روزه

معرف

   روزه، از مباحث مهم فقهى درباره يكى از عبادات اسلامى كه در آن براى قرب به خدا از انجامدادن برخى كارها مانند خوردن و آشاميدن از اذان صبح تا اذان مغرب پرهيز مىشود.

متن
(p dir="RTL")
   (strong)روزه(/strong)، از مباحث مهم فقهى درباره يكى از عبادات اسلامى كه در آن براى قرب به خدا از انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن برخى كارها مانند خوردن و آشاميدن از اذان صبح تا اذان مغرب پرهيز مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. اين واژه فارسى معادل واژگان عربى «صَوم» و «صِيام» به معناى خوددارى(span dir="LTR")‌(/span)كردن از خوردن، نوشيدن، سخن(span dir="LTR")‌(/span)گفتن و آميزش جنسى است ((span dir="LTR")←(/span) خليل(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فارِس؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)منظور، ذيل «صوم»). در اصطلاح فقهى، روزه عبارت است از خوددارى روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار از انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن مُفطِرات (← ادامة مقاله) در وقت خاصى از شبانه(span dir="LTR")‌(/span)روز همراه با نيت و قصد قربت (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نُجَيْم، ج ۲، ص ۴۵۲؛ خطيب شربينى، ج ۱، ص ۲۱۵؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۱۶۹؛ زُحَيلى، ج ۲، ص ۵۶۶؛ نيز ← قمى، ج ۵، ص ۳۰ـ۳۱).(/p)
(p dir="RTL")
   روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن براى پالايش روح و تهذيب نفس در بسيارى از اديان و آيينهاى پيشين مانند آيين ماياها، هندو، بودا، جَين و مانويت رواج داشته(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه (span dir="LTR")← (/span)ويدن(span dir="LTR")‌(/span)گرن، ص ۱۳۰؛ بنكس، ص ۵۴؛ سالتر ، ص ۱۹۹؛ سمنى چاريترا پراجنا، ص ۲۰۰). در جوامع و تمدنهاى باستان، روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن يا پرهيز از خوردن برخى غذاها (مانند گوشت) برپاية اصولى خاص، تمهيدى براى نزديك(span dir="LTR")‌(/span)شدن به خدايان تلقى مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و در مناسك يا جشنهاى خاصى متداول بود. روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن همچنين نوعى كفارة ارتكاب گناه يا وسيله(span dir="LTR")‌(/span)اى براى فرونشاندن خشم خدايان به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت ((span dir="LTR")← (/span)(em)د. دين و اخلاق(/em)، ذيل (span dir="LTR")"Fasting (introductory and non-Christian)", "Fasting (/span)(span dir="LTR")((/span)(span dir="LTR")Christian(/span)(span dir="LTR"))(/span)(span dir="LTR")"(/span)؛ (span dir="LTR")>(/span) دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف دين(span dir="LTR")<(/span) ، ذيل (span dir="LTR")"Fasting"(/span)). در اديان ابراهيمى ازجمله دين يهود نيز روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى واجب و مستحب متعددى مقرر شده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است، مانند روزة روز «كيپور» (دهمين روز از ماه تشرين) كه يهوديان در آن روز براى بخشش گناهانشان روزه مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)گيرند (← (em)د.(/em) (em)جودائيكا(/em)، ذيل (span dir="LTR")"Fasting and fast days"(/span) ؛ رمزى ، ص۳۲۰). به تصريح تورات (سفر تثنيه، ۹: ۹ـ۱۰)، موسى عليه(span dir="LTR")‌(/span)السلام پيش از دريافت الواح، چهل شبانه(span dir="LTR")‌(/span)روز در كوه سينا روزه گرفت و از خوردن و آشاميدن پرهيز كرد (براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ديگر ← كتاب دوم سموئيل نبى، ۱۲ :۱۶ـ۱۷؛ كتاب دوم تواريخ ايام، ۲۰: ۳؛ كتاب اِسْتَر، ۴: ۳). در انجيل لوقا (۲: ۳۷؛ ۴ :۱ـ۲) نيز اشاره شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه عيسى عليه(span dir="LTR")‌(/span)السلام پس از نزول جبرئيل بر وى، چهل روز روزه گرفت؛ همچنين از زنى به نام حنّا سخن به(span dir="LTR")‌(/span)ميان آمده(span dir="LTR")‌(/span)است كه سالها به عبادت و روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى مشغول بود. آيات قرآن و احاديث نيز بر مشروعيت روزه در اديان ابراهيمى دلالت مى(span dir="LTR")‌(/span)كنند (براى نمونه ← بقره: ۱۸۳؛ بخارى، ج ۲، ص ۲۴۵ـ۲۴۷، ج ۶، ص ۱۱۳؛ مجلسى، ج ۱۳، ص ۴۲۷، ج ۱۷، ص ۲۹۲؛ نيز براى روزة سكوت حضرت مريم ← مريم: ۲۶).(/p)
(p dir="RTL")
   برخى تشريع وجوب روزه ماه رمضان را در سال دوم هجرت و پس از تغيير قبله دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← يعقوبى، ج ۲، ص ۴۲؛ نَوَوى، ج ۶، ص۲۵۰؛ حَصكَفى، ج ۲، ص۳۷۰؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۷۸). به نظر شمارى از مفسران، روزه ماه رمضان با نزول فقره «فَمَن شَهِدَ مِنكم الشهرَ فَلْيَصُمْهُ» در آية ۱۸۵ سورة بقره واجب شد؛ زيرا ظاهر تعبير «وَ أَن تَصوموا خيرٌ لكم» در آية ۱۸۴ سورة بقره، كه پيشتر نازل شده بود، تخيير ميان روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن و دادن فديه را براى همه جايز مى(span dir="LTR")‌(/span)دانست و آية ۱۸۵ ناسخ آن بود. اما به نظر بسيارى از مفسران، آية  ۱۸۴ سورة بقره با تعبير «كُتب عليكم الصيام» دالّ بر وجوب تعيينىِ روزه است و مراد از اين فقره، نه افادة حكم تخييرى بلكه بيان ارزش روزه براى مسلمانان است و اين شيوه بيان در ديگر آيات قرآن هم ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، پس نَسْخ مطرح نيست (← طبرِسى؛ طباطبائى، ذيل آيات؛ قس مفيد، ص ۲۹۴ـ۲۹۵؛ طوسى، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج ۲، ص ۱۶۱؛ حَطّاب، ج ۳، ص ۲۷۶ كه قائل به نسخ شده(span dir="LTR")‌(/span)اند). برپاية اين آيات و آيات ديگر، در روزه تشريع(span dir="LTR")‌(/span)شده در اسلام زمان روزه(span dir="LTR")‌(/span)داشتن از طلوع فجر (وقت اذان صبح) تا مغرب (وقت اذان مغرب) است (← بقره: ۱۸۵، ۱۸۷؛ علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى، ج ۳، ص ۵۴؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۶۶). پيش از نزول آية ۱۸۷ سورة بقره، مسلمانها بايد پس از نماز عشا و قبل از خواب از مفطرات پرهيز مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند، اما با نزول اين آيه، آن ممنوعيت تا طلوع فجر برداشته شد (← احمدبن حنبل، ج ۴، ص ۲۹۵؛ كلينى، ج ۴، ص ۹۸ـ۹۹؛ واحدى نيشابورى، ص۳۰ـ۳۲). برپاية برخى منابع، تشريع روزه در اسلام، اعم از روزة ماه رمضان و روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ديگر، به پيش از هجرت پيامبر صلى(span dir="LTR")‌(/span)اللّه(span dir="LTR")‌(/span)عليه(span dir="LTR")‌(/span)وآله(span dir="LTR")‌(/span)وسلم به مدينه بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد و آن حضرت در برخى از روزهاى سال مانند روز عاشورا روزه مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت (← مسلم(span dir="LTR")‌(/span)بن حجاج، ج ۳، ص ۱۴۶ـ ۱۴۷؛ هيثمى، ج ۸، ص ۲۴۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حجر عسقلانى، ج ۱، ص ۲۸۱). همچنين گفته شده با توجه به آنكه روزه عبادتى دشوار و مشتمل بر نظارت جدّى بر تمايلات غريزى است، به(span dir="LTR")‌(/span)تدريج در سه مرحله تشريع شده(span dir="LTR")‌(/span)است. به اين(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب كه در مرحلة اول، فقط روزة روز عاشورا و سه روز در هر ماه بر مسلمانها واجب شد؛ در مرحلة دوم، آنان ميان روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن و فديه(span dir="LTR")‌(/span)دادن مخيّر شدند؛ و در مرحلة آخر، با برداشته(span dir="LTR")‌(/span)شدن حكم تخييرى، روزه بر همگان واجب شد (← علامه حلّى، ۱۴۱۲ـ ۱۴۲۹، ج ۹، ص۱۰، ۳۶۵ـ۳۶۷؛ شنقيطى، ج ۵، ص ۲۶۴؛ نيز ← (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف قرآن(span dir="LTR")<(/span) ، ذيل (span dir="LTR")"Fasting"(/span)). گفتنى(span dir="LTR")‌(/span)است، بر روايات راجع(span dir="LTR")‌(/span)به آغاز روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى مسلمانان در روز عاشورا از نظر تطبيق تاريخى خدشه وارد، و نادرستى آنها تبيين شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ابوريحان بيرونى، ص ۳۲۹ـ۳۳۰؛ طهرانى، ص ۳۸۲ـ۳۹۷؛ طبسى، ص ۲۴ـ۱۴۹؛ نيز ← نَدْوى، ص ۱۷۱ـ۱۷۸).(/p)
(p dir="RTL")
   روزه در اسلام از عبادات مهم است و در احاديث، يكى از پايه(span dir="LTR")‌(/span)هاى پنج(span dir="LTR")‌(/span)گانة دين اسلام معرفى شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← بخارى، ج ۱، ص ۸، ج ۵، ص ۱۵۷؛ مسلم(span dir="LTR")‌(/span)بن حجاج، ج ۱، ص ۳۴ـ۳۵؛ كلينى، ج ۲، ص ۱۸). در احاديث، آثار و فضائل مادى و معنوى متعددى براى روزه (به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه روزه ماه رمضان) برشمرده شده(span dir="LTR")‌(/span)است، همچون، پذيرش اعمال، استجابت دعا، آمرزش گناهان، استحقاق بهشت و نعمتهاى اخروى و نجات از عذاب آخرت (سپر آتش)، كه توجه ويژة خدا به روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار را مى(span dir="LTR")‌(/span)رساند. خوابِ روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار، عبادت و نفَسهاى او تسبيح خداوند و روزه، زكات بدن خوانده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← بخارى، ج ۲، ص ۲۲۶ـ۲۲۸؛ برقى، ج ۱، ص ۷۲؛ كلينى، ج ۴، ص ۶۲ـ۶۵؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۳۶۸ش، ص۵۰ـ۵۳؛ متقى هندى، ج ۸، ص ۴۴۳ـ ۴۵۲). همچنين در قرآن و احاديث، ترحم اغنيا بر تهيدستان با چشيدن سختى گرسنگى و عطش، يادآورى قيامت، پرورش نيروى تقوا و تواضع در برابر خداوند، غلبه بر شهوات، تقويت روحية شكرگذارى، صبر و اراده و حفظ سلامت بدن از حكمتهاى تشريع روزه شمرده شده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← بقره: ۱۸۳، ۱۸۵؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۳۷۸ـ۳۷۹؛ بيهقى، ج ۴، ص ۲۹۶؛ قطب راوندى، ص ۷۶؛ متقى هندى، ج ۸، ص۴۵۰). مراتب روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى را مى(span dir="LTR")‌(/span)توان خويشتن(span dir="LTR")‌(/span)دارى در برابر خواستهاى جسمانى، بازداشتن همة اعضا و جوارح بدن از گناه، كارهاى كم(span dir="LTR")‌(/span)ارزش و آميخته با غفلت و درنهايت بازداشتن قلب از افكار نازل و دنيايى دانست (← غزالى، ص۴۰ـ۵۳). در منابع جامع فقهى، مبحث مستقلى به روزه، و به(span dir="LTR")‌(/span)طور خاص روزه ماه رمضان به(span dir="LTR")‌(/span)مثابة يكى از اركان عبادى دين، اختصاص يافته و احكام آن به(span dir="LTR")‌(/span)تفصيل مطرح شده(span dir="LTR")‌(/span)است. همچنين تك(span dir="LTR")‌(/span)نگاريهاى بسيارى دربارة ابعاد گوناگون روزه، به(span dir="LTR")‌(/span)طور عام، و روزة ماه رمضان، به(span dir="LTR")‌(/span)طور خاص، و نيز اسرار و فوايد معنوى و جسمى و اجتماعى آن تأليف شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← حاجى(span dir="LTR")‌(/span)خليفه، ج ۱، ستون ۶۷۱، ج ۲، ستون ۱۴۳۴، ۱۴۴۶ـ ۱۴۴۷، ۱۷۸۰؛ بغدادى، ج ۲، ستون۳۱۰؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۱، ص ۴۷، ۴۸۳ـ۴۸۴، ج ۲، ص ۳۰۳، ۵۰۴، ج ۳، ص ۱۴۹، ۱۷۱، ۴۴۶، ۴۷۳، ج ۱۵، ص ۹۹ـ۱۰۳ و جاهاى ديگر).(/p)
(p dir="RTL")
   تأمل در بيانات دينى تأكيد شديد شريعت اسلام بر حفظ حرمت ماه رمضان و روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى آن و حفظ حرمت روزه(span dir="LTR")‌(/span)داران را نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد، به(span dir="LTR")‌(/span)گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه فقهاى امامى و اهل سنّت به استناد احاديث، روزه(span dir="LTR")‌(/span)خوارى آشكار (تجاهُر) را، حتى با عذر شرعى، جايز ندانسته و كسى را كه عمداً آشكارا روزه(span dir="LTR")‌(/span)خوارى كند، مشمول تعزير شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← سرخسى، ج ۲۴، ص ۳۲ـ۳۳؛ نووى، ج ۶، ص۲۸۰؛ علامه حلّى، ۱۴۱۲ـ۱۴۲۹، ج ۹، ص ۱۷۴ـ ۱۷۵؛ بهوتى(span dir="LTR")‌(/span)حنبلى، ج ۶، ص ۱۵۶). همچنين باتوجه به فضائل بسيار روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى در ماه رمضان برپاية احاديث، فقيهان امامى پرهيز از مسافرتهاى غيرضرورى يا فاقد ترجيح شرعى (ترجيح شرعى مانند سفر براى حج و عمره، تشييع برادر مؤمن، پيشگيرى از تلف مال و اقدام براى حفظ برادر ايمانى از خطر هلاك) را در اين ماه توصيه كرده و بيشتر آنان مسافرت پيش از بيست(span dir="LTR")‌(/span)وسوم ماه رمضان را مكروه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← علامه حلّى، ۱۴۱۴، ج ۶، ص ۲۲۶ـ۲۲۷؛ نجفى، ج ۱۷، ص ۱۵۸).(/p)
(p dir="RTL")
   اصل وجوب روزه ماه رمضان مستند به آيات قرآن (ازجمله، بقره: ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۸۷) و احاديث و اجماع است (← موسوى عاملى، ج ۶، ص ۱۴؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۷۷ـ۵۷۸). وجوب روزه منوط به تحقق شروط عام تكليف و نيز شروط خاص است. فقهاى امامى اين شروط را بلوغ، عقل، طهارت از حيض و نفاس، نداشتن مرضى كه روزه آن را تشديد كند (داشتن توانايى لازم براى روزه) و مسافرنبودن دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← طوسى، ۱۳۸۷، ج ۱، ص ۲۶۵ـ۲۶۶؛ علامه حلّى، ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲، ج ۱، ص۴۸۵ـ ۴۸۷، ۴۹۵ـ۴۹۸؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص۶۲۰ـ۶۲۳).(/p)
(p dir="RTL")
   نظر مشهور فقهاى اهل سنّت هم همين است اما حنفيان، اسلام (مسلمان(span dir="LTR")‌(/span)بودن) را نيز شرط وجوب روزه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند، درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه همة فقها آن را شرط صحت روزه خوانده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← نووى، ج ۲، ص ۲۵۲ـ۲۵۸؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)نجيم، ج ۲، ص ۴۴۸ـ۴۴۹؛ زحيلى، ج ۲، ص۶۱۰ـ ۶۱۶؛ قس سمرقندى، ج ۱، ص ۳۴۹ـ ۳۵۰ كه مى(span dir="LTR")‌(/span)نويسد، برخى حنفيان عقل و طهارت از حيض و نفاس را شرط وجوب نشمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند). دخول وقت نيز ديگر شرط وجوب روزه است؛ زيرا برخى از روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى واجب به سببى خاص مانند نذر معيّن (نذر روزه با تعيين روز خاص) بر انسان واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شوند، هرچند برخى روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى واجب (مانند نذر غيرمعيّن و روزة كفاره) زمان معيّنى ندارند. روزه ماه رمضان با اثبات دخول ماه رمضان از طريق اثبات رؤيت هلال (← رؤيت هلال(sup)*(/sup)، بخش احكام فقهى) از نظر شرعى، واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)حمزه، ص ۱۳۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)زهره، ص ۱۳۱؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۹۷ـ۵۹۸).(/p)
(p dir="RTL")
   با توجه به شرط(span dir="LTR")‌(/span)بودن توانايى بر روزه به معناى خاص از منظر فقهى، روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن براى بيمارى كه با روزه دچار دردهاى تحمل(span dir="LTR")‌(/span)ناپذير مى(span dir="LTR")‌(/span)شود يا ممكن است بهبود وى كند شود، حرام و به نظر فقهاى امامى، روزه(span dir="LTR")‌(/span)اش باطل است و بايد پس از بهبود، قضاى آن را به(span dir="LTR")‌(/span)جا آورد؛ البته اگر وى به گمان زيان(span dir="LTR")‌(/span)نداشتن روزه بگيرد، بيشتر فقيهان روزه(span dir="LTR")‌(/span)اش را صحيح و شمارى از آنان از باب احتياط، قضاكردن آن را واجب دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)بَرّاج، ج ۱، ص ۱۹۵؛ شهيد ثانى، ۱۴۰۳، ج ۲، ص ۱۰۵؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۱۵ـ۶۱۷).(/p)
(p dir="RTL")
   همچنين به نظر فقهاى امامى چند گروه كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن برايشان دشوار است، از حكم وجوب روزه معاف شده(span dir="LTR")‌(/span)اند و براى آنها جايز و در برخى موارد واجب است كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)شان را افطار كنند. ازجمله: سالخوردگانى كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن براى آنها دشوار يا ناممكن است، افراد مبتلا به بيمارى عطش (ذوالعُطاش)، زنان باردارى كه وضع حملشان نزديك باشد (الحامل المُقْرِب) و زنان شيرده كه شير آنان كم است. مستند اين حكم، آية ۱۸۴ سورة بقره و احاديث است (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)برّاج، ج ۱، ص ۱۹۶؛ نجفى، ج ۱۷، ص ۱۴۴ـ۱۵۲؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۲۵ـ۶۲۷). بر سالخوردگان، جايز و در پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى شرايط واجب است كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)شان را افطار كنند و در ازاى هر روز، فديه(span dir="LTR")‌(/span)اى معادل يك يا دو مُدّ طعام (بنابر نظر مشهور، معادل ده سير يا ۷۵۰ گرم گندم يا جو) به فقير بدهند. به نظر مشهور فقهى، آنان لازم نيست قضاى روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى فوت(span dir="LTR")‌(/span)شده را بعداً يا در طول سال به(span dir="LTR")‌(/span)جا آورند. افراد ذوالعطاش نيز مى(span dir="LTR")‌(/span)توانند با دادن يك يا دو مدّ طعام به ازاى هر روز، در ماه رمضان روزه خود را افطار كنند و پس از برطرف(span dir="LTR")‌(/span)شدن مانع، قضاى آن روزه(span dir="LTR")‌(/span)ها را به(span dir="LTR")‌(/span)جا آورند. حكم زنان باردار و شيرده نيز به نظر مشهور اماميان همين است (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)برّاج، همانجا؛ علامه حلّى، ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰، ج ۳، ص ۵۴۲ـ ۵۴۳؛ نجفى؛ طباطبائى(span dir="LTR")‌(/span)يزدى، همانجاها؛ بروجردى، ج (span dir="LTR")](/span) ۲(span dir="LTR")[(/span)، ص ۳۳ـ۵۹؛ قس سلّار ديلمى، ص ۹۵ كه فديه را بر سالخوردگان ناتوان از روزه و ذوالعطاشى كه اميد بهبود ندارد، واجب ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)است و محقق حلّى، ۱۴۰۹، قسم ۱، ص ۱۵۶ كه قضاى روزه(span dir="LTR")‌(/span)ها را براى سالخوردگان درصورت امكان واجب شمرده است). همچنين به نظر فقيهان امامى، بر مسافرى كه نمازش شكسته است، روزه واجب نيست. البته شرط افطاركردن مسافرى كه از موطن يا محل اقامت طولانى خود به سفر مى(span dir="LTR")‌(/span)رود، آن است كه پيش از ظهر از آنجا خارج شده و از حد ترخّص عبور كرده باشد. افراد «كثيرالسفر» نيز در حكم مقيم(span dir="LTR")‌(/span)اند. مسافرى كه مرتكب مفطراتِ روزه نشده(span dir="LTR")‌(/span)است، اگر پيش از ظهر به وطن برسد، بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد و اگر شخصى نذر كرده باشد كه درهرحال، چه در سفر و چه در حضر، روز خاصى را روزه بگيرد، اگر مسافر هم باشد، روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن بر او واجب است. در فقه امامى، مسافرنبودن هم شرط وجوب و هم شرط صحت روزه است (← علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى، ج۳، ص ۵۵ـ۵۶؛ طوسى، ۱۴۰۰، ص ۲۹۴ـ۲۹۵؛ شهيدثانى، ۱۴۱۳ـ ۱۴۱۹، ج۲، ص ۵۸ ـ۵۹؛ نيز براى تفاصيل مطلب ← بروجردى، ج (span dir="LTR")](/span) ۱(span dir="LTR")[(/span)، ص۴۶۰ـ۴۸۴، ج (span dir="LTR")](/span) ۲(span dir="LTR")[(/span)، ص ۱۴ـ۳۲؛ نيز ← سفر(sup)*(/sup)).(/p)
(p dir="RTL")
   به نظر فقيهان اهل سنّت، مسافران، بيماران، زنان باردار، زنان شيرده، سالخوردگان ناتوان از روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن و كسانى كه نمى(span dir="LTR")‌(/span)توانند گرسنگى و تشنگى را تحمل كنند، مى(span dir="LTR")‌(/span)توانند روزة خويش را افطار كنند. ايشان همچنين برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه سالخوردگان ناتوان جايز است روزه(span dir="LTR")‌(/span)شان را افطار و در ازاى هر روز، فقيرى را اطعام كنند. در فقه اهل سنّت ــ برخلاف فقه امامى ــ حكم روزه مسافر مانند بيمار و كهن(span dir="LTR")‌(/span)سال، از نوع حكم ترخيصى است، يعنى مسافر درصورت حَرَج مى(span dir="LTR")‌(/span)تواند روزه نگيرد و مى(span dir="LTR")‌(/span)تواند درحال سفر روزه بگيرد و روزه او صحيح خواهد بود. حتى حنفيان و شافعيان درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه سفر براى روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار زيانى نداشته باشد، روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن را بهتر از افطار دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. البته درباره شروط جواز افطار اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظرهايى ميان مذاهب اهل سنّت وجود دارد، مثلاً به نظر مالكيان اگر مسافر يا بيمار از ضرر روزه بترسد، مستحب است روزه(span dir="LTR")‌(/span)اش را افطار كند؛ اما اگر روزه بگيرد، روزه(span dir="LTR")‌(/span)اش صحيح است. درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه حنفيان برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه در چنين شرايطى وجوب به حرمت تبديل مى(span dir="LTR")‌(/span)شود زيرا روزه چنين شخصى مصداق افكندن خويش در هلاكت (القاء النفس الى التَهلكة) است. همچنين به نظر فقيهان حنبلى، زن باردار و شيرده درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه با روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن، فرزندشان در معرض خطر جانى باشد، به(span dir="LTR")‌(/span)منزلة مريض(span dir="LTR")‌(/span)اند و بايد روزه(span dir="LTR")‌(/span)شان را افطار كنند و افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر قضاى روزه، فديه(sup)*(/sup) آن را نيز بدهند. اما درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه خود در معرض خطر جانى باشند، روزه(span dir="LTR")‌(/span)شان را بايد افطار كنند و فقط قضا بر آنان واجب است. فقيهان شافعى، حنفى و مالكى برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه زنان بادار و شيرده چه گمان كنند كه روزه به خودشان آسيب مى(span dir="LTR")‌(/span)رساند، چه به فرزندشان، مى(span dir="LTR")‌(/span)توانند روزه خود را افطار كنند و تنها قضا (بدون اداى فديه) بر آنها واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱؛ كاسانى، ج ۲، ص ۹۴، ۹۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۷۷؛ نووى، ج ۶، ص ۲۶۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)نجيم، ج ۲، ص ۴۹۹؛ براى تفصيل احكام مريض و زن باردار و شيرده در فقه حنبلى ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه مقدسى، ج ۳، ص۱۶ـ۱۷، ۲۰ـ۲۱؛ نيز براى تفصيل آراى اهل سنّت ← زحيلى، ج ۲، ص ۶۴۱ـ۶۴۸).(/p)
(p dir="RTL")
   فقيهان امامى، اسلام، بيمار و ناتوان(span dir="LTR")‌(/span)نبودن، مسافرنبودن، نيت و طهارت از حَدَثِ اكبر مانند جنابت و حيض در آغاز روزه را شروط صحت روزه مى(span dir="LTR")‌(/span)دانند (← طوسى، ۱۴۰۳، ص ۲۱۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حمزه، ص۱۴۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)زهره، ص ۱۳۱). برخى فقها شروط ديگرى چون ايمان (به امامت امامان شيعه عليهم(span dir="LTR")‌(/span)السلام)، بلوغ و عقل را نيز افزوده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← طوسى، ۱۴۰۰، ص ۲۸۹؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۱۱ـ۶۱۷). به نظر برخى فقهاى امامى، شرط صحت روزة مستحب، نبودن قضاى روزه واجب برعهده روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار است (← كاشف(span dir="LTR")‌(/span)الغطاء، ج ۲، ص ۳۱۷؛ نراقى، ج۱۰، ص ۴۹۸ـ۴۹۹).(/p)
(p dir="RTL")
   فقيهان مذاهب مختلف اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز شروطى چون نيت، اسلام، عقل (يا تميز) و پاكى از حيض و نفاس را شرط صحت (اصطلاحاً صحتِ اداء) روزه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند، هرچند دربارة برخى از اين شروط اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر دارند. مثلاً برخى از آنها عقل را شرط صحت روزه نمى(span dir="LTR")‌(/span)دانند (← سمرقندى، ج ۱، ص ۳۴۲ـ۳۵۱؛ نووى، ج ۶، ص ۲۵۴؛ حطّاب، ج ۳، ص ۳۳۶، ۳۴۱؛ خطيب شربينى، ج ۱، ص ۲۱۷؛ براى تفصيل آراى اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت ← زحيلى، ج ۲، ص ۶۱۶ـ۶۱۷، ۶۲۶ـ۶۳۱). فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت طهارت از جنابت را شرط صحت روزه ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند و برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه اگر روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار با حالت جنابت پس از طلوع فجر از خواب برخيزد، مى(span dir="LTR")‌(/span)تواند آن روز را روزه بگيرد (← مالك(span dir="LTR")‌(/span)بن انس، ج ۱، ص ۲۸۹؛ شافعى، ج ۲، ص ۱۰۶ـ۱۰۷؛ نووى، ج ۶، ص ۳۰۷؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۱۷).(/p)
(p dir="RTL")
   كارهايى كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار بايد از انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن آنها اجتناب كند چون موجب باطل(span dir="LTR")‌(/span)شدن روزه مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، اصطلاحاً مُفْطِراتِ روزه خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شوند. با انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن عمدى مفطرات، افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر باطل(span dir="LTR")‌(/span)شدن روزه، به(span dir="LTR")‌(/span)جا آوردن قضاى آن و كفارة خاص روزه هم بر او واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. به نظر مشهور فقيهان امامى، خوردن، آشاميدن، آميزش جنسى، استمنا، دروغ(span dir="LTR")‌(/span)بستن از روى عمد به خدا و پيامبر اكرم و امامان شيعه، قى(span dir="LTR")‌(/span)كردنِ عمدى، فروبردن سر در آب (اِرْتمِاس)، باقى(span dir="LTR")‌(/span)ماندن عمدى به حالت جنابت تا طلوع فجر، خوابيدن درحال جنابت بعد از دوبار بيدارشدن تا طلوع فجر، رساندن ادويه به داخل بدن از راه بينى و گوش و مانند آنها بدون وجود ضرورت، رساندن چيزهايى مانند غبار و دود غليظ به حلق و حُقنه با مايع همه از مفطرات روزه(span dir="LTR")‌(/span)اند. مستند فقيهان امامى بر اين احكام، آيات، احاديث و اجماع است (← طوسى، ۱۴۰۰، ص ۲۸۷ـ۲۸۸؛ محقق حلّى، ۱۴۰۹، قسم ۱، ص۱۴۰ـ ۱۴۲؛ نراقى، ج۱۰، ص ۲۲۳ـ۲۵۸، ۲۷۵ـ۲۸۱؛ نجفى، ج ۱۶، ص ۲۱۷ـ۲۳۱، ۲۳۶ـ۲۴۵؛ البته برخى دربارة بعضى از اين مفطرات ازجمله فروبردن تمام سر در آب و قى(span dir="LTR")‌(/span)كردن، قائل به وجوب كفاره يا قضا نشده(span dir="LTR")‌(/span)اند ← طوسى، ۱۳۹۰، ج ۲، ص ۸۵؛ محقق حلّى، ۱۴۰۹، قسم ۱، ص ۱۴۳؛ شهيد ثانى، ۱۴۱۳ـ ۱۴۱۹، ج ۲، ص ۱۶ـ۱۷؛ بروجردى، ج (span dir="LTR")](/span) ۱(span dir="LTR")[(/span)، ص ۲۴۷ـ۲۴۹).(/p)
(p dir="RTL")
   به نظر برخى اماميان، ارتكاب مفطرات در پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى موارد فقط قضاكردن را بر روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)سازد و وجوب كفاره را در پى ندارد، ازجمله: افطاركردن پس از طلوع فجر يا پيش از غروب به استناد سخن كسى بى(span dir="LTR")‌(/span)تفحص و تحقيق، افطاركردن به(span dir="LTR")‌(/span)سبب مخالفت با كسى كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار وى را كاذب مى(span dir="LTR")‌(/span)دانسته اما سخن او مطابق واقع بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، افطاركردن به استناد تاريكىِ وهم(span dir="LTR")‌(/span)آميز آسمان، فرورفتن آبى كه وارد دهان روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار شده از حلق، خوابيدن دوباره جُنُب پس از يك(span dir="LTR")‌(/span)بار برخاستن از خواب، غسل(span dir="LTR")‌(/span)نكردن حايض و مستحاضه پس از آغاز زمان روزه، نيتِ افطاركردن در روزه واجب بدون عملى(span dir="LTR")‌(/span)كردن آن و فقدان نيت روزه. شمارى از فقهاى امامى نيز انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن برخى مفطرات مانند ارتماس، قى(span dir="LTR")‌(/span)كردن عمدى و دروغ(span dir="LTR")‌(/span)بستن به خدا و معصومان را فقط موجب قضا شمرده و كفاره را واجب ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← محقق حلّى، همانجا؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۲۵۹ـ۲۶۰؛ نجفى، ج ۱۶، ص ۲۷۶ـ۲۹۳؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۰۴). بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه، برخى فقهاى امامى اين اصل كلى را مطرح كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند كه ارتكاب مفطرات روزه همچنان كه قضاكردن را بر مكلف واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)كند، درصورت اختيار و عمد (اكراه و اجبار نبودن) كفاره را هم واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)سازد و موارد مذكور به دلايل خاص (احاديث) از اين قاعدة كلى استثنا شده(span dir="LTR")‌(/span)اند. حكم وجوب كفاره شامل عالم به حكم و موضوع، و نيز جاهل مقصر در پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى موارد، مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۵۸۹ـ۵۹۲؛ بروجردى، ج (span dir="LTR")](/span) ۱(span dir="LTR")[(/span)، ص ۳۰۵ـ۳۱۰).(/p)
(p dir="RTL")
   انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن كارهايى كه در مواقع عادى حرام(span dir="LTR")‌(/span)اند، مانند دروغگويى، حسدورزيدن، سخن(span dir="LTR")‌(/span)چينى و دشنام(span dir="LTR")‌(/span)دادن، در حال روزه ممنوع مؤكَّد است، اما موجب بطلان روزه يا وجوب قضا و كفاره نيست. همچنين برپاية نظر فقيهانى كه برخى مفطرات روزه را موجب فساد آن و وجوب قضا و كفاره نشمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، اين قبيل كارها صرفاً حرمت تكليفى دارند و داراى حكم وضعى نيستند. به بيان ديگر، برپاية اين آرا، اين(span dir="LTR")‌(/span)گونه افعال را نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان از منظر فقهى در شمار مفطرات دانست (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)برّاج، ج ۱، ص ۱۹۳؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ادريس حلّى، ج ۱، ص ۳۷۳ـ۳۷۴؛ محقق حلّى، همانجا؛ نراقى، ج۱۰، ص ۲۶۱، ۲۶۶، ۲۶۹). به نظر فقهاى امامى، هرگاه شخصى از روى فراموشى مرتكب يكى از مفطرات روزه شود، نه تنها قضا و كفاره بر او واجب نيست، بلكه روزه او صحيح است (← علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى، ج ۳، ص ۵۴؛ محقق حلّى، ۱۴۰۹، قسم ۱، ص ۱۴۱؛ نراقى، ج۱۰، ص ۳۱۷).(/p)
(p dir="RTL")
   فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز كارهايى چون خوردن، آشاميدن، آميزش جنسى، استمنا، مساحقه، استفراغ عمدى و نيز داخل(span dir="LTR")‌(/span)كردن هر چيزى به داخل بدن مانند حقنه و سَعوط (ريختن دارو در بينى) را موجب بطلان روزه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند و البته دربارة شمار مفطرات و احكام تكليفى و وضعىِ آنها اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر بسيار دارند (← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص ۱۹۵ـ۲۰۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۳۵ـ۳۷، ۵۴ـ۵۹؛ رافعى قزوينى، ج ۶، ص ۳۴۹ـ۳۵۰، ۳۵۷ـ۳۶۰؛ حطّاب، ج ۳، ص ۲۷۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)نجيم، ج ۲، ص ۴۷۳، ۴۷۵، ۴۷۷ـ۴۷۹، ۴۸۲، ۴۸۷ـ۴۸۸). شمارى از آنان سرمه(span dir="LTR")‌(/span)كشيدن را نيز درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه بخشى از آن از راه چشم به حلق برسد، موجب بطلان روزه و وجوب قضاى آن دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص ۱۹۷ـ۱۹۸؛ كاسانى، ج ۲، ص ۹۳؛ بهوتى حنبلى، ج ۲، ص ۳۶۶ـ۳۷۰).(/p)
(p dir="RTL")
   منابع فقهى اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت مفطرات روزه را بر دوگونه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند : مفطراتى كه تنها قضا را واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)سازند و مفطراتى كه سبب وجوب قضا و كفاره مى(span dir="LTR")‌(/span)شوند. حنفيان برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه تناول چيزهايى جز غذا و دارو، مانند چرم، خاك، سنگ و برگ درختان، خوردن غذا يا دارو با عذر شرعى مانند بيمارى، استفراغ عمدى و نيز انزال منى و هرگونه رفتار جنسى جز مباشرت كامل با انسان ديگر تنها سبب وجوب قضا مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، اما خوردن و آشاميدن (بى(span dir="LTR")‌(/span)عذر شرعى) و نيز مباشرت كامل جنسى قضا و كفاره را بر روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)كند (← سرخسى، ج ۳، ص ۵۶ـ۵۷، ۶۵؛ كاسانى، ج ۲، ص ۹۷ـ۱۰۱؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۵۲ـ۶۵۵). به رأى مالكيان، با افطار عمدى روزه واجب در ايام ديگر جز رمضان، به(span dir="LTR")‌(/span)گونة مطلق، و روزة ماه رمضان با فرض وجود عذر شرعى مانند نسيان، اشتباه، بيمارى و سفر و نيز افطار عمدى روزه مستحبى، قضا بر مكلّف واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود؛ اما خوردن، آشاميدن، آميزش جنسى و استمنا و هرگونه افطار عمدى بى(span dir="LTR")‌(/span)عذر شرعى سبب وجوب قضا و كفاره است (← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص ۱۹۵ـ۲۰۰؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۵۹، ۶۶۱؛ نيز براى شروط وجوب كفاره ← زحيلى، ج ۲، ص ۶۶۲). شافعيان از ميان مفطرات، استمنا، استفراغ عمدى، واردشدن آب در حلق ناشى از زياده(span dir="LTR")‌(/span)روى در استنشاق و مضمضه، استعمال دخانيات (مانند تنباكو) و نيز رسيدن هر چيزى به داخل بدن از راه يكى از منافذ آن را درصورت عمدى(span dir="LTR")‌(/span)بودن موجب بطلان روزه و وجوب قضا دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. همچنين اگر روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار به(span dir="LTR")‌(/span)اشتباه پس از طلوع فجر يا پيش از غروب مرتكب يكى از مفطرات شود، قضا بر او واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. تنها چيزى كه به نظر فقيهان شافعى سبب وجوب قضا و كفاره همراه با تعزير مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، آميزش جنسى، البته با شروط چهارده(span dir="LTR")‌(/span)گانه، است (← نووى، ج ۶، ص ۳۲۸ـ۳۴۴؛ انصارى، ج ۱، ص ۲۰۸ـ۲۰۹؛ خطيب شربينى، ج ۱، ص ۲۱۸ـ۲۱۹؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۶۴ـ۶۶۷). حنبليان نيز فقط آميزش جنسى در ماه رمضان را موجب قضا و كفاره شمرده و دخول شىء به بدن، سرمه(span dir="LTR")‌(/span)كشيدن، استفراغ عمدى، حجامت، تمتّعات جنسى مقدماتى، ارتداد و اشتباه(span dir="LTR")‌(/span)كردن روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار در روز و شب را از اسباب وجوب قضا دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۳۵ـ۶۵؛ زحيلى، ج ۲، ص۶۷۰ـ۶۷۵). فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز مانند اماميان برآن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن مفطرات از روى فراموشى سبب باطل(span dir="LTR")‌(/span)شدن روزه نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← سرخسى، ج ۳، ص ۶۵؛ نووى، ج ۶، ص ۳۲۳ـ۳۲۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه مقدسى، ج ۳، ص ۳۵، ۴۱).(/p)
(p dir="RTL")
   اماميان انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن برخى كارها را بر روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار مكروه و پرهيز از آنها را مستحب شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ازجمله، سستى و كوتاهى در تلاوت قرآن، و ذكر خداوند و صلوات(span dir="LTR")‌(/span)فرستادن بر پيامبراكرم و خاندانش، خوددارى از غذاخوردن در هنگام سحر، بوييدن چيزهاى خوشبو، فَصد و حجامت، انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن كارهاى شهوت(span dir="LTR")‌(/span)انگيز و خواندن شعرهاى عارى از مضامين اخلاقى و حكمى و مسافرت(span dir="LTR")‌(/span)رفتن در ماه رمضان جز در موارد ضرورى (← طوسى، (em)النها(/em)(em)ية(/em)، ص ۱۵۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بّراج، ج ۱، ص ۱۹۳ـ۱۹۴؛ محقق حلّى، ۱۳۶۴ش، ج ۲، ص ۶۶۳ـ۶۶۷؛ نراقى، ج۱۰، ص ۲۹۸ـ۳۱۶).(/p)
(p dir="RTL")
   فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن برخى كارها را براى روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار مستحب دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند، همچون غذاخوردن در هنگام سحر، شتاب در افطاركردن هنگام مغرب و مقدم(span dir="LTR")‌(/span)داشتن آن بر نماز، گشودن روزه با آب يا خرما، خواندن دعاهاى مأثور پس از افطار، اشتغال به علم و تلاوت قرآن مجيد، اعتكاف به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در دهه آخر ماه رمضان، پرهيز از كارهاى شهوت(span dir="LTR")‌(/span)آميز، پرهيز از حجامت (نزد شافعيان) و اجتناب از بوييدن گياهان خوشبو. همچنين آنان برخى كارها را از مكروهات روزه به(span dir="LTR")‌(/span)شمار آورده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← كاسانى، ج ۲، ص ۱۰۵ـ۱۰۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص۱۰۰ـ۱۰۱؛ حطّاب، ج ۳، ص ۳۰۶، ۳۳۰ـ۳۳۳، ۳۵۵؛ بهوتى حنبلى، ج ۲، ص ۳۷۹ـ ۳۸۱؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۳۱ـ۶۴۰).(/p)
(p dir="RTL")
   فقيهان امامى روزه را بر چهارگونه واجب، مستحب، مكروه و حرام دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. روزة ماه رمضان، روزه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه با نذر و عهد و قَسَم بر انسان واجب شود، روزة كفاره(sup)*(/sup)، روزة بدل قربانى در حج تمتع، روزة روز سوم اعتكاف و روزة قضا از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين انواع روزة واجب(span dir="LTR")‌(/span)اند. اداى روزة قضاى پدر نيز از روزه(span dir="LTR")‌(/span)هايى است كه برعهدة پسر بزرگ است. روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مستحب بر دو قسم(span dir="LTR")‌(/span)اند: معيّن و غيرمعيّن. برپاية احاديث و كتب فقهى، روزة ايام(span dir="LTR")‌(/span)البيض (سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمرى)، روزة ماههاى رجب و شعبان و روز اول ذيحجه و نُه روز اول ذيحجه و روز عرفه، روز ولادت پيامبراكرم (۱۷ ربيع(span dir="LTR")‌(/span)الاول)، عيد مبعث ( ۲۷ رجب)، نوروز، عيد غدير (۱۸ ذيحجه)، روز مباهله ( ۲۴ ذيحجه)، دَحْوالارض (۲۵ ذيقعده)، سه روز در ماه (اولين و آخرين پنجشنبه و چهارشنبه اول دهة دوم هر ماه)، روزة هر پنجشنبه و روزة هر جمعه مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مستحب معيّن(span dir="LTR")‌(/span)اند. روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مستحبِ غيرمعيّن مشتمل بر همة روزهايى است كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن در آنها حرام يا مكروه نيست. برخى از روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مكروه عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: روزه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه به ضعيف(span dir="LTR")‌(/span)شدن روزه(span dir="LTR")‌(/span)دار بينجامد و او را از عبادت بازدارد و روزة روز دهم محرّم (عاشورا). روزة عيد فطر و عيد قربان، روزة سكوت (صَمْت)، روزة وصال (روزة ۲۴ ساعته يا دو روزه)، روزة دهر (روزة همة روزها حتى دو عيد بزرگ) و روزة نذر معصيت، از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى حرام(span dir="LTR")‌(/span)اند (← سلّار ديلمى، ص ۹۳ـ۹۴؛ محقق حلّى، ۱۴۰۹، قسم ۱، ص ۱۵۵؛ نراقى، ج۱۰، ص ۵۰۷ـ۵۱۴؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۵۷ـ۶۶۳؛ قس طوسى، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج ۲، ص ۱۶۳ كه روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى واجب را هم به معيّن و غيرمعيّن تقسيم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ قس علامه حلّى، ۱۴۱۴، ج ۶، ص ۶؛ نراقى، ج۱۰، ص ۵۰۳ـ۵۰۴ كه برخى روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مكروه را در شمار روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى حرام آورده(span dir="LTR")‌(/span)اند). شيخ طوسى (۱۴۰۰، ص ۲۸۹) در تقسيم(span dir="LTR")‌(/span)بندى ديگرى روزه را به پنج(span dir="LTR")‌(/span)گونه واجب، مستحب، قبيح، تأديب و اذن تقسيم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه برپاية آن، روزة واجب خود بر دو قسم است، روزة مطلق (بى(span dir="LTR")‌(/span)سبب) و روزه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه به(span dir="LTR")‌(/span)سبب خاصى واجب شده(span dir="LTR")‌(/span)است. مراد او از روزة قبيح، روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى حرام مانند عيد فطر و عيد قربان و روزة ايام تشريق(sup)*(/sup) است. روزة تأديب عبارت است از امساك شخص از ارتكاب مفطرات روزه درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه پس از آغازشدن روز، مانع روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن آنها برطرف مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، مانند كودكى كه در وسط روز بالغ مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، يا بيمار يا مجنونى كه بهبود يابد يا كافرى كه مسلمان گردد يا حايضى كه از عادت ماهانه پاك شود. مقتضاى ادب آن است كه اينان تا پايان روز از مفطرات اجتناب كنند. همچنين مراد از روزة اذن، روزة همسر و مهمان است كه شرط صحت آن اجازة زوج و ميزبان است (← همان، ص ۲۸۹ـ۲۹۳).(/p)
(p dir="RTL")
   اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز روزه را به واجب، مستحب، حرام و مكروه تقسيم كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← زحيلى، ج ۲، ص ۵۷۸؛ قس حصكفى، ج ۲، ص ۳۷۳ كه آن را هشت(span dir="LTR")‌(/span)گونه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است). ايشان روزه ماه رمضان، روزه كفاره، روزه نذر معيّن و اعتكاف واجب را روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى واجب دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← حصكفى، ج ۲، ص ۳۷۳، ۳۷۶ـ۳۷۷؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۷۸ـ۵۷۹). فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت همچنين روزه برخى روزها مانند ايام(span dir="LTR")‌(/span)البيض در هر ماه، شش روز از ماه شوال، روز عرفه، دهة اول ذيحجه (جز روز عيد قربان)، سوم محرّم، دهم محرّم (روز عاشورا)، بيست(span dir="LTR")‌(/span)وهفتم رجب (مبعث پيامبراكرم)، پانزدهم شعبان، بيست(span dir="LTR")‌(/span)وپنجم ذيقعده و نيز هر دوشنبه و پنجشنبه را مستحب دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۱۰۲ـ۱۰۵، ۱۰۸ـ۱۰۹؛ حطّاب، ج ۳، ص ۳۱۱ـ۳۱۳، ۳۱۸؛ حصكفى، ج ۲، ص۳۷۵؛ قس ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۱۰۲ كه گفته مالك روزه شش روز در ماه شوال را مكروه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است؛ براى تفصيل بيشتر و اختلافات مذاهب اهل سنّت ← زحيلى، ج ۲، ص ۵۸۸ـ۵۹۵).(/p)
(p dir="RTL")
   اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت روزة روزهايى مانند عيد فطر، عيد قربان و ايام تشريق را به اجماع حرام دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. از ديگر روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى حرام نزد ايشان روزة يوم(span dir="LTR")‌(/span)الشك به نيت ماه رمضان، روزة حايض و نفساء، روزة مستحبى زن بى(span dir="LTR")‌(/span)اجازه شوهر و نيز روزة كسى است كه احتمال مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد براثر روزه(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن هلاك شود (← كاسانى، ج ۲، ص ۱۰۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۹۷؛ نووى، ج ۶، ص ۳۹۲؛ مطيعى، ج ۱۸، ص ۲۴۳ـ۲۴۴؛ نيز ← زحيلى، ج ۲، ص ۵۷۹ـ ۵۸۳). اهل سنّت روزة وصال، روزة دهر، روزة سكوت و نيز روزة روزهاى جمعه، شنبه، روز پيش از حلول ماه رمضان و نيز روزة ماه رجب را مكروه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← سمرقندى، ج ۱، ص ۳۴۲ـ۳۴۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۹۸ـ۹۹، ۱۰۱؛ براى تفصيل بيشتر ← (em)الموسوعة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقهية(/em)، ذيل «صوم»؛ زحيلى، ج ۲، ص ۵۸۳ـ۵۸۷).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع :(/strong) علاوه بر قرآن و كتاب مقدس؛ (strong)آقابزرگ طهرانى(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ادريس حلّى(/strong)، (em)كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى(/em)، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بابويه(/strong)، (em)ثواب الاعمال و عقاب الاعمال(/em)، قم ۱۳۶۸ش؛ همو، (em)علل الشرايع(/em)، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بَرّاج(/strong)، (em)المُهَذّب(/em)، قم ۱۴۰۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حجر عسقلانى(/strong)، (em)الدرا(/em)(em)ية(/em)(em) فى تخريج احاديث الهدا(/em)(em)ية(/em)، چاپ عبداللّه هاشم يمانى مدنى، بيروت: دارالمعرفة، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حمزه(/strong)، (em)الو(/em)(em)سيلة(/em)(em) الى نيل ا(/em)(em)لفضيلة(/em)، چاپ محمد حسّون، قم ۱۴۰۸؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)زهره(/strong)، (em)غنية(/em)(em) النزوع الى علمى الاصول و الفروع(/em)، چاپ ابراهيم بهادرى، قم ۱۴۱۷؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)فارِس(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قدامه(/strong)، (em)المغنى(/em)، چاپ افست بيروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قدامه مقدسى(/strong)، (em)الشرح الكبير(/em)، در همان؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)منظور(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نُجَيْم(/strong)، (em)البحر الرائق شرح كنزالدقائق(/em)، بيروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)؛ (strong)احمدبن حنبل(/strong)، (em)مسند احمدبن حنبل(/em)، استانبول ۱۴۰۲/ ۱۹۸۲؛ زكريابن محمد (strong)انصارى(/strong)، (em)فتح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الوهاب بشرح منهج(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطلاب(/em)، بيروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸؛ (strong)بخارى(/strong)؛ احمدبن محمد (strong)برقى(/strong)، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المحاسن(/em)، چاپ جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين محدث ارموى، تهران ۱۳۳۰ش؛ مرتضى (strong)بروجردى(/strong)، (em)المستند فى شرح العرو(/em)(em)ة(/em)(em) الوثقى : الصوم(/em)، تقريرات درس آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه خويى، ج (span dir="LTR")](/span)۱ـ ۲(span dir="LTR")[(/span)، در (em)موسو(/em)(em)عة(/em)(em) الامام الخوئى(/em)، ج ۲۱ـ۲۲، قم: مؤسسة احياء آثار الامام الخوئى، ۱۴۳۰/۲۰۰۹؛ اسماعيل (strong)بغدادى(/strong)، (em)ايضاح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المكنون(/em)، ج ۲، در حاجى(span dir="LTR")‌(/span)خليفه، ج ۴؛ جورج (strong)بنكس(/strong)، «سرزمين آزتك(span dir="LTR")‌(/span)ها و اينكاها»، در (em)سيرى در اديان جهان(/em)، سرويراستار: كريستوفر پارتريج، ترجمة عبدالعلى براتى، تهران: ققنوس، ۱۳۹۱ش؛ منصوربن يونس (strong)بهوتى حنبلى(/strong)، (em)كشّاف القناع عن متن الاقناع(/em)، چاپ محمدحسن شافعى، بيروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ احمدبن حسين (strong)بيهقى(/strong)، (em)السنن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكبرى(/em)، بيروت: دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)حاجى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)خليفه(/strong)؛ محمدبن على (strong)حَصكَفى(/strong)، (em)الدّر المختار(/em)، در ابن(span dir="LTR")‌(/span)عابدين، (em)حا(/em)(em)شية(/em)(em) ردّالمحتار على الدّر المختار: شرح تنويرالابصار(/em)، چاپ افست بيروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ محمدبن محمد (strong)حَطّاب(/strong)، (em)مواهب الجليل لشرح مختصر خليل(/em)، چاپ زكريا عميرات، بيروت ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵؛ محمدبن احمد (strong)خطيب شربينى(/strong)، (em)الاقناع فى حل الفاظ ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شجاع(/em)، (span dir="LTR")](/span)بيروت(span dir="LTR")[(/span): دارالمعرفة للطباعة و النشر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)خليل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن احمد(/strong)، (em)كتاب العين(/em)، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم ۱۴۰۵؛ عبدالكريم(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)رافعى قزوينى(/strong)، (em)فتح العزيز: شرح الوجيز(/em)، (span dir="LTR")](/span)بيروت(span dir="LTR")[(/span): دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ ليز (strong)رمزى(/strong)، «عبادت و اعياد»، در (em)سيرى در اديان جهان(/em)، همان؛ وهبه مصطفى (strong)زُحَيلى(/strong)، (em)الفقه الاسلامى و ادلّته(/em)، دمشق ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ اما (strong)سالتر(/strong)، «عبادت و اعياد»، در (em)سيرى در اديان جهان(/em)، همان؛ عبدالسلام(span dir="LTR")‌(/span)بن سعيد (strong)سحنون(/strong)، (em)المُدَوَّ(/em)(em)نة(/em)(em) الكبرى(/em)، التى رواها سحنون(span dir="LTR")‌(/span)بن سعيد تنوخى عن عبدالرحمان(span dir="LTR")‌(/span)بن قاسم عتقى عن مالك(span dir="LTR")‌(/span)بن انس، قاهره ۱۳۲۳، چاپ افست بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدبن احمد (strong)سرخسى(/strong)، (em)كتاب المبسوط(/em)، بيروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛ حمزة(span dir="LTR")‌(/span)بن عبدالعزيز (strong)سلّار ديلمى(/strong)، (em)المراسم العلو(/em)(em)ية(/em)(em) فى الاحكام النبو(/em)(em)ية(/em)، چاپ محسن حسينى امينى، قم ۱۴۱۴؛ محمدبن احمد (strong)سمرقندى(/strong)، (em)تحفة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقهاء(/em)، بيروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴؛ (strong)سمنى چاريترا پراجنا(/strong)، «من جين هستم»، در (em)سيرى در اديان جهان(/em)، همان؛ محمدبن ادريس (strong)شافعى(/strong)، (em)الاُمّ(/em)، بيروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ محمدامين (strong)شنقيطى(/strong)، (em)اضواء البيان فى ايضاح القرآن بالقرآن(/em)، بيروت ۱۴۱۵/ ۱۹۹۵؛ زين(span dir="LTR")‌(/span)الدين(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)شهيد ثانى(/strong)، (em)الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية(/em)، چاپ محمد كلانتر، بيروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ همو، (em)مسالك الافهام الى تنقيح شرائع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلام(/em)، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ (strong)طباطبائى(/strong)؛ محمدكاظم(span dir="LTR")‌(/span)بن عبدالعظيم (strong)طباطبائى يزدى(/strong)، (em)العرو(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الوثقى(/em)، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۳؛ (strong)طبرِسى(/strong)؛ نجم(span dir="LTR")‌(/span)الدين (strong)طبسى(/strong)، (em)صوم عاشوراء بين (/em)(em)السنة النبوية و البدعة(/em)(em) الامو(/em)(em)ية(/em)، قم ۱۴۲۲؛ محمدبن حسن (strong)طوسى(/strong)، (em)الاستبصار(/em)، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ۱۳۹۰؛ همو، (em)الاقتصاد الهادى الى طريق الرشاد(/em)، تهران ۱۴۰۰؛ همو، (em)الرسائل العشر(/em)، قم (span dir="LTR")?](/span) ۱۴۰۳(span dir="LTR")[(/span)؛ همو، (em)كتاب الخلاف(/em)، چاپ محمدمهدى نجف، جواد شهرستانى، و على خراسانى(span dir="LTR")‌(/span)كاظمى، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، (em)المبسوط فى فقه الاما(/em)(em)مية(/em)، ج ۱، چاپ محمدتقى كشفى، تهران ۱۳۸۷؛ همو، (em)النها(/em)(em)ية(/em)(em) فى مجرد(/em) (em)الفقه و الفتاوى(/em)، قم: قدس محمدى، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ ابوالفضل(span dir="LTR")‌(/span)بن ابوالقاسم (strong)طهرانى(/strong)، (em)شفاءالصدور فى شرح زيار(/em)(em)ة(/em)(em) العاشور(/em)، تهران ۱۳۷۶ش؛ حسن(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)علامه حلّى(/strong)، (em)تحريرالاحكام الشر(/em)(em)عية(/em)(em) على مذهب الاما(/em)(em)مية(/em)، چاپ ابراهيم بهادرى، قم ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲؛ همو، (em)تذكر(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقهاء(/em)، قم ۱۴۱۴ـ    ؛ همو، (em)مختلف الشيعة(/em)(em) فى احكام الشر(/em)(em)يعة(/em)، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰؛ همو، (em)منتهى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المطلب فى تحقيق(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المذهب(/em)، مشهد ۱۴۱۲ـ۱۴۲۹؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن حسين (strong)علم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الهدى(/strong)، (em)رسائل الشريف المرتضى(/em)، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰؛ محمدبن محمد (strong)غزالى(/strong)، (em)اسرارالصوم(/em)، چاپ ماهر منجد، بيروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ سعيدبن هبة(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)قطب(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)راوندى(/strong)، (em)كتاب سلو(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحزين، المعروف ﺑ(/em) (em) الدعوات(/em)، قم ۱۴۰۷؛ ابوالقاسم(span dir="LTR")‌(/span)بن محمدحسن (strong)قمى(/strong)، (em)غنائم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الايام فى مسائل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحلال و الحرام(/em)، قم ۱۳۷۵ـ ۱۳۷۸ش؛ ابوبكربن مسعود (strong)كاسانى(/strong)، (em)كتاب بدائع الصنائع فى ترتيب الشرائع(/em)، كويته ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛ جعفربن خضر (strong)كاشف(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الغطاء(/strong)، (em)كشف الغطاء عن مبهمات الشر(/em)(em)يعة(/em)(em) الغراء(/em)، اصفهان : انتشارات مهدوى، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)كلينى (/strong)(بيروت)؛ (strong)مالك(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن انس(/strong)، (em)المُوَطَّأ(/em)، چاپ محمد فؤاد عبدالباقى، بيروت ۱۴۰۶؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن حسام(span dir="LTR")‌(/span)الدين (strong)متقى هندى(/strong)، (em)كنزالعُمّال فى سنن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاقوال و الافعال(/em)، چاپ بكرى حيّانى و صفوة سقا، بيروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ (strong)مجلسى(/strong)؛ جعفربن حسن (strong)محقق حلّى(/strong)، (em)شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام(/em)، چاپ صادق شيرازى، تهران ۱۴۰۹؛ همو، (em)المعتبر فى شرح المختصر(/em)، ج ۲، قم ۱۳۶۴ش؛ (strong)مسلم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن حجاج(/strong)، (em)الجامع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصحيح(/em)، بيروت: دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدنجيب (strong)مطيعى(/strong)، (em)التكملة الثانية(/em)(em)، المجموع: شرح المُهَذّب(/em)، در يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن شرف نووى، (em)المجموع: شرح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المُهَذّب(/em)، ج ۱۳ـ۲۰، بيروت: دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدبن محمد (strong)مفيد(/strong)، (em)المُقْنِعَة(/em)، قم ۱۴۱۳؛ (em)الموسوعة الفقهية(/em)، ج ۲۸، كويت : وزارة(span dir="LTR")‌(/span)الاوقاف و الشئون الاسلامية، ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ محمدبن على (strong)موسوى عاملى(/strong)، (em)مدارك الاحكام فى شرح شرائع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلام(/em)، قم ۱۴۱۰؛ (strong)نجفى(/strong)؛ ابوالحسن على (strong)نَدْوى(/strong)، (em)الاركان (/em)(em)الاربعة: الصلاة، الزكاة(/em)(em)، الصوم، الحج فى ضوء الكتاب (/em)(em)و السنة مقارنة(/em)(em) مع الديانات الاخرى(/em)، چاپ وحيد قطب، قاهره (span dir="LTR") ?](/span) ۱۳۸۷(span dir="LTR")[(/span)؛ احمدبن محمدمهدى (strong)نراقى(/strong)، (em)مستند الشيعة(/em)(em) فى احكام الشر(/em)(em)يعة(/em)، ج۱۰، قم ۱۴۱۷؛ يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن شرف (strong)نَوَوى(/strong)، (em)المجموع: شرح المُهَذّب(/em)، بيروت: دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)واحدى نيشابورى(/strong)، (em)اسباب النزول(/em)، قاهره ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸؛ گئو (strong)ويدن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)گرن(/strong)، (em)مانى و تعليمات او(/em)، ترجمه نزهت صفاى اصفهانى، تهران ۱۳۹۰ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن ابوبكر (strong)هيثمى(/strong)، (em)مجمع الزوائد و منبع الفوائد(/em)، بيروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸؛ (strong)يعقوبى(/strong)، (em)تاريخ(/em)؛(/p)
(p)
(em)Encyclopaedia Judaica(/em), Jerusalem ۱۹۷۸-۱۹۸۲; (em)Encyclopaedia of religion and ethics(/em), ed. James Hastings, Edinburgh: T. and T. Clark, ۱۹۸۰-۱۹۸۱, s.vv. "Fasting (interoductory and non-Christian)" (by J. A. MacCulloch), "ibid (Christian)" (by A. J. Maclean); (em)Encyclopaedia of the Qur&#۳۹;ān(/em), ed. Jane Dammen Mc Auliffe, Leiden: Brill, ۲۰۰۱-۲۰۰۶, s.v. "Fasting" (by Kees Wagtendonk); (em)The Encyclopedia of religion(/em), ed. Mircea Eliade, New York ۱۹۸۷, s.v. "Fasting" (by Rosemary Rader).(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ مريم حسينى(/span)(/strong)‌(strong)(span dir="RTL")آهق /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
 (/p)
نظر شما
مولفان
گروه
رده موضوعی
جلد20
تاریخ1394
وضعیت چاپ
  • چاپ شده