جزیرۀ ابن عمر (به ترکی جزیرة بن عمر یا جزره )
معرف
شهری‌ مرزی‌ بین‌ ترکیه‌ و سوریه‌
متن
جزیرۀ ‌ ابن‌عمر (به‌ ترکی‌ جزیرة ‌بن‌ عمر یا جِزره‌)، شهری‌ مرزی‌ بین‌ ترکیه‌ و سوریه‌. امروزه‌ این‌ شهر در جنوب‌ ولایت‌ ماردین‌ ترکیه‌ واقع‌ است‌. اولین‌ کسی‌ که‌ آن‌ را آباد کرد حسن‌بن‌ عمربن‌ خطّاب‌ تَغلبی‌ (متوفی‌ ح 250) بود (یاقوت‌ حموی‌، ذیل‌ مادّه‌) که‌ نام‌ جزیره‌ نیز از نام‌ وی‌ گرفته‌ شده‌ است‌ (لسترنج‌ ، ص‌ 93). حمداللّه‌ مستوفی‌ (ص‌ 103) بنای‌ شهر را به‌ اردشیر بابکان‌ نسبت‌ داده‌ است‌. آرامیها این‌ شهر قدیمی‌ را جزارت‌ کردو [جزیره‌ قوردو ] می‌نامیدند که‌ این‌ نام‌ در متون‌ مسیحی‌ سده‌های‌ شانزدهم‌ و هفدهم‌/ دهم‌ و یازدهم‌ موجود است‌. آن‌ را با بازَبْدی‌'/ بازبدا قدیمی‌، که‌ اسکندر کبیر در آنجا از رود دجله‌ گذشت‌، یکی‌ دانسته‌اند و بعدها، به‌ قول‌ آمیانوس‌ مارسلینوس‌ ( [ مورخ‌ یونانی‌ تاریخ‌ روم‌ ]؛ > وقایعنامه‌ < ، کتاب‌ بیستم‌، هفدهم‌، یکم‌)، یکی‌ از نقاط‌ مهم‌ پیشروی‌ رومیها شد.جزیرۀ‌ ابن‌عمر، در دیار ربیعه‌ * ( 15 37 عرض‌ شمالی‌ و َ5 42 طول‌ شرقی‌، در ارتفاع‌ چهارصد متری‌)، در حدود 125 کیلومتری‌ پایین‌دست‌ رود بهتان‌سو/ بوتان‌، در مغرب‌ کوه‌ جودی‌ * واقع‌ است‌. در این‌ بخش‌ از رود بهتان‌سو، فاصله ‌ بین‌ دجله‌ و فرات‌ به‌ بیشترین‌ حد خود می‌رسد. شدت‌ جریان‌ رود دجله‌ با خارج‌ شدن‌ از تنگه‌های‌ توروس‌ * و وارد شدن‌ به‌ قسمت‌ علیای‌ جزیره‌ که‌ دشت‌ است‌، کاهش‌ می‌یابد. شهر در خمیدگی‌ این‌ رود بنا شده‌ است‌. نهری‌ که‌ حفر آن‌ را به‌ حسن‌بن‌ عمر نسبت‌ می‌دهند حلقه ‌ خم‌ را در تنگی‌ آن‌ به‌ هم‌ پیوند داده‌ است‌. با این‌ عمل‌ محوطه ‌ شهر تبدیل‌ به‌ جزیره‌ شده‌ و نام‌ جزیره‌ نیز از همانجا به‌ وجود آمده‌ است‌ ( رجوع کنید به یاقوت‌ حموی‌، همانجا؛ ابن‌بطوطه‌، ج‌ 1، ص‌ 245). بر اثر شدت‌ جریان‌ آب‌، نهر جانشین‌ بستر اصلی‌ دجله‌ شده‌ و بستر قدیمی‌ رود که‌ شهر را دور می‌زده‌، خشک‌ شده‌ است‌. جزیره ‌ ابن‌عمر، بندری‌ رودخانه‌ای‌ در موقعیتی‌ جزیره‌ای‌ است‌. دجله‌ از این‌ نقطه‌ به‌ بعد قابل‌ کشتیرانی‌ است‌. سازمان‌ مخصوص‌ حمل‌ و نقل‌ کالا، حمل‌ کالاها را به‌ سوی‌ موصل‌ برعهده‌ داشته‌ است‌. این‌ بندر رودخانه‌ای‌، به‌ برکت‌ آبهای‌ روان‌، که‌ تاکستانها و باغهای‌ گسترده‌ای‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، مرکز تجاری‌ مهمی‌ در ناحیه‌ای‌ مستعد بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌حوقل‌، ص‌ 224ـ225). از کوههای‌ مجاور آن‌، که‌ پوشیده‌ از جنگلهای‌ فراوان‌ بلوط‌ بود و مقدار زیادی‌ گردو و فندق‌ و مازو در آنها تولید می‌شد، عسل‌ و موم‌ صادر می‌شده‌ است‌. جاده‌ای‌ رومی‌ به‌ نام‌ درب‌ عتیق‌، که‌ مشخص‌کننده ‌ مرز میان‌ مناطق‌ عرب‌نشین‌ و کردنشین‌ است‌، جزیره ‌ ابن‌عمر را به‌ نَصیبِین‌ و سپس‌ به‌ ماردین‌ متصل‌ می‌کند.بناهای‌ تاریخی‌ شهر بیان‌ کننده ‌ گذشته ‌ درخشان‌ آن‌ است‌. این‌ شهر در 1307/1890 حدود 560 ، 9 تن‌ (مشتمل‌ بر مسلمانان‌ و پیروان‌ فرقه‌های‌ مسیحی‌) جمعیت‌ داشت‌ و کردها در آنجا ساکن‌ بودند. در اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ از جمعیت‌ آن‌ کاسته‌ شد و در 1319 ش‌/1940 به‌ 575 ، 5 تن‌ رسید ( د.ا.د.ترک‌ ، ذیل‌ مادّه‌). جمعیت‌ آن‌ در 1339 ش‌/1960 بالغ‌ بر 473 ، 6تن‌ بود [ و در 1384 ش‌/ 2005 جمعیت‌ آن‌ به‌ 344 ، 63 تن‌ رسید (>فرهنگ‌ جغرافیائی‌ جهان‌ <، ذیل‌ "Cizre" ) ]. شهر در قرن‌ چهارم‌ دیوار داشت‌ (ابن‌حوقل‌، ص‌ 224) [ و به‌ گفته ‌ ابن‌بطوطه‌ (همانجا) دیوار از سنگ‌ ساخته‌ شده‌ بود ]. این‌ حصار مجدداً با مرمرسیاه‌ بازسازی‌ شده‌ و قسمت‌ کوچکی‌ از آن‌ تا روزگار ما باقی‌ مانده‌ که‌ از شمال‌، قصر امیران‌ کرد بر آن‌ مسلط‌ است‌. شهر در قرن‌ ششم‌ دارای‌ یک‌ بیمارستان‌، دوازده‌ حمام‌ که‌ هشت‌ باب‌ آن‌ تا آخر قرن‌ سیزدهم‌ وجود داشته‌، سی‌ سَبیل‌ (سقاخانه‌) و نوزده‌ مسجد بوده‌ است‌. در قرن‌ ششم‌ وجود چهار مدرسه ‌ شافعی‌، حاکی‌ از جایگاه‌ علمی‌ و مذهبی‌ شهر بوده‌ و دو خانقاه‌ در خارج‌ از محوطه ‌ شهر نیز پذیرای‌ صوفیان‌ بوده‌ است‌.امیر بدرالدینِ لؤلؤ * در قرن‌ هفتم‌ در کنار مسجد بزرگ‌ قدیمی‌، مسجد جدیدی‌ ساخت‌. طبق‌ گفته ‌ کوئینه‌، در قرن‌ سیزدهم‌ از این‌ مرکز تجاری‌ فعال‌ پنج‌ باب‌ خان‌ (کاروانسرا)، یک‌ بازار سرپوشیده‌ با سقف‌ گنبدی‌، 106 دکان‌ و ده‌ قهوه‌خانه‌ باقی‌ مانده‌ بود. کلیساهای‌ قدیمی‌ این‌ شهر نشانه ‌ اهمیت‌ مسیحیت‌ در آنجاست‌.امروزه‌، اندکی‌ در پایین‌دست‌ جزیرۀ ‌ ابن‌عمر، ویرانه‌های‌ پلی‌ دیده‌ می‌شود که‌ فقط‌ یک‌ طاق‌ 28 متری‌ آن‌ هنوز برپاست‌. روی‌ جرزهای‌ این‌ پل‌، مثل‌ پل‌ حِصن‌ کیفا * که‌ یکی‌ از آثار عصر اَرتُقیان‌ است‌، تصاویری‌ از نشانه‌های‌ بروج‌ فلکی‌ حک‌ شده‌ است‌. در بالادست‌، بر روی‌ باتمان‌سو ( رجوع کنید به بطمان‌ *)، پلی‌ وجود دارد که‌ آن‌ را امیرتیمورتاش‌ (متوفی‌ 728)، از امیران‌ ماردین‌، ساخته‌ است‌.جزیرۀ ‌ ابن‌عمر مدتی‌ طولانی‌ تحت‌ نظارت‌ امیران‌ کرد بود و در قرون‌ وسطا اهمیت‌ داشت‌. شهر در قرن‌ چهارم‌ وابسته‌ به‌ موصل‌ بود ( رجوع کنید به ابن‌حوقل‌، ص‌224ـ225). در 495 شمس‌الدوله‌ جِکِرمِش‌، مملوک‌ قدیمی‌ ملکشاه‌، بر آن‌ حکومت‌ می‌کرد (ابن‌اثیر، ص‌ 16 و پانویس‌ 10)، سپس‌ به‌ دست‌ مروانیان‌ افتاد. در قرن‌ ششم‌، این‌ جزیره‌ متعلق‌ به‌ زنگیان‌ بود ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 36). آنان‌ در 541 عزالدین‌ ابوبکردُبیسی‌ را بر آنجا منصوب‌ کرده‌ بودند. سپس‌، ناحیه‌ را که‌ در اشغال‌ کردهای‌ بَشْنَوی‌ بود، قطب‌الدین‌ مودودبن‌ زنگی‌ [پس‌ از مرگ‌ دبیسی‌ ] در 552 تصرف‌ کرد ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 73، 112ـ113).در قرن‌ ششم‌ و هفتم‌، خاندان‌ بنواثیر بر شوکت‌ و عزت‌ جزیره ‌ابن‌عمر افزودند. از این‌ خاندان‌، علما و نویسندگان‌ بسیاری‌ [ از جمله‌ عزالدین‌، مجدالدین‌ و ضیاءالدین‌، سه‌ برادر که‌ همگی‌ به‌ ابن‌اثیر * معروف‌ بودند ] برخاستند ( رجوع کنید به یاقوت‌ حموی‌، همانجا؛ ابن‌اثیر، مقدمه ‌ طلیمات‌، ص‌ 7، 13).در قرن‌ دهم‌، میان‌ دولتهای‌ صفوی‌ و عثمانی‌ بر سر حاکمیت‌ شهر رقابت‌ بود. در همین‌ زمان‌، کردها، با جلب‌ حمایت‌ عثمانیها، به‌ همراه‌ بنی‌حمید به‌ استقلال‌ نسبی‌ دست‌ یافتند. پس‌ از 941، در زمان‌ فرمانروایی‌ سیداحمد، شهر در تیول‌ موصل‌ بود. در 973 خاندانهای‌ مسیحی‌ که‌ از اربیل‌ گریخته‌ بودند به‌ آنجا پناهنده‌ شدند. از قرن‌ یازدهم‌ به‌ بعد شهر عملاً خودمختاری‌ خود را بازیافت‌ ولی‌ در 1248 عثمانیها ناحیه‌ را اشغال‌ کردند و در 1251 جزیره ‌ ابن‌ عمر را پس‌ گرفتند. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد شهر رونق‌ پیشین‌ را از دست‌ داد و کرسی‌ قدیمی‌ شاهزاده‌نشین‌ کرد، تبدیل‌ به‌ حاکم‌نشین‌ قضای‌ ترک‌ شد.منابع‌: [ ابن‌اثیر، التاریخ‌ الباهر فی‌ الدولة ‌ الاتابکیة، چاپ‌ عبدالقادر احمد طلیمات‌، قاهره‌ ? 1382/ 1963؛ ابن‌بطوطه‌، رحلة ابن‌بطوطة‌، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ 1407/1987؛ ابن‌حوقل‌؛ حمداللّه‌ مستوفی‌، نزهة ‌القلوب‌ ]؛ علی‌بن‌ ابی‌بکر هروی‌، کتاب‌ الاشارات‌ الی‌ معرفة ‌ الزیارات‌ ، ص‌ 152؛ یاقوت‌ حموی‌؛Ammianus Marcellinus, Rerum gestarum libri ; G. Bell, Amurath to Amurath ,296; Cl. Cahen, "La Djazira au milieu du treizie me siecle d'apres Izz ad-din ibn Chaddad", REI 8 (1934), 113; M. Canard, H'amdanides , 110-111; V. Cuinet, Turquie d'Asie , vol.2, 511-514; Dillemann, "Haute Mesopotamie orientale et pays adjacents", Bibliotheca Arabico - Hispana , LXXII (1962), index; M. Dunand, De l'Amanusau Sinai , 1953, 89-91 (with photographs); R. Dussaud, Topographie historique de la Syrie , 1927, 499, 501, 522; S. M. Fiey, Assyrie chretienne , 1965, index; IA , s.v. "Cezire-i Ibn omer" (by M. Hartmann); R. Lescot, Enquete sur les Yezidis , 1938, 110, 112; Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , London 1966; S. H. Longrigg, Four centuries of modern Iraq , Oxford 1925, 26, 37, 41, 98; B. Nikitine, Les Kurdes et le Kurdistan , 1956, 5, 28, 67, 86, 161; TA , s.v. "Cezire-i Ibn omer"; [ World gazetteer ,25 Dec. 2004.] Online [ . Available: http:// www.world-gazetteer.com/wg. php?x..., Apr. 2005].
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ن . الیسیف ( د. اسلام )

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 10
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده