ریکا

معرف

عنوان گروهى از غلامان و محافظان سلطان در دوره صفوى به بعد.
متن

 


ريكا، عنوان گروهى از غلامان و محافظان سلطان در دوره صفوى به بعد. اين واژه در گويش طبرى و مازندرانى به معنى پسر و مجازآ به معناى محبوب و معشوق و مطلوب بهكار رفتهاست ( ← برهان، ذيل «رايكا» و «ريكا»). با اينكه ريكا واژهاى مازندرانى است (كيا، ص ۱۳۳)، در منابع به خاستگاه مازندرانىِ ريكايانِ دربار صفوى و زمان دقيق ورود آنان به اين دربار تصريح نشدهاست. بااينهمه، باتوجه به علاقه بسيار شاهعباس به مازندران كه آنجا را ملك موروثى مادرى خود مىشمرد (اسكندرمنشى، ج ۱، ص ۵۱۸) و نيز اهتمام او به استخدام غلامان در سلك سپاهيان از بين اهالى همه سرزمينها ازجمله طبرستان ( همان، ج ۲، ص ۱۱۰۶)، شايد بتوان احتمال داد كه ريكاها از همان زمان با همان نام مازندرانى خويش در شمار غلامان و خدمتكاران شاه درآمدهاند (براى غلامان خاصه شاه  ← قوللر آقاسى*). درباره وظايف ريكاها و جايگاه آنان در دستگاه صفويان اطلاعات اندك و گاه متفاوتى در دست است. درعينحال، وجه مشترك همه اين دادهها آن است كه آنان در حكم محافظان مسلح سلطان و مأمور اجراى فرمانهاى فورى او بودهاند. به گفته اولئاريوس[۱] (ج ۲، ص ۷۳۰) آنان مسلح به تبرزين بودند و در حكم جلادان شخصى سلطان محسوب مىشدند. به گفته مينورسكى[۲] ، كمپفر[۳] نيز نقشى مشابه گروه دورباش براى اينان قائل بوده كه پيشاپيش موكب سلطانى حركت مىكردند و موانع را با خشونت از سر راه برمىداشتند ( ← ميرزاسميعا[۴] ، ترجمه انگليسى، تعليقات مينورسكى، ص ۱۱۸). اين نكته را مينورسكى ظاهرآ از اصل لاتين كتاب كمپفر برداشت كردهاست، زيرا در متن آلمانى كتاب[۵] كمپفر اين توضيحات ديده نمىشود. بااينهمه، در فهرستى كه هينتس[۶] از اين كتاب ترتيب داده، در مقابل اصطلاح ريكا، كلمهاى آلمانى، معادل دورباش[۷] بهكار بردهاست ( كمپفر، ص ۲۲۸). بههرحال، عمل ريكايان به وظايف خود، ايجاب مىكرده كه پيوسته در سفر و حضر در خدمت سلطان باشند (ميرزارفيعا، ص ۶۱۲). مينورسكى (ميرزاسميعا، تعليقات، ص ۳۳، ۱۱۸)، چون ريكايان تبرزين داشتند، آنان را با محافظان شخصى سلطان به نام صوفى، كه مسلح به شمشير و خنجر بودند و تبرى نيز بر دوش داشتند، يكى گرفتهاست. اين درحالى است كه ميرزارفيعا، تبرداران و ريكايان را كه وظايف مشابهشان اقتضا مىكرد در سفر و حضر در خدمت شاه باشند، جداگانه معرفى و تصريح كردهاست كه تبرداران زيرنظر تبردارباشى و ريكايان زيرنظر ريكاباشى خدمت مىكردند (همانجا). بااينهمه، بهگفته ميرزارفيعا (ص ۵۱۴) و ميرزاسميعا (ص ۹، ۹۴)، ريكايان همراه يوزباشيان و مينباشيان و تبرداران و قاطبه تفنگچيان زير نظر تفنگچى آقاسى بودهاند (نيز  ← تفنگچى*). رياست تفنگچى آقاسى بر اين دستههاى گوناگون ناشى از همسانىِ كمابيشِ اين گروهها در نوع خدمات و مأموريتهايشان بودهاست. ريكايان در خدمت بزرگان و اميران نيز بودهاند. بهگفته رافائل دومان*[۸] (ص ۳۲) بزرگان و صاحبمنصبان، ريكايان را بر در سراى سلطان مىگماردند تا آنان را از حركت موكب سلطانى آگاه كنند. خدمت ريكايان به صاحبان مناصب مختلف بهتدريج پاى برخى از آنان را به برخى از مناصب ديوانى گشود. در تذكره صفويه كرمان در شرح وقايع ۱۰۹۷ از ريكاى شيخعليخان اعتمادالدوله و نقش او بهعنوان محصل مالياتى سخن رفتهاست ( ← مشيزى، ص ۵۲۸). اين وظيفه محصلىِ برخى از ريكايان در زمان نادرشاه (حك : ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) نيز تداوم يافت. فرمانى از نادرشاه به تاريخ ۱۱۵۸ در دست است كه در آن از ريكايان محصلى كه مأمور اخذ خراج و ماليات نقدى و جنسى از حكام ولايات براى حكومت مركزى بودهاند، نام برده شدهاست ( نادرشاه و بازماندگانش، ص ۴۸۴ـ۴۸۷). در اين دوره، ريكايان همچنان شمار معتنابهى از غلامان نادرشاهى را تشكيل مىدادند. هنوى[۹] (ج ۱، ص ۲۵۱) در شمار گروهها و بهويژه غلامانى كه در اردوگاه نادرشاه حضور داشتند، از هزار ريكا كه وظيفه نگهدارى لگام اسبان را داشتند، ياد كردهاست. از تشبيه اديبانه ميرزامهدىخان استرآبادى ضمن شرح مراسم جلوس نادرشاه بر تخت در ۱۱۴۷ چنين برمىآيد كه ريكايان كلاه قوروقى شِلالهدار و قباى كوتاهدامن مىپوشيدند ( ص ۲۷۱). اين اطلاع درعينحال نشان مىدهد كه نحوه پوشش ريكايان در اين زمان با دوره صفوى تفاوتى نكرده بودهاست ( ميرزارفيعا، همانجا). اين خادمان و غلامان در دستگاه كريمخان زند (حك : ۱۱۶۴ـ۱۱۹۳) هم خدمت مىكردند، چنانكه به گفته گلستانه (ص ۲۶۹)، كريمخان براى تحقير و تنبيه يكى از سرداران متمرد خويش به يكى از ريكايان خود دستور داد تا كلاه ريكايى را بر سر او گذارد و چوب مخصوص ريكايان به دست او بدهد. در اين دوره، همچنين، ريكايان مأمور بودند، با گشتن در شهر با صداى بلند مردم را به نظافت خيابانها و كوچهها دعوت كنند (رستمالحكما، ص ۳۰۸). احتمالا پايان كار ريكايان در دوره علىمرادخان زند (حك : ۱۱۹۶ـ۱۱۹۹) بودهاست. وى كه براى جلوگيرى از ريختوپاش و هزينههاى غيرضرورى، از بسيارى از تشريفات حكومتى كاست، غلامان خاصه خود را نيز كه حدود چهارصد تن بودند، از دربار اخراج و به نگهدارى معدودى خدمتكار اكتفا كرد ( ← نامى اصفهانى، ص ۲۴۵). از اين پس ديگر در منابع ذكرى از حضور ريكايان ديده نمىشود.


منابع : محمدمهدىبن محمدنصير استرآبادى، جهانگشاى نادرى، چاپ عبداللّه انوار، تهران ۱۳۴۱ش؛ اسكندرمنشى؛ آدام اولئاريوس، سفرنامه، ترجمه حسين كردبچّه، تهران ۱۳۷۹ش؛ محمدحسينبن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معين، تهران ۱۳۶۱ش؛ محمدهاشم رستمالحكما، رستمالتواريخ، چاپ محمد مشيرى، تهران ۱۳۴۸ش؛ محمدصادق كيا، واژهنامه طبرى، تهران ۱۳۲۷ش؛ ابوالحسنبن محمدامين گلستانه، مجملالتواريخ، چاپ مدرس رضوى، تهران ۱۳۵۶ش؛ ميرمحمدسعيدبن على مشيزى، تذكره صفويه كرمان، چاپ محمدابراهيم باستانى پاريزى، تهران ۱۳۶۹ش؛ ميرزارفيعا، دستورالملوك، چاپ ايرج افشار، در دفتر تاريخ، ج ۱، به كوشش ايرج افشار، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، ۱۳۸۰ش؛ ميرزاسميعا، تذكرةالملوك، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۸ش؛ نادرشاه و بازماندگانش، همراه با نامههاى سلطنتى و اسناد سياسى و ادارى، با توضيحات و حواشى عبدالحسين نوائى، تهران: زرين، ۱۳۶۸ش؛ محمدصادق نامى اصفهانى، تاريخ گيتىگشا، چاپ عزيزاللّه بيات، تهران ۱۳۶۸ش؛


Jonas Hanway, A n historical account of the British trade over the Caspian sea: with a journal of travels from London through Russia into Persia, and back again through Russia, Germany and Holland, vol.۱, London ۱۷۵۳; Engelbert Kaempfer, Am Hofe des persischen Grosskönigs (۱۶۸۴-۸۵), ed. and tr. Walther Hinz, Leipzig ۱۹۴۰; M¦ ârz¦a Sam¦ â¦a, Ta_d_h_kirat al-Mulu¦ k: a manual of Safavid adminstration (Circa ۱۱۳۷/۱۷۲۵), translated and explained by V. Minorsky, Cambridge ۱۹۸۰; Raphaël Du Mans, Estat de la Perse en ۱۶۶۰, ed. Ch. Schefer, Paris ۱۸۹۰, repr. Farnborough, Engl. ۱۹۶۹.


/ فريدون عبدلىفرد /

نظر شما
مولفان
فریدون عبدلی فرد ,
گروه
تاریخ اجتماعی ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده