دیگر آثار مصطفی خمینی رجوع کنید به میری، ص ۳۶۳ـ۳۷۳).



منابع : علاوه بر اسناد مذکور در متن، موجود در آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ «آشنائی با مهاجر شهید سیدمصطفی خمینی»، یاد، سال ۳، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۶۷)؛ شهاب‌الدین اشراقی، «مصاحبه با مرحوم آیت‌اللّه حاج شیخ‌شهاب‌الدین اشراقی (ره)»، در یادها و یادمانها از آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره)، ج ۵ ]قم[: کنگره شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی (ره)، ۱۳۷۶ش؛ بازتاب‌ها و پیامدهای رحلت اسرارآمیز آیت‌اللّه مصطفی خمینی به روایت اسناد، تدوین سجاد راعی‌گلوجه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۹ش؛ عمادالدین باقی، «مروری بر زندگینامه آیت‌اللّه شهید حاج‌سیدمصطفی خمینی»، اطلاعات (ویژه‌نامه)، ش ۲۲۲۷، ۱ آبان ۱۳۷۶؛ محمدحسن تشیع، «چهره سیاسی شهید آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره)»، در مجموعه مقالات کنگره شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی (ره): سی مهر و اول آبانماه ۱۳۷۶، تهران: شاهد، ۱۳۷۷ش؛ بتول ثقفی، «مصاحبه با والده مکرمه‌شهید آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره)»، مصاحبه‌کننده: زهرا مصطفوی، در یادها و یادمانها از آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره)، همان؛ علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، تهران ]۱۳۶۰ش[؛ محمدحسن رجبی، زندگینامه سیاسی امام خمینی (ره)، ج ۱، تهران ۱۳۷۸ش؛ عباس رضوی، «تلاشهای سیاسی و اجتماعی شهید آقامصطفی خمینی»، حوزه، سال ۱۴، ش ۳ و ۴ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۶)؛ حمید روحانی، «شهیدهجرت و جهاد آیت‌اللّه حاج‌سیدمصطفی خمینی»، پیام انقلاب، ش ۱۸ (مهر ۱۳۵۹)؛ همو، نهضت امام خمینی، ج ۲، تهران ۱۳۷۶ش؛ «شهید ثانی از تبار امام خمینی»، ۱۵ خرداد، ش ۴ (مهر و آبان ۱۳۷۰)؛ شهیدی دیگر از روحانیت: آیت‌اللّه مجاهد السید مصطفی خمینی (طاب‌ثراه)، ]تهران[: عروج، ۱۳۷۶ش؛ حسن عاشوری لنگرودی، «نگاهی به زندگی سیاسی شهید آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره) و نقش او در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران»، در مجموعه مقالات کنگره شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی (ره)، همان؛ عباسعلی عمیدزنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، تهران ۱۳۷۱ش؛ اکبر فلاحی، سال‌های تبعید امام خمینی (ره)، تهران ۱۳۸۵ش؛ حمید قزوینی، «آثار و بازتابهای شهادت آیت‌اللّه حاج‌آقا سیدمصطفی خمینی»، حضور، ش ۲۱ (پاییز ۱۳۷۶)؛ احمد مبلغی، «نقد اصولی از دیدگاه شهید آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی (ره)»، در مجموعه مقالات کنگره شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی (ره)، همان؛ علی‌اکبر محتشمی، «نور دیده امام: خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر محتشمی»، حضور، ش ۲۱ (پاییز۱۳۷۶)؛ محمدصادق مزینانی، «دیدگاههای شهید مصطفی خمینی درباره ولایت و حکومت اسلامی»، حوزه، سال ۱۴، ش ۳ و ۴ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۶)؛ عباس میری، «نگاهی به حیات علمی و آثار قلمی شهید آیت‌اللّه سیدمصطفی خمینی(ره)»، در مجموعه مقالات کنگره شهید آیت‌اللّه مصطفی خمینی (ره)، همان؛ همو، «نگاهی به زندگی علمی و آثار شهید آقامصطفی خمینی»، حوزه، سال ۱۴، ش ۳ و ۴ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۶).


نظر شما
مولفان
سجاد راعی گلوجه ,
گروه
رده موضوعی
جلد 16
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده