رودس

معرف

جزيرهاى يونانى در جنوب شرقى درياى اژه كه چهار قرن تحت حاكميت عثمانى بود.
متن

 رودُس (يا رودِس)، جزيرهاى يونانى در جنوبشرقى درياى اژه كه چهار قرن تحت حاكميت عثمانى بود. اين جزيره در يونانى رودُس[1] ، در لاتين رودِس[2] و در ايتاليايى رودى[3] خوانده مىشود. رودس در هجده كيلومترى سواحل جنوبغربى تركيه قرار دارد (د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه؛ براى ضبط عربى نام رودس   ياقوت حَمَوى، ذيل مادّه؛ براى ريشهشناسى نام رودس و ديگر نامهاى اين جزيره   گرن[4] ، ص 57ـ63). رودس با 400،1 كيلومتر مربع مساحت، در زمره مجمعالجزاير اُنايكىآدا*/ دودكانز[5] بهشمار مىرود. بلندترين نقطه جزيره، قله آتاويرس[6] با 215،1 متر ارتفاع است. نام شهر اصلى جزيره (واقع در شمالىترين بخش آن) نيز رودس است ( مركز آمار يونان[7] ، ص 28؛ د.اسلام، همانجا). جزيره رودس بهسبب قرارداشتن بر مسيرهاى دريايى بين شرق مديترانه و درياهاى اژه، سياه و آدرياتيك همواره حائز اهميت بودهاست (باسورث[8] ، ص 158). در زمان خلافت عثمانبن عفّان، مسلمانان به فرماندهى معاويةبن ابىسفيان به اين شهر حمله كردند، ولى فتح آن در دوره خلافت معاويه (حك : 41ـ 60)، در سال 52 صورت گرفت (تئوفانس[9] ، ص 44؛ بَلاذُرى، ص 330؛ ابناعثم كوفى، ج 2، ص 352ـ354؛ قس طبرى، ج 5، ص 288، 322، كه اين فتح را در سال 53 دانسته و به نقل از واقدى، سال 60 را بيان كردهاست؛ براى نقدى بر اين گزارشها   باسورث، ص 159ـ160). در پى امضاى معاهدهاى ميان معاويه و كنستانتين/ قسطنطين چهارم[10] ، امپراتور روم شرقى، در اواخر خلافت معاويه، رودس رسمآ به امويان واگذار شد (تئوفانس، ص54؛ فتحىعثمان، كتاب2، ص52؛ تريدگولد[11] ، ص 327)، بااينحال يزيدبن معاويه (حك : 60ـ64)، براى كاهش تنش در مناسبات با روم شرقى، دستور تخليه اين جزيره را صادر كرد ( بلاذرى، همانجا). از آن پس، رودس بارها در معرض حملات پراكنده امويان قرار گرفت. در 191، عباسيان نيز به جزيره رودس حمله كردند، اما موفق به گشودن قلعه آن نشدند (تئوفانس، ص 164). رودس در دوره جنگهاى صليبى به يكى از پايگاههاى دريايى صليبيان بدل شد. در 600/ 1204، در پى جنگ چهارم صليبى كه قسطنطنيه به تصرف صليبيان درآمد ( جنگهاى صليبى*)، رودس يكچند مستقل گرديد و سپس امپراتورى نيقيه/ ازنيق، ونيز و جنووا[12] بر سر آن به مناقشه برخاستند. در 699/ 1300، مسعودبيگ، امير منتشااوغوللرى*، بخشى از جزيره رودس را بهتصرف درآورد (باسورث، ص 161؛ دوغان[13] ، ص 71)، اما در 710/ 1309، نيروهاى اِسبِتاريّه (شهسواران مهماننواز[14] ) با درهمشكستن مقاومت يونانيان و تركان، رودس و جزاير پيرامون آن را فتح كردند ( لوترل[15] ، ص 285؛ اسبتاريه*). موقعيت رودس، نفوذ فاتحان را در درياى اژه و شرق درياى مديترانه گسترش مىداد تا به كرانههاى آسياى صغير، سوريه و مصر هجوم برند (مولر ـ وينر[16] ، ص 38ـ39؛ وذينانى، ص 13ـ14). بدلشدن رودس به پايگاهى براى راهزنى دريايى برضد بازرگانى مسلمانان، سيفالدين ملكظاهر چَقْمَق* (حك : 842ـ857، از مماليك برجيه) را در 844 واداشت تا به اين جزيره حمله كند، اما لشكركشيهاى وى در آن سال و همچنين در 846 و 848 براى تسخير اين جزيره موفقيتآميز نبود ( ابنتَغرى بِردى، ج 15، ص 341ـ343، 360ـ363). با بسط نفوذ دولت عثمانى در آسياى صغير و بالكان، دورهاى طولانى از مناسبات پرفرازونشيب سياسى، نظامى و بازرگانى ميان عثمانيان و اسبتاريه رودس آغاز شد (براى گزارشى مستند از اين مناسبات   واتين[17] ، 2000). سلطانمحمد فاتح (حك : 855ـ886) نيز بهسبب اهميت نظامى و تجارى رودس درصدد تسخير اين جزيره برآمد؛ بدينترتيب، نيروى دريايى عثمانى در 858 عمليات نظامى خود را برضد اسبتاريه رودس آغاز كرد كه بىنتيجه ماند. همچنين در 885 ناوگانى به فرماندهى مسيحپاشا* براى فتح رودس فرستاده شد، اما او نيز پس از حدود دو ماه محاصره رودس كارى ازپيش نبرد ( بدليسى، گ 213رـ216ر؛ اروجبيگبن سلطان علىبيگ، ص 131). در 887/ 1482، پيمان صلحى ميان اسبتاريه رودس و بايزيد دوم (حك : 886ـ918) داير بر تضمين فعاليتهاى بازرگانى دو طرف منعقد شد. همچنين اسبتاريه رودس متعهد شدند سالانه در قبال دريافت مبلغى از سلطان عثمانى، بر فعاليتهاى جمسلطان* ــشاهزاده شورشى عثمانى كه به آنها پناهنده شده بودــ نظارت كنند. ناكامى عثمانيان در فتح رودس موجب تحكيم موقعيت اسبتاريه رودس گرديد و حتى در آغاز سده دهم/ شانزدهم، رودس به ائتلاف صليبى دولتهاى اروپايى برضد عثمانى پيوست (روسى[18] ، ص 327، 329). با قدرتيافتن سليم اول (حك : 918ـ926)، مناسبات دولت عثمانى با رودس وارد مرحله تازهاى شد. سياستهاى توسعهطلبانه سليم، تكاپوهاى اسماعيل اول صفوى (حك : 905ـ930) و مماليك را براى اتحاد با رودس برانگيخت. ازسوى ديگر، با فتح شام و مصر به دست عثمانيها، تأمين امنيت مسير دريايىِ بين آناطولى و اين سرزمينها و درنتيجه تسخير رودس ضرورت يافت. البته مرگ سليم در 926، فرصت حمله به رودس را از وى گرفت (حاجىخليفه، گ10پ ـ11ر؛ نيز   روسى، ص 332ـ 335). در رمضان 928/ ژوئيه 1522، در زمان حكومت سليمان قانونى*، بندر رودس به محاصره ناوگان عثمانى درآمد و در صفر 929/ دسامبر 1522، طرفين توافق كردند تا در برابر تسليم قلعه رودس، عثمانيان به اسبتاريه امان دهند تا با اموالشان جزيره را ترك كنند. همچنين دولت عثمانى متعهد به حفظ امنيت و آزادى مذهبى اهالى رودس شد (>«روزنامه لشكركشى سلطان سليمان قانونى به رودس»<[19] ، ص60، 67ـ68؛ براى وقايعنگارى فتح رودس   جلالزاده[20] ، 2013؛ همچنين براى پژوهشى درباره رودس در قرن دهم   سونگور[21] ، 1999). پس از آنكه عثمانيان رودس را فتح كردند، اين جزيره اهميت پيشين سياسى، نظامى و بازرگانى خود را از دست داد (د.اسلام، همانجا؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). اهالى مسيحى شهر رودس، بنابر ملاحظات امنيتى، در خارج از قلعه يا در روستاهاى اطراف اسكان يافتند و نظاميان عثمانى و اتباع مسلمان، جايگزين آنان شدند. مدتى بعد، اين جزيره بهصورت سنجاقى از توابع ايالت جزاير بحر سفيد (قَپودانپاشا*) درآمد (توران[22] ، ص 78؛ دوغان، ص 74ـ75). اولياچلبى، كه در اواخر قرن يازدهم رودس را ديده، شهر رودس را داراى 24 محله ذكر كردهاست كه از آن ميان، چهار محله يونانىنشين و دو محله يهودىنشين بودند. او همچنين ضمن اشاره به وجود 36 مسجد در شهر رودس، از كليساى سنجووانى[23] ياد كردهاست، كه عثمانيان آن را به جامع كبير بدل كرده بودند و معروف بود كه مدفن حضرت يحيى عليهالسلام در آنجا قرار داشت ( ج 9، ص 243). با الحاق رودس و جزاير اطراف آن به قلمرو عثمانى، امتيازات ادارى، مالى و قضائى به ساكنان اين جزاير (بهاستثناى دو جزيره رودس و استانكوى/ كوس[24] ) داده شد و آزاديهاى دينى و فرهنگى ايشان تضمين گرديد. درواقع جزاير مزبور داراى نوعى استقلال نسبى در چهارچوب دولت عثمانى بودند (توران، ص 79ـ80). با تضعيف دولت عثمانى، اين امر به فرصتى براى مداخلهجوييهاى دولتهاى اروپايى بدل گشت و در معاهدات كوچوك قينارجه* (1188/ 1774) و بخارست (1227/ 1812)، دولتهاى اروپايى درصدد حمايت از اهالى مسيحى رودس و جزاير درياى اژه برآمدند (همان، ص 82ـ83). درپى بروز شورش در موره* (پلوپونز[25] ) در قرن سيزدهم/ نوزدهم، يونانيان رودس نيز خواستار استقلال از دولت عثمانى شدند. دولت عثمانى نيز با اعزام نيروى نظامى درصدد تسلط بر اوضاع برآمد. اگرچه يونان با حمايت بريتانيا، فرانسه و روسيه به استقلال دست يافت، بنابر تصميم اين دولتها، جزيره رودس همچنان جزو متصرفات دولت عثمانى باقى ماند. بااينحال، سه قدرت اروپايى مذكور در 1245/ 1830 بار ديگر بر حمايت از اهالى مسيحى رودس در برابر دولت عثمانى تأكيد كردند (همان، ص 83). بههررو، با ايجاد تغييراتى در تقسيمات ادارى عثمانى، ايالت جزاير بحر سفيد ــكه شامل رودس بهعنوان مركز اين ايالت مىشدــ در 1284/ 1867 به ولايت تبديل شد؛ اما مركز اين ولايت گاه رودس و گاه جزيره ساقز* بود. تا اينكه در 1293/ 1876، مركزيت رودس تثبيت گرديد (دوغان، ص 77ـ78؛ اونال[26] ، ص 257ـ258؛ براى تشكيلات سياسى و ادارى رودس در دوران متأخر عثمانى   ارنچ[27] ، ص60ـ160). اين اقدامات دولت عثمانى، كه براى تمركزگرايى و اصلاح ساختار سياسى و ادارى بود، اعتراض ساكنان مسيحى رودس و ديگر جزاير درياى اژه و درخواست آنها را براى مداخله دولتهاى خارجى درپى داشت (توران، ص 84). در ابتداى قرن چهاردهم، جزيره رودس ــبه غير از شهر رودس ــ شامل 45 روستا بود و از نظر ادارى چند جزيره مجاور نيز از ملحقات رودس بهشمار مىرفتند. استحكامات دفاعى شهر رودس همچنان پابرجا بود و در داخل قلعه شهر، سربازخانهاى بزرگ، اسلحهخانه، بيمارستان نظامى، زندان و چند پاسگاه وجود داشت. در اين زمان، شهر رودس داراى 27 مسجد، سه خانقاه، پنج مدرسه، سه گرمابه و بيش از ششصد دكان بود و غير از اقليتى يهودى، بيشتر جمعيت شهر را مسلمانان تشكيل مىدادند. بااينحال، از حدود 000،35 تن جمعيت جزيره رودس، اكثريت از آن يونانيان بود و مسلمانان فقط 7 1 جمعيت جزيره را تشكيل مىدادند. براساس سرشمارى صورتگرفته در ابتداى دهه 1310/ 1890، جمعيت سنجاق رودس (متشكل از جزيره رودس و جزاير استانكوى، سومبكى/ سومى[28] ، الياكى/ تيلوس[29] ، قاشوط/ كاسوس[30] ، كرپه/ كارپاتوس[31] ، ميس[32] و انجرلى[33] / نيسوروس) 075،51 تن، شامل 383،41 يونانى، 763،6 مسلمان و 713،2 يهودى، بود ( سامى، ذيل «ردوس»؛ جزائر بحر سفيد سالنامهسى، 1312، ص 241، 318ـ319، 1318، ص 206ـ207؛ درباره نمونهاى از گزارش اروپاييان از جمعيت رودس در اواخر قرن سيزدهم/ نوزدهم و اوايل قرن چهاردهم/ بيستم   گرن، ص 37؛ براى اطلاع بيشتر درباره جمعيت رودس   ارنچ، ص 179ـ261). پس از اعلام مشروطيت دوم (1326/ 1908)، حكومت عثمانى درصدد الغاى امتيازات سياسى و مالى ساكنان مسيحىِ جزاير درياى اژه برآمد. اين امر اعتراض اهالى مسيحى را برانگيخت و نهايتآ در 1328/ 1910، دولت عثمانى دريافت مالياتهاى جديد از سكنه رودس و جزاير اطراف آن را لغو كرد (توران، ص 85). در اثناى جنگ بين نيروهاى ايتاليا و عثمانى، در 1330/ 1912 نيروهاى ايتاليايى در جزيره رودس پياده شدند و بدون برخورد با مقاومت جدّى، شهر رودس را تصرف كردند (همان، ص 89ـ90؛ كورتجبهه[34] ، ص210ـ212). با آنكه در مذاكرات محرمانه اوشى[35] در لوزان ميان نمايندگان عثمانى و ايتاليا در شوال 1330/ اكتبر 1912، ايتاليا با تخليه رودس موافقت كرد، اما سرنوشت جزاير درياى اژه سرانجام به تصميمگيرى قدرتهاى اروپايى منوط شد و بهاينترتيب، وضع جزيره رودس نيز در ابهام باقى ماند؛ البته دولت يونان مىكوشيد تا با فعاليتهاى سياسى، اين جزيره را به قلمرو خود منضم كند (توران، ص100ـ102؛ هايتا[36] ، ص 142ـ144). طبق سرشمارى ايتالياييها، پس از اشغالكردن جزيره رودس، جمعيت اين جزيره حدود سىهزار تن بود كه از آن ميان بيش از هفدههزار يونانى، حدود 500،6 مسلمان و بيش از چهارهزار يهودى بودند (توران، ص 81ـ82). در جنگ جهانى اول (1332ـ1337/ 1914ـ1918) رودس در اشغال ايتاليا باقى ماند؛ بااينحال، اختلاف ايتاليا و يونان بر سر تملك رودس، پس از پايان جنگ نيز ادامه يافت. با امضاى پيمان سور[37] *، در 1338/ 1920 ميان دولت عثمانى و كشورهاى پيروز در جنگ جهانى اول، جزيره رودس رسمآ به ايتاليا واگذار شد. اين واگذارى در پيمان لوزان[38] * در 1302ش/ 1923 نيز تأكيد شدهاست. بهاينترتيب، رودس در قالب «جزاير ايتاليايى درياى اژه»[39] به قلمرو ايتاليا منضم شد (همان، ص 113ـ114). در دوران حاكميت ايتالياييها در رودس، مسلمانان از جوامع دينى رسمى اين جزيره بهشمار مىرفتند كه حق انتخاب اعضاى انجمن خود را داشتند و داراى سرپرست، مفتى و مدير اوقاف بودند (كائورينكوسكى[40] ، ص 53، 60). مسلمانان رودس، بهخصوص در دوران فرماندارى ماريو لاگو[41] (1301ـ1315ش/ 1922ـ1936)، آزادى نسبى داشتند و در همين سالها، روزنامه سلام را با همكارى يهوديان رودس به زبان تركى منتشر مىكردند (ارنچ، ص 414ـ415؛ براى تكنگارى درباره روزنامه سلام   اراكچى[42] ، 2012). پيوستن ايتاليا به دولتهاى محور در جنگ جهانى دوم (1318ـ1324ش/ 1939ـ1945) و متعاقبآ ورود نيروهاى آلمان به رودس، منجر به تصميم متفقين براى واگذارى جزاير درياى اژه به يونان شد. اين امر پس از پايان جنگ جهانى محقق گرديد و در سال 1326ش/ 1947 جزيره رودس رسمآ به يونان منضم شد (توران، ص 119). پس از الحاق رودس و جزاير اطراف آن به يونان، دولت اين كشور مسلمانان آنجا را بهعنوان اقليتى دينى بهرسميت نشناخت. بهاينترتيب، مسلمانان رودس از توافق تركيه و يونان بر سر امتيازات و حقوق اقليتهاى دينى مندرج در پيمان لوزان بىبهره ماندند. افزايش اختلاف ميان تركيه و يونان بر سر جزيره قبرس در دهههاى 1340ـ1350ش/ 1960ـ1970، موجب تشديد فشارها بر مسلمانان رودس و درنتيجه، مهاجرت بسيارى از آنها به تركيه شد (كائورينكوسكى، ص 53، 55، 60). در اين سالها، به ابنيه و موقوفات اسلامى رودس بىتوجهى شد و شمارى از مساجد به كليسا تبديل شدند. امروزه، دوازده مسجد در رودس وجود دارد كه فقط يكى از آنها، مسجد ابراهيمپاشا، براى برگزارى نمازهاى يوميه داير است ( همان، ص 58ـ60). از حدود دهه 1370ش/ 1990 در پى توجه سازمانهاى اروپايى به حقوق اقليتها و همچنين توسعه مناسبات سياسى آتن و آنكارا، اوضاع مسلمانان رودس رو به بهبود نهاد. در 1379ش/ 2000، انجمن مسلمانان رودس با نام اخوت اسلامى[43] تشكيل شد كه برگزارى اعياد اسلامى و كلاسهاى زبان تركى ازجمله فعاليتهاى آن بود (همان، ص 61). بنابر سرشمارى 1380ش/ 2001، جمعيت جزيره رودس بيش از صدهزار تن بودهاست و شمار مسلمانان بين 000،3 تا 500،3 تن تخمين زده مىشود (مركز آمار يونان، ص 47؛ كائورينكوسكى، ص 54). از دوره عثمانى آثارى در جزيره رودس بهجا ماندهاست، ازجمله: مسجد سليمانيه/ سليمانخان و مسجد ابراهيمپاشا؛ گرمابه يِنىحمام و مسجد رجبپاشا متعلق به قرن دهم؛ مجموعه مرادرئيس متعلق به قرن يازدهم، شامل مسجد، قبرستان و مقبره مرادرئيس، كه تا 1353ش/ 1974 دفتر مفتى رودس نيز در آنجا داير بود؛ مسجد و آرامگاه بوريزن علىبابا[44] / علىدده، از مشايخ طريقت گلشنى در قرن دهم؛ مسجد سلطانمصطفى متعلق به قرن دوازدهم و كتابخانه حافظ احمدآقا متعلق به قرن سيزدهم ( اولياچلبى، ج 9، ص246ـ 248؛ رودوسلو[45] ، 1945؛ چليككل[46] ، 1992؛ كانتاكى[47] ، ص 87ـ99؛ بارنز[48] ، ص 387ـ420؛ محمد عبدالودود[49] ، ص 24ـ90؛ آثار تاريخى عثمانى[50] ، 2015). آرامگاه شمارى از شاهزادگان خانات كريمه* كه به رودس تبعيد شده بودند، نيز در اين جزيره قرار دارد (رودوسلو، ص 52ـ 64). همچنين مقبرهاى منسوب به صفىميرزا، فرزند شاهسلطان حسين صفوى، در رودس واقع شدهاست («قبر امير ايرانى فى جزيره رودس»، ص 3؛ رودوسلو، ص 35ـ38؛ آثار تاريخى عثمانى، 2015).


منابع : ابناعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شيرى، بيروت 1411/ 1991؛ ابنتَغرى بِردى؛ اوروجبيگبن سلطانعلىبيگ، تواريخ آلعثمان، چاپ بابينگر، هانوور 1925؛ اولياچلبى؛ ادريس بدليسى، هشت بهشت، نسخه خطى كتابخانه مدرسه عالى سپهسالار، ش 1636؛ بَلاذُرى (بيروت)؛ جزائر بحر سفيد سالنامهسى، رودس 1312 و 1318؛ مصطفىبن عبداللّه حاجىخليفه، تحفةالكبار فى اسفارالبحار، چاپ سنگى قسطنطنيه [استانبول] 1141؛ سامى؛ طبرى، تاريخ (بيروت)؛ فتحى عثمان، الحدود الاسلامية البيزنطية بين الاحتكاك الحربى و الاتصال الحضارى، قاهره [? 1966]؛ «قبر امير ايرانى فى جزيرة رودس»، الفتح، سال 1، ش 2 (ذيحجه 1344)؛ ولفگانگ مولر ـ وينر، القلاع: ايامالحروب الصليبية، ترجمة محمدوليد جلاد، دمشق 1404/ 1984؛ خلف وذينانى، الفتح العثمانى لجزيرة رودس: 929ه / 1523م، مكه 1418/ 1997؛ ياقوت حَمَوى؛ .


John Robert Barnes, "The tekye of Mur¦ad Ra‘¦ âs on Rhodes", in Sufism and Sufis in Ottoman society, ed. Ahmet Yaíar Ocak, Ankara: Turkish Historical Society, 2005; Clifford Edmund Bosworth, "Arab attacks on Rhodes in the pre-Ottoman period", Journal of the Royal A siatic Society, vol.6, no.2 (July 1996); Celalzâde, Celalzâde’nin Rodos fetihnamesi (inceleme-metin), ed. Murat Yâldâz, Iè stanbul 2013; Zeki Çelikkol, Rodos’taki Türk eserleri ve tarihçe, Ankara 1992; Cabir Do§gan, "Fethinden kaybâna Rodos (1522-1912)", Süleyman Demirel Üniversitesi Fen-Edebiyat Fakültesi Sosyal Bilimler dergisi, no. 30 (Dec. 2013); EI2, s.v. "Rodos" (by S. Soucek); Victor Guérin, Ile de Rhodes, Paris 1880; Necdet Hayta, "Rodos ile 12 ada’nân Iè talyanlar tarafândan iígali ve iígalden sonra adalarân durumu (1912-1918)", Osmanli tarihi araítirma ve uygulama merkezi dergisi, no.5 (1994); Hellenic Statistical Authorithy, Statistical yearbook of Greece, Piraeus 2011; Eleni Kanetaki, "The still existing Ottoman hamams in the Greek territory", Middle East Technical University Journal of the Faculty of A rchitecture, vol.21, no. 1-2 (2005); "Kanuni Sultan Süleyman’ân Rodos seferi ruznamesi", ed. M. Akif Erdog§ ru, Tarih incelemeleri dergisi, vol. 19, no.1 (July 2004); Kira Kaurinkoski, "The Muslim communities in Kos and Rhodes: reflections on social organization and collective identities in contemporary Greece", in Balkan encounters: old and new identities in South-eastern Europe, ed. Jouko Lindstedt and Max Wahlström, Helsinki: University of Helsinki, 2012; Iè srafil Kurtcephe, "Rodos ve oniki ada’nân Iè talyanlarca iígali", Osmanli tarihi araítirma ve uygulama merkezi dergisi, no.2 (1991); Anthony Luttrell, "The hospitallers at Rhodes, 1306-1421", in A history of the Crusades, vol.3, ed. Kenneth M. Setton, Wisconsin: The University of Wisconsin Press, 1975; Mohamed Abd-el Wadood, "The Ottoman mosques in the old town of Rhodes Island", Ph.D. thesis, National & Kapodistrian University of Athens, 2010; Meryem Orakçâ, Rodos Müslümanlari: Selam gazetesi, 1926-1936, ed. Bülend Tuna, Iè stanbul 2012; Ali Fuat Örenç, Yakindönem tarihimizde: Rodos ve oniki ada, Iè stanbul 2006; Celâlettin Rodoslu, Rodos ve Iè stanköy adalarinda gömülü tarihî simalar, Ankara 1945; Ettore Rossi, "The hospitallers at Rhodes, 1421-1523", in A history of the crusades, ibid; Savaí Songur, "XVI.yüzyâlda Rodos adasâ ve Akdeniz’deki önemi", Yüksek lisans tezi, Marmara Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü, 1999; Theophanes, The chronicle of Theophanes: an English translation of anni mundi 6095-6305 (A .D. 602-813), with introduction and notes byHarryTurtledove,Philadelphia 1982;Traces ofOttoman. Retrieved Sept.13, 2015, from Ottoman. mfa. gov. tr/ Kategori2.aspx?k= 3ab6dae9-2f15-43e3-8812-83ce 19477 d1a&g= 41f60119- 8574- 4d23- b500- 29d8b5c67247; Warren Treadgold, A history of the Byzantine state and society, Stanford, Calif. 1997; ìerafettin Turan, "Rodos ve 12 ada’nân Türk hâkimiyetinden çâkâíâ", Belleten, no.113 (1965); TDVIè A , s.v. "Rodos" (by Machiel Kiel); Ayhan Afsin Ünal, "XVI. ve XVII. yüzyâllarda cezayir-i Bahr-i Sefid (Akdeniz-Ege adalarâ) ya da Kapdan paía eyaleti", Erciyes Üniversitesi Sosyal Bilimler Enstitüsü dergisi, no. 12 (2002); Nicolas Vatin, Rodos ìövalyeleri ve  Osmanlilar: do§gu A kdeniz’de savaí, diplomasi ve korsanlik, 1480-1522, tr. Tülin Altânova, Iè stanbul 2004.


/ على كاليراد /




۱. Pódos ۲. Rhodes ۳. Rodi ۴. Guérin ۵. On iki ada/ Dodecanese ۶. Attavyros ۷. Hellenic Statistical Authority ۸. Bosworth ۹. Theophanes ۱۰. Constantine IV ۱۱. Treadgold ۱۲. Genoa ۱۳. Do§gan ۱۴. Hospitallers ۱۵. Luttrell ۱۶. Wolfgang Muller-Wiener ۱۷. Vatin ۱۸. Rossi ۱۹. "Kanuni Sultan Süleyman’ân Rodos seferi ruznamesi" ۲۰. Celalzâde ۲۱. Songur ۲۲. Turan ۲۳. San Giovanni ۲۴. Iè stanköy/ Kos ۲۵. Mora (Peloponnesus) ۲۶. Ünal ۲۷. Örenç ۲۸. Sömbeki/ Symi ۲۹. Iè lyaki/ Tilos ۳۰. Kaíut/ Kasos ۳۱. Kerpe/ Karpathos ۳۲. Meis ۳۳. Iè ncirli/ Nisyros ۳۴. Kurtcephe ۳۵. Ouchy ۳۶. Hayta ۳۷. Treaty of Sèvres ۳۸. Treaty of Lausanne ۳۹. Isole italiane dell’Egeo ۴۰. Kaurinkoski ۴۱. Màrio Lago ۴۲. Orakçâ ۴۳. Musulmaniki Adelfotis ۴۴. Borizen Ali Baba ۴۵. Rodoslu ۴۶. Çelikkol ۴۷. Kanetaki ۴۸. Barnes ۴۹. Mohamed Abd-el Wadood ۵۰. Traces of Ottoman




 


 

نظر شما
مولفان
علی کالیراد ,
گروه
آسیای صغیر و بالکان ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده