رادیو و تلویزیون

معرف

عنوان دو پدیده نوین رسانه‌ای در دوره جدید.
متن

رادیو و تلویزیون، عنوان دو پدیده نوین رسانه‌ای در دوره جدید. این مقاله به روند تأسیس و سیر تحول رادیو و تلویزیون در جهان اسلام می‌پردازد و شامل بخشهای زیر است :


1) ایران 2) آسیای مرکزی و قفقاز ]ضمیمه دانشنامه]3) ترکیه 4) کشورهای عرب 5) افریقای غیرعرب 6) شبه‌قاره هند و جنوب‌شرقی آسیا 7) رادیو و تلویزیونهای اسلامی 8) احکام فقهی


1) ایران. در اواخر دهه 1310ش، رادیو و در اواخر دهه 1330ش، تلویزیون در ایران راه‌اندازی شد. رسانه رادیو به‌سرعت فراگیر شد و تلویزیون نیز با اندکی تأخیر به رسانه‌ها پیوست. برخلاف رادیو، که با تصدی دولت تأسیس شد، مؤسس تلویزیون بخش خصوصی بود. پس از یک دهه فعالیت، تلویزیون نیز دولتی شد و از آن پس همواره دولت متصدی تأسیس و اداره امور این دو رسانه مهم بوده‌است.


الف) رادیو


1. نخستین اقدامات تا تأسیس (1319ش). زمینه تأسیس رادیو در ایران با آغاز فعالیت نخستین دستگاه تلگراف بی‌سیم در 1305ش/ 1926 در تهران فراهم شد. وزارت جنگ برای رفع نیازهای مخابراتی ارتش یک دستگاه فرستنده موج بلند برای تهران و شش دستگاه برای تبریز، مشهد، کرمان، شیراز، کرمانشاه و مُحمّره (خرمشهر کنونی) از شوروی خرید. دستگاه بی‌سیم تهران در اردیبهشت 1305/ 1926 نصب شد. با اینکه این دستگاه صرفآ برای مخابره تلگرام و خبرهای گوناگون بود و کارکرد رادیویی نداشت، پس از آن، اندیشه تأسیس رادیو قدرت گرفت. وزارت جنگ برای نصب فرستنده، در جاده قدیم شمیران جنب عمارت قدیم قصر قاجار ساختمانی بنا کرد که به سبب استقرار آن در قصر به بی‌سیم قصر معروف شد. آموزشگاهی نیز در وزارت جنگ به نام مدرسه بی‌سیم کل قشون تأسیس گردید تا برای بهره‌برداری از فرستنده بی‌سیم نیروی کار آموزش داده شود (← ایران. وزارت پست و تلگراف و تلفن، ص 45؛ رادیو ایران، ش 113، اردیبهشت 1345، ص 4؛ سپنتا، ص 296). در اواخر دی 1305، دستگاههای بی‌سیم ایران (معروف به بی‌سیم پهلوی) که کارکرد نظامی داشت، برای استفاده غیرنظامی به وزارت پست و تلگراف واگذار گردید و بیشتر کارمندان آن به این وزارت‌خانه منتقل شدند (محبوبی‌اردکانی، ج 2، ص 230ـ231). تأسیس فرستنده بی‌سیم از مهم‌ترین عوامل تأسیس رادیو در ایران بود، اما عوامل اثرگذار دیگری نیز وجود داشت، ازجمله ورود نخستین دستگاه رادیو به ایران در اردیبهشت 1306/ 1927. دولت آلمان یک دستگاه «رادیوضبط‌صوت ماشین» را به رضاشاه هدیه داد. این وسیله به احتمال قوی همان ضبط‌صوت بود نه رادیو، چون برای استفاده از آن به ایستگاه و وسایل مجهز دیگر نیاز نبود. از این دستگاه استقبال کردند و دستگاه دیگری برای نصب در مجلس شورای ملی درخواست گردید تا شاه در جریان مذاکرات مجلس قرار گیرد. این قدیم‌ترین اطلاعی است که از رادیو در ایران در دست است. تا آن زمان ایستگاه رادیویی در ایران وجود نداشت و فقط صدای رادیوهای دیگر کشورها در ایران دریافت می‌شد. سفارت شوروی نیز دو دستگاه رادیو به دربار ایران هدیه داد که از نخستین رادیوهایی است که به ایران وارد شده‌است (← بهبودی، ص325؛ محبوبی‌اردکانی، ج 3، ص75). در اسفند 1307، وزارت فواید عامه به تقاضای میرزاعبدالحسین‌خان دیبا لایحه‌ای را برای اعطای امتیاز تأسیس رادیو «دیفوزیون» به مجلس تقدیم کرد. براساس این لایحه چنانچه دیبا در مدت یک سال موفق به تأسیس رادیو نمی‌شد، این امتیاز را لغو می‌کردند که در نهایت نیز چنین شد (اطلاعات، ش 715، 8 اسفند 1307، ص 1). چون فرستنده موج بلند برای برقراری ارتباط با اروپا قدرت کافی نداشت، یک دستگاه موج کوتاه از فرانسه خریداری شد. گیرنده دستگاه در منطقه نجف‌آباد در جنوب‌شرق تهران و فرستنده‌اش در محل بی‌سیم نصب گردید. به‌این‌ترتیب، در آبان 1309/ 1930 با لندن، برلین، آنکارا، بیروت و تفلیس ارتباط برقرار شد. از 1311ش به بعد، بی‌سیم در ایران رو به توسعه نهاد (ایران. وزارت پست و تلگراف و تلفن، ص 45؛ سپنتا، ص 297). در 1313ش، یک ایرانی آسوری ساکن امریکا به‌نام جیمس قهرمانیان پیشنهاد دیگری برای تأسیس رادیو مطرح کرد که به سرانجام نرسید (اطلاعات، ش 9432، 14 مهر 1336، ص 10). در این سال استفاده از گرامافون در ایران رایج شده بود و این امر تقاضای موسیقی را افزایش داد. دولت نیز به بازرگانان برای وارد کردن گیرنده رادیو با کسب پروانه از وزارت پست و تلگراف و تلفن اجازه داد. این موضوع اندیشه ایجاد رادیو را در ایران قوّت بخشید (تماشا، ش258،  4 اردیبهشت 1355، ص28؛ فروزفر، ص456). گیرنده‌های رادیو معمولا از آلمان و انگلستان وارد می‌شد و بسیار گران بود. خریداران رادیو نیز با مراجعه به شهربانی جواز می‌گرفتند. رادیوها به دو صورت برقی و باتری‌دار بود و در خانه‌ها نصب می‌گردید. با رواج گیرنده‌های رادیو در ایران برای استفاده شنوندگان، روزنامه اطلاعات برنامه‌های رادیوهای اروپایی مانند رادیو لندن و برلین را چاپ می‌کرد (اطلاعات، ش3674،  7 آذر 1317، ص 8، ش 3710، 13 دی 1317، ص8؛ هاشمی، ص 86ـ87). با ورود گیرنده‌های رادیویی به ایران تأسیس فرستنده رادیو بیش از گذشته ضرورت یافت. در 1316ش، وزارت پست و تلگراف و تلفن مقدمات کار را فراهم کرد و دستگاههایی را به‌کار گرفت که هم جنبه رادیویی داشته باشد و هم برای تأمین نیازهای مخابرات به‌کار رود. چون پرورش و راهنمایی افکارعمومی یکی از اهداف رادیو بود، در 1317ش سازمان پرورش افکار تأسیس گردید و در مادّه یازدهم اساسنامه‌اش، تأسیس رادیو تهران پیش‌بینی شد. این سازمان شش کمیسیون داشت، ازجمله کمیسیون رادیو به ریاست محمود بَدِر* که مأموریت داشت در شش‌ماه برنامه جامعی تنظیم کند و به تصویب دولت برساند. هم‌زمان مسابقه‌ای نیز برای انتخاب گویندگان رادیو برگزار شد و برندگان آن مانند قدسی رهبری، طوسی حائری، اسداللّه موثقی، رکن‌الدین آشتیانی و ابوالقاسم طاهری از نخستین گویندگان رادیو بودند. کمیسیون رادیو تهیه و تنظیم گفتارهای تخصصی را به عهده وزارت‌خانه‌ها گذاشت و از تعدادی از مشاهیر ادبی نیز مانند محمد حجازی*، سعید نفیسی*، محمدتقی بهار* و غلامرضا رشیدیاسمی* دعوت کرد که در تهیه برنامه‌های رادیویی مشارکت کنند (← اطلاعات، ش 3712، 15دی 1317، ص 1؛ فرهنگ‌ستیزی در دوره رضاشاه، ص 1ـ2؛ سازگار، ص 11). با آغاز جنگ جهانی دوم (1318ـ1324ش/ 1939ـ 1945)، خرید دستگاههای فرستنده موج کوتاه از انگلستان میسر نشد؛ بنابراین، وزارت پست و تلگراف و تلفن، یک دستگاه تلگراف و تلفن موج کوتاه به‌قدرت دو کیلووات ــکه افزون بر کارکردهای اصلی‌اش برای پخش صدا نیز به کار می‌رفت ــ از شرکت تلفنکن[1]  آلمان خریداری و در اواخر  1318ش/ 1939 آن را نصب کرد. در همان سال، شرکت هوختیف[2]  آلمان ساخت بنای استودیو رادیو را نیز شروع کرد،  که با اشغال ایران به دست متفقین متوقف شد. بنابراین، به‌طور موقت یکی از اتاقهای مرکز فرستنده پهلوی به استودیویی کوچک تبدیل گردید (← اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران، ص پنج ـ شش، 3ـ4، 8). هم‌زمان وزارت پست و تلگراف و تلفن برای آموزش کارمندان، آموزشگاه مرکزی با سه شعبه در تهران دایر کرد که دارای کارگاه آموزش الکترونیک، مکانیک، تلگراف، تلفن بی‌سیم و پخش صدا بود (کیا، ص 311). در 26 اسفند 1318، کمیسیون بررسی برنامه‌های رادیو تشکیل و مقرر شد وزارت پست و تلگراف و تلفن، کابل رادیو را به تالار دارالفنون و باغ‌فردوس شمیران بکشد. این تالار مرکز تشکیل جلسه‌ها و سخنرانیهای سازمان پرورش افکار بود و هدف از آن استفاده آسان از قطعات موسیقی و سخنرانیهای آن سازمان بود. همچنین، فهرستی از شهرهای دارای برق تهیه شد تا برای میدانهای عمومی آنها از بودجه شهرداریها دستگاه گیرنده و بلندگو خریداری و نصب شود که مردم از برنامه‌های رادیو استفاده کنند (اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران، ص 5ـ 6).


2. از 1319ش تا تأسیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران (1350ش). در این دوره نصب دستگاههای فنی در اواخر فروردین 1319 پایان یافت و نخستین فرستنده رادیویی ایران در تهران، با نام رادیو تهران، در 4 اردیبهشت 1319 افتتاح شد. مردم تهران در آن زمان خبرهای مراسم گشایش را از بلندگویی شنیدند که در میدان سپه روبه‌روی ساختمان وزارت پست و تلگراف و تلفن نصب شده بود. برنامه‌های رادیو در دهه اول فعالیت از استودیویی در طبقه سوم ساختمان بی‌سیم به‌صورت زنده اجرا و پخش می‌شد. برنامه‌های رادیو در آغاز به پخش اخبار (به زبانهای فارسی، ترکی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، عربی و روسی)، موسیقی و گفتارهایی در باب تاریخ و جغرافیای ایران، کشاورزی، بهداشت، ورزش و خانه‌داری اختصاص داشت. به‌مدت سه سال برنامه‌های رادیو ظهرگاهی و عصرگاهی بود (یازده‌ونیم تا دو بعد از ظهر و پنج‌وربع تا یازده شب) و هشت ساعت و نیم ادامه داشت. برنامه‌های روزانه رادیو برای اطلاع عموم در روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد. به دستور نخست‌وزیر، احمد متین‌دفتری (متوفی 1350ش)، مقرر گردید گویندگان رادیو برای تلفظ صحیح واژه‌ها آموزش ببینند. ازهمین‌رو، به سعید نفیسی، از اعضای فرهنگستان ایران و عضو کمیسیون رادیو، مأموریت داده شد تا گویندگان را آموزش دهد. در آغاز، خبرگزاری پارس (در وزارت امورخارجه)، وزارت‌خانه‌ها و سازمانهای دولتی موظف بودند خبرهای رادیو را تهیه کنند و خبرهای حوزه مأموریتشان را به رادیو بفرستند. پس از چندی، از مقالات سیاسی و اجتماعی روزنامه‌های تهران نیز در برنامه‌های رادیو استفاده شد (← همان، ص 4، 7، 17، 21، 30ـ 36، 70ـ71، 81، 98؛ رادیو ایران، ش 113، اردیبهشت 1345، ص 4ـ5؛ اطلاعات، ش 4165، 4 اردیبهشت 1319، ص1، ش4166، 5 اردیبهشت 1319، ص 1، ش4169، 9 اردیبهشت 1319، ص 1؛ سپهری، ص 26). اداره امور رادیو به عهده وزارت پست و تلگراف و تلفن بود، اما به‌دستور رضاشاه از مهر 1319 سازمانی به نام اداره کل انتشارات و تبلیغات (بعدها وزارت اطلاعات) برای جمع‌آوری و تمرکز اطلاعات و اخبار کشور تأسیس و عیسی صدیق اعلم* به ریاست آن منصوب شد (برای گزارش تفصیلی از تأسیس این اداره و سازماندهی رادیو و برخی مسائل پخش اخبار در بحبوحه جنگ جهانی دوم ← صدیق اعلم، ج 2، ص 343ـ 351، ج 3، ص 1ـ10، 17، 26ـ28). به این ترتیب، این اداره، زیرنظر نخست‌وزیری، سرپرستی امور رادیو را به‌عهده گرفت. سازمانهایی چون خبرگزاری پارس، اداره پخش صدای تهران (در کمیسیون رادیو پرورش افکار)، و اداره راهنمای نامه‌نگاری (در وزارت کشور) به این اداره پیوستند. در واقع، کمیسیون رادیو منحل و هر یک از بخشهای رادیو به اداره‌های مستقل واگذار شد که هرکدام زیرنظر یک وزارت‌خانه بودند. نظارت بر رادیو به عهده اداره کل تبلیغات و انتشارات بود، اما این اداره بر بی‌سیم پهلوی، که زیر نظر وزارت پست و تلگراف و تلفن بود، و نیز بر اداره موسیقی کشور نظارتی نداشت. بنابراین، همواره اختلافهایی میان آنان به‌وجود می‌آمد. در شهریور 1329، نام این سازمان به اداره اطلاعات و رادیو تغییر یافت (← اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران، ص 138ـ139، 163ـ165، 182ـ 198؛ اطلاعات، ش7309،  4 شهریور 1329، ص8؛ صدیق اعلم، ج 3، ص 1ـ5؛ تماشا، ش 258، 4 اردیبهشت 1355، ص 29). با راه‌اندازی رادیو، ممیّزی در برنامه‌های آن نیز آغاز شد. از همان آغاز، خبرها و گفتارهای رادیو پیش از پخش به اداره راهنمای نامه‌نگاری شهربانی فرستاده و پس از کسب اجازه، پخش می‌شد. همچنین خلاصه مقالات نشریات در اختیار رضاشاه قرار می‌گرفت و پس از صدور اجازه انتشار می‌یافت. به دستور رضاشاه صرفآ خبرهای ایران به زبانهای بیگانه ترجمه و از رادیو پخش می‌شد. هیئتی دائم شامل محمد حجازی، ابراهیم خلیل سپهری، محمد حکیمی، صادق رضازاده‌شفق و سعید نفیسی در دفتر رادیو هر روز خبرها و گفتارهای ترجمه شده را بررسی و پس از اصلاحات آن را به دفتر رادیو بازمی‌گرداندند. کتابخانه‌های وزارت امورخارجه، فرهنگ و مجلس شورای ملی نیز موظف شدند تا هرگونه اطلاعاتی (غیر از اطلاعات محرمانه) را در اختیار این هیئت قرار دهند (← اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران، ص 12ـ17، 70ـ71، 81ـ84، 98). در 1320ش، پس از آنکه اداره کل تبلیغات و انتشارات ضمیمه وزارت فرهنگ شد، با تصویب محمد تدین، وزیر فرهنگ، بخش مذهبی به برنامه‌های رادیو افزوده شد. بخش مذهبی رادیو به همت حسینعلی راشد* شکل گرفت. این برنامه که هر شب جمعه از رادیو پخش می‌شد، از 1320ش تا چندین سال ادامه یافت. از 1322ش با پخش برنامه صبحگاهی به‌مدت دو ساعت، زمان برنامه‌های رادیویی افزایش یافت و در این بخش برای نخستین‌بار قرائت قرآن کریم، درسهایی از نهج‌البلاغه و برنامه‌های جدید مانند ساعت شنوندگان، موسیقی کلاسیک، ورزش باستانی با اجرای شیرخدا، و نیز اذان ظهر پخش شد (رادیو ایران، ش20، اردیبهشت 1337، ص 4، ش 86، دی 1342، ص 6، به نقل از حسینعلی راشد؛ سپهری، ص 26). پس از آنکه در 1320ش/1941 متفقین ایران را اشغال کردند، رادیو عملا در اختیار آنان قرار گرفت و صرفآ خبرهای جنگ را پس از بررسی اداره سانسور انگلستان پخش می‌کرد. همچنین، بنا به تقاضای سفارت انگلستان، هفته‌ای دو بار و هر دفعه به‌مدت نیم ساعت رادیو در اختیار انگلیسیها بود تا برای سربازانش موسیقی پخش کند یا پیام آنان را به خانواده‌هایشان برساند. درخواستهای سفارت به این امر محدود نشد و با شناسایی اتومبیلهایی که رادیو داشتند، از شهربانی خواست رادیوهای این اتومبیلها را تحویل بگیرد تا مبادا از آنها به عنوان فرستنده استفاده شود (← اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران، ص 174ـ182، 203). هم‌زمان با تقویت رادیو در تهران، برای گسترش شبکه رادیویی در مراکز استانها رادیوهای محلی تأسیس و نخستین مرکز رادیویی استانی در 1325ش در تبریز راه‌اندازی شد. در سالهای پایانی دهه 1320ش سه مرکز رادیویی دیگر در مشهد، اصفهان و شیراز تأسیس شد. برای اینکه شهرستانها صدای رادیو تهران را نیز به‌خوبی دریافت کنند، از فرستنده‌های ارتش استفاده شد و به‌این‌ترتیب ادارات تبلیغات شهرستانها شکل گرفت (← رادیو ایران، ش20، اردیبهشت 1337، ص 28، خاطرات بهرام شاهرخ؛ قائم‌مقامی، ص 62؛ راهنمای شهرستانهای ایران، ص ] 6[). از شهریور 1328، برای بررسی و بهبود برنامه‌های رادیو در اداره انتشارات و تبلیغات شورای نویسندگان تشکیل شد. اعضای شورا، ازجمله شجاع‌الدین شفا، اسماعیل پوروالی، حسینقلی مستعان، ضیاءالدین سجادی و ناصرالدین شاه‌حسینی مطالب رادیو را مطالعه می‌کردند و پس از تأیید برای پخش می‌فرستادند. بعدها با ورود اعضای جدید به شورا تصنیفها و ترانه‌های رادیو نیز بررسی می‌شد (شاه‌حسینی، ص 40؛ سجادی، ص 42). در فاصله سالهای 1327 تا 1330ش، سه استودیو در میدان ارک ساخته شد، اما در محتوای برنامه‌های رادیو، تحول مهمی پدید نیامد. پس از 28 مرداد 1332، ضرورت نفوذ و گسترش رادیو در جامعه بیش از پیش احساس شد و ساخت استودیوهای جدید و ایجاد فرستنده‌های پنجاه و صد کیلوواتی سرعت بیشتری یافت. در 1332ش، استودیوی شماره یک رادیو تهران آغاز به کار کرد و از 1334ش به بعد برنامه متنوع «شما و رادیو» برای روزهای جمعه تهیه شد و زمان برنامه‌های رادیو به هجده ساعت رسید. از فروردین 1335، رادیو تهران به دو استودیو مجهز گردید و هجده ساعت برنامه روی فرستنده شماره یک (رادیو ایران) و ده ساعت برنامه روی فرستنده شماره دو (رادیو تهران) پخش می‌شد. پنجاه برنامه جدید و ثابت مانند گلهای رنگارنگ، مرزهای دانش، خانه و خانواده، و سفر به آسمانها به برنامه‌های رادیو افزوده شد. همچنین از 1335ش، پخش آگهیهای تجاری رسمآ از رادیو آغاز گردید. در این سال اداره انتشارات و تبلیغات استقلال بیشتری یافت و تا زمان تأسیس وزارت اطلاعات در 1343ش، اداره امور رادیو را به عهده داشت. در فاصله سالهای 1334 تا 1336ش، افرادی برای آموزش شیوه تولید برنامه‌های رادیویی به امریکا رفتند. در اداره کل انتشارات نیز کلاسهایی در زمینه آموزش تنظیم خبر برای رادیو تشکیل شد (← رادیو تهران، ش 8، فروردین 1336، ص 7، ش 20، اردیبهشت 1337، ص 4، ش 113، اردیبهشت 1345، ص 5، 26 ؛ محبوبی‌اردکانی، ج 3، ص 77ـ78، 80؛ بزرگمهر، ص 246؛ محسنیان‌راد، ج 3، ص 1450، 1457). از خرداد 1335، برنامه روزانه کودک با اجرای بیژن پیرنیا (فرزند داوود پیرنیا) آغاز گردید. البته نخستین برنامه کودکی که از رادیو پخش شد قصه‌های صبحی بود، که فضل‌اللّه مهتدی صبحی از 6 اردیبهشت 1319، یعنی دو روز پس از تأسیس رادیو، ظهر هر جمعه اجرا می‌کرد. این برنامه تا سالهای بعد همچنان ادامه داشت (رادیو تهران، ش 1، شهریور 1335، ص 21، ش 2، مهر 1335، ص 27، ش 9، اردیبهشت 1336، ص 6). نخستین شماره مجله رادیو تهران را در شهریور 1335، اداره کل انتشارات و رادیو با مدیریت ناصرالدین شاه‌حسینی منتشر کرد. عمده مطالب مجله متن برنامه‌های رادیویی، ساعت پخش برنامه‌ها، خاطرات، و پاسخ به نامه‌های شنوندگان رادیو بود. از شماره بیستم (فروردین 1337) نام مجله به رادیو ایران تغییر یافت. در میانه دهه 1330ش، با نصب فرستنده موج کوتاه صد کیلوواتی در کمال‌آباد (نام کنونی آن: کمال‌شهر)، واقع در شمال‌غرب شهرستان کرج، صدای رادیو ایران در اروپا پخش شد. تشکیلاتی نیز با عنوان برنامه‌های خارجی تأسیس کردند که در 1340ش نام آن به برنامه‌های خارجی و مبادلات بین‌المللی تغییر یافت. در این بخش، روزانه اخبار و مطالب گوناگون به زبانهای انگلیسی، فرانسه، عربی، ترکی، روسی و اردو ترجمه و همراه با موسیقی پخش می‌شد. در شهریور همان سال برنامه صدای آشنا برای ارتباط با ایرانیان مقیم اروپا و آسیا فعالیتش را آغاز کرد. از ابتکارهای این برنامه ارسال پیام برای ایرانیان خارج از کشور از طرف وابستگانشان بود. رادیو ایران برای رواج بیشتر زبان فارسی و با توجه به تعداد شنوندگان ایرانی در کشورهای هم‌جوار، در پی پیشرفت و گسترش زبان فارسی بود. برنامه‌های ویژه پرطرفداری نیز به گویشهای گوناگون مانند آذربایجانی، بلوچی، گیلکی، کردی، ارمنی و آشوری تهیه می‌شد (← رادیو ایران، ش 92، تیر 1343، ص 6ـ7؛ راهنمای شهرستانهای ایران، ص ] 9[؛ سازگار، ص 23). با تأسیس تلویزیون در 1337ش، ایجاد تنوع بیشتر و ابتکارهای جدید در برنامه‌های رادیو، برای رقابت با رسانه جدید ضرورت یافت و به‌همین‌سبب در اواخر دهه 1330ش، برنامه‌های رادیو تنوع بیشتری پیدا کرد؛ چنان‌که روزانه به غیر از برنامه‌های موسیقی بیش از چهارصد موضوع به صورت نمایشنامه، مسابقه رادیویی، مصاحبه و خبر اجرا می‌شد. هدف برنامه‌های رادیو آگاه‌کردن مردم از عظمت ایران باستان و پیشرفتهای تازه کشور بود (حجازی، ص 742؛ قائم‌مقامی، ص 62). در شهریور 1337، نخستین همایش رادیویی کشور برگزار شد. این همایش سالی یک بار و با شرکت مسئولان فرستنده‌های رادیویی کشور برگزار می‌شد و نحوه فعالیت فرستنده‌های استانها را بررسی می‌کرد (رادیو ایران، ش70، خرداد 1341، ص 10ـ11). رادیو در برنامه‌های مختلف از همکاری استادان دانشگاه، دانشمندان و صاحب‌نظران بهره می‌گرفت. در برنامه هفتگی مرزهای دانش کسانی چون محسن هشترودی، ابراهیم پورداود، زین‌العابدین رهنما، لطفعلی صورتگر، فضل‌اللّه رضا، سعید نفیسی، جلال‌الدین همایی، روح‌اللّه خالقی، و محمدمحیط طباطبایی مطالب تخصصی را بیان می‌کردند (سپنتا، ص 343ـ 344). برنامه موسیقی از آغاز فعالیت رادیو به‌صورت زنده و در سه بخش اجرا می‌شد. این برنامه با همکاری سه نهاد اداره کل انتشارات و تبلیغات، وزارت پست و تلگراف و تلفن و اداره موسیقی تهیه می‌شد. بعدها با لغو نظارت اداره موسیقی، اوضاع نابسامانی در موسیقی رادیو حاکم شد؛ تا اینکه با تشکیل شورای موسیقی و لغو پخش موسیقی به‌صورت زنده، موسیقی رادیو سامان گرفت. برای حفظ موسیقی ایرانی، برنامه گلها به ابتکار و سرپرستی داوود پیرنیا* فعالیتش را آغاز کرد که از برنامه‌های پرشنونده و موفق رادیو بود. با گسترش برنامه‌های رادیو، برنامه گلها نیز با تنوع بیشتر در دو بخش گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ پخش شد. موسیقی اصیل ایرانی در کشورهای هم‌جوار مانند عراق نیز محبوبیت داشت (خالقی، ص 38؛ سپنتا، ص 344؛ صدیق اعلم، ج 3، ص 7). موسیقی بخش جدایی‌ناپذیر رادیو و به همین سبب، به‌ویژه به سبب مضامین اشعار و ترانه‌های آن، محل اعتراض متدیّنان بود و به‌ویژه از پخش آن در ماههای رمضان و محرّم و صفر انتقاد می‌شد (← یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 1، ص 212؛ نیز ← بخش :8 احکام فقهی). با گسترش فعالیتهای رادیو، مرکز فرستنده بی‌سیم پهلوی دیگر گنجایش دستگاههای جدید فرستنده را نداشت و مرکز گیرنده بی‌سیم نجف‌آباد نیز محصور خانه‌ها و کارگاههای صنعتی شده بود. ازهمین‌رو، هر دو محل به خارج از تهران (کمال‌آباد و حلقه‌درّه) منتقل شدند. برنامه‌های رادیو تهران هر روز صبح، ظهر و عصر اجرا می‌شد. بیشتر این برنامه‌ها محتوای علمی و هنری داشت. در سالهای 1338 و 1339ش درپی افزایش قدرت نیروی فرستنده‌ها، چند استودیوی بزرگ و کوچک در رادیو ایران ساخته شد و از آن پس رادیو ایران فعالیت تازه‌ای را آغاز کرد. از تابستان 1339 برنامه‌های رادیو ایران بیست‌وچهار ساعته شد و با آغاز فعالیت بخش تعاون اجتماعی بر میزان ارتباط و تعامل رادیو با مردم افزوده شد. این بخش با همکاری پزشکان و نهادهای امدادی از ساعت دوازده نیمه‌شب تا صبح به کسانی یاری می‌رساند که به پزشک یا کمکهای فوری نیازمند بودند (← رادیو ایران، ش 47، تیر 1339، ص 6، ش 56، فروردین 1340، ص 6؛ راهنمای شهرستانهای ایران، ص ]8ـ 9[). در اوایل دهه 1340ش، تعداد فرستنده‌های رادیویی کشور به دوازده رسید که در شهرهای دوازده استان کشور (رشت، گرگان، تبریز، رضائیه (ارومیه)، کرمانشاه، اهواز، شیراز، کرمان، مشهد، اصفهان، سنندج و زاهدان) فعالیتشان را آغاز کردند. سه فرستنده اهواز، زاهدان و کرمانشاه با قدرت یک‌صد کیلووات صدای ایران را در خاورمیانه، شبه‌قاره هند و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس پخش می‌کرد (← رادیو ایران، ش 69، اردیبهشت 1341، ص 28ـ29؛ اطلاعات، ش 10783، 4 اردیبهشت 1341، ص 7). در 1340ش، به پیشنهاد ابوالقاسم اِنجوی‌شیرازی*، از نویسندگان برنامه‌های رادیویی، برنامه فرهنگ مردم با هدف حفظ و حراست فرهنگ مردم ایران و زنده نگه‌داشتن آداب و رسوم، گویشها و افسانه‌ها به برنامه‌های رادیویی افزوده شد. این برنامه به‌سبب گستردگی زمینه فعالیتش در حوزه‌هایی چون فلسفه، ادبیات و معماری در قالب برنامه‌ای رادیویی نمی‌گنجید و به‌تدریج به مرکزی تبدیل شد که بیش از چهارهزار تن از سراسر کشور با آن همکاری می‌کردند و هزاران سند در زمینه شناخت ایران و ایرانیان در آن نگه‌داری می‌شد. سپس گردانندگان مرکز فرهنگ مردم با گردآوری هدایای مردم (شامل صنایع‌دستی، لباسهای قدیمی، زینت‌آلات، فرمانها، قباله‌ها و دست‌نوشته‌ها) موزه فرهنگ مردم را تأسیس کردند (سازگار، ص 62ـ63). رادیو تهران (فرستنده دوم رادیو)، برنامه‌هایی برای روشنفکران تهیه می‌کرد، اما تشکیلات منسجم و مصوبی نداشت؛ به همین سبب برای ساماندهی، از رادیو ایران جدا شد و از 5 اردیبهشت 1340 روی موج مستقل پخش   گردید. این رادیو بعدها به رادیو دو نیز معروف شد (← رادیو ایران، ش 58، خرداد 1340، ص 14ـ15، ش 59، تیر 1340، ص 7؛ کاوه، ص 199). رادیوهای اختصاصی نیز برای گروههای خاصی از جامعه تأسیس گردید، مانند رادیوی نیروی هوایی که در 1340ش فعالیتش را آغاز کرد. برنامه‌های آن موسیقی‌محور بود و تهران و شهرهای اطراف آن را پوشش می‌داد. با آنکه این رادیو شنوندگان بسیاری داشت، پس از یک دهه فعالیت در 1350ش تعطیل شد (نوری، ص 175ـ176). در دوره انقلاب سفید، در بهمن 1341، رادیو ابزار تبلیغاتی مناسبی برای انتقال مقاصد حاکمیت و برنامه‌های بلندپروازانه محمدرضاشاه بود و می‌کوشید شاه را محور حفظ و حراست از حیات ملی جلوه دهد. شورای عالی نویسندگان برای القای این امر برنامه‌هایی چون سپاهیان انقلاب، زن و زندگی، دهقان، و کارگران تولید کرد (← رادیو ایران، ش 106، مهر 1344، ص 4ـ5). در 1343ش، با تشکیل وزارت اطلاعات، اداره کل رادیو ایران به تشکیلات این وزارت‌خانه پیوست. از آن پس بر کیفیت برنامه‌های رادیو افزوده شد و ساعت پخش برنامه‌های محلی رادیوهای شهرستانها نیز افزایش یافت. در 1345ش، تعداد استودیوهای رادیو به چهارده رسید که هر یک با جدیدترین لوازم مجهز شده بود. دو استودیوی بزرگ رادیو ایران هریک گنجایش 150 تا 200 تماشاگر داشت. در 1346ش، فرستنده اف ام[3] ، که فرستنده سوم رادیو بود، به مجموع برنامه‌های رادیو  افزوده شد. به‌تدریج با توسعه فرستنده‌های اف ام، مراکز رادیویی استانها نیز از آن بهره‌مند شدند. رادیو ایران بخش سنجش افکار و عقاید شنوندگان را تشکیل داد تا نظر شنوندگان رادیو را درباره برنامه‌های گوناگون گردآوری کند (← رادیو ایران، ش 89، فروردین 1343، ص 2، ش101، اردیبهشت 1344، ص3؛ تماشا، ش 258، 4 اردیبهشت 1355، ص 29، 31؛ راهنمای شهرستانهای ایران، ص ] 9[؛ قائم‌مقامی، ص 62).


3. توسعه و گسترش شبکه‌ای تا انقلاب‌اسلامی (1357ش). در 1350ش، رادیو به سازمان تلویزیون ملی‌ایران پیوست و سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران شکل گرفت که تأسیس فرستنده‌ها و پخش برنامه‌ها به انحصار آن درآمد (← ادامه مقاله). پخش برنامه‌های زنده در دهه 1350ش رو به فزونی گذاشت. تولیدکنندگان رادیو تلاش کردند تا از میزان برنامه‌های ضبط‌شده بکاهند و برای ارتباط بیشتر با شنوندگان از استودیو خارج شوند. همچنین، تولید برنامه را میان گروههای تخصصی گوناگون تقسیم کردند. این گروهها عبارت بودند از: ایران زمین، اجتماعی، نمایش، شناسایی هنر و دانش، دین، ادب، موسیقی (ایرانی و کلاسیک) و برنامه‌های گوناگون. برنامه‌های رادیو پس از بررسی و تأیید اداره نظارت و کنترل به واحد پخش ارسال می‌شد (سازگار، ص 59، 63). رادیو دریا نیز در تیر 1351، در چالوس فعالیتش را آغاز کرد. این رادیو، که به تقلید از رادیو ساحلِ کشور چکسلواکی ایجاد شد، برنامه‌ای تابستانی برای مسافران شمال کشور تولید می‌کرد و بخش اعظم آن موسیقی، برنامه‌های شاد، اخبار وضع راهها، هوا و وضع دریا در سواحل شمال بود (تماشا، ش 258،  4 اردیبهشت 1355، ص95؛ همشهری، ش 3679، 1 اردیبهشت 1384، ص 19، به نقل از شاهرخ نادری). در همان سال، نتیجه یک نظرخواهی در رادیو و تلویزیون نشان داد که تعداد شنوندگان رادیو در شهرستانها بیشتر از تهران است، یعنی 82% شهرستانیها و 65% تهرانیها با گوش‌کردن به رادیو در جریان خبرها و رخدادهای کشور قرار می‌گرفتند (تماشا، ش 208،  6 اردیبهشت 1354، ص 14). از 1354ش، طرح جدیدی در رادیو به اجرا درآمد و برنامه‌های رادیویی به قسمتهای سه ساعتی تقسیم شد که به‌صورت زنده پخش می‌گردید. از نیمه‌های دهه 1350ش، فرستنده‌های جدید رادیو در شهرهای گوناگون و دورافتاده از جمله تایباد، ایرانشهر و خاش تأسیس شد و رادیوی محلی تهران با نام رادیو تهران در همان دوران فعالیتش را آغاز کرد (← مهاجر، ص 79؛ تماشا، ش 370، 10 تیر 1357، ص 12؛ سازگار، ص 16). با شروع قیام مردم در 1357ش و قرارگرفتن کشور در آستانه انقلاب اسلامی، کارکنان رادیو و تلویزیون نیز همسو با مردم اعتصاب کردند. در این میان کارکنان رادیو تهران در  12 بهمن 1357 اعتصابشان را شکستند، در حالی که دیگران همچنان در اعتصاب به‌سر می‌بردند. شورای مؤسس اتحادیه کارکنان رادیو و تلویزیون، آغاز کار دوباره رادیو تهران را در اوضاعی که مردم هنوز به پیروزی قطعی نرسیده بودند، توطئه بزرگ خواند و آن را عامل تفرقه و مأیوس‌کردن کارکنان اعتصابی دانست (کیهان، ش 10629، 15 بهمن 1357، ص 4؛ نیز ← ادامه مقاله).


4. تحول و توسعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران. یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی 23 بهمن، صادق قطب‌زاده* سرپرست جدید سازمان شد و برخی از کارکنان سازمان که وابسته به نظام شاهنشاهی بودند، از سازمان اخراج شدند (اطلاعات، ش 15783، 23 بهمن 1357، ص 7، ش 15807، 22 اسفند 1357، ص 7). از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب، اعضای جدیدی به رادیو پیوستند و اداره این رسانه به نیروهای انقلابی سپرده شد. لزوم بازنگری در بسیاری از برنامه‌های رادیو که با اهداف و آرمانهای انقلاب سازگار و هماهنگ باشد و مراقبت از نفوذ جریانهای معارض و نیز طراحی راهبردهای جدید به تحولات اساسی انجامید که در سیاستهای کلی و برنامه‌ایِ سازمان رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نمود یافت (← ادامه مقاله). در پی حمله ارتش عراق به ایران و آغازشدن جنگ عراق با ایران* (31 شهریور 1359 ـ 27 تیر 1367)، رادیو سهمی سازنده در جنگ داشت و مسئله دفاع در اولویت برنامه‌های آن قرار گرفت و پیام‌رسانی رادیو معطوف به مسائل دفاع شد. به‌این ترتیب، در 1360ش رادیو ارتش و در 1364ش رادیو جبهه راه‌اندازی شد. رادیو در طول جنگ سهم انکارناپذیری در مدیریت بحرانها داشت و گردانندگان آن تلاش می‌کردند روحیه رزمندگان را، به‌ویژه در آستانه عملیات، تقویت کنند. رادیو جبهه افزون بر پرکردن اوقات رزمندگان، در ارتقای سطح دانش و بینش دفاعی و عقیدتی آنان سهم عمده‌ای داشت. برنامه پیام جبهه نیز رابط میان رزمندگان و خانواده‌هایشان بود. فعالیت رادیو جبهه تا پایان جنگ ادامه یافت (← نورشاهی، ص 76ـ 82؛ خزایی، ص 32ـ33؛ مهاجر، ص 79). در 1362ش، رادیو قرآن با هدف ترویج فرهنگ قرآنی آغاز به‌کار کرد. برنامه رادیو قرآن ابتدا در شبکه‌های دیگر اجرا می‌شد، اما پس از گذشت یک دهه از فعالیتش، در دهه 1370ش به شبکه مستقل رادیویی تبدیل شد. در این رادیو (و بعدها شبکه جدید معارف) برخلاف دیگر برنامه‌های رادیویی، موسیقی پخش نمی‌شود و در فاصله برنامه‌ها از تواشیح و تلاوت قرآن استفاده می‌گردد (ساری، ص 61، 64). رادیو در دهه 1360ش، با دو شبکه (شبکه سراسری (رادیو ایران) و رادیو دو) به کار خود ادامه داد. برنامه‌ها به‌صورت ضبط‌شده و زنده پخش می‌شد، اما ضرورتهای فرهنگی جامعه تأسیس شبکه‌های جدید و ورود به حوزه‌های تخصصی را ایجاب می‌کرد. درواقع، در عصر رسانه‌های تصویری و قدرت جذب این رسانه‌ها، رادیو به‌عنوان رسانه‌ای گفتاری برای ازدست‌ندادن مخاطبانش تکاپوی جدّی را آغاز کرد. گسترش کمّی و ارتقای کیفی برنامه‌ها رسالتی جدید در دهه 1370ش بود تا رادیو به سمت ایجاد شبکه‌های تخصصی پیش برود. تأسیس شبکه‌های پیام، تهران، جوان، البرز، فرهنگ، معارف، و ورزش و تولید انبوه برنامه‌های رادیویی، در این دهه فرصتی بود تا رادیو مخاطبان جدیدی جذب کند و از رقابت با دیگر رسانه‌ها بازنماند. تعداد ایستگاههای رادیویی نیز افزایش یافت و از  60 ایستگاه در 1365ش به 77 ایستگاه در 1375ش رسید و میزان تولید برنامه‌ها نیز از  000،26 ساعت در 1359ش به  000، 110 ساعت در 1375ش افزایش یافت. سبک متون رادیویی که در دهه 1360ش «مستقیم‌گویی» و لحن آن نیز لحن «درخواست» بود، در دهه 1370ش متحول شد و لحن رادیو در پیام‌رسانیش به «طرح درخواست» تغییر کرد (← کوثری، ص 27؛ پیوسته، ص 43، 45). رادیو جوان نخستین رادیوی اختصاصی بود که در 1375ش فعالیتش را آغاز کرد. این رادیو محصول دورانی است که رادیو با بحران و کاهش مخاطب روبه‌رو بود. با رشد کمّی شبکه‌های تلویزیون که مخاطبان رادیو را جلب می‌کرد، از یک سو و اختلاف میان برنامه‌ریزان و برنامه‌سازان، که به تقابل محتواگرایان و فرم‌گرایان منجر شد، از سوی دیگر، بقای رسانه رادیو پرسش‌برانگیز شده‌بود. با توجه به جمعیت جوان کشور، تدبیر برنامه‌ریزان رادیو، تأسیس رادیوی اختصاصی جوان بود. این رادیو برای جذب جوانان 15 تا 29 سال و پاسخ‌گویی به نیازها و علایق آنان راه‌اندازی شد. رادیو جوان پس از گذشت یک دهه از فعالیتش، 30% از مخاطبان را در مجموعه رسانه‌های کشور جذب کرده‌است. رادیو جوان در 1381ش با برنامه چهارراه جوانی سبک جدیدی از گفتار را، که خاص جوانان بود، وارد برنامه‌های رادیویی کرد (← مانی‌فر، ص 65؛ صالحی، ص 68). رشد کمّی رادیو درخور توجه بود و برای ارتقای کیفیت برنامه‌ها و تشویق برنامه‌سازان به اعتلای سطح برنامه‌ها، در شصتمین سال تأسیس رادیو نخستین جشنواره رادیویی در اردیبهشت 1379 با شعار «رادیو رسانه فردا» برگزار شد. این جشنواره همه‌ساله در ماه اردیبهشت برگزار می‌شود و از اردیبهشت 1383 (جشنواره پنجم) بین‌المللی شده‌است (محمدیان، ص 60ـ62). کارکردهای اصلی رادیو مسائل آموزشی، اطلاع‌رسانی و سرگرمی است. بنابراین تأسیس رادیوهای جدید ناظر به یکی از این مسائل است. بر این اساس، در دهه 1380ش رادیوهای سلامت، گفتگو، نمایش، تجارت، و ایران صدا (رادیوی اینترنتی) فعالیتشان را آغاز کردند. شبکه‌های دیگری نیز فعالیت می‌کنند، ازجمله صدای آشنا (برای ایرانیان خارج از کشور) که وظیفه‌اش ترویج فرهنگ انقلاب اسلامی و تفکر ارزشی انقلاب است یا ندای اسلام که با هدف تولید و پخش معارف شیعه فعالیت می‌کند. با افزایش تعداد شبکه‌ها، گروههای ورزشی نیز در این شبکه‌ها افزایش یافته‌است؛ برای هماهنگی میان آنها در 1388ش شورایی متشکل از هفت شبکه (ورزش، جوان، ایران، تهران، ایران صدا، رادیو فصلی و رادیو سلامت) به‌وجود آمد. تا 1389ش، فقط شبکه ایران گروه سیاسی داشت و شبکه‌های دیگر به مسائل سیاسی نمی‌پرداختند. برای ورود برنامه‌سازان رادیویی به حوزه سیاست در آذر همان سال شورای اجتماعی ـ سیاسی تشکیل شد که یکی از اهداف آن ایجاد گروههای سیاسی در شبکه‌های رادیویی بود. ازجمله اعضای این شورا باید از شبکه‌های ایران، جوان، فرهنگ، گفتگو، صدای آشنا، معارف، و البرز نام برد (← مجله رادیو، ش 68، اسفند 1391، ص 28ـ31؛ صوفی، ص 21). با تأسیس رادیوهای فصلی مانند تابستانه و شبکه‌های شاد یا مختص موسیقی (با در نظر گرفتن ملاحظات دینی و عرفی) مانند رادیو آوا و رادیو مهر، مخاطبان جدیدی برای رادیو پیدا شده‌است. نشاط‌آفرینی در جامعه از مؤلفه‌ها و سیاستهای کلی رادیو است؛ طنز جایگاه ویژه‌ای در رادیو دارد و تلاش شده‌است با تأسیس شبکه لبخند، طنزی حکیمانه به شنوندگان ارائه شود (مجله رادیو، ش68، اسفند 1391، ص32؛ صوفی، ص21ـ22). رادیو در عصر رسانه پدیده‌ای بود که به‌سرعت فراگیر شد. البته با ظهور رسانه‌های تصویری، فراگیری و تأثیرگذاری آن کاهش یافت و کارکرد دهه‌های گذشته‌اش را از دست داد. حتی از یکی دو دهه اخیر در شهرهای کوچک و مناطق روستایی، غلبه رسانه‌های تصویری از تأثیر رادیو کاسته است. بااین‌همه، برخی از خصایص آن مانند دسترسی آسان، حجم کوچک، امکان استفاده در شرایط مختلف و قابل حمل‌ونقل بودن همچنان موجب به کارگرفتن آن است. به‌ویژه، رایج‌ترین و پرکاربردترین رسانه در اتومبیل همچنان رادیوست (← فرقانی، ص 39ـ40). در حال حاضر (1393ش) بیش از بیست شبکه رادیویی فعالیت دارند که عبارت‌اند از: آوا، اقتصاد، البرز، ایران، ایران صدا، تجارت، تلاوت، تهران، پیام، جوان، دانش، سلامت، صدای آشنا، فرهنگ، فصلی، قرآن، گفتگو، گلچین، ندای اسلامی، نغمات آیینی و نوا، نمایش، معارف و ورزش. به جز مراکز استانها، رادیوهای شهری در شهرهای مریوان، دزفول، مراغه، زابل، رفسنجان و بروجرد نیز تأسیس شده‌اند.


ب) تلویزیون


1. تأسیس تلویزیون خصوصی. پس از گذشت یک‌ونیم دهه از دوران بی‌رقیب رسانه شنیداری در ایران، عصر تلویزیون با پیشگامی بخش خصوصی آغاز شد. اگرچه دولت در میانه دهه 1330ش، برای ایجاد رسانه تصویری گامهایی برداشت و به ناصر شیرزاد ــکه در امریکا مشغول مطالعه درباره رادیو بودــ مأموریت داد تا در مورد تلویزیون نیز مطالعه کند، عملا کاری صورت نگرفت. در آبان 1335، فردی به نام کازرونی از ثروتمندان اصفهان و دانش‌آموخته امریکا، پیشنهاد تأسیس تلویزیون را به دولت داد و متعهد شد که ایستگاه تلویزیون را با هزینه خود و زیر نظر دولت تأسیس کند با این شرط که به مدت پانزده سال انحصار پخش تلویزیون و فروش آن را در ایران در اختیار داشته باشد. افزون بر کازرونی، شرکتهای خارجی و نیز حبیب‌اللّه ثابت‌پاسال*، سرمایه‌دار و بازرگان بهائی، پیشنهادهایی برای تأسیس تلویزیون به دولت دادند. دولت درخواست کازرونی را به علت تقاضای انحصار رد کرد و پیشنهاد پاسال را پذیرفت (← جاودانی، ج 1، ص 8ـ9). به‌گفته ثابت‌پاسال (ص 247ـ250)، پسرش ایرج دستگاهی به‌نام تلویزیون مداربسته، که شامل فرستنده و گیرنده بود، از امریکا خریداری و در منزل مادر محمدرضاشاه نصب کرد. شاه با دیدن این دستگاه از ثابت‌پاسال خواست برای تأسیس تلویزیون در ایران اقدام کند و قول هر گونه همکاری نیز داد. طرح تأسیس شبکه تلویزیونی در ایران را، ایرج ثابت‌پاسال، که از دانش‌آموختگان دانشگاه هاروارد و رساله‌اش نیز درباره رابطه میان تلویزیون و نیازمندیهای ایران بود، به محمدرضاشاه عرضه کرد. شاه نیز در خاطراتش وی را نخستین بنیان‌گذار تلویزیون ایران نامیده‌است (← محمدرضا پهلوی، ص180). در دی 1335 با تصویب هیئت دولت، به ثابت‌پاسال اجازه داده شد تا نخستین ایستگاه تلویزیون را در ایران تأسیس کند. او موظف بود در یک سال فرستنده تلویزیون را که یک کیلووات قدرت داشت و امواج آن تا شعاع پنجاه کیلومتر را پوشش می‌داد، به هزینه خود خریداری و نصب کند. پیش از آن فقط وزارت پست و تلگراف و تلفن اجازه داشت تا ایستگاههای فرستنده تأسیس کند. ثابت‌پاسال نیز بی‌آنکه انحصاری داشته باشد، قرار شد شرکتی دایر کند و مقدمات تأسیس تلویزیون را فراهم سازد (اطلاعات، ش 9202، 3 دی 1335، ص 1، 4، ش 9203، 4 دی 1335، ص 1). در 29 تیر 1337، در جلسه دویست‌ونوزدهم دوره نوزدهم تقنینیه، لایحه معافیت دستگاه فرستنده تلویزیون از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به تصویب رسید. به‌این‌ترتیب، ثابت‌پاسال با خرید دستگاه فرستنده از شرکت امریکایی آرسی‌ای[4] ، ایستگاه تلویزیون را راه‌اندازی کرد. نخستین فرستنده  تلویزیونی ایران با عنوان تلویزیون ایران در ساعت پنج بعدازظهر جمعه 11 مهر 1337 در خیابان الوند تهران افتتاح شد. پس از پیام محمدرضاشاه، فیلم مسافرت شاه به ژاپن به نمایش درآمد و مقرر شد که تلویزیون از روز بعد، از ساعت 18 تا  22 به‌مدت چهار ساعت برنامه داشته باشد. منوچهر نوذری به همراه عطاءاللّه مبشر، علی تابش و عزت‌اللّه متوجه، نخستین مجریانی بودند که در صفحه تلویزیون ظاهر شدند و «تلویزیون» را به مردم معرفی کردند (← اطلاعات، ش 9203، 4 دی 1335، ص 1، ش 9727، 12 مهر 1337، ص 1، 21). ثابت‌پاسال ساخت گیرنده‌های تلویزیون را در کشور به یکی از شرکتهایش (شرکت فیروز) واگذار کرد که نمایندگی شرکت آرسی‌ای را داشت. به‌این‌ترتیب، شرکتی با نام رادیو و تلویزیون ایران تأسیس شد و با خرید قطعات از آرسی‌ای ساخت تلویزیون را در ایران آغاز کرد (ثابت‌پاسال، ص 265). تلویزیون ایران (معروف به کانال سه) در مالکیت بخش خصوصی بود و درآمدش را از آگهیهای تبلیغاتی تأمین می‌کرد. این آگهیها بیشتر برای کالاهایی بود که ثابت‌پاسال نمایندگی آنها را داشت. برنامه‌های تلویزیون ایران با همکاری نهادهایی چون اداره کل فرهنگ استان تهران، تئاتر تهران، هنرهای زیبای کشور، نیروی هوایی، و تئاتر جامعه باربد تهیه می‌شد. پخش برنامه‌های موسیقی و نمایش و نیز پخش مجموعه‌های تلویزیونی خارجی، عمدتآ امریکایی، ازجمله برنامه‌های سرگرم‌کننده آن بود. محتوای برنامه‌ها و فقدان ابتکار در ساخت برنامه و نبود توانایی در اجرای کیفی مناسب موجب انتقادهایی شد. در این میان نمایشهایی، که به‌صورت زنده پخش می‌شد، از معدود برنامه‌هایی بود که ناقدان بر کیفیت مطلوب آن تأکید می‌کردند و آن را برنامه‌ای فاخر می‌دانستند (← امید، ج 1، ص 1008). برای نخستین بار آموزش از طریق تلویزیون با همکاری وزارت فرهنگ، در تلویزیون ایران آغاز شد که سه سال طول کشید. این تجربه بعدها پایه‌ای برای تأسیس تلویزیون آموزشی شد (ثابت‌پاسال، ص260).  تلویزیون ایران پس از تلویزیون کشور عراق تأسیس شده‌بود و یک سال از فعالیت تلویزیون ایران نگذشته بود که فعالیت فرستنده دوم عراق در بصره آغاز شد. با شروع فعالیت این فرستنده، مرزنشینان غربی ایران جذب برنامه‌های آن شدند. در این میان اختلاف میان کردهای عراق و دولت عراق، موجب شد گروهی از عراقیها به ایران پناهنده شوند و این امر موجبات تیرگی مناسبات میان ایران و دولت عراق را فراهم آورد و حمله‌های رادیویی طرفین به یکدیگر آغاز گردید. به‌تدریج دولت عراق از طریق تلویزیون نیز به تقابل رسانه‌ای اقدام کرد. دولت ایران نیز برای مقابله با تبلیغات ضدایرانی عراق و فراهم‌سازی امکان روی‌گردانی مردم از تلویزیون بصره، به ثابت‌پاسال اجازه داد که فرستنده قوی در آبادان نصب کند. فرستنده آبادان در بهمن 1338 افتتاح شد و قدرت آن پنج برابر قدرت فرستنده تهران بود. با این فرستنده در شهرهای استان خوزستان، شهرهای مرزی عراق، کویت و جزایر خلیج‌فارس، هر شب حدود پنج ساعت به دو زبان فارسی و عربی برنامه پخش می‌شد. راه‌اندازی تلویزیون در آبادان اعتراض روحانیان را از یکسو و مخالفت برخی از مسئولان اداره تبلیغات و انتشارات را از سوی دیگر برانگیخت، اما با حمایتهای دولت کار آن ادامه یافت (← همان، ص274؛ محسنیان‌راد، ج3، ص1487ـ1490). ثابت‌پاسال (ص250)، بعدها هدف از تأسیس تلویزیون را «خدمتی به فرهنگ و ادبیات و راهنمای زندگانی نوین افراد» اعلام کرد، اما به گواه اسناد، او در این اقدام به همسویی و رعایت تعلقات مسلکی‌اش، به‌ویژه دستورات تشکیلات بهائی، ملتزم بود. او در نامه‌ای (به تاریخ 10 اردیبهشت 1344) به محفل روحانی ملی بهائیان ایران برای رفع نگرانی سران تشکیلات بهائی (بیت‌العدل اعظم الهی) از محتوای برنامه‌های تلویزیون، به آنان اطمینان بخشیده بود که هدفش از تأسیس تلویزیون در ایران «گذشته از فراهم نمودن موجبات اشتغال برای جمعی از یاران (بهائیان)»، به‌وجود آوردن «امکاناتی برای نشر افکار روحانی و معارف و حِکَم الهی (افکار بهائی) و رفع تعصبات واهی» بوده و «در این منظور اساسی تا حد قابل توجهی» موفق شده‌است، به‌علاوه، راهبرد و توصیه او به «شورای داخلی مرکّب از مدیران برنامه‌های تلویزیون» این بوده‌است که «برخلاف اصول و مصالح عالیه امراللّه» اقدامی صورت نگیرد. او در همان نامه تأکید کرده بود برنامه‌هایی که از سوی نهادهای دولتی برای اجرا به تلویزیون داده می‌شود بیش از 5% نیست و مابقی برنامه‌ها در شورای داخلی تلویزیون ایران، تهیه و تنظیم و اجرا می‌شود؛ این در حالی است که متخصصان و مدیران تلویزیون ثابت‌پاسال عمومآ بهائی بودند و حتی پس از ملی شدن تلویزیون و کنار رفتن ثابت‌پاسال، به دستور شاه ایران همین افراد (کامبیز محمودی از آن جمله بود که معاون رضا قطبی شد) در سمت خود ابقا یا به سمتهای دیگر منصوب شدند. یکی از موارد اعتراض روحانیان به شاه، حضور همین افراد در این رسانه تأثیرگذار بود (← فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 24، بهار 1388، ص 118ـ119؛ بهنود، ص 531). انتظار مقامات بهائی از مطابقت داشتن برنامه‌های تلویزیون با عقاید این مسلک تا آنجا بود که وقتی در شب نیمه شعبان 1383 (11 دی 1342) از طرف مؤسسه تلویزیون به عموم شیعیان جهان تبریک گفته شد، در نامه‌ای به محفل ملی بهائیان ایران باتوجه به اینکه «این دستگاه (تلویزیون) منتسب به امراللّه (آیین بهائی) است» از این اقدام اظهار تأسف کرده و از محفل مذکور خواسته بود «از آقای حبیب ثابت‌پاسال تحقیق شود که چگونه کارکنان آن مؤسسه به چنین عملی مبادرت ورزیده‌اند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات چه رویّه‌ای را اتخاذ نموده‌اند» (ایّام، ش 29، شهریور 1386، ص 53). روحانیان و متدیّنان جامعه، ثابت‌پاسال و تلویزیون ایران را عامل تقویت بهائیان در ایران می‌دانستند و با آن مخالفت می‌کردند. البته دولت با حمایت مالی، وی را در تقویت تشکیلاتش همراهی می‌کرد. به‌رغم تسهیلات فراوانی که دولت از نظر معافیت از پرداخت عوارض گمرکی و احداث دستگاههای فرستنده در اختیار ثابت‌پاسال گذاشته بود، وی با بیان خدمات تلویزیون ایران تلاش می‌کرد هر چه بیشتر از دولت امتیاز بگیرد و توقعات مالی‌اش همچنان ادامه داشت. ضمن آنکه وی از انگلیسیها هم کمکهای مالی و همکاریهای فنی دریافت می‌کرد (← فصلنامه مطالعات تاریخی، ش20، بهار 1387، ص 228، 232؛ اتفاقات تاریخی به روایت اسناد ساواک، ص 153). دو سال پس از تأسیس تلویزیون خصوصی، تلویزیون اختصاصی اتباع خارجی نیز تأسیس شد. ارتش امریکا با کسب مجوز تأسیس تلویزیون از دولت ایران، در 1339ش/  1960 فرستنده یک کیلوواتی با نام تلویزیون ارتش ایالات متحده امریکا افتتاح کرد. بخش خبری تلویزیون در ایران تهیه می‌گردید و بقیه برنامه‌ها به‌صورت نوار ویدئو یا فیلم در امریکا تولید و به ایران ارسال می‌شد. برنامه‌های آن به زبان انگلیسی (با لهجه امریکایی) بود و در میان ایرانیان بیننده چندانی نداشت (محسنیان‌راد، ج 3، ص 1493ـ1494؛ برای نمونه‌ای از برنامه‌های تلویزیون امریکا ← تماشا، ش 2، 12 فروردین 1350، ص 34).


2. تأسیس تلویزیون ملی ایران (سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران). گسترش تلویزیون در شهرستانها و روستاها برای بخش خصوصی سودآور نبود. تلویزیون ایران عمدتآ ابزاری تجاری در دست صاحبانش بود و درآمدش را از طریق آگهیهای تبلیغاتی در شهرهای بزرگ کسب می‌کرد. پس از مدتی، دولت که خود را متصدی امور فرهنگی می‌دانست، درصدد بر آمد تا تلویزیون دولتی تأسیس کند. پس از گذشت کمتر از شش سال از فعالیت تلویزیون ایران، دولت در 1343ش به سازمان برنامه و بودجه مأموریت داد تا برای تأسیس تلویزیون دولتی اقدام کند. سازمان نیز گروهی از متخصصان فرانسوی را برای طراحی و راه‌اندازی تلویزیون دعوت کرد، اما هیچ مسئولی به‌طور جدّی این امر را پیگیری نکرد و نتیجه مطلوبی حاصل نشد. در همان زمان رضا قطبی، پسر دایی فرح دیبا که مسئولیت مرکز تحقیقات سازمان برنامه و بودجه را به عهده داشت، مأمور تأسیس تلویزیون دولتی شد. به‌این‌ترتیب، هم‌زمان با وجود یک فرستنده بخش خصوصی، تلویزیون ملی ایران در 4 آبان  1345 با دو فرستنده به قدرت ده کیلووات و دو کیلووات با پخش مراسم چهارم آبان (زادروز محمدرضاشاه) 1345 پخش آزمایشی را آغاز کرد و به مدت شش روز برنامه داشت. امکانات اندک تلویزیون در آن زمان مشتمل بود بر یک استودیو، سه دوربین و مقداری وسایل ابتدایی. برنامه‌های «آیینه» و «شما و تلویزیون» از برنامه‌هایی بودند که با پخش آزمایشی تلویزیون شروع شدند و پس از آن نیز ادامه یافتند. در 29 اسفند همان سال تلویزیون رسمآ افتتاح شد (← تماشا، ش 234، 3 آبان 1354، ص 15ـ 21، 24؛ اطلاعات، ش 12116، 4 آبان 1345، ص 1، 15؛ امید، ج 1، ص1010). چهارمین فرستنده را وزارت آموزش و پرورش تأسیس کرد. در 1345ش، تلویزیون آموزشی با بهره‌گیری اندکی از فنّاوریهای آموزشی و با فرستنده‌ای کم‌قدرت افتتاح شد. با ادامه فعالیت این تلویزیون به‌صورت محدود دروس دوره راهنمایی و دبیرستان آموزش داده‌می‌شد (تماشا، ش154،  12 فروردین 1353، ص16). به‌این‌ترتیب، در 1345ش در تهران چهار فرستنده تلویزیونی دولتی و غیردولتی، یعنی تلویزیون ایران (خصوصی)، تلویزیون ارتش امریکا (اختصاصی)، تلویزیون ملی ایران (دولتی)، و تلویزیون آموزشی (وزارت آموزش‌وپرورش)، فعالیت می‌کردند. تلویزیون ملی ایران وابسته به وزارت اطلاعات بود، اما دولت تصمیم گرفت برای اداره امور تلویزیون، آن را به سازمانی دولتی و مستقل از وزارت‌خانه‌ها تبدیل کند. بنابراین در 11 خرداد 1346 در جلسه سیصدوشصت‌وسوم دوره بیست‌ویکم تقنینیه، لایحه تشکیل سازمان تلویزیون ملی ایران به مجلس شورای ملی ارائه و تصویب شد. در همان جلسه برای گسترش مناسبات رادیو و تلویزیون با کشورهای آسیایی و اروپایی از طریق مبادله برنامه‌ها و طرحهای جدید، لایحه عضویت رادیو و تلویزیون ملی ایران در اتحادیه رادیو و تلویزیونی آسیا و اروپا به تصویب رسید. تلویزیون ملی ایران عضو وابسته اتحادیه رادیو تلویزیونی اروپا شد. نمونه‌هایی از همکاری با این اتحادیه در سالهای نخست فعالیت تلویزیون، ارسال فیلمهای خبری مانند خبرهای زلزله خراسان (شهریور 1347) بود. همچنین، انعکاس جشن هنر شیراز در تلویزیونهای عضو اتحادیه و نیز پخش بازیهای المپیک در مکزیکوسیتی[5]  در  ایران در چهارچوب همکاری با  این اتحادیه صورت گرفت. تلویزیون ملی ایران همچنین عضو پیوسته اتحادیه رادیو تلویزیونی آسیا بود و با تبادل برنامه و فیلمهای خبری با کشورهای آسیایی همکاری می‌کرد، چنان‌که ماهانه برنامه‌هایی به ترکیه و پاکستان می‌فرستاد (محمودی، ص 39ـ41). در 1347ش، دومین فرستنده در رضائیه (ارومیه) فعالیتش را آغاز کرد. در همان سال تلویزیون بندرعباس و اصفهان نیز راه‌اندازی شد که این چهار فرستنده 18% از جمعیت را پوشش می‌دادند. در 1348ش، فرستنده شیراز نصب شد و برای توسعه تلویزیون واحد گسترش شبکه تلویزیونی را تأسیس کردند که از 1349ش فعالیت چشمگیری را آغاز کرد؛ چنان‌که در این سال با نصب پنج دستگاه در آبادان، کرمانشاه، رشت، همدان و منطقه ذوب‌آهن اصفهان توانست 25% از جمعیت را پوشش دهد (← تماشا، ش 134، 10 آبان 1352، ص 15، ش 234، 3 آبان 1354، ص 24). پس از یک دهه فعالیت تلویزیون ایران (کانال سه)، دولت در اردیبهشت 1348 برای متمرکزکردن فعالیتهای تلویزیون و هماهنگی برنامه‌ها، تلویزیون ایران را از ثابت‌پاسال خرید و به سازمان تلویزیون ملی ایران تحویل داد. با پیوستن تلویزیون ایران به سازمان، شبکه دوم تلویزیون شکل گرفت و پخش برنامه‌های تلویزیون در دو شبکه ادامه یافت. فعالیت شبکه دوم در 1349ش با فرستنده‌ای به قدرت دو کیلووات آغاز شد و تا اواخر 1353ش شهرهای آبادان، شیراز و اصفهان زیر پوشش این شبکه قرار گرفتند (تماشا، ش 234، 3 آبان 1354، ص 24؛ جاودانی، ج 1، ص 27). در 1348ش، ایستگاه ماهواره‌ای اسدآباد همدان فعالیتش را آغاز کرد. به مناسبت صدمین سال تأسیس سازمان بین‌المللی ارتباطات، فیلمی از پیشرفتهای کشور تهیه و از طریق این ایستگاه برای تلویزیون سویس فرستاده شد (جاودانی، ج 1، ص 28). مجله تماشا نشریه سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران بود که در 27 اسفند 1349 به مدیریت ایرج گرگین و سردبیری ژیلا سازگار منتشر شد. تماشا مجله اجتماعی و هنری ویژه برنامه‌های رادیو و تلویزیون بود که با انعکاس سیاستهای سازمان و دیدگاههای برنامه‌سازان، ارتباط میان بینندگان و سازمان را استحکام می‌بخشید. تماشا تا دی 1357 به‌چاپ رسید. برای تمرکز امور رادیو و تلویزیون لایحه تشکیل سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در 16 خرداد 1350 در جلسه دویست‌وپنجاه‌ویکم دوره بیست‌ودوم تقنینیه به تصویب مجلس شورای ملی رسید. به‌این‌ترتیب، رادیو به سازمان تلویزیون ملی ایران پیوست و تأسیس فرستنده‌ها و پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی در انحصار این سازمان قرار گرفت. تشکیل این سازمان بهره‌گیری بیشتر از نیروی انسانی و منابع مالی را برای رسیدن به اهداف دو سازمان امکان‌پذیر کرد. تلویزیون آموزشی نیز که هفت سال زیرنظر وزارت آموزش و پرورش بود و با یک فرستنده در تهران فعالیت می‌کرد، برای تهیه و پخش برنامه‌های سراسری به شبکه سراسری تلویزیون پیوست و وزارت آموزش و پرورش با همکاری سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در مهر 1352 تلویزیون آموزشی را افتتاح کرد و پخش برنامه‌های آن در مدارس راهنمایی و دبیرستان آغاز شد. در 1353ش، برای استفاده از برنامه‌های آموزشی در سطح گسترده‌تر سه هزار گیرنده تلویزیون در مدارس راهنمایی تهران و شیراز نصب گردید. سازمان رادیو و تلویزیون همچنین با دانشگاهها، ازجمله دانشگاه آزاد ایران و دانشگاه پهلوی شیراز (نام کنونی آن: دانشگاه شیراز)، در زمینه تولید و پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی و نیز تشکیل کلاسهای آزاد رادیو و تلویزیونی همکاری می‌کرد (سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، ص ] 13[؛ تماشا، ش100، 3 اسفند 1351، ص 8ـ9، ش 230، 5 مهر 1354، ص 12). در 1353ش با نصب ایستگاه جدید، 55% از جمعیت کشور زیر پوشش قرار گرفت. پخش خبرهای داخلی در نخستین روزهای فعالیت تلویزیون 2% تا 3% کل اخبار را تشکیل می‌داد و بیشتر فضای خبری به خبرگزاریهای خارجی اختصاص یافته بود، اما به‌تدریج خبرهای داخلی افزایش یافت و در 1354ش 80% تا 90% خبرها را دربرگرفت (تماشا، ش 29، 15 مهر 1350، ص 4، ش 234، 3 آبان 1354، ص 24). مقابله با امواج فرستنده‌های کشورهای همسایه، به‌ویژه عراق، از دغدغه‌های دولت بود و صرفآ استفاده از باند وی اچ اف (VHF) نیز برای این منظور امکان‌پذیر نبود. ازهمین‌رو دولت با افزودن باند یواچ اف (UHF)، سازندگان گیرنده‌های تلویزیون را موظف کرد تا از اوایل 1354ش گیرنده‌ها را به باند یواچ اف (UHF) مجهز کنند. خوزستان جزء مناطقی بود که برای دریافت شبکه دوم تلویزیون استفاده از باند UHF را اجباری کرد (همان، ش 218، 14 تیر 1354، ص 14). از اوایل دهه 1350ش، برخی از برنامه‌ها، ازجمله جشنهای دوهزاروپانصدساله (در مهر 1350) و شانزده روز بازیهای آسیایی تهران در 1353ش و نیز برخی از برنامه‌های تلویزیون آموزشی در مهر 1354، به‌صورت رنگی پخش شد. از مهر 1355 پخش رنگی برنامه‌ها از شبکه دوم رسمآ آغاز شد. شبکه اول تلویزیون به‌رغم آنکه 68% کشور را پوشش می‌داد و بیننده بیشتری داشت، چون مدت زمان برنامه‌های آن زیاد بود، امکان پخش رنگی تمام برنامه‌ها را نداشت. بنابراین شبکه دوم با چهار ساعت برنامه در روز در اولویت قرار گرفت. پوشش شبکه دوم 40% (در مراکز مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، و شهرهای استان خوزستان) بود. اولویت مسئولان تلویزیون، گسترش شبکه دوم در مناطق بیشتری از کشور بود که بعدها از طریق خطوط مایکروویو این امر صورت گرفت (همان، ش234، 3آبان 1354، ص 17، ش 282، 17 مهر 1355، ص 10ـ11). تلویزیون در اواخر دهه 1340ش و اوایل دهه 1350ش، چند مجموعه تلویزیونی تولید کرد که طرفداران زیادی داشت که از آن جمله بودند: خانه قمرخانم (1347ش)، پهلوانان (1348ش)، خانه‌به‌دوش (معروف به مراد برقی؛ 1352ش)، تلخ‌وشیرین (1353ش)، سلطان صاحبقران و آتش بدون دود (هر دو 1354ش)، و دایی‌جان ناپلئون (1355ش). پس از شانزده سال فعالیت تلویزیون ارتش امریکا، ریچارد هلمز[6]  (سفیر وقت امریکا در ایران) با موفق خواندن برنامه‌های  فارسی تلویزیون ملی ایران، ادامه فعالیت تلویزیون ارتش امریکا را غیرضروری دانست و به کار آن پایان داد. به‌این‌ترتیب، در  3 آبان 1355/ 25 اکتبر 1976 برنامه‌های آن قطع شد. سپس رادیو و تلویزیون ملی ایران، پخش برنامه‌های بین‌المللی مختص خارجیان مقیم ایران را آغاز کرد که بیشتر به زبان انگلیسی بود (روزشمار روابط ایران و آمریکا، ص 232). فعالیت نخستین بالن مخابراتی سازمان رادیو و تلویزیون در آبان 1355 در استان سیستان و بلوچستان، نزدیک شهر زابل، آغاز شد. منطقه‌ای نزدیک به پنجاه‌هزار کیلومتر مربع زیر پوشش این بالن قرار گرفت و شهرهای مرزی جنوب‌شرقی ایران مانند ایرانشهر، سراوان، خاش، و بَمپور از آن پس برنامه‌های دو شبکه اول و دوم و تلویزیون آموزشی را دریافت کردند (تماشا، ش 285، 8 آبان 1355، ص 9). گفتنی است که گرایش فکری مدیران و برنامه‌ریزان در رویکرد برنامه‌های سازمان رادیو و تلویزیون تأثیرگذار بود. چنان‌که به گفته احسان نراقی (از همکاران قطبی در تأسیس و تنظیم اساسنامه تلویزیون؛ ص 101ـ102) رضا قطبی با وجود وابستگی به دربار از افرادی با گرایشهای مارکسیستی مانند خسرو گلسرخی و احمد شاملو برای همکاری دعوت می‌کرد. او به‌رغم ناخشنودی دربار، اعتقاد داشت که باید از این افراد برای بازکردن فضای جامعه استفاده کند. برخی برنامه‌ها، ازجمله پخش تشییع جنازه غلامرضا تختی، نیز سبب ناراحتی شاه شده بود. از 1356ش طرح مباحث روشنفکری در تلویزیون آغاز شد و از آبان همان سال در شبکه دوم تلویزیون، مناظره‌هایی با عنوان «این سو و آن سوی زمان، شرق و غرب» با مشارکت اندیشمندانی چون احمد فردید، احسان نراقی و صدرالدین الهی پخش گردید که در آن مقوله غرب‌زدگی، بازشناسی معیارهای فلسفی انسان مغربی و انسان مشرقی و بازگشت به خویشتن از نگاه روشنفکران بحث و بررسی می‌شد (← تماشا، ش 339، 28 آبان ] 1356[، ص 31). با آغاز قیام مردم در 1357ش، قطبی برکنار و ناصرالدین شاه‌حسینی مدیرعامل رادیو و تلویزیون شد. در آن زمان تغییراتی در برنامه‌های تلویزیون به‌وجود آمد و با توجه به دگرگونی فضای سیاسی، پخش برنامه‌های جدید به اجازه و بازبینی ممیزان منوط شد. با استقرار ممیزان در تلویزیون، فیلمها و مجموعه‌های تلویزیونی بازبینی شد و بخشهایی از آنها که بر خلاف مصالح مملکت تشخیص داده شد، حذف گردید. همچنین از پخش بسیاری از نمایشهای تلویزیونی جلوگیری کردند. افزون‌بر آن، برخی از سیاستهای سازمان رادیو و تلویزیون منتفی شد، مانند تهیه برنامه‌های تلویزیون به صورت رنگی و نیز تلویزیون بین‌المللی که قرار بود از مهر 1357 برنامه‌هایش را به‌صورت رنگی پخش کند (اطلاعات، ش15729، 15مهر 1357، ص 20، ش 15732، 18 مهر 1357، ص 1). از سوی دیگر، به تلویزیون و محتوای برنامه‌هایش نیز انتقاد شد. منتقدان جنبه آموزشی آن را نفی کردند و آن را رسانه‌ای خواندند که در ادای رسالتش در بازگوکردن حقوق تاریخی ملت، کوتاهی کرده و فقدان آزادی در آن، سبب سستی قلم و بیان شده‌است (← میبدی، ص 19ـ20). در واکنش به منتقدان (به‌ویژه منتقدان مذهبی که در محافل و منابر، رادیو و تلویزیون را ضدمذهب و «عامل گمراهی و بدبختی مردم» می‌خواندند) به‌دستور ساواک مقرر شد سازمان رادیو و تلویزیون به‌طور منظم گفتارهای مذهبی و گزارشهایی از مراسم مذهبی پخش کند (انقلاب اسلامی‌به‌روایت اسناد ساواک، ج 7، ص 229، ج 9، ص 10). در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و هم‌زمان با اعتصاب نهادهای دولتی، کارکنان سازمان رادیو و تلویزیون نیز (به‌جز واحد پخش) برای همبستگی با مردم در آبان 1357 اعتصاب کردند. آنان خواهان لغو سانسور و بی‌طرفی کامل تلویزیون، آزادی بیان و آزادی زندانیان سیاسی شدند. پس از چندی با اعلام رفع سانسور و بی‌طرفی بخشهای خبری، پاره‌ای از خواستهای کارکنان تحقق یافت، اما اعتصاب همچنان ادامه پیدا کرد. دولت شبکه بین‌المللی را موقتآ تعطیل و شبکه‌های اول و دوم را در هم ادغام کرد. در 12 بهمن تلویزیون ورود رهبر انقلاب، امام‌خمینی(ره)، به ایران را به‌صورت زنده پخش کرد، اما نظامیان با اشغال سازمان مانع از ادامه پخش زنده شدند. با بازگشت امام‌خمینی، پخش اخبار و رویدادهای انقلاب در تلویزیون افزایش یافت. گروهی از کارکنان فنی تلویزیون نیز با تأسیس شبکه اختصاصی در تهران ــکه تجهیزات آن در مجاورت محل اقامت رهبر انقلاب بودــ تحرکات و دیدار قشرهای مختلف مردم با رهبر را بازتاب دادند. در 22 بهمن با پیروزی انقلاب اسلامی، نظامیان عقب‌نشینی کردند و کارکنان اعتصابی پس از 99 روز به خواست آیت‌اللّه سیدمحمود طالقانی به اعتصاب پایان دادند (اطلاعات، ش15740، 1 آبان 1357، ص4، ش15741،  2 آبان 1357، ص 1، 23، ش 15748، 10 آبان 1357، ص 20، ش15774،  12 بهمن 1357، ص8، ش15783،  23 بهمن 1357، ص 2؛ جاودانی، ج 1، ص 95ـ 96؛ فروزفر، ص 459).


3. تحول و توسعه: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، براساس تصمیم شورای مؤسس اتحادیه کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران، تلویزیون تصویر انقلاب نامیده شد و با پخش سرود ملی «ای ایران» و تغییر نشان سازمان، آغاز به کار کرد. در 23 بهمن صادق قطب‌زاده به سرپرستی سازمان رادیو و تلویزیون منصوب و متعاقب آن پاک‌سازی سازمان نیز آغاز شد. کارکنانی که در خدمت مستقیم و غیرمستقیم نظام پهلوی بودند، برکنار شدند و راتبه (بورس) گروهی از کارکنان مشغول به‌تحصیل در خارج از کشور قطع شد (اطلاعات، ش 15783، 23 بهمن 1357، ص 7، ش 15807، 22 اسفند 1357، ص 7؛ کیهان، ش 10636،  23 بهمن 1357، ص 5). با تثبیت اوضاع جدید و پس از همه‌پرسی جمهوری اسلامی، نام رادیو و تلویزیون ملی ایران به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت. در اردیبهشت 1358، تلویزیون آموزشی پس از چند ماه وقفه فعالیتش را آغاز کرد. در همان زمان، سازمان نشریه سروش را به سردبیری پرویز خرسند منتشر کرد. سروش درواقع ادامه مجله تماشا، با تغییرات بنیادین در محتوا و رویکرد، است و انتشار آن همچنان ادامه دارد. در اوایل انقلاب برنامه‌ها جنبه سرگرم‌کننده نداشت. ازهمین‌رو تلویزیون از تابستان 1358ش پخش فیلمهای سینمایی، مجموعه‌های تلویزیونی جدید و نمایش را آغاز کرد. برنامه‌های فرهنگی جدید مانند دیدگاهها (با مضمون سیاسی و اجتماعی)، سیری در نهج‌البلاغه، با قرآن در صحنه، مجله رویدادهای هفته، و مجله ورزشی ازجمله برنامه‌هایی بودند که پخش ثابت آنها از تلویزیون آغاز شد. در پی توصیه امام‌خمینی بر حذف موسیقی و غنا از رادیو و تلویزیون، پخش موسیقی تا مدتی متوقف شد و فقط سرودهای انقلابی اجازه پخش پیدا کردند (← کیهان، ش 10759، 26 تیر 1358، ص 7؛ جاودانی، ج 1، ص 102، 107). به‌سبب نارضایتی از عملکرد سرپرست سازمان و انتقاد از روند سیاستهای تلویزیون که جنبه انقلابیِ آن ضعیف بود و نیز به سبب حضور بعضی اشخاص منحرف و معاند در سازمان، در آذر 1358 شورای انقلاب سرپرست سازمان را برکنار کرد و شورایی پنج نفری، شامل محمد موسوی‌خوئینی‌ها، غلامعلی حدادعادل، احمد عزیزی، بهزاد نبوی و ابراهیم پیراینده، اداره سازمان را به‌عهده گرفت. نظر شورا بر اداره سازمان در جهت خط امام بود یعنی فارغ از خطوط خاص گروههای سیاسی (← ادامه مقاله) عمر این شورا به سه ماه نکشید و پس از انتخاب ابوالحسن بنی‌صدر به ریاست جمهوری، با تصمیم وی در اسفند همان سال شورای سه نفره متشکل از غلامعلی حدادعادل، محمدعلی هادی نجف‌آبادی و احمد غضنفرپور جایگزین شورای قبلی شد. اداره شورایی امور بیش از پنج ماه دوام نیافت و با انتخاب دو تن از اعضای شورا به نمایندگی مجلس شورای اسلامی، بار دیگر اداره امور تلویزیون غیرشورایی شد و تقی فراحی به مدیریت سازمان منصوب شد. تشتت آرا و گروه‌گرایی سیاسی همچنان در سازمان ادامه داشت و عملا اداره امور از عهده مدیریت خارج بود. با تداوم این اوضاع، مدیر جدید استعفا کرد که پذیرفته نشد. البته پس از چندی وی از کار کناره گرفت و محمد مبلغی اسلامی، قائم‌مقام سرپرست صدا و سیما، اداره سازمان را به عهده گرفت. سرپرستان بعدی سازمان علی‌اکبر محتشمی و عبداللّه نوری بودند که در آبان 1359 موقتآ سازمان را اداره کردند (کیهان، ش 10775، 15 مرداد 1358، ص 2، ش10873، 15 آذر 1358، ص 1، 12، ش 10944،  13 اسفند 1358، ص 3، ش 10997، 25 اردیبهشت 1359، ص 15، ش 11023، 28 خرداد 1359، ص 1، ش 11034،  29 خرداد 1359، ص 2، ش 11136، 17 آبان 1359، ص 12). شبکه دو سیما از تیر 1359 جایگزین تلویزیون آموزشی شد و با تکمیل برنامه‌های آن، فعالیتش را با برنامه‌های عصرگاهی آغاز کرد. مدیر شبکه دو، دلایل انحلال تلویزیون آموزشی را مشکلاتی چون منازعات سیاسی، فقدان برنامه‌ریزی و مشکلات فنی برشمرد. دوازده میلیون تن از جمعیت کشور قادر به‌دریافت این شبکه بودند، اما مشکلات فنی مانع استفاده استانهای آذربایجان، اصفهان، فارس و خوزستان از برنامه‌های شبکه دو بود. «قانون اداره صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» در  8 دی 1359 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در بهمن همان سال شورای سرپرستی متشکل از نمایندگان قوه مجریه، مقننه و قضائیه تشکیل شد که اولویت اصلی آن تعیین مدیرعامل و تعیین خط‌مشی و اصول برنامه‌های صدا و سیما بود. ازهمین‌رو شورا بلافاصله پس از تشکیل، علی لاریجانی را به مدیرعاملی صداوسیما منصوب کرد اما اختلاف‌نظر بین اعضای شورای سرپرستی و مدیرعامل موجب شد تا او در تیر 1360 استعفا کند و محمد هاشمی با حکم امام خمینی به ریاست سازمان منصوب شود (همان، ش 11029، 4 تیر 1359، ص2، ش11207،  14 بهمن 1359، ص12، ش 11216،  26 بهمن 1359، ص 1؛ ایران. قوانین و احکام، ص 517ـ 519؛ هاشمی رفسنجانی، ص 192، 201). در 10 تیر 1361 در جلسه سیصدوسی‌ام دوره اول تقنینیه، قانون خط‌مشی کلی و اصول سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در نُه فصل به‌تصویب مجلس شورای‌اسلامی رسید. این قانون حاکمیت اسلام و روح انقلاب بر برنامه‌های صداوسیما را ضروری می‌شمرد و براساس آن صدا و سیما می‌بایست به مثابه یک دانشگاه همگانی به گسترش آگاهی و رشد جامعه کمک می‌کرد. امام خمینی نیز در مواضع مختلف به راهبردهای ایجابی و سلبی صدا و سیما اشاره کرده بود. از جمله در دیدار با اعضای شورای پنج نفری، جایگاه تأثیرگذار و انحصاری رادیو و تلویزیون را با عبارت «اگر این دستگاه اصلاح بشود... امید است که یک مملکت اصلاح بشود» یادآور شده و بر ضرورت احتراز از پخش فیلمهای انحراف‌آمیز و تقلید از رادیو و تلویزیونهای غربی (مثلا امریکا و انگلیس) و جذب «اشخاص فاضل و دانشمند و منورالفکر» و دقت در برنامه‌ریزی مناسب برای کودکان تأکید کرده بود (← امام خمینی، ج 10، ص 11ـ12). تا پیش از انقلاب اسلامی، پانزده فرستنده تلویزیونی در شهرستانها تأسیس شد و شهرهای زیادی زیر پوشش دو شبکه اول و دوم قرار گرفتند، اما تعداد شبکه‌ها افزایش نیافت (فروزفر، ص 464). در چند سال نخستِ پس از انقلاب، نیز به دلیل وضع تحمیلی جنگ و به‌رغم گسترش سطح پوشش تلویزیونی، بر تعداد شبکه‌ها افزوده نشد و تلویزیون همچنان در انحصار دو شبکه باقی ماند که تا دهه 1370ش ادامه داشت. شورای سرپرستی با هاشمی نیز در پاره‌ای سیاستها و اقدامات اختلاف داشت که به برکناری وی انجامید ولی با دستور مستقیم امام خمینی، او در دی 1362 بار دیگر به مدیرعاملی صداوسیما منصوب شد. گفتنی است پس از بازنگری قانون اساسی در مرداد 1368، براساس اصل  175 عزل و نصب ریاست سازمان به عهده رهبر انقلاب گذاشته شد و شورای نظارت جایگزین شورای سرپرستی شد. برپایه همین اصل محمد هاشمی بار دیگر در 1368ش، با حکم آیت‌اللّه سیدعلی خامنه‌ای به ریاست سازمان منصوب شد (← کیهان، ش 17201، 18 دی 1362، ص 2؛ ]وبگاه[ دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌اللّه‌العظمی خامنه‌ای، 1393ش؛ برای آگاهی از مسائل مورد اختلاف در چگونگی اداره سازمان صدا و سیما ← صداقت، ص 4ـ8). ارتقای سطح انتخاب ریاست سازمان صداوسیما در بازنگری قانون اساسی، حاکی از جایگاه ویژه این نهاد در نگرش نظام جمهوری اسلامی است. اصول و مبانی این نگرش در احکام رهبر جمهوری اسلامی برای رؤسای سازمان بازتاب یافته‌است. در این احکام، به استناد سخن امام خمینی، صدا و سیما دانشگاهی معرفی شده‌است که در آن شیوه زندگی، ارزشهای اسلامی، تازه‌های علم و سیاست و اندیشه‌های جدید با زبان رسا و درخور فهم همه قشرها تعلیم داده می‌شود. بر این اساس، «پیام، هنر، انتخاب زبان و موضوع مناسب و تهی بودن از هر بدآموزی، به عنوان چهار اصل همیشگی باید موردتوجه مدیران و کارگزاران این سازمان قرار گیرد». اهم محورهای مورد تأکید در این احکام به‌این قرار است: ایجاد رشد فکری و فرهنگی و سیاسی و تبیین مفاهیم عمیق اسلامی و قرآنی، تحکیم استقلال فکری و عملی، ترویج فرهنگ و اندیشه و هنر اصیل و غنی، مواجهه هوشمندانه با فرهنگ و اندیشه و هنر بیگانه، مقابله همه جانبه با توطئه‌ها و تهاجم تبلیغاتی و خبری و فرهنگی و به‌خصوص هنری استکبار، اهتمام ویژه به برنامه‌های نوجوانان و جوانان از حیث محتوا و قالب و شیوه طرح مباحث، ارائه موضوعات و دستاوردهای علمی و اجتماعی و دیدگاههای نو با همکاری محافل دانشگاهی، طرح مباحث و حقایق اسلامی با همکاری حوزه‌های علمیه، ارائه برنامه‌های هنری جذاب و به‌کارگیری موسیقی حلال و احتراز از پخش موسیقی مبتذل و لهوی و فاقد هویت ملی و اصالت ایرانی، تولید برنامه‌های آموزنده روح تعهد و دینداری و انضباط رفتاری و محبت و عشق به فرهنگ و میهن، دوری گزینی از پراکندن برنامه‌های حاوی بی‌بندوباری و خشونتهای خونین و مشوق تقلید از بیگانگان، اطلاع‌رسانی دقیق همراه با سرعت عمل و پرهیز قطعی از «هرگونه حرکت انفعالی در خبررسانی»، و رساندن «این رسانه فرهنگ‌ساز به طراز رسانه‌ای که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد» (← ]وبگاه [دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌اللّه العظمی خامنه‌ای، 1393ش). در دوران مدیریت محمد هاشمی با تأسیس شبکه سه، انحصار دو شبکه‌ای بودن سیما شکسته شد. این شبکه در آذر 1372 با رویکرد جوان و ورزش فعالیتش را آغاز کرد. در دهه 1370ش، گسترش کمّی شبکه‌ها با تخصصی‌شدن همراه شد و از آن پس تأسیس شبکه‌های جدید ناظر بر ارتباط با طیفی از مخاطبان خاص بود. دو سال پس از راه‌اندازی شبکه سه، در آذر 1374 شبکه پنج (شبکه تهران) به‌عنوان شبکه محلی و در پاسخ به نیازهای‌اجتماعی و فرهنگی ساکنان استان تهران تأسیس شد. ضرورت جذب مخاطبان تحصیل‌کرده و نخبگان، مسئولان سیما را بر آن داشت تا برای غنابخشی به محتوای سیما، شبکه‌ای دیگر تأسیس کنند. شبکه چهار (شبکه فرهیختگان) با این هدف در فروردین 1375 فعالیتش را آغاز کرد. کار اصلی این شبکه تولید برنامه‌های علمی، فرهنگی و هنری است و برنامه‌های سرگرم‌کننده ندارد. حتی در آغاز فعالیت این شبکه، تبلیغات بازرگانی نیز از آن پخش نمی‌شد (ایران. قانون اساسی (جمهوری اسلامی)، ص 93؛ شبکه سه سیما، 1393ش؛ شبکه تهران، 1393ش؛ شبکه چهار سیما، 1393ش). برنامه‌های برون‌مرزی سیما از 1362ش با برنامه‌های عربی آغاز گردید و در 1371ش برنامه‌هایی به زبان ترکی آذربایجانی به آن افزوده شد. سیمای برون‌مرزی در دهه 1370ش فعالیتی درخور توجه داشت و با تأسیس شبکه سحر در آبان 1376 انسجام و نظارت دقیق‌تری در این زمینه به‌وجود آمد. شبکه سحر در قالب دو شبکه 1و2 با شش گروه برنامه‌ساز به زبانهای ترکی آذربایجانی، اردو، انگلیسی، بوسنیایی، فرانسوی، و گویش کردی فعالیت می‌کند. به فاصله یک ماه در آذر 1376 شبکه جهانی جام‌جم به خانواده سیمای برون‌مرزی پیوست. برنامه‌های این شبکه به زبان فارسی و هدف از آن گسترش ارتباط با ایرانیان خارج از کشور است. شبکه‌های جام‌جم1 (شبکه اروپا)، جام‌جم 2 (شبکه امریکا)، و جام‌جم3 (شبکه آسیا و اقیانوسیه) برنامه‌های این شبکه را در مناطق گوناگون جهان پخش می‌کنند (فروزفر، ص 472؛ پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه جهانی سحر، 1393ش؛ شبکه جهانی جام‌جم، 1393ش). پس از پایان جنگ عراق با ایران در 1367ش، به‌ویژه در دهه 1370ش، بر تعداد برنامه‌های طنز در صداوسیما افزوده شد. این افزایش نشان‌دهنده اهمیت این برنامه‌ها نزد مسئولان تلویزیون بود، چنان‌که در شبکه سوم سیما مناسب‌ترین ساعت پخش به طنز اختصاص داده شد (دباغ، ص20). در این میان چند مجموعه تلویزیونی در فاصله سالهای 1358ـ1370ش تولید و پخش گردید که از برنامه‌های موفق و پربیننده سیما بود و از آن جمله‌اند: هزاردستان (1358ش)، سربداران و سلطان و شبان (هر دو 1363ش)، امیرکبیر (1364ش) و روزی روزگاری (1370ش). در بهمن 1372 علی لاریجانی به ریاست سازمان منصوب شد و در 1378ش برای یک دوره پنج ساله دیگر در این مقام ابقا گردید. در پاییز 1373ش مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما به عنوان رابط صدا و سیما و حوزه علمیه در قم تأسیس شد. اهداف این مرکز سامان‌دهی پژوهشهای اسلامی مورد نیاز صدا و سیما، تأمین نیازهای پژوهشی با مضامین معارف اسلامی و اعتلای محتوای برنامه‌های اسلامی رسانه ملی است (مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، 1393ش). سیاست کلی سازمان افزایش سهم تولیدات داخلی بود. بر این اساس در 1376ش برنامه‌های تولیدی به 83% رسید. شرکت سیمافیلم و شرکت فرهنگی هنری صبا وابسته به معاونت سیما در تولید برنامه ازجمله ساخت پویانمایی (انیمیشن[7] ) برای تلویزیون فعالیت می‌کردند. بخشی از مخاطبان  تلویزیون را کودکان و نوجوانان تشکیل می‌دهند و برای غنی‌کردن اوقات فراغتشان، سهمی از تولیدات تلویزیون به آنان اختصاص یافته‌است؛ چنان‌که در 1376ش، 7% از مجموع برنامه‌های تلویزیون، ویژه کودکان و نوجوانان بوده‌است (فروزفر، ص 465ـ466). در 1383ش، عزت‌اللّه ضرغامی به ریاست سازمان منصوب گردید و پس از دو دوره پنج‌ساله، محمد سرافراز (1393ش) جانشین او شد. در دهه 1380ش، تأسیس شبکه‌های برون‌مرزی ادامه یافت. ظهور برخی از این شبکه‌ها در رسانه‌های ایران متأثر از رخدادهای سیاسی منطقه بود. شبکه العالم نمونه‌ای از این نوع از شبکه‌ها بود که در 1381ش، هم‌زمان با حمله نیروهای امریکایی و انگلیسی به عراق، فعالیتهایش را به زبان عربی آغاز کرد. العالم با پنجاه خبرنگار در بیش از چهل نقطه جهان، روزانه در 44 بخش کوتاه و مشروح، برنامه‌های خبری پخش می‌کرد. این شبکه چهار دفتر در شهرهای تهران، بیروت، بغداد و دمشق داشت. افزایش شبکه‌ها در کشورهای عرب و گسترش مخاطبان شیعی، سبب ظهور شبکه عرب‌زبان دیگری به‌نام الکوثر شد که ابتدا با نام سیمای عربی یک ساعت‌ونیم برنامه پخش می‌کرد. الکوثر در 1384ش به‌صورت شبکه‌ای مستقل با عنوان شبکه معارف اهل‌بیت به‌صورت شبانه‌روزی فعالیتش را ادامه داد. در 1386ش/ 2007، نخستین شبکه خبری بین‌المللی ایرانی به زبان انگلیسی با نام پرس تی‌وی[8]  تأسیس شد. دفتر مرکزی شبکه پرس‌تی‌وی  در تهران واقع است (شبکه‌العالم، 1392ش؛ الکوثر، 1393ش؛ پرس تی‌وی، 1393ش). در سالهای اخیر با گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان، که غالبآ با رویکرد تقابل با باورها و فرهنگ اسلامی ایران و ایجاد تغییرات نگرشی و رفتاری در جامعه ایرانی، به‌ویژه نسل نوجوان و جوان و راهبردها و اقدامات جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کنند، رویکرد جدّی سیما برای حفظ مخاطبانش و کاهش‌دادن یا برطرف کردن تأثیر تبلیغات و برنامه‌های تقابلی، ادامه سیاست تأسیس شبکه‌های جدید و ایجاد تنوع در برنامه‌هاست (برای برخی بررسیها درباره شبکه‌های ماهواره‌ایِ یادشده ← نیک‌ملکی و مجیدی، ص145ـ 168؛ الیاسی و عبدی، ص207ـ 224؛ امیدعلی، ص49ـ 65؛ نهاوندی و رشکیانی، ص 74ـ93). گفتنی است صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به دلیل غیرخصوصی  بودن و نبود عرصه رقابت، مورد انتقاد برخی کارشناسان حوزه رسانه قرار گرفته‌است. به اعتقاد این کارشناسان ارتقای کیفیت    تولیدات رادیو و تلویزیون و ایجاد ابتکار و خلاقیت و پیشگیری از ایستایی و کاهش جذابیت نیازمند رقابت است؛ ازاین‌رو اهمیت و ضرورت تأسیس تلویزیون خصوصی را نباید نادیده گرفت. ضمن آنکه ورود بخش خصوصی به عرصه تولید و پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی باید منضبط بوده و تمهیداتی به کار گرفته شود تا زمینه‌های مخدوش شدن منافع ملی و نیز شئونات اخلاقی و دینی جامعه بروز نکند (← خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1393ش). در حال حاضر (1393ش)، نزدیک به بیست شبکه سراسری، ده شبکه برون‌مرزی، و 33 شبکه استانی فعالیت دارند و به اقتضای اهداف و شرایط جدید تغییراتی در آنها صورت می‌گیرد (برای نمونه ادغام شبکه تماشا در شبکه نمایش در آذر 1393).


منابع : اتفاقات تاریخی به روایت اسناد ساواک، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1386ش؛ اسنادی از تاریخچه رادیو در ایران (1345ـ1318ه  )، تهیه و تنظیم معاونت خدمات مدیریت و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379ش؛ محمدحسین الیاسی و گرشاسب عبدی، «نقش شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان در عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی ایران : حوادث بهار 1385 آذربایجان»، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال 2، ش 2 (تابستان 1386)؛ امام‌خمینی، صحیفه نور، ج 10، تهران 1361ش؛ جمال امید، تاریخ سینمای ایران، ج 1، تهران 1374ش؛ میثم امیدعلی، «نقش شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان در تغییر سبک زندگی جوانان ایرانی (با تأکید بر شبکه من و تو)»، مطالعات جوان و رسانه، دوره جدید، ش 5 (تابستان 1391)؛ انقلاب اسلامی به‌روایت اسناد ساواک، تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، کتاب 7، 1379ش، کتاب 9، 1381ش؛ ایران. قانون اساسی (جمهوری اسلامی)، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی مصوب 1358، اصلاحات و تغییرات و تتمیم قانون اساسی مصوب  1368، تدوین جهانگیر منصور، تهران 1379ش؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعه قوانین سال  1359، تهران: روزنامه رسمی کشور، ]بی‌تا.[؛ ایران. وزارت پست و تلگراف و تلفن. اداره آمار، تاریخچه ایجاد پست و تلگراف در ایران، ]تهران[ 1327ش؛ اسفندیار بزرگمهر، کاروان عمر: سرگذشت خودنوشت، تهران 1382ش؛ سلیمان بهبودی، «خاطرات سلیمان بهبودی: بیست سال با رضاشاه» در رضاشاه :  خاطرات سلیمان بهبودی، شمس پهلوی، علی ایزدی، به‌اهتمام غلامحسین میرزاصالح، تهران: طرح نو، 1372ش؛ مسعود بهنود، دولتهای ایران از سید ضیاء تا بختیار، تهران 1366ش؛ پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه جهانی سحر، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014, from www.sahartv.ir/fa; محمد پیوسته، «اهداف، کارکردها و زمینه‌های پیام‌رسانی رادیو»، مجله رادیو، ش 17 (تیر1382)؛ حبیب‌اللّه ثابت‌پاسال، سرگذشت حبیب  ثابت، کالیفرنیا 1993؛ هما جاودانی، سال‌شمار تاریخ تلویزیون ایران : 29 اسفند 1359ـ 25 اردیبهشت  1335، ج 1، تهران 1384ش؛ محمد حجازی، میهن ما، تهران 1338ش؛ روح‌اللّه خالقی، «موسیقی رادیو در گذشته و حال»، رادیو ایران، ش 56 (فروردین 1340)؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1393ش. Retrieved Jan.17, 2015, from www. irna.ir;  حمیدرضا خزایی، «جایگاه رادیو در سالهای دفاع مقدس»، مجله رادیو، ش  3 (اسفند 1379)؛ علیرضا دباغ، «آسیب‌شناسی گفتار در برنامه‌های طنز رسانه ملی»، در همان، ش 78 (دی 1392)؛ راهنمای شهرستانهای ایران، زیرنظر ابراهیم اصلاح عربانی، تهران: انتشارات سازمان فار، 1345ش؛ روزشمار روابط ایران و امریکا : 1248ق ـ1377ش/ 1832ـ1999م، به کوشش بهروز طیرانی، تهران : وزارت امورخارجه، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1379ش؛ حسین ساری، «رادیو قرآن: رسانه در خدمت دین»، ]گفتگوکننده[: محمدرضا شهیدی‌فرد، مجله رادیو، ش 14 (دی 1381)؛ ژیلا سازگار، کارنامه‌ای از رادیو و تلویزیون ملی ایران تا پایان سال  2535، تهران 1356ش (جزوه تکثیرشده)؛ سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، فعالیت‌های آموزشی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران: 1354ـ 1353، ]تهران 1354ش[؛ ساسان سپنتا، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، اصفهان 1366ش؛ ابراهیم سپهری، «کارنامه چند ساله رادیو ایران»، رادیو ایران، ش 87 (بهمن 1342)؛ ضیاءالدین سجادی، «به کار در رادیو همیشه افتخار کرده‌ام»، تماشا، ش 258 (اردیبهشت 1355)؛ ناصرالدین شاه‌حسینی، «مرحوم اقبال، سخنرانی من و برنامه‌ایکه هرگز پخش نشد...»، در همان؛ شبکه العالم، 1392ش. Retrieved Sept.23, 2014, from fa.alalam.ir;  شبکه تهران، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014, from www.tv5.ir; شبکه جهانی جام‌جم، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014, from www.jjtvn.ir; شبکه چهار سیما، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014, from ch4.iribtv.ir; شبکه سه سیما، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014 from www.tv3.ir; نرجس‌السادات صالحی، «آیا جوانان و نوجوانان از سبک گفتار جدید رضایت دارند؟»، مجله رادیو، ش 55 (تیر 1390)؛ الهه صداقت، «مدیران صدا، روسای سیما، همه آنچه صدا و سیمای جمهوری اسلامی به خود دیده‌است»، اعتماد، ضمیمه ماهانه، ش 49 (آبان ـ آذر 1393)؛ عیسی صدیق‌اعلم، یادگار عمر، تهران 1338ـ1356ش؛ محمدحسین صوفی، «بازتعریف هویت و مأموریت شبکه‌های رادیویی»، مجله رادیو، ش  68 (اسفند 1391)؛ محمدمهدی فرقانی، «رادیو، رسانه بحران»، ]گفتگوکننده[ : میترا اسدنیا، در همان، ش 13 (آبان 1381)؛ علی فروزفر، «صداوسیما»، در سیمای فرهنگی ایران، به‌کوشش عباس نامجو، تهران: عیلام،  1378ش؛ فرهنگ‌ستیزی در دوره رضاشاه: اسناد منتشرنشده سازمان پرورش افکار، 1320ـ 1317ه ش، به‌کوشش محمود دلفانی، تهران: انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1375ش؛ فرهت قائم‌مقامی، مقدمه بر جامعه‌شناسی وسایل ارتباط‌جمعی، ]تهران ?1355ش[؛ گیتی کاوه، تاریخچه رادیو در ایران، تهران 1391ش؛ الکوثر، 1393ش. Retrieved Sept.23, 2014, from www.farsi.alkawthartv.ir; مسعود کوثری، «توزیع جغرافیایی مصرف رادیو در ایران»، مجله رادیو، ش 17 (تیر 1382)؛ ایرج کیا، مروری بر تاریخ پست ایران، تهران 1376ش؛ محمدرضا مانی‌فر، «در جست‌وجوی تفکر گفتاری!: نویسندگی در برنامه‌های صبحگاهی رادیو جوان، از وضعیت موجود تا چشم‌انداز مطلوب»، مجله رادیو، ش 51 (شهریور 1389)؛ حسین محبوبی‌اردکانی، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تهران 1354ـ1368ش؛ مهدی محسنیان‌راد، ایران در چهار کهکشان ارتباطی: سیر تحول تاریخ ارتباطات در ایران، از آغاز تا امروز، تهران 1384ش؛ محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران، مأموریت برای وطنم، تهران 1340ش؛ حسن محمدیان، «پنج جشنواره، پنج شعار»، مجله رادیو، ش 24 (آذر 1383)؛ کامبیز محمودی، «روابط بین‌المللی تلویزیون ملی ایران»، بولتن تلویزیون ملی ایران، شماره مخصوص (1348ش)؛ مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، 1393ش. Retrieved Jan.17, 2015, from www.irc.ir; محمد مهاجر، «تاریخ‌نگاری به سبک محمد مهاجر»، ]گفتگوکننده[ : محمدمهدی سپهری‌خواه، مجله رادیو، ش 14 (دی 1381)؛ علیرضا میبدی، «تلویزیون یک حزب مصور مستبد است»، روزنامه اطلاعات، ش 15727، 12 مهر 1357؛ احسان نراقی، در خشت خام: گفتگو با احسان نراقی، ]گفتگوکننده[: ابراهیم نبوی، تهران 1379ش؛ محمدحسین نورشاهی، «ما در رادیو جبهه، معیارها را به هم ریختیم»، ]گفتگوکننده[: حامد خزایی، مجله رادیو، ش30 (دی 1384)؛ امیر نوری، «رادیوی آن سال‌ها...»، گفتگوکننده: رضا مختاری‌اصفهانی، در همان، ش 57 (آبان 1390)؛ علی نهاوندی و مهدی رشکیانی، «بررسی و تحلیل اثرگذاری سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان بر خانواده»، فصلنامه رسانه و خانواده، سال 1، ش 1 (زمستان 1390)؛ محمد نیک‌ملکی و حسن مجیدی، «شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان و هویت ملی و اسلامی جوانان: مطالعه موردی شهرستان اراک ـ 1390»، فصلنامه مطالعات ملی، سال 14، ش  2 (1392ش)؛ ]وبگاه [دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌اللّه العظمی خامنه‌ای، 1393ش. Retrieved Jan.17, 2015, from www.khamenei.ir; علیرضا هاشمی، «مردم و رادیو»، مجله رادیو، ش 41 (تیر 1387)؛ اکبر هاشمی‌رفسنجانی، عبور از بحران: کارنامه و خاطرات 1360 هاشمی رفسنجانی، به اهتمام یاسر هاشمی، تهران 1378ش؛ یاران امام به‌روایت اسناد ساواک، ج :1 شهیدآیت‌اللّه سیدمحمدرضا سعیدی،تهران: وزارت اطلاعات، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1376ش؛


Press TV, 2014. Retrieved Sept.23, 2014, from www. presstv.ir.


/ محبوبه کلانتری و پروین قدسی‌زاد /


2) آسیای مرکزی و قفقاز ] ضمیمه دانشنامه[


3) ترکیه


الف) رادیو. درباره آغاز فعالیت نخستین رادیو در ترکیه سند مشخص و اجماع نظر وجود ندارد. برخی اولین استفاده از رادیو و فرستنده بی‌سیم را در فاصله سالهای 1299 تا 1302ش/ 1920ـ1923 دانسته‌اند که موسیقی نواخته‌شده در ناو جنگی فرانسوی در تالار همایش دارالفنون پخش شد (قوجاباش اوغلو[9] ، ص10ـ11؛ چتین‌اوک[10] ، ص 42؛ جانکایا[11] ، ص 1).    برخی با استناد به روزنامه توحید افکار (سال 14، ش 3668،  2 شعبان 1341) آغاز فعالیت رادیو را 28 اسفند 1301/ 20 مارس  1923 دانسته‌اند (← گووسا[12] ، ص391ـ392؛ چتین‌اوک،  ص37) که این ادعا نادرست است. البته براساس گزارش مجله ثروت فنون (ش 15ـ1489، 20 رجب 1342، ص 241) در آن زمان فعالیتهایی برای راه‌اندازی رادیو در استانبول انجام شده بود. در جنگهای استقلال ترکیه[13] (1337 تا 1342/ 1918ـ  1923)، ارتباطات اهمیت بیشتر یافت. برای جبران خلأهای ارتباطی، با تصویب قانونی در 30 بهمن 1303/ 19 فوریه 1925 ایجاد ایستگاه بزرگ رادیویی در آنکارا و توسعه شبکه رادیویی در کشور برنامه‌ریزی شد (جانکایا، همانجا؛ بیرسن[14]  و  کایادور[15] ، ص20؛ نیز ← >مجلس ملی کبیر ترکیه<[16] ، قانون   554). بدین‌منظور کارگروهی (کمیته‌ای) فنی با حضور نمایندگانی از سازمان پست و تلگراف و تلفن، و وزارت‌خانه‌های دفاع و نیروی دریایی تشکیل شد. در نهایت شرکت فرانسوی ت اس اف[17]  امتیاز تأسیس این ایستگاهها را به‌دست آورد. این  ایستگاههای رادیویی پرقدرت در محله ایوب استانبول و منطقه بابا خرمن[18]  آنکارا از 1304ش/ 1925 راه‌اندازی شد و در  1306ش/ 1927 به بهره‌برداری رسید. از طریق این ایستگاهها، به‌وسیله فنّاوری بی‌سیم، با مسکو، برلین، نیویورک، وین، لندن و تهران ارتباط برقرار می‌شد. هم‌زمان با ایجاد ایستگاه رادیویی، شورای وزیران در 15 دی 1304/ 6 ژانویه 1926 شرکت سهامی تلفن بی‌سیم ترکیه[19]  را تأسیس کرد. همچنین براساس  قرارداد منعقد شده میان دولت با شرکت فرانسوی، این شرکت به  مدت ده سال حق فعالیت در داخل مرزهای ترکیه و ایستگاههای رادیوی آنکارا و استانبول را به‌دست آورد (قوجاباش‌اوغلو، ص 9ـ13؛ یازیجی[20] ، ص 28ـ 29؛  سارماشیک[21] ، ص 1).  سرانجام در 6 فروردین 1306/ 27 مارس 1927 ایستگاه رادیویی استانبول، فعالیتش را با پخش موسیقی آغاز کرد. ایستگاه رادیویی آنکارا نیز، که ساخت آن در سپتامبر همان سال به‌پایان رسیده بود، در 26 آبان 1306/ 18 نوامبر 1927 شروع به فعالیت کرد (چتین‌اوک، ص 38، 43؛ قوجاباش‌اوغلو، ص 29ـ31). شرکت سهامی تلفن بی‌سیم ترکیه همواره مشکل مالی داشت و برنامه‌های رادیویی در اوقات محدودی پخش می‌شد. میانگین ساعت پخش ایستگاه رادیویی در استانبول 5ر4 ساعت و در آنکارا 3 ساعت بود. بعد از پایان قرارداد این  شرکت، بر اساس مصوبه 27 مرداد 1315/ 18 اوت  1936 هیئت دولت، ابتدا مسئولیت ایستگاههای رادیویی به سازمان پست و تلگراف و تلفن واگذار شد. در 1319ش/ 1940 نیز بر اساس قانون شماره  838،3، اداره آن به مدیریت مطبوعات عمومی[22]  منتقل گردید که وابسته به نخست‌وزیری بود  (وورال[23] ، ص 104، 106؛ یازیجی، ص 30؛ جانکایا، ص 3ـ4،  6؛ سارماشیک، ص 5ـ6؛ >دایرة‌المعارف رادیو<[24] ، ج 1،  ص 162). در 27 آبان 1317/ 18 نوامبر 1938 خانه رادیو در آنکارا تأسیس شد که متشکل از واحدهای اداری، اتاق ضبط، اتاق کنترل و فرمان بود و در آن موسیقی (اغلب غربی)، خبر، نمایش و سخنرانی پخش می‌شد. در این زمان هنوز رادیو عنصری بیگانه با فرهنگ ترکیه بود، اما دولت تلاش می‌کرد تا از آن، به عنوان تجلی صدای ملت، برای ترویج ایدئولوژی ملی و اندیشه‌های کمالیستی استفاده کند (قوجاباش‌اوغلو، ص 152، 158، 162؛ آهیسکا[25] ، ص 2ـ3، 18ـ20؛ دایرة‌المعارف جهان  نوین اسلام[26] ، ذیل "Radio and television"؛ >دایرة‌المعارف  تلویزیون<[27] ، ذیل "Turkey").  در سالهای 1319 تا 1325ش/ 1940ـ1946 هم‌زمان با جنگ جهانی دوم و تأثیر ارتباطات رادیویی در جنگ، پخش برنامه‌ها، قدرت فرستنده‌ها و تعداد ایستگاههای رادیویی افزایش یافت و رادیو رسانه‌ای خبری شد (قوجاباش‌اوغلو، ص 184ـ185؛ نیز ← وورال، ص 112؛ سارماشیک، ص 10ـ 14). به موجب قانون، برنامه‌های رادیو را هیئت ناظر تصویب می‌کرد (قوجاباش‌اوغلو، ص 193ـ194؛ جانکایا، ص 7؛ نیز ← وورال، ص 112ـ114). پس از جنگ جهانی دوم و استقرار نظام دوحزبی در ترکیه، با تغییر در قوانین، احزاب مخالف به‌ویژه در زمان انتخابات امکان حضور در رادیو را پیدا کردند. یکی از برنامه‌های پرطرفدار این‌دوره،برنامه‌های‌رادیو گزته‌سی[28]  نام  داشت که هدف آن بررسی تحولات داخلی ترکیه و طرفداری‌از سیاستهای عدنان مندرس[29] ، نخست‌وزیر ترکیه، بود  (قوجاباش‌اوغلو، ص255، 309ـ310؛ دمیرل[30] ،  ص 161ـ166؛ جانکایا، ص 12). از اواخر 1327ش/ 1949، تبلیغات رادیویی آغاز شد. به موجب تصویب شورای وزیران در 7 بهمن 1329/ 27 ژانویه 1951 پخش آگهیهای تبلیغاتی در رادیو مجاز شد (آوشار[31]  و  الدن[32] ، ص 16؛ جانکایا، ص 16). با افزایش تبلیغات، درآمد  حاصل از آن نیز افزایش یافت به‌طوری که در 1338 تا 1339ش/ 1959ـ1960، 50% از درآمد رادیو را تشکیل می‌داد. از موضوعات مطرح در برنامه‌های این دوره رادیو، طرح مارشال، عضویت ترکیه در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)[33]  و انعقاد قراردادهای همکاری با بی‌بی‌سی[34]  و صدای   امریکا[35]  بود (جانکایا، ص 13ـ14). کودتای 6 خرداد 1339/  27  مه 1960، تأثیر بسیاری بر رادیو داشت و حکومت کودتا که رادیو را از ابزارهای تبلیغاتی قدرت حزب دموکرات می‌دانست، آن را از اختیار دولت خارج و به ترجمان اصلی جمهوری ترکیه تبدیل کرد. قانون اساسی مصوب 1340ش/ 1961، بر مستقل‌بودن رادیو و تلویزیون از هرگونه وابستگی به قدرت و حزب حاکم تأکید کرد (توق‌گوز[36] ، ص 73؛ یازیجی، ص 38ـ39؛  گدیک[37] ، ص 82؛ سارماشیک، ص 16). بعد از رکود و انفعال  ناشی از کودتا، با تصویب مجلس در 3 دی 1342/ 24 دسامبر 1963 سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه[38]  تشکیل شد و  کیفیت برنامه‌ها افزایش یافت (توق‌گوز، ص 75، 103؛ یازیجی، ص 37). برنامه‌های رادیویی از 1353ش/ 1974 از شبکه دولتی ترکیه به‌صورت بیست‌وچهار ساعته پخش می‌شد که البته با ظهور تلویزیون که انحصار رادیو را شکست، همچنان به فعالیت خود ادامه داد. در اسفند 1388/ مارس 2010، بر اساس آمار شورای عالی رادیو و تلویزیون، 31 رادیو ملی، 108 رادیو منطقه‌ای و 944 رادیو محلی مشغول فعالیت بودند (یازیجی، همانجا؛ نیز ← تکین‌آلپ[39] ، ص 104، 109ـ112).  


  ب) تلویزیون اولین تلویزیون ترکیه در دانشکده برق دانشگاه فنی استانبول[40]  در 1331ش/ 1952 با فرستنده‌ای به قدرت یک  کیلووات تأسیس شد. پخش آزمایشی آن در 18 تیر/ 9 ژوئیه همان سال با پخش تصاویری از منطقه بیگ‌اوغلو[41]  استانبول و  جنگ کره آغاز شد. برنامه‌های این تلویزیون که بیشتر برنامه‌های خبری و فرهنگی بود، به استانبول محدود می‌شد، اما پایه‌های مناسبی در زمینه‌های آموزشی و فنی ایجاد کرد که بعدها در رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از تجربه‌های آن استفاده شد (عزیز[42] ، ص 17؛ سارماشیک، ص 18؛ بیرسن و کایادور،  ص 19؛ >دایرة‌المعارف تلویزیون<، همانجا). برنامه‌های فرهنگی (به‌ویژه موسیقی)، سلامت کودکان، گزارش وضع هوا و نیز گزارش فوتبال از مهم‌ترین برنامه‌های آن بود. در استانبول در 1345ش/ 1966 تقریبآ دوهزار گیرنده تلویزیون وجود داشت (سارماشیک، ص 18ـ19؛ تکین‌آلپ، ص 227ـ228؛ عزیز، ص 18). پخش آزمایشی تلویزیون دانشگاه فنی استانبول در 1349ش/ 1970 قطع شد که یکی از دلایل آن، اعتراض و حمله برخی دانشجویان به واحد فنی تلویزیون در  22 اسفند 1347/ 13 مارس 1969 بود. دانشجویان معترض تلویزیون را ابزار سرمایه‌داری می‌دانستند. با پایان کار این مرکز، تجهیزات آن در 1350ش/ 1971 به رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه واگذار شد. در آنکارا نیز فعالیت آزمایشی تلویزیون در 1346ـ1347ش/ 1968ـ1969 آغاز شد (سارماشیک، ص 19؛ جانکایا، ص 32؛ توق‌گوز، ص 105؛ عزیز، ص 19).


ج) رادیو و تلویزیون دولتی نخستین بار آلتیمور قلیچ[43] ، مدیرکل انتشارات ترکیه[44] ،   تأسیس رادیو و تلویزیون دولتی را به عدنان مندرس پیشنهاد داد که با حمایت وی روبه‌رو شد. بعد از کودتا و سرنگونی دولت مندرس، قلیچ در مقام مشاور وزیر، گروهی از کارمندان رادیو را در 1342ش/ 1963 در چهارچوب تفاهم‌نامه‌ای میان ترکیه و آلمان، برای آموزش به هامبورگ فرستاد (عزیز، ص20؛ سارماشیک، ص20؛ نیز ← تکین‌آلپ، ص 229). با تصویب قانون تشکیل رادیو و تلویزیون دولتی در 3 دی 1342/24 دسامبر 1963 در مجلس ملی ترکیه، نخستین جلسه هیئت مؤسس در 8 اردیبهشت/ 28 آوریل همان سال تشکیل گردید و سدات تولگا[45]  رئیس رادیو و تلویزیون شد. در برنامه  اول توسعه (1341ـ1346ش/ 1962ـ1967) توجه اندکی به توسعه رادیو و تلویزیون شده بود (سارماشیک، همانجا؛ توق‌گوز، ص 68؛ نیز ← عزیز، ص 22ـ25؛ >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از دیروز تا امروز: 1927ـ 1990<[46] ، ص 22).  نخستین برنامه رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه در 11 بهمن 1346/ 31 ژانویه 1968 در آنکارا پخش شد. برنامه‌ها بیشتر محتوای آموزشی و خبری داشت و برنامه‌های تفریحی فقط برای جذب مخاطب پخش می‌شد (بیرسن و کایادور، ص 19ـ 20؛ سارماشیک، ص 19؛ عزیز، ص 27، 31). به موجب قانون شماره 359، رادیو و تلویزیون ترکیه نهادی مستقل و خارج از نفوذ دولت بود. البته دولت نیز به‌دلیل محدودیت مخاطبان و نیز شمار اندک رادیو و تلویزیون، توجه چندانی به این نهاد نمی‌کرد، اما با تصویب بودجه‌ای مستقل برای رادیو و تلویزیون در مجلس به این سازمان توجه شد. در این دوره، که هم‌زمان با حاکمیت حزب عدالت[47]  بود، دولت مناسبات نزدیکی با رادیو و تلویزیون  ایجاد کرد که موجب اعتراض احزاب مخالف شد (توق‌گوز، ص129ـ 131؛ عزیز، ص 32ـ33؛ نیز ← >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از دیروز تا امروز: 1927ـ 1990<، ص 24). با استعفای سلیمان دمیرل از نخست‌وزیری در 1349ش/ 1971 و تصویب مادّه 121 قانون 359 در 29 شهریور 1350/ 20 سپتامبر 1971، استقلال مالی رادیو و تلویزیون از بین رفت و نظام تعیین هیئت مدیره نیز تغییر کرد. همچنین عدنان اوزتراک[48]  از ریاست رادیو و تلویزیون استعفا کرد و ژنرال موسی  اویون[49]  در 3 مرداد 1350/ 25 ژوئیه 1971 مدیر رادیو و  تلویزیون شد. در این دوره سرمایه‌گذاری برای گسترش برنامه‌های رادیو و تلویزیون در برنامه توسعه پنج‌ساله قید شد و فرستنده‌های تلویزیونی پیشرفت کرد و بعد از سه شهر آنکارا، استانبول و ازمیر شهرهای اسکی‌شهر، اَدِرنه، آنتالیا، ارزروم نیز زیر پوشش برنامه‌های تلویزیونی قرار گرفتند (سارماشیک، ص 34؛ توق‌گوز، ص 71ـ72؛ عزیز، ص 39ـ40). در برنامه دوم توسعه (1346ـ1350ش/ 1968ـ1972)، به‌دلیل گران‌بودن سرمایه‌گذاری در امور تلویزیونی، برای همه مناطق کشور حداقل یک شبکه رادیویی در نظر گرفته شد. پخش آگهیهای تبلیغاتی از تلویزیون نیز در 9 اسفند 1350/ 28 فوریه 1972 به تصویب رسید (سارماشیک، ص 21؛ عزیز، ص50؛ تکین‌آلپ، ص 243؛ آوشار و الدن، ص 16؛ توق‌گوز، ص 115ـ117). در 26 بهمن 1352/ 15 فوریه 1974 با تغییر فضای سیاسی ترکیه، اسماعیل جم ایپکچی[50] ، به مدیریت رادیو و تلویزیون انتخاب شد.  ریاست وی به سبب سن کم و تجربه اندک بیش از پانصد روز دوام نیاورد (جم ایپکچی، ص 16؛ عزیز، ص 44؛ نیز ← >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از دیروز تا امروز : 1927ـ 1990<، ص 42). در این دوره در رادیو و تلویزیون ترکیه برای نخستین بار به گزارش جنگ قبرس پرداخته شد و حتی در زمان صلح برای حمایت از ترکهای قبرس، دفتر رادیو و تلویزیون ترکیه در قبرس و رادیو بایراک[51]  تأسیس گردید (جم  ایپکچی، ص 175ـ185؛ عزیز، ص 45؛ >پخش جهانی<[52] ،  ص 139ـ140؛ نیز ← >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از دیروز تا امروز: 1927ـ 1990<، ص 45). سرمایه‌گذاریها در تلویزیون، در برنامه سوم توسعه (1352ـ1356ش/ 1973ـ 1977) ادامه یافت. در پایان این دوره، قدرت فرستنده‌های تلویزیونی به  417،1 کیلووات و تعداد فرستنده‌ها نیز به  58 رسید که 26 فرستنده آن اصلی بود. در پایان این دوره، 60% ترکیه تحت پوشش برنامه‌های تلویزیون قرار گرفت. هدف برنامه چهارم توسعه (1358ـ1362ش/ 1979ـ1983) استفاده سراسر کشور از تلویزیون بود، اما در عمل 91% کشور تحت‌پوشش قرارگرفت. در برنامه پنجم (1364ـ1368ش/ 1985ـ 1989) با رایج‌شدن پخش برنامه‌های تلویزیونی از ماهواره، دولت ترکیه با همکاری سازمان پست و تلگراف و تلفن ترکیه و بخش رادیویی و تلویزیونی نیروهای مسلح امریکا[53]  فرستنده‌ای را از اینتل‌ست[54]  خریداری و برنامه‌هایش را   از آن پخش کرد (سارماشیک، ص 22ـ25؛ عزیز، ص50ـ51). در دوره ریاست شعبان کاراتاش[55] ، برنامه‌های اخلاقی و  مذهبی از رادیو و تلویزیون پخش شدند، اما با کودتای  21 شهریور 1359/ 12 سپتامبر 1980 این روند متوقف شد. حکومت کودتا در 1361ش/ 1982 قانون اساسی را تغییر داد، اما اصل 121 مبنی‌بر دولتی‌بودن رادیو و تلویزیون را حفظ کرد، هرچند تفسیر جدیدی از آن مطرح کرد. در نهایت طبق قانون مصوب 20 آبان 1362/ 11 نوامبر 1983، شورای عالی رادیو و تلویزیون ترکیه[56]  تأسیس شد که وظیفه نظارت بر فعالیتهای  رادیو و تلویزیون دولتی و غیردولتی شامل رادیو پلیس یا هواشناسی را برعهده گرفت (اوغورلو[57]  و اوزترک[58] ، ص 94؛   چاتال‌باش[59] ، ص 362؛ عزیز، ص 62ـ63؛ نیز ← آوشار و  اونگورن[60] ، ص 361ـ383؛ >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از  دیروز تا امروز: 1927ـ 1990<، ص 47). بعد از دوره‌ای آزمایشی، در زمان ریاست تونجا توسکای[61] ،  از 10 تیر 1363/ اول ژوئیه 1984 تلویزیون دولتی ترکیه برنامه‌های خود را رنگی پخش کرد و دولت ترکیه خرید و تهیه تلویزیونهای رنگی را در دستور کار خود قرار داد (عزیز، ص 72ـ73، 90؛ نیز ← >رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه از دیروز تا امروز: 1927ـ 1990<، ص 58).


د) رادیو و تلویزیون خصوصی آغاز فعالیت رادیو و تلویزیون خصوصی در قالب رادیو استانبول یا تلویزیون دانشگاه فنی استانبول محقق شد. طبق قانون مصوب 12 دی 1366/ 2 ژانویه 1988 مقرر شد همه فرستنده‌های رادیو و تلویزیون به سازمان پست و تلگراف و تلفن ترکیه واگذار گردد. البته به‌سبب مغایرت این مصوبه با قانون اساسی، دادگاه این قانون را ابطال کرد و همین موضوع سهم عمده‌ای در خصوصی‌شدن رادیو و تلویزیون داشت (سارماشیک، ص119؛ اوغورلو و اوزترک، ص95؛ عزیز، ص90). تجهیزات فنی سازمان پست و تلگراف و تلفن ترکیه در این دوره بسیار قوی بود. این سازمان در آذر تا دی 1368/ نوامبر ـ دسامبر 1989 پخش تلویزیون بافه‌ای (کابلی) را در محله چانکایا[62] ی آنکارا آغاز کرد و در کنار برنامه‌های رادیو و تلویزیون  دولتی آنکارا، شبکه‌های خارجی بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان[63] ،  اوآرت‌اف[64]  و آرت‌ال[65]  را نیز پخش می‌کرد. حدود مسئولیت و   اختیارات سازمان پست و تلگراف و تلفن در انتخاب شبکه‌ها از مشکلات تلویزیون بافه‌ای بود (قاسم[66] ، ص121؛ تکین‌آلپ،  ص 273ـ 274؛ سارماشیک، ص 119ـ120؛ عزیز، ص 91ـ93). سال 1369ش/ 1990 نقطه عطفی برای فعالیتهای رادیو و تلویزیون ترکیه بود. در این سال نخستین شبکه خصوصی ترکیه به نام استار وان[67]  فعالیت خود را، به‌رغم اینکه مخالف قانون  انحصاری‌بودن رادیو و تلویزیون در ترکیه بود، با حمایت و پشتیبانی تورگوت اوزال*[68]  (رئیس‌جمهور ترکیه) آغاز کرد. این  شبکه، که در مالکیت خانواده اوزان[69]  بود، فعالیت خود را در  قالب شرکت سینمایی و تبلیغاتی مجیک‌باکس[70]  آغاز کرد و  برنامه‌های خود را از آلمان و ماهواره یوتل‌ست[71]  پخش کرد، که  واکنشهای سیاسی معترضانه‌ای به‌دنبال داشت (تکین‌آلپ، ص 265؛ سارماشیک، ص 114ـ133؛ عزیز، ص 103ـ104؛ نیز ← چاتال‌باش، ص 368ـ372؛ >دایرة‌المعارف تلویزیون<، همانجا). مالک شبکه استار وان، شبکه دیگری با نام تله‌اون[72]  را در  29 دی 1370/ 19 ژانویه 1992 تأسیس کرد. شبکه دیگری هم در همان سال با نام شو تی‌وی[73]  افتتاح شد که برنامه‌های آن  عمومآ تفریحی و پخش فیلم بودند و مرکز آن بر خلاف دو شبکه دیگر در فرانسه بود. به‌این ترتیب، شبکه‌های خصوصی متعددی در رادیو و تلویزیون شروع به فعالیت کردند (عزیز، ص 107؛ سارماشیک، ص 115؛ اوغورلو و اوزترک، ص100ـ 105؛ نیز ← تکین‌آلپ، ص 284ـ287؛ قاسم، ص 118ـ 135). بنابراین، قانون انحصار دولتی رادیو و تلویزیون در ترکیه با تغییر اصل 133 قانون اساسی در 17 تیر 1372/ 8 ژوئیه 1993، به پایان رسید. در قانون جدید، شورای عالی رادیو و تلویزیون منحل و شورای مافوق رادیو و تلویزیون[74]  تأسیس شد که  وظیفه آن نظارت و ارزیابی برنامه‌های رادیو و تلویزیون دولتی و خصوصی بود. به موجب مادّه چهارم این قانون، به‌منظور حمایت از آثار و تولیدات برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، قانون مالکیت معنوی (حق مالکیت فکری) تصویب شد (گدیک، ص 92؛ سارماشیک، ص 123ـ124؛ چلنک[75] ،  ص 254؛ قاسم، ص 121؛ عزیز، ص 109ـ113). با رواج ماهواره، تحول اساسی در رادیو و تلویزیون ترکیه ایجاد شد. ترکیه از 1369ش/ 1990 برنامه‌های خود را ازطریق اجاره یوتل‌ست پخش می‌کرد، اما با خرید ماهواره ترک‌ست[76] در مهر 1373/ سپتامبر 1994 و با همکاری شرکتی فرانسوی، پخش برنامه‌های خود را از این ماهواره آغاز کرد. ماهواره اول ترک‌ست تا 1383ش/ 2004 و ماهواره دوم تا 1386ش/ 2007 در فضا بودند. اولویت نخست این ماهواره‌ها پخش برنامه برای مناطقی بود که زبان ترکی در آنجا رواج داشت (عزیز، ص100ـ101؛ مارتین[77] ، ص 386).  پس از تغییرات متعدد در قانون رادیو و تلویزیون، شورای مافوق رادیو و تلویزیون در 11 فروردین 1389/ 31 مارس 2010، طرحی درباره مقررات تلویزیونهای اینترنتی، پخش ویدئو دیجیتالی و تلویزیون با شفافیت فراوان به هیئت وزیران پیشنهاد کرد. بر اساس آن مقرر شد سقف سرمایه‌گذاری خارجی در بخش رادیو و تلویزیون از 25% تا 50% افزایش یابد و مطابق با معیارهای اروپا عمل شود. در 1391ش/ 2012، رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه دارای دوازده شبکه تلویزیونی و سیزده شبکه رادیویی بوده و رادیو ترکیه برنامه‌هایی به زبانهای دیگر ازجمله فارسی داشته‌است (تکین‌آلپ، ص 253ـ255؛ نیز ← سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، ص 82ـ92).


منابع : 


 


Meltem Ahiska, Occidentalism in Turkey: questions of modernity and national identity in Turkish radio broadcasting, London 2010; B. Zakir Avيar and Müge Elden, Reklam ve reklam mevzuati, Ankara 2004; B. Zarkir Avيar and Gürsel Öngören, Radyo ve televizyon hukuku, Ankara 2003; Aysel Aziz, Türkiye’de televizyon yayinlarinin 30 yili, Ankara 1999; Özgül Birsen ve Vakur Kayador, "TRT radyo prodüktörlerinin Türkiye’de kamusal radyo programcâlâg§ â ve popüler radyo programcâlâg§ â üzerine deg§ erlendirmeleri", Selçuk Üniversitesi Iè letiيim dergisi, vol.6, no.4 (2011); Özden Cankaya, Dünden bugüne radyo-televizyon: Türkiye’de radyo-televizyonun geliيim süreci, Iè stanbul: Beta Basâm Yayâm Dag§ âtâm, [n.d.]; Dilruba Çatalbaي, "Yenibir radyo televizyon düzenine dog§ ru (1980-2000)", in Türkiye’de kitle iletiيimi dün-bugün-yarin, ed. Korkmaz Alemdar, Ankara: Gazeteciler Cemiyeti Yayânlarâ, 2009; Sevilay Çelenk, "Türkiye’de radyo ve televizyon yayâncâlâg§ ânda ‘telif’sorunu", in Medya politikalari, ed. D. Beybin Kejanliog§ lu, Sevilay Çelenk, and Gülseren Adaklâ, [Ankara]: Iè mge Kitabevi, 2001; Iè smail Cem Iè pekçi, TRT’de 500 gün: bir dönem Türkiye’sinin hikaھyesi, Iè stanbul 2010; Nejat Çetinok, Radyo bilgisi, Iè stanbul 2007; F. Gökçen Demirel, "Demokrat Parti ve radyo", in Türkiye’de kitle iletiيimi dün-bugün-yarin, ibid; Encyclopedia of radio, ed. Christopher H. Sterling, New York: Routledge, 2004, s.v. "Asia" (by Christopher H. Sterling and Drew O. Mcdaniel); Encyclopedia of television, ed. Horace Newcomb, New York: Fitzroy Dearborn, 2004, s.v. "Turkey" (by Miyase Christensen); Ömer Gedik, Türk yargi kararlari çerçevesinde Türkiye’de kitle iletiيim özgürlü§, Ankara 2008; èIbrahim Alâettin Gövsa, Türk meيhurlari ansiklopedisi, [Iè stanbul]: Yedigün Neيriyatâ, [1945]; Metin Kasâm, "Türkiye’de özel/tecimsel radyo yayâncâlâg§ ânân geliيim süreci ve Konya’daki tecimsel radyolar üzerine bir inceleme",Selçuk Üniversitesi Iè letiيim Fakültesi Akademik dergisi, vol.5, no.4 (2009); Uygur Kocabaيo§glu, ىirket telsizinden devlet radyosuna: TRT öncesi dönemde radyonun tarihsel geliيimi ve Türk siyasal hayati içindeki yeri, Ankara 1980; Donald H. Martin, Communication satellites, El Segundo, Calif. 2000; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Radio and television" (by Hamid Mowlana); Jale Sarmaيâk, Türkiye’de radyo ve televizyon düzeni (1927- 2000), Iè stanbul 2000; ىermin Tekinalp, Camera Obscura’dan Synopticon’a karيilaيtirmali radyo ve televizyon, Iè stanbul 2011; Oya Tokgöz, Türkiye ve Ortado§gu ülkelerinde radyo-televizyon sistemleri, Ankara 1972; Türkiye Büyük Millet Meclisi. Retrieved Aug.26, 2014, from www. tbmm.gov.tr; TRT dünden bugüne radyo ve televizyon: 1927-1990, ed. Serpil Akâllâog§ lu etal., [Ankara: TRT, 1990]; Türkiye Radyo-Televizyon Kurumu (TRT), "Türkiye Radyo-Televizyon Kurumu (TRT) 2012 yâlâ raporu", T.C. Sayâيtay Baيkanlâg§ â. Retrieved Aug.24, 2014, from www.sayistay.gov.tr/ rapor/kit/ 2012/ 02TRT.pdf; Faruk U§gurlu and ىerife Öztürk, Türkiye’de televizyon habercili§gi, Konya 2006; Sacide Vural, Radyo-televizyon kurumlarinda yönetim ve Türkiye’deki uygulama, Eskiيehir 1986; World broadcasting: a comparative view, ed. Alan Wells, Norwood, N. J.: Ablex Publishing Corporation, 1996; Ali Nihat Yazâcâ, Kamu yayin kurumlari ve yeniden yapilanma, Ankara 1999.


 


/ ناصر پورابراهیم /


 


4) کشورهای عرب رادیو در کشورهای عربی در دوره‌های مختلف پدید آمد. در برخی از کشورها رادیو براساس خواست و اراده حاکمیت و در برخی دیگر به دست قدرتهای استعماری تأسیس شد، که به دنبال تحقق اهداف نظامی و راهبردی خود بودند (← ادامه مقاله). در برخی از کشورهای عربی نیز این امر پس از استقلال رخ داد. مصر و الجزایر از پیشگامان کشورهای عربی بودند که در 1304ش/ 1925 رادیو در آنها تأسیس شد. در مصر رادیو را مصریان با برنامه‌هایی به زبان عربی به راه انداختند، اما در الجزایر فرانسویان رادیو را با برنامه‌هایی به زبان فرانسه  راه‌اندازی کردند (راسم محمد جمال، ص 106؛ حسن عماد مکاوی و عادل عبدالغفار، ص 35). آشنایی با این فنّاوری نوین و به‌کارگیری آن در میان کشورهای عربی یکسان نیست و این کشورها از لحاظ زمان استفاده از این فنّاوری، میزان امکانات فنی، مهارتها، نیروی انسانی و تولید برنامه رادیویی تفاوتهای عمده‌ای با یکدیگر دارند. در مجموع، تعداد ایستگاهها و گیرنده‌های رادیو و دیگر امکانات فنی رادیو در کشورهای عرب، در مقایسه با سطح جهانی، کم است. رادیو تأثیر بسزایی در آگاهی و افزایش دانش عمومی شهروندان عرب داشت. بسیاری از مردم بی‌سواد بودند و تنها رسانه‌ای که می‌توانستند از آن استفاده کنند رادیو بود. رادیو از طریق برنامه‌های آموزشی مردم را به مشارکت در توسعه اجتماعی و سیاسی تشویق می‌کرد (← مشیخی، ص 359؛ راسم محمد جمال، ص 107). دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی همچون فعالیت جنبشهای آزادی‌بخش ملی، تلاش دولتها برای پیشبرد برنامه‌های توسعه و گسترش سریع فنّاوریهای ارتباطی در کشورهای عرب سبب پیشرفت رادیو شد. در زمینه فنّاوریهای مهم، اختراع گیرنده رادیویی (ترانزیستور[78] ) به‌مثابه انقلابی در زمینه ارتباطات، سبب  گسترش رادیو در جهان عرب شد. افزون بر رادیوهای داخلی، شهروندان عرب تحت تأثیر امواج رادیویی بیگانه نیز بودند. رادیو باری[79]  ایتالیا نخستین  رادیوی خارجی بود که در 1311ش/1932 برنامه‌هایی به زبان عربی پخش کرد. پس از آن، انگلیس و آلمان در 1314ش/ 1935، فرانسه در 1318ش/1939، اتحاد جماهیر شوروی در 1322ش/1943 و امریکا در 1329ش/1950 برنامه‌هایی به این زبان پخش کردند. در پی گسترش ایستگاههای رادیویی در جهان عرب، ایستگاههای رادیویی به زبان عربی پس از ایستگاههای انگلیسی و فرانسوی، در رتبه سوم جهان قرار گرفت. اهمیت تبلیغات سیاسی و راهبردی در جهان عرب، به‌تدریج موجب گسترش دامنه پوشش برنامه‌های رادیویی در این سرزمینها شد. برای نمونه در 1332ش/1953، رادیو مصر برنامه‌های خود را به 38 زبان به‌منظور تأثیرگذاری بر جنبشهای آزادی‌بخش افریقا و آسیا پخش می‌کرد (حسن عماد مکاوی و عادل عبدالغفار، ص 35ـ37). در جهان عرب، تلویزیون را نخستین بار کشورهای خارجی تأسیس کردند. در 1333ش/ 1954 یک شرکت فرانسوی از دارالبیضاء (کازابلانکا) و رباط در کشور مغرب (مراکش) برنامه‌هایی را به دو زبان فرانسه و عربی پخش کرد. در همان سال، رادیو و تلویزیون نیروهای مسلح امریکا پخش برنامه‌های خود را از پایگاه هوایی ویلوس[80]  در لیبی و در 1334ش/  1955  از پایگاه هوایی ظَهران در عربستان‌سعودی آغاز کرد. اما عراق نخستین کشور جهان عرب بود که در 1335ش/ 1956 با خرید فنّاوری از یک شرکت انگلیسی ایستگاه تلویزیونی دولتی تأسیس کرد. مصر نیز با کمک یک شرکت امریکایی در 1338ش/ 1959، تلویزیون دولتی خود را راه‌اندازی کرد. در شمال افریقا، تلویزیون با کمک فرانسویها ایجاد و نخستین برنامه‌ها به هر دو زبان عربی و فرانسه پخش شد (بوید[81] ،  1389ش، ص 106ـ111). در بین دولتهای عربی دیدگاههای مختلفی درباره تأسیس تلویزیون وجود داشت و در بسیاری از کشورهای عربی که استقلال یافتند، تأسیس تلویزیون نماد استقلال به‌شمار می‌رفت. بااین‌حال، برخی از حاکمان سیاسی تلاش کرده‌اند با بهره‌برداری از درصد بالای بی‌سوادی در جهان عرب، از تلویزیون برای سیطره بر افکار عمومی استفاده کنند و گفتمان رسمی خود را در میان مردم رواج دهند. در این کشورها با نفی تکثرگرایی، به‌سبب نگرانی از مخاطبان گسترده این رسانه و امکان بهره‌برداری رقیبان از این امر در مواقع بحرانی و نداشتن امکان نظارت کافی، تلویزیون برای چندین دهه فقط در اختیار دولتها بود (محمود خلیل، ص81ـ83؛ ثریا جعیبس، ص 77؛ مشیخی، ص 498). با آغاز کار شبکه‌های ماهواره‌ای از دهه 1360ش/1980، انقلابی بزرگ در صنعت تلویزیون در جهان عرب رخ داد و به‌تدریج بر تعداد شبکه‌های ماهواره‌ای افزوده شد. به‌طورکلی، 80% شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای در جهان عرب به بخش خصوصی و 20% به بخش دولتی تعلق دارند. باوجوداین، بیشتر صاحبان شبکه‌های تلویزیونی خصوصی از نزدیکان به حاکمیت‌اند و سعی می‌کنند با نزدیکی به گفتمان رسمی دولت ادامه فعالیت خود را هموار سازند (← محمود خلیل، ص 99ـ 111). بنابراین، پرشماری شبکه‌های خصوصی ماهواره‌ای نشانه تکثرگرایی در جهان عرب نیست و بسیاری از رسانه‌های خصوصی عربی بدون کمک مالی مؤسسات دولتی یا خاندان حاکم قادر به ادامه فعالیت نیستند؛ حتی، به‌سختی می‌توان مالکیت خصوصی و دولتی آنها را از یکدیگر بازشناخت (محمد سیدسعید، ص 40). درباره تأسیس شبکه‌های تلویزیونی نیز، درحالی‌که در کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس بهره‌برداری از فنّاوریهای موجود به‌سرعت گسترش می‌یابد، در برخی دیگر از کشورها از کمترین زیرساختهای لازم استفاده می‌شود. این اختلاف سطح ناشی از میزان درآمد سرانه این کشورهاست.


الف) غرب آسیا و حاشیه خلیج‌فارس


1. عراق. رادیو بغداد در 1311ش/1932 تأسیس شد، اما فعالیت رسمی و پوشش سراسری آن از 1315ش/1936 با نظارت اداره مرکزی پست و تلگراف عراق آغاز شد. در 1316ش/1937، ملک غازی اول، پادشاه عراق، که به رادیو علاقه‌مند بود، ایستگاه رادیویی الزهور را تأسیس کرد، مشتمل بر سه ایستگاه، که دو ایستگاه آن در کاخهای سلطنتی بغداد متمرکز شده بود و اخبار و سخنرانیها را به عربی و انگلیسی و در سالهای بعد به لهستانی نیز پخش می‌کرد. در 1318ش/ 1939 رادیو کردی، در 1338ش/1959 رادیو ترکمن، در 1344ش/ 1965 رادیو نیروهای مسلح عراق و بعد از جنگ عربها و اسرائیل در 1346ش/1967 رادیو الزحف المقدس (یورش مقدس)، که پس از اندکی متوقف شد، تأسیس شدند. جمال عبدالناصر (متوفی 1348ش/1970) که با پیمان بغداد* مخالف بود، با تأسیس رادیو صوت‌العرب در قاهره بر ضد رادیو العراق الحر فعالیت می‌کرد. در طول حاکمیت حزب بعث*، رسانه‌ها تحت تسلط کامل حاکمیت بود و رادیوهای خصوصی نیز اجازه فعالیت نداشتند. پس از حمله نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا در 1382ش/ 2003، ایستگاههای رادیویی خصوصی گسترش یافت (راوی[82] ، ص 14ـ16؛ خالد سرحان  حرة[83]  و لیدیگ[84] ، ص 100ـ101).   تلویزیون عراق در 1335ش/1956 تأسیس و در 1349ش/ 1970، شبکه دو آن راه‌اندازی شد و آغاز پخش رنگی آن نیز 1355ش/1976 بود. شبکه ماهواره‌ای عراق از 1356ش/ 1977 پخش ماهواره‌ای خود را آغاز کرد. بیشتر برنامه‌های تلویزیون عراق، پس از سلطه حزب بعث، تبلیغ مرام حزب بعث و آرا و افکار مقامات حزب، به‌ویژه صدام حسین بود. با حمله امریکا به عراق، پخش برنامه‌های تلویزیونی عراق قطع شد و پس از آن، تلویزیونهای خصوصی جایگاه ویژه‌ای در میان رسانه‌های عراق یافتند و راه‌اندازی شبکه تلویزیونی به‌همت احزاب و گروههای سیاسی، مذهبی و قومی و سیاستمداران و سرمایه‌داران بزرگ شدت یافت. به‌جز شبکه العراقیه که به دولت عراق تعلق دارد، الشرقیه، الفَیْحاء، السومریه، الدیار، بغداد، الفرات، الرافدین، البغدادیه و کوردسات از مهم‌ترین شبکه‌های خصوصی عراق‌اند (هبه شاهین، ص 196، 332ـ 345).


2. اردن. پخش رادیویی در اردن را در 1315ش/  1936 انگلیسیها، که این کشور تحت‌الحمایه آنها بود، آغاز کردند. برنامه‌های این رادیو به زبانهای عربی و انگلیسی بود و با تبلیغات ایتالیا در منطقه رقابت می‌کرد. به دنبال جنگ 1327ش/ 1948 میان عربها و اسرائیل، عبداللّه‌بن حسین* (ملک عبداللّه) پادشاه اردن رادیوی ملی را تأسیس کرد و در 1335ش/ 1956، ایستگاه رادیویی دیگری افتتاح شد که عمده فعالیت آن پاسخ‌گویی به تبلیغات رادیوهای رقیب، به‌ویژه رادیوهای مصر بر ضد خاندان هاشمی بود. رادیوی کنونی اردن را حسین‌بن طلال* (ملک‌حسین) در 1338ش/1959 افتتاح کرد و به‌تدریج پخش برنامه به زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز به خدمات آن افزوده شد (محمد عایش[85]  و همکاران، ص 132ـ  134؛ بوید، 1982، ص 84ـ85). اردن به‌علت کمبود منابع مالی و سرمایه‌گذاریهای دولتی و آشوبهای سیاسی و وخامت اقتصادی ناشی از جنگ عربها و اسرائیل در 1346ش/1967، با تأخیر ایستگاه تلویزیونی خود را راه انداخت. تلویزیون اردن با کمک شرکتی امریکایی در 1347ش/ 1968 (بوید، 1389ش، ص 111)، در آغاز به‌صورت سیاه و سفید و در 1351ش/ 1972 شبکه دو آن به‌صورت رنگی تأسیس شد. در 1380ش/ 2001، این دو شبکه ادغام شدند و شبکه دو، شبکه ورزشی شد و شبکه سه نیز ویژه پخش فیلم به راه افتاد. شبکه ماهواره‌ای اردن، که دولتی است، زیر نظر مؤسسه رادیو تلویزیون در 1372ش/1993 آغاز به‌کار کرد. عمده برنامه‌های این شبکه تولید داخل و بقیه آنها تولید کشورهای عربی و درصد اندکی تولید کشورهای خارجی است (شوپ[86] ، ص 50؛ هبه‌شاهین، ص 172ـ174).


 3. فلسطین. انگلیسیها رادیو را در فلسطین در دوره‌ای که این سرزمین تحت‌الحمایه آنها بود در 1315ش/1936 تأسیس کردند. برنامه‌های این رادیو به سه زبان عربی، عبری و انگلیسی بود. پس از شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در 1327ش/ 1948 و تشکیل سازمان آزادی‌بخش فلسطین* در 1343ش/1964، چون این رادیو صدای واقعی فلسطینیها و منادی حقوق آنها نبود، سازمان آزادی‌بخش فلسطین به عنوان نماینده رسمی مردم فلسطین، در کشورهای عربی ازجمله مصر، عراق، کویت، الجزایر و یمن، رادیوی خود را تأسیس کرد (عریب عارف نجار[87] ، ص 221ـ222).  پس از تأسیس تشکیلات خودگردان فلسطین در 1373ش/ 1994، تلویزیون فلسطین در همان سال فعالیت خود را زیر نظر وزارت اطلاع‌رسانی این تشکیلات آغاز کرد. امروزه شبکه ماهواره‌ای فلسطین به دو زبان عربی و انگلیسی پخش می‌شود و مشتمل است بر برنامه‌های دینی، خبری و سرگرمی که 60% آنها تولید داخلی، 35% ساخت کشورهای عربی و 5% تولید خارجی است (هبه‌شاهین، ص 197-199).


4. لبنان. در 1317ش/1938، فرانسه رادیو الشرق (لوان)[88] را در لبنان تأسیس کرد تا فرهنگ فرانسوی را در آن منطقه رواج دهد و در بحبوحه جنگ جهانی دوم به تبلیغات آلمان و ایتالیا نیز پاسخ گوید. در 1325ش/1946، این ایستگاه رادیویی پس از خروج فرانسویها زیرنظر دولت لبنان قرار گرفت و به محطة الاذاعة اللبنانیة (ایستگاه رادیویی لبنان) تغییر نام داد که به پنج زبان زنده دنیا برنامه پخش می‌کرد. در 1354ش/1975، در پی جنگ داخلی، دولت لبنان صدای لبنان[89]  را تأسیس کرد و احزاب و  گروههای سیاسی نیز ایستگاه رادیویی مخصوص خود را تأسیس کردند. با انعقاد پیمان طائف در 1368ش/1989 و برقراری صلح در لبنان، دولت مرکزی ادامه فعالیت این رادیوها را پذیرفت به‌شرط آنکه 5% از درآمد پخش تبلیغات خود را به رادیو لبنان بپردازند (محمود حمود[90]  و ولید عفیفی[91] ، ص 165ـ166).   نخستین ایستگاه تلویزیونی در لبنان در 1338ش/ 1959 آغاز به کار کرد و در 1341ش/1962 شبکه تله اوریان[92] جایگزین آن شد. تلویزیون لبنان که زیر نظر دولت بود، تا جنگ داخلی سالهای 1354ـ1355ش/1975ـ1976 و سپس ظهور دهها ایستگاه تلویزیونی جناحهای گوناگون سیاسی و نظامی، با پخش پیامهای بازرگانی به امور تجاری نیز اهتمام داشته‌است. این تلویزیون تا 1364ش/1985 تنها تلویزیون این کشور بود تا اینکه شبکه شرکت پخش رادیو تلویزیونی لبنان (ال‌بی‌سی)[93]  که  به مارونیهای لبنان تعلق دارد، افتتاح شد. برنامه‌های شبکه ماهواره‌ای تلویزیون لبنان مشتمل است بر گردشگری، تحلیلهای سیاسی و اجتماعی، ورزشی و کودکان با 82% تولید داخلی، 5% ساخت کشورهای عربی و 13% خارجی. پس از پیمان طائف، شبکه‌های تلویزیونی خصوصی بسیاری در لبنان تأسیس شد که به احزاب، گروهها، قومیتها و مذاهب مختلف تعلق داشت (هبه شاهین، ص 192ـ193، 293). شبکه‌های تلویزیونی لبنان از شبکه‌های مشهور و پرطرفدار در جهان عرب به‌شمار می‌آیند. شبکه تلویزیونی المستقبل[94]  را رفیق حریری*،  نخست‌وزیر لبنان در 1372ش/ 1993 تأسیس کرد. دیگر شبکه معروف لبنان، تلویزیون المنار است که به حزب‌اللّه لبنان تعلق دارد. این شبکه کار خود را در 1370ش/1991 آغاز کرد با برنامه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که 80% تولید داخل و 20% ساخت کشورهای عربی است (همان، ص 290ـ299؛ ثریا جعیبس، ص 151ـ153).  


5. بحرین. بحرین نخستین کشور حاشیه خلیج‌فارس است که اولین ایستگاه رادیویی خود را در 1319ش/1940 تأسیس کرد. عامل راه‌اندازی این ایستگاه رادیویی در آغاز جنگ جهانی دوم، تلاش بریتانیا برای جلب افکار عمومی عربها در مقابل جبهه متحدین بود. این رادیو در 1324ش/1945 پس از جنگ جهانی دوم متوقف شد. رادیو دولتی بحرین پس از استقلال کشور در 1334ش/1955، آغاز به کار کرد. بودجه این رادیو از طریق درآمدهای حاصل از آگهیها و مساعدت مالی دولت تأمین می‌شود. در 1354ش/1975، برای هر هزار شهروند بحرینی 341 دستگاه رادیو وجود داشته‌است. این رقم در 1376ش/ 1997 به 560 دستگاه افزایش یافت. رادیو برنامه دوم، رادیو قرآن کریم و رادیو خبر بحرین و رادیو اف‌ام بحرین دیگر رادیوهای این کشورند (← مشیخی، ص 265، 295ـ300؛ بوید، 1982، ص 146ـ148). در 1352ش/1973، یک شرکت امریکایی پخش برنامه‌های تلویزیونی را به صورت رنگی در بحرین آغاز کرد. دولت بحرین 20% سهام آن را داشت، اما در 1355ش/1976 مالکیت این تلویزیون به‌دولت بحرین منتقل شد. انتقال اخبار داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، تولید و پخش برنامه‌های داخلی و محلی در مناسبتها، توسعه مجموعه‌های تلویزیونی، تقویت و تعمیق احساس ملی و به‌کارگیری فنّاوریهای نوین و کادر فنی مجرب از اهداف این تلویزیون است. برپایه آمار در 1339ش/1960 برای هر هزار شهروند بحرینی  222 دستگاه تلویزیون وجود داشته و در 1376ش/ 1997 این‌عدد به430 رسیده‌است. بحرین‌از 1375ش/ 1996، با پنج شبکه پخش ماهواره‌ای را آغاز کرد. القناة‌الریاضیة (شبکه ورزش) بحرین نیز در 1385ش/2003 به آنها افزوده شد (هبه‌شاهین، ص 181ـ187؛ مشیخی، ص 301ـ304).


6. سوریه. دولت سوریه در 1325ش/1946، رادیو سوریه را تأسیس کرد. این رادیو افزون بر زبان عربی به زبانهای فرانسه، انگلیسی، ترکی و عبری برنامه پخش می‌کرد. پس از ادغام سوریه با مصر و تشکیل جمهوری متحده عربی* در 1337ش/ 1958 تا 1340ش/1961، استفاده از تجربیات مصریها باعث رشد و شکوفایی رادیوی سوریه شد و با افزایش ایستگاههای رادیویی و گسترش دامنه مخاطبان، پخش برنامه‌های آن به یازده زبان افزایش یافت (سینگال[95]  و کریشنا[96] ، ص 264ـ267).   تلویزیون سوریه در 1339ش/1960 و همگام با تلویزیون مصر، در هنگام برپایی جمهوری متحده عربی تأسیس شد و پخش ماهواره‌ای را در 1374ش/1995 آغاز کرد. این شبکه زیرنظر هیئت‌عمومی رادیووتلویزیون سوریه به‌تدریج بر تعداد شبکه‌های ماهواره‌ای خود افزود و شبکه‌های تخصصی برای پخش اخبار و مجموعه‌های تلویزیونی تأسیس کرد. تلویزیونهای خصوصی نیز در سوریه مجوز فعالیت دارند از جمله شبکه‌های شام، الدنیا و ای‌ان‌ان[97] . شبکه اخیر که از لندن  برنامه پخش می‌کند به برادرزاده بشار اسد تعلق دارد (هبه شاهین، ص 174ـ176، 316ـ318).


7. یمن. پخش رادیو صنعا در 1326ش/1947 با میانگین دو ساعت‌ونیم در دو روز در هفته آغاز شد. این رادیو که از انقلابیون در مقابله با رژیم پادشاهی حمایت می‌کرد، یک سال بعد توقیف شد، اما در 1334ش/1955 بار دیگر پخش برنامه‌های خود را با نظارت حکومت از سر گرفت. با پیروزی انقلاب مردم یمن در 1341ش/1962 برضد نظام پادشاهی، این رادیو زیر نظر انقلابیون قرار گرفت و سهم مهمی در اتحاد دو یمن در 1369ش/ 1990 داشت (إذاعة صنعاء، 2014). در یمن جنوبی نیز رادیو عدن در 1333ش/1954 کار خود را آغاز کرد. این رادیو به جز زبان عربی، برنامه‌هایی نیز به زبانهای انگلیسی و فرانسه پخش می‌کند (إذاعة عدن، 2013). اولین شبکه تلویزیونی در یمن در 1343ش/1964 با نام تلفزیون صنعاء (تلویزیون صنعا) به کمک انگلیسیها تأسیس شد. هدف از تاسیس آن تحقق اهداف استعمار بود. شبکه اول تلویزیون یمن در صنعا در 1354ش/1975 به کمک یک شرکت فرانسوی تأسیس و در 1359ش/1980 پخش آن رنگی شد. با وحدت دو یمن در 1369ش/1990، تلویزیون یمن دارای دو شبکه شد، که شبکه اول آن در صنعا پایتخت سیاسی و شبکه دو آن در عدن پایتخت اقتصادی و تجاری به فعالیت پرداختند. در 1375ش/1996، شبکه ماهواره‌ای یمن (قناة‌الیمن الفضائیه) پخش خود را آغاز کرد که برنامه‌هایش 77% تولید داخل، 22% ساخت کشورهای عربی و 1% خارجی است. دیگر شبکه ماهواره‌ای دولتی یمن شبکه سبا است که در 1386ش/2007 با رویکردی فرهنگی تأسیس شد. شبکه‌های خصوصی بسیاری به‌ویژه پس از انقلاب اخیر در این کشور فعال‌اند. شبکه السعیده یکی از مهم‌ترین این شبکه‌هاست که در 1386ش/2007 تأسیس شده‌است و برنامه‌هایش را از قاهره پخش می‌کند (هبه‌شاهین، ص 177ـ181، 331).


8. عربستان. تأسیس رادیو در عربستان ابتدا با مخالفت علمای وهابی روبه‌رو شد. سرانجام پخش رادیویی با نام رادیو مکه در 1328ش/ 1949 از شهر جده شروع شد. برنامه‌های رادیو در آغاز بیشتر برنامه دینی، فرهنگی و ادبی بود و فقط موسیقی نظامی پخش می‌شد. در 1344ش/ 1965، ایستگاه رادیویی دیگری در شهر ریاض و پس از آن در 1346ش/ 1967 ایستگاه سومی در شهر دمّام راه‌اندازی شد. در 1358ش/ 1979، دو ایستگاه جده و ریاض با تأکید بر برنامه‌های دینی، فرهنگی، ادبی و پخش موسیقی نظامی ادغام شدند. زنان تا مدتی اجازه گویندگی و اجرای برنامه در رادیو را نداشتند (محمدفرید محمود، ص341ـ344؛ مشیخی، ص358ـ 359؛ صبیحی، ص 24ـ37). رادیو قرآن کریم، رادیو نَدا الاسلام و رادیویی به زبانهای غیرعربی (البَرامِج المُوَجَّهَة) از دیگر رادیوهای مهم عربستان‌اند. رادیو زبانهای خارجی برنامه‌هایی به زبان فارسی نیز پخش می‌کند. براساس آمار 1385ش/2006، 70% مردم عربستان از رادیو استفاده می‌کنند (مشیخی، ص 361ـ364؛ بوید، 1982، ص 121ـ 124). نخستین پخش تلویزیونی را در 1334ش/ 1955 نیروی هوایی امریکا در شهرهای جده و ریاض آغاز کرد. به‌تدریج محدوده پخش برنامه‌ها به سایر نواحی کشور گسترش یافت. دومین ایستگاه پخش تلویزیونی را شرکت آرامکو در استان الشرقیة (المنطقة الشرقیة) در 1336ش/1957 تأسیس کرد. این شبکه‌ها برنامه‌های امریکایی را که بیشتر سرگرم‌کننده و تفریحی بود، پخش می‌کردند. ملک فیصل (حک  : 1343ـ 1354ش/ 1964ـ 1975) برای توسعه پخش تلویزیونی از امریکا کمک خواست و استانداردهای فنی و مهندسی آن تعیین شد. شرکتهای سعودی در اواسط دهه 1350ش/ 1970، به‌تدریج اختیار امور رسانه‌ای را به‌دست گرفتند و عربستان سعودی توجه ویژه‌ای به گسترش تلویزیون در میان شهروندان نشان داد. با توجه به نبود سینماهای عمومی در این کشور و محبوبیت روزافزون رسانه‌های مصر که عملا بر ضد خاندان سلطنتی سعودی موضع داشت، این رسانه ابزاری کارآمد برای بازتاب نگرشهای رسمی این کشور از ارزشهای اسلامی به شمار می‌آمد که می‌توانست میان مردم و دولت پیوند ایجاد کند. در سطح دولتی اولین ایستگاه تلویزیونی عربستان در 1341ش/  1962 تأسیس شد. شبکه دو نیز پخش خود را در 1362ش/ 1983 به زبان انگلیسی برای خارجیهای مقیم عربستان با هدف اطلاع‌رسانی درباره مسائل کشور آغاز کرد. شبکه ورزش (القناة الریاضیة) از 1381ش/2002 و شبکه الاخباریه از 1383ش/ 2004 فعالیت خود را در شهر ریاض آغاز کردند (مشیخی، ص 364ـ 371، 382؛ هبه شاهین، ص 161ـ167؛ محمد فرید محمود، ص 439ـ446؛ بوید، 1389ش، ص112). مهم‌ترین شبکه‌های خصوصی در جهان عرب را سعودیها تأسیس کردند. مرکز پخش رادیو تلویزیونی خاورمیانه (ام‌بی‌سی)[98]  را ولیدبن ابراهیم الابراهیم داماد ملک فهد، و صالح  کامل، سرمایه‌دار عربستانی، در 1370ش/1991 با الگوبرداری از شبکه‌های پرطرفدار امریکایی در لندن راه‌اندازی کردند. یکی از اقدامات مهم ام‌بی‌سی، تأسیس شبکه خبری تلویزیونی العربیة در 1382ش/ 2003 بود. این شبکه را دولتمردان عربستانی با توجه به فراگیری شبکه الجزیره و در رقابت با آن تأسیس کردند تا جریان خبری را در جهان عرب از سیطره قطریها خارج کنند. این شبکه که به نوعی منافع دولت عربستان‌سعودی را در نظر دارد، از ماهواره‌های مهم دنیا برنامه پخش می‌کند و در مدت کوتاهی یکی از منابع خبری مهم در جهان عرب شده‌است (← هبه‌شاهین، ص 233ـ244؛ ثریا جعیبس، ص 132ـ 133، 170؛ کرایدی[99] ، ص 30ـ31). مجموع شبکه‌های رادیو و  تلویزیون عرب (ای‌آرتی)[100]  از شبکه‌های تلویزیونی معروف و  پیشگام در جهان عرب است که صالح کامل و امیر ولیدبن طلال، شاهزاده سعودی، در 1372ش/ 1993 تأسیس کردند. روتانا[101] ،  معروف‌ترین شبکه پخش موسیقی در جهان عرب، را ولیدبن طلال در 1379ش/ 2000 تأسیس کرد. این شبکه چندین شبکه پخش موسیقی، فیلم و سریال دارد و بیشترین بیننده را جذب کرده‌است (هبه‌شاهین، ص 244ـ246، 266ـ268).


8. کویت. نخستین ایستگاه رادیویی کویت در 1330ش/ 1951 تأسیس شد و سهمی عمده در استقلال این کشور در 1340ش/1961 داشت. رادیو برنامه دوم در 1343ش/ 1964 راه‌اندازی شد، که هم‌اکنون افزون بر کویت، کشورهای عربی منطقه و عراق را پوشش می‌دهد. در همان سال نیز رادیو برنامه انگلیسی آغاز به‌کار کرد. با اشغال کویت به دست عراق در 1370ش/1991، پخش برنامه‌های رادیو کویت در عربستان و سپس مصر ادامه یافت. اخبار و برنامه‌های سیاسی از مهم‌ترین برنامه‌های رادیو کویت است. این رادیو بیشتر بر پخش برنامه‌های زنده تأکید دارد. رادیو قرآن کریم و رادیو برنامه اروپایی (البرنامج الاوروبی) نیز دیگر رادیوهای مهم کویت‌اند (مشیخی، ص 489ـ493؛ بوید، 1982، ص 115). تلویزیون کویت را نخست در 1336ش/ 1957 یکی از سرمایه‌داران  کویتی راه‌اندازی کرد. دولت کویت در 1340ش/ 1961، نخستین ایستگاه تلویزیونی را با پخش سیاه‌وسفید تأسیس کرد و در 1353ش/ 1974 پخش رنگی برنامه‌ها آغاز شد. این تلویزیون در 1371ش/1992 پخش ماهواره‌ای را آغاز کرد و سپس گسترش‌یافت و بیشتر مناطق آسیا، اروپا و افریقا را در بر گرفت. 80% برنامه‌های تلویزیونی آن تولید داخلی است. از 1357ش/ 1978 شبکه دو، شبکه ورزش و شبکه چهار به‌تدریج به مجموعه تلویزیون کویت اضافه شدند. تلویزیونهای خصوصی به مدیریت سرمایه‌داران، سیاستمداران و شرکتها رونق دارند. مهم‌ترین شبکه‌های تلویزیونی خصوصی در کویت عبارت‌اند از: شبکه تلویزیونی الرأی تأسیس 1383ش/2004 با مالکیت‌شرکت الرأی؛ شبکه تلویزیونی فلاش؛ شبکه ماهواره‌ای العفاسی (قناة‌العفاسی الفضائیة) با محتوای برنامه‌های دینی همچون ادعیه و اشعار اسلامی؛ شبکه ماهواره‌ای فنون تأسیس 1384ش/ 2005 با برنامه‌های طنز (هبه‌شاهین، ص 168ـ 170، 318ـ323؛ مشیخی، ص 493ـ500).


9. امارات متحده عربی. پیش از تأسیس این کشور در 1350ش/1971، برخی رسانه‌ها ازجمله رادیو در ابوظبی و دوبی راه‌اندازی شدند. در عَجْمان و سایر امارتهای مجاور در 1340ش/1961، سرمایه‌دار اماراتی، راشدبن عبداللّه‌بن علی‌بن حمضه، پخش رادیویی را آغاز کرد، اما پس از چندی به‌علت کمبود منابع مالی پخش برنامه‌های این رادیو در 1344ش/1965 متوقف شد. پس از آن، رادیو صوت‌الساحل دومین ایستگاه رادیویی بود که انگلیسیها آن را در شارجه راه‌اندازی کردند و پس از استقلال مالکیت آن به دولت دوبی منتقل شد. رادیو ابوظبی که در 1348ش/1969 راه‌اندازی شد، مهم‌ترین رادیو در این کشور است و ترجمان رسمی دولت امارات محسوب می‌شود. رادیو ابوظبی به مسائل مختلف محلی و داخلی و طرح موضوعات مورد توجه مردم و پاسخ‌گویی به نیازهای آنها از طریق مسئولان دولتی توجه خاصی دارد. در 1378ش/1999، مؤسسه رسانه‌های امارات (مؤسسة‌الامارات لِلاعلام) تأسیس شد که سازمان رادیو و تلویزیون زیر نظر آن قرار گرفت. رادیو قرآن کریم، رادیو امارات، رادیو رأس‌الخیمه، و رادیو امّالقُوَین دیگر رادیوهای دولتی مهم امارات‌اند. در 1380ش/2001، شبکه رادیویی خصوصی به نام شبکه رادیویی عربی در دوبی راه‌اندازی شد که هم اکنون هشت ایستگاه رادیویی به زبانهای مختلف عربی، انگلیسی و هندی با هدف تجاری و تفریحی دارد (بوید، 1982، ص 155ـ156؛ مشیخی، ص 177ـ178، 216ـ224). نخستین پخش تلویزیونی را در امارات شیوخ ابوظبی در 1348ش/ 1969 به‌صورت سیاه‌وسفید راه‌اندازی کردند که در 1353ش/ 1974 پخش آن رنگی شد. پس از تأسیس امارات، قناة‌ابوظبی تلویزیون دولتی این کشور شد و در 1371ش/ 1992، پخش ماهواره‌ای خود را آغاز کرد. این شبکه از 1375ش/ 1996 چند شبکه ورزشی پرمخاطب افتتاح کرده است که مسابقات مهم فوتبال جهان را پوشش می‌دهد. پخش تلویزیونی در دوبی از 1349ش/ 1970 از یک ایستگاه تجاری، به صورت غیر رنگی، راه‌اندازی شد. در 1357ش/ 1978، دومین شبکه تلویزیونی دوبی به نام شبکه تلویزیونی دوبی[102]  به  زبان انگلیسی تأسیس شد. شبکه‌های تلویزیونی رأس‌الخیمه و شارجه نیز به ترتیب در 1355ش/ 1976 و 1368ش/  1989 آغاز به کار کردند، اما پخش تلویزیونی شبکه رأس‌الخیمه در دهه 1360ش/ 1980 به علت کمبود منابع مالی و مشکلات نظارت بر برنامه‌های خارجی که با فرهنگ عربی و اسلامی جامعه تناسب نداشت، متوقف شد. شبکه ماهواره‌ای دوبی که در 1371ش/ 1992 راه‌اندازی شد، نخستین شبکه تلویزیونی عربی بود که شبانه‌روز فعالیت می‌کرد. این شبکه به‌تدریج گسترش یافت و شبکه‌های ورزشی، خبری و پخش مجموعه‌های تلویزیونی را راه‌اندازی کرد. تا 1386ش/2007، چندین شبکه ازجمله شبکه ورزشی دوبی، شبکه ابوظبی، شبکه امارات، شبکه ورزشی ابوظبی، شبکه ماهواره‌ای شارجه، شبکه عجمان، شبکه ماهواره‌ای رأس‌الخیمه، شبکه وان تی وی[103]  و  سماء دوبی تأسیس شدند (ثریا جعیبس، ص 162ـ163؛ هبه شاهین، ص 150ـ153؛ مشیخی، ص 226ـ245).


10. قطر. قطر در منطقه حاشیه خلیج فارس، پیشرفتهای درخورتوجهی در زمینه رسانه ازجمله رادیو و تلویزیون داشته‌است. شیخ‌حمدبن خلیفه آل‌ثانی (حک : 1374ـ1392ش/ 1995ـ 2013)، در 1377ش/ 1998 وزارت اطلاع‌رسانی را منحل‌و اعلام کرد که در کار رسانه‌ها هیچ دخالتی نخواهد کرد. پخش رادیویی این کشور در 1347ش/1968 آغاز شد و رادیو قطر هم اکنون منطقه خلیج‌فارس و بسیاری‌از کشورهای عربی را پوشش می‌دهد. 85% از مجموع برنامه‌های رادیو ملی به صورت محلی تولید می‌شود. رادیو انگلیسی، رادیو اردو، رادیو فرانسه، رادیو قرآن‌کریم، رادیو صوت‌الخلیج از دیگر رادیوهای مهم قطرند. در 1376ش/1997، برای هر هزار تن، 428 دستگاه رادیو در این کشور وجود داشته‌است (بوید، 1982، ص 151؛ مشیخی، ص 397، 415ـ420). تلویزیون قطر از 1349ش/1970 راه‌اندازی و پخش رنگی آن نیز در 1353ش/ 1974 آغاز شد که به مسائل دینی، برنامه‌های خبری، فرهنگی و برخی دیگر از موضوعات می‌پردازد. در 1361ش/1982، شبکه دو تلویزیون به زبان انگلیسی راه‌اندازی شد که بیشتر فیلمهای خارجی و برنامه‌های ورزشی را پخش می‌کند. در 1384ش/2005، شبکه دو به شبکه الکأس تغییر نام یافت که با پخش برنامه‌ها و مسابقات ورزشی پرمخاطب تحول مهمی در تولید برنامه‌های ورزشی به‌وجود آورد. پخش ماهواره‌ای تلویزیون قطر از 1377ش/ 1998 آغاز شد. ماهواره قطر به زبان عربی برنامه‌های خبری، اجتماعی، ورزشی و سرگرمی پخش می‌کند که 60% تا 70% برنامه‌های آن تولید داخلی، 20% تا 30% ساخت کشورهای عربی و 5% تا 10% خارجی است (مشیخی، ص 420ـ421؛ هبه‌شاهین، ص 190ـ 192). شبکه الجزیره* از شبکه‌های مهم خبری و تأثیرگذار و جریان‌ساز در جهان عرب است که در 1375ش/1996 تأسیس شده‌است. این شبکه که مستقل معرفی شده‌است، با حمایت دولت قطر تأسیس شده و از 1382ش/2003 با تأسیس چند شبکه متنوع کار خود را گسترش داده‌است (هبه‌شاهین، ص305ـ314؛ مشیخی، ص 425ـ 448).


11. عمان. فعالیت رادیو عمان با زمامداری سلطان‌قابوس در شهر مسقط  در 1349ش/1970 آغاز شد. از 1351ش/ 1972، زمان پخش برنامه‌ها و گستره پوشش آن افزایش یافت و ایستگاه رادیویی جدید در منطقه ظفار افتتاح شد. در 1358ش/ 1979، ارتباط دو ایستگاه رادیویی مسقط و ظفار از طریق ماهواره تحقق یافت. 80% تا 90% برنامه‌های رادیو عمان تولید داخل است و برنامه‌های وارداتی برنامه‌های نمایشی و فرهنگی است که از کشورهای لبنان، سوریه و مصر خریداری می‌شود. پس از تصویب قانون مؤسسات خصوصی رادیو تلویزیونی در 1383ش/ 2004، اولین ایستگاه رادیویی خصوصی و شبانه‌روزی به‌نام هَلا در عمان راه‌اندازی شد. برنامه‌های این رادیو خدماتی، تفریحی و سرگرم‌کننده است (مشیخی، ص 39ـ 57، 68ـ71؛ بوید، 1982، ص 162). عمان از نخستین کشورهای عربی است که دارای تلویزیون رنگی شد. این شبکه تلویزیونی با کمک دو شرکت آلمانی و انگلیسی در 1353ش/1974 آغاز به کار کرد و یک سال بعد ایستگاه دوم تلویزیونی را شرکت فیلیپس[104]  در شهر صلاله در  استان ظفار افتتاح کرد. در 1358ش/1979، این دو شبکه برای بهبود سطح کیفی برنامه‌ها و کاهش هزینه‌ها، به‌صورت شبکه واحد برنامه‌هایشان را از ماهواره‌های بین‌المللی پخش کردند. شبکه دو ماهواره‌ای عمان نیز در 1385ش/2006 افتتاح شد. براساس آمار وزارت ارتباطات عمان، 60% تا 70% از مجموع برنامه‌های تلویزیونی تولید داخلی است. شبکه یک بیشتر برنامه‌های خبری، دینی و فرهنگی پخش می‌کند و شبکه دو افزون بر برنامه‌های ورزشی داخلی و خارجی، برنامه‌های فرهنگی، علمی و ورزشی و تفریحی را پوشش می‌دهد (هبه‌شاهین، ص 188ـ190؛ تورستریک[105]  و فیر[106] ، ص 55).   


ب) شمال افریقا


1. مصر. پخش رادیویی در مصر در دهه 1300ش/  1920 از سوی چند شرکت خصوصی آغاز شد که این شبکه‌های رادیویی به نام خاندان حاکم نامیده می‌شدند، مانند رادیو فاروق و رادیو فوزیه. در 1313ش/1934، ایستگاه رادیویی دولتی به کمک یک شرکت انگلیسی  راه‌اندازی شد. تعداد ایستگاههای رادیویی دولتی در ابتدا چهار ایستگاه بود که بعدها به ده ایستگاه رسید. در 1326ش/1947، دولت مصر مالکیت کامل رادیو را که 60% آن متعلق به شرکت انگلیسی بود، به دست آورد. با پیروزی انقلاب ژوئیه* 1952 (1331ش)، شورای عمومی رادیو و تلویزیون (الهیئة العامة للاذاعة و التلفزیون) تأسیس و رادیو زیر نظر این هیئت اداره شد. رادیو صوت‌العرب معروف‌ترین ایستگاه رادیویی جهان عرب در آن دوره در 1332ش/ 1953 تأسیس شد. جمال عبدالناصر* رئیس‌جمهور وقت مصر این رادیو را برای گسترش افکار خود، همچون ملی‌گرایی عربی و مبارزه با استعمار در جهان عرب تأسیس کرد. این رادیو را همه کشورهای عربی به زبان عربی دریافت می‌کردند. از 1360ش/1981، با به قدرت رسیدن حسنی مبارک، رادیو مصر گسترش یافت و ایستگاههای رادیویی متعددی ایجاد شد، ازجمله رادیوهای الشعب، الاسکندریة، الشباب و الریاضة، رادیو الموسیقیا، رادیو قرآن‌کریم و رادیوالشرق الاوسط (بوید، 1389ش، ص 110؛ همو، 1982، ص 13ـ18؛ سونیا دبوس[107] ، ص 64ـ67).  تلویزیون مصر در 1338ش/ 1959، با کمک یک شرکت امریکایی  در زمان جمال عبدالناصر تأسیس شد و در 1339ش/ 1960، پخش برنامه‌های خود را آغاز کرد. شبکه دوم در 1340ش/ 1961 راه‌اندازی شد و با پخش رنگی در 1355ش/1976 ادامه یافت. شبکه‌های سوم تا پنجم در  1364 تا 1369ش/ 1985ـ 1990 تأسیس شدند. شمار شبکه‌های تلویزیونی در مصر بسیار است و این شبکه‌ها در سطح جهان عرب کیفیت مطلوبی دارند و از اقبال زیادی در میان بینندگان تلویزیونی جهان عرب برخوردارند. شبکه یک ماهواره‌ای مصر در 1369ش/ 1990 تأسیس شد و به دنبال آن شبکه دو ماهواره‌ای به راه افتاد. در 1373ش/ 1994، شبکه ماهواره‌ای نایل‌تی‌وی[108]  تأسیس شد که به انگلیسی و فرانسه برنامه پخش  می‌کرد و در 1377ش/ 1998 شش شبکه دیگر به آن افزوده شد. از آن پس، شبکه‌های خصوصی بسیاری در مصر فعال شدند که شبکه‌های دریم‌تی‌وی[109]  و المحور از آن جمله‌اند (سونیا  دبوس، ص 67؛ بوید، 1982، ص 33ـ48؛ هبه شاهین، ص 74ـ79، 106ـ131).


2. تونس. نخستین ایستگاه رادیوی خصوصی در تونس در 1303ش/1924 آغاز به کار کرد. در 1314ش/ 1935، دو ایستگاه رادیویی خصوصی به نامهای رادیو بیزرت[110]  و رادیو  اس‌فاکس[111]  تأسیس شدند و در 1316ش/ 1937 نیز رادیو تونس  و رادیو سوسه فعالیت خود را آغاز کردند. پس از جنگ جهانی دوم، فرانسویان اداره رادیوهای خصوصی را به‌دست گرفتند. پس از استقلال تونس (1336ش/1957)، رادیوی ملی تونس شکل گرفت که مشتمل بر پنج ایستگاه رادیویی بود؛ در کنار آن، برخی از رادیوهای خصوصی قدیم نیز به فعالیت خود ادامه دادند (عبداللّه هیدری[112] ، ص 276ـ277).  تلویزیون تونس در 1345ش/1966 با همکاری فرانسویها فعالیت خود را آغاز کرد که برنامه‌های آن به زبانهای عربی و فرانسه پخش می‌شد. شبکه ماهواره‌ای تونس به نام قناة تونس‌السابعه (شبکه هفت تونس) در 1371ش/ 1992 راه‌اندازی شد. 60% برنامه‌های این شبکه ساخت داخل، 30% ساخت کشورهای عربی و 10% خارجی است. شبکه‌های تلویزیونی خصوصی در تونس مجوز فعالیت دارند. شبکه المستقلّة، حَنْبَعَل و نَسْمه از مهم‌ترین شبکه‌های تلویزیونی خصوصی تونس به شمار می‌روند (هبه‌شاهین، ص 199ـ200، 324ـ 325؛ عبداللّه‌هیدری، ص 277ـ 278).


3. الجزایر. رادیو الجزایر نخستین رادیو در جهان عرب بود که در 1304ش/1925 به دست فرانسویها تأسیس شد. این رادیو برنامه‌های خود را به زبان فرانسه پخش می‌کرد. رادیوی ملی پس از استقلال الجزایر (1341ش/1962) شکل گرفت. این رادیو سه شبکه دارد و شبکه اول به زبان عربی و فرانسه و آمازیغی (زبان بومی شمال افریقا) برنامه پخش می‌کند. افزون بر این، رادیوهای محلی نیز به وفور در الجزایر وجود دارند (لید زغلمی[113] ، ص 17ـ18؛ راسم محمد جمال، ص 106).  تلویزیون الجزایر در زمان استعمار فرانسه در 1335ش/ 1956 تأسیس شد و برنامه‌های تلویزیون پاریس را پخش می‌کرد، اما پس از استقلال در 1341ش/1962، پخش برنامه‌های داخلی از این تلویزیون آغاز شد. قناة‌الجزائر که شبکه‌ای ماهواره‌ای است، در 1363ش/1994 تأسیس شد و به زبانهای عربی، فرانسه و انگلیسی برنامه پخش می کند. 70% از برنامه‌های تلویزیون ماهواره‌ای الجزایر تولید داخل و 25% خارجی است و در برگیرنده برنامه‌هایی از جمله اخبار، مسائل فرهنگی، دینی و سرگرمی است. شبکه سه الجزایر از دیگر شبکه‌های دولتی ماهواره‌ای است که در 1385ش/  2006 احداث شد و به زبانهای عربی و فرانسه برنامه‌پخش می‌کند (هبه‌شاهین، ص 203ـ205).


4. مغرب. استعمارگران فرانسوی در 1307ش/1928 رادیو مغرب را تأسیس کردند. در 1330ش/1951، یک شرکت فرانسوی متصدی پخش رادیویی در مغرب شد که پس از چند سال در 1333ش/ 1954 برنامه‌های خود را آغاز کرد. پس از استقلال مغرب (1335ش/1956)، رادیو و تلویزیون مغرب تحت‌نظارت شرکت ملی رادیو و تلویزیون (الشرکة الوطنیة للاذاعة و التلفزة) قرار گرفت. در 1384ش/ 2005، شرکت ملی رادیو و تلویزیون خصوصی شد و رادیوهای خصوصی دیگری نیز تأسیس شدند (الشرکة الوطنیة للإذاعة و التلفزة، 2013). تلویزیون مغرب در 1333ش/1954 در رباط و دارالبیضاء فعالیت خود را آغاز کرد. در 1341ش/ 1962، دولت مغرب این دو ایستگاه را خرید و شبکه سومی نیز به آنها افزود. 62% برنامه‌های آن تولید داخل، 22% ساخت کشورهای عرب و 16% ساخت کشورهای غیرعرب است که شامل برنامه‌های متنوعی ازجمله اخبار به زبانهای عربی، فرانسه، اسپانیایی و برخی لهجه‌های داخلی می‌شود. قناة‌المغرب که شبکه‌ای ماهواره‌ای است در 1372ش/1993 با برنامه‌هایی به زبانهای عربی، فرانسه و اسپانیایی آغاز به کار کرد. این شبکه به‌تدریج گسترش یافت و شبکه چهار، شبکه ورزش (الریاضیة)، شبکه شش و المغربیة را نیز به شبکه‌های خود افزود. مغرب یکی از پیشگامان تأسیس شبکه‌های خصوصی در جهان عرب است. شبکه خصوصی تواِم اینترنشنال[114]  در 1368ش/ 1989 تأسیس شد که  از طریق ماهواره نیز برنامه‌های خبری، فرهنگی، ورزشی، کودکان، فیلم و گفتگو پخش می‌کند. شبکه مدیا وان‌ست[115]  از  دیگر شبکه‌های مشهور خصوصی مغرب است که اخبار، برنامه‌های فرهنگی، گفتگو و مسائل روز را به زبان عربی و انگلیسی پخش می‌کند (هبه‌شاهین، ص 200ـ203، 230ـ233).


5. لیبی. نخستین ایستگاه رادیویی لیبی به نام رادیو مارلی[116] در 1318ش/ 1939 تأسیس شد. این شبکه را ایتالیاییها که لیبی را در تصرف داشتند راه‌اندازی کردند و هدف آن تبلیغ فاشیسم در دوره جنگ جهانی دوم بود. با شکست ایتالیا در این جنگ، فعالیت‌این رادیو در 1322ش/ 1943 متوقف شد، اما در 1328ش/ 1949 انگلیسیها دو ایستگاه رادیویی در بنغازی و طُبرُق تأسیس کردند. این دو ایستگاه پس از شکل‌گیری لیبی مستقل (1330ش/ 1951)، در 1331ش/1952 زیر نظر حکومت مرکزی به فعالیت خود ادامه دادند. ایستگاه رادیویی دیگری نیز با نام (خدمات‌الاذاعة اللیبیة) در 1336ش/  1957 راه‌اندازی شد (عابدین شریف، ص 37ـ41؛ کریم مزران[117] ،  ص180ـ181). تلویزیون لیبی در 1347ش/1968 تأسیس شد، که پس از به قدرت رسیدن مُعَمَّر قذافی (حک : 1348ـ1390ش/ 1969ـ 2011) در جهت پیشبرد اهداف وی به کار رفت. در 1353ش/ 1974 پخش رنگی آن آغاز و در 1359ش/1980 شبکه دو تلویزیون تأسیس شد که به دو زبان فرانسه و انگلیسی برنامه پخش می‌کرد. پخش ماهواره‌ای قناة‌الجماهیریة در 1375ش/ 1996 آغاز شد. برنامه‌های ماهواره‌ای تلویزیون لیبی، 90% تولید داخلی و 10% تولید کشورهای عربی بود، مشتمل بر اخبار، میزگردها و برنامه‌های گردشگری، تجاری و ملی که از سیاستهای دولت تبعیت می‌کرد (هبه شاهین، ص 207ـ209؛ عابدین شریف، ص67ـ68؛ کریم مزران، ص181ـ182). درواقع، شبکه‌های تلویزیونی خصوصی در حکومت قذافی خصوصی نبودند و زیرنظر مؤسسات وابسته به دولت، ازجمله مؤسسه توسعه قذافی (مؤسسة القذافی للتنمیة) به ریاست سیف‌الاسلام قذافی، پسر معمر قذافی، فعالیت می‌کردند. از مهم‌ترین شبکه‌های این دوره می‌توان به النادی، شبکه ورزشی لیبی، المنوّعه و الهدایه اشاره کرد (هبه شاهین، ص 328ـ329). پس از انقلاب 28 بهمن 1389/ 17 فوریه 2011 مردم لیبی و گسترش آزادیهای سیاسی، رادیو و تلویزیونهای خصوصی متعددی در لیبی شکل گرفت و احزاب و جریانهای سیاسی نیز دارای شبکه‌های تلویزیونی مخصوص به خود شدند که از مهم‌ترین شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای پس از انقلاب می‌توان به لیبیاالاحرار، النبأ و لیبیاالحره اشاره کرد (بسیسو، 2014).


6. سودان. رادیو سودان در 1324ش/ 1945 در بحبوحه جنگ جهانی دوم با حمایت مالی متفقین در شهر امّدرمان تأسیس شد. پس از پایان جنگ، رادیو تحت نظارت دولت سودان درآمد و تا استقلال سودان در 1332ش/  1953 برنامه‌های آن در حمایت از منافع استعمارگران بود. از 1334ش/ 1955 برنامه‌های انگلیسی‌زبان و از 1344ش/ 1965 برنامه‌های فرانسه‌زبان به آن افزوده شد. پس از استقلال (1335ش/ 1956)، رادیوهای دیگری به نام رادیو جوبا، رادیو قرآن کریم، رادیوی الوحدة الوطنیة، و رادیو صوت‌الامّة السودانیة تأسیس شدند (الاذاعة السودانیة، 2013). تلویزیون سودان در 1342ش/ 1963 فعالیت خود را آغاز کرد. قناة سودان در 1374ش/ 1995 پخش ماهواره‌ای را به خدمات خود افزود، که در برگیرنده برنامه‌های دینی، سیاسی، علمی، سرگرمی، کودکان و فیلمهای عربی و خارجی است. 80% این برنامه‌ها داخلی، 10% عربی و 10% خارجی است. شبکه‌های تلویزیونی خصوصی نیز در سودان به فعالیت مشغول‌اند. نخستین این شبکه‌ها، شبکه ماهواره‌ای النیل الازرق است که در 1385ش/ 2006 تأسیس شد، با برنامه‌های نمایشی و برنامه‌هایی درباره فرهنگ و تمدن قاره افریقا. الشروق، هارمونی، و ساهور از دیگر شبکه‌های خصوصی سودان‌اند (هبه‌شاهین، ص 205ـ207، 329ـ331).


اتحادیه‌ها و مؤسسات منطقه‌ای. در 1348ش/1969، اتحادیه رادیوهای دولتهای عربی (اتحاد اذاعات‌الدول العربیة) زیر نظر اتحادیه عرب در نشستی در خارطوم تأسیس شد. هدف از تأسیس این اتحادیه تقویت روابط و ایجاد هماهنگی میان سازمانهای رادیو و تلویزیون کشورهای عربی برای پیشرفت و رسیدن به فنّاوریهای جدید بود. پس از تأسیس این اتحادیه، تولید برنامه‌های رادیو و تلویزیونی مشترک در کشورهای عربی گسترش یافت (ثریا جعیبس، ص 58). همچنین مؤسسه تولید برنامه‌های رسانه‌ای مشترک (الانتاج البرامجی المشترک) در 1355ش/1976 در شهر کویت تأسیس شد، که هدف آن تولید برنامه‌های رادیو تلویزیونی و سینمایی است. این مؤسسه تولیدات خود را یک‌سال بعد آغاز کرد و تاکنون بسیاری از برنامه‌های نمایشی و مستند را تولید کرده‌است. تلویزیون الخلیج نیز در 1356ش/1977 در ریاض عربستان در زمان برگزاری دومین همایش وزرای ارتباطات کشورهای حاشیه خلیج‌فارس راه‌اندازی شد که هدف آن ایجاد هماهنگی لازم برای همکاری کشورهای عربی منطقه در زمینه تبادل برنامه‌ها، تجربیات و پژوهشهای یکدیگر بوده‌است. در زمان تأسیس شورای همکاری خلیج‌فارس* در 1360ش/ 1981 بر ضرورت تداوم این مؤسسات زیر نظر شورا تأکید شد، اما به‌رغم گذشت سه دهه از تأسیس شورا، فعالیتها و همکاریهای رسانه‌ای مشترک در سطح مطلوبی نیست و نتوانسته‌است به اهداف موردنظر دست یابد (مشیخی، ص 514ـ517). به‌طور کلی کشورهای جهان عرب در بهره‌برداری از رادیو و تلویزیون از تجهیزات نسبتآ خوبی بهره‌مندند، هرچند گیرنده‌های رادیو و تلویزیون در میان کشورهای غنی و کشورهای فقیر، مانند یمن و سودان، توزیع یکسانی ندارد. جمعیت 250 میلیونی جهان عرب، از حدود 69 میلیون دستگاه رادیویی و 39 میلیون دستگاه تلویزیونی استفاده می‌کنند (بوید، 1389ش، ص 105ـ106). براساس بسیاری از پژوهشها، تلویزیون بیش از رادیو و دیگر رسانه‌های گروهی بر زندگی مردم عرب و شکل‌گیری افکار عمومی آنها تأثیر گذاشته و به‌سبب داشتن جلوه‌های بصری و توانایی جذب مخاطبان بی‌سواد، پرنفوذتر بوده‌است. با گذشت زمان و پیشرفت فنّاوری، میزان گسترش و دسترسی به تلویزیون بیش از پیش افزایش یافته و توانایی آن در انتقال مستقیم و سریع رویدادها محبوبیت و اهمیت آن را بیشتر کرده‌است (محمود خلیل، ص 83ـ84). در سالهای دهه 1370ش/ 1990، اقبال زیاد به شبکه‌های ماهواره‌ای خصوصی باعث شد که شبکه‌های دولتی کیفیت برنامه‌های خود را بهبود بخشند. رادیو و تلویزیون خصوصی در دهه‌های اخیر موفق به افزایش آگاهی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهروندان جهان عرب شده‌است. این شبکه‌ها با گسترش آزادی بیان بسیاری از خطوط قرمز را، به‌ویژه در مسائل سیاسی، درهم شکسته‌اند. شهروندان عرب از طریق برنامه‌های مختلف، آزادی بیان، احترام به عقاید مخالف، اصول مردم‌سالاری و فرهنگ مدنی را می‌آموزند. اما این آگاهی به‌صورت متراکم و انبوه باقی‌مانده و به نهادسازی اجتماعی و مشارکت سیاسی تبدیل نشده‌است. البته ساختارهای سیاسی عامل مهم نهادینه‌نشدن این آگاهیهاست (خالد حروب، ص 110ـ111؛ موسی شتیوی، ص 143). همچنین، این شبکه‌ها در احیای هویت عربی و ملی‌گرایی عربی تأثیر بسزایی داشته‌اند. ایستگاههای رادیو و تلویزیون علاوه بر پخش اخبار مناطق مختلف جهان عرب و اطلاع‌رسانی درباره جزیی‌ترین مسائل این منطقه، امکان گفتگوی مستقیم و بدون واسطه همه شهروندان کشورهای عربی را درباره مسائل مشترک فراهم ساخته‌اند. این امر باعث حفظ و تقویت هویت عربی و احیای ملی‌گرایی عربی شده‌است، به‌طوری که هیچ‌کدام از احزاب و جریانات ملی‌گرای عربی در دهه‌های قبل، به چنین موفقیتی دست نیافته‌اند (موسی شتیوی، ص 144). رادیو و تلویزیون در جهان عرب، افکار عمومی را به شکل آشکاری مدیریت و رهبری می‌کنند. به‌طوری که شبکه‌های تلویزیونی در جریان خیزشهای عربی اخیر سهمی مهم و انکارناپذیر داشتند. این شبکه‌ها به پخش زنده و گسترده این حوادث روی آوردند و در بسیاری از موارد محرک و حامی این اعتراضات بودند و با مدیریت و سازماندهی اعتراضات مردمی، جریان‌ساز شدند. اما نکته منفی در پوشش تلویزیونی این اعتراضات، عملکرد دوگانه و مغرضانه برخی از شبکه‌های عربی است. این شبکه‌ها خط‌مشی سیاسی دولتهای متبوع خود را در پیش گرفته و فارغ  از هرگونه بی‌طرفی رسانه‌ای، به پوشش جانبدارانه این وقایع پرداختند و به بزرگ‌نمایی یا جعل اخبار روی آوردند تا جریان اعتراضات را به سمت دلخواه خود سوق دهند. در این میان، برخی از شبکه‌های دیگر بدون هیچ جانبداری به نقل صحیح و متوازن اخبار پرداختند و از این راه موفق شدند به میزان مخاطبان خود بیفزایند (محمد حمید صواف، 1435؛ عبدالعزیز خضر، 2012).


منابع : الاذاعة السودانیة، 2013. Retrieved Dec.29, 2013, from http://www.sudanradio. info/arabic; إذاعة صنعاء، 2014. Retrieved Jan. 4, 2014, from www.sanaaradio.net; إذاعة عدن، 2013. Retrieved Dec. 29, 2013, from www.adenradio.net; ایهاب بسیسو، «ثورة '17 فبرایر، و المشهد الاعلامی»، الاخبار. Retrieved June, 28, 2014, from http://www. al-akbar.com /node/ 7772; داگلاس بوید، «تلویزیون در جهان عرب»، در تلویزیون در جهان، گردآورندگان: آنتونی اسمیت و ریچارد پاترسون، ترجمه مسعود اوحدی، تهران: سروش، 1389ش؛ ثریا جعیبس، التلفزیونات الفضائیة العربیة : نظام اعلامی متطور، 1960ـ 2004، ترجمة فارس م. ضاهر، بیروت 2009؛ حسن عماد مکاوی و عادل عبدالغفار، الاذاعة فی‌القرن الحادی و العشرین، قاهره 1429/2008؛ خالد حروب، «الاعلام الفضائی و التغییر الاجتماعی فی‌العالم العربی»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، ابوظبی: مرکز الامارات للدراسات و البحوث الاستراتیجیة، 2006؛ راسم محمد جمال، الاتصال و الاعلام فی الوطن العربی، بیروت 2001؛ الشرکه الوطنیه للاذاعة و التلفزة، 2013. Retrieved Dec. 29, 2013, from www.snrt.ma/?lang=ar; محمد احمد صبیحی، تلفزیون المملکة العربیة السعودیة: النشأة و التطور، جده 1425؛ عابدین شریف، نشأة و تطور الإذاعتین المسموعة و المرئیة فی لیبیا من 1939 الی 1996، بنغازی 2001؛ عبدالعزیز خضر، «الفضائیات... فی الربیع‌العربی»، الشرق، 21 ژانویه 2012. Retrieved Dec. 29, 2013, from www.alsharq.net.sa /2012/01/21/93892; محمد حمید صواف، «الفضائیات‌العربیة... انحیاز یشوه الربیع‌العربی»، شبکة‌النبأ المعلوماتیة، 1435. Retrieved Dec. 29, 2013, from http://www.annabaa.org/ nbanews/2011/06/153. htm; محمد سید سعید، «الاتجاهات و القوی الجدیدة فی فضاء الاعلام العربی»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، همان؛ محمد فرید محمود، وسائل الاعلام السعودیة و العالمیة: النشأة... و التطور، بیروت 1429/2008؛ محمود خلیل، الاعلام العربی : مظاهر النمو... و مخاطر التفکک، قاهره 2010؛ محمدبن عوض مشیخی، رسانه‌ها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ترجمه حسن بشیر، تهران 1389ش؛ موسی شتیوی، «مساهمة وسائل الاعلام فی احداث التغییر الاجتماعی و   تطویر المجتمع المدنی فی‌العالم العربی»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، همان؛ هبه‌شاهین، التلیفزیون الفضائی العربی، قاهره 1429/2008؛


Abdallah Hidri, "Tunisia", in Mass media in the Middle East:acomprehensivehandbook,ed.Yahya R. Kamalipour and Hamid Mowlana, Westport, Conn.: Greenwood Press, 1994; Douglas A. Boyd, Broadcasting in the Arab world: a survey of radio and television in the Middle East, Philadelphia 1982; Karim Mezran, "Libya", in Mass media in the Middle East, ibid; Khalid Serhan Hurrat and Lisa Isabel Leidig, "Iraq",in ibid; Marwan Kraidy, Reality television and Arab politics: contention in public life, Cambridge 2010; Laid Zaghlami, "Algeria",in ibid; Mahmoud M. Hammoud and Walid A. Afifi, "Lebanon", in ibid;MuhammadI.Ayish,MohamedNajibEl-Sarayrah, and Ziyad D. Rifai, "Jordan",in ibid; Orayb Aref Najjar, "Palestine", in ibid; Ahmed K. Rawi, Media practice in Iraq, Hampshire 2012; John A. Shoup, Culture and customs of Jordan, Westport, Conn. 2007; Arvind Singhal and Vijay Krishna, "Syria",in Mass media in the Middle East, ibid; Sonia Dabbous, "Egypt", in ibid; Rebecca L. Torstrick and Elizabeth Faier, Culture and customs of the Arab Gulf states, Westport, Conn. 2009.


/ محمد مالکی /


5) افریقای غیرعرب. رادیو و تلویزیون در بسیاری از کشورهای افریقایی در دوران استعمار و با هدف تأمین منافع و نیازهای قدرتهای استعماری و ایجاد پیوند بین مستعمرات و کشورهای غربی، به‌ویژه انگلستان و فرانسه، به‌وجود آمد. ضمن آنکه، الگوی توسعه رسانه‌ای در این کشورها بر حسب کشور استعمارگر متفاوت بود. انگلیسیها به‌دنبال سیاستهای رسانه‌ای غیرمتمرکز و بومی‌گرا بودند، اما دولت فرانسه الگوی رسانه‌های تمرکزگرا را درپیش گرفت. پس از جنگ جهانی دوم (1318ـ 1324ش/ 1939ـ1945)، دولتمردان انگلیسی با هدف  آموزش و شکل‌دهی افکار عمومی در مستعمرات افریقایی، سیاست توسعه رسانه‌های گروهی را در پیش گرفتند و شرکت پخش رادیو تلویزیونی بریتانیا[118]  (بی‌بی‌سی)، مجری این  سیاست، کارشناسان خود را برای عرضه خدمات رسانه‌ای به مستعمرات فرستاد. آنها برای جذب مخاطبان بیشتر بر زبانهای افریقایی تأکید کردند. در نتیجه اجرای این سیاست، بسیاری از رادیو و تلویزیونهای کشورهای افریقایی نظیر نیجریه، غنا،  مالاوی، زیمبابوه، اوگاندا و تانگانیکا از بی‌بی‌سی الگو گرفتند، اما رسانه‌ها در مستعمرات فرانسه مانند مالی، سنگال، ساحل عاج[119] ، نیجر، چاد و گابن از سیاست استعمار فرانسه تبعیت  می‌کردند و بیشتر برنامه‌های آنها به زبان فرانسه بود (>دایرة‌المعارف رادیو<[120] ، ج 1، ص 29؛ >دایرة‌المعارف نوین  افریقا<[121] ، ذیل "Media: overview"). از دهه 1340ش/1960،  دولتهای تازه‌استقلال‌یافته افریقا از قدرت رسانه‌های گروهی، مانند رادیو و تلویزیون، برای ایجاد هویت واحد ملی در بین گروههای قومی، قبیله‌ای و مذهبی و تأسیس دولت ملی نوین بهره بردند. جامو کنیاتا[122]  در کنیا، نَمدی ازیکیو[123]  در نیجریه و قوام   نکرومه*[124]  در غنا سیاستمدارانی بودند که از رسانه‌های گروهی  به‌مثابه ابزاری برای ملت‌سازی استفاده کردند (بورگو[125] ، ص 72؛  >دایرة‌المعارف نوین افریقا<، همانجا؛ نیز ← ادامه مقاله). تأسیس اولین ایستگاههای رادیویی در افریقا به پیش از استقلال این کشورها باز می‌گردد. نخستین ایستگاه رادیویی در منطقه زیرصحرای[126]  مسلمان در کنیا تأسیس شد. برخی از  کشورهای افریقایی در اوایل استقلال کشورشان صاحب تلویزیون شدند و در برخی دیگر، راه‌اندازی تلویزیون حتی تا دهه 1350ش/1970 به طول انجامید. اولین ایستگاه تلویزیونی در افریقا در 1338ش/1959 در نیجریه تأسیس شد و نخستین سامانه پخش رنگی تلویزیون در 1352ش/  1973 در تانزانیا راه‌اندازی گردید. از دهه 1350ش/1970، که دولتهای نظامی و تک‌حزبی بر کشورهای افریقایی حکومت می‌کردند، رادیو و تلویزیون زیر سیطره مطلق این دولتها بود و از آن برای گسترش سلطه خود و تبلیغات دولتی استفاده می‌شد، اما از دهه 1370ش/1990، با فروپاشی این دولتها، رادیو و تلویزیون  از آزادی و و تکثرگرایی نسبی بهره‌مند شد (>دایرة‌المعارف نوین افریقا<، همانجا و ذیل "Media: Radio and TV").


الف) کنیا. نخستین ایستگاه رادیویی در کنیا را بنگاه بریتانیایی پخش رادیو تلویزیونی شرق افریقا[127]  در 1307ش/  1928 راه‌اندازی کرد. بریتانیا در 1333ش/1954، خدمات پخش رادیو تلویزیونی کنیا[128]  را تأسیس و در 1341ش/ 1962  شرکت پخش رادیو تلویزیونی کنیا[129]  را برای راه‌اندازی تلویزیون  کنیا سازماندهی کرد. دولت استقلال‌یافته کنیا در 1343ش/ 1964 این شرکت را ملی کرد و با تصویب مجلس، شرکت از نو سازماندهی شد و نام آن به صدای کنیا[130]  تغییر یافت. از  1370ش/1991، دولت جدید آن را بازسازی کرد و بار دیگر نام اولیه‌اش یعنی شرکت پخش کنیا به آن اطلاق گردید و به‌تدریج با افزایش فرستنده‌های تلویزیونی و رادیویی برنامه‌های این شرکت در سراسر کشور پخش شد. در 1368ش/ 1989، شبکه تلویزیونی کنیا[131] ، نخستین ایستگاه خصوصی کشور بود که  مجوز پخش دریافت کرد. این شبکه پس از پایان برنامه‌های محلی، برنامه‌های شبکه خبری بافه‌ای (کابلی)[132]  را پخش می‌کند.  در سالهای بعد از 1380ش/2001، تعداد فرستنده‌های تلویزیونی خصوصی به نُه ایستگاه و فرستنده‌های رادیویی به نوزده ایستگاه افزایش یافت که بیشتر در نایروبی متمرکز شدند. در حال حاضر (1392ش/2013)، کی‌بی‌سی[133] ، ان‌تی‌وی[134]  و   سیتیزن تی‌وی[135]  معروف‌ترین ایستگاههای تلویزیونی کنیا  به‌شمار می‌آیند. از این میان، کی‌بی‌سی متعلق به دولت کنیاست و بقیه خصوصی‌اند (سوبانیا[136] ، ص81ـ82؛ بی‌بی‌سی نیوز[137] ،   ذیل "Africa: Kenya").


ب) نیجریه. در نیجریه در 1311ش/1932، رادیو به‌مثابه ابزار تبلیغاتی دولت استعماری انگلیس تأسیس شد. با گسترش رادیوهای باتری‌دار در مناطق مختلف کشور، امکان دریافت شبکه‌های بنگاههای پخش خارجی فراهم شد. در 1315ش/ 1936، نخستین ایستگاه رادیویی ملی در لاگوس، پایتخت پیشین این کشور، افتتاح شد که بیشتر برنامه‌های رادیو بی‌بی‌سی را پخش می‌کرد. در 1333ش/ 1954 درپی تظاهرات ملی‌گرایان، دولت فدرال مجوز تأسیس ایستگاههای رادیو و تلویزیون منطقه‌ای را صادر کرد. به‌تدریج ایستگاههای رادیویی در دیگر شهرهای بزرگ نیجریه تأسیس شدند. معروف‌ترین ایستگاه رادیویی نیجریه خدمات نیجریه‌ای پخش (ان‌بی‌اس)[138] است که در 1330ش/1951 دولت نیجریه آن را تأسیس کرد. در 1338ش/ 1959، دولت نیجریه غربی، نخستین ایستگاه تلویزیونی را به نام تلویزیون نیجریه غربی[139]  و سپس خدمات  پخش رادیو تلویزیونی نیجریه غربی[140]  را راه‌اندازی کرد. یک  سال پس از به استقلال رسیدن نیجریه، دولت نیجریه شرقی ایستگاه تلویزیونی شرکت پخش رادیو تلویزیونی نیجریه شرقی[141] ، را بنیان نهاد و تا 1341ش/1962 دیگر مناطق نیجریه  نیز دارای رادیو و تلویزیون شدند و در همان سال، دولت فدرال ایستگاه تلویزیونی خود را تأسیس کرد (فالولا[142] ، ص 71؛  اوچه[143] ، ص 36ـ37، 61ـ62). با فروپاشی دولتهای منطقه‌ای و  به وجود آمدن ایالات در 1348ش/1969، بنابه ضرورت، به‌تدریج ایستگاههای رادیو و تلویزیونی در آنها راه‌اندازی شد. در 1355ش/1976، دولت فدرال به‌طور رسمی، اداره تلویزیون نیجریه[144]  را تأسیس کرد و این اداره مدیریت  ایستگاههای تلویزیونی را بر عهده گرفت. اکنون (1392ش/ 2013)، ایستگاههای رادیو و تلویزیونی واقع در مراکز ایالات زیر نظر دولت فدرال نیجریه است. در حال حاضر ان‌تی‌ای[145] مهم‌ترین تلویزیون دولتی است، اما ایستگاههای مهم تلویزیونی در نیجریه به بخش خصوصی تعلق دارند؛ ازجمله ای‌آی‌تی[146] ،  میناج تی‌وی[147] ، و سیلوربرد تی‌وی[148]  (اوکیگبو[149] ، ص 255ـ256؛    بی‌بی‌سی نیوز، ذیل "Africa: Nigeria").


ج) غنا. در 1311ش/1932، دولت انگلیس ایستگاه رادیویی زوی[150]  را تأسیس کرد که بیشتر برنامه‌های آن بازپخش  برنامه‌های بی‌بی‌سی به زبانهای محلی بود. با آغاز جنگ جهانی دوم، این رادیو ابزاری برای پوشش خبری جنگ در کشور شد و تعداد ایستگاههای آن به شانزده ایستگاه افزایش یافت. پس از استقلال کشور در 1336ش/1957، خدمات پخش ایستگاه زوی، که در بین مردم به رادیو غنا شناخته می‌شد، در 1340ش/1961، با نام صدای غنا[151]  فعالیت خود را آغاز کرد و  اخبار و دیدگاههایش را به زبانهای انگلیسی، فرانسه، پرتغالی، سواحلی، هوسا و عربی در سراسر افریقا پخش می‌کرد. قوام نکرومه، رئیس‌جمهور این کشور (1339ـ1345ش/ 1960ـ 1966) در نظر داشت تا با استفاده از آن، موج استقلال‌خواهی را به سراسر قاره افریقا گسترش دهد. در 1344ش/ 1965، شرکت پخش رادیو تلویزیونی غنا[152]  که پس از استقلال این کشور  تأسیس شده‌بود، با کمک شرکتی ژاپنی، ایستگاه تلویزیونی جی‌بی‌سی‌تی‌وی[153]  را راه‌اندازی کرد و به‌تدریج بر تعداد و تنوع  محتوای برنامه‌های این تلویزیونها افزوده شد و نام آن به تلویزیون امروز غنا (جی‌تی‌وی)[154]  تغییر یافت. به‌تدریج دولت  غنا به ایستگاههای تلویزیونی خصوصی مجوز فعالیت داد. دو ایستگاه تلویزیونی خصوصی مهم غنا، یعنی تی‌وی‌تری[155]  و  مترو تی‌وی[156] ، در 1375ش/1997 آغاز به‌کار کردند. در حال  حاضر، برنامه‌های سرگرم‌کننده، آموزشی و توسعه‌ای سهم برجسته‌ای در برنامه‌های رادیو و تلویزیون غنا دارد (سلم[157]  و  فالولا، ص 77ـ81؛ پرس رفرنس[158] ، ذیل "Ghana").  


د) سنگال. رادیو در سنگال به‌عنوان بخشی از جامعه فرانسه‌زبان افریقایی، بیانگر سیاستهای دولت استعماری بود و از 1319ش/1940 در چهارچوبی محدود در کشور به‌وجود آمد. پس از استقلال، سنگور[159] ، رئیس‌جمهور (1339ـ1359/  1960ـ 1980)، آگاهی‌بخشی و آموزش توده‌ها را از اهداف اصلی رسانه‌های گروهی برشمرد و آنها را به استفاده از زبان فرانسه ترغیب کرد. در 1343ش/1964، نخستین تلویزیون در داکار، پایتخت این کشور، تأسیس شد و در 1352ش/1973، دفتر پخش رادیو و تلویزیون سنگال[160]  براساس الگوی فرانسوی  به‌وجود آمد. در اوایل دهه 1370ش/1990 عبدو دیوف[161] ،  رئیس‌جمهور جدید (1360ـ1379ش/1981ـ2000)، این دفتر را با نام پخش رادیو و تلویزیون سنگال[162]  و براساس خواستهای  نسل جدید و مشارکت بیشتر در جامعه مدنی بازسازی کرد. از آن پس، به فرستنده‌های رادیویی بین‌المللی در کشور اجازه فعالیت داده‌شد و شمار ایستگاههای رادیویی خصوصی و تلویزیونها در آنجا افزایش یافت. بااین‌حال، تعداد دستگاههای تلویزیونی سنگال از دیگر کشورهای جهان کمتر است. در اواسط دهه 1370ش/ 1990، حدود 3ر1 میلیارد دستگاه در جهان وجود داشت که سهم افریقا 37 میلیون بود و سنگال با جمعیتی حدود ده میلیون تن،  000،320 دستگاه تلویزیون داشت. در این کشور شورای عالی رادیو و تلویزیون[163]  وظیفه  نظارت بر عملکرد رادیو و تلویزیون را بر عهده دارد. رادیو و تلویزیونهای خصوصی نیز در سنگال فعالیت دارند. تی‌اف‌ام[164] پرمخاطب‌ترین و معروف‌ترین ایستگاه تلویزیونی خصوصی سنگال است (پرس رفرنس، ذیل "Senegal"؛ بی‌بی‌سی نیوز، ذیل  "Africa: Senegal"؛ فئر[165] ، ص 191).  


ه ) تانزانیا. در جامعه سنّتی تانزانیا، رادیو از دیرباز مهم‌ترین رسانه گروهی در کشور بوده‌است. دولت استعماری انگلستان نخستین ایستگاه رادیویی را در 1330ش/1951 در شهر دارالسلام تأسیس کرد که به سوتیا دارالسلام[166]  مشهور شد. در  1334ش/1955 با نصب فرستنده‌های قدرتمند، دامنه این ایستگاه رادیویی از دارالسلام فراتر رفت و با ملی‌شدن آن، به سوتیا تانگانیکا[167]  تغییر نام داد. سپس دولت انگلیس، با اعطای  آزادیهای بیشتر، نام آن را به شرکت پخش رادیو تلویزیونی تانگانیکا[168]  تغییر داد. در 1340ش/1961، با استقلال تانگانیکا  و سپس تشکیل حکومت فدرالی با زنگبار در 1343ش/1964، جمهوری اتحاد تانزانیا شکل گرفت و این شرکت ملغا شد و سرویس پخش داخلی به نام رادیو تانزانیا دارالسلام[169]  تأسیس  گردید. باوجود اینکه تلویزیون زنگبار در 1353ش/ 1974 راه‌اندازی شد، گسترش نیافتن آن در طول دو دهه در تانزانیا به نگرشهای منفی دولتهای سوسیالیستی مرتبط بود. جولیوس نایرره*[170] ، رئیس‌جمهور کشور (1343ـ1364ش/ 1964ـ  1985)، تلویزیون را اتلاف هزینه و ابزار سرمایه‌داری و مایه انحطاط فرهنگ کشورهای افریقایی می‌دانست. در این‌میان، تعداد دستگاههای تلویزیون در تانزانیا بسیار کمتر از رادیو بود و برای هر هزار تن، سه دستگاه وجود داشت. اما در 1372ش/1993 در پی گسترش آزادیهای رسانه‌ای در کشور و افزایش رقابت میان آنها، ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی خصوصی افزایش یافت. نخستین تلویزیون تانزانیا در 1373ش/1993 تأسیس شد که بخش خصوصی آن را اداره می‌کرد. در 1381ش/2002، تلویزیون دولتی به نام تلویزیون تانزانیا[171]  شکل گرفت که بیشتر برنامه‌های آن ساخت داخل است.  در اواخر دهه 1380ش/ 2000، تانزانیا دارای 47 ایستگاه رادیویی و 29 ایستگاه تلویزیونی بوده که بیشتر آنها مالکیت خصوصی داشته‌است (اتیسو[172] ، ص 88ـ90؛ اسکیو[173] ، ص211).   آی‌بی‌ان تی وی[174] ، نخستین شبکه تلویزیونی خصوصی اسلامی  است که زیرنظر بنیاد العترة (وابسته به شیعیان تانزانیا) تأسیس شد و در اسفند 1381/ مارس 2003 فعالیت خود را به‌طور رسمی در دارالسلام آغاز کرد. این شبکه     در حال حاضر با هدف تبلیغ و ترویج آموزه‌های اسلامی به سه زبان انگلیسی، سواحیلی و گجراتی برنامه پخش می‌کند (← آی بی ان تی‌وی، 2014).


و) ساحل عاج. این کشور در زمینه ارتباطات الکترونیکی یکی از مجهزترین کشورهای غرب افریقاست. در 1330ش/ 1951، ایستگاه رادیویی و در 1332ش/1963، ایستگاه تلویزیون ملی در این کشور تأسیس شد. در 1365ش/1986، 70% از خانواده‌ها رادیو و 32% تلویزیون داشتند. در 1371ش/ 1992، رادیو و تلویزیون ساحل عاج[175]  با 98% سرمایه دولتی  تأسیس شد و به تدریج روند حذف نظارت دولتی بر آن آغاز گردید. به‌طوری‌که سال بعد، پس از اعطای مجوز تأسیس رادیو و تلویزیون خصوصی، ساحل‌عاج دارای پنج ایستگاه رادیوی خصوصی و یک شبکه تلویزیونی شد و تا اواخر دهه 1370ش/ 1990 با گسترش آزادیهای رسانه‌ای شمار آنها افزایش یافت. مهم‌ترین ایستگاه رادیویی و تلویزیونی ساحل عاج، آرتی‌آی[176]  است. این تلویزیون چند شبکه متنوع خبری و  پخش موسیقی دارد (کونه[177] ، ص 142؛ بی‌بی‌سی نیوز، ذیل  "Africa: Ivory Coast").


ز) مالی. رادیو ملی مالی[178]  در 1336ش/ 1957 تأسیس شد.  این رادیو، که بعد از استقلال رادیو مالی[179]  نام گرفت، مهم‌ترین  نهاد رسانه گروهی مالی است و زیرنظر حزب حاکم و سیاستهای دولتی قرار دارد. برنامه‌های رادیو مالی اعمّ از اخبار و اطلاعات عمومی، آموزشی، سرگرم‌کننده، فرهنگی و مذهبی به زبان فرانسه و چند زبان محلی پخش می‌شود. نخستین مرکز تلویزیون مالی نیز در 1362ش/1983 راه‌اندازی شد که بخشی از ایستگاه پخش ملی به نام پخش رادیو تلویزیون مالی[180]  بود و  بعدها به دفتر پخش رادیو تلویزیون مالی[181]  تغییر نام داد.  برنامه‌های این ایستگاه تلویزیونی به زبان فرانسه و از لحاظ پوشش جغرافیایی محدود است. از اواخر دهه 1360ش/ 1980، تلویزیون و فنّاوریهای ویدیویی به‌صورت گسترده و با هزینه کمتر از جنوب شرق آسیا به این کشور وارد شد. در1370ش/1991، با فروپاشی نظام تک‌حزبی در مالی، آزادی رسانه‌های گروهی در قانون اساسی تصویب شد و گسترش آزادیهای مدنی و شکل‌گیری رسانه‌های مستقل، بر شمار ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی افزود و ایستگاههای رادیویی محلی از 1373ش/1994 از بیست ایستگاه در 1389ش/ 2011 به 150 ایستگاه رسید. مهم‌ترین شبکه تلویزیونی مالی شبکه دولتی اوآرت‌ام[182]  است که به زبان فرانسه و زبانهای  محلی برنامه پخش می‌کند. شاخص‌ترین تلویزیون خصوصی مالی آتی‌وی[183]  است که گرایش سیاسی پان‌افریقایی دارد  (شولتس[184] ، ص 58ـ59؛ پرس رفرنس، ذیل "Mali"؛ بی‌بی‌سی  نیوز، ذیل "Africa: Mali").


ج) نیجر. کم‌بودن سطح سواد بیشتر مردم نیجر و هزینه زیاد و در دسترس نبودن نشریات سبب شد تا رادیو به دلیل هزینه کمتر و دسترسی آسان‌تر، به‌مثابه تنها رسانه گروهی از مقبولیت عمومی برخوردار شود. نخستین رادیو در این کشور در 1337ش/1958 به نام رادیو نیجر[185]  تأسیس شد. این رادیو در  1353ش/1974 به صدای ساحل[186]  تغییر نام یافت و  برنامه‌های آن به زبان فرانسه و هشت زبان نیجری پخش می‌شد. نخستین ایستگاه تلویزیونی به نام تله ساحل[187]  نیز در  1343ش/ 1964 تأسیس شد که ابتدا کاربرد آموزشی داشت، اما در 1357ش/1978 در دسترس همه خانواده‌ها قرار گرفت و استفاده از آن نشانه شأن اجتماعی و نوگرایی بود. این شبکه همچنان مهم‌ترین و فراگیرترین شبکه تلویزیونی در نیجر است. همچنین از 1373ش/1994 چندین ایستگاه رادیویی خصوصی در کشور تأسیس شد. با اینکه اصل آزادی رسانه‌های گروهی در 1376ش/1997 در قانون اساسی نیجر به تصویب رسیده‌است، دولت در بسیاری از موارد این قانون را نقض می‌کند. تلویزیونهای خصوصی با محدویت بیشتری از جانب دولت مواجه‌اند و هنوز نتوانسته‌اند جایگاه مطلوبی در کشور بیابند. این محدودیتها سبب شده‌است تا احزاب مخالف و فعالان جامعه مدنی همواره با انحصار دولتی مخالفت کنند (آلزوما[188] ، ص 27ـ28؛ پرس رفرنس، ذیل "Niger").  


ط) اتحادیه سازمانهای رادیو و تلویزیون ملی افریقا[189] . این  اتحادیه در 1341ش/ 1962 با هدف بازیابی ارزشهای افریقاییِ سرکوب‌شده در دوران استعمار، در شهر لاگوس نیجریه تشکیل شد. بنیان‌گذاران این اتحادیه همکاریهای منطقه‌ای را به منظور توسعه فرهنگی و خدماتی در زمینه پخش و تبادل برنامه‌ها و فعالیتهای رسانه‌ای در اولویت قرار دادند. مرکز اصلی این اتحادیه در سنگال و مرکز فنی آن در مالی بود و بعدها مراکز دیگر در کنیا  و بورکینافاسو[190]  به آن افزوده شد و شمار اعضای این اتحادیه به  42 عضو در سراسر افریقا رسید (دمنا[191] ، ص 17ـ 18). این  اتحادیه برای ترویج و ترغیب به تبادل برنامه‌ها در سطح افریقا بسیار کوشیده، اما برای پیشبرد اهداف خود نیازمند حمایت دولتها و اتحادیه‌های رادیو و تلویزیونی است. در حال حاضر، نیجریه، غنا، سیرالئون و گامبیا، از کشورهای انگلیسی‌زبان غرب افریقا، تبادل منطقه‌ای محدودی دارند، اما به دلایلی چون نبود نیروی کار کافی و کارآزموده برای تولید، تدوین و تنظیم برنامه‌ها، کافی‌نبودن منابع مالی و وجود تجهیزات ناکارآمد و همچنین تعرفه زیاد استفاده از ماهواره، میزان این تبادل کمتر از حد مطلوب است (اوکیگبو، ص 267ـ269). به‌طور کلی، در سطح قاره افریقا شمار فرستنده‌های رادیویی که در 1339ش/1960، 252 فرستنده بود، در 1343ش/ 1964 به 370، در 1355ش/1976 به 428 و در 1366ش/1987 به 1059 فرستنده افزایش یافت. این افزایش بیشتر مرهون سرمایه‌گذاریهای دولتها در این بخش، کوشش برای نوسازی پخش رسانه‌ای، فراهم‌شدن امکان فرستنده «اف‌ام» و همکاری دولتها با سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد[192] (یونسکو) بود. در دهه 1370ش/1990، رادیو هنوز بر روستاییان افریقا که 70% جمعیت این قاره را تشکیل می‌دادند، تأثیرگذار بود. در 1371ش/1992، برای هر هزار تن،  123 رادیو وجود داشت. این تعداد در 1376ش/1997 به  216 رادیو رسید (بورگو، ص 81، 99؛ >دایرة‌المعارف نوین افریقا<، ذیل "Media: overview"). در اواسط قرن چهاردهم/ بیستم، در افریقای زیرصحرا بیش از یک میلیون دستگاه رادیو وجود داشت که در اواخر این قرن  به صد میلیون افزایش یافت. در نیمه این قرن رادیوهای خصوصی در افریقای زیرصحرا حدود سه یا چهار رادیو بود و در اواخر این قرن با گسترش آزادیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به صدها رادیوی خصوصی افزایش یافت و کیفیت برنامه‌ها نیز متنوع‌تر شد (فاردن[193]  و فرنیس[194] ،   ص 1، 3). ایستگاههای رادیویی خصوصی در افریقا به پنج گروه تقسیم می‌شوند: ایستگاههای بازرگانی که به امور تجاری و مالی می‌پردازند؛ ایستگاههای رادیویی مذهبی که بیشتر مسیحی‌اند و برای تبشیر و ترویج آرا و عقاید مسیحیان به‌کار می‌روند و از نظر مالی بیشتر از طریق سازمانهای داخلی افریقا و حتی بین‌المللی حمایت می‌شوند و ایستگاههای رادیویی اجتماعی که به‌طور فزاینده در حال رشدند و به زبانهای بومی برنامه پخش می‌کنند. هزینه این ایستگاهها اندک است و از طریق سازمانهای غیر دولتی به‌صورت داوطلبانه حمایت می‌شوند (>دایرة‌المعارف رادیو<، ج 1، ص 31؛ فاردن و فرنیس، ص 5ـ6). رادیوهای دولتی از نظر اقتصادی به دولت وابسته‌اند و دولت بر محتوای بیشتر برنامه‌های آنها نظارت دارد. این رادیوها که در دوران استقلال به‌طور فزاینده بر مقولاتی مانند ملت‌سازی، نظم و انضباط و کار مضاعف تأکید می‌کردند، پس از آن نیز بیشتر برنامه‌های خود را به انعکاس اخبار و وقایع مربوط به اقدامات دولت اختصاص دادند. البته در برخی کشورهای افریقا، مانند غنا و نیجریه، در محتوای برنامه‌ها نوآوریهایی ایجاد و برنامه‌های سرگرم کننده در آنها گنجانده شد. اکنون در مالی، سنگال، غنا و تانزانیا پخش آهنگهای محلی بخش مهمی از برنامه‌های رادیوهای دولتی است (>دایرة‌المعارف رادیو<، ج 1، ص 32). ایستگاههای تلویزیون در افریقا فعالیت اندک، موقت و نامنظمی دارند. مخاطبان اندک تلویزیون و وضع نامناسب اقتصادی نیز بر مشکلات این شبکه‌ها افزوده‌است. طی دو دهه یعنی از 1344ش/1965 تا 1365ش/1986 برای هر هزار تن، تعداد دستگاههای تلویزیون از 9ر1 به 2ر6 رسید و در 1376ش/1997 برای هر هزار تن، شصت دستگاه تلویزیون وجود داشت. در همان سال در کشورهای توسعه‌یافته برای هر هزار تن، 548 تلویزیون موجود بود (>اطلاعات جغرافیایی برای توسعه پایدار در افریقا<[195] ، ص 49؛ اوکیگبو،  ص 257ـ258؛ >دایرة‌المعارف نوین افریقا<، همانجا). صرف‌نظر از شکل حکومت در افریقا، بیشتر برنامه‌های تلویزیونهای دولتی به مسائل سیاسی اختصاص دارد. این ابزارها عمومآ ابزاری سیاسی در دست حکومتها به‌شمار می‌روند. در مقابل، رادیو و تلویزیونهای خصوصی سهم مهمی در آگاهی‌دادن به مردم افریقا در زمینه‌های انتخابات، مبارزه با استبداد سیاسی و بازتاب‌دادن دیدگاههای مردم دارند. از همین‌رو، پخش برنامه‌های آنها در بسیاری از موارد توقیف یا محدود شده‌است. پس از سیاست، بیشترین برنامه‌های تلویزیون در افریقا به مسائل آموزشی و تفریحی اختصاص دارد. افزون بر این، رادیو و تلویزیون در این منطقه به موضوعاتی مانند آموزش بهداشت و مقابله با بیماریهای خطرناک و واگیردار مانند ایدز و آموزش کشاورزی نیز می‌پردازد (اوکیگبو، ص 258ـ267؛ >دایرة‌المعارف نوین افریقا<، ذیل "Media: radio and TV"). ایستگاههای تلویزیونی فراملّی ماهواره‌ای در کشورهای فرانسه‌زبان افریقای زیرصحرا فعالیت بیشتری دارند. به نظر می‌رسد، فراهم‌شدن امکان توسعه شبکه‌های ماهواره‌ای با رویکرد پان‌افریقایی و همکاری کشورهای افریقایی با ایستگاههای تلویزیونی غربی برای بهره‌برداری از امکانات فنی و تجهیزاتی می‌تواند در رشد این تلویزیونها مؤثر باشد (میتون[196] و همکاران، ص 124ـ125). پخش برنامه‌های ماهواره‌ای از شبکه‌های اروپایی و امریکایی در کشورهای افریقایی، موجب افزایش جریان ورود یکطرفه اطلاعات از کشورهای توسعه‌یافته به افریقا بوده است و بازتاب نیافتن واقعیات افریقا تهدیدی جدّی برای آینده تلویزیونهای ملی و مانعی برای تحقق توسعه پایدار در افریقا به‌شمار می‌آید (اوکیگبو، ص 278ـ284؛ آسانته[197] ، ص 5ـ7).  رادیو و تلویزیون در افریقای زیرصحرا از نظر مالی و تجاری در جهان فقیرترین است. بااینکه فنّاوری و کاربرد رسانه‌های گروهی در شکوفایی اقتصادی تعیین‌کننده است، کشورهای افریقایی زیرصحرا به‌سبب بحران و منازعات داخلی و منطقه‌ای از آن بی‌نصیب مانده‌اند. در مقایسه با سایر کشورهای جهان، در این منطقه از رسانه‌های گروهی به‌ویژه رادیو و تلویزیون کمتر استفاده‌می‌شود. به‌سبب ضعیف‌بودن زیرساختهای فنّاوری و تجهیزات ضروری ازجمله تأمین برق، ضعف سرمایه‌گذاری و بهره‌نگرفتن از متخصصان خارجی، کمبود مراکز آموزشی و پایین‌بودن مهارت نیروی انسانی که خود ناشی از اوضاع بد اقتصادی و بحرانهایی است که کشورهای این منطقه با آن دست به گریبان‌اند، در کوتاه‌مدت امیدی به تحول در این زمینه وجود ندارد (ملایری، ص 97).


منابع : چارلز اوکیگبو، «تلویزیون در آفریقا»، در تلویزیون در جهان، گردآورندگان: آنتونی اسمیت و ریچارد پاترسون، ترجمه مسعود اوحدی، تهران: سروش، 1389ش؛ سودابه ملایری، «آفریقا در عصر اطلاعات و رسانه‌های نوین»، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، دوره جدید، ش 4 (مهر 1382)؛


Gado Alzouma, "Media, technology, and democracy in Niger: what did the advent of ICTs Change?, in Media and technology in emerging African democracies, ed. Cosmas U. Nwokeafor and Kehbuma Langmia, Lanham, Md.: University Press of America, 2010; Molefi Kete Asante, "Afrocentricity and communication in Africa", in Development and communication in Africa, ed. Charles C. Okigbo and Festus Eribo, Lanham, Md.: Rowman & Littlefield Publishers, 2004; Kelly M. Askew, "Musical images and imaginations: Tanzania music videos", in Media and identity in Africa, ed. Kimani Njogu and John Middleton, Edinburgh: Edinburgh University Press, 2009; Louise Manon Bourgault, Mass media in sub- Saharan Africa, [Bloomington] 1995; BBC News, 2013. Retrieved Dec. 16, 2013, from http://www.bbc.co. uk/news/ world-africa; Kassaye Demena, "Progress in programme exchange", in Making bradcasting useful: the development of radio and television in Africa in the 1980s, ed. George Wedell, Manchester: Manchester University Press, 1986; Down to earth: geographic information for sustainable development in Africa, Washington, D. C.: National Academy Press, 2002; Encyclopedia of radio, vol.1, ed. Christopher H. Sterling, New York: Fitzroy Dearborn, 2004, s.v. "Africa"(by Lyombe Eko); Jo Ellen Fair, "Francophonie and the national airwaves: a history of television in Senegal", in Planet TV: a global television reader, ed. Lisa Parks and Shanti Kumar, New York: New York University Press, 2003; Toyin Falola, Culture and customs of Nigeria, Westport, Conn. 2001; Richard Fardon and Graham Furniss, "African broadcast cultures", in African broadcast cultures", in African broadcast cultures: radio in transition, ed. Richard Fordon and Graham Furniss, Oxford: James Currey, 2000; IBN tv, 2014. Retrieved July.6, 2014, from www.ibn-tv.com; Hugues Koné, "The Ivory Coast (Côte d’Ivoire)", in Telecommunication in Africa, ed. Eli M. Noam,NewYork:OxfordUniversity Press, 1999; Graham Mytton, Ruth Teer-Tomaselli, and André-Jean Tudesq, "Transnational television in sub-Saharan Africa", in Transnational television worldwide: towards a new media order, ed. Jean K. Chalaby, London: I. B. Tauris & Co, 2005; New encyclopedia of Africa, ed. John Middleton, Detroit, Mich.: Thomson, 2008, s.vv. "Media: overview" (by Louise M. Bourgault), "ibid: Radio and TV" (by Debra Spitulnik); Kefa M. Otiso, Culture and customs of Tanzania, California 2013; Press Reference, 2013. RetrievedDec.16,2013, from http://www. Pressreference. com; Steven J. Salm and Toyin Falola, Culture and customs of Ghana, Westport, Conn. 2002; Dorothea E. Schulz, Culture and customs of Mali, Westport, Conn. 2012; Neal Sobania, Culture and customs of Kenya, Westport, Conn.2003; Luke Uka Uche, Mass media: people and politics in Nigeria, New Delhi 1989.    


/ اصغر صادقی‌یکتا /


6) شبه‌قاره هند و جنوب‌شرقی آسیا. رادیو و تلویزیون در نیمه نخست سده چهاردهم/ بیستم، همراه با رشد فناوری اطلاعاتی، به کشورهای شبه‌قاره هند و جنوب‌شرقی آسیا راه یافت و به‌تدریج، اصلی‌ترین رسانه ارتباطی شد که بیشتر تحت‌نظر و اداره حکومتها بود. در دهه‌های اخیر، شمار شبکه‌های خصوصی رادیویی و تلویزیونی محلی و ماهواره‌ای افزایش یافته و در تحولات سیاسی و اجتماعی و حتی آموزشی این کشورها نقش محوری داشته‌است.


الف) هند. رادیو در هند از اوایل دهه 1300ش/  1920 تأسیس شد و در دهه‌های گذشته، با رشد سریعِ ایستگاههای رادیویی و افزایش برنامه‌ها، یکی از پرمخاطب‌ترین و تأثیرگذارترین رسانه‌های این کشور شده‌است (← آگراوال[198]  و  راگاویا[199] ، ص 149ـ156؛ بزباروا[200] ، ص 409). تلویزیون نیز   هرچند با چند دهه تأخیر، از 1338ش/ 1959 وارد هند شد، با رشدی سریع‌تر رسانه‌ای پرمخاطب گردید، به گونه‌ای که درحال‌حاضر علاوه بر اینکه دوردارشان[201]  (بزرگ‌ترین شبکه  فرستنده رادیویی و تلویزیونی هند) یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های صوتی و تصویری در جهان است و بیش از هفتصد شبکه تلویزیونی خصوصی و دولتی نیز در این کشور فعال‌اند (شاهد رسول[202] ، ص 8ـ 14؛ بزباروا، همانجا). بااین‌حال، تنها در  سالهای اخیر، برخی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی با محتوای اسلامی و با همت برخی افراد یا نهادهای خصوصی در این کشور راه‌اندازی شده‌اند. رادیو اسلام[203]  ازجمله شبکه‌های  رادیویی اینترنتی است که به‌منظور تبلیغ و آموزش اسلام، از شهر کالیکوت[204]  در ایالت کرالا[205]  به زبان مالایالام[206]  برنامه پخش    می‌کند (رادیو اسلام، 2014). همچنین، شفا تی‌وی[207]  یکی از  شبکه‌های تلویزیونی اسلامی در هند است که برنامه‌هایی متنوع، به‌ویژه برای آشنایی جوانان با فرهنگ اسلامی، به زبانهای مختلف پخش می‌کند. این شبکه به مرکزی غیرانتفاعی و غیرسیاسی به نام تحقیقات فرهنگی و آموزشی اسلامی[208] وابسته است و هفت ایستگاه تلویزیونی در کشورهای مختلف چون بحرین، پاکستان، کانادا و ایالات متحده امریکا دارد (شفا  تی‌وی، 2014). پیس تی‌وی[209]  (تلویزیون صلح) شبکه  تلویزیونی ماهواره‌ای دیگری است که ذاکر عبدالکریم نَیک[210] ،  مبلّغ اسلامی هندی، در 1385ش/ 2006 تأسیس کرد. این شبکه برنامه‌های خود را به انگلیسی، اردو و بنگالی، از دوبی پخش می‌کند و دارای دویست ایستگاه دریافت‌کننده در سراسر جهان است. برنامه‌های این شبکه با الهام از آموزه‌های اسلامی ساخته می‌شوند (پیس‌تی‌وی، 2013).


ب) افغانستان. رادیو در افغانستان در 1304ش در دوره امان‌اللّه‌خان* راه‌اندازی شد. یک سال بعد و در پی مخالفت با اقدامات اصلاحی او، ایستگاه رادیویی کابل تخریب شد، اما در 1315ش (در دوره سلطنت محمدظاهرشاه)، فعالیت آن ازسر گرفته شد. هدف حکومت از راه‌اندازی دوباره رادیو افغانستان گسترش پیام قرآن، انعکاس روح ملی، تداوم‌بخشیدن به سنّتهای افغانی و مشارکت در آموزش عمومی اعلام شده بود (بیلی[211] ،  ص 30). در 1337 و 1338ش، با نصب فرستنده‌هایی در شمال کابل، دریافت برنامه‌های آن در داخل و خارج افغانستان بهبود یافت. این رادیو از آغاز تحت نظارت دولت و برای چندین دهه، پرمخاطب‌ترین رسانه در افغانستان بود. مهم‌ترین برنامه‌های رادیو، پخش اعلامیه‌های حکومتی، اخبار برخی حوادث مهم و برنامه‌های آموزشی بود. از 1344 تا 1350ش، مذاکرات مجلس افغانستان درباره صلاحیت نخست‌وزیران و هیئت دولت آنان نیز از این رادیو پخش می‌شد. در 1364ش، علاوه بر ایستگاههای کابل و نَنگَرهار، ایستگاههای رادیویی جدیدی در قندهار، هرات، جلال‌آباد، غَزنی، اسدآباد و بعدها در ایالتهای پَکتیا، فَراه و بدخشان راه‌اندازی شد (رازی[212] ، ص 8ـ9؛  عمادی[213] ، ص 207ـ208؛ بیلی، ص30ـ31). رادیو افغانستان  که در ابتدا فقط دو ساعت در روز و به زبانهای دری و پشتو برنامه پخش می‌کرد، در دهه‌های اخیر شبانه‌روزی شده و به زبانهای پاشایی، نورستانی، اُزبکی، ترکمنی و بلوچی نیز برنامه دارد. این شبکه رادیویی همچنین برنامه‌هایی بین‌المللی به اردو، عربی، انگلیسی، روسی و آلمانی در سراسر کشور و نیز مناطقی از خاورمیانه و اروپا پخش می‌کند (نذیر پیروز[214] ، ص 9؛ رازی،  ص 8). در دوره مبارزه مجاهدین افغان برضد اشغالگران شوروی، رادیو ابزاری کارآمد برای مقابله با سلطه شوروی بود. ازاین‌رو، حزب اسلامی افغانستان رادیو «صدای افغانستان»[215]  یا «رادیو  مجاهدین»[216]  را در ایالت کُنَر راه‌اندازی کرد. این ایستگاه رادیویی  در سالهای بعد به ناحیه خوست در جنوب افغانستان و سپس، به ایالت پکتیا منتقل شد و امکانات فنی بهتری یافت. از اسفند 1370، نام این شبکه به «رادیو پیام آزادی»[217]  تغییر یافت و  ایستگاه آن به ایالت لوگَر انتقال یافت و با فراهم‌شدن تجهیزات فنی بیشتر، به پخش برنامه‌های متنوع خبری، سیاسی، دینی و موسیقی پرداخت. بعد از شکست نیروهای حزب یادشده در شهر چهارآسیاب، ایستگاه پخش این رادیو به جلال‌آباد منتقل شد و فعالیت آن تا فروردین 1375 ادامه یافت (نذیر پیروز، همانجا؛ تنویر[218] ، ج 2، ص 488ـ489).  طالبان* پس از تسلط بر کابل، یگانه ایستگاه رادیویی این شهر را ویران کردند، اما پس از حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان، فعالیت این رادیو نیز از اواخر 1380ش ازسر گرفته شد (تنویر، ج 2، ص 826ـ827؛ عمادی، ص 208). همچنین از آبان 1380، دو ایستگاه رادیویی خصوصی به نام کلید[219]  و آرمان[220]  با بودجه و حمایت کشورهای غربی در کابل تأسیس شد و در 1381ش نیز، ایالات متحده امریکا «رادیو افغانستان آزاد»[221]  را  راه‌اندازی کرد (عمادی، همانجا؛ میلر[222] ، ص 6). در 1382ش،  47% شهروندان افغان، بیشتر در مراکز شهری به رادیو محلی دسترسی داشتند. در 1384ش، افغانستان حدود 45 ایستگاه رادیویی «اف ام» داشته و ازاین‌رو، رادیو هنوز گسترده‌ترین منبع اطلاع‌رسانی در افغانستان است (>افغانستان: گذشته و حال<[223] ، ص 218).  برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی شبکه تلویزیونی در افغانستان در اواسط دهه 1350ش و در دوره محمدداوودخان* شروع شد. پس از او، نورمحمد تَرَه‌کی* درصدد تأسیس شبکه تلویزیون ملی برآمد، و پخش برنامه‌های تلویزیون به‌صورت رنگی از 1357ش و با یک فرستنده آغاز شد، که ژاپن در کابل احداث کرد. تلویزیون افغانستان در ابتدا فقط دو ساعت در روز برنامه پخش می‌کرد. رشد و توسعه شبکه تلویزیون در افغانستان بیشتر در دوره تسلط کمونیستها رخ داد، که از آن برای ترویج ایدئولوژی خود و جذب دانشجویان بهره می‌بردند. در این دوره، ایستگاههای تلویزیونی که برنامه‌هایی به زبانهای دری و پشتو پخش می‌کردند، در شهرها و ایالتهای گوناگون چون مزارشریف، هرات، قندهار، کُنَر و جلال‌آباد راه‌اندازی شدند. این برنامه‌ها بیشتر شامل اخبار و سرگرمی و پخش فیلمهای هندی و روسی بودند (نذیر پیروز، همانجا؛ رازی، ص 9؛ عمادی، همانجا). با سقوط طالبان (1380ش)، تعداد شبکه‌های تلویزیونی در افغانستان افزایش یافت. از 1381ش، هفت ایستگاه تلویزیونی در افغانستان راه‌اندازی شد که فقط یکی از آنها دولتی است. یکی از این شبکه‌های خصوصی، که موسیقی و فیلم پخش می‌کند، شبکه تلویزیون افغان[224]  نام دارد. برنامه‌های این  شبکه‌ها از طریق ایستگاه مرکزی تلویزیون در کابل و ایستگاههای تلویزیونی منطقه‌ای پخش می‌شوند و شش ایالت از 34 ایالت کشور را پوشش می‌دهند (عمادی؛ نذیر پیروز، همانجاها). از اواخر دهه 1380ش، پخش برنامه‌های «رادیو و تلویزیون ملی افغانستان»[225]  از طریق ماهواره و به‌صورت  تمام‌وقت در سراسر جهان و به‌خصوص در قاره‌های اروپا و امریکا نیز آغاز شده‌است (همانجاها؛ صندوق بین‌المللی پول[226] ،  ص 38).


ج) پاکستان. نخستین ایستگاه رادیویی در پاکستان کنونی در 1307ش در لاهور تأسیس شد. این ایستگاه پس از شش سال فعالیت، براثر ناتوانی مالی تعطیل شد. از این تاریخ تا تشکیل کشور پاکستان (1326ش/ 1947)، چندین ایستگاه رادیویی دیگر را انگلیسیها در لاهور و شهرهای دیگر ایجاد کردند. پس از استقلال پاکستان در 1326ش، یک ایستگاه رادیویی در کراچی احداث شد. دو سال بعد، دولت دو فرستنده رادیویی قدرتمند تأسیس کرد که به اردو، بنگالی و انگلیسی برنامه پخش می‌کردند (مظهرالحق[227] ، ص 205). در دهه‌های  بعد، در کنار رادیو ملی پاکستان، ایستگاههای رادیویی بسیاری در شهرها و مناطق مختلف پاکستان راه‌اندازی شدند. در 1368ش، حدود 70% مردم پاکستان به رادیو دسترسی داشتند. پخش برنامه‌های رادیویی در اختیار شرکت پخش رادیو تلویزیون پاکستان[228]  قرار داشت. این شرکت که گروهی از  کارگردانان وابسته به حکومت آن را اداره می‌کردند، به 21 زبان در داخل کشور برنامه پخش می‌کرد، اما بیشتر برنامه‌ها به زبان اردو بودند. در دهه 1370ش نیز، با پیدایش ایستگاههای رادیویی «اف ام»، بر تمرکززدایی و خصوصی‌سازی پخش رادیویی تأکید شد (همانجا؛ عبدالقادر[229] ، ص 135).  درحال‌حاضر، رادیو در دسترس همه مردم پاکستان است و شرکت پخش رادیو تلویزیون پاکستان در بخش برون‌مرزی، با برنامه‌هایی به پانزده    زبان به هفتاد کشور خدمات می‌دهد (پرس رفرنس[230] ، ذیل "Pakistan").  تصمیم به ایجاد تلویزیون در پاکستان، نخستین‌بار در دولت محمدایوب‌خان*، در 1342ش/ 1963 گرفته شد. برای این کار، شرکتی با رویکرد تجاری به‌وجود آمد که بیشتر سهام آن در اختیار دولت بود. دولت همچنین با هدف جلب تجارب و توان فنی و سرمایه مورد نیازش، از شرکتهای فیلم‌سازی خارجی نیز دعوت کرد تا با خرید سهام این شرکت، در ساخت برنامه‌های تلویزیونی مشارکت کنند. در نتیجه، شرکت نیپون الکتریک[231] ژاپن با دولت پاکستان توافقنامه‌ای امضا کرد و در 1343ش/ 1964، دو ایستگاه تلویزیونی در لاهور و داکا، پایتخت پاکستان شرقی (بنگلادش کنونی)، تأسیس کرد. این شرکت همچنین ششصد دستگاه گیرنده وارد کشور کرد که چهارصد دستگاه از آنها برای استفاده همگانی در اماکن عمومی نصب شدند. در ابتدا، امکانات تولید برنامه‌های تلویزیونی اندک بود، اما به‌تدریج تلویزیون رسانه‌ای پرطرفدار شد و میزان تولید و پخش برنامه‌های تلویزیونی نیز افزایش یافت (مظهرالحق، ص 206). همچنین، ایستگاه کراچی در 1346ش/ 1967، اسلام‌آباد در 1350ش/ 1971 و دو ایستگاه پیشاور و کویته در 1355ش/ 1976 فعالیت خود را آغاز کردند (عبدالقادر، همانجا). درحال‌حاضر، مسئولیت تهیه برنامه‌های تلویزیونی برای سراسر کشور با تلویزیون پاکستان[232]  است. این شبکه برای تأمین  هزینه‌های خود، افزون بر درآمدهای حاصل از پیامهای بازرگانی، از کمکهای دولتی نیز بهره می‌گیرد. همچنین، در 1368ش/ 1989، دولت پاکستان تلویزیون تجاریِ شبکه تلویزیون مردم[233] را راه‌اندازی کرد که بعدها شبکه تلویزیون شالیمار[234]  نام گرفت و  برنامه‌های متنوعش بخش عمده‌ای از مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کرد. نظارت بر برنامه‌های رادیو و تلویزیون در پاکستان برعهده وزارت اطلاعات و تهیه و تولید این برنامه‌ها، به‌جز در شبکه‌های خصوصی، در اختیار حکومت است. به‌رغم توسعه شبکه‌های تلویزیونی، در 1392ش تلویزیون فقط در دسترس 86% از جمعیت پاکستان بوده‌است (مظهرالحق، ص206ـ 208؛ پرس رفرنس، همانجا).


د) بنگلادش. اصلی‌ترین و نخستین شبکه رادیویی این کشور، بنگلادش بتار (رادیو بنگلادش)[235]  بود که در 24 آذر  1318/ 16 دسامبر 1939 در داکا تأسیس شد. این رادیو در دعوت مردم به استقلال‌خواهی و در جنگ استقلال بنگلادش و جدایی از پاکستان در 1350ش/ 1971 سهمی بسزا داشت. بیانیه استقلال سرزمین بنگلادش از این ایستگاه رادیویی ــکه در آن هنگام ایستگاه رادیویی پاکستان غربی به‌شمار می‌رفت ــ پخش شد (امان‌اللّه‌خان[236] ، ص 107؛ بنگلاپدیا[237] ، ذیل "Radio"؛   بنگلادش بتار، 2014). بتار پس از استقلال بنگلادش، با استفاده از همه ایستگاههای رادیویی این کشور به فعالیت خود ادامه داد. در نخستین سالهای استقلال، رسالت این رادیو تلاش برای ایجاد ملتی یکپارچه و حفظ میراث تاریخی و فرهنگی اعلام شده بود. رادیو بتار اکنون با امکانات فنی گسترده، در سطح ملی به پخش برنامه مشغول است و بزرگ‌ترین رسانه الکترونیکی این کشور به‌شمار می‌رود. بخش برون‌مرزی بتار، اخبار و برنامه‌ها را به شش زبان بنگالی، انگلیسی، اردو، هندی، نپالی و عربی پخش می‌کند. شماری از سازمانهای رادیوتلویزیونی خارجی، برنامه‌های بنگالی را به‌عنوان بخشی از جدول برنامه‌ای روزانه خود بازپخش می‌کنند، ازجمله بخش جهانی بی‌بی‌سی[238] ، اکاش بانی (خدمات رادیوی هند)[239] ، رادیو تهران،   رادیو ژاپن[240]  و بخش رادیو بین‌المللی چین[241]  (امان‌اللّه‌خان؛   بنگلاپدیا، همانجاها؛ بنگلادش بتار، 2014). تلویزیون بنگلادش در قالب شرکتی به نام شرکت تلویزیون پاکستان[242]  از 1343ش/ 1964 در داکا به دو زبان بنگالی و  انگلیسی فعالیت خود را شروع کرد. در ابتدا، فقط چهار ساعت در روز برنامه داشت، که بیشتر آنها برنامه‌های آموزشی، سرگرمی، خبری و سیاسی و اجتماعی بودند. بعد از استقلال بنگلادش در 1350ش/ 1971، نام آن به تلویزیون بنگلادش[243] تغییر کرد و از 1351ش/ 1972، به‌صورت سازمانی دولتی درآمد و تحت نظارت وزارت اطلاعات بنگلادش و در خدمت حکومت قرار گرفت. از 1359ش/ 1980، پخش رنگی این تلویزیون نیز آغاز شد و از آن هنگام تا 1382ش/ 2003، با احداث ایستگاههای متعدد، سراسر این کشور تحت پوشش امواج تلویزیونی قرار گرفتند (امان‌اللّه‌خان، ص 105؛ بنگلاپدیا، ذیل "Television"؛ تلویزیون بنگلادش، 2014). از اردیبهشت 1383/ آوریل 2004، تلویزیون بنگلادش پخش ماهواره‌ای برنامه‌های خود را به‌صورت شبانه‌روزی، در سطح بین‌المللی با یک شبکه تلویزیونی مستقل آغاز کرد. 92% برنامه‌های تلویزیون بنگلادش در داخل این کشور تولید می‌شود. همچنین از 1382ش/ 2003، چندین شبکه تلویزیونی بافه‌ای (کابْلی) و خصوصی نیز در بنگلادش راه‌اندازی شده‌است (امان‌اللّه‌خان، ص 105ـ107؛ بنگلاپدیا، همانجا؛ تلویزیون بنگلادش، 2014).


ه ) اندونزی. در دوره استعمار هلندیها در اندونزی، شبکه‌ای رادیویی به صورت محدود در این کشور فعالیت می‌کرد. پس از استقلال اندونزی در 1324ش/ 1945، رادیو صدای اندونزی[244] راه‌اندازی شد. این رادیو در دوره احمد سوکارنو* و محمد سوهارتو* تنها شبکه رادیویی فعال در کشور بود و تحت نظارت شدید دولت قرار داشت (وودایر[245] ، ص 51؛ ریکلفس[246] ،   ص 238، 253؛ تیلر[247] ، ص 315).  از 1345ش/ 1966، شرکتهای رادیویی خصوصی با برنامه‌های فرهنگی و آموزشی فعالیت خود را آغاز کردند. این شرکتهای رادیویی، در دوره محمد سوهارتو، ملزم بودند برنامه‌های خبری دولت را پخش کنند. ریاست انجمن صاحبان ایستگاه رادیو[248]  را دختر سورهاتو برعهده داشت و مجوزها به  وفاداران حزب حاکم اعطا می‌شد. پس از سقوط سوهارتو در 1377ش/ 1998، بر شمار ایستگاههای رادیویی مستقل افزوده شد؛ به گونه‌ای که در 1381ش/ 2002، حدود 53 ایستگاه در شهرهای مختلف برنامه پخش می‌کردند. برنامه برون‌مرزی صدای اندونزی به ده زبان اندونزیایی، عربی، مالایی، ماندارن[249] (از زبانهای محلی در چین)، تائی[250]  (زبان رسمی تایلند)، ژاپنی،  اسپانیایی، آلمانی، انگلیسی و فرانسه پخش می‌شود (پرس رفرنس، ذیل "Indonesia"). نخستین شبکه تلویزیونی در اندونزی در 1341ش/  1962 با نام تلویزیون جمهوری اندونزی[251]  و به‌منظور نمایش بازیهای  جام آسیا، که در آن سال در جاکارتا برگزار می‌شد، راه‌اندازی شد. این شبکه به ابزار اجرای سیاستهای دولت سوکارنو و کسب وحدت ملی در جامعه بدل گردید (وودایر، ص 51ـ52؛ ویکرز[252] ، ص 149). ایستگاه مرکزی این تلویزیون در جاکارتا  قرار داشت و ایستگاههای فرعی آن به‌تدریج در شهرهای بزرگ جاوه و دیگر جزایر این کشور احداث شدند. در دوره سوهارتو نیز، تلویزیون تحت نظارت حکومت بود. در این دوره، با توزیع دستگاههای تلویزیون در روستاها، امکان پخش وسیع برنامه‌های حکومتی در سراسر کشور فراهم شد. پس از سقوط حکومت سوهارتو، فضای آزادتری برای پخش برنامه‌های تلویزیونی به‌وجود آمد. به گونه‌ای که گاه، بحثهایی در نقد فساد حکومت و خانواده سوهارتو نیز در تلویزیون مطرح شد (فورشه[253] ، ص180؛ سونیندیو[254] ، ص 141ـ142؛ ویکرز،   ص 175). تلویزیون جمهوری اندونزی تا اواخر دهه 1360ش/ 1980، یگانه شبکه تلویزیونی کشور، و تولیداتش در خدمت ترویج ایدئولوژیِ حاکمیت سیاسی بود (سونیندیو، ص134). درحال‌حاضر، شبکه‌های متعدد تلویزیونی خصوصی و دولتی، بیشتر به‌عنوان وسایل سرگرم‌کننده، در سراسر مجمع‌الجزایر اندونزی در دسترس مردم قرار دارند (فورشه، همانجا).


و) مالزی. رادیو را برای نخستین‌بار در 1300ش/  1921 مهندسی از ایالت جوهور[255]  در مالزی راه‌اندازی کرد. پس از  مدتی، در پنانگ[256]  (جزیره‌ای در شمال‌غربی مالزی) و  کوآلالامپور نیز رادیو تأسیس شد. در دهه 1310ش/ 1930، شرکت پخش رادیوتلویزیون بریتانیایی مالایا[257]  به‌عنوان بخشی  از وزارت اطلاعات بریتانیا[258] ، که بعدها شرکت پخش  رادیوتلویزیون مالایا[259]  نام گرفت، مسئولیت تولید و پخش  برنامه‌های رادیویی را عهده‌دار شد. به‌دنبال حمله ژاپن به مجمع‌الجزایر اندونزی و پایان سلطه بریتانیا بر منطقه، در 1321ش/ 1942، نیروهای ژاپنی با تسلط بر ایستگاههای رادیویی در پنانگ، مالاکا، کوآلالامپور و سنگاپور، از آنها به‌عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده کردند، اما یک سال بعد در 1322ش/ 1943، نیروهای بریتانیایی دوباره با تسلط بر منطقه، اداره ایستگاههای رادیویی را دردست گرفتند (رادیو و تلویزیون مالزی[260] ، 2014).  از اوایل دهه 1330ش/ 1950، ایستگاههای پخش برنامه‌های رادیویی مالایا در کوآلالامپور در سراسر شبه‌جزیره مالایا و ازجمله مناطق صباح[261]  و سراواک[262]  راه‌اندازی شدند. از   1339ش/ 1960، پخش پیامهای تجاری از رادیو برای نخستین‌بار منبع درآمدی برای دولت شد. با تأسیس کشور مالزی در 1342ش/ 1963، این شبکه رادیویی نیز رادیو مالزی نام گرفت. همچنین در همان سال، رادیویی بین‌المللی به نام صدای مالزی شروع به کار کرد و به زبانهای مختلف برنامه پخش     می‌کرد. با تأسیس تلویزیون در آذر 1342/ دسامبر 1963، مرکز پخش برنامه‌های رادیو در مرکز پخش برنامه‌های تلویزیون ادغام شد و زیر نظر وزارت اطلاعات قرار گرفت. در 1348ش/ 1969، دومین شبکه رادیویی مالزی تأسیس شد و در 1354ش/ 1975، رادیو موسیقی این کشور فعالیت خود را آغاز کرد (همانجا). در مالزی، رسانه‌های خبری الکترونیکی به‌طور کامل تحت نظارت دولت قرار دارند. در آذر 1366/ دسامبر 1987، مجلس مالزی قانون پخش را به‌تصویب رساند و بر این اساس، نظارت وزارت اطلاعات بر برنامه‌های رادیو و تلویزیون مالزی بیشتر شد. این وزارت می‌توانست مجوز هر شرکت خصوصی را در صورت تخطی از این قانون لغو کند. در اردیبهشت 1381/ مه 2002، دولت دستورالعملهای سختگیرانه‌تری برای فعالیت رادیو و تلویزیون وضع کرد که به محدودیت بیشتر این رسانه انجامید. درحال‌حاضر، برنامه‌های رادیویی مالزی در بیش از شش شبکه و به زبانهای مختلف پخش می‌شود. افزون بر آن، شبکه‌های سواره اسلام (صدای اسلام)[263]  و سواره مالزی (صدای مالزی)[264]  در این کشور فعال‌اند (پرس رفرنس، ذیل "Malaysia"). ایستگاه تلویزیون نخستین‌بار در آذر 1342/ دسامبر  1963 و با کمک فنی کشور کانادا در مالزی ایجاد شد. تنها شبکه ملی این کشور زیرنظر سازمان پخش رادیوتلویزیون[265]  یا سازمان رادیو  و تلویزیون مالزی[266]  فعالیت می‌کرد و آن سازمان نیز زیرمجموعه  وزارت اطلاعات بود و درواقع تحت نظارت کامل حکومت قرار داشت. در 1348ش/ 1969، شبکه‌ای دیگر راه‌اندازی شد. این دو شبکه در دهه‌های اخیر تحولات جالب‌توجهی در جامعه مالزی پدید آورده‌اند (ناین[267] ، ص 118ـ119). از اواسط دهه  1370ش/ 1990، فضای آزادتری برای شبکه‌های خصوصی تلویزیونی در مالزی فراهم شده‌است (میلن[268]  و ماوزی[269] ،   ص 114ـ115؛ ناین، ص 119)، ازجمله در 1374ش/  1995 مگا تی‌وی[270]  فعالیت خود را آغاز کرد که پنج شبکه خارجی دارد  و دولت فقط 40% از مالکیت آن را داراست. مترو ویژن[271]  نیز  دیگر شبکه تجاری است که در همین سال تأسیس شد. در سالهای اخیر، رادیو و تلویزیون در پوشش مسائل سیاسی و رقابتهای حزبی و ارتقای میزان آگاهی سیاسی مردم مالزی سهمی محوری داشته‌است (ناین، ص120ـ123؛ پرس رفرنس، همانجا).


منابع :


Mohammad Abdul Qadeer, Pakistan: social and cultural transformations in a Muslim nation, London 2006; Afghanistan: past and present, ed. Alfred Aghajanian, Los Angeles, CA: IndoEuropean, 2007; Binod C. Agrawal and Shalini Raghaviah, "India: public service broadcasting and changing perspectives", in Public service broadcasting in the age of globalization, ed. Indrajit Banerjee and Kalinga Seneviratne, Singapore: Asian Media Information and Communication Centre (AMIC), 2006; Amanullah Khan, "Communication scenes.1: Bangladesh", in Asian communication handbook 2008, ed. Indrajit Banerjee and Stephen Logan, Singapore: Asian Media Information and Communication Centre (AMIC), 2008; John Baily, Music of Afghanistan: professional musicians in the city of Herat, Cambridge 1988; Bangladesh Betar, 2014. Retrieved Feb. 22, 2014, from http://www.betar.org.bd/ index.html; Bangladesh Television. Retrieved Feb. 23, 2014, from http:// 192.185.183.166/˜btvgov/ index.php?option= com_ content&view = frontpage&Itemid= 1; Banglapedia: national encyclopedia of Bangladesh, ed. Sirajul Islam, Dhaka: Asiatic Society of Bangladesh, 2003, s.vv. "Radio" (by M.N. Mustafa), "Television" (by M. Saifullah); Supriya Bezbaruah, "Health communication", in Climate change and disease dynamics in India, ed. Nitish Dogra and Sangeet Srivastava, New Delhi: The Energy and Resources Institute (TERI), 2012; Hafizullah Emadi, Culture and customs of Afghanistan, Westport, Conn. 2005; Jill Forshee, Culture and customs of Indonesia, Westport, Conn. 2006; International Monetary Fund. Staff Country Reports, Islamic Republic of Afghanistan: Afghanistan National Development Strategy, first annual report (2008/09), Washington, D.C. [2009]; Mazharul Haque, "Pakistan", in Mass Media in the Middle East: a comprehensive handbook, ed. Yahya R. Kamalipour and Hamid Mowlana, Westport, Conn.: Greenwood Press, 1994; Toby Miller, "USjournalism servant of the nation, scourge of the truth?", in Conflict, terrorism and the media in Asia, ed. Benjamin Cole, London: Routledge, 2006; R.S. Milne and Diane K. Mauzy, Malaysian politics under Mahathir, London 1999; Zaharom Nain, "The structure of the media industry: implications for democracy", in Democracy in Malaysia: discourses and practices, ed. Francis Loh Kok Wah and Khoo Boo Teik, Richmond: Curzon Press, 2002; Nazir Peroz, Framework for a functional IT supply in higher education in Afghanistan, Berlin 2009; Peace tv, 2013. Retrieved Feb. 22, 2014, from http://www.peacetv.in/ live_peacetv.html; Press Reference, 2014. Retrieved Feb. 22, 2014, from http://www.pressreference.com; Radioislam. Retrieved Feb. 22, 2014, from www.radioislam.in; Mohammad Houssain Razi, "Afghanistan", in Mass media in the Middle East: a comprehensive handbook, ibid; Merle Calvin Ricklefs, A history of modern Indonesia since c. 1200, Stanford, Calif. 2008; RTM Malaysia. Retrieved Feb. 22, 2014, from http://www.rtm.net.my; Shahid Rasool, Eductional television in India: present scenario and future prospects, New Delhi 2012; Shifa TV. Retrieved Feb. 22, 2014, from http://shifa.tv; Saraswati Sunindyo, "Gender discourse on television", in Culture and society in new order Indonesia, ed. Virginia Matheson Hooker, Oxford: Oxford University Press, 1995; M. Halim Tanwir, Afghanistan: history, diplomacy &journalism,USA 2013; Jean Gelman Taylor, Indonesia: peoples and histories, New Haven 2003; Andrian Vickers, A historyofmodern Indonesia, Cambridge 2006; Jonathan Woodier, "Perning in the Gyre: Indonesia, the globalised media and the ‘war on terror’", in Conflict, terrorism and the media in Asia, ibid.


/ علی‌محمد طرفداری /


7) رادیو و تلویزیونهای اسلامی. تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای به‌ویژه از ابتدای قرن بیست‌ویکم، به موضوعی جهانی تبدیل شده و بسیاری از کشورها بدان توجه کرده‌اند. در این میان، کشورهایی که حساسیتها و ملاحظه‌های فرهنگی و سیاسی بالاتری دارند دغدغه بیشتری در این زمینه نشان داده‌اند. پیامدهای فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی پدیده نوظهور شبکه‌های ماهواره‌ای، طیف وسیعی از سیاستها را در کشورهای گوناگون جهان، به‌ویژه کشورهای اسلامی، در برابر آن به منصه ظهور آورده‌است، که از پذیرش مطلق تا طرد کامل را شامل می‌شوند. جریانهای گوناگون اسلامی نیز با وقوف به اهمیت شبکه‌های ماهواره‌ای، به‌طور گسترده به استفاده از این فنّاوری برای تبلیغ دیدگاههایشان روی آورده‌اند. به‌ویژه آنکه شبکه‌های ماهواره‌ای در انتقال پیامشان به مخاطب محدودیتی ندارند.  بنابراین در پی همراهی مذاهب گوناگون اسلامی با این موج فراگیر، شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی جدیدی شکل گرفته‌اند (جمشیدی و زنده‌دل، ص 113ـ115). شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی بیشتر به‌منظور مقابله با ارائه چهره‌ای خشونت‌آمیز از اسلام در شماری از رسانه‌های غربی و صهیونیستی و در واکنش به گسترش موج اسلام‌هراسی و هتک حرمت این رسانه‌ها به ساحت مقدّس پیامبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، به‌ویژه پس از رویداد یازده سپتامبر*، شکل گرفته‌اند (← یسری خالد ابراهیم، ص 438ـ439؛ حسین إِبش، ص 219ـ221؛ جان ابی‌نادر، ص 304ـ305؛ محمد سید سعید، ص 41ـ42). همچنین افزایش شبکه‌های ماهواره‌ای غربی و تأثیر غیرقابل انکار آنها بر فرهنگ و سنّتهای جوامع اسلامی سبب شد تا بسیاری از فرهیختگان و مدیران فرهنگی کشورهای اسلامی برای صیانت از فرهنگ و هویت اسلامی به تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی روی آورند. شبکه‌های مشهور غربی، مانند بی‌بی‌سی[272] ، یورونیوز[273] ، دویچه وله[274] ، فرانس     24[275] ، اسکای نیوز[276] ، راشا تودی[277]  نیز برای تأثیرگذاری بیشتر بر    جوامع اسلامی و پیگیری سیاستهای دولتهای متبوعشان، شبکه‌های ماهواره‌ای به زبانهای جهان اسلام، به‌ویژه عربی و فارسی و ترکی تأسیس کردند که در مقابل این فعالیت روند تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی برای مقابله با این موج تبلیغاتی شدت یافت (← مجدی محمد داغر، ص 5ـ6، 12ـ14؛ حسین إبش، ص 226ـ229؛ محمد ابحرین، ص330ـ331، 338ـ339؛ محمدی، ص 77). در این میان، خلأ وجود شبکه‌های ماهواره‌ای متعلق به جهان اسلام برای مخاطبان مسلمان و غیرمسلمانِ ساکن غرب و شناساندن چهره مستند اسلام و مسلمانان، ضرورت تأسیس شبکه‌های اسلامی را دوچندان می‌کرد. ازهمین‌رو در دو دهه اخیر، با افزایش تعداد شبکه‌های ماهواره‌ای و تخصصی‌شدن این شبکه‌ها در زمینه‌های پزشکی، خبری، موسیقی و ورزش، شبکه‌های دینی نیز تخصصی‌تر شدند (رضا عبدالواجد امین، ص 3؛ مجدی محمد داغر، ص 14ـ15). از بُعد داخلی نیز با وجود تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای متعدد محلی و ملی، خلأ وجود شبکه‌های اسلامی برای ارائه و بررسی بیشتر مسائل اسلامی و دفاع از امت اسلامی بیش از پیش مشهود بود. ضرورت تأسیس این شبکه‌ها در جلسات گوناگون سازمان همکاری اسلامی*[278]  مطرح شد و شخصیتهای برجسته اسلامی   بر تأسیس آنها تأکید کردند (زیدی، ص 277). در میان شبکه‌های اسلامی، شبکه اقرأ پیشگام است که آن رد ی‌دوعس ن‌اتسبرع رد [279] ب‌رع ن‌ویزیولت و ویدار ه‌کبش ار  29  مهر 1377/ 21 اکتبر 1998 به‌عنوان نخستین شبکه تخصصی در باره مسائل اسلامی تأسیس کرد. پس از آن بر شمار شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی افزوده شد و در 1389ش/ 2010 به حدود هشتاد شبکه رسید. این شبکه‌ها، پس از مدتی مخاطبان بسیاری پیدا کردند و به همین سبب بسیاری از رجال دین با هدف نشر آموزه‌های اسلامی و حتی برخی افراد صاحب سرمایه با انگیزه‌های اقتصادی به تأسیس شبکه‌های اسلامی اقدام کردند (عمری، ص 103ـ104؛ مجدی محمد داغر، ص 12ـ13). این شبکه‌ها بخش وسیعی از مخاطبان سایر شبکه‌ها، حتی شبکه‌های خبری و تفریحی و سرگرمی، را جذب کردند و به‌ویژه در میان اقلیتهای مسلمان در نقاط گوناگون جهان محبوبیت بسیاری به‌دست آوردند. در حال حاضر، مسلمانان بوسنی و هرزگوین، جمهوری کوزوو، فرانسه، ایتالیا، آلمان، نروژ، دانمارک و هلند بیش از مناطق دیگر جهان، بیننده برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی‌اند (مجدی محمد داغر، ص 84، 87). شبکه‌های اسلامی براساس تقسیمات مذهبی به شبکه‌های شیعی مانند المنار، الانوار، ثامن و اهل‌البیت و شبکه‌های سنّی مانند المجد، الناس، الحکمة، الهدی، و اقرأ تقسیم می‌شوند (← عمری، ص 107ـ108).


الف) شبکه‌های شیعی. شبکه‌های ماهواره‌ای شیعی پس از تجربه موفق شبکه‌های اسلامی سنّی شکل گرفتند. برخی از این شبکه‌ها در واکنش به شبهات مطرح‌شده در شبکه‌های سنّی درباره عقاید شیعه، تأسیس شدند و نهادهای دینی شیعی تلاش کردند از این رسانه‌ها برای نشر تعالیم و ترویج فرهنگ شیعی و رفع شبهه درباره این مذهب استفاده کنند. در پی راه‌اندازی شبکه ماهواره‌ای المنار در 1379ش/ 2000 و نیز شبکه الانوار، روند تأسیس شبکه‌های شیعی، به‌ویژه از 1383ش/ 2004 به بعد، شدت گرفت و نهادهای شیعی به شکلی گسترده از شبکه‌های ماهواره‌ای استفاده کردند. بعضی از این شبکه‌ها را گروهی از روحانیان، علما و مراجع تقلید حمایت می‌کنند، و برخی دیگر نیز به گروهها و جناحهای سیاسی شیعی وابسته‌اند. در این میان، بحثهای افراطی و تفرقه‌انگیز معدودی از این شبکه‌ها انتقادهایی را در بین شیعیان در پی داشته‌است. شبکه ماهواره‌ای المنار نخستین شبکه ماهواره شیعی و وابسته به حزب‌اللّه لبنان است. پخش زمینی آن در 13 خرداد 1370/ 3 ژوئن 1991 آغاز و شبکه ماهواره‌ای آن نیز در 1379ش/ 2000 راه‌اندازی شد. اهداف تأسیس این شبکه عبارت بودند از: معرفی و شرح فعالیتهای مقاومت در لبنان در مواجهه با رژیم صهیونیستی؛ همسویی با فلسطینیها در سرزمینهای اشغالی؛ بازسازی هویت لبنانی پس از جنگ داخلی (1354ـ1369ش/ 1975ـ1990)؛ پخش برنامه‌های مناسب خانواده‌های اسلامی؛ تمرکز بر ارزشهای دین اسلام؛ و گسترش تعامل بین ادیان و فرهنگهای مختلف. حزب‌اللّه از این شبکه حمایت مالی می‌کند. از این شبکه برنامه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز ورزشی، تفریحی و کودکان پخش می‌شود. 80% برنامه‌ها تولید شبکه و 20% تولید کشورهای عربی است. تأثیر درخور توجه برنامه‌های این شبکه به‌گونه‌ای بود که در 1383ش/ 2004 پخش برنامه‌های المنار در فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی و سپس امریکا به اتهام یهودی‌ستیزی متوقف شد. این شبکه از ماهواره یوتل‌ست[280]  حذف گردید، ولی  پخش برنامه‌هایش را از ماهواره‌های دیگر ادامه داد. در جریان جنگ سی‌وسه روزه میان حزب‌اللّه و رژیم اشغالگر فلسطین در 1385ش/ 2006، اسرائیلیها مقرّ این شبکه را بمباران کردند که کاملا تخریب شد. البته با استفاده از استودیوهای جایگزین، پخش برنامه‌های آن متوقف نگردید (هبه‌شاهین، ص 297ـ 299؛ بزی[281] ، ص 7؛ عمری، ص 104).  چهار سال بعد از تأسیس شبکه ماهواره‌ای المنار، شیعیان کویت و عراق نیز برای نشر افکارشان به تأسیس شبکه ماهواره‌ای روی آوردند. در 1383ش/ 2004 صالح عاشور، نماینده شیعی مجلس کویت، شبکه ماهواره‌ای الانوار را راه‌اندازی کرد. هدف از تأسیس این شبکه نشر فرهنگ رواداری و همزیستی و دوری از خشونت و تقویت فرهنگ دینی در جامعه بود. پخش زنده مراسم مداحی و عزاداری به مناسبتهای گوناگون شیعی، بیشتر برنامه‌های شبکه را به خود اختصاص داده‌است. مباحثات دینی به‌ویژه نشر فرهنگ شیعی، از دیگر برنامه‌های آن است (هبه‌شاهین، ص320؛ عبدالامیر رویح، 1429). در عراق شبکه ماهواره‌ای اهل‌البیت در 1384ش/  2005 افتتاح شد که دفتر مرکزی آن در شهر کربلا قرار دارد. این شبکه به سیدهادی مدرسی، از علمای شیعه عراق، تعلق دارد و فرزندش مهدی مدرسی آن را اداره می‌کند. بخش انگلیسی شبکه اهل‌البیت در 1388ش/ 2009 راه‌اندازی شد و دفتر آن در لندن است. این شبکه در 1390ش/ 2011 به‌صورت گسترده اخبار و وقایع قیام مردم بحرین را پوشش می‌داد، ازاین‌رو، پخش آن برای مدتی از ماهواره‌های عرب‌ست[282]  و سپس  نایل‌ست[283]  و هاتبرد[284]  متوقف شد. در حال حاضر، این شبکه   تبلیغ و نشر تعالیم اهل بیت علیهم‌السلام و فرهنگ شیعی را با پخش گفتگوهای دینی و مراسم مذهبی وجهه همت خود قرار داده‌است (]وبگاه[ مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر (عج)،  2014الف؛ هبه‌شاهین، ص 339ـ340؛ رضا عبدالواجد امین، ص 23). شبکه هادی تی‌وی[285]  با الهام‌گرفتن از تجربه شبکه‌های  شیعی جهان اسلام تأسیس شد و انورعلی نجفی، روحانی پاکستانی، در بهمن 1385/ فوریه 2007 با هدف استفاده از فنّاوریهای نوین برای گسترش و نشر علوم اهل بیت و ارتقای سطح آگاهی دینی شیعیان هند و پاکستان و آسیای جنوب‌شرقی، با حمایت مؤسسه امام‌هادی علیه‌السلام در مشهد، این شبکه را راه‌اندازی کرد و سپس گستره پخش آن توسعه یافت. اصلی‌ترین مخاطبان این شبکه اردوزبانان هند، پاکستان و بنگلادش‌اند. درواقع، دلیل اصلی تأسیس آن، نبود شبکه شیعیِ اردوزبان برای شیعیان شبه‌قاره بود. برنامه‌های هادی تی‌وی در هفت استودیو در شهرهای قم، مشهد، اسلام‌آباد، بانکوک، لندن، لکهنو و جاکارتا تولید می‌شود و مرکز تولید این برنامه‌ها در قم و اسلام‌آباد است. این شبکه به‌تدریج فعالیتش را گسترش داد و به چهار شبکه تبدیل شد که به زبانها و گویشهایی مانند انگلیسی، مالایی، تائی و عربی، ترکی آذری، ترکی استانبولی، کردی، پشتو، فرانسه و فارسی برنامه پخش می‌کند. هادی تی‌وی همچنین، شبکه دعا[286]  را راه‌اندازی کرد که  برنامه‌های آن به زبانهای انگلیسی، مالایی، فرانسه و عربی است (]وبگاه[ مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر (عج)،  2014ب؛ هادی تی‌وی، 2012). پس از موفقیت شبکه هادی تی‌وی در جذب مخاطبان ، شیعیان پاکستانی در شهر منچستر[287]  انگلستان شبکه ماهواره‌ای  هدایت تی‌وی[288]  را در 1387ش/ 2008، به زبان اردو و  انگلیسی تأسیس کردند. نبود شبکه ماهواره‌ای برای شیعیان پاکستانی در انگلستان و ضرورت برطرف کردن این خلأ مهم‌ترین عامل مؤثر در راه‌اندازی این شبکه بود. این شبکه قیام مردم بحرین را به‌صورت گسترده پوشش داد و به همین‌سبب رسانه‌های مخالف آن را تحت فشار قرار دادند (عدیل، 2013؛ هدایت تی‌وی، 2014). با استقبال گسترده شیعیان از شبکه‌های ماهواره‌ای، نهادها و شخصیتهای ممتاز دینی ایران نیز تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای را در دستور کار خود قرار دادند. یکی از مهم‌ترین این شبکه‌ها ثامن تی‌وی است که از 8 آبان 1388/ 30 اکتبر 2009 بر روی ماهواره هاتبرد قرار گرفته‌است. شبکه ثامن تی‌وی با چهار رویکرد اخلاق اسلامی، معارف شیعی، نگرشهای ادیانی و مباحث اجتماعی فعالیت می‌کند. این شبکه مستقل و مردم‌نهاد است و هزینه‌های آن با کمکهای خیّرین و شماری از استادان حوزه و دانشگاه به‌صورت خصوصی تأمین می‌شود. شبکه ثامن تی‌وی، با شعار «مهر و دانش از دریچه علوم و معارف امام‌رضا» به طرح مباحث خود می‌پردازد. برنامه‌های آن به دو زبان فارسی و انگلیسی پخش می‌شود و شامل سخنرانیها و نشستهای دینی، مستند و نماهنگ در حوزه‌های دین، اخلاق و معارف اسلامی است (خبرگزاری فارس، 1393ش؛ جمشیدی و زنده‌دل، ص 116ـ117). شبکه ماهواره‌ای ثقلین متعلق به مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام شبکه دیگری است که ایرانیان در 1388ش/ 2009 با هدف آموزش و ارتقای سطح علمی شیعیان در خارج از کشور تأسیس کردند. این شبکه عربی‌زبان در هلند ثبت رسمی شده‌است، اما دفتر مرکزی آن در ترکیه است و در برخی کشورهای دیگر نیز دفتر دارد. برنامه‌های این شبکه از طریق ماهواره‌های نایل‌ست و گلکسی[289]  پخش می‌شد، اما به‌سبب  پوشش‌دادن قیام مردم بحرین، ادامه فعالیت آن از طریق نایل‌ست متوقف شد. برنامه‌های این شبکه را قرآن و حدیث، تاریخ و سیره، کلام و فلسفه، فقه و حقوق اسلامی، مسائل خانواده و جوانان تشکیل می‌دهد که 95% برنامه‌های آن تولید خارج از ایران است. شبکه ثقلین در چندین کشور با حضور بزرگان علمی و حوزوی کشورهای مختلف، برنامه زنده پخش می‌کند (جمشیدی و زنده‌دل، ص 115ـ116؛ خبر آنلاین، 1390ش). مراجع تقلید شیعه ایران نیز برای نشر فرهنگ و تعالیم شیعی، شبکه‌های ماهواره‌ای تحت نظارت خود را تأسیس کرده‌اند. شبکه جهانی ولایت در 5 تیر 1389/ 26 ژوئن  2010 با ریاست محمد حسینی‌قزوینی، از دانش‌آموختگان حوزه علمیه قم، فعالیتش را آغاز کرد. این شبکه خصوصی است و زیر نظر آیت‌اللّه ناصر مکارم‌شیرازی، از مراجع تقلید، اداره می‌شود. شبکه ولایت ضمن تثبیت و تحکیم بنیانهای نظری و تقویت مبانی علمی عقاید شیعی، به انگیزه دفاع از این مذهب به شبهات پاسخ می‌دهد. محتوای برنامه‌های شبکه ولایت را مباحثات، مناظرات و گزارشهایی در موضوعات اسلامی، شیعی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تشکیل می‌دهد. تولیدات این شبکه از طریق دو ماهواره هاتبرد و گلکسی پخش می‌شود و بیشتر نقاط جهان را پوشش می‌دهد. دفتر مرکزی آن در شهر لیورمور[290]  واقع در کالیفرنیای شمالی[291]  است و در قم نیز   دفتر دارد (← شبکه جهانی ولایت، 2014). نوآوری دیگر جامعه شیعه تأسیس شبکه اسلامی برای کودکان به عنوان بخش مهمی از جامعه است. شبکه ماهواره‌ای هدهد ــکه برنامه‌های اسلامی را برای کودکان پخش می‌کندــ در 1391ش/ 2012 به‌همت سیدجواد شهرستانی، از دانش‌آموختگان حوزه علمیه عراق و قم و نماینده آیت‌اللّه سیدعلی سیستانی، از مراجع تقلید، راه‌اندازی شد. شبکه هدهد پس از موفقیت در تولید برنامه عربی، شبکه فارسی را نیز تأسیس کرد. مرکز شبکه هدهد عربی در بیروت و مرکز شبکه هدهد فارسی، در شهر دوشنبه تاجیکستان است. هدف این شبکه آموزش اصول و آموزه‌های اسلام و تشیع به کودکان شیعه از راه پخش پویانمایی، مجموعه‌های تلویزیونی و برنامه‌های مناسبتی است. این شبکه در مدت کوتاهی مخاطبان بسیاری را جذب کرد و یک سال پس از تأسیس این شبکه، مسئولان شرکت نایل‌ست، تحت فشار سلفیهای افراطی پخش این شبکه را از این ماهواره متوقف کردند. این شبکه هم اکنون برنامه‌هایش را روی ماهواره‌ای هاتبرد و گلکسی پخش می‌کند (← ]وبگاه[ دارآخرت، 1393ش، ]وبگاه[ انتخاب، 1393ش؛ شبکه ماهواره‌ای هدهد، 1393ش).


ب) شبکه‌های سنّی. این شبکه‌ها با تأسیس شبکه اقرأ در 1377ش/ 1998 رسمآ فعالیتشان را آغاز کردند. اما در آغاز قرن بیست‌ویکم روند تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای سنّی شدت گرفت. برخی از این شبکه‌ها با میانه‌روی و دور از حاشیه‌سازی فعالیت می‌کنند و پخش برنامه‌های مفید و جذاب را در دستور کار خود قرار داده‌اند، اما خط‌مشی برخی دیگر از این شبکه‌ها افراطی است و با توهین و افترا، جنگ‌افروزی را تشدید می‌کنند. برخی از شبکه‌های سنّی نیز خط‌مشی سلفی (← سلفیه* دارند و برنامه‌هایشان براساس آموزه‌های این جریان دینی تنظیم شده‌است (← ادامه مقاله). در 29 مهر 1377/ 21 اکتبر 1998 شبکه رادیو و تلویزیون عرب، شبکه اقرأ را به عنوان نخستین شبکه ماهواره‌ای اسلامی (با مدیریت صالح کامل) در شهر جدّه پایه‌گذاری کرد. این شبکه پس از مدتی با پخش برنامه‌های مناسب و هدفمند مخاطبان بسیاری در جهان اسلام و خارج از آن به خود جذب کرد. برنامه‌های شبکه به زبان عربی و شامل گفتگو، فیلمهای مستند، برنامه‌های آموزشی و مجموعه‌های تلویزیونی است و در آن به موضوعات گوناگون دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته می‌شود (مجدی محمد داغر، ص 60ـ 61؛ عمری، ص 103ـ104؛ هبه‌شاهین، ص 253ـ254؛ رضا عبدالواجد امین، ص 14ـ15). پس از واقعه یازده سپتامبر (1380ش/ 2001) و با توجه به استقبال از شبکه اقرأ بسیاری از مؤسسه‌ها و شخصیتهای سنّی به تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای روی آوردند. چنان‌که در  12 اردیبهشت 1382/ 2 مه 2003 شرکت علاالمجد عربستان به ریاست فهدبن عبدالرحمان شمیمری، شبکه ماهواره‌ای المجد را در دوبی راه‌اندازی کرد. این شبکه گرایش سلفی دارد و برنامه‌های اجتماعی، سیاسی، خبری، دینی، فرهنگی و تفریحی تولید می‌کند. 95% این برنامه‌ها تولید شبکه المجد و 5% تولید خارج است. برنامه‌های اسلامی متنوع و افزایش مخاطبان سبب شد تا این شبکه به‌تدریج به هشت شبکه تخصصی تبدیل شود. یکی از این شبکه‌ها قناة المجد للقرآن الکریم نام دارد که به پخش تلاوت قرآن و تفسیر و ترجمه آن به زبانهای گوناگون می‌پردازد. قناة المجد للاطفال، قناة المجد للحدیث‌الشریف و شبکه مستند المجد (قناة المجد الوثائقیة) و قناة المجد العلمیة از مهم‌ترین شبکه‌های المجد است (عمری، ص 104ـ105؛ رضا عبدالواجد امین، ص 15ـ17؛ هبه‌شاهین، ص 268ـ271). مسلمانان خارج از مرزهای جهان اسلام به‌منظور حفظ هویت اسلامی و دفاع از آن، معرفی تعالیم و فرهنگ اسلامی و ایجاد فضای گفتگوی سازنده با پیروان ادیان دیگر به تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای روی آورده‌اند. مهم‌ترین این شبکه‌ها، شبکه اسلام[292]  است که در انگلستان پایه‌گذاری شد. این شبکه را  محمدعلی حَرّاث، از فعالان اسلام‌گرای تونسی، در 1383ش/ 2004 در لندن راه‌اندازی کرد. برنامه‌های آن به زبان انگلیسی است و شبکه‌ای میانه‌روست. براساس یکی از پژوهشهایی که دولت انگلستان انجام داده‌است، 59% از مسلمانان این کشور، بیننده برنامه‌های این شبکه‌اند. برنامه‌های این شبکه از طریق هشت ماهواره پخش می‌شود و گستره جغرافیای وسیعی را پوشش داده‌است (شافعی، 1432؛ شبکه اسلام، 2014). در امریکا نیز جمعیتهای مسلمان به تأسیس شبکه‌های اسلامی اهتمام کردند. مزمل حسن[293]  پاکستانی‌الاصل، شبکه  بریجز[294]  را در10 آذر 1383/ 30 نوامبر 2004 پایه‌گذاری کرد.  هدف از تأسیس این شبکه نیز ارائه واقعیتهای شریعت اسلام پس از واقعه یازده سپتامبر وایجاد پل ارتباطی و برقراری گفتگو و تفاهم میان مسلمانان امریکا و دیگر شهروندان امریکایی است. این شبکه نخستین شبکه اسلامی انگلیسی‌زبان در امریکاست (رضا عبدالواجد امین، ص 23ـ24). از اهداف دیگرِ تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی ایجاد ارتباط با اقلیتهای مسلمان در کشورهای مختلف و نیز پیروان ادیان دیگر است. شبکه الهدی ازجمله این شبکه‌هاست که پخش برنامه‌هایش را در 12 مهر 1384/ 4 اکتبر 2005 آغاز کرد. این شبکه خصوصی را چند سرمایه‌دار سعودی تأسیس کرده‌اند و مقرّ آن در قاهره است. شبکه الهدی برنامه‌هایش را به زبان انگلیسی پخش می‌کند و مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: آموزش و تلاوت قرآن، ترجمه انگلیسی قرآن، برنامه فتوا و پخش زنده نمازهای پنج‌گانه از خانه خدا همراه با ترجمه به زبان انگلیسی. این شبکه در نظر دارد برنامه‌هایش را به زبانهای فرانسه و اسپانیایی نیز پخش کند. شبکه الهدی با میانه‌روی و به دور از تفرق مذهبی به تبلیغات اسلامی می‌پردازد (هبه‌شاهین، ص 275ـ276؛ رضا عبدالواجد امین، ص 23). برخی از شبکه‌های تفریح و سرگرمی نیز خط‌مشی رسانه‌ای خود را تغییر داده و به شبکه‌های اسلامی تبدیل شده‌اند. از جمله شبکه الناس که پخش برنامه‌هایش را در دی 1384/ ژانویه 2006 آغاز شد. مالک این شبکه منصوربن کَدْسه، سرمایه‌دار و نماینده مجلس سعودی، است. شبکه الناس در ابتدا فیلم و مجموعه تلویزیونی پخش می‌کرد، اما از مرداد 1385/ اوت 2006 شبکه‌ای اسلامی شد و شیوخ برجسته‌ای مانند ابوسحاق الحوینی و محمدحسین یعقوب در آن برنامه اجرا می‌کردند. رویکرد این شبکه سلفی است و در امور سیاسی دخالت نمی‌کند. گفتگو درباره فتاوا و مسابقات دینی از برنامه‌های اصلی این شبکه است (مجدی محمد داغر، ص 62ـ 63؛ هبه‌شاهین، ص 353؛ رضا عبدالواجد امین، ص 19). برخی از شبکه‌های معروف جهان عرب، که شبکه‌های تخصصی در زمینه‌های گوناگون دارند، شبکه ماهواره‌ای اسلامی وابسته به مجموعه خود را نیز راه‌اندازی کرده‌اند. نمونه بارز آن شبکه الرسالة است که پخش برنامه‌های رسمی‌اش در 10 اسفند 1384/ اول مارس 2006 از دوبی آغاز شد. این شبکه به مجموعه شبکه‌های ماهواره‌ای روتانا[295]  به مدیریت ولیدبن  طَلال، سرمایه‌دار و شاهزاده سعودی، تعلق دارد. شبکه الرسالة با دعوت از شخصیتهای دینی سنّی مانند سلمان العودة و عَمرو خالد در برنامه‌هایش به جذب جوانان می‌پردازد و به مسائل زنان اهمیت بسیاری می‌دهد. به اعتقاد برخی، الرسالة شبکه‌ای خانواده‌محور است (هبه‌شاهین، ص 276ـ277؛ مجدی محمد داغر، ص 62؛ رضا عبدالواجد امین، ص 18). تعدادی از شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی نیز در واکنش به توهین به ساحت مقدس پیامبر اسلام تأسیس شدند. برای نمونه، شبکه الحکمة پس از انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز پیامبر اکرم در دانمارک و نروژ در 1384ش/ 2005 تأسیس شد و در 8 مهر 1385/ 30 سپتامبر 2006 پخش برنامه‌هایش را از قاهره به دو زبان عربی و انگلیسی آغاز کرد. این شبکه با پخش برنامه‌هایی در زمینه فرهنگ اسلامی می‌کوشد در برابر توهینهای رواداشته شده به مسلمانان و تصویرسازی ناروا از آنان اسلام واقعی را به غربیها نشان دهد. برنامه‌های این شبکه به زبان عربی است، اما برخی از برنامه‌های آن به زبان انگلیسی ترجمه می‌شود. برنامه‌های این شبکه بر سنّت نبوی متمرکز است و برنامه‌هایی مانند احادیث نبوی و فیلمهای مستند درباره سنّت نبوی به دو زبان عربی و انگلیسی پخش می‌کند (مجدی محمد داغر، ص 63ـ64؛ هبه‌شاهین، ص 354؛ رضا عبدالواجد امین، ص 19).


ج) اتحادیه‌های شبکه‌های اسلامی. اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی[296]  (اتحاد الإذاعات و التلفزیونات  الاسلامیة) به ابتکار شماری از شبکه‌ها و مؤسسه‌های رسانه‌ای در 1386ش/ 2007 تشکیل شد. هدف از آن پشتیبانی از مجموعه تعالیم اسلام در سراسر جهان با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطی، مقابله با تبلیغات ضداسلامی با هدف هماهنگ‌کردن رادیوها و تلویزیونها و مؤسسات رسانه‌ای و ایجاد محوری منسجم، و فعال و روزآمد است. اعضای این اتحادیه از میان مدیران رادیوها، تلویزیونها و مؤسسه‌های رسانه‌ای اسلامی انتخاب شده‌اند. هم اکنون این اتحادیه بیش از 160 عضو از 25 کشور جهان دارد و شمار اعضا روبه‌افزایش است. نخستین اجلاس مجمع عمومی اتحادیه در 1386ش/ 2007 و دومین اجلاس آن در 1387ش/ 2008، با حضور مدیران مجموعه‌های عضو و سخنرانی شخصیتهای برجسته سیاسی و فرهنگی جهان اسلام در تهران برگزار شد (خبرگزاری تقریب، 2014). در 1391ش/ 2012، نیز 85 شبکه ماهواره‌ای اسلامی به همراه تعداد زیادی از شرکتهای تولیدکننده برنامه‌های تلویزیونی متعلق به کشورهای مصر، اردن، فلسطین، سوریه، عربستان سعودی، کویت و برخی کشورهای اسلامی در استانبول، سازمان اطلاع‌رسانی تصویری هدفمند (رابطة الاعلام المرئی الهادف) را تأسیس کردند. گسترش همکاری میان شبکه‌های اسلامی در زمینه‌های گوناگون، برنامه‌ریزی برای تولید برنامه‌های سازنده و دستیابی به شیوه‌های نوین تولید، ازجمله اهداف اصلی تأسیس این انجمن است و در حال حاضر  97 عضو دارد (ابوایة‌سطی، 2014؛ رابطة الاعلام المرئی الهادف، 2011). شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی از نظر کمّی جایگاه متمایز و مهمی در میان دیگر شبکه‌های ماهواره‌ای دارند، اما این افزایش تعداد با بهبود کیفیت و نوآوری لازم همراه نبوده‌است. در بیشتر برنامه‌های این شبکه‌ها به تاریخ پرداخته شده‌است و بحثهای علمی روزآمد در این شبکه‌ها کمتر دیده می‌شود (یسری خالد ابراهیم، ص 446) از دیگر مشکلات این شبکه‌ها نبود برنامه‌های متنوع و تفریحی برای جوانان است. با وجود اینکه جوانان بخش اعظم جوامع اسلامی را تشکیل می‌دهند، توجه‌نکردن به خواستهای آنان، سبب کاهش مقبولیت این شبکه‌ها شده‌است. البته برخی از شبکه‌های جدید مانند هدهد، اقرأ و الرسالة تلاش کرده‌اند که با رویکردی اسلامی در قالب پخش برنامه‌های متنوع و تفریحی مخاطبان بیشتری را جذب کنند (عمری، ص 111ـ112). برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای اسلامی برنامه‌ریزی مناسب و خط‌مشی علمی و حرفه‌ای ندارند و به تخریب یکدیگر می‌پردازند و چون همان گفتمان قدیم را با فنّاوری جدید عرضه می‌کنند، به‌سطح مطلوب تأثیرگذاری نیز نرسیده‌اند (یسری خالد ابراهیم، ص 435؛ مجدی محمد داغر، ص 5). در مقابل، گروه دیگری از شبکه‌های ماهواره‌ای خصوصی وجود دارند که معمولا برای تأمین هزینه‌های سنگین خود، از روشهای تجاری مانند پخش آگهی و گاهی نیز کمکهای مالی طرفداران خود بهره می‌برند. در عین حال، احتمال می‌رود دولتها یا جریانهای سیاسی و مذهبی از این شبکه‌ها حمایت مالی کنند. به‌ویژه با درنظرگرفتن این نکته که معمولا شبکه‌های دینی چندان از روشهای معمول درآمدزایی، همچون پخش آگهیهای تجاری استفاده نمی‌کنند (عمری، ص 114ـ115؛ جمشیدی و زنده‌دل، ص 114). راهبرد این شبکه‌ها نشر و گسترش آموزه‌های اسلامی و بازتعریف هویت اسلامی و صیانت از آن بوده‌است، اما این شبکه‌ها در تحقق هدف خود با مشکلات و موانعی در داخل و خارج مواجه بوده‌اند و تلاش کرده‌اند تا فرهنگ دینی و اصول و ارزشهای اسلامی را به‌صورت فراگیر در کل جامعه و به اقتضای ضرورتهای دوره جهانی‌شدن گسترش دهند (← یسری خالد ابراهیم، ص 433ـ442).


منابع : ابوایة سطی، «تأسیس رابطة الاعلام المرئی الهادف بترکیا»، مَغرِس. Retrieved Sept.29, 2014, from www.maghress.com/ assif/11325; جان ابی‌نادر، «دورالاعلام العربی فی تشکیل المنظور الغربی للعرب»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، ابوظبی: مرکزالامارات للدراسات و البحوث الاستراتیجیة، 2006؛ حسن جمشیدی و منا زنده‌دل، «جهان اسلام : سایتها و ماهواره‌ها»، حوزه، سال 27، ش 3 (پاییز 1389)؛ حسین إبش، «اعراض التنافر: النظرة المتبادلة بین الإعلام الامریکی و العربی»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، همان؛ خبر آنلاین، 1390ش. Retrieved Sept.29, 2014, from www.khabaronline.ir/ detail/ 122525; خبرگزاری تقریب. Retrieved Sept.28, 2014, from www.taghribnews.ir/ vdcjyhevvuqeimz.fsfu.html; خبرگزاری فارس، 1393ش. Retrieved Sept.29, 2014, from www.farsnews.com/ newstext.php?nn=8812120072; رابطة‌الاعلام المرئی الهادف، 2011. Retrieved Sept.29, 2014, from www.apvm.ws/ Home.aspx; رضا عبدالواجد امین، «اتجاهات النخبة الدینیة نحو واقع و مستقبل الفضائیات الاسلامیة»، ]ألقی فی[ مؤتمر القنوات الفضائیة و الهویة الثقافیة بجامعة الشارقة، 2007، الاعلام الجدید، 2014. Retrieved Sept.28, 2014, from www.jadeedmedia. com/ الفضائیات20%  الاسلامیةimages/stories/conferences/ sat/ 20%  النخبة 20% الدینیة 20% نحو 20% واقع 20% و مستقبل20% .  pdf;اتجاهات عبدالهادی زیدی، «الاعلام الاسلامی و قضایا الامة: الفضائیات العربیة انموذجا»، در الاعلام الاسلامی: الواقع و الطموح، همان؛ محمد شافعی، «'اسلام شانیل، اول محطة تلفزیونیة تبث بالانجلیزیة من قلب اوروبا»، الشرق الأوسط، ش 12007، 16 ذیقعده 1432. Retrieved Sept.29, 2014, from http://Classic.aawsat.com/ details.asp?section=37&article=644743&issueno= 12007#.u7ppp1pld9e; شبکه جهانی ولایت. Retrieved Sept.29, 2014, from www.velayattv.com/fa/ index.php; شبکه ماهواره‌ای هدهد، 1393ش. Retrieved Sept.29, 2014, from hodhodfarsi.tv; عبدالامیر رویح، «قناة الانوار الفضائیة... بین طموحات المشاهدین و الواقع الاعلامی دعوات الی توحید الخطاب الاعلامی الشیعی و تنوع الطروحات»، شبکة النبأ المعلوماتیة، 1429. Retrieved July,7, 2014, from www.annabaa.org/nbanews/ 2009/04/006.htm; جی. اچ. عدیل، «سخنان خواندنی عدیل (مسؤول هدایت تی‌وی) در گفت‌وگو با شفقنا»، شفقنا: پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه، 2013. Retrieved Sept.29, 2014, from www.shafaqna.com/ persian/other-services/news/item/ 12218; علی‌محمود عمری، «واقع الفضائیات الاسلامیة فی العالم العربی»، International journal of west Asian studies, vol.3, no.2 (2011); مجدی محمد داغر، «اتجاهات القنوات الفضائیة الاسلامیة فی معالجة قضایا الاقلیات و الجالیات الاسلامیة فی العالم»، ]ألقی فی[ مؤتمر القنوات الفضائیة و الهویة الثقافیة بجامعة الشارقة، 2007، الاعلام الجدید، 2014. Retrieved Sept.28, 2014, from www.jadeedmedia.com/  20%القضایا  20%الاسلامیةimages/stories/conferences/sat/   20%القنوات  20%القضایا 20% الاسلامیة  20%فی 20% معالجة .pdf;اتجاهات محمد ابحرین، «التواصل مع العالم العربی و الاسلامی: الدبلوماسیة الشعبیة الامریکیة و دبلوماسیة الحوار الالمانیة»، در الاعلام العربی فی عصر المعلومات، همان؛ محمد سیدسعید، «الاتجاهات و القوی الجدیدة فی فضاء الاعلام العربی»، در همان؛ رخشنده محمدی، «فرهنگ جهانی و فرهنگهای ملی»، در رسانه‌ها و فرهنگ، تهران: سروش، 1376ش؛ ]وبگاه[ انتخاب، 1393ش. Retrieved Sept.29, 2014, from www.entekhab.ir/fa/news/ 149795; ]وبگاه[دارآخرت، 1393ش. Retrieved Sept.29, 2014, from www.dare-akherat.ir/ index.php?option = com-content&view = articl & id = 358: 1391-03-30-08-06-59&catid= 41: 2011-05-08-11-33- 06 & Itemid = 57; ]وبگاه[ مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر (عج). Retrieved Sept.29, 2014a, from www.valiasr-aj.com/ fa/ page.php? bank=khabar=f82e&id=2321; همو، Retrieved Sept.29, 2014b, from www.valiasr-aj.com/ fa/ page.php?bank=khabar&id=596; هبه‌شاهین، التلیفزیون الفضائی العربی، قاهره 1429/2008؛ یسری خالدابراهیم، «الفضائیات الاسلامیة بین الخبرة الاعلامیة و التأصیل العلمی»، مجلة الجامعة العراقیة، سال 19، ش 28/1 (1433)؛


Samia Bazzi, Arab news and conflict, Amsterdam 2009; Hadi TV, 2012. Retrieved Sept.28, 2014, from www. haditv.com;HidayatTV:thechannel of Imam-e- Zamana (ATF). Retrieved Sept.28, 2014, from www. hidayat.tv; Islam Channel, 2014. Retrieved Sept.28, 2014, from www.islamchannel.tv.


/ محمد مالکی /


8) احکام فقهی، با ورود رادیو و سپس تلویزیون به کشورهای اسلامی و همگانی‌شدن کاربرد این رسانه‌ها، به احکام فقهی آنها توجه شد. برخی‌از فقها، با توجه به برنامه‌هایی که در آن زمان پخش می‌شد، رادیو را مانند گرامافون از آلات لهو دانسته و به حرمت خریدوفروش آن فتوا داده‌اند، هرچند تصریح کرده‌اند که هر چه اساسآ برای لهو و لعب استفاده نشود، از حکم کلی حرمت خارج است (← شهیدی تبریزی، ص 10؛ سنقری حائری، ص 1551؛ طبسی‌نجفی، ص 1921، پانویس). معرفی مصادیق آلات لهو از وظایف فقیه نیست و فقها صرفآ شاخصهای آلات لهو را تبیین می‌کنند (نجفی اصفهانی، ص1500)، اما کاربرد رادیو و پیش از آن گرامافون در لهو و لعب چنان عمومیت داشته که نائینی (ج 2، ص 21) گرامافون را «صندوق غناء» خوانده‌است. درواقع، آرای این فقها ناظر به رواج کاربرد گسترده این دستگاهها برای لهو و لعب بود (← «الرادیو و الاستماع الیه»، ص 128ـ129؛ «اختلاف‌العلماء فی الرادیو»، ص 135ـ 136)، چنان‌که حتی پخش قرائت قرآن از رادیو بی‌احترامی تلقی می‌شد (فکری، ص 6) و متدینان از داشتن رادیو و تلویزیون در خانه اجتناب می‌کردند (← حائری‌یزدی، ص258). سیدمحسن حکیم*، مرجع معروف معاصر (متوفی 1348ش)، به جواز خریدوفروش رادیو و جایزنبودن خریدو فروش تلویزیون فتوا داده بود. این فتوا درباره تلویزیون با توجه به کاربرد متعارف آن در لهو و فواید حلال اندک آن در آن زمان و مکان صادر شده و او استفاده از آن را در غیر لهو و لعب جایز شناخته بود (← ص 7). اینکه بیشتر فقها رادیو و تلویزیون را از آلات مشترک دانسته‌اند، همسو با همین نظر است، زیرا هدف اصلی از اختراع این وسایل، پخش و نشر بوده و ممکن است برای لهو و غیر لهو به‌کار رود. حکم آلات مشترک غیر از حکم آلات لهو است و به‌کارگیری این آلات در لهو، حرام و در منافع حلال، جایز است (برای منابع امامی ← خویی، ص 355؛ توضیح‌المسائل مراجع، ج 2، ص 208، 796، 914، 921؛ برای منابع اهل سنّت ← الفتاوی‌الشرعیة، ص1606ـ1608؛ قرضاوی، ج1، ص319؛ عثیمین، ص8؛ بن‌باز، ص525ـ526). بااین‌همه، برخی از فقها داشتن و استفاده از این وسایل را برای کسانی که توان مراقبت در عدم استفاده غیرحلال از آنها را نداشتند، اجازه نداده بودند (← امام‌خمینی، 1390، ج 2، ص 629؛ حکیم، ص 7، تعلیقه صدر). همچنین چون رادیو و تلویزیون دست‌کم در مواردی مصداق اشاعه منکر، مدح ظالم، ترویج باطل و ارائه مطالبی بوده‌اند که اخلاق جامعه را فاسد و عقاید مردم را متزلزل می‌کردند، فقها با این ملاحظه به حرمت آنها تصریح کرده‌اند (← امام خمینی، 1372ش، ص 415؛ تبریزی، ج 6، ص 407). از سوی دیگر، علما و متدینان همواره به استفاده از رادیو و تلویزیون برای هدایت مردم و احیای ارزشهای اخلاقی و دینی توجه داشته‌اند (برای نمونه ← حسینی شیرازی، ص 118؛ حسینعلی راشد، ج 1، مقدمه، ص 1؛ مطهری، ج 2، ص70). برخی از آنان از آغاز همگانی‌شدن رادیو، از آن برای نشر و پخش تعالیم دینی و اخلاقی در سطح وسیعی از جامعه، بهره برده‌اند. حسینعلی راشد* (متوفی 1359ش)، در 1320ش، یعنی حدود دو سال پس از تأسیس رادیو در ایران، شبهای جمعه و در مناسبتهای دینی در مقام خطیب در رادیو برنامه داشت و استقبال گسترده مردم از برنامه‌های او سبب شد این سخنرانیها سالها ادامه یابد. بخشی از سخنرانیهای راشد افزون بر چاپ در روزنامه‌های اطلاعات و کوشش، با عنوان سخنرانیهای راشد در رادیو تهران به‌چاپ رسیده‌است (امین، ج 5، ص 143؛ بتول راشد، ص 23ـ25). مردم به سخنرانیهای محمدابراهیم آیتی* در سالهای 1342 و 1343ش در رادیو ایران نیز توجه داشتند (آیتی، مقدمه علی‌اکبر غفاری، ص 4)، و این سخنرانیها نیز در قالب کتابی با عنوان بررسی تاریخ عاشورا در تهران 1347ش به‌چاپ رسید. سیدمحمود طالقانی* از دیگر سخنرانان دینی رادیو بود که در 1325ش گفتارهایی را در حوزه دین و اخلاق عرضه می‌کرد (← رضوی، ص206ـ207). یکی از تأثیرگذارترین سخنرانیهای دینی رادیو، سخنرانیهای محمدتقی فلسفی (متوفی 1377ش) بود که در 1334ش به دستور آیت‌اللّه بروجردی و درپی گسترش تبلیغات و فضاسازی تبلیغاتی جامعه بهائی، در رد این فرقه در مسجد شاه تهران (نام کنونی آن: مسجد امام) ایراد می‌کرد. سخنرانیهای او به‌صورت زنده از رادیو پخش می‌شد و در تنویر افکار عمومی و مواجهه با تبلیغات گسترده سران و مبلّغان آن فرقه تأثیر شگرفی داشت (← فلسفی، ص190ـ200). از جمله سؤالاتی که با همگانی‌شدن رادیو و تلویزیون برای دین‌داران ایجاد شد، حکم شنیدن آیات سجده از رادیو و تلویزیون است. به نظر فقها، سجده‌کردن فقط وقتی واجب است که صدای تلاوت قرآن به‌صورت زنده پخش شود، اما با پخش صدای ضبط‌شده، سجده‌کردن واجب نیست (← بروجردی، ص 213ـ214؛ توضیح‌المسائل مراجع، ج 1، ص  593 ـ594). از دیگر مسائل فقهی درباره رادیو و تلویزیون این موارد است : حرمت نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم با قصد لذت و حرام‌نبودن آن بی‌قصد لذت، درصورتی‌که ترس از افتادن در حرام مطرح نباشد؛ حرمت گوش‌دادن به غنا؛ اعتماد بر اعلام اوقات شرعی و نیز پخش اذان از رادیو و تلویزیون درصورتی‌که برای مکلّف اطمینان به دخول وقت حاصل شود؛ کفایت اذان درصورت پخش زنده آن از رادیو و تلویزیون و استحباب حکایت آن در این حالت؛ واجب‌نبودن پاسخ‌دادن به سلامِ سلام‌کننده از طریق رادیو و تلویزیون؛ ترتّب آثار در مواردی مانند اجرای عقود، شهادت، اقرار، قَذْف، لعان، تهمت و رؤیت هلال با علم به استناد آن به گوینده (← امام خمینی، 1390، ج 2، ص 629ـ631؛ توضیح‌المسائل مراجع، ج 1، ص 439ـ 440، 539، ج 2، ص490، 912، 971).


منابع : محمدابراهیم آیتی، بررسی تاریخ عاشورا: سخنرانیهای دانشمند محترم مرحوم دکتر محمدابراهیم آیتی در رادیو ایران، تهران 1347ش؛ «اختلاف‌العلماء فی الرادیو»، اجوبة المسائل الدینیة، دوره 3، ش 5 (جمادی‌الاولی 1378)؛ امام خمینی، تحریرالوسیلة، نجف 1390؛ همو، رساله توضیح المسائل، تهران 1372ش؛ حسن امین، مستدرکات اعیان‌الشیعة، بیروت 1408ـ1416/ 1987ـ1996؛ مرتضی بروجردی، المستند فی شرح العروة الوثقی: الصلاة، تقریرات درس آیت‌اللّه خویی، در موسوعة‌الامام الخوئی، ج 15، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، 1430/ 2009؛ بن‌باز (عبدالعزیز)، فتاوی و تنبیهات و نصائح، بیروت 1411/1991؛ جواد تبریزی، صراط‌النجاة فی اجوبة الاستفتاءات، ج 6، ]قم[ 1423؛ توضیح المسائل مراجع: مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید، گردآورنده: محمدحسن بنی‌هاشمی خمینی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1386ش؛ مرتضی حائری‌یزدی، سرّ دلبران: عرفان و توحید ناب در ضمن داستان‌ها، به‌کوشش رضا استادی، قم 1377ش؛ محمد حسینی شیرازی، فقه‌العولمة، بیروت 1423/2002؛ محسن حکیم، منهاج‌الصالحین : قسم المعاملات، و بهامشه التعلیق علیه تألیف محمدباقر صدر، در المجموعة الکاملة لمؤلفات السید محمدباقر الصدر، ج 15، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1400/ 1980؛ ابوالقاسم خویی، توضیح المسائل، قم 1412؛ «الرادیو و الاستماع الیه»، اجوبة‌المسائل‌الدینیة، دوره 2، ش  6 (جمادی‌الآخره 1377)؛ بتول راشد، «یاد پدر»، در با راست‌قامتان پهنه اندرز: یادنامه راشد، به‌کوشش جعفر پژوم، تهران: سخن، 1387ش؛ حسینعلی راشد، سخنرانیهای راشد در رادیو تهران، تهران ?]1321ـ1324ش[؛ عباس رضوی، «جلوه‌های روشنفکری آیت‌اللّه طالقانی در اندیشه و رفتار»، حوزه، سال 24، ش 5 و 6 (آذر ـ اسفند 1386)؛ محمدعلی سنقری‌حائری، الموسیقیات و نقدها، چاپ محسن صادقی، در غنا، موسیقی، به‌کوشش رضا مختاری و محسن صادقی، ج 2، قم: بوستان کتاب، 1387ش؛ میرفتاح شهیدی تبریزی، هدایة‌الطالب الی اسرار المکاسب، قم 1375؛ محمدرضا طبسی نجفی، «گفتاری از   شیخ‌محمدرضا طبسی»، در غنا، موسیقی، همان، ج 3، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1377ش؛ محمد عثیمین، لقاءات الباب المفتوح، ]اعداد[ عبداللّه‌بن محمد طیّار، اسکندریه 1426/ 2006؛ الفتاوی الشرعیة فی المسائل العصریة من فتاوی علماءالبلدالحرام، ]اعداد[ خالد جریسی، ریاض: مؤسسة الجریسی للتوزیع و الاعلان، 1428/ 2007؛ علی فکری، «حرمة قراءة القرآن فی الرادیو»، الفتح، ش 357 (ربیع‌الآخر 1352)؛ محمدتقی فلسفی، خاطرات و مبارزات حجة‌الاسلام فلسفی، تهران 1376ش؛ یوسف قرضاوی، من هدی‌الاسلام: فتاوی معاصرة، ج 1، کویت 1420/ 2000؛ مرتضی مطهری، یادداشتهای استاد مطهری، تهران 1378ـ1382ش؛ محمدحسین نائینی، الفتاوی، ج 2، تنظیم و تعلیق جعفر غروی‌نائینی، قم 1426؛ محمدرضا نجفی‌اصفهانی، الروضة الغناء فی تحقیق معنی الغناء، چاپ رضا استادی، در غنا، موسیقی، همان، ج 2.


/ مریم حسینی‌آهق /   




[1] . Telefunken [2] . Hochtief [3] . FM (Frequency Modulation) [4] . RCA (Radio Corporation of America) [5] . Mexico City [6] . Richard Helms [7] . animation [8] . Press TV [9] یog§lu. Kocaba [10] . ´etinok [11] . Cankaya [12] . Gخvsa [13] ی Savaâی. Tدrk Kurtulu [14] . Birsen [15] . Kayador [16] . Tدrkiye Bدyدk Millet Meclisi [17] . TSF [18] . Babaharman [19] ی irketi (TTTAی). Telsiz Telefon Tدrk Anonim [20] âcâ. Yaz [21] âیk. Sarma [22] §د. Matbuat Umum Mدdدrlدg [23] . Vural [24] Encyclopedia of radio. [25] . Ahiska [26] The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world. [27] Encyclopedia of television. [28] . Radyo Gazetesi [29] . Adnan Menderes [30] . Demirel [31] یar. Av [32] . Elden [33] . North Atlantic Treaty Organization (NATO) [34] .BBC (British Broadcasting Corporation) [35] . Voice of America(VOA) [36] . Tokgخz [37] . Gedik [38] . Tدrkiye Radyo Televizyon Kurumu (TRT) [39] . Tekinalp [40] ­stanbul Teknik غniversitesi (I­TU). I [41] §lu. Beyog [42] . Aziz [43] âlâµ. Altemur K [44] ân yayân Genel Mدdدrlدg§د. Bas [45] . Sedat Tolga [46] TRT dدnden bugدne radyo-televizyon: 1927-1990. [47] . Adalet Partisi [48] . Adnan عztrak [49] §دn. Musa عg [50] ­smail Cem I­pekµi. I [51] . Bayrak Radyosu [52] World broadcasting. [53] . American Forces Radio and Television Service/ Armed Forces Radio and Television Service (AFRTS) [54] . International Telecommunications Satellite Organization (INTELSAT) [55] ی aban Karataی. [56] . Tدrkiye Radyo Televizyon Yدksek Kurulu  (RTYK) [57] §urlu. Ug [58] . عztدrk [59] ی. ´atalba [60] . عngخren [61] . Tunca Toskay [62] . ´ankaya [63] . Cable News Network (CNN) [64] . Office de Radio Diffusion Tإlإvision Franµaise (ORTF) [65] . RTL [66] âm. Kas [67] . Star1 [68] . Turgut عzal [69] . Uzan [70] . Magic Box [71] . Eutelsat [72] . Teleon [73] . Show TV [74] . Radyo ve Televizyon غst Kurulu [75] . ´elenk [76] . Tدrksat [77] . Martin [78] . transistor [79] . Bari [80] . Wheelus [81] . Douglas A. Boyd [82] . Rawi [83] . Kalid Serhan Hurrat [84] . Leidig [85] . Muhammad Ayish [86] . Shoup [87] . Orayb Aref Najjar [88] . Levant [89] . Voice of Lebanon [90] . Mahmoud Hammoud [91] . Walid Afifi [92] . Tإlإ Orient [93] . Lebanese Broadcasting Corporation (LBC) [94] . Future TV [95] . Singhal [96] . Krishna [97] . ANN (Arab News Network) [98] . Middle East Broadcasting Center (MBC) [99] . Kraidy [100] . Arab Radio and Television (ART) [101] . Rotana [102] . Dubai TV [103] . one TV [104] . Philips [105] . Torstrick [106] . Faier [107] . Sonia Dabbous [108] . Nile TV [109] . Dream TV [110] . Bizerte [111] . Sfax [112] . Abdallah Hidri [113] . Laid Zaghlami [114] . 2M International [115] . Media 1Sat [116] . Marelli [117] . Karim Mezran [118] . British Broadcasting Corporation (BBC) [119] . Ivory Coast [120] Encyclopedia of Radio. [121] New Encyclopedia of Africa. [122] . Jomo Kenyatta [123] . Nnamdi Azikiwe [124] . Kawame Nkrumah [125] . Bourgault [126] . Sub-Sahara [127] . British East African Broadcasting [128] . Kenya Broadcasting  Service [129] . Kenya Broadcasting Coroporation [130] . Voice of Kenya [131] . Kenya Television Network [132] . Cable News Network [133] . KBC (Kenya Broadcasting Corporation) [134] . NTV (Nation TV) [135] . Citizen TV [136] . Sobania [137] . BBC News [138] . Nigerian Broadcasting Service(NBS) [139] . Western Nigeria Television [140] . Western Nigeria Broadcasting Service [141] . Eastern Nigeria Broadcasting Corporation [142] . Falola [143] . Uche [144] . Nigerian Television Authority [145] . NTA (Nigerian Television Authority) [146] . AIT (Africa Independent Television) [147] . Minaj TV [148] . Silverbird  TV [149] . Charles Okigbo [150] . Zoy [151] . Voice  of  Ghana [152] . Ghana Broadcasting Corporation [153] . GBC TV [154] . Ghana Today Television (GTV) [155] . TV3 [156] . Metro TV [157] . Salm [158] . Press Reference [159] . Lإopold Sإdar Senghor [160] . Office de Radiodiffusion-Television Senegalaise [161] . Abdou Diouf [162] . Radiodiffusion-Television Senegalaise [163] . Haut Conseil de la Radio-Television [164] . TFM (Tإle Futurs Mإdias) [165] . Fair [166] . Sauti ya Dares Salaam [167] . Sauti ya Tanganyika [168] . Tanganyika Broadcasting Corporation [169] . Radio Tanzania Dares Salaam [170] . Julius Nyerere [171] . Tanzania Television (Televisheni ya Taifa, TVT) [172] . Otiso [173] . Askew [174] . IBN TV (Al Itrah Brodcasting Network Television [175] . Ivory Coast Radio and Television [176] . Radiodiffusion Television Ivoirienne (RTI) [177] . Konإ [178] . Radio Nationale du Mali [179] . Radio Mali [180] . Radiodiffusion Tإlإvision du Mali [181] . Office de Radiodiffusion Tإlإvision du Mali [182] . office de Radiodiffusion Tإlإvision du Mali [183] . Africable TV [184] . Schulz [185] . Radio Niger [186] . Voix du Sahel [187] . Tإlإ Sahel [188] . Alzouma [189] . Union of National Radio and Television Organizations of Africa [190] . Burkinafaso [191] . Demena [192] . United Nations Educational, Scientific, and Cultural Organization (UNESCO) [193] . Fardon [194] . Furniss [195] Down to earth: geographic information for sustainable development in Africa. [196] . Mytton [197] . Asante [198] . Agrawal [199] . Raghaviah [200] . Bezbaruah [201] . Doordarshan [202] . Shahid Rasool [203] . Radio Islam [204] . Kalikut [205] . Kerala [206] . Malayalam [207] . Shifa TV [208] . Islamic Educational and Cultural Research [209] . Peace tv [210] . Zakir Abdul Karim Naik [211] . Baily [212] . Razi [213] . Emadi [214] . Nazir Peroz [215] . Voice of Afghanistan [216] . Radio of Mujahideen [217] . Message of Freedom Radio [218] . Tanwir [219] . Kalid [220] . Arman [221] . Radio Free Afghanistan [222] . Miller [223] Afghanistan: past and present. [224] . Afghan Television Channel [225] . National Radio and Television of Afghanistan (RTA) [226] . International Monetary Fund [227] . Mazharul Haque [228] . Pakistan Broadcasting Corporation (PBC) [229] . Abdul Qadeer [230] . Press Reference [231] . Nippon Electric Company (NEC) [232] . Pakistan Television (PTV) [233] . People's Television Network [234] . Shalimar Television Network (STN) [235] . Bangladesh Betar (Radio Bangladesh) [236] . Amanullah Khan [237] Banglapedia. [238] . BBC World Service [239] . Akash Bani (Indian Service) [240] . Radio Japan [241] . China International Radio Service [242] . Pakistan Television Corporation [243] . Bangladesh Television (BTV) [244] . Voice of Andonesia [245] . Woodier [246] . Ricklefs [247] . Taylor [248] . The Association of  Radio Station Owners [249] . Mandarin [250] . Thai [251] . Televesi Republik Indonesia (TVRI) [252] . Vickers [253] . Forshee [254] . Sunindyo [255] . Johore State [256] . Penang/ Pinang [257] . British Broadcasting Corporation of Malaya [258] . British Information Ministry [259] . Malayan Broadcasting Corporation [260] . RTM Malaysia [261] . Sabah [262] . Sarawak [263] . Suara Islam (Voice of Islam) [264] . Suara Malaysia (Voice of Malaysia) [265] . Department of Broadcasting [266] . Radio Televisyen Malaysia (RTM) [267] . Nain [268] . Milne [269] . Mauzy [270] . Mega TV [271] . Metro Vison [272] . BBC (British Brodcasting Corporation) [273] . Euronews [274] . Deutsche welle [275] . France 24 [276] . Sky News [277] . Russia Today [278] . Organizaton of Islamic Cooperation (OIC) [279] . Arab Radio and Television Network (ART) [280] . Eutelsat [281] . Bazzi [282] . Arabsat [283] . Nilesat [284] . Hotbird [285] . Hadi TV [286] . Dua Channel [287] . Manchester [288] . Hidayat TV [289] . Galaxy [290] . Livermore [291] . Northern California [292] . Islam Channel [293] . Muzzammil Hassan [294] . Bridges TV [295] . Rotana [296] . Islamic Radio and Television Union




 

نظر شما
مولفان
محبوبه کلانتری و پروین قدسی زاده ؛ ناصر پور ابراهیم ؛ محمد مالکی ؛ اصغر صادقی یکتا ؛ علی محمد طرفداری ؛ مریم حسینی آهق ,
گروه
فقه وحقوق , اسلام معاصر , شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده