رویت هلال

معرف

رؤيت هلال، ديدن و يافتن ماه در شبهاى آغاز ماه قمرى.

متن
(p dir="RTL")
(strong)   رؤيت هلال(/strong)، ديدن و يافتن ماه در شبهاى آغاز ماه قمرى. واژة رؤيت از ريشه «رأى» به معناى ديدن و هلال از ريشة «ه  ل ل» به معناى ماه نو در شب اول يا سه شب اول ماه قمرى است ((span dir="LTR")←(/span) خليل(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد؛ جوهرى؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)منظور، ذيل «رأى» و «هلل»؛ قس فيروزآبادى، ذيل «هلل»، كه نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است هلال به نور ماه قمرى تا شب هفتم و نيز دو شب آخر ماه هم گفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شود). معناى اصلى «هلل» بلندكردن صداست و هلال ماه از آن جهت به اين نام خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه صداى مردم هنگام ديدن آن به تكبير و دعا بلند مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (ابن(span dir="LTR")‌(/span)فارِس، ذيل «هلل»؛ مفيد، ص ۱۳۶). اين مقاله مشتمل است بر :۱) در تمدنهاى پيش از اسلام۲) در نجوم دوره اسلامى۳) ابعاد فرهنگى و تاريخ اجتماعى۴) در ايران و كشورهاى اسلامى، در دورة معاصر۵) مباحث فقهى.(/p)
(p dir="RTL")
    ۱) (strong)در تمدنهاى پيش از اسلام. (/strong)رؤيت هلال يكى از مؤلفه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كاربردى در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى قمرى يا شمسى ـ قمرى در بسيارى از تمدنهاى مجاور جهان اسلام يا سرزمينهاى بعداً اسلامى(span dir="LTR")‌(/span)شده بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. كهن(span dir="LTR")‌(/span)ترين شواهد از به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى رؤيت هلال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى متعلق به مصر باستان است، اما استفاده از آن در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى به(span dir="LTR")‌(/span)همراه تدبيرهاى محاسباتى و نجومى، از تمدن بابل آغاز شد و هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان هخامنشيان در ايران و نيز يهوديان از آن استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. اين اعمال به(span dir="LTR")‌(/span)صورت كاملاً تصحيح(span dir="LTR")‌(/span)شده و متفاوت با شيوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متعارف رؤيت هلال همچنان در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← ادامة مقاله). در دورانى (احتمالاً هزارة دوم پيش از ميلاد) رؤيتِ حالت خاصى از صورتهاى ماه از مؤلفه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى در جنوب مصر بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (پاركر  (ص ۹ـ ۵۱) اجزاى تشكيل(span dir="LTR")‌(/span)دهندة اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى مصرى را به(span dir="LTR")‌(/span)تفصيل بررسى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است). محاسبة زمان مقارنة ماه و خورشيد (يكى از داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى مهم براى بررسى آغاز ماه نو قمرى) تأييد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند كه در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى، ماه نو با رؤيت هلال پس از مقارنه آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كراوس ، ص ۳۸۷ـ۳۸۹؛ نيز ← تافتين ، ج ۱، ص ۱۲۹ـ ۱۷۵؛ براى داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى با همين كاربرد ← همان، ج ۱، ص ۱۷۵ـ ۱۸۴). بنابر منابع وسيع موجود در زمينة استفادة بابليان از نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد رؤيت هلال ماه نو نيز يكى از اجزاى مورد استفاده آنان در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله). به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى در سرزمينها و تمدنهاى مختلف و نيز نقش رؤيت هلال در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة گستردگى استفاده از رؤيت هلال در پهنة وسيعى از غرب آسيا است، ازجمله در ايران در تمام دورة هخامنشيان (ﺣﻜ : ۵۵۹ـ۳۳۱ق م؛ دربارة گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى مورد استفاده آنان ← عبداللهى، ص ۱۰۴ـ۱۳۲؛ نيز ← تقويم(sup)*(/sup)، بخش ۴، الف: بخش ۲: گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى در دورة هخامنشى) و نيز استفاده از گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى پايه در محاسبات مربوط به گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى (← ادامة مقاله). فصل مشترك همة اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريها، نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى است كه در آن، ماههاى قمرى از زمان مقارنه يا پس از آن (در بعضى، بر مبناى رؤيت هلال ماه نو) آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و عام(span dir="LTR")‌(/span)ترين و روشن(span dir="LTR")‌(/span)ترين وصف از ساختار آن، در متون گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى و رؤيت هلال در نجوم دورة اسلامى، ازجمله در نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى قطان مروزى (متوفى ۵۴۸؛ ص ۲۴۳ـ۲۴۴)، ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. اگرچه در اينكه از چه زمانى رؤيت هلال ماه نو جايگزين ديگر صور ماه براى آغاز هر ماه قمرى شده(span dir="LTR")‌(/span)است، اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر هست (براى گزارشى دربارة بخشى از اسناد تاريخ(span dir="LTR")‌(/span)دار گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى ← تافتين، ج ۱، ص ۲۲ـ۱۴۸؛ براى گزارش كلى دربارة گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى بابلى ← گومپاش، ص ۲۸ـ۴۱؛ ريچاردز، ص ۱۴۷ـ ۱۴۹؛ براى گزارشى دربارة بعضى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى پيش ـ بابلى آسياى غربى و بين(span dir="LTR")‌(/span)النهرين ← لانتسبرگر ، ص ۱۸ـ۹۱). در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى بابلى، در دورة معيّنى از سالها (ازجمله در يك دورة نوزده(span dir="LTR")‌(/span)ساله) با اِعمال تعداد معيّنى از ماههاى كبيسه (افزودن هفت ماه كبيسه در نوزده سال) كوشش مى(span dir="LTR")‌(/span)شد شمار روزهاى مجموع ماههاى قمرى در دورة زمانى معيّن با تقريب مناسبى با تعداد روزهاى ماههاى شمسى برابر شود. اسناد متعدد بابلى، كه عموماً جدولهايى است براى ثبت داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى ماه و خورشيد و سيارات، براساس همين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى تاريخ(span dir="LTR")‌(/span)گذارى شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى گزارشى دربارة نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هايى از اين اسناد بابلى ← كوگلر ، ص ۱۲ـ۱۳، ۵۶). نخستين(span dir="LTR")‌(/span)بار كوگلر از روشهاى دوگانة بابليان (معروف به (span dir="LTR")A(/span) و (span dir="LTR")B(/span)) براى محاسبة حركات ماه و پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى و ثبت رؤيت هلال ياد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى آگاهى بيشتر دربارة اين روشهاى دوگانه ← كوگلر، ص ۵۴ـ۵۵؛ نويگه باوئر ، ج ۱، ص ۴۷۶ـ۴۸۲؛ واردن، ج ۲، ص ۲۰۸ـ۲۴۴). تفاوت اين دو روش در چگونگى محاسبة حركت خورشيد در منطقة(span dir="LTR")‌(/span)البروج بوده(span dir="LTR")‌(/span)است كه در يكى، اين سرعت در دو دورة شش(span dir="LTR")‌(/span)ماهة ثابت، اما هر كدام متفاوت با ديگرى است، اما در ديگرى، ماه به ماه تفاوت مى(span dir="LTR")‌(/span)يابد (← واردن، ج ۲، ص ۲۰۸). در برخى اسناد بابلى، علاوه بر اطلاعات و داده(span dir="LTR")‌(/span)هايى در باب لحظه رؤيت هلال بعد از مقارنه، اطلاعاتى دربارة زمان بدر كامل ماه نيز هست، اما بنابر مجموعة داده(span dir="LTR")‌(/span)ها، ثبت اطلاعاتِ لحظة رؤيت هلال اهميت داشته(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← كوگلر، ص ۱۲ـ۱۳ كه علاوه بر داده(span dir="LTR")‌(/span)هايى از لحظه رؤيت، داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى بيشترى دربارة ماه ازجمله طول متوسط ماه قمرى به(span dir="LTR")‌(/span)دست مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد). به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد دورة رواج استفاده از روشهاى دوگانه به حدود قرن هفتم پيش از ميلاد بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد (← همان، ص ۲۴۵ـ۲۴۶) كه با اطلاعات پاركر و دوبراشتاين (ص ۲۷ـ۴۷) از ثبت چگونگى شروع ماههاى قمرى در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى در قرن هفتم پيش از ميلاد مطابقت دارد. بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال ثبت بسيار دقيق داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى ماه، همچون لحظه رؤيت هلال، نيازمند به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى عوامل بسيارى است، ازجمله توجه به اصول كلى حركتهاى ماه (در قالب نظريه(span dir="LTR")‌(/span)اى خاص راجع به حركتهاى ماه)، رصدهاى منظم، روشهاى ثبت داده(span dir="LTR")‌(/span)ها، و توجه به مؤلفه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متعدد نجومى ـ محاسباتى همچون تابع فى ، كه محاسبه داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى راجع به حركتهاى ماه در دوره زمانى ۲۲۳ ماهه، مشهور به دورة ساروسى  است (براى آگاهيهاى بيشتر دربارة اين مؤلفه ← ابو ، ص ۳ـ۳۸). كوششهاى بابليان براى ثبت دقيق لحظة رؤيت هلال (در دورة زمانى حدود هفت(span dir="LTR")‌(/span)قرنى) در تمدنهاى بعدى در دورة رؤيت هلال تأثيرگذار بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← واردن، ج ۲، ص ۱۰۲ـ۱۰۷).  در حوزة تمدن سريانى نيز گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى وجود داشت كه ماههاى آن با رؤيت هلال ماه نو آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، اگرچه به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در منابع دورة اسلامى به آن اشاره(span dir="LTR")‌(/span)اى نشده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى گزارشى دربارة اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى ← اسميت ، ص ۱۷ـ۲۶).(/p)
(p dir="RTL")
   در بيشتر متون تاريخى و نجومى دورة اسلامى، گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى سريانى را گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← قطان مروزى، ص ۲۳۴ـ۲۳۵؛ نيز ← فرغانى، ص ۳۸۴ كه اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى را اسكندرى ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است)، اما تأثير آن در برخى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى قمرى رايج در شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان پيش از ظهور اسلام ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه رؤيت هلال مؤلفه(span dir="LTR")‌(/span)اى مهم در آنها به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)آمده، اما ترتيب كبيسه(span dir="LTR")‌(/span)هاى آنها از گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى يا گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى پيروى نمى(span dir="LTR")‌(/span)كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله؛ براى گزارشى از گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى مختلفى كه نام ماههاى آن برگرفته از نامهاى سريانى است ← برنهارد ، ص ۶۴ـ۱۰۸). باتوجه به عباراتى كه در جاهاى مختلف عهد عتيق دربارة روز اول ماههاى سال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى آمده (براى نمونه ← سفر اعداد، ۱۱:۲۸؛ كتاب اول تواريخ ايام، ۳۱:۲۳؛ كتاب دوم تواريخ ايام، ۴:۲؛ كتاب مزامير، ۳:۸۱؛ كتاب عاموس نبى، ۵:۸)، ترديدى نيست كه در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى همواره آغاز ماه قمرى با رؤيت هلال همراه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (در ترجمة فارسى عهد عتيق، در اين موارد از تركيبات سر ماه، ماه تازه، اول ماه و غره ماه استفاده شده(span dir="LTR")‌(/span)است ← همانجاها)، اما در چگونگى استفاده از رؤيت هلال در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى بحثهاى بسيارى صورت گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است. يكى از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين مؤلفه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى، يعنى لحظة مقارنة ماه و خورشيد، زمان پاية محاسبه براى آغاز ماه نو يهودى بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى گزارشى دربارة نحوة محاسبة ماه نو يهودى ← برنابى، ص۴۰ـ۶۲؛ ريچادرز، ص ۳۲۶ـ۳۳۲؛ براى گزارشى دربارة گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى مورد استفادة يهوديان پراكنده در نقاط مختلف جهان ← بكويت ، ص ۹۵ـ۱۴۰). در نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ابوريحان بيرونى به استفاده از رؤيت هلال براى آغاز ماه بين بعضى گروههاى يهودى اشاره شده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نوشتة او (۱۹۲۳، ص ۵۷ـ۵۹)، در بين يهوديان، گروه ربانيه براساس محاسبه (و نه مشاهده) و براساس محاسبة لحظة مقارنة ماه و خورشيد، ماه خود را نو مى(span dir="LTR")‌(/span)كنند، كه گروه ميلاديه نيز تقريباً از آنان پيروى مى(span dir="LTR")‌(/span)نمايند، اما گروه عنانيه فقط ديده(span dir="LTR")‌(/span)شدن هلال را ملاك آغاز ماه قمرى مى(span dir="LTR")‌(/span)دانند. به نوشتة ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۵۷ـ۵۸)، يهوديان بيت(span dir="LTR")‌(/span)المقدس ديده(span dir="LTR")‌(/span)بانانى بر سر بلنديها مى(span dir="LTR")‌(/span)گماردند تا به محض رؤيت هلال، با افروختن آتش، آن را به اطلاع همه برسانند، اما گاه غيريهوديها با افروختن آتش زودهنگام يهوديان را گمراه مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. ابوريحان بيرونى (همانجا) يكى از علل گرايش بعضى گروههاى يهودى (ازجمله ربانيه) را به استفاده از محاسبه براى آغاز ماه پيشگيرى از چنين گمراهيهايى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. براساس نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ابوريحان بيرونى، يهوديان هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان از شيوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مختلف تشخيص زمان آغاز ماه استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. هرچند به كوشش هيلل دوم (روحانى يهودى در قرن چهارم ميلادى) نحوة استخراج گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى در سراسر جهان يكسان شد كه براساس آن، ماه از لحظة مقارنه، و نه رؤيت هلال، آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، اما در زمان بيرونى، يكسان(span dir="LTR")‌(/span)سازى هنوز فراگير نشده بود (براى آگاهى از نقش هيلل(span dir="LTR")‌(/span)دوم در تصحيح گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى ← ستاره(span dir="LTR")‌(/span)شناس، ص ۱۸؛ گبى ، ص ۱۵۷؛ براى گزارشى دربارة گروههاى ميلاديه و عنانيه و نيز واژگان عبرى مرتبط با رؤيت هلال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى ← ابوريحان بيرونى، ۱۹۶۹، يادداشتهاى زاخاو، ص ۳۹۰ـ۳۹۱).(/p)
(p dir="RTL")
   مصدر عربى هَلَّلَ (به(span dir="LTR")‌(/span)معناى فريادزدن) با واژگانى به همين معنا در زبانهاى عبرى، سريانى، اكدى و آرامى هم(span dir="LTR")‌(/span)ريشه است (← كلاين ، ص ۱۵۲، ستون ۳) و در عبرى، واژگان به(span dir="LTR")‌(/span)كاررفته در زمينه رؤيت هلال از همين ريشه(span dir="LTR")‌(/span)اند، اگرچه روز اول هر ماه در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى يهودى «روش خدش»  و روز اول سال «روش هاشانا»  ناميده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (گبى، ص ۱۵۸). در بعضى آثار ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم و ابوريحان بيرونى، به رواج گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهايى در شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان پيش از ظهور اسلام اشاره شده كه در آنها رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفته(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله گزارش ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۶۷ـ۳۷۳) از ماههاى سال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى صابئين حرّان. درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۷۲) فقط به حضور هلال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى آنها اشاره كرده، ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۱۱، ۳۱۸ـ۳۲۴) به(span dir="LTR")‌(/span)تفصيل ويژگيهاى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى آنان را ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. در نوشته ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۳۱۸)، به ماههاى هلالى مورد استفاده آنان اشاره شده(span dir="LTR")‌(/span)است. او (۱۹۲۳، ص ۳۱۹ـ۳۲۱) در نام(span dir="LTR")‌(/span)بردن از هريك از ماههاى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى آنان، واژة هلال را نيز به ابتداى نام هر ماه افزوده(span dir="LTR")‌(/span)است. دربارة ديگر گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى رايج در شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان تا پيش از ظهور اسلام و البته موقعيت رؤيت هلال در آنها آگاهيهاى اندكى وجود دارد. ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۶۲) روش عربها را در دورة جاهلى و پس از اسلام در شروع ماههاى سال يكسان ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. همچنين ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۹۹ـ۱۰۱)، كه در جدولى هجده گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى مختلف و نام ماههاى سال در اين گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريها را معرفى كرده، به استفادة عربهاى جاهلى و اهل ثمود از رؤيت هلال براى آغاز ماهها اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به(span dir="LTR")‌(/span)سبب نبود اسناد تاريخ(span dir="LTR")‌(/span)دار از دوران پيش از اسلام در شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان به(span dir="LTR")‌(/span)درستى مشخص نيست كه در چه دوره(span dir="LTR")‌(/span)هاى تاريخى از اين(span dir="LTR")‌(/span)گونه گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريها استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. يگانه سند تاريخ(span dir="LTR")‌(/span)دار متقن كتيبه(span dir="LTR")‌(/span)اى از قرن چهارم ميلادى است كه در منطقة نَمارَه در شمال شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان يافت شده و به(span dir="LTR")‌(/span)سبب ذكر نام يكى از ماههاى بابلى، احتمالاً گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى قبل از اسلام در آنجا رواج داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. بر اين اساس به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد رؤيت هلال (همانند ديگر گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى شمسى ـ قمرى الگوگرفته از گونه بابلى) در اين منطقه نيز مورد توجه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى آگاهى دربارة اين كتيبه ← (span dir="LTR")>(/span)گزارش تاريخى كتيبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عربى(span dir="LTR")<(/span) ، ج ۱، ص ۱ـ۲).(/p)
(p dir="RTL")
   به نوشتة ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۱۲)، هنديان نيز در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى خود از رؤيت هلال استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. او در گزارشى ديگر، با تفصيل بيشترى استفاده هنديان از گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى و همچنين به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى مؤلفة لحظة مقارنه براى آغاز ماه قمرى را شرح داده(span dir="LTR")‌(/span)است. ابوريحان بيرونى (۱۹۲۵، ص ۱۷۵ـ۱۷۸)، در بحث دربارة انواع ماه و سال نزد هنديان، به جزئيات بيشترى از طول ماه قمرىِ آنان و تركيب اين ماه با نوعى سال شمسى اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، اگرچه در اين نوشته (ص ۱۷۷) نيز بر نقش رؤيت هلال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى هندى تأكيد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ابوريحان بيرونى، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در كتاب (em)تحقيق ماللهند(/em)، دربارة رؤيت هلال دست(span dir="LTR")‌(/span)كم از دو منظر داراى اهميت است: يكى اينكه داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى مربوط به رؤيت هلال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى قمرى هندى بعدها در نجوم دورة اسلامى نيز تأثيرگذار بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← بخش ۲: رؤيت هلال در نجوم دورة اسلامى) و ديگر اينكه واژگان سنسكريتى كه ابوريحان بيرونى ازجمله براى مفاهيم مقارنه و استقبال به(span dir="LTR")‌(/span)كار گرفته نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة دقت او در ضبط اين(span dir="LTR")‌(/span)گونه واژگان است (براى اين واژگان ← ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۵، ص ۱۷۶، ۱۹۰؛ براى ضبط سنسكريت آنها ← سوباراياپا  و سارما ، ص ۱۰۳؛ براى بحثهاى ريشه(span dir="LTR")‌(/span)شناختى واژگانى كه توسط ابوريحان بيرونى ضبط شده(span dir="LTR")‌(/span)است ← مانى(span dir="LTR")‌(/span)ير ـ ويليامز، ص ۸۱؛ براى آگاهى از طول مدت ماه قمرى نزد هندوان و چند داده نجومى ديگر در اين خصوص ← بالاچندره ، ص ۴۱ـ۴۳). استفاده هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان هنديان از نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى در كنار طول سال، كه برابر طول سال در گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى است، شايد حاكى از نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه از گونه بابلى باشد (براى بحث دربارة پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى شباهتهاى روش نجوم هندى با نجوم بابلى ← كاك، ص ۸۴۷ ـ۸۶۹). اشاره(span dir="LTR")‌(/span)اى مبهم در (em)بندهش(/em) (ص ۱۰۶) دربارة استفاده از موضع هلال براى شمارش ماهها احتمالاً نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة رواج نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى در ايران پيش از اسلام و در مناطق زردشتى(span dir="LTR")‌(/span)نشين (خارج از حوزه شاهنشاهى هخامنشى كه از گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى شمسى ـ قمرى بابلى استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند) است و به زمانى غير از دورة هخامنشيان ايران بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد، اگرچه منبع ديگرى در اين زمينه تاكنون شناخته نشده(span dir="LTR")‌(/span)است. صريح(span dir="LTR")‌(/span)ترين اشاره به استفاده از رؤيت هلال و به تبع آن، رواج نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى، نوشتة ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم است كه به استفاده مانويان از رؤيت هلال براى برپايى روزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مانوى اشاره دارد (← ج ۲، جزء۱، ص ۳۹۲ـ۳۹۳). هم در بين مانويان (← بويس، ص ۱۹۲) و هم سغديان (← رايشلت، ص ۶۱؛ قريب، ص ۲۰۹، ۲۳۳، ۲۴۸)، شواهد واژگانى و زبانى، نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة رواج استفاده از نوعى گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى است كه در آن ماه قمرى از لحظة رؤيت هلال آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع: (/strong)علاوه(span dir="LTR")‌(/span)بر كتاب مقدس. عهد عتيق؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)فارِس(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)منظور(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)الآثار(/em) (em)البا(/em)(em)قية(/em)(em) عن القرون الخا(/em)(em)لية(/em)، چاپ ادوارد زاخاو، لايپزيگ ۱۹۲۳؛ همو، (em)تحقيق ماللهند(/em)، چاپ ادوارد زاخاو، لايپزيگ ۱۹۲۵؛ (em)بندهش(/em)، (span dir="LTR")](/span)گردآورى(span dir="LTR")[(/span) فرنبغ دادگى، ترجمة مهرداد بهار، تهران : توس، ۱۳۶۹ش؛ اسماعيل(span dir="LTR")‌(/span)بن حماد (strong)جوهرى(/strong)، (em)الصحاح: (/em)(em)تاج اللغة و صحاح العربية(/em)، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بيروت ۱۴۰۷؛ (strong)خليل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن احمد(/strong)، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العين(/em)، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰؛ يوسف (strong)ستاره(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)شناس(/strong)، «تقويم عبرى»، (em)افق بينا(/em)، سال ۲، ش ۸ (فروردين ۱۳۷۹)؛ رضا (strong)عبداللهى(/strong)، (em)تاريخ تاريخ در ايران(/em)، تهران ۱۳۶۶ش؛ احمدبن محمد (strong)فرغانى(/strong)، (em)جوامع علم النجوم و اصول الحركات السماو(/em)(em)ية=(/em)(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(em)(span dir="LTR")cevami(/span)(/em) (em)(span dir="LTR")esaslar(/span)(/em)(em)(span dir="LTR")i(/span)(/em)(em)(span dir="LTR"):(/span)(/em) (em)(span dir="LTR")göğün hareketlerinin(/span)(/em) (em)(span dir="LTR")Özeti ve(/span)(/em) (em)(span dir="LTR")Astronominin es-semÀ(/span)vÑyya(/em)(span dir="LTR"),(em) ilm (/em)(/span)(/p)
(p dir="rtl" style="text-align: left;")
(em)(span dir="LTR")ilm en-nucûm ve usûl el-harekâ es-semâvîyya,(/span)(/em)(/p)
(p dir="RTL")
آنكارا ۲۰۱۲؛ محمدبن يعقوب (strong)فيروزآبادى(/strong)، (em)القاموس(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المحيط(/em)، بيروت : دارالعلم، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ بدرالزمان (strong)قريب(/strong)، (em)فرهنگ سغدى: سغدى، فارسى، انگليسى(/em)، تهران ۱۳۷۴ش؛ حسن(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)قطان(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)مروزى(/strong)، (em)گيهان شناخت(/em)، چاپ عكسى از روى نسخة خطى كتابخانة آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه مرعشى نجفى، چاپ محمود مرعشى(span dir="LTR")‌(/span)نجفى، قم ۱۳۷۹ش؛ محمدبن محمد (strong)مفيد(/strong)، (em)جوابات اهل الموصل فى العدد و الرؤ(/em)(em)ية(/em)(em)، المعروف ب  (/em)(em)الرسالة العددية(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش رضا مختارى و محسن صادقى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۸ش؛(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)(span dir="LTR")Abü Rayhān B(/span)(/strong)(span dir="LTR")ī(/span)(strong)(span dir="LTR")r(/span)(/strong)(strong)(span dir="LTR")ū(/span)(/strong)(strong)(span dir="LTR")n(/span)(/strong)(span dir="LTR")ī(/span)(span dir="LTR"), (em)The chronology of ancient nations: an English version of the Arabic text of the Athâr-ul-bâkiya of Albîrûnî, or, Vestige of the past(/em), transl. and ed. with notes and index by C. Edward Sachau, London ۱۸۷۹, repr. Frankfurt ۱۹۶۹; Asger (strong)Aaboe(/strong), (em)Some lunar auxiliary tables and related texts from the late an (/em)(strong)Balachandra(/strong), (em)Indian astronomy:(/em)(/span) (span dir="LTR")S.(/span) (span dir="LTR")Rao(/span) (span dir="LTR")۱۹۶۸;(/span) (em)(span dir="LTR")Babylonian period(/span)(/em)(span dir="LTR"),Copenhagen (em) i an introduction(/em), Hyderabad, A. P. ۲۰۰۰; Roger. T. (strong)Beckwith(/strong), (em)Calendar and chronology, Jewish and Christian: biblical, intertestamental and patristic studies(/em), Boston ۲۰۰۱; P. Ludger (strong)Bernhard(/strong), (em)Die Chronologie der Syrer(/em), Wien ۱۹۶۹; Mary (strong)Boyce(/strong), (em)A reader in Manichaean Middle Persian and Parthian texts with notes(/em), in (em)Acta Iranica(/em), ۹, Tehran and Liège ۱۹۷۵; Sherrard Beaumont (strong)Burnaby(/strong), (em)Elements of the Jewish and Muhammadan calendars, with rules and tables and explonatory notes on the Julian and Gregorian calendars(/em), London ۱۹۰۱; Hyman (strong)Gabai(/strong), (em)Judaism, mathematics, and the Hebrew calendar(/em), Northvale, N. J. ۲۰۰۲; Johannes Von (strong)Gumpach(/strong), (em)Die Zeitrechnung der Babylonier und Assyrer(/em), Heidelberg ۱۸۵۲, repr. Wiesbaden ۱۹۷۲; Subhash (strong)Kak(/strong), "Babylonian and Indian astronomy: early connections", (em)History of science, philosophy & culture in Indian civilization(/em), vol.۱, pt.۴ (۲۰۰۵); Ernest (strong)Klein(/strong), (em)A comprehensive etymological dictionary of the Hebrew language for readers of English(/em), Jerusalem ۱۹۸۷; Rolf (strong)Krauss(/strong), "Lunar days, lunar civil-based&#۳۹; lunar(/span)،(span dir="LTR")months, and the question of the  calendar", in (em)Ancient Egyptian chronology(/em), ed Erik Hornung, Rolf Krauss, and David, A. Warburton, Leiden: Brill, ۲۰۰۶; Franz Xaver (strong)Kugler(/strong), (em)Die babylonische mondrechnung(/em), Freiburg im Breisgau ۱۹۰۰; Benno (strong)Landsberger(/strong), (em)Der kultische Kalender der   Babylonier und Assyrer(/em), Leipzig ۱۹۱۵; Monier (strong)Monier-Williams(/strong), (em)A Sanskrit-English dictionary,(/em) ed. E. Leumann et al., Oxford ۱۹۷۹; Otto (strong)Neugebauer(/strong), (em)A history of ancient mathematical astronomy(/em), New York ۱۹۷۵; Richard Anthony (strong)Parker(/strong), (em)The calendars of ancient Egypt(/em), Chicago [۱۹۵۰]; Richard Anthony (strong)Parker(/strong) and Waldo H. (strong)Dubberstein(/strong), (em)Babylonian chronology ۶۲۶ B.C - A.D. ۷۵(/em), Providence, Rhode Island, ۱۹۵۶; Hans (strong)Reichelt(/strong), (em)Die soghdischen Handschriftenreste des Britischen Museums in Umschrift und mit ubersetzung(/em), vol.۲:(em) die nicht- buddhistischen Texte(/em), Heidelberg ۱۹۳۱;(em) Répertoire chronologique d&#۳۹;épigraphie arabe(/em), ed. Ét.Combe, J. Sauvaget, and G. Wiet, Cairo: imprimerie de l&#۳۹;Institut franµ(/span)ais d&#۳۹;archéologie orientale, ۱۹۳۱-[۱۹۹۱]; Edward Graham (strong)Richards(/strong), (em)Mapping time: the calendar and its history(/em), Oxford ۱۹۹۸; George (strong)Smith(/strong), (em)The Assyrian eponym canon, (/em)London [۱۸۷۵]; B.V. (strong)Subbarayappa(/strong) and K.V. (strong)Sarma(/strong), (em)Indian astronomy: a source-book (/em)((em)based primarily on Sanskrit texts(/em)), Bombay ۱۹۸۵; Olaf Alfred (strong)Toffteen(/strong), (em)Ancient chronology(/em), vol.۱, Chicago ۱۹۰۷; Bartel Leendert van der (strong)Waerden(/strong), (em)Science awakening(/em), vol.۲: (em)the birth of astronomy(/em), New York ۱۹۷۴(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ فريد قاسملو /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
(strong)۲)(/strong) (strong)در نجوم دور(/strong)(strong)ه (/strong)(strong)اسلامى(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
  (strong) الف) كليات و مباحث تاريخ علمى.(/strong) تقويم قمرى در جامعة عرب پيش از اسلام بر مبناى رؤيت هلال تنظيم مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و همين روش در دورة اسلامى ادامه يافت (← ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۹). هرچند عربها، براساس سنّتهاى يهوديان، صابئين و حَرّانيان، از طول سال شمسى و قمرى و تفاوت ميان آنها آگاه بودند و براى تطبيق سال شمسى و قمرى كبيسه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متفاوتى، ازجمله نَسىء، را در تقويم خود اعمال مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند كه پس از ظهور اسلام، بنا بر نصّ صريح قرآن (توبه: ۳۷) از آن منع شدند (ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۱۱ـ۱۲؛ نيز ← نالينو ، ص ۸۳ ـ۱۰۳؛ نَسىء(sup)*(/sup)). گذشته از مباحث تقويمى، اينكه دقيقاً از چه زمان و تحت چه فرايندى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى «علمى» رؤيت هلال به آثار نجوم دورة اسلامى راه يافته مبهم است (← ادامة مقاله). اما دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است مبحث رؤيت هلال با ورود به نجوم دورة اسلامى به شكل(span dir="LTR")‌(/span)گيرى سنّتى انتقادى در دو حوزة نجوم نظرى و عملى منجر شد. اين سنّت، افزون بر پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)ناپذيرى هلال، با موضوعات ديگرى نيز مرتبط بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله تحليل طول ماههاى قمرى و تواتر ۲۹ روزه يا  ۳۰ روزه(span dir="LTR")‌(/span)بودن آنها، تقويم قمرى قراردادى (يعنى يكى در ميان ۲۹ و ۳۰ روزه فرض(span dir="LTR")‌(/span)كردن ماههاى قمرى در يك سال؛ براى آگاهى از اين توالى ← ابوريحان بيرونى، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹)، طول سال قمرى و تقويم(span dir="LTR")‌(/span)نويسى (← تقويم(sup)*(/sup)؛ سال(sup)*(/sup)). همچنين زمينه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مفصّل و پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)اى مشتمل بر نجوم رياضى و محاسباتى، ازجمله مثلثات كروى، محاسبات مواضع ماه و خورشيد و موضوع اختلاف منظر، حول اين موضوع شكل گرفت و بعدها بسط يافت. از حيث تاريخ اجتماعى علم روشن نيست كه آيا نخست عالمان دينى يا فقها خواسته(span dir="LTR")‌(/span)اى از منجمان براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى علمى رؤيت داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند يا اينكه منجمان دورة اسلامى، كه بعضاً به آراى فقهى در اين باب نيز آگاه بودند، به جهت ذوق يا كنجكاوى به اين موضوع مى(span dir="LTR")‌(/span)پرداختند. هرچند فرض دوم محتمل(span dir="LTR")‌(/span)تر است (← ادامة مقاله)، بى(span dir="LTR")‌(/span)ترديد ورود مبحث رؤيت هلال به آثار نجوم دورة اسلامى تحت تأثير دين اسلام، اهميت استخراج و تدوين تقويم قمرى، و مناسبتها و فرايض دينى و البته پيچيدگيها و جذابيتهاى نجومى مرتبط با آن بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. براساس برخى شواهد، پيش از شكل(span dir="LTR")‌(/span)گيرى سنّت نجوم علمى در رؤيت هلال، افزون بر استهلال، كه مورد تأكيد و در مواردى ضرورى بود، احتمالاً نوعى انگاشت ابتدايى در پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى طول ماههاى قمرى يا زمان شروع آنها براساس ضوابطى ساده (بر مبناى محاسبات نسبتاً ساده عددى يا ضوابط شبه(span dir="LTR")‌(/span)نجومى) وجود داشت و حتى مردم عادى نيز از پيشوايان دينى دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره سؤال مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند (← ادامة مقاله). شايد اينكه ماههاى قمرى حداكثر سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه(span dir="LTR")‌(/span)اند، ساده(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضابطه از اين دست باشد (← قَلقَشندى، ج ۲، ص ۳۶۸)؛ اما از همان سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى اول و دوم، گاه مردم عادى نيز در تعيين روز اول يا دوم يك ماه قمرى معيّن، مثلاً بر مبناى مشاهده مكث بلند ماه پس از غروب خورشيد در آغاز ماه قمرى، تشكيك مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← طوسى، ج ۴، ص ۱۶۷). طبق شواهد تاريخى و روايات به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد امامان معصوم عليهم(span dir="LTR")‌(/span)السلام معمولاً پيروانشان را به اصل رؤيت و نه اتكا به چنين نشانه(span dir="LTR")‌(/span)هايى توصيه مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. حتى اين حكم كه در صورت ابرى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان، ماه شعبان يا رمضان سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه فرض شود (براى منابع مختلف حديثى ← طباطبايى، ص ۲۱۷۴، پانويس ۱) تلويحاً دلالت دارد براينكه اگر براى مردم به(span dir="LTR")‌(/span)سبب موانع طبيعى رؤيت هلال ممكن نباشد، بر مبناى ضوابط احتمالى، سى(span dir="LTR")‌(/span)ام ماه قبل را نخستين روز ماه رمضان يا شوال در نظر نگيرند. افزون بر اينكه هيچ مدرك حديثى از آن دوره دردست نيست كه در آن عمل به قول منجمان توصيه شده باشد (← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، مقدمة مختارى، ص نودودو)، بيشتر فقهاى شيعه عمل يا توجه صرف به جدول(span dir="LTR")](/span)هاى نجومى يا جدولهاى عددىِ رؤيت(span dir="LTR")[(/span) را براى تعيين آغاز ماههاى قمرى نهى كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى آگاهى از منابع ← طباطبايى، ص ۲۱۵۹ـ۲۱۶۴؛ براى وصف نمونه(span dir="LTR")‌(/span)اى از اين روشها و نيز جدولهاى عددى در دورة ابوريحان بيرونى ← همو، ۱۹۲۳، ص ۱۹۷ـ۲۰۰). براساس برخى شواهد، گويا موضوع در مواردى پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)تر مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، زيرا ابرى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان در آغاز و پايان يك يا چند ماه قمرى متوالى مشكلاتى را براى آگاهى از شروع و پايان و طول ماههاى قمرى به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه رمضان و شوال درپى داشت و حتى فرض سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه(span dir="LTR")‌(/span)بودن يك ماه قمرى (به(span dir="LTR")‌(/span)سبب ابرى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان) ممكن بود به ۲۸روزه(span dir="LTR")‌(/span)شدن ماه قمرى بعدى منجر شود كه پذيرفتنى نبود (براى روايتى تاريخى دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره در زمان حكومت امام(span dir="LTR")‌(/span)على عليه(span dir="LTR")‌(/span)السلام ← ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۷؛ طوسى، ج ۴، ص ۱۵۸). همچنين با توجه به طول معيّن يك سال قمرى، فرض سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه(span dir="LTR")‌(/span)بودن تمام ماهها يا حتى سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه(span dir="LTR")‌(/span)بودن بيش از چهار ماه متوالى نيز دست(span dir="LTR")‌(/span)كم از حيث نجومى پذيرفتنى نبود (← الغ(span dir="LTR")‌(/span)بيگ، ص ۲۹۶؛ نيز ← قلقشندى، ج ۲، ص ۳۶۸). براى حل چنين مشكلاتى، احاديثى از معصومين دربارة به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى نوعى ضوابط عددى (و نه نجومى) با استفاده از روشهايى بر مبناى روزشمار هفته(span dir="LTR")‌(/span)ها در سالهاى قمرى با احتساب كبيسه(span dir="LTR")‌(/span)ها در دست است (← كلينى، ج ۴، ص ۸۰ ـ۸۱؛ حرّ عاملى، ج۱۰، ص ۲۸۳ـ۲۸۴). در سدة چهارم، بحث پيوسته سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه(span dir="LTR")‌(/span)انگاشتن ماه رمضان و استفاده از قواعد عددى در تعيين ماههاى قمرى به بروز اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظرهايى ميان برخى فقهاى شيعى منجر شده بود (← بخش ۵: مباحث فقهى). همچنين مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ضوابط با صبغة نجومى در تعيين زمان شروع ماههاى قمرى در رواياتى منقول از امام(span dir="LTR")‌(/span)صادق عليه(span dir="LTR")‌(/span)السلام آمده كه در تمام آنها به برخى ويژگيهاى رصدى هلال، چون غروب هلال پيش يا پس از پايان شفق، مُطوَّق(span dir="LTR")‌(/span)بودن هلال (به معناى مشاهدة نور كم(span dir="LTR")‌(/span)فروغ زمين(span dir="LTR")‌(/span)تاب، در بخش تاريك قرص ماه) و رؤيت ساية شخص در نور ماه، براى تعيين شبهاى اول تا سوم هر ماه قمرى توجه شده(span dir="LTR")‌(/span)است تا به كمك آنها راصد دريابد با هلال شب چندم مواجه است (← حرّعاملى، ج۱۰، ص ۲۸۱ـ ۲۸۲). برخى در موثق(span dir="LTR")‌(/span)بودن اين روايات ترديد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← قاسم آل(span dir="LTR")‌(/span)قاسم، ص ۱۰۳۳ـ۱۰۳۷)، اما به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد حتى درصورت صحت آنها نيز چنين ضوابطى هيچگاه جايگزين استهلال نمى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)اند و احتمالاً شواهد كمكى بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در مواقعى كه رؤيت هلال در اول ماه به جهت ابرى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان ممكن نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← بخش ۱: در تمدنهاى پيش از اسلام).(/p)
(p style="text-align: right;")
اين مباحث، افزون بر آثار حديثى، در برخى نوشته(span dir="LTR")‌(/span)های نجومى دورة اسلامى دربارة رؤيت هلال و تقويم قمرى نيز يافت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. ابونصر عراق (رياضى(span dir="LTR")‌(/span)دان و منجم ايرانى سدة چهارم و پنجم؛ (em)مقالة رؤية الاهلة(/em)، ص ۴ـ۵) و ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۶۷، ۲۰۱ـ۲۰۲) ضوابط عددى يا جدولى را به نقل از برخى راويان شيعى از امام(span dir="LTR")‌(/span)جعفرصادق در باب شروع ماههاى قمرى نقل كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. ابونصر عراق ((em)مقالة روية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاهلة(/em)، ص ۲ـ۱۴) و ابوريحان بيرونى (همانجاها)، ضمن ترديد در صحت چنين نقلهايى، آنها را نپذيرفته و به نقد علمى آنها پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)اند. به(span dir="LTR")‌(/span)هرحال صرف(span dir="LTR")‌(/span)نظر از نقدها و حواشى چنين انتسابهايى و اينكه اساساً در چنين ضوابط ساده(span dir="LTR")‌(/span)اى، از مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى خورشيد و ماه در امر رؤيت بهره گرفته نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد، حضور آنها در آثار تاريخى به نوعى بر اين خواست برخى عوام دلالت دارد كه شاخصهايى ساده اعم از محاسباتى، عددى يا نجومى براى آغاز ماههاى قمرى به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه ماههاى رمضان و شوال، دست(span dir="LTR")‌(/span)كم از آغاز قرن دوم وجود داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. آنچه مسلّم است مبحث «علمى» رؤيت هلال از نيمة قرن دوم، از نجوم هندى به مباحث نجوم رصدى و محاسباتى دورة اسلامى راه يافت كه نشانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى آن در نخستين آثار نجومى دورة اسلامى ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و از همان آغاز، همواره جزئى از موضوعات مطرح در زيجهاى دورة اسلامى بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله). شايد اشاره(span dir="LTR")‌(/span)نشدن به اين مبحث در آثار اخترشناسان يونان باستان، ازجمله (em)مجسطى (/em)بطلميوس، نيز بر كنجكاوى و پيگيرى منجمان دورة اسلامى افزود (← ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲).(/p)
(p dir="RTL")
 (strong)  ب)(/strong) (strong)مبادى علمى و اصطلاح(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)شناسى ضوابط رؤيت هلال در دورة اسلامى.(/strong) از حيث علمى، عوامل مختلفى در رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى هلال مؤثرند و موجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شوند پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى هلال گاهى با دشوارى و نبود قطعيت همراه باشند. اين عوامل عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)ها يا متغيرهاى نجومى چون موضع ماه و خورشيد نسبت به يكديگر در آسمان، موضع آنها نسبت به افق ناظر، مدت مكث ماه پس از غروب خورشيد، موضع ماه در مدارش نسبت به زمين، و مقدار درخشندگى هلال و عوامل غيرنجومى چون وضع جو و تيزبينى رصدگران (كينگ،  ۱۹۹۳(sup)ج(/sup)، ص ۲۴۷؛ همو،  ۱۹۹۳(sup)الف(/sup)، ص ۱۵۵؛ گياهى يزدى ، ۲۰۰۲ـ۲۰۰۳، ص ۲۳۱). مؤيّدالدين عُرضى دمشقى (منجم و مهندس شامى قرن هفتم؛ ص ۳۱۷) مجموعه عوامل وابسته به ماه چون درخشندگى هلال را اسباب ذاتى و عوامل غيروابسته چون عرض جغرافيايى را اسباب عَرَضى رؤيت هلال ناميده(span dir="LTR")‌(/span)است. كوششهاى منجمان دورة اسلامى در شناخت تأثير اين عوامل در طراحى و عرضه ضوابط گوناگون رؤيت هلال در آثارشان نمود يافته(span dir="LTR")‌(/span)است. درواقع، ضوابط رؤيت معيارى در دست منجم يا تقويم(span dir="LTR")‌(/span)نويس بوده(span dir="LTR")‌(/span)است تا به كمك آن بتواند دقيق(span dir="LTR")‌(/span)تر دربارة رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى هلال در آغاز ماههاى قمرى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى كند. براساس منابع تاريخى و تاريخ علمى، از فرايند ابداع ضوابط رؤيت هلال و ميزان اتكاى منجمان آن دوره به رصدهاى واقعى هلال و بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از آنها براى طراحى ضوابط جديد اطلاعى در دست نيست، اما اگر روش كار در آن زمان مشابه فعاليتهاى امروزى بوده باشد، اخترشناسان مسلمان مى(span dir="LTR")‌(/span)بايست مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى ماه و خورشيد را در شامگاه بيست(span dir="LTR")‌(/span)ونهمين روز ماه قمرى محاسبه و سپس هلال را رصد مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند تا رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى هلال مشخص شود. احتمالاً پس از چند سال رصد، با تحليل داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى به(span dir="LTR")‌(/span)دست(span dir="LTR")‌(/span)آمده از رصدهاى موفق و ناموفق، به ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى در زمينة رؤيت هلال دست مى(span dir="LTR")‌(/span)يافتند. چنين فرضهايى دور از ذهن نيست، چراكه در برخى آثار نجومى دورة اسلامى حل نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عددى از محاسبة مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ماه و خورشيد براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)جا مانده(span dir="LTR")‌(/span)است (حبش حاسب، گ ۲۲۲ر ـ۲۲۳ر؛ نيز ← كندى ، ۱۹۸۳، ص ۱۶۱). افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر اين، ابوريحان بيرونى (۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۶۲ـ۹۶۵) ابزارى به نام بَربَخ(sup)*(/sup) را وصف كرده كه در استهلال به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفته(span dir="LTR")‌(/span)است. از حيث ساختارى، هر ضابطة رؤيت به نحوى بر مقادير عددى حدى متكى بود، يعنى اگر يك يا چند مشخصة هلال بنابه قرارداد به مقدارى برابر يا بيشتر از يك كميت (يا چندين كميت حدى) معيّن ــ كه ضابطه براى آن مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)ها تعيين مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد ــ مى(span dir="LTR")‌(/span)رسيد، به رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى هلال حكم مى(span dir="LTR")‌(/span)دادند. معمولاً اين مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)ها بر مبناى اندازه زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى كمانهاى مختلف بر كرة آسمان (برحسب درجه) و از ديد ناظر تعريف مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند. مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)ها يا كمانهايى كه در ضوابط رؤيت دورة اسلامى به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: اختلاف زمان غروب ماه و خورشيد (مدت مكث ماه، (span dir="LTR")L(/span))، جدايى يا فاصلة زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى بين مراكز قرص ماه و خورشيد ((span dir="LTR")e(/span))، ارتفاع ماه در هنگام غروب خورشيد ((em)(span dir="LTR")a(/span)(/em)(sub)(span dir="LTR")l(/span)(/sub))، انحطاط (ارتفاع منفى) خورشيد در هنگام غروب ماه ((span dir="LTR")d(sub)e(/sub)(/span)) و تفاوت طول دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه و خورشيد ((span dir="LTR")l(/span)(span dir="LTR")← (/span) (span dir="LTR") D(/span)شكل). از كمانهاى مذكور  با اصطلاحات مختلفى در آثار نجومى دوره اسلامى ياد شده(span dir="LTR")(/span)است (براى آگاهى اجمالى از مجموعه(span dir="LTR")(/span)اى از اصطلاحات مرتبط با رؤيت هلال ← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)ب(/sup)، ص ۲۳۶ـ۲۳۹)؛ از جمله اصطلاحاتى چون قوس(span dir="LTR")‌(/span)المكث (خازنى، گ ۸۷ر)، ازمان معدِّل(span dir="LTR")‌(/span)النّهار (بتّانى، ج ۳، ص۱۳۰) و بُعد معدَّل (نصيرالدين طوسى، (em)زيج ايلخانى(/em)، گ ۳۲ر) براى كمان مكث؛ قوس(span dir="LTR")‌(/span)الارتفاع و قوس(span dir="LTR")‌(/span)الانحطاط به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب براى كمانهاى ارتفاع و انحطاط؛ قوس(span dir="LTR")‌(/span)الرؤية براى جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى؛ و اجزاى بروج، درج(span dir="LTR")‌(/span)السواء، درجة(span dir="LTR")‌(/span)السواء، بُعد سِوا براى اختلاف طول دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه و خورشيد (بتّانى، همانجا؛ خازنى، گ ۸۶ پ ـ۸۷ر؛ نصيرالدين طوسى، همانجا). گاه برخى از اين اصطلاحات خلط شده(span dir="LTR")‌(/span)اند، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه كوشيار گيلانى (منجم و رياضى(span dir="LTR")‌(/span)دان ايرانى قرن چهارم و پنجم؛ ص ۵۷) كمان ارتفاع را قوس(span dir="LTR")‌(/span)الرؤية و كمان انحطاط را قوس(span dir="LTR")‌(/span)الرؤية تحت(span dir="LTR")‌(/span)الارض ناميده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← عُرْضى دمشقى، ص ۳۱۷، كه كمان اخير را قوس(span dir="LTR")‌(/span)الرؤية خوانده(span dir="LTR")‌(/span)است). با تمام اين كوششها، منجمان دورة اسلامى نيز به دشوارىِ پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى و طراحى ضوابط رؤيت، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب تعدد عوامل مؤثر و تقريبى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آن، آگاه بوده و در آثارشان به اين موضوع اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲؛ همو، ۱۹۲۳، ص ۱۹۸؛ كوشيار گيلانى، همانجا؛ عرضى دمشقى، ص ۳۱۵)، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه ابويوسف يعقوب كِندى(sup)*(/sup) (رياضى(span dir="LTR")‌(/span)دان و طبيعى(span dir="LTR")‌(/span)دان قرن سوم) رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در باب رؤيت هلال تأليف كرده و حتى در عنوان آن لفظ تقريب را به(span dir="LTR")‌(/span)كار برده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۱۸۷). همچنين طراحى ضوابط گوناگون در آن دوره تلويحاً بر آگاهى از قطعيت(span dir="LTR")‌(/span)نداشتن پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينيها و تلاش در جهت ارتقاى آنها دلالت دارد. برخى اخترشناسان آن دوره، با دقت(span dir="LTR")‌(/span)نظر، علاوه بر مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى، به(span dir="LTR")‌(/span)درستى عوامل ديگرى چون اثر اوضاع جوى يا تفاوت در قوّت بينايى رصدگران را در رؤيت هلال مهم دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابوريحان بيرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۵؛ كوشيار گيلانى؛ عرضى دمشقى، همانجاها).(/p)
(p dir="RTL")
  (strong) ج) مهم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ترين ضوابط رؤيت.(/strong) در كل، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هاى رؤيت هلال در دورة اسلامى به دو گروه ضوابط تك(span dir="LTR")‌(/span)مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى و چندمشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى (تركيبى) رده(span dir="LTR")‌(/span)بندى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه در مجموع، تحولاتى در آنها از حدود قرن دوم تا نهم ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود.ساده(span dir="LTR")‌(/span)ترين و ابتدايى(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضابطة رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)هلال در حدود قرن دوم از نجوم هندى به نجوم دورة اسلامى راه يافت. هرچند وصف صريح اين ضابطه تك(span dir="LTR")‌(/span)مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى، كه در آثار دورة اسلامى به محمدبن موسى خوارزمى(sup)*(/sup) (متوفى ۲۳۲) منسوب است، در آثار او يافت نشده، در برخى آثار نجومى پس از آن آمده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)د(/sup)، ص ۱۸۹ـ۱۹۷؛ نيز ← ادامة مقاله). ابوريحان بيرونى (۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲ـ ۹۵۳)، ضمن بيان اين ضابطه و اشاره به خاستگاه هندى آن، افزون بر خوارزمى، گروهى از منجمان كم(span dir="LTR")‌(/span)وبيش همعصر خوارزمى، چون ابواسحاق فَزارى، يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق و ابوالعباس نيريزى را نيز پيرو اين نظر دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. در پژوهشهاى جديد نيز خاستگاه هندى نخستين ضوابط رؤيت از يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق و خوارزمى تأييد شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كندى، ۱۹۸۳، ص ۱۵۱ـ۱۶۳). بر مبناى ضابطه هندى، اگر مدت مكث ماه، بزرگ(span dir="LTR")‌(/span)تر يا مساوى ۱۲ درجه كمانى روى استواى سماوى يا (۴۸ = ۴× ۱۲ دقيقه زمانى) باشد، هلال رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذير است (← همان، ص ۱۵۴). در همان دوره، حبش حاسب(sup)*(/sup) (قرن سوم) ضابطة تك(span dir="LTR")‌(/span)مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى ديگرى عرضه كرد: كه اگر در لحظه غروب ماه ْ۱۰ (span dir="LTR")d(sub)e(/sub)≥(/span)، در آن صورت رؤيت هلال امكان(span dir="LTR")‌(/span)پذير است (← حبش حاسب، گ ۱۶۳پ ـ ۱۶۴ر؛ نيز ← ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۷ـ۹۵۸۱). در ضابطه تك(span dir="LTR")‌(/span)مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى حبش، ازيك(span dir="LTR")‌(/span)سو به(span dir="LTR")‌(/span)سبب بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از مشخصة انحطاط، برخلاف ضابطة مكث، تغيير عرض جغرافيايى به پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينيهاى مشكوك و نامطمئن منجر نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود. ازسوى ديگر، چون اندازة انحطاط خورشيد مقدار تاريكى آسمان را نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد، عملاً به تاريكى آسمان پس از غروب خورشيد، كه در رؤيت هلال بسيار تأثير دارد، نيز توجه شده(span dir="LTR")‌(/span)است. بطلميوس  در (em)مجسطى(/em) (ص ۶۳۶ـ۶۴۷) ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هايى را براى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى سيارات در نزديكى افق (در آسمان صبحگاهى و شامگاهى) براساس زاوية انحطاط خورشيد مطرح كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← تشريق و تغريب(sup)*(/sup)). ممكن است ايدة ضابطة حبش برگرفته از ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هاى بطلميوس باشد. با توجه به تغييرات مشهود در روند طراحى ضوابط رؤيت به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد از همان دوره، تمايل در به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى چند مشخصه براى دقيق(span dir="LTR")‌(/span)ترساختن ضوابط رؤيت وجود داشته(span dir="LTR")‌(/span)است، شايد چون منجمان به(span dir="LTR")‌(/span)زودى دريافتند طراحى ضوابط تك(span dir="LTR")‌(/span)مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى و طراحى ضوابط رؤيت هلال كافى يا چندان درخور اعتماد نيست. يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق احتمالاً نخستين كسى بود كه در اواخر قرن دوم، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى بر مبناى دو مشخصه مدت مكث ماه ((span dir="LTR")L(/span)) و مقدار بخش درخشان هلال (فاز ماه)، كه از ((span dir="LTR")e(/span)) و فاصلة ماه از زمين به(span dir="LTR")‌(/span)دست مى(span dir="LTR")‌(/span)آيد، عرضه كرد. همچنين او در ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اش به عرض دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه ((span dir="LTR")b(/span)) نيز توجه كرده(span dir="LTR")(/span)است (← كندى، ۱۹۸۳، ص ۱۵۷ـ۱۶۲).در قرنهاى بعدى ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركيبى تحول يافتند و به مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ديگرى نيز توجه شد، ازجمله بتّانى كه در حدود ۲۹۰، در (em)زيج صابى(/em) (ج ۳، ص۱۳۰ـ۱۳۳)، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هايى را بر مبناى دو عامل اختلاف طول دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه و خورشيد ((span dir="LTR")l(/span) (span dir="LTR")D(/span)) و مدت مكث ماه ((span dir="LTR")L(/span)) و فاصلة ماه از زمين بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نوشتة ابوريحان بيرونى (۱۹۲۳، ص ۱۹۶)، با وجود تعدد جدولهاى رؤيت، آنچه در (em)زيج بتّانى(/em) و (em)زيج حبش (/em)در اين باب آمده(span dir="LTR")‌(/span)است، شخص را (span dir="LTR")](/span)از ديگر آثار اين موضوع(span dir="LTR")[(/span)، بى(span dir="LTR")‌(/span)نياز مى(span dir="LTR")‌(/span)سازد. در حدود ۳۸۰، ابن(span dir="LTR")‌(/span)يونس(sup)*(/sup)، اخترشناس مشهور مصرى، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى تركيبى از مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى فاصلة زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى مراكز قرص ماه از خورشيد ((span dir="LTR")e(/span))، مدت مكث ماه ((span dir="LTR")L(/span)) و سرعت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ماه در يك شبانه(span dir="LTR")‌(/span)روز را براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت به(span dir="LTR")‌(/span)كار برده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)الف(/sup)، ص ۱۵۷، ۱۶۲).  افزون بر ضوابط توصيفى، مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هاى جدولى نيز در دورة اسلامى فراهم آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. در ساده(span dir="LTR")‌(/span)ترين اين ضوابط، با زيرساخت ضابط يادشدة خوارزمى (با فرض ْ۱۲ =(span dir="LTR")L(/span))، مقادير اختلاف طول دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه و خورشيد با توجه به موضع خورشيد در بروج مختلف (در يك عرض جغرافيايى مشخص) به(span dir="LTR")‌(/span)دست مى(span dir="LTR")‌(/span)آيد. در ترجمة لاتين (em)زيج خوارزمى(/em)، كه براساس بازنگرى مَجريطى(sup)*(/sup) (رياضى(span dir="LTR")‌(/span)دان و منجم اسپانيايى قرن چهارم) فراهم شده(span dir="LTR")‌(/span)است، نيز جدولى با اين توضيحات وجود دارد (← خوارزمى ، ص ۱۶ـ۱۷، ۱۶۸، جدول  ۵۷(span dir="LTR")a(/span)، براى تحليل اين جدول ← كندى، ۱۹۸۳، ص ۱۵۱ـ ۱۵۶ ؛ هوخندايك ،  ۱۹۸۸(sup)الف(/sup)، ص ۳۲ـ۳۵؛ براى جدولهاى ديگر براساس اين ضابطه ← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)د(/sup)، ص ۱۸۹ـ۱۹۷). درواقع طراحى چنين جدولهايى كمك مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد كه براى يك عرض جغرافيايى معيّن و حوالى آن، سريع(span dir="LTR")‌(/span)تر و به نحوى ساده(span dir="LTR")‌(/span)تر، از ضابطه خوارزمى بهره برد و مستقيماً به محاسبة مدت مكث ماه نپرداخت، كه محاسبة آن پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)تر بود. منجمان مسلمان، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى سوم تا ششم، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متنوع و پيچيده جدولى ابداع كردند، كه برخى از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين آنها متعلق(span dir="LTR")‌(/span)اند به منجمانى چون يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق(sup)*(/sup) (← هوخندايك،  ۱۹۸۸(sup)ب(/sup)، ص ۹۵ـ ۱۰۴)، ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قُرّه(sup)*(/sup) (ص ۱۱۳ـ۱۱۶؛ نيز ← كندى، ۱۹۸۳، ص۱۴۰ـ۱۴۳)، محمدبن ايوب طبرى(sup)*(/sup) (قرن پنجم)، ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى منسوب به ابوجعفر خازن(sup)*(/sup) (قرن چهارم؛ ← هوخندايك،  ۱۹۸۸(sup)الف(/sup)، ص ۳۶ـ۴۲)، و ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى منسوب به ابوريحان بيرونى(sup)*(/sup) (← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)د(/sup)، ص ۲۰۷ـ۲۱۰).(/p)
(p dir="RTL")
   يكى از جالب(span dir="LTR")‌(/span)توجه(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضوابط جدولى را، در حدود ۵۰۹، عبدالرحمان خازنى در (em)زيج(/em) (em)معتبر سنجرى (/em)به(span dir="LTR")‌(/span)دست داده(span dir="LTR")‌(/span)است. او (گ ۸۶رـ۹۱ر، ۱۴۳ر)، ضمن بيان آراى دانشمندان پيشين دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره، دو جدول ابداعى و آراى خود را نيز آورده(span dir="LTR")‌(/span)است. جدول دوم، كه دقيق(span dir="LTR")‌(/span)تر و پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)تر است، در كنار جدول ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قرّه آمده(span dir="LTR")‌(/span)است و از لحاظ ساختارى با اين ضابطه در رؤيت هلال مشابهتهايى دارد، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد الگوى كامل(span dir="LTR")‌(/span)شده اين ضابطه باشد (← گياهى يزدى، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۵۲). در اين جدول، خازنى رؤيت هلال را براساس مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عددى در سه سطح شايع (خوب)، معتدل (متوسط) و نادر (بد) رده(span dir="LTR")‌(/span)بندى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (همان، ص ۱۵۸ـ۱۶۴؛ نيز ← خازنى، گ ۱۴۳ر) كه پس از انجام محاسبات، وضع هلال در اين رده(span dir="LTR")‌(/span)بندى قابل بررسى است. به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد خازنى با انگاشتى ابتدايى از مفهوم «احتمالات» در بحث رؤيت هلال آشنا بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (گياهى يزدى، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۷۳). يكى از ضوابط رؤيت هلال خازنى را محمود عمر، منجم ساكن هند در قرن هفتم، در (em)زيج ناصرى(/em)، كه به فارسى تأليف كرده، ذكر نموده(span dir="LTR")‌(/span)است (← گ ۱۰۱پ، جدول حدودالرؤية). در حدود ۶۴۰، در (em)زيج ايلخانى(/em) از نصيرالدين طوسى (گ ۳۱پ ـ ۳۲ر) ضابطه بُعد سِوا ـ بُعد معدَّل (بر مبناى دو مشخصه (span dir="LTR")l(/span) (span dir="LTR")D(/span) و (span dir="LTR")L(/span)) آمده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى تحليل آن ← گياهى يزدى، ۲۰۰۲ـ۲۰۰۳، ص ۲۳۱ـ ۲۴۳؛ نيز ← بُعد(sup)*(/sup)). پس از محاسبة مقادير يادشده، براساس مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)ها مى(span dir="LTR")‌(/span)توان رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى و كيفيت رصدى هلال در هر ماه قمرى را پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى كرد.ضابطة (em)زيج ايلخانى(/em) در ضوابط رؤيت هلال در زيجهاى سپسين تأثير بسيارى داشته(span dir="LTR")‌(/span)است، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه عيناً يا با تعديلهايى در برخى زيجها، چون (em)زيج الغ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بيگ(/em) (← ص ۴۲۵ـ۴۲۶) و (em)زيج بهادرخانى(/em) (← جونپورى، ص ۵۵۶ـ۵۵۷)، به(span dir="LTR")‌(/span)كار رفته و حتى الهام(span dir="LTR")‌(/span)بخش تقويم(span dir="LTR")‌(/span)نويسان سنّتى معاصر در ايران بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← نجومى، ص ۴). شايد بتوان آن را مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضابطه رؤيت هلال در دورة متأخر در شرق جهان اسلام دانست. در غرب جهان اسلام نيز جدولهايى از ابواسحاق ابراهيم(span dir="LTR")‌(/span)بن يحيى زَرقالى(sup)*(/sup) (منجم اسپانيايى قرن پنجم)، ابن(span dir="LTR")‌(/span)اسحاق تونسى(sup)*(/sup) (منجم قرن هفتم)، و مجريطى (در صورت بازنگرى(span dir="LTR")‌(/span)شده (em)زيج خوارزمى(/em) توسط وى) در باب رؤيت به(span dir="LTR")‌(/span)جا مانده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)د(/sup)، ص ۱۹۲، ۱۹۴ـ۱۹۵، ۱۹۷ـ ۲۰۷، ۲۱۰، ۲۱۲). در دورة جديد، پژوهشهايى در برخى از ضوابط رؤيت هلال در دورة اسلامى صورت گرفته و ساختار محاسباتى آنها تحليل شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى آگاهى از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين اين پژوهشها ← پوئيگ آگيلار ، ص ۷۲۲ـ۷۲۳).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   د)(/strong) (strong)تحولات و دستاوردهاى مهم در طراحى ضوابط رؤيت. (/strong)شايد مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين تحول در رؤيت هلال دورة اسلامى، طراحى ضوابط چندمشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى و ضوابط جدولى باشد (← سطور پيشين). در صورتهاى ابتدايى اين ضوابط، چند مشخصه حدى به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مستقل به(span dir="LTR")‌(/span)كار گرفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، به(span dir="LTR")‌(/span)گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه محاسبه(span dir="LTR")‌(/span)گر مى(span dir="LTR")‌(/span)بايست چند مشخصه هلال را، كه ضابطه بر مبناى آن شكل گرفته بود، به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مستقل محاسبه و با مقادير ضابطه مقايسه مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. اما در ضوابط پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)تر، در تركيبهاى محاسباتى ساده و گاه مفصّل چند مشخصه به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت. مثلاً در ضابطة كوشيار گيلانى (ص ۵۷)، با احتساب عرض دايرة(span dir="LTR")‌(/span)البروجى ماه ((span dir="LTR")b(/span))، اگر ْ۱۸ (span dir="LTR")e+d(sub)e(/sub)≥(/span) ، هلال رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذير است (نيز ← خازنى، گ ۸۷پ، قس كندى، ۱۹۸۳، ص۱۶۰، به نقل از يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق كه در ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اش دو مشخصه را مستقل به(span dir="LTR")‌(/span)كار برده و براى هريك مقدار عددى بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است ( ← سطور پيشين)؛ براى آگاهى از برخى ضوابطى كه از چند كمان در روابط رياضى بهره مى(span dir="LTR")‌(/span)برند ← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)الف(/sup)، ص ۱۶۳؛ گياهى يزدى، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۶۶). از ديگر تحولات مهم در طراحى ضوابط رؤيت، برقرارى نوعى ارتباط ميان كميتهاى عددى و كيفيت رصدى هلال بود. در ضوابط اوليه، براساس مقادير كمّى، موضوع فقط به دو حالت رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)ناپذيرى منحصر مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، اما بعدها بر مبناى مقادير عددى برخى كمّيتهاى مؤثر در رؤيت، اصطلاحاتى چون سخت(span dir="LTR")‌(/span)ظاهر يا شايع براى هلالهاى نورانى، نادر يا باريك براى هلالهاى كم(span dir="LTR")‌(/span)نور، معتدل يا روشن براى هلالهاى حد واسط به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت (← خازنى، گ ۱۴۳ر؛ نصيرالدين طوسى، (em)زيج ايلخانى(/em)، گ ۳۲ر). ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت در طيفى از حالات رصدى هلال (و نه به(span dir="LTR")‌(/span)صورت جزمىِ رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذير يا ناپذير) صورت مى(span dir="LTR")‌(/span)پذيرفت. نقطة عطف ديگر در سنّت طراحى ضوابط، توجه به تأثير مشخصه فاصلة ماه از زمين بود. بديهى است كه ماه در حضيض، نسبت به اوج، قطر زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى(span dir="LTR")‌(/span)اش بزرگ(span dir="LTR")‌(/span)تر و در نتيجه نورانى(span dir="LTR")‌(/span)تر است. نزديكى ماه به حضيض، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در رصد هلالهاى كم(span dir="LTR")‌(/span)سو (يعنى نزديك به خورشيد) در نزديكى افق تأثير بسزايى دارد. كميت فاصلة خطى ماه از زمين در هيچ(span dir="LTR")‌(/span)كدام از ضوابط رؤيت در دورة اسلامى به(span dir="LTR")‌(/span)كار نرفته(span dir="LTR")‌(/span)است، اما منجمانى چون ابن(span dir="LTR")‌(/span)يونس (← كينگ،  ۱۹۹۳(sup)الف(/sup)، ص ۱۵۵ـ۱۶۶) و خازنى به تغييرات سرعت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ظاهرى ماه در آسمان، و بتّانى و خازنى به آنومالى ماه (خاصّة(span dir="LTR")‌(/span)القمر) توجه كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (گياهى(span dir="LTR")‌(/span)يزدى، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص۱۵۳). تغييرات دو مشخصه يادشده مستقيماً با فاصلة ماه از زمين متناظر بوده و همخوان با آن در تغيير است. اگر جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ماه از خورشيد يكسان باشد، هرچه ماه به حضيض نزديك(span dir="LTR")‌(/span)تر باشد (سرعت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ماه بيشتر باشد)، ضخامت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى آن بزرگ(span dir="LTR")‌(/span)تر و هلال درخشان(span dir="LTR")‌(/span)تر است. به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى اين مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)ها در ضوابط نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد منجمان آن دوره از تأثير معنادار آنها در رؤيت آگاه بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه براساس محاسبات جديد، خازنى از تأثير تغييرات فاصلة ماه از زمين و تغييرات ضخامت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى هلال در رؤيت هلال آگاه بوده و آن را به(span dir="LTR")‌(/span)درستى در طراحى ضوابطش به(span dir="LTR")‌(/span)كار بسته(span dir="LTR")‌(/span)است (همان، ص ۱۶۷ـ۱۶۹). توجه به ابعاد نجومى رؤيت هلال در روز نيز از ديگر دستاوردهاى درخور توجه نجوم دورة اسلامى است و منجمانى چون ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قرّه (خازنى، گ ۸۹ر ـ ۹۰پ؛ نيز ← كندى، ۱۹۸۳، ص۱۴۰ـ۱۴۱) و خازنى (همانجا؛ نيز ← گياهى يزدى، ۲۰۰۹ـ۲۰۱۰، ص ۱۶۳ـ۱۶۷) براساس روابط محاسباتى و مقادير عددى جدولى، ضوابطى را در اين زمينه طراحى كردند.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   هـ) سنّت نگارش آثار.(/strong) پيشينة سنّت نگارش آثارى علمى مرتبط با رؤيت هلال به اواخر سدة دوم و اوايل سدة سوم مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد. در آثار نجومى مختلفى در دورة اسلامى، به موضوع رؤيت هلال پرداخته شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه آنها را مى(span dir="LTR")‌(/span)توان به چهار گروه تقسيم كرد: ۱) رسائل مستقل، كه به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد نخستين رسائل در اين زمينه هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان يا حتى پيش از نخستين زيجهاى دورة اسلامى تأليف شده باشند، احتمالاً كهن(span dir="LTR")‌(/span)ترين مطالب به(span dir="LTR")‌(/span)جامانده دربارة رؤيت هلال در نجوم دورة اسلامى از يعقوب(span dir="LTR")‌(/span)بن طارق (متوفى ﺣ ۱۸۰) است (← كندى، ۱۹۸۳، ص ۱۵۷ـ۱۶۲؛ هوخندايك،  ۱۹۸۸(sup)ب(/sup)، ص ۹۵ـ۱۰۴) و از اوايل سدة سوم منجمانى چون كندى، بَنوموسى(sup)*(/sup)، ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قرّه، سندبن على(sup)*(/sup) با تأليف رسائل مستقل يا با اختصاص توضيحاتى در آثارشان به اين موضوع پرداختند (براى آگاهى از برخى از اين رسائل ← سزگين، ج ۶، ص ۱۲۷، ۱۳۸؛ روزنفلد و احسان(span dir="LTR")‌(/span)اوغلو ، ص ۳۵، ۲۰۸، ۲۷۷؛ براى رساله ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قرّه و تحليل آن ← ثابت(span dir="LTR")‌(/span)بن قرّه، ص ۹۴ـ۱۱۲، ۲۳۰ـ۲۵۵)؛ احتمالاً اين آثار الهام(span dir="LTR")‌(/span)بخش منجمان بعدى در دورة اسلامى بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۹۵۲ـ۹۶۲؛ خازنى، گ ۸۷رـ۸۹پ). ۲) زيجها، شامل جدولهاى عددى و روشهاى محاسبات نجومى كه در زيجهاى دورة اسلامى، معمولاً فصلى به رؤيت هلال اختصاص مى(span dir="LTR")‌(/span)يافت (كندى، ۱۹۵۶، ص ۱۴۴) و به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد در (em)زيج معتبر سنجرى(/em) اثر خازنى شايد بيش از هر زيج ديگرى دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره بحث شده(span dir="LTR")‌(/span)است (همان ص۱۶۰). در زيجها، ضوابط رؤيت در قالبهاى گوناگونى عرضه مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند و در مواردى، جدولهايى حاوى مقادير حدى كمانهاى رؤيت به(span dir="LTR")‌(/span)همراه شرح روش استفاده از آنها و روش به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى آنها در روابط محاسباتى آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. در برخى زيجها، روشهاى محاسباتى صرفاً براساس به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى مقادير كمّى بدون جدول و تنها به(span dir="LTR")‌(/span)صورت توصيفى آمده(span dir="LTR")‌(/span)است، گاه در برخى از اين آثار تركيبى از هر دو ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد علمى(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضوابط رؤيت در دورة اسلامى در زيجها نمود يافته(span dir="LTR")‌(/span)است (← همان، ص ۱۲۷، ۱۳۶، ۱۴۴، ۱۴۶، و جاهاى ديگر). ۳) كتابها و رسائل هيئت، كه معمولاً در فصلى از آنها ضوابط رؤيت به(span dir="LTR")‌(/span)صورت توصيفى و كوتاه (بدون جدولهاى عددى) و با ادبياتى ساده(span dir="LTR")‌(/span)تر و شايد سازگار با مقاصد آموزشى بيان مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (براى نمونه ← نصيرالدين طوسى، (em)الرسالة المعينية(/em)، ص ۵۶ـ۵۸). يكى از مبسوط(span dir="LTR")‌(/span)ترين ضوابط رؤيت در (em)كتاب(/em)(em) الهيئة(/em) مؤيدالدين عرضى دمشقى (ص ۳۱۵ـ۳۲۲) آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. ۴) آثارى از فقها يا عالمان دينى، عموماً مستند به احاديث كه به صورت مستقل يا جزئى به رؤيت هلال از ديد نجومى پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)اند. در اين رسائل، افزون بر برخى كليات نجومى مرتبط با رؤيت، برخى ابعاد نجومى رؤيت هلال مرتبط  با مسائل فقهى همچون بحث اتحاد افق يا اعتبار رؤيت پيش از زوال نيز آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. دو نكته دربارة رسائل اين گروه حائز اهميت است، اول اينكه غالباً فقهاى متأخر به رساله(span dir="LTR")‌(/span)نويسى تخصصى در اين زمينه توجه داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند تا فقهاى متقدم؛ دوم، آثار فقهاى متأخر فنى(span dir="LTR")‌(/span)تر و همراه با مباحث نجومى مفصّل(span dir="LTR")‌(/span)ترى است كه شايد ناشى از توجه بيشتر حوزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى علميه به درسهاى نجوم و هيئت و اختراع ابزارهاى نجومى مانند تلسكوپ و تأثير آن در رؤيت هلال و مسائل نوپديد و مطرح(span dir="LTR")‌(/span)شدن آنها براى فقها باشد، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه طرح چنين مباحثى در اين آثار فراوان ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و به آراى منجمان نيز در اين رسائل توجه شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← موسوى خوانسارى، ص ۲۵۰۸ـ ۲۵۱۰؛ صدر، ج ۱، ص ۶۶۵ـ۶۸۰).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)الآثار (/em)(em)الباقية عن القرون الخالية(/em)، چاپ ادوارد زاخاو، لايپزيگ ۱۹۲۳؛ همو، (em)كتاب التفهيم لاوائل صنا(/em)(em)عة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التنجيم(/em)، چاپ جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين همائى، تهران ۱۳۶۲ش؛ همو، (em)كتاب القانون المسعودى(/em)، حيدرآباد، دكن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶؛ (strong)ابونصر عراق(/strong)، (em)رسائل ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نصر منصوربن عراق الى البيرونى(/em)، حيدرآباد، دكن ۱۳۶۷/۱۹۴۸؛ محمدبن شاهرخ (strong)الغ(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بيگ(/strong)، (em)زيج الغ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بيك(/em)، چاپ سديو، پاريس ۱۸۴۷، تجديدچاپ در (em)الرياضيات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلا(/em)(em)مية(/em) (em)و(/em) (em)الفلك(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلامى = (/em)(em)(span dir="LTR")Islamic mathematics and astronomy(/span)(/em) ، ج ۵۲، فرانكفورت : معهد تاريخ العلوم العربية و الاسلامية، ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ محمدبن جابر (strong)بتّانى(/strong)، (em)كتاب الزيج الصابى(/em)، اعتنى بطبعه و تصحيحه و ترجمه الى اللغة اللاتينية و علّق حواشيه كارلو آلفونسو نالينو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هيلدسهايم ۱۹۷۷؛ (strong)ثابت(/strong)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(strong)بن قُرّه(/strong)، (em)المؤلفات (/em)(em)الفلكية(/em)، تحقيق (span dir="LTR")](/span)همراه با ترجمة فرانسوى از(span dir="LTR")[(/span) رژيس مورلون، پاريس ۱۹۸۷؛ غلامحسين(span dir="LTR")‌(/span)بن ملافتح(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)جونپورى(/strong)، (em)زيج بهادرخانى(/em)، چاپ سنگى بنارس ۱۸۵۵ـ۱۸۵۸، چاپ افست تهران ۱۳۸۸ش؛ احمدبن عبداللّه (strong)حبش(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حاسب(/strong)، (em)زيج(/em)، نسخه خطى كتابخانة ينى(span dir="LTR")‌(/span)جامع استانبول، ش ۷۸۴، ميكروفيلم كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ش ۲۱۱؛ (strong)حرّعاملى(/strong)؛ عبدالرحمان (strong)خازنى(/strong)، (em)الزيج المعتبر السنجرى(/em)، نسخة خطى كتابخانة واتيكان، ش  ۷۶۱(span dir="LTR")Arab.(/span)، نسخة عكسى كتابخانة بنياد دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف اسلامى؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش رضا مختارى و محسن صادقى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۸ش؛ محمدباقر (strong)صدر(/strong)، (em)الفتاوى الوا(/em)(em)ضحة(/em)(em) وفقاً لمذهب اهل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)البيت عليهم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)السلام(/em)، ج ۱، قم ۱۴۲۳؛ محمدبن على (strong)طباطبائى(/strong)، (em)مصابيح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقه(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۳، به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش رضا مختارى و محمدرضا نعمتى، قم : بوستان كتاب، ۱۳۸۵ش؛ محمدبن حسن (strong)طوسى(/strong)، (em)تهذيب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاحكام(/em)، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ۱۳۶۴ش؛ مؤيدالدين (strong)عُرضى دمشقى(/strong)، (em)تاريخ علم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلك العربى (/em)((em)كتاب (/em)(em)الهيئة(/em))، چاپ جورج صليبا، بيروت ۱۹۹۰؛ (strong)قاسم آل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قاسم(/strong)، (em)رسا(/em)(em)لة(/em)(em) فى ثبوت الهلال(/em)، تقريرات درس آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه موحد ابطحى، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۲، همان؛ (strong)قَلقَشندى(/strong)؛ (strong)كلينى (/strong)(بيروت)؛ ابوالحسن (strong)كوشيار گيلانى(/strong)، (em)الزيج الجامع(/em)، تصحيح، تحقيق و ترجمة محمد باقرى، در (em)الرياضيات الاسلا(/em)(em)مية(/em)(em) و الفلك الاسلامى(/em) =(/p)
(p dir="RTL")
(em)(span dir="LTR")Islamic mathematics and astronomy(/span)(/em) ، ج ۱۱۴، فرانكفورت: معهد تاريخ العلوم العربية و الاسلامية، ۱۴۳۰/۲۰۰۹؛ (strong)محمود عمر(/strong)، (em)الزيج الناصرى(/em)، نسخة خطى كتابخانة آيت(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اللّه مرعشى نجفى، ش ۹۱۷۶، نسخة عكسى كتابخانة بنياد دايرة(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)المعارف اسلامى؛ ابوتراب عبدعلى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)بن ابوالقاسم (strong)موسوى خوانسارى(/strong)، (em)سُبُل(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)الرشاد: شرح (/em)(em)نجاة(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)العباد(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۴، به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)كوشش رضا مختارى و محسن نوروزى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۵ش؛ كارلو آلفونسو (strong)نالينو(/strong)، (em)علم(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)الفلك: تاريخه عندالعرب فى القرون الوسطى(/em)، رم ۱۹۱۱، چاپ افست قاهره (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ منصور (strong)نجومى(/strong)، (em)تقويم نجومى فارسى سال ۱۳۷۸ش(/em)، با همكارى و زيرنظر هبة(span dir="LTR")‌(/span)اللّه ذوالفنون، تهران (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدبن محمد (strong)نصيرالدين(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)طوسى(/strong)، (em)الرسالة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المعينية(/em)، چاپ عكسى از نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، ش ۳۵۰۳، تهران ۱۳۳۵ش؛ همو، (em)زيج ايلخانى(/em)، نسخة خطى كتابخانة موزه بريتانيا، ش (span dir="LTR")Or.۷۴۶۴(/span)؛(/p)
(p)
Hamid Reza (strong)Giahi Yazdi(/strong), "Al-Khāzinī&#۳۹;s complex tables for determining lunar crescent visibility", (em)Suhayl(/em), vol.۹ (۲۰۰۹-۲۰۱۰); idem, "Naşīr al-Dīn al-Tūsī on lunar crescent visibility and an analysis with modern altitude - azimuth criteria", in ibid, vol.۳ (۲۰۰۲-۲۰۰۳); Jan P. (strong)Hogendijk(/strong), "New light on the lunar crescent visibility table of Ya`qūb ibn Tāriq", (em)Journal of Near Eastern studies(/em), vol.۴۷, no.۲ (Apr. ۱۹۸۸a); idem, "Three Islamic lunar crescent visibility tables", (em)Journal for history of astronomy(/em), vol.۱۹, no.۱ (Feb. ۱۹۸۸b); Edward Stewart (strong)Kennedy(/strong), "The crescent visibility theory of Thabit bin Qurra", (em)Proceedings of the Mathematical and Physical Society of the United Arab Republic(/em), ۲۴ (۱۹۶۰), repr. in Edward S. Kennedy, (em)Studies in the Islamic exact sciences(/em), Beirut ۱۹۸۳; idem, (em)A survey of Islamic astronomical tables(/em), Philadelphia ۱۹۵۶; Muhammad b. Mūsā(strong) Kh(/strong)(sup)w(/sup)(strong)ārazm(/strong)ī,  (em)Die astronomischen Tafeln des Muhammed ibn Mūsī Al-Khwārizmī(/em), [Latin translation by Athelhard von Bath], ed. H. Suter, Copenhagen ۱۹۱۴, repr. in (em)Islamic mathematics and astronomy(/em), vol.۷, collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfort am Main: Institute for History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۱۹۹۷; David A. (strong)King(/strong), "Ibn Yūnus on lunar crescent visibility", (em)Journal for the history of astronomy(/em), ۱۹ (۱۹۸۸), repr. in David A. King, (em)Astronomy in the service of Islam(/em), Aldershot, Engl. ۱۹۹۳a; idem, "Lunar crescent visibility predictions in medieval Islamic ephemerides", in (em)Quest for understanding: Arabic and Islamic studies in memory of Malcom H. Kerr(/em), ed. S. Seikaly, R. Baalbaki, and P. Dodd, Beirut: American University of Beirut, ۱۹۹۱, repr. in ibid, ۱۹۹۳b; idem, "Science in the service of religion: the case of Islam", (em)Impact of science on society(/em), ۱۵۹ (۱۹۹۰), repr. in ibid, ۱۹۹۳c; idem, "Some early Islamic tables for determining lunar crescent visibility", in (em)From deferent to equant: a volume of studies in the history of science in the ancient and medieval Near East in honor of E.S. Kennedy(/em), ed. D. A. King and G. Saliba, New York: New York Academy of Sciences, ۱۹۸۷, repr. in ibid, ۱۹۹۳b; Claudius (strong)Ptolemy(/strong), (em)Ptolemy&#۳۹;s Almagest(/em), translated and annotated by G. J. Toomer, London ۱۹۸۴; Roser (strong)Puig Aguilar(/strong), "Note sobre un punt fonamental de l&#۳۹;astronomia Islàmica: predir la visió del creixent lunar", (em)AUSA(/em), XXV, no. ۱۶۹ (۲۰۱۲); (strong)Rozenfeld(/strong) and Ekmeleddin (strong)İhsanog(/strong)ğ(strong)lu(/strong), Abramovich Boris (em)Mathematicians, astronomers, and other scholars of Islamic civilization and their works (/em)((em)۷th-۱۹thc.(/em)), İstanbul ۲۰۰۳; Fuat (strong)Sezgin(/strong), (em)Geschichte des arabischen Schrifttums(/em), Leiden ۱۹۶۷-   .(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)/ حميدرضا گياهى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)يزدى /(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   ۳) ابعاد فرهنگى و تاريخ اجتماعى. (/strong)بررسى بازتاب فرهنگى و اجتماعى سنّت رؤيت هلال و حضور و مشاركت مردم عادى در برگزارى مراسم وابسته به اين سنّت نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد كه در كنار كشمكشهاى فنى و نظرى متخصصان در مقوله رؤيت هلال، مردم عادى نيز دست(span dir="LTR")‌(/span)كم در عرصة عمل و زندگى روزانة خود با اين پديده درگير بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند و در مناطق مختلف جهان اسلام، در شكل(span dir="LTR")‌(/span)دادن به مجموعه فرهنگى رؤيت هلال سهمى داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. غير از جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى شرعى و عبادى، از لحاظ اجتماعى، مجموعه فرهنگى رؤيت هلال شامل عناصرى ناظر به تقويت احساس مشاركت جمعى و نيز احساس ارزشمندى و پررنگ(span dir="LTR")‌(/span)كردن خطوط هويتى دينى يا مذهبى، برگزارى مراسم و جشن و در مجموع كاركرد آن در پركردن اوقات فراغت، برخى خلاقيتهاى هنرى به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در حوزه موسيقى ــ البته به(span dir="LTR")‌(/span)صورت بسيار محدود ــ شيوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى انتقال اخبار و اطلاعات، عناصر راجع(span dir="LTR")‌(/span)به زبان و نشانه(span dir="LTR")‌(/span)شناسى، و نيز پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى ابعاد درآمدى از لحاظ تأمين مواد و امكانات لازم براى برگزارى جشنهاى رؤيت هلال بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، كه براى هريك از اين عناصر هرچند به(span dir="LTR")‌(/span)صورت پراكنده اطلاعاتى در منابع دورة اسلامى درخور بررسى و پژوهش است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   مراسم رسمى استهلال. (/strong)استهلال در اغلب سرزمينهاى اسلامى با مراسمى همراه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است كه عمدتاً با نظارتها و تداركات حكومتى و از جانب مراجع رسمى انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و مردم عادى نيز به(span dir="LTR")‌(/span)تبع در اين مراسم حضورى گسترده داشتند. در بسيارى از نقاط نيز مردم آداب و رسومى را براى استهلال به(span dir="LTR")‌(/span)جا مى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند كه اغلب با باورهاى عاميانه (← ادامة مقاله) همراه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. در مجموع، بيشترين اطلاعاتى كه از حيث تاريخ اجتماعى و فرهنگى رؤيت هلال در دست است ناظر به همين مراسم است كه تعيين دقيق نخستين موارد آن به(span dir="LTR")‌(/span)سادگى ميسر نيست. آن(span dir="LTR")‌(/span)گونه كه از سازوكار دلالت(span dir="LTR")‌(/span)يافتن واژة هلال بر حالت ماه در اول ماه قمرى و واژة استهلال براى اشاره به تلاش براى ديدن ماه در اين زمان در زبان عربى برمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد، رؤيت هلال در فرهنگ كهن عربى با فريادكشيدن و اعلام اين رؤيت با برآوردن صداى بلند ملازمت داشته(span dir="LTR")‌(/span)است و هلال را از همين رو هلال ناميده(span dir="LTR")‌(/span)اند، زيرا اَهَلَّ و اهلال و اِستَهَلَّ در عربى ناظر به بلندكردن صدا/ فريادزدن (رفع الصوت) و نيز برآمدن نخستين صدا از كودك يا صدايى ميان عواء/ زوزه، و أنين/ آه و ناله بوده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه در قرآن نيز از واژة اُهِلَّ (بقره: ۱۷۳؛ مائده: ۳؛ انعام: ۱۴۵؛ نحل : ۱۱۵) در معناى برخواندن نام خدا هنگام ذبح استفاده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← جاحظ، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۹، ج ۲، ص ۲۴ـ۲۵؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)انبارى، ج ۱، ص ۵۷۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)منظور، ج ۱۵، ص۱۲۰ـ۱۲۱). ظاهراً خليفة دوم اهل مكه را فرمان داد كه در شب رؤيت هلال محرّم، در معابر آتش بيفروزند تا راه براى حج(span dir="LTR")‌(/span)گزاران روشن باشد و تا صبح در خيابانها نگهبانى بدهند. عمربن عبدالعزيز (ﺣﻜ : ۹۹ـ۱۰۱) نيز بر اين دستور تأكيد كرده بود و اين رسم تا حكومت عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن محمدبن داوود (ﺣﻜ :  ۲۴۰ ـ۲۴۱)، بر مكه جارى بود و او دستور داد كه در شب هلال رجب نيز اين كار صورت بگيرد (← ازرقى، ج ۱، ص ۲۸۷، ج ۲، ص ۱۷۱ـ۱۷۲؛ فاكهى، ج ۳، ص ۱۱۵ـ ۱۱۶، ۲۴۰؛ مَقريزى، (em)المواعظ و الاعتبار(/em)، ج ۲، ص ۵۲۳ـ۵۲۴). چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه از اين گزارشها برمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد قصد از اين كار محافظت از حجاج  و سالمندان از دستبرد سارقان بوده(span dir="LTR")‌(/span)است نه جشن(span dir="LTR")‌(/span)گرفتن يا اجراى مراسمى براى رؤيت هلال. اما بنابر گزارشهاى ديگر (← كِندى، ص ۷۳ـ۷۵؛ قَلقَشندى، ج ۱، ص ۴۱۸؛ سبط ابن(span dir="LTR")‌(/span)عجمى، ج ۲، ص ۵۴)، اولين كسى كه رسم ركوب آخر ماه قمرى را بنا گذاشت و همراه جمعى براى استهلال بيرون رفت، قاضى عبدالرحمان عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن لُهَيئه (متوفى ۱۷۴) بود كه در ۱۵۵ از جانب منصور عباسى منصب قضاى مصر يافت (سيوطى، ج ۲، ص ۱۲۴، علاوه بر اين قول، اولين مراسم ركوب براى استهلال در مصر را به قاضى غوث(span dir="LTR")‌(/span)بن سليمان (متوفى  ۱۶۸) نيز نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است). گفته شده كه يك بار كه مردم در استهلال، موفق به رؤيت نشده بودند، دو نفر شهادت دادند كه هلال را ديده(span dir="LTR")‌(/span)اند. حاكم آنها را نزد قاضى عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن لهيئه فرستاد كه دربارة عدالت(span dir="LTR")‌(/span)شان تحقيق كند. قاضى عدالت و درنتيجه شهادت(span dir="LTR")‌(/span)شان را تأييد نكرد و ميان مردم بر سر شروع ماه اختلاف افتاد. به همين سبب، قاضى تصميم گرفت كه از آن پس خودش همراه جمعى از مردم براى استهلال ركوب كند (كندى، همانجا؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حجر عسقلانى، ص ۱۹۶). در گزارشى از صولى (ص ۱۴۲) آمده كه مردم قبل از آغاز رمضان ۳۲۸، كه تقريباً هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان با نوروز فرا رسيده بود، آتش افروختند و آب پاشيدند. گزارشهاى راجع(span dir="LTR")‌(/span)به ركوب براى استهلال و نيز انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن مراسم مفصّل در شب هلال در دورة فاطميان و اواخر عصر عباسى تقريباً فراوان و گاه جزءپردازانه است. بعد از عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن لهيئه رسم شد كه قاضيان از دو ماه قبل از ماه رمضان، همراه گروهى از مردم در شب هلال رجب و شعبان به جامع محمود بروند و هلال ماه را به(span dir="LTR")‌(/span)دقت رصد كنند تا اگر آسمان در شب هلال رمضان ابرى شد دست(span dir="LTR")‌(/span)كم با اطمينان از رؤيت هلال ماههاى رجب و شعبان، به تعيين شب اول رمضان بپردازند. به همين منظور، براى قاضيان سكويى، كه دكة(span dir="LTR")‌(/span)القضاء ناميده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، بر بلندى ساخته بودند كه براى رؤيت هلال مناسب بود. در محل اين سكو در عصر فاطمى مسجدى ساختند و از بالاى مناره اين مسجد استهلال مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. هرچند فاطميان به برگزارى جشنهاى مفصّل براى آغاز رمضان و ليالى(span dir="LTR")‌(/span)الوقود (اول و نيمة رجب و اول و نيمة شعبان) و برخى مناسبتهاى قمرى ديگر اهتمام بسيار داشتند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)طُوَير، ص ۱۷۲ـ۲۰۳؛ مقريزى، (em)المواعظ و الاعتبار(/em)، ج ۲، ص ۵۲۲ـ۵۲۸)، اين مراسم به رؤيت هلال ناظر نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ زيرا آنان، برخلاف مذاهب ديگر، آغاز ماه را به رؤيت هلال در آسمان استوار نمى(span dir="LTR")‌(/span)داشتند و از نظام عددى استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و همچنان(span dir="LTR")‌(/span)كه ابن(span dir="LTR")‌(/span)طوير (ص ۱۷۱) اشاره كرده، ركوب و مراسم آن نزد فاطميان، قائم(span dir="LTR")‌(/span)مقام رؤيت هلال نزد ديگر مسلمانان تلقى مى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى تفصيل در لزوم و محاسبة اول ماه براساس شمارش و نه رؤيت هلال نزد فاطميان بر طبق آراى يكى از داعيان برجستة فاطمى ← (em)المجالس المستنصر(/em)(em)ية(/em)، ص ۱۸۳ـ ۱۹۱). بيشترين گزارشها را دربارة برگزارى مراسم رؤيت هلال در دورة عباسى ابن(span dir="LTR")‌(/span)جبير در قرن ششم از مناطق مختلف جهان اسلام به(span dir="LTR")‌(/span)دست داده(span dir="LTR")‌(/span)است. مثلاً، دربارة اين مراسم در مكه در ۵۷۹ گفته(span dir="LTR")‌(/span)است كه مردم از چند روز قبل براى شب استهلال ماه رجب تدارك مى(span dir="LTR")‌(/span)ديدند و كوچه(span dir="LTR")‌(/span)ها در عصر روز قبل از شب استهلال پر از هودجهايى پوشيده از انواع پارچه(span dir="LTR")‌(/span)هاى گران(span dir="LTR")‌(/span)بهاى حرير و كتان مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه بر پشت شتران بسته شده بودند و زنان حرمهاى اميران و صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصبان  هم سوار بر اين هودجها در مراسم حضور مى(span dir="LTR")‌(/span)يافتند. مردم در خيابانها ازدحام مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و شمعها و مشعلها و فانوسهاى بسيار مى(span dir="LTR")‌(/span)افروختند و مسجدالحرام را غرق در نور و روشنايى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. در هنگام اعلان اثبات رؤيت نزد امير، طبلها و دهلها و دبادب و شيپورها را به صدا درمى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند و تكبير مى(span dir="LTR")‌(/span)گفتند (← ص ۹۵ـ۹۶؛ براى گزارشهايى از او دربارة مراسم رؤيت هلال رمضان و شوال در مكه با تفصيلى كمتر ← ص ۱۰۸ـ۱۰۹، ۱۱۹؛ ظاهراً همچون رسم رايج در عصر فاطمى با حضور قضات امامى، اسماعيلى، شافعى و مالكى ← مقريزى، (em)المواعظ و الاعتبار(/em)، ج ۴، قسم ۱، ص ۳۹۵). در عصر مماليك، قاضى(span dir="LTR")‌(/span)القضات همراه قضات اربعه و گروهى از شهود، ازجمله محتسب قاهره، تجار و رؤساى اصناف و طوايف مختلف درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه شمعهايى با خود حمل مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند براى رؤيت هلال به مدرسه منصور قلاوون در محلة نحاسان/ مسگران مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند؛ و درصورت رؤيت هلال، قاضى(span dir="LTR")‌(/span)القضات در پرتو انبوه شمعها و مشعلها و فانوسهايى كه بر دكانها و در مسير عبورش برافروخته شده بود ركوب مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و آغاز ماه رسماً اعلام مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. در اين(span dir="LTR")‌(/span)باره، براى نمونه ابن(span dir="LTR")‌(/span)بطوطه (ج ۱، ص ۴۹)، گزارشى از شب رؤيت هلال در ابيار مصر به(span dir="LTR")‌(/span)دست داده(span dir="LTR")‌(/span)است. بنابراين گزارش، در روز آخر شعبان، كه مصريان آن را يوم(span dir="LTR")‌(/span)الركبة مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند، بزرگان اصناف و طبقات شهر و فقها در خانه قاضى گرد مى(span dir="LTR")‌(/span)آمدند و توسط صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصب نقيب(span dir="LTR")‌(/span)المتعممين به حضور او معرفى مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند، سپس حاضران همراه قاضى سوار مركبها مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند و مردمان بسيار اعم از زن و مرد و كودك در ركابشان به راه مى(span dir="LTR")‌(/span)افتادند و به محلى مرتفع در بيرون شهر مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند كه براى مراسم مفروش شده بود، در آنجا نماز مغرب را به(span dir="LTR")‌(/span)جا مى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند و پس از رؤيت يا اطمينان از عدم امكان رؤيت به شهر باز مى(span dir="LTR")‌(/span)گشتند. همو (ج ۱، ص ۱۷۴ـ۱۷۵، ۱۷۸ـ۱۸۰) از برگزارى مراسم مختلف ازجمله چراغانى و ركوب و نواختن طبل و دهل در مكه هنگام رؤيت هلال رجب و رمضان و شوال نيز به(span dir="LTR")‌(/span)تفصيل سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است.  در گزارشهاى ابن(span dir="LTR")‌(/span)اياس در سالهاى مختلف قرن دهم نيز مكرراً به برگزارى مراسم حضور محتسب و قضات اربعه و مردم در مدرسة منصوريه براى استهلال و مراسم چراغانى و نورافشانى در كوچه(span dir="LTR")‌(/span)ها و خيابانهاى قاهره در پى اعلان اثبات رؤيت هلال رمضان و تبريك(span dir="LTR")‌(/span)گفتن به سلاطين و حاكمان به مناسبت حلول اين ماه اشاره شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ج ۴، ص ۳۹۷، ج ۵، ص ۲۱۱، ۲۷۰، ۳۱۲، ۳۴۸). اولياچلبى نيز در قرن يازدهم (ج ۱، ص ۴۵۸ـ۴۶۱)، به(span dir="LTR")‌(/span)دقت موكب محتسب براى استهلال رمضان را شرح داده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ به گزارش اولياچلبى صوفيان قاهره شب استهلال رمضان را عيد زنان مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند، ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو كه هيچ مردى قادر نبود زنش را از خروج از خانه براى تماشاى اين موكب باز دارد و مردان حتى حق نداشتند در اين شب از زنانشان بپرسند كه كجا بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند. مردم مصر چنان به اين مراسم علاقه(span dir="LTR")‌(/span)مند بودند كه دكانهاى بازار را براى تماشاى مراسم اجاره مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند يا به خانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى خويشان خود مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند كه در مسير موكب  قرار داشت. دكانهاى بازار تا هنگام صبح باز بود و بازارها و معابر را چراغانى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و آذين مى(span dir="LTR")‌(/span)بستند. محتسب در اين شب مطلق(span dir="LTR")‌(/span)العنان بود و به جز حكم اعدام هر حكم ديگرى مى(span dir="LTR")‌(/span)توانست صادر كند. او همراه پانصد تن از مردانش با شكوه و ابهت نزد پاشا مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت و پاشا نيز او را خلعت مى(span dir="LTR")‌(/span)داد و عمامه خود را بر سر وى مى(span dir="LTR")‌(/span)نهاد و به او فرمان مى(span dir="LTR")‌(/span)داد كه به نزد مشايخ مذاهب اربعه و نيز قاضى عسكر برود و خبر اثبات رؤيت هلال رمضان را رسماً بياورد. محتسب همراه انبوهى از صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصبان نظامى و ديوانى ركوب مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و  اين مراسم تا پاسى از شب ادامه مى(span dir="LTR")‌(/span)يافت. صاحبان مشاغل و اعضاى اصناف مصر نيز به برگزارى اين مراسم اهتمام بسيار داشتند (نيز ← جَبَرتى، ج ۲، ص ۴۰۵، ۵۴۸، ج ۳، ص ۳۶، ۶۲۸؛ رمون ، ج ۲، ص۸۰۳ ـ ۸۰۶). در اوايل قرن سيزدهم/ نوزدهم، لين (ص۴۷۲ـ ۴۷۴) شرح مشابهى را از برگزارى مراسم مفصّل رؤيت هلال در مصر به(span dir="LTR")‌(/span)دست داده و گفته(span dir="LTR")‌(/span)است درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه در مراسم رؤيت هلال در شب آخر شعبان، ليلة(span dir="LTR")‌(/span)الرؤية (يعنى شب سى(span dir="LTR")‌(/span)ام)، ماه نو ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد، مردم فرياد برمى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند و اعلام مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند كه ماه شعبان به آخر نرسيده و فردا روزه نيست و تمام شب را به خوردن و نوشيدن و قليان(span dir="LTR")‌(/span)كشيدن و جشن و شادى مى(span dir="LTR")‌(/span)گذراندند. در ۱۳۳۳ش (۱۳۷۴) نيز برنامه(span dir="LTR")‌(/span)هايى براى احيا و تنظيم مجدد اين مراسم در قاهره به اجرا گذاشته شد (← رمون، ج ۲، ص ۸۰۶؛ حسن عبدالوهاب، ص ۳۳ـ۳۵). درواقع، صرف به(span dir="LTR")‌(/span)راه(span dir="LTR")‌(/span)انداختن چنين كارناوالهاى عظيم و باشكوهى باعث نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه لزوماً فرداى هر شبِ استهلالى را روز اول ماه اعلام كنند و چه(span dir="LTR")‌(/span)بسا پيش مى(span dir="LTR")‌(/span)آمد كه هلال در شب مورد نظر ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد و درنتيجه همة تداركات برگزارى اين برنامه(span dir="LTR")‌(/span)ها معطل مى(span dir="LTR")‌(/span)ماند و مراسم لغو مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (مثلاً در رمضان ۱۲۲۲، در مصر ← جبرتى، ج ۳، ص ۲۲۲ـ۲۲۳).(/p)
(p dir="RTL")
   مردم عادى اعم از مردان و زنان و كودكان هم براى رؤيت هلال بيرون مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)مستوفى اربلى، قسم ۱، ص ۲۵۵؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)خطيب، ج ۲، ص ۲۲۳؛ حجيه، ص۱۰۰؛ علاف، ص ۶۹ـ ۷۰؛ هيتى، ص ۱۲۶ـ ۱۲۷؛ فرقد على جميل، ص ۵۶؛ وكيليان، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۳، ۱۵۹ـ۱۶۰). علاقه و ازدحام عوام براى استهلال گاه چنان بوده كه شمارى از آنان براثر فشار جمعيت جان مى(span dir="LTR")‌(/span)باختند (مثلاً ← برونشويگ، ج ۲، ص ۳۲۲ : گزارش راجع(span dir="LTR")‌(/span)به استهلال در شب اول رمضان ۸۶۷ در طرابلس). كسب افتخار ديدن هلال و شهادت(span dir="LTR")‌(/span)دادن نزد مراجع دينى و حكومتى به نوعى احساس ارزشمندى براى مردم به(span dir="LTR")‌(/span)ارمغان مى(span dir="LTR")‌(/span)آورد؛ زيرا اين مراجع معمولاً گواهى افرادى را در اين مورد مى(span dir="LTR")‌(/span)پذيرفتند كه در نظر آنان به عدالت مشهور بودند يا دست(span dir="LTR")‌(/span)كم صداقت و امانت ايشان امرى اثبات(span dir="LTR")‌(/span)شده بود. از طرفى اين مراجع دينى و حكومتى به(span dir="LTR")‌(/span)سادگى گواهى هر مدعى(span dir="LTR")‌(/span)اى را نمى(span dir="LTR")‌(/span)پذيرفتند و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو اگر گزارش فردى عادى در رؤيت هلال مقبول مى(span dir="LTR")‌(/span)افتاد، عادل(span dir="LTR")‌(/span)محسوب(span dir="LTR")‌(/span)شدن وى نزد اين مراجع (← هيتى، ص ۱۲۶) وجاهتى دينى و اجتماعى براى او درپى داشت. هرچند گزارشهايى هست كه بنابر آنها برخى از مراجع رسمى خبر رؤيت را از افرادى عادى تأييد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← خطيب بغدادى، ج ۳، ص ۱۵۵ـ۱۵۶، ج ۵، ص ۱۱۵، ج ۱۶، ص ۵۸۲)، اغلب مراجع در پذيرفتن ادعاى رؤيت از جانب عوام سختگير بودند و مدعيان رؤيت را مى(span dir="LTR")‌(/span)آزمودند، مثلاً در سقز علماى دينى اين مدعيان را به قرآن و خنجر سوگند مى(span dir="LTR")‌(/span)دادند (وكيليان، ج ۱، ص ۱۶۰). چه(span dir="LTR")‌(/span)بسا كه عوام اظهار مى(span dir="LTR")‌(/span)داشتند كه هلال را ديده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ولى مقامات مسئول نمى(span dir="LTR")‌(/span)پذيرفتند. به گزارش ابن(span dir="LTR")‌(/span)جبير (ص ۱۳۰)، در شب هلال ذيحجه ۵۷۹ جماعتى از مردم  با وجود ابر انبوهى كه آسمان مكه را فراگرفته بود تكبيرگويان نزد قاضى رفتند و به رؤيت هلال شهادت دادند، اما قاضى با سخنانى درشت شهادت آنان را رد كرد و گفت اگر اينان به رؤيت خورشيد در آسمانى چنين ابرى گواهى مى(span dir="LTR")‌(/span)دادند انكارشان مى(span dir="LTR")‌(/span)كردم چه رسد به رؤيت هلال! بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال هيچ منع شرعى و رسمى وجود نداشته(span dir="LTR")‌(/span)است كه مردم عادى را از تلاش براى رؤيت يا گزارش آن به مقامات بازدارد و سنّت بيرون(span dir="LTR")‌(/span)رفتن براى استهلال به صورتهاى مختلف در سرزمينهاى اسلامى رايج بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. در سرزمينهاى مختلف اسلامى اذان(span dir="LTR")‌(/span)گفتن، جاركشيدن، نواختن طبل و دهل و نقاره و تيراندازى هوايى و شليك توپ و برافروختن آتش در ارتفاعات از شيوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عوام براى اعلان عمومى اثبات رؤيت هلال بود (← شاردن ، ج ۴، ص ۳۹۷ـ ۳۹۸؛ وكيليان، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۳، ۱۵۹ـ۱۶۰؛ جاويد، ص ۲۸؛ طالب(span dir="LTR")‌(/span)على شرقى، ص ۷۷؛ نيز ← كمپفر، ص ۱۲۲؛ كه از نقاره(span dir="LTR")‌(/span)زنى رسمى نقاره(span dir="LTR")‌(/span)خانة سلطنتى شاه صفوى هنگام رؤيت هلال خبر داده(span dir="LTR")‌(/span)است). در برخى از مناطق نيز عده(span dir="LTR")‌(/span)اى از نوحه(span dir="LTR")‌(/span)خوانهاى محلى، كه همراه مردم و بزرگان و گروهى از نوازندگان دهل و كرنا و نقاره براى رؤيت بيرون مى(span dir="LTR")‌(/span)رفتند، آوازهايى اختصاصى براى استقبال از ماه رمضان در شب آخر شعبان يا براى وداع با رمضان در شب هلال شوال مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند. در ايران اين آواها به يارمضان، مرحبا، الوداع، رمضانيه(span dir="LTR")‌(/span)خوانى و جز آنها معروف بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← جاويد، ص ۲۷ـ۲۸، ۹۸ـ۱۰۰، كه نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هايى از اشعار اين آوازها را نيز آورده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ براى اين آواها در عراق ← هيتى، ص ۱۲۷؛ فرقد على جميل، ص ۵۶). در برخى مناطق مردم در اين شب تا سحرگاهان در قهوه(span dir="LTR")‌(/span)خانه(span dir="LTR")‌(/span)ها جمع مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند (← فرقد على جميل، ص ۵۷) يا نقل و شيرينى پخش مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند يا مقدارى آب و سبزى مى(span dir="LTR")‌(/span)خوردند به اين باور كه اين كار به آنها نيرويى مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد كه در طول رمضان بدون ناراحتى روزه بگيرند (← جاويد، ص ۲۸؛ وكيليان، ج ۱، ص ۴۰، ۴۳). روبوسى و تهنيت(span dir="LTR")‌(/span)گويى به يكديگر در بسيارى از شبهاى رؤيت هلال (و نه الزاماً در همه دوازده ماه سال) نيز ميان مردم رايج بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← بهبهانى، ج ۱، ص ۳۲۵؛ وكيليان، ج ۱، ص ۴۰؛ جاويد، همانجا).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   باورها و مراسم عاميانه. (/strong)رؤيت هلال و مراسم آن محمل برخى از باورها و آيينهاى عاميانه نيز بوده(span dir="LTR")‌(/span)است كه بخشى از آنها به نوعى بر دركى عاميانه از آموزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى دينى مبتنى بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند. هرچند مرزوقى اصفهانى (ص ۵۲۸) قول به نحوست هلال را به منجمان نسبت داده، اين باور را در دو حوزه ادبيات و فولكلور جهان اسلام مى(span dir="LTR")‌(/span)توان جستجو كرد. مردم رؤيت هلال را موجب تشديد جنون در افراد مبتلا مى(span dir="LTR")‌(/span)انگاشتند (براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)اى از اشعار دربارة ماه و هلال ← نظامى، ج ۲، (em)خسرو و شيرين(/em)، ص ۲۳۴، ابيات ۸ ـ۹؛ مولوى، ۱۳۵۵ش، ج ۴، ص ۲۶۷، بيت ۲۱۷۹۸؛ حافظ، ج ۱، ص ۷۱۲، بيت ۳) و براى دفع نحوست اول ماه تدابيرى به(span dir="LTR")‌(/span)كار مى(span dir="LTR")‌(/span)بستند؛ ازجمله بنابر رواياتى، هنگام رؤيت ماه نو/ هلال، چشم مى(span dir="LTR")‌(/span)بستند و سپس آن را بر چيزى خوش(span dir="LTR")‌(/span)يمن چون قرآن، كتاب دعا، آب روان، سبزه، سكه، فيروزه، شمشير، چهره(span dir="LTR")‌(/span)اى زيبا يا روى سادات و جز اينها مى(span dir="LTR")‌(/span)گشودند (براى گزارشى از نمونه اشعارى كه در اين خصوص ضبط شده(span dir="LTR")‌(/span)است ← ابونصر فراهى، ص ۵۶؛ نيز براى آگاهى از ديگر امور راجع به فرهنگ عامه آن ← هدايت، ص۵۰؛ شهرى(span dir="LTR")‌(/span)باف، ج ۴، ص ۱۲ـ ۱۳؛ پاينده، ص۱۶۹؛ وكيليان، ج ۱، ص ۴۳). گمان آن بود كه اگر كسى پس از رؤيت هلال در اين چيزها ننگرد، در آن ماه دچار آفات و نحوستهايى خواهد شد و برعكس، چشم(span dir="LTR")‌(/span)گشودن به چيزهاى خوش(span dir="LTR")‌(/span)يمن، در طول آن ماه بركت و عافيت به(span dir="LTR")‌(/span)دنبال خواهد داشت. در اين زمينه قرآن بسيار مورد توجه بود و مؤمنان هميشه قرآنى در دسترس داشتند؛ چه(span dir="LTR")‌(/span)بسا هنگامى(span dir="LTR")‌(/span)كه كسى هلال را مى(span dir="LTR")‌(/span)ديد مى(span dir="LTR")‌(/span)ايستاد و چشمانش را مى(span dir="LTR")‌(/span)بست يا با دستش چشمانش را مى(span dir="LTR")‌(/span)پوشاند و با دستى ديگر از جيبش قرآنى درمى(span dir="LTR")‌(/span)آورد و به آن مى(span dir="LTR")‌(/span)نگريست (← دونالدسون ، ص ۱۰۳). در برخى از مناطق، مثلاً در گيلان، دفع نحوست ماه نو با مراسمى همراه مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. به گزارش پاينده (ص ۱۶۹، ۱۷۱-۱۷۲)، بينندة هلال در گيلان قرآن را مى(span dir="LTR")‌(/span)گشود و هر آيه(span dir="LTR")‌(/span)اى را كه مى(span dir="LTR")‌(/span)ديد تا آخر مى(span dir="LTR")‌(/span)خواند، اگر آب در دسترس داشت سه مشت آب به هوا مى(span dir="LTR")‌(/span)افشاند تا آب و ماه را هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان ببيند و سپس بر پيامبر اكرم صلى(span dir="LTR")‌(/span)اللّه(span dir="LTR")‌(/span)عليه(span dir="LTR")‌(/span)وآله(span dir="LTR")‌(/span)وسلم(span dir="LTR")‌(/span)وآل او صلوات مى(span dir="LTR")‌(/span)فرستاد. در برخى از خانواده(span dir="LTR")‌(/span)هاى گيلانى نيز كسى را معيّن مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند كه با قرآنى و ظرفى از آب از بيرون وارد خانه شود و كمى آب به هوا و به آستانة در خانه بپاشد و دعا كند. اين فرد سپس صبحانه را نزد صاحب(span dir="LTR")‌(/span)خانه صرف مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و هدايايى مى(span dir="LTR")‌(/span)ستاند و مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت (نيز ← شهاب كومله(span dir="LTR")‌(/span)اى، ص ۱۶۹).  در مصر، مردم معتقد بودند كه رؤيت هلال تمام طول ماه آينده بيننده را تحت(span dir="LTR")‌(/span)تأثير قرار مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد و سعى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند پس از رؤيت، چشم خود را بر روى كسى كه چهره(span dir="LTR")‌(/span)اش را سعد مى(span dir="LTR")‌(/span)دانستند بگشايند يا در آيينه بنگرند تا چشمشان به روى خودشان بيفتد، زيرا به باور آنان روى هر كسى براى خود او سعدترين چهره بود (← احمد امين، ذيل «الهلال»). به(span dir="LTR")‌(/span)زعم برخى از مردم، نگريستن در اين گونه اشيا به(span dir="LTR")‌(/span)منظور تيمن و تبرك در لحظه رؤيت هلال، بايستى در خلوت انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (دونالدسون، همانجا). در افغانستان برخى از هزاره(span dir="LTR")‌(/span)ها در وقت رؤيت هلال، در جلوى خانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى خود آتشى مى(span dir="LTR")‌(/span)افروختند و رسم كهن پريدن از روى آتش (آتش اَلغُو) را با ذكرى شبيه به آنچه در چهارشنبه(span dir="LTR")‌(/span)سورى(sup)*(/sup) معمول است، به(span dir="LTR")‌(/span)جا مى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند. هزاره(span dir="LTR")‌(/span)ها همچنين در مراسمى با نام «به نان كم» در وقت رؤيت ماه نو، تكه نانى را روى قرآن مى(span dir="LTR")‌(/span)گذاشتند و بعد از عبور اعضاى خانواده از زير آن، نان را تبركاً ميان آنان تقسيم مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند (← پولادى، ص ۲۳۴ـ۲۳۵).   باور به نحوست اول ماه باعث مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه مردم حتى(span dir="LTR")‌(/span)الامكان كارهايى همچون كوچ، بذرافشانى، عروسى و مسافرت، ديدن ناخوش و خوردن دوا را در اين روز انجام ندهند و قرض ندهند و نگيرند (← هدايت، ص ۸۷؛ پاينده، ص ۱۶۹، ۱۷۱؛ شهاب كومله(span dir="LTR")‌(/span)اى، ص ۱۷۰). برخى از مردم نيز ديدن هلال در شب دوم را خوش(span dir="LTR")‌(/span)يمن نمى(span dir="LTR")‌(/span)دانستند (← همايونى، ص ۳۲۷، كه اين عقيده را براى عموم ماههاى قمرى هر سال نقل مى(span dir="LTR")‌(/span)كند). بخشى از باور به نحوست رؤيت هلال درواقع بر تجربه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عمومى زندگى روزانه مردم مبتنى بود، از جمله آنكه از جنبة نشانه(span dir="LTR")‌(/span)شناختى، رؤيت هلال هر ماه حاكى از رسيدن موعد امورى بود كه افراد، امكان يا تمايلى به انجام(span dir="LTR")‌(/span)دادن آنها نداشتند، همچون بازپرداخت قرضها، پرداخت اجاره خانه، و ايفاى قول و قرارهاى كارى. بنابراين كسانى كه رسيدن اين موعدها برايشان خوشايند نبود از رؤيت هلال نيز كراهت داشتند (مرزوقى اصفهانى، ص ۵۲۸). ناخشنودى مردم از رؤيت هلال به دلايل پيش(span dir="LTR")‌(/span)گفته، در شمارى از اقوال و ظرايف عرب در منابع ادبى مضبوط است (← راغب اصفهانى، ج ۲، ص ۴۷۲، ۵۶۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حمدون، ج ۹، ص ۳۷۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)اثير، ج ۱، ص ۳۶۱؛ اماسى، ص ۱۴۵). در قولى ظريف از اين دست كه نُوَيرى (ج ۱، ص ۵۶) آن را به فردى عرب نسبت داده، رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)سبب آنكه يادآور زوال عمر و نزديك(span dir="LTR")‌(/span)شدن مرگ است، نكوهش شده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين قول احتمالاً به مَثَلى عربى اشاره دارد (براى آگاهى از متن اين شعر ـ مَثَل عربى ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)عبدربّه، ج ۳، ص ۱۳۸؛ ثعالبى، ۱۳۸۱، ص ۲۳۱). بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه، گزارشهايى هم هست كه در آنها باورهاى مردم دربارة رؤيت هلال حاكى از قول به نحوست نيست. مثلاً، گفته شده كه به گمان مردم عرب، اگر نطفه در اول هلال در رحم زن قرار بگيرد، كودكى تنومند و قوى به(span dir="LTR")‌(/span)دنيا خواهد آمد (جاحظ، ۱۹۸۵، ص ۱۵۰). مرزوقى اصفهانى (همانجا) نيز گفته كه عرب، نوزادى را كه در وقت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)دنيا مى(span dir="LTR")‌(/span)آمد خوش مى(span dir="LTR")‌(/span)داشتند. برخى از مردم معتقد بودند كه در لحظة ديدن هلال هر حاجتى كه از خدا طلب شود برآورده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (وكيليان، ج ۱، ص ۴۰) يا اينكه اگر كسى در لحظة رؤيت هلال شش بار سورة حمد را قرائت كند، هرگز چشم(span dir="LTR")‌(/span)درد نخواهد گرفت (← دونالدسون، ص ۱۰۳). در بخشهايى از گيلان، زاييدن گاو در اول ماه يا ديدن عنكبوت را در اين شب به فال نيك مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفتند (شهاب كومله(span dir="LTR")‌(/span)اى، همانجا). ابن(span dir="LTR")‌(/span)حَوقَل (ص ۷۴) از باورى متفاوت دربارة لحظة ظهور هلال ماه در ميان اهالى تونس گزارش كرده كه گمان مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند در آن لحظه در دره(span dir="LTR")‌(/span)اى در تونس، نوعى ماهى عجيب نمايان مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و ديدن آن فقط در همان وقت ميسر است. رؤيت هلال مبناى برخى پيشگوييها نيز بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، مثلاً گفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شد اگر هلال  در وقت رؤيت روى در سمت چپ داشته باشد، سقط جنين و مرگ(span dir="LTR")‌(/span)ومير نوزادان افزايش خواهد يافت و اگر به راست رو كرده باشد، بيماريهاى بسيارى شايع خواهند شد. هلالى را كه در وقت رؤيت بسيار لاغر بود دالّ بر بارش باران فراوان در روزهاى آينده مى(span dir="LTR")‌(/span)انگاشتند (دونالدسون، همانجا). همچنين براساس اينكه هلال در شب كدام(span dir="LTR")‌(/span)يك از روزهاى هفته رؤيت مى(span dir="LTR")‌(/span)شد به پيشگويى مى(span dir="LTR")‌(/span)پرداختند (← همان، ص ۱۰۳ـ۱۰۴). در ايران عصر قاجارى نيز، عوام مى(span dir="LTR")‌(/span)پنداشتند اگر هلال محرّم در سالى به جمعه بيفتد، آن سال خوش نخواهد بود (← عين(span dir="LTR")‌(/span)السلطنه، ج ۷، ص ۴۹۱۶).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   رؤيت هلال در ادبيات. (/strong)با آنكه بازتاب و ذكر رؤيت هلال در ادبيات عمدتاً راجع به آغاز ماه رمضان و اشاره به بركات روزه(span dir="LTR")‌(/span)دارى در اين ماه يا اشاراتى است كه در آنها هلال،  ناظر به عيد فطر يا عيد است (براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هايى در ادب عربى ← صولى، ص ۲۶۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)عديم، ج ۶، ص ۲۸۷۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فضل(span dir="LTR")‌(/span)اللّه عمرى، سفر۷، ص ۳۱۲؛ در شعر فارسى ← امير معزّى، ص ۴۴۲، بيت ۱۰۴۰۴؛ مولوى، ۱۳۵۵ش، ج ۲، ص ۲۱۸، بيت ۹۷۴۴؛ سعدى، ص ۶۹۴، بيت ۲؛ حافظ، ج ۱، ص۲۷۰، بيت ۱؛ محتشم كاشانى، ص ۲۱۹، بيت ۱۳؛ هاشمى سنديلوى، ج ۱، ص ۶۰۶)، مضمون(span dir="LTR")‌(/span)سازيهاى برخى شاعران با هلال يا رؤيت آن، ازجمله تشبيه ابروى محبوب به هلال نيز جالب توجه است (براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هايى در شعر عربى ← ابوالفرج اصفهانى، ج۱۰، ص۲۰۰؛ ياقوت حَمَوى، ج ۳، ص ۱۰۲۶،بيت ۱۶، ج ۶، ص ۲۷۴۷، بيت ۱ـ۲، ۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)مستوفى اربلى، قسم ۱، ص ۲۵۵؛ در شعر فارسى ← خاقانى شروانى، ص ۲۲۳، ابيات ۱۳ـ۱۵؛ سعدى، ص ۸۲۱، بيت ۱۱؛ سيف فرغانى،ج ۲، ص ۲۰۹، بيت ۹؛ بيدل دهلوى، ص ۸۱۵ ، بيت ۱۵)، و تشبيه هلال به داس در شعر حافظ (ج ۱، ص ۸۱۴، بيت ۱) به كنايت از رسيدنِ روز حساب، همچنين تشبيه شادى فرد منتظر در هنگام رسيدن به مقصود به شادى روزه(span dir="LTR")‌(/span)داران در وقت رؤيت هلال شوال نيز پربسامد بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ثعالبى، ۱۴۲۴، ص ۵۲۰ـ۵۲۱؛ شرف(span dir="LTR")‌(/span)الدين قزوينى، ص ۱۴۹؛ حافظ ابرو، ج ۱، ص ۲۵، ج ۳، ص ۵۵۵؛ عبدالرزاق سمرقندى، ج ۱، دفتر۱، ص ۲۸۱). شاعران گاه در شب رؤيت هلال در ركاب سلاطين و شاهان حاضر بودند و به مناسبت چنان رؤيتى قصايدى مدح(span dir="LTR")‌(/span)آميز مى(span dir="LTR")‌(/span)سرودند و صله(span dir="LTR")‌(/span)اى مى(span dir="LTR")‌(/span)ستاندند؛ ازجمله معروف است كه سلطان(span dir="LTR")‌(/span)ملكشاه سلجوقى (ﺣﻜ : ۴۶۵ـ۴۸۵) و اميرعلى علاءالدوله، كه نديم خاص و داماد وى بود، در آخر ماه رمضانى «به ماه ديدن مشغول شدند و اول كسى كه ماه ديد سلطان بود، عظيم شادمانه شد» و حاضران از شاعر خواستند در اين باره چيزى بگويد؛ معزى قصيده(span dir="LTR")‌(/span)اى سرود و صله(span dir="LTR")‌(/span)اى گران(span dir="LTR")‌(/span)بها دريافت كرد (← نظامى(span dir="LTR")‌(/span)عروضى، ص ۴۰ـ۴۳). درباره مضمون رؤيت هلال حكاياتى نغز نيز در برخى از منابع آمده كه از همه مشهورتر احتمالاً داستانى است دربارة انس(span dir="LTR")‌(/span)بن مالك كه در صدسالگى براى رؤيت هلال با جمعى بيرون رفت و درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه هيچ كس ديگرى هلال را نديد او مدعى رؤيت شد و اياس(span dir="LTR")‌(/span)بن معاويه كه به فراست مشهور بود به چشمان انس دست كشيد و مژه(span dir="LTR")‌(/span)اى را كه در پيش چشم انس كج شده و او را به توهم رؤيت هلال افكنده بود باز گرفت. اين داستان را ابن(span dir="LTR")‌(/span)خلّكان (ج ۱، ص۲۵۰) در ترجمة احوال اياس(span dir="LTR")‌(/span)بن معاويه آورده و مولوى (۱۳۶۳ش، ج ۱، دفتر۲، ص ۲۵۳، ابيات ۱۱۲ـ۱۱۹) نيز روايتى از آن را به نظم آورده(span dir="LTR")‌(/span)است. بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، در (em)صحيح(/em) مسلم(span dir="LTR")‌(/span)بن حجاج (ج ۳، ص ۲۲۰۲) روايت ديگرى آمده كه به كلى با داستان يادشده متفاوت است. از ديگر مضمون(span dir="LTR")‌(/span)پردازيهاى شوخ(span dir="LTR")‌(/span)طبعانه يكى حكايت امام ابوعبداللّه محمدبن على تميمى(span dir="LTR")‌(/span)مازرى (متوفى ۵۳۶) از علماى افريقيه است كه وقتى او و يكى از دوستانش براى استهلال بر بلندى رفتند و زنى خوب(span dir="LTR")‌(/span)روى نيز در آنجا ايستاده بود و هلال مى(span dir="LTR")‌(/span)جست، هريك بيتى به ارتجال سرودند (← حِمْيَرى، ص ۵۲۱). از ديگر نوادر حكايات در اين زمينه اين است كه كسى در مجلس عضدالدوله ديلمى (ﺣﻜ : ۳۳۸ـ۳۷۲) به طعنه گفت كه شيعيان يك روز زودتر از رؤيت هلال رمضان روزه را مى(span dir="LTR")‌(/span)آغازند و يك روز هم زودتر از رؤيت هلال شوال آن را به(span dir="LTR")‌(/span)پايان مى(span dir="LTR")‌(/span)برند، درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه اهل سنّت رمضان را با رؤيت آغاز و با رؤيت تمام مى(span dir="LTR")‌(/span)كنند، عضدالدوله نيز در پاسخى رندانه بر سبيل مزاح گفت كه (span dir="LTR")](/span)اگر چنين است پس(span dir="LTR")[(/span) ما روزه را سنّيانه مى(span dir="LTR")‌(/span)آغازيم و شيعيانه به انجامش مى(span dir="LTR")‌(/span)بريم تا به اين ترتيب دو روز به نفع ما شده باشد (راغب اصفهانى، ج ۲، ص ۴۷۷). در حكايتى ديگر از اين دست آمده كه قاضى كُرَيزى (قرن چهارم)، كه در شب استهلال رمضانى موفق به رؤيت نشد در جواب تكين، امير مصر، كه از او كسب تكليف كرده بود گفت: اين قدر بر من معلوم شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه فردا نه آخر شعبان است و نه اول رمضان (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)حجر عسقلانى، ص ۳۳ـ۳۴). ابوالفرج اصفهانى (ج ۲۳، ص ۲۴ـ۲۵) حكايتى از يك شرط(span dir="LTR")‌(/span)بندى بر سر رؤيت هلال آورده كه در آن ابراهيم(span dir="LTR")‌(/span)بن مدبر، حاكم بصره، شبى با منجمى شرط كرد كه اگر قول وى در باب قابل رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)بودن هلال در آن شب راست آيد، غلامان خود را آزاد كند و چنان كرد و ابوشراعه شاعر بصرى نيز كه در مجلس حاضر بود شعرى در اين باره سرود. در ايران نيز حكايتى منسوب به حاجى(span dir="LTR")‌(/span)ميرزا آقاسى (متوفى ۱۲۶۵)، صدراعظم محمدشاه قاجار، يا برخى ديگر معروف است كه وقتى ميان علما در باب ثبوت رؤيت هلال شوال اختلاف افتاد و مأموران از او براى شليك توپ عيد فطر كسب تكليف كردند، براى آنكه هم عيد را اعلام كند و هم علماى معتقد به عدم ثبوت رؤيت هلال را نرنجاند، به مأموران گفت: توپ را شليك كنيد ولى يواش! يا «توپ را در كنيد ولى دَرِ دَر هم نكنيد» (← سعيدى سيرجانى، ص ۲۶).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)   اختلافات و منازعات. (/strong)صرف(span dir="LTR")‌(/span)نظر از اختلاف نظرهاى فنى و محاسباتى ميان خبرگان و مراجع علمى در باب چگونگى تعيين اول ماه (براى نمونه ← ابونصرعراق، ص ۲ـ۱۴)، اين اختلافات در سطوح و مقياسهاى مختلف جريان داشت و در اين زمينه گزارشهاى فراوانى در منابع آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين اختلافات گاه ميان علماى دين يا ميان آنها با مراجع رسمى(span dir="LTR")‌(/span)حكومتى بروز مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. علماى شرع بنا بر سنّت، اعلام آغاز ماه قمرى به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه آغاز و انجام رمضان و زمان حلول اعياد دينى و مذهبى را مطلقاً امرى دينى و تحت اختيار خود مى(span dir="LTR")‌(/span)دانستند و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو گاه كه مراجع حكومتى در اين موارد رأى ديگرى ابراز مى(span dir="LTR")‌(/span)داشتند، مجادلاتى روى مى(span dir="LTR")‌(/span)داد. مثلاً، يك بار ملكشاه سلجوقى بنا به گواهى شمارى از اطرافيان خود، دستور داد كه حلول ماه شوال و عيد فطر را اعلام كنند، اما خواجه امام ابوالمعالى كه پيشواى دينى بزرگ آن عصر بود اعلام كرد كه روز بعد روزه خواهد گرفت و پيروان او نيز بايد چنان كنند. سلطان كه ديد به اين ترتيب اغلب مردم فرمان او را فروخواهند نهاد و به فتواى ابوالمعالى عمل خواهند كرد، وى را به دربار خود فراخواند و در اين مورد از او بازخواست كرد. ابوالمعالى پاسخ داد كه «هرچه تعلق به فرمان سلطان دارد ما را واجب است كه طاعت كنيم اما هر چه به فتوا تعلق دارد، بر سلاطين واجب است كه از ما بپرسند؛ و به حكم شرع، عيدكردن به فتوا تعلق دارد نه به فرمان» و سلطان نيز به اين استدلال او گردن نهاد (← اصفهانى، ص ۱۷ـ۲۰؛ نيز ← صاييلى ، ص ۲۷ـ۲۸). اما گاه اختلافات مذهبى ميان حكومتها و اتباعشان، موجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه حاكمان رأى خود را در اين موارد با قهر و غلبه و بعضاً با خشونت به كرسى بنشانند، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه در عصر فاطميان اين امر نارضايى بسيارى را در ميان اتباع سنّى حكام فاطمى برانگيخته بود. فاطميان، به(span dir="LTR")‌(/span)جاى استفاده از روش رؤيت هلال براى تعيين اول ماه، از روش قراردادى (اصطلاحاً روش عددى، به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب ۳۰ و ۲۹) استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و براى اعلام رسمى اول ماه، مراسم ركوبى برگزار مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند كه درواقع جايگزين ركوب مقامات دينى و دولتى حكومت سنّى سابق براى رؤيت هلال بود (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)طوير، ص ۱۷۱؛ مقريزى، (em)المواعظ و الاعتبار(/em)، ج ۲، ص ۵۹۵؛ براى ركوبهاى رسمى رايج در عصر فاطمى ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)طوير، ص ۱۷۲ـ۲۰۳). اين روش در دولت فاطمى در دورة حكومتشان در افريقيه و پيش از فتح مصر با جدّيت و سختگيرى بيشترى معمول بود، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه دست(span dir="LTR")‌(/span)كم به گزارش منابع سنّى، نافرمانى محمدبن (span dir="LTR")](/span)اسحق(span dir="LTR")[(/span) جِبِلى/ حُبُلى، قاضى سنّى برقه، از پذيرش اعلان رسمى(span dir="LTR")‌(/span)آغاز ماه شوال در ۳۴۱ و امتناع او از اعلام عيد به پيروان سنّى(span dir="LTR")‌(/span)اش و حاضرنشدن او به نماز فطر آن سال موجب شد كه ابن(span dir="LTR")‌(/span)كافى، عامل فاطمى برقه، پس از كسب فرمان منصور (ﺣﻜ : ۳۳۴ـ۳۴۱)، خليفة فاطمى، اين قاضى را شكنجه و اعدام كند (← مالكى، ج ۲، ص ۴۰۴ـ ۴۰۵؛ ذهبى، ج ۱۵، ص ۳۷۴). پس از آنكه جوهر صِقِّلى(sup)*(/sup)، سردار معز فاطمى (ﺣﻜ : ۳۴۱ـ۳۶۵)، در شعبان ۳۵۸ مصر را از سلطه اخشيديان سنّى(span dir="LTR")‌(/span)مذهب خارج كرد، ظاهراً بنا داشت كه با اكثريت سنّى ساكنان مصر با تسامح بيشترى رفتار كند، ولى با فرارسيدن رمضان همان سال اختلافات رخ نمود. ابوطاهر زُهَلى، قاضى بزرگ مصر، بنابر سنّت سابق، با جمعى از پيروانش براى رؤيت هلال ركوب كرد و چون هلال را نديد، برخلاف اعلام رسمى جوهر، روز بعد را روزه نگرفت؛ در پايان رمضان نيز قاضى ابوطاهر براى رؤيت هلال شوال ركوب كرد و باز چون موفق به رؤيت نشد به پيروان خود اعلام كرد كه فردا عيد نيست، درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه جوهر و لشكريانش عيد كردند و نماز فطر خواندند؛ سنّيان نيز روز بعد عيد گرفتند و نماز خواندند. جوهر براى اين نافرمانى ابوطاهر را توبيخ كرد و از سال بعد، فاطميان با اعمال قدرت و نيز تبليغات فراوان و برگزارى مناظرات با فقهاى سنّى، شيوة خود را در تعيين اول ماه جا انداختند (← مقريزى، (em)اتّعاظ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحنفا(/em)، ج ۱، ص ۱۱۶؛ ادريس عمادالدين قرشى، ص ۶۹۱، ۶۹۹ـ۷۰۰). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال الحاكم فاطمى (ﺣﻜ : ۳۸۶ـ ۴۱۱) در آخرين سالهاى قرن چهارم به سنّيان اجازه داد كه براى شروع و پايان رمضان بنا بر روش رؤيت هلال عمل كنند (مقريزى، (em)اتّعاظ الحنفا(/em)، ج ۲، ص ۷۸؛ نيز ← ايمن فؤاد سيد، ص ۱۷۰ـ۱۷۱). به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد الحاكم پس از سركوب قيام ابورَكْوه برضد حكومت فاطمى (← انطاكى، ص ۲۶۴ـ ۲۶۸؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)تَغرى بِردى، ج ۴، ص ۲۱۵ـ۲۱۷)، كه نتيجه فشارهاى مذهبى و سياسى زياده از حد فاطميان بر اتباع سنّى(span dir="LTR")‌(/span)شان بود، تصميم گرفت پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى آزاديهاى مذهبى به اهل سنّت اعطا كند و آزادگذاردن آنان در اعلام اول ماه براساس رؤيت هلال در  ۳۹۹ (← مقريزى، (em)المواعظ و الاعتبار(/em)، ج ۴، قسم ۱، ص ۳۹۲)، كه به نوعى شاخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى هويتى براى اهل سنّت محسوب مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، مى(span dir="LTR")‌(/span)توانست تا حدى رضايت آنان را جلب كند. هرچند همين الحاكم مدتى بعد ــ ظاهراً از سال ۴۰۰ــ دستور داد كه مردم از دو روز قبل از رؤيت هلال روزه بگيرند و اين فرمان، ناخشنودى و طعن و پرسش اهل سنّت را به(span dir="LTR")‌(/span)دنبال داشت، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه حميدالدين كرمانى (متوفى ۴۱۱)، داعى بزرگ فاطمى، رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى به نام (em)اللاز(/em)(em)مة(/em)(em) فى صوم شهر رمضان(/em) نگاشت تا اين دستور را از لحاظ عقلى و علمى و شرعى تبيين كند (← كرمانى، ص ۶۱ـ۸۰). از اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظرهاى ميان علماى شيعه و سنّى در ادوار ديگر و در سرزمينهاى مختلف ازجمله مصر، عربستان، عثمانى و شبه(span dir="LTR")‌(/span)قاره در اعلام اول ماه نيز گزارشهاى بسيار در دست است (← بهبهانى، ج ۱، ص ۵۰۸ـ ۵۱۰؛ فرهادميرزا قاجار، ص ۱۳۶، ۱۹۸ـ۲۰۰؛ نعمت فسائى، ص ۳۰۲ـ۳۰۳، ۳۱۰)، همچنان(span dir="LTR")‌(/span)كه ميان علماى سنّى و نيز ميان خود شيعيان نيز بر سر اين امر اختلافات بسيار بروز مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. براى نمونه در  ۸۵۲ در حلب، علاءالدين ابن(span dir="LTR")‌(/span)مفلح، قاضى حنبلى، روز سه(span dir="LTR")‌(/span)شنبه را آغاز رمضان اعلام كرد، ولى قاضى شافعى چهارشنبه را «غُره» رمضان دانست. در پى اين اختلاف پيكى به طرابلس فرستادند و او با نامه(span dir="LTR")‌(/span)اى مبنى بر اينكه آغاز رمضان در روز سه(span dir="LTR")‌(/span)شنبه بوده، بازگشت. قبل از او نيز دو نفر كه از طرسوس آمده بودند شهادت دادند كه مردم آن شهر از سه(span dir="LTR")‌(/span)شنبه روزه گرفته(span dir="LTR")‌(/span)اند و مراجع حنبلى نيز اين قول را تأييد كردند؛ سپس خبرى از قاهره رسيد كه آنها چهارشنبه را غره رمضان دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (سبط ابن(span dir="LTR")‌(/span)عجمى، ج ۲، ص ۲۱۴؛ براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)اى از اين(span dir="LTR")‌(/span)گونه اختلافات در ايران ← بيهقى، ص۲۷۰ـ۲۷۱، كه از منازعه ميان اهالى سبزوار و خسروجرد بر سر رؤيت هلال خبر داده(span dir="LTR")‌(/span)است). گاه به(span dir="LTR")‌(/span)سبب عدم امكان رؤيت هلالهاى ماههاى قبل از رمضان، ترتيب دقيق ايام ازدست مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت، مثلاً گفته شده كه يك بار مردم غرناطه براى برگزارى جشنى در شب بيست(span dir="LTR")‌(/span)وهفتم رمضان بر بالاى مناره(span dir="LTR")‌(/span)ها رفته بودند كه با شگفتى هلال شوال را ديدند و عيد كردند و سپس به(span dir="LTR")‌(/span)ناچار چهار روز روزه قضا (براى روزهاى اول ماه) به(span dir="LTR")‌(/span)جا آوردند (نويرى، ج ۳۲، ص ۵۸ـ۵۹). گاه مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه اهالى شهرى به(span dir="LTR")‌(/span)سبب عدم رؤيت هلال شوال به روزه ادامه مى(span dir="LTR")‌(/span)دادند و در نيمة روز خبرى مى(span dir="LTR")‌(/span)رسيد كه رؤيت هلال را ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و مردم روزه را مى(span dir="LTR")‌(/span)گشودند و نماز قضاى عيد را در صبح روز بعد به(span dir="LTR")‌(/span)جاى مى(span dir="LTR")‌(/span)آوردند (براى نمونه ← همان، ج ۳۳، ص ۱۸۶). به گزارش شاردن (ج ۴، ص ۳۹۸)، برخى از ايرانيان عصر صفوى، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب همين اختلافات در رؤيت هلال، در دو سه روز اول هر ماه، از معامله و عقد قرارداد خوددارى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند تا تكليف تاريخ معلوم شود. رايزنى و خبرگيرى از شهرهاى اطراف براى كسب اطمينان از رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در مناطقى كه به(span dir="LTR")‌(/span)سبب ابرى(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان يا علل ديگر قادر به رؤيت هلال نبودند، رايج بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. گاه قاصدانى را براى كسب خبر به ولايات اطراف مى(span dir="LTR")‌(/span)فرستادند و آنها با نامه(span dir="LTR")‌(/span)هايى از علماى آن ولايات مبنى بر رؤيت يا عدم رؤيت هلال بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گشتند (← وكيليان، ج ۱، ص ۳۹، ۱۶۰). در دوره(span dir="LTR")‌(/span)هاى متأخرتر نيز از تلگراف براى خبرگيرى از رؤيت هلال استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← اعتمادالسلطنه، ص ۳۱۰، ۸۰۶؛ عين(span dir="LTR")‌(/span)السلطنه، ج ۳، ص ۲۳۷۲؛ مستوفى، ج ۱، ص ۳۳۳). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، اختلافات در اين زمينه به(span dir="LTR")‌(/span)سادگى حل نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد. مثلاً در گزارشى دربارة رمضان ۱۳۰۴ در شيراز آمده(span dir="LTR")‌(/span)است كه در شب اول شوال، هلال رؤيت نشد و علما و مردم روز بعد را روزه گرفتند؛ عصرِ آن روز امام جمعه و يكى دو نفر ديگر بنا بر تلگرافى كه رؤيت هلال در ولاياتى ديگر را تأييد مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد، افطار كردند ولى بيشتر علما و مردم روزه خود را تا آخر روز نگه داشتند (← (em)وقايع اتفاقيه(/em)، ص۲۹۰). در  ۱۹ فروردين ۱۳۳۸ نيز چنين وضعى پيش آمد؛ دولت بدون كسب نظر از مراجع، روز فطر را اعلام كرد، ولى مردم روزه خود را نگشودند؛ در بعدازظهر همان روز، آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه بروجردى، رؤيت هلال را اعلام كرد و مردم افطار كردند (← (em)قيام ۱۵ خرداد به روايت اسناد ساواك(/em)، ج ۱، ص ۱۱۶ـ۱۱۷). قدرت و نفوذ علما در دورة قاجار معمولاً موجب مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه حكومت در هنگام بروز اختلاف ميان علما در اعلام آغاز و انجام رمضان به(span dir="LTR")‌(/span)طور مستقيم دخالت نكند و ضمن كسب تكليف از علماى بزرگ (← اعتمادالسلطنه، ص ۸۶۷)، با سنجيدن ميزان قدرت و اعتبار آنان، جانب فتواى نافذتر را بگيرد. مثلاً، در آخر رمضان ۱۳۰۱ با وجود اعلام تلگرافى علماى قم، تبريز، قزوين و عراق به رؤيت هلال، ناصرالدين(span dir="LTR")‌(/span)شاه (ﺣﻜ : ۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) از حاج(span dir="LTR")‌(/span)ملاعلى كنى (متوفى ۱۳۰۶) كسب تكليف كرد اما او اين اعلام را تأييد نكرد و بنا بر نظر او در تهران يك روز ديرتر عيد گرفتند، اين درحالى بود كه ميرزاحسن آشتيانى يكى ديگر از علماى پرنفوذ عصر ناصرى، روز قبل را همگام با علماى شهرهاى ديگر در تهران عيد گرفت (← همان، ص ۳۱۰).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع :(/strong) علاوه بر قرآن؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اثير(/strong)، (em)المثل السائر فى ادب الكاتب و الشاعر(/em)، چاپ كامل محمد محمد عويضه، بيروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)انبارى(/strong)، (em)الزاهر فى معانى كلمات الناس(/em)، چاپ حاتم صالح ضامن، (span dir="LTR")](/span)بغداد(span dir="LTR")[(/span) ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اياس(/strong)، (em)بدائع الزهور فى وقائع الدهور(/em)، چاپ محمد مصطفى، قاهره ۱۹۷۵، چاپ افست ۱۴۰۲ـ۱۴۰۴/۱۹۸۲ـ۱۹۸۴؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بطوطه(/strong)، (em)رحلة ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بطوطة(/em)، چاپ محمد عبدالمنعم عريان، بيروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)تَغرى بِردى(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)جبير(/strong)، (em)رحلة ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)جبير(/em)، بيروت ۱۹۸۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حجر عسقلانى(/strong)، (em)رفع الاِصْر عن قضا(/em)(em)ة(/em)(em) مصر(/em)، چاپ على محمد عمر، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۸؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حمدون(/strong)، (em)التذكرة الحمدونية(/em)، چاپ احسان عباس و بكر عباس، بيروت ۱۹۹۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حَوقَل(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)خطيب(/strong)، (em)الاحاطة فى اخبار غرناطة(/em)، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/۱۹۷۳ـ۱۹۷۷؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)خلّكان(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)طُوَير(/strong)، (em)نز(/em)(em)هة(/em)(em) المُقْلَتين فى اخبار الدولتين(/em)، چاپ ايمن فؤاد سيد، بيروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عبدربّه(/strong)، (em)العقد الفريد(/em)، ج ۳، چاپ عبدالمجيد ترحينى، بيروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عديم(/strong)، (em)بغية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطلب فى تاريخ حلب(/em)، چاپ سهيل زكار، بيروت (span dir="LTR")?](/span)۱۴۰۸/ ۱۹۸۸(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)فضل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اللّه عمرى(/strong)، (em)مسالك الابصار فى ممالك الامصار(/em)، سفر۷، چاپ عبدالعباس عبدالجاسم، ابوظبى ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)مستوفى اربلى(/strong)، (em)تاريخ اربل، المسمّى نبا(/em)(em)هة(/em)(em) البلد الخامل بمن ورده من الاماثل(/em)، چاپ سامى صقار، (span dir="LTR")](/span)بغداد(span dir="LTR") [(/span)۱۹۸۰؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)منظور(/strong)؛ (strong)ابوالفرج اصفهانى(/strong)؛ (strong)ابونصر عراق(/strong)، (em)رسائل ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نصر منصوربن عراق الى البيرونى(/em)، رساله ۶: (em)مقالة رؤية الاهلة(/em)، حيدرآباد، دكن ۱۳۶۷/۱۹۴۸؛ (strong)ابونصر فراهى(/strong)، (em)نصاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصِبيان(/em)، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ۱۳۵۴ش؛ (strong)احمد امين(/strong)، (em)قاموس العادات و التقاليد و التعابير المصرية(/em)، قاهره ۱۹۵۳؛ (strong)ادريس عمادالدين قرشى(/strong)، (em)تاريخ الخلفاء الفاطميين بالمغرب: القسم الخاص من كتاب عيون الاخبار(/em)، چاپ محمد يعلاوى، بيروت ۱۹۸۵؛ محمدبن عبداللّه (strong)ازرقى(/strong)، (em)اخبار (/em)(em)مكة(/em)(em) و ما جاء فيها من الآثار(/em)، چاپ رشدى صالح ملحس، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن ابى(span dir="LTR")‌(/span)حفص (strong)اصفهانى(/strong)، (em)تحفة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الملوك(/em)، چاپ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر احمدى دارانى، تهران ۱۳۸۲ش؛ محمدحسن(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)اعتمادالسلطنه(/strong)، (em)روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه(/em)، چاپ ايرج افشار، تهران ۱۳۵۰ش؛ محمدبن قاسم (strong)اماسى(/strong)، (em)روض(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاخيار : المنتخب من ربيع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الابرار(/em)، صححه و علق عليه محمود فاخورى، حلب ۱۴۲۳/۲۰۰۳؛ محمدبن عبدالملك (strong)امير معزّى(/strong)، (em)ديوان(/em)، چاپ عباس اقبال آشتيانى، تهران ۱۳۱۸ش؛ يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن سعيد (strong)انطاكى(/strong)، (em)تاريخ الانطاكى، المعروف (/em)(em)بصلة(/em)(em) تاريخ اوتيخا(/em)، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، طرابلس ۱۹۹۰؛ محمدظلى(span dir="LTR")‌(/span)بن درويش (strong)اوليا چلبى(/strong)، (em)الر(/em)(em)حلة(/em)(em) الى مصر و السودان و (/em)(em)الحبشة(/em)، نقلها الى(span dir="LTR")‌(/span)العربية حسين مجيب مصرى، قاهره ۲۰۰۶؛ (strong)ايمن فؤاد سيد(/strong)، (em)الدولة الفاطمية(/em)(em) فى مصر: تفسير جديد(/em)، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ روبر (strong)برونشويگ(/strong)، (em)تاريخ افر(/em)(em)يقية(/em)(em) فى العهد الحفصى(/em)، نقله الى العربية حمادى ساحلى، بيروت ۱۹۸۸؛ آقااحمد (strong)بهبهانى(/strong)، (em)مرآت الاحوال جهان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نما: سفرنامه(/em)، قم ۱۳۷۳ش؛ عبدالقادربن عبدالخالق (strong)بيدل دهلوى(/strong)، (em)كليات ديوان مولانا بيدل دهلوى(/em)، چاپ حسين آهى، تهران ۱۳۶۸ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن زيد (strong)بيهقى(/strong)، (em)تاريخ بيهق(/em)، چاپ احمد بهمنيار، (span dir="LTR")](/span)تهران ۱۳۶۱ش(span dir="LTR")[(/span)؛ محمود (strong)پاينده(/strong)، (em)آئينها و باورداشتهاى گيل و ديلم(/em)، تهران ۱۳۵۵ش؛ حسن (strong)پولادى(/strong)، (em)تاريخ هزاره(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)ها: اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اقتصادى(/em)، ترجمه على عالمى كرمانى، تهران ۱۳۸۱ش؛ عبدالملك(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)ثعالبى(/strong)، (em)التمثيل و المحاضر(/em)(em)ة(/em)، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۳۸۱/۱۹۶۱؛ همو، (em)ثمارالقلوب فى المضاف و المنسوب(/em)، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، صيدا ۱۴۲۴/۲۰۰۳؛ عمروبن بحر (strong)جاحظ(/strong)، (em)البخلاء(/em)، قدم(span dir="LTR")‌(/span)له و شرحه عباس عبدالساتر، بيروت ۱۹۸۵؛ همو، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحيوان(/em)، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر (span dir="LTR")?](/span)۱۳۸۵ـ ۱۳۸۹/۱۹۶۵ـ ۱۹۶۹(span dir="LTR")[(/span)، چاپ افست بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ هوشنگ (strong)جاويد(/strong)، (em)موسيقى رمضان در ايران(/em)، تهران ۱۳۸۳ش؛ عبدالرحمان (strong)جَبَرتى(/strong)، (em)تاريخ عجائب الآثار فى التراجم و الاخبار(/em)، بيروت: دارالجيل، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ شمس(span dir="LTR")‌(/span)الدين محمد (strong)حافظ(/strong)، (em)ديوان(/em)، چاپ پرويز خانلرى، تهران ۱۳۷۵ش؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن لطف(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)حافظ(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابرو(/strong)، (em)زبد(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التواريخ(/em)، چاپ كمال حاج(span dir="LTR")‌(/span)سيدجوادى، تهران ۱۳۸۰ش؛ عزيز جاسم (strong)حجيه(/strong)، (em)بغداديات: تصوير (/em)(em)للحياة الاجتماعية(/em)(em) و العادات (/em)(em)البغدادية خلال مائة(/em)(em) عام(/em)، بغداد ۱۹۶۷؛ (strong)حسن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عبدالوهاب(/strong)، (em)رمضان(/em)، (span dir="LTR")](/span)قاهره(span dir="LTR")[(/span) ۱۹۸۶؛ (strong)حِمْيَرى(/strong)، (em)الروض المعطار فى خبر الأقطار(/em)، چاپ احسان عباس، بيروت ۱۹۸۴؛ بديل(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)خاقانى شروانى(/strong)، (em)ديوان(/em)، چاپ ضياءالدين سجادى، تهران ۱۳۶۸ش؛ (strong)خطيب بغدادى(/strong)؛ (strong)ذهبى(/strong)؛ حسين(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)راغب اصفهانى(/strong)، (em)محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء(/em)، چاپ عمر طباع، بيروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ آندره (strong)رمون(/strong)، (em)الحرفيون و التجار فى القاهر(/em)(em)ة(/em)(em) فى القرن الثامن عشر(/em)، ترجمة ناصر احمد ابراهيم و باتسى جمال(span dir="LTR")‌(/span)الدين عباس، قاهره ۲۰۰۵؛ احمدبن ابراهيم (strong)سبط ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عجمى(/strong)، (em)كُنوزالذهب فى تاريخ حلب(/em)، چاپ شوقى شعث و فالح بكوّر، حلب ۱۴۱۷ـ۱۴۱۸/۱۹۹۶ـ۱۹۹۷؛ مصلح(span dir="LTR")‌(/span)بن عبداللّه (strong)سعدى(/strong)، (em)كليات سعدى(/em)، چاپ عباس اقبال آشتيانى، تهران ۱۳۷۰ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر (strong)سعيدى سيرجانى(/strong)، (em)آشوب يادها(/em)، تهران ۱۳۵۶ش؛ محمد (strong)سيف فرغانى(/strong)، (em)ديوان(/em)، چاپ ذبيح(span dir="LTR")‌(/span)اللّه صفا، تهران ۱۳۴۱ـ۱۳۴۴ش؛ عبدالرحمان(span dir="LTR")‌(/span)بن ابى(span dir="LTR")‌(/span)بكر (strong)سيوطى(/strong)، (em)حسن (/em)(em)المحاضرة فى اخبار مصر و القاهرة(/em)، چاپ على محمد عمر، قاهره ۱۴۲۸/۲۰۰۷؛ فضل(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)شرف(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الدين قزوينى(/strong)، (em)المعجم فى آثار ملوك(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العجم(/em)، چاپ احمد فتوحى(span dir="LTR")‌(/span)نسب، تهران ۱۳۸۳ش؛ حسين (strong)شهاب كومله(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اى(/strong)، (em)فرهنگ عامه كومله (شرق گيلان)(/em)، رشت ۱۳۸۶ش؛ جعفر (strong)شهرى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)باف(/strong)، (em)طهران قديم(/em)، تهران ۱۳۸۱ش؛ محمدبن يحيى (strong)صولى(/strong)، (em)اشعار اولاد الخلفاء و اخبارهم من كتاب الاوراق(/em)، چاپ هيورث دن، بيروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ (strong)طالب على شرقى(/strong)، (em)النجف الاشرف: عاداتها و تقاليدها(/em)، بيروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶؛ (strong)عبدالرزاق سمرقندى(/strong)، (em)مطلع سعدين و مجمع بحرين(/em)، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۸۳ش؛ احمد حلمى (strong)علاف(/strong)، (em)دمشق فى مطلع القرن العشرين(/em)، چاپ على جميل نعيسه، (span dir="LTR")](/span)دمشق (span dir="LTR")?(/span)۱۳۹۶/ ۱۹۷۶(span dir="LTR")[(/span)؛ قهرمان ميرزا (strong)عين(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)السلطنه(/strong)، (em)روزنامه خاطرات عين(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)السلطنه(/em)، چاپ مسعود سالور و ايرج افشار، تهران ۱۳۷۴ـ۱۳۸۰ش؛ محمدبن اسحاق (strong)فاكهى(/strong)، (em)اخبار (/em)(em)مكة(/em)(em) فى قديم الدهر و حديثه(/em)، چاپ عبدالملك(span dir="LTR")‌(/span)بن عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن دهيش، بيروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ (strong)فرقد على جميل(/strong)، «صوم شهر رمضان فى(span dir="LTR")‌(/span)الموصل»، (em)التراث الشعبى(/em)، سال ۳، ش ۲ (شعبان ۱۳۹۱)؛ (strong)فرهادميرزا قاجار(/strong)، (em)سفرنامه فرهادميرزا معتمدالدوله(/em)، چاپ اسماعيل نواب صفا، تهران ۱۳۶۶ش؛ (strong)قَلقَشندى(/strong)؛ (em)قيام ۱۵ خرداد به روايت اسناد ساواك(/em)، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاريخى، ۱۳۷۸ـ۱۳۸۲ش؛ احمدبن عبداللّه (strong)كرمانى(/strong)، مجموعة (em)رسائل الكرمانى(/em)، چاپ مصطفى غالب، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن يوسف (strong)كِندى(/strong)، (em)اخبار قضاة مصر(/em)، چاپ على عمر، قاهره ۱۴۲۸/ ۲۰۰۸؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)مالكى(/strong)، (em)كتاب رياض النفوس(/em)، چاپ بشير بكوش، بيروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۳/۱۹۸۱ـ۱۹۸۳؛ (em)المجالس المستنصر(/em)(em)ية(/em)(em) للداعى الشيعى(/em)، تقديم و تحقيق و تعليق محمد زينهم محمد عزب، قاهره: مكتبة مدبولى، ۱۴۱۳/۱۹۹۲؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)محتشم كاشانى(/strong)، (em)ديوان(/em)، چاپ مهرعلى گركانى، تهران ۱۳۴۴ش؛ احمدبن محمد (strong)مرزوقى اصفهانى(/strong)، (em)كتاب (/em)(em)الازمنة و الامكنة(/em)، چاپ خليل منصور، بيروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ عبداللّه (strong)مستوفى(/strong)، (em)شرح زندگانى من، يا، تاريخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاريه(/em)، تهران ۱۳۷۷ش؛ (strong)مسلم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن حجاج(/strong)، (em)صحيح مسلم(/em)، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، استانبول ۱۴۱۳/۱۹۹۲؛ احمدبن على (strong)مَقريزى(/strong)، (em)اتّعاظ الحنفا(/em)، ج ۱، چاپ جمال(span dir="LTR")‌(/span)الدين شيال، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج ۲، چاپ محمد حلمى محمد احمد، قاهره ۱۳۹۰/ ۱۹۷۱؛ همو، (em)المواعظ و الاعتبار فى ذكرالخطط و الآثار(/em)، چاپ ايمن فؤاد سيد، لندن ۱۴۲۲ـ۱۴۲۵/۲۰۰۲ـ۲۰۰۴؛ جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين محمدبن محمد (strong)مولوى(/strong)، (em)كليات شمس، يا، ديوان كبير(/em)، چاپ بديع(span dir="LTR")‌(/span)الزمان فروزانفر، تهران ۱۳۵۵ش؛ همو، (em)مثنوى معنوى(/em)، تصحيح رينولد الين نيكلسون، چاپ نصراللّه پورجوادى، تهران ۱۳۶۳ش؛ الياس(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)نظامى(/strong)، (em)سبعه حكيم نظامى(/em)، چاپ حسن وحيد دستگردى، تهران ۱۳۶۳ش؛ احمدبن عمر (strong)نظامى عروضى(/strong)، (em)كتاب چهار مقاله(/em)، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوينى، ليدن ۱۳۲۷/۱۹۰۹، چاپ افست تهران (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمودبن زين(span dir="LTR")‌(/span)العابدين (strong)نعمت فسائى(/strong)، (em)سياحتنامه مصر و استانبول، ۱۳۱۷ق/ ۱۲۷۸ش(/em)، چاپ اكرم حسن(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، در (em)پژوهشهاى ايرانشناسى : نامواره دكتر محمد افشار(/em)، ج ۱۵: (em)ستوده(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نامه(/em)، به كوشش ايرج افشار، كريم اصفهانيان، و محمدرسول درياگشت، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، ۱۳۸۴ش؛ احمدبن عبدالوهاب (strong)نُوَيرى(/strong)، (em)نها(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الارب فى فنون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الادب(/em)، قاهره، ج ۱، ۱۴۲۷/۲۰۰۷، ج ۳۲، ۳۳، ۱۴۲۳/۲۰۰۲؛ (em)وقايع اتفاقيه: مجموعه گزارشهاى خفيه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال ۱۲۹۱تا ۱۳۲۲ قمرى(/em)، چاپ سعيدى سيرجانى، تهران: نوين، ۱۳۶۲ش؛ احمد (strong)وكيليان(/strong)، (em)رمضان در فرهنگ مردم(/em)، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ش؛ احمدعلى (strong)هاشمى سنديلوى(/strong)، (em)تذكره مخزن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الغرائب(/em)، ج۱، چاپ محمدباقر، لاهور ۱۹۶۸؛ صادق (strong)هدايت(/strong)،(em) نيرنگستان(/em)، تهران ۱۳۴۲ش؛ صادق (strong)همايونى(/strong)،(em) فرهنگ مردم سروستان(/em)، مشهد ۱۳۷۱ش؛ عبدالرحمان جمعه (strong)هيتى(/strong)، «تقاليد رمضانية عراقية»، (em)التراث الشعبى(/em)، ش ۲ (ربيع ۱۹۸۹)؛ (strong)ياقوت حَمَوى(/strong)، (em)معجم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الادباء(/em)، چاپ احسان عباس، بيروت ۱۹۹۳؛(/p)
(p dir="rtl" style="text-align: left;")
Jean (strong)Chardin(/strong), (em)Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l&#۳۹;Orient(/em), ed. L. Langlès, Paris ۱۸۱۱; Bess Allen (strong)Donaldson(/strong), (em)The wild rue: a study of Muhammadan magic and folklore in Iran(/em), London ۱۹۳۸; Engelbert (strong)Kaempfer(/strong), (em)Am Hofe des persischen Grosskönigs (۱۶۸۴- ۸۵)(/em), ed. and tr. Walther Hinz, Leipzig ۱۹۴۰; Edward William (strong)Lane(/strong), (em)An account of the manners and customs of the modern Egyptians(/em), ۵th ed. by Edward Stanley Poole, New York ۱۹۷۳; Aydın (strong)Say(/strong)ı(strong)l(/strong)ı, (em)The observatory in Islam(/em), Ankara ۱۹۶۰.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)                                                                                           / ابراهيم موسى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)پور بشلى / (/strong)(/p)
(p style="text-align: right;")
    (strong) ۴)(/strong) (strong)در ايران و كشورهاى اسلامى، در دورة معاصر. (/strong)تقريباً تا پيش از دهة ۱۳۷۰ش، در تقويمهاى سنّتى ايران، براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى هلال ماه از معيار بعد سِواـ بُعد مُعدَّل يا معيار نصيرالدين طوسى در (em)زيج ايلخانى(/em) استفاده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← بخش ۲: در نجوم دورة اسلامى). در دورة معاصر، عده(span dir="LTR")‌(/span)اى از مستخرجان تقويم روشهايى براى تعيين نخستين زمان ممكن براى رؤيت هلال هر ماه قمرى داشتند، اما از روشهاى آنان اطلاعى در دست نيست. از دهة ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۰، مسئلة رؤيت هلال وارد مرحلة جديدى شده(span dir="LTR")‌(/span)است و رصدگرانى از كشورهاى مختلف ركوردهايى ثبت و معيارهاى جديدى عرضه كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ادامة مقاله). مرحلة جديد رؤيت هلال در ايران، با فعاليتهاى پژوهشى و آموزشى محمدرضا صياد آغاز شد (← ادامة مقاله). همچنين براساس طرح سراسرى رؤيت هلال ماههاى قمرى در ايران، كه از ۱۳۷۳ش شروع شد، محمد باقرى، محمدرضا صياد و حسن طارمى(span dir="LTR")‌(/span)راد از رؤيت هلال تمام ماههاى قمرى در شهرهاى مختلف ايران، از خرداد ۱۳۷۳ تا فروردين ۱۳۷۷ (۱۴۱۵ـ۱۴۱۸)، گزارشى را با ذكر مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى و رصدى هلال هر ماه قمرى در اين دوره منتشر كردند كه گزارش اين پژوهش در ۱۳۷۸ش در تهران به(span dir="LTR")‌(/span)چاپ رسيد (براى آگاهى از اهداف اين طرح ← باقرى و همكاران، ص ۱ـ۳).   از ۲۰ شهريور ۱۳۸۱، براساس تصميم مؤسسة ژئوفيزيك دانشگاه تهران، با آغاز فعاليت مركز تقويم، تقويم كشور به(span dir="LTR")‌(/span)صورت شورايى استخراج مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (مركز تقويم، ۱۳۹۴ش). نخستين بار، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام دو همايش در ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ش برپا كرد. پس از آن، با تأسيس مركز تقويم دانشگاه تهران، مركز تقويم سومين همايش رؤيت هلال را در ۱۳۸۶ش و سپس همايشهاى دوسالانه(span dir="LTR")‌(/span)اى را از ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ش برگزار كرد. براساس آخرين رصدهاى هلال با چشم غيرمسلح يا مسلح و با استفاده از ضوابط گوناگون، در هر سال رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى يا ناپذيرى هلال همه ماههاى سال بعد پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى و در تقويم رسمى كشور درج مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. به درخواست ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبرى نيز از ابتداى دهة ۱۳۸۰ش، با آموزش و به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى رصدگران هلال، دهها گروه رصدى در سراسر ايران براى رؤيت هلال تشكيل شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه فعاليت آنها اكنون نيز، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در آغاز ماههاى رمضان و شوال، اهميت بسيارى دارد. همچنين طرحى جهانى با عنوان طرح رؤيت هلال در كشورهاى اسلامى ، براى ايجاد ارتباط بين رصدگران هلال در سراسر كشورها و نيز ثبت و گردآورى اطلاعات مختلف در اين زمينه، با حمايت انجمن نجوم اردن، از ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ آغاز به فعاليت كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. رصدگرانى از كشورهاى مختلف جهان (مشتمل(span dir="LTR")‌(/span)بر كشورهاى اسلامى ازجمله ايران، و نيز كشورهايى از اروپا و امريكا) عضو اين طرح(span dir="LTR")‌(/span)اند. برگزارى دو همايش رؤيت هلال در ۱۳۸۵ش/ ۲۰۰۶ و ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰ در ابوظبى، از فعاليتهاى اين طرح بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (طرح رؤيت هلال در كشورهاى اسلامى، ۲۰۱۵).(/p)
(p dir="RTL")
ارتباط مستقيم مسئلة رؤيت هلال با تقويم قمرى و به تبَع آن شعائر دينى، موجب تمركز برخى منجمان و پژوهشگران مسلمان ايرانى و ديگر كشورهاى اسلامى بر اين مسئله شده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ ازجمله محمد الياس، منجم مسلمان مالزيايى، كه سه معيار مختلف با چشم غيرمسلح در زمانهاى مختلف مطرح كرد. معيار نخست او براساس مشخصه ارتفاع ماه و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى آن هنگام غروب خورشيد است (← محمد الياس،  ۱۹۸۳(sup)ب(/sup)، ص ۲۱۵ـ ۲۱۸). محمد الياس در ۱۳۶۲ش/ ۱۹۸۳، كار بر روى معيار دوم خود را با تصحيح سن معيار بابلى شروع كرد (←  ۱۹۸۳(sup)الف(/sup)، ص ۲۶ـ۲۷) و براساس تأثير عرض جغرافيايى ناظر در اين معيار، در ۱۳۷۳ش/ ۱۹۹۴ جدولى شامل مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مكث ماه (مدت(span dir="LTR")‌(/span)زمان بين غروب خورشيد تا غروب ماه) و عرض جغرافيايى ناظر تدوين كرد (← همو، ۱۹۹۴، ص ۴۴۴ـ۴۴۶). وى معيار سوم خود را در ۱۳۶۷ش/ ۱۹۸۸ با تصحيح و تغيير معيار نخست و به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى مشخصه ارتفاع ماه و اختلاف سمت آن از خورشيد به(span dir="LTR")‌(/span)دست آورد كه با معيار نخست تفاوت زيادى ندارد و نقاط رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى آنها به(span dir="LTR")‌(/span)هم نزديك است (← همو، ۱۹۸۸، ص ۱۳۳ـ۱۳۵).  خالد شوكت ، منجم مسلمان هندى، در ۱۳۷۱ش/ ۱۹۹۷، بر مبناى داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى نهصد رصد هلال از يك دورة پنجاه(span dir="LTR")‌(/span)ساله، معيارى براى رؤيت هلال با چشم غيرمسلح مطرح كرد. وى براساس ارتفاع لبة پايينى هلال از افق و ضخامت بخش ميانى هلال، هنگام غروب خورشيد، معيارش را طراحى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (اوزلم، ص ۴؛ براى نمونه(span dir="LTR")‌(/span)اى از نقشه رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى هلال در مناطق مختلف جهان براساس معيار خالد شوكت ← نقشه).  برنارد يالوپ ، منجم انگليسى، در ۱۳۷۶ش/ ۱۹۹۷ و ۱۳۷۷ش/ ۱۹۹۸ معيارى جديد عرضه كرد (← ص ۱ـ۱۴). داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى رصدى اين معيار، برپاية ۲۹۵ گزارش رؤيت هلال در سالهاى ۱۲۷۵ (۱۲۳۸ش) تا ۱۳۶۶ش/ ۱۸۵۹ـ۱۹۸۷ است كه پيشتر شفر (ص ۵۱۴ـ۵۱۸) آنها را منتشر كرده بود (← يالوپ، ص ۶ـ۱۱). در اين معيار، مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى با نماد (span dir="LTR") q(/span)تعريف و محاسبه مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه براساس آن، وضع رؤيت هلال پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى(span dir="LTR")‌(/span)پذير است. او اين مشخصه را از اختلاف ارتفاع ماه و خورشيد در دستگاه مختصات زمين(span dir="LTR")‌(/span)مركزى، برحسب درجه بدون درنظر گرفتن اثر شكست جوّى و ضخامت ميانى هلال در دستگاه مختصات ناظر مركزى، برحسب دقيقة قوسى(span dir="LTR")‌(/span)محاسبه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (همان، ص ۱۱). در اين معيار، زمان غروب خورشيد محاسبه نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود، زيرا رؤيت هلالهاى بحرانى، كه مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى آنها نزديك به مقادير مرزى است، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب تضاد رنگى بين هلال و آسمان، پس از غروب خورشيد آسان(span dir="LTR")‌(/span)تر است. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو يالوپ پيشنهاد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند محاسبات در بهترين زمان ، يعنى   چهار نهمِ مدت مكث پس از لحظه غروب خورشيد، انجام شود (← ص ۳ـ۴). او (ص ۱۱ـ۱۳)، باتوجه به مقدار (span dir="LTR")q(/span)، وضع رؤيت هلال را در شش گستره تعريف مى(span dir="LTR")‌(/span)كند: در گسترة (span dir="LTR")A(/span) ، هلال با چشم غيرمسلح به(span dir="LTR")‌(/span)راحتى مشاهده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود؛ در گسترة (span dir="LTR")B(/span)، درصورت مناسب(span dir="LTR")‌(/span)بودن اوضاع جوى، هلال ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود؛ در گسترة (span dir="LTR")C(/span)، رؤيت با چشم غيرمسلح به كمك ابزار ممكن است؛ در گسترة (span dir="LTR")D(/span)، رؤيت فقط با چشم مسلح ممكن است؛ در گسترة (span dir="LTR")E(/span)، هلال را حتى با ابزار هم نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان مشاهده كرد؛ در گسترة (span dir="LTR")F(/span)، هلال تشكيل نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود، زيرا جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ماه و خورشيد از حد دانژون كمتر است كه طبق آن حداقل جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى براى تشكيل هلال بايد ۷ درجه باشد (حسن(span dir="LTR")‌(/span)زاده و همكاران، ص ۵۷). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال گزارشهاى رصدى جديد رؤيت هلال در ايران به كمك ابزارهاى نجومى قوى(span dir="LTR")‌(/span)تر نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد در گستره(span dir="LTR")‌(/span)هاى پايين(span dir="LTR")‌(/span)تر از پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى معيار يالوپ نيز رؤيت هلال امكان(span dir="LTR")‌(/span)پذير است. در ۱۳۷۹ش/ ۲۰۰۰، كالدول و لانى ، در رصدخانة افريقاى جنوبى، براساس رصدهايى از ۱۳۶۴ش/ ۱۹۸۵ تا ۱۳۷۹ش/ ۲۰۰۰، معيارى مطرح كردند كه به معيار رصدخانة افريقاى جنوبى معروف است. اين معيار در دستگاه ناظر مركزى محاسبه و بر مبناى ارتفاع لبة پايينى هلال از سطح افق در لحظة غروب ظاهرى خورشيد، و اختلاف سمت ميان ماه و خورشيد، هنگام غروب خورشيد تعريف شده(span dir="LTR")‌(/span)است. براساس اين معيار پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود رؤيت هلال موردنظر امكان(span dir="LTR")‌(/span)پذير، محتمل يا ناممكن است. در اين معيار، امكان رؤيت با چشم غيرمسلح و با ابزارهاى نجومى متوسط موردنظر است (← كالدول و لانى، ص ۱۷ـ۲۳). در دوره(span dir="LTR")‌(/span)اى، در ايران، اين معيار به(span dir="LTR")‌(/span)كار گرفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. محمد شوكت عوده (عضو انجمن پادشاهى نجوم اردن) در ۱۳۸۳ش/۲۰۰۴ معيارى بسيار شبيه به معيار يالوپ عرضه كرد (← محمد شوكت عوده، ص ۴۳، ۶۱). او براى تعيين اين معيار، ۷۳۷ گزارش رؤيت هلال را به(span dir="LTR")‌(/span)كار گرفت (← ص ۴۴ـ۶۰). محمد شوكت عوده به پيروى از يالوپ مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)اى با نماد (span dir="LTR") V(/span)تعريف و پيشنهاد كرد محاسبات در همان بهترين زمان، كه يالوپ تعريف كرده بود، انجام شود (← ص ۴۳، ۶۱). متغيرهاى اساسى براى محاسبة مشخصة (span dir="LTR")V(/span) مانند متغيرهاى مشخصة (span dir="LTR")q(/span) هستند (همان، ص ۶۱). محمد شوكت عوده پس از برخى محاسبات براساس مشخصة (span dir="LTR")V(/span) امكان رؤيت هلال را در چهار گستره تعريف مى(span dir="LTR")‌(/span)كند: در گسترة (span dir="LTR")A(/span)، هلال با چشم غيرمسلح به(span dir="LTR")‌(/span)راحتى ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود؛ در گسترة (span dir="LTR")B(/span)، هلال با چشم مسلح مشاهده و با چشم غيرمسلح نيز احتمالاً رؤيت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود؛ در گسترة (span dir="LTR")C(/span)، رؤيت هلال فقط با چشم مسلح ممكن است؛ در گسترة (span dir="LTR")D(/span)، رؤيت هلال حتى با چشم مسلح نيز امكان(span dir="LTR")‌(/span)پذير نيست (ص ۴۳، ۶۱). در ايران نيز رصدگران و پژوهشگران رؤيت هلال، معيارهايى جديد عرضه كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند كه مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين آنها عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از :(/p)
(p dir="RTL")
   ۱) معيار مدل سه(span dir="LTR")‌(/span)بعدى كه در ۱۳۸۶ش، حميدرضا گياهى يزدى براى رؤيت هلال با استفاده از دوربينهاى دوچشمى پرتوان و تلسكوپ پيشنهاد كرد. او در اين معيار از مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ارتفاع ماه (با احتساب شكست) و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ماه از خورشيد (هر دو هنگام غروب خورشيد)، انحطاط (ارتفاع منفى) خورشيد هنگام غروب ماه، و درصد بخش درخشان ماه (فاز ماه) در نمودارى سه(span dir="LTR")‌(/span)بعدى استفاده كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← گياهى يزدى، ص ۱۱۶ـ۱۲۰).(/p)
(p dir="RTL")
   ۲) معيار هوشمند رؤيت هلال كه على(span dir="LTR")‌(/span)رضا حكيمى با همكارى سعيد ستايشى در ۱۳۸۶ش پيشنهاد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. حكيمى با گردآورى ۸۳۰ گزارش از رصدهاى هلال و گزينش شش مشخصة مهم جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى، اختلاف ارتفاع و اختلاف سمت ماه و خورشيد در حالت مكان (span dir="LTR")‌(/span)مركزى بدون تصحيح شكست، سن هلال، ضخامت هلال و مكث ماه، دادگانى ايجاد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. با استفاده از اين دادگان و ابزار پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى آنفيس ، پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى هلالهاى ماه با ابزارهاى نجومى و چشم غيرمسلح در چهار منطقه اصلى، سه منطقه بحرانى و يك منطقه بحرانى ويژه امكان(span dir="LTR")‌(/span)پذير است (← حكيمى و ستايشى، ص ۵۸ـ۷۸).(/p)
(p dir="RTL")
   ۳) معيار مدل مثلثى كه سيدقاسم رستمى در ۱۳۸۶ش براى پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينيهاى رؤيت هلال مطرح كرد. او برپاية الگويى مثلثى با مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ارتفاع هلال، اختلاف ارتفاع هلال با خورشيد، و ضخامت زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى بخش ميانى هلال به مسئلة رؤيت هلال پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است (← رستمى، ۱۳۸۷ش، ص ۳۳ـ۴۳؛ نيز ← همو، ۱۳۹۲ش، ص ۲۰۸ـ۲۲۰).(/p)
(p dir="RTL")
   ۴) معيارى كه سيدمحسن قاضى ميرسعيد در ۱۳۹۲ش عرضه كرد كه به فاز و ارتفاع ماه و خورشيد در لحظه غروب خورشيد (براى هلال ماههاى شامگاهى) و در لحظه طلوع ماه (براى هلال ماههاى صبحگاهى) وابسته(span dir="LTR")‌(/span)است (← قاضى ميرسعيد، ۱۳۹۲ش، ص ۱۸۲ـ۱۸۶).(/p)
(p dir="RTL")
   در سالهاى اخير، برخى رصدگران توانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند هلالهاى بسيار كم(span dir="LTR")‌(/span)سن را (با توجه به زمان گذشته از مقارنه) رؤيت كنند. مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ركوردهاى رؤيت هلال در اين سالها عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از :(/p)
(p dir="RTL")
   در اول بهمن ۱۳۷۴/ ۲۱ ژانويه ۱۹۹۶، جيمز استم در توسان آريزونا  با تلسكوپى با آیينة هشت(span dir="LTR")‌(/span)اينچى (هر اينچ ۵۴ر۲ سانتيمتر)، هلال ماه رمضان ۱۴۱۶ را با سن ۱۲ ساعت و ۷ دقيقه و جدايى ۷ر۷ درجه رؤيت و ركوردى جديد ثبت كرد (حسن(span dir="LTR")‌(/span)زاده و همكاران، ص ۹۱؛ سلطان ، ص ۱۱۵ـ۱۱۶).(/p)
(p dir="RTL")
   در ۲۸ مرداد ۱۳۸۰، على(span dir="LTR")‌(/span)رضا موحدنژاد به(span dir="LTR")‌(/span)همراه حميدرضا گياهى يزدى هلال جمادى(span dir="LTR")‌(/span)الآخره ۱۴۲۲ را با دوربين دوچشمى ۱۵۰×۴۰ رؤيت كردند كه سن هلال ۱۲ ساعت و ۱۵ دقيقه و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى آن از خورشيد ۶ر۷ درجه بود (← سينت، ۲۰۰۴، ص ۱۰۳). سن اين هلال بيش از ركورد جهانى و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى آن كمتر از هلالى بود كه استم رؤيت كرده بود.(/p)
(p dir="RTL")
   در ۱۶ شهريور ۱۳۸۱، سيدمحسن قاضى ميرسعيد هلال ماه رجب ۱۴۲۳ را با سن ۱۱ ساعت و ۴۰ دقيقه و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ۵ر۷ درجه با دوربين دوچشمى ۱۵۰×۴۰ رؤيت كرد و ركورد استم را از لحاظ سن و جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى پشت سر گذاشت (همان، ص ۱۰۳، ۱۰۵).(/p)
(p dir="RTL")
   در ۹ اسفند ۱۳۸۴، محسن شريفى با تلسكوپ چهارده (span dir="LTR")‌(/span)اينچى، هلال صفر ۱۴۲۷ را با جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى ۳ر ۷ درجه رؤيت كرد كه كمترين جدايى زاويه(span dir="LTR")‌(/span)اى از خورشيد در رصد هلالى در جهان بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (همو، ۲۰۰۷، ص ۶۶). در سالهاى اخير يكى از مسائل رصدگران و مستخرجان تقويم رسمى در ايران رؤيت هلال در روز بوده(span dir="LTR")‌(/span)است كه براى يافتن ضابطه(span dir="LTR")‌(/span)اى دقيق در اين باره، پژوهشهاى بيشترى در جريان است.(/p)
(p dir="RTL")
   رؤيت هلال، افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر تنظيم تقويم قمرى، تأثير علمى و فرهنگى بسيارى در جوامع اسلامى داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. اطلاعات طبقات جامعه در اين كشورها دربارة ابعاد نجومى رؤيت هلال و حتى موضوعات ساده(span dir="LTR")‌(/span)ترى چون تغيير ظاهرى شكل ماه و زمان طلوع و غروب آن اندك است. طبق پژوهشى در ۱۳۸۹ش/ ۲۰۱۰ در اردن، پاسخ درست طبقات جامعه (از جمله دانشجويان) به پرسش(span dir="LTR")‌(/span)نامه(span dir="LTR")‌(/span)اى دربارة مشخصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نجومى ماه از قبيل طول سال قمرى، امكان رؤيت ماه در روز، تغيير شكل ظاهرى ماه، چگونگى رخ(span dir="LTR")‌(/span)دادن خسوف و كسوف، چگونگى رؤيت هلال و مكث ماه، در مواردى كمتر از ۱۰% بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. هرچند پژوهش ديگرى در اين باره انجام نشده(span dir="LTR")‌(/span)است، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد اين وضع كمابيش به ديگر جوامع كشورهاى اسلامى نيز تعميم يابد. ناآگاهى عمومى دربارة مبانى علمى رؤيت هلال و تقويم قمرى، اقدامات آموزشى در اين زمينه را ايجاب مى(span dir="LTR")‌(/span)كند (← سناء مصطفى(span dir="LTR")‌(/span)عبده، ص ۱۶۳ـ۱۷۳).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع :(/strong) محمد (strong)باقرى(/strong)، محمدرضا (strong)صياد(/strong)، و حسن (strong)طارمى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)راد(/strong)، (em)گزارش جامع طرح سراسرى رؤيت هلال ماههاى قمرى براى ايران(/em)، (span dir="LTR")](/span)تهران(span dir="LTR")[ (/span)۱۳۷۸ش؛ امير (strong)حسن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)زاده(/strong)، محمد (strong)احمدى(/strong)، و يوسف (strong)شعبانى(/strong)، (em)ماه نو: مبانى علمى رؤيت هلال(/em)، مشهد ۱۳۸۷ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)رضا (strong)حكيمى(/strong) و سعيد (strong)ستايشى(/strong)، «معيار جديد (اولين معيار هوشمند) رؤيت هلال»، (em)تحقيقات اسلامى(/em)، سال ۲۰، ش ۱ (تابستان ۱۳۸۷)؛ قاسم (strong)رستمى(/strong)، «الگوى مثلثى ايران در پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى رؤيت هلال در روز»، در همان؛ همو، «پيش(span dir="LTR")‌(/span)بينى حداقل قدرت ابزار نورى موردنياز براى رؤيت هلال با استفاده از ضابطه الگوى مثلثى»، (em)پژوهشنامه فرهنگ و تمدن اسلامى(/em)، سال ۲۱، ش ۱ و ۲ (تابستان ۱۳۹۲)؛ (strong)سناءمصطفى عبده(/strong)، «دراسة استقصائية لقياس درجة(span dir="LTR")‌(/span)الوعى حول القمر و الشهر الجديد و الهلال بين الناس من مختلف القطاعات فى الاردن»، در (em)علم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلك للمجتمع الاسلامى: اعمال مؤتمر الامارات الفلكى الثانى حول (/em)(em)رؤية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الهلال(/em)(em) و التقويم الهجرى و مواقيت الصلا(/em)(em)ة(/em)، (em)(span dir="LTR")۱۸-۱۶(/span)(/em)(em) جمادى(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)الآخر(/em)(em)ة(/em) (em)(span dir="LTR")۱۴۳۱(/span)(/em)(em)ﻫ (/em)، تحرير م. محمد عوده و ا. د. نضال قسّوم، ابوظبى: المركز الوطنى للوثائق و البحوث، ۲۰۱۰؛ محسن (strong)قاضى ميرسعيد(/strong)، «معيارى جديد براى پيش(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)بينى رؤيت هلال ماه»، (em)پژوهشنامه فرهنگ و تمدن اسلامى(/em)، سال ۲۱، ش ۱ و ۲ (تابستان ۱۳۹۲)؛ حميدرضا (strong)گياهى يزدى(/strong)، «طراحى ضابطه(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)هاى تركيبى جديد در رؤيت(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)هاى هلال ماه: مزايا و مشكلات پيش(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)رو»، در (em)مجموعه مقالات سومين همايش رؤيت هلال و تقويم(/em)، تهران ۱۳۸۶ش(/p)
(p dir="RTL")
Retrieved June ۱, ۲۰۱۵, from http://www. civilica.com/ Paper_HELAL_۰۳-HELAL ۰۳-۰۱۷.html;مركز تقويم، ۱۳۹۴ش(/p)
(p)
Retrieved May ۲, ۲۰۱۵, from http://calendar.ut.ac.ir/fa/; Johan A. R. (strong)Caldwell(/strong) and C. David (strong)Laney(/strong), "First visibility of the lunar crescent", (em)African skies(/em), no.۵ (Jan. ۲۰۰۱); (strong)Islamic Crescents&#۳۹; Observation Project(/strong), ۲۰۱۵. Retrieved ۲, May ۲۰۱۵, from http://www.icoproject.org/ icop.html; (strong)Mohmmad Ilyas(/strong), "Age as a criterion of moon&#۳۹;s earliest visibility", (em)The observatory(/em), vol.۱۰۳ (Feb. ۱۹۸۳a); idem, "The danjon limit of lunar visibility: a re-examination", (em)Journal of the Royal Astronomical Society of Canada(/em), vol.۷۷, no.۴ (۱۹۸۳b); idem, "Limiting altitude separation in the new moon&#۳۹;s first visibility criterion", (em)Astrnomy and astrophysiscs(/em), no. ۲۰۶ (Apr. ۱۹۸۸); idem, "Lunar crescent visibility criterion and Islamic calendar", (em)The Quarterly journal of the Royal Astromical Soceity(/em), ۳۵ (۱۹۹۴); (strong)Mohammad Shaukat Odeh(/strong), "New criterion for lunar crescent visibility", (em)Experimental astronomy(/em), ۱۸ (۲۰۰۴); Abdurrahman (strong)Özlem(/strong), "A simplified crescet visibility criterion". Retrieved May ۳۱, ۲۰۱۵, from http:// www.icoproject. org/pdf/ozlem_۲۰۱۴.pdf; Bradley E. (strong)Schaefer(/strong), "Visibility of the lunar crescent", (em)The Quarterly journal of the Royal Astronomical Society(/em), ۲۹ (۱۹۸۸); Roger W. (strong)Sinnott(/strong), "Breaking the danjon limit", in ibid, vol.۱۱۳, no.۲ (Feb. ۲۰۰۷); idem, "Seeking thin crescent moons", in ibid, vol.۱۰۷, no.۲ (Feb. ۲۰۰۴); A. H. (strong)Sultan(/strong), "Best time for the first visibility of the lunar crescent", (em)The observatory(/em), no.۱۱۹۱ (Apr. ۲۰۰۶); Bernard Douglas (strong)Yallop(/strong), "A method for predicting the first sighting of the new crescent moon", in (em)NAO Technical note(/em), no.۶۹, [Taunton, UK]: H M Nautical Almanac Office, ۱۹۹۷.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)                                                                                                  / مهدى سهرابى /(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
 (strong)  ۵) مباحث فقهى.(/strong) اهميت رؤيت هلال در شريعت اسلام ازآن(span dir="LTR")‌(/span)روست كه بسيارى از وظايف و عبادات فردى و اجتماعى مسلمانان براساس ماههاى قمرى مقرر شده و راه تشخيص آغاز و انجام ماه قمرى هم رؤيت هلال است. بر اين اساس، در موضوعاتى چون بلوغ شرعى، عدّه طلاق و وفات، روزه ماه رمضان، مناسك حج و نيز هنگام پرداختن به آداب و احكام روزهاى خاص مانند مبعث، غدير، عاشورا، عرفه، عيد قربان و عيدفطر رؤيت هلال سهمى اساسى دارد. گذشته از جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى فردى، اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر ميان مسلمانان دربارة آغاز ماههاى قمرى، كه در پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى مقاطع تاريخى بسيار مشكل(span dir="LTR")‌(/span)آفرين بوده (← ادامة مقاله)، از جنبة اجتماعى گاهى پيامدهايى ناگوار و ناخوشايند داشته و موجب نگرانى بسيارى از عالمان دلسوز جهان اسلام شده(span dir="LTR")‌(/span)است. از جمله گاه(span dir="LTR")‌(/span)شماريهاى رايج در شبه(span dir="LTR")‌(/span)جزيرة عربستان پيش از اسلام، گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارى قمرى بوده و آغاز هر ماه با رؤيت هلال مشخص مى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است. عرب جاهلى رؤيت ماه را براى هر شخص از وقايع تأثيرگذار بر زندگى او مى(span dir="LTR")‌(/span)دانسته و بر آن بوده(span dir="LTR")‌(/span)است كه هركس كه هلال را مى(span dir="LTR")‌(/span)بيند، براى جلب خير و دفع نحوست بايد به مناظر زيبا بنگرد (← مسعودى، ج ۲، ص ۳۳۴؛ ابوريحان بيرونى، ص ۶۰؛ جواد على، ج ۸، ص ۴۴۴ـ۴۴۶؛ نيز ← تقويم(sup)*(/sup)، بخش ۳). برپايه گزارش منابع، عرب عصر جاهلى با پديدارشدنِ هلال ذيقعده، بازار عكاظ و با رؤيت هلال ذيحجه بازار ذوالمجاز را برپا مى(span dir="LTR")‌(/span)داشتند كه تا چند روز ادامه داشت. همچنين نقل كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند كه هاشم(span dir="LTR")‌(/span)بن عبد مناف، جدّ پيامبر اكرم صلى(span dir="LTR")‌(/span)اللّه(span dir="LTR")‌(/span)عليه(span dir="LTR")‌(/span)وآله(span dir="LTR")‌(/span)وسلم، پس از رؤيت هلال ذيحجه به(span dir="LTR")‌(/span)سوى كعبه مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت و با خواندن خطبه(span dir="LTR")‌(/span)اى مردم را به پذيرايى مناسب از مهمانان خانه خدا فرامى(span dir="LTR")‌(/span)خواند (براى نمونه ← بكرى، ج ۳، ص ۹۵۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حجر عسقلانى، ج ۳، ص ۴۷۳؛ حلبى، ج ۱، ص ۹؛ بغدادى، ج ۴، ص ۴۷۳ـ۴۷۴، ج ۶، ص ۱۵). در قرآن، واژة هلال نيامده، ولى جمع آن (اَهِلَّة) يك(span dir="LTR")‌(/span)بار به(span dir="LTR")‌(/span)كار رفته(span dir="LTR")‌(/span)است (بقره: ۱۸۹). برطبق اين آيه، پيامبر اكرم در پاسخ به مردم، كه از او دربارة هلال مى(span dir="LTR")‌(/span)پرسيدند، مأمور شد به آنها بگويد كه هلالها زمان(span dir="LTR")‌(/span)نماىِ مردم در مواضعى مانند حج(span dir="LTR")‌(/span)اند (← زمخشرى؛ فضل(span dir="LTR")‌(/span)بن حسن طبرِسى، ذيل آيه). افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر اين آيه، چند آيه مرتبط با موضوع رؤيت هلال و گاه(span dir="LTR")‌(/span)شمارىِ قمرى در قرآن مى(span dir="LTR")‌(/span)توان يافت كه مفسران نكاتى از آنها استخراج كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، ص ۵ـ۱۲۵). تعبير رؤيت هلال در احاديث متعدد به(span dir="LTR")‌(/span)كار رفته و بيشتر جوامع حديثى ابوابى دربارة آن گشوده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)ماجه، ج ۱، ص ۵۲۹؛ تِرمِذى، ج ۵، ص ۱۶۷؛ كلينى، ج ۴، ص ۷۶ـ۷۸، ۱۶۹، ج ۷، ص ۳۹۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۱، ۱۲۳ـ۱۲۴). اين احاديث و احاديثى ديگر مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين مستندات فقهىِ احكام مربوط به رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)روند (براى تمامى احاديث شيعى و عمده احاديث منابع اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره ← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۵، ص ۳۶۱۷ به(span dir="LTR")‌(/span)بعد). از برخى احاديث مى(span dir="LTR")‌(/span)توان دريافت كه موفق(span dir="LTR")‌(/span)نشدن به رؤيت هلال و اداى روزه و اعمال عيد فطر و قربان، از پيامدهاى شهادت امام(span dir="LTR")‌(/span)حسين عليه(span dir="LTR")‌(/span)السلام به مثابه عقوبت الهى است (← كلينى، ج ۴، ص ۱۶۹ـ۱۷۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)طاووس، ج ۱، ص ۳۶). در منابع جامع فقهى، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب اهميت موضوع رؤيت هلال براى ثبوت آغاز و انجام ماه مبارك رمضان، اين موضوع عمدتاً در مبحث «روزه» (صوم) مطرح شده(span dir="LTR")‌(/span)است. البته فقها پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى از احكام آن را در مبحث «شهادات» و شمارى ديگر را در مبحث «حج» (به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در قرون متأخر) مطرح كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. همچنين نگارش رساله(span dir="LTR")‌(/span)هاى موضوعى و مقالات دربارة ابعاد گوناگون رؤيت هلال (ازجمله: فقهى، نجومى و تاريخى) در ميان عالمان شيعه و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت از ديرباز متداول بوده و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه شمار رساله(span dir="LTR")‌(/span)هاى مرتبط با موضوعات جنجالى و بحث(span dir="LTR")‌(/span)برانگيز بسيار است (براى فهرستى كامل از اين قبيل آثار ← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۵، ص ۳۵۱۵ـ۳۶۱۵).(/p)
(p dir="RTL")
   به نظر فقهاى امامى و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، رؤيت هلال، حلول ماه رمضان (و هر ماه قمرى ديگر) را ثابت و روزه را بر رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)كننده واجب مى(span dir="LTR")‌(/span)كند. مستند اين ديدگاه، آية ۱۸۹ سورة بقره و احاديث فراوان از پيامبر اكرم و امامان شيعه است، ازجمله اين حديث مشهور كه «صوموا لِرؤيته و اَفطِروا لِرؤيته» (با ديدن هلال روزه بگيريد و با ديدن آن دست از روزه بكشيد؛ براى احاديث ← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۲۲۶، ۲۵۸، ج ۲، ص ۴۳۰، ۴۳۸، ۴۵۶؛ بيهقى، ج ۴، ص۲۴۷؛ حرّ عاملى، ج ۱۰، ص ۲۵۲ـ۲۶۰؛ براى منابع فقهى ← جَصّاص، ج۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۵؛ طوسى، (em)الخلاف(/em)، ج۲، ص۱۶۹ـ ۱۷۰؛ نَوَوى، ج ۶، ص ۲۶۹؛ حَطّاب، ج ۳، ص ۲۷۷، ۲۸۳؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۳۹۳ـ۳۹۴). درواقع، ملاك اصلى حلول ماه قمرى رسيدن ماه است در مدار خود، پس از مقارنه، به حدى كه مقارن غروب خورشيد رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذير باشد. حال به هر دليلى يقين يا اطمينان به «رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى» هلال حاصل شود، اول ماه ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و در اين ميان بهترين و سهل(span dir="LTR")‌(/span)ترين راه آن رؤيت هلال است (← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۵، مقدمة مختارى، ص هفتادويك). فقها در كنار رؤيت شخص مكلف كه بهترين راه ثبوت اول ماه به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رود، به(span dir="LTR")‌(/span)استناد احاديث، راههاى ديگرى نيز براى آن ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، كه هريك نشانه و دليلى بر رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى هلال است، ازجمله شِياع علم(span dir="LTR")‌(/span)آور (رؤيت گروهى از مردم كه امكان تبانى و همدستى آنان بر ادعاى دروغ نباشد)، بينّه (گواهى دو شاهد عادل)، گذشتن سى روز از ماه پيشين كه درستى آغاز آن مسلّم است و حكم حاكم در نظر بسيارى از آنان (براى نمونه ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)زهره، ص ۱۳۱، ۱۳۵؛ رافعى قزوينى، ج ۶، ص ۲۴۹ـ۲۵۰؛ خطيب شربينى، ج ۱، ص ۲۱۶؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۳۹۳ـ۳۹۷). البته دربارة شروط و جزئيات اين نشانه(span dir="LTR")‌(/span)ها اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر بسيار هست. بيشتر فقهاى امامى و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت دو شيوة نخست را راه مستقلى براى ثبوت اول ماه ندانسته و آنها را ذيل رؤيتِ شخصىِ هلال يا در طول آن مطرح كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. به(span dir="LTR")‌(/span)تعبير برخى فقها، رؤيت يا «مُسْتفيض» است كه با رؤيت خود شخص يا گروهى از مردم حاصل مى(span dir="LTR")‌(/span)شود يا «غير مستفيض» است كه باگواهى شاهدان تحقق مى(span dir="LTR")‌(/span)يابد (← طوسى، (em)النها(/em)(em)ية(/em)، ص ۱۵۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بَرّاج، ج ۱، ص ۱۸۹؛ كاسانى، ج ۲، ص ۸۰؛ حطّاب، ج ۳، ص ۲۷۷، ۲۷۹، ۲۸۳ـ۲۸۴). دربارة چگونگى حجيت بيّنه در رؤيت هلال و شروط و قلمرو آن در فقه اسلامى آراى گوناگونى مطرح شده(span dir="LTR")‌(/span)است. بسيارى از فقهاى امامى گواهى دو مرد عادل را بر ديدن ماه، درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه علم يا اطمينان به اشتباه آنان نباشد، موجب ثبوتِ هلال دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. البته برخى فقها شرط كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند كه گواهان دربارة اوصاف هلال اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر نداشته باشند و شمارى ديگر، اعتبار شهادت دو شاهد را تنها در هواى ابرى و برخى شهادت دو شاهد را فقط براى رؤيت در بيرون شهر معتبر شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← طوسى، (em)الخلاف(/em)، ج ۲، ص ۱۷۲ـ۱۷۳؛ نجفى، ج ۱۶، ص ۳۵۴ـ ۳۵۸؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۲۸ـ۶۲۹). سلّار ديلمى (ص ۲۳۴) تنها در هلال ماه رمضان گواهى يك شاهد را كافى شمرده(span dir="LTR")‌(/span)است. برخى اماميان گواهى دو شاهد را به(span dir="LTR")‌(/span)گونه مطلق يا درصورت صاف(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان كافى ندانسته و لزوم گواهى حدود پنجاه تن را مطرح كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، زيرا در اين فرض احتمال اشتباه شاهدان زياد است. در ميان فقهاى امامى كمتر كسى مى(span dir="LTR")‌(/span)توان يافت كه بيّنه (دو شاهد عادل) را به(span dir="LTR")‌(/span)گونه مطلق و بدون قيد و شرط حجّت بداند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۴۱۵، ص ۱۸۳؛ ابوالصلاح حلبى، ص ۱۸۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)زهره، ص ۱۳۵؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، مقدمة مختارى، ص شصت(span dir="LTR")‌(/span)ودو ـ هفتادويك). حنفيان در صورت صاف(span dir="LTR")‌(/span)بودن آسمان، رؤيتِ گروهى درخور توجه از مردم را براى اثبات آغاز ماه لازم مى(span dir="LTR")‌(/span)دانند. ولى به نظر آنان در آسمان ابرى شهادت يك شاهد عادل كافى است، همچنان(span dir="LTR")‌(/span)كه فقهاى شافعى و حنبلى به(span dir="LTR")‌(/span)طور مطلق يك شاهد را كافى شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. به نظر مالكيان براى ثبوت رؤيت هلال ماه رمضان گواهىِ حداقل دو شاهد عادل ضرورى است (براى اين اقوال و اقوال ديگر ← سحنون، ج ۱، جزء۱، ص ۱۹۴؛ كاسانى، ج ۲، ص ۸۰، ۸۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۹۲ـ۹۴؛ رافعى قزوينى، ج ۶، ص ۲۵۰؛ زُحَيلى، ج ۲، ص ۵۹۸ـ۶۰۴).(/p)
(p dir="RTL")
   از جمله مسائل مورد بحث در مبحث رؤيت هلال آن است كه آيا آغاز ماه قمرى با حكم حاكم شرعى نيز ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود يا نه. بيشتر فقهاى امامى، به استناد ادله دالّ بر مرجعيت فقها در عصر غيبت، حكم حاكم را نيز از راههاى معتبر ثابت(span dir="LTR")‌(/span)شدن آغاز ماه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند، مشروط برآنكه علم به خطاى او يا نادرستىِ مستندِ او نباشد. مخالفان اين نظرها در دلالت ادله يادشده مناقشه كرده و آن را نپذيرفته(span dir="LTR")‌(/span)اند و برخى رسالة مستقل در اين موضوع نوشته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← شهيد اول، ج ۱، ص ۲۸۶؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۴۱۸ـ۴۲۰؛ موسوى خوانسارى، ص ۲۴۹۸ـ۲۵۰۲؛ امام خمينى، ج ۱، ص ۲۹۶؛ سبزوارى، ص ۲۷۷۶ـ۲۷۷۹). برپاية مذاهب اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، حكم حاكم در رؤيت هلال معتبر است، حتى اگر دربارة مستندات آن ترديد وجود داشته باشد. هرچند فقهاى اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت صريحاً حكم حاكم را در شمار راههاى ثبوت اول ماه ذكر نكرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ذيل موضوع بينه، در اين باب و ابواب ديگر، حكم حاكم را دربارة اعلام آغاز ماه قمرى لازم(span dir="LTR")‌(/span)الاجرا و معتبر شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. حتى نقل شده كه شافعيان وجوب روزه را منوط بدان دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← نووى، ج ۲، ص ۲۹۶؛ دسوقى، ج ۱، ص ۵۱۱؛ جزيرى، ج ۱، ص ۵۰۱؛ منتظرى، ج ۲، ص ۵۹۶). بيشتر فقهاى امامى اتكا بر نظر منجمان را دربارة ثبوت هلال نپذيرفته و بر آن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان به استناد نظر دانشمندان هَيوَى، اول ماه(span dir="LTR")‌(/span)بودن را ثابت كرد. فقهاى همة مذاهب اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت نيز، بدين استناد كه آراى منجمان غيرمنضبط و مختلف و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو غيرقابل(span dir="LTR")‌(/span)اطمينان به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رود، آن را از راههاى ثبوت اول ماه ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← علامه حلّى، ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲، ج ۱، ص ۴۹۳؛ حطّاب، ج ۳، ص ۲۸۹ـ۲۹۰؛ طباطبائى يزدى، ج ۳، ص ۶۲۹؛ جزيرى، ج ۱، ص ۵۰۰ـ۵۰۱). باوجوداين، شمارى از فقهاى متأخر امامى و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه از گفتة منجمان يقين حاصل شود، نظر آنان را قابل استناد دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. ظاهراً مخالفت فقهاى پيشين با كاربرد داده(span dir="LTR")‌(/span)هاى علم هيئت مبتنى بر آن بوده كه قواعد مزبور آميخته با ظن و شك است و يقين(span dir="LTR")‌(/span)آور نيست. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، شمارى از فقيهان معاصر، بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از علم نجوم جديد را، كه مبتنى بر قواعد رياضىِ دقيق و اطمينان(span dir="LTR")‌(/span)آور است، در مواردى كه رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)سبب موانعى چون ابر و گردوغبار ممكن نباشد، پذيرفته(span dir="LTR")‌(/span)اند. به(span dir="LTR")‌(/span)نظر آنها، آنچه در ثبوت ماه قمرى مهم است، رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرى است نه رؤيت بالفعل. پس هر دليلى كه بتواند اين قابليت يا فقدان آن را ثابت كند، معتبر است، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در مواردى كه علم نجوم بتواند قاطعانه بگويد كه هلال ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود يا نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← عينى، ج ۱۰، ص ۲۷۲؛ محمدجواد مغنيه، ج ۲، ص ۴۷ـ۴۹؛ آملى، ج ۲، ص ۲۲۴؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان مقدمه، ص هفتادوسه ـ نودوچهار).(/p)
(p dir="RTL")
   در تقويم پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى از كشورهاى اسلامى، ماه قمرى اِقْتِرانى (ابتداى ماه براساس لحظه قِران خورشيد و ماه) معيار قرار گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است نه ماه قمرىِ هلالى، كه با ديدگاه مشهور فقهى سازگارى ندارد (براى مستندات اين نظر ← (em)رؤيت هلال (/em)، ج ۵، ص ۳۲۱۹ـ۳۲۲۲). به نظر معدودى از فقهاى امامى، مُطَوَّق(span dir="LTR")‌(/span)بودن ماه و نيز غروب ماه پس از شفق (سرخى افق پس از غروب خورشيد)، به استناد برخى احاديث، دالّ بر آن است كه شبِ قبل، اول ماه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. ولى به نظر مشهور، احاديث مزبور چنين دلالتى ندارند و هيچ(span dir="LTR")‌(/span)يك از اين دو ويژگى، اول ماه بودنِ شب قبل را ثابت نمى(span dir="LTR")‌(/span)كند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۴۱۵، ص ۱۸۳ـ۱۸۴؛ شهيد اول، ج ۱، ص ۲۸۴؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۴۱۶ـ۴۱۸).  از مباحث مناقشه(span dir="LTR")‌(/span)برانگيز كه دربارة رؤيت هلال در سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى چهارم و پنجم در فقه امامى مطرح بوده، آن است كه آيا ماه مبارك رمضان هميشه كامل و سى(span dir="LTR")‌(/span)روزه است يا آنكه در برخى سالها ۲۹ روزه است و عيد فطر با رؤيت هلال شوال ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. در اين دو قرن، نظرية نخست پيروانى يافت كه به «اصحاب العَدَد» مشهور شدند. در مقابل، پيروان نظر دوم «اصحاب الرُؤْيه» خوانده شدند. شيخ صدوق (متوفى ۳۸۱) ــ حداقل در بخشى از حيات علمى(span dir="LTR")‌(/span)اش ــ از اصحاب عدد بوده و در برخى آثار خود، ازجمله (em)الخصال (/em)و (em)كتاب مَنْ لايَحْضُرُه الفقيه(/em) با استناد به احاديث از اين نظر دفاع كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، هرچند به(span dir="LTR")‌(/span)احتمال قوى بعدها از آن عدول كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، زيرا در آثارى چون (em)المقنع(/em) و (em)الامالى(/em) صرفاً رؤيت را نشانه حلول ماه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. شيخ مفيد (متوفى ۴۱۳) نيز در جوانى از اصحاب عدد بوده و رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در دفاع از آن نگاشته، اما بعدها به نظر دوم گرايش يافته و در دفاع از آن كتابى نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است. اين دو اثر امروزه در دسترس نيست، ولى بخشهايى از آنها در آثار متأخر نقل شده و رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى ديگر از او در رد اصحاب عدد در دسترس است (← مفيد، ص ۱۳۶ـ۱۴۸). ابوالفتح كراجكى (متوفى ۴۴۹) شاگرد مفيد نيز همانند او ابتدا قائل به عدد بوده و رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در دفاع از آن نگاشته و سپس كتابى در نقد آن تأليف كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. سيدمرتضى علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى (متوفى ۴۳۶) هم رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در رد نظر اصحاب عدد نوشته كه چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، ص ۱۵۵ـ۱۹۰). مستند نظريه عدد، چند روايت است كه شمار روزهاى ماه رمضان را همواره سى روز دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. ولى سند و دلالت اين روايات مخدوش و ناسازگار با قوانين علم نجوم، قلمداد شده(span dir="LTR")‌(/span)است. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، آنها را شاذّ و غيرقابل استناد شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← مفيد، همانجا؛ علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى، ۱۳۸۸ش، ص ۱۵۵ـ۱۹۰؛ بروجردى، ج ۲، ص ۱۰۶ـ۱۰۸؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان مقدمه، ص چهل(span dir="LTR")‌(/span)ونه ـ پنجاه(span dir="LTR")‌(/span)وسه).(/p)
(p dir="RTL")
   حكم تكليفى رؤيت هلال در منابع فقهى كمتر مطرح شده كه شايد بتوان از آن جواز رؤيت (به معناى اعم از استحباب) را استنباط كرد. البته پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى منابع فقهى ترائى يا استهلال (اقدام به رؤيت هلال) را در ابتداى هر ماه قمرى مستحب شمرده و برخى منابع به واجب(span dir="LTR")‌(/span)نبودن آن تصريح كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. در برابر، برخى فقها نوعى وجوب مقدّمى براى آن قائل شده و رؤيت هلال را واجبى كفايى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در ماههاى رمضان، شوال و ذيحجه (← علامه حلّى،۱۴۲۰ـ۱۴۲۲، ج ۱، ص ۴۹۳؛ جزايرى، ص ۱۶۷؛ كاشف(span dir="LTR")‌(/span)الغطاء، ج ۲، ص ۳۱۶؛ جزيرى، ج ۱، ص ۵۰۱؛ خامنه(span dir="LTR")‌(/span)اى، ج ۱، ص ۲۶۰). برپاية منابع حديثى و فقهىِ شيعه و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، خواندن دعاهايى مخصوص هنگام رؤيت هلال مستحب است (براى اين ادعيه و مستحبات ديگر ← ترمذى، ج ۵، ص ۱۶۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۰۰ـ۱۰۲؛ حسن(span dir="LTR")‌(/span)بن فضل طبرِسى، ص ۳۴۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)قدامه، ج ۳، ص ۵ـ۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)طاووس، ج ۳، ص ۱۷۳). شهيد اول (ج ۱، ص ۲۸۵) قول به وجوب دعا كردن را هنگام رؤيت هلال به ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)عقيل عمانى نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است.  ازجمله موضوعاتى كه در منابع فقهى، به(span dir="LTR")‌(/span)تبع احاديث، دربارة رؤيت هلال مطرح شده، چگونگى حكم رؤيت هلال پيش از زوال است. اين موضوع در فقه امامى از ابتدا محل گفتگو بوده و سيدمرتضى علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى در آثار خود بدان پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← ۱۴۱۷، ص ۲۹۱)، ولى در عصر صفويه توجه خاصى بدان شده و آثارى دربارة آن تأليف شده(span dir="LTR")‌(/span)است. پرسش اساسى آن است كه اگر در روز سى(span dir="LTR")‌(/span)ام ماه، هلال پيش از زوال خورشيد (ظهر شرعى) ديده شود، آيا آن روز از ماه جديد محسوب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و مانند اين است كه هلال شب قبل ديده شده باشد يا آنكه آن روز از ماه قبل حساب مى(span dir="LTR")‌(/span)شود و مانند اين است كه هلال پس از زوال و هنگام غروب خورشيد رؤيت شود؟ به نظر مشهور فقيهان امامى به(span dir="LTR")‌(/span)استناد احاديث(span dir="LTR")‌(/span)درصورت رؤيت هلال پيش از زوال، آن روز آخرين روز ماه قبل است، همچنان(span dir="LTR")‌(/span)كه بيشتر فقيهان اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت بر اين نظرند. ولى برخى فقيهان ديگر، چه از اماميان و چه از اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت، با استناد به احاديثى ديگر، هلال را متعلق به شب قبل دانسته، آن روز را اول ماه شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← طوسى، (em)تهذيب(/em)، ج ۴، ص ۲۳۸ـ ۲۳۹؛ همو، (em)الخلاف(/em)، ج۲، ص۱۷۱ـ۱۷۲؛ نووى، ج ۶، ص۲۷۲ـ ۲۷۳؛ مرداوى، ج ۳، ص ۲۷۲؛ نراقى، ج ۱۰، ص ۴۲۶ـ ۴۳۰).(/p)
(p dir="RTL")
   از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين مباحث رؤيت هلال، كه امروزه به بحث(span dir="LTR")‌(/span)انگيزترين موضوع در اين زمينه بدل شده، شرط «اتحاد افق»، يا «اتّحاد مَطالِع» به تعبير فقهاى اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت (← عبدالكريم زيدان، ص ۳۴۲۶ـ۳۴۲۸)، براى اثبات رؤيت هلال است. به نظر مشهور فقهاى امامى و برخى فقيهان اهل سنّت، ازجمله شافعيان و اِباضيان (در صورت دورنبودن نقاط از هم)، با رؤيت هلال در يك نقطه، اول ماه قمرى صرفاً براى نقاطى از كره زمين ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه با آن نقطه در افق متحدند. اتحاد افقِ دو نقطه به نزديكى آن دو به يكديگر و اختلاف اندكِ طول و عرض جغرافيايى آنها با هم بستگى دارد، به(span dir="LTR")‌(/span)گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه مختصات ناظر نسبت به ماه در آن دو نقطه چندان متفاوت نباشد. اين گروه از فقها بر اين واقعيت نجومى و طبيعى تأكيد مى(span dir="LTR")‌(/span)كنند كه شرايط و زمان طلوع ماه (شكل(span dir="LTR")‌(/span)گيرى هلال در افق غربىِ ناظر) در هر منطقه از كره زمين، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب شكل كروىِ آن و عوامل ديگر با مناطقى كه هم افق با آن نيستند، متفاوت است و اين «اختلافِ مَطالع» به اختلاف در حكم شرعى مى(span dir="LTR")‌(/span)انجامد. همچنين از جهات گوناگون به احاديث وارده در اين موضوع استناد شده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله آنكه احاديث دالّ بر استفاده از شاهدان خارج از يك شهر درصورت وجود موانعى چون ابر در افق آنجا، بر اين دلالت دارند كه رؤيت هلال در افقِ متحد با افق مكان موردنظر شرط است (← نووى، ج۶، ص۲۷۳ـ۲۷۴؛ علامه حلّى، ۱۴۱۳ـ ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۳۸۷؛ ثمينى، ج ۳، ص ۳۱۹؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۰۵ـ۶۰۸). در مقابل، شمارى از فقهاى امامى و بيشتر فقهاى اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت بر آن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه در رؤيت هلال اتحاد افق شرط نيست، بلكه با تحقق رؤيت هلال براى هر منطقة كرة زمين، اول ماه براى آن نقطه و ساير نقاط ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. شمارى از اين گروه، ازجمله آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه سيدابوالقاسم خوئى(sup)*(/sup) (متوفى ۱۳۷۱ش)، شاخص(span dir="LTR")‌(/span)ترين فقيه امامىِ مدافع اين ديدگاه در عصر حاضر، مى(span dir="LTR")‌(/span)گويند با ديده(span dir="LTR")‌(/span)شدن هلال در يك منطقه، اول ماه براى مناطقى از زمين كه با نقطه ناظر در پاسى از شب مشترك(span dir="LTR")‌(/span)اند، ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. به نظر خوئى، درواقع آغاز ماه قمرى را بايد خروج ماه از حالت مُحاق (به تعبير اهل هيئت: تحتَ(span dir="LTR")‌(/span)الشعاع) دانست كه واقعيتى خارجى است و به ناظر خاص بستگى ندارد و براى همه آفاق يكسان است. حال آنچه از وقوع اين واقعيت خبر مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد، رؤيت هلال در يك منطقة زمين است كه شارع آن را آغاز ماه قمرى قرار داده(span dir="LTR")‌(/span)است. به تعبير شاگرد خوئى، شهيد سيدمحمدباقر صدر(sup)*(/sup)، «ماه قمرى طبيعى» با خروج ماه از محاق آغاز مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، ولى نقطه آغاز «ماه قمرىِ شرعى» نخستين لحظة امكان رؤيت است. مدافعان اين نظر به پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى تعابير احاديث (مانند: «جميع اهل(span dir="LTR")‌(/span)الصلاة»، «يقضى اهل(span dir="LTR")‌(/span)الامصار») كه يكسان(span dir="LTR")‌(/span)بودن ماه قمرى را براى همگان افاده مى(span dir="LTR")‌(/span)كند، هم استناد جسته و شواهد ديگرى نيز بيان داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. در نقد و تأييد اين نظر فقهى رساله(span dir="LTR")‌(/span)ها و مقالات متعددى انتشار يافته(span dir="LTR")‌(/span)است. گفتنى است به(span dir="LTR")‌(/span)نظر همه فقها، با رؤيت هلال در هر منطقه، افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر آن نقطه، اول ماه در همه مناطق غربى آن، با رعايت پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى قيود، هم ثابت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← نراقى، ج ۱۰، ص ۴۲۰ـ۴۲۶؛ صدر، ج ۱، ص۵۰۴ـ ۵۰۸؛ بروجردى، ج ۲، ص ۱۱۵ـ۱۲۲؛ زحيلى، ج ۲، ص ۶۰۵ـ ۶۰۶، ۶۰۸ـ۶۱۰؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان مقدمه، ص پنجاه(span dir="LTR")‌(/span)و هفت ـ شصت(span dir="LTR")‌(/span)ودو). باتوجه به تأثير مهم موضوع رؤيت هلال در مناسك حج، اثبات آغاز ماه قمرى در اين اجتماع بزرگ عبادى همواره مورد توجه گزارشگران حج بوده و سفرنامه(span dir="LTR")‌(/span)نويسان غالباً بدان پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)اند. گاهى از اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر ميان حج(span dir="LTR")‌(/span)گزاران در ثبوت اول ماه و گاه از نبودن اختلاف گزارش داده(span dir="LTR")‌(/span)اند. اختلاف دربارة رؤيت هلال ذيحجه به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه ميان شيعيان و اهل(span dir="LTR")‌(/span)سنّت در چند سدة اخير بروز و ظهور بيشترى يافته و گاه به درگيريهاى شديد و مصائب تلخ انجاميده(span dir="LTR")‌(/span)است، به(span dir="LTR")‌(/span)گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه گاهى حاجيان ناچار شده(span dir="LTR")‌(/span)اند بيش از يك روز به وقوف در عرفات و مشعر بپردازند. منشأ اصلى اين حوادث، گذشته از پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظرها درباره شاخصهاى اثبات هلال، ترديدهايى بوده كه نسبت(span dir="LTR")‌(/span)به سازوكارهاى پذيرش گزارشهاى رؤيت هلال نزد قاضيان رسمى مكه وجود داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. حتى گاهى برخى ابهامات پيش مى(span dir="LTR")‌(/span)آمده(span dir="LTR")‌(/span)است، مثل اهتمام برخى مقامات رسمى به هم(span dir="LTR")‌(/span)زمانى روز عرفه با جمعه كه حج در چنين سالى را حج اكبر مى(span dir="LTR")‌(/span)ناميدند. درهرصورت، اقدامات متعددى براى رفع اين قبيل مشكلات از جانب عالمان شيعه در دو قرن اخير صورت گرفت، ولى نتايج چندانى دربرنداشت. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، در منابع متأخر فقهى امامى اين موضوع مطرح شد كه حجّى كه برطبق اعلام رؤيت هلال از جانب قاضيان رسمى مكه انجام شود، از منظر فقهى چه حكمى دارد. ظاهراً در اين اعصار صاحب جواهر (متوفى ۱۲۶۶) نخستين فقيهى است كه مسئله را بررسى كرده و از صحت چنين حجى سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است. شمارى از فقيهان متأخرتر درصورت يقين(span dir="LTR")‌(/span)نداشتن به نادرستى اعلام اول ماه، چنين متابعتى را صحيح شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. برخى ديگر از فقهاى امامى اين نوع حج را مصداق تقيه دانسته و درصورت وجود شرايط تقيه بر آن صحه گذاشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. امام(span dir="LTR")‌(/span)خمينى و برخى فقيهان معاصر حتى با علم به مخالفت اعلام رؤيت با واقع، عمل به تقيه را لازم و مخالفت با مقتضاى آن را غير مشروع دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. آنچه از محتواى روايات حاكى از سيرة امامان معصوم عليهم(span dir="LTR")‌(/span)السلام نيز برمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد، همراهى آنان با عامة مردم و گزارش(span dir="LTR")‌(/span)نشدن حتى يك مورد مخالفت است. حتى در پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى احاديث، مؤمنان به متابعت از حاكمان در اين قبيل امور مأمور شده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← نجفى، ج ۱۹، ص ۳۲؛ حكيم، ج ۲، ص ۴۰۷؛ آملى، ج ۳، ص ۳۲۵؛ امام خمينى، ج ۱، ص ۴۴۱؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان مقدمه، ص يكصدودوازده ـ يك(span dir="LTR")‌(/span)صدوپنجاه(span dir="LTR")‌(/span)ويك).(/p)
(p dir="RTL")
   از موضوعات جديد دربارة رؤيت هلال، كه امروزه همچنان مورد بحث و گفتگوست، حكم رؤيت با چشم مسلح يعنى با وسايلى چون دوربين دوچشمى و تلسكوپ است كه به نظر غالب فقيهان معاصر امامى معتبر به(span dir="LTR")‌(/span)شمار نمى(span dir="LTR")‌(/span)رود. به نظر اين فقيهان آنچه موضوع حكم شارع است، رؤيت با چشم طبيعى يعنى چشم غيرمسلح است. درواقع، شارع اثبات اول ماه را منوط به رؤيت هلال كرده كه تلقى مخاطبان از آن همان رؤيت طبيعى بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله). البته به تصريح فقها، تعيين محل دقيق طلوع ماه با ابزار نجومى كه مقدمه رؤيت با چشم غيرمسلح باشد، ممنوع نيست. به تعبير ديگر، ملاك حلول ماه قمرى از نگاه اين فقيهان، رؤيت(span dir="LTR")‌(/span)پذيرىِ هلال يعنى رسيدن ماه در مدار خود به نقطه(span dir="LTR")‌(/span)اى خاص است كه در آن نقطه امكان رؤيتِ طبيعى باشد و بديهى است كه نقطه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه در آن ماه با چشم مسلح قابل ديدن باشد، با نقطة پيشين متفاوت است و هر دو نمى(span dir="LTR")‌(/span)توانند موضوع حكم شارع باشند. به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه، محال است كه شارع تكليفى را اراده و بيان كند كه قرنها براى هيچ(span dir="LTR")‌(/span)يك از مكلّفان قابل عمل نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است. بنابراين اطلاق رؤيت در ادّله رؤيت هلال ثبوتاً محال خواهد بود. مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ادلة قائلان به اعتبار رؤيت با چشم مسلح اينهاست: اطلاق ادلة دربردارندة عنوان رؤيت و نبودنِ قرينه بر انصراف آن به رؤيت عادى، استناد حقيقى «رؤيت» به ديدن به كمك ابزار و شمول اطلاق لفظ «اهلّه» بر هلالى كه با ابزار قابل رؤيت است (← صدر، ج ۱، ص ۵۰۴؛ امام(span dir="LTR")‌(/span)خمينى، ج ۲، ص ۶۳۸؛ بروجردى، ج ۲، ص ۱۲۴؛ نيز ← (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان مقدمه، ص نودوپنج ـ يك(span dir="LTR")‌(/span)صدويازده، ج ۵، همان مقدمه، ص سى(span dir="LTR")‌(/span)وپنج ـ هفتادويك). موضوع رؤيت هلال همواره مورد توجه و اهتمام مسلمانان بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. وجود اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر علمى و عملى دربارة رؤيت هلال، كه امروزه افزايش يافته، در تاريخ بى(span dir="LTR")‌(/span)سابقه نيست. مثلاً سيدمرتضى علم(span dir="LTR")‌(/span)الهدى در (em)اجو(/em)(em)بة(/em)(em) المسائل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الر(/em)(em)مليّة(/em) به پرسشى دربارة اختلافات راجع به رؤيت هلال پاسخ داده و وجود اختلاف در تكاليف افراد را موجب تباهى ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (← ص ۱۴۹۸ـ۱۴۹۹). بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه، امروزه به(span dir="LTR")‌(/span)سبب توسعة وسايل ارتباط جمعى و تسهيل در مراودات ميان ملتها، برخى تعارضات، ازجمله اختلافات موجود دربارة مسئلة رؤيت هلال، بازتاب مثبتى در ميان ملل غيرمسلمان و حتى مسلمانان ندارد. پاره(span dir="LTR")‌(/span)اى از اين تنگناها به اختلافات فقهى و علمى بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد و شمارى ديگر به شيوه(span dir="LTR")‌(/span)ها و راهبردهاى اجرايى. برخى از عالمان دينى براى رفع اين تعارضات به اقدامات فردى و گروهى بسيار دست زده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ازجمله با نگاشتن كتاب و رساله دربارة يكسان(span dir="LTR")‌(/span)سازى (توحيد) اهلّه در جهان اسلام، نامه(span dir="LTR")‌(/span)نگارى و ارتباط با مقامات دولتى و ادارىِ كشورهاى ديگر و حتى برپايى همايشهايى مانند «كنگرة تعيين آغاز ماههاى قمرى» كه در ۱۳۵۷ش (۱۳۹۸)/ ۱۹۷۸ در استانبول برگزار شد. باوجوداين، ازآن(span dir="LTR")‌(/span)رو كه برخى كشورهاى تأثيرگذار همراهى مطلوب با اين اقدامات نداشته(span dir="LTR")‌(/span)اند، تلاشها تاكنون ثمر چندانى نداشته(span dir="LTR")‌(/span)است. مثلاً در نشست مجمع فقه اسلامى وابسته به سازمان كنفرانس اسلامى در ۱۳۶۵ش (صفر ۱۴۰۷)/ ۱۹۸۶ در اردن، مقرّر شد كه با ثبوت رؤيت هلال در يك سرزمين، التزام به آن براى همة مسلمانان واجب است و اختلاف در عرض و طول جغرافيايى تأثيرى در آن ندارد، ولى مجمع فقهىِ اسلامى وابسته به «رابطة(span dir="LTR")‌(/span)العالَم الاسلامى» در يكى از بيانيه(span dir="LTR")‌(/span)هاى خود (قرار شماره ۷) تأثير اختلاف مطالع را در رؤيت پذيرفت و يكسان(span dir="LTR")‌(/span)سازى اهلّه و اعياد را در جهان اسلام ضرورى ندانست. از اقدامات ثمربخش و مفيد در سالهاى اخير دربارة رؤيت هلال، كه آثار علمى و عملى غيرقابل(span dir="LTR")‌(/span)انكارى در برداشته، تلاش وسيع و روشمند شمارى از پژوهشگران عرصة نجوم و فقه در ايران براى ساماندهىِ وضع نابهنجار رؤيت هلال به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در مناسبتهاى مهم دينى، مانند ماه رمضان و شوال است (← (em)مجلة(/em) (em)مجمع(/em) (em)الفقه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلامى(/em)، ش۲، ج۲ ( ۱۴۰۷)، ص۱۰۳۳، ش ۳، ج ۲ ( ۱۴۰۸)، ص ۱۰۸۵؛ رابطة العالم الاسلامى، ص ۸۲ ـ ۸۴؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان(span dir="LTR")‌(/span)مقدمه، ص بيست(span dir="LTR")‌(/span)ونه ـ سى(span dir="LTR")‌(/span)وچهار، يك(span dir="LTR")‌(/span)صدوپنجاه(span dir="LTR")‌(/span)ودو ـ يك(span dir="LTR")‌(/span)صدوهفتادوهشت؛ براى مقالاتى دربارة يكسان(span dir="LTR")‌(/span)سازىِ اَهِلّه ← تسخيرى،  ۱۴۰۷(sup)الف(/sup)، ص ۸۴۱ ـ ۸۴۷؛ همو،  ۱۴۰۷(sup)ب(/sup)، ص ۸۴۹ ـ ۸۵۶؛ فخرالدين كراى، ص ۸۸۹ ـ ۹۱۹؛ هارون خليل جيلى، ص ۹۰۷ـ ۹۲۶؛ براى گزارشهايى دقيق و علمى از رؤيت هلال در ايران ← بخش ۴: در ايران و كشورهاى اسلامى، در دورة معاصر).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع :(/strong) علاوه بر قرآن؛ محمدتقى (strong)آملى(/strong)، (em)مصباح الهدى فى شرح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العرو(/em)(em)ة(/em)(em) الوثقى(/em)، تهران ۱۳۸۰؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بابويه(/strong)، (em)كتاب مَن لايَحضُرُه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقيه(/em)، چاپ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر غفارى، قم ۱۴۰۴؛ همو، (em)المقنع(/em)، قم ۱۴۱۵؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بَرّاج(/strong)، (em)المُهَذّب(/em)، قم ۱۴۰۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حجر عسقلانى(/strong)، (em)فتح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)البارى: شرح صحيح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)البخارى(/em)، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)زهره(/strong)، (em)غنية(/em)(em) النزوع الى علمى الاصول و الفروع(/em)، چاپ ابراهيم بهادرى، قم ۱۴۱۷؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)طاووس(/strong)، (em)اقبال(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاعمال(/em)، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قدامه(/strong)، (em)المغنى(/em)، بيروت: عالم الكتب، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ماجه(/strong)، (em)سنن ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)ما(/em)(em)جة(/em)، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (span dir="LTR")](/span)قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴(span dir="LTR")[(/span)، چاپ افست (span dir="LTR")](/span)بيروت، بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابوالصلاح حلبى(/strong)، (em)الكافى فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقه(/em)، چاپ رضا استادى، اصفهان (span dir="LTR")?](/span)۱۳۶۲ش(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)؛ (strong)احمدبن حنبل(/strong)، (em)مسند الامام احمدبن حنبل(/em)، بيروت: دارصادر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)امام خمينى(/strong)، (em)تحريرالو(/em)(em)سيلة(/em)، نجف ۱۳۹۰؛ مرتضى (strong)بروجردى(/strong)، (em)مستند العرو(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الوثقى: كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصوم(/em)، تقريرات درس آيت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه(span dir="LTR")‌(/span)خويى، قم ۱۳۶۴ش؛ عبدالقادربن عمر (strong)بغدادى(/strong)، (em)خز(/em)(em)انة(/em)(em) الادب و لب لباب لسان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العرب(/em)، چاپ عبدالسلام محمد هارون، (span dir="LTR")](/span)قاهره(span dir="LTR")[(/span)، ج ۴، ۱۴۰۲/۱۹۸۱، ج ۶، ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن عبدالعزيز (strong)بكرى(/strong)، (em)معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع(/em)، چاپ مصطفى سقّا، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ احمدبن حسين (strong)بيهقى(/strong)، (em)السنن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكبرى(/em)، بيروت : دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدبن عيسى (strong)تِرمِذى(/strong)، (em)سنن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترمذى و هوالجامع الصحيح(/em)، ج ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدعلى (strong)تسخيرى(/strong)، «بداية الشهور العربية»، (em)مجلة(/em)(em) مجمع الفقه الاسلامى(/em)، ش ۲، ج ۲ ( ۱۴۰۷(sup)الف(/sup))؛ همو، «نظرة اكثر تفصيلا عن بدايات الشهور العربية»، در همان،  ۱۴۰۷(sup)ب(/sup)؛ عبدالعزيزبن ابراهيم (strong)ثمينى(/strong)، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النيل و شفاءالعليل(/em)، و (em)شرح كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النيل و شفاءالعليل(/em)، تأليف محمدبن يوسف اَطَّفَيِّش، جده ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن نورالدين (strong)جزايرى(/strong)، (em)التحفة السنية(/em)(em) فى شرح (/em)(em)نخبة المحسنية(/em)، نسخة خطى كتابخانة آستان قدس رضوى، ش ۲۲۶۹؛ عبدالرحمان (strong)جزيرى(/strong)، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقه على المذاهب الار(/em)(em)بعة(/em)، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمدبن على (strong)جَصّاص(/strong)، (em)احكام القرآن(/em)، چاپ عبدالسلام محمدعلى شاهين، بيروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴؛ (strong)جواد على(/strong)، (em)المفصل فى تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العرب قبل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلام(/em)، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛ (strong)حرّ عاملى(/strong)؛ محمدبن محمد (strong)حَطّاب(/strong)، (em)مواهب الجليل لشرح مختصر خليل(/em)، چاپ زكريا عميرات، بيروت ۱۴۱۶/ ۱۹۹۵؛ محسن (strong)حكيم(/strong)، (em)مستمسك العرو(/em)(em)ة(/em)(em) الوثقى(/em)، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن ابراهيم (strong)حلبى(/strong)، (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحلبية فى سيرة(/em)(em) الامين المامون انسان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العيون(/em)، بيروت : دارالمعرفة، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ على (strong)خامنه(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اى(/strong)، (em)اجو(/em)(em)بة(/em)(em) الاستفتاءات(/em)، ج ۱، كويت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ محمدبن احمد (strong)خطيب شربينى(/strong)، (em)الاقناع فى حل الفاظ ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شجاع(/em)، (span dir="LTR")](/span)بيروت(span dir="LTR")[(/span): دارالمعرفة للطباعة و النشر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ محمدبن احمد (strong)دسوقى(/strong)، (em)حا(/em)(em)شية(/em)(em) الدسوقى على الشرح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكبير(/em)، (span dir="LTR")](/span)قاهره(span dir="LTR")[(/span): داراحياء الكتب العربية، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)رابطة(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)العالم الاسلامى. المجمع الفقهى الاسلامى(/strong)، (em)قرارات المجمع الفقهى الاسلامى (/em)(em)بمكة المكرمة(/em)(em)، الدورات: من الاولى الى (/em)(em)السابعة عشرة(/em)(em)، القرارات: من الاول الى الثانى بعد الما(/em)(em)ئة(/em) ((em)۱۳۹۸ـ ۱۴۲۴ﻫ /(/em) (em)۱۹۷۷ـ ۲۰۰۴م(/em))، مكه (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ عبدالكريم(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)رافعى قزوينى(/strong)، (em)فتح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العزيز: شرح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الوجيز(/em)، (span dir="LTR")](/span)بيروت(span dir="LTR")[(/span): دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، به كوشش رضا مختارى و محسن صادقى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۸ش، ج ۵، به كوشش رضا مختارى و محسن نوروزى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۶ش؛ وهبه مصطفى (strong)زُحَيلى(/strong)، (em)الفقه الاسلامى و ادلّته(/em)، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ (strong)زمخشرى(/strong)؛ عبدالاعلى (strong)سبزوارى(/strong)، (em)مهذّب الاحكام(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۴، به كوشش رضا مختارى و محسن نوروزى، قم : بوستان كتاب، ۱۳۸۵ش؛ عبدالسلام(span dir="LTR")‌(/span)بن سعيد (strong)سحنون(/strong)، (em)المُدَوَّ(/em)(em)نة(/em)(em) الكبرى(/em)، التى رواها سحنون(span dir="LTR")‌(/span)بن سعيد تنوخى عن عبدالرحمان(span dir="LTR")‌(/span)بن قاسم عتقى عن مالك(span dir="LTR")‌(/span)بن انس، قاهره ۱۳۲۳، چاپ افست بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ حمزة(span dir="LTR")‌(/span)بن عبدالعزيز (strong)سلّار ديلمى(/strong)، (em)المراسم العلو(/em)(em)ية(/em)(em) فى الاحكام النبو(/em)(em)ية(/em)، چاپ محسن حسينى(span dir="LTR")‌(/span)امينى، قم ۱۴۱۴؛ محمدبن مكى (strong)شهيد اول(/strong)، (em)الدروس (/em)(em)الشرعية فى فقه الامامية(/em)، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ محمدباقر (strong)صدر(/strong)، (em)الفتاوى الوا(/em)(em)ضحة(/em)، ج ۱، نجف ۱۳۹۶؛ محمدكاظم(span dir="LTR")‌(/span)بن عبدالعظيم (strong)طباطبائى يزدى(/strong)، (em)العرو(/em)(em)ة(/em)(em) الوثقى(/em)، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۳؛ حسن(span dir="LTR")‌(/span)بن فضل (strong)طبرِسى(/strong)، (em)مكارم الاخلاق(/em)، چاپ محمدحسين اعلمى، بيروت ۱۳۹۲/۱۹۷۲؛ فضل(span dir="LTR")‌(/span)بن حسن (strong)طبرِسى(/strong)؛ محمدبن حسن (strong)طوسى(/strong)، (em)تهذيب الاحكام(/em)، چاپ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر غفارى، تهران ۱۳۷۶ش؛ همو، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخلاف(/em)، چاپ محمدمهدى نجف، جواد شهرستانى، و على خراسانى كاظمى، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، (em)النها(/em)(em)ية(/em)(em) فى مجرد الفقه و الفتاوى(/em)، قم: قدس محمدى، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)عبدالكريم زيدان(/strong)، (em)المفصّل فى احكام المرا(/em)(em)ة(/em)(em) و البيت المسلم(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۵، همان؛ حسن(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)علامه حلّى(/strong)، (em)تحرير الاحكام الشر(/em)(em)عية(/em)(em) على مذهب الاما(/em)(em)مية(/em)، چاپ ابراهيم بهادرى، قم ۱۴۲۰ـ۱۴۲۲؛ همو، (em)قواعد الاحكام(/em)، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن حسين (strong)علم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الهدى(/strong)، (em)اجو(/em)(em)بة(/em)(em) المسائل الر(/em)(em)مليّة(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۳، به كوشش رضا مختارى و محمدرضا نعمتى، قم: بوستان كتاب، ۱۳۸۵ش؛ همو، (em)الردّ على اصحاب العدد(/em)، در همان، ج ۱، همان، ۱۳۸۸ش؛ همو، (em)مسائل الناصريات(/em)، تهران ۱۴۱۷/۱۹۹۷؛ محمودبن احمد (strong)عينى(/strong)، (em)عمد(/em)(em)ة(/em)(em) القارى: شرح صحيح البخارى(/em)، بيروت: داراحياء التراث العربى، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)فخرالدين كراى(/strong)، «توحيد بدايات الشهور القمرية (الشمس و القمر بحسبان)»، (em)مجلة(/em)(em) مجمع الفقه الاسلامى(/em)، ش ۳، ج ۲ (۱۴۰۸)؛ ابوبكربن مسعود (strong)كاسانى(/strong)، (em)كتاب بدائع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنائع فى ترتيب الشرائع(/em)، كويته ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ جعفربن خضر (strong)كاشف(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الغطاء(/strong)، (em)كشف(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الغطاء عن مبهمات الشر(/em)(em)يعة(/em)(em) الغراء(/em)، اصفهان : انتشارات مهدوى، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)كلينى (/strong)(بيروت)؛ (strong)محمدجواد مغنيه(/strong)، (em)فقه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الامام جعفرالصادق: عرض و استدلال(/em)، بيروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن سليمان (strong)مرداوى(/strong)، (em)الانصاف فى معر(/em)(em)فة(/em)(em) الراجح من الخلاف على مذهب الامام المبجّل احمدبن حنبل(/em)، چاپ محمدحامد فقى، قاهره ۱۳۷۴ـ ۱۳۷۸، چاپ افست بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)مسعودى(/strong)؛ محمدبن محمد (strong)مفيد(/strong)، (em)جوابات اهل الموصل فى العدد و الرؤ(/em)(em)ية(/em)، (em)المعروف ﺑ الرسا(/em)(em)لة(/em)(em) العدد(/em)(em)ية(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۱، همان؛ حسينعلى (strong)منتظرى(/strong)، (em)دراسات فى ولا(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقيه و فقه الد(/em)(em)ولة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسلامية(/em)، ج ۲، قم ۱۴۰۸؛ ابوتراب عبدعلى(span dir="LTR")‌(/span)بن ابوالقاسم (strong)موسوى خوانسارى(/strong)، (em)سبل الرشاد: شرح نجا(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العباد(/em)، در (em)رؤيت هلال(/em)، ج ۴، همان؛ (strong)نجفى(/strong)؛ احمدبن محمدمهدى (strong)نراقى(/strong)، (em)مستندا(/em)(em)لشيعة(/em)(em) فى احكام(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الشر(/em)(em)يعة(/em)، ج ۱۰، قم ۱۴۱۷؛ يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن شرف (strong)نَوَوى(/strong)، (em)المجموع: شرح المُهَذّب(/em)، بيروت: دارالفكر، (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)هارون خليل جيلى(/strong)، «بدايات الشهور العربية الاسلامية»، (em)مجلة(/em)(em) مجمع الفقه الاسلامى(/em)، ش ۲، ج ۲ (۱۴۰۷).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)                                                                                                      / رضا مختارى /(/strong)(/p)
نظر شما
مولفان
گروه
رده موضوعی
جلد20
تاریخ1394
وضعیت چاپ
  • چاپ شده