ریواس

معرف

گياهى علفى از تيره علف هفت‌بند[۱] و از جنس Rheum با خواص دارويى كه نوع ايرانى آن با نام علمى Rh. ribesو نوع چينى آن با نام علمى Rh. officinale مشهور است.
متن

ريواس (يا ريباس)، گياهى علفى از تيره علف هفتبند[1] و از جنس Rheum با خواص دارويى كه نوع ايرانى آن با نام علمى Rh. ribesو نوع چينى آن با نام علمى Rh. officinale مشهور است. ريواس كه بيخ آن راوند/ ريوند نام دارد، گياهى چندساله است كه ساقهاى بلند و ساقه زيرزمينى متورم و ضخيمى دارد. برگهاى آن بزرگ، مدور و دندانهدار و دمبرگها دراز و گوشتى است. درحقيقت قسمت خوراكى ريواس دمبرگ ضخيمشده گياه است. گل دوجنسى و مجتمع اين گياه در ارديبهشت و خرداد شكوفا مىشود. نمونههاى شاخص گونه Rh. ribesدر ايران و لبنان و ديگر نمونهها در ايران، عراق، افغانستان، پاكستان، آناطولى و نخجوان مىرويند. جنس ريواس در ايران نيز سه گونه چندساله دارد كه در كوهستانها مىرويد و در بين آنها، گونه Rh. persicum انحصارى ايران است. ريواس معمولى[2] ، از انواع غيردارويى است و در اكثر مناطق ايران، بهخصوص دشتها و كوهستانها، مىرويد. ريوند چينى در ايران نمىرويد، ولى بههمراه ريوند مسكو و ريواس معمولى در ايران كاشته و با نامهاى روبارب[3] ، ريوند و ريواس نوعى سبزى محسوب مىشود (رشينگر[4] و شيمان ـ چايكا[5] ، ص 27-28؛ زرگرى، ج 4، ص 234ـ235؛ قهرمان، ج10، لوحه 1225؛ صحت نياكى، ص 64ـ65؛ مظفريان، ص 457). در بندهش (ص 81، يادداشتها، ص 181) آمدهاست نطفه كيومرث (نخستين انسان در دين زردشت)، چهل سال پس از او در زمين ماند و سپس بهصورت پيكر ريواسى دوشاخه از زمين بيرون آمد و روح در آن دميده شد و مَشْى (آدم) و مشيانه (حوا) از آن دو بهوجود آمدند (نيز   محمدعلى، ص 11ـ12).  در زمان انوشيروان (حك : 531ـ579م)، مردم بهاشتباه رعد را علت برآمدن ريواس از خاك مىدانستند ( ← قزوينى، ص 261). به نوشته ابوريحان بيرونى (ص 300)، اردشير بابكان (مؤسس سلسله ساسانيان) را ريونددست مىگفتند، چه دستان او از نظر درازى به بيخ ريواس، كه در بىآبى بسيار دراز مىشود، شبيه بود (نيز   ابونصرى هروى، ص 129). بنابر الفلاحة النبطية (ج 2، ص 820)، ريواس گياهى خودرو است كه در مناطق بسيار سرد و پرباران مىرويد. مقدسى (ص 420) در ذكر گياهان مشهور فارس به ريواس نيز اشاره كردهاست (نيز  ← خطايى، ص 35، 114، در اشاره به ريوندهاى اعلاى چينى).


واژگان. ريواس به سريانى يَعميصا/ يعميصى، و به فارسى، ريواج/ رواج/ ريباج، ريوند و چُكرى ناميده مىشود (ابوريحان بيرونى؛ الفلاحةالنبطية، همانجاها؛ حكيم مؤمن، ص130؛ باورچى بغدادى، ص90). حُمّاض الجبلى نيز نوعى ريواس است (ابوالخير اشبيلى، ج 1، ص 45). ريواس را در عربى ريباس/ ليواس و در پنجابى ريواس مىنامند (هوپر[6] ، ص 163؛ براى نامهاى رومى و يونانى  ← ابنجزّار، ص 63؛ حكيم مؤمن، ص 125). راوند يا ريوند، كه در منابع مختلف به نامهاى گوناگون و گاهى همنام ريواس آمدهاست، بيخ، تَه يا ريزوم[7] گياه ريواس است. بعضى از علما ريواس و راوند را ذيل مباحث جداگانه و بعضى ذيل يكى آوردهاند ( ادامه مقاله). ابوالخير اشبيلى (ج 1، ص 266) به كسانى كه ريباس و راوندالفارسى را يكى دانستهاند انتقاد كردهاست. ديوسكوريدس[8] (ص 238) راوند را به صورتهاى رآاء و ريون آوردهاست. ابوريحان بيرونى (همانجا)، ريواس معمّرى را به معمّر نيشابورى، نخستين كسى كه ريواس را يافته، منسوب كردهاست (نيز  ← ابودُلَف خزرجى، ص 86، كه به ريواسهاى درشت نيشابور اشاره كردهاست). ابنسينا راوند (ج 1، كتاب 2، ص 723ـ724) و ريواس (ج 1، كتاب 2، ص 728ـ729) را بهطور جداگانه بررسى كردهاست. به نوشته ابوالخير اشبيلى (ج 1، ص 249)، در ماهيت راوند صينى اختلاف هست و آن را بهاشتباه ريشه قَرع (كدو)، اِغافت[9] ، فاشرا[10] ، و ريواس دانستهاند.


خواص. به نوشته ديوسكوريدس (همانجا)، راوند، قبض ضعيفى دارد. نوشيدن ]آبِ پخته[ آن براى باد و ضعف معده، سستى عضلات، ورم طحال، درد كبد و دلپيچه، دردهاى مثانه و سينه و امعا و احشا، دردهاى رحم، عرقالنّساء (سياتيك)، خونريزى سينه، تنگى نفس، سكسكه، اسهال مزمن و غيره مفيد است (نيز  ← جالينوس، به نقل رازى، ج 20، ص 524ـ525، 540؛ سفيان اندلسى، به نقل انصارى شيرازى، ذيل «ريباس»). برخلاف ساير اجزاى ريواس، برگ آن زهرآلود است. ريواس حرارت بدن را كاهش مىدهد، تشنگى را رفع مىكند، حالت قى و تهوع را ازبين مىبرد و معده و جگر را قوى مىگرداند. بذرش سرد، خشك و قابض است و براى درمان خِلفَه مزمنه (نوعى از اسهال كه عموم آن را شكست دل مىنامند) سودمند است (هروى، ص 163ـ164؛ براى خواص ديگر  ← اخوينى بخارى، ص 598؛ ابنسينا، ج 1، كتاب 1، ص 724، 728ـ729؛ الفلاحة النبطية، ج 2، ص 821؛ ابنابىالصلت، ص 343؛ حكيم مؤمن، ص 124؛ عقيلى علوى خراسانى، ص 458؛ ابنجزّار، ص 76). در زمان صفويان (حك : 907ـ 1135)، جهت كاهش اسهال، گاهى ريواس ساييدهشده را با مخلوط ماست ترش، برنج پخته در آب، و شير مصرف مىكردند (تاورنيه[11] ، ج 2، ص 277). در آشپزى قديم ايرانى، ريواس را در نوعى آش و قليه بهكار مىبردند ( ← باورچى بغدادى، همانجا؛ آشپزباشى، ص 232). ميوه آن در تهران، ضدانگل اسبها و در همدان، ضَمادى براى سردرد بهشمار مىرفت و برگهايش در اصفهان براى درمان بيمارى سوزاك[12] استفاده مىشدهاست ( ← هوپر، ص 164). در افغانستان، ريوند را در رنگرزى چرم بهكار مىبردهاند ( دايماك[13] و همكاران، ص 153).


منابع : نوراللّه آشپزباشى، مادةالحيوة: رساله در علم طباخى، در كارنامه و مادةالحيوة: متن دو رساله در آشپزى از دوره صفوى، چاپ ايرج افشار، تهران: سروش، 1360ش؛ ابنابىالصلت، كتاب الادوية المفردة، در الاغذية و الادوية عند مؤلفى الغرب الاسلامى، چاپ محمد عربى خطّابى، بيروت: دارالغرب الاسلامى، 1990؛ ابنجزّار، الاعتماد فى الادوية المفردة: العلاج بالادوية العربية، چاپ ادوار قش، بيروت 2004؛ ابنسينا؛ ابوالخير اشبيلى، عمدةالطبيب فى معرفةالنبات، چاپ محمد عربى خطّابى، بيروت 1995؛ ابودُلف خزرجى، سفرنامه ابودلف در ايران، چاپ ولاديمير مينورسكى، ترجمه ابوالفضل طباطبائى، تهران 1354ش؛ ابوريحان بيرونى، كتاب الصيدنة فى الطب، چاپ عباس زرياب، تهران 1370ش؛ قاسمبن يوسف ابونصرى هروى، ارشادالزراعه، چاپ محمد مشيرى، تهران 1356ش؛ ربيعبن احمد اخوينى بخارى، هدايةالمتعلمين فى الطب، چاپ جلال متينى، مشهد 1344ش؛ علىبن حسين انصارى شيرازى، اختيارات بديعى، نسخه خطى موزه بريتانيا، ش 3499، نسخه عكسى كتابخانه بنياد دايرةالمعارف اسلامى؛ محمدعلىبن بوداق باورچى بغدادى، كارنامه در باب طباخى و صنعت آن، در كارنامه و مادةالحيوة، همان؛ بندهش، ]گردآورى [فرنبغ دادگى، ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس، 1369ش؛ محمدمؤمنبن محمدزمان حكيم مؤمن، تحفه حكيم مؤمن، چاپ سنگى تهران 1277، چاپ افست 1378؛ علىاكبر خطايى، خطاىنامه: شرح مشاهدات سيدعلىاكبر خطائى معاصر شاهاسماعيل صفوى در سرزمين چين، چاپ ايرج افشار، تهران 1372ش؛ پدانيوس ديوسكوريدس، هيولى الطب فى الحشائش و السموم، ترجمة اِصْطِفَنبن بَسيل و اصلاح حنينبن اسحاق، چاپ سزار ا. دوبلر و الياس تِرِس، تطوان 1952؛ محمدبن زكريا رازى، كتاب الحاوى فى الطب، حيدرآباد، دكن 1374ـ1393/ 1955ـ1973؛ على زرگرى، گياهان داروئى، ج 4، تهران 1369ش؛ نصرتاللّه صحت نياكى، گياهان كشاورزى ايران، ]اهواز، ?1351ش[؛ محمدحسينبن محمدهادى عقيلى علوى خراسانى، مخزنالادويه، كلكته 1844، چاپ افست تهران 1371ش؛ الفلاحة النبطية، الترجمة المنحولة الى ابنوحشيه، چاپ توفيق فهد، دمشق 1993ـ1998؛ زكريابن محمد قزوينى، عجايب المخلوقات و غرائبالموجودات، (تحرير فارسى)، چاپ نصراللّه سبوحى، ]تهران[ 1361ش؛ احمد قهرمان، فلور ايران، ج10، تهران 1367ش؛ محمد محمدعلى، مَشى و مَشيانه، تهران 1386ش؛ ولىاللّه مظفريان، فرهنگ نامهاى گياهان ايران: لاتينى، انگليسى، فارسى، تهران 1375ش؛ مقدسى؛ موفقبن على هروى، الابنية عن حقايقالادوية، تصحيح احمد بهمنيار، چاپ حسين محبوبىاردكانى، تهران 1346ش؛


William Dymock, C. J. H. Warden, and David Hooper, Pharmacographia Indica, London 1890-1893, repr.Karachi 1972; David Hooper, Useful plants and drugs of Iran and Iraq, with notes by Henry Filed, ed. B. E. Dahlgren, Chicago 1937;KarlHeinzRechinger andHelena Schiman- Czeika, Polygonaceae (Flora Iranica, ed. Karl Heinz Rechinger, no.56), Graz 1968; Jean-Baptiste Tavernier, L es six voyages de Turquie et de Perse, interoduction et notes de Stéphane Yerasimos, Paris 1981.


/ سيدهفاطمه خردمند /


1. Polygonaceae 2. Rheum ribes L. 3. rhubarb 4. Rechinger 5. Schiman-czeika 6. Hooper 7. rhizome 8. Pedanius Dioscorides 9. Agrimonia eupatoria L. 10. Bryonia sp. 11. Tavernier 12. gonorrhea 13. Dymock


 
نظر شما
مولفان
سیده فاطمه خردمند ,
گروه
تاریخ علم ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده