زاخو

معرف

شهر و شهرستانى در شرق استان دَهوك*، در شمال كردستان عراق.
متن

 


زاخو، شهر و شهرستانى در شرق استان دَهوك*، در شمال كردستان عراق. زاخو در حدود چهل كيلومترى شمالغربى شهر دهوك (مركز استان)، و نزديك مرز تركيه و سوريه واقع است و رود خابور* كوچك از آن مىگذرد ( >اطلس جامع جهان تايمز<[۱] ، نقشه ۳۴؛ جمال بابان، ج ۱، ص ۱۳۸). برخى از پژوهشگران، با درنظرگرفتن پيشينهاى چندهزارساله براى اين شهر، نام زاخو را برگرفته از واژه آرامىِ زاخوتا (به معناى پيروزى) دانستهاند ( جمال بابان، ج ۱، ص ۱۳۸ـ۱۳۹؛ حسنى، قسم ۲، ص ۲۶۰، قس همانجا، كه «بيث نوهدرا» را نامى آرامى براى زاخو دانستهاست). برخى نيز زاخو را واژهاى يونانى برگرفته از نام قوم يونانى سخوديوس/ زخوديوس يا فرماندهى يونانى به نام زاخاريوس مىدانند ( جمال بابان، همانجا؛ براى ديگر نظرها درباره وجه تسميه   همان، ج ۱، ص ۱۳۸ـ ۱۴۱؛ عباسى، مجلة الدليل، ش ۵، ص ۲۷۵). با وجود بحثهايى راجع به پيشينه اين شهر در دوره آشوريان و نيز يونانيان ( حسنى، همانجا؛ عباسى، مجلةالدليل، ش ۵، ص ۲۹۷ـ۲۹۸؛ صابر[۲] ، ۱۹۹۵)، ظاهرآ در منابع اسلامى، اولين بار در شرفنامه بِدليسى (متوفى ۱۰۱۲؛ ص ۱۴۷) نامى از اين شهر آمدهاست. برخى مورخان، براساس گزارشهايى از جغرافىدانان مسلمان متقدم در معرفى شهرهاى منطقه عراق ( مقدسى، ص ۵۴؛ ياقوتحَمَوى، ذيل «حسنيّه»)، احتمال دادهاند زاخو در دورهاى با نام حَسَنيّه شناخته مىشد و نام روستاى كنونى حَسَنَه در كنار رود خابور كوچك را شاهدى بر آن مىدانند ( بل[۳] ، ص ۲۸۷، پانويس ۲؛ نيز   عباسى، مجلة الدليل، ش ۵، ص ۲۹۵ـ۲۹۶)؛ اما اين احتمال ضعيف بهنظر مىرسد، زيرا حسنيّه، به گفته ياقوتحموى (همانجا)، شهرى در شرق موصل به فاصله دو روز راه بوده كه با محل امروزى زاخو فاصله زيادى داشتهاست. بههررو، بنابر گفته برخى محققان متأخر، زاخو و مناطق اطراف آن، در اواخر قرن نهم تا اوايل قرن سيزدهم، در قلمرو بَهدينان*/ بادينان، از حكومتهاى محلى كردان، به مركزيت عَماديه* بود ( عباسى، مجلةالدليل، ش ۵، ص ۲۹۸ـ۲۹۹؛ عماد عبدالسلام رئوف، ص ۱۵۹ـ۱۶۰؛ نيز  بدليسى، ص ۱۴۵ـ۱۴۷؛ براى اطلاع بيشتر از حاكمان بهدينان كه آنان را به عباسيان منسوب دانستهاند   صفىزاده، ص ۵۶۵ـ۵۷۲؛ محمدامين زكى، ص ۴۸۵ـ۴۸۷؛ عباسى، مجلةالدليل، ش ۵، ص ۲۹۹، پانويس ۱). در اين دوره، مدارس، مساجد، پلها، حمامها و سراهاى حكومتى متعددى در زاخو بنا شده كه شمارى از آنها هنوز باقى است ( عباسی، مجلةالدلیل، ش5، ص300،ش6 ، ،ص 304 ) .در قرن های یازدهم و دوازدهم ، زاخو و مناطق اطراف آن محل درگیریهای متعدد امرای بهدینان با والیان عثمانی، از جمله والی دیاربکر*، بود( محمدامين زكى، ص ۴۸۶ـ ۴۸۷). در ۱۱۵۶، به فرمان نادرشاه به جزيره ابنعمر* حمله شد كه در جريان آن، زاخو و ديگر شهرهاى واقع در مسير غارت شد و آسيب بسيار ديد (شاوهلى ئام§يدى، ص ۵۹)، چنانكه در ۱۱۷۹/۱۷۶۶، كارستن نيبور[۴] (ص ۹۳) زاخو را روستايى كوچك وصف كردهاست. در ۱۲۵۹ در پى درگيريهاى متعدد امراى بهدينان با حكام محلى، دولت عثمانى براى تثبيت و افزايش قدرت خود، با زندانىكردن آخرين امير بهدينان به امارت آنها خاتمه داد و اداره مناطق تحت نفوذ آنها را بهدست گرفت (محمدامين زكى، ص ۴۸۷؛ عبدالعزيز سليمان نوار، ص ۱۱۰ـ۱۱۱). در تقسيمات ادارى، در دوره مدحتپاشا (۱۲۸۳ـ۱۲۸۹)، از واليان عراق، زاخو در شمار شهرستانهاى استان موصل قرار گرفت ( عبدالعزيز سليمان نوار، ص ۳۵۳، ۳۵۷؛ حسنى، قسم ۲، ص ۹۰، ۹۴). زاخو در اوايل قرن چهاردهم، شهركى با جمعيتى در حدود چهارهزار تن بود كه از طريق رود خابور با مناطق اطراف ازجمله موصل مناسبات تجارتى داشت (ادموندز[۵] ، ص ۴۲۶؛ زاكن[۶] ، ص ۳۳). رود خابور در حيات اقتصادى زاخو، بهويژه تا پيش از بهكارگيرى وسايل نقليه موتورى، اهميت بسيارى داشت، چه محصولات زراعى و دامى زاخو از طريق همين رود به مناطق اطراف انتقال مىيافت (ادموندز، همانجا؛ نيز   د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه). زاخو همچنين بر مسيرى تجارى واقع بود كه با گذر از ماردين، نَصيبيِن و جزيره ابنعمر به موصل مىرسيد ( عماد عبدالسلام رئوف، ص ۲۹۵ـ ۲۹۶). با توجه به موقعيت مرزى زاخو، اين شهر غالبآ در معرض ناآراميهايى بوده كه گاه در كشورهاى همسايه رخ مىدادهاست، چنانكه از ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۲ش، مرزهاى عراق ازجمله زاخو محلّ درگيرى و شورشهاى استقلالطلبانه آشوريان تحت حمايت انگليس بود كه قصد داشتند از سوريه به عراق وارد شوند، و در پى آن مورد هجوم نيروهاى عراق و نيز كردهاى منطقه قرار گرفتند (مار[۷] ، ص ۵۷ـ۵۸). در ۱۳۴۸ش، شهر زاخو از استان موصل جدا شد و به استان دهوك پيوست ( دررالعراق، ۲۰۱۵). تا دهه ۱۳۲۰ش، جمعيت زاخو از پيروان اديان مختلفى از مسلمانان، نسطوريها، كَلدانيها، ارمنيها و يهوديها تشكيل مىشد، در اين ميان يهوديان سهم چشمگيرى در جمعيت زاخو داشتند (ادموندز؛ زاكن، همانجاها؛ نيز   د.اسلام، همانجا). پس از جنگ جهانى اول (۱۳۳۲ـ۱۳۳۷/ ۱۹۱۴ـ۱۹۱۸) با مهاجرت تدريجى يهوديان، بهويژه در اوايل دهه ۱۳۲۰ش/ ۱۹۵۰ به فلسطين اشغالى و نيز سختگيريهاى دولت عراق بر يهوديان، جمعيت آنها در زاخو كاهش يافت (زاكن، همانجا؛ سودانى، ص ۱۷۹ـ۱۸۲، ۱۹۲ـ۱۹۳، ۲۳۹، ۳۱۲؛ گاويش[۸] ، ص ۸۷ـ۸۸). پس از حمله عراق به كويت در ۱۳۶۹ش/ ۱۹۹۰، با ورود دههاهزار تن از كردهاى آواره و اسكان آنان در زاخو و مناطق اطراف، جمعيت شهرستان زاخو بهسرعت افزايش يافت و از ۰۰۰،۳۶ تن در ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷ به حدود ۰۰۰،۳۵۰ تن رسيد ( حسنى، قسم ۲، ص۲۶۰؛ جمال بابان، ج ۱، ص ۱۳۸؛ د.اسلام، همانجا). جمعيت شهرستان زاخو متشكل از طوايف و قبايل مختلف كرد، بهويژه قبيلههاى بزرگ سِندى، گُلى/ كُلى و سِليفانى است. بخشها و نواحى تابع زاخو نيز به نام همين سه قبيله نامگذارى شدهاند كه هريك روستاهاى متعددى را دربر مىگيرند (عزّاوى، ج ۴، ص ۲۲۵؛ حسنى، قسم ۲، ص ۲۶۱). مردم زاخو به زبان كردى كُرمانجى سخن مىگويند (د.اسلام، همانجا). عبور رود خابور از زاخو و طبيعت كوهستانى و نيز آبوهواى مساعد آن، علاوه بر ايجاد منظرههاى زيبا، محيطى مناسب براى رشد انواع محصولات زراعى و ميوهها بهوجود آورده كه اساس رونق اقتصادى زاخو است (عباسى، مجلةالدليل، ش ۵، ص ۲۹۷؛ حسنى، قسم ۲، ص ۲۶۰). از مهمترين بناهاى تاريخى شهر زاخو پل عباسى (به كردى پِردادَه لال/ پروا دلال/ پردامَه زِن) است كه در شرق اين شهر بر روى خابور كوچك بنا شده و ۱۱۰ متر طول، در حدود ۴ متر عرض و ۵ دهانه دارد (ميخائيل عوّاد، ص ۷۵۶ـ۷۵۷؛ عباسى، مجلةالدليل، ش ۶، ص ۳۰۵ـ۳۰۷). برخى از مورخان بناى اين پل را به يونانيها و روميها نسبت دادهاند ( جمال بابان، همانجا)، درحالىكه برخى ديگر اين بنا را متعلق به عباسيان (از امراى محلى) دانستهاند و معتقدند ساخت اين پل به دستور اميرحسين عباسى در ۹۳۵ بر روى خابور آغاز شدهاست ( عباسى، مجلةالدليل، ش ۶، ص ۳۰۵؛ ميخائيل عوّاد، ص ۷۵۸).


منابع : شرفالدينبن شمسالدين بدليسى، شرفنامه: تاريخ مفصل كردستان، چاپ محمد عباسى، چاپ افست تهران ?]۱۳۴۳ش[؛ جمال بابان، اصول اسماء المدن و المواقع العراقية، ج ۱، بغداد ۱۹۸۹؛ عبدالرزاق حسنى، العراق قديمآ و حديثآ، صيدا ۱۳۷۷/۱۹۵۸؛ دررالعراق، ۲۰۱۵.


Retrieved Oct. ۵, ۲۰۱۵, from http://www.wiki.doraraliraq. net/iraqilaws/law/۱۹۸۰۹.html;


صادق حسن سودانى، النشاط الصهيونى فىالعراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۵۲، ]بغداد[ ۱۹۸۰؛ كاوه فريق احمد شاوهلى ئاميدى، امارة بادينان : ۱۷۰۰ـ۱۸۴۲م، دراسة سياسية، اجتماعية، ثقافية، اربيل ۲۰۰۰؛ صديق صفىزاده، تاريخ كرد و كردستان، تهران ۱۳۷۸ش؛ خضر عباسى، «تاريخ زاخو و الجسر العباسى»، مجلة الدليل، سال ۱، ش ۵ (ربيعالاول ۱۳۶۶)، ش ۶ (ربيعالثانى ۱۳۶۶)؛ عبدالعزيز سليمان نوار، تاريخالعراق الحديث: من نهاية حكم داودباشا الى نهاية حكم مدحتباشا، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۸؛ عباس عزّاوى، موسوعة عشائر العراق: القديمة ـ البدوية الحاضرة، بيروت ۱۴۲۵/۲۰۰۵؛ عماد عبدالسلام رئوف، الموصل فى العهد العثمانى، نجف ۱۳۹۵/۱۹۷۵؛ محمد امين زكى، تحقيقى تاريخى درباره كرد و كردستان، ترجمه و توضيح حبيباللّه تابانى، تبريز ۱۳۷۷ش؛ مقدسى؛ ميخائيل عوّاد، «الجسر العباسى»، الرسالة، ش ۵۳۳ (رمضان ۱۳۶۲)؛ كارستن نيبور، رحلة نيبور الى العراق فى القرن الثامن عشر، ترجمه عن الالمانية محمودحسين امين، چاپ سالم آلوسى، بيروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶؛ ياقوت حَمَوى؛


Gertrude Bell, Amurath to Amurath, London ۱۹۱۱; Cecil John Edmonds, Kurds, Turks and A rabs: politics, travel and research in north-eastern Iraq ۱۹۱۹-۱۹۲۵, London ۱۹۵۷; EI۲, s.v. "Z¦ a_k_h_u¦ " (by Y. Sabar); Haya Gavish, Unwitting Zionists: the Jewish community of Zakho in Iraqi Kurdistan, Michigon ۲۰۱۰; Phebe Marr, The modern history of Iraq, Boulder, Colo. ۱۹۸۵; Yona Sabar, "The Christian neo-Aramaic dialects of Zakho and Dihok: two text samples", JAOS, vol.۱۱۵, no.۱ (Jan.-Mar. ۱۹۹۵); The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ۲۰۱۱; Mordechai Zaken, Jewish subjects and their tribal chieftains in Kurdistan: a study in survival, Leiden ۲۰۰۷.


/ ريباز قربانىنژاد /


۱. The Times comprehensive atlas of the world ۲. Sabar ۳. Bell۴. Carsten Niebuhr ۵. Edmonds ۶. Zaken ۷. Marr ۸. Gavish

نظر شما
مولفان
ریباز قربانی نژاد ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده