رمضان اوغوللری

معرف

از خاندانهاى حكومتگر تركمان در منطقه چقوراووه (كيليكيه*) در جنوب‌شرقى آناطولى، از حدود اواسط قرن هشتم تا يازدهم.
متن

رمضان‌اوغوللرى[۱] ، از خاندانهاى حكومتگر تركمان در منطقه چقوراووه[۲] (كيليكيه*)[۳] در جنوب‌شرقى آناطولى، از حدود اواسط قرن هشتم تا يازدهم. خاندان رمضان‌اوغوللرى يكى از حدودآ بيست خاندانى است كه در پى افول و فروپاشى حكومت سلجوقيان روم در اواخر قرن هفتم، در نواحى مختلف آناطولى سربرآوردند و غالبآ حكومتى نيمه‌مستقل داشتند. آنان طولانى‌ترين دوره حكومت را بين خاندانهاى آناطولى داشتند (← د.ا.ترك، ج ۱۲، بخش ۲، ص ۲۸۰ـ۲۸۶). خاندان رمضان‌اوغوللرى نيز مانند همه اين خاندانها، كه ملوك‌الطوائف خوانده مى‌شدند، نام خود را به بيگ‌نشينِ (بيگليك*) محل حكومتشان دادند (نهادى[۴] ، ]بخش ۱[، ص ۲؛ لين ـ پول[۵] و همكاران، ج ۲، ص ۳۷۱؛ يوجل[۶] ، ج ۱، ص ۱؛ اوزى[۷] ، ج ۱، ص ۲۷۰). در اين بين، دو بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى و ذوالقدر/ ذوالقدريه* كه به‌عنوان البلاد الشمالية، حدود شمالى قلمرو مماليك* را تشكيل مى‌دادند، اهميت سوق‌الجيشى ويژه‌اى داشتند. حكومت مماليك نيز به كمك همين رمضان‌اوغوللرى در ۷۷۷ (يا ۷۸۰)، پادشاهى ارمنستان صغير را در منطقه چقوراووه نابود كرد و آنجا را به‌عنوان بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى جزو قلمرو خود درآورد (← ابن‌صيرفى، ج ۲، ص ۹۳؛ چتين[۸] ، ص VII، ۱؛ كوپرامان[۹] ، ص ۴۷۱؛ نيز ← ادامه مقاله). خاندان رمضان‌اوغوللرى از تيره يوركر[۱۰] ، از عشيره اوچ‌اوقِ[۱۱] قبيله تركمانان (از شاخه قومى تركان اُغز/ غُز*) بودند كه نياكانشان در قرن هفتم به‌سبب استيلاى مغولان، از آسياى مركزى به نواحى شامات و آسياى صغير گريخته بودند. آنان بعدها در اطراف طرسوس[۱۲] و ادنه[۱۳] (در منطقه چقوراووه) مستقر شدند و به‌مرور تحت رياست يوركر، پسر اوچ‌اوق، و در تابعيت مماليك مصر قرار گرفتند. خاندان رمضان‌اوغوللرى نام خود را از رمضان‌بيگ گرفته‌است كه يكى از پسران يوركر و جانشين او بود (عاشق‌پاشازاده، ص ۲۲۵ـ۲۲۶؛ نشرى، ص ۲۲۵؛ سعدالدين‌افندى، ج ۲، ص ۴۸؛ اوزون‌چارشيلى[۱۴] ، ص ۱۷۶). تاريخ ابتداى حكومت رمضان‌اوغوللرى دقيقآ معلوم نيست، اما نام رمضان‌بيگ ــكه مَقريزى (ج ۴، ص ۲۰۰) آن را به‌صورت رمضان التركمانى ذكر كرده‌است ــ نخستين‌بار در منابع در شرح حوادث سال ۷۵۴ آمده‌است كه در آن تاريخ، به‌سبب شورش زين‌الدين قره‌جه‌بيگ، حاكم بيگ‌نشين ذوالقدريه، بيگ‌نشين وى را سلطان مملوكى به رمضان‌بيگ داده بود (← مقريزى، ج ۴، ص ۱۷۸، ۱۸۰ـ۱۸۱، ۱۸۳، ۱۸۸؛ اوزون‌چارشيلى، همانجا؛ قوجه[۱۵] ، ص ۷۴۹؛ كورت[۱۶] ، ص ۸۱۶). البته به گفته برخى، تاريخ تأسيس رمضان‌اوغوللرى به‌صورت دولتى رسمى را بايد در حدود ۷۸۰، در دوره شهاب‌الدين احمدبيگ (← ادامه مقاله)، دانست (← سامى، ذيل «رمضان‌اوغلى دولتى»؛ لين ـ پول و همكاران، ج ۲، ص ۳۷۱، ۳۷۴؛ اوزى، ج ۱، ص ۲۷۰)؛ زيرا پادشاهى ارمنستان صغير در منطقه چقوراووه به‌طور كامل در حدود ۷۷۷ يا ۷۸۰ برچيده شد. ابن‌اياس، مورخ مصرى قرن نهم، نيز اطلاعات راجع‌به رمضان‌اوغوللرى را از ذيحجه ۷۸۰ به بعد داده‌است. او  همچنين ايشان را تركمانان ساكن سيس[۱۷] و آياس[۱۸] دانسته و نخستين‌بار از اسم رمضان به‌صورت «ابراهيم‌بن رمضان، مقدّم التركمان» ياد كرده‌است (← ابن‌اياس، ج ۱، قسم ۲، ص ۲۳۷ـ۲۳۸، ۲۹۲؛ قويونجواوغلو[۱۹] ، ص ۱۹؛ كوپرامان، همانجا؛ نيز ← ادامه مقاله). ظاهرآ رمضان‌بيگ در ۷۵۵، ديگر در قيد حيات نبود و پسرش ابراهيم نيز در تابعيت مماليك، بيگ‌نشين خود را اداره مى‌كرد. مماليك در ۷۶۰ ادنه را تسخير و آن را مركز اين بيگ‌نشين (← قوجه، همانجا)، شامل شهرهاى ادنه، سيس، مسيس[۲۰] ، آياس و پاياس[۲۱] ، قرار دادند (← مقريزى، ج ۴، ص ۲۰۰؛ عاشق‌پاشازاده، ص ۲۲۶؛ كورت؛ اوزون‌چارشيلى، همانجاها). ابراهيم به همراهى حاكم ذوالقدريه بر حكومت مماليك شوريد و حتى در ۷۸۰ يا ۷۸۱، مماليك را در آياس شكست داد (← ابن‌اياس، ج ۱، قسم ۲، ص ۲۳۷ـ۲۳۸؛ اينانچ[۲۲] ، ص ۲۲؛ قويونجواوغلو، ص ۱۹)، اما در ۷۸۵ در مقابل سپاه مماليك مغلوب و دستگير شد (← ابن‌اياس، ج ۱، قسم ۲، ص ۳۳۸ـ۳۴۰). پس از او برادرش، شهاب‌الدين احمد، به حكومت رسيد. او در ۸۰۳، شهر حلب را از تيموريان پس گرفت و بدين‌گونه به مماليك خدمت بزرگى كرد (← همان، ج ۱، قسم ۲، ص ۵۲۰، ۵۴۲ـ۵۴۳، ۶۰۴ـ۶۰۵؛ اوزون‌چارشيلى، ص ۱۷۷). دشمنى شديد بين رمضان‌اوغوللرى و ذوالقدريه در ۸۰۷ با وساطت امراى مماليك پايان يافت (← ابن‌اياس، ج ۱، قسم ۲، ص ۷۰۳). پس از آن، شهاب‌الدين احمد در ۸۱۳ به قاهره رفت و دخترش را به همسرى ناصرالدين فرج‌بن برقوق، سلطان مملوكى، درآورد (← احمد سعيد سليمان، ج ۱، ص ۱۶۳). او همچنين در ۸۱۷ يا ۸۱۸، شهر طرسوس را از قره‌مانيان گرفت و پسرش ابراهيم (بعدها ابراهيم اول) را حاكم آنجا كرد و دستور داد در آنجا به نام سلطان مؤيد سيف‌الدين شيخ (حك : ۸۱۵ـ۸۲۴) خطبه خوانده شود. شهاب‌الدين احمد در ۸۱۹ درگذشت (اوزون‌چارشيلى، همانجا؛ لين ـ پول و همكاران، ج ۲، ص ۳۷۱ـ۳۷۲؛ چتين، ص ۳۵ـ۳۶؛ مرچيل[۲۳] ، ص ۳۱۴). پس از احمدبيگ، ابراهيم اول تحت حمايت مماليك حاكم رمضان‌اوغوللرى شد. در ۸۲۲ ابراهيم اول كوشيد شهر قيصريه را از ذوالقدريه بگيرد، اما موفق نشد و گريخت. ازاين‌رو، سلطان مملوكى وى را عزل و حمزه‌بيگ را جانشين او كرد. حمزه‌بيگ تا زمان مرگش در ۸۳۰، درگير منازعاتى با ابراهيم اول، و عموهايش على و محمد بود و در آخر، ابراهيم اول نيز در ۸۳۰ دستگير و در قاهره اعدام شد. در ۸۳۱، حكومت رمضان‌اوغوللرى به برادر ابراهيم، محمد اول، رسيد و از آن تاريخ به بعد، رمضان‌اوغوللرى اهميت سابقش را ازدست داد. به‌همين‌سبب، تاريخ اين بيگ‌نشين در اين دوره با ابهاماتى همراه است (اوزون‌چارشيلى، همانجا؛ نيز ← چتين، ص ۳۶ـ۳۷؛ مرچيل، همانجا). در اواسط دهه ۸۸۰، با الحاق بيگ‌نشين قره‌مان‌اوغوللرى، از توابع مماليك، به قلمرو عثمانيان (← مرچيل، ص ۳۰۷) اوضاع براى رمضان اوغوللرى نيز بحرانى شد. قرارگرفتن چقوراووه در ميان قلمرو مماليك و عثمانيان و تبديل‌شدن آنجا به نخستين ميدان درگيريهاى دو حكومت، حاكم رمضان اوغوللرى را ناخواسته وارد كشمكشى سياسى، نظامى و سرنوشت‌ساز كرد (كوپرامان، ص ۴۷۲). با بروز برخى اختلافات ميان مماليك و عثمانيان، ازجمله پناه‌بردن جم‌سلطان*، برادر و رقيب سلطان عثمانى، يعنى بايزيد دوم (حك : ۸۸۶ـ۹۱۸)، به مماليك (← مصطفى عالى‌افندى، ج ۱، گ ۱۷۸پ؛ سعدالدين‌افندى، ج ۲، ص ۴۶ـ۴۸؛ دانشمند[۲۴] ، ج ۱، ص ۳۸۴)، در ۸۹۰ جنگى ميان اين دو دولت در چقوراووه درگرفت. در نتيجه آن، حاكم رمضان‌اوغوللرى اسير و به استانبول فرستاده شد (عاشق‌پاشازاده، ص ۲۱۶؛ نيز ← كوپرامان، ص ۴۸۰؛ كورت، ص ۸۱۹). بدين‌سان، در زمان حاكم بعدى رمضان‌اوغوللرى، غرس‌الدين خليل‌بيگ، اين بيگ‌نشين براى مدت كوتاهى به دست عثمانيان افتاد و در ادنه و طرسوس به نام سلطان عثمانى خطبه خوانده شد. در سالهاى بعد از آن، رمضان اوغوللرى دست به دست شد. سرانجام اين جنگها در ۸۹۶ با پيمان صلحى بين مماليك و عثمانيان پايان گرفت و چقوراووه و رمضان‌اوغوللرى همچنان در اختيار و اطاعت مماليك باقى ماند (← مصطفى عالى‌افندى، ج ۱، ص ۱۷۸پ ـ ۱۸۱پ؛ اروج‌بيگ، ص ۱۳۳ـ۱۳۶؛ سعدالدين‌افندى، ج ۲، ص ۳۵۷ـ ۳۵۸؛ دانشمند، ج ۱، ص ۳۸۴ـ۳۹۳؛ كورت، ص ۸۲۰). بااين‌همه مى‌توان گفت كه اين لشكركشيها درواقع مقدمه لشكركشى سليم اول به شامات و مصر در ۹۲۲ و ۹۲۳ بود كه به برافتادن مماليك و تصرف مصر، شام و حجاز انجاميد (← كوپرامان، ص ۴۷۲؛ نيز ← ادامه مقاله). محمودبيگ، كه در ۹۱۶ جانشين خليل‌بيگ شد، با آگاهى از پيشرويهاى سريع عثمانيان در چقوراووه، قلمرو خود را بدون مقاومت به سردار عثمانى تسليم كرد. ازاين‌رو، وى در ۹۲۰ عزل گرديد و پسرعمويش سليم‌بيگ، حاكم رمضان‌اوغوللرى شد (← ابن‌اياس، ج ۴، ص ۱۹۳، ۳۷۸؛ دانشمند، ج ۱، ص ۳۸۵؛ قوجه، ص ۷۴۹)، اما محمودبيگ بار ديگر در شعبان ۹۲۲، به حكومت رمضان‌اوغوللرى منصوب شد. محمودبيگ سپس در لشكركشى سليم اول به مصر شركت كرد، او در جنگ مَرْج دابِق* (در نزديكى حلب، ۲۵ رجب ۹۲۲) حضور داشت و در جنگ ريدانيه، در نزديكى قاهره، در ۹۲۲ كشته شد (مرچيل، ص ۳۱۴؛ نيز ← فريدون‌بيگ‌پاشا، ج ۱، ص ۴۷۰، ۴۷۸، ۴۸۰، ۴۸۵؛ بدليسى، ص ۳۲۴؛ دانشمند، ج ۲، ص ۲۶ـ۲۷، ۳۳ـ۳۴). بدين‌سان، بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى در قلمرو عثمانى قرار گرفت و تا نزديك به يك قرن بعد از آن، حاكمان آنجا را عثمانيان و غالبآ از بين افراد خاندان رمضان‌اوغوللرى منصوب مى‌كردند (← لين ـ پول و همكاران، ج ۲، ص ۳۷۳؛ اوزون‌چارشيلى، ص ۱۷۸؛ احمد سعيد سليمان، ج ۲، ص ۴۳۷). سليم اول پس از محمودبيگ، پيرى‌محمدبيگ را در ۹۲۲ به حكومت رمضان‌اوغوللرى برگزيد؛ هرچند براى مدت بسيار كوتاهى، برادرش، قبادبيگ، فقط حاكم ادنه بود (← فريدون‌بيگ‌پاشا، ج ۱، ص ۴۹۵). پيرى‌محمدپاشا معتبرترين حاكم خاندان رمضان‌اوغوللرى در آخرين دوران حكومت ايشان بود كه بيش از نيم قرن حكومت كرد. او، كه در دوره سليمان قانونى (حك : ۹۲۶ـ۹۷۴) لقب پاشا داشت (← گوكبيلگين[۲۵] ، ص ۵۴۹؛ اورهانلو[۲۶] ، ص ۵۳۷)، با سركوب قيامهاى قزلباشها در قلمرو خود از ۹۳۱ تا ۹۳۵ خدمات درخور توجهى به حكومت عثمانى انجام داد و سليمان قانونى هم از او بسيار تقدير كرد. پيرى‌محمد مدتى نيز حكومت قره‌مان، حلب و شام را به‌عهده داشت كه درپى قبول درخواستش از سليمان قانونى، بار ديگر در ۹۵۸ به حكومت در سرزمينهاى رمضان‌اوغوللرى بازگشت (← مصطفى عالى‌افندى، ج ۱، گ ۲۸۸ر ـ پ؛ پچوى[۲۷] ، ج ۱، ص ۱۱۷ـ۱۲۳، ۱۲۶ـ۱۲۷؛ ثريا، ج ۲، ص ۴۴). پيرى‌پاشا، كه اديب و خطاط بود و به فارسى سخن مى‌گفت، در بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى آرامش، رفاه و آبادانى ايجاد كرد و در آنجا آثار معمارى و فرهنگى بسيار به‌جا گذاشت (ثريا؛ قوجه، همانجاها؛ نيز ← ادامه مقاله). پس از مرگ پيرى‌محمد در ۹۷۶، پسرش درويش‌بيگ به حكومت رسيد، اما شش ماه بعد درگذشت و برادر وى، ابراهيم دوم، حاكم رمضان‌اوغوللرى شد. پس از مرگ ابراهيم دوم در ۹۹۴ يا ۹۹۷، پسرش محمد دوم، و بعد از او نيز، پيرمنصور (پس از سال ۱۰۰۲) حاكم رمضان‌اوغوللرى شدند. پس از آنكه پيرمنصور در ۱۰۱۷ از حكومت كناره گرفت، بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى (به مركزيت ادنه) به‌صورت يكى از ولايات عثمانى درآمد و حاكم آنجا براى نخستين‌بار كسى غير از اعضاى خاندان رمضان‌اوغوللرى تعيين گرديد و دوران آن خاندان خاتمه يافت (لين ـ پول و همكاران، همانجا؛ مرچيل، ص ۳۱۵؛ اوزون‌چارشيلى، ص ۱۷۸؛ د.ا.ترك، ج ۹، ص ۶۱۸). حاكمان رمضان‌اوغوللرى، به‌ويژه خليل‌بيگ و پيرى محمدپاشا، آثار معمارى بسيارى، ازجمله جامع، مدرسه، كاروانسرا و حمام در ادنه ساختند (← اوزودوغرو[۲۸] ، ص ۱۴۳ـ ۱۵۵؛ جانتاى[۲۹] ، ص ۱۵، ۱۸ـ۱۹؛ باى‌خان[۳۰] ، ص ۱۴۰ـ۱۴۱). مهم‌ترين اين بناها آقچه‌مسجد است و درواقع قديم‌ترين اثر تركها در ادنه به‌شمار مى‌رود. اين مسجد در ۸۱۲ در دوره شهاب‌الدين احمد و به همت يكى از بيگهاى تركمن به نام آقچه‌بيگ ساخته شده‌است. اين بنا هسته مركزى مجموعه‌اى را تشكيل مى‌دهد كه بناى آن را خليل‌بيگ در ۹۱۹ آغاز كرد و در ۹۴۸ پسرش، پيرى‌محمدپاشا، آن را به انجام رساند (جانتاى، ص ۱۹؛ اوزودوغرو، ص ۱۴۳). قرارگرفتن چقوراووه در مسير حج ــكه يكى از مسيرهاى مهم تجارى نيز بودــ موجب رشد اقتصادى بيگ‌نشين رمضان‌اوغوللرى در منطقه چقوراووه، به‌ويژه پس از پيوستن آنجا به قلمرو عثمانى، شد (مرچيل، ص ۳۱۵؛ د.ا.ترك، ج ۹، ص ۶۱۹ـ۶۲۰؛ براى شجره حاكمان رمضان‌اوغوللرى ← همان، ج ۹، ص ۶۱۹).


منابع : ابن‌اياس، بدائع الزهور فى وقائع الدهور، چاپ محمد مصطفى، قاهره ۱۹۷۵، چاپ افست ۱۴۰۲ـ۱۴۰۴/۱۹۸۲ـ۱۹۸۴؛ ابن‌صيرفى، نزهة‌النفوس و الابدان فى تواريخ‌الزمان، چاپ حسن حبشى، ج ۲، ]قاهره[ ۱۹۷۱؛ احمد سعيد سليمان، تاريخ الدول الاسلامية و معجم الأسر الحاكمة، قاهره ] ۱۹۷۲[؛ اروج‌بيگ‌بن سلطان على‌بيگ، تواريخ آل‌عثمان، چاپ بابينگر، هانوور ۱۹۲۵؛ ادريس بدليسى، «سليم شاهنامه»، پايان‌نامه دكترى، دانشگاه آنكارا، ۱۹۹۵؛ ابراهيم پچوى، تاريخ پچوى، استانبول ۱۲۸۱ـ۱۲۸۳؛ محمد ثريا، سجل عثمانى، استانبول ۱۳۰۸ـ۱۳۱۵/ ۱۸۹۰ـ۱۸۹۷، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۱؛ سامى؛ محمدبن حسنجان سعدالدين‌افندى، تاج‌التواريخ، ]استانبول[ ۱۲۷۹ـ۱۲۸۰؛ درويش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاريخى، چاپ عالى‌بيگ، استانبول ۱۳۳۲، چاپ افست وست ميد، انگلستان ۱۹۷۰؛ احمد فريدون‌بيگ‌پاشا، منشآت‌السلاطين، ]استانبول[ ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵؛ استنلى لين ـ پول و همكاران، تاريخ دولتهاى اسلامى و خاندانهاى حكومتگر، ترجمه صادق سجادى، تهران ۱۳۶۳ـ۱۳۷۰ش؛ مصطفى عالى‌افندى، كنه‌الاخبار، ج ۱، آنكارا ۲۰۰۹؛ احمدبن على مَقريزى، السلوك لمعرفة دول الملوك، چاپ محمدعبدالقادر عطا، بيروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ محمد نشرى، كتاب جهان‌نما، چاپ تشنر، لايپزيگ ۱۹۵۱ـ۱۹۵۵؛


Ahmet Ali Bayhan, "Güneydo§gu Anadolu’da Memlûk sanatâ", in Türkler, ed. Hasan Celâl Güzel, Kemal Çiçek, and Salim Koca, vol.6, Ankara: Yeni Türkiye Yayânlarâ, 2002; Gönül Cantay, "Anadolu Türk Beylikleri sanatâ", in ibid, vol.8; Altan Çetin, Memlûk devleti’nin kuzey siniri, Ankara 2009; Iè smail Hami Daniيmend, Iè zahli Osmanli tarihi kronolojisi, Iè stanbul 1971-1972; Tayyip M.Gökbilgin, "Süleyman I", in Türkler, ibid, vol.9; IèA, s.vv. "Ramazan-o§gullarâ" (by Faruk Sümer), "Türkler.I: Anadolu Beylikleri" (by B. Flemming); Salim Koca, "Anadolu Türk beylikleri", in Türkler, ibid, vol.6; Kâzâm Yaيar Kopraman, "Osmanlâ-Memlûk münâsebetleri", in ibid, vol.9; Tülay Koyuncuo§glu, "èIbn èIyas’ân ,Bedai’ezzuhur fi vekai’ed-duhur, adlâ eserindeki Ramazanog§ ullarâ beylig§ i ve Akkoyunlular ile ilgili kayâtlarâ", Yüksek lisans tezi, Ege Üniversitesi, 2004; Yâlmaz Kurt, "Ramazano§gullarâ beylig§ i", in Türkler, ibid, vol.6; Erdog§ an Merçil, Müslüman-Türk devletleri tarihi, Ankara 1997; Nihâdî, Tarih-i Nihâdî, [pt.1]: 1b-80a, ed. Hasine Biga, Yüksek lisans tezi, Marmara Üniversitesi, 2004; Cengiz Orhonlu, "ىehir mimarlarâ", in Türkler, ibid, vol. 10; Ramazan Özey, "Tarihte Türk devletleri ve hakimiyet alanlarâ",in ibid,vol.1;ىerife Özüdo§gru, "Ramazano§gullarâ beylig§ i mimarî eserlerinde süslemeler", in ibid, vol.8; Iè smail Hakkâ Uzunçarيâlâ, Anadolu Beylikleri ve Akkoyunlu, Karakoyunlu devletleri, Ankara 2003; Refet Yinanç, Dulkadir beyli§gi, Ankara 1989; Yaيar Yücel, Anadolu Beylikleri hakkinda araيtirmalar, Ankara 1991.


/ رحيم رئيس‌نيا /

نظر شما
مولفان
رحیم رئیس نیا ,
گروه
آسیای صغیر و بالکان ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده