جمعه
معرف

هفتمین‌ روز هفته‌ دارای جنبه عبادی، فقهی و اجتماعی ـ دینی مهم‌ در فرهنگ‌ اسلامی؛ همچنین‌ نام‌ نمازی با احکام‌ خاص‌

متن


جمعه‌، هفتمین‌ روز هفته‌ دارای جنبه عبادی، فقهی و اجتماعی ـ دینی مهم‌ در فرهنگ‌ اسلامی؛ همچنین‌ نام‌ نمازی با احکام‌ خاص‌.



در قرآن‌ و حدیث‌ و فقه‌. واژه جمعه‌ ، از ریشه ج‌ م‌ ع‌ ، به‌ معنای گردآوردن‌ و پیوستن‌ است‌ که‌ در عربی به‌ سه‌ شکل‌ خوانده‌ میشود: جُمُعَه‌، جُمْعَه‌ و جُمَعَه‌ (ابن‌فارس‌؛ ابن‌اثیر؛ فیروزآبادی؛ طریحی، ذیل‌ «جمع‌»). بیشتر قاریان‌، در تنها آیه‌ای که‌ نام‌ این‌ روز را در بر دارد (جمعه‌: ۹)، آن‌ را به‌ شکل‌ جُمُعَه‌ خوانده‌اند (طوسی، التبیان‌ ؛ ابن‌جوزی؛ قرطبی، ذیل‌ آیه‌). معادلِ فارسیِ آن‌ «آدینه‌» است‌ (صفیپوری، ذیل‌ «جمع‌»؛ دهخدا، ذیل‌ «جمعه‌») و عرب‌ جاهلی به‌ آن‌ «یوم‌العَروبة» میگفتند (ابن‌منظور؛ مرتضی زبیدی، ذیل‌ «جمع‌»).در باره وجه‌ تسمیه این‌ روز گفته‌اند که‌ یکی از اجداد پیامبر اکرم‌ صلیاللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌، کعب‌بن‌ لُؤَیّ، یا به‌ قولی دیگر قُصَیّبن‌ کِلاب‌، مردم‌ را در این‌ روز گرد میآورد و برای آنان‌ موعظه‌ میکرد ( رجوع کنید به ابن‌منظور،همانجا؛ ابن‌حجر عسقلانی، ج‌۲، ص‌۲۸۱ـ ۲۸۲؛ مرتضی زبیدی، همانجا)؛ از این‌رو، برخی (برای نمونه‌ رجوع کنید به عسکری، ص‌ ۲۶؛ سیوطی، ۱۴۰۸، ص‌۳۰) تغییرنام‌ این‌ روز را از یوم‌العروبة به‌ جمعه‌، به‌ کعب‌ نسبت‌ داده‌اند (قس‌ ابن‌منظور؛ مرتضی زبیدی، همانجاها). برخی دیگر این‌ نامگذاری را به‌ انصار مدینه‌ منسوب‌ دانسته‌اند، زیرا بر پایه برخی احادیث‌، اسعدبن‌ زُراره‌ پیش‌ از هجرت‌ پیامبر اکرم‌ به‌ مدینه‌، مردم‌ را در این‌ روز گرد آورد و با آنان‌ نماز گزارد و از آن‌ پس‌ نام‌جمعه‌ برای این‌ روز برگزیده‌ شد ( رجوع کنید به صنعانی، ج‌ ۳، ص‌ ۱۵۹ـ ۱۶۰؛ ابن‌حجر عسقلانی، همانجا؛ اصفهانی، ص‌ ۳۶ـ ۳۷).در احادیث‌ وجوه‌ دیگری هم‌ برای نامگذاری این‌ روز ذکر شده‌ است‌، از جمله‌ گردآوردن‌ گلِ آدم‌ در این‌ روز، به‌ پایان‌ رسیدن‌ آفرینش‌ آسمانها و زمین‌ در این‌ روز، گردآمدن‌ مردم‌ در این‌ روز برای نماز ( رجوع کنید به صنعانی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۶؛ ابن‌ حنبل‌، ج‌ ۲، ص‌ ۳۱۱؛ ابن‌خزیمه‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۱۸؛ ابن‌حزم‌، ج‌ ۵، ص‌ ۴۵؛ اصفهانی، ص‌ ۳۶)، جمع‌ شدن‌ تمام‌ مخلوقات‌ در این‌ روز و گرفتن‌ میثاق‌ از آنها بر ربوبیت‌ خداوند متعال‌ و نبوت‌ پیامبر اکرم‌ صلی اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌ و ولایت‌ حضرت‌ علی علیه‌السلام‌ ( رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۵؛ طبرسی، ذیل‌ اعراف‌: ۵۴؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۷۷ـ ۲۷۸).بنا بر احادیث‌، برخی وقایع‌ مهم‌ و تاریخی در این‌ روز رخ‌ داده‌ است‌ یا خواهد داد، از جمله‌: خلقت‌ حضرت‌ آدم‌ و حوا علیهماالسلام‌، هبوط‌ حضرت‌ آدم‌ به‌ زمین‌، پذیرفته‌ شدن‌ توبه آدم‌ و وفات‌ او، خاموش‌ شدن‌ آتش‌ نمرود بر حضرت‌ ابراهیم‌، فرستاده‌ شدن‌ قربانی برای حضرت‌ ابراهیم‌، برداشته‌ شدن‌ بلا از حضرت‌ ایوب‌، ولادت‌ پیامبر اکرم‌ و برخی معصومان‌ علیهم‌السلام‌ (از جمله‌ حضرت‌ علی و حضرت‌ فاطمه‌ و حضرت‌ مهدی علیهم‌السلام‌)، واقعه غدیر خم‌، ازدواج‌ حضرت‌ علی و حضرت‌ زهرا، شهادت‌ برخی بزرگان‌ (از جمله‌ امام‌ حسین‌، امام‌ کاظم‌ و امام‌ رضا علیهم‌السلام‌ و زیدبن‌ علی)، ظهور امام‌ زمان‌، نابودی لشکر سفیانی، کشته‌ شدن‌ دجال‌، و برپا شدن‌ قیامت‌ ( رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۰؛ صنعانی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۹؛ مسلم‌بن‌ حجاج‌، ج‌ ۳، ص‌ ۶؛ مجلسی، ج‌ ۷، ص‌ ۵۹، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۸۱؛ اصفهانی، ص‌ ۷۳ـ۷۷).در باره ویژگیها، آداب‌ و احکام‌ روز جمعه‌ آثار بسیاری به‌ استقلال‌ تألیف‌ شده‌، همچنین‌ در برخی کتابها ضمناً به‌ این‌ موضوع‌ نیز پرداخته‌ شده‌ است‌ که‌ برخی از آنها عبارت‌اند از: الخصال‌ شیخ‌ صدوق‌ (متوفی ۳۸۱)، جمال‌الاُسبوع‌ اثر سیدبن‌ طاووس‌ (متوفی ۶۶۴)، خصائص‌ یوم‌الجمعة از شهیدثانی (متوفی ۹۶۵)، نوراللمْعَة فی خصائص‌ الجمعة از سیوطی (متوفی ۹۱۱)، کتاب‌ العروس‌ فی خصائص‌ یوم‌الجمعة و فضائله از جعفربن‌ احمد قمی (متوفی ۳۸۱)، ابواب‌الجنات‌ فی آداب‌ الجمعات از محمدتقی احمدآبادی (متوفی ۱۳۴۸)، زینه الاعیاد فی اعمال‌ الجمعة از احمد شُکر (متوفی بعد از ۱۲۸۶)، الاسرار المُوَدَّعَة فی اعمال‌ یوم‌الجمعة نوشته مصطفیبن‌ ابراهیم‌ (متوفی ۱۳۳۶)، التُحفة الکریمة فی الجمعة العظیمة از خلیل‌ مَرتا (متوفی ۱۳۳۵؛ برای اطلاع‌ بیشتر در باره این‌ آثار و نیز آگاهی از آثار دیگر رجوع کنید به نجاشی، ص‌ ۸۷ ۸۸، ۱۰۱، ۱۲۳، ۳۹۸؛ طوسی، الفهرست‌، ص‌ ۶۹، ۹۱ـ۹۲؛ حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۶۴، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۲۷۸، ۱۵۶۵؛ آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌۱، ص‌ ۷۴، ج‌ ۲، ص‌ ۵۶، ۲۴۴، ج‌ ۷، ص‌ ۱۷۵، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۸۱ـ ۱۸۲، ج‌ ۱۵، ص‌ ۲۵۳، ۳۴۴؛ سرکیس‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۱۰۸۵؛ کحّاله‌، ج‌۱، ص‌۲۰۸، ج‌ ۴، ص‌ ۱۲۷، ج‌ ۱۲، ص‌ ۲۳۶). همچنین‌ منابع‌ حدیثی و فقهی شیعه‌ و اهل‌سنّت‌ باب‌ یا بابهایی را به‌ روز جمعه‌ اختصاص‌ داده‌اند (برای نمونه‌ رجوع کنید به مالک ‌بن‌ انس‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۱ـ۱۱۳؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۳؛ طوسی، تهذیب‌ الاحکام‌ ، ج‌۳، ص‌۲؛ بیهقی، ج‌۳، ص‌۱۷۰ـ۱۸۰؛ شروانی، ج‌ ۲، ص‌۴۶۴ـ ۴۸۰؛ دسوقی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۷۲ـ۳۹۰).روز جمعه‌ در احادیث‌ با این‌ عناوین‌ آمده‌ است‌: سید ایام‌، افضل‌ ایام‌ (ابن‌ماجه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۴ـ۳۴۵؛ نسائی، ج‌ ۳، ص‌ ۹۱؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، همانجا)، روز عید، روز اَزْهر (کلینی، ج‌ ۱، ص‌۴۸۰؛ ابن‌بابویه‌، ۱۳۶۲ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۴؛ بیهقی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۹؛ سیوطی، ۱۴۲۱، ج‌ ۳، ص‌ ۴۹۸)، روز شاهد، روز عتیق‌ (رهایی از آتش‌ دوزخ‌)، روز خدا، روز حجّت‌ (امام‌ زمان‌ عجل‌اللّه‌تعالی فرجه‌الشریف‌)، روز مولود (به‌ سبب‌ ولادت‌ پیامبر اکرم‌) و روز عبادت‌ (ابن‌ابی شیبه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۸؛ ابن‌ماجه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۹؛ قمی، ذیل‌ بروج‌: ۳؛ بیهقی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۰؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۶۳؛ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۷۶ـ۳۸۲).ویژگیهای متعددی در احادیث‌ برای روز جمعه‌ ذکر شده‌ است‌، از جمله‌ آن‌که‌ اگر کسی در روز جمعه‌ فوت‌ کند، از عذاب‌ قبر در امان‌ میماند (کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۴ـ ۴۱۵؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، ج‌ ۳، ص‌ ۲ـ۳؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۱۱۶ـ ۱۱۷؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۶۵)، در این‌ روز عذاب‌ از اهل‌ برزخ‌ برداشته‌ و درهای جهنم‌ گشوده‌ میشود ( رجوع کنید به سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۶۲، ۱۲۰)، خیر و کرامت‌ برای بهشتیان‌ فزونی مییابد (قمی، ذیل‌ سجده‌: ۱۶)، ارواح‌ مؤمنان‌ بازماندگانشان‌ را زیارت‌ میکنند، فرشتگان‌ با پیامبر اکرم‌ و اهل‌ بیت‌ علیهم‌السلام‌ تجدید عهد میکنند ( رجوع کنید به اصفهانی، ص‌ ۴۹، ۵۷ -۵۹) و ثواب‌ کارهای نیک‌ دو برابر میشود ( رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۴؛ قاضی نعمان‌، ج‌ ۱، ص‌۱۸۰؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، همانجا؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۹۸؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۸۳).در منابع‌ فقهی و حدیثی، اعمال‌ و آداب‌ گوناگونی برای روز جمعه‌ ذکر شده‌ که‌ یکی از مهم‌ترین‌ آنها اقامه نماز جمعه‌ است‌ ( رجوع کنید به بخش‌ ۳: نماز جمعه‌). از دیگر آداب‌ این‌ روز به‌ جا آوردن‌ غسل‌ جمعه‌ است‌. بیشتر فقهای شیعه‌ و اهل‌ سنّت‌، با استناد به‌ احادیث‌ بسیاری که‌ در استحباب‌ و فضیلتِ غسل‌ جمعه‌ وارد شده‌ است‌، آن‌ را از مستحبات‌ مورد تأکید به‌ شمار آورده‌اند (برای نظر اهل‌سنّت‌ رجوع کنید به دارمی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۶۱ـ۳۶۲؛ ابن‌عبدالبرّ، ج‌ ۲، ص‌ ۲۳۷؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۳۴ـ۳۶؛ برای نظر فقهای امامی رجوع کنید به مجلسی، ج‌ ۷۸، ص‌ ۱۲۲ـ۱۲۳؛ حرّعاملی، ج‌ ۱، ص‌ ۹۴۳ـ ۹۴۷؛ نجفی، ج‌ ۵، ص‌ ۲ ۵؛ غروی تبریزی، ج‌ ۹، ص‌ ۲۶۸). معدودی از فقهای متقدم‌ شیعه‌ و برخی از ظاهریان‌ نیز حکم‌ به‌ وجوب‌ غسل‌ جمعه‌ داده‌اند ( رجوع کنید به ابن‌بابویه‌، ۱۴۰۴، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۱، پانویس‌؛ ابن‌حزم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۹؛ ابن‌عبدالبرّ، ج‌ ۲، ص‌ ۲۴۹؛ غروی تبریزی، ج‌ ۹، ص‌ ۲۶۸ـ۲۶۹؛ قس‌ طوسی، کتاب‌ الخلاف‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷؛ نجفی، ج‌ ۵، ص‌ ۳). بنا بر احادیث‌، حکمت‌ تشریع‌ غسل‌ جمعه‌ رعایت‌ پاکیزگی، به‌ویژه‌ از سوی نمازگزاران‌، بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌عبدالبرّ، ج‌ ۲، ص‌۲۴۰ـ ۲۴۱؛ مجلسی، ج‌ ۷۸، ص‌ ۳، ۱۲۴). به‌ نظر معدودی از نویسندگان‌ اهل‌سنّت‌، امروزه‌ با توجه‌ به‌ پاکیزگی و نظافت‌ متعارف‌، حکمت‌ تشریع‌ غسل‌ جمعه‌ منتفی شده‌ است‌ و استعمال‌ بوی خوش‌ میتواند جانشین‌ آن‌ باشد (ابن‌عبدالبرّ، ج‌ ۲، ص‌ ۲۳۹، ۲۴۹).بیشتر فقهای شیعه‌ و اهل‌ سنّت‌ استحباب‌ یا وجوب‌ غسل‌ جمعه‌ را مطلق‌ دانسته‌اند (برای نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌بابویه‌، ۱۴۱۸، ص‌۱۰۲؛ نووی، ج‌۴، ص‌۵۳۳؛ علامه‌حلّی، ج‌۲، ص‌۱۳۸ـ ۱۳۹؛ ابن‌نُجَیم‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۷)؛ اما، برخی فقهای اهل‌ سنّت‌ آن‌ را برایاشخاص‌ خاصیمستحب‌ شمرده‌اند، ازجمله‌ شرکت‌کنندگان‌ در نماز جمعه‌ یا کسانی که‌ نماز جمعه‌ بر آنان‌ واجب‌ است‌. بنا بر نظری دیگر، غسل‌ جمعه‌ هم‌ برای شرکت‌کنندگان‌ در نماز جمعه‌ و هم‌ برای کسانی که‌ اهلیت‌ شرکت‌کردن‌ در آن‌ را دارند، حتی اگر در نماز شرکت‌ نکنند، مستحب‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌قدامه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۲؛ رافعی قزوینی، ج‌ ۴، ص‌ ۶۱۶؛ نووی، همانجا؛ علامه‌ حلّی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۳۹).به‌نظر بیشتر فقهای شیعه‌ و اهل‌سنّت‌، ابتدای زمان‌ غسل‌ جمعه‌ طلوع‌ فجر است‌ (رافعی قزوینی، ج‌ ۴، ص‌ ۶۱۴؛ نووی، ج‌ ۴، ص‌ ۵۳۴؛ بهوتی حنبلی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۷۶؛ نجفی، ج‌ ۵، ص‌ ۷). معدودی از فقهای اهل‌ سنّت‌ طلوع‌ خورشید و برخی دیگر زوال‌ (ظهر شرعی) را ابتدای آن‌ ذکر کرده‌اند و برخی، از جمله‌ اوزاعی، انجام‌ دادن‌ آن‌ را قبل‌ از طلوع‌ فجر نیز روا دانسته‌اند (رافعی قزوینی، ج‌ ۴، ص‌ ۶۱۹؛ برای تفصیل‌ این‌ حکم‌ و لوازم‌ فقهی آن‌ رجوع کنید به طوسی، کتاب‌ الخلاف‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۲؛ علامه‌ حلّی، ج‌ ۲، ص‌۱۴۰؛ رافعی قزوینی، ج‌ ۴، ص‌ ۶۱۴؛ نَوَوی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۱ـ۲۰۲، ج‌ ۴، ص‌ ۵۳۲).پایان‌ وقت‌ غسل‌ جمعه‌، به‌ نظر مشهور فقهای شیعه‌ و اهل‌ سنّت‌، زمان‌ زوال‌ (ظهر شرعی) است‌. برخی از فقهای شیعه‌ احتمال‌ استحباب‌ غسل‌ جمعه‌ تا غروب‌ آفتاب‌ را مطرح‌ کرده‌اند (رجوع کنید به بحرانی، ج‌ ۴، ص‌ ۲۲۶ـ۲۲۷؛ نجفی، ج‌ ۵، ص‌ ۸ ۹؛ امام‌ خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۹۷؛ زحیلی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۷). برخی از فقهای اهل‌ سنّت‌ بهترین‌ زمان‌ غسل‌ جمعه‌ را پیش‌ از رفتن‌ به‌ نماز جمعه‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به طوسی، کتاب‌الخلاف‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷؛ محقق‌ حلّی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۴؛ زحیلی، همانجا). قضای غسل‌ جمعه‌، به‌ نظر مشهور فقها، تا انتهای روز شنبه‌ و به‌ قولی دیگر تا شب‌ شنبه‌ و بنا بر حدیثی در تمام‌ هفته‌ است‌ ( رجوع کنید به الفقه‌ المنسوب‌ للامام‌ الرضا علیه‌السلام‌ ، ص‌ ۱۲۹؛ بحرانی، ج‌ ۴، ص‌۲۲۹؛ میرزای قمی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵۷؛ نجفی، ج‌ ۵، ص‌ ۱۹ـ ۲۳؛ برای مباحث‌ دیگر در این‌ باره‌ رجوع کنید به غسل‌ *).برخی آداب‌ و کارهای مستحب‌ دیگر از دیدگاه‌ علمای شیعه‌ و اهل‌سنّت‌ در روز جمعه‌ عبارت‌اند از: استفاده‌ کردن‌ از عطر و چیزهای خوشبوکننده‌، مسواک‌ زدن‌، کوتاه‌ کردن‌ مو و ناخن‌ و شارب‌، پوشیدن‌ بهترین‌ لباس‌، فراهم‌ کردن‌ مایحتاج‌ اهل‌ خانه‌، زیارت‌ اهل‌ قبور به‌ویژه‌ قبر پدر و مادر، شرکت‌ در تشییع‌ جنازه‌، عیادت‌ بیماران‌ و صدقه‌ دادن‌ (برای نظر علمای اهل‌سنّت‌ رجوع کنید به شافعی، ج‌۱، ص‌ ۲۲۶؛ ابن‌ماجه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۸ـ ۳۴۹؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۳۶ـ۴۳، ۹۸، ۱۰۴ـ۱۰۵، ۱۰۹؛ برای نظر علمای شیعه‌ رجوع کنید به الفقه ‌المنسوب‌ للامام ‌الرضا علیه‌السلام‌ ، ص‌ ۱۲۸ـ ۱۲۹؛ قمی، ذیل‌ جمعه‌: ۹؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۷، ج‌ ۶، ص‌ ۲۹۹؛ ابن‌بابویه‌، ۱۳۶۲ ش‌، ج‌ ۲، ص‌۳۹۱؛ طوسی، تهذیب‌ الاحکام‌ ، ج‌ ۳، ص‌۱۰، ج‌ ۹، ص‌۱۰۰؛ اصفهانی، ص‌ ۲۷۳، ۴۴۰ـ۴۴۱). انجام‌ دادن‌ برخی کارها نیز در روز جمعه‌ مکروه‌ شمرده‌ شده‌ است‌، از جمله‌ حجامت‌ کردن‌، سفر کردن‌ پیش‌ از ادای نماز جمعه‌، روزه‌ گرفتن‌ بدون‌ دلیل‌ موجه‌، اشتغال‌ به‌ کسب‌ و کار و نیازهای دنیوی، صید و ذبح‌ حیوانات‌ و شعر خواندن‌ ( رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۶، ص‌ ۲۳۶؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، ج‌ ۹، ص‌ ۱۳؛ هیثمی، ج‌ ۵، ص‌ ۹۲؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۱۱۵ـ۱۱۶، ۱۳۱؛ اصفهانی، ص‌ ۳۹ـ۴۱، ۴۵۴ـ۴۵۵).روز جمعه‌، در احادیث‌، روز عبادت‌ خوانده‌ شده‌ ( رجوع کنید به ابن‌بابویه‌، ۱۳۶۲ ش‌، ج‌ ۱، ص‌ ۴۱۶؛ همو، ۱۴۰۴، ج‌ ۱، ص‌ ۴۲۵) و به‌ این‌ دلیل‌ برترین‌ روز هفته‌ دانسته‌ شده‌ است‌. به‌ موجب‌ احادیث‌، پیامبر اکرم‌ و اصحاب‌ ایشان‌ و نیز ائمه‌ علیهم‌السلام‌ از روز پنج‌شنبه‌ خود را برای به‌جا آوردن‌ عبادات‌ جمعه‌ آماده‌ میکردند (همو، ۱۴۰۴، ج‌ ۱، ص‌ ۴۱۶؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، ج‌ ۳، ص‌ ۲۳۶). از مهم‌ترین‌ کارهای عبادی روز جمعه‌ اینهاست‌: به‌جا آوردن‌ نمازهای مستحب‌، مانند نمازهای نافله روز جمعه‌، نمازهای هدیه‌ به‌ پیامبر اکرم‌ و حضرت‌ فاطمه‌، نماز اعرابی و نماز جعفر طیار ( رجوع کنید به ابن‌طاووس‌، ص‌ ۱۷۱ـ۱۹۱، ۲۰۲ـ۲۰۶؛ اصفهانی، ص‌ ۱۸۸ـ۲۱۰)؛ خواندن‌ دعاهای اختصاصی روز جمعه‌ (سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۱۰۱، ۱۰۵؛ شهیدثانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۵ـ۲۸۹؛ اصفهانی، ص‌ ۲۱۱ـ ۲۶۵)؛ خواندن‌ زیارتهای خاص‌ این‌ روز، مانند زیارت‌ امام‌ حسین‌ و امام‌ زمان‌ (اصفهانی، ص‌ ۲۹۳ـ۳۰۳، ۴۱۴ـ۴۳۳)؛ صلوات‌ فرستادن‌ بر پیامبر اکرم‌ (برقی، ج‌ ۱، ص‌ ۵۹؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۶، ۴۲۸؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، ج‌ ۳، ص‌ ۴؛ برای صلوات‌ خاص‌ روز جمعه‌ رجوع کنید به ابن‌طاووس‌، ص‌۱۵۴ـ ۱۵۵؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌۱۰۲ـ ۱۰۴؛ اصفهانی، ص‌ ۲۸۲ـ۲۹۳، ۴۴۸ـ۴۵۲)؛ تلاوت‌ قرآن‌ به‌ویژه‌ برخی سوره‌هایی که‌ به‌ خواندن‌ آنها سفارش‌ شده‌ است‌ (ابن‌حنبل‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۲، ۳۰۷، ۳۱۶؛ دارمی، ج‌ ۲، ص‌ ۴۵۲، ۴۵۴؛ بخاری، ج‌ ۱، ص‌ ۲۱۴ـ۲۱۵؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۵۳، ۵۵، ۹۹؛ اصفهانی، ص‌ ۹۹ـ۱۰۴)؛ دعاکردن‌ و طلب‌ مغفرت‌ از خداوند (کلینی، ج‌ ۲، ص‌ ۴۸۹ـ۴۹۰؛ بیهقی، ج‌ ۳، ص‌۲۵۰؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۷۴؛ برای ادعیه خاص‌ امام‌ سجاد در روز جمعه‌ رجوع کنید به علیبن‌ حسین‌ ( ع) ، ص‌ ۲۳۷ـ۲۴۳، ۳۱۳ـ۳۱۶، ۵۵۶ ۵۵۷، ۵۵۹ ۵۸۸)؛ فراگیری دین‌؛ انتظار فرج‌ ولیعصر و دعاکردن‌ برای ظهور او (کلینی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰؛ ابن‌بابویه‌، ۱۳۶۲ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۳۹۳؛ ابن‌طاووس‌، ص‌ ۳۰۷ـ ۳۱۹؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۱۰۷).بنا بر احادیث‌، در وقت‌ خاصی از این‌ روز دعا مستجاب‌ میشود ( رجوع کنید به ابن‌ حنبل‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۸۴؛ برقی، ج‌ ۱، ص‌ ۵۸؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۶؛ بخاری، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۴ـ۲۲۵؛ قس‌ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۷۵ـ۷۶؛ در باره این‌ زمان‌ رجوع کنید به ابن‌طاووس‌، ص‌ ۲۵۲؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۷۷ـ۸۱؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۶۹، ۲۷۳، ۲۷۹؛ اصفهانی، ص‌ ۶۵ـ۶۷). گفتنی است‌ برای برخی از روزهای جمعه‌، از جمله‌ جمعه‌های ماههای رجب‌ و رمضان‌، شرافت‌ و آداب‌ خاصی ذکر شده‌ است‌ ( رجوع کنید به اصفهانی، ص‌ ۴۷۳ـ۴۷۶، ۴۷۹ـ۴۸۱).در احادیث‌، شب‌ جمعه‌ هم‌رتبه روز جمعه‌ دانسته‌ شده‌ است‌ و آن‌ را شب‌ فرود آمدن‌ ملائکه‌ به‌ زمین‌، عرضه‌ شدن‌ کارهای افراد به‌ پیامبر اکرم‌ یا به‌ ارواح‌ نزدیکانِ تازه‌ درگذشته انسان‌ (سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌۱۱۰؛ اصفهانی، ص‌ ۸۰) و شب‌ سرور ائمه‌ معرفی نموده‌ ( رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵۴؛ ابن‌بابویه‌، ۱۳۸۷، ص‌ ۱۷۶؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۷۲، ۲۸۲) و برای آن‌ اعمال‌ و آدابی مطرح‌ کرده‌اند، از جمله‌ توبه‌، عبادت‌، دعا و به‌جا آوردن‌ نماز مستحب‌ (ابن‌بابویه‌، ۱۴۰۴، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۱؛ قاضی نعمان‌، همانجا؛ طوسی، تهذیب‌الاحکام‌ ، ج‌ ۳، ص‌ ۵؛ مجلسی، ج‌ ۸۶، ص‌ ۲۷۹، ۲۸۲؛ اصفهانی، ص‌ ۱۰۵ـ۱۱۴، ۳۰۴)، تلاوت‌ قرآن‌ و به‌ویژه‌ تلاوت‌ چند سوره معیّن‌ (دارمی، ج‌ ۲، ص‌ ۴۵۴، ۴۵۷؛ سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌ ۵۴ ۵۵، ۹۹ـ۱۰۰؛ اصفهانی، ص‌ ۸۷ ۹۹)، صلوات‌ فرستادن‌ بر پیامبر اکرم‌ (سیوطی، ۱۴۰۵، ص‌۱۰۲؛ مجلسی، ج‌۸۶، ص‌۳۱۲) و خواندن‌ ادعیه‌ از جمله‌ دعای کمیل‌ (ابن‌طاووس‌، ۱۲۹ـ ۱۳۵؛ اصفهانی، ص‌۱۱۵ـ۱۷۳).



منابع‌: آقابزرگ‌ طهرانی؛ ابن‌ ابی شیبه‌، المصنَّف‌ فی الاحادیث‌ و الا´ثار، چاپ‌ سعید محمد لحّام‌، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ ابن‌اثیر، النهایة فی غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، چاپ‌ محمود محمد طناحی و طاهراحمد زاوی، بیروت‌ ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۴ ش‌؛ ابن‌بابویه‌، التوحید ، چاپ‌ هاشم‌ حسینی طهرانی، قم‌ ۱۳۸۷؛ همو، کتاب‌الخصال‌ ، چاپ‌ علیاکبر غفاری، قم‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ همو، کتاب‌ من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، چاپ‌ علیاکبر غفاری، قم‌ ۱۴۰۴؛ همو، الهدایة فی الاصول‌ و الفروع‌ ، قم‌ ۱۴۱۸؛ ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم‌التفسیر، چاپ‌ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ عبداللّه‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، فتح‌الباری بشرح‌ صحیح ‌البخاری، مصر ۱۳۴۸، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ ابن‌حزم‌، المحلّی، چاپ‌ احمد محمدشاکر، بیروت‌: دارالجیل‌، [ بی تا. ]؛ ابن‌حنبل‌، مسندالامام‌ احمدبن‌ حنبل‌، بیروت‌: دارصادر، [ بی تا. ]؛ ابن‌خُزیمه‌، صحیح‌ ابن‌خُزیمه ، چاپ‌ محمد مصطفی اعظیمی، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌طاووس‌، جمال‌الاسبوع‌ بکمال‌ العمل‌ المشروع‌، چاپ‌ جواد قیومی اصفهانی، [ بی جا ]: مؤسسه الا´فاق‌، ۱۳۷۱ ش‌؛ ابن‌عبدالبرّ، فتح‌المالک‌، بتبویب‌ التمهید لابن‌ عبدالبرّ علی موطّأ الامام‌ مالک، ترتیب‌ و تحقیق‌ مصطفی صمیده، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۸؛ ابن‌فارس‌؛ ابن‌قدامه‌، المغنی، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ ابن‌ماجه‌، سنن‌ ابن‌ماجه، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ ابن‌منظور؛ ابن‌نجیم‌، البحرالرائق‌ شرح‌ کنزالدقائق‌ ، بیروت‌ ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ محمدتقی اصفهانی، ابواب‌الجنّات‌ فی آداب‌ الجمعات‌: آئین‌ جمعه‌ ، قم‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ یوسف‌بن‌ احمد بحرانی، الحدائق‌ الناضره فی احکام‌ العترة الطاهرة، قم‌ ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش‌؛ محمدبن‌ اسماعیل‌ بخاری، صحیح‌البخاری، [ چاپ‌ محمد ذهنی افندی ]، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ احمدبن‌ محمد برقی، کتاب‌المحاسن‌، چاپ‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی، قم‌ [? ۱۳۳۱ ش‌ ]؛ منصوربن‌ یونس‌ بهوتی حنبلی، کشّاف‌القناع‌ عن‌ متن‌الاقناع‌ ، چاپ‌ هلال‌ مصیلحی مصطفی هلال‌، بیروت‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ احمدبن‌ حسین‌ بیهقی، السنن‌الکبری ، بیروت‌: دارالفکر، [ بی تا.]؛ حاجی خلیفه‌؛ حرّعاملی؛ روح‌اللّه‌ خمینی، رهبر انقلاب‌ و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران‌، تحریرالوسیله، نجف‌۱۳۹۰، چاپ‌ افست‌ قم‌ [ بی تا. ]؛ عبداللّه‌بن‌ عبدالرحمان‌ دارمی، سنن‌الدارمی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ محمدبن‌ احمد دسوقی، حاشیة الدسوقی علی الشرح‌ الکبیر، [ بیروت‌ ]: دار احیاء الکتب‌العربیة، [ بی تا. ]؛ دهخدا؛ عبدالکریم‌بن‌ محمد رافعی قزوینی، فتح‌العزیز شرح‌الوجیز، [ بیروت‌ ]: دارالفکر، [ بی تا. ]؛ وهبه زحیلی، الفقه‌ الاسلامی و ادلته، دمشق‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ یوسف‌ الیان‌ سرکیس‌، معجم‌المطبوعات‌ العربیة و المعربة، قاهره‌ ۱۳۴۶/۱۹۲۸، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۱۰؛ عبدالرحمان‌بن‌ ابیبکر سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، چاپ‌ نجدت‌ نجیب‌، بیروت‌ ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛ همو، نوراللمعة فی خصائص‌ الجمعة، چاپ‌ محمد سعید زغلول‌، بیروت‌ ۱۴۰۵؛ همو، الوسائل‌ الی معرفة الاوائل، چاپ‌ عبدالرحمان‌ جوزو، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ محمدبن‌ ادریس‌ شافعی، الامّ ، چاپ‌ محمد زهری نجار، بیروت‌ [ بی تا. ]؛ عبدالحمید شروانی، حاشیة العلامة الشیخ‌ عبدالحمید الشروانی، در حواشی الشروانی و ابن‌قاسم‌ العبادی علی تحفة المحتاج‌ بشرح‌المنهاج، چاپ‌ سنگی مصر ۱۳۱۵، چاپ‌ افست‌ [ بیروت‌ ]: داراحیاء التراث‌العربی، [ بی تا. ]؛ زین‌الدین‌بن‌ علی شهید ثانی، رسائل‌ الشهیدالثانی، قم‌ ۱۳۷۹ـ۱۳۸۰ ش‌؛ عبدالرحیم‌بن‌ عبدالکریم‌ صفی پوری، منتهیالارب‌ فی لغة العرب، چاپ‌ سنگی تهران‌ ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ‌ افست‌ ۱۳۷۷؛ عبدالرزاق‌بن‌ همام‌ صنعانی، المصنف‌ ، چاپ‌ حبیب‌الرحمان‌ اعظمی، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ طبرسی؛ فخرالدین‌بن‌ محمد طریحی، مجمع‌البحرین‌ ، چاپ‌ احمد حسینی، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ محمدبن‌ حسن‌ طوسی، التبیان‌ فی تفسیرالقرآن‌ ، چاپ‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی، بیروت‌ [ بی تا. ]؛ همو، تهذیب‌الاحکام‌ ، چاپ‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، تهران‌۱۳۹۰؛ همو، الفهرست‌ ، چاپ‌ جواد قیومی اصفهانی، قم‌ ۱۴۱۷؛ همو، کتاب‌الخلاف‌ فی الفقه‌ ، تهران‌ ۱۳۷۷ـ۱۳۸۲؛ حسن‌بن‌ عبداللّه‌ عسکری، الاوائل‌، چاپ‌ عبدالرزاق‌ غالب‌ مهدی، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۷؛ حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی، تذکرة الفقهاء ، قم‌ ۱۴۱۴ـ؛ علیبن‌ حسین‌ (ع‌)، امام‌ چهارم‌، الصحیفه السجادیه ، چاپ‌ محمدباقر موحدی ابطحی، قم‌ ۱۴۱۱؛ علی غروی تبریزی، التنقیح‌ فی شرح‌ العروة الوثقی: کتاب‌ الطهارة، تقریرات‌ درس‌ آیة اللّه‌ خوئی، ج‌ ۹، قم‌ ۱۴۱۴؛ الفقه‌المنسوب‌ للامام‌ الرضا علیه‌السلام‌، والمشتهرب فقه‌الرضا، مشهد: مؤسسه آل‌البیت‌، ۱۴۰۶؛ محمدبن‌ یعقوب‌ فیروزآبادی، ترتیب‌ قاموس‌المحیط‌ ، چاپ‌ طاهر احمد زاوی، بیروت‌ ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ نعمان‌بن‌ محمد قاضی نعمان‌، دعائم‌ الاسلام‌ و ذکر الحلال‌ و الحرام‌ و القضایا و الاحکام‌ ، چاپ‌ آصف‌بن‌ علی اصغر فیضی، قاهره‌ [ ۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵ ]، چاپ‌ افست‌ قم‌ [ بی تا. ]؛ محمدبن‌ احمد قرطبی، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌ ، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ علیبن‌ ابراهیم‌ قمی، تفسیر القمی ، چاپ‌ طیب‌ موسوی جزائری، قم‌ ۱۴۰۴؛ عمررضا کحّاله‌، معجم‌المؤلفین‌، دمشق‌ ۱۹۵۷ـ۱۹۶۱، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ [ بی تا. ]؛ کلینی؛ مالک‌بن‌ انس‌، المُوَطّأ، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت ۱۴۰۶؛ مجلسی؛ جعفربن‌ حسن‌ محقق‌ حلّی، شرایع ‌الاسلام‌ فی مسائل‌ الحلال‌ و الحرام‌، چاپ‌ عبدالحسین‌ محمدعلی بقال‌، نجف‌ ۱۳۸۹/۱۹۶۹؛ محمدبن‌ محمد مرتضی زبیدی، تاج‌العروس‌ من‌ جواهر القاموس‌ ، چاپ‌ علی شیری، بیروت‌ ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، چاپ‌ محمدفؤاد عبدالباقی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ ابوالقاسم‌ بن محمدحسن‌ میرزای قمی، غنائم‌ الایّام‌ فی مسائل‌ الحلال‌ و الحرام‌، قم‌ ۱۳۷۵ـ ۱۳۷۸ ش‌؛ احمدبن‌ علی نجاشی، فهرست‌ اسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب رجال‌ النجاشی ، چاپ‌ موسی شبیری زنجانی، قم‌ ۱۴۰۷؛ محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌ ، ج‌ ۵، چاپ‌ عباس‌ قوچانی، بیروت‌ ۱۹۸۱؛ احمدبن‌ علی نسائی، سنن‌النسائی ، بشرح‌ جلال‌الدین‌ سیوطی و حاشیه نورالدین‌بن‌ عبدالهادی سندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ یحییبن‌ شرف‌ نووی، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌ ، بیروت‌: دارالفکر، [بی تا.]؛ علیبن‌ ابوبکر هیثمی، مجمع‌الزوائد و منبع‌ الفوائد ، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.۲)



در فرهنگ‌ و تمدن‌ اسلامی. صرف‌نظر از آنچه‌ به‌ اشاره‌ در قرآن‌ (جمعه‌: ۹) یا به‌ تفصیل‌ و گاه‌ جزءپردازیهای اغراق‌آمیز در روایات‌، در باره روز جمعه‌ آمده‌ است‌ ( رجوع کنید به قزوینی، ص‌ ۶۶ـ۶۷؛ شاملو، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۵۷ـ۲۵۹)، مهم‌ترین‌ مشخصه‌ و در عین‌ حال‌ کارکرد این‌ روز، نقش‌ آن‌ در نظام‌ تقسیم‌ روزهای ماه‌ به‌ واحدهای هفت‌تایی ( رجوع کنید به هفته‌ * ) به‌ عنوان‌ روز پایانی یا تعطیل‌ هفتگی بوده‌ است‌. از همان‌ اوایل‌ شکل‌گیری جامعه مسلمانان‌ در مدینه‌، علاوه‌ بر جنبه‌های عبادی و کارکرد دینی ـ اجتماعی جمعه‌، نقشها و ظرفیتهای غیردینی (سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی) نیز در شمار مشخصه‌های هویتی این‌ روز در آمد.جمعه‌، برخلاف‌ شنبه (سبت‌/ شَباط‌) یهودیان‌، هرگز تعطیل‌ مطلق‌ و روز خودداری از کار کردن‌ یا روز استراحتِ کامل‌ به‌ پیروی از استراحت‌ خداوند پس‌ از فراغت‌ از کار خلقت‌ نبوده‌ است‌ ( رجوع کنید به شیمل‌ ، ص‌۷۳؛ د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ " a ـ "Djum )، چه‌ این‌ حقیقت‌ را به‌ منزله اصالت‌ و ابداعی بودنِ مفهوم‌ جمعه‌ در فرهنگ‌ اسلامی بدانیم‌، چه‌ آن‌ را حاصل‌ تمایل‌ پررنگ‌ مسلمانان‌ صدر اسلام‌ به‌ متمایز بودن‌ یا دست‌ کم‌ احساس‌ نیازِ هویت‌جویانه آنان‌ به‌ متمایز بودن‌ از یهودیان‌ و مسیحیان‌ بینگاریم‌ ( رجوع کنید به شاکد ، ص‌ ۱۴۶) و چه‌ حتی آن‌ را ناشی از حزم‌ و دوراندیشی بنیان‌گذاران‌ سنّتِ اسلامی برای در امان‌ ماندن‌ از مایه‌های استهزای مفهوم‌ یهودیِ «استراحت‌ خداوند پس‌ از شش‌ روز آفرینش‌» (رجوع کنید به مردان‌ فرخ‌، ص‌ ۲۱) تلقی کنیم‌ ( رجوع کنید به شاکد، ص‌ ۱۴۵ـ۱۴۶).گویتین‌ ( رجوع کنید به ص‌ ۱۱۱ـ۱۲۵؛ د. اسلام‌ ، همانجا) و شاکد ( رجوع کنید به ص‌ ۱۴۶)، دو محقق‌ یهودی که‌ هر دو ــ البته‌ با تبیینی متفاوت‌ جمعه مسلمانان‌ را پدیداری دست‌ دوم‌ و اقتباسی از سنن‌ پیش‌ از اسلام‌ دانسته‌اند، تفاوتهای جمعه اسلامی را با سبت‌ یهودی یا روزهای گردهمایی عرب‌ جاهلی انکار نکرده‌اند، گو این‌که‌ تبیین‌ فرآیند اخذ و اقتباس‌ جمعه‌ از یوم‌ هاکنستِ عبری (به‌ معنی روز گردهمایی و روز بازار هفتگی) یا عروبتا ی آرامی از ریشه RB ـ (به‌ معنی باهم‌ آمیختن‌) و یا آدینه فارسی (اگر اصلاً از ریشه y a به‌ معنی آمدن‌ باشد)، بسیار دشوار است‌ ( رجوع کنید به همانجا).تعطیلی جمعه‌ در اسلام‌، در اصل‌ به‌ منظور فراهم‌ ساختن‌ فرصتی برای برگزاری شعائر عبادی (نماز جمعه‌ و اجزای تابع‌ آن‌) بود که‌ هویت‌ دینی اجتماع‌ نوپای مسلمانان‌ را به‌ واسطه سازوکار تکرار، تحکیم‌ و تثبیت‌ میکرد و به‌ تبعِ آن‌ بود که‌ این‌ تعطیلی به‌ مجموعه‌ای از رفتارهای رایج‌ در همه فرصتهای گردهمایی تسری یافت‌: رفتارهای جشنی، تفریحی، بازسازی و بازیابی که‌ اینها نیز به‌ نوبه خود، مجدداً به‌ تقویت‌ مفهوم‌ اجتماع‌ اسلامی مساعدت‌ میکردند. ازاین‌رو، تعطیلیِ جمعه‌، تعطیلی فعالیتهای رسمیِ روزمره‌ و به‌ویژه‌ فعالیتهای کاری بود تا مردم‌ برای عبادت‌ جمعه‌ که‌ به‌ نسبت‌ وقت‌ زیادی میگرفت‌، فرصت‌ داشته‌ باشند وگرنه‌، حرکت‌ و پویایی جامعه مسلمانان‌ در روزهای جمعه‌، کمتر از روزهای دیگر هفته‌ نبوده‌ است‌.تعطیلی رسمی روز جمعه‌، تقریباً از صدر اسلام‌ برقرار بود ولی علاوه‌ بر مهدی عباسی (حک :۱۵۸ـ۱۶۹) که‌ پنج‌شنبه‌ را هم‌ روز استراحت‌ دیوانیان‌ اعلام‌ کرد (جهشیاری، ص‌ ۱۲۵؛ احسن‌، ص‌ ۲۸۵) و این‌ قانون‌ در زمان‌ معتصم‌ (حک : ۲۱۸ـ ۲۲۷) لغو شد ( رجوع کنید به همانجاها)، در زمان‌ معتضد عباسی (حک : ۲۷۹ـ۲۸۹) روز سه‌شنبه‌ هم‌ تعطیل‌ اعلام‌ شد چرا که‌ به‌زعم‌ وی، تعطیلی جمعه‌ها بیشتر صرف‌ عبادت‌ میشد و برای استراحت‌ و تفریح‌ کفایت‌ نمیکرد. به‌ دستور او به‌ عوضِ تعطیلی امور رسمی در سه‌شنبه‌ها، در روزهای جمعه‌ باید یک‌ نفر برای رسیدگی به‌ مظالم‌ عامه‌ و یکی هم‌ برای رسیدگی به‌ مظالم‌ خاصه‌ به‌ مجلس‌ مینشست‌ ( رجوع کنید به صابی، ص‌ ۲۷؛ نیز رجوع کنید به عواد، ص‌ ۵۳ -۵۴).عمومیت‌ تعطیلی جمعه‌ که‌ شامل‌ فرقه‌های منشعب‌ از اسلام‌ مثل‌ یزیدیه‌ * ( رجوع کنید به حسنی، ص‌۲۰) یا گاه‌ غیرمسلمانان‌، مثل‌ زردشتیان‌ ( رجوع کنید به دروویل‌ ، ص‌ ۳۳۱) هم‌ میشد، هرگز با سخت‌گیریهایی از نوع‌ آنچه‌ در فرهنگ‌ یهود رواج‌ داشت‌ قابل‌ مقایسه‌ نبوده‌ است‌ چنان‌که‌ علاوه‌ بر مواردی از نقض‌ تعطیلی جمعه‌ و جابه‌جایی آن‌ با روزهای دیگر هفته‌ در نزد برخی فرق‌ مخالف‌ با خلافت‌ سنّی (مثلاً تعطیلی دوشنبه‌ به‌ جای جمعه‌ نزد قرمطیان‌ رجوع کنید به طبری، ج‌۱۰، ص‌ ۲۶)، در اواخر دوره عباسی نیز ظاهراً بر اثر نفوذ یهود، مسلمانان‌ شنبه‌ها بازارها را تعطیل‌ میکردند و روز را به‌تفریح‌ میگذراندند و در عوض‌، جمعه‌ها دکانهای خود را دایر میداشتند ( رجوع کنید به ابن‌جوزی، ج‌ ۱۷، ص‌ ۲۳ـ ۲۴؛ زیات‌، ص‌ ۴۱ـ۴۶؛ احسن‌، ص‌ ۲۸۶)، هرچند، ابوشجاع‌ روذراوری وزیر (متوفی ۴۸۸) به‌ ابن‌خرقی محتسب‌ دستور داد، کسانی ــ از جمله‌ بزازان‌ را که‌ در این‌ کار به‌ یهود تشبه‌ جسته‌ بودند تنبیه‌ کند ( رجوع کنید به ابن‌جوزی، همانجا؛ عواد، ص‌ ۵۸؛ احسن‌، همانجا). صرف‌نظر از این‌ موارد، معمول‌ آن‌ بود که‌ بازارها و مراکز خرید و فروش‌ را جمعه‌ها، پس‌ از برگزاری نماز جمعه‌، دایر کنند تا مردم‌ خریدهای هفتگی خود را انجام‌ دهند ( رجوع کنید به ادامه مقاله‌)، چنان‌که‌ قصابان‌ معمولاً حیوانات‌ را در این‌ روز ذبح‌ و برای فروش‌ آماده‌ میکردند ( رجوع کنید به جاحظ‌، ۱۹۷۱، ص‌ ۱۱۱، ۱۲۲؛ احسن‌، ص‌ ۲۸۵) و زنان‌، جمعه‌ها را به‌ پختن‌ نان‌ مورد نیاز در دیگر ایام‌ هفته‌ صرف‌ میکردند ( رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌۲۹۰)؛ به‌طور کلی، جمعه‌ها به‌سبب‌ آن‌ که‌ معمولاً برای طبقه مزدبگیر، روز دریافت‌ اجرت‌ و برای علمای دین‌ و پرهیزگاران‌ روز عبادت‌ بود و نیز برای کودکان‌، روز تعطیلی مکتبخانه‌ها، سخت‌ مورد توجه‌ بود (برای نمونه‌هایی از ذکر محبوبیت‌ جمعه‌ و تعطیلی آن‌ نزد مردم‌ و به‌ویژه‌ کودکان‌ و کراهت‌ از شنبه‌ که‌ به‌ معنی پایان‌ فرصت‌ هفتگی استراحت‌ و تفریح‌ بود رجوع کنید به ابوحیان‌ توحیدی و مسکویه‌، ص‌۸۰؛ صابی، همانجا؛ مقّری، ج‌ ۳، ص‌ ۱۰۹؛ احسن‌، ص‌ ۲۸۵؛ واعظ‌ قزوینی، ص‌ ۳۵؛ صائب‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۳، ج‌ ۵، ص‌ ۲۶۲۲، ج‌ ۶، ص‌ ۳۲۴۵؛ برای نمونه‌ای از گردهمایی علمی علما در شبهای جمعه‌ رجوع کنید به ابن‌ابی اُصَیبعه‌، ص‌ ۴۴۲). اما اگر گزارشهایی که‌ بر اساس‌ آنها، در مواردی مردم‌ جمعه‌ را گم‌ کرده‌ بودند ( رجوع کنید به جاحظ‌، ۱۳۵۲، ص‌ ۱۲۹: در باره مردم‌ منصوره‌ و بحرین‌؛ شرلی، ص‌ ۲۳، ۵۱: در باره مردم‌ عثمانی) پذیرفتنی باشد، باید آنها را محدود به‌ همین‌ موارد استثنایی در مناطق‌ دورافتاده‌ دانست‌ (قس‌ شرلی، ص‌ ۲۳، پانویس‌ ۴).هنوز در بسیاری از کشورهای اسلامی، جمعه‌ روز تعطیل‌ هفتگی است‌ (برای فهرستی از کشورهای عضو کنفرانس‌ اسلامی که‌ جمعه‌ را روز تعطیل‌ رسمی خود اعلام‌ کردند رجوع کنید به د. ا. د. ترک‌ ، ج‌ ۱۵، ص‌ ۱۳۲، جدول‌). در برخی کشورها چون‌ عربستان‌ و ایران‌ بر حفظ‌ هویت‌ جمعه‌ تأکید بیشتری صورت‌ میگیرد ولی در برخی کشورهای اسلامی که‌ در آنها یکشنبه‌ رسماً تعطیل‌ است‌، روز جمعه‌ به‌ صورت‌ نیمه‌تعطیل‌ و بیشتر یک‌ تعطیلیِ دینی تلقی میشود ( رجوع کنید به شیمل‌، ص‌ ۷۳ـ ۷۴؛ د. اسلام‌ ، همانجا). دولتِ غیردینی ترکیه‌ نیز از ۱۳۱۴ ش‌/ ۱۹۳۵، رسماً تعطیلی هفتگی جمعه‌ را لغو کرده‌ و آن‌ را به‌ یکشنبه‌ انتقال‌ داده‌ است‌ ( د. ا. ترک‌ ، ذیل‌ "Cuma" ؛ د. ا. د. ترک‌ ، همانجا).نماز جمعه‌ ــ مهم‌ترین‌ فعالیت‌ عبادی روز جمعه‌ به‌ویژه‌ به‌سبب‌ خطبه‌هایش‌، برای حاکمان‌ مسلمان‌، فرصتی مناسب‌ فراهم‌ میساخت‌ تا ضمن‌ برقراری ارتباط‌ با مردم‌، از امکانات‌ رسانه‌ای این‌ روز نیز به‌ خوبی استفاده‌ کنند. اعلام‌ تغییر خلیفه‌، سلطان‌ یا حاکمان‌ رده‌های پایین‌تر، ولایت‌ عهدی، اخذ بیعت‌ از مردم‌، اعلام‌ براندازی، شورش‌ یا استقلال‌ و خودمختاری، عزل‌ و نصب‌ کارگزاران‌ ارشد، اعلام‌ فرمانهای حکومتی، ضرب‌ سکه جدید، لعن‌ مخالفان‌، معرفی مدرّسان‌ جدید مدرسه‌های بزرگ‌ و... معمولاً قبل‌ یا بعد از ادای نماز جمعه‌ یا در ضمن‌ ایراد خطبه این‌ نماز انجام‌ میگرفت‌ (برای چند نمونه‌ رجوع کنید به طبری، ج‌۱۰، ص‌ ۵۳ ۵۴؛ ابن‌صاحب‌ الصلاة، ص‌ ۲۱۷؛ ابن‌اثیر، ج‌ ۳، ص‌ ۱۹۳؛ ابن‌عماد، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۷). نماز جمعه‌ همچون‌ نمازهای عید، برای نمایش‌ قدرت‌ و شکوه‌ حکومت‌، فرصتی غیرقابل‌ چشم‌پوشی تلقی میشد. حضور خلیفه‌ یا سلطان‌ برای ملاقات‌ عمومی با مردم‌ و شنیدن‌ تظلم‌ آنان‌ در نماز جمعه‌ ــ همچون‌ سلام‌ یا بارعامهای جمعه‌ مخصوصاً از این‌ حیث‌ که‌ علاوه‌ بر اتباع‌ خود او، شماری از بیگانگان‌ و نمایندگان‌ دولتهای دیگر نیز از نزدیک‌ از زنده‌ و به‌ سلامت‌ بودن‌ وی اطمینان‌ مییافتند، حائز اهمیت‌ بود و به‌ شایعاتی که‌ میتوانستند دردسرساز شوند، خاتمه‌ میداد ( رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۳۸ـ۳۳۹؛ ایپشیرلی ، ص‌ ۱۳۶؛ آیدین‌، ص‌ ۴۵۶؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Maeasim.۴"؛ د. ا. د. ترک‌ ، ذیل‌ "Cuma Selamligi"؛ د. ترک‌ ، ذیل‌ "Cuma" ؛ نیز رجوع کنید به علامی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۵۸؛ بار * ، جلوس‌ * ، سلام‌ * ).گاه‌ با تلفیق‌ موقعیت‌ زمانی جمعه‌ با موقعیت‌ مکانی مساجد جامع‌ در شهرهای بزرگ‌، برای رسیدگی تقریباً مستقیم‌ به‌ مسائل‌ شرعی و مشکلات‌ مردم‌ فرصتی تدارک‌ میشد. مثلاً عالِم‌ مُفتی یا قاضی شهر، جمعه‌ها در مسجد مینشست‌ و مردم‌ در مسائل‌ مختلف‌ از او استفتا میکردند (رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۶). در سرزمینهای عثمانی، در این‌ روز دیوانی به‌ نام‌ دیوانِ جمعه‌/ جمعه‌ دیوانی/ حضور مرافعه‌سی به‌ ریاست‌ وزیر اعظم‌، هم‌ به‌ امور شرعی و هم‌ به‌ مسائل‌ عرفی مردم‌ رسیدگی میکرد. وزیر اعظم‌، تظلم‌ مردم‌ را بیواسطه‌ میشنید و امور را برحَسَبِ مراتب‌ به‌ قاضی عسکر یا کارگزاران‌ دیگر چون‌ عسس‌باشی، سوباشی و چاووش‌باشی که‌ در دیوان‌ جمعه‌ عضو بودند ارجاع‌ میداد (اوزون‌ چارشیلی ، ص‌ ۱۳۸ـ۱۴۰؛ ایپشیرلی، ص‌ ۱۶۴؛ آیدین‌، ص‌ ۴۵۷؛ د. ترک‌ ، ذیل‌ "Divan" ). ظاهراً فرمانها و اسناد رسمی را نیز در روزهای جمعه‌ مُهر میکردند ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ .("Khatam, Khatim" از پرداخت‌ مبالغی با عنوانِ جمعگی در روزهای جمعه‌ به‌ فقرای شهر در عصر سلطان‌ سکندر لودی (حک : ۸۹۴ـ۹۲۳) در هند نیز گزارشهایی در دست‌ است‌ ( رجوع کنید به فرشته‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۶).پس‌ از ادای نماز جمعه‌ و انجام‌ متعلقات‌ آن‌ (همچون‌ دعاها و شعارهای سیاسی و لعن‌ مخالفان‌ حکومت‌ و...)، فرصت‌ باقی مانده‌ از روز جمعه‌، معمولاً صرف‌ برخی رفتارهای جشنی (رجوع کنید به جشن‌ * ، بخش‌ ۴، قسمت‌ ج‌) میشد چرا که‌ مسلمانان‌ بنا بر سنّت‌ ــ بیآن‌ که‌ در قرآن‌ تصریحی بدان‌ شده‌ باشد جمعه‌ را عید میدانسته‌اند و علاوه‌ بر رعایت‌ مستحباتِ توصیه‌ شده‌ برای این‌ روز، برای شب‌ یا روز جمعه‌، خوراک‌ ویژه‌ تدارک‌ میدیدند ( رجوع کنید به جمیل‌، ص‌۱۰۰؛ شهری باف‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۴۱؛ جَبَرتی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۸)، جشنهای عروسی یا بخشهایی از آن‌ را در این‌ روز برپا میداشتند ( رجوع کنید به مطهربن‌ طاهر مقدسی، ج‌ ۲، ص‌ ۵۵؛ قزوینی، ص‌ ۶۸ـ۶۹؛ خاطر، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۹)، گاه‌ نوزادان‌ متولد این‌ روز را تبرکاً عید یا جمعه‌ مینامیدند ( رجوع کنید به خاطر، ج‌ ۱، ص‌ ۳۲۷)، در مساجد یا مکانهای تجمع‌ دیگر همچون‌ قهوه‌خانه‌ها به‌ قصه‌گویی و شعرخوانی ( رجوع کنید به ابن‌جوزی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۳۱؛ احسن‌، ص‌ ۲۸۵)، ترانه‌خوانی، استماع‌ موسیقی، رقص‌ و پایکوبی میپرداختند (ابوالفرج‌ اصفهانی، ج‌ ۸، ص‌ ۳۲۱؛ طعمه‌، ص‌ ۱۹۶)؛ جشن‌ ختنه کودکان‌ را با ساز و آواز و راهپیمایی در خیابانها میگرفتند چنان‌که‌ گاه‌ سروصدای آنان‌ مانع‌ استماع‌ صدای خطیب‌ جمعه‌ میگردید ( رجوع کنید به جبرتی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۴۸)، برای سیروسیاحت‌ به‌ تفرجگاهها یا میدانهای شهر میرفتند و مسابقات‌ ورزشی از جمله‌ تیراندازی، دو، اسب‌دوانی، چوگان‌بازی برگزار میکردند یا در زورخانه‌ها برای تماشای ورزشهای پهلوانی جمع‌ میشدند یا در کوی و برزن‌ جنگ‌ خروس‌ به‌ راه‌ میانداختند (برای نمونه‌ رجوع کنید به جاحظ‌، ۱۹۷۱، ص‌ ۲۴ـ ۲۵؛ جبرتی، ج‌ ۲، ص‌ ۷؛ جملی کارری ، ص‌ ۲۶؛ سیلوا ای فیگروا، ص‌ ۱۵۸؛ فرانکلین، ص‌ ۲۲؛ الفینستون، ص‌ ۳۴۲ـ۳۴۳)، به‌ زیارت‌ * مکانهای مقدّس‌ یا فاتحه اهل‌ قبور یا ملاقاتِ زندانیان‌ میرفتند ( رجوع کنید به جبرتی، ج‌ ۲، ص‌ ۷۸؛ تاورنیه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۹ـ۳۰۰؛ سیاست‌الملوک‌ ، ص‌ ۳۷۰)، فقیران‌ و یتیمان‌ را مینواختند ( رجوع کنید به ابونعیم‌، ص‌ ۲۹۰؛ باستانی پاریزی، ۱۳۷۸ ش‌، ص‌ ۳۰۷، پانویس‌ ۳؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Masdjid. VII" ). در برخی موارد برای برقراری بهتر نظم‌ در شهرها در روز جمعه‌، مقررات‌ ویژه‌ اعلام‌ میگردید؛ مثلاً در برخی شهرها و قلعه‌ها، دروازه شهر را تا هنگام‌ عصر نمیگشودند (رجوع کنید به ابن‌اثیر، ج‌ ۸، ص‌ ۲۰۹)، از ورود گله‌های اسب‌ به‌ داخل‌ شهر ممانعت‌ میکردند ( رجوع کنید به ابن‌کثیر، ج‌ ۱۳، ص‌ ۶۴) و سروصدا و طبل‌کوبی و جشن‌ در این‌ روز را ممنوع‌ میساختند ( رجوع کنید به جبرتی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۴۸).با آن‌ که‌ برای روز جمعه‌ در تمدن‌ اسلامی، لباس‌ ویژه‌ای توصیه‌ نشده‌ بود، برخی مثلاً خلفای عباسی در این‌ روز، همچون‌ اعیاد دیگر، جامه‌های سیاه‌رنگ‌ در بر میکردند (ابن‌کثیر، ج‌ ۶، ص‌ ۸) یا بعضی از صحابه‌، عمامه سیاه‌ بر سر مینهادند (برای نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانی، ج‌ ۴، ص‌۷۰، ش‌ ۴۶۴۴).معمولاً در شهرهایی که‌ در آنها نماز جمعه‌ برگزار میگردید چنانکه‌ اشاره‌ شد، جمعه‌بازاری نیز برپا میشد که‌ غالباً بیش‌ از روزْ بازارهای دیگر ایام‌ هفته‌ مورد استقبال‌ قرار میگرفت‌ زیرا روستاییان‌ و ساکنان‌ اطراف‌ شهرها، در این‌ روز، هم‌ به‌ عبادتشان‌ میرسیدند و هم‌ خریدهای هفتگی خود را انجام‌ میدادند از همین‌رو، بنا کردن‌ اسواق‌ در کنار مساجد جمعه‌ یک‌ تدبیر تجاری کارآمد به‌ شمار میرفت‌ ( رجوع کنید به کوتوک‌ اوغلو ، ص‌ ۶۰۹؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Suk.۷")، گو این‌که‌ در شهرهای کوچک‌ و روستاها نیز برپایی جمعه‌ بازارهای محدودتر به‌ عنوان‌ نیازی هفتگی، معمول‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌خرداذبه‌، ص‌ ۱۸۹؛ محمدبن‌احمد مقدسی، ص‌ ۲۹؛ ادریسی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۷؛ قلقشندی، ج‌ ۵، ص‌ ۷؛ تاورنیه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۲۶ـ۱۲۷).علاوه‌ بر این‌ جنبه‌های عمومی، جمعه‌ها برای بعضی گروهها یا در موقعیتهای زمانی خاص‌ نیز محمل‌ برگزاری برخی آداب‌ و آیینها بود. برای نمونه‌ گروهی از شیعیان‌ که‌ معتقد بودند امام‌ زمان‌، در روز جمعه‌ای از سردابی در جامع‌ سامرا ظهور خواهد کرد، هر جمعه‌ بعد از نماز، اسبی ابلق‌ را با زین‌ مُطلّا بر در جامع‌ میبردند تا مرکب‌ امام‌ باشد (دولتشاه‌ سمرقندی، ص‌ ۵۴؛ باستانی پاریزی، ۱۳۷۷ ش‌، ص‌ ۵۳؛ همو، ۱۳۸۱ ش‌، ص‌ ۴۱۳ـ۴۱۴). هنوز زنان‌ کربلایی هر عصر جمعه‌ در زیارتگاهی موسوم‌ به‌ مقام‌ المهدی در کنار نهرالحسینیه‌ جمع‌ میشوند، نذورات‌ میپردازند، شمع‌ میافروزند و عریضه‌های خود را بر کاغذی نوشته‌، در گلوله‌ای گِلین‌ نهاده‌ به‌ داخل‌ نهر میاندازند و مردان‌ نیز صبحهای جمعه‌ در آنجا دعای ندبه‌ میخوانند (طعمه‌،ص‌۱۶۰ـ۱۶۱). برگزاری مجالس‌ روضه‌خوانی یا ذکر مناقب‌ امامان‌ شیعه‌ در روزها یا شبهای جمعه‌ در مساجد، حسینیه‌ها، تکایا یا منازل‌ اشخاص‌ (که‌ در افغانستان‌ اختصاصاً جمعه‌خوانی نامیده‌ میشود) نیز در میان‌ شیعیان‌ مرسوم‌ است‌ ( رجوع کنید به فرانکلین‌، ص‌ ۵۷؛ فرهنگ‌، ص‌ ۳۱۳، ۳۱۷؛ مظفرالدین‌ قاجار، ص‌ ۴۲، ۱۱۹، ۱۲۵؛ نیز رجوع کنید به روضه‌خوانی * ). در برخی مناطق‌، در شب‌ جمعه آخر سال‌، سفره حضرت‌ خضر میچیدند؛ در آذربایجان‌ و همدان‌، شب‌ جمعه ایام‌ چارچار (چهار روز آخر چله بزرگ‌ و چهار روز اول‌ چله کوچک‌ زمستان‌)، به‌ نام‌ شب‌ خِدِرنبی بسیار محترم‌ شمرده‌ میشده‌ است‌، برای این‌ شب‌ قاووتی از آرد گندم‌ برشته‌ و آرد نخودچی و عدسی بو داده‌ تهیه‌ میشد که‌ به‌ اعتقاد عوام‌، خضر با نشان‌ گذاشتن‌ بر روی این‌ قاووت‌ آن‌ را متبرک‌ میساخت‌ (عناصری، ص‌۶۸۰ـ۶۸۱؛ برای جمعه خضر در عراق‌ رجوع کنید به حبیب‌، ص‌ ۳۲، ۳۴).معمولاً در نخستین‌ جمعه پاییز یعنی یک‌ هفته‌ پیش‌ از مراسم‌ قالیشویان‌ در امامزاده‌ سلطان‌علی اردهال‌، مراسم‌ اعلام‌ تاریخ‌ برگزاری قالیشویان‌ با عنوان‌ جمعه جار در فین‌ و کاشان‌ برپا میشود، در دومین‌ جمعه پاییز، جمعه قالی ــ مراسم‌ اصلی قالیشویان‌ برگزار میشود و در جمعه سوم‌ ــ جمعه نِشَلگیها یا جمعه هفته قالی مردم‌ دهکده نشلگ‌ عزاداری میکنند ( رجوع کنید به بلوکباشی، ص‌ ۳۸ـ۳۹، ۵۰، ۶۳؛ روح‌الامینی، ص‌۱۷۰ـ ۱۷۳، ۱۸۱ـ۱۸۲).در برخی مناطق‌، آخرین‌ جمعه ماه‌ رمضان‌ ــ جمعهالوداع‌ با انبوهی از آداب‌ عامیانه دینی چون‌ تهیه چل‌ بسم‌اللّه‌، دعانویسی برای رفع‌ سیاه‌سرفه‌، دفع‌ سترونی، عملیات‌ بخت‌گشایی، حلواپزان‌ و جز آنها همراه‌ بوده‌ است‌ (در ایران‌ رجوع کنید به کتیرائی، ص‌۱۱۶؛ وکیلیان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۲ـ۱۵۳؛ شاملو، ج‌ ۱۱، ص‌۲۵۸؛ در عراق‌ رجوع کنید به طعمه‌، ص‌ ۲۶۷).برخی مکانهای مقدّس‌ یا زیارتگاهها تنها در شبها یا روزهای جمعه‌ به‌ روی مردم‌ باز میشد؛ نماز گزاردن‌ در درون‌ کعبه‌ ( رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴۷ـ ۱۴۸)، انتقال‌ منبر شریف‌ پیامبر به‌ کنار دیوار کعبه‌ ـ میان‌ حجرالاسود و رکن‌ عراقی به‌ همراه‌ پاره‌ای رفتارهای آیینی ( رجوع کنید به همان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۷۳)، بازکردن‌ درهای مسجد امیرالمؤمنین‌ علی علیه‌السلام‌ در بصره‌ صرفاً در روزهای جمعه‌ ( رجوع کنید به همان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۹۷)، زیارت‌ مصحف‌ شریفی که‌ عثمان‌ به‌ شام‌ فرستاده‌ بود و در خزانه مسجد دمشق‌ نگهداری میشده‌ و قسم‌ خوردنِ اصحاب‌ دعوا به‌ این‌ قرآن‌ ( رجوع کنید به همان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۶)، زیارت‌ خرقه شریف‌ نبوی در عثمانی ( رجوع کنید بهد. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Khirka-yi Sh erif" ؛ نیز رجوع کنید به جلوس‌ * ) معمولاً در روزهای جمعه‌ صورت‌ میگرفت‌ (برای نمونه‌ای از زیارتگاههای جمعگی در ایران‌ رجوع کنید به رضائی، ص‌ ۱۳۸).جمعه‌ نزد صوفیان‌ نیز بسیار ارجمند بود و به‌ تعبیری ( رجوع کنید به سهروردی، ص‌ ۵۳۶) سالک‌ باید محصول‌ اعمال‌ صالحه خود را که‌ در طول‌ ایام‌ هفته‌ انجام‌ داده‌ بود در روز جمعه‌ میدروید. از مجالس‌ ذکر جمعگی صوفیان‌ که‌ معمولاً «حضرت‌» نامیده‌ میشود یا مجالس‌ ذکر دیگر گروههای مذهبی پس‌ از نماز جمعه‌، سماع‌ مولویه‌ پس‌ از برگزاری نماز جمعه‌ در استانبول‌ و قاهره‌، مثنوی خوانی در خانقاههای قونیه‌، دعاخوانی جمعیِ صوفیان‌ برای سلامتی پادشاه‌ و حاکم‌ و جز اینها گزارشهای بسیار هست‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۰۱؛ میرزا سمیعا، ص‌ ۱۸؛ یونگ‌ ، ص‌ ۱۷۰؛ دخیل‌اللّه‌، ص‌ ۲۶۱؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Duruz", "Hadra", "Mawlawiyya.l", "Mawlawoyya.۵", "Tidjaniyya"). برخی زهاد و عباد ــ صوفی یا غیرصوفی نیز در طول‌ ایام‌ هفته‌ در منازل‌ یا خلوتخانه‌های خود انزوا پیشه‌ میکردند و تنها در جمعه‌ها برای ادای نماز جمعه‌ به‌ میان‌ مردم‌ می آمدند ( رجوع کنید به سهروردی، ص‌ ۲۲۲؛ باخرزی، ج‌ ۲، ص‌ ۳۱۲؛ برای نمونه‌های مختلف‌ رجوع کنید به ابن‌عماد، ج‌۵، ص‌۹؛ سبکی، ج‌ ۶، ص‌ ۵۰، ش‌۵۸۸، ج‌ ۷، ص‌ ۶۹، ش‌ ۷۵۸).در معرفتِ اربابِ ساعات‌، باور بر این‌ بوده‌ که‌ سیاره زهره‌، رب‌ روز جمعه‌ است‌ (ابوریحان‌ بیرونی، ص‌ ۱۷۱؛ قس‌ اخوان‌الصفا، ج‌ ۱، ص‌ ۱۲۵؛ نیز رجوع کنید به روح‌الامینی، ص‌ ۱۹۷ـ ۱۹۹). بنا بر سنّت‌، در کتابهای علوم‌ غریبه اسلامی که‌ به‌ اخبار و روایاتِ منقول‌ از قول‌ پیامبر و امامان‌، بسیار وابسته‌اند، مجموعه‌ای از تفألهای خیر برای این‌ روز یاد شده‌ است‌: عقد و تزویج‌، خریدوفروش‌ گاو و گوسفند و استر، نوبریدن‌ و نوپوشیدن‌، حجامت‌ و دارو خوردن‌ و... ( رجوع کنید به کلیات‌ مجمع‌ الدعوات‌ کبیر، ص‌ ۳۲۹؛ کتاب‌ جامع‌الدعوات‌ ، ص‌ ۳۵). با این‌ حال‌ طبیعی است‌ که‌ باورهای عامیانه دینی مسلمانان‌ در چارچوب‌ روایات‌ صحیح‌ محدود نمانده‌ است‌؛ جمعه‌ در فرهنگ‌ عوام‌ نیز موضوعِ باورهای مختلف‌ و در بسیاری موارد، مغایر با این‌ دسته‌ از روایات‌ شده‌ است‌؛ مثلاً برخلاف‌ احادیثی که‌ در آنها جمعه‌ سخت‌ مبارک‌ دانسته‌ و گفته‌ شده‌ که‌ در این‌ روز، ساعتی سعد هست‌ که‌ در آن‌ هر دعای خیری برآورده‌ خواهد شد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۵ـ۲۷۶؛ ابن‌شعبه‌، ص‌ ۱۰۶)، برخی عوام‌ معتقدند در روز جمعه‌ ساعتی نحس‌ هست‌ و ازاین‌رو هیچ‌ کار مهمی را نباید در این‌ روز آغاز کرد ( رجوع کنید به جندی، ص‌ ۱۱۵). جندی در مقاله‌ای که‌ در رد این‌ باور نوشته‌، منشأ آن‌ را در باور مسیحیان‌ به‌ این‌ که‌ عیسی در روز جمعه‌ به‌ صلیب‌ کشیده‌ شده‌، دانسته‌ است‌ (ص‌۱۲۰). نمونه‌هایی از تَشاؤمها و هشدارهای عوام‌ در باره جمعه‌ اینهاست‌: جمعه‌ «سنگین‌» است‌ و کارها در این‌ روز به‌ کندی به‌ انجام‌ میرسند (اسدیان‌ خرم‌آبادی و همکاران‌، ص‌ ۲۱۹)، در روز جمعه‌ نباید حجامت‌ کرد و کَرِه‌ گرفت‌ (وسترمارک‌، ص‌ ۱۳۳، ۱۳۹)، جمعه‌ برای آغاز مسافرت‌ یا عزیمت‌ مهمان‌ از خانه میزبان‌، شگون‌ ندارد (هدایت‌، ص‌ ۱۸۵؛ دونالدسون‌ ، ص‌ ۱۲۷)، نگه‌ داشتن‌ جسد میت‌ در روز جمعه‌ تا دفن‌ آن‌ در روز بعد، نامیمون‌ است‌ (پولاک‌، ص‌ ۲۴۸؛ شاملو، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۵۸)، اصلاح‌ کردن‌ و آرایش‌، رخت‌ شستن‌، تقسیم‌ گله‌، چیدن‌ پشم‌ گوسفندان‌ و تشکیل‌ جلسه‌ در این‌ روز، بدشگون‌ است‌ (هدایت‌، ص‌ ۸۴، ۸۶؛ شاملو، همانجا؛ شهری باف‌، ج‌ ۱، ص‌ ۴۹۶؛ بارت‌ ، ص‌ ۱۳۷؛ برای نمونه‌هایی از نبایدهای روز جمعه‌ که‌ بیشتر جنبه اخلاقی داشته‌اند، مثلاً کراهت‌ خوردن‌ پیاز در شبِ جمعه‌ رجوع کنید به عنصرالمعالی، ص‌۷۰؛ شکورزاده‌، ص ‌۶۳۰ـ۶۳۱). همچنین‌ برخی عوام‌، گناه‌ کردن‌ در شب‌ جمعه‌ را مستوجب‌ کیفری مضاعف‌ می دانستند.نمونه‌هایی از خوش‌بینیهای مردم‌ در باره روز جمعه‌ نیز اینهاست‌: چیدنِ ناخنها در روز جمعه‌ بیماری را دور میدارد و ثروت‌ می آورد (قزوینی، ص‌ ۶۶ـ۶۷؛ رضائی، ص‌ ۶۳۶)، بچه‌ای که‌ نطفه‌اش‌ در شب‌ جمعه‌ بسته‌ شود، خطیب‌ میشود ( کتاب‌ جامع‌الدعوات‌، ص‌ ۱۱۱؛ کتیرائی، ص‌ ۲۴۲، پانویس‌ ۲)، مولود روز جمعه‌، عمری دراز خواهد یافت‌ و مبارک‌ قدم‌ خواهد بود ( کلیات‌ مجمع‌ الدعوات‌ کبیر ، ص‌ ۳۲۹)، در شب‌ جمعه‌، گرگ‌ به‌ گله‌ نمی زند و مال‌ را دزد نمی برد (اسدیان‌ خرم‌آبادی و همکاران‌، ص‌ ۲۱۹)، و ارواح‌ مردگان‌ شبهای جمعه‌ آزاد می شوند و به‌ خانواده‌هایشان‌ سر می زنند (شکورزاده‌، ص‌ ۲۲۵؛ هدایت‌، ص‌ ۶۳، ۶۸، ۷۰، ۸۵؛ برای نمونه‌های دیگر رجوع کنید به شهریباف‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۷۶؛ شاملو، همانجا).برخی دیگر از باورهای عامیانه‌ در باره جمعه‌، با عملیات‌ ویژه حاجت‌خواهی همراه‌اند؛ در تهران‌ قدیم‌، زنان‌ و دختران‌ برای بخت‌گشایی و نذر، شبهای جمعه‌ به‌ سراغ‌ توپ‌ مروارید * رفته‌ بر آن‌ دخیل‌ می بستند (شهری باف‌، ج‌ ۱، ص‌ ۷۶؛ برای موارد دیگری از عملیات‌ بخت‌گشایی در جمعه‌ها در اصفهان‌ و یزد رجوع کنید به شکورزاده‌، ص‌ ۸۹ـ۹۰). چیدنِ سفره * حضرت‌ رقیه‌ در سه‌ شب‌ جمعه متوالی و تهیه‌ و نذر آجیل‌ مشکل‌گشا در سه‌، پنج‌ یا هفت‌ شب‌ جمعه آخر ماه‌ ( رجوع کنید به شهری باف‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴۱؛ شکورزاده‌، ص‌ ۵۹، ۷۰ـ۷۱، ۷۴) و نذرِ چهل‌ صبح‌ جمعه‌ زیارت‌ حضرت‌ عبدالعظیم‌ در ری (شهری باف‌، ج‌ ۳، ص‌ ۴۴۶) برای حصول‌ حاجات‌، بسیار سودمند دانسته‌ می شد.در علم‌ تعبیرخواب‌، باور بر آن‌ بود که‌ اگر کسی جمعه‌ را به‌ خواب‌ ببیند یا ببیند که‌ نماز جمعه‌ می خواند، تعبیرش‌ آن‌ است‌ که‌ امورش‌ اصلاح‌ گردد و برکت‌ یابد و کار او از سختی به‌ آسانی گراید یا به‌ سفری پر برکت‌ برود (ابن‌سیرین‌، ص‌ ۶۲؛ نابلسی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۶ـ۱۰۷). همچنین‌ اعتقاد بر این‌ بود که‌ جمعه‌ در قیامت‌، برای کسانی که‌ آن‌ را ارج‌ می نهند به‌ صورتِ جوانی زیبا متجسم‌ خواهد شد (شیمل‌، ص‌ ۲۳۶). برای نمونه‌هایی از حضور جمعه‌ در تعاویذ، طلسمات‌ و عملیات‌ جادویی ( رجوع کنید به ابن‌بسطام‌، ص‌ ۱۸۳ـ۱۸۴؛ کتاب‌ جامع‌الدعوات‌ ، ص‌ ۱۸۴، ۲۲۴؛ بخاری، ص‌ ۴۳ـ۴۴، ۴۸) و در هواشناسی عامیانه‌ ( رجوع کنید به قطب‌ راوندی، ص‌ ۲۳۴؛ اسدیان‌ خرم‌آبادی و همکاران‌، ص‌ ۱۴۵؛ یوسفی، ص‌ ۱۹۹)، و در ضرب‌المثلها رجوع کنید به ثعالبی، ذیل‌ «کلب‌»؛ دهخدا، ج‌ ۲، ص‌ ۵۸۶؛ برای برخی باورهای دیگر رجوع کنید به وسترمارک‌، ص‌ ۱۲۷؛ آل‌احمد، ص‌ ۴۶؛ شاملو، ج‌ ۱۱، ص‌۲۵۷ـ ۲۵۹؛ باستانی پاریزی، ۱۳۸۱ ش‌، ص‌ ۳۸۵؛ د. اسلام‌ ، ذیل‌ "Al-Khadir").



منابع‌: جلال‌ آل‌احمد، اورازان‌ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ ابن‌ ابی اصیبعه‌، عیون‌ الانباء فی طبقات‌ الاطباء ، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ [ ۱۹۶۵ ]؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌بسطام‌ (حسین‌بن‌ بسطام‌) و ابن‌بسطام‌ (عبداللّه‌بن‌ بسطام‌)، طب‌الائمّة، چاپ‌ محسن‌ عقیل‌، بیروت‌ ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ ابن‌بطوطه‌، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌جوزی، المنتظم‌ فی تاریخ‌الملوک‌ و الامم‌ ، چاپ‌ محمدعبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ‌ علی محمد بجاوی، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌خرداذبه‌؛ ابن‌سیرین‌، تفسیر الاحلام‌الکبیر ، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۸؛ ابن‌شعبه‌، تحف‌ العقول‌ عن‌ آل‌الرسول‌، بیروت‌ ۱۳۹۴/۱۹۷۴؛ ابن‌صاحب‌ الصلاة، المنّ بالامامة: تاریخ‌ بلاد المغرب‌ و الاندلس‌ فی عهد الموحدین‌، چاپ‌ عبدالهادی تازی، بیروت‌ ۱۹۸۷؛ ابن‌عماد؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛ ابوالفرج‌ اصفهانی؛ علیبن‌ محمد ابوحیان‌ توحیدی و احمدبن‌ علی مسکویه‌، الهوامل‌ و الشوامل‌ ، چاپ‌ احمد امین‌ و احمد صقر، قاهره‌ ۱۳۷۰/۱۹۵۱؛ سلیمان‌بن‌ اشعث‌ ابوداوود، سنن‌ ابیداود ، چاپ‌ محمد محییالدین‌ عبدالحمید، [ قاهره‌،بی تا. ]، چاپ‌ افست‌ [ بیروت‌، بی تا.]؛ ابوریحان‌ بیرونی، کتاب‌البیرونی فی تحقیق‌ ماللهند، حیدرآباد دکن‌ ۱۳۷۷/۱۹۵۸؛ احمدبن‌ عبداللّه‌ ابونعیم‌، کتاب‌ ذکر اخبار اصبهان، چاپ‌ سون‌ ددرینگ‌، لیدن‌ ۱۹۳۱ـ۱۹۳۴، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [ بی تا.]؛ اخوان‌الصفا، رسائل‌ اخوان‌ الصفاء و خلان‌ الوفاء ، بیروت‌: دارصادر، [ بی تا. ]؛ محمدبن‌ محمد ادریسی، کتاب‌ نزهة المشتاق‌ فی اختراق‌ الآفاق‌ ، قاهره‌: مکتبة الثقافة الدینیة، [ بی تا. ]؛ محمد اسدیان‌ خرم‌آبادی، محمدحسین‌ باجلان‌ فرخی، و منصور کیائی، باورها و دانسته‌ها در لرستان‌ و ایلام، تهران‌ ۱۳۵۸ ش‌؛ یحیی بن‌ احمد باخرزی، اوراد الاحباب‌ و فصوص‌ الآداب‌ ، ج‌ ۲: فصوص‌ الآداب‌، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ ۱۳۵۸ ش‌؛ محمدابراهیم‌ باستانی پاریزی، در شهرنی سواران‌، تهران‌ ۱۳۷۷ ش‌؛ همو، شمعی در طوفان‌، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ همو، کلاه‌ گوشه‌ نوشین‌ روان‌ مغ‌ ، تهران‌ ۱۳۸۱ ش‌؛ باقربن‌ عثمان‌ بخاری، جواهرالاولیا، تصحیح‌ و تحشیه‌ و مقدمه غلام‌ سرور، اسلام‌آباد ۱۳۵۵ ش‌؛ علی بلوکباشی، قالیشویان‌: مناسک‌ نمادین‌ قالیشویی در مشهد اردهال‌ ، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌؛ یاکوب‌ ادوارد پولاک‌، سفرنامه پولاک‌ ، ترجمه کیکاوس‌ جهانداری، تهران‌ ۱۳۶۱ ش‌؛ عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی، التمثیل‌ و المحاضرة، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمدحلو، قاهره‌ ۱۳۸۱/۱۹۶۱؛ عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البخلاء، چاپ‌ طه‌ حاجری، قاهره‌ [ ۱۹۷۱ ]؛ همو، رسائل‌ الجاحظ‌ ، چاپ‌ حسن‌ سندوبی، [ قاهره‌ ] ۱۳۵۲/۱۹۳۳؛ عبدالرحمان‌ جبرتی، تاریخ‌ عجائب‌ الآثار فی التراجم‌ و الاخبار ، بیروت‌: دارالجیل‌، [بی تا. ]؛ جووانی فرانچسکو جملی کارری، سفرنامه کارری ، ترجمه عباس‌ نخجوانی و عبدالعلی کارنگ‌، [ تبریز ] ۱۳۴۸ ش‌؛ نینا جمیل‌، الطعام‌ فی الثقافة العربیة، لندن‌ ۱۹۹۴؛ علی جندی، «یوم‌الجمعة: یوم‌ سعد و یمن‌ و عید»، مجلة الازهر، سال‌ ۴۷، ش‌ ۱۱ (محرّم‌ ۱۳۹۵)؛ محمدبن‌ عبدوس‌ جهشیاری، کتاب‌ الوزراء و الکتاب‌، چاپ‌ عبداللّه‌ اسماعیل‌ صاوی، قاهره‌ ۱۳۵۷/۱۹۳۸؛ جورج‌ حبیب‌، «خضرالیاس‌»، التراث‌ الشعبی ، سال‌ ۱، ش‌ ۱۱ (ربیع‌الآخر ـ جمادی الاولی ۱۳۹۰)؛ عبدالرزاق‌ حسنی، «الاعیاد الدینیة لدی الطائفة الیزیدیة»، همان‌، سال‌ ۴، ش‌ ۷ (۱۹۷۳)؛ لحد خاطر، العادات‌ و التقالید اللبنانیة، بیروت‌ ۲۰۰۲؛ علی بن‌ محمد دخیل‌اللّه‌، التّجانیّة، ریاض‌ [? ۱۴۰۱ ]؛ گاسپار دروویل‌، سفر در ایران‌ ، ترجمه منوچهر اعتماد مقدّم‌، تهران‌ ۱۳۶۷ ش‌؛ دولتشاه‌ سمرقندی، تذکرة الشعراء ، چاپ‌ محمد رمضانی، تهران‌ ۱۳۳۸ ش‌؛ علی اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌ ، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌؛ جمال‌ رضائی، بیرجندنامه‌: بیرجند در آغاز سده چهاردهم‌ خورشیدی ، به‌ اهتمام‌ محمود رفیعی، تهران‌ ۱۳۸۱ ش‌؛ محمود روح‌الامینی، آیین‌ها و جشن‌های کهن‌ در ایران‌ امروز ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ حبیب‌ زیات‌، «ایام‌ السبوت‌ بدمشق‌ فی عهدالعباسیین‌»، المشرق‌، سال‌ ۳۶ (اذار ۱۹۳۸)؛ عبدالوهاب‌ بن‌ علی سبکی، طبقات‌الشافعیة الکبری، چاپ‌ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح‌ محمد حلو، قاهره۱۹۶۴ـ ۱۹۷۶؛ عمربن‌ محمد سهروردی، کتاب‌ عوارف ‌المعارف، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ سیاست‌ الملوک‌، [ از مؤلفی ناشناس‌، گزیده چاپ‌شده‌ ] درJ. Sadan, "A new source of the Buyid period" in Israel Oriental studies, vol. a, Tel-Aviv: Tel-Aviv University, ۱۹۷۹;گارسیا دسیلوا ای فیگروا، سفرنامه دن‌ گارسیا دسیلوا فیگوئروآ سفیر اسپانیا در دربار شاه‌ عباس‌ اول‌ ، ترجمه غلامرضا سمیعی، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ احمد شاملو، کتاب‌ کوچه‌ ، حرف‌ ج‌، تهران‌ ۱۳۸۱ ش‌؛ آنتونی شرلی و ربرت‌ شرلی، سفرنامه برادران‌ شرلی ، ترجمه آوانس‌، چاپ‌ علی دهباشی، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ ابراهیم‌ شکورزاده‌، عقاید و رسوم‌ مردم‌ خراسان‌ ، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ جعفر شهری باف‌، طهران‌ قدیم‌ ، تهران‌ ۱۳۸۱ ش‌؛ هلال‌بن‌ محسن‌ صابی، الوزراء، او، تحفة الامراء فی تاریخ‌ الوزراء ، چاپ‌ عبدالستار احمد فراج‌، [ قاهره‌ ] ۱۹۵۸؛ محمدعلی صائب‌، دیوان‌ ، چاپ‌ محمد قهرمان‌، تهران‌ ۱۳۶۴ـ۱۳۷۰ ش‌؛ طبری، تاریخ‌ (بیروت‌)؛ سلمان‌ هادی طعمه‌، کربلا فی الذاکره ، بغداد ۱۹۸۸؛ ابوالفضل‌بن‌ مبارک‌ علامی، اکبرنامه‌ ، چاپ‌ آغا احمدعلی، کلکته‌ ۱۸۷۷ـ۱۸۸۶؛ جابر عناصری، «بهمن‌، مظهر عقل‌ اول‌ و امشاسپند آشتی و نیک‌اندیشی»، چیستا، سال‌ ۲، ش‌ ۶ (بهمن‌ ۱۳۶۱)؛ کیکاوس‌بن‌ اسکندر عنصرالمعالی، قابوس‌نامه، چاپ‌ غلامحسین‌ یوسفی، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌؛ میخائیل‌ عواد، «العطلة الاسبوعیة فی الدولة العباسیة»، مجلة المجمع‌ العلمی العربی ، ج‌ ۱۸، ش‌ ۱ و ۲ (ذیحجه‌ ۱۳۶۱ و محرّم‌ ۱۳۶۲)؛ ویلیام‌ فرانکلین‌، مشاهدات‌ سفر از بنگال‌ به‌ ایران‌ در سالهای ۱۷۸۷ـ ۱۷۸۶ میلادی ، ترجمه محسن‌ جاویدان‌، تهران‌ ۱۳۵۸ ش‌؛ محمد قاسم‌بن‌ غلامعلی فرشته‌، تاریخ‌ فرشته‌ ( گلشن‌ ابراهیمی )، [ لکهنو ]: مطبع‌ منشی نولکشور، [ بی تا. ]؛ محمدحسین‌ فرهنگ‌، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان‌ افغانستان‌ ، قم‌ ۱۳۸۰ ش‌؛ زکریابن‌ محمد قزوینی، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرایب‌ الموجودات (تحریر فارسی)، چاپ‌ نصراللّه‌ سبوحی، [ تهران‌ ] ۱۳۶۱ ش‌؛ سعیدبن‌ هبة اللّه‌ قطب‌ راوندی، قصص‌ انبیاء ، چاپ‌ غلامرضا عرفانیان‌ یزدی، مشهد ۱۴۰۹؛ قلقشندی؛ کتاب‌ جامع‌الدعوات‌ ، چاپ‌ عبداللّه‌ طهرانی، بمبئی: مطبع‌ نادری، ۱۳۴۱؛ محمود کتیرائی، از خشت‌ تا خشت‌ ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ کلیات‌ مجمع‌ الدعوات‌ کبیر ، [ بمبئی ? ۱۳۷۶ ]، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۳۵ ش‌؛ مردان‌ فرخ‌، چهار باب‌ از کتاب‌ شکندگمانی ویچار: گزارش‌ گمان‌ شکنی ، چاپ‌ صادق‌ هدایت‌، تهران‌ ۱۹۴۳؛ مظفرالدین‌ قاجار، شاه‌ ایران‌، دومین‌ سفرنامه مظفرالدین‌ شاه‌ به‌ فرنگ‌ ، به‌ تحریر فخرالملک‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسی؛ مطهربن‌ طاهر مقدسی، کتاب‌ البدء و التاریخ‌ ، چاپ‌ کلمان‌ هوار، پاریس‌ ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۶۲؛ احمدبن‌ محمد مقّری، نفح‌الطیب، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛ میرزا سمیعا، تذکرة الملوک‌ ، چاپ‌ محمد دبیرسیاقی، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ عبدالغنی بن‌ اسماعیل‌ نابلسی، تعطیر الانام‌ فی تعبیرالمنام‌ ، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۷۸؛ محمدرفیع‌ واعظ‌ قزوینی، دیوان‌ ، چاپ‌ حسن‌ سادات‌ ناصری، [ تهران‌ ] ۱۳۵۹ ش‌؛ احمد وکیلیان‌، رمضان‌ در فرهنگ‌ مردم‌ ، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛ صادق‌ هدایت‌، نیرنگستان‌ ، تهران‌ ۱۳۴۲ ش‌؛ فریده‌ یوسفی، فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ سوادکوه‌ ، [ ساری ] ۱۳۸۰ ش‌؛Muhammad Manazir Ahsan, Social life under the Abbasids , London ۱۹۷۹; Mehmet Akif Aydin, "The Ottoman legal system" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ed. Ekmeleddin Ihsanoglu, vol.۱, Istanbul ۲۰۰۱; Fredrik Barth, Nomads of south Persia , Oslo ۱۹۶۵; Bess Allen Donaldson , The wild rue: a study of Muhammadan Magic and folklore in Iran , London ۱۹۳۸; Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Caubul , Karachi ۱۹۷۲; EI ۲ , s.vv. "Djuma" (by S. D. Goitein), "Duruz" (by M. G. Hodgson), "Hadra" (by D. B. Macdonald), "Al-Khadir (Al-Khidr)" (by A. J. Wensinck), "Khatam, Khatim" (by J. Allan), "Khirka- yi Sherif" (by Nurhan Atasoy), "Marasim.۴: in the Ottoman empire" (by A. H. De Groot), "Masdjid. VII: in west Africa" (by A. Samb), "Mawlawiyya.۱: Origins and ritual of the order "(by T. Yazici), "ibid.۵: The last vestiges of the order in the Arab world and the Balkans" (by F. De Jong), "Suk.۷: in Ottoman Anatolia and the Balkans" (by Suraiya Faroqhi), "Tidjaniyya" (by Jamil M. Abun-Nasr); S. D. Goitein, Studies in Islamic history and institutions , Leiden ۱۹۶۸; Mehmet Ipsirli, "Ottoman state organization" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ibid; IA , s.v. "Cuma" (by Kasim Kufrali); Fredrick de Jong, Turuq and turuq-linked institutions in nineteenth century Egypt , Leiden ۱۹۷۸; Mubahat Kutukoglu, "The structure of the Ottoman economy" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ibid; Annemarie Schimmel, Deciphering the signs of God: a phenomenological approach to Islam , Albany, NY., ۱۹۹۴; Shaul Shaked, From Zoroastrian Iran to Islam Aldershot, Engl. ۱۹۹۵; Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ۱۹۸۱; TA , s.v. "Cuma", "Divan"; TDVIA , s.vv. "Cuma Selamligi" (by Mehmet Ipsirli), "Hafta tatili. Islami donem" (by Cevdet Kucuk); Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli devletinin saray teskilati , Ankara ۱۹۸۸; Edward Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilisation , Amsterdam ۱۹۷۳.۳)



نماز جمعه‌، نمازی دو رکعتی با دو خطبه پیش‌ از آن‌، که‌ به‌ جای نماز ظهر در روز جمعه‌ به‌ جماعت‌ اقامه‌ میشود و درصورت‌ وجود شرایطی ( رجوع کنید به ادامه مقاله‌)، شرکت‌ کردن‌ در آن‌ برای مسلمانان‌ واجب‌ است‌. این‌ نماز، پس‌ از نمازهای پنج‌گانه‌، مهم‌ترین‌ نماز به‌ شمار میرود. برگزاریِ باشکوه‌ نماز جمعه‌ در طول‌ تاریخ‌ اسلام‌، همواره‌ از مهم‌ترین‌ نمادهای همبستگی مسلمانان‌ شناخته‌ میشده‌ است‌.پیشینه‌. بر پایه برخی احادیث‌، نماز جمعه‌ قبل‌ از هجرت‌ و در سال‌ دوازدهم‌ بعثت‌ در مکه‌ تشریع‌ شد. در این‌ سال‌، پیامبر اکرم‌ صلی اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌، که‌ امکان‌ برگزار کردن‌ نماز جمعه‌ را در مکه‌ نداشت‌، در نامه‌ای از مُصعَب‌بن‌ عُمَیر خواست‌ که‌ نمازجمعه‌ را در مدینه‌ اقامه‌ کند (طبرانی، ج‌ ۱۷، ص‌ ۲۶۷؛ احمدی میانجی، ص‌ ۲۳۹). بر اساسِ گزارشی دیگر (رجوع کنید به ابن‌ماجه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۴؛ سیوطی، ج‌ ۸، ص‌ ۱۵۰)، نخستین‌ نماز جمعه‌ را اسعدبن‌ زُرارَه‌ در مدینه‌ اقامه‌ کرد. بنا بر این‌ گزارش‌، انصار پیشنهاد کردند که‌ روز جمعه‌ روز اجتماع‌ مسلمانان‌ تعیین‌ شود، مانند یهود که‌ روزهای شنبه‌ و نصارا که‌ روزهای یکشنبه‌ گردهم‌ می آیند (طبرسی، ج‌۱۰، ص‌ ۴۳۱ـ۴۳۲). برخی، در جمع‌ میان‌ این‌ دو گروه‌ از احادیث‌، گفته‌اند که‌ اولین‌ نماز جمعه‌ به‌ دعوت‌ اسعدبن‌ زراره‌ و به‌ امامت‌ مصعب‌بن‌ عمیر اقامه‌ شد ( رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانی، ج‌۴، ص‌۵۱۷؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌۲۶۱).شماری از مؤلفان‌، نخستین‌ اقامه‌کننده نماز جمعه‌ را شخص‌ پیامبر اسلام‌ دانسته‌ و گفته‌اند که‌ این‌ نماز در نخستین‌ جمعه پس‌ از هجرت‌ به‌ مدینه‌، در قبیله سالم‌بن‌ عَوْف‌ و در وادی زانوناء برپا شد (برای نمونه‌ رجوع کنید به مسعودی، ج‌ ۳، ص‌ ۱۹). برخی دیگر، با توجه‌ به‌ احادیث‌ یاد شده‌، این‌ نماز را نخستین‌ نماز جمعه پیامبر اکرم‌ دانسته‌اند نه‌ اولین‌ نماز جمعه‌ در صدر اسلام‌ ( رجوع کنید به ابن‌شَبّه‌ نمیری، ج‌ ۱، ص‌ ۶۸؛ طبرسی، ج‌۱۰، ص‌ ۴۳۲). پس‌ از شهر مدینه‌، اولین‌ مکانی که‌ در آن‌ نماز جمعه‌ برگزار شد، روستای عبدالقیس‌ در بحرین‌ بود (حلبی، ج‌ ۲، ص‌ ۵۹).پس‌ از عصر نبوی، بر اساس‌ گزارشهای تاریخی، اقامه نماز جمعه‌ در دوره خلفای نخستین‌ و نیز در دوره حکومت‌ حضرت‌ علی (۳۵ـ۴۰) و امام‌ حسن‌ (سال‌ ۴۰) علیهماالسلام‌ متداول‌ بود ( رجوع کنید به طبری، ج‌۳، ص‌۴۴۷، ۲۷۴۰؛ سمعانی، ج‌ ۴، ص‌۵۵۴؛ ابن‌عساکر، ج‌ ۱۳، ص‌ ۲۵۱؛ ابن‌کثیر، ج‌ ۴، جزء ۷، ص‌ ۱۸۹؛ محمودی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۲۷، ۴۹۹، ج‌ ۲، ص‌ ۵۹۵، ۷۱۴، ج‌ ۳، ص‌ ۱۵۳، ۶۰۵). در دوران‌ امویان‌ (۴۱ـ۱۳۲)، عباسیان‌ (۱۳۲ـ ۶۵۶) و حکومت‌ عثمانیان‌ نیز نماز جمعه‌ را خلفا یا کارگزاران‌ آنها اقامه‌ می کردند که‌ با خطبه‌ خواندن‌ به‌ نام‌ خلیفه وقت‌ یا دعا کردن‌ برای او همراه‌ بود ( رجوع کنید به یعقوبی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۸۵، ۳۶۵؛ طبری، ج‌ ۸، ص‌ ۵۷۰، ۵۷۹، ۵۹۴، ج‌ ۹، ص‌ ۲۲۲؛ ابن‌تغری بردی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۳۷۶؛ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۳۴؛ فرید، ص‌ ۱۱۸، ۲۳۱).خلفا، امامان‌ جمعه مرکز خلافت‌ را منصوب‌ می کردند ( رجوع کنید به ابن‌جوزی، ج‌ ۱۴، ص‌ ۳۸۳، ج‌ ۱۵، ص‌ ۳۵۱) و انتخاب‌ خطبای جمعه ولایات‌ برعهده امیران‌ و والیان‌ بود ( رجوع کنید به قلقشندی، ۱۳۸۳، ج‌۱۰، ص‌ ۱۵، ۱۹ـ۲۰؛ همو، ۱۹۸۰، ج‌ ۳، ص‌۹۰). بر پایه برخی احادیث‌، امامان‌ شیعه‌ علیهم‌السلام‌ و پیروان‌ ایشان‌، از باب‌ تقیه‌ یا به‌ دلایلی دیگر، گاه‌ در مراسم‌ نماز جمعه‌ شرکت‌ می کردند ( رجوع کنید به زراری، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷؛ نوری، ج‌ ۶، ص‌۴۰؛ جابری، ص‌ ۲۴). همچنین‌ گاهی مخالفان‌ حکومتها، برای ابراز مخالفت‌ خود، از شرکت‌ کردن‌ در نماز جمعه‌ خودداری می نمودند (برای نمونه رجوع کنید به ابن‌جوزی، ج‌ ۱۶، ص‌ ۳۱ـ۳۲؛ محمدباقر مجلسی، ج‌ ۴۴، ص‌ ۳۳۳). حاضر نشدن‌ در نماز جمعه‌ سابقه‌ای ناخوشایند برای اشخاص‌ به‌شمار می رفت‌ ( رجوع کنید به طبری، ج‌ ۴، ص‌ ۳۲۸).نمازهای جمعه‌ معمولاً در مسجدجامع‌ هر شهر ــ که‌ گاه‌ به‌ نامهایی چون‌ مسجداعظم‌، مسجد جماعت‌، مسجد جمعه‌ و مسجد آدینه‌ نیز خوانده‌ می شد برگزار می گردید ( رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۴، ص‌ ۱۷۶؛ ماوردی، ص‌ ۱۶۴؛ ناصرخسرو، ص‌ ۷۵ـ۷۶؛ شمس‌الائمه سرخسی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۳). جامع‌ خوانده‌ شدن‌ این‌ مساجد به‌ سبب‌ برگزار شدن‌ اجتماعاتی مانند نمازجمعه‌ در آن‌ بوده‌ است‌ (کاسانی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۳؛ نیز رجوع کنید به جامع‌ * ، مسجد).گاه‌ عواملی، مانند رشد و توسعه شهرها، وجود فِرَق‌ و مذاهب‌ گوناگون‌ در یک‌ شهر و ملاحظات‌ سیاسی و امنیتی حکمرانان‌، موجب‌ می شد که‌ در یک‌ شهر چندین‌ نماز جمعه‌ برگزار شود ( رجوع کنید به ابن‌جوزی، ج‌ ۱۳، ص‌ ۵ ۶؛ یاقوت‌ حموی، ذیل‌ «جمعه»؛ ابن‌کثیر، ج‌ ۵، جزء ۱۰، ص‌ ۱۰۵؛ ج‌ ۶، جزء ۱۱، ص‌ ۳۳۲). به‌ گزارش‌ ابن‌بطوطه‌، در قرن‌ هفتم‌ در یازده‌ مسجد بغداد نماز جمعه‌ برپا می شد (ج‌ ۱، ص‌ ۲۳۳). در دوره ممالیک‌، به‌سبب‌ فزونی جمعیت‌، نماز جمعه‌ در مساجد محلی و مدارس‌ نیز برگزار میشد (قلقشندی، ۱۳۸۳، ج‌ ۳، ص‌ ۳۶۲).از جمله‌ قدیم‌ترین‌ گزارشهای موجود در باره نماز جمعه‌ در جوامع‌ شیعی، اقامه نماز جمعه‌ در مسجد بَراثا * (مسجدی وابسته‌ به‌ شیعیان‌ در بغداد) در ۳۲۹ به‌ امامت‌ احمدبن‌ فضل‌ هاشمی بوده‌ که‌ تداوم‌ یافته‌ است‌ ( رجوع کنید به خطیب‌ بغدادی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۳۰) و حتی در فتنه ۳۴۹، که‌ نماز جمعه بغداد تعطیل‌ شد، وقفه‌ای در اقامه نماز جمعه‌ در براثا پیش‌ نیامد (ابن‌اثیر، ج‌ ۸، ص‌ ۵۳۳) ولی در ۴۲۰، با انتصاب‌ خطیبی سنّی مذهب‌ از جانب‌ خلیفه‌، مدتی اقامه نماز متوقف‌ شد (ابن‌جوزی، ج‌ ۱۵، ص‌ ۱۹۸ـ۲۰۱). همچنین‌ نماز جمعه‌ در جامع‌ ابن‌طولون‌ در ۳۵۹ و جامع‌ازهر در ۳۶۱ برگزار می شد (قمی، ج‌ ۲، ص‌ ۴۱۷؛ جعفریان‌، ۱۳۷۹ ش‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۸ـ۲۵۹). قرائنی (مانند وجود مساجد جامع‌ در شهرهای شیعه‌نشین‌، از جمله‌ شهر قم‌) نیز بر اقامه نماز جمعه‌ در قرون‌ نخستین‌ هجری در این‌ شهرها دلالت‌ دارد (جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۲۳ـ ۲۵).از دوره حکومت‌ شاه‌اسماعیل‌ اول‌ صفوی (۹۰۵ـ۹۳۰)، اقامه نماز جمعه‌ به‌تدریج‌ در جامعه شیعی ایران‌ گسترش‌ یافت‌. علت‌ این‌ امر از یک‌ سو انتقاد حکومت‌ عثمانی از شیعیان‌ به‌ سبب‌ برگزار نکردن‌ نماز جمعه‌ و از سوی دیگر تلاش‌ علمای شیعه‌، به‌ویژه‌ محقق‌ کرکی (متوفی ۹۴۰)، برای اشاعه نماز جمعه‌ در ایران‌ بود ( رجوع کنید به منتظری، ص‌ ۷؛ جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۲۶ـ۲۷). با وجود همراهی بسیاری از فقها، از جمله‌ شماری از علمای جبل‌عامل‌، با محقق‌ کرکی و پشتیبانی حکومت‌ صفوی از آنان‌، چون‌ سنّت‌ اقامه نماز جمعه‌ در میان‌ شیعیان‌ چندان‌ رایج‌ نبود و در میان‌ علما مخالفان‌ جدّی داشت‌ (از جمله‌ شیخ‌ ابراهیم‌ قطیفی، متوفی ح۹۵۰)، رسمیت‌ بخشیدن‌ به‌ آن‌ در جامعه شیعی ایران‌ به‌تدریج‌ صورت‌ گرفت‌ (جابری، ص‌۵۰ـ۵۴؛ جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۲۸). بحث‌ و مناقشه‌ در باره حکم‌ نماز جمعه‌ در زمان‌ غیبت‌ امام‌ معصوم‌ و وجوب‌ و حرمت‌ آن‌، در عهد شاه‌ سلیمان‌ اول‌ صفوی (حک : ۱۰۷۷ یا ۱۰۷۸ـ ۱۱۰۵) به‌ جایی رسید که‌ وی مجلسی از فقها را با حضور وزیر اعظم‌ خود ترتیب‌ داد تا در باره حکم‌ نماز جمعه‌ به‌ نتیجه‌ای واحد برسند (قزوینی، ص‌ ۱۷۲ـ۱۷۳).شاه‌طهماسب‌ اول‌ (حک :۹۳۰ـ۹۸۴)، به‌ توصیه محقق‌ کرکی، برای هر شهری امام‌ جمعه‌ انتخاب‌ کرد (آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۴، قسم‌ ۱، ص‌ ۱۷۶؛ جابری، ص‌۵۰ـ۵۱). در زمان‌ شاه‌عباس‌ اول‌ (حک : ۹۹۶ـ ۱۰۳۸) رسماً منصب‌ امامتِ جمعه‌ ایجاد شد (آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۲۵، ص‌ ۲۸). معمولاً شیخ‌الاسلام‌ هر شهر این‌ منصب‌ را داشت‌، اما گاه‌ عالمانی که‌ شیخ‌الاسلام‌ نبودند، مانند ملامحسن‌ فیض‌ کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)، به‌ درخواست‌ شاه‌، امامت‌ جمعه‌ را برعهده‌ می گرفتند (جعفریان‌، ۱۳۷۹ ش‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۳۷).نخستین‌ نماز جمعه‌ را در عصر صفوی، محقق‌ کرکی در مسجد جامع‌ عتیق‌ اصفهان‌ اقامه‌ کرد. از دیگر امامان‌ جمعه مهم‌ این‌ دوره‌، شیخ‌ بهائی (متوفی ۱۰۳۰ یا ۱۰۳۱)، میرداماد (متوفی ۱۰۴۱)، محمدتقی مجلسی (متوفی ۱۰۷۰)، محمدباقر مجلسی (متوفی ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۱)، سبزواری (متوفی ۱۰۹۰) و شیخ‌ لطف‌اللّه‌ اصفهانی (متوفی ۱۰۳۲) بودند (برای این‌ موارد و موارد دیگر رجوع کنید به محمدتقی مجلسی، ج‌ ۴، ص‌ ۵۱۳؛ خوانساری، ج‌ ۲، ص‌ ۶۸، ۷۸، ۱۲۲ـ۱۲۳؛ بحرانی، ص‌ ۶۱، ۹۵، ۱۳۶، ۴۴۵).امامت‌ جمعه‌ در دوره قاجار (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴)، همچون‌ دوره صفوی، منصبی حکومتی به‌شمار می رفت‌ (منتظری، همانجا). این‌ منصب‌ در این‌ دوره‌، به‌ موازات‌ کاهش‌ اعتبار مناصب‌ مذهبی، به‌تدریج‌ اهمیت‌ دینی و سیاسی خود را از دست‌ داد. در اواخر دوره قاجار، برخی امامان‌ جمعه‌ در برابر علمای مشروطه‌خواه‌، که‌ مخالف‌ حکومت‌ استبدادی بودند، قرار گرفتند (جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۳۲). توجه‌ به‌ نام‌ بسیاری از ائمه جمعه شهرهای بزرگ‌ در دوره افشاریه‌ (۱۱۴۸ـ۱۲۱۰) و قاجاریه‌، نشان‌ میدهد که‌ منصب‌ امامت‌ جمعه‌ در این‌ دوران‌ جنبه موروثی یافته‌ بوده‌ است‌ و برخی خاندانها آن‌ را برعهده‌ داشته‌اند، از جمله‌ خاندان‌ خاتون‌آبادی * در تهران‌ و اصفهان‌، خاندان‌ مجلسی و محمد مقیم‌ یزدی (اولین‌ امام‌ جمعه یزد، متوفی ۱۰۸۴؛ رجوع کنید به همو، ۱۳۷۹ ش‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۷۱؛ محمدمقیم‌ یزدی، مقدمه مدرسی، ص‌۵۰؛ برای دیگر ائمه جمعه این‌ دوران‌ در شهرهای ایران‌ رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۲، ص‌ ۷۶، ۸۸، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۲، ۳۰۱، ۳۷۰ـ۳۷۱، ج‌ ۴، ص‌ ۳۲۲، ج‌ ۶، ص‌ ۵ ۶، ۱۰۰، ج‌ ۹، ص‌ ۷۸۵، ۱۰۸۷ـ ۱۰۸۸؛ رضانژاد، ص‌ ۱۲۳ـ ۱۴۵).در دوران‌ پهلوی (۱۳۰۴ـ۱۳۵۷ ش‌) امامان‌ جمعه‌، به‌ویژه‌ در شهرهایی مانند تهران‌، چون‌ ارتباط‌ رسمی با حکومت‌ داشتند، غالباً از مقبولیت‌ مردمی برخوردار نبودند و اقامه نماز جمعه‌ نیز چندان‌ رونق‌ نداشت‌ (محمد یزدی، ص‌ ۸۴). گفتنی است‌ که‌ برخی عالمان‌ بر پایه فتوا به‌ وجوب‌ تخییری یا تعیین‌ نماز جمعه‌، این‌ نماز را اقامه‌ میکردند که‌ چون‌ به‌ حکومت‌ وابسته‌ نبود، با اقبال‌ عمومی مواجه‌ می شد (برای نمونه‌ رجوع کنید به کشوری، ص‌ ۱۳۳).پس‌ از پیروزی انقلاب‌ اسلامی (۱۳۵۷ ش‌)، برگزاری نماز جمعه‌ در ایران‌ دوباره‌ رونق‌ یافت‌. اولین‌ نماز جمعه‌ در این‌ دوره‌ به‌ امامت‌ آیت‌اللّه‌ سیدمحمود طالقانی (متوفی ۱۳۵۸ ش‌) ــ که‌ امام‌ خمینی وی را به‌ این‌ سمت‌ انتخاب‌ کرده‌ بود در ۵ مرداد ۱۳۵۸ در دانشگاه‌ تهران‌ برگزار شد. همچنین‌ اقامه نماز جمعه‌ در دیگر شهرهای ایران‌ مطرح‌ شد و مردم‌ در این‌ شهرها تقاضای تعیین‌ امام‌ جمعه‌ کردند. با گسترش‌ اقامه نماز جمعه‌ در ایران‌، امام‌ خمینی، به‌ پیشنهاد آیت‌اللّه‌ خامنه‌ای که‌ در آن‌ زمان‌ رئیس‌جمهور بود، مسئولیت‌ ساماندهی و پیگیری مسائل‌ مربوط‌ به‌ نماز جمعه‌ را به‌ مرکزی در قم‌ سپرد و در ۱۳۷۱ ش‌، با حکم‌ آیت‌اللّه‌ خامنه‌ای در مقام‌ رهبر جمهوری اسلامی، شورایی با عضویت‌ نه‌ تن‌ از روحانیان‌، به‌ نام‌ «شورای سیاستگذاری ائمه‌ جمعه‌»، مسئولیت‌ این‌ کار را برعهده‌ گرفت‌ (شورای سیاستگذاری ائمه جمعه‌، سخنی در آغاز ، ص‌ ۲).در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ ش‌، چند تن‌ از امامان‌ مشهور جمعه‌، بر اثر اقدامات‌ تروریستی، به‌ شهادت‌ رسیدند، از جمله‌ سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی (شهادت‌ در ۱۳۵۸ ش‌) و سیداسداللّه‌ مدنی (شهادت‌ در ۱۳۶۰ ش‌) در تبریز، سیدعبدالحسین‌ دستغیب‌ شیرازی (شهادت‌ در ۱۳۶۰ ش‌) در شیراز، محمد صدوقی (شهادت‌ در ۱۳۶۱ ش‌) در یزد و عطاءاللّه‌ اشرفی اصفهانی (شهادت‌ در ۱۳۶۱ ش‌) در کرمانشاه‌ ( روزها و رویدادها ، ج‌ ۲، ص‌ ۸۱، ۲۲۹، ج‌ ۳، ص‌ ۱۰۲ـ۱۰۳، ۲۹۷).کتابها و آثار. در منابع‌ جامع‌ فقهیِ مذاهب‌ اسلامی، از ابتدا یک‌ باب‌ از مبحث‌ نماز (کتاب‌ الصلوة) به‌ موضوع‌ نماز جمعه‌ اختصاص‌ داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به مالک‌بن‌ انس‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۱ـ۱۱۲؛ شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۸ـ۲۰۹؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۸ـ ۴۲۸؛ ابن‌بابویه‌، ۱۴۱۵، ص‌ ۱۴۴ـ ۱۴۸؛ شمس‌الائمه سرخسی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۱ـ۳۶؛ ابن‌ قدامه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۳ـ۲۲۲؛ ابن‌حجر عسقلانی، ج‌ ۲، ص‌۴۵۰ـ۵۴۴). در واقع‌، نگارش‌ آثار فقهی و رساله‌های مستقل‌ در باره نماز جمعه‌، به‌ سبب‌ جایگاه‌ مهم‌ این‌ عبادت‌ در فقه‌ اسلامی، از قرون‌ اولیه‌ متداول‌ بوده‌ است‌. از جمله این‌ آثار است‌: کتاب‌ الجمعة، از محمدبن‌ ادریس‌ شافعی (متوفی ۲۰۴)؛ کتاب‌ الجمعة و العیدین‌، تألیف‌ احمدبن‌ موسی اشعری (متوفی ح ۳۰۰)؛ کتاب‌ الجمعة، از عبدالرحمان‌ نَسائی (متوفی ۳۰۳)؛ کتاب‌ صلاة الجمعة، از محمدبن‌ احمد جُعفی، معروف‌ به‌ صابونی (متوفی بعد از ۳۳۹)؛ کتاب‌ صلاة یوم‌ الجمعة، از محمدبن‌ مسعود عیاشی (متوفی بعد از ۳۴۰)؛ کتاب‌ الجمعة و الجماعة، از ابوالقاسم‌ جعفربن‌ محمدبن‌ قولویه‌ (متوفی ۳۶۹)؛ کتاب‌ الجمعة و العیدین‌ ، تألیف‌ احمدبن‌ ابی زهر؛ کتاب‌ الجمعة و الجماعة، از شیخ‌صدوق‌ (متوفی ۳۸۱)؛ و کتاب‌ عمل‌ الجمعة، از احمدبن‌ عبدالواحد (متوفی ۴۲۳؛ برای آگاهی در باره این‌ کتابها و کتابهای دیگر رجوع کنید به ابن‌ندیم‌، ص‌ ۲۱۵، ۲۴۴، ۲۶۴، ۲۷۱؛ نجاشی، ص‌ ۸۷ ۸۸، ۱۰۱، ۱۲۳، ۳۴۷، ۳۵۲، ۳۸۹، ۳۹۸؛ طوسی، ۱۳۸۰، ص‌ ۴۹، ۶۷، ۱۶۵؛ حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۸۵۸، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۴۰۹، ۱۵۶۵؛ کحّاله‌، ج‌ ۲، ص‌ ۸، ۱۸۷؛ بحرانی، ص‌ ۳۷۷، ۳۹۸).هرچند تألیف‌ اثر در باره نماز جمعه‌ ادامه‌ داشته‌ است‌، در دوره صفوی در پی رواج‌ اقامه نماز جمعه‌ در ایران‌، رساله‌نویسی فقهای امامی در این‌ باره‌، جدّیتر شد (جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۳۷). نخستین‌ رساله‌ را در این‌ دوره‌ محقق‌ کرکی در ۹۲۱، برای اثبات‌ جواز اقامه نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌ امام‌ معصوم‌، نگاشت‌ که‌ در واقع‌ رساله‌ای در موضوع‌ ولایت‌ فقیه‌ به‌ شمار می رود. برخی از معاصران‌ و شاگردان‌ کرکی در نقد نظریه او و برای اثبات‌ حرمت‌ یا رد وجوب‌ عینی نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌، رساله‌هایی نگاشتند، از جمله‌ فرزندان‌ او حسن‌ (متوفی بعد از ۹۷۲) در البلغة و عبدالعالی (متوفی ۹۹۳) در اللمعة. همچنین‌ مخالف‌ سرسخت‌ او، ابراهیم‌بن‌ سلیمان‌ قطیفی (متوفی ح۹۵۰)، در رساله‌ای به‌ رد نظر محقق‌ کرکی، مبنی بر وجوب‌ نماز جمعه‌ درصورت‌ اقامه آن‌ توسط‌ فقیه‌ جامع‌ شرایط‌، در عصر غیبت‌، پرداخت‌ (بحرانی، ص‌ ۱۶۱؛ آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۳، ص‌ ۱۴۶، ج‌ ۱۵، ص‌ ۶۲، ۷۳). بسیاری از فقهای صاحب‌نام‌ رساله‌هایی در باره نماز جمعه‌ به‌ زبان‌ عربی یا فارسی تألیف‌ کردند که‌ برخی از آنها در رد یا دفاع‌ از رساله‌های دیگر بود (جعفریان‌، ۱۳۷۲ش‌، ص‌۳۷ـ ۳۸؛ همو،۱۳۷۹ش‌،ج‌۳، ص‌۲۵۱؛ برای نمونه این‌ آثار رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۳، ص‌۴۸۱ـ۴۸۲، ج‌۷، ص‌۲۸۵، ج‌۱۰، ص‌۱۷۵، ۲۰۲ـ۲۰۳، ج‌۱۱، ص‌ ۲۰۳، ج‌ ۱۵، ص‌ ۶۵، ۷۱، ۷۷، ۸۰ ۸۱)، از جمله‌ ردیه محمدبن‌ عبدالفتاح‌ تنکابنی معروف‌ به‌ سراب‌ * بر رساله ملاعبداللّه‌ تونی ( رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۱۵، ص‌ ۶۷؛ نیز رجوع کنید به تونی * ، ملاعبداللّه‌).برخی دیگر از رساله‌های مهم‌ این‌ دوره‌ در بحث‌ نماز جمعه‌ عبارت‌اند از: رساله صلاة الجمعه شهید ثانی، الشهاب‌ الثاقب‌ فیض‌ کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)، اللمعة فی تحقیق‌ صلاة الجمعة قاضی نوراللّه‌ شوشتری (شهادت‌ در ۱۰۱۹) و رساله صلاة الجمعة فاضل‌ هندی (متوفی ۱۱۳۷؛ در باره این‌ رساله‌ها و رساله‌های دیگر رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۱۵، ص‌ ۶۲ـ۸۲، ۱۲۹، ۲۳۷، ۲۶۸، ۳۴۴). مجموعه‌ای شامل‌ دوازده‌ رساله فقهی در باره نماز جمعه‌ به‌ کوشش‌ رسول‌ جعفریان‌ گردآوری و چاپ‌ شده‌ است‌.این‌ رساله‌ها، به‌ لحاظ‌ رویکرد فقهی، بر چهار قسم‌اند: رساله‌هایی که‌ درصدد اثبات‌ وجوب‌ عینی نماز جمعه‌اند، رساله‌هایی که‌ جایز بودن‌ اقامه نماز جمعه‌ یا وجوب‌ تخییری آن‌ را در عصر غیبت‌ اثبات‌ میکنند، رساله‌هایی که‌ برای اثبات‌ حرمت‌ نماز جمعه‌ نگاشته‌ شده‌اند، و رساله‌هایی که‌ نظر مؤلفان‌ آنها دقیقاً روشن‌ نیست‌ (جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۵۸ ۹۲).علاوه‌ بر موارد مذکور، از میان‌ رساله‌ها و کتابهای بسیاری که‌ در باره نماز جمعه‌ نگاشته‌ و چاپ‌ شده‌ است‌، این‌ آثار درخور ذکرند: نوراللمعة فی خصائص‌ الجمعة (چاپ‌ ۱۴۰۵) و اللمعة فی تحقیق‌ الرکعة لادراک‌ الجمعة (چاپ‌ ۱۳۶۶ ش‌/۱۹۸۷)، هر دو از جلال‌الدین‌ عبدالرحمان‌ سیوطی (متوفی ۹۱۱)؛ خیر لمعة فی صلاة الجمعة، نوشته سیداحمدبن‌ سیدصالح‌ موسوی قزوینی (چاپ‌ ۱۳۴۹)؛ اللمعة الساطعة فی تحقیق‌ صلاة الجمعة و الجامعة، نوشته سیدطیب‌ جزایری (چاپ‌ ۱۳۷۴)؛ ضیاءاللمعة فی صلاة الجمعة، از سیدمحمد حسین‌ موسوی (چاپ‌ ۱۳۶۰)؛ الحجة فی وجوب‌ صلوة الجمعه فی زمن‌ الغیبة، اثر محمد مقیم‌ یزدی؛ عنوان‌ الطاعة فی اقامة الجمعة و الجماعة، از اسماعیل‌بن‌ احمد حسینی مرعشی (چاپ‌ ۱۳۶۷ ش‌)؛ صلاة الجمعة مرتضی حائری (چاپ‌ ۱۴۰۹)؛ و نماز جمعه‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ، از علی مشکینی (چاپ‌ ۱۴۰۱؛ در باره این‌ کتابها و کتابهای دیگر رجوع کنید به جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۹۳ـ ۱۰۵).در دوره صفوی تألیف‌ کتابهایی حاوی خطبه‌های نماز جمعه‌ متداول‌ شد که‌ بساتین‌ الخطبا ، از میرزاعبداللّه‌ افندی (متوفی ح ۱۱۳۰)، از مشهورترین‌ آنهاست‌. از دیگر کتابهای مهم‌ در این‌ باره‌ است‌: الخُطَب‌ مولی محسن‌ فیض‌ کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)؛ الخطب‌ للجمعة و الاعیاد میرداماد (متوفی ۱۰۴۱)؛ الخطب‌ شیخ‌ یوسف‌ بحرانی (متوفی ۱۱۸۶)؛ الخُطَبِ ابن‌نباته‌ خطیب‌ (متوفی ۳۷۴)؛ و دیوان‌ الخطب‌ الجمعیة جمال‌الدین‌ ابوبکر محمد (متوفی ۷۶۸)، معروف‌ به‌ ابن‌نباته‌ مصری، که‌ از نوادگان‌ خطیب‌ بود ( رجوع کنید به بحرانی، ص‌۱۰۰، ۱۲۷؛ آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۷، ص‌ ۱۸۳ـ۱۸۷).احکام‌ فقهی. فقهای شیعه‌ و اهل‌ سنّت‌، برای اثبات‌ وجوب‌ نماز جمعه‌، به‌ آیه ۹ سوره جمعه‌ و احادیث‌ متعدد ( رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ ۳، ص‌ ۴۲۴ـ۴۲۵؛ نسائی، ج‌ ۳، ص‌ ۸۵ ۸۹؛ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۲۹۵ـ۳۰۲؛ نوری، ج‌ ۶، ص‌۱۰) و اجماع‌ استناد کرده‌ و ترک‌کننده آن‌ را، به‌ استناد ادله مذکور، شایسته عقوبت‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به شوکانی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۴ـ۲۵۵؛ طوسی، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج‌ ۱، ص‌ ۵۹۳؛ محقق‌ حلّی، ۱۳۶۴ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۴). برخی فقها در استناد به‌ آیه ۹ سوره جمعه‌، برای وجوب‌ اقامه نماز جمعه‌، مناقشه‌ کرده‌ و گفته‌اند که‌ این‌ آیه‌ در صدد تشریع‌ و اثبات‌ وجوب‌ اقامه نماز جمعه‌ نیست‌، بلکه‌ شرکت‌ کردن‌ در نماز جمعه‌ای را که‌ به‌ شکل‌ صحیح‌ برپا شده‌، لازم‌ دانسته‌ و در مقام‌ توبیخ‌ کسانی است‌ که‌ با وجود اقامه‌ شدن‌ نماز جمعه صحیح‌، از حضور در آن‌ خودداری میکنند و به‌ تجارت‌ یا امور دیگر میپردازند ( رجوع کنید به منتظری، ص‌ ۶؛ غروی تبریزی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶ـ۱۷).در باره فلسفه تشریع‌ نماز جمعه‌ وجوه‌ گوناگونی ذکر شده‌ است‌، از جمله‌: تقویت‌ روح‌ همبستگی اسلامی و رشد ابعاد اجتماعی اسلام‌، ایجاد وحدت‌ و الفت‌ بیشتر میان‌ مسلمانان‌، اصلاح‌ و تزکیه فرد و جامعه‌ با اطلاع‌رسانی عمومی، تأکید بر وعظ‌ و آموزش‌ احکام‌ اسلامی، و مطرح‌ کردن‌ مسائل‌ مهم‌ اجتماعی و سیاسی ( رجوع کنید به زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۱؛ امام‌ خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۷ـ ۲۰۸؛ الموسوعة الفقهیة، ذیل «صلاة الجمعه»؛ لطیفی، ص ‌۱۶۰ـ۱۷۵).در احادیث‌، ترک‌کننده نماز جمعه‌ سخت‌ نکوهیده‌ شده‌ و فضیلتهای متعددی برای این‌ نماز ذکر شده‌ است‌، از جمله‌ بخشوده‌ شدن‌ گناهان‌ در هر نماز جمعه‌ تا نماز جمعه دیگر ( رجوع کنید به ابن‌بابویه‌، ۱۳۶۴ ش‌، ص‌ ۲۳۳؛ مفید، ص‌ ۱۶۳؛ متقی، ج‌ ۷، ص‌ ۷۱۹ـ۷۲۰؛ شوکانی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۲ـ۲۵۴؛ نوری، ج‌ ۶، ص‌ ۶۱). همچنین‌ از نماز جمعه‌ به‌ حج‌ فقرا تعبیر شده‌ است‌ (حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌۳۰۰).در باره اهمیت‌ حضور در نماز جمعه‌ گفتنی است‌ که‌ حضرت‌ علی علیه‌السلام‌ زندانیان‌ را برای شرکت‌ کردن‌ در آن‌ آزاد می کرد (نوری، ج‌ ۶، ص‌ ۲۷). همچنین‌ فقیهان‌ مذاهب‌ اسلامی خودداری کردن‌ از اعمالی را که‌ اشتغال‌ به‌ آنها موجب‌ اهمال‌ در اقامه نماز یا از دست‌ دادن‌ آن‌ می شود، مانند کارهای تجاری و دادوستد، لازم‌ دانسته‌ و با استناد به‌ آیه ۹ سوره جمعه‌ ــ که‌ در آن‌ مؤمنان‌ به‌ محض‌ شنیدن‌ ندای نماز، به‌ دست‌ کشیدن‌ از بیع‌ و تلاش‌ برای رسیدن‌ به‌ نماز جمعه‌ مأمور شده‌اند حکم‌ به‌ حرمت‌ اشتغال‌ به‌ این‌ قبیل‌ کارها داده‌اند؛ البته‌ حنبلیان‌، با استناد به‌ این‌ آیه‌، تنها اشتغال‌ به‌ عقد بیع‌ را حرام‌ شمرده‌ و انجام‌ دادن‌ عقود دیگر، مانند اجاره‌ و نکاح‌، را ممنوع‌ ندانسته‌اند (نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۳۰۴ـ۳۰۵؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۴).به‌ نظر فقها، زمان‌ حرمت‌ خریدوفروش‌ از اذان‌ ظهر یا شروع‌ شدن‌ خطبه‌های نماز آغاز میشود، البته‌ فقها حرمت‌ خرید و فروش‌ را قبل‌ از اذان‌، در صورتی که‌ موجب‌ محروم‌ شدن‌ از نماز شود، بعید ندانسته‌اند ( رجوع کنید به همانجاها). این‌ حرمت‌ اختصاص‌ به‌ کسانی دارد که‌ نماز جمعه‌ بر آنها واجب‌ است‌ ( رجوع کنید به ادامه مقاله‌)، ولی مالک‌بن‌ انس‌ این‌ کار را برای بردگان‌، که‌ نماز جمعه‌ بر آنان‌ واجب‌ نیست‌، نیز حرام‌ دانسته‌ است‌ ( رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۷ـ ۱۴۱۷، ج‌ ۱، ص‌ ۶۳۱؛ زحیلی، همانجا). اگر هم‌زمان‌ با نماز معامله‌ای صورت‌ گیرد، حنفیان‌ و شافعیان‌ باوجود منع‌ از آن‌، چنین‌ معامله‌ای را صحیح‌ دانسته‌اند، هرچند مالکیان‌ و حنبلیان‌ و برخی فقهای شیعه‌ به‌ بطلان‌ آن‌ حکم‌ کرده‌اند (محقق‌ حلّی، ۱۳۶۴ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۶ـ۲۹۷؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۵). فقهای مذاهب‌ مختلف‌ در باره اینکه‌ از چه‌ زمانی تلاش‌ برای حضور در نماز واجب‌ میشود، آرای گوناگونی مطرح‌ کرده‌اند. با این‌ همه‌، آنان‌، با استناد به‌ احادیث‌، حضور زود هنگام‌ در مراسم‌ نماز را مستحب‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به علامه‌ حلّی، [ ۱۳۱۶ ] ـ۱۳۳۳، ج‌ ۱، ص‌ ۳۲۹؛ همو، ۱۴۱۴، ج‌ ۴، ص‌ ۱۰۱؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۳ـ ۲۶۴؛ قس‌ غروی تبریزی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶ـ ۱۸).آغاز وقت‌ نماز جمعه‌ هنگام‌ زوال‌ خورشید است‌؛ تنها حنبلیان‌، برخلاف‌ نظر مشهور مذاهب‌ دیگر، اقامه نماز جمعه‌ را قبل‌ از زوال‌ (مانند نمازهای عید) جایز دانسته‌اند ( رجوع کنید به مفید، ص‌ ۱۶۴؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۳۴ـ ۱۳۵؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۲ـ ۲۷۳). پایان‌ وقت‌ اقامه نماز جمعه‌ به‌ نظر اهل‌ سنّت‌، انتهای وقت‌ اختصاصی نماز ظهر است‌، زیرا نماز جمعه‌ جانشین‌ نماز ظهر به‌ شمار می رود (زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۳). به‌ نظر مشهور فقهای شیعه‌، آخر وقت‌ نماز جمعه‌ هنگامی است‌ که‌ سایه «شاخص‌» به‌ اندازه خودش‌ شود، هرچند برخی گفته‌اند حدیثی که‌ به‌ صراحت‌ بر این‌ مطلب‌ دلالت‌ کند، وجود ندارد ( رجوع کنید به مقدس‌ اردبیلی، ج‌ ۲، ص‌۳۳۰ـ۳۳۱؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۳۵ـ۱۳۶).اذان‌ نماز جمعه‌ تا زمان‌ عثمان‌ (حک : ۲۳ـ ۳۵)، پس‌ از استقرار خطیب‌ بر فراز منبر و پیش‌ از شروع‌ خطبه‌ گفته‌ می شد؛ اما، به‌ دستور او قبل‌ از این‌ اذان‌، اذانی دیگر در بازار مدینه‌ گفته‌ شد تا مردم‌ برای نماز گردآیند (ابن‌شبّه‌ نمیری، ج‌ ۳، ص‌ ۹۵۸ـ۹۵۹؛ ابن‌کثیر، ج‌ ۴، جزء ۷، ص‌ ۱۵۴). در برخی منابع‌ ( رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۹۵؛ شهید اول‌، ۱۴۱۲، ص‌ ۱۰۶) این‌ کار به‌ معاویه‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌. در منابع‌ فقهی و حدیثی، از این‌ اذان‌ به‌ اذان‌ دوم‌ (با احتساب‌ اذان‌ نماز جمعه‌) یا اذان‌ سوم‌ (با احتساب‌ اقامه نماز جمعه‌ یا اذان‌ صبح‌) تعبیر شده‌ است‌ ( رجوع کنید به بخاری، ج‌ ۲، ص‌ ۳۲۷؛ نسائی، ج‌ ۳، ص‌ ۱۰۱؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌۴۲۲؛ طوسی، ۱۴۰۱، ج‌ ۳، ص‌ ۱۹؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌۳۰۰؛ عظیم‌آبادی، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۳). به‌ نظر مشهور فقهای شیعه‌، این‌ اذان‌ بدعت‌ و حرام‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌ادریس‌ حلّی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۵ـ ۲۹۶؛ علامه‌ حلّی، ۱۴۱۴، ج‌ ۴، ص‌ ۱۰۶؛ امام‌ خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۱۲)؛ اما، برخی به‌ کراهت‌ آن‌ قائل‌اند ( رجوع کنید به طوسی، ۱۳۸۷، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴۹؛ محقق‌ حلّی، ۱۳۶۴ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۶؛ شهید اول‌، ۱۴۱۹، ج‌ ۳، ص‌ ۲۳۲). فقهای اهل‌ سنّت‌ در باره بدعت‌ بودن‌ یا استحباب‌ این‌ اذان‌ اختلاف‌نظر دارند ( رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۴؛ مبارکفوری، ج‌ ۳، ص‌ ۴۰ـ۴۱؛ عظیم‌آبادی، همانجا).نماز جمعه‌ برای همه افراد واجب‌ نیست‌، بلکه‌ به‌ استناد احادیث‌ ( رجوع کنید به حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۲۹۵ـ۲۹۷؛ شوکانی، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۷ـ۲۵۹)، از عهده برخی افراد برداشته‌ شده‌ است‌ که‌ عبارت‌اند از: زنان‌؛ بردگان‌؛ مسافران‌؛ بیماران‌ و کسانی که‌ توانایی شرکت‌ کردن‌ در نماز جمعه‌ را ندارند، مانند نابینایان‌، ناشنوایان‌ و پیران‌؛ کسانی که‌ از ضرر مالی یا جانی، بر اثر شرکت‌ کردن‌ در نماز جمعه‌، ترس‌ دارند؛ و کسانی که‌ بیش‌ از دو فرسخ‌ از محل‌ اقامه نماز جمعه‌ فاصله‌ دارند ( رجوع کنید به مفید، همانجا؛ حسینی عاملی، ج‌ ۸، ص‌ ۴۶۳ـ۴۸۳؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۵ـ ۲۶۸). با اینکه‌ نماز جمعه‌ برای این‌ افراد واجب‌ نیست‌، برخی فقها، در صورت‌ حضور آنان‌ در نماز جمعه‌، اقامه نماز را واجب‌ و نمازشان‌ را صحیح‌ دانسته‌اند (رجوع کنید به حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۳۷ـ ۳۳۸؛ حسینی عاملی، ج‌ ۸، ص‌ ۳۵۲ـ۳۵۷).در نماز جمعه‌، علاوه‌ بر مقدمات‌ و شروطی که‌ در تمام‌ نمازهای واجب‌ باید رعایت‌ شود، شروط‌ دیگری نیز برای وجوب‌ یا صحت‌ نماز لازم‌ است‌. از جمله این‌ شروط‌، اقامه نماز به‌ جماعت‌ و حضور حداقل‌ چند نفر در نماز است‌. فقهای مذاهب‌ اسلامی در باره حداقل‌ تعداد کسانی که‌ حضورشان‌ برای انعقاد نماز جمعه‌ ضروری است‌، اختلاف‌نظر دارند: حنفیان‌، حضور حداقل‌ سه‌ تن‌ علاوه‌ بر امام‌ جمعه‌، شافعیان‌ و حنبلیان‌ حضور حداقل‌ چهل‌ تن‌، و مالکیان‌ حضور دست‌ کم‌ دوازده‌ تن‌ از اهالی شهر را لازم‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به کاسانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۶؛ ابن‌ قدامه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۲؛ دسوقی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۷۷؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۵ـ۲۷۶). برخی فقهای شیعه‌ ( رجوع کنید به علم‌الهدی، ۱۴۰۵ـ ۱۴۱۰، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۲؛ ابن‌ادریس‌ حلّی، ج‌ ۱، ص‌۲۹۰؛ فاضل‌ هندی، ج‌ ۴، ص‌ ۲۱۵) بر پا ساختن‌ نماز جمعه‌ را با حضور پنج‌ تن‌ واجب‌ شمرده‌اند و برخی دیگر ( رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۰، ص‌ ۱۰۳؛ ابن‌بَرّاج‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۰) برگزاری نماز جمعه‌ را با حضور پنج‌ تن‌ مستحب‌ و با حضور هفت‌ تن‌ واجب‌ دانسته‌اند. به‌ نظر فقهای شیعه‌، حضور این‌ تعداد تنها در ابتدای انعقاد نماز جمعه‌ لازم‌ است‌ ( رجوع کنید به حسینی عاملی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۰۳).شرط‌ دیگر اقامه نماز جمعه‌ به‌ محل‌ آن‌ مربوط‌ میشود. به‌ نظر حنفیان‌، برای اقامه نماز جمعه‌ شرط‌ است‌ که‌ محل‌ اقامه آن‌، امیر یا قاضی داشته‌ باشد و از این‌رو، نماز جمعه‌ تنها در شهرها اقامه‌ میشود و برپا داشتن‌ آن‌ برای ساکنان‌ روستاها واجب‌ نیست‌؛ ولی، شافعیان‌ و مالکیان‌ برپایی نماز جمعه‌ را در تمام‌ شهرها و روستاها جایز و آن‌ را صحیح‌ شمرده‌اند. به‌ نظر حنبلیان‌، اقامه نماز جمعه‌ در روستایی که‌ کمتر از چهل‌ نفر جمعیت‌ دارد و نیز برای چادرنشینان‌ واجب‌ نیست‌ (زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۶ـ۲۶۹، ۲۷۴ـ۲۷۵)، ولی فقهای امامی، ساکن‌ شهر یا روستا بودن‌ را شرط‌ اقامه نماز یا مانع‌ آن‌ ندانسته‌ و فقط‌ سکونت‌ نمازگزاران‌ را در محلی ثابت‌ لازم‌ دانسته‌اند، حتی اگر محل‌ سکونت‌ آنان‌ چادر باشد (حسینی عاملی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۴۴؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۷۹؛ نیز رجوع کنید به توضیح‌ المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۴).شرط‌ دیگر صحت‌ نماز جمعه‌، که‌ فقیهان‌ شیعه‌ و بیشتر مذاهب‌ اهل‌ سنّت‌ ذکر کرده‌اند، رعایت‌ فاصله مکانی مناسب‌ میان‌ نماز جمعه‌ها یا متعدد نبودن‌ آن‌ در یک‌ شهر است‌. به‌ نظر فقهای امامی، حداقل‌ یک‌ فرسخ‌ فاصله‌ میان‌ دو نماز جمعه‌ لازم‌ است‌ و اگر این‌ شرط‌ رعایت‌ نشود، نماز جمعه متأخر باطل‌ خواهد بود ( رجوع کنید به حسینی عاملی، ج‌ ۲، ص‌۱۳۰ـ۱۳۵؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۴۵). برخی فقهای حنفی تعدد نماز جمعه‌ را در یک‌ شهر جایز دانسته‌اند و شماری دیگر در شهرهایی که‌ در حکمِ دو شهر مجزایند، به‌ جواز آن‌ حکم‌ داده‌اند (کاسانی، ج‌ ۱، ص‌۲۶۰). دیگر مذاهب‌ اهل‌ سنّت‌ تعدد نماز جمعه‌ را در یک‌ شهر، چه‌ کوچک‌ باشد چه‌ بزرگ‌، جز در موارد ضرورت‌ (مانند کثرت‌ نمازگزاران‌، جنگ‌ یا مسافت‌ طولانی میان‌ نواحی گوناگون‌ شهر) جایز ندانسته‌اند (زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۹ـ۲۸۲).شرط‌ دیگری که‌ برخی مذاهب‌ اسلامی، از جمله‌ حنفیان‌، بدان‌ قائل‌اند، حضور سلطان‌ برای امامت‌ نماز جمعه‌ یا نایب‌ او یا کسی است‌ که‌ از سلطان‌ اجازه اقامه نماز جمعه‌ را داشته‌ باشد؛ حتی حضور یا اجازه حاکم‌ ستمگر این‌ شرط‌ را برآورده‌ میسازد. همچنین‌ حنفیان‌ اجازه عام‌ سلطان‌ را برای حضور مردم‌ در مسجدجامع‌ برای اقامه نماز جمعه‌ لازم‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به ابن‌ماجه‌، ج‌۱، ص‌ ۳۴۳؛ کاسانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۱؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۷). مستند حنفیان‌ برای این‌ شرط‌، جلوگیری از بروز اختلاف‌ و پیروی از سیره عملی پیامبر اکرم‌ ذکر شده‌ است‌ ( رجوع کنید بهشمس‌الائمه سرخسی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۲۰)، ولی فقهای بیشتر مذاهب‌ اهل‌ سنّت‌، برای صحت‌ نماز جمعه‌ (مانند دیگر عبادات‌ بدنی) حضور یا اجازه سلطان‌ را شرط‌ نکرده‌اند و از جمله‌ به‌ امامت‌ حضرت‌ علی علیه‌السلام‌ در نماز جمعه‌، هنگامی که‌ عثمان‌ در محاصره مخالفان‌ بود، استناد کرده‌اند ( رجوع کنید بهشافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۹۲؛ ابن‌ قدامه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۳ـ۱۷۴؛ نووی، المجموع‌ ، ج‌ ۴، ص‌ ۵۰۹). با این‌ همه‌، در طول‌ تاریخ‌ اسلام‌ امامت‌ جمعه‌ همواره‌ منصبی حکومتی بوده‌ است‌ (جعفریان‌، ۱۳۷۹ ش‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۵۵).شرط‌ مذکور در فقه‌ شیعه‌، البته‌ به‌ گونه‌ای دیگر (یعنی حضور یا اجازه امام‌ معصوم‌)، مطرح‌ بوده‌ و بر پایه آن‌، جایز بودن‌ یا نبودنِ اقامه نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌ امام‌ معصوم‌ علیه‌السلام‌ از موضوعات‌ بحث‌ برانگیز در میان‌ فقهای امامی شده‌ و چند نظریه‌ در این‌ باره‌ مطرح‌ گردیده‌ که‌ از مهم‌ترین‌ آنهاست‌: حرمت‌، وجوب‌ تعیینی و وجوب‌ تخییری (برای اقوال‌ دیگر رجوع کنید به رضانژاد، ص‌ ۲۸). برخی فقهای متقدم‌ شیعه‌، از جمله‌ سَلاّر دیلمی (ص‌ ۷۷) و ابن‌ادریس‌ حلّی (ج‌ ۱، ص‌ ۳۰۴) و به‌ پیروی از ایشان‌، بسیاری از فقهای متأخرتر از جمله‌ فاضل‌ هندی، مشروعیت‌ نماز جمعه‌ را مشروط‌ به‌ حضور امام‌ معصوم‌ یا حضور فردی دانسته‌اند که‌ از سوی معصوم‌ به‌ امامت‌ جمعه‌ منصوب‌ شده‌ باشد ( رجوع کنید به فاضل‌ هندی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۶ـ ۲۴۸؛ طباطبائی، ج‌ ۴، ص‌ ۷۳ـ ۷۵؛ نراقی، ج‌ ۶، ص‌۶۰؛ احمد خوانساری، ج‌ ۱، ص‌ ۵۲۴). پیروان‌ فتوای حرمت‌ نماز جمعه‌، با این‌ استدلال‌ که‌ حضور یا اجازه امام‌ شرط‌ صحت‌ آن‌ است‌ و در عصر غیبت‌ چنین‌ اجازه‌ای وجود ندارد، برپا داشتن‌ نماز جمعه‌ را در این‌ عصر جایز نمیدانند ( رجوع کنید به همانجاها). همچنین‌ برخی گفته‌اند که‌ ولیّ فقیه‌ در کارهایی که‌ نیاز به‌ اختیارات‌ وسیع‌ (بَسطِ ید) دارد، مانند برپا کردن‌ نماز جمعه‌ و امر به‌ جهاد، از سوی معصوم‌ نیابت‌ ندارد ( رجوع کنید به منتظری، ص‌ ۵۷ - ۵۸). از جمله‌ ادله مورد استناد قائلان‌ به‌ حرمت‌، احادیثی است‌ که‌ در آنها تعابیری مانند «امام‌» و «امام‌ عَدل‌ تَقی» آمده‌ و گفته‌ شده‌ که‌ مخالفت‌ با امام‌ در مورد نماز جمعه‌ باعث‌ هلاکت‌ است‌، یا برپا داشتن‌ نماز جمعه‌ جز با حضور امام‌ عادل‌ و پرهیزگار صحیح‌ نیست‌ (قاضی نعمان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۳۴؛ نوری، ج‌ ۶، ص‌ ۱۳ـ۱۴). امام‌ سجاد علیه‌السلام‌ (ص‌ ۴۷۴) نیز امامت‌ جمعه‌ را مقامی مخصوص‌ برگزیدگان‌ خدا دانسته‌ است‌. برخی فقهای متأخرتر، منظور از تعابیر مذکور در این‌ احادیث‌ را امام‌ معصوم‌ ندانسته‌ و آن‌ را به‌ مفاهیمی عام‌تر، که‌ شامل‌ امام‌ جماعت‌ نیز بشود، تفسیر کرده‌اند. به‌ نظر آنان‌، در این‌ احادیث‌ تأکید اصلی بر لزومِ به‌ جماعت‌ برگزار شدن‌ بوده‌ است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌۳۱۰).از سوی دیگر، در بیشتر منابع‌ متقدم‌ فقهی شیعه‌، که‌ در دسترس‌ است‌، هرچند به‌ استناد احادیث‌ بر وجوب‌ نماز جمعه‌ تأکید شده‌، امامت‌ امام‌ معصوم‌ یا نایب‌ او به‌ صراحت‌ شرط‌ نشده‌ است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۸ـ۴۱۹؛ ابن‌بابویه‌، ۱۴۱۷، ص‌ ۵۷۳). با این‌ همه‌، فقیهان‌ امامیِ قرون‌ بعد، از جمله‌ شروط‌ اقامه نماز جمعه‌ را حضور یا اجازه سلطان‌ عادل‌ ( رجوع کنید به مفید، ص‌ ۶۷۶؛ علم‌الهدی، ۱۴۱۷، ص‌ ۲۶۵؛ طوسی، ۱۳۸۷، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴۳) یا امام‌ عادل‌ ( رجوع کنید به علم‌الهدی، ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۲، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱) برشمرده‌اند. شرط‌ عدالت‌ را برای امام‌ جمعه‌ تنها فقهای شیعه‌ مطرح‌ کرده‌اند و اهل‌ سنّت‌ بدان‌ قائل‌ نیستند (محقق‌ حلّی، ۱۳۶۴ ش‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۹ـ۲۸۰). با این‌ همه‌، نمیتوان‌ دریافت‌ که‌ مراد از این‌ تعابیر، لزوم‌ حضور یا اجازه امام‌ معصوم‌ در نماز جمعه‌، حتی در عصر غیبت‌، است‌ یا آنکه‌ صرفاً بر جواز حاضر نشدن‌ در نماز جمعه‌هایی که‌ حاکمان‌ جور برگزار میکنند، دلالت‌ دارد ( رجوع کنید به فیض‌ کاشانی، ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ ش‌، ج‌ ۸، ص‌ ۱۱۲۷).به‌ گفته بروجردی، هرچند شیخ‌طوسی در برخی آثار خود (۱۳۸۷، همانجا؛ همو، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج‌ ۱، ص‌ ۶۲۶) ظاهراً شرط‌ حضور امام‌ را پذیرفته‌، در کتاب‌ النهایة (ص‌ ۱۰۷، ۳۰۲) بر آن‌ است‌ که‌ اجازه عام‌ امامان‌ بر اقامه نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌، برای فقهای دارای صلاحیت‌ یا مؤمنان‌ صادر شده‌ است‌. سیره امامان‌ شیعه‌ و برخی احادیث‌ راجع‌ به‌ جواز اقامه نماز جمعه‌ در روستاها را میتوان‌ از جمله‌ ادله این‌ نظر دانست‌ ( رجوع کنید به منتظری، ص‌ ۳۲ـ۳۴).هر چند فتوای وجوب‌ تعیینی از ابتدای غیبت‌ کبری کم‌وبیش‌ در میان‌ فقها مطرح‌ بوده‌ است‌ (رجوع کنید به رضانژاد، ص‌ ۲۹ـ۶۵)، وجوب‌ تعیینی نماز جمعه‌ در دوره غیبت‌ امام‌ را شهید ثانی در قرن‌ دهم‌ به‌ طور جدّی مطرح‌ کرد ( رجوع کنید به۱۳۷۹ـ۱۳۸۰ ش‌، ص‌ ۱۹۷). برخی از فقها، از جمله‌ نواده‌اش‌ صاحب‌ مدارک‌، نیز از او پیروی کردند ( رجوع کنید به موسوی عاملی، ج‌ ۴، ص‌ ۲۵) و این‌ نظر در دوره صفوی، به‌ویژه‌ با توجه‌ به‌ زمینه‌های اجتماعی و سیاسی موجود، رواج‌ یافت‌ ( رجوع کنید به محمد مقیم‌ یزدی، مقدمه مدرسی، ص‌ ۵۳ -۵۴). به‌ نظر برخی از فقیهان‌، هرگاه‌ شرایط‌ اقامه نماز جمعه‌ مانند عصر حضور امام‌ فراهم‌ باشد، اقامه آن‌ واجب‌ است‌ و این‌ امر نیازی به‌ نصب‌ عام‌ یا خاصِ امام‌ معصوم‌ ندارد. همچنین‌ گفته‌اند نماز جمعه‌، مانند امر افتا و قضا، از شئون‌ فقیهان‌ در عصر غیبت‌ است‌. بیشتر قائلان‌ به‌ وجوب‌ اقامه نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌ گرایش‌ اخباری داشته‌اند، هرچند شهید ثانی و شماری دیگر از اصولیان‌ سرشناس‌ نیز پیرو این‌ نظر بوده‌اند (برای دیگر قائلان‌ و تفاصیل‌ ادله‌ رجوع کنید بهشهیدثانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۹ـ۳۰۱؛ موسوی عاملی، همانجا؛ فیض‌ کاشانی، ۱۴۰۱، ص‌ ۴۷ـ۱۰۲؛ آقابزرگ‌ طهرانی، ۱۴۰۳، ج‌ ۱۵، ص‌ ۶۳، ۶۷، ۷۳؛ جابری، ص‌ ۵۴ - ۵۵).بسیاری از فقهای ادوار میانی و متأخر شیعه‌ به‌ فتوای وجوب‌ تخییری قائل‌اند، از جمله‌ محقق‌ حلّی (۱۴۰۹، ج‌ ۱، ص‌ ۷۶)، علامه‌ حلّی (۱۴۱۲ـ۱۴۲۰، ج‌ ۲، ص‌ ۲۳۸ـ۲۳۹)، ابن‌فهد حلّی (ج‌ ۱، ص‌ ۴۱۴)، شهید اول‌ (۱۴۱۲ـ۱۴۱۴، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۶) و محقق‌ کرکی (ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۸ـ۱۷۱). مراد از وجوب‌ تخییری نماز جمعه‌ این‌ است‌ که‌ بر پا داشتن‌ آن‌ به‌ خودی خود مستحب‌ است‌، ولی با اقامه‌ و به‌ جا آوردن‌ آن‌ نماز ظهر ساقط‌ میشود (نراقی، ج‌ ۶، ص‌ ۵۹؛ مصطفی خمینی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۴؛ نیز رجوع کنید به توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۱ -۸۷۲). به‌ نظر این‌ گروه‌ از فقها، احادیثی که‌ بر وجوب‌ نماز جمعه‌ دلالت‌ دارند عام‌اند و زمان‌ غیبت‌ امام‌ را نیز در برمیگیرند. بنابراین‌، باتوجه‌ به‌ تحقق‌ اجماع‌ بر عدم‌ وجوب‌ تعیینی نماز جمعه‌ در عصر غیبت‌، باید به‌ وجوب‌ تخییری آن‌ قائل‌ شد ( رجوع کنید به علامه‌ حلّی، ۱۴۱۴، ج‌ ۴، ص‌ ۲۷؛ محقق‌ کرکی، ص‌ ۱۶۳؛ حسینی عاملی، ج‌ ۸، ص‌ ۲۱۶؛ قس‌ جابری، ص‌ ۹۲). همچنین‌ ادله دیگری، مانند سیره یاران‌ ائمه‌ و نیز فقهای متقدم‌ مبنی بر اقامه‌ نکردن‌ نماز جمعه‌، از جمله‌ مستندات‌ این‌ فتواست‌ (برای تفاصیل‌ ادله‌ رجوع کنید به مبلغی، ص‌ ۲۱۱ـ۲۱۶).نظریه وجوب‌ تخییری در میان‌ فقهای متأخر، یعنی از قرن‌ سیزدهم‌ به‌ بعد، مقبولیت‌ یافته‌ است‌ ( رجوع کنید به کاشف‌الغطاء، ج‌ ۳، ص‌ ۲۴۸؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۵۱؛ امام‌ خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۵؛ برای دیگر قائلان‌ به‌ آن‌ رجوع کنید به دانش‌ پژوه‌، ج‌ ۱۴، ص‌ ۳۶۰۴). به‌طور کلی، در میان‌ فقهای اصولی گرایش‌ به‌ نظریه وجوب‌ تخییری نماز جمعه‌ شایع‌تر است‌، هرچند شماری از آنان‌ قائل‌ به‌ حرمت‌ آن‌ شده‌اند (جعفریان‌، ۱۳۷۲ ش‌، ص‌ ۳۷). برخی از قائلان‌ به‌ وجوب‌ تخییری نماز جمعه‌، تلاش‌ کردن‌ برای انعقاد نماز جمعه‌ را واجب‌ تخییری دانسته‌اند، ولی پس‌ از تشکیل‌ نماز جمعه‌، حضور در آن‌ را برای واجدان‌ شرایط‌، واجب‌ تعیینی به‌ شمار آورده‌اند ( رجوع کنید به شهید اول‌، ۱۴۱۴ـ۱۴۲۱، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶۳؛ غروی تبریزی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶).نماز جمعه‌ با دو خطبه‌ آغاز میشود که‌ در واقع‌ جانشین‌ دو رکعت‌ اول‌ نماز ظهر است‌ (علم‌الهدی، ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱؛ رافعی قزوینی، ج‌ ۴، ص‌ ۵۷۶؛ نَوَوی، المجموع‌، ج‌ ۴، ص‌ ۵۱۳؛ قس‌ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۱۲ـ۳۱۳)، البته‌ شیخ‌صدوق‌ محل‌ خطبه‌ها را بعد از دو رکعت‌ نماز و به‌ جای دو رکعت‌ آخر نماز ظهر دانسته‌ است‌ (۱۴۱۸، ص‌ ۱۴۶). به‌ نظر او، نخستین‌ کسی که‌ دو رکعت‌ نماز جمعه‌ را پس‌ از خطبه‌ها به‌جا آورد، عثمان‌بن‌ عفان‌ بود (همانجا؛ قس‌ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۳۲).همه فقهای مذاهب‌ اسلامی ایراد دو خطبه‌ و فاصله‌ انداختن‌ میان‌ آن‌ دو را واجب‌ دانسته‌اند (رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۲ـ۲۷۳؛ دمیاطی، ج‌ ۲، ص‌ ۷۰؛ محقق‌ حلّی، ۱۴۰۹، ج‌ ۱، ص‌ ۷۴؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۲۳)، فقط‌ حنفیان‌، با استناد به‌ عمل‌ ابن‌عباس‌، یک‌ خطبه‌ را کافی شمرده‌اند (کاسانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۳). به‌ نظر فقها، نمازگزاران‌ باید انجام‌ دادن‌ هر کاری را که‌ آنان‌ را از شنیدن‌ خطبه‌ها باز میدارد، مانند صحبت‌ کردن‌ یا نماز خواندن‌، ترک‌ کنند (رجوع کنید به شمس‌الائمه سرخسی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹ـ ۳۰؛ ابن‌ادریس‌ حلّی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۱، ۲۹۵؛ نووی، روضة الطالبین‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۵۷۳؛ خوئی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۷؛ نیز رجوع کنید به توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۸۸، ۸۹۲).خطیب‌ جمعه‌، علاوه‌ بر داشتن‌ شروط‌ لازم‌ برای امام‌جماعت‌ ( رجوع کنید به توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۲- ۸۷۳؛ نیز رجوع کنید به جماعت‌ * )، باید واجد شرایط‌ دیگری نیز باشد، از جمله‌ بهره‌مند بودن‌ از گفتار رسا، شجاعت‌ و صراحت‌ در بیان‌ مطالب‌، و آشنایی با مصالح‌ اسلام‌ و مسلمانان‌. همچنین‌ بهتر است‌ امام‌ جمعه‌ از میان‌ عالم‌ترین‌ و شریف‌ترین‌ افراد برگزیده‌ شود (ابن‌عطار، ص‌ ۸۹- ۹۶؛ امام‌خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۹؛ توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۹- ۸۸۰).به‌ نظر بیشتر فقهای مذاهب‌ اسلامی، خطبه‌های جمعه‌ باید پس‌ از زوال‌ ایراد شود، البته‌ اقوالی مانند استحباب‌، وجوب‌ و جوازِ ایرادِ خطبه‌ها پیش‌ از زوال‌ نیز مطرح‌ شده‌ است‌ (رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۳؛ رافعی قزوینی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۵۳؛ نووی، المجموع‌، ج‌ ۴، ص‌ ۵۱۲ـ۵۱۳؛ علامه‌ حلّی، ۱۴۱۴، ج‌ ۴، ص‌ ۶۸ـ۶۹؛ حائری، ص‌ ۱۹۳ـ۱۹۹). همچنین‌ در منابع‌ فقهی و حدیثی، رعایت‌ کردن‌ برخی آداب‌ در زمان‌ ایراد خطبه‌ها، به‌ خطیب‌ سفارش‌ شده‌ است‌، از جمله‌ رعایت‌ کردن‌ بلاغت‌ کلام‌ در خطابه‌، پوشیدن‌ ردایی از بُرد یمنی یا عدنی، عمامه‌ بر سر داشتن‌، ایراد خطبه‌ها به‌ صورت‌ ایستاده‌، در دست‌ داشتن‌ عصا یا شمشیر یا چیزی مانند اینها، سلام‌ کردن‌ به‌ جمع‌ نمازگزار، پوشیدن‌ پاکیزه‌ترین‌ لباس‌ و به‌کار بردن‌ بوی خوش‌، و بلند کردن‌ صدا به‌طوری که‌ نمازگزاران‌ صدای او را بشنوند ( رجوع کنید به ابن‌ادریس‌ حلّی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۴ـ۲۹۵؛ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۴۱؛ امام‌ خمینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰۹؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۸۳ـ۲۹۸؛ نیز رجوع کنید به توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۸۰ - ۸۸۲، ۸۹۵ -۸۹۶).فقهای مذاهب‌ اسلامی در باره اینکه‌ در خطبه نماز جمعه‌ دست‌کم‌ چه‌ سخنانی باید حتماً آورده‌ شود، آرای مختلفی ابراز کرده‌اند. شافعیان‌ وجود پنج‌ رکن‌ را در خطبه‌ شرط‌ کرده‌اند: حمد خدا، صلوات‌ بر پیامبر، سفارش‌ به‌ تقوا در هر دو خطبه‌، دعا کردن‌ برای مؤمنان‌ در خطبه دوم‌ و خواندن‌ آیه‌ای از قرآن‌ در یکی از خطبه‌ها ( رجوع کنید به خطیب‌ شربینی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۵ـ۲۸۷). برخی از حنفیان‌ صرفاً تهلیل‌ (گفتنِ لااله‌الااللّه‌) و تکبیر را در خطبه نماز کافی دانسته‌اند (ابن‌نجیم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۱). به‌ نظر مشهور فقهای شیعه‌، خطبه‌ دست‌کم‌ باید مشتمل‌ بر حمد خدا، صلوات‌ بر پیامبر، وعظ‌ و توصیه‌ به‌ تقوا، و قرائت‌ سوره‌ای کوچک‌ از قرآن‌ باشد ( رجوع کنید به سلاّر دیلمی، ص‌ ۷۷؛ حرّعاملی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۴۴؛ توضیح‌ المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۸ ۸۷۹).پس‌ از ایراد دو خطبه‌، دو رکعت‌ نماز جمعه‌ خوانده‌ میشود. به‌ نظر فقهای مذاهب‌ اسلامی، خواندن‌ سوره جمعه‌ در رکعت‌ اول‌ و سوره منافقون‌ در رکعت‌ دوم‌ یا سوره اعلی در رکعت‌ نخست‌ و سوره غاشیه‌ در رکعت‌ دوم‌، پس‌ از سوره حمد، مستحب‌ است‌. آنان‌ خواندن‌ سوره‌ها با صدای بلند (جَهْر) را نیز مستحب‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به مفید، ص‌ ۱۴۱؛ کاسانی، ج‌ ۱، ص‌۲۶۹؛ خطیب‌ شربینی، ج‌ ۱، ص‌۲۹۰؛ نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۳۳ـ۱۳۴).به‌ نظر فقهای شیعه‌، خواندن‌ قنوت‌ در رکعت‌ اول‌ قبل‌ از رکوع‌ و در رکعت‌ دوم‌ پس‌ از آن‌ مستحب‌ است‌ ( رجوع کنید به طوسی، ۱۴۰۱، ج‌ ۳، ص‌ ۲۴۵؛ همو، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج‌ ۱، ص‌ ۶۳۱ـ ۶۳۲؛ توضیح‌المسائل‌ مراجع‌ ، ج‌ ۱، ص‌ ۸۷۸). شیخ‌صدوق‌ (۱۴۰۴، ج‌ ۱، ص‌ ۳۱۶، ۴۱۱) این‌ قنوتها را واجب‌ دانسته‌ است‌. در فقه‌ اهل‌ سنّت‌ چنین‌ حکمی دیده‌ نمیشود.بنا بر فقه‌ اسلامی، اقتدا کردن‌ به‌ امام‌ در رکعت‌ دوم‌ نماز جمعه‌ کافی است‌، یعنی میتوان‌ یک‌ رکعت‌ از نماز جمعه‌ را به‌ جماعت‌ اقامه‌ کرد و رکعت‌ دیگر را به‌ انفراد ادامه‌ داد (نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۱۴۷؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۷۳)، حتی حنفیان‌ همراهی با امام‌ جمعه‌ را در بخشی از رکعت‌ دوم‌، مانند تشهد یا سجده سهو، برای تحقق‌ شرکت‌ در نماز کافی دانسته‌اند (زحیلی، همانجا).به‌ نظر همه فقها، سفر کردن‌ پس‌ از زوال‌ و پیش‌ از آغاز شدن‌ نماز جمعه‌، برای کسی که‌ نماز جمعه‌ بر او واجب‌ است‌، حرام‌ است‌. حنفیان‌ و مالکیان‌ سفر کردن‌ پیش‌ از زوال‌ را جایز یا مکروه‌ و شافعیان‌ و حنبلیان‌ سفر کردن‌ از طلوع‌ فجر تا پایان‌ نماز جمعه‌ را حرام‌ دانسته‌اند. به‌ نظر فقهای شیعه‌، سفر کردن‌ پیش‌ از زوال‌ مکروه‌ است‌، البته‌ برخی فقها بر آن‌اند که‌ هرگاه‌ شخصی امکان‌ اقامه نماز جمعه‌ را در مکانی دیگر داشته‌ باشد، سفر کردن‌ حتی بعد از زوال‌ هم‌ برای او جایز است‌ ( رجوع کنید به نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۸۲ـ۲۸۷؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۹ـ۲۷۰).در صورت‌ همزمانی عید و جمعه‌، بیشتر حنفیان‌، مالکیان‌ و شافعیان‌ اقامه هر دو نماز را واجب‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به شافعی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۷۴؛ ابن‌ قدامه‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۱۲ـ۲۱۳؛ بهوتی حنبلی، ج‌ ۲، ص‌ ۴۳). برخی از فقهای شیعه‌ نیز به‌ این‌ نظر پایبندند (نجفی، ج‌ ۱۱، ص‌ ۳۹۶ـ۳۹۷)؛ اما، به‌ نظر حنبلیان‌ و دیگر فقیهان‌ شیعه‌، در این‌ فرض‌، به‌ استناد احادیث‌، شرکت‌ کردن‌ در نماز جمعه‌ واجب‌ نیست‌ ( رجوع کنید به حرّعاملی، ج‌۷، ص‌۴۴۷ـ ۴۴۸؛ نجفی، ج‌۱۱، ص‌ ۳۹۵ـ۳۹۶؛ زحیلی، ج‌ ۲، ص‌۲۷۰ـ۲۷۱؛ برای مقدمات‌ مستحب‌ نماز جمعه‌ رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ ۳، ص‌ ۸۱؛ کلینی، ج‌ ۳، ص‌ ۴۱۷؛ متقی، ج‌ ۷، ص‌ ۳۱۰؛ نیز رجوع کنید به بخش‌ اول‌ مقاله‌).



منابع‌: محمدمحسن‌ آقابزرگ‌ طهرانی، الذریعة الی تصانیف‌الشیعة، چاپ‌ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همو، طبقات‌ اعلام‌الشیعة: نقباءالبشر فیالقرن‌الرابع‌ عشر، مشهد ۱۴۰۴؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌ادریس‌ حلّی، کتاب‌السرائر الحاوی لتحریرالفتاوی ، قم‌ ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱؛ ابن‌بابویه‌، الامالی ، قم‌ ۱۴۱۷؛ همو، ثواب‌ الاعمال‌ و عقاب‌الاعمال‌ ، نجف‌ ۱۹۷۲، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۴ ش‌؛ همو، کتاب‌ من‌ لایحضره‌ الفقیه‌ ، چاپ‌ علیاکبر غفاری، قم‌ ۱۴۰۴؛ همو، المقنع‌ ، قم‌ ۱۴۱۵؛ همو، الهدایة فی الاصول‌ و الفروع‌ ، قم‌ ۱۴۱۸؛ ابن‌برّاج‌، المهذّب‌ ، قم‌ ۱۴۰۶؛ ابن‌بطوطه‌، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌تغری بردی، النجوم‌ الزاهره فی ملوک‌ مصر و القاهره ، قاهره‌ [? ۱۳۸۳ ] ۱۳۹۲/ [? ۱۹۶۳ ] ۱۹۷۲؛ ابن‌جوزی، المنتظم‌ فی تاریخ‌الملوک‌ والامم‌ ، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌حجر عسقلانی، فتح ‌الباری شرح‌ صحیح‌البخاری، چاپ‌ عبدالعزیزبن‌ عبداللّه‌بن‌ باز، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ ابن ‌حنبل‌، مسند احمدبن‌ حنبل ، استانبول‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ ابن‌شبّه‌ نمیری، تاریخ‌ المدینة المنورة: اخبار المدینة النبویة، چاپ‌ فهیم‌ محمد شلتوت‌، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ ابن‌عساکر، تاریخ‌ مدینة دمشق‌، چاپ‌ علیشیری، بیروت‌ ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛ ابن‌عطار، کتاب‌ ادب‌ الخطیب‌، چاپ‌ محمد سلیمانی، بیروت‌ ۱۹۹۶؛ ابن‌فهد حلّی، المهذب‌ البارع‌ فی شرح‌ المختصر النافع‌ ، چاپ‌ مجتبی عراقی، قم‌ ۱۴۰۷ـ۱۴۱۳؛ ابن‌قدامه‌، المغنی ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، چاپ‌ احمد ابوملحم‌ و دیگران‌، بیروت‌ ج‌ ۴، [ ۱۴۰۵/۱۹۸۵ ]، ج‌ ۵ و ۶، ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ ابن‌ماجه‌، سنن‌ ابن‌ماجه ، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ ابن‌نجیم‌، البحر الرائق‌ شرح‌ کنزالدقائق‌ ، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ ابن‌ندیم‌؛ علی احمدی میانجی، کتاب‌ مکاتیب‌ الرسول‌، [ تهران‌ ] ۱۳۶۳ ش‌؛ یوسف‌بن‌ احمد بحرانی، لؤلؤة البحرین‌، چاپ‌ محمدصادق‌ بحرالعلوم‌، قم‌ [ بی تا. ]؛ محمدبن‌ اسماعیل‌ بخاری، صحیح‌البخاری، [ چاپ‌ محمد ذهنی افندی]، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ منصوربن‌ یونس‌ بهوتی حنبلی، کشّاف‌ القناع‌ عن‌ متن‌ الاقناع‌ ، چاپ‌ محمدحسن‌ شافعی، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ توضیح‌ المسائل‌ مراجع‌: مطابق‌ با فتاوای دوازده‌ نفر از مراجع‌ معظّم‌ تقلید ، گردآوری محمدحسن‌ بنی هاشمی خمینی، قم‌: دفتر انتشارات‌ اسلامی، ۱۳۷۸ ش‌؛ کاظم‌ جابری، صلاة الجمعه: تاریخیاً و فقهیاً ، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ رسول‌ جعفریان‌، صفویه‌ در عرصه دین‌، فرهنگ‌ و سیاست‌ ، قم‌ ۱۳۷۹ ش‌؛ همو، نماز جمعه‌: زمینه‌های تاریخی و آگاهیهای کتابشناسی، [ تهران‌ ] ۱۳۷۲ ش‌؛ حاجی خلیفه‌؛ مرتضی حائری، صلاة الجمعه ، قم‌ ۱۴۰۹؛ حرّ عاملی؛ محمدجوادبن‌ محمد حسینی عاملی، مفتاح‌ الکرامة فی شرح‌ قواعد العلامة، چاپ‌ افست‌ قم‌: موسسه آل‌البیت‌، [ بی تا. ]؛ علی بن‌ ابراهیم‌ حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت‌ [ ۱۳۲۰ ]، چاپ‌ افست‌ [ بی تا. ]؛ خطیب‌ بغدادی؛ محمدبن‌ احمد خطیب‌ شربینی، مغنی المحتاج‌، [ بی جا ]: دارالفکر، [ بی تا. ]؛ روح‌اللّه‌ خمینی، رهبر انقلاب‌ و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران‌، تحریر الوسیله ، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ مصطفی خمینی، تحریرات‌ فی الاصول‌ ، تهران‌ [ ۱۳۶۶ ] ۱۳۷۲ ش‌؛ احمد خوانساری، جامع‌ المدارک‌ فی شرح‌ المختصر النافع‌، علق‌ علیه‌ علی اکبر غفاری، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۵۵ ش‌؛ محمدباقربن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری؛ ابوالقاسم‌ خوئی، منهاج‌الصالحین‌ ، قم‌ ۱۴۱۰؛ محمدتقی دانش‌پژوه‌، فهرست‌ کتابخانه مرکزی دانشگاه‌ تهران‌ ، ج‌ ۱۴، تهران‌ ۱۳۴۰ ش‌؛ محمدبن‌ احمد دسوقی، حاشیة الدسوقی علی الشرح‌الکبیر، [ بیروت‌ ]: داراحیاء الکتب‌ العربیة، [ بی تا. ]؛ عثمان ‌بن‌ محمد شطا دمیاطی، اعانة الطالبین‌ علی حل‌ الفاظ‌ فتح‌ المعین، بیروت‌: داراحیاء التراث‌العربی، [ بی تا. ]؛ عبدالکریم ‌بن‌ محمد رافعی قزوینی، فتح‌العزیز شرح‌الوجیز، [بیروت‌ ]: دارالفکر، [ بی تا. ]؛ عزالدین‌ رضانژاد، صلاة الجمعه: دراسة فقهیة و تاریخیة، قم‌ ۱۴۱۵؛ روزها و رویدادها، تهیه‌ و تنظیم‌ دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم‌ کل‌ قوا، ج‌ ۲، تهران‌: نشر رامین‌، ۱۳۷۸ ش‌، ج‌ ۳، تهران‌: زهد، ۱۳۷۷ ش‌؛ وهبه‌ مصطفی زحیلی، الفقه ‌الاسلامی وادلّته، دمشق‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ احمدبن‌ محمد زراری، تاریخ‌ آل‌زراره، [ اصفهان‌، بی تا. ]؛ حمزه‌ بن‌ عبدالعزیز سلاّر دیلمی، المراسم ‌العلویة فی الاحکام‌ النبویة، چاپ‌ محسن‌ حسینی امینی، بیروت‌ ۱۴۱۴/۱۹۹۴؛ سمعانی؛ سیوطی؛ محمدبن‌ ادریس‌ شافعی، الامّ ، چاپ‌ محمد زهری نجار، بیروت‌ [ بی تا. ]؛ محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی، کتاب‌المبسوط‌ ، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ شورای سیاستگذاری ائمه جمعه‌، آشنایی با تشکیلات‌، [ تهران‌ ] ۱۳۸۲ ش‌؛ محمد شوکانی، نیل‌ الاوطار: شرح‌ منتقی الاخبار من‌ احادیث‌ سید الاخبار ، مصر: شرکه مکتبه و مطبعه مصطفی البابی الحلبی، [ بی تا. ]، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ [ بی تا. ]؛ محمدبن‌ مکی شهید اول‌، البیان‌ ، چاپ‌ محمد حسون‌، قم‌ ۱۴۱۲؛ همو، الدروس‌الشرعیة فی فقه‌الامامیة، قم‌ ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ همو، ذکری الشیعة فی احکام‌ الشریعة، قم‌ ۱۴۱۹؛ همو، غایة المراد فی شرح‌ نکت‌الارشاد، قم‌ ۱۴۱۴ـ۱۴۲۱؛ زین‌الدین‌بن‌ علی شهید ثانی، رسائل‌ الشهیدالثانی ، قم‌ ۱۳۷۹ـ۱۳۸۰ ش‌؛ همو، الروضة البهیة فی شرح‌ اللمعة الدمشقیة، محمد کلانتر، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ علیبن‌ محمدعلی طباطبائی، ریاض ‌المسائل‌ فی بیان‌ الاحکام‌ بالدّلائل، بیروت‌ ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴/۱۹۹۲ـ۱۹۹۳؛ سلیمان‌بن‌ احمد طبرانی، المعجم‌الکبیر، چاپ‌ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۴ـ ? ـ۱۴۰؛ طبرسی؛ طبری؛ محمدبن‌ حسن‌ طوسی، تهذیب‌ الاحکام‌ ، چاپ‌ حسن‌ موسوی خرسان‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۱؛ همو، الفهرست‌، چاپ‌ محمد صادق‌ آل‌بحرالعلوم‌، نجف‌ ۱۳۸۰؛ همو، کتاب ‌الخلاف، قم‌ ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ همو، المبسوط‌ فی فقه‌الامامیة، ج‌ ۱، چاپ‌ محمدتقی کشفی، تهران‌ ۱۳۸۷؛ همو، النهایة فی مجرد الفقه‌ و الفتاوی ، بیروت‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛ محمد اشرف‌بن‌ امیر عظیم‌آبادی، عون‌المعبود: شرح‌ سنن‌ ابیداوود ، چاپ‌ عبدالرحمان‌ محمد عثمانی، بیروت‌ ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛ حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی، تذکرة الفقهاء، قم‌ ۱۴۱۴ـ ؛ همو، کتاب‌ منتهی المطلب‌، چاپ‌ سنگی تبریز [ ۱۳۱۶ ] ۱۳۳۳؛ همو، مختلف‌ الشیعة فی احکام‌ الشریعة، قم‌ ۱۴۱۲ـ ۱۴۲۰؛ علی بن‌ حسین‌ علم‌الهدی، رسائل‌ الشریف‌المرتضی ، چاپ‌ مهدی رجائی، قم‌ ۱۴۰۵ـ۱۴۱۰؛ همو، مسائل‌ الناصریّات‌ ، تهران‌ ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷؛ علیبن‌ حسین‌(ع‌)، امام‌ چهارم‌، الصحیفة السجادیة، چاپ‌ محمدجواد حسینی جلالی، قم‌ ۱۳۸۰ ش‌؛ علی غروی تبریزی، التنقیح‌ فی شرح‌ العروة الوثقی، تقریرات‌ درس‌ آیة اللّه‌ خوئی، ج‌ ۱، قم‌ ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸؛ محمدبن‌ حسن‌ فاضل‌ هندی، کشف ‌اللثام‌ ، چاپ‌ سنگی تهران‌ ۱۲۷۱ـ ۱۲۷۴، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۰۵؛ محمد بک‌ فرید، تاریخ‌الدولة العلیة العثمانیة، چاپ‌ احسان‌ حقی، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ محمدبن‌ شاه‌ مرتضی فیض‌ کاشانی، الشهاب ‌الثاقب‌ فی وجوب‌ صلاة الجمعة العینی، قم‌ ۱۴۰۱؛ همو، کتاب‌الوافی، چاپ‌ ضیاءالدین‌ علامه‌ اصفهانی، اصفهان‌ ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ ش‌؛ نعمان بن‌ محمد قاضی نعمان‌، دعائم‌ الاسلام‌ و ذکر الحلال‌ و الحرام‌، چاپ‌ عارف‌ تامر، بیروت‌ ۱۴۱۶/۱۹۹۵؛ عبدالنبی بن‌ محمدتقی قزوینی، تتمیم‌ امل‌الآمل، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۷؛ احمدبن‌ علی قلقشندی، صبح‌الاعشی فی صناعة الانشا، قاهره‌ ۱۳۳۱ـ ۱۳۳۸/ ۱۹۱۳ـ۱۹۲۰، چاپ‌ افست‌ ۱۳۸۳/۱۹۶۳؛ همو، مأثر الانافة فی معالم‌ الخلافة، چاپ‌ عبدالستار احمد فراج‌، کویت‌ ۱۹۶۴، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۹۸۰؛ عباس‌ قمی، کتاب‌ الکنی و الالقاب‌ ، صیدا ۱۳۵۷ـ ۱۳۵۸، چاپ‌ افست‌ قم‌ [ بی تا. ]؛ ابوبکربن‌ مسعود کاسانی، کتاب‌ بدائع‌ الصنائع‌ فی ترتیب‌ الشرائع‌، کویته‌ ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛ جعفربن‌ خضر کاشف‌الغطاء، کشف‌الغطاء عن‌ مبهمات‌ الشریعة الغراء ، قم‌ ۱۳۸۰ ش‌؛ عمررضا کحاله‌، معجم‌المؤلفین‌، دمشق‌ ۱۹۵۷ـ ۱۹۶۱، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ [ بی تا. ]؛ احمدرضا کشوری، فرزانگان‌ خوانسار ، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌؛ کلینی؛ محمود لطیفی، «عبادت‌ برتر و اسرار آن‌»، حکومت‌ اسلامی ، سال‌ ۹، ش‌ ۲ (تابستان‌ ۱۳۸۳)؛ مالک‌بن‌ انس‌، المُوَطّأ ، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ علی بن‌ محمد ماوردی، الاحکام‌ السلطانیة و الولایات‌ الدینیة، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ مبارکفوری، تحفة الاحوذی بشرح‌ جامع‌الترمذی، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمد مبلغی، «عناصر تأثیرگذار در وجوب‌ تعیینی نماز جمعه‌ در روش‌ اخباریان‌»، حکومت‌ اسلامی ، سال‌ ۹، ش‌ ۲ (تابستان‌ ۱۳۸۳)؛ علیبن‌ حسام‌الدین‌ متقی، کنزالعمال‌ فی سنن‌ الاقوال‌ و الافعال‌، چاپ‌ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت‌ ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛ محمد باقربن‌ محمدتقی مجلسی؛ محمدتقیبن‌ مقصود علی مجلسی، لوامع‌ صاحبقرانی، المشتهر بشرح‌ الفقیه‌ ، ج‌ ۴، قم‌ ۱۳۷۴ ش‌؛ جعفربن‌ حسن‌ محقق‌ حلّی، شرائع‌ الاسلام‌ فی مسائل‌ الحلال‌ و الحرام‌ ، چاپ‌ صادق‌ شیرازی، [ تهران‌ ] ۱۴۰۹؛ همو، المعتبر فی شرح‌ المختصر ، ج‌ ۲، قم‌ ۱۳۶۴ ش‌؛ علیبن‌ حسین‌ محقق‌ کرکی، رسائل‌المحقق‌ الکرکی، چاپ‌ محمد حسون‌، رساله ۳ : رسالة صلاة الجمعه، قم‌ ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲؛ محمدباقر محمودی، نهج‌السعادة فی مستدرک‌ نهج‌البلاغة، بیروت‌، ج‌ ۱، [ بی تا. [، ج‌ ۲، ۱۳۹۶/۱۹۷۶، ج‌ ۳، ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛ مسعودی، مروج‌ (بیروت‌)؛ محمدبن‌ محمد مفید، المقنعة، قم‌ ۱۴۱۰؛ احمدبن‌ محمد مقدس‌ اردبیلی، مجمع‌الفائدة و البرهان‌ فی شرح‌ ارشاد الاذهان، چاپ‌ مجتبی عراقی، علی پناه‌ اشتهاردی، و حسین‌ یزدی اصفهانی، ج‌ ۲، قم‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ حسینعلی منتظری، البدر الزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر ، تقریرات‌ درس‌ آیة اللّه‌ بروجردی، قم‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ الموسوعة الفقهیة ، ج‌ ۲۷، کویت‌: وزارة الاوقاف‌ و الشئون‌ الاسلامیة، ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ محمدبن‌ علی موسوی عاملی، مدارک‌ الاحکام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌ ، قم‌ ۱۴۱۰؛ ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو علوی ، برلین‌ [? ۱۳۴۱ ]، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [ بی تا. ]؛ احمدبن‌ علی نجاشی، فهرست‌ اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال‌ النجاشی ، چاپ‌ موسی شبیری زنجانی، قم‌ ۱۴۰۷؛ محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌ ، ج‌ ۱۱، چاپ‌ عباس‌ قوچانی، بیروت‌ ۱۹۸۱؛ احمدبن‌ محمد مهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام‌ الشریعة، قم‌، ج‌ ۶، ۱۴۱۵؛ احمدبن‌ علی نسائی، سنن ‌النسائی، بشرح‌ جلال‌الدین‌ سیوطی و حاشیه نورالدین ‌بن‌ عبدالهادی سندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛ حسین‌بن‌ محمدتقی نوری، مستدرک‌ الوسائل‌ و مستنبط ‌المسائل‌ ، قم‌ ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸؛ یحییبن‌ شرف‌ نووی، روضة الطالبین‌ و عمدة المفتین‌ ، چاپ‌ عادل‌ احمد عبدالموجود و علی محمد معوض‌، بیروت‌ [ بی تا. [؛ همو، المجموع‌: شرح‌ المهذّب، بیروت‌: دارالفکر، [ بی تا. ]؛ یاقوت‌ حموی؛ محمد یزدی، «وظایف‌ روحانیت‌»، در نقش‌ روحانیت‌ در نظام‌ اسلامی: گزارشی از دوازدهمین‌ گردهمایی سراسری ائمه‌ی جمعه، [ تهران‌ ]: شورای سیاستگذاری ائمه جمعه‌، ۱۳۷۵ ش‌؛ محمد مقیم‌بن‌ محمدعلی یزدی، الحجة فی وجوب‌ صلوة الجمعة فی زمن‌الغیبة، چاپ‌ جواد مدرسی، [ بی جا، بی تا. ]؛ یعقوبی.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدکاظم رحمان ستایش

ابراهیم موسی پور

محمدکاظم رحمان ستایش

حوزه موضوعی

فقه وحقوق

تاریخ اجتماعی

رده های موضوعی
جلد 10
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده