رازى، محمدبن زكريا

معرف

رازى، محمدبن زكريا، طبيب، كيميادان و فيلسوف قرن سوم و چهارم

متن
(p dir="RTL")
(strong)رازى، محمدبن زكريا(/strong)، طبيب، كيميادان و فيلسوف قرن سوم و چهارم. اين مقاله مشتمل است بر :(/p)
(p dir="RTL")
۱) زندگينامه(/p)
(p dir="RTL")
۲) آثار(/p)
(p dir="RTL")
۳) روش تحقيق و نوآوريهاى رازى در پزشكى دوره اسلامى(/p)
(p dir="RTL")
۴) تأثير رازى در پزشكى قلمرو اسلامى و تمدنهاى ديگر(/p)
(p dir="RTL")
۵) كيمياى رازى(/p)
(p dir="RTL")
۶) آرا و آثار فلسفى(/p)
(p dir="RTL")
۱) (strong)زندگينامه(/strong). نام وى محمد و كنيه(span dir="LTR")‌(/span)اش ابوبكر بود (ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۵). از زندگى رازى اطلاع چندانى در دست نيست، اما به استناد گزارش ابوريحان بيرونى (۱۹۳۶، ص ۴)، او در ۲۵۱ در رى به(span dir="LTR")‌(/span)دنيا آمد. ظاهراً از كودكى به علوم عقلى و ادبى علاقه(span dir="LTR")‌(/span)مند بود و بنابر منابع، در جوانى شعر مى(span dir="LTR")‌(/span)گفت و عود نيز مى(span dir="LTR")‌(/span)نواخت، اما پس از چهل(span dir="LTR")‌(/span)سالگى و روى(span dir="LTR")‌(/span)آوردن به فلسفه و طب آنها را رها كرد (ابن(span dir="LTR")‌(/span)جُلجُل، ص ۷۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اُصَيبعه، ص ۴۲۰؛ ابوالفداء،ج ۲، ص ۱۰۵). به(span dir="LTR")‌(/span)گفتة برخى، رازى در جوانى به زرگرى و صرافى مشغول بود و لقب صيرفى او به همين شغل اشاره دارد ((span dir="LTR")←(/span) بيهقى، ص۲۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، همانجا). رازى از طريق همين شغل به علم كيميا گرايش يافت و براثر اشتغال به آن و نزديكى با آتش و بوهاى تند، به بيمارى چشم دچار گرديد؛ وقتى براى معالجه به طبيب مراجعه كرد، علم طب را اصيل(span dir="LTR")‌(/span)تر از كيميا يافت و به طب پرداخت و چنان در آن پيشرفت كرد كه بسيارى از جمله امرا و بزرگان او را براى طبابت نزد خود مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند ((span dir="LTR")←(/span) ابوريحان بيرونى، ۱۹۳۶، ص ۴ـ ۵؛ بيهقى، همانجا). به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد، شهرت رازى در طب به بعد از چهل(span dir="LTR")‌(/span)سالگى او برمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد، اما پيش از آن نيز در سى(span dir="LTR")‌(/span)وچندسالگى به بغداد رفته(span dir="LTR")‌(/span)بود و در آنجا به آموختن طب و نيز طبابت در بيمارستان اشتغال داشت و پس از آن در بيمارستانهايى در رى و بغداد عهده(span dir="LTR")‌(/span)دار رياست شد ((span dir="LTR")←(/span) ابن(span dir="LTR")‌(/span)جلجل، همانجا؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۱۴ـ۴۱۵).(/p)
(p dir="RTL")
درباره استادان رازى اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر هست. ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۷) شخصى به(span dir="LTR")‌(/span)نام بلخى را استاد رازى خوانده و در ادامه به شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال شهيدبلخى(sup)*(/sup) (متوفى ۳۲۵) پرداخته و نوشته، رازى با بلخى مناظراتى داشته(span dir="LTR")‌(/span)است و آن دو كتابهايى در رد و نقض يكديگر نوشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. جز شهيدبلخى، ابوالقاسم بلخى و ابوزيد احمدبن سهل بلخى(sup)*(/sup) (متوفى ۳۲۲) نيز معاصر رازى بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند و از عنوان برخى از آثار رازى برمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد كه وى با اين دو تن نيز آشنا بوده(span dir="LTR")‌(/span)است ((span dir="LTR")←(/span) همان، ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۹ـ۳۱۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۲۵). به(span dir="LTR")‌(/span)دليل شهرت ابوزيد احمد بلخى در فلسفه، برخى محققان احتمال مى(span dir="LTR")‌(/span)دهند كه رازى به(span dir="LTR")‌(/span)واسطه او با فلسفه يونان آشنا شده باشد ((span dir="LTR")←(/span) مايرهوف، ص ۸۲؛ محقق، ص ۱۴ـ۱۵). به(span dir="LTR")‌(/span)نوشتة ناصرخسرو (ص ۸۹)، ابوالعباس ايرانشهرى(sup)*(/sup) ديگر استاد رازى بوده و ظاهراً رازى از طريق او با افكار مانوى آشنا شده(span dir="LTR")‌(/span)است ((span dir="LTR")←(/span) ابوريحان بيرونى، ۱۳۷۷، ص ۵). به(span dir="LTR")‌(/span)گزارش برخى منابع، استاد رازى در طب على(span dir="LTR")‌(/span)بن رَبَّن طبرى(sup)*(/sup)، مؤلف (em)فردوس(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكمة(/em)(em) فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)، بوده(span dir="LTR")‌(/span)است ((span dir="LTR")←(/span) ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۱۴؛ صَفَدى، ج ۳، ص ۷۶؛ نيز (span dir="LTR")←(/span) محقق، ص ۱۲ـ۱۳ كه ترديدهاى موجود دربارة اين موضوع را بررسى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است). درباره شاگردان رازى نيز اطلاع دقيقى در دست نيست. گفته(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است، يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن عَدى(sup)*(/sup)، فيلسوف و مترجم قرن سوم و چهارم، روش فلسفى رازى را داشته (مسعودى، ص ۱۲۲) و طب و منطق را نزد او خوانده(span dir="LTR")‌(/span)است (رشر ، ص۱۳۰). به(span dir="LTR")‌(/span)گزارش منابع، ابوالقاسم مَغانِمى، ابن(span dir="LTR")‌(/span)قارِن رازى و ابوغانم طبيب از ديگر شاگردان رازى در طب بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← اخوينى بخارى، ص ۳۰۳؛ ابوحيان توحيدى، ج ۲، ص ۲۳؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۱۸؛ نيز ← محقق، ص ۲۶).(/p)
(p dir="RTL")
رازى با امراى سامانى مناسبات خوبى داشت، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه كتاب (em)المنصورى فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) را به نام منصوربن اسحاق(span dir="LTR")‌(/span)بن احمدبن اسد، حاكم رى (ﺣﮑ : ۲۹۰ـ۲۹۶)، تأليف و به او تقديم كرد و نيز كتابى با نام (em)الطب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الملوكى(/em) نگاشت و آن را به حاكم طبرستان اهدا كرد (ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)جلجل، همانجا، نيز ← ص ۷۸ـ۷۹، پانويس ۸). محمدبن زكريا در بغداد نيز از حمايت حاكمان عباسى بهره مى(span dir="LTR")‌(/span)برد و در دوران مكتفى (ﺣﮑ : ۲۸۹ـ۲۹۵) رياست بيمارستانى را در بغداد به(span dir="LTR")‌(/span)عهده داشت (ذهبى، ج ۱۴، ص ۳۵۴). رازى در دوران حيات خود و پس از آن شهرت فراوان يافت و شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال(span dir="LTR")‌(/span)نگاران از او با عناوينى چون يگانه عصر، جالينوس عرب، و طبيب مسلمانان ياد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۵؛ قِفطى، ص ۲۷۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۱۵). هرچند، او به جهت آراى فلسفى و الهياتى(span dir="LTR")‌(/span)اش از همان ابتدا مخالفان فراوانى نيز داشت. به(span dir="LTR")‌(/span)همين دليل، ابوريحان بيرونى (۱۹۳۶، ص ۳) از پيروى وى برائت جسته، ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا او را «متكلف فضولى» خوانده (← ابوريحان بيرونى و ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا، ص ۱۳) و ابن(span dir="LTR")‌(/span)صاعد اندلسى (ص ۳۳) نيز وى را به(span dir="LTR")‌(/span)سبب مخالفت با آراى ارسطو و گرايش به مذهب اهل شرك، ثنويت، براهمه و صابئين تقبيح كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. قفطى (همانجا) نيز اضطراب در رأى، تقليد آراى نادرست و انتحال مذاهب زشت را به وى نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL")
رازى در همه عمر، پيوسته به خواندن و نوشتن اشتغال داشت و در اواخر عمر نابينا شد. درباره سال و محل درگذشت او اختلاف هست، اما بنابر مشهور، رازى در ۳۱۱ يا ۳۱۳ در بغداد يا رى درگذشت (← ابوريحان بيرونى، ۱۹۳۶،ص ۶؛ صفدى، همانجا؛ ذهبى، ج ۱۴، ص ۳۵۵). هرچند، گزارشهاى ديگرى مبنى بر زنده(span dir="LTR")‌(/span)بودن او تا دوران ابن(span dir="LTR")‌(/span)عميد (متوفى ۳۶۰)، وزير آل(span dir="LTR")‌(/span)بويه، وجود دارد و گفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شود رازى كتاب (em)الحاوى فى الطب(/em)(sup)*(/sup) را به او تقديم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. براين اساس، وفات وى را ۳۲۰ نيز گزارش كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← قفطى، ص ۲۷۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص۴۲۰؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)عبرى، ص ۲۷۴؛ قس قفطى، همانجا كه سال ۳۶۴ را نيز گزارش كرده(span dir="LTR")‌(/span)است).(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اُصَيبعه(/strong)، (em)عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء فى طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاطباء(/em)، چاپ نزار رضا، بيروت (span dir="LTR")](/span) ۱۹۶۵(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)جُلجُل(/strong)، (em)طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاطباء و الحكماء(/em)، چاپ فؤاد سيد، قاهره ۱۹۵۵؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)صاعد اندلسى(/strong)، (em)كتاب طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الامم(/em)، چاپ لويس شيخو، بيروت ۱۹۱۲، چاپ افست فرانكفورت ۱۴۱۹/۱۹۹۹؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عبرى(/strong)، (em)تاريخ مختصرالدول(/em)، چاپ انطون صالحانى، لبنان ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ اسماعيل(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)ابوالفداء(/strong)، (em)المختصر فى اخبارالبشر(/em)، ج ۲، چاپ محمد زينهم محمد عزب و يحيى سيد حسين، قاهره (span dir="LTR")](/span) ۱۹۹۸(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابوحيان توحيدى(/strong)، (em)كتاب الامتاع و المؤا(/em)(em)نسة(/em)، چاپ احمد امين و احمد زين، بيروت (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)رسا(/em)(em)لة(/em)(em) للبيرونى فى فهرست كتب محمدبن زكرياء الرازى(/em)، چاپ پل كراوس، پاريس ۱۹۳۶؛ همو، (em)كتاب البيرونى فى تحقيق ماللهند(/em)، حيدرآباد، دكن ۱۳۷۷/۱۹۵۸؛ (strong)ابوريحان بيرونى (/strong)و (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)سينا(/strong)، (em)ابوريحان بيرونى و ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)سينا: (/em)(em)الاسئلة و الاجوبة(/em)، چاپ حسين نصر و مهدى محقق، تهران ۱۳۵۲ش؛ ربيع(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)اخوينى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بخارى(/strong)، (em)هدا(/em)(em)ية(/em)(em) المتعلمين فى الطب(/em)، چاپ جلال متينى، مشهد ۱۳۷۱ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن زيد (strong)بيهقى(/strong)، (em)تاريخ حكماءالاسلام(/em)، چاپ محمد كردعلى، دمشق ۱۳۶۵/ ۱۹۴۶؛ (strong)ذهبى(/strong)؛ (strong)صَفَدى(/strong)؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)قِفطى(/strong)، (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكماء، و هو مختصرالزوزنى المسمى بالمنتخبات الملتقطات من كتاب اخبار العلماء باخبار الحكماء(/em)، چاپ يوليوس ليپرت، لايپزيگ ۱۹۰۳؛ ماكس (strong)مايرهوف(/strong)، «من الاسكندرية الى بغداد: بحث فى تاريخ التعليم الفلسفى و الطبى عندالعرب»، در (em)التراث اليونانى فى الحضارة الاسلامية(/em)، الف بينها و ترجمها عبدالرحمان بدوى، قاهره: مكتبة النهضة المصرية، ۱۹۴۶؛ مهدى (strong)محقق(/strong)، (em)فيلسوف رى: محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۵۲ش؛ (strong)مسعودى(/strong)، (em)التنبيه(/em)؛ (strong)ناصرخسرو(/strong)، (em)زادالمسافر(/em)، چاپ محمد عمادى(span dir="LTR")‌(/span)حائرى، تهران ۱۳۸۴ش؛Nicholas(strong) Rescher(/strong),(em) The development of Arabic logic(/em), Pittsburgh ۱۹۶۴.(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ طيبه كرمى /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
۲) (strong)آثار.(/strong) تأليف كتابهاى متنوع در موضوعهاى مختلف علوم، به(span dir="LTR")‌(/span)همراه اشتهار رازى در پزشكى، كه به آثار پزشكى او اعتبار خاصى مى(span dir="LTR")‌(/span)بخشيده(span dir="LTR")‌(/span)است، و نيز بحثهاى صورت(span dir="LTR")‌(/span)گرفته دربارة آرا و عقايد فلسفى رازى باعث شد تا مدت كوتاهى پس از درگذشت او (۳۱۱ يا ۳۱۳) فهرستى از آثارش تهيه شود. ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (متوفى ۳۸۵) نخستين فهرست موجود از آثار رازى را تقريباً ۶۴ سال پس از درگذشت او تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، اگرچه به(span dir="LTR")‌(/span)گفته ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۷) آنچه ذيل كتابهاى تأليفى رازى آورده از فهرست خود رازى اخذ كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. بنابه قرائن نيز به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم از فهرستى نقل شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه خود رازى در ميانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عمرش تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)بود، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه در فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم از كتاب (em)بُرْءالسا(/em)(em)عَة(/em)(sup)*(/sup)، احتمالاً آخرين يا يكى از آخرين آثار رازى، نامى به(span dir="LTR")‌(/span)ميان نيامده(span dir="LTR")‌(/span)است (← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ص ۱۵۲ـ۱۵۴). در اين فهرست (ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۷ـ۳۱۳)، ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم كتابهاى رازى را در موضوعهاى مختلفى چون پزشكى، نجوم و احكام نجوم، الهيات و فلسفه، بدون تقسيم(span dir="LTR")‌(/span)بندى خاص و مشتمل بر حدود ۱۵۰ عنوان كتاب و رساله برشمرده(span dir="LTR")‌(/span)است. تنها تقسيم(span dir="LTR")‌(/span)بندى موضوعى ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم دربارة كتابهاى رازى در زمينه كيمياست كه آنها را در جايى ديگر و در ذكر اخبار كيمياگران (← ج ۲، جزء۱، ص ۴۵۹ـ۴۶۰) معرفى كرده و مشتمل بر دو مجموعه كتاب، يكى شامل يك كتاب (كه خود از دوازده كتاب مختلف تشكيل شده(span dir="LTR")‌(/span)است) و ديگرى شامل هفت كتاب، است.(/p)
(p dir="RTL")
فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم را، حدود سه قرن پس از او، كمابيش قفطى (متوفى ۶۴۶؛ ص ۲۷۳ـ۲۷۷) نيز ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. در فهرست قفطى نيز هيچ(span dir="LTR")‌(/span)گونه ترتيب موضوعى براى كتابها وجود ندارد، صرفاً فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم قدرى خلاصه شده(span dir="LTR")‌(/span)است و همچنان نام (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em) در آن ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود. ابتكار تهيه فهرست موضوعى از آثار رازى، پيش از همه،از آنِ ابوريحان بيرونى (متوفى پس از ۴۴۲) است. ابوريحان بيرونى در اين فهرست (ص ۵ـ ۱۸)، ۱۸۴ كتاب از رازى را در يازده موضوع مختلفِ پزشكى، طبيعى، منطق، رياضى و نجوم، تفاسير و خلاصه(span dir="LTR")‌(/span)هايى كه رازى از آثار ديگران تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، فلسفه، مابعدالطبيعه، الهيات، كيميا، آثار كفرآميز، و ساير موضوعات دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى و معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است.(br /)
تأثير اين دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى ابوريحان بيرونى بيش از همه در فهرستهايى ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه نويسندگان معاصر از آثار رازى تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ازجمله فهرستى كه محمود نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى (نويسنده و محقق تاريخ طب، متوفى ۱۳۷۹ش) در كتابى مستقل با عنوان (em)مؤلَّفات و مصنَّفات ابوبكر محمدبن زكرياى رازى(/em) (تهران ۱۳۳۹ش) دربارة آثار رازى تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى در اين فهرست ۲۶۶ اثر از رازى را (با احتساب آثارى كه با دو يا چند نام مختلف درج شده(span dir="LTR")‌(/span)اند) معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. باتوجه به اينكه در فهرست ابوريحان بيرونى نيز نام كتاب (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em) نيامده، احتمالاً فهرست نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى نيز تحت(span dir="LTR")‌(/span)تأثير فهرست خود رازى بوده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL")
جامع(span dir="LTR")‌(/span)ترين و مفصّل(span dir="LTR")‌(/span)ترين فهرست آثار رازى را ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اُصَيبعه (پزشك و تذكره(span dir="LTR")‌(/span)نويس، متوفى ۶۶۸) تهيه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. در فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ج ۱، ص ۳۱۵ـ۳۲۱)، درمجموع ۲۳۲ اثر رازى معرفى شده و براى نخستين(span dir="LTR")‌(/span)بار نام رساله (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em) در آن آمده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ج ۱، ص ۳۲۱). به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه در تهيه اين فهرست، علاوه(span dir="LTR")‌(/span)بر استفاده از فهرستهاى پيشين و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، خود نيز نام آثار رازى را جمع(span dir="LTR")‌(/span)آورى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، چرا كه اگرچه بخشهاى نخست فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ج ۱، ص ۳۱۵ـ۳۱۶) تقريباً با فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۲، جزء۱، ص ۳۰۷ـ ۳۰۸) برابر است و ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ج ۱، ص ۳۱۶) كتابهاى كيميايى رازى را، به همان ترتيبى كه ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم آورده،  در انتهاى اين بخش از فهرست خود افزوده(span dir="LTR")‌(/span)است، از پايان فهرست كتابهاى كيميايى تا آخر فهرست ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ج ۱، ص ۳۱۶ـ۳۲۱) ديگر ترتيب موضوعى خاصى ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود. گزارشهايى كه برخى نويسندگان ديگر درباره آثار رازى داده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)جلجل، ص ۷۷ـ۷۸؛ ذهبى، ج ۱۴، ص ۳۵۴ـ۳۵۵؛ صَفَدى، ج ۳، ص ۷۶)، بيش از آنكه معرف كتاب جديدى از رازى باشد، نامهاى مختلف كتابهاى رازى است كه ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه يا ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)جلجل، يادداشتهاى فؤاد سيد، ص ۷۹ـ۸۰، ش ۱۰ـ۲۴).(strong) فهرستهاى نو از آثار رازى. (/strong)مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ويژگى فهرستهاى نو از آثار رازى آن است كه اين فهرستها بر معرفى آثار موجود از رازى مبتنى است. در فهرست بروكلمان (ج ۱، ص ۲۶۸ـ۲۷۱، (span dir="LTR")>(/span)ذيل(span dir="LTR")<(/span)، ج ۱، ص ۴۱۷ـ۴۲۱)، گزارشى از آثار پزشكى و كيميايى رازى، موجود در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مهم چند كشور، آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. در فهرست سزگين (ج ۳، ص ۲۷۸ـ۲۹۴، ج ۴، ص ۲۷۹ـ۲۸۲، ج ۶، ص ۱۸۷ـ۱۸۸، ج ۷، ص ۲۷۱ـ۲۷۲)، آثار رازى براساس موضوعهاى مختلف و سپس موجود بودن يا نبودن آنها معرفى شده(span dir="LTR")‌(/span)است (ازجمله ← ج ۳، ص ۲۷۸ـ۲۹۴، كه ابتدا ۷۶ كتاب پزشكى موجود از رازى و سپس ۵۴ اثر او را، كه تاكنون به(span dir="LTR")‌(/span)دست نيامده(span dir="LTR")‌(/span)اند، معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است). قره(span dir="LTR")‌(/span)بلوط (ج ۴، ص ۲۷۳۸ـ۲۷۴۲) به معرفى ۵۴ اثر از رازى در موضوعهاى عموماً پزشكى و سپس كيميا، فلسفه و علوم غريبه، كه در سراسر دنيا پراكنده(span dir="LTR")‌(/span)اند، پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است. درايتى (ج ۱۱، ص ۵۰۸ـ ۵۰۹)، براساس آثار موجود رازى در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ايران، ۷۵ اثر را عمومآ در زمينه پزشكى و سپس كيميا و فلسفه معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. در فهرست رمضان ششن  و همكاران (ص ۱۱۰ـ ۱۱۹)، ۳۳ اثر پزشكى و كيميايى رازى، موجود در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركيه، ذكر شده(span dir="LTR")‌(/span)است و بر همين اساس، در (em)فهرستواره مشترك نسخه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى خطى پزشكى(/em) (ص ۳۱۶ـ۳۴۷) ۵۱ اثر پزشكى رازى معرفى شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ايران موجودند. فصل مشترك آثار رازى در فهرستهاى ذكرشده درمجموع  ۹۵ اثر از رازى را ــ عموماً      در پزشكى، كيميا و فلسفه و علوم غريبه ــ دربرمى(span dir="LTR")‌(/span)گيرد.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)آثار چاپ(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)شده رازى.(/strong) با رواج صنعت چاپ، دست(span dir="LTR")‌(/span)كم ۲۵ اثر رازى به زبان عربى به(span dir="LTR")‌(/span)صورت سنگى و سربى، به(span dir="LTR")‌(/span)صورت چاپ عكسى، يا به(span dir="LTR")‌(/span)صورت تصحيح متن چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى گزارشى از نخستين چاپهاى آثار رازى ← يوسف اليان سركيس، ج ۱، ستون ۹۱۴ـ۹۱۵). در بين اين آثار، مجموعه كتاب (em)الحاوى فى الطب(/em)(sup)*(/sup)، كه در ۲۱ جزء در سالهاى ۱۳۳۴ـ ۱۳۴۶ش/ ۱۹۵۵ـ ۱۹۶۷ در هند و به سرپرستى محمد عبدالمجيدخان چاپ شد، از همه مشهورتر است (تجديدچاپ از همين چاپ توسط محمد محمد سعيد در هشت مجلد، بيروت ۲۰۰۰). از ديگر آثار چاپى او، (em)تقاسيم العلل (/em)(يا (em)التقسيم و التشجير(/em)، چاپ صبحى محمود حمامى، حلب ۱۹۹۲) و (em)المنصورى فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) (چاپ رايسكه ، هاله  ۱۷۷۶) است. (em)رسائل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)ا(/em)(em)لفلسفية(/em) (چاپ كراوس ، قاهره ۱۹۳۹، تجديد چاپ سزگين، فرانكفورت ۱۹۹۹) و (em)مجموعه رسائل طبى محمدبن زكرياى رازى (/em)(چاپ فخرالدين نصيرى، تهران ۱۳۴۳ش، تجديد چاپ تهران ۱۳۸۴ش) از آثارى هستند كه به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مجموعه چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)اند. از آثار منفرد نيز به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه اين كتاب قابل ذكر است: (em)الشكوك على جالينوس للطبيب الفيلسوف(/em)، چاپ مهدى محقق همراه با ترجمه فارسى (تهران ۱۳۷۲ش). پاول كراوس، خاورشناس اتريشى، در تصحيح خود مجموعاً يازده رساله رازى در زمينه فلسفه و الهيات را گردآورى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. نكتة مهم در تصحيح كراوس از آثار رازى آن است كه او چهار رساله از رازى را براساس تحرير آنها (به زبان فارسى) در كتاب (em)زادالمسافرين (/em)ناصرخسرو به چاپ رسانده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله). در مجموعه فخرالدين نصيرى نيز شش رساله پزشكى از رازى، همگى به عربى (شامل (em)كتاب فى الفَصد، كتاب مايقدَّم مِن الفواكه و الاغذ(/em)(em)ية(/em)(em) و مايؤخّر(/em)؛(em)منافع السكنجبين(/em)؛ (em)مقا(/em)(em)لة(/em)(em) فى اختلاف الدم(/em)؛ (em)اتخاذ ماءالجبن (/em)و (em)فى (/em)(em)صفة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الموميا و منافعه(/em))، چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى گزارشى از آثار چاپ (span dir="LTR")‌(/span)شده رازى ← (em)كتابنامه تاريخ پزشكى اسلامى(/em)، ص ۱۱۴ـ ۱۱۵؛ صالحيه، ج ۳، ص ۹ـ۱۶). از جديدترين نمونه چاپهاى عكسى آثار رازى، كتاب (em)مفيد الخاص فى علم الخواص (/em)(مشهد ۱۳۸۵ش) است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)ترجمه(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)هاى آثار رازى.(/strong) كراوس بخشهاى مختلفى از نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ناصرخسرو در كتاب (em)زادالمسافرين(/em) را نقل آراى رازى دانسته و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو براى بازيابى گروهى از آثار رازى در موضوعهاى فلسفه و الهيات اين نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ناصرخسرو را جمع(span dir="LTR")‌(/span)آورى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى نمونه ← رازى، ج ۱، ص۲۲۰ـ۲۲۶ برابر با نقل ناصرخسرو، ص ۷۳ـ۷۷؛ نيز ← ناصرخسرو، ص ۹۶ـ۱۰۸، ۱۱۰ـ۱۱۴، ۲۳۱ـ۲۳۵). بر اين اساس، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد آثار رازى حدوداً از قرن پنجم به زبان فارسى ترجمه مى(span dir="LTR")‌(/span)شده(span dir="LTR")‌(/span)است. در ميان آثار پزشكى رازى، كتاب (em)برءالسا(/em)(em)عة (/em)بيش از همه به فارسى ترجمه شده كه درمجموع از آن هفت ترجمه از مترجمان معلوم و چند ترجمه از مترجمهاى ناشناس دردست است (براى آگاهى از اين ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)ها ← منزوى، ج ۵،ص ۳۳۱۳ـ۳۳۱۵، ۳۳۳۶، ۳۳۳۹ـ۳۳۴۰؛ نيز ← (em)فهرستواره مشترك نسخه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى خطى پزشكى(/em)، ص ۳۲۸ـ۳۲۹، ۳۳۴ـ۳۳۵، ۳۳۷ـ۳۳۸، ۳۴۰ـ۳۴۳) و يكى از اين ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)ها بارها چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى آگاهى دربارة اين چاپها ← شمس اردكانى و همكاران، ص ۵۳ـ۵۵). در بين آثار غيرپزشكى رازى نيز كتابهاى (em)المدخل التعليمى فى الكيمياء(/em) و (em)سرّالاسرار(/em) (دربارة اين ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)ها ← حسينى اشكورى، ج ۲۱، ص ۲۶۲ـ۲۶۳) و (em)مقا(/em)(em)لة(/em)(em) الموميايى و منافعه (/em)(← افشار و دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه، ج ۹، ص۱۱۰ـ ۱۱۱) ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)اند. در دورة معاصر، رساله(span dir="LTR")‌(/span)هاى بيشترى از رازى به فارسى ترجمه و منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)اند، ازجمله: (em)الاسرار(/em)، در كيميا (ترجمة حسنعلى شيبانى، تهران ۱۳۴۶ش)؛ كتاب (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em) (با نام (em)سيرت فلسفى(/em)، ترجمة عباس اقبال،تهران ۱۳۱۵ش؛ بازچاپ آن به انضمام «شرح احوال و آثار و افكار» از مهدى محقق، ۱۳۷۱ش)؛ و (em)الجدرى و ا(/em)(em)لحصبة(/em)(sup)*(/sup)(با نام (em)آبله و سرخك(/em)، ترجمة محمود نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، تهران ۱۳۴۴ش؛ براى گزارشى از مجموعه آثار رازى كه پس از ورود صنعت چاپ به ايران به فارسى ترجمه و چاپ شدند← باشتنى و همكاران، ج ۲، ص ۷۷۶ـ۷۷۷؛ (em)فهرست كتابهاى فارسى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شده چاپى ۱۳۸۳ـ ۱۳۷۱(/em)، ج ۳، ص ۱۴۴۷). در دورة معاصر كوششهاى بسيارى براى ترجمة كتاب (em)الحاوى(/em) به فارسى صورت گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است (ازجمله بخش (em)بيماريهاى مغز(/em)، ترجمة محمود طباطبايى، تهران ۱۳۶۹ش؛ (em)بيماريهاى چشم(/em)، ترجمة همو، تهران ۱۳۷۷ش؛ (em)مفردات دارويى(/em)، ترجمة همو، تهران ۱۳۸۳ش؛ (em)مفردات دارويى(/em)، ترجمة سليمان افشارى(span dir="LTR")‌(/span)پور،تهران ۱۳۸۴ش؛ (em)بيماريهاى ريه(/em)، ترجمة محمدابراهيم ذاكر، تهران ۱۳۸۹ش؛ (em)بيماريهاى مرى و معده(/em)، ترجمة همو،تهران ۱۳۹۰ش و كتاب (em)استفراغات(/em)، ترجمة همو، تهران ۱۳۹۱ش). در ۱۳۹۰ش، ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)اى متعلق به قرن ششم از كتاب (em)من لايحضره الطبيب (/em)به(span dir="LTR")‌(/span)صورت عكسى در تهران منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL")
برخى آثار رازى از جمله (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em)، بخشى از (em)الحاوى(/em) و نيز كتاب (em)المنصورى(/em) به تركى ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ششن و همكاران، ص ۱۱۲؛ قره(span dir="LTR")‌(/span)بلوط، ج ۴، ص ۲۷۳۹). در قرون وسطا، در اروپا آثار متعدد رازى به لاتين ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله بخشهايى از (em)الحاوى(/em) را فرج(span dir="LTR")‌(/span)بن سالم (طبيب و مترجم يهودى سيسيلى)، ترجمه كرده (← سزگين، ج ۳، ص۲۸۰) و كتاب (em)المنصورى(/em) را ژرار كرمونايى(sup)*(/sup)/ گراردوس كرمونايى ، مترجم آثار عربى به لاتين (متوفى ۵۸۳/ ۱۱۸۷)، ترجمه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← همان، ج ۳، ص ۲۸۲؛ براى مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از چاپهاى لاتين از كتاب (em)الجدرى و (/em)(em)الحصبة(/em) ← همان، ج ۳، ص ۲۸۳). ژرار كرمونايى (em)التقسيم و التشجير (/em)را نيز به لاتين ترجمه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← همان، ج ۳، ص ۲۸۴)؛ مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از آثار رازى به عبرى نيز ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله كتابهاى (em)المنصورى(/em)، (em)الاقراباذين(/em)، و (em)التقسيم و التشجير (/em)(براى آگاهى از ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عبرى آثار رازى ← اشتاين(span dir="LTR")‌(/span)اشنايدر ، ص ۷۲۲ـ ۷۳۳). در دوران معاصر همچنين تعدادى از آثار رازى به زبانهاى اروپايى ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)است، از جمله بخشى از كتاب (em)المنصورى (/em)(← سزگين، ج ۳، ص ۲۸۲)، (em)الجدرى و الحصبه (/em)(همان، ج ۳، ص ۲۸۳)، (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em) (همان، ج ۳، ص ۲۸۵)، و (em)ابدال(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الادو(/em)(em)ية(/em) (همان، ج ۵، ص ۴۱۱). رانكينگ فهرست آثار رازى را براساس گزارش ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه به(span dir="LTR")‌(/span)همراه ترجمة همين فهرست به زبان لاتين، كه سليمان(span dir="LTR")‌(/span)نگرى انجام داده در (span dir="LTR")>(/span) هفدهمين همايش بين(span dir="LTR")‌(/span)المللى پزشكى(span dir="LTR")<(/span) (لندن ۱۹۱۳؛ ص ۸۲ ـ۱۰۴) به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)چاپ رسانده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. كتاب (em)برءالسا(/em)(em)عة(/em) به زبان اردو نيز ترجمه شده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است (← سزگين، ج ۳، ص ۲۸۵).(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اُصَيبعه(/strong)، (em)كتاب عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء فى طبقات الاطباء(/em)، چاپ امرؤالقيس(span dir="LTR")‌(/span)بن طحّان (span dir="LTR")](/span)آوگوست مولر(span dir="LTR")[(/span)، كونيگسبرگ و قاهره ۱۲۹۹/۱۸۸۲، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۲؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)جلجل(/strong)، (em)طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاطباء و الحكماء(/em)، چاپ فؤاد سيد، قاهره ۱۹۵۵؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)فهرست كتابهاى رازى و نامهاى كتابهاى بيرونى(/em)، تصحيح و ترجمه و تعليق از مهدى محقق، تهران ۱۳۶۶ش؛ ايرج (strong)افشار(/strong) و محمدتقى (strong)دانش(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)پژوه(/strong)، (em)فهرست نسخه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى خطى كتابخانه ملى ملك(/em)، ج ۹، تهران ۱۳۷۱ش؛ موسى(span dir="LTR")‌(/span)الرضا (strong)باشتنى(/strong)، مهين (strong)فضائلى جوان(/strong)، و عباس (strong)كيهانفر(/strong)، (em)فهرست كتابهاى فارسى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شده چاپى از آغاز تا سال  ۱۳۷۰(/em)، مشهد ۱۳۸۰ش؛ احمد (strong)حسينى اشكورى(/strong)، (em)فهرست نسخه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى خطى كتابخانه عمومى حضرت آية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اللّه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العظمى مرعشى نجفى(/em)، ج ۱ـ۲۷، قم ۱۳۵۴ـ ۱۳۷۶ش؛ مصطفى (strong)درايتى(/strong)، (em)فهرستواره دستنوشت(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى ايران (/em)((em)دنا(/em))، تهران ۱۳۸۹ش؛(strong) ذهبى(/strong)؛ محمدبن زكريا (strong)رازى(/strong)، (em)رسائل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)فلسفية(/em)، ج ۱، چاپ پل كراوس، قاهره ۱۹۳۹، چاپ افست تهران (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ رمضان (strong)ششن(/strong)، جميل (strong)آقپنار(/strong)، و جواد (strong)ايزگى(/strong)، (em)فهرس مخطوطات الطب الاسلامى باللغات (/em)(em)العربية و التركية و الفارسية(/em)(em) فى مكتبات تركيا(/em)، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدرضا (strong)شمس اردكانى(/strong)، فريد (strong)قاسملو(/strong)، و على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر (strong)وطن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)پرست(/strong)، (em)فهرستواره كتابهاى چاپ سنگى پزشكى ايران(/em)، تهران ۱۳۹۰ش؛ محمدعيسى (strong)صالحيه(/strong)، (em)المعجم الشامل للتراث العربى المطبوع(/em)، ج ۳، قاهره ۱۹۹۳؛ (strong)صَفَدى(/strong)؛ (em)فهرست كتابهاى فارسى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شده چاپى ۱۳۸۳ـ ۱۳۷۱(/em)، پژوهش و تدوين فرشته ناصرى و ديگران، مشهد: بنياد پژوهشهاى اسلامى، ۱۳۹۰ش(span dir="LTR")‌(/span)ـ    ؛ (em)فهرستواره مشترك نسخه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى خطى پزشكى و علوم وابسته در كتابخانه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى ايران(/em)،به كوشش محمدرضا شمس اردكانى و ديگران، تهران: سبز آرنگ، ۱۳۸۷ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)رضا (strong)قره(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بلوط(/strong) و احمد طوران (strong)قره(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بلوط(/strong)، (em)معجم التاريخ التراث الاسلامى فى مكتبات العالم: المخطوطات و المطبوعات(/em)، قيصريه، تركيه (span dir="LTR")](/span)۱۴۲۲/ ۲۰۰۱(span dir="LTR")[(/span)؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)قفطى(/strong)، (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكماء(/em)،(em)و هو مختصر الزوزنى المسمى بالمنتخبات الملتقطات من(br /)
كتاب اخبارالعلماء باخبارالحكماء(/em)، چاپ يوليوس ليپرت، لايپزيك ۱۹۰۳؛ (em)كتابنامه تاريخ پزشكى اسلامى(/em)، به كوشش محمدرضا شمس اردكانى و ديگران، تهران: راه كمال، ۱۳۸۷ش؛ احمد (strong)منزوى(/strong)، (em)فهرستواره كتابهاى فارسى(/em)، تهران ۱۳۷۴ش ـ    ؛ (strong)ناصرخسرو(/strong)، (em)زادالمسافرين ناصرخسرو علوى(/em)، (span dir="LTR")](/span)چاپ محمد بذل(span dir="LTR")‌(/span)الرحمان(span dir="LTR")[(/span)، تهران (span dir="LTR")?](/span)۱۳۴۱ش(span dir="LTR")[(/span)؛ محمود (strong)نجم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)آبادى(/strong)، (em)مؤلفات و مصنّفات ابوبكر محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۳۹ش؛ (strong)يوسف اليان سركيس(/strong)، (em)معجم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المطبوعات (/em)(em)العربية و المعربة(/em)، قاهره ۱۳۴۶/ ۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰؛ Carl(strong) Brockelmann(/strong),(em) Geschichte der arabischen Litteratur(/em), Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹,(em) Supplementband(/em), ۱۹۳۷-۱۹۴۲; Fuat(strong) Sezgin(/strong), (em)Geschichte des arabischen Schrifttums(/em), Leiden ۱۹۶۷-  ; Moritz(strong) Steinschneider(/strong), Die(em) hebr(/em)(em)ä(/em)(em)eischen(/em) (em)Ü(/em)(em)bersetzungen des Mittelalters und die Juden als Dolmetscher(/em), Berlin ۱۸۹۳.(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ فريد قاسملو /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
۳) (strong)روش تحقيق و نوآوريهاى رازى در پزشكى دورة اسلامى.(/strong) رويكرد رازى به آثار پيشينيانش همواره توأم با استقلال فكرى، و مبتنى بر آزمودن نظريات ديگران و تأكيد بر مشاهدات شخصى(span dir="LTR")‌(/span)اش بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. او خود را محق دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است كه استنتاجهاى پزشكان ديگر را تغيير دهد و تكميل، رد يا ابقا كند. اين تجربه(span dir="LTR")‌(/span)گرايى به معناى بى(span dir="LTR")‌(/span)توجهى و فروگذاردن جنبه علمى و نظرى مطالب نيست. از ديدگاه وى، تكيه صرف بر تجارب بدون قياس و مطالعه كتابها مانع از رسيدن به موفقيت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← ۱۳۸۴ش، ص ۱۶۱). البته رازى در رساله (em)اخلاق(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطبيب(/em) (ص ۷۷ـ۷۹) پزشكان را از تجربه(span dir="LTR")‌(/span)كردن بر روى بيماران برحذر داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. رازى، در شناخت بيماريها، در بسيارى از موارد پيرو جالينوس (متوفى ۱۹۹ يا ۲۰۰م) است. در (em)الحاوى فى الطب(/em)، در بيشتر موارد، نخست، نظر جالينوس و سپس، آراى پزشكان ديگر را نقل مى(span dir="LTR")‌(/span)كند؛ اما در درمان بيماريها بيشتر تابع اصول طب بقراطى است: يعنى تا حد امكان، درمان با تدابير بهداشتى و رژيم غذايى و مراقبت در سير بيمارى (← نويبورگر ، ج ۲، ص ۱۶۹؛ نقل همان در سزگين،ج ۳، ص ۲۷۵؛ البير زكى اسكندر، ۱۹۶۲، ص ۲۲۰). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، رازى از آراى اين دو پزشك يونانى انتقاد هم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (←البير زكى اسكندر، ۱۹۶۲، ص ۲۱۹ـ۲۲۹). علاوه بر (em)كتاب الشكوك على جالينوس(/em)، در برخى ديگر از تأليفات رازى مانند (em)منافع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاغذ(/em)(em)ية(/em)(em) و دفع مضارها(/em) (ص ۲) و (em)الجُدَرى و الحصبه(/em)(sup)*(/sup) (متن عربى، ص ۳) نيز از جالينوس انتقاد شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ادامة مقاله).(/p)
(p dir="RTL")
شمارى از تك(span dir="LTR")‌(/span)نگاريها را رازى مبتكرانه و براى نخستين(span dir="LTR")‌(/span)بار نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است و بسيارى از موضوعات آنها منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فردند. اگرچه پيش از او نيز كسانى به شمارى از موضوعات پرداخته بودند، اما دانش پزشكى رازى آثار او را متمايز كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. گاه متن اصلى عربى ازبين رفته، ولى ترجمة لاتين يا عبرى آنها موجود است (← بخش  ۲) آثار). معروف(span dir="LTR")‌(/span)ترين تك(span dir="LTR")‌(/span)نگارى رازى، كه در پزشكى دورة اسلامى و اروپاى قرون وسطا تأثير بسزايى داشته، (em)رساله الجدرى و الحصبه (/em)(رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در باب سرخك و آبله) است (نويبورگر، ص۱۷۰) كه نخستين(span dir="LTR")‌(/span)بار در ۹۰۳/۱۴۹۸ با نام (span dir="LTR")>(/span)دربارة طاعون(span dir="LTR")<(/span)  به لاتين ترجمه شد. جالب توجه است كه در ترجمة عنوان اين رساله نام يك بيمارى آمده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است و نه دو بيمارى مجزا. ظاهراً يونانيان دو بيمارى جداگانه حصبه و جدرى را نمى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)شناختند و شايد اين دو بيمارى را دو مرحله يا دو تظاهر بالينى از يك بيمارى تصور مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)كردند. از اين اثر ترجمه لاتين ديگرى با عنوان (span dir="LTR")>(/span)دربارة آبله و سرخك(span dir="LTR")<(/span) در ۱۱۸۰/ ۱۷۶۶ انجام و به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)تدريج به زبانهاى گوناگون ترجمه شد (← كاتوزيان ـ صفدى ، ص ۲۹). مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين نكته در مورد اين تك(span dir="LTR")‌(/span)نگارى وصف و تشخيص افتراقى دقيق و روشن دو بيمارى حصبه و جدرى است. در اين اثر، تأثير دانسته(span dir="LTR")‌(/span)هاى كيميايى رازى در تبيين علل اين دو بيمارى و درمان آنها مشهود است (جهت اطلاع بيشتر ← همان، ص ۳۱ـ۳۲؛ نيز ← الجدرى و الحصبه(sup)*(/sup)).(/p)
(p dir="RTL")
از ديگر تأليفات جالب توجه رازى، رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى مستقل است با نام (em)علاجات الا(/em)(em)بنة(/em) در باب همجنس(span dir="LTR")‌(/span)گرايى در مردان (الابنة) و درمان آن. در ابتداى اين رساله، رازى  (۲۰۰۱، ص ۵۱) از نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى پيشينيان دربارة همجنس(span dir="LTR")‌(/span)گرايى مردان نام مى(span dir="LTR")‌(/span)برد و ادعا مى(span dir="LTR")‌(/span)كند در اين آثار،مطلب به(span dir="LTR")‌(/span)خوبى بيان نشده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو تصميم به نوشتن رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى مستقل در اين باب گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است (قس سزگين، ج ۳، ص ۲۹۱ كه به(span dir="LTR")‌(/span)اشتباه آن را دربارة «ميخچه»دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است). ترجمة انگليسى اين رساله  را در ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۷ فرانتس روزنتال  در (span dir="LTR")>(/span) مجلة تاريخ پزشكى(span dir="LTR")<(/span) (ج ۵۲، ص ۴۵ـ۶۰) منتشر كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. رساله (em)بُرْءالسا(/em)(em)عة(/em)(sup)*(/sup) (درمان فورى) و رساله (em)شميه(/em) از ديگر تأليفات بديع رازى به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)شمار مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)روند. رساله (em)شميه(/em) در باب زكام، افزايش حساسيت و آبريزش بينى در زمان رويش گل سرخ است (نجم(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)آبادى، ص ۱۱۴ـ۱۱۷). در طب اطفال، رساله (em)فى تدبيرالصبيان(/em) از ديگر آثار رازى است كه اصل عربى آن ازبين رفته و ترجمه لاتين آن موجود است. برخى از نويسندگان متأخر، رازى را نخستين مؤلف رساله(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اى مستقل در اين زمينه دانسته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اند (نيز ← بخش  ۴) تأثير رازى در پزشكى قلمرو اسلامى و تمدنهاى ديگر).(/p)
(p dir="RTL")
در ميان سه كتاب شناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده دربارة اَبدال (← بدل(sup)*(/sup)) در پزشكى دورة اسلامى، يعنى آثار بَديغورَس/ باديغورس، ماسَرجويه، و رازى، (em)كتاب ابدال(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الادو(/em)(em)ية(/em) رازى به جهت توضيحات و اضافات شخصى و ترتيب الفبايى در معرفى داروها منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فرد است (لوى ، ص۱۰ـ۱۱). اين كتاب در اروپا شناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده و ترجمة لاتين  آن موجود است (بروكلمان، ج ۱، ص۲۷۰). (em)قرابادين (/em)(داروهاى تركيبى) از ديگر آثار مهم رازى در زمينة داروست. اَخَوينى بُخارى (سدة چهارم)، كه با يك واسطه شاگرد رازى بوده، در مواضع مختلف از (em)قرابادين (/em)رازى و داروهاى پيشنهادى وى نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ص ۲۵۲، ۳۹۵، ۵۸۱). او در (em)هدا(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المتعلمين فى الطب (/em)(ص ۲۵۰) از تركيبى دارويى به نام حَبّ زكريا ياد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. در ۱۳۶۵ش/ ۱۹۸۶، الكساندر بكى(em) قرابادين(/em) رازى را به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان موضوع رساله دكترى خويش انتخاب و آن را به آلمانى ترجمه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. رازى در رساله (em)طب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفقراء(/em) به درمان بيماريها با داروهاى ارزان و در دسترس همگان پرداخته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. همچنين او كتاب (em)من لايحضره الطبيب(/em) را در ۳۷ فصل و در بيان بيماريها و معالجات آنها براى كسانى تأليف كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است كه به پزشك دسترسى ندارند. اين كتاب براساس كتابهايى مشابه در يونان باستان نام(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)گذارى شده، چنان(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)كه ابن(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)ماسه (قرن سوم) نيز پيش از رازى اثرى با همين نام تأليف كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. همچنين در (em)طب(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)الملوكى(/em) (ص ۱۰۰ـ۱۰۱) رازى تصريح كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)سبب بى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)ميلى برخى همچون كودكان و زنان حساس به خوردن دارو، كوشيده تا حتى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)المقدور روشهاى درمانى براساس مواد غذايى را هم عرضه كند؛ تا آن زمان كسى به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)طور جامع به اين موضوع نپرداخته بود.(/p)
(p dir="RTL")
در مورد انتساب انجام(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)دادن عملهاى جراحى به رازى، به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)رغم وجود دستورهاى متعدد جراحى در آثار او مانند (em)الحاوى (/em)و (em)المنصورى فى الطب(/em) (به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)ويژه در بخش هفتم)، نمى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)توان با قاطعيت سخن گفت، زيرا طبق سنّت مرسوم در نگارش متون پزشكى آن دوره، برخى از دستورهاى يك عمل جراحى ــ كه گاه بسيار مفصّل و دقيق است ــ درواقع نقل گفته و كارهاى ديگران است نه تجربه نويسنده (پرمن و سويج ـ اسميت ، ص ۱۲۲). در (em)كتاب التجارب(/em) (← ادامة مقاله)، روش درمانى رازى مبتنى بر پاك(span dir="LTR")‌(/span)سازى بدن (از طريق فصد، حجامت و مُسْهِل)، پرهيز، تجويز دارو و موادغذايى است و جراحى در درمان نقشى ندارد (همان، ص ۱۱۹). اما باتوجه به (em)كتاب الحصى فى الكلى و المثا(/em)(em)نة(/em) و روش جراحى پيشنهادى رازى براى درمان سنگ مثانه، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد رازى گاه خودش به عمل جراحى دست مى(span dir="LTR")‌(/span)زده(span dir="LTR")‌(/span)است. از ديگر ويژگيهاى رازى، به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)هاى كيميايى(span dir="LTR")‌(/span)اش در آراى پزشكى و داروسازى است، ازجمله اينكه او از تجربه شخصى(span dir="LTR")‌(/span)اش در خوراندن جيوه ــ از عناصر كليدى و مهم در علم كيمياــ به ميمون سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← ۱۴۰۸، ص ۳۶۸؛ نقل همان در ابن(span dir="LTR")‌(/span)بيطار، ج ۲، ص ۱۷۸).(/p)
(p dir="RTL")
از خدمات رازى (ناخواسته يا غيرمستقيم) به تاريخ پزشكى، ثبت شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال بيمارانى است كه با آنها برخورد داشته(span dir="LTR")‌(/span)است. به اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها در گذشته و امروزه بسيار توجه شده(span dir="LTR")‌(/span)است. در (em)الحاوى(/em) شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال بالينى ۳۳ بيمار و مشاهدات رازى ثبت شده(span dir="LTR")‌(/span)است. ماكس مايرهوف (چشم(span dir="LTR")‌(/span)پزشك و خاورشناس آلمانى؛ متوفى ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵) اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها را براساس نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى در كتابخانه بودليان آكسفورد تصحيح و به انگليسى  ترجمه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها در قرون وسطا به لاتين ترجمه شد و اوسى تمكين  در ۱۳۲۱ش/۱۹۴۲ آن را با عنوان (span dir="LTR")>(/span)«ترجمه قرون وسطايى از مشاهدات بالينى رازى»(span dir="LTR")<(/span) منتشر كرد. به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه، يكى از شاگردان رازى پس از مرگ او شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال بسيارى از بيمارانى را كه رازى ديده و ثبت كرده بود (در حدود نهصد مورد) جمع(span dir="LTR")‌(/span)آورى و تنظيم كرد كه با نام (em)التجارب(/em) منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← آلوارث ميليان ،ص ۳۴). اين كتاب در ۳۱ فصل در درمان بيماريها از سرتا پا و براساس تجربيات و مشاهدات رازى تنظيم شده(span dir="LTR")‌(/span)است. متن عربى اين كتاب را در ۱۳۸۱ش/ ۲۰۰۲ خالد حربى در اسكندريه منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين(span dir="LTR")‌(/span)گونه شرحها در آثارپزشكى يونانى هم رواج داشته، اما سبك رازى در ثبت شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال بيماران متفاوت است (براى مقايسه اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها در آثار جالينوس و الگوى اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها در اين اثر رازى ← همان، ص ۳۶). از ديگر خدمات رازى به تاريخ پزشكى، آوردن نام افراد و كتابهايى است كه از آنها استفاده كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. برخى از اين كتابها اكنون ازبين رفته(span dir="LTR")‌(/span)اند و دانسته(span dir="LTR")‌(/span)هاى ما از اين آثار و افراد صرفاً از طريق نقل(span dir="LTR")‌(/span)قولهاى (خلاصه(span dir="LTR")‌(/span)شده) موجود، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در (em)الحاوى(/em)، است. ازجمله نقلهاى فراوان رازى در اين كتاب از گروهى از پزشكان جُنديشاپور است كه او از آنها با عنوان خوز ياد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند. اين پزشكان تأليفاتى به زبان سريانى داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند كه اكنون اصل آنها ازبين رفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← ابوريحان بيرونى، ص چهل(span dir="LTR")‌(/span)وپنج ـ چهل(span dir="LTR")‌(/span)وشش). در اين شرح(span dir="LTR")‌(/span)حالها، رويكرد و روش گذشتگان و رازى در درمان بيماريها نشان داده شده(span dir="LTR")‌(/span)است. همچنين برطبق آنها بخشهايى از زندگى رازى آشكار مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه براساس گزارش رازى در رساله (em)علاجات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الا(/em)(em)بنة(/em) (۲۰۰۱، ص ۵۴) از مشاهده زنى ريش(span dir="LTR")‌(/span)دار در زمان خلافت معتضد عباسى (۲۷۹ـ۲۸۹)، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد رازى پرداختن به حرفة پزشكى را از جوانى آغاز كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← البير زكى اسكندر، ۱۹۶۰، ص ۱۶۸ـ۱۷۷).(/p)
(p dir="RTL")
در ميان پزشكان دوره اسلامى، رازى از شاخص(span dir="LTR")‌(/span)ترين پزشكانى است كه رسائلى مستقل در توضيح بخشهاى مختلف بدن، همچون قلب، اُنثيين (بيضه(span dir="LTR")‌(/span)ها)، صماخ، چشم، و كبد تأليف كرده (براى نام رساله(span dir="LTR")‌(/span)ها ← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ص ۱۰۶ـ۱۱۰) كه ازبين رفته(span dir="LTR")‌(/span)اند. بنابر شواهدى چون آزمودن آثار برخى داروها مانند جيوه بر ميمون، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى­رسد اگر رازى جسد انسان را تشريح نكرده باشد، جسد حيوانات ازجمله ميمون را تشريح كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نوشتة هيرشبرگ  (چشم(span dir="LTR")‌(/span)پزشك و تاريخ(span dir="LTR")‌(/span)نگار چشم(span dir="LTR")‌(/span)پزشكى؛ متوفى ۱۳۰۴ش/ ۱۹۲۵)، جزء دوم (em)الحاوى(/em)، در باب چشم و بيماريهاى آن، بيشتر مشتمل بر مطالب دانش چشم(span dir="LTR")‌(/span)پزشكى در دورة اسلامى است. او استفاده از داروهاى بى(span dir="LTR")‌(/span)حس(span dir="LTR")‌(/span)كننده چشم براى جلوگيرى از درد شديد ناشى از ورم آن، ذكر تجربيات شخصى و سودمند رازى در بيمارستان در باب بيماريهاى چشمى و درمان آنها، تشخيص افتراقى اختلال ديد ناشى از مغز و عصب بينايى و مردمك، استفاده از مرهم جيوه در درمان برخى بيماريهاى چشمى، و ذكر چندين نوع عمل جراحى ازجمله نوعى عمل آب(span dir="LTR")‌(/span)مرواريد را از موارد حائز اهميت در (em)الحاوى(/em) دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (ج ۲، ص ۱۰۳ـ۱۰۴). هيرشبرگ (ج ۲، ص ۱۰۵) اشاره به واكنش مردمك به نور را از موارد بسيار مهم در مقاله نهم (em)المنصورى(/em) مى(span dir="LTR")‌(/span)داند (براى جزئيات بيشتر و اطلاع از مباحث چشم(span dir="LTR")‌(/span)پزشكى در (em)تقاسيم (/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العلل(/em) رازى ← همانجا). مايرهوف (ص ۲۱) براساس نام رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى مفقود از رازى، كه در كتاب (em)عيون (/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاَنباء (/em)(ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اُصَيبعه، ج ۱، ص ۳۱۶) ذكر شده(span dir="LTR")‌(/span)است، (em)يعنى فى (/em)(em)كيفية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الابصار يُبيِّن فيه اَنّ الابصار ليس يكون بالشعاع يَخرج من العين(/em) (دربارة كيفيت بينايى كه در آن روشن مى(span dir="LTR")‌(/span)شود بينايى بر اثر خروج نور از چشم به(span dir="LTR")‌(/span)وجود نمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد)، نتيجه گرفته كه رازى نظرية ابصار اقليدس را مبنى بر اينكه خروج اشعه از چشم سبب ديدن اشيا مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، رد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← سزگين، ج ۳، ص ۲۷۷). به نوشتة نويبورگر (ج ۲، ص ۲۰۹)، رازى دندانهاى پوسيده را با استفاده از مخلوط مَصطكى و زاج سفيد پر مى­كرد.(/p)
(p dir="RTL")
رازى به رعايت موازين اخلاقى در پزشكى و پرهيز از حيله(span dir="LTR")‌(/span)گرى براى جذب بيمار بسيار معتقد بود و در اين باب، رساله (em)فى الاسباب (/em)(em)المُمَيِّلة(/em)(em) لقلوب الناس عن افاضل الاطباء الى اَخِسّائهم(/em) (دلايلى كه مردم از طبيبان دانشمند روى مى(span dir="LTR")‌(/span)گردانند و به طبيبان متوسط متمايل مى(span dir="LTR")‌(/span)شوند) را نگاشته(span dir="LTR")‌(/span)است (نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ص ۱۳۳). اصل عربى اين رساله ازبين رفته، اما ترجمه عبرى آن برجا مانده كه اشتاين(span dir="LTR")‌(/span)اشنايدر  آن را به آلمانى ترجمه  و در ۱۲۸۳/۱۸۶۶ در (em)الطب الاسلامى(/em)  (ج ۲۴، ص ۳۹ـ۶۳) منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. روش رازى در آموزش پزشكى به شاگردانش نيز درخور توجه است (گرچه ظاهراً در آن دوره شيوة معمولى بوده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است ← پرمن و سويج ـ اسميت، ص ۸۳). شاگردان در چند گروه در اطراف او قرار مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفتند، نخست شاگردان مبتدى بيمار را معاينه مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند، درصورت وجود مشكل، درمان به شاگردان باتجربه(span dir="LTR")‌(/span)تر و در صورت لزوم به رازى محول مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و به(span dir="LTR")‌(/span)اين(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب، دانشجويان به(span dir="LTR")‌(/span)صورت فعال و مسئوليت(span dir="LTR")‌(/span)پذير به درمان بيماران مى­پرداختند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۱، ص ۳۱۰ـ۳۱۱). رازى (همچون جالينوس) رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى در امتحان كردن پزشكان و طريقه تشخيص پزشك ماهر، با نام (em)محنة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطبيب و تعيينه(/em) تأليف كرده كه بسيار مهم است. متن عربى آن را در ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰ البير زكى اسكندر در مجلة (em)المشرق(/em) (ش ۵۴، ص ۴۷۱ـ۵۲۲) چاپ كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← پرمن و سويج ـ اسميت، ص ۸۵ ـ۸۶).(/p)
(p dir="RTL")
رازى به درمان بيماريها و پيشگيرى از آنها حتى(span dir="LTR")‌(/span)المقدور براساس رژيم غذايى و پرهيز معتقد بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (۱۴۳۰، ص ۹۹). او علاوه بر آنكه در (em)الحاوى(/em) و (em)المنصورى(/em) (مقالة سوم)، در باب غذاها و خواص آنها و تمهيدات مناسب در مورد آنها سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است، چندين تأليف مستقل نيز در اين باب دارد كه رساله (em)منافع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاغذ(/em)(em)ية(/em) از مهم­ترين آنهاست. رازى در ابتداى اين رساله (ص ۲) از كاستيهاى تأليفات جالينوس و ابن(span dir="LTR")‌(/span)ماسويه (متوفى ۲۴۳) در مورد دورى از مضار غذاها ياد و مقصودش را نوشتن رساله(span dir="LTR")‌(/span)اى جامع در اين باب بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. رساله (em)مايُقدَّم من الفواكه و الأغذيه و ما يؤخّر(/em) از رازى دربارة خوردن ميوه قبل يا بعد از غذاست. رزا كونه برابانت  متن عربى رساله را به(span dir="LTR")‌(/span)همراه ترجمة اسپانيايى  آن در ۱۳۷۰ش/ ۱۹۹۱ و ترجمة انگليسى  آن را در ۱۳۷۲ش/۱۹۹۳ منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. از ديگر تأليفات مهم و بديع رازى كتاب (em)ماالفارق(/em) است كه در آن به(span dir="LTR")‌(/span)طور مفصّل به تشخيص افتراقى بيماريها پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است.متن عربى اين كتاب را سليمان قطايه در ۱۳۵۷ش/  ۱۹۷۸در حلب منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (رازى، ۱۴۳۰، مقدمة محمد ياسرزكّور، ص ۶۵). رازى به تقليد از بقراط رساله (em)الفصول(/em) يا (em)المرشد(/em) را تأليف كرد، چون كتاب (em)الفصول(/em)  بقراط را نامنظم و متن آن را براى شاگردان دشوار مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)دانست. متن عربى آن را البير زكى اسكندر در ۱۳۴۰ش/۱۹۶۱ منتشر كرده، در ۱۳۷۵ش/ ۱۹۸۰ به فرانسه  ترجمه شده و ترجمه فارسى آن را محمدابراهيم ذاكر در ۱۳۸۴ش در تهران منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL")
ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ج ۱، ص۳۱۰) حكايتى منسوب به رازى نقل كرده كه نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهنده ابتكار وى در انتخاب محل احداث بيمارستان عضدى بغداد است؛ براساس اين حكايت، به دستور رازى، قطعات گوشت را در نقاط مختلف شهر آويزان كردند و در محلى كه گوشت سالم مانده بود بيمارستان عضدى را تأسيس كردند. الگود (ص ۲۰۳) بدون هرگونه توضيحى چندين نوآورى را به رازى نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله كاربرد جيوه به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان مسهل؛ به(span dir="LTR")‌(/span)كارگيرى پماد سرب سفيد در داروسازى، كه در قرون وسطا در اروپا (span dir="LTR") Album Rhasis(/span)نام داشت؛ نوعى شياف چشمى به نام (span dir="LTR")Arab soap (/span)يا (span dir="LTR")Trochiscus Rhasis(/span)؛ و استفاده از رودة حيوانات در جراحى (نيز ← الجدرى و الحصبه(sup)*(/sup)).(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اُصَيبعه(/strong)، (em)كتاب عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء فى طبقات الاطباء(/em)، چاپ امرؤالقيس(span dir="LTR")‌(/span)بن طحّان (span dir="LTR")](/span)آوگوست مولر(span dir="LTR")[(/span)، كونيگسبرگ و قاهره ۱۲۹۹/۱۸۸۲، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۲؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بيطار(/strong)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)كتاب الصيد(/em)(em)نة(/em)(em) فى الطب(/em)، چاپ عباس زرياب، تهران ۱۳۷۰ش؛ ربيع(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)اخوينى بخارى(/strong)، (em)هدا(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المتعلّمين فى الطب(/em)، چاپ جلال متينى، مشهد ۱۳۴۴ش؛ (strong)البير زكى اسكندر(/strong)، «تحقيق فى سنِّ الرازى عند بدء اشتغاله بالطب»، (em)المشرق(/em)، سال ۵۴ (شباط ۱۹۶۰)؛ همو، «الرازى الطبيب الإكلينيكى: نصوص من مخطوطات لم يسبق نشرها»، در همان، سال ۵۶ (شباط ۱۹۶۲)؛ محمدبن زكريا (strong)رازى(/strong)، (em)اخلاق الطبيب(/em)، چاپ عبداللطيف محمد عبد، قاهره ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛ همو، (em)ترجمة كتاب الجُدَرى و الحصبه (آبله و سرخك)(/em)، با حواشى و ملحقات به سعى و اهتمام محمود نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، تهران ۱۳۷۱ش؛ همو، (em)الطب الملوكى(/em)، تحقيق و دراسة و تعليق محمد ياسر زكّور، بيروت ۱۴۳۰/۲۰۰۹؛ همو، (em)كتاب المرشد، او، الفصول(/em)، چاپ البير زكى اسكندر، برگرداننده: محمدابراهيم ذاكر، تهران ۱۳۸۴ش؛ همو، (em)كتاب منافع الاغذ(/em)(em)ية(/em)(em) و دفع مضارها(/em)، مصر ۱۳۰۵، چاپ افست تهران: مؤسسة مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، ۱۳۸۲ش؛ همو، (em)المنصورى فى الطب(/em)، چاپ حازم بكرى صديقى، كويت ۱۴۰۸/۱۹۸۷؛ محمود (strong)نجم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)آبادى(/strong)، (em)مؤلّفات و مصنّفات ابوبكر محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۳۹ش؛ Cristina(strong) Alvarez Mill(/strong)(strong)á(/strong)(strong)n(/strong), "Graeco-Roman case histories and their  influence on medieval Islamic clinical accounts",(em) Social history medicine(/em), vol.۱۲, no.۱ (Apr. ۱۹۹۹); Carl (strong)Brockelmann(/strong),(em) Geschichte der arabischen Litterature(/em), Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹; Cyril L.(strong) Elgood(/strong),(em) A medical history of Persia Caliphate: from the earlieast times until the(/em) (em)Eastern(/em) (em)the(/em) (em)and year A.D. ۱۹۳۲(/em), Cambridge ۱۹۵۱; Julius(strong) Hirschberg(/strong), "Geschichte der Augenheilkunde", in(em) Augenheilkunde im Islam: Texte, Studien und (/em)(em)ü(/em)(em)bersetzungen(/em), vol.۳, ed. Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute für Geschichte der Arabisch-Islamischen Wissenschaften, ۱۹۸۶; Mehrnaz (strong)Katouzian-Safadi(/strong), "Une histoire des soins dans le monde arabe médiéval", in(em) La contamination: lieux symboliques et espaces imaginaires(/em), ed. Véronique Adam and Lise Revol-Marzouk, Paris: Classiques Garnier, ۲۰۱۲; Martin(strong) Levey(/strong), (em)Substitute drugs in early Arabic medicine, with special reference to the texts of M(/em)(em)ä(/em)(em)sarjawaih, al-R(/em)(em)ā(/em)(em)z(/em)(em)ī(/em)(em), and Pythagoras(/em), Stuttgart ۱۹۷۱; Max(strong) Meyerhof(/strong),(em) Die Optik der araber: ein sammelbericht(/em), Berlin ۱۹۲۰; Max(strong) Neuburger(/strong), (em)Geschichte der(/em) (em)Medizin(/em), Stuttgart ۱۹۱۱; Peter E. (strong)Pormann(/strong) and Emilie(strong) Savage-Smith(/strong),  (em)Medieval Islamic medicine(/em), Washington D.C. ۲۰۰۷;  Muhammad b. Zakariyyā&#۳۹;(strong) R(/strong)(strong)ā(/strong)(strong)z(/strong)ī,  "Ar-Râzî on the hidden illness",(em) Bulletin of the history of medicine(/em), ۵۲ (۱۹۷۸), repr. in Franz Rosenthal,(em) Science and medicine in Islam: a collection of essays(/em), Aldershot, Engl. ۲۰۰۱; Fuat(strong) Sezgin(/strong),(em) Geschichte des arabischen(/em) . (em)Schrifttums(/em), Leiden ۱۹۶۷-(span dir="RTL").  (/span)(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ محمد صدر /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
۴) (strong)تأثير رازى در پزشكى قلمرو اسلامى و تمدنهاى ديگر. (/strong)آراى پزشكى رازى، چه در زمان خودش و چه پس از مرگ او، در سرزمينهاى اسلامى و خارج از آن، بسيار تأثيرگذار بود. اخوينى بُخارى (متوفى ﺣ ۳۷۱)، كه با يك واسطه شاگرد رازى بود (← ص ۳۰۳)، در (em)هدا(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المتعلمين فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) بارها از آراى رازى ياد كرده (براى نمونه ← ص ۲۵۰، ۲۵۲، ۲۵۴) و او را استاد خويش ناميده(span dir="LTR")‌(/span)است (ص ۳۹۵، ۶۷۱). على(span dir="LTR")‌(/span)بن عباس مجوسى(sup)*(/sup) (متوفى ۳۸۴) در مقدمة (em)كامل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنا(/em)(em)عة(/em)، كه حدود پنجاه سال پس از رازى نوشته شده، از (em)المنصورى فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) و (em)الحاوى فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) نام برده و گفته كه دو نسخه از (em)الحاوى(/em) را ديده(span dir="LTR")‌(/span)است (ص ۵ـ۶). ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا در (em)القانون فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)(sup)*(/sup) از رازى نام نبرده(span dir="LTR")‌(/span)است. درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه او بخشى از (em)قانون (/em)را در شهر رى نوشته و به يادداشتهاى رازى دسترسى داشته(span dir="LTR")‌(/span)است و با مقايسة محتوايى بخشهايى از (em)الحاوى (/em)و(em) قانون (/em)معلوم مى(span dir="LTR")‌(/span)شود ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا در تأليف كتابش، از (em)الحاوى (/em)استفاده كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (گلمن، ص ۹۲ـ۹۴؛ اسكندر ، ص ۲۹ـ۳۲). اسماعيل(span dir="LTR")‌(/span)بن حسين جرجانى(sup)*(/sup) (متوفى ۵۳۱) در (em)ذخيره خوارزمشاهى(/em)(sup)*(/sup) (براى نمونه ← ص ۱۷۸، ۱۸۱، ۱۸۴ـ۱۸۵، ۴۷۷) نظرهاى رازى در موضوعات مختلف را نقل كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. نظامى(span dir="LTR")‌(/span)عروضى (متوفى ۵۶۰) در (em)چهارمقاله (/em)(ص۱۱۰) (em)الحاوى (/em)را از كتابهايى برشمرده كه خواندنش براى هر پزشك ضرورى است. ابوريحان بيرونى(sup)*(/sup) (متوفى ۴۴۰) نيز از آثار رازى بسيار سود برده(span dir="LTR")‌(/span)است. او در (em)صيدنه(/em) فراوان از رازى نام برده (براى نمونه ← ص ۴۵، ۷۳، ۱۰۰، ۲۶۷، ۳۱۱) و آثار رازى از منابع پربسامد اين كتاب است.(/p)
(p dir="RTL")
در غرب قلمرو اسلامى نيز سنّت پزشكى رازى مؤثر بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله ابن(span dir="LTR")‌(/span)رشد(sup)*(/sup) (فيلسوف و پزشك اندلسى؛ متوفى ۵۹۵) كه در (em)الكليات فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em) در جاهاى مختلف آراى رازى را نقل كرده (براى نمونه ← ص ۲۴۹، ۲۵۱، ۳۴۵، ۳۷۶) و در اين كتاب (ص ۳۴۵) از كتابى از رازى با نام (em)تجارب المارستا(/em)(em)نية(/em) مطالبى ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. امروزه نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از (em)تجارب المارستا(/em)(em)نية(/em) دردست نيست. در دورة بابريان(sup)*(/sup) (ﺣﮑ : ۹۳۲ـ۱۲۷۴)، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب حضور ايرانيان و رسميت(span dir="LTR")‌(/span)داشتن زبان فارسى در دربار آنان، پزشكى اسلامى، در كنار ديگر علوم، در شبه(span dir="LTR")‌(/span)قارة هند نفوذ و تأثير فراوان يافت. در دورة اكبرشاه(sup)*(/sup) (ﺣﮑ : ۹۶۳ـ۱۰۱۴) و اورنگ(span dir="LTR")‌(/span)زيب(sup)*(/sup) (ﺣﮑ : ۱۰۶۸ـ۱۱۱۸)، آثار رازى از منابع تأليفات پزشكى هند بوده(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله عين(span dir="LTR")‌(/span)الملكِ شيرازى(sup)*(/sup) كه در ابتداى (em)عِلاجات داراشكوهى (/em)(ص ۵)، آثار رازى را از منابع خود معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. تأثير آثار رازى در(em) طب اكبرى(/em)، نوشته حكيم اكبر شاه(span dir="LTR")‌(/span)ارزانى (براى نمونه ← ج ۱، ص ۱۴۷، ۲۰۰، ۳۶۰، ج ۲، ص ۷۸۱)، مشهود است. در ۱۳۰۸، (em)بُرءالسّاعَه (/em)در لكهنو (بروكلمان ، (span dir="LTR")>(/span)ذيل(span dir="LTR")<(/span)، ج ۱، ص ۴۱۹ـ ۴۲۰)، و در سالهاى اخير، (em)المنصورى(/em)، (em)الحاوى (/em)و (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفاخر (/em)رازى به اردو ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)اند.در منابع لاتين، رازى شناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده و تاثيرگذار بوده و نام او به شكلهاى مختلف ضبط شده(span dir="LTR")‌(/span)است، از جمله(/p)
(p dir="RTL")
(span dir="LTR")Rhazes, Rasi/ Razi(/span) (span dir="LTR")Rhasis,(/span) (span dir="LTR")Rhases,(/span) (span dir="LTR")Albubachar,(/span) (span dir="LTR") Albubater,(/span)(← كمبل، ج ۱، ص ۶۵؛ بل و تياى، ص ۹۷ـ۹۸).(/p)
(p dir="RTL")
پيش از ترجمه آثار رازى به لاتين، قسطنطين آفريقايى(sup)*(/sup) (متوفى ۴۸۰/۱۰۸۷)، (em)كامل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنا(/em)(em)عة(/em) را به لاتين ترجمه كرد و به اين(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب نام رازى به منابع لاتين راه يافت. شمار زياد كتابهاى رازى، كه به لاتين و ديگر زبانهاى اروپايى ترجمه شده(span dir="LTR")‌(/span)اند،نشانة توجه اروپاييان به آثارش و تأثير اين آثار بر پزشكى اروپاست (كامپير، ص ۷). از بين آثارش(em) المنصورى(/em) با نامهاى(em)(span dir="LTR")Liber Almansorios ,Liber medicinalis ad Almansorem(/span)(/em) (← سزگين، ج ۳، ص ۲۷۵) بسيار مورد توجه بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. ژرار كرمونايى(sup)*(/sup)/ گراردوس كرمونايى (متوفى ۵۸۳/۱۱۸۷) (em)المنصورى(/em) را در اسپانيا ترجمه كرده و در ۸۸۶/۱۴۸۱، اين كتاب در ميلان به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)چاپ رسيده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است (← كمبل، ج ۱، ص ۶۶ـ ۶۸). بخش نهم اين كتاب (دربارة بيماريهاى بدن از سر تا پا)، در اروپاى قرون وسطا، ترجمه و شرحهاى گوناگونى بر آن نوشته شد و چند قرن در مدارس پزشكى تدريس مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← همان، ج ۱، ص ۶۷ـ۶۸). ترجمة ديگرى هم از (em)المنصورى(/em) به لاتين انجام شد. در اروپا در قرون وسطا، اين كتاب در قياس با (em)الحاوى (/em)از اقبال گسترده(span dir="LTR")‌(/span)ترى برخوردار بود. شايد از علل مهم مقبوليت اين كتاب حجم كمتر و نظم و طبقه(span dir="LTR")‌(/span)بندى مطالب آن باشد. نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متعددى از اين كتاب، به عربى و لاتين، در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اروپا وجود دارد (براى نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عربى ← درنبورگ ، ج ۲، قسم ۲، ص ۶۷ـ۷۰، ش ۸۵۸ـ ۸۶۰؛ براى نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى لاتين در كتابخانة ملى فرانسه در پاريس ← ثرندايك ، ص ۵۷ـ۶۶). در سدة هشتم/ چهاردهم، تسوكرو بنچيونى  از روى ترجمة ژرار كرمونايى (em)المنصورى (/em)را به زبان فلورانسى ترجمه  كرد. از اين ترجمه تاكنون پنج نسخه شناسايى شده و در ۱۳۹۰ش/۲۰۱۱ رزا پيرو آن را منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى ، مقدمة رزا پيرو، ص (span dir="LTR")XVI(/span)). در سدة نهم/ پانزدهم، چهار بخش نخست (em)المنصورى(/em) به فرانسه ترجمه شد كه نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از آن در كتابخانه ملى فرانسه نگهدارى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← ژاكار ، ۲۰۰۰، ص ۲۸۵، ۳۰۳). (em)المنصورى(/em) از سدة هشتم/ چهاردهم جزو برنامه درسى دانشكده(span dir="LTR")‌(/span)هاى اروپا و بسيار تأثيرگذار بود (← ژاكار و ميشو ، ص ۱۸۱)، ازجمله در دانشگاههاى مونپليه ، بولونيا و پاريس همراه با ديگر آثار رازى و ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا تدريس مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (الگود ، ص ۲۰۷؛ ژاكار و ميشو، ص ۱۷۱). در ۷۹۷/۱۳۹۵، (em)الحاوى (/em)يكى از نه كتاب كتابخانه دانشكده پزشكى پاريس بود (كمبل، ج ۱، ص ۶۸). ترجمة لاتين و متن عربى (em)المنصورى(/em)،پيش از چاپ در كشورهاى اسلامى، در اروپا در ۱۱۹۰/۱۷۷۶ توسط يوهان ياكوب رايسكه ، و در ۱۳۲۱/۱۹۰۳ در ليدن چاپ شد (كارمودى ، ص ۱۳۲؛ كمبل، همانجا؛ سزگين ، ج ۳، ص ۲۸۲). ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)اى يونانى نيز از (em)المنصورى (/em)وجود دارد كه در مورد سال ترجمه يا نشر آن اطلاعى دردست نيست (← سزگين، ج ۳، ص ۲۸۳).(/p)
(p dir="RTL")
بر(em) المنصورى(/em)، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه كتاب نهم آن، شرحهاى متعددى به لاتين و ايتاليايى نوشته شد (← كمبل، ج ۱، ص ۶۸). سزگين (ج ۳، ص ۲۸۱ـ۲۸۳) حدود سى شرح مختلف لاتين بر كتاب (em)المنصورى(/em) را نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است كه شارح حدود نيمى از آنها ناشناس(span dir="LTR")‌(/span)اند (نيز ← كارمودى، ص ۱۳۵ـ۱۳۶). برخى از اين شرحها عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: شرح ژرار دوسولو  (نيمة نخست قرن هشتم/ چهاردهم) و آندرئاس وساليوس  (متوفى ۹۷۱/ ۱۵۶۴؛ پدر كالبدشناسى جديد؛ ← كارمودى، همانجا؛ كامپير، ص ۴ـ۵؛ براى تأثير رازى بر ديگر آثار وساليوس ← كامپير، ص ۱۳ـ۱۷). با وجود شرحهاى متعدد به لاتين و عبرى، تنها يك شرح به عربى بر (em)المنصورى(/em) شناخته شده(span dir="LTR")‌(/span)است؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)الحشاء، پزشك تونسى (قرن هفتم)، الفاظ طبى اين كتاب را شرح كرد و آن را (em)مفيدالعلوم و مبيدالهموم (/em)نام نهاد. اين كتاب در ۱۳۲۰ش/۱۹۴۱ در مغرب (مراكش) چاپ شد (سزگين، ج ۳، ص ۲۸۲).(/p)
(p dir="RTL")
در ۶۷۸/ ۱۲۷۹، فرج(span dir="LTR")‌(/span)بن سالم (پزشك يهودى سيسيلى) كتاب (em)الحاوى(/em) را با عنوان (em)(span dir="LTR")Continens(/span)(/em) به لاتين ترجمه و آن را به شارل آنژويى ، پادشاه ناپل كه نسخه(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اى از آن را از طريق خاندان حَفصيان تونس به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)دست آورده بود، اهدا كرد. اين كتاب در پنج مجلد و مشتمل بر ۲۵ بخش است. اين ترجمة نفيس اكنون در كتابخانه ملى فرانسه نگهدارى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. نسخة ديگرى در واتيكان وجود دارد كه رونويسى از همين نسخه است (← برايسون ، ص ۹۳ـ۹۴). تاكنون نسخة عربى كاملى از (em)الحاوى (/em)وجود ندارد كه قدمتى بيش از اين ترجمه لاتين داشته باشد. كيفيت اين ترجمه بسيار مناسب است و نخستين(span dir="LTR")‌(/span)بار در يك جلد با قطع بزرگ، پيشتر از متن عربى (em)الحاوى (/em)(متن ناموثق منتشرشده در حيدرآباد دكن در ۱۳۳۴ـ۱۳۵۲ش/۱۹۵۵ـ۱۹۷۳) در ۸۷۲ ـ۸۷۳/ ۱۴۶۸ در برشا در ايتاليا چاپ شد (براى اطلاع از تاريخ ديگر چاپها ← كارمودى، ص ۱۳۲؛ برايسون، ص ۱۰۰؛ (em)دائر(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المعارف بزرگ اسلامى(/em)، ج ۲۰، ص ۵۱). از ميان تك(span dir="LTR")‌(/span)نگاريهاى پزشكى رازى، رساله (em)الجُدَرى و الحَصبه(/em) در اروپا بسيار مورد توجه قرار گرفت و با عنوانهاى(em)(span dir="LTR")De pestilentia(/span)(/em) و (em)(span dir="LTR")De variolis et morbilis(/span)(/em) به لاتين ترجمه شد. در۷۵۰/۱۳۴۹، آبراهام كاسلارى  ايتاليايى اين رساله را به لاتين ترجمه كرد و در حدود چهار قرن، نزديك به ۳۵ بار به زبانهاى مختلف از جمله يونانى، فرانسه، ايتاليايى و انگليسى ترجمه شد (براى اطلاع از محل چاپها ← كمبل، ج ۱، ص ۶۹ـ۷۱؛ برونه ، ج ۴، ص ۱۲۶۳؛ نيز براى اطلاع از محتواى رساله و سير تاريخى آن ← (em)الجدرى و الحصبه(/em)(sup)*(/sup)).(/p)
(p dir="RTL")
تقاسيم (em)العلل(/em) با نام لاتين (em)(span dir="LTR") Liber divisionum(/span)(/em)(ميلان ۸۸۶/۱۴۸۱)،(em)اوجاع(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)المفاصل(/em) بانام(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)لاتين (em)(span dir="LTR")iuncturarum(/span)(/em) (em)(span dir="LTR") De egritudinibus(/span)(/em)(ميلان ۸۸۶/ ۱۴۸۱)، (em)المدخل الى الطب(/em) با نام لاتين (em)(span dir="LTR") Introductio in medicinam(/span)(/em)(ونيز ۹۰۲/۱۴۹۷)، و (em)القرابادين(/em) با نام لاتين (em)(span dir="LTR")Antidotarium (/span)(/em)(ونيز ۹۰۲/۱۴۹۷) را ژرار كرمونايى و ديگر مترجمان ترجمه كردند (ژاكار، ۱۹۹۶، ص ۹۸۱ـ ۹۸۴). ژرار كرمونايى كتاب (em)الحصى فى الكلى و المثانة(/em)، درباره تشكيل سنگ در كليه و مثانه و درمان آنها، را به لاتين ترجمه كرد  كه در ۱۳۱۴/۱۸۹۶ پيتر دو كونينگ  آن را با نام (span dir="LTR")>(/span)رساله درباره سنگ كليه و مثانه(span dir="LTR")<(/span)  به فرانسه ترجمه و چاپ كرد. ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)اى لاتين با نام (em)(span dir="LTR")Liber pretiosus(/span)(/em) هم از كتاب (em)الفاخر (/em)موجود است (سزگين، ج ۳، ص ۲۷۵). ژيل دو سنتاريين در سدة هفتم/ سيزدهم، در پرتغال (em)مقالة فى سر الصناعة(/em)(em) الطب(/em) رازى را با عنوان(em)(span dir="LTR")De secretis medicine (/span)(/em) و (em)الفصول (/em)((em)مرشد(/em)) او را با عنوان (em)(span dir="LTR")Aphorismi Rasis(/span)(/em) به لاتين ترجمه كرد كه اين دو همراه با ترجمة لاتين رساله (em)تدبير الصبيان (/em)رازى، با عنوان (em)(span dir="LTR")Practica Puerorum(/span)(/em) ، در ۸۸۶/۱۴۸۱ در ميلان چاپ شدند (ژاكار، ۱۹۹۶، ص ۹۸۱ـ۹۸۴). رسالة (em)تدبيرالصبيان (/em)را، كه ظاهراً اصل عربى آن ازبين رفته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است، ساموئل رادبيل در ۱۳۵۰ش/۱۹۷۱ به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)عنوان نخستين رسالة مستقل در باب طب اطفال به انگليسى  و درپى آن، پزشك عراقى، محمود حاج قاسم، به عربى ترجمه كردند. ترجمة فارسى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اين كتاب با نام (em)رساله پزشكى كودكان(/em) در ۱۳۹۱ش در تهران چاپ شد.(/p)
(p dir="RTL")
پزشكان يهودى قرون وسطا با آثار رازى آشنا بودند و ترجمه(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)هاى فراوانى هم از آثار رازى به عبرى، غالباً از روى ترجمه(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)هاى لاتين، صورت گرفته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. در منابع، به ترجمة عبرى (em)الحاوى(/em) اشاره شده (← اشتاين(span dir="LTR")‌(/span)اشنايدر ، ص ۷۲۳ـ۷۲۴) كه برخى احتمال داده(span dir="LTR")‌(/span)اند همان متن عربى بوده كه با رسم(span dir="LTR")‌(/span)الخط عبرى بازنويسى شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← برايسون، ص ۹۳، پانويس ۱؛ يشتر ـ برنبورگ ، ص ۳۸۵). نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ترجمة عبرى (em)المنصورى(/em) در كتابخانة ملى فرانسه نگهدارى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه شرحهايى به عبرى بر آن نوشته شده(span dir="LTR")‌(/span)است. لئون جوزف  (متوفى ۸۲۱/۱۴۱۸) شرح لاتين ژرار دوسولو بر (em)المنصورى(/em) را به عبرى ترجمه كرد (براى جزئيات ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)ها و شرحها به عبرى ← گنو ، ص ۴۶۶؛ اشتاين(span dir="LTR")‌(/span)اشنايدر، ص ۷۲۵ـ۷۲۶، ۷۹۴). اشتاين(span dir="LTR")‌(/span)اشنايدر (ص ۷۲۶ـ۷۳۳) گزارشى از ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عبرى و نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى موجود آنها شامل (em)اوجاع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المفاصل(/em) (دردهاى مفاصل)، (em)تدبير الصبيان(/em) (در پزشكى كودكان)، (em)الفصول(/em)، (em)خواص(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاشياء(/em)،(em)تقسيم و التشجير(/em) (تقسيمها و علتهاى بيماريها)، (em)قرابادين(/em)،(em)فى اسباب (/em)((em)الاغراض(/em))(em) المميلة(/em) (span dir="LTR")](/span)ظاهراً دربارة علت تمايل مردم به پزشكان غيرحاذق(span dir="LTR")[(/span) و (em)رسالة(/em)(em) فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفصد(/em) را عرضه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. از رساله (em)فى الاسباب (/em)(em)المميلة(/em) نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى به عربى يا ترجمه لاتين آن گزارش نشده(span dir="LTR")‌(/span)است (← سزگين، ج ۳، ص ۲۹۱). نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ترجمة عبرى (em)الكافى(/em) در كتابخانة بودليان  (ش ۴۲۷) دانشگاه آكسفورد نگهدارى مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. بروكلمان (ج ۱، ص ۲۷۰) نيز به ترجمة عبرى دو رساله (em)العرق (/em)و(em) سفر هپسوقوط (/em)اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. علاوه بر ترجمة آثار رازى به زبانهاى مختلف اروپايى و وجود نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متعدد از آنها، وجود تنديس رازى در دانشكده پزشكى پاريس دكارت، نقش(span dir="LTR")‌(/span)برجستة رازى در ميان ۴۵ شخصيت تأثيرگذار در تاريخ پزشكى بر ديوار بيرونى اين دانشكده (ساخته مارسل گومون )، و تنديس او در خانة مشاهير در شيكاگو از تأثير عميق او بر پزشكى غرب نشان دارد (← نبوى، ص ۵۵، ۷۲ـ۷۳، ۸۵؛ براى اطلاع بيشتر ← لوفلوش ـ پريژان ، ۱۹۹۱).(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)رشد(/strong)، (em)الكليات فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)، چاپ سعيد شيبان و عمار طالبى، (span dir="LTR")](/span)قاهره(span dir="LTR")[(/span) ۱۹۸۹؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)كتاب الصيد(/em)(em)نة(/em)(em) فى الطب(/em)، چاپ عباس زرياب، تهران ۱۳۷۰ش؛ ربيع(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)اخوينى بخارى(/strong)، (em)هدا(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المتعلمين فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطب(/em)، چاپ جلال متينى، مشهد ۱۳۷۱ش؛ اسماعيل(span dir="LTR")‌(/span)بن حسين (حسن) (strong)جرجانى(/strong)، (em)ذخيره خوارزمشاهى(/em)، چاپ عكسى از نسخة خطى، چاپ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر سعيدى سيرجانى، تهران ۱۳۵۵ش؛ (em)داير(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المعارف بزرگ اسلامى(/em)، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى، تهران ۱۳۶۷ش ـ   ، ذيل «الحاوى» (از مهرناز كاتوزيان)؛ محمداكبربن محمد(strong) شاه ارزانى(/strong)،(em) طب اكبرى(/em)، قم ۱۳۸۷ش؛ محمدبن عبداللّه (strong)عين(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الملك شيرازى(/strong)، (em)كتاب علاجات داراشكوهى(/em) (em)= طب داراشكوه(/em)، چاپ افست تهران: مؤسسة مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، ۱۳۸۸ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن عباس (strong)مجوسى(/strong)، (em)كامل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصناعة الطبية(/em)، بولاق ۱۲۹۴؛ سيف(span dir="LTR")‌(/span)الدين (strong)نبوى(/strong)، (em)استاد محمد زكرياى رازى و برداشتهاى دانشمندان علم پزشكى دهه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى آخر قرن بيستم از او(/em)، تهران ۱۳۶۶ش؛ احمدبن عمر (strong)نظامى عروضى(/strong)، (em)چهار مقاله(/em)، چاپ محمد معين، تهران ۱۳۶۴ش؛ Antoine Laurent(strong) Bayle(/strong) and M. (Auguste)(strong) Thillaye(/strong),(em) Biographie m(/em)(em)é(/em)(em)dicale par ordre chronologique(/em), Paris ۱۸۵۵; Carl (strong)Brockelmann(/strong),(em) Geschichte der arabischen Litteratur(/em), Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹,(em) Supplementband(/em), ۱۹۳۷-۱۹۴۲; Jacques - Charles (strong)Brunet(/strong),(em) Manuel du libraire et de l&#۳۹;amateur de livres(/em), Paris ۱۸۶۰-۱۸۶۵; Jennifer S.(strong) Bryson(/strong), "The kītab(em) al-H(/em)(em)ā(/em)(em)w(/em)(em)ī(/em) of Rāzī (ca. ۹۰۰ AD): book one of the Hāwī on brain, nerve, and mental disorders, studies in the transmission of medical texts from Greek into Arabic into Latin", doctoral thesis, Yale University ۲۰۰۰; Donald(strong) Campbell(/strong),(em) Arabian medicine and its influence on the Middle Ages(/em), London ۱۹۲۶, repr. ۲۰۰۰; Francis J.(strong) Carmody(/strong),(em) Arabic astronomical and astrological science in Latin translation: a critical bibliography(/em), Berkeley,Calif. ۱۹۵۶; Abdul Haq(strong) Compier(/strong), "Rhazes in the Renaissance of Andreas Vesalius",(em) Medical history(/em), no. ۵۶ (۲۰۱۲); Hartwing(strong) Derenbourg(/strong),(em) Les manuscrits arabes de l&#۳۹;Escurial(/em), vol.۲, fasc.۲, Paris ۱۹۴۱; Cyril L.(strong) Elgood(/strong),(em) A medical history of Persia, and the Eastern Caliphate: from the earliest times until the year A. D. ۱۹۳۲(/em), Cambridge ۱۹۵۱; William E.(strong) Gohlman(/strong), (em)The life of Ibn Sina(/em), Albany ۱۹۷۴; Anne Sylvie(strong) Guenoun(/strong), "Le médicament chez Gérard de Solo, médecin montpelliérain du XIVe siécle",(em) Revue d&#۳۹;histoire de la pharmacie(/em), no. ۳۲۴ (۱۹۹۹); A. Z.(strong) Iskandar(/strong), A(em) catalogue of Arabic manuscripts on medicine and science in the Wellcome Historical Medical Library(/em),London ۱۹۶۷; Danielle(strong) Jacquart(/strong), "The influence of Arabic medicine in the medieval West", in(em) Encyclophedia of the history of Arabic science(/em), ed. Roshdi Rashed, vol.۳, London: Routledge, ۱۹۹۶; idem, "De l&#۳۹;arabe au moyen français, en passant par le latin: le livre de Albubeth", in(em) Sic itur ad astra: Studien zur Geschichte der Mathematik und Naturwissenschaften: Festschrift f(/em)(em)ü(/em)(em)r den Arabisten Paul Kunitzsch zum ۷۰. Geburtstag(/em), ed. M. Folkerts and Richard Lorch, Weisbaden: Harrassowitz, ۲۰۰۰; Danielle(strong) Jacqurt(/strong) and F.(strong) Micheau(/strong),(em) La m(/em)(em)é(/em)(em)decine arabe et l&#۳۹;occident medieval(/em), Paris ۱۹۹۰; Patrice(strong) Le Floch-Prigent(/strong),(em) Les ۴۵ m(/em)(em)é(/em)(em)daillons de la facult(/em)(em)é(/em)(em) de m(/em)(em)é(/em)(em)dicine, ۴۵ rue des Saints P(/em)(em)è(/em)(em)res(/em), Paris ۱۹۹۱; Muhammad b. Zakarīyā&#۳۹; (strong)R(/strong)(strong)ā(/strong)(strong)z(/strong)ī,(em) L&#۳۹;Almansore: Volgarizzamento Fiorentino del XIV Secolo(/em), Italian translation along with original Arabic text, ed. Rosa Piro, Firenze ۲۰۱۱; Lutz(strong) Richter-Bernburg(/strong), "AbūBakr Muhammad al-Rāzī&#۳۹;s (Rhazes) Medical Works",(em) Medicina nei secoli(/em), vol.۶ (۱۹۹۴); Fuat(strong) Sezgin(/strong),(em) Geschichte(/em) (em)des arabichen Schrifttums(/em), Leiden ۱۹۶۷- ; Moritz (strong)Steinschneider(/strong),(em) Die hebr(/em)(em)ü(/em)(em)ischen (/em)(em)Ü(/em)(em)bersetzungen des Mittelalters und die Juden als Dolmetscher(/em), Graz ۱۹۵۶; Lynn(strong) Thorndike(/strong), "Latin manuscripts of works by Rasis at the Bibliothèque Nationale, Paris",(em) Bulletin of the history of medicine(/em), ۳۲, no.۱ (۱۹۵۸).(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ محمد صدر /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
۵) (strong)كيمياى رازى.(/strong) از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى علمى رازى و از موجبات اصلى شهرت او كيميا است. همچنين رويكرد وى به دانش شيمى (به معناى كنونى آن) ويژه و متفاوت بوده(span dir="LTR")‌(/span)است.(br /)
رازى را پيشتاز و پدر شيمى علمى و بنيان(span dir="LTR")‌(/span)گذار آن (روسكا ، ۱۹۲۳، ستون ۱۱۷ـ۱۲۴؛ استيپلتون  و همكاران، ص ۳۴۳؛ رازى، ۱۳۷۱ش، تعليقات شيبانى، ص ۱۳۷ـ۱۳۸، به نقل از روسكا)، نياى پزشك ـ شيمى(span dir="LTR")‌(/span)دانان (سارتون ، ج ۱، ص ۵۸۷)، و به(span dir="LTR")‌(/span)همراه جابربن حيّان(sup)*(/sup) يكى از دو شيمى(span dir="LTR")‌(/span)دان  متنفذ جهان اسلام (احمد يوسف حسن  و هيل ، ص ۲۷، ۱۳۳) خوانده(span dir="LTR")‌(/span)اند. مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين فعاليت او را در علم شيمى تقسيم مواد و دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى آنها و وصف دقيق آزمايشگاه شيمى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۶ـ۸۷؛ احمد يوسف حسن،ص ۱۰۶). حرفه رازى در جوانى و نيز پدرش زرگرى و صيرفى بود (بيهقى، ص ۲۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اُصَيبعه، ج ۱، ص ۳۱۳ـ۳۱۴) و احتمالاَ همين امر توجه و علاقه او به كيميا را برانگيخت (← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۳). حكايتهايى از پذيرايى رازى از قاسم(span dir="LTR")‌(/span)بن عبيداللّه (وزير مكتفى، خليفه عباسى) در ظرفهاى طلا و اينكه وى به روميان شمشهاى زر مى(span dir="LTR")‌(/span)فروخته، دردست است (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، همانجا). در گزارشهايى، بيمارى چشم رازى در جوانى به عوارض ناشى از تجربه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كيميايى وى (ابوريحان بيرونى، ص ۴؛ بيهقى، همانجا) و نابينايى(span dir="LTR")‌(/span)اش در پايان عمر (ابن(span dir="LTR")‌(/span)خلّكان، ج ۵، ص۱۶۰ (به مكافات)) و حتى مرگش هم به كيفر دعاوى اثبات(span dir="LTR")‌(/span)نشدنى(span dir="LTR")‌(/span)اش در كيميا نسبت داده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۱، ص ۳۱۴). اين روايتها حتى در زمان حيات رازى نيز موجب نقد و طعن او شده بود، از جمله در مجادله(span dir="LTR")‌(/span)اش با كعبى، رازى به(span dir="LTR")‌(/span)سبب عجز در پرداخت مهرية همسرش، با وجود ادعايش در كيميا، تمسخر شده(span dir="LTR")‌(/span)است (ابن(span dir="LTR")‌(/span)عبرى، ص۱۵۸). به(span dir="LTR")‌(/span)رغم افسانه(span dir="LTR")‌(/span)انگاشتن چنين داستانى (← بروكلمان ، ج ۱، ص ۲۶۸؛ نيز ← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۱۸۴)، اهميت كيميا در زندگى او بيشتر نمايان مى(span dir="LTR")‌(/span)شود.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)استادان و سرچشمه(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)هاى كيمياى رازى.(/strong) اينكه رازى كيميا را چگونه و نزد چه استاد يا استادانى آموخت دانسته نيست،اما سرچشمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كيمياى او از آثارش هويدا يا دست(span dir="LTR")‌(/span)كم حدس(span dir="LTR")‌(/span)زدنى است. اشتغال رازى به كيميا را به آغاز فعاليتش، يعنى پيش از سى تا چهل سالگى و حتى پيش از روى(span dir="LTR")‌(/span)آوردنش به طب، مرتبط دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۱، ص ۳۱۳؛ ابوريحان بيرونى، همانجا). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد او اين مهارت و دانش را نزد پدر يا براساس متون و منابع موجود آموخته باشد (← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۸، ۱۷۸). ميراث انديشه(span dir="LTR")‌(/span)هاى يونانى و اسكندرانى و مصرى، در آثار كيميايى رازى به(span dir="LTR")‌(/span)چشم مى(span dir="LTR")‌(/span)خورد. به(span dir="LTR")‌(/span)رغم ادعاى كاملاً قابل ترديد شيبانى (رازى، ۱۳۷۱ش، تعليقات، ص ۱۱۹)، كه رازى با زبان يونانى آشنا بود و مستقيماً از آثار كيميايى يونانيان بهره مى(span dir="LTR")‌(/span)برد، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد رازى از طريق جابربن حيّان با اين ميراث آشنا شده باشد (← استيپلتون و همكاران، همانجا). او در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الشواهد(/em) از حدود ۲۴ دانشمند غيرمسلمان از تمدنهاى بين(span dir="LTR")‌(/span)النهرين، ايران، يونان و روم نام مى(span dir="LTR")‌(/span)برد، ازجمله هرمس ، آگاثاذيمون  (عاذيمون)، ماريه، ارسطو و زوسيموس (← همان، ص ۳۳۵؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۱۶ـ ۱۱۹). علاوه بر اين، بخش عمده(span dir="LTR")‌(/span)اى از منابع كيميايى رازى در آثار آشورى، بابلى، كلدانى و صابئى يافت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. استيپلتون و همكاران (ص۳۴۰ـ۳۴۲)، با استناد به پژوهشى درباره فلز خارصينى (← آهن چينى(sup)*(/sup)) و وابستگى على(span dir="LTR")‌(/span)بن ربّن طبرى(sup)*(/sup) (استاد رازى در طب) و مدارس طبرستان، جنديشاپور و جبال به مكتب حَرّان، تأثير منابع سريانى و بابلى بازمانده در حرّان(sup)*(/sup) را نشان داده(span dir="LTR")‌(/span)اند. علاوه بر اين، سالم حرّانى دانشمندى كه رازى در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الشواهد(/em) از او فراوان نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است (← استيپلتون و همكاران، ص ۳۴۱؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۱۸، ۱۲۱)، يا خود يا نسبش به حرّان مى­رسد. بسامد چشمگير نامهاى فارسى، مشابهت بسيار تفكر مانوى و جهان(span dir="LTR")‌(/span)شناسى رازى، در كنار تعلق او به تمدن و فرهنگ ايران و احتمالِ زياد تأثيرپذيرى(span dir="LTR")‌(/span)اش از باقيمانده علوم پهلوى و ساسانى، آموزه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مدارس بلخ و مرو و سمرقند، و كيمياى مغانى (استيپلتون و همكاران، همانجا؛ پارتينگتون ، ص۱۹۲ـ۱۹۶؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۲۲ـ ۱۲۳؛ اذكائى، ص ۱۴۷)، نيز از آبشخورهاى فارسى كيمياى رازى حكايت مى(span dir="LTR")‌(/span)كند.(/p)
(p dir="RTL")
همچنين با توجه به آشنايى رازى با دانشوران هندى، چون صنجهل (ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۲، ص ۳۲)، سوشروتا ، و چركه و احتمالاً مطالبى از كيمياى هند (استيپلتون و همكاران، ص ۳۴۴)، نبايد تأثير كيمياى هند را در آثار رازى ناديده گرفت.(strong) رازى و سنّت جابرى.(/strong) به(span dir="LTR")‌(/span)رغم برخى تفاوتهاى بنيادى، اصلى(span dir="LTR")‌(/span)ترين منابع كيمياى رازى آثار جابربن حيّان است (همان، ص ۳۳۵ـ۳۳۸؛ احمد يوسف حسن، ص ۸۹). رازى جابر را پيش(span dir="LTR")‌(/span)كسوت در اين علم و استاد خود خوانده (← استيپلتون و همكاران، ص ۳۳۵)، هرچند شاگرد بلافصل او نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است (نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۹، ۱۷۶ـ۱۷۷). آثار كهن(span dir="LTR")‌(/span)تر از افرادى چون مَريانوس (معلم خالدبن يزيد) و خالدبن يزيدبن معاويه(sup)*(/sup) رازآميزتر و بسيار متفاوت(span dir="LTR")‌(/span)تر از آن هستند كه مأخذى براى كيمياى رازى شمرده شوند (استيپلتون و همكاران، ص ۳۳۶). ارتباط سنّت علمى جابر و رازى، دو كيمياگر برجسته و بانفوذ جهان اسلام (← هولميارد، ۱۹۲۶، ص۲۹۰؛ احمد يوسف حسن و هيل، ص ۱۳۳) كه تكامل كيمياگرى در غرب مرهون يا مرتبط با نام ايشان است (روسكا، ۱۹۳۵ـ۱۹۳۶، ص ۳۴۲؛ سزگين ، ج ۴، ص ۲۷۶)، بحث(span dir="LTR")‌(/span)برانگيز است. به باور كراوس (ج ۱، ص (span dir="LTR")LXII-LXI(/span)؛ نيز ← سزگين، ج ۴، ص ۲۱۵)، از مجموعه آثار منسوب به جابر،رازى  به(span dir="LTR")‌(/span)طور قطع (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الر(/em)(em)حمة (/em)را مى(span dir="LTR")‌(/span)شناخت. او تأثير جابر بر رازى را ناچيز و تقريباً هيچ دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. روسكا (۱۹۳۷، ص ۲۵ـ۲۶) ارجاعات رازى را در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسرار(/em) به جابر، افزوده(span dir="LTR")‌(/span)ها و تحريفات پسينيان مى(span dir="LTR")‌(/span)داند (← سزگين، ج ۴، ص ۲۷۶ـ۲۷۷). حتى به ادعاى برخى، بخشى از آثار منسوب به جابر، درواقع نوشته رازى و متعلق به سنّت كيميايى اوست كه علوم حرّانيان كافركيش و چه(span dir="LTR")‌(/span)بسا آثارِ با منشأ ايران قديم را براى درامان(span dir="LTR")‌(/span)بودن از انتقاد، به شاگرد امام(span dir="LTR")‌(/span)صادق عليه­السلام نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است (رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۱۹، ۱۲۳).(/p)
(p dir="RTL")
علاوه بر اينها، تفاوتهاى ديگرى نيز ميان سنّت جابر و رازى وجود دارد كه عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: به(span dir="LTR")‌(/span)كارنبردن تمثيلهاى رمزى معمول در كيمياى جابر، از قبيل نظريه ميزان، توسط رازى (نصر ، ۱۹۸۷، ص۲۶۸ـ۲۶۹؛ همو، ۱۳۷۱ش، ص ۹۹ـ۱۰۰؛ اذكائى، ص ۲۸۳ـ۲۸۵)، اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر در نظريه تكوين فلزات از گوگرد و جيوه يا تأييدنكردن آن (نصر، ۱۳۷۱ش، ص ۹۷؛ همو، ۱۹۸۷، ص ۲۷۷؛ قس هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۶ درباره همخوانى ديدگاه رازى با جابر در اين مورد)؛ توجه رازى به اهداف عملى و دستورالعملهاى كوتاه و كاربردى در برابر مقاصد روحى مورد تأكيد جابر؛ تفاوت در نظام فكرى و عملى، تفاوت در سبك نگارش و پيروى(span dir="LTR")‌(/span)نكردن رازى از روش بيان يك موضوع به شكلهاى گوناگون (سزگين، ج ۴، ص ۲۷۷؛ گودمن ، ص ۲۰۵). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، برخى اشتراك جابر و رازى را در بسيارى از مبانى، آثار، و دستاوردها يا نتايج عملى بيش از آن دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند كه ناديده گرفته شود. برخى از اشتراكات جابر و رازى در مبانى عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: تلقى مشابه از جوهر و جسم (كراوس، ج ۲، ص۱۷۰ و پانويس ۴)، اعتقاد به نظام چهار عنصرى (← هولميارد، همانجا) و امكان استحاله فلزات (احمد يوسف حسن و هيل، همانجا)، تشابه پنج اصل جابر و قدماى خمسه رازى (به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب جوهر اوليه، مادّه، صورت، زمان، و مكان ← نصر، ۱۳۷۱ش، همانجا)، و حتى نزديكى مفهومى نظريه ذره(span dir="LTR")‌(/span)گرايى رازى با عبارات جابر در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التصريف(/em) (كراوس، ج ۲، ص ۱۵۴ و پانويس ۶؛ نيز ← جزءلايتجزا(sup)*(/sup)). در كتاب (em)رتبة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكيم (/em)منسوب به مَجريطى (متوفى ۳۹۸)، به پيوستگى و ارتباط اين دو سنّت اشاره شده و طُغرايى (متوفى ۵۱۵) رازى را در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحجر(/em) به سرقت يا رونويسى از (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المجردات(/em) جابر متهم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (سزگين، ج ۴، ص ۲۱۴، ۲۷۶، نيز ← ص ۲۱۴ـ ۲۱۹). رازى در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الشواهد(/em)، اثر ديگر خودش باعنوان (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترتيب(/em) (يا (em)الر(/em)(em)احة(/em)) را تفسير نظر جابر در (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الر(/em)(em)حمة(/em) بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← سزگين، ج ۴، ص ۲۱۴). به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه، رازى (em)كتاب الأس(/em) جابر را به(span dir="LTR")‌(/span)نظم درآورده (ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۱، ص ۳۲۰؛ نيز ← كراوس، ج ۱، ص (span dir="LTR")LXI(/span)؛ قس سزگين، ج ۴، ص ۲۷۶) و گزيده(span dir="LTR")‌(/span)اى از (em)العلم المخزون(/em) جابر در (em)القوانين (/em)(em)الطبيعية(/em)، منسوب به رازى، نقل شده(span dir="LTR")‌(/span)است (روسكا، ۱۹۳۵، ص ۲۹۹ـ۳۰۲؛ كراوس، ج ۱، ص ۸۶).(/p)
(p dir="RTL")
دست(span dir="LTR")‌(/span)كم چهارده اثر اين دو عالم كيميا، عنوانى يكسان يا كاملاً مشابه دارند (استيپلتون و همكاران، ص ۳۳۶ـ۳۳۷)، كه حتى اگر در رويكرد و طرز بيان مطالب متفاوت باشند، نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة تأثير جابر بر رازى است. حتى روسكا (۱۹۳۵، ص ۲۹۲) به(span dir="LTR")‌(/span)رغم همة ترديدهايش ارتباط آثار كيميايى رازى (دوازده كتاب و (em)سرّالاسرار(/em)) را با آراى جابر بسيار بيشتر از آنچه گمان مى(span dir="LTR")‌(/span)شد برآورد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند (نيز ← احمد يوسف حسن، ص ۸۹؛ سزگين، ج ۴، ص ۲۱۸). در كيمياى عملى و راهكارها و تجربه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كيميايى و آزمايشگاهى جابر و رازى نيز ارتباط و اشتراك وجود دارد؛ سرچشمه نظام طبقه(span dir="LTR")‌(/span)بندى رازى به رساله ۳۱ (از مجموعه هفتاد رساله) و رساله اول (از مجموعه ۱۱۲ رساله جابر يعنى (em)اُسطقس الاس الاول(/em)) بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد (استيپلتون و همكاران، ص ۳۳۷) و در فرايندهايى چون تقطير (← احمد يوسف حسن، ص۱۱۰)، تهية اسيدهاى معدنى، تركيبات قليايى از قبيل نوشادر (رازى، ۱۳۴۹ش، تعليقات شيبانى، ص ۳۴۲)، نَطرون، و نمك قليا (احمد يوسف حسن، ص ۹۷) دستورالعملهاى مشابه يا پيشينه مشترك ديده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. براين(span dir="LTR")‌(/span)اساس، رازى را بايد تنظيم(span dir="LTR")‌(/span)كننده و توسعه(span dir="LTR")‌(/span)دهندة كيمياى جابر دانست، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه به اعتقاد مجريطى (به نقل احمد يوسف حسن، ص ۸۹)، او بر مباحث جابرى چيزى نيفزود، حتى آزمايشگاه مجهزش را بر همان بنياد و سامانه بنا كرد (ابرلى ، ص ۲۸)، و در دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى مواد معدنى با جابر هم(span dir="LTR")‌(/span)نظر بود، اما دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى و توضيحاتش بسامان(span dir="LTR")‌(/span)تر (هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۷۸) و گاه كامل(span dir="LTR")‌(/span)تر (← نعمان الحق ، ص ۲۲۹) مى(span dir="LTR")‌(/span)نمايد. رازى نيز چون جابر روحية آزادپژوهشى داشت، و بسيارى از پشتوانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى فلسفى(span dir="LTR")‌(/span)شان مشابه بود (هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۵).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)نظرية فلزى.(/strong) رازى به(span dir="LTR")‌(/span)طور كلى امكان استحاله فلزات را پذيرفته، اما در دو اثر كيميايى(span dir="LTR")‌(/span)اش ( (em)المدخل التعليمى و الاسرار(/em)) در مورد نظريه شكل(span dir="LTR")‌(/span)گيرى فلزات از دو عنصر گوگرد و جيوه سكوت كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (همان، ص ۸۶؛ استيپلتون و همكاران، ص ۳۲۶ـ۳۲۷). با وجود اين، افزودن عنصر سوم نمك براى تعادل(span dir="LTR")‌(/span)بخشيدن به تركيب فلزى در نظريه پيش(span dir="LTR")‌(/span)گفته، كه در آثار كيميايى سپسين و غربى به(span dir="LTR")‌(/span)وفور آمده، به رازى نسبت داده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (هولميارد، همانجا؛ هيم ، ص ۱۸۹؛ ابرلى، ص ۲۹). درك و تحليل كيمياى رازى منوط به درنظرگرفتن آراى فلسفى اوست. او با توجه به جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى مادّى و خواص آزمودنى اشيا، از علوم خفيه و بيان رمزى و نمادگرايى مندرج در آن روى برمى(span dir="LTR")‌(/span)تابد (← نصر، ۱۳۷۱ش، ص ۹۹، ۱۰۱؛ (em)زندگينامة علمى دانشوران(/em)، ج ۱۱، ص ۳۲۴؛ اذكائى، ص ۲۸۵؛ نيز ← بخش ۶) آرا و آثار فلسفى). زبان آثار كيميايى رازى نيز واضح و بدون رمز و نماد است (رونان، ص ۳۳۱ـ۳۳۲). بيان و كاربرد واژگان در آثار كيميايى رازى چنان دقيق است، كه اگر در ارزش محتواى علمى(span dir="LTR")‌(/span)اش هم ترديد شود، از زبان علمى و اصطلاح(span dir="LTR")‌(/span)شناسى فاخر آن نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان چشم پوشيد (← رازى، ۱۳۴۳ش، مقدمه دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه، ص ۳ـ۴).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)رويكرد و روش علمى در كيميا.(/strong) رازى خرد را در شناخت همه علتهاى پديده(span dir="LTR")‌(/span)ها، موجبات پيدايش خواص و كيفيتهاى مواد ناتوان دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (كراوس، ج ۲، ص ۹۵ و پانويس ۱؛ (em)زندگينامة علمى دانشوران(/em)، همانجا). ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، وجود قواى مكنون را نفى نكرده و به(span dir="LTR")‌(/span)رغم آگاهى از امكان متهم(span dir="LTR")‌(/span)شدنش به تناقض، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخواص(/em) را نگاشته و ضرورت ثبت و انتقال گزاره(span dir="LTR")‌(/span)هاى اثبات(span dir="LTR")‌(/span)نشده و مشكوك ــ و نه مردودــ را يادآورى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← (em)زندگينامة علمى دانشوران(/em)، ج ۱۱، ص ۳۲۳؛ كراوس، ج ۲، ص ۲۹۲؛ اولمان ، ص ۱۰۸ـ۱۰۹). كيمياى رازى با تكية انتقادى بر دستاوردهاى پيشينيان و با اعتماد به سير تكاملى دانش در تقابل با واپس(span dir="LTR")‌(/span)گرايى سنّتىِ ارسطوييان شكل گرفته و امتياز دانش جديد را در شناخت ميراث پيشين، پرهيز از دوباره(span dir="LTR")‌(/span)كارى و نهايتاً دستيابى به افقهاى نو دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (← گودمن، ج ۱، ص ۲۰۶). همين توجه خاص و شايد منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فرد رازى به تجربه و آزمايش در شيمى ازيك(span dir="LTR")‌(/span)سو و ترك تأملات ذهنى و باطنى ازسوى ديگر، سبب(span dir="LTR")‌(/span)ساز انقلاب او در پايه­ريزى شيمىِ «علمى» شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۶).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)آثار.(/strong) شمار و عناوين آثار كيميايى رازى متفاوت (براى نمونه ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)جلجل، ص ۷۷ـ۷۸؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۴۵۹ـ ۴۶۰؛ ابوريحان بيرونى، ص ۱۶ـ۱۷؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ج ۱، ص ۳۱۶؛ نيز ← سزگين، ج ۴، ص ۲۷۹ـ۲۸۲) و افزون(span dir="LTR")‌(/span)بر پنجاه اثر ــ همگى به عربى ــ گزارش شده(span dir="LTR")‌(/span)است. در دسترس(span dir="LTR")‌(/span)نبودن نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اصيل يا درخور اعتماد، احرازنكردن اصالت (صحت انتساب به رازى)، تصحيف عنوان، انتساب چند عنوان به يك كتاب يا رساله، و تنوع تلقى از مضامين و موضوع آثار، موجب اين گوناگونى يا تشتّت است. بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، بنيان آثار كيميايى رازى بر نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هايى است كه تقريباً بر وجود و اصالت آنها اتفاق(span dir="LTR")‌(/span)نظر هست. به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد دوازده عنوان از اين آثار، محور فراگيرى كيميا از ديدگاه رازى را شكل مى(span dir="LTR")‌(/span)دهند. رازى در ديباچة (em)الشواهد(/em) و در (em)المدخل التعليمى (/em)(ص۹۰ـ۹۱)، ضمن نام(span dir="LTR")‌(/span)بردن از اين دوازده اثر و وصفى مختصر از محتوايشان، ترتيب نگارش (← رازى، ۱۳۴۳ش، همان مقدمه، ص ۲ـ۳؛ رازى، ۱۳۷۱ش، گفتار نخست شيبانى، ص ۳ـ ۶) و نظم آموزشى آنها را برشمرده(span dir="LTR")‌(/span)است (روسكا، ۱۹۳۷، ص ۱۰ـ۱۱). ترتيب اين كتابها به نقل از (em)المدخل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التعليمى (/em)(ص ۹۰ـ۹۲) عبارت است از: (em)المدخل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التعليمى(/em)؛ (em)المدخل البُرهانى (/em)يا (em)علل(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المعادن(/em) (يا «تكوّن(span dir="LTR")‌(/span)الاحجار»)؛ (em)اثبات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنعة(/em)؛ (em)الحجر(/em)؛ (em)التدبير(/em)؛ (em)الإكسير(/em)؛ (em)شرف(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصناعة(/em) ((em)الصنعة(/em)(em) و فضلها(/em))؛ (em)الترتيب(/em)، كه آن را (em)الرا(/em)(em)حة(/em) هم خوانده(span dir="LTR")‌(/span)است (← استيپلتون و عزو، ص ۶۹)؛ (em)التدابير(/em)؛ (em)المحن(/em)؛ (em)الشواهد(/em) ((em)نُكَت(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الرّموز(/em))؛ (em)سرّالحكماء و حِيَلهم (/em)((em)الحيل(/em)).(/p)
(p dir="RTL")
از ميان آثار دوازده(span dir="LTR")‌(/span)گانه، فقط (em)المدخل التعليمى(/em)، به(span dir="LTR")‌(/span)طور كامل، قسمتى از (em)الشواهد(/em) و يك فصل از (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الإثبات (/em)چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى مشخصات كامل ← سزگين، ج ۴، ص ۲۸۰ـ۲۸۱).(em) كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاسرار(/em) و (em)كتاب سرّالاسرار(/em) را مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين آثار رازى در كيميا دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. تصحيح، ترجمه و شرحهايى از اين دو اثر منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)است، از جمله: ترجمة انگليسى  (دو بخش نخست (em)الاسرار(/em) در استيپلتون و همكاران، ص ۳۶۹ـ۳۹۲)؛ ترجمة آلمانى از روسكا (۱۹۳۷)؛ ترجمة روسى (em)سرّالاسرار(/em) از كريم(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اف (۱۹۵۷)؛ تصحيح متن (em)الاسرار(/em) و نسخة برگردان (em)سرّالاسرار(/em)، همراه با ترجمة گزيده(span dir="LTR")‌(/span)مانندى به فارسى كهن با نام (em)تجارب شهريارى(/em) از شهريار بهمنيار پارسى، كه به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش محمدتقى دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است (تهران ۱۳۴۳ش)؛ و ترجمه و شرح فارسى (em)الاسرار(/em) از شيبانى (۱۳۴۹ش؛ ← سزگين، ج ۴، ص ۲۷۹ـ۲۸۰). به اعتقاد برخى، در (em)سرّالاسرار (/em)آزمايشهاى فورى كيميايى گردآورى شده و از (em)الاسرار (/em)بيست باب كمتر است و به(span dir="LTR")‌(/span)رغم برخى نظرها، اين دو اثرْ در اصل مستقل از يكديگر، و نه دو تحرير از يك اثر و نه گزيده يكى از ديگرى، هستند (رازى، ۱۳۴۳ش، پيشگفتار دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه، ص ۸ ، ۱۱؛براى ديگر كتابهاى او در كيميا كه هنوز به(span dir="LTR")‌(/span)طور جدّى بررسى نشده(span dir="LTR")‌(/span)اند ← نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۳۹ش، ص ۲۶۱ـ۲۶۳؛ سزگين، ج ۴، ص ۲۸۱ـ۲۸۲).(/p)
(p dir="RTL")
علاوه بر استمرار سنّت رازى به همت ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا و محمدبن عبدالمالك صالحى خوارزمى كاثى و ديگران، و نيز تأليف متون كيميايى اصيل يا اقتباسى، همچون (em)تجارب شهريارى(/em) به فارسى (رازى، ۱۳۴۳ش، پيشگفتار دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه، ص ۴، ۱۲)، برخى نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هاى مؤثر در سنّت كيميايى غرب نيز بر اساس ترجمة (em)الاسرار(/em) يا ساير آثار كيميايى، يا با انتساب به نام و مكتب كيميايى رازى شكل گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است. (span dir="LTR")>(/span) كتاب اسرار بوبكرى(span dir="LTR")<(/span) را، كه ظاهراً بازنويسى (span dir="LTR")>(/span) كتاب ابوبكر رازى(span dir="LTR")<(/span)  است و نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هايى از آن در كتابخانه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ايتاليا (در پالرمو، ونيز، و فلورانس) و فرانسه (پاريس) وجود دارد، ترجمه(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اى از (em)كتاب(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(em)الاسرار(/em) دانسته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)اند (← برتلو ، ج ۱، ص ۳۰۶ـ۳۱۰؛ نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى،(/p)
(p dir="RTL")
۱۳۷۱ش، ص ۱۹۷؛ احمد يوسف حسن، ص ۷۶). آثار لاتين متعددى برگرفته از (em)الاسرار(/em) يا منسوب به ساير تأليفات كيميايى رازى، با نامهاى گوناگون و عموماً متفاوت از عنوانهاى اصلى آنها، وجود دارد. سابقة ترجمه يا پيدايش اين آثار به سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى ششم و هفتم/ دوازدهم و سيزدهم بازمى(span dir="LTR")‌(/span)گردد و ژرار كرمونايى(sup)*(/sup)/ گراردوس كرمونايى  (متوفى ۵۸۳/ ۱۱۸۷)، مترجم آثار عربى به لاتين، و ونسان دوبووه (متوفى ۶۴۴/ ۱۲۴۶)، شارح و مؤلف فرانسوى، در اين ميان سهم عمده(span dir="LTR")‌(/span)اى داشته(span dir="LTR")‌(/span)اند (سارتون ، ج ۳، بخش ۱، ص ۱۶۵؛ برتلو، ج ۱، ص ۲۷۸، ۲۸۰؛ استيل ، ص۱۹۰ـ۱۹۱؛ نيز ← ادامة مقاله). همچنين به ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كمترشناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده كسانى چون تسوكّرو بنچيونى  (مترجم فلورانسى، رونقَش حدود ۷۱۰ـ۷۱۳/ ۱۳۱۰ـ۱۳۱۳؛ سارتون، ج ۳، بخش ۱، ص ۴۶۳) از آثار رازى از فرانسه به ايتاليايى و تأثير مستقيم رازى بر كيمياگرانى چون آلبرتوس كبير (آلبرت كبير، متوفى ۶۷۹/ ۱۲۸۰) آلمانى و بيكن  (متوفى ۶۹۳/ ۱۲۹۴) انگليسى نيز بايد اشاره كرد. در اينكه نُه متن لاتين، ترجمه آثار رازى باشند ترديد هست، تاآنجاكه حتى آنها را مجعول دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← روسكا، ۱۹۳۹، ص ۳۱ـ۹۳؛ سزگين، ج ۴، ص ۲۸۲).(/p)
(p dir="RTL")
توجه به برخى ديگر از آثار رازى، براى درك بهتر دانش كيميايى او ضرورى است، از جمله كتابهاى (em)الرَّدُ على(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكندى فى ردِّه على(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكيميا(/em) و (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الرَّد على محمدبن اللَّيث الرسائلى فى رَدِّه على الكيميائيين(/em) كه ابوريحان بيرونى (ص ۱۶ـ۱۷) آنها را ضمن آثار كيميايى رازى نام برده و اگرچه تاكنون نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از آنها به(span dir="LTR")‌(/span)دست نيامده(span dir="LTR")‌(/span)است، آنها را مى(span dir="LTR")‌(/span)توان دفاع رازى از دانش كيميا دانست (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۲، جزء۱، ص ۴۵۹ـ۴۶۰، كه كتاب اول را جزو آثار كيميايى رازى ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است)؛ مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از آثار شامل (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخواص(/em)، (em)مفيدالخاص فى علم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخواص(/em)، (em)فى خواص الاكسير(/em) و (em)اسرار علم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاكسير(/em) كه سزگين (ج ۴، ص ۲۸۱) از آنها نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است و واجد جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هايى خاص از دانش «شيمى» رازى هستند. براى نمونه، در (em)مفيدالخاص فى علم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخواص (/em)دربارة چگونگى دوركردن حشرات موذى و جانوران گزنده از خانه (ص ۸ ـ۱۸، ۵۲ـ۵۵)، تهية سركه (ص ۲۲ـ۲۵)، روش نگهدارى ميوه(span dir="LTR")‌(/span)ها (ص ۷۱ـ۸۰)، چگونگى كاشت بعضى درختان (ص ۸۱ـ ۹۰) مطالبى ذكر شده كه در مواردى طبقه(span dir="LTR")‌(/span)بندى آنها در گروه خاصى از دانشها يا آثار دشوار است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)مبانى(/strong) (strong)نظرى،(/strong) (strong)مواد(/strong) (strong)و(/strong) (strong)فرايندها.(/strong) نظريه رازى دربارة تشكيل مادّه از جزء لايتجزّا (جوهر فرد) تا هشت سده بعد، يعنى تا زمان پيدايش نظرية اتمى بويل  (متوفى ۱۱۰۲/ ۱۶۹۲)، در بين كيمياگران منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فرد است، با اين تفاوت كه رازى اصل همة مواد را هيولى و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو مواد را تبديل(span dir="LTR")‌(/span)پذير به يكديگر دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۱۳ـ ۱۱۴). او مواد شيميايى (عقاقير) را به طبيعى و ساختگى (عقاقير المولِدة) تقسيم و عقاقير طبيعى را، برحسب قلمرو، در سه ردة خاكى (خود در شش دسته)، گياهى و جانورى، و عقاقير ساختگى را در دو دسته اجساد (فلزات) و غيراجساد بررسى مى(span dir="LTR")‌(/span)كند كه كارهاى پس از او بر همين اساس است (استيپلتون و همكاران، ص ۳۲۲ـ۳۲۴؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۹۸ـ۱۰۱). روسكا (۱۹۳۷، ص ۳۷) در رده عقاقير طبيعى، دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى سنگها و نمكها را اساساً ابتكارى مى(span dir="LTR")‌(/span)داند. بخش ديگر، معرفى ابزارهاى كيمياگرى و شرح چگونگى ساخت يا تدارك آنهاست. ابزارهايى مانند حمام(span dir="LTR")‌(/span)الحكماء (رازى، ۱۳۴۹ش، ص ۴۱ـ۴۲ و تعليقات شيبانى، ص ۴۳۶ـ۴۳۷) و مُبرِّد دستگاه تقطير (همو، ۱۳۷۱ش، ص۴۰) شايسته توجه ويژه است. اين بخش، اگر نوآورانه هم نباشد، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب توجه رازى به جزئيات و دقت در وصف، از تجربه(span dir="LTR")‌(/span)هاى عملى او حكايت مى(span dir="LTR")‌(/span)كند (← همان، تعليقات شيبانى، ص۱۰۰ـ۱۰۳).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)الكل. (/strong)انتساب تهيه و حتى كشف الكل و بعضى از اسيدهاى معدنى (به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه اسيدسولفوريك) و مواد قليايى به رازى بسيار مشهور است (نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۱۸۱ـ۱۸۲). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، نشانه قابل اتكايى در تأييد كشف الكل و كاربرد آن، نه از آثار موجود او و نه از نقل(span dir="LTR")‌(/span)قولهاى اخلافش، به(span dir="LTR")‌(/span)دست نيامده(span dir="LTR")‌(/span)است.(br /)
به نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد خطاى فرديناند هوفر  (پزشك و فرهنگ(span dir="LTR")‌(/span)نويس آلمانى، متوفى ۱۲۹۵/ ۱۸۷۸؛ ج ۱، ص ۳۴۲)، كه تهية جوهر گوگرد و تقطير الكل را ابتكار رازى دانسته، سبب شهرتى تحقيق(span dir="LTR")‌(/span)ناشده براى او از آن زمان (۱۲۵۸/ ۱۸۴۲) شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← برتلو، ج ۱، ص ۳۱۴؛ قس نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۲۰۵ـ ۲۰۶). اگرچه صدور حكم قطعى در اين زمينه نيازمند پژوهشهاى مستقل و مفصّل است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)اسيدهاى معدنى و آلى.(/strong) آشنايى رازى با اسيدها قطعى به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد. اگرچه دستورالعملهايى براى تهيه جوهر شوره (اسيدنيتريك؛ ← رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۳۹۳) و تيزاب سلطانى (← احمد يوسف حسن، ص ۴، ۲۴۷ـ۲۵۰) به سنّت جابر و رازى منسوب است، دليلى بر نوآورى رازى در اختيار نمى(span dir="LTR")‌(/span)گذارد.(/p)
(p dir="RTL")
مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)اى از انواع آبها يا محلولهاى غيرخنثى ــ يعنى سركه (اسيداستيك)، آبهاى ترش ليمو يا نارنج (اسيدسيتريك) و ماست (حاوى جوهر شير يا اسيدلاكتيك) ــ در كتاب (em)الاسرار (/em)معرفى شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه با مجموعه آبهاى معرفى(span dir="LTR")‌(/span)شده در كتاب (em)الرياض(/em) جابر شباهتى چشمگير دارد (پارتينگتون، ص ۱۹۶؛ نيز ← رازى، ۱۳۴۹ش، ص۱۷۰ـ۱۷۴ و تعليقات شيبانى، ص۲۴۲ـ ۲۴۳، ۲۵۹).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)قليا و تركيبهاى بازى. (/strong)رازى با مواد قليايى سود، پتاس، كربناتهاى سديم و پتاسيم و آمونيوم، و نيز با گليسيرين و بوره آشنا بود و در موارد متعدد طرز تهيه آنها را شرح داده(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى، ۱۳۴۹ش، ص ۳۱ـ۳۳، ۱۷۰ـ۱۷۱، ۲۰۴ـ۲۰۵، ۲۲۲، ۲۷۹؛ همو، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۰۷؛ هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۷؛ احمد يوسف حسن و هيل، ص ۱۵۰)، اما كار او در اين حوزه بديع به(span dir="LTR")‌(/span)نظر نمى(span dir="LTR")‌(/span)رسد.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)فلزشناسى. (/strong)يكى ديگر از جنبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى درخور توجه در كيمياى رازى، دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى، نوع(span dir="LTR")‌(/span)شناسى، شيوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى استحصال و كاربرد فلزات است. رازى، برخلاف پيشينيان و شايد به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان يك نوآورى، خارصينى را شناخت و جزو هفت فلز اصلى به(span dir="LTR")‌(/span)شمار آورد (← استيپلتون و همكاران، ص۳۴۰ـ۳۴۲). بنيان مواد معدنى ساختنى (مصنوع) نزد وى (از قبيل اُسرِنج و اِسفيداج و رُسختَج)  نيز فلزى است (همان، ص ۳۲۲ـ۳۲۴).رازى دست(span dir="LTR")‌(/span)كم تركيبهايى از نقره (كلرور: «زنجار ابيض»، سولفيد: «كِلْس اسود»، كربنات: «الفِضّة المشمّع»، و چه(span dir="LTR")‌(/span)بسا نيترات و سولفات و ارسنات نقره) را مى(span dir="LTR")‌(/span)شناخته و تهيه مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده­است (← رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۴۱۶ـ۴۱۷). جيوه در كيمياى رازى اهميتى بسزا دارد. تهيه و وصف خواص كلرورها (كالومل  و سوبليمه )، سولفات (شنگرف) و اكسيد جيوه (ملكروج؛ ← رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۳۰۹؛ همو، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۰۸ـ۱۱۲) از نوآوريهاى رازى يا، به تعبيرى محتاطانه، دستاورد سنّت او و جابر است (برتلو، ج ۱، ص ۴۸، ۶۸). روسكا (۱۹۳۷، ص ۱۲۵) آشنايى با آلياژهاى ارسنيك و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه دستيابى به ارسنيك خالص، باعنوان «جوهر زرنيخ» به روش احيا، را از ابتكارات رازى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. برخى از دستاوردهاى فلزشناختى كيميايى رازى عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: تهيه فلز منگنز از طريق احياى اكسيد آن با نطرون (نيترات پتاسيم) و روغن، قرنها پيش از كشف آن توسط يوئان گوتليب(span dir="LTR")‌(/span)گان سوئدى در ۱۱۸۸/ ۱۷۷۴ (← رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۳۸۸ـ۳۹۱، ۴۵۶)؛ احتمال به(span dir="LTR")‌(/span)دست(span dir="LTR")‌(/span)آوردن فلز روى از احياى توتيا(sup)*(/sup) (همان، ص ۱۵۳ـ۱۵۴ و تعليقات شيبانى، ص ۴۵۵)؛ احياى نمكها با روغن يا نفت براى تهيه سديم و پتاسيم (همان، ص۱۶۰ و تعليقات شيبانى، ص ۴۲۷)؛ و دستورالعملهايى براى تهيه، ذوب و بهسازى آهن و مس با استفاده از نطرون (← احمد يوسف حسن و هيل، ص ۲۵۲، ۲۵۹؛ احمد يوسف حسن، ص ۲۴۵ـ۲۴۶).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)اكسير. (/strong)در كيمياى رازى، مواد معدنى در تهية اكسير اهميت ويژه(span dir="LTR")‌(/span)اى داشتند و برخلاف جابر، از مواد با منشأ گياهى و جانورى سخن چندانى به(span dir="LTR")‌(/span)ميان نمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد (كراوس، ج ۲، ص ۳ و پانويس ۳؛ نصر، ۱۳۷۱ش، ص۲۹ـ۳۰). اما كاربرد موادحيوانى چون شيرزج/ شيرزق (شير خفاش)، رنگ(span dir="LTR")‌(/span)زدايى به كمك چربى حيوانى، و فرايندهاى تقطير مو و تهية نوعى اكسير از آن (پارتينگتون، ص۱۸۶؛ رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص۳۹۳) ديده(span dir="LTR")‌(/span) مى­شود.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)كيميا و پزشكى.(/strong) توجه به درمان با داروهاى شيميايى پيش از رازى سابقه داشته(span dir="LTR")‌(/span)است، اما به(span dir="LTR")‌(/span)سبب مقام برجستة رازى در پزشكى، او را از نخستين كسانى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند كه دانش يا مهارت كيميايى خود را در پزشكى به(span dir="LTR")‌(/span)كار برد و با كيمياى عملى و پژوهشهاى كاربردى(span dir="LTR")‌(/span)اش، راهى به داروشناسى  پيشرفته گشود (هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۸). توجه به خاصيت سمّى جيوه و آزمودن اثر آن بر حيوان (ابن(span dir="LTR")‌(/span)بيطار، ج ۲، ص ۱۷۸، به نقل از رازى)، كه در قرون وسطا در غرب، «سفيد رازى» خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (نصر، ۱۹۸۷، ص ۲۷۱ـ ۲۷۲)، از نوآوريهاى منسوب به رازى در كاربرد شيمى/ كيميا در پزشكى است.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)رويكردهاى عملى و كاربردى. (/strong)در كارنامه كيميايى رازى، موارد مهم ديگرى هست كه فارغ از آنكه ابتكارى يا استمرار سنّت پيشينيان باشد، به(span dir="LTR")‌(/span)لحاظ تاريخ علم و فنّاورى و نوع رويكرد و كاربرد، شايان ذكر است، از جمله شناخت نفت (span dir="LTR")](/span)سفيد(span dir="LTR") [(/span)به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان مايعى كه آتش در آن شعله(span dir="LTR")‌(/span)ور نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۱۰)، تقطير نفت سياه و اجراى روشهاى آزمايشگاهى آن (← همو، ۱۳۴۹ش، ص ۲۲۳ و تعليقات شيبانى، ص ۴۳۳)، كاربرد نفت براى اندودكردن (← همان، ص ۱۲۷)، دستورالعمل تهيه گليسيرين و صابون (← احمد يوسف حسن، ص ۱۱۹؛ احمد يوسف حسن و هيل، ص ۱۵۱)، توجه به مباحث رنگ(span dir="LTR")‌(/span)كردن مواد (← احمد يوسف حسن، ص ۱۲۴)، دستورالعمل ساخت سنگهاى قيمتى بدل (← همان، ص ۱۲۱، ۱۹۶) و تهية شيشه(span dir="LTR")‌(/span)هاى رنگى (به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه آونتورين ؛ رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۴۵۵ـ۴۵۶). برخى از ويژگيهاى كلى كار كيميايى رازى، كه بايد به آنها توجه كرد، عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: اهميت(span dir="LTR")‌(/span)قائل(span dir="LTR")‌(/span)شدن به ذكر وزن واكنش(span dir="LTR")‌(/span)دهنده(span dir="LTR")‌(/span)ها و اندازه(span dir="LTR")‌(/span)گيرى وزن مخصوص و چگالى سيالات و غيره؛ توجه به تأثير حرارت در واكنشها و دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى ميزان و شدت آن در قالب مراتب شش(span dir="LTR")‌(/span)گانه آتش؛ آشنايى اجمالى و عملى با تأثير محيط واكنش (اُكسايش  و احيا)؛ شناخت اهميت اندازه اجزاى واكنش(span dir="LTR")‌(/span)دهنده (به لحاظ خردى و ساييده بودن)؛ دقت در نام(span dir="LTR")‌(/span)گذارى مواد؛ شرح كامل و روشن ابزارها و آزمايشها به شيوه(span dir="LTR")‌(/span)اى نزديك به موازين شيمى تجربى جديد؛ و داشتن آزمايشگاهى مجهز و تكيه بر آن در وصف و تبيين عمليات كيميايى (← رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۲۳۶ـ ۲۳۷، ۳۳۳، ۴۴۹ـ۴۵۷؛ نيز ← هولميارد، ۱۹۵۷، ص ۸۶ ـ ۸۷؛ ابرلى، ص ۲۸).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)ميراث. (/strong)با استناد به مقدمة كتاب (em)الاسرار(/em) رازى (۱۳۷۱ش، ص ۲۱)، محمدبن يونس يگانه شاگرد بى(span dir="LTR")‌(/span)واسطه رازى در كيمياست. مبانى طبيعيات و كيمياى رازى، در ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا(sup)*(/sup) اثرى دوگانه اما متضاد گذاشته(span dir="LTR")‌(/span)است؛ ازيك(span dir="LTR")‌(/span)سو، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا جهان(span dir="LTR")‌(/span)شناسى كيميايى و نظريه تكوين فلزى رازى را به(span dir="LTR")‌(/span)طور كلى پذيرفته باشد و از سوى ديگر، امكان استحاله را انكار نموده و حتى سخن رازى در كيميا را ياوه پنداشته(span dir="LTR")‌(/span)است (نصر، ۱۳۷۷ش، ص ۳۸۱ـ۳۸۲ و پانويس ۴۰؛ براى تحليل اين مخالفت ← حمارنه، ص ۴۹، ۵۱). درباره تأثير رازى در ابن(span dir="LTR")‌(/span)اُمَيل(sup)*(/sup) (كيمياگر سدة چهارم) نظرهاى متفاوتى بيان شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۳۲؛ قس سزگين، ج ۴، ص ۲۸۴). همچنين كاثى را از طريق استادش، ابوزيد احمدبن سهل بلخى(sup)*(/sup) (متوفى ۳۲۲)، در حوزة كيميا بسيار تحت(span dir="LTR")‌(/span)تأثير رازى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← روسكا، ۱۹۳۵، ص ۳۰۷؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۳۱ـ۱۳۲) و كتاب (em)عين(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنعة(/em) و (em)عون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الصنعة(/em) محمد كاثى (اهداشده در ۴۲۶) كاملا در سنّت رازى (و جابر) تعبير مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (روسكا، ۱۹۳۵، ص ۳۰۶ـ۳۰۷).(/p)
(p dir="RTL")
تأثير تعليمى و نظام طبقه(span dir="LTR")‌(/span)بندى رازى در (em)مفاتيح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العلوم(/em)(sup)*(/sup) ابوعبداللّه خوارزمى (متوفى ۳۸۷؛ ص ۲۷۴ـ۲۸۴)، در قسمت كيميا (باب نهم از مقالة دوم)، هويداست. اين قسمت، تقريباً به(span dir="LTR")‌(/span)طور كامل، رونوشت يا اقتباسى از (em)المدخل التعليمى (/em)و (em)المدخل البرهانى (/em)رازى است (استيپلتون و همكاران، ص ۳۶۲ـ ۳۶۸). با آنكه طغرايى پيرو سنّت جابرى است، به احتمال زياد بخشهايى از (em)الجوهر النضير فى صنا(/em)(em)عة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاكسير(/em) را تحت(span dir="LTR")‌(/span)تأثير (em)سرّالاسرار (/em)رازى نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است (روسكا، ۱۹۳۵، ص۳۱۰). در سدة پنجم، (em)رتبة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكيمِ (/em)مَسلمة(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد مجريطى(sup)*(/sup) سرشار از اشاره(span dir="LTR")‌(/span)ها به رازى (همراه با جابر) و آثار اوست (← هولميارد، ۱۹۲۴، ص ۲۹۷؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۳۴ـ۱۳۵). كيمياگران در مقايسه با جابر به رازى كمتر پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)اند؛ مثلا جَلدكى(sup)*(/sup) (قرن هشتم) در (em)نها(/em)(em)ية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الطلب(/em) ده بار صرفاً به يك اثر رازى اشاره كرده، اما در همان كتاب از ۴۲ اثر جابر، ۱۹۴ بار ياد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (احمد يوسف حسن، ص ۸۹).(/p)
(p dir="RTL")
كيمياگرى در غرب، در سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى ميانه، نيز كمابيش استمرار سنّت جابر و رازى و در پيوند با نام و آثار ايشان است (روسكا، ۱۹۳۵ـ ۱۹۳۶، ص ۳۴۲). پس از ترجمه ژرار كرمونايى از آثار رازى، نخستين تأثير در آثار ونسان دو بووه يافت مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (برتلو، ج۱، ص۲۸۶ـ۲۸۸، ۳۱۱؛ سارتون، ج۲،بخش۱، ص۳۳۸، بخش ۲، ص ۹۲۹). آلبرتوس كبير فقط يك بار از جابر نام برده، اما بارها به ديدگاههاى رازى، آن(span dir="LTR")‌(/span)گونه كه در ترجمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى لاتين آثار او آمده، اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (برتلو، ج ۱، ص ۲۹۱؛ ابرلى، ص ۲۹). گستره نفوذ و اثرگذارى سنّت رازى را بر جواهرنامه(span dir="LTR")‌(/span)هاى منسوب به هنريك هارپسترنگ (متوفى ۶۴۲/ ۱۲۴۴، پزشك اريك چهارم، پادشاه دانمارك؛ سارتون، ج ۲، بخش ۲، ص۶۶۰) و راجر بيكن (← برتلو، ج ۱، ص ۷۲) و كيمياگرانى چون پيترو بونو ى ايتاليايى، جان داستين  انگليسى (هر دو سدة هشتم/ چهاردهم؛ سارتون، ج ۳، بخش ۱، ص ۷۵۱، ۷۵۳)، نيكلاس فلامل فرانسوى (متوفى ۸۲۱/ ۱۴۱۸) و پاراسلسوس سويسى (متوفى ۹۴۸/ ۱۵۴۱؛ ابرلى، ص ۲۸؛ نجم(span dir="LTR")‌(/span)آبادى، ۱۳۷۱ش، ص ۱۸۵) مى(span dir="LTR")‌(/span)توان ديد و تأييد يا رد آراى آنها را تا طليعه دورة نوزايى (رنسانس) مى(span dir="LTR")‌(/span)توان پى گرفت. اثر طبيعت(span dir="LTR")‌(/span)شناسى و آراى رازى دربارة فلزات با تأكيد بر عنصر نمك، در نوشته(span dir="LTR")‌(/span)ها و كار دو دانشمند نامدار كيميا در سدة چهاردهم/ بيستم، فولكانلى  و شوالر (متوفى ۱۹۶۱/ ۱۳۴۰ش)، نيز مشهود است (ابرلى، ص ۲۹). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، به(span dir="LTR")‌(/span)رغم مقام برجسته رازى در كيميا (براى برخى وصفها دراين(span dir="LTR")‌(/span)باره ← استيپلتون و همكاران، ص ۳۴۳؛ احمد يوسف حسن و هيل، ص ۱۳۳)، نبايد در تحليل آثار و وصف جايگاه او به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان «آغازگر استحاله كيميا به علم شيمى» (← رونان، ص ۳۳۲)، راه اغراق پيمود و تأثير انكارناشدنى ميراث سنّتى كيمياگران و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه جابربن حيّان را ــ با توجه به شواهد و مستندات تأمل(span dir="LTR")‌(/span)برانگيز، حتى با درنظرگرفتن ترديدهاى جدّى دربارة شخصيت و آثار جابرــ ناديده گرفت (← جابربن حيان(sup)*(/sup)). بسيارى از نظريات، دسته(span dir="LTR")‌(/span)بنديها و فرايندها در آثار رازى، در سنّت پيش از او ريشه دارد و در موارد متعدد، تكرار سخن يا شرح آراى پيشينيان است (← پارتينگتون، ص ۱۹۴، ۱۹۶؛ رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۳۰۱؛ احمد يوسف حسن، ص ۸۹، با استناد به (em)رتبة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكيم(/em)).(/p)
(p dir="RTL")
به علاوه، بيشتر نتيجه(span dir="LTR")‌(/span)گيريها دربارة كيمياى رازى فقط براساس (em)المدخل التعليمى(/em)، (em)الاسرار (/em)يا (em)سرّالاسرار(/em) شكل گرفته كه ناكافى است. همچنين ابتكارى يا تقليدى(span dir="LTR")‌(/span)دانستن عملكرد كيميايى رازى و تأثيرگذارى(span dir="LTR")‌(/span)اش، بدون پژوهش و بررسى دقيق آثار پيشينيان و پسينيان ممكن نيست و قبل از آن فقط مى(span dir="LTR")‌(/span)توان به گمانه(span dir="LTR")‌(/span)زنى و طرح فرضيه پرداخت (← استيپلتون و همكاران، ص ۳۴۳؛ رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۱۰۵ـ ۱۰۶، ۱۲۲). اشتغال رازى به كيمياگويا امرى جانبى و فرعى در مقايسه با اشتغالات طبى و حِكْمى او بوده(span dir="LTR")‌(/span)است و آثار كيميايى(span dir="LTR")‌(/span)اش نيز حداكثر يك(span dir="LTR")‌(/span)چهارم نوشته(span dir="LTR")‌(/span)هايش را شامل مى(span dir="LTR")‌(/span)شود. همچنين به(span dir="LTR")‌(/span)رغم باورمندى به صنعت كيميا و اثبات آن با دلايل منطقى و تجربى، رازى در چند اثرش (← رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۹۹)، براى نيل به برترين مراتب صنعت كيميا و بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى كافى از آن، تا اندازه(span dir="LTR")‌(/span)اى آموختن علم كلام را نيز توصيه كرده، اما جايگاهى براى رياضيات درنظر نگرفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى، ۱۳۷۱ش، ص۱۱۰، ۱۲۲؛ نيز ← سزگين، ج ۴، ص ۲۷۸ـ۲۷۹). رويكرد رازى به كيميا، به لحاظ مفاهيم و روشها، بسيار متفاوت با شيمى تجربى نوين است (← هيم، ص ۱۸۸) و براى دستيابى به دركى صحيح از كيمياى رازى و مواد، ابزارها و روشها، شروط و نتايج مورد استفاده او، بررسى و آزمون شيميايى آنها ضرورت دارد (← رازى، ۱۳۷۱ش، همان تعليقات، ص ۹۶، ۱۰۰، ۱۰۵ـ۱۰۶). بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه، همين تجربه(span dir="LTR")‌(/span)گرايى مقدماتى، كه تكميل آن به گفته برخى منابع هفت سده به درازا كشيد، سرچشمه منابعى مهم در شيمى غرب و شرق شد، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه آن را نقطه عزيمت، تحول يا حتى انقلابى در شيمى شمرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (رازى، ۱۳۴۹ش، همان تعليقات، ص ۴۴۹؛ احمديوسف(span dir="LTR")‌(/span)حسن و هيل، همانجا).(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اصُيَبعه(/strong)، (em)كتاب عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء فى طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاطباء(/em)، چاپ امرؤالقيس(span dir="LTR")‌(/span)بن طحان (span dir="LTR")](/span)آوگوست مولر(span dir="LTR")[(/span)، كونيگسبرگ و قاهره ۱۲۹۹/۱۸۲۲، چاپ افست انگلستان ۱۹۷۲؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بيطار(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)جلجل(/strong)، (em)طبقات الاطباء و الحكماء(/em)، چاپ فؤاد سيد، قاهره ۱۹۵۵؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)خلّكان(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)عبرى(/strong)، (em)تاريخ مختصرالدول(/em)، چاپ انطون صالحانى، بيروت ۱۹۵۸؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)فهرست كتابهاى رازى و نامهاى كتابهاى بيرونى(/em)، تصحيح و ترجمه و تعليق از مهدى محقق، تهران ۱۳۶۶ش؛ پرويز (strong)اذكائى(/strong)، (em)حكيم رازى: حكمت طبيعى و نظام فلسفى محمدبن زكرياى صيرفى(/em)، تهران ۱۳۸۲ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن زيد (strong)بيهقى(/strong)، (em)تاريخ حكماءالاسلام(/em)، چاپ محمد كردعلى، دمشق ۱۳۶۵/۱۹۴۶؛ صالح (strong)حمارنه(/strong)، «الرازى فى مراسلات البيرونى و ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا»، (em)مجلة(/em)(em) المورخ العربى(/em)، ش ۴ (۱۹۷۷)؛ محمدبن احمد (strong)خوارزمى(/strong)، (em)مفاتيح(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العلوم(/em)، چاپ ابراهيم ابيارى، بيروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدبن زكريا (strong)رازى(/strong)، (em)كتاب الاسرار و سرّالاسرار، با تجارب شهريارى(/em)، چاپ محمدتقى دانش(span dir="LTR")‌(/span)پژوه، تهران ۱۳۴۳ش؛ همو، (em)كتاب الاسرار، يا، رازهاى صنعت كيميا(/em)، ترجمه و چاپ حسنعلى شيبانى، تهران ۱۳۴۹ش؛ همو، (em)المدخل التعليمى(/em)، (em)يا، راهنماى آموزش صنعت كيميا(/em)، چاپ حسنعلى شيبانى، تهران ۱۳۷۱ش؛ همو، (em)مفيد الخاص فى علم الخواص(/em)، چاپ عكسى از نسخة خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، ش ۵۱۳۵؛ كالين (strong)رونان(/strong)، (em)تاريخ علم كمبريج(/em)، ترجمة حسن افشار، تهران ۱۳۶۶ش؛ محمود (strong)نجم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)آبادى(/strong)، (em)محمد زكرياى رازى: طبيب، فيلسوف و شيميدان ايرانى(/em)، (span dir="LTR")](/span)كرمانشاه(span dir="LTR")[(/span)۱۳۷۱ش؛ همو، (em)مؤلّفات و مصنّفات ابوبكر محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۳۹ش؛ حسين (strong)نصر(/strong)، (em)معارف اسلامى در جهان معاصر(/em)، تهران ۱۳۷۱ش؛ همو، (em)نظر متفكران اسلامى درباره طبيعت(/em)، تهران ۱۳۷۷ش؛(strong) Ahmad Y(/strong)(strong)ū(/strong)(strong)suf Hassan(/strong),(em) Studies in al-kimya&#۳۹;: critical Issues in Latin and Arabic alchemy and chemistry(/em), Hildesheim ۲۰۰۹; (strong)Ahmad Y(/strong)(strong)ū(/strong)(strong)suf Hassan(/strong) and Donald Routledge(strong) Hill(/strong),(em) Islamic technology: an illustrated history(/em), Cambridge ۱۹۹۲; Marcellin (strong)Berthelot(/strong),(em) Histoire des sciences: la chimie au moyen(/em)(em) â(/em)(em)ge ouvrage publi(/em)(em)é(/em)(em) sous les auspices du Minist(/em)(em)è(/em)(em)re de l&#۳۹;instruction publique(/em), Osnabrück ۱۹۶۷; Carl (strong)Brockelmann(/strong), (em)Geschichte der arabischen Litteratur(/em), Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹;(em) Dictionary of scientific biography(/em), ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner&#۳۹;s Sons, ۱۹۸۱, s.v. "Al-Rāzī, Abu Bakr Muhammad ibn Zakaryyā" (by Shlomo Pines); John (strong)Eberly(/strong),(em) Al-kimia: the mystical Islamic essence of the sacred art of alchemy(/em), Hillsdale, N.Y. ۲۰۰۴; Lenn Evan(strong) Goodman(/strong), "Muhammad ibn Zakariyyā&#۳۹; al-Rāzī", in(em) History of Islamic phylosophy(/em), ed. Hossein Nasr and Oliver Leaman, pt.۱, London: Routledge, ۱۹۹۶; Gerard(strong) Heym(/strong), "Al-Rāzī and alchemy",(em) Ambix(/em), ۱ (۱۹۳۷-۱۹۳۸), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۷۳: (em)Muhammad ibn Zakariy(/em)(em)ā(/em)(em)&#۳۹; ar-R(/em)(em)ā(/em)(em)zi(/em), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institude for History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۲۰۰۲; M.(strong) Hoefer(/strong),(em) Histoire de la chimie depuis les temps les plus recul(/em)(em)é(/em)(em)s jusqu&#۳۹;(/em)(em)à(/em)(em) notre (/em)(em)è(/em)(em)poque(/em), Paris ۱۸۴۲-۱۸۴۳; Eric John(strong) Holmyard(/strong),(em) Alchemy(/em), Middlesex, Engl. ۱۹۵۷; idem, "Chemistry in Islam",(em) Scientia(/em), ۴۰ (۱۹۲۶), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۵۵:(em) chemistry and alchemy(/em), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for the Science at the Johann Wolfgang Arabic-Islamic of History Goethe University, ۲۰۰۱; idem, "Maslama al-Majrîtî and the Rutbatu&#۳۹;l-Hakîm",(em) Isis(/em), ۶ (۱۹۲۴), repr. in ibid, vol.۶۰: (em)Chemistry and alchemy(/em), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۲۰۰۱; Paul(strong) Kraus(/strong),(em) J(/em)(em)ā(/em)(em)bir ibn H(/em)¤(em)ayy(/em)(em)ā(/em)(em)n: contribution (/em)(em)à(/em) (em)l&#۳۹;histoire des id(/em)(em)é(/em)(em)es scientifiques dans l&#۳۹;Islam(/em), Cairo ۱۹۴۲-۱۹۴۳; Hossein(strong) Nasr(/strong),(em) Science and civilization in Islam(/em), Lahore ۱۹۸۷; Syed(strong) Nomanul Haq(/strong),(em) Name, natures and things: the alchemist J(/em)(em)â(/em)(em)bir ibn Hayy(/em)(em)â(/em)(em)n and his book of stones(/em), Dordrecht ۱۹۹۴; James Riddich (strong)Partington(/strong), "The chemitry of al-Rāzī",(em) Ambix(/em), ۱ (۱۹۳۷- ۱۹۳۸), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۷۳:(em) Muhammad ibn Zakar(/em)(em)ī(/em)(em)y(/em)(em)ā(/em)(em)&#۳۹; ar-R(/em)(em)ā(/em)(em)zi(/em), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for the History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۲۰۰۲; Julius(strong) Ruska(/strong), "Die Alchemie ar-Rāzī&#۳۹;s",(em) Der Islam(/em), ۲۲ (۱۹۳۵), repr. in ibid; idem, "Pseudepigraphische Rosis - Schriften",(em) Osiris(/em), ۷ (۱۹۳۹), repr. in ibid; idem, "Al-Rāzī als Bahnbrecher einer neuen Chemie",(em) Deutsche Literaturzeitung(/em), ۴۴ (۱۹۲۳), repr. in ibid; idem, "Al-Rāzī&#۳۹;s(em) Buch Geheimins der Geheimmisse: Mit Einleitung und Erl(/em)(em)ä(/em)(em)uterungen in deutscher (/em)(em)Ü(/em)(em)bersetzung(/em)",(em) Quellen und Studien zur Geschichte der Naturwissenschaften und der Medizin(/em), vol.۶ (۱۹۳۷), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۷۴:(em) Muh(/em)¤(em)ammad ibn Zakar(/em)ī(em)y(/em)(em)ā(/em)(em)&#۳۹; ar-R(/em)(em)ā(/em)(em)zi(/em), ibid; idem, "Studien zu Muhammad ibn Umail al-Tamīmī&#۳۹;s(em) Kitab al-M(/em)(em)ā(/em)(em)&#۳۹; al-Waraq(/em)(em)ī(/em)(em) wa&#۳۹;l-ard an-najm(/em)(em)ī(/em)(em)yah(/em)",(em) Isis(/em), ۲۴ (۱۹۳۵-۱۹۳۶), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۷۵:(em) Ibn Umayl Ab(/em)(em)ū(/em)(em)`Abdall(/em)(em)ā(/em)(em)h Muhammad(/em) ((em)fl.c.۳۰۰۱۹۱۲(/em)), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for the History of Arabic-Islamic Science at the Johnann Wolfgang Goethe University, ۲۰۰۲; George(strong) Sarton(/strong),(em) Introduction to the history of sicence(/em), Malabar, Fla. ۱۹۷۵; Fuat(strong) Sezgin(/strong),(em) Geschichte des arabischen Schrifttums(/em), Leiden ۱۹۶۷-; Henry E.(strong) Stapleton(/strong) and Rizkalla F.(strong) Azo(/strong), "An alchemical compilation of the thirteenth century, A.D.",(em) Memoirs of the Asiatic Society of Bengal(/em), ۳ (۱۹۱۰-۱۹۱۴), repr. in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۶۱:(em) Chemistry and alchemy(/em), collected and reprinted by Fuat Sezgin, Frankfurt am Main: Institute for the History of Arabic-Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, ۲۰۰۱; Henry E.(strong) Stapleton(/strong), Rizkalla F.(strong) Azo(/strong), and M.(strong) Hid(/strong)(strong)ā(/strong)(strong)yat Husain(/strong), "Chemistry in `Irāq and Persia in the tenth century A.D.",(em) Memoirs of Royal Asiatic Society of Bengal(/em), ۸ (۱۹۲۹), in(em) Natural sciences in Islam(/em), vol.۷۳:(em) Muhammad ibn Zakar(/em)ī(em)y(/em)(em)ā(/em)(em)&#۳۹; ar-R(/em)(em)ā(/em)(em)zi(/em), ibid; Robert(strong) Steele(/strong), "Practical chemistry in the twelfth century: Rasis de aluminibus et salibus", tr. Gerard of Cremona,(em) Isis(/em), ۱۲ (۱۹۲۹), in ibid; Manfred(strong) Ullmann(/strong),(em) Islamic medicine(/em), Edinburg ۱۹۷۸.(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ محمد جوهرچى /(/span)(/strong)(/p)
(p dir="RTL")
۶) (strong)آرا و آثار فلسفى.(/strong) بررسى و تحليل آرا و عقايد رازى به سبب دردست(span dir="LTR")‌(/span)نبودن برخى از آثار مهم و بحث(span dir="LTR")‌(/span)انگيزش كار ساده(span dir="LTR")‌(/span)اى نيست. در اين خصوص با دو دسته از منابع روبه(span dir="LTR")‌(/span)رو هستيم: نخست، آثار موجود رازى كه در انتساب آنها به وى ترديدى نيست، مانند (em)الطب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الروحانى(/em)، (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em) و (em)الشكوك على جالينوس(/em)؛ دوم، آثارى كه اصل آنها موجود نيست و فقط گزارشها و مطالبى از آنها در منابع مختلف بعدى نقل شده(span dir="LTR")‌(/span)است، مانند (em)العلم الالهى(/em)، (em)كتاب اللذ(/em)(em)ة(/em) و (em)فى النبوات (/em)((em)نقض(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاديان(/em)).(br /)
اين گزارشها و نقل(span dir="LTR")‌(/span)قولها نيز بيشتر در آثار مخالفان رازى و به نيت رد و نقض اقوال وى آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. از اين ميان، منابعى كه مشتمل بر گزارش مناظرات رازى با مخالفان معاصر اوست، مانند (em)اعلام(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النبوة(/em)(sup)*(/sup) ابوحاتِم رازى(sup)*(/sup) (متوفى ۳۲۲)، اهميت ويژه(span dir="LTR")‌(/span)اى دارند. بخشى از اين كتاب حاوى مناظرات ابوحاتم با زكرياى رازى و بخش عمده(span dir="LTR")‌(/span)اى از آن نيز در رد و ابطال آراى محمدبن زكرياست در كتابى كه در انكار نبوت نوشته بود. از برخى عبارات كتاب بر مى(span dir="LTR")‌(/span)آيد كه آن مناظرات در مجالس متعدد، ازجمله در حضور امير و قاضى شهر رى، برگزار مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و احتمالاً برخى از فيلسوفان و دانشمندان ديگر نيز در آن شركت داشتند (← ابوحاتم رازى، ص۱۰، ۱۵، مقدمة اعوانى، ص نه ـ ده؛ كرمانى، ص ۲ـ۳؛ نيز ← (em)اعلام(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النبو(/em)(em)ة(/em)(sup)*(/sup))، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه نام ابوبكر ختن تمّار، نويسنده كتابى در رد (em)الطب الروحانى(/em)، ذكر شده(span dir="LTR")‌(/span)است (ابوحاتم رازى، ص ۲۵ـ۲۷؛ پل(span dir="LTR")‌(/span)كراوس  نام او را ابوبكر حسين تمار ضبط كرده(span dir="LTR")‌(/span)است ← رازى، ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۳۱۳).(em) الاقوال (/em)(em)الذهبية(/em) حميدالدين كرمانى(sup)*(/sup) (متوفى ۴۱۱) و (em)زادالمسافر (/em)ناصرخسرو قباديانى(sup)*(/sup) (متوفى ۴۸۱) نيز از ديگر منابع مهم براى دستيابى به قسمتهايى از آثار مفقود رازى است. بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، براى بررسى آراى فلسفى، كلامى و اخلاقى رازى، اين گزارشها و نقل(span dir="LTR")‌(/span)قولها را بايد با ساختار تفكر رازى در دو اثر موجود و موثق او، يعنى (em)الطب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الروحانى(/em) و (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em)، سنجيد.(/p)
(p dir="RTL")
رازى روش خود را آميزه(span dir="LTR")‌(/span)اى از اقتباس و نقد معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نظر او در مطالعات علمى، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در طب و فلسفه، از آراى پيشينيان مى(span dir="LTR")‌(/span)توان بهره برد، اما تقليد و تسليم را بايد كنار گذاشت و با تحقيق، تأمل، نقد، ارزيابى و اصلاحِ خطاهاى ايشان از آنان فراتر رفت (← رازى، ۱۳۷۲ش، ص ۱ـ۳؛ ابوحاتم رازى، ص ۱۱). به(span dir="LTR")‌(/span)دليل چنين ديدگاهى، تأثير آراى متفاوت انديشمندان و فيلسوفان پيشين را در شكل(span dir="LTR")‌(/span)گيرى تفكر رازى و گرايشهاى فلسفى وى مى(span dir="LTR")‌(/span)توان بازشناسى كرد. ويژگى عام و عمده فلسفه رازى دورى از فلسفه ارسطو و تمايل به تفكر انديشمندان ايرانى و متفكران پيش از ارسطو، مانند افلاطون(sup)*(/sup)، سقراط(sup)*(/sup)، ذيمقراطيس(sup)*(/sup) و فيثاغورس(sup)*(/sup) است. برخى نيز تبار فكرى وى را به مانويت(sup)*(/sup)، براهمه(sup)*(/sup) و صابئين(sup)*(/sup) رسانده(span dir="LTR")‌(/span)اند (← مسعودى، ج ۴، ص ۶۸؛ ابوريحان بيرونى، ص ۳؛ نعمان(span dir="LTR")‌(/span)الحق ، ص ۵۸؛ صفا، ۱۳۴۳ش، ص ۴۲۱ـ۴۲۲؛ رازى، ۱۴۱۹، ج ۱، مقدمةكراوس، ص ۱۹۱ـ ۱۹۴). او بيش از همه وام(span dir="LTR")‌(/span)دار افلاطون و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه رسالة (em)تيمائوس(/em) (← (em)جوامع الطيمائوس فى العلم الطبيعى(/em)(sup)*(/sup)) اوست، تا آنجا كه مفاد اين رساله را اساس تفكر فلسفى رازى مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)توان دانست. به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)نظر مى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)رسد رازى به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)واسطه مطالعه آثار جالينوس(sup)*(/sup)  با رسالة (em)تيمائوسِ (/em)افلاطون آشنا شده(span dir="LTR")‌(/span)باشد (رازى، ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۲۷؛ همو، ۱۳۷۸ش، مقدمه محقق، ص ۲۴ـ۲۵). بنابراين، تفكر رازى خاستگاههاى متفاوتى دارد، بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، به(span dir="LTR")‌(/span)طور كامل بر هيچ مكتب فكرى خاصى منطبق نيست.(/p)
(p dir="RTL")
رازى در فلسفه و اخلاق، رويكردى طبيعت(span dir="LTR")‌(/span)گرايانه  داشت و علاقه او به طب در ديدگاه و روش فلسفى(span dir="LTR")‌(/span)اش تأثير نهاد (همانجاها؛ (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف فلسفه راتليج(span dir="LTR")<(/span) ، ذيل مادّه؛ واكر ، ص ۷۵ـ۷۶). رازى بر جايگاه ويژة عقل و برترى آن بسيار تأكيد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند و مراد او از آن، از يك(span dir="LTR")‌(/span)سو عقل معاش و جزئى، و از سوى ديگر، عقل در مقابل دين و وحى است، نه عقل كلى و استدلالى كه در معرفت(span dir="LTR")‌(/span)شناسى مورد توجه است؛ در اين مورد، رويكرد او جانب اصالت حس و تجربه است. بنابراين، او را به معناى دقيق فلسفى نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان در زمره عقل(span dir="LTR")‌(/span)گرايان به(span dir="LTR")‌(/span)شمار آورد. شهرت محمدبن زكريا رازى در فلسفه بيشتر به واسطه سه رأى عمده اوست: ۱) اعتقاد به قدماى خمسه؛ ۲) انكار نبوت؛ و ۳) نظرية او دربارة لذت. در اين ميان، آنچه از همان زمان حياتش بيش از همه واكنشهايى را در مخالفت با وى برانگيخت نظريه او درباره دين و انكار ضرورت نبوت و معجزات انبيا بود.(/p)
(p dir="RTL")
۱. اعتقاد به قدماى خمسه. رازى خدا، نفسِ (كل)، هيولا، مكان (خلأ) و زمان را پنج موجود قديم و ازلى مى(span dir="LTR")‌(/span)دانست (← ابوحاتم رازى، ص ۱۴ـ۲۲؛ ناصرخسرو، ص ۶۸،  ۸۸ ـ۹۳، ۱۰۰ـ۱۰۶، ۲۹۰ـ۲۹۱). او اين موضوع را در كتاب (em)العلم الالهى (/em)و به قولى در (em)فى القدماء (/em)(em)الخمسة(/em) نوشت، اما چون اصل اين اثر موجود نيست، به(span dir="LTR")‌(/span)ناچار بايد به نقلهاى پراكنده از آن در منابع ديگر استناد كرد (← رازى، ۱۴۱۹، ج ۱، مقدمة كراوس، ص ۱۶۶ كه احتمال داده(span dir="LTR")‌(/span)است اين دو عنوان، نام يك اثر باشد). دربارة منشأ اقتباس اين نظريه اختلاف هست. برخى آن را برگرفته از عقايد صابئين، برخى برگرفته از آراى فلاسفه قديم يونان و گروهى ديگر نيز آن را در اصل ساخته و پرداختة تفكر رازى پنداشته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← همانجا؛ بدوى، ص ۴۴۲؛ محقق، ص ۲۸۳، ۲۸۹). رأى رازى درباره پنج قديم، مخالف آراى مشهور نزد فلاسفه و متكلمان مسلمان است و به همين سبب رديه­هاى متعددى بر اين رأى و كتاب او نوشته شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← رازى، ۱۴۱۹، ج ۱، همان مقدمه، ص ۱۶۸ـ۱۶۹). اعتقاد رازى به قدماى پنج(span dir="LTR")‌(/span)گانه افزون بر اينكه با توحيد، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه با توحيد افعالى خدا در تقابل است، فروع و لوازم ديگرى هم دارد كه با قواعد و اصول فلسفى سازگار نيست. مثلاً از رأى رازى دربارة جزءلايتجزا(sup)*(/sup) و خلأ انتقاد شده(span dir="LTR")‌(/span)است، زيرا به عقيدة او، هيولا متشكل از اجزاى لايتجزاست كه بين آنها را خلأ فراگرفته(span dir="LTR")‌(/span)است و خواص اشيا از قبيل سنگينى، سبكى و حركت آنها، به وجود مقدار متفاوتى از خلأ بين اجزا و ميان اشيا بستگى دارد (← ناصرخسرو، ص ۶۸ـ۷۶؛ پينس، ص ۵۲).(/p)
(p dir="RTL")
۲. انكار نبوت. رازى در آثارى چون (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النبوّات(/em) ((em)نقض الاديان(/em)) و (em)فى حِيَل المُتنبّيين (/em)((em)مَخاريق(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانبياء(/em)) كه در فهرست آثار او ذكر شده يا آنچه معاصرانش در اين(span dir="LTR")‌(/span)باره از وى گزارش كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← ابوحاتم رازى، ص ۲۸؛ ابوريحان بيرونى، ص۲۰) به صراحت، نبوت را انكار و تعاليم اديان را نقد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. آن آثار رازى اكنون در دست نيست و به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد به سبب داشتن مضامين الحادى از بين رفته باشند. رازى در انكار نبوت بر كفايت عقل آدمى در هدايت انسانها براى شناخت امور سودمند يا زيان(span dir="LTR")‌(/span)آور در زندگى دنيوى و اخروى تأكيد مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و بر آن بود كه فرستادن انبيا و اختصاص اشخاصى براى فهم اين امور ضرورت ندارد، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه اينكه چون انسانها در برخوردارى از عقل و تواناييهاى آن يكسان(span dir="LTR")‌(/span)اند، برگزيدن برخى به نبوت و امامت در ميان قومى خاص، به نظر او، همواره منشأ اختلاف و دشمنى و جنگ و خون(span dir="LTR")‌(/span)ريزى بوده كه مخالف حكمت و رحمت خداوند است. او نه فقط درباره ضرورت نبوت، بلكه درباره معجزات انبيا و به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه درباره اعجاز قرآن ترديد و اشكال كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. همچنين به نظر رازى، اهل شرايع دين را از روى تقليد پذيرفته(span dir="LTR")‌(/span)اند و همواره مانع از بحث و نظر و تفكر در اصول دين شده(span dir="LTR")‌(/span)اند. از همان زمان حيات رازى، متكلمان و فيلسوفان مسلمان در صدد مخالفت و نقد آراى او برآمدند. ابوحاتم رازى در رد محمدبن زكريا با اشاره به تناقضهاى موجود در سخنان و شيوه عملى وى، مى(span dir="LTR")‌(/span)گويد ادعاى او درباره برترىِ فهم و دقت(span dir="LTR")‌(/span)نظرش درباره آنچه بسيارى از فلاسفه پيشين درنيافته(span dir="LTR")‌(/span)اند واهى است زيرا او فلسفه را از تعمق در آثار و اقوال همان پيشينيان فراگرفته(span dir="LTR")‌(/span)است؛ همچنين اعتقاد رازى به اينكه فلسفه را با پيروى و فراگيرى از اهل آن بايد آموخت و آموزش آن نيز به هر كسى جايز نيست، نقض آشكار مدعاى او درباره تساوى عقل و درك انسانهاست. پس اگر ادعاى رازى درباره برترى فهم و اختصاص چنين فضيلتى به او جايز و صادق است، مدعاى ديگرش درباره تساوى انسانها و نفى ضرورت ارسال پيامبران، باطل و مردود است. بنابراين، مراتب فهم و درك انسانها متفاوت است و بنابر رحمت و حكمت الهى هدايت انسانها به وسيله پيامبران و پيشوايان دينى براى درك مصالح و منافع  امور دنيوى و اخروى ضرورى و واجب است. ابوحاتم با تفكيك  اهل بدعت و اهل حق از يكديگر، بيشتر اشكالات رازى را برخاسته از بدعتها و انحرافاتى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است كه ديندارانِ فاقد تعمق و تزكيه از روى هواى نفس و حرص و طمع موجب آنها شده(span dir="LTR")‌(/span)اند و اختلافها و جنگها را به راه انداخته(span dir="LTR")‌(/span)اند. ابوحاتم بر اين نكته تأكيد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه پيامبران و امامان در علم و صفاتِ پسنديده سرآمدان روزگار خود و در باطن، همگى پيام(span dir="LTR")‌(/span)آور حق و امرى واحد بودند. او در جواب رازى  كه هدايت انسانها را شبيه به هدايت حيوانات و از طريق غريزه و طبع دانسته، با تذكار اين نكته كه در ميان خلايق فقط انسان مكلف است و ثواب و عقاب و معاد براى او مقرر است، بر ضرورت هدايت انسانها از طريق وحى و شريعت تأكيد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. همچنين در پاسخ به ادعاى تحدى محمدبن زكريا گفته سخن وى مانند آن است كه كسى ادعا كند مى(span dir="LTR")‌(/span)تواند هزاران زمين و آسمان نظير زمين و آسمانى كه مى(span dir="LTR")‌(/span)بينيم خلق كند و اين به جنون شباهت دارد (ابوحاتم رازى، ص ۳ـ۹، ۳۱ـ۳۲، ۳۵ـ۴۶، ۵۵ـ۵۷، ۷۲ـ۷۶، ۱۹۱ـ۱۹۳، ۲۲۷ـ ۲۲۸؛ كرمانى، ص ۹ـ۱۹، ۲۸ـ۳۲؛ نيز ← نبوت(sup)*(/sup)).(/p)
(p dir="RTL")
البته در آثار برجامانده از رازى تصريحى بر انكار نبوت يا اشاره(span dir="LTR")‌(/span)اى دالّ بر اعتقاد به اصل نبوت نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان يافت، جز اينكه او در عبارتى از كتاب (em)الشكوك على جالينوس (/em)(ص ۳) درباره (em)كتاب البرهان(/em) گفته(span dir="LTR")‌(/span)است: «إذكانَ أجلّ الكُتُب عندى و أنفعَها بعدَ كتب(span dir="LTR")‌(/span)اللّه المُنزَلة»، كه نشانه اعتقاد به انزال كتب از سوى پروردگار است. شايد تعبير ابن(span dir="LTR")‌(/span)بابويه را كه تقريباً از معاصران رازى است و در مقدمه كتابش (ج ۱، ص ۲) از او با عنوان «المتطيّب الرازى» ياد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، نيز بتوان قرينه(span dir="LTR")‌(/span)اى دانست بر اينكه او درباره رازى قائل به زندقه يا انكار نبوت نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است. برخلاف منتقدان رازى، بعضى انتساب انكار نبوت به رازى را اتهامى بيش ندانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند و بر آن(span dir="LTR")‌(/span)اند كه شواهدى مبنى بر اعتقاد رازى به شريعت و معاد وجود دارد.  صاحبان اين رأى، به سخن ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اُصَيبعه (ص ۴۲۶) درباره ساختگى بودن كتابهاى ملحدانه رازى و همچنين به اشاراتى در كتابهاى(em) طب الروحانى (/em)و (em)السيرة الفلسفية(/em) استناد مى(span dir="LTR")‌(/span)كنند كه حاكى از اعتقاد رازى به خدا و حيات پس از مرگ و پايبندى او به شريعت و اصول اخلاقى است (← عبداللطيف محمد عبد، ۱۳۹۹، ص۱۳۰ـ۱۴۴؛ همو، ۱۹۷۷، ص ۲۷۱ـ۲۸۰؛ مطهرى، ج ۱۴، ص ۴۶۸ـ۴۷۰). به نظر مطهرى (همانجا)،  رازى با مدعيان دروغين نبوت سر ستيز داشت و حتى بعيد نيست كه او شيعة امامى بوده باشد و به همين دليل اسماعيليان بر او مى(span dir="LTR")‌(/span)تاختند. اما به نظر بسيارى از محققان، انتساب انكار نبوت به رازى بى(span dir="LTR")‌(/span)جهت نيست و با ساختار و مبانى فكرى او و آنچه در آثار ديگرش مانند (em)الطب الروحانى (/em)(← ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۱۷ـ۱۹،۷۹) دربارة عقل و برترى آن گفته، سازگار است (براى نمونه ← صفا، ۱۳۴۶ش، ج ۱، ص ۱۷۴ـ۱۷۶؛ كوربن، ص ۱۹۹ـ۲۰۰؛ ماجد فخرى، ص ۱۲۲؛ ابراهيمى(span dir="LTR")‌(/span)دينانى، ج ۲، ص ۹۲ـ۹۴). افزون بر اين، گزارش مناظرات معاصران رازى با او و آثارى كه در رد آراى او با توجه به اقوالش نوشته شده، نشان(span dir="LTR")‌(/span)دهندة صحت انتساب اين آرا به رازى و اهميت مقابله با آنها نزد معاصران و متأخران وى است. همچنين، ابوريحان بيرونى در مقدمة فهرست آثار رازى (ص ۲ـ۴) درباره عقايد و آراى رازى در باب ديانت و نبوت، كه در برخى از آثار وى خوانده، اظهار تأسف كرده و آنها را ناشى از هوا و تعصب شديد دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. استدلال كسانى كه در تبرئه رازى، انتساب اين آرا را به وى نادرست پنداشته(span dir="LTR")‌(/span)اند و آنها را اتهاماتى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند كه انديشمندان اسماعيلى در مخالفت با او به وى وارد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند، محكم به نظر نمى(span dir="LTR")‌(/span)رسد. زيرا همه مخالفان وى از اسماعيليه(sup)*(/sup) نبودند و به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه، عقايدى كه رازى در انكار نبوت و در رد ضرورتِ آن و انتقاد از پيروى ــ يا به تعبير خودش تقليدــ از تعاليم انبيا و امامان اظهار كرده سبب مخالفت اسماعيليه و ديگران با وى شده(span dir="LTR")‌(/span)است نه اينكه آنها از سر دشمنى و مخالفت اين اقوال را به دروغ به وى نسبت داده باشند.(/p)
(p dir="RTL")
۳. نظريه اخلاقى رازى دربارة لذت. مفهوم لذت از مفاهيم اصلى و محورى در نظرية اخلاقى رازى است. او در (em)الطب الروحانى(/em) و رساله (em)فى مائية اللذ(/em)(em)ة(/em) (در چيستى لذت) كه اكنون مفقود است، لذت را بررسى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۳۶ـ۳۸، ۱۴۷ـ۱۶۴). قسمتهايى از اين اثر گمشده را ناصرخسرو در (em)زادالمسافر(/em) (ص ۲۱۰ـ۲۱۴) نقل كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. چون گزارش ناصرخسرو با محتواى (em)الطب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الروحانى(/em) سازگار است، بيشتر محققان به گزارش ناصرخسرو اعتماد كرده و آن را مبنا قرار داده(span dir="LTR")‌(/span)اند. رازى در (em)السيرة الفلسفية(/em) نيز دربارة لذت بحث كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، اما با رويكردى متفاوت. در تحليل و توجيه رويكرد دوگانه وى در تعريف لذت، اقوال مختلفى اظهار شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← فرامرز قراملكى، ص ۱۱۱ـ۱۱۶، ۱۸۹ـ۱۹۰، ۱۹۳). او در دو اثر نخست، لذت را بازگشت به حال طبيعى و راحتى از رنج وصف كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نظر رازى براى احساس لذت، بازگشت به حال طبيعى بايد يكباره و دفعى باشد، نه تدريجى، مانند كسى كه از گرماى زياد رنج مى(span dir="LTR")‌(/span)برد و با وزيدن نسيمى خنك ناگهان احساس لذت مى(span dir="LTR")‌(/span)كند (۱۴۱۹، ج ۱، ص ۳۶ـ۳۷؛ ناصرخسرو، ص ۲۱۰ـ ۲۱۳). ناهمگونى تلقى رازى از لذت در آثار يادشده از آنجاست كه او در (em)الطب الروحانى(/em) با مسبوق دانستن لذت به وجود نوعى رنج، بر گذرا بودن لذت و ألم تأكيد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است، درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه در (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em)، او از تشبّه به خدا و دستيابى به لذات بى(span dir="LTR")‌(/span)پايان سخن گفته و فضيلت و سلامت اخلاقى را در ترك لذات زودگذر و اعتدال ميان لذات دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است (← ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۸۵ـ۸۶، ۹۴، ۱۰۱ـ۱۰۶). انديشمندان معاصر رازى و پس از او به تعريف نخست او از لذت (۱۴۱۹، ج ۱، ص ۱۰۲ـ۱۰۳) توجه و از آن انتقاد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← كرمانى، ص ۳۵ـ۳۸؛ ناصرخسرو، ص۲۰۸، ۲۲۲ـ۲۲۸؛ فخررازى، ج۱، ص ۵۱۲ـ۵۱۴؛ صدرالدين شيرازى، سفر۲، ج ۱، ص ۱۱۷ـ۱۱۸). نگاه رازى به مسئلة لذت، نگاهى مابعدالطبيعى و از جنبة وجودشناختى نيست، بلكه او از موضع يك عالم علم اخلاق و با رويكردى طبيعى و روان(span dir="LTR")‌(/span)شناختى به آن مى(span dir="LTR")‌(/span)نگرد و راههاى درمان بيماريهاى نفس را بررسى مى(span dir="LTR")‌(/span)كند. به همين سبب او به فضائل اخلاقى نفس توجه نكرده(span dir="LTR")‌(/span)است و دليل اصلى انتقادها توجه(span dir="LTR")‌(/span)نكردن به موضع رازى در اين مباحث است (فرامرز قراملكى، ص ۲۰۲ـ۲۰۴).(/p)
(p dir="RTL")
نظريه اخلاقى رازى همچون نظريات فلسفى او خاستگاه واحدى ندارد. او (۱۴۱۹، ج ۱، ص۳۷) در اين خصوص از يك(span dir="LTR")‌(/span)سو، وام(span dir="LTR")‌(/span)دار فلاسفة طبيعى است و از سوى ديگر، به سخنان افلاطون استناد كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نظر مهدى محقق (ص ۲۴۸)، رازى نظريه خود را به واسطة جالينوس از افلاطون اقتباس كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. گودمن  (ص ۵ـ۲۶) به ريشه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اپيكورى در آراى اخلاقى او توجه داشته و رويكرد طبيعى، لذت(span dir="LTR")‌(/span)گرايى زاهدانه و معتدل در ديدگاه او را با ساختار اخلاق اپيكورى مقايسه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به نظر فرامرز قراملكى (ص ۲۷۰ـ۲۷۵)، رازى افزون بر استفاده از نظريات اخلاقى جالينوس و افلاطون و همچنين بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از ساختار انديشه اپيكورى، به منابع اسلامى نيز توجه داشته(span dir="LTR")‌(/span)است و مجموع اين عوامل به تشكيل نظام اخلاقى او كمك كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (براى اطلاع بيشتر دربارة نظام اخلاقى رازى و ديدگاه او دربارة لذت ← اخلاق(sup)*(/sup)؛ لذت و الم(sup)*(/sup)). رازى در پزشكى و علم كيميا جايگاه برجسته(span dir="LTR")‌(/span)اى در حوزه علوم بشرى كسب كرد، اما در حوزة فلسفه و علوم عقلى به(span dir="LTR")‌(/span)دليل دين(span dir="LTR")‌(/span)ستيزى و داشتن افكار الحادى و همچنين رويكرد غيرارسطويى(span dir="LTR")‌(/span)اش، و نيز به(span dir="LTR")‌(/span)سبب غلبه تفكر مشائى، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه فلسفة سينوى، بر آراى فلسفى و كلامى(span dir="LTR")‌(/span)اش، نزد انديشمندان مسلمان چندان اقبال نيافت. چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه آراى وى دربارة نبوت و نقد اديان و دورى از تفكر ارسطويى، از شاخص(span dir="LTR")‌(/span)ترين محورهاى نقد آراى اوست (← ابوحاتم رازى، ص ۱۶، ۱۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)سينا، ص ۴۱۶، ۴۸۵؛ اقبال آشتيانى، ص ۶۴۹؛ صفا، ۱۳۴۳ش، ص ۴۲۱؛ ابراهيمى(span dir="LTR")‌(/span)دينانى، ج ۲، ص ۹۲ـ۹۴؛ فرامرز قراملكى، ص ۲۲). مخالفت شديد و مقابله جدّى با رازى از همان زمان حيات وى آغاز شد. ابوالقاسم بلخى كعبى (← كعبى(sup)*(/sup)، ابوالقاسم)، مِسمَعى (معروف به زُرقان، متوفى ۲۹۸) و ابوالحسن شهيد بلخى(sup)*(/sup) هر سه از معاصران رازى و از رهبران كلام معتزلى بودند كه بر عقايد رازى رد و نقد نوشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. رازى نيز، هم در پاسخ به رديه(span dir="LTR")‌(/span)هاى آنها و هم در اشكال بر ساير آراى ايشان رساله(span dir="LTR")‌(/span)هايى نگاشت. فارابى(sup)*(/sup)، ابن(span dir="LTR")‌(/span)هيثم(sup)*(/sup) بصرى، ابن(span dir="LTR")‌(/span)حَزم(sup)*(/sup) اندلسى، ابن(span dir="LTR")‌(/span)رضوان(sup)*(/sup) طبيب مصرى، ابن(span dir="LTR")‌(/span)ميمون(sup)*(/sup)، فخررازى و دبيرانِ كاتبى قزوينى(sup)*(/sup) از انديشمندان پس از رازى بودند كه در ضمن آثار خود يا به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مستقل رساله(span dir="LTR")‌(/span)هايى در نقد و اشكال بر او نوشته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، ج ۱، جزء۲، ص ۳۰۹ـ ۳۱۱؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، ص ۴۲۳، ۴۲۵؛ صفا، ۱۳۴۶ش، ج ۱، ص ۱۷۴ـ۱۷۹؛ محقق، ص ۳۱ـ۴۱). انديشمندان اسماعيلى طيف ديگرى از مخالفان رازى به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)آيند. از معروف(span dir="LTR")‌(/span)ترينِ آنان ابوحاتم رازى، ناصرخسرو و حميدالدين كرمانى را مى(span dir="LTR")‌(/span)توان نام برد. به عقيدة كوربن (← ص ۱۹۵ـ۲۰۱) ريشة اين اختلاف در تفاوت ديدگاه رازى و اسماعيليان در جهان(span dir="LTR")‌(/span)شناسى و تفسير پديده(span dir="LTR")‌(/span)هاى طبيعى بود. آراى رازى با تأويل و تفسيرهاى باطنى و رمزى سازگار نبود و همين، خشم و انتقاد اسماعيليان را بر مى(span dir="LTR")‌(/span)انگيخت.(/p)
(p dir="RTL")
(strong)آثار فلسفى رازى.(/strong) او در (em)السير(/em)(em)ة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em) (← ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۱۰۹) تصريح مى(span dir="LTR")‌(/span)كند كه نزديك به دويست كتاب، مقاله و رساله نگاشته(span dir="LTR")‌(/span)است. اين آثار در (em)الفهرست(/em) ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم (ج ۱، جزء۲، ص ۳۰۷ـ۳۱۲)، (em)عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء(/em) ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه (ص ۴۲۱ـ۴۲۷) و (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكماء (/em)قفطى (ص ۲۷۳ـ۲۷۷) گزارش شده(span dir="LTR")‌(/span)است. بيرونى(sup)*(/sup) نيز كتابى مستقل در فهرست كتابهاى رازى نوشته و در آن به شرح(span dir="LTR")‌(/span)حال او پرداخته و ۱۸۴ اثر او را نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين اثر با عنوان (em)رسالة(/em)(em) للبيرونى فى فهرست كتب محمدبن زكرياءالرازى (/em)به اهتمام پل كراوس در ۱۳۱۵ش/۱۹۳۶ در پاريس منتشر شد. اين فهرستها نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد كه افزون بر طب، نجوم و كيميا، رازى صاحب آثارى در طبيعيات، منطق، فلسفه و الهيات نيز بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. از آثار او در طبيعيات بايد به (em)سمع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكيان، كتاب الهيولى(/em)، (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الخلأ و الملأ(/em)، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اللذ(/em)(em)ة(/em)، و (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الشكوك على جالينوس(/em) اشاره كرد. آثار او در منطق عبارت است از: (em)المدخل الى المنطق(/em)، (em)البرهان(/em)، (em)شروط(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)النظر(/em)، (em)جوامع قاطيغورياس و بارى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)ارمينياس و آنالوطيقا الاولى، كيفية(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاستدلال(/em). رازى در فلسفه و الهيات و كلام نيز اين آثار را نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است: (em)العلم الالهى، تفسير كتاب فلوطرخس فى تفسير كتاب طيماوس، ميزان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)العقل، فى (/em)(em)الفلسفة القديمة(/em)(em)، النفس الكبير، النفس الصغير، فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الجواهر الاجسام، فى أن للانسان خالقاً حكيماً، اثبات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)المعاد، (/em)(em)السيرة الفلسفية(/em)، (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الامامة(/em)، و (em)الطب الروحانى(/em) (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)نديم، همانجا؛ ابوريحان بيرونى، ص ۱۴ـ۱۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)اصيبعه، همانجا). رازى رديه(span dir="LTR")‌(/span)هايى نيز بر برخى معاصران و منتقدانش نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است، ازجمله: (em)كتاب فى نقض الطب الروحانى على ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اليمان، كتاب فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الرد على المسمعى المتكلم فى رده على اصحاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الهيولى(/em)، (em)كتاب الى ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)القاسم البلخى فيما ناقض به فى (/em)(em)المقالة الثانية(/em)(em) من كتابه فى العلم الالهى(/em) و (em)كتاب فى نقضه على على(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بن شهيد البلخى فيما ناقضه به فى أمر اللذ(/em)(em)ة(/em) (همانجاها). از اين آثار فقط شمار اندكى در دست است. پل كراوس در كتابى با عنوان (em)رسائل (/em)(em)فلسفية(/em)، دو اثر (em)الطب الروحانى(/em) و (em)السيرة الفلسفية(/em) رازى و قطعات باقيمانده از كتابهاى (em)اللذ(/em)(em)ة(/em) و (em)العلم الالهى(/em) را كه در آثار ديگران نقل شده، جمع(span dir="LTR")‌(/span)آورى و در ۱۳۱۸ش/ ۱۹۳۹ در قاهره چاپ و منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. (em)الطب الروحانى(/em) با ترجمه انگليسى و مقدمة آرتور آربرى  در ۱۳۲۹ش/ ۱۹۵۰ در لندن و با مقدمه عربى، انگليسى و فارسى مهدى محقق در ۱۳۷۸ش در تهران منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)است. عباس اقبال نيز ترجمه فارسى (em)السيرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفلسفية(/em) را در ۱۳۴۳ش در تهران منتشر كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. (em)كتاب الشكوك على جالينوس(/em) نيز با مقدمه مهدى محقق در ۱۳۷۲ش/ ۱۴۱۳ در تهران چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p)
(strong)منابع :(/strong) غلامحسين (strong)ابراهيمى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)دينانى(/strong)، (em)ماجراى فكر فلسفى در جهان اسلام(/em)، تهران ۱۳۷۶ـ۱۳۷۹ش؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اُصَيبعه(/strong)، (em)عيون(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الانباء فى طبقات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاطباء(/em)، چاپ نزار رضا، بيروت (span dir="LTR")](/span) ۱۹۶۵(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بابويه(/strong)، (em)كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه(/em)، چاپ على(span dir="LTR")‌(/span)اكبر غفارى، قم ۱۴۱۴؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)سينا(/strong)، (em)رسائل(/em)، (span dir="LTR")](/span)قم(span dir="LTR")[(/span): بيدار، (span dir="LTR")?](/span) ۱۴۰۰(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نديم(/strong)؛ (strong)ابوحاتِم رازى(/strong)، (em)اعلام النبو(/em)(em)ة(/em)، چاپ صلاح صاوى و غلامرضا اعوانى، (span dir="LTR")](/span)تهران(span dir="LTR") [(/span)۱۳۸۱ش؛ (strong)ابوريحان بيرونى(/strong)، (em)رسالة للبيرونى فى فهرست كتب محمد بن زكرياء الرازى(/em)، چاپ پل كراوس، پاريس ۱۹۳۶؛ عباس (strong)اقبال آشتيانى(/strong)، «مقام محمدبن زكرياى رازى در فلسفه»،(em) مهر(/em)، سال ۳، ش ۷ (آذر ۱۳۱۴)؛ شلومو (strong)پينس(/strong)، (em)نظريه جوهر فرد از ديدگاه مسلمين(/em)، ترجمة فرشته آهنگرى، تهران ۱۳۸۷ش؛ محمدبن زكريا (strong)رازى(/strong)، (em)الدراسة التحليلية(/em)(em) لكتاب الطب الروحانى(/em)، باللغة العربية و الفارسية و الانجليزية، چاپ مهدى محقق، تهران ۱۳۷۸ش؛ همو، (em)رسائل (/em)(em)فلسفية(/em)، ج ۱، چاپ پل كراوس، قاهره ۱۹۳۹، چاپ افست فرانكفورت ۱۴۱۹/۱۹۹۹؛ همو، (em)كتاب الشكوك على جالينوس(/em)، چاپ مهدى محقق، تهران ۱۳۷۲ش؛ محمدبن ابراهيم (strong)صدرالدين شيرازى (/strong)((strong)ملاصدرا(/strong))، (em)الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة(/em)، بيروت ۱۹۸۱؛ ذبيح(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)صفا(/strong)، (em)تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى(/em) (em)تا اواسط قرن پنجم(/em)، ج ۱، تهران ۱۳۴۶ش؛ همو، «عقايد حكمى محمدبن زكرياى رازى»، (em)مهر(/em)، ش ۱۰۸ (زمستان ۱۳۴۳)؛ (strong)عبداللطيف محمد عبد(/strong)، (em)اصول(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الفكر الفلسفى عند ابى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بكر الرازى(/em)، (span dir="LTR")](/span)قاهره(span dir="LTR")[(/span) ۱۹۷۷؛ همو، (em)دراسات فى (/em)(em)الفلسفة الاسلامية(/em)، قاهره ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ محمدبن عمر (strong)فخررازى(/strong)، (em)المباحث المشر(/em)(em)قية(/em)(em) فى علم الالهيات و الطبيعيات(/em)، چاپ محمد معتصم(span dir="LTR")‌(/span)باللّه بغدادى، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احد (strong)فرامرز قراملكى(/strong)، (em)نظريه اخلاقى محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۹۱ش؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن يوسف (strong)قفطى(/strong)، (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحكماء، و هو مختصر الزوزنى المسمى بالمنتخبات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الملتقطات من كتاب اخبار العلماء باخبار الحكماء(/em)، چاپ يوليوس ليپرت، لايپزيگ ۱۹۰۳؛ احمدبن عبداللّه (strong)كرمانى(/strong)، (em)الاقوال الذ(/em)(em)هبية(/em)، چاپ صلاح صاوى، تهران ۱۳۹۷؛ هانرى (strong)كوربن(/strong)، (em)تاريخ فلسفه اسلامى(/em)، ترجمه جواد طباطبائى، تهران ۱۳۷۳ش؛ (strong)ماجد فخرى(/strong)، (em)سير فلسفه در جهان اسلام(/em)، ترجمة فارسى زيرنظر نصراللّه پورجوادى، تهران ۱۳۷۲ش؛ مهدى (strong)محقق(/strong)، (em)فيلسوف رى: محمدبن زكرياى رازى(/em)، تهران ۱۳۵۲ش؛ (strong)مسعودى(/strong)، (em)مروج(/em) ((em)پاريس(/em))؛ مرتضى (strong)مطهرى(/strong)، (em)مجموعه آثار(/em)، ج ۱۴، تهران ۱۳۸۱ش؛ (strong)ناصر خسرو(/strong)، (em)زادالمسافر(/em)، چاپ محمد عمادى(span dir="LTR")‌(/span)حائرى، تهران ۱۳۸۴ش؛ `Abdurrahmān(strong) Badawi(/strong), "Muhammad ibn Zakariya al Rāzi", in(em) A History of Muslim philosophy(/em), vol.۱, ed. M. M. Sharif, Delhi: Low Price Publications, ۲۰۰۴; Lenn Evan(strong) Goodman(/strong), "The Epicurean ethic of Muh¤ammad ibn Zakariyâ&#۳۹; ar-Râzī", (em)Studia Islamica(/em), no.۳۴ (۱۹۷۱); Syed (strong)Nomanul(/strong) (strong)Haq(/strong), "The Indian and Persian background", in(em) History of Islamic philosophy(/em), ed. Hossein Nasr and Oliver Leaman, pt.۱,  London: Routledge, ۱۹۹۶;(em) Routledge(/em) (em)encyclopedia of philosophy(/em), ed. Edward Craig, London: Routledge, ۱۹۹۸, s.v. "Al-Razi, Abu Bakr Muhammad ibn Zakariyya&#۳۹; (d.۹۲۵)" (by Paul E. Walker); Paul Ernest(strong) Walker(/strong), "The political implications of al-Rāzī&#۳۹;s philosophy", in(em) The Political aspects of Islamic philosophy: essays in honor of Muhsin S. Mahdi(/em), ed. Charles E. Butterworth, Cambridge, Mass.: Harvard University Press, ۱۹۹۲.(/p)
(p)
(strong)(span dir="RTL")/ عبداللّه صلواتى (/span)(/strong)(span dir="RTL")و(strong) گروه فلسفه /(/strong)(/span)(/p)
نظر شما
مولفان
گروه
تاریخ علم ,
رده موضوعی
جلد19
تاریخ1393
وضعیت چاپ
  • چاپ شده