روزبه رضا

معرف

روزبه، رضا، مدرّس فيزيك و از بنيانگذاران تعليم و تربيت نوين اسلامى در ايران و نخستين مدير دبيرستان علوى.

متن
(p dir="RTL")
در ارديبهشت ۱۳۰۰ در زنجان متولد شد (مدرسى، ص ۵۵؛ محمدى(span dir="LTR")‌خواه، ص ۱۳۳). پدرش، كربلايى محمود، مردى متعبد بود كه به شغل خياطى اشتغال داشت، جدّ پدرى وى آقاشيخ(span dir="LTR")‌احمد از روحانيان جليل(span dir="LTR")‌القدر و مورد اعتماد اهالى زنجان، و مادرش، سيده(span dir="LTR")‌ربابه، فرزند سيدتقى معراجى از بازرگانان متدين و محترم و از فعالان امور اجتماعى زنجان بود (عابدى، ص ۱۹؛ مدرسى، همانجا). روزبه دو عمو به نامهاى آقاميرزامحمد و شيخ(span dir="LTR")‌جواد داشت. آقاميرزامحمد با زبان فرانسه و رياضيات تا حدى آشنايى داشت و روزبه در نوجوانى مقدمات اين دو دانش را نزد او آموخت (عابدى، ص۲۰). عموى ديگر او، شيخ(span dir="LTR")‌جواد زنجانى، پس از تحصيل مقدمات علوم دينى در زنجان به عتبات عراق رفت و مراتب علوم حوزوى را در حوزه نجف گذراند و به جز مدتى كه در تبعيد بود ((span dir="LTR")← ادامة مقاله)، تا پايان عمر در بغداد اقامت داشت. شخصيت دينى و علمى و اجتماعى شيخ(span dir="LTR")‌جواد در خانواده پدرى روزبه از همه بارزتر بود. از شباهت كلى ميان مسير زندگى روزبه و شيخ(span dir="LTR")‌جواد مى(span dir="LTR")‌توان حدس زد كه وى براى برادرزاده خود از جهاتى الگويى شايسته بوده(span dir="LTR")‌است (← مجتهدى، ص ۴۳؛ كرباسچيان، ص ۳۲). شيخ(span dir="LTR")‌آقابزرگ طهرانى (قسم ۱، ص ۳۱۹) شيخ(span dir="LTR")‌جواد را اديب و فاضل و از عالمان دين معرفى كرده­است كه بخش عمدة پايانى عمرش را صرف تدريس در مكتب جعفرى بغداد كرد كه براى ايرانيان تأسيس شده بود. او چند كتاب براى آموزش به كودكان نوشت و حدود ۱۳۱۰ش در كاظمين درگذشت. در زندگى اجتماعى شيخ(span dir="LTR")‌جواد دو جنبه درخور توجه است: نخست اهتمام وى به فعاليتهاى آموزشى و تربيتى و دوم مبارزه با استعمار. دربارة جنبة اول بايد اشاره كرد كه در ۱۲۸۴ش (۱۳۲۳)، به همت حاج(span dir="LTR")‌اكبر اهرابى مدرسه(span dir="LTR")‌اى به نام اخوت در كاظمين تأسيس شده بود ((em)تاريخچه فرهنگ ايران در كشور عراق(/em)، ص ۴۹) و شيخ(span dir="LTR")‌جواد كتابهايى براى تدريس به دانش(span dir="LTR")‌آموزان آن مدرسه تأليف كرده بود، ازجمله (em)التمهيد (/em)مشتمل بر قواعد زبان عربى. جنبة ديگر، فعاليت سياسى و مبارزاتى شيخ(span dir="LTR")‌جواد در برابر تسلط انگليسيها بر عراق و مشاركت فعال در «انقلاب ۱۹۲۰ عراق(sup)*(/sup)» (ثورة(span dir="LTR")‌العشرين) به رهبرى آيت(span dir="LTR")‌اللّه شيخ(span dir="LTR")‌محمدتقى شيرازى و ديگر علماى نجف است. على وَردى (ج ۴، ص ۳۵۱) در گزارش رويدادهاى اين قيام ضداستعمارى توضيح داده(span dir="LTR")‌است كه پس از سيطره مجدد انگليسيها، آنان اعضاى شوراى مديريت مدرسة ايرانى اخوت در كاظمين و نيز بعضى ديگر از چهره(span dir="LTR")‌هاى معروف آن شهر را دستگير و زندانى و سپس تبعيد كردند، زيرا آنان از مبلّغان مشروطيت و از پشتيبانان نهضت جهادى بودند؛ از جمله اكبر اهرابى، سيدعيسى مشّاط، عبدالرئوف كاظمى، شيخ(span dir="LTR")‌جواد زنجانى و ميرزااحمد يزدى كه آنها را نخست به بصره و سپس به شهر سمرپور هند تبعيد كردند (نيز ← مدرسى، ص ۲۰۶، نامة سيدعزالدين زنجانى). به(span dir="LTR")‌گفتة عابدى (ص ۲۱) روزبه در خردسالى به اتفاق پدرش براى زيارت عتبات به عراق رفته بود و شيخ(span dir="LTR")‌جواد با مشاهده آثار نبوغ در «سيما و سيرت برادرزاده» پيشنهاد كرد كه او براى تحصيل علوم دينى در عراق بماند.
(p dir="RTL")
رضا روزبه تحصيلات ابتدايى را در دبستان توفيق زنجان به انجام رساند. اين مدرسه به همت حاج(span dir="LTR")‌على(span dir="LTR")‌اكبر توفيقى در ۱۲۹۹ش تأسيس شده بود (نيرومند، ص ۵۶۹؛ محمدى(span dir="LTR")‌خواه، ص ۱۰۶). ازجمله معلمان روزبه شاهزاده دانشمندى به نام عبدالمجيدميرزا بوده(span dir="LTR")‌است از نوادگان عبداللّه ميرزادارا(sup)*(/sup)، پسر فتحعلى(span dir="LTR")‌شاه قاجار حاكم زنجان در دهه(span dir="LTR")‌هايى از قرن سيزدهم. عبدالمجيدميرزا را آيت(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌سيدعزالدين زنجانى(sup)*(/sup) «از دانشمندان برجسته گمنام و مرد الاهى و فيلسوف وارسته» دانسته(span dir="LTR")‌است (براى شرح(span dir="LTR")‌حال او ← موسى زنجانى، ص ۷۷). دربارة روزبه از قول وى نقل شده كه خداوند متعال به كربلايى(span dir="LTR")‌محمود فرزندى عطا كرده كه نمونة فضيلت و ذكاوت و صلاح است (← مدرسى، ص ۲۰۷، نامة سيدعزالدين زنجانى). روزبه از نوجوانى و ظاهراً پيش از اتمام دورة متوسطه در دبيرستان دولتى پهلوى زنجان، در دبستان توفيق معلم شد (← مدرسى، ص ۶۰) و هم(span dir="LTR")‌زمان به تحصيل علوم دينى پرداخت و مقدمات و سطح را در خارج از دبيرستان نزد استادان و فقهاى زنجان فراگرفت. (em)كفايه (/em)را نزد آقاشيخ(span dir="LTR")‌حسين دين(span dir="LTR")‌محمدى از علماى زنجان خواند. همچنين به همراه سيدعزالدين زنجانى كتاب (em)المبدأ و المعاد (/em)صدرالمتألهين و نيز منطق (em)حكمة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الاشراق (/em)سهروردى و (em)معيار العلم(/em) غزالى و نيز بحث «خلل صلوة» (em)عرو(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الوثقاى (/em)آيت(span dir="LTR")‌اللّه سيدمحمدكاظم طباطبايى(span dir="LTR")‌يزدى را نزد آيت(span dir="LTR")‌اللّه سيدمحمود حسينى(span dir="LTR")‌زنجانى، امام جمعه زنجان، فراگرفت. در كنار اينها او مدت زيادى مباحثى از فيزيك را نزد اسداللّه مبشرى (متوفى ۱۳۶۹ش) كه آن زمان در دادگسترى زنجان مأموريت داشت، آموخت (مجتهدى، ص ۴۵؛ مدرسى، ص ۲۰۷، نامة سيدعزالدين زنجانى).
(p dir="RTL")
با حملة متفقين در شهريور ۱۳۲۰ به ايران، اوضاع سياسى دگرگون شد و آذربايجان و زنجان چند سالى دستخوش ناآراميهاى ناشى از تجزيه(span dir="LTR")‌طلبى فرقه دموكرات گرديد. روزبه كه در اين سالها به(span dir="LTR")‌عنوان معلمى جوان و دانشمند و متقى شناخته شده(span dir="LTR")‌بود، هم در برابر تبليغات ضدمذهبى دوران پهلوى اول و هم در برابر تبليغات ضدمذهبى فرقة دموكرات در مدارس و جامعه، به تبليغ و تبيين اعتقادات و معارف دينى مى(span dir="LTR")‌پرداخت (← عابدى، ص ۲۳ـ۲۷؛ مدرسى، ص ۶۲ـ۶۷). عوامل فرقه در ۱۳۲۴ش، على(span dir="LTR")‌اكبر توفيقى، مؤسس و مدير مدرسة توفيق، را دستگير و شبانه تيرباران كردند. گويا روزبه نيز همراه توفيقى دستگير شده(span dir="LTR")‌بود، اما به(span dir="LTR")‌علت جوانى او را آزاد كردند (كرباسچيان، ص ۳۱) به(span dir="LTR")‌هر حال مديريت آن مدرسه از آن پس بر عهدة روزبه قرار گرفت (محمدى(span dir="LTR")‌خواه، ص ۱۳۳).
(p dir="RTL")
روزبه در ۱۳۳۰ش براى تحصيل در رشتة فيزيك دانشكده علوم دانشگاه تهران و نيز دانشسراى عالى راهى تهران شد. او در زمان دانشجويى مردى جاافتاده و باتجربه و حداقل ده سال از ديگر دانشجويان مسن(span dir="LTR")‌تر بود و به اعتبار سن و شخصيت علمى و معنوى خود در كلاسهاى درس دانشگاه مورد توجه و احترام دانشجويان و استادان بود. او از آبان ۱۳۱۴ تا مهر ۱۳۱۹ در سمت آموزگار و از ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۵ش در سمت دبيرى دبستان و دبيرستان ملى توفيق زنجان مشغول به كار بود و از اول آبان ۱۳۲۹ تا ۳۱ شهريور ۱۳۳۰ آموزگار پيمانى دبستانهاى زنجان بود و از مهر ۱۳۳۰ به سمت دبيرى دبيرستانهاى مركز منصوب شد (← مدرسى، بخش اسناد، ص ۳۲۷ـ۳۲۸). روزبه پس از ورود به تهران، در دبيرستان بهجت(span dir="LTR")‌آباد و دبيرستان تخت(span dir="LTR")‌جمشيد مشغول به تدريس شد.
(p dir="RTL")
حادثه(span dir="LTR")‌اى كه مسير زندگى روزبه را تغيير داد، آشنايى وى با روحانى پرشور و دانشمندى به(span dir="LTR")‌نام على(span dir="LTR")‌اصغر كرباسچيان(sup)*(/sup)، معروف به علامه، است. آغاز اين آشنايى به ۱۳۲۸ش و سفر علامه به زنجان بازمى(span dir="LTR")‌گردد. اين آشنايى و ديدار در تعطيلات تابستان ۱۳۲۹ش كه علامه بار ديگر به زنجان سفر كرده بود تجديد و تقويت شد و سپس يك ديدار تصادفى در ۱۳۳۴ش در تهران زمينة همكارى آن دو را فراهم كرد (← ادامة مقاله). كرباسچيان كه با تشخيص وظيفه تأسيس مدرسه(span dir="LTR")‌اى اسلامى از قم به تهران آمده بود، در اين ديدار غيرمنتظره فكر تأسيس مدرسه را با روزبه مطرح كرد و روزبه بى(span dir="LTR")‌درنگ آمادگى خود را براى مديريت آن مدرسه اعلام نمود و با پشتيبانى جمعى از روحانيان و تجار دبيرستان علوى تأسيس شد (← كرباسچيان، ص ۲۹ـ۳۲). اين دبيرستان كه بايد آن را نقطة عطفى در تاريخ تعليم و تربيت جديد ايران به حساب آورد (حدادعادل، ص ۱۱۵)، در مهر ۱۳۳۵ در ساختمانى قديمى در خيابان ايران (عين(span dir="LTR")‌الدوله) در تهران كار خود را با مديريت رسمى روزبه آغاز كرد، در حالى(span dir="LTR")‌كه على(span dir="LTR")‌اصغر كرباسچيان نيز دوشادوش او مسئوليت تأمين هزينه(span dir="LTR")‌ها و جلب حمايت علما و نيكوكاران و جذب همكاران مناسب اين محيط آموزشى و بسيارى ديگر از امور تربيتى مدرسه را برعهده داشت (نيز ← كرباسچيان(sup)*(/sup)، على(span dir="LTR")‌اصغر).
(p dir="RTL")
مدرسة علوى در تهران، ميدان خدمت وسيع(span dir="LTR")‌ترى با چشم(span dir="LTR")‌اندازى گسترده(span dir="LTR")‌تر و روشن(span dir="LTR")‌تر در اختيار روزبه قرار داد و از آن پس وى هفده(span dir="LTR")‌سال پايانى عمر پنجاه(span dir="LTR")‌ودو ساله خود را با هدف تربيت نسلى با  ايمان و دانشمند، در اين دبيرستان سپرى كرد. او براى رسيدن به اين هدف حتى فرصت تحصيل در مراكز مهم علمى اروپا و امريكا را ناديده گرفت. براى او با دانش و استعدادى كه داشت، امكان سفر به خارج از كشور و استفاده از بورس تحصيلى براى نيل به درجه دكترى و كسب مقامات دانشگاهى به(span dir="LTR")‌خوبى وجود داشت، اما او راه و هدف خود را مهم(span dir="LTR")‌تر مى(span dir="LTR")‌دانست و مسير خود را تغيير نداد. روزبه پس از اخذ درجة ليسانس فيزيك (كارشناسى)، به مطالعات خود در همين رشته در دانشگاه تهران به راهنمايى دكتر كمال(span dir="LTR")‌الدين جناب، از نخستين استادان فيزيك دانشكده علوم دانشگاه تهران (متوفى ۱۳۸۵ش)، براى اخذ درجة فوق(span dir="LTR")‌ليسانس (كارشناسى(span dir="LTR")‌ارشد) ادامه داد و در نهايت در اول آبان ۱۳۳۸ با تقديم رسالة «مطالعه در آثار ميدان الكتريكى و رادياسيون و گاز ازن روى موجودات زنده» اين دوره را با موفقيت به پايان برد (مدرسى، ص ۷۹ـ۹۰). روزبه از نخستين فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان دورة فوق(span dir="LTR")‌ليسانس فيزيك در ايران بود.
(p dir="RTL")
در اين سالها روزبه همة تجربه(span dir="LTR")‌هاى معلمى و همه دانش وسيع و عميق خود را در فيزيك و شيمى و زيست­شناسى و رياضيات و معارف اسلامى و ادبيات فارسى و عربى، در كنار مهارتها و تخصصهاى تعليم و تربيت كه از استادانى مانند محمدباقر هوشيار(sup)*(/sup) (متوفى ۱۳۳۶ش) در دانشسراى عالى آموخته بود، براى ادارة دبيرستان علوى و تربيت صدها تن از دانش(span dir="LTR")‌آموزان متدين و بااستعداد آن مدرسه به(span dir="LTR")‌كار گرفت. او در همين سالها در تهران ازدواج كرد. حاصل اين ازدواج دو پسر و يك دختر بود. او هنگام اقامت در تهران با علامه سيدمحمدحسين طباطبايى(sup)*(/sup) و آثار و افكار او انس و شناخت بيشترى پيدا كرد. منشأ اين شناخت، به ظن قوى، علامه كرباسچيان بوده(span dir="LTR")‌است كه خود از نزديكان طباطبايى به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آمد و در قم در درس نقد ماترياليسم طباطبايى كه دستاورد آن (em)اصول فلسفه (/em)و(em) روش رئاليسم(/em) بود، شركت كرده(span dir="LTR")‌بود. ضمن آنكه طباطبايى با سيدمحمود حسينى زنجانى در دوران تحصيل در نجف دوستى داشت و مدتى با او همدرس بود. گويا روزبه گاهى در جلسات هفتگى طباطبايى كه در تهران برگزار مى(span dir="LTR")‌شد، شركت داشته و به(span dir="LTR")‌علاوه، مباحث تفسيرى طباطبايى در (em)الميزان (/em)را با علاقه پيگيرى مى(span dir="LTR")‌كرده(span dir="LTR")‌است. او همين كتاب را متن درس تفسير خود در كلاسهاى مدرسة علوى و نيز دوره(span dir="LTR")‌هاى آموزش غيررسمى، كه براى فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان برگزار مى(span dir="LTR")‌كرد، قرار داده(span dir="LTR")‌بود. گفتنى است كه طباطبايى پس از درگذشت همسرش در ۱۳۴۴ش، در اواخر دهة ۱۳۴۰ش خواهر روزبه را به همسرى گرفت.
(p dir="RTL")
روزبه در زمستان ۱۳۴۷ش دچار بيمارى سرطان شد. خبر بيمارى روزبه براى همة آشنايان و دوستان او سنگين بود. او با توصيه و تأكيد پزشكان و متعاقب آن، حكم آيت(span dir="LTR")‌اللّه ميلانى (← مدرسى، ص ۲۰۸، نامة سيدعزالدين زنجانى) با بدرقه(span dir="LTR")‌اى كم(span dir="LTR")‌نظير براى درمان اين بيمارى در بهار ۱۳۴۸ به انگلستان سفر كرد و پس از درمانهاى ضرورى به ايران بازگشت تا معالجات را در آنجا ادامه دهد. برخورد روزبه با بيمارى(span dir="LTR")‌اش برخوردى خاص بود. او از ابتلا به بيمارى سرطان، كوتاه بودن فرصت و وجوب تلاش بيشتر را دريافته بود و بنابراين در پنج سالى كه به اين بيمارى مبتلا بود نه تنها از كار و تلاش بازنماند، بلكه بر حجم فعاليتهايش افزود و علاوه بر كارهاى جارى دبيرستان، اقداماتى ديگر را نيز آغاز كرد. در شهريور ۱۳۵۲، پنج سال پس از اولين سفر درمانى، طبق برنامه اعلام(span dir="LTR")‌شده پزشكان بار ديگر راهى انگلستان شد و در همانجا نشانه(span dir="LTR")‌هاى پايان عمر پرتلاش خود را دريافت و وصيت(span dir="LTR")‌نامه(span dir="LTR")‌اى كوتاه و گويا نوشت (← عابدى، ص ۳۵ـ۳۶؛ مدرسى، ص ۳۹۲). او بلافاصله پس از بازگشت به تهران، به تدريس در مدرسة علوى ادامه داد، ولى اين تدريس كمتر از دو هفته ادامه يافت (← عابدى، ص ۳۶) و روزبه در ۲۱ آبان ۱۳۵۲ درگذشت و در قم به خاك سپرده شد.
(p dir="RTL")
مهم(span dir="LTR")‌ترين جنبة شخصيت روزبه، كه بايد آن را ركن اصلى حيات فكرى و معنوى او و محور همة حركتهاى وى در زندگى دانست، اعتقاد به خدا و ايمان به پيامبر اسلام و ائمه هدى و تقوا و تعبد و پارسايى مثال(span dir="LTR")‌زدنى او بوده(span dir="LTR")‌است. شاگردان و همكاران او، متفقاً، معتقدند كه او مصداق عينى و عملى آية «اِنَّ صلاتى و نُسُكى و مَحياىَ و مماتى لِلّهِ ربِّ العالمين» (انعام : ۱۶۲) بود. او در نظر و عمل و گفتار و كردار مسلمانى درست اعتقاد بود. روزبه چنان نبود كه معلومات و معارف مذهبى را آموخته و آنها را در ذهن خود به صورتى مجزا در كنار علوم طبيعى و رياضى جديد انباشته باشد، بلكه وى مبتنى(span dir="LTR")‌بر جهان(span dir="LTR")‌بينى توحيدى، حقايق تشريعى و تكوينى را يكجا آيات الهى مى(span dir="LTR")‌دانست و با آگاهى بيشتر به سازوكار و خواص اشيا و موجودات طبيعى، جلوه(span dir="LTR")‌هاى حكمت و قدرت الهى را در آفرينش مشاهده مى(span dir="LTR")‌كرد و در اعتقاد خود به خداوند و احاطه قيومى او بر عالم خلقت راسخ(span dir="LTR")‌تر مى­شد. وى رياضيات را زبان طبيعت مى(span dir="LTR")‌دانست و با اين زبان به سخن طبيعت گوش فرا مى(span dir="LTR")‌داد و با طبيعت سخن مى(span dir="LTR")‌گفت. از نظر او، معادلات رياضى بيانگر تعادل واقعى در عالم خارج و در طبيعت(span dir="LTR")‌اند. او نگاه توحيدى و فلسفى و علمى به طبيعت را باهم آشتى داده بود. روزبه با زندگى و شخصيت فكرى و علمى خود نشان داد كه مى(span dir="LTR")‌توان در دنياى «جديد» زندگى كرد و در عين(span dir="LTR")‌حال عميقاً ديندار و مسلمان بود. در دوره(span dir="LTR")‌اى كه مكاتبى مانند ماركسيسم و پوزيتيويسم بر نفى دين به(span dir="LTR")‌عنوان علم تأكيد داشتند، تلاش روزبه و همفكران او فعاليت برضد تصور تقابل علم و دين بود (براى توضيحات بيشتر دربارة جايگاه علم در مدرسة علوى ← طارمى(span dir="LTR")‌راد، ۱۳۸۶ش(sup)ب(/sup)، ص ۹۸ـ۱۲۱). هنگامى كه به نماز مى(span dir="LTR")‌ايستاد چنان(span dir="LTR")‌حالى داشت كه گويى خود را در محضر خداى باعظمت احساس مى(span dir="LTR")‌كند. با آنكه خود در فقه قريب(span dir="LTR")‌الاجتهاد بود، در احكام شرعى از آيت(span dir="LTR")‌اللّه سيدهادى ميلانى با نهايت جديت تقليد مى(span dir="LTR")‌كرد و در رعايت حقوق ديگران به(span dir="LTR")‌ويژه حق(span dir="LTR")‌الناس و استفاده از بيت(span dir="LTR")‌المال و تأديه حقوق مالى شرعى فوق(span dir="LTR")‌العاده دقيق و سخت(span dir="LTR")‌گير بود (براى نمونه ← مدرسى، همانجا، متن وصيتنامة استاد به خط خودشان؛ براى تصويرى جامع از شخصيت روزبه ← موسوى، ص ۷).
(p dir="RTL")
روزبه به(span dir="LTR")‌عنوان فعال سياسى در مبارزه با حكومت پهلوى شناخته نشده بود. هدف وى و مسئوليتى كه در ادارة دبيرستان علوى در آن سالها برعهده داشت ملاحظاتى را ايجاب مى(span dir="LTR")‌كرد كه روزبه ناگزير آنها را رعايت مى­كرد، اما همة شاگردان او مى(span dir="LTR")‌دانستند كه او از نظر سياسى با حكومت پهلوى قطعاً مخالف است (براى نمونه­اى از موضع سياسى او ← مدرسى، ص ۲۸۲، به(span dir="LTR")‌نقل از محمد عبدالصمدى؛ نيز ← عابدى، ص ۲۹).
(p dir="RTL")
روش روزبه در تدريس علوم طبيعى و درسهايى مانند فيزيك و شيمى و زيست(span dir="LTR")‌شناسى، روشى متكى بر آزمايش و عمل بود. او با اجراى آزمايش درحضور دانش(span dir="LTR")‌آموزان و با كمك خود آنان، واقعيتها و سازوكار و قوانين طبيعت را عملاً نشان مى(span dir="LTR")‌داد و به دانش(span dir="LTR")‌آموزان كمك مى(span dir="LTR")‌كرد تا همانند دانشمندانى كه خود از مشاهدة طبيعت موفق به كشف قوانين آن شده(span dir="LTR")‌اند، قوانين حاكم بر آنچه را عملاً در آزمايشگاه مشاهده مى(span dir="LTR")‌كنند، كشف كنند. وى در اين شيوه تدريس از تاريخ علم كه با آن آشنايى داشت بهره مى(span dir="LTR")‌گرفت (سپهرى(span dir="LTR")‌راد، ص ۷۲؛ صادقى تهرانى، ص ۸۱). يكى از خصوصيات مديريتى روزبه در دبيرستان علوى اين بود كه به همه درسها اهميت مى­داد و هيچ درسى از نظر او درس فرعى محسوب نمى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL")
روزبه از نظر اخلاقى آيتى از تقوا و حسن(span dir="LTR")‌خلق بود. او در عين حال كه بسيار جدى و حتى در بعضى مواقع سختگير بود، مردى مهربان و ملايم و متواضع و خوش(span dir="LTR")‌صحبت و خوش(span dir="LTR")‌محضر و در زهد و ساده(span dir="LTR")‌زيستى كم(span dir="LTR")‌نظير بود. لباس او پاكيزه، اما ساده و به(span dir="LTR")‌دور از هرگونه آرايش و تكلف بود و هيچ نشانى از تجمل در خانه و زندگى و پوشش و خوراك او ديده نمى(span dir="LTR")‌شد (براى نمونه ← مدرسى، ص ۲۸۱، به(span dir="LTR")‌نقل از محمد عبدالصمدى). غذاى او، غالباً ساده و مختصر و محدود به نان و ماست و امثال آن بود و بر اين سيره خود در مقام مدير مدرسه، بدون اظهار صريح، تأكيد داشت. دانش(span dir="LTR")‌آموزان و نيز كاركنان مدرسة علوى از سطوح مختلف اجتماعى و معيشتى گرد آمده بودند و روزبه بر آن بود كه در رفتار شخصى و نحوة زيست فروتر از همگان باشد (← عابدى، ص ۳۱ـ۳۲). با آنكه براى او امكان برخوردارى از مزاياى مادى فراهم شده بود، جز حقوق رسمى آموزش و پرورش كه بخشى از همان را هم براى رسيدگى مالى به ديگران هزينه مى(span dir="LTR")‌كرد، دريافت نمى(span dir="LTR")‌كرد. او هيچ(span dir="LTR")‌گاه دربارة خود سخنى كه حاكى از لاف و خودستايى و غرور باشد به زبان نمى(span dir="LTR")‌آورد. روزبه مديرى فوق­العاده پركار و بسيار منظم و باانضباط بود. انضباط او در عمل، همانند انضباط او در فكر، مثال(span dir="LTR")‌زدنى بود. او به استادان خود، اعم از روحانى و غيرروحانى، احترام مى(span dir="LTR")‌گذاشت و همواره از استادش دكتركمال(span dir="LTR")‌الدين جناب به تكريم ياد مى(span dir="LTR")‌كرد. دكتر جناب نيز اين دانشجوى خود را چنان گرامى مى(span dir="LTR")‌داشت كه به دعوت او در دبيرستان علوى فيزيك تدريس مى(span dir="LTR")‌كرد و فرزند خود را نيز براى تحصيل به دبيرستان علوى سپرده بود (مدرسى، ص۲۱۰، نامة كمال جناب).
(p dir="RTL")
روزبه نه تنها علوم طبيعى و رياضى و علوم اسلامى را عميقاً فراگرفته بود، كه دانش تخصصى معلمى يعنى علوم راجع به تعليم و تربيت را نيز در دانشسراى عالى به(span dir="LTR")‌خوبى آموخته بود و با تجربه(span dir="LTR")‌اى كه در كلاسهاى درسى و مديريت مدرسه در زنجان و تهران كسب كرده بود، هنگام تأسيس دبيرستان علوى براى ادارة يك مدرسة اسلامى نمونه آمادگى كامل داشت. او به اهميت روش تدريس به(span dir="LTR")‌طور كلى و اهميت روش تدريس خاص هريك از مواد درسى دبيرستانى توجه دقيق داشت. در سالهايى كه دبيرستان علوى را اداره مى(span dir="LTR")‌كرد، به غير از درس انگليسى ــ كه بر آن به اندازة زبان فرانسه و عربى تسلط نداشت ــ به(span dir="LTR")‌جاى هر معلمى، كه به علتى غايب مى(span dir="LTR")‌شد، به كلاس مى(span dir="LTR")‌رفت و با استفاده از روش تدريس مخصوص همان درس، آن را تدريس مى(span dir="LTR")‌كرد و با بيان روشن و فكر منطقى و روش درست به(span dir="LTR")‌خوبى از عهده برمى(span dir="LTR")‌آمد. وى دبيرستان علوى را هفده سال با اقتدار و پشتكار زياد و با روش علمى براساس مبانى و ديدگاههاى اسلامى اداره كرد و توانست الگويى مناسب براى ديگرانى كه در انديشة تأسيس چنين مدارسى بودند به دست دهد. تأثير عميق و ماندگار او را در تعداد زياد مدارسى كه فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان مدرسة علوى در دهه(span dir="LTR")‌هاى اخير در ايران تأسيس كرده(span dir="LTR")‌اند، مى(span dir="LTR")‌توان مشاهده كرد.
(p dir="RTL")
تلاش روزبه در تهران در عرصة وسيع تعليم و تربيت به(span dir="LTR")‌كار اصلى و رسمى وى در دبيرستان علوى محدود نمى(span dir="LTR")‌شد، بلكه علاوه بر آن، در آن سالها بخشى از اوقات خود را صرف آموزشهايى مى(span dir="LTR")‌كرد كه در اصطلاح علوم تربيتى به آن «آموزش غيررسمى» اطلاق مى(span dir="LTR")‌شود. يكى از اين آموزشها، تعليم علوم جديد به گروهى از روحانيان مستعد و جوان حوزة علمية قم بود كه در زمان آيت(span dir="LTR")‌اللّه بروجردى دوران طلبگى خود را مى(span dir="LTR")‌گذراندند. به(span dir="LTR")‌ابتكار علامه كرباسچيان در تابستان ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ش، گروهى از طلاب جوان حوزة علمية قم به تهران دعوت شدند و در يك دورة فشردة سه ماهه هر روز از شش صبح تا شش بعدازظهر (با يك ساعت استراحت براى نماز و ناهار) دروس زمين(span dir="LTR")‌شناسى، فيزيك، فيزيولوژى، اقتصاد و زبان انگليسى و چند جلسه فلسفة اسلامى را فراگرفتند. استادان اين دوره(span dir="LTR")‌هاى آموزشى كسانى چون يداللّه سحابى(sup)*(/sup) و مرتضى مطهرى(sup)*(/sup) بودند و روزبه نيز مدرّس شاخص اين دوره(span dir="LTR")‌ها بود. وى براى اين گروه با استفاده از لوازم آزمايشگاهى مدرسه، آزمايشهايى در فيزيك و ساير علوم طبيعى انجام مى(span dir="LTR")‌داد و چون با زبان عربى و فقه و اصول و فلسفه و منطق نيز آشنايى كافى داشت، مى(span dir="LTR")‌توانست اين دانشها را به نيكوترين وجه به اين دسته از مخاطبان خود بياموزد. شمارى از شركت(span dir="LTR")‌كنندگان اين دروس را علامه كرباسچيان (ص ۴۲) و آيت(span dir="LTR")‌اللّه مرتضى تهرانى كه خود از جمله شركت(span dir="LTR")‌كنندگان بوده(span dir="LTR")‌است (← (em)روايت استاد(/em)، ص ۲۱۶ـ۲۱۷)، نام برده(span dir="LTR")‌اند. محمدتقى شريعتمدارى، سيدعلى شاه(span dir="LTR")‌چراغى(sup)*(/sup)، حسين نورى(span dir="LTR")‌همدانى، محمد مفتح(sup)*(/sup)، سيدمحسن خرازى، محمدرضا مهدوى(span dir="LTR")‌كنى(sup)*(/sup)، محمدباقر باقرى كنى، اكبر هاشمى(span dir="LTR")‌رفسنجانى، محمد امامى(span dir="LTR")‌كاشانى، جواد الهى(span dir="LTR")‌كنى، محسن دانش(span dir="LTR")‌آشتيانى، على بهجتى و محمدحسين بهجتى (شفق) از كسانى بودند كه در آن درسها شركت داشتند و غالباً از شخصيتهاى نامبردار و مؤثر روحانيت و استادان مبرِّز حوزه(span dir="LTR")‌هاى علميه شدند و بسيارى از آنها پس از پيروزى انقلاب اسلامى مسئوليتهاى مهمى را برعهده گرفتند (← هاشمى رفسنجانى، ص ۹۱؛ مدرسى، ص ۱۴۳ و پانويس؛ (em)روايت استاد(/em)، ص ۲۶۹ـ۲۷۰، به(span dir="LTR")‌نقل از اكبر هاشمى(span dir="LTR")‌رفسنجانى، ص۲۴۰ـ۲۴۱، به نقل از محمدحسين بهجتى، ص ۱۸۱). روزبه بحق در زمانة خود مصداق بارز آن واقعيتى بود كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى از آن تحت(span dir="LTR")‌عنوان وحدت حوزه و دانشگاه ياد شد و آموزشهاى وى به گروهى از طلاب جوان نيز قدمى مؤثر در راه ايجاد همدلى و همزبانى ميان حوزويان و دانشگاهيان محسوب مى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL")
فعاليت سودمند ديگرى كه روزبه در سالهاى پايانى عمر خود انجام داد، برنامه(span dir="LTR")‌ريزى آموزشهاى اسلامى براى عده(span dir="LTR")‌اى از بانوان جوانِ داراى تحصيلات دانشگاهى بود. توجه به تعليم و تربيت نوين براى بانوان متدين، مخصوصاً پس از ۱۳۴۲ش قوّت گرفت. در ذهن بسيارى از مصلحان دينى، ازجمله روزبه، اين اعتقاد وجود داشت كه تنها به مدد همسران و مادران آگاه مى(span dir="LTR")‌توان نسلى شايسته تربيت كرد. سيدعلى شاه(span dir="LTR")‌چراغى، روحانى دانشمندى كه علاوه(span dir="LTR")‌بر فعاليتهاى تدريسى معمول حوزه(span dir="LTR")‌اى، جلسات آموزشى دينى براى جوانان داشت و از اركان مؤسسه حسينيه ارشاد در زمان تأسيس آن بود، از اواخر تابستان ۱۳۴۷ش جلساتى براى تدريس مباحث اسلامى به بانوان جوانى كه بيشتر آنها دانشجو بودند، تشكيل داده بود. او در ارديبهشت ۱۳۴۹ براثر بيمارى، در اوان چهل سالگى درگذشت و شاگردان او در همان سال، از روزبه براى ادامة راه دعوت كردند و وى با قبول اين مسئوليت با همراهى چندتن از روحانيان فعال اجتماعى از جمله آيت(span dir="LTR")‌اللّه سيدمرتضى شبسترى(sup)*(/sup) (متوفى ۱۳۵۹ش)، علامه محمدتقى جعفرى(sup)*(/sup)، آيت(span dir="LTR")‌اللّه داوودى، دكتر احمد توانا و از همه شاخص(span dir="LTR")‌تر روحانى شهيد سيدكاظم موسوى، همكار روزبه در دبيرستان علوى و در تأليف كتاب (em)عربى آسان(/em)، طرحى نو درافكند و با ايجاد تحول در برنامه(span dir="LTR")‌هاى درسى اين كلاسها، خود نيز تدريس بعضى از دروس را در اصول عقايد برعهده گرفت. شمار اعضاى شركت(span dir="LTR")‌كننده در اين كلاسها كه در آغاز سى تن بود، در ۱۳۵۷ش به ششصد تن بالغ گرديد (نهاونديان، ص۱۴۰؛ خواجه شاهكوهى، ص ۱۳۷ـ۱۵۰). در مسير همين فعاليت، فكر تأسيس مدارس اسلامى نمونه براى دختران قوّت گرفت و روزبه، ضمن تشويق شاگردانش به تأسيس مدرسه، همة تجربه و دانش خود را در اختيار كسانى قرار داد كه مى(span dir="LTR")‌توانستند براى گرفتن امتياز آن مدارس اقدام كنند و به اين ترتيب مدرسة راهنمايى دخترانة روشنگر در ۱۳۵۰ش تأسيس شد و به پيشنهاد سيدكاظم موسوى، به ياد نخستين مربى اين جمع «بنياد فرهنگى شاهچراغ» نام گرفت (خواجه شاهكوهى، ص ۱۵۳ـ۱۵۷). پس از درگذشت روزبه در ۱۳۵۲ش، اين فعاليت عمدتاً با هدايت و تشويق و پشتكار شهيدسيدكاظم موسوى ادامه پيدا كرد و اين دوره­هاى آموزشى و آن راهنماييها، سودمند واقع شد و به ظهور جريان بالنده(span dir="LTR")‌اى در تعليم و تربيت رسمى و غيررسمى بانوان منجر گرديد كه همچنان ادامه دارد (← خزعل، ص۶۰ـ۶۸؛ سيدكاظم موسوى پس از انقلاب اسلامى معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه(span dir="LTR")‌ريزى آموزشى بود و در فاجعة هفتم تير ۱۳۶۰ به شهادت رسيد؛ دربارة ويژگيهاى شخصيتى و سهم بى(span dir="LTR")‌بديل او در پيشبرد اهداف مدرسة روشنگر ← خواجه شاهكوهى، ۱۳۹۴ش).
(p dir="RTL")
روزبه از ساير ظرفيتهاى جامعه براى تعليم و تربيت دينى و تقويت اعتقادات عامة مردم و نيز تقويت امكانات نيروهاى مذهبى غافل نبود. به گزارش اصغر نهاونديان (ص ۱۲۶ـ۱۴۰)، از فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان دبيرستان علوى كه پدرش از همشهريان متدين روزبه در تهران بود، روزبه دانش(span dir="LTR")‌آموزان و فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان دبيرستان علوى را به تأسيس انواع شركتهاى تعاونى به(span dir="LTR")‌انگيزه مشاركت در كارهاى عام(span dir="LTR")‌المنفعه فرامى(span dir="LTR")‌خواند و در جلسات هفتگى آنان كه در خانه(span dir="LTR")‌هاى دانش(span dir="LTR")‌آموزان تشكيل مى(span dir="LTR")‌شد، حضور مى(span dir="LTR")‌يافت و سخنرانى و تدريس مى(span dir="LTR")‌كرد. علاوه(span dir="LTR")‌براين، وى مناسبات گسترده(span dir="LTR")‌اى با مجامع و محافل دينى زنجانيان مقيم تهران داشت و سالهاى طولانى در هيئت حسينى زنجانيها، اقامة نماز جماعت و تفسير قرآن و آموزش تجويد و بيان احكام شرعى را برعهده داشت. نهاونديان (ص ۱۳۶) هيئتها و مراكز دينى زنجانيها در تهران را كه به تشويق روزبه و همكارى ديگر افراد متدين تشكيل شده بود، برشمرده و همچنين از مؤسسه(span dir="LTR")‌اى به(span dir="LTR")‌نام «درمانگاه خيريه علوى زنجانيها» نام(span dir="LTR")‌برده كه از نهادهاى اجتماعىِ تشكيل شده با تشويق روزبه بوده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL")
روزبه با آنكه در نگارش كتاب و مقاله، قلمى كمابيش توانا داشت، كثيرالتأليف نبود. او عمر نسبتاً كوتاه خود را بيش از آنكه صرف تأليف كند، صرف تعليم و تربيت نسل جوان كرد. با اين حال، آثار معدودى از وى به(span dir="LTR")‌جا مانده(span dir="LTR")‌است :
(p dir="RTL")
۱) پايان(span dir="LTR")‌نامة دورة فوق(span dir="LTR")‌ليسانس (چاپ نشده) و نيز مشاركت در تأليف يكى ـ دو مقاله در حوزة فيزيك زير نظر استادش كمال(span dir="LTR")‌الدين جناب (مدرسى، ص۲۱۰، نامه كمال جناب). ۲) مجموعه دوجلدى (em)عربى آسان(/em) در صرف و نحو كه روزبه با همكارى سيدكاظم موسوى براى درس عربى دبيرستان علوى و احتمالاً با الهام از فعاليت مشابهى كه عمويش شيخ(span dir="LTR")‌جواد زنجانى در عراق انجام داده(span dir="LTR")‌بود تأليف كرد و چون در تأليف آنها هم از تجربه مؤلفان پيشين و هم از شيوه(span dir="LTR")‌هاى نوين تعليم و تربيت و نيز از تدريس آزمايشى آن كتابها در دبيرستان علوى بهره گرفته بود، آن مجموعه به زودى جاى خود را در مدارس اسلامى ايران باز كرد و سرآغاز تأليفات روشمند بعدى ديگر در اين زمينه ازجمله كتابهاى آموزش عربى مدارس راهنمايى و دانشسراى راهنمايى شد (← طارمى(span dir="LTR")‌راد، ۱۳۸۶ش(sup)الف(/sup)، ص ۱۴۱ـ۱۶۶). علاوه بر (em)عربى آسان(/em)، روزبه و موسوى كتابى هم براى آموزش قرآن تأليف كرده(span dir="LTR")‌اند به نام (em)روش آسان در تعليم قرآن (/em)كه در ۱۳۵۱ش در تهران منتشر شده(span dir="LTR")‌است. ۳)(em)خداشناسى(/em). اين كتاب را روزبه به(span dir="LTR")‌صورت درسنامه در سالهاى پايانى عمر تدوين و در پايه(span dir="LTR")‌هاى آخر دبيرستان تدريس كرد كه در ۱۳۶۱ش در قم به(span dir="LTR")‌صورت كتاب منتشر شد. ۴) مقالاتى در (em)مكتب تشيع(/em)، ازجمله در شمارة اول اين نشريه. ۵)دست(span dir="LTR")‌نوشته(span dir="LTR")‌هايى مشتمل بر مطالب تربيتى و آموزشى كه روزبه آنها را به قصد انتشار ننوشته بود (← مدرسى، ص ۳۵۵ـ۳۶۹) و نيز مذاكراتى كه با مرتضى مطهرى در جلسات انجمن اسلامى پزشكان كرده(span dir="LTR")‌است (← مطهرى، ج ۴، ص ۱۵۳ـ۱۶۹).
(p dir="RTL")
دربارة منش و نگرش رضا روزبه، در مقام (span dir="LTR")‌معلمى صاحب(span dir="LTR")‌سبك و انسانى متقى، شاگردان و علاقه(span dir="LTR")‌مندان او نيز كتابها و مقالات مختلفى تأليف كرده(span dir="LTR")‌اند.
(p dir="RTL")
روزبه را بايد از پيشگامان و بنيان(span dir="LTR")‌گذاران تعليم و تربيت نوين اسلامى در ايران دانست. كارى كه در ۱۳۳۵ش به همت او و علامه على(span dir="LTR")‌اصغر كرباسچيان آغاز شد، در دهه(span dir="LTR")‌هاى بعد به صورت جريانى زنده و بالنده در سراسر ايران ادامه يافت و تأثير خود را در تحولات سياسى و اجتماعى ايران برجاى گذاشت.
(p dir="RTL")
منابع: محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، (em)طبقات اعلام(/em)(span dir="LTR")‌(em)ا(/em)(em)لشيعة(/em)(em): نقباءالبشر فى القرن الرابع عشر(/em)، قسم ۱ـ۴، مشهد ۱۴۰۴؛ (em)تاريخچه فرهنگ ايران در كشور عراق از سال ۱۲۸۵ تا ۱۳۴۵ خورشيدى(/em)، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌جا: بى(span dir="LTR")‌نا.، بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ غلامعلى حدادعادل، «دبيرستان علوى نقطه(span dir="LTR")‌ى عطفى در تاريخ تعليم و تربيت جديد ايران»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استادرضا روزبه: مجموعه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى مقالات به مناسبت كنگره(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى بزرگ(/em)(span dir="LTR")‌(em)داشت استاد روزبه(/em)، تهران: آفاق، ۱۳۸۶ش؛ فريده خزعل، «نقش استاد روزبه در رشد اعتقادى بانوان»، در همان؛ (em)روايت استاد: استاد علامه كرباسچيان از نگاه ديگران(/em)، تهران: مركز تدوين و نشر آثار علامه كرباسچيان، ۱۳۸۶ش؛ عباس خواجه شاهكوهى،(em) روشنگر: پژوهشى در زندگى روحانى شهيد سيدكاظم موسوى(/em)، قم ۱۳۹۴ش؛ موسى زنجانى، (em)الفهرست لمشاهير علماء زنجان(/em)، قم: كتابفروشى شمس، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ محمد سپهرى(span dir="LTR")‌راد، «روش(span dir="LTR")‌هاى تدريس و تحقيق علمى استاد روزبه»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استاد رضا روزبه(/em)، همان؛ على صادقى(span dir="LTR")‌تهرانى، «منش و روش استاد روزبه در تعليم و تربيت»، در همان؛ حسن طارمى(span dir="LTR")‌راد، «سيرى در كتاب(span dir="LTR")‌هاى آموزش عربى، از ابتدا تا (em)عربى آسان(/em)»، در همان، ۱۳۸۶ش(sup)الف(/sup)؛ همو، «علوى و جايگاه علم در زندگى دين(span dir="LTR")‌مدارانه»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استاد علامه كرباسچيان: مجموعه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى مقالات به مناسبت بزرگ(/em)(span dir="LTR")‌(em)داشت پنجاهمين سال تأسيس مدرسه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى علوى(/em)، تهران: آفاق، ۱۳۸۶ش(sup)ب(/sup)؛ يحيى عابدى، «استاد رضا روزبه، از معلمى مدرسه(span dir="LTR")‌ى توفيق تا مديريت دبيرستان علوى»، در (em)يادنامه استاد رضا روزبه(/em)، همان؛ على(span dir="LTR")‌اصغر كرباسچيان، «زمينه(span dir="LTR")‌هاى فكرى و تاريخچه(span dir="LTR")‌ى تأسيس مدرسه(span dir="LTR")‌ى علوى»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استاد علامه كرباسچيان(/em)، همان؛ ابوالفضائل مجتهدى، «روزبه، مظهر صدق و تقوا»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استاد رضا روزبه(/em)، همان؛ اصغر محمدى(span dir="LTR")‌خواه، (em)تاريخ آموزش و پرورش استان زنجان: پيشگامان و پيشروان تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران(/em)، زنجان ۱۳۹۰ش؛ على مدرسى، (em)فيض گل(/em)، تهران ۱۳۸۴ش؛ مرتضى مطهرى، (em)مجموعه آثار(/em)، ج ۴، تهران ۱۳۸۹ش؛ كاظم موسوى، «متن سخنرانى شهيد حجة(span dir="LTR")‌الاسلام و المسلمين سيدكاظم موسوى در مراسم (span dir="LTR")]يادبود(span dir="LTR")[ روزبه در جمع گروه فرهنگى شاهچراغ (span dir="LTR")]۱۳۵۲ش(span dir="LTR")[»، (em)شما(/em)، ۲۸ آبان ۱۳۷۷؛ على(span dir="LTR")‌اصغر نهاونديان، «فعاليت(span dir="LTR")‌هاى اجتماعى استاد روزبه»، در (em)يادنامه(/em)(span dir="LTR")‌(em)ى استادرضا روزبه(/em)، همان؛ كريم نيرومند، (em)شرح زندگانى دانشمندان: روايت رجال لشگرى و كشورى استان زنجان (/em)((em)زنگان(/em))، زنجان ۱۳۸۵ش؛ على وردى، (em)لمحات اجتما(/em)(em)عية(/em)(em) من تاريخ العراق الحديث(/em)، بغداد ۱۹۶۹ـ۱۹۷۹، چاپ افست (span dir="LTR")]قم(span dir="LTR") [۱۳۷۱ش؛ اكبر هاشمى(span dir="LTR")‌رفسنجانى، (em)هاشمى(/em)(span dir="LTR")‌(em)رفسنجانى: دوران مبارزه(/em)، زيرنظر محسن هاشمى، تهران ۱۳۷۶ش.
(p align="right" dir="RTL")
/ غلامعلى حدادعادل /
نظر شما
مولفان
غلامعلى حدادعادل ,
گروه
تاریخ ,
رده موضوعی
تاریخ ایران - اعلام ,
جلد20
تاریخ
وضعیت چاپ
  • چاپ نشده