جزایری عبدالله بن نورالدین
معرف
فقیه‌، محدّث‌، منجم‌ و مورخ‌ امامی‌ قرن‌ دوازدهم‌
متن
جزایری‌، عبداللّه‌ بن‌ نورالدین‌ ، فقیه‌، محدّث‌، منجم‌ و مورخ‌ امامی‌ قرن‌ دوازدهم‌. جدّ او، سید نعمت‌اللّه‌ جزایری‌ * (متوفی‌ 1112)، و پدرش‌ سید نورالدین‌ جزایری‌ * (متوفی‌ 1158) بود. عبداللّه‌ در شوشتر به‌ دنیا آمد (محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 29). سال‌ ولادت‌ او را برخی‌ ( رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌3، ص‌243؛ همو، 1372ش‌، ص‌ 456) 1104، برخی‌ ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، مقدمه ‌ سَمامی‌ حائری‌، ص‌ 22؛ افشار سیستانی‌، ج‌ 2، ص‌ 608) 1112 و برخی‌ ( رجوع کنید به انصاری‌، ص‌ 370؛ شوشتری‌، ص‌ 109؛ حِرزِالدین‌، ج‌ 2، ص‌ 8؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌3، ص‌442، ج‌9، ص‌842) 1114 دانسته‌اند. محمد جزایری‌ (ج‌ 1، ص‌ 29، پانویس‌ 2) با مقایسه ‌ نسخه ‌ خطی‌ تحفة ‌العالم‌ با نسخه ‌ چاپی‌ آن‌، 1114 را که‌ در نسخه ‌ چاپی‌ آمده‌، تصحیف‌ شده‌ دانسته‌ و تاریخ‌ دقیق‌ تولد او را 7 شعبان‌ 1112 ذکر کرده‌ است‌. در تأیید نظر محمد جزایری‌، می‌توان‌ اضافه‌ کرد که‌ طبق‌ گزارش‌ شوشتری‌ در تحفة ‌العالم‌ (ص‌ 109)، سید نعمت‌اللّه‌، نوه ‌ خود (عبداللّه‌) را دیده‌ است‌ که‌ این‌ گزارش‌ با توجه‌ به‌ درگذشت‌ سید نعمت‌اللّه‌ در 1112 ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 105)، با تولد عبداللّه‌ در 1114 سازگار نیست‌.آقابزرگ‌ طهرانی‌ (1372 ش‌، همانجا)، با استناد به‌ گفته ‌ خودِ عبداللّه‌ جزایری‌ در تذکره ‌ شوشتر ــ که‌ سن‌ خود را هنگام‌ تألیف‌ آن‌ در 1164، «افزون‌ بر پنجاه‌ سال‌» ذکر کرده‌ احتمال‌ داده‌ است‌ که‌ او در 1104 (نه‌ 1114) به‌ دنیا آمده‌ باشد؛ ولی‌، این‌ احتمال‌ بعید به‌ نظر می‌رسد، چون‌ با این‌ فرض‌، عبداللّه‌ در 1164 شصت‌ یا حدود شصت‌ سال‌ داشته‌ است‌؛ اما اگر سال‌ تولد او 1112 فرض‌ شود، او در 1164 حدود 52 سال‌ داشته‌ که‌ با تعبیر «افزون‌ بر پنجاه‌ سال‌» سازگارتر است‌.به‌ گزارش‌ برخی‌ منابع‌ ( رجوع کنید به شوشتری‌، ص‌ 109؛ افشار سیستانی‌، ج‌ 2، ص‌ 608)، عبداللّه‌ از کودکی‌ زیرنظر پدر بزرگش‌، سیدنعمت‌اللّه‌، تربیت‌ شد، ولی‌ چنانچه‌ عبداللّه‌ در 7 شعبان‌ 1112 به‌ دنیا آمده‌ باشد، با توجه‌ به‌ درگذشت‌ سید نعمت‌اللّه‌ در 23 شوال‌ همان‌ سال‌، یعنی‌ 76 روز بعد از تولد عبداللّه‌ ( رجوع کنید به تقی‌زاده‌، ص‌ 194)، این‌ گزارش‌ نادرست‌ می‌نماید، به‌ ویژه‌ اینکه‌ سید نعمت‌اللّه‌ در مسیر بازگشت‌ از سفر مشهد و پیش‌ از رسیدن‌ به‌ شوشتر فوت‌ کرده‌ است‌ ( رجوع کنید به شوشتری‌، ص‌ 105؛ تقی‌زاده‌، همانجا).نورالدین‌ که‌ آثار تیزهوشی‌ را در فرزندش‌ عبداللّه‌ دید، از سه‌ چهار سالگی‌ به‌ تعلیم‌ او پرداخت‌ و علوم‌ بسیاری‌، از جمله‌ ادبیات‌ عرب‌، تفسیر، حدیث‌ و فقه‌، را به‌ او آموخت‌ (شوشتری‌، ص‌ 109؛ امین‌، ج‌ 8، ص‌ 87؛ موسوعه ‌ طبقات‌الفقهاء ، ج‌ 12، ص‌ 199). گفته‌اند که‌ جزایری‌ تا شانزده‌ سالگی‌ همه ‌ علوم‌ شرعی‌ و دینی‌ را فراگرفت‌ ( رجوع کنید به شوشتری‌؛ افشار سیستانی‌، همانجاها).عبداللّه‌ پس‌ از فراگیری‌ مراحل‌ نخست‌ علوم‌ دینی‌ در زادگاهش‌، به‌ اصفهان‌، فارس‌، خراسان‌، آذربایجان‌ و برخی‌ ممالک‌ آسیای‌ صغیر سفر کرد و از دانشمندان‌ بسیاری‌ بهره‌ برد. او علاوه‌ بر علوم‌ ادبی‌ و شرعی‌، به‌ فراگیری‌ علومی‌ چون‌ حکمت‌، ریاضیات‌، نجوم‌، هیئت‌ و طب‌ پرداخت‌ و در آنها مهارت‌ یافت‌ (شوشتری‌، همانجا؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 30ـ 31؛ نیز رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 20، 207ـ 209؛ همو، 1409، ص‌ 126، 137، 141، 143، 145، 153). تنوع‌ و گستردگی‌ نوشته‌های‌ او گواه‌ این‌ مدعاست‌ ( رجوع کنید به ادامه ‌ مقاله‌).استادان‌ مهم‌ جزایری‌، علاوه‌ بر پدرش‌، عبارت‌ بودند از: سیداحمدبن‌ محمدمهدی‌ شریف‌ خاتون‌آبادی‌ (متوفی‌ 1154 یا 1155، ریاضیدان‌ و عالم‌ هیئت‌)، محمدرفیع‌الدین‌ گیلانی‌ مشهدی‌ (متوفی‌ 1161)، یعقوب‌بن‌ ابراهیم‌ بختیاری‌ حُوَیزی‌ (متوفی‌ بعد از 1150)، نظرعلی‌بن‌ محمدامین‌ زجاج‌ تُستَری‌ (متوفی‌ 1150)، میر صدرالدین‌ رضوی‌ قمی‌ (متوفی‌ بعد از 1160) و عبداللّه‌بن‌ کرم‌اللّه‌ حویزی‌ (متوفی‌ ح 1131؛ رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 163؛ همو، 1409، ص‌ 126ـ 128، 141ـ142، 149، 182، 191؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 1، ص‌ 271، ج‌ 6، ص‌ 63، 195، ج‌ 11، ص‌ 174، ج‌ 15، ص‌ 71).برخی‌ از مشایخ‌ حدیثی‌ جزایری‌ این‌ اشخاص‌ بودند: پدرش‌ که‌ عبداللّه‌ از او اجازه‌ای‌ عام‌ داشت‌، محمدحسین‌ خاتون‌آبادی‌ * (متوفی‌ 1151)، رضی‌الدین‌بن‌ محمد عاملی‌ مکی‌ (متوفی‌ 1168) و نصراللّه‌بن‌ حسین‌ موسوی‌ حائری‌ (متوفی‌ میان‌ سالهای‌ 1156 تا 1168؛ رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 59 60، 83، 95ـ97؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 41).سید عبداللّه‌ جزایری‌ پس‌ از درگذشت‌ پدرش‌ در 1158، مناصب‌ شرعی او را در شوشتر برعهده‌ گرفت‌ که‌ از آن‌ جمله‌ افتا و امامت‌ جمعه‌ و جماعت‌ و نیز تدریس‌ علوم‌ دینی‌ بود (شوشتری‌، ص‌ 109؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 28، 30، 32). وی‌ حوزه ‌ درسی‌ پر رونقی‌ داشت‌ و شاگردان‌ بسیاری‌ تربیت‌ کرد (محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 45) که‌ در تذکره ‌ شوشتر (ص‌ 169ـ176) از آنان‌ نام‌ برده‌ است‌.گزارشهایی‌ که‌ سید عبداللّه‌ جزایری‌ در کتابهایش‌ از عالمان‌ و حکیمان‌ و ادیبان‌ روزگار خویش‌ فراهم‌ آورده‌ است‌، از روابط‌ گسترده‌اش‌ با آنان‌ حکایت‌ می‌کند (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به 1409، ص‌ 126، 129، 137ـ 138، 141، 143، 148ـ149، 153، 184، 191؛ 1420، ص‌ 38ـ42، 55).عبداللطیف‌ شوشتری‌ (ص‌ 112ـ113) در باره ‌ آشنایی‌ سیدعبداللّه‌ با ادیان‌ مسیحی‌، یهودی‌ و زردشتی‌ و متون‌ دینی‌ آنها و نیز فراگیری‌ زبانشان‌ به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفته‌ است‌ که‌ مبالغه‌آمیز به‌ نظر می‌رسد، چنان‌ که‌ گفته‌اند سیدعبداللّه‌ خود نیز چنین‌ ادعایی‌ نکرده‌ است‌ (رجوع کنید به کسروی‌، ص‌ 259ـ260).عبداللطیف‌ شوشتری‌ (ص‌ 112) جزایری‌ را در زمره ‌ عالمان‌ و بزرگانی‌ دانسته‌ است‌ که‌ در 1148 در جشن‌ تاجگذاری‌ نادرشاه‌ در دشت‌ مغان‌ گرد آمدند. به‌ گفته ‌ او، جزایری‌ در حضور شاه‌ خطبه‌ای‌ بلیغ‌ ایراد کرد. تذکره‌نویسان‌ بعدی‌ نیز سخن‌ شوشتری‌ را تکرار کرده‌اند ( رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1372 ش‌، همانجا؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 31ـ32؛ موسوعه ‌ طبقات‌ الفقهاء ، ج‌ 12، ص‌ 200). جزایری‌ در تذکره ‌ شوشتر (ص‌ 120ـ 121) به‌ شرح‌ واقعه‌ پرداخته‌، اما به‌ حضور خود در آن‌ جمع‌ اشاره‌ای‌ نکرده‌ است‌. بر این‌ اساس‌، کسروی‌ (ص‌ 260) حضور جزایری‌ و خطابه‌ خواندن‌ وی‌ را در این‌ مراسم‌ نفی‌ کرده‌ است‌.سید عبداللّه‌ در 1173 در شوشتر درگذشت‌ و در جوار قبر پدرش‌ در غرفه ‌ کوچکی‌ در ضلع‌ شرقی‌ حیاط‌ مسجدجامع‌ شوشتر به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (شوشتری‌، ص‌ 116؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 55؛ اقتداری‌، ج‌ 1، بخش‌ 1، ص‌ 681).جزایری‌ در نوشته‌های‌ خود آشکارا به‌ مشرب‌ اخباریان‌ تمایل‌ نشان‌ داده‌ است‌. میرزا محمد نیشابوری‌، اخباری‌ مشهور، او را در زمره ‌ منکران‌ طریقه ‌ اجتهاد برشمرده‌ است‌ ( رجوع کنید به خوانساری‌، ج‌ 4، ص‌ 258). جزایری‌ خود در مقدمه ‌ کتاب‌ التحفة ‌السَنیـّة (ص‌ 4ـ6، 14)، در باب‌ شبهات‌ حُکمی تحریمی‌، به‌ پیروی‌ از مسلک‌ متداول‌ در میان‌ اخباریان‌، به‌ نفی‌ برائت‌ و وجوب‌ احتیاط‌ قائل‌ شده‌ است‌. همچنین‌ وی‌ در مقام‌ استنباط‌، حجیت‌ عقل‌ را به‌ عنوان‌ منبعی‌ معتبر در تشریع‌ انکار کرده‌ است‌. با این‌ همه‌، این‌ سخن‌ مدرّس‌ تبریزی‌ (ج‌ 3، ص‌ 115) که‌ جزایری‌ مسلک‌ اخباری‌ محض‌ داشته‌ و منکر طریقه ‌ اجتهاد بوده‌ است‌، چندان‌ درست‌ نیست‌، زیرا جزایری‌ آرای‌ عالمان‌ اخباری سرسختی‌ چون‌ عبداللّه‌بن‌ صالح‌ بحرانی‌ را، در باره ‌ منع‌ عمل‌ به‌ ظواهر کتاب‌ و متشابه‌ بودن‌ کل‌ قرآن‌، مبالغه‌آمیز شمرده‌ است‌ (رجوع کنید به 1409، ص‌ 203). به‌ علاوه‌، او به‌ مناسبت‌ بحثی‌ دیگر، پس‌ از تقسیم‌ مشرب‌ فقهی‌ عالمان‌ شیعی‌ به‌ اصولی‌ و اخباری‌، بین‌ مجتهدان‌ و اخباریان‌ راهی‌ میانه‌ را برگزیده‌ است‌ ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 194ـ 195؛ همو، 1348 ش‌، ص‌ 173ـ174؛ محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 31؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع کنید به جزایری‌ * ، سید نعمت‌اللّه‌). در مقابل‌، جزایری‌ با عقاید و آموزه‌های‌ صوفیان‌ مخالفت‌ صریح‌ کرده‌ است‌ (رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1372 ش‌، ص‌ 457؛ نیز برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 129).از جزایری‌ کتابها و نوشته‌های‌ متعددی‌ در علوم‌ و فنون‌ مختلف‌ به‌ جای‌ مانده‌ است‌. همچنین‌ به‌ تشویق‌ پدرش‌، برشماری‌ از کتابهای‌ فقهی‌ و حدیثی‌ حاشیه‌ یا شرح‌ نوشته‌ است‌. شمار مجموع‌ این‌ نوشته‌ها افزون‌ بر سی‌ اثر است‌ ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 50 51، 53 54؛ امین‌، ج‌ 8، ص‌ 87؛ افشار سیستانی‌، ج‌ 2، ص‌ 609) که‌ از مهم‌ترین‌ آنها است‌:1) الاجازة ‌الکبیرة، اجازه ‌ مفصّلی‌ است‌ که‌ سید عبداللّه‌ در 1168 آن‌ را برای‌ چهار تن‌ از عالمان‌ حویزه‌، به‌ نامهای‌ محمدبن‌ کرم‌اللّه‌ حویزی‌، ابراهیم‌بن‌ خواجه‌ عبداللّه‌ حویزی‌، ابراهیم‌بن‌ عبداللّه‌ حویزی‌ هَمیلی‌ و محمدبن‌ محمد مقیم‌ اصفهانی‌ غروی‌، نگاشته‌ است‌ (رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 3ـ4، 211ـ 212، 215).جزایری‌ در این‌ اثر، علاوه‌ بر ذکر مشایخ‌ حدیثی‌ و طرق‌ روایت‌ آنها، در فصلی‌ مستقل‌ به‌ تکمیل‌ امل‌الا´مل‌ حرّعاملی‌، پرداخته‌ و احوال‌ عالمان‌ از 1097 به‌ بعد را شرح‌ کرده‌ است‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌117ـ 118، 120ـ193). وی‌ همچنین‌ در فصلی‌ مستقل‌ به‌ شرح‌ احوال‌ و ذکر آثار عالم‌ اخباری مشهور، شیخ‌ عبداللّه‌بن‌ صالح‌ بحرانی‌، پرداخته‌ است‌ (رجوع کنید به همان‌، ص‌ 200ـ 210).الاجازة ‌الکبیرة، به‌ سبب‌ اطلاعات‌ گرانبهایی‌ که‌ در باره ‌ مشایخ‌ حدیث‌ و عالمان‌ اواخر دوره ‌ صفوی‌ (حک : ح 906ـ 1135) دارد، محلّ توجه‌ عالمان‌، محدّثان‌ و مورخان‌ قرار گرفته‌ است‌. این‌ اثر همچنین‌ حاوی‌ اطلاعات‌ تاریخی‌ مهمی‌ در باره ‌ اوضاع‌ آن‌ روزگار و جایگاه‌ عالمان‌ و طلاب‌ در میان‌ مردم‌ است‌ ( رجوع کنید به همان‌، ص‌ 195ـ199؛ مجلسی‌، ج‌ 102، ص‌ 33ـ34). الاجازة الکبیرة، در 1409 با مقدمه ‌ آیت‌اللّه‌ نجفی‌ مرعشی‌ و با تحقیق‌ و تعلیقات‌ محمد سَمامی‌ حائری‌ چاپ‌ شده‌ است‌.2) تذکره ‌ شوشتر (یا فی‌تاریخ‌ تستر )، از منابع‌ معتبر به‌ زبان‌ فارسی‌ در باره ‌ تاریخ‌ شهر شوشتر و مشتمل‌ بر یک‌ مقدمه‌ و 48 فصل‌ است‌. تألیف‌ کتاب‌ در 1164 به‌ پایان‌ رسیده‌، ولی‌ پس‌ از آن‌ مؤلف‌ برخی‌ وقایع‌ را تا سال‌ 1169 به‌ آن‌ افزوده‌ است‌. در اوایل‌ کتاب‌، وجه‌ تسمیه ‌ شوشتر بیان‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 3ـ4؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 3، ص‌ 243ـ244).جزایری‌ در تذکره ‌ شوشتر ، علاوه‌ بر بیان‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ و آب‌ و هوای‌ شوشتر و نیز چگونگی‌ معیشت‌ اهالی‌ آن‌ منطقه‌، به‌ ذکر مسائل‌ سیاسی‌ و تاریخی‌ نیز پرداخته‌ است‌؛ از این‌رو، این‌ کتاب‌ در معرفی‌ اواخر عهد صفویه‌ و نیز حکومت‌ و احوال‌ مُشَعشَعیان‌، خانواده ‌ فرمانروای‌ عرب‌ در خوزستان‌ (حک : 845 -1150)، بسیار با اهمیت‌ است‌.مطالب‌ تذکره ‌ شوشتر را می‌توان‌ به‌ چهار بخش‌ تقسیم‌ کرد: نخست‌، ذکر اعتقادات‌ افسانه‌ای‌ مردم‌ شوشتر در باره ‌ شهرشان‌؛ دوم‌، شرح‌ موقعیت‌ مکانی‌ و جغرافیایی‌ محله‌ها و مسجدها و زیارتگاهها، قبور و دیگر مکانهای‌ مذهبی‌، معرفی‌ خاندانهای‌ علمی‌ و سادات‌ از جمله‌ سادات‌ تَلْغَر و سادات‌ مرعشی‌ و شماری‌ از عالمان‌ و شاعران‌ و رجال‌ شوشتر، معرفی‌ حاکمان‌ شوشتر از 932 تا زمان‌ مؤلف‌ و ذکر شرح‌حال‌ جدّش‌ سید نعمت‌اللّه‌ و پدرش‌ سید نورالدین‌ و نیز شرح‌حال‌ شاگردان‌ آن‌ دو و جمعی‌ از دوستان‌ و شاگردان‌ خود و بیان‌ فهرستی‌ از تألیفات‌ خود ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، جاهای‌ متعدد؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 3، ص‌ 244ـ 245)؛ سوم‌، حوادث‌ شوشتر و منطقه ‌ خوزستان‌ از 932 تا زمان‌ تألیف‌ کتاب‌؛ و چهارم‌، ذکر پاره‌ای‌ اشعار از مؤلف‌ و دیگر شاعران‌ و معرفی‌ شماری‌ از کتابها و نسخ‌ خطی‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 50؛ نیز رجوع کنید به کسروی‌، ص‌ 257).تذکره ‌ شوشتر بارها در کلکته‌ و تهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. چاپ‌ کلکته‌، که‌ نخستین‌ چاپ‌ آن‌ است‌، مقدمه‌ای‌ انگلیسی‌ در شرح‌حال‌ مؤلف‌ دارد. این‌ کتاب‌ در 1348 با مقدمه ‌ سیدمحمد جزایری‌ در تهران‌ چاپ‌ شد ( رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 3، ص‌ 243، ج‌ 9، ص‌ 842؛ همو، 1372 ش‌، ص‌ 457).3) التُحفة السَنِـیـَّة، شرح‌ کتاب‌ النُخبة ‌ المُحْسِنیه فیض‌ کاشانی‌، که‌ آن‌ را به‌ درخواست‌ شیخ‌ علی‌ نجّار شوشتری‌ (از شاگردان‌ سید نورالدین‌ جزایری‌) نوشته‌ است‌. این‌ کتاب‌ شامل‌ فشرده‌ای‌ از علم‌ اخلاق‌ و مسائل‌ مهم‌ فقهی‌ است‌ و در 1170 تألیف‌ آن‌ پایان‌ یافته‌ است‌. آن‌ را در دقت‌ و ایجاز مانند شرح‌ لمعه ‌ شهیدثانی‌ دانسته‌اند ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، التحفة ‌السنیة‌، ص‌ 368؛ همو، 1348 ش‌، ص‌ 79؛ همو، 1409، ص‌ 56؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 3، ص‌ 442ـ443). باب‌ طهارت‌ التحفة ‌ السنیـّة در تهران‌ چاپ‌ شده‌ است‌. همچنین‌ نسخه‌های‌ خطی‌ متعددی‌ از آن‌ در دسترس‌ است‌ ( رجوع کنید به محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 34؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 3، ص‌ 443).4) الذخیرة ‌الابدیة‌ فی‌ جوابات‌ المسائل‌ الاحمدیة، که‌ آن‌ را در پاسخ‌ به‌ چهل‌ پرسش‌ سیداحمدبن‌ مطلب‌ مُشَعشَعی‌ حویزی‌ (حاکم‌ وقت‌ خوزستان‌)، در 1154، به‌ عربی‌ نوشته‌ است‌ (محمد جزایری‌، ج‌ 1، ص‌ 38؛ قس‌ امین‌، ج‌ 8، ص‌ 87؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 10، ص‌ 12). موضوع‌ بیشتر مسائل‌ این‌ کتاب‌ فقهی‌ است‌ و به‌ آن‌ الرسالة ‌ الاحمدیة هم‌ گفته‌ می‌شود. مجموعه‌ای‌ از رساله‌های‌ جزایری‌، که‌شامل‌ این‌ اثر نیز هست‌، به‌ کوشش‌ سید محمد جزایری‌ گردآوری‌ شده‌ است‌ (آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 2، ص‌ 76، ج‌ 20، ص‌ 114؛ محمد جزایری‌، همانجا).5) الذُخْرُالرائِع‌ ، شرح‌ کتاب‌ فقهی‌ مفاتیح‌ الشرایع‌ فیض‌ کاشانی‌، که‌ ناتمام‌ مانده‌ و تنها شامل‌ یک‌ جلد است‌ و مقدمه‌ای‌ در باره ‌ درایه‌ و اصول‌ فقه‌ دارد. پدر جزایری‌ و برخی‌ علمای‌ دیگر بر آن‌ تقریظ‌ نوشته‌اند ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 53؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 9، ص‌ 687ـ 688، ج‌ 10، ص‌ 8).سیدعبداللّه‌ جزایری‌ در ریاضیات‌ و علوم‌ و فنون‌ وابسته‌ به‌ آن‌ نیز رساله‌هایی‌ نوشته‌ و شرح‌ یا ترجمه‌ کرده‌ است‌، از جمله‌: لُب ‌اللُباب‌ فی‌ شرح‌ صحیفة‌ الاسطرلاب‌، که‌ شرحی‌ است‌ بر الصحیفة ‌الاسطرلابیة ‌شیخ‌ بهائی‌ و آن‌ را به‌ درخواست‌ ابراهیم‌بن‌ عبداللّه‌ حویزی‌ همیلی‌ (شاگرد جزایری‌ و امام‌ جمعه‌ حویزه‌) نوشته‌ است‌ (عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، همانجا؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 13، ص‌ 344ـ 345، ج‌ 15، ص‌ 16، ج‌ 18، ص‌ 290)؛ کاشفة ‌ الحال‌ فی‌ معرفة ‌ القبلة ‌ و الزوال‌ ، در باره ‌ قبله ‌ حویزه‌، که‌ آن‌ را به‌ درخواست‌ سید علی‌خان‌بن‌ سید مطلب‌ موسوی‌ مشعشعی‌ حویزی‌ (برادر سیداحمد، حاکم‌ وقت‌ خوزستان‌) نوشته‌ است‌ (عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 52؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 17، ص‌ 45، 241ـ242)؛ طلسم‌ سلطانی‌ ، که‌ ترجمه ‌ کتاب‌ غایة ‌الحکیم‌ مجریطی‌ (متوفی‌ 395) در هیئت‌، ستاره‌شناسی‌ و طلسمهاست‌، با اضافاتی‌ از خود وی‌. این‌ ترجمه‌ به‌ خواست‌ ابوصالح‌ سلطان‌ تُرشیزی‌، وکیل‌ مالیه ‌ خوزستان‌، در 1157 در یک‌ مقدمه‌ و سه‌ فصل‌ تدوین‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 79؛ همو، 1409، ص‌ 53؛ آقا بزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 15، ص‌ 177ـ 178).جزایری‌ بر برخی‌ کتابهای‌ حدیث‌، رجال‌، فقه‌ و ریاضی‌ حواشی‌زده‌ و رساله‌های‌ متعددی‌ نوشته‌ است‌، از جمله‌ حاشیه‌ بر مسالک‌ الافهام‌ شهید ثانی‌، نقدالرجال‌ تفرشی‌، خلاصة‌ الحساب‌شیخ‌ بهائی‌ و تألیف‌ رساله ‌ جوائز السلطان‌ والحکام‌ ( رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1409، ص‌ 56؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 5، ص‌ 286، ج‌ 6، ص‌ 199، 228، ج‌ 7، ص‌ 97، ج‌ 20، ص‌ 114).جزایری‌ شعر نیز می‌سرود و فقیر تخلص‌ می‌کرد. دیوان‌ شعرش‌ افزون‌ بر پانصد بیت‌ دارد (رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی‌، 1403، ج‌ 9، ص‌ 695، 842). علاوه‌ بر آن‌، وی‌ در پاره‌ای‌ از کتابهای‌ خود، اشعار فارسی‌ و عربی‌ خود را آورده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به عبداللّه‌ جزایری‌، 1348 ش‌، ص‌ 154ـ 157، 174، 178، 205ـ207، 216ـ217؛ برای‌ دیگر آثار جزایری‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ 78ـ79؛ موسوعة ‌ طبقات‌ الفقهاء ، ج‌ 12، ص‌ 201).منابع‌: محمدمحسن‌ آقابزرگ‌ طهرانی‌، الذریعة ‌ الی‌ تصانیف‌الشیعة، چاپ‌ علی‌نقی‌ منزوی‌ و احمد منزوی‌، بیروت‌ 1403/1983؛ همو، طبقات اعلام‌الشیعة‌: الکواکب‌ المنتشرة فی‌القرن‌الثانی‌ بعدالعشرة‌، چاپ‌ علی‌نقی‌ منزوی‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ ایرج‌ افشار سیستانی‌، خوزستان‌ و تمدن‌ دیرینه ‌ آن، تهران‌ 1373 ش‌؛ احمد اقتداری‌، دیار شهریاران‌، [ تهران‌ ] 1353ـ1354 ش‌؛ امین‌؛ مرتضی‌بن‌ محمدامین‌ انصاری‌، رسائل‌ فقهیة، قم‌ 1414؛ محمد تقی‌زاده‌، شوشتر درگذر تاریخ‌: از عهد باستان‌ تا انقلاب‌ اسلامی‌ ، قم‌ 1378 ش‌؛ عبداللّه‌بن‌ نورالدین‌ جزایری‌، الاجازة ‌الکبیرة، چاپ‌ محمد سمامی‌ حائری‌، قم‌ 1409؛ همو، التحفة‌ السنیة ‌ فی‌ شرح‌ نخبة ‌المحسنیة، نسخه ‌ خطی‌ کتابخانه ‌ آستان‌ قدس‌ رضوی‌، ش‌ 2269؛ همو، تذییل‌ سلافة ‌العصر، چاپ‌ هادی‌ بالیل‌ موسوی‌، قم‌ 1420؛ همو، کتاب‌ تذکره ‌ شوشتر، اهواز: کتابفروشی‌ صافی‌، [ بی‌تا. ]، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1348 ش‌؛ محمد جزایری‌، شجره ‌ مبارکه‌، یا، برگی‌ از تاریخ‌ خوزستان‌: در بیان‌ انساب‌ و احوال‌ سادات‌ نوریه‌ (خاندان‌ جزائری‌) و بزرگان‌ خوزستان، ج‌ 1، [ اهواز ? 1397 ]؛ محمد حرزالدین ، معارف‌الرجال‌ فی‌ تراجم ‌العلماء و الادباء، قم‌ 1405؛ خوانساری‌؛ عبداللطیف‌بن‌ ابیطالب‌ شوشتری‌، تحفة ‌العالم‌؛ و ذیل‌التحفة، چاپ‌ صمد موحد، تهران‌ 1363 ش‌؛ احمد کسروی‌، کاروند کسروی‌ ، چاپ‌ یحیی‌ ذکاء، تهران‌ 1352 ش‌؛ مجلسی‌؛ محمدعلی‌ مدرس‌ تبریزی‌، ریحانة‌ الادب، تهران‌ 1374 ش‌؛ موسوعة‌ طبقات‌الفقهاء، اشراف‌ جعفر سبحانی‌، قم‌: مؤسسة الامام‌ الصادق‌، 1418ـ1424.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

لیلی کریمیان و محمدتقی کرمی

حوزه موضوعی

فقه وحقوق

رده های موضوعی
جلد 10
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده