رسول زاده،محمد امین

معرف

روزنامه‌نگار، مبارز سياسى و دولتمرد جمهورى آذربايجان.
متن

رسول‌زاده، محمدامين، روزنامه‌نگار، مبارز سياسى و دولتمرد جمهورى آذربايجان. رسول‌زاده در ۱۳۰۱/۱۸۸۴ در باكو به‌دنيا آمد (ايران نو، سال ۳، ش ۵۵، اول جمادى‌الاولى ۱۳۲۹، ص ۲؛ قس د . آ.، ج ۷، ص ۲۸۵ـ ۲۸۶؛ >دانشنامه  جمهوريت خلق آذربايجان<[۱] ، ج ۲، ص ۳۰۱ كه در اين منابع محل تولدش روستاى نووخانى[۲]  در شمال‌غربى شبه‌جزيره آبشوران ذكر شده‌است). به گفته تقى‌زاده (۱۳۴۹ـ۱۳۵۸ش، ج ۲، ص ۹۴) پدرش، آخوند حاجى‌ملاعلى‌اكبر رسول‌زاده، از روحانيان شيعه بود. محمدامين خواندن و نوشتن و مقدمات زبان و ادبيات فارسى را نزد پدرش آموخت. پس از آن به مدرسه روس ـ تاتار و سپس به مدرسه حرفه‌وفن[۳]  رفت (على‌يف[۴] ، ص ۱۵۲؛ سلطانلى[۵] ، ص ۴۱؛ بايقرا[۶] ، ص ۲۰۹؛  يعقوبلو[۷] ، ص ۸). او تحصيل را ناتمام رها كرد و در چاپخانه روزنامه روسى‌زبان قاسپى[۸]  حروف‌چين شد. سپس به خبرنگارى و روزنامه‌نگارى روى آورد و نخستين نوشته‌اش در صفر ۱۳۲۱/ مه ۱۹۰۳ در روزنامه شرق روس در تفليس منتشر گرديد (بايقرا، همانجا؛ رسول‌زاده[۹] ، ۱۹۹۲، ص ۱۴).فعاليت سياسى رسول‌زاده با تشكيل سازمان چپ‌گراى همت در ۱۳۲۲/ ۱۹۰۴ آغاز شد (← چپ/ چپ‌گرايى*، بخش  :۵ در قفقاز). او ضمن يادآورى فضاى پرجنب‌وجوش شهر باكو در آستانه انقلاب ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ روسيه، از محفلى ياد كرده كه انتشار اعلاميه‌هاى ضدحكومت، ترويج نظام‌مند انديشه‌هاى انقلابى در ميان كارگران، و چاپ روزنامه همت از جمله فعاليتهاى آن بوده‌است (۱۹۹۱، ص ۱۳ـ۱۷). رسول‌زاده به تلاشهاى بولشويكها* و منشويكها براى جلب او و يارانش نيز اشاره كرده‌است. او در همان دوره با استالين آشنا شد كه بعدها در سرنوشتش تأثيرى تعيين‌كننده داشت (← ادامه مقاله). رسول‌زاده افزون‌بر تمايل به اصول سوسيال ـ دموكرات، ملى‌گرا نيز بود. مقالات وى در نشريه‌هايى چون همت، دعوت ـ قوچ، تكامل و يولْداش (رفيق)، همگى از ترجمانهاى سازمان همت، حاكى‌از احترام او به باورهاى دينى و سنّتهاى قومى است (← رسول‌زاده، ۱۹۹۲، ص ۱۷ـ۲۳، ۷۱ـ۱۴۸؛ همو، ۱۳۷۷ش، پيشگفتار رئيس‌نيا، ص ۱۷ـ۱۸).همكارى رسول‌زاده با روزنامه آزادى‌خواه ارشاد، به مديريت و صاحب‌امتيازى احمد آقايف، تا آنجا پيش رفت كه وى گاهى سردبيرى روزنامه را به‌عهده رسول‌زاده مى‌گذاشت (ايران نو، همانجا). رسول‌زاده ضمن همكارى با روزنامه ارشاد (از شوال ۱۳۲۳ تا ربيع‌الاول ۱۳۲۶)، آثارش را در نشريات ديگرى مانند مجله فيوضات منتشر مى‌كرد (براى نوشته و سروده‌هايش ← رسول‌زاده، ۱۹۹۲، ص ۲۴ـ ۱۴۹). او پس از توقيف ارشاد در نشريه ترقى، كه به جاى ارشاد منتشر شد، به فعاليت پرداخت و تا صفر ۱۳۲۷/ مارس ۱۹۰۹ كه در باكو بود،مقالاتى درباره رويدادهاى نهضت مشروطه ايران در ترقى به‌چاپ رساند (← همان، ص ۱۸۸ـ۲۹۳).رسول‌زاده در پى تشديد فشار حكومت تزارى كه در ادامه سركوب انقلاب ۱۳۲۳/ ۱۹۰۵ روسيه رخ داده بود، به‌عنوان گزارشگر روزنامه ترقى و با سفارشى ويژه به ايران آمد (ايران‌نو، سال ۳، ش ۵۵، اول جمادى‌الاولى ۱۳۲۹، ص ۳). به‌نظر مى‌رسد منظور از سفارشى ويژه مأموريت هيئت (كميته) سوسيال ـ دموكرات قفقاز براى كمك به مجاهدان قفقازى در گيلان بوده‌است (سلطانلى، ص ۴۴). او در ايران پس از سفر به شهرهاى آذربايجان و رشت از وضع آن مناطق گزارشهايى داد و مصاحبه‌اى با ستارخان و باقرخان در شهبندرخانه (كنسولگرى) عثمانى در تبريز ــكه در اشغال نيروهاى روسى بودــ منتشر كرد. او چند روز پس از فتح تهران وارد اين شهر شد (براى گزارشهاى او ← رسول‌زاده، ۱۳۷۷ش، ص ۹۱ـ۲۴۲).مهم‌ترين فعاليت رسول‌زاده در تهران سردبيرى روزنامه ايران نو بود، كه از نظر ظاهر و محتوا و رعايت اصول، روزنامه‌اى وزين به‌شمار مى‌رفت. به گفته تقى‌زاده (۱۳۴۹ـ ۱۳۵۸ش، ج ۲، ص ۹۴) روش جديد روزنامه‌نگارى به سبك اروپايى را رسول‌زاده در ايران رايج كرد. در اين نشريه از نخستين شماره سال دوم (۱۹ شوال ۱۳۲۸)،  نام «م. ا. رسول‌زاده» به‌عنوان سردبير در سرلوحه آن درج شد، اما پس از آنكه تحت فشار دولت روسيه وادار به ترك ايران شد، نام وى از شماره ۵۲ سال سوم (۲۸ جمادى‌الاولى ۱۳۲۸) حذف گرديد.رسول‌زاده همچنين از مؤسسان و عضو هيئت مركزى حزب دموكرات ايران بود و نفوذ زيادى در تعيين خط‌مشى حزب داشت (← آدميت، ۱۳۴۰ش، ص ۳۳۴، ضميمه ۲، به نقل از محمود محمود؛ همو، ۱۳۵۵ش، ص ۹۷). پس از تشكيل حزب دموكرات ايران، ايران نو ترجمان آن حزب شد.فعاليت پيگير رسول‌زاده در حزب دموكرات براى مقابله با پيشروى روسها، موجب شد تا روسها خواهان تبعيد او از ايران شوند. درنتيجه محمدولى‌خان تنكابنى* (از فاتحان تهران و صدراعظم وقت) حكم اخراج وى را از ايران صادر كرد. رسول‌زاده به‌ناچار از سردبيرى روزنامه ايران نو استعفا كرد، سپس به استانبول رفت و در آنجا با سيدحسن تقى‌زاده* هم‌منزل شد. به‌رغم محتواى نوشته‌هايش در ايران نو و نيز در رساله تنقيد فرقه اعتداليون كه در آن خود را ايرانى مى‌دانست، پس از اقامت در استانبول به جريان افراطى پان‌تركيسم* گرايش پيدا كرد كه موجب نارضايتى ايرانيان مقيم استانبول شد  (← تقى‌زاده، ۱۳۴۹ـ۱۳۵۸ش، ج ۲، ص ۹۴ـ۹۵؛ همو، ۱۳۷۲ش، ص ۳۵۴؛ اشوينتوخوفسكى[۱۰]  و كالينز[۱۱] ، ص ۱۰۸).رسول‌زاده در ۱۳۳۱/۱۹۱۳ در پى عفو عمومى به مناسبت سيصدمين سال تأسيس سلسله رومانوف[۱۲] ، به باكو بازگشت و در رأس حزب مساوات* قرار گرفت، كه پيش از آن حزب دموكرات مسلمان ناميده مى‌شد (اشوينتوخوفسكى، ص ۵۲ـ۵۳؛ آدميت، ۱۳۵۵ش، ص۱۵۶). او سپس سردبير روزنامه آچيق‌سوز (حرف بى‌پرده، ترجمان حزب مساوات) شد و در آن به ترويج گرايشهاى پان‌تركيستى پرداخت. رسول‌زاده مقالات زيادى درباره مسائل و رويدادهاى داخلى و خارجى در نشرياتى چون اقبال، بصيرت و مجلات شلاله (آبشار) و ديريليك (زندگى) منتشر كرد كه حاوى آگاهيهاى ارزنده‌اى درباره تاريخ معاصر ايران است (← رسول‌زاده، ۲۰۰۱، ص۲۰۲ـ۲۰۶، ۲۱۰ـ۲۱۵، ۴۲۳ـ۴۲۵؛ بايقرا، ص۲۱۱).در پى انقلاب ۱۹۱۷ روسيه و سقوط حكومت تزارى، رسول‌زاده در همايشهاى مسلمانان قفقاز در جمادى‌الآخره ۱۳۳۵/ آوريل ۱۹۱۷ و نيز مسلمانان روسيه در رجب ۱۳۳۵/ مه ۱۹۱۷ در مسكو شركت كرد و پيشنهادهايش درباره فدراليسم و خودمختارى در اين همايشها پذيرفته شد (← رسول‌زاده، ۱۳۸۰ش، ص ۳۴ـ۳۵؛ ايلگار[۱۳] ، ص XXX، XXXVI، ۳، ۱۶۰ـ۱۶۹، ۳۷۴ـ۳۷۷). فعاليت مؤثر وى سبب شد تا به يكى از رهبران سياسى مسلمانان روسيه تبديل گردد. در اواخر شعبان ۱۳۳۵/ نيمه دوم ژوئن ۱۹۱۷، حزب دموكراتيك مسلمان مساوات، معروف به حزب مساوات (مساوات فرقه‌سى) به حزب فدراليست ترك (تورك عدم مركزيت فرقه‌سى) به‌رهبرى نصيب‌بيگ يوسف‌بيگلى پيوست و حزب جديد فدراليست ترك ـ مساوات (تورك عدم مركزيت ـ مساوات فرقه‌سى) تشكيل شد. رسول‌زاده در كنگره اول آن، در محرّم ۱۳۳۶/ اكتبر ۱۹۱۷، به صدارت هيئت مركزى انتخاب شد (محمدزاده[۱۴] ، ص ۵۸ـ ۵۹؛ >تاريخ آذربايجان<[۱۵] ، ج ۵، ص ۲۷۹).در صفر ۱۳۳۶/ نوامبر ۱۹۱۷، انتخابات مجلس مؤسسان سراسر روسيه در قفقاز جنوبى برگزار گرديد، سه حزب   منشويك، مساوات و داشناكسوتيون، نزديك به سه‌چهارم آرا را به‌دست آوردند. رسول‌زاده، رهبر حزب مساوات، از منتخبان بود. پس از آنكه بولشويكها مجلس مؤسسان را منحل كردند، نمايندگان قفقاز جنوبى در تفليس در جمادى‌الاولى ۱۳۳۶/ فوريه  ۱۹۱۸ مجلسى به نام سيم[۱۶]  تشكيل دادند كه سه فراكسيون عمده گرجى، مسلمان و ارمنى داشت. رسول‌زاده رهبر فراكسيون مسلمان بود. اين مجلس بر اثر كشمكشهاى داخلى منحل شد (← >تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص ۲۹۳ـ ۳۱۰). پس از آن نمايندگان احزاب فراكسيون مسلمان خود را شوراى‌ملى آذربايجان (ملى آذربايجان شوراسى) ناميدند و رسول‌زاده را به رياست آن برگزيدند. شوراى ملى آذربايجان، با اعلام استقلال آذربايجان در ۱۷ شعبان ۱۳۳۶/ ۲۸ مه ۱۹۱۸، فتحعلى‌خان خويسكى[۱۷]  را مأمور تشكيل دولت كرد (رسول‌زاده، ۱۹۹۰، ص۴۶ـ۴۷؛ محمدزاده، ص۹۵ـ۹۷). ناميده‌شدن جمهورى نوبنياد به نام آذربايجان، اعتراضهاى بسيارى در مطبوعات و محافل سياسى ايران به‌وجود آورد. رسول‌زاده در واكنش به اين اعتراضها تأكيد كرد كه شوراى ملى قصد مداخله در امور آذربايجان ايران را ندارد (← آذربايجان در موج‌خيز تاريخ، ص ۳۵، ۷۴ـ۸۶).پس از اعلام موجوديت حكومت جمهورى آذربايجان در تفليس (در ۱۳۳۶/۱۹۱۸) چون اركان اين جمهورى براى مقابله با نيروهاى شوراى كميسرهاى خلقِ مستقر در باكو كه وابسته به حكومت مركزى روسيه شوروى بودند، نيروى نظامى كافى نداشت ناگزير در تفليس ماند (← >تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص ۳۲۲ـ۳۲۳). رسول‌زاده براى رهايى از مشكلات عديده و براى اعاده امنيت و آسايش از حكومت عثمانى كمك نظامى درخواست كرد (رسول‌زاده، ۱۹۹۰، ص۴۷؛ نيز ← >جمهوريت خلق آذربايجان و ارتش اسلامى قفقاز<[۱۸] ، ص ۵۸۵ـ۵۹۷، پيوست دوم). رسول‌زاده مى‌پنداشت كه حكومت عثمانى شرايط استقلال جمهورى آذربايجان را تأمين خواهد كرد، اما نورى‌پاشا (فرمانده نيروى عثمانى در باكو) با انحلال شوراى ملى و دولت بر جمهورى آذربايجان مسلط شد (← رسول‌زاده، ۱۹۹۰، ص ۴۸ـ۴۹؛ محمدزاده، ص ۹۹ـ۱۰۲؛ >تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص ۳۳۰ـ ۳۳۶).پس از شكست عثمانى در جنگ جهانى اول (۱۳۳۲ـ ۱۳۳۶/ ۱۹۱۴ـ۱۹۱۸) و سقوط حاكميت اتحاد و ترقى، نيروهاى متفقين در ماوراى قفقاز جاى نيروهاى عثمانى را گرفتند و نورى‌پاشا به اجبار باكو را ترك كرد (اشوينتو خوفسكى، ص ۱۵۴ـ۱۵۵؛ محمدزاده، ص ۱۰۷ـ ۱۰۸). ژنرال تامپسون[۱۹] ، فرمانده انگليسى متفقين، دولت خويسكى را در ۱۳ ربيع‌الاول ۱۳۳۷/ ۱۸ دسامبر ۱۹۱۸ به‌عنوان يگانه حكومت مشروع در جمهورى آذربايجان به‌رسميت شناخت (← رسول‌زاده، ۱۹۹۰، ص ۵۸؛ آقامالى‌يوا[۲۰] ، ص ۷۵ـ۷۶؛ >تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص۳۴۰ـ۳۴۱). به نظر رسول‌زاده (۱۹۹۰، ص ۶۱) دليل‌اين اقدام انگليسيها ملاحظات سياسى و اقتصادى بود. زيرا قرارگرفتن اختيار نفت باكو در دست حكومت مستقل قفقازى و جداشدن قفقاز از روسيه به نفع انگلستان بود.حكومت جمهورى با وجود محدوديتهاى ناشى از حضور نيروهاى خارجى در كشور، براى قانونمندكردن حكومت، شوراى ملى را به مجلس مبعوثان تبديل كرد. نمايندگانى از مليتهاى ديگر و احزاب فعال در قلمرو جمهورى آذربايجان نيز به عضويت مجلس مبعوثان درآمدند و اين مجلس با نطق رسول‌زاده در ۳ ربيع‌الاول ۱۳۳۷/ ۷ دسامبر ۱۹۱۸ افتتاح شد (رسول‌زاده، ۱۹۹۰، ص ۶۵؛ محمدزاده، ص ۱۰۹؛ >تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص ۳۴۴ـ۳۴۹). رسول‌زاده رياست شوراى ملى و رهبرى حزب مساوات را برعهده داشت و متنفذترين شخصيت سياسى كشور بود، اما هرگز عنوان رياست دولت را نداشت. بااين‌همه، چون جمهورى آذربايجان رئيس‌جمهور نداشت، رسول‌زاده برخى از وظايف رئيس‌جمهور را انجام مى‌داد (← بايقرا، ص ۲۱۲؛ رسول‌زاده، ۱۹۹۰، مقدمه آق‌پينار[۲۱] ، ص XVI-XV).مجلس مبعوثان و حكومت جمهورى آذربايجان با پيشروى ارتش سرخ به‌سوى مرزهاى آن جمهورى دستخوش بحران شد. رسول‌زاده برخلاف ديگران كه نمى‌خواستند در برابر بولشويكها مقاومت كنند، از ايستادگى در برابر دشمن دفاع كرد؛ اما فراكسيون تحت رهبرى او هم سرانجام به شرط به‌رسميت شناخته‌شدن استقلال جمهورى آذربايجان، ناگزير نظر اكثريت را پذيرفت (>تاريخ آذربايجان<، ج ۵، ص ۵۰۵ـ۵۲۵).رسول‌زاده پس از سقوط جمهورى خلق آذربايجان در ۸ شعبان ۱۳۳۹/ ۲۷ آوريل ۱۹۲۰ مخفى شد، اما چندى بعد دستگير و در باكو زندانى شد. در اواخر صفر ۱۳۳۹/ اوايل نوامبر ۱۹۲۰، استالين، همرزم قديمى‌اش، كه كميسر ملتهاى اتحاد شوروى بود، پس از آگاهى از گرفتارى وى خود را به باكو رساند و او را با دو تن از نزديكانش از زندان نجات داد و همراه خود به مسكو برد. رسول‌زاده در مسكو در مؤسسه زبانهاى شرقى[۲۲]استخدام شد و به تدريس زبانهاى فارسى و روسى     پرداخت (رسول‌زاده، ۱۹۹۱، ص ۵۵؛ سلطانلى، ص ۵۶). رسول‌زاده در تابستان ۱۳۰۱ش/۱۹۲۲ به‌سبب تحقيق درباره تاريخ آذربايجان و استفاده از كتابخانه فرهنگستان علوم لنينگراد، جواز مسافرت به آن شهر را گرفت. او در آنجا با دانشمندانى چون واسيلى بارتولد[۲۳]  و يورى مار[۲۴]  آشنا شد (رسول‌زاده، ۱۹۹۱، ص ۷۳ـ۷۴).رسول‌زاده كه قصد داشت از شوروى بگريزد خود را  به استانبول رساند (← همان، ص ۷۴ـ۷۵؛ على‌يوا كنگرلى[۲۵] ، ص ۱۵۸ـ۱۵۹). او در استانبول فعاليتهاى فرهنگى‌اش را ادامه داد و به چاپ كتاب و انتشار مجله ينى‌قافقاسيا (قفقاز جديد) پرداخت. اين مجله از تابستان ۱۳۰۱/۱۹۲۰ تا پاييز ۱۳۰۶/ ۱۹۲۷ در پنج دوره منتشر شد (← رستمووا ـ توحيدى[۲۶] ، ص ۱۳۴). او در مقالاتى با عنوان «ايران احوالى» (احوال ايران) از اقدامات رضاشاه حمايت كرد. شايد يكى از دلايل جانب‌دارى ينى‌قافقاسيا از حكومت پهلوى، حضور شمار زيادى از مهاجران قفقازى، به‌ويژه مساواتيهاى پناهنده، در ايران بوده باشد.رسول‌زاده افزون‌بر ينى‌قافقاسيا، مجلات آذرى‌تورك[۲۷](۱۹۲۸ـ۱۹۲۹)، >ميهن آتشين<[۲۸]  (۱۹۲۹ـ۱۹۳۱) و روزنامه >آگهى<[۲۹]  (۱۳۲۹ـ۱۹۳۰) را در استانبول منتشر كرد كه يكى بعد از ديگرى توقيف شدند (← محمدزاده، ص ۱۹۴ـ ۱۹۵؛ على‌يوا كنگرلى، ص ۱۵۱؛ سلطانلى، ص ۶۲). در ۱۳۱۰ش/ ۱۹۳۱، نمايندگان مهاجران سياسى قفقازى و از جمله رسول‌زاده در پى سازش تركيه و اتحاد جماهير شوروى از تركيه اخراج شدند (يعقوبلو، ص ۲۰۴ـ۲۰۵؛ على‌يوا كنگرلى، همانجا).رسول‌زاده پس از اخراج از تركيه، در لهستان ــكه به مخالفان شوروى پناه مى‌دادــ اقامت كرد. او در همان دوره، سردبيرى نشريات استقلال[۳۰]  و >رهايى<[۳۱]  (۱۹۳۲ـ۱۹۳۹) را برعهده داشت كه در برلين منتشر مى‌شدند (سلطانلى، ص ۶۲ـ۶۳). او خط‌مشى پافشارى بر استقلال جمهورى آذربايجان، تشكيل كنفدراسيونى متشكل از جمهوريهاى آذربايجان، گرجستان و قفقاز شمالى، و مبارزه با شوروى را با انتشار اين نشريات در برلين ادامه داد (← يعقوبلو، ص ۲۰۷، ۲۱۴). او همچنين از اعضاى فعال هيئت تحريريه مجله پرومته[۳۲] ، ترجمان سازمان ضد بولشويكى و به عبارت ديگر جنبش پناهندگان غيرروس اتحاد شوروى در خارج از آن كشور بود (← كوپو[۳۳] ، ص سيزده ـ شانزده، بيست و هشت).رسول‌زاده در جريان برگزارى همايش حزب مساوات در ۱۳۱۵ش/۱۹۳۶ در ورشو بار ديگر به رهبرى حزب انتخاب شد و اعضاى جناح منتقدش را تصفيه كرد (محمدزاده، ص۱۷۸ـ ۱۸۰، ۱۹۶، ۲۲۱؛ سلطانلى، ص ۶۶؛ د.ا.د.ترك، ذيل مادّه).با حمله آلمان به لهستان در شهريور ۱۳۱۸/ سپتامبر ۱۹۳۹ و آغاز جنگ جهانى دوم، رسول‌زاده به‌ناچار ورشو را ترك كرد. او پس از آنكه چندى در شهرهاى اروپا سرگردان بود، در بهار ۱۳۲۱ش/۱۹۴۲، به دعوت وزارت خارجه آلمان به برلين سفر كرد. در اين سفر با مقامات حكومت نازى مذاكراتى كرد كه بى‌نتيجه بود. از همين روى در پاييز همان سال، برلين را ترك كرد. او در آلمان فعاليت تبليغاتى ـ مطبوعاتى مى‌كرد و به‌رغم داشتن تمايلات چپ، در كنار نازيها به جبهه راست افراطى گرايش پيدا كرد (← كوپو، ص‌چهل و سه ـ چهل و هفت).رسول‌زاده حدود پنج سال در شهرهاى جنگ‌زده اروپا به‌سر برد و سرانجام در شهريور ۱۳۲۶/ سپتامبر ۱۹۴۷ به تركيه بازگشت (← سلطانلى، ص ۶۷ـ۶۸؛ د.ا.د. ترك، همانجا).در نتيجه تلاشهاى رسول‌زاده انجمن فرهنگ آذربايجان[۳۴]  در بهمن ۱۳۲۷/ فوريه ۱۹۴۹ در آنكارا گشايش يافت و وى به رياست افتخارى آن برگزيده شد (رسول‌زاده، ۱۹۹۰، همان مقدمه، ص XXII؛ >دانشنامه جمهوريت خلق آذربايجان<، ج ۲، ص ۳۰۵). وظيفه اين انجمن پژوهش در تاريخ و فرهنگ آذربايجان و انتشار كتاب و نشريات در همان زمينه بود (يعقوبلو، ص ۲۳۴ـ۲۳۵). او در سالهاى پايانى عمرش در مديريت انتشارات وزارت فرهنگ و سپس در كتابخانه ملى مشغول كار بود. رسول‌زاده در ۱۶ اسفند ۱۳۳۳/ ۶ مارس ۱۹۵۵ درگذشت و در گورستان عصرى آنكارا به‌خاك سپرده شد (رسول‌زاده، ۱۹۹۰، همان مقدمه، ص XXIII-XXIV).رسول‌زاده دو بار ازدواج كرد. او از همسر اولش صاحب پنج فرزند شد، كه در پاييز ۱۲۹۹ش/۱۹۲۰ به‌اجبار به مسكو رفت و ديگر خانواده‌اش را نديد. اعضاى خانواده‌اش جز كوچك‌ترين فرزندش در تصفيه‌هاى خون‌بار دهه نخست ۱۳۰۰ش/۱۹۳۰ كشته شدند. همسر دوم رسول‌زاده لهستانى بود. او با چند زبان آشنايى داشت و برخى از آثار رسول‌زاده را به زبانهاى اروپايى ترجمه كرد (← سلطانلى، ص ۹ـ۱۰، ۲۹؛ رسول‌زاده، ۱۹۹۰، همان مقدمه، صXIX، XVIII؛ يعقوبلو، ص ۲۷۰ـ۲۷۳).برخى از آثار محمدامين رسول‌زاده عبارت‌اند از: تنقيد فرقه اعتداليون و يا اجتماعيون ـ اعتداليون (تهران ۱۳۲۸)؛    آذربايجان جمهوريتى، كيفيت تشكلى و شمديكى وضعيتى (استانبول ۱۹۲۲)؛ عصرمزك ]مزين[ سياوشى (سياوش عصرما، استانبول ۱۹۲۲)؛ استقلال مفكوره‌سى و گنجليك (انديشه استقلال و جوانان، استانبول ۱۳۰۳ش/۱۹۲۴)؛ >افلاس سوسياليسم انقلابى و آينده دموكراسى<[۳۵](استانبول ۱۹۲۸)؛ ايران تورك‌لرى (تركان ايران) شامل سلسله مقالاتى كه شش بخش آن در مجله تورك يوردى و هشت بخش آن در مجله سبيل‌الرشاد منتشر شده‌است؛ مقاله >«تركان قفقاز»<[۳۶]  كه در >سالنامه ترك<[۳۷]  در استانبول (۱۹۲۸) منتشر شد (← آق‌چوره‌اوغلى، ص ۴۷۴ـ۵۵۲)؛ دو مقاله «نظريات و عمليات بالشه‌ويكها در مسئله مليت» و «سياست شرق بالشه‌ويكها» در مجموعه مقالات مليت و بلشويزم (۱۳۸۹ش)؛ >سياست شرق بلشويكها<[۳۸] ، مجموعه‌اى از چهار اثر رسول‌زاده؛ >خاطرات انقلابى با استالين<[۳۹]  خاطرات رسول‌زاده (۱۳۳۳ش/۱۹۵۴) كه به‌صورت پاورقى در روزنامه دنيا[۴۰]  در آنكارا چاپ مى‌شد. افزون‌بر آن رسول‌زاده قصه‌هايى از ادبيات روسى، به‌ويژه از لئو تولستوى[۴۱]  و ماكسيم گوركى[۴۲]  را به زبان تركى آذربايجانى ترجمه و در نيمه اول دهه ۱۳۲۰/۱۹۱۰ در استانبول منتشر كرده‌است (سلطانلى، ص ۱۱۱ـ۱۱۲؛ د.ا.د.ترك، همانجا).


منابع : فريدون آدميت، فكر آزادى و مقدمه نهضت مشروطيت، تهران ۱۳۴۰ش؛ همو، فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران، تهران ۱۳۵۵ش؛ آذربايجان در موج‌خيز تاريخ : نگاهى به مباحث ملّيون ايران و جرايد باكو در تغيير نام ارّان به آذربايجان ۱۲۹۸ـ۱۲۹۶ شمسى، با مقدمه كاوه بيات، تهران: شيرازه، ۱۳۷۹ش؛ يوسف آق چوره‌اوغلى، تورك ييلى (۱۹۲۸)، استانبول ۱۹۲۸؛ حسن تقى‌زاده، زندگى طوفانى: خاطرات سيدحسن تقى‌زاده، چاپ ايرج افشار، تهران ۱۳۷۲ش؛ همو، مقالات تقى‌زاده، چاپ ايرج افشار، تهران ۱۳۴۹ـ۱۳۵۸ش؛ سولماز رستمووا ـ توحيدى، آذربايجان دورى مطبوعاتى: بيبليوقرافيا، ۱۹۹۰ـ ۱۸۷۵، باكو ۱۹۹۳؛ محمدامين رسول‌زاده، جمهورى آذربايجان: چگونگى شكل‌گيرى و وضعيت كنونى آن، ترجمه تقى سلام‌زاده، تهران ۱۳۸۰ش؛ همو، سياوش‌زمانه، ترجمه پرويز زارع شاهمرسى، تبريز ۱۳۸۶ش؛ همو، گزارش‌هايى از انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه رحيم رئيس‌نيا، تهران ۱۳۷۷ش؛ اتين كوپو، «جنبش پرومته»، ترجمه عاطفه طاهايى، در مليت و بلشويزم، به همت كاوه بيات، تهران: پرديس دانش، ۱۳۸۹ش؛


Mevsüm ‘Aliyev, "Mammad Amin Rasulz¦ada", in A¦ ¢zarb¦aija¦ n Demokr¦atik Respublika¦ si (in Cyrillic), ed. Vil¦ayat Quluyev et al., Baku: A¦ ¢zarb¦aij¦an Dövlet Nashriyy¦at-Poleqr¦afiy¦a Birliyi, 1992; Aybenâz Alâyeva Kengerlâ, A zerbaycan’da romantik Türkçülük, Iè stanbul 2008; Nigar A¦ q¦ama¦ lâyeva¦ , "A¦ ¢zarb¦aij¦an Demokr¦atik Respublik¦asâ p¦arl¦amentinin fa‘a¦ liyyatina d¦air", in A¦ ¢zrba¦ ija¦ n Demokr¦atik Respublika¦ si, ibid; A z•rbaycan Xalq Cümhuriyy•ti ensiklopediyasi, Baku: Lider N•íriyyat, 2004-2005;A z•rbaycanXalq Cümhuriyy•ti v• Qafqaz Iè slam ordusu,ed.Mehmet RâhtâmandMehmanSüleymanov,Baku: Qafqaz Araídârmalarâ Iè nstitutu N•íriyyatâ, 2008; A¦ ¢zarba¦ ija¦ n Sa¦ vet ensiklopediya¦ si (in Cyrillic), Baku 1976-1987; A¦ ¢zarba¦ ija¦ n ta¦ ri_k_h_i (in Cyrillic), ed. M. A. èIsm¦ayâlov et al. vol.5, Baku: ‘Elm Na_sh_riyy¦atâ, 2001; Hüseyin Baykara, A zerbaycan istiklâl mücadelesi tarihi, Iè stanbul 1975; Iè hsan Ilgar, Rusya’da birinci müslüman kongresi tutanaklari, Ankara 1990; Mirz¦a B¦al¦a Mammadza¦ da, Milli A¦ ¢zarba¦ ija¦ n h¤ araka¦ ti (in Cyrillic), Baku 1992; Mahammad Amin Rasulza¦ da, •sarl•ri: 1909- 1914, Baku 2001; idem, A _th_arlari: 1903-1909 (in Cyrillic), Baku 1992; idem, Sta¦ linla i_k_h_tila¦ l_k_h_¦a¤tiralari (in Cyrillic), Baku 1991; idem, A zerbaycan Cumhuriyyeti: keyfiyet-i teíekkülü ve ìimdiki vaziyeti, ed. Yavuz Akpânar, Iè rfan Murat Yâldârâm, and Sebahattin Çagân, Iè stanbul 1990; Vaqif Sultanlâ, A§gir yolun yolçusu: M•h•mm•d •min R•sulzad•nin h•yati ve •d•bi f•aliyyeti, Baku 1996; Tadeusz Swietochowski, Russia and A zerbaijan: a borderland in transition, New York 1994; Tadeusz Swietochowski and Brian C. Collins, Historical dictionary of A zerbayjan, Lanham 1999; TDVIèA , s.v. "Resulzâde, Mehmed Emin" (by Yavuz Akpânar); Nasim¦an Ya‘qublu, Mammad Emin Rasulza¦ da (in Cyrillic), Baku 1991.


/ رحيم رئيس‌نيا /

نظر شما
مولفان
رحیم رئیس نیا ,
گروه
اسلام معاصر ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده