ریتر ، هلموت

معرف

خاورشناس نامور آلمانى و متخصص تاريخ، فرهنگ، و عرفان اسلامى.
متن

ريتر، هلموت[1] ، خاورشناس نامور آلمانى و متخصص تاريخ، فرهنگ، و عرفان اسلامى. در 27 فوريه 1892/ 1309 در ليشتناو[2] در ايالت هسن[3] آلمان در خانوادهاى پروتستانمذهب و اهل علم و دين زاده شد. تنى چند از نياكان، پدر و دو برادرش كشيش بودند (وكيلزاده، ص 53؛ ماير[4] ، ص 193؛ بدوى، ص 277). هلموت زبانهاى لاتين و يونانى را در دبيرستانى در شهر كاسل[5] آموخت و از 1910 تا 1913/ 1328ـ1331 زبانهاى عربى، فارسى و تركى را در دانشگاه مارتين ـ لوتر هاله ـ ويتنبرك[6] نزد كارل بروكلمان*[7] و پاول كاله[8] فراگرفت و نيمسالى هم در اشتراسبورك[9] نزد كارل هاينريش بِكر*[10] شرقشناسى خواند. در اشتراسبورك چند ماه در محضر تئودور نولدكه*[11] ، انو ليتمان[12] و زاموئل لانداوئر[13] دانش آموخت. در 1913/ 1331، در مقام پژوهشگر و دستيار آبى واربورك[14] در مؤسسه تاريخ و فرهنگ خاورزمين[15] به دانشگاه هامبورگ[16] رفت (ماير؛ وكيلزاده، همانجاها؛ والتسر[17] ، ص 2؛ بدوى، همانجا). در 1914/ 1332 ريتر به دوره دكترى دانشگاه بُن[18] راه يافت. عنوان رساله او >«فرهنگ عربىِ علوم بازرگانى»<[19] بود كه آن را قبلا كارل بكر در هامبورگ به او پيشنهاد كرده بود. ريتر رساله دكترى خود را زير نظر بكر پى گرفت، اما با وقوع جنگ جهانى اول (1914ـ1918) به ارتش فراخوانده شد و در سِمَت مترجم تركى، عربى و فارسى به عراق و فلسطين (1916ـ 1917/ 1334ـ1335) و سپس به تركيه (1918/ 1336) گسيل شد. او بهرغم خدمت در ارتشِ درحال جنگِ آلمان، موفق شد رساله خود را بهپايان برساند و آن را در نشريه معتبر دِر اسلام*[20] (ج 7، 1917، ص 1ـ91) منتشر كند (پلسنر[21] ، ص 7؛ نيكبين، ج 1، ص 528؛ بدوى؛ وكيلزاده، همانجاها). پس از پايان جنگ، ريتر به آلمان بازگشت و در 1919/ 1337، در 26سالگى، براى تصدى كرسى شرقشناسى، بدون گذراندن رساله اختصاصى، به دانشگاه هامبورگ دعوت شد. او اين مسئوليت را تا 1926/ 1305ش برعهده داشت و درواقع جانشين استادش بكر شد. آن دو مدتى نيز مجله در اسلام را (از 1920 تا 1925/ 1299ـ1304ش) با هم ويرايش مىكردند (والتسر؛ بدوى؛ ماير، همانجاها). در 1927/ 1306ش، ريتر به سرپرستى انجمن شرقشناسى آلمان[22] ، در شعبه استانبول برگزيده شد و به اين شهر رفت و تا 1945/ 1324ش در اين سِمَت باقى ماند. در 1935/ 1314ش نخست دانشيار و پس از دو سال، استاد عربى و فارسىِ دانشگاه استانبول[23] شد (والتسر، ص4؛ ماير، همانجا). در جنگ جهانى دوم (1939ـ1945)، ريتر در مقام مترجم فرمانده نظامى آلمانيها به خاورميانه فرستاده شد. در 1948/ 1327ش، نشريه اورينس[24] را بنياد نهاد كه تا 1971/ 1350ش، 22 مجلد آن زير نظر او منتشر شد. آخرين مقاله ريتر با نام >«متون كُرمانجى در طور عابدين»<[25] در اين نشريه (ج 21ـ22، 1968ـ 1969، ص 1ـ135) چاپ شد (والتسر، ص 5). ظاهرآ بهرغم پايانيافتن جنگ، ريتر تا 1949/ 1328ش، همچنان در تركيه ماند؛ اين فرصتى مغتنم براى او بود تا در كتابخانههاى آن كشور به مطالعه بپردازد. پس از بازگشت به آلمان، ريتر در دانشگاه فرانكفورت[26] استاد موقت و در 1953/ 1332ش استاد تماموقت كرسى شرقشناسى شد (وكيلزاده؛ ماير، همانجاها). پس از سه سال تدريس در اين دانشگاه، يونسكو[27] او را با دستيارى هربرت دودا[28] ى اتريشى و احمد آتشِ*[29] ترك به استانبول فرستاد تا در كتابخانه ملى اين شهر از نسخ خطى ديوانهاى شاعران فارسىگو فهرستى تهيه كند (ماير؛ نيكبين، همانجاها؛ عقيقى، ج 2، ص 796). همزمان با اين مأموريت، تدريس در دانشگاه استانبول نيز برعهده او گذاشته شد (ماير، همانجا). ريتر در 1954/ 1333ش، بهمناسبت برگزارى جشن هزاره ابوعلىسينا به ايران سفر كرد و درباره ترجمه ابوريحان بيرونى از كتاب هندى پاتنجلى سخنرانى كرد ( ← ريتر، 1334ش، ص 134). بيمارى و رنجورى ريتر را ناگزير كرد در 1969/ 1348ش به وطن بازگردد، اما او با شور تمام به تدريس، تحقيق، و ترجمه در دانشگاه فرانكفورت ادامه داد و تا پايان عمر مديريت همانديشى خاورشناسى آن دانشگاه را برعهده داشت. او در 19 مه 1971/ 1350ش، در هشتادسالگى درگذشت (ماير، ص 194؛ پلسنر، ص 17). تسلط ريتر بر تركى، عربى، و فارسى گفتارى (والتسر، ص 3) برايش بسيار راهگشا بود. او با معارف اسلامى و فرهنگ ايرانى و تركى بسيار الفت يافت (پلسنر، ص 16؛ ماير، ص 205). ريتر نام و نامخانوادگى قلمى خود را از روى شوخطبعى به «عبدالجميل الفارِس» تغيير داد. فارِس معادل عربى ريتر، به معناى شهسوار و شواليه، است. انتخاب «عبدالجميل» حكايت از جمالپرستى و ذوق زيباشناختى اين پژوهشگر دارد. او اصولا اهل چالش بود؛ به سختترين كارهاى پژوهشى دست مىزد و از معضِلات علمى گرهگشايى مىكرد. گويا به همين سبب در ميان دوستانش به «عيّار» شهرت يافته بود. او به هر كجا مىرفت در جستجوى نسخههاى قديم بود، آنها را مىيافت و از آنها نسخهبردارى مىكرد يا فيلم مىگرفت (وكيلزاده، همانجا؛ ماير، ص 202ـ203). اعتبار علمى ريتر موجب شد دانشگاهها و عالىترين نهادهاى فرهنگى ـ علمى جهان رايزنيهاى علمى با او را مغتنم شمارند. او نهتنها در خاورميانه و جهان آلمانىزبان نامور بود، بلكه در ميان انگليسىزبانان نيز شهرت علمى داشت؛ بهمناسبت هفتادسالگى وى مقالاتى در بزرگداشتش در شمارههاى 15 تا 19 نشريه اورينس چاپ شد كه پانزده مقاله آن از استادان دانشگاههاى انگليس و امريكا بود (والتسر، ص 1؛ زلهايم[30] ، ص 1ـ4). در 1950/ 1329ش، به دعوت دانشگاه آكسفورد[31] و دانشگاه كيمبريج[32] ، ريتر سه سخنرانى كرد كه از آنها بسيار استقبال شد (گروبر[33] ، ص 13). او به عضويت وابسته فرهنگستان بريتانيا[34] نيز برگزيده شد و اين درحالى بود كه هيچيك از فرهنگستانهاى آلمان در آن زمان از او تجليل نكرده بودند (والتسر، همانجا). ريتر در 1948/ 1327ش به مشاورت فرهنگستان دمشق انتخاب شد. برخى از سِمَتهاى افتخارى او عبارتاند از: عضويت افتخارى انجمن سلطنتى آسيايى بريتانيا و ايرلند[35] (از 1955)؛ عضويت افتخارى انجمن زبان ترك[36] (از 1957)؛ عضويت عادى انجمن پژوهشهاى اسلامى[37] ÏÑ بمبئى(1955)؛ عضويت بنياد باستانشناسى آلمان[38] (از1962) دربرلين؛ عضويت انجمن شرقشناسى امريكا[39] در نيوهيون[40] (از 1964)؛ مشاورت فرهنگستان سلطنتىادبيات[41] در بارسلون (1964)؛ عضويت فرهنگستان بريتانيا در لندن (1966)، و عضويت افتخارى انجمن شرقشناسى آلمان (1969)؛ در 1967/ 1346ش، دانشگاه استانبول به وى دكترى افتخارى اعطا كرد (والتسر، ص 2؛ ماير، ص 199). در 1385ش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى جمهورى اسلامى ايران نيز به نشانه قدردانى از خدماتش در شناساندن عطار نيشابورى، تنديس نيمتنهاى از او را در مجموعه آرامگاه عطار در نيشابور نصب كرد. تأليفات. آثار ريتر از غنىترين مجموعههاى تحقيقاتى است كه حوزه خاورشناسى به خود ديدهاست، چه بهلحاظ كميّت و تنوع و چه از نظر كيفيت. او نويسندهاى توانا و مترجمى دقيق و خوشقلم بود. بيشتر مقالات و رسالات او در دو نشريه مهم دِر اسلام و اورينس و نيز در >دايرةالمعارف اسلام<[42] و مجموعه فيلولوگيكا[43] منتشر شدهاست. برخى از مهمترين متون اسلامىِ سدههاى گذشته به زبانهاى عربى و فارسى با ويرايش ريتر در بيبليوتكا اسلاميكا[44] ، كه خود او آن را پايهگذارى كرد، انتشار مىيافت (ماير، ص 195، 198). فهرستى كه ارنست گروبر از آثار ريتر در اورينس (ج 18ـ19، 1965ـ1966، ص 5ـ25) منتشر كرد، شامل 26 كتاب و ترجمه، افزونبر صد مقاله كوتاه و بلند و بيش از 220 سخنرانى در موضوعات متنوع است (نيز  ← والتسر، ص 1). برخى از كتابها، مقالهها، ويرايشها، و ترجمههاى او عبارتاند از: >فرهنگ ]= قاموس [عربى علوم بازرگانى<، كه پاياننامه دكترى او بود؛ >مطالعات بينالنهرين<[45] در سه بخش، درباره وسايل حملونقل آبى در دجله و فرات، بعضى از ترانهها و سرودهاى محلى ميانرودان، و سلسلهمقالاتى كه دستاورد سالهاى اقامت ريتر (1919ـ 1923) در بينالنهرين است؛ >الغزالى: كيمياى سعادت<[46] ، ترجمه آلمانىِ منتخباتى از متن عربىِ احياءالعلوم و متن فارسى كيمياى سعادت غزالى؛ >درباره زبان تصويرى نظامى<[47] ، نوشته تحليلى كمنظيرى درباره زبان تشبيه در اشعار نظامى كه نهتنها درك عميق ريتر را از شعر فارسى نشان مىدهد، بلكه استعداد و ذوق هنرى شگفتانگيز او را مىنماياند؛ >جستارهاى كوتاه درباره دستور زبان تركى عثمانى و قواعد آن<[48] ( ← بدوى، همانجا؛ پلسنر، ص 9)؛ ويرايش مجلد اول از الوافى بالوفَيات صَفدى؛ نشر مقالات الاسلاميينِ ابوالحسن علىبن اسماعيل اشعرى؛ نشر فرقالشيعة حسنبن موسى نوبختى؛ نشر ويرايشى جديد از هفتپيكر نظامى با همكارى يان ريپكا[49] ؛ تصحيح و نشر الهىنامه عطار؛ ويرايش سوانحالعشاقِ احمد غزالى[50] (درباره اهميت و كيفيت كار ريتر در ويرايش اين اثر   غزالى، مقدمه پورجوادى، ص هفت ـ نه؛ نيكبين، ج 1، ص530)؛ تنقيح، ترجمه و نشر اسرارالبلاغة، از عبدالقاهر جرجانى، كه ريتر سى سال از عمر خود را بر سر آن گذارد (براى اطلاع بيشتر   پلسنر، ص 14، 16)؛ >«آغاز فرقه حروفيه»<[51] ، درباره زندگى فضلاللّه حروفى* و دعوى الوهيت، تعاليم و كتابهاى او (براى ترجمه فارسى اين مقاله   ريتر، 1341ش، ص 319ـ393)؛ درياى جان: انسان، جهان و خدا در داستانهاى عطار[52] ، يكى از ماندگارترين آثار در عرصه عطارپژوهى و عرفان اسلامى. ريتر پس از معرفى دقيق و فشرده چهار اثر مهم عطار، يعنى الهىنامه، اسرارنامه، مصيبتنامه، و منطقالطير، و ارزيابىِ اجمالى هريك، انديشهها و ديدگاههاى شيخ را در سى فصل تقسيمبندى موضوعى كردهاست. كتاب درياى جان با ترجمه عباس زرياب و مهرآفاق بايبوردى در 1374ش به فارسى ترجمه و منتشر شدهاست. بهنظر مىرسد از ميان همه بزرگانى كه ريتر درباره آثارشان تحقيق كرده، عطار جاذبه خاصى براى او داشتهاست. او آثار اين انديشمند را از زواياى مختلف بررسى كردهاست، اما درونمايه عقلاءالمجانين در آثار عطار براى او جذابيت خاصى داشتهاست، بهگونهاى كه آن را دستمايه بخشى از تتبعات خود قرار داده و مقالههاى شيرين و آموزندهاى درباره آنها نوشتهاست (براى نمونه   «ديوانگان در آثار عطار: بخشى از كتاب درياى جان»، ترجمه عباس زرياب خويى، معارف، دوره 4، ش 2، مرداد ـ آبان 1366، ص 129ـ149؛ «نزاع ديوانگان با خدا»، ترجمه نصراللّه پورجوادى، نشر دانش، سال 7، ش 3، فروردين و ارديبهشت 1366، ص 154ـ165)؛ >قراگوز: خيمهشب ]يا سايه[ بازى تركى<[53] (در سه جلد؛   گروبر، ص 5، 7؛ نيكبين، ج 1، ص 529)؛ ويرايش و نشر مشارق انوارالقلوب و مفاتيح اسرارالغيوب، از عبدالرحمانبن محمد دبّاغ، همراه با مقدمهاى از ريتر درباره عشق عرفانى و كتابهاى ديگرى كه پيش از سوانح احمد غزالى در باب عشق نوشته شده بودند (براى ترجمه فارسى اين اثر سده هفتمى   دبّاغ، مقدمه ريتر، ص 7ـ12)؛ ترجمه كتاب پاتنجلى از ابوريحان بيرونى (براى معرفى اين اثرِ هندى   پاتانجلى، مقدمه صدوقىسها، ص پنج ـ بيستوهفت؛ براى شناخت بيشتر و نمونهاى از اصل عربى پاتنجلى  ← ريتر، 1349ش، ص 27ـ31؛ براى فهرستى از آثار او  ← عقيقى، ج 2، ص 796ـ797؛ ماير، ص 198). از واپسين پژوهشهاى ريتر ثبت و ضبط زبان گفتارى مسيحيان يعقوبىمذهب طورعابدين (يا عبدين) در سوريه بود كه تا آن زمان به كتابت درنيامده بود. ريتر زمانى سرگرم اين كار بود كه به كمشنوايى دچار شده بود و در سراشيبى زندگى بود. حاصل اين پژوهش كتابى در پنج مجلد با نام >تورويو: درباره زبان مسيحيان سورى در منطقه طورعابدين<[54] بود. مجلد پنجم، كه درواقع واژهنامه كتاب بود، يك ماه پيش از درگذشت مؤلف پايان يافت. او در كنار اين پژوهش، براى ضبط متونى از كردى كُرمانجى روى نوار تلاش مىكرد (ماير، ص 199).


منابع : عبدالرحمان بدوى، موسوعة المستشرقين، بيروت 1993؛ پاتانجلى ]مجموعه حكمتهاى هندويى[، ترجمه ]بهعربى[ از ابوريحان بيرونى، چاپ هلموت ريتر، تصحيح مجدد منوچهر صدوقىسها، تهران : پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1379ش؛ عبدالرحمانبن محمد دبّاغ، عشق اصطرلاب اسرار خداست: مشارق انوارالقلوب و مفاتيح اسرارالغيوب، چاپ ه . ريتر، ترجمه قاسم انصارى، تهران 1379ش؛ هلموت ريتر، «آغاز فرقه حروفيه»، ترجمه حشمت مؤيد، فرهنگ ايران زمين، ج10 (1341ش)؛ همو، «ترجمه ابوريحان بيرونى از كتاب پاتانجل»، معارف اسلامى، ش 11 (خرداد 1349)؛ همو، «ترجمه كتاب پاتانجلى از ابوريحان بيرونى: خطابه آقاى پروفسور ريتر (آلمان) در جلسه صبح روز شنبه چهارم ارديبهشتماه 1333»، در جشننامه ابنسينا، ج 2، تهران: انجمن آثار ملى، 1334ش؛ نجيب عقيقى، المستشرقون: موسوعة فى تراث العرب، مع تراجم المستشرقين و دراساتهم عنه، منذالف عام حتىاليوم، ]قاهره[ 1964ـ1965؛ احمدبن محمد غزالى، سوانح، چاپ نصراللّه پورجوادى، تهران 1359ش؛ فريتس ماير، «هلموت ريتر»، ترجمه س.مهاجر قمى، آينده، سال 11، ش 4ـ5 (تير ـ مرداد 1364)؛ نصراللّه نيكبين، فرهنگ جامع خاورشناسان مشهور و مسافران به مشرقزمين، تهران 1379ش؛ سوزان وكيلزاده، «فريتس ماير: پنجاه سال تحقيق بىوقفه»، نشر دانش، سال 13، ش 4 (خرداد و تير 1372)؛


ErnestA.Gruber,"Verzeichnis der Schriften von Hellmut Ritter",Oriens,vol.18-19(1965-1966);FritzMeier,"Hellmut Ritter", Der Islam, vol.48, no.2 (Feb. 1972); Martin Plessner, "Hellmut Ritter: 1892-1971", ZDMG, vol. 122 (1972); R. Sellheim, "Dem Meister Freunde und Kollegen Hellmut Ritter widmen zu seinem siebzigsten Geburtstage am 27. Februar 1962 in Verechrung und Dankbarkeit", Oriens, vol.18-19 (1965-1966); Richard Walzer, "Hellmut Ritter", in ibid, vol. 23-24 (1974).


/ مجدالدين كيوانى /


1. Ritter, Hellmut 2. Lichtenau 3. Hessen 4. Meier 5. Kassel 6. Martin-Luther-Universität Halle-Wittenberg 7. Carl Brockelmann 8. Paul Kahle 9. Strassburg 10. Carl Heinrich Becker 11. Theodor Nöldeke 12. Enno Littmann 13. Samuel Landauer 14. Aby Warburg 15. Das Seminar für Geschichte und Kultur des Orients 16. Universität Hamburg 17. Walzer 18. Universität Bonn 19. "Ein arabisches Handbuch der Handelswissenschaft" 20. Der Islam 21. Plessner 22. Deutschen Morgenländischen Gesellschaft 23. Iè stanbul Üniversitesi 24. Oriens 25. "Kurm¦anci-Texte aus dem T¤ ¦ur ‘Abdîn" 26. Universität Frankfurt 27. UNESCO 28. Herbert Duda 29. Ahmed Ateí 30. Sellheim 31. University of Oxford 32. University of Cambridge 33. Gruber 34. British Academy 35. Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland 36. Türk dil kurumu 37. Islamic Research Association 38. Deutsches Archäologisches Institut 39. American Oriental Society 40. New Haven 41. Real Academia delas Buenas Letras 42. The Encyclopaedia of Islam 43. Philologika 44. Bibliotheca Islamica 45. Mesopotamische Studien 46. Al Ghasâli: Das Elixier der Glückseligkeit 47. Über die Bildersprache Ni¤z¦am¦ is 48. Kleine Beiträge zur osmanischen Grammatik und Stilistik aus der Dolmetscherpraxis 49. Jan Rypka 50. Ahmad Ghazzali: Aphorismen über die L iebe 51. "Die Anfänge der H¤ urufi-Sekte" 52. Das Meer der Seele Mensch, Welt und Gott in den Geschichten des Far¦ idudd¦ in ‘A¤ t¤ t¦ar 53. Karagös: Türkische Schattenspiele 54. T¦ur¦oyo: die Volkssprache der syrischen Christen des T¦ur ‘Abdîn

نظر شما
مولفان
مجد الدین کیوانی ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده