دفاع مشروع ← دفاع
معرف
دفاع مشروع ← دفاع#
متن
دفاع مشروع ← دفاعNNNNدفتر (جمع: دفاتر)، نام دسته‌اى از اوراق معمولاً صحافى‌شده براى ثبت اطلاعات مالى و ادارى در دیوان‌سالارى اسلامى. واژة دفتر از ریشة یونانى Diphthera، به‌معناى «پوست حیوان»، گرفته شده‌است. در سدة پنجم پیش از میلاد، به طومارهاى پاپیروس نیز Diphthera مى‌گفتند؛ این کلمه، که در منابع یونان قدیم گاه در مورد بایگانى امپراتورى پرس ]= ایران[ نیز به‌کار مى‌رفت، بعدها وارد زبان پهلوى، و از آنجا نیز وارد زبان عربى شد (← مکنزى ؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه).دفاتر مکتوب، به‌معناى ورقهاى منفرد یا اوراق پیوسته، در منابع اسلامى با واژة کتاب کمابیش مترادف تلقى شده و از همین روست که در زبان فارسى اصطلاحى چون دفترچة دخل‌وخرج به گستردگى به‌صورت کتابچة دخل‌وخرج هم به‌کار رفته‌است (← دخل‌وخرج*، کتابچه).در سده‌هاى نخستین اسلامى، از پوست حیوانات، استخوان و برگ درختان به‌عنوان نوشت‌افزار استفاده مى‌شد. در دورة خلیفة دوم (ﺣﮑ : 13ـ23)، با تأسیس نخستین دیوان عالى در مدینه، ثبت حقوق و حضور و غیاب سربازان آغاز شد. در سالهاى نخست پس از فتوح، دفاتر دیوانى در ایران را کاتبان ایرانى و به فارسى مى‌نوشتند. بخشى از این دفاتر دیوانى در زمان حَجّاج به قلم صالح‌بن عبدالرحمان به عربى ترجمه شد (← بلاذرى، ص 294؛ نیز← د.اسلام، همانجا).در زمان نخستین خلیفة عباسى ابوالعباس سفاح (ﺣﮑ : 132ـ136)، وزیر او خالدبن برمک به‌جاى ورقهاى منفرد که ظاهراً از پوست بود، از دفترهاى پوستى استفاده کرد (← جهشیارى، ص 59؛ ابوهلال عسکرى، ص 233؛ مَقریزى، ج 1، ص 245). در زمان هارون‌الرشید (ﺣﮑ : 170ـ193)، وزیر او، جعفربن یحیى برمکى، استفاده از کاغذ را متداول کرد. از آن زمان به‌بعد کاربرد کاغذ در جهان اسلام به مرور افزایش یافت (← مقریزى، همانجا).محمدبن احمد خوارزمى، که در قرن چهارم در خدمت سامانیان بود، ظاهراً قدیم‌ترین نویسنده‌اى است که در اثر خود، مفاتیح‌العلوم، اطلاعات مهمى دربارة انواع دفتر در امور ادارى دول اسلامى و شیوة نگارش آنها به‌دست داده‌است. دفاتر مورد بحث در این اثر را مى‌توان به دو گروه مالى و نظامى تقسیم کرد. نمونه‌هایى از دفاتر مالى عبارت است از: قانون الخراج که جبایت (=جمع‌آورى) خراج* براساس نوشته‌هاى این دفتر صورت مى‌گرفت؛ اوارج معرب اداره که در آن مبلغ خراج مقرر هر کس و نیز مقدار پرداختى او ثبت مى‌شد؛ روزنامَج که در آن گزارش دخل‌وخرج روزانه نوشته مى‌شد؛ خَتْمه که گزارش دخل‌وخرج و نیز موجودى خزانه به‌صورت ماهیانه در آنها ضبط مى‌شد؛ الختمة‌الجامعة حاوى دخل‌وخرج سالیانه؛ تأریج، پیش‌نویس اسناد مالى مختلف؛ بَراة/ برات، قبض یا رسیدى که به مالیات‌دهندگان داده مى‌شد؛ و الموافقة‌والجَماعة که حاوى صورت‌حساب کاملى بود که کارگزاران به مقامات مافوق تحویل مى‌دادند. از بین دفاتر نظامى نیز مى‌توان اینها را نام برد : الجَریدَة‌السَوداء که در آن نام، نسب، نژاد، مشخصات جسمانى و حقوق سربازان تحت فرمان هر فرمانده ثبت مى‌شد؛ رَجْعَه که حاوى مقدار حقوق سربازان خارج از مرکز بود و الرَجْعة‌الجامعة که دفتر حساب نیازمندیهاى سپاه بود و از سوى رئیس دیوان جیش (سپاه) نوشته مى‌شد (← خوارزمى، ص 54ـ56).در منابع تاریخى نیز اطلاعات مهمى دربارة دفاتر هست. به نوشتة گردیزى (ص 315)، در زمان عَمرولیث صفارى پرداخت مواجب و دادن جنگ‌افزارهاى مورد نیاز سپاهیان، براساس فهرست اسامى آنان که در دفاتر دیوان عارض (عَرض) ثبت شده‌بود، صورت مى‌گرفت. گردیزى (ص 419) به دفاترى اشاره کرده که در آنها اطلاعات اراضى مزروعى نواحى مختلف و میزان خراج آنها ثبت مى‌شده‌است. در دورة سلجوقیان نیز، در پایتخت، دفاتر مختلفى براى ثبت اطلاعات مالى و نظامى وجود داشت که از جمله آنها مى‌توان به دفتر حساب و قوانین، دفتر روزنامج، دفتر جامگى، دستور اوارجه، جامع‌الحساب و دفتر عرض ]حشم/ سپاه[ اشاره کرد (← قمى، ص 63، 89؛ رشیدالدین فضل‌الله، 1960، ج 2، جزء5، ص 107).فخر مدبر (متوفى 604؛ ص 38ـ39) توصیه کرده‌است که براى جلوگیرى از خطا و سوءاستفاده‌هاى احتمالى، دفاتر به تناوب با یکدیگر مقابله شوند. بنابر آنچه وى آورده‌است، معلوم مى‌شود که شیوة دفتردارى در حکومت غوریان هند و اخلاف بعدى آنها اهمیت بسیار داشته‌است (← ص 25، 27، 30).دفتردارى در دوران سلجوقیان ]روم[ در آناطولى نیز ادامه داشته‌است. به نوشتة کریم‌الدین محمود آقسرایى (متوفى بین 723ـ733؛ ص 64) براى اینکه وزیر، صاحب فخرالدین على، به‌سهولت بتواند دفاتر دیوانى را بخواند، این دفاتر را در 657 از عربى به فارسى ترجمه کردند. از بین دفاتر دیوانى، دفاتر مربوط به پیشه‌وران، اراضى و املاک جالب توجه‌اند. ضبط مرتب فهرست اراضى در آسیاى صغیر، پس از سلجوقیان نیز ادامه یافت. بنابه آنچه استرآبادى در بزم و رزم (تألیف اواخر قرن هشتم) آورده، مناطق تازه فتح‌شده در زمان کوتاهى و به‌طور مرتب در دفاتر دیوانى ثبت مى‌شد (← ص 385، 465).دفتردارى در نظام ادارى عثمانى در آناطولى با گستردگى بیشترى ادامه یافت. امروزه در بایگانى بخش عثمانى نخست‌وزیرى در استانبول حدود 000،350 دفتر هست که نشان مى‌دهد در دیوان‌سالارى عثمانى غیر از اوراق منفرد، از دفاتر مختلف در زمینه‌هاى بسیار متعدد استفاده مى‌شده‌است. در میان آنها، قدیم‌ترین دفترى که اصل آن موجود است دفتر تحریر موسوم به دفتر خاقانى* به تاریخ 835 در دورة مراد دوم است که در آن اطلاعات اراضى، املاک و جمعیت سنجق آلبانى ثبت شده‌است. پس از این، قدیم‌ترین دفاتر، دفاتر محاسبه، دفاتر محاسبة کلى، دفاتر مواجب، دفاتر مقاطعه، دفاتر روزنامچه خزانه و دفاتر محاسبة اوقاف از دورة سلطان‌محمد فاتح (ﺣﮑ : 855ـ886) است (آیدین و گون‌آلان ، ص 26). در دولت عثمانى در قرن دهم انواع دفاتر جدید به این دفاتر افزوده شد.در دورة ایلخانان مغول براى آموزش مکاتبات رسمى، محاسبه و اصول دفتردارى به کاتبان، آثارى نوشته شد. بر پایة برخى از این آثار، مهم‌ترین انواع دفاتر مالى در بین ایلخانان اینها بوده‌است :1) دفتر روزنامچه یا دفتر تعلیق که احکام دیوانى و جزئیات هزینه‌ها و درآمدهاى روزانه در آنها ثبت مى‌شد. 2) دفتر اوارجه که مکتوبات دفاتر روزنامچه براساس ولایات و نیز نوع آنها تقسیم و در این دفاتر ثبت مى‌شدند. 3) دفتر توجیهات (یا دفتر وجوب) که در آنها مصارف قیدشده در دفاتر روزنامچه براساس نوع آنها، تقسیم و ثبت مى‌شدند. 4) دفتر قانون که انواع عایدات ولایات و گمرکها در آنها قید مى‌شد. این دفاتر به دو نوع تقسیم مى‌شدند: دفتر مال یا دفتر قانون اموال که اطلاعات مفصّلى دربارة عایدات مالیاتى ولایات در آنها نوشته مى‌شد، و دفتر مأخوذ (دفتر قانون قرار مأخوذ، دفتر ضَریبه) که مالیات گمرکات در آنها قید مى‌شد. 5) دفتر خرج مقرر دیوان، که عایدات و هزینه‌هاى مقرر در ابتداى هر سال در آنها ثبت مى‌شد و اگر در آخر سال باقیمانده‌اى داشت، براى مصارف بعدى قید مى‌شد. 6)دفتر مفرد (مفردات) که فقط مبالغ عایدات و هزینه‌هاى قیدشده در دفاتر مقرر برحسب ولایات و شهرها در آنها قید مى‌شد. اگر این مبالغ به‌جاى دفتر در طومار نوشته مى‌شد، به آن مفاوضه مى‌گفتند. 7) دفتر جامع (دفتر جامع‌الحساب): این دفاتر در آخر سال تنظیم مى‌شد و در آن انواع درآمد دولت و محل مصرف آنها قید مى‌شد که به آن دفتر تاریخ نیز مى‌گفتند. به خلاصة این دفتر که به رؤیت حکمران مى‌رسید، در مغولى جانکقى، و در زمان تیموریان در هرات مجموع گفته مى‌شد.8) دفتر تحویلات که در آن مبلغ وجوه تحویلى به خزانة دولت، نام تحویل‌گیرنده یا تحویلدار و نیز محل تأمین آن ثبت مى‌شد (← شمس‌منشى، ج 2، ص 125ـ132، 141ـ146؛ آملى، ج 1، ص 323ـ327؛ مازندرانى، ص 80 ـ172).در زمان ایلخانان، به جز این دفاتر که در مرکز حکومت نوشته مى‌شد، در خارج از مرکز نیز مأموران رسمى دفاتر مختلفى تنظیم مى‌کردند. رشیدالدین فضل‌الله در تاریخ مبارک غازانى (ص 257ـ267) متن فرمانى را آورده که در آن، غازان‌خان امر کرده که صورت آن فرمان در دفاتر موجود در ایالات نیز درج شود. همچنین، صورتهایى از دفاتر مربوط به اقطاعات که در دیوان اعلا نگهدارى مى‌شد، در اختیار سرهنگها، سرجوخه‌ها و ملتزمان در ایالات بود. هدف از این کار نیز جلوگیرى از هرگونه تحریف یا تخریب این دفاتر بود. جز اینها، دفاتر مختلف دیگرى نیز وجود داشت که حاوى نام مأموران رسمى در دولت ایلخانى بود.از نوشته‌هاى رشیدالدین فضل‌الله معلوم مى‌شود که در زمان غازان‌خان، در ضمن اصلاحات ادارى گسترده او، درخصوص دفاتر ثبت نیز اصلاحات بسیار مهمى صورت گرفته بود؛ چنان‌که مقرر شده‌بود احکام و فرمانهاى صادره از مرکز، پیش از صدور به رؤیت حکمران برسد و صورتى از فرمان رؤیت‌شده، عیناً در دفترى منعکس شود. همچنین، لازم بود تاریخى که فرمان به رؤیت حکمران رسیده و نام شخصى که آن را به رؤیت رسانده‌است و نام کاتب آن و مواردى از این قبیل در آن دفتر قید و یک نسخه از آن نیز در آخر سال وارد دفتر دیگرى شود (1358، ص 292). به جز اینها، دفتر دیگرى تنظیم شده‌بود که عواید و هزینه‌هاى دولت در مرکز و ایالات در آن ثبت مى‌شد. به نوشتة رشیدالدین فضل‌الله (1358، ص 253، 258) به هر ولایت کاتبانى رسمى فرستاده مى‌شدند تا نوع اراضى را در همة روستاها بررسى و آنها را بسته به اینکه زمین ملکى یا کشاورزى یا اوقافى‌اند، ثبت کنند. درنتیجه، زمینهایى که بدون هر دعوایى، تکلیفشان معلوم بود همراه نام متصرفشان در دفتر قانون یا دفاتر ولایت ثبت مى‌شدند (اوزگودنلى ، 2009، ص 263ـ266).یکى دیگر از نوآوریهاى زمان غازان‌خان درخصوص دفاتر، ایجاد بایگانى دولتى براى نگهدارى از اسناد رسمى بود. در شنب غازان اداره‌اى به نام «بیت‌القانون» تشکیل شد که ظاهراً ماهیت بایگانى دولتى یا «دفترخانه» داشته و در آنجا اسناد مهم مربوط به اراضى و دفاتر قانون نگهدارى مى‌شده‌است (← رشیدالدین فضل‌الله، 1358، ص 211). بنابر نوشتة وصّاف الحضره (ص 401)، برخى از دفاتر «دفترخانه» سیار بودند و در سفرها، همراه مأموران دولت و حکمران حمل مى‌شدند. در این دوره در دیوان بزرگ یا همان دیوان وزارت، صاحب‌منصبى باعنوان دفتردارِ دیوان بزرگ رئیس کل مربوط به دفاتر بوده‌است (← «وقفنامه سه دیه در کاشان»، ص 122، 130، 133).پس از دورة ایلخانى، به‌ویژه در عصر صفوى، نیز نظام ادارى گسترده‌اى درخصوص دفتردارى و حفاظت از دفاتر در مرکز حکومت دایر بوده‌است (← میرزارفیعا، ص 505ـ506، 523، 544، 583). دفاتر در «دفترخانة همایون» و تحت نظارت «داروغة دفترخانه» و «دفتردار» نگهدارى مى‌شد که از زیردستان «ناظر دفترخانه» بودند که نُه کاتب (محرر) داشت و همگى به «مستوفى‌الممالک» وابسته بودند (← همان، ص 545، 566، 619؛ نصیرى، ص 49ـ50، 53ـ54؛ میرزاسمیعا، ص 36).حفظ و نگهدارى و مرتب‌کردن دفاتر دفترخانه، مراقبت از آنها و جلوگیرى از گزند موش و حشرات به آنها یا محافظت از آنها در مقابل رطوبت، همگى برعهدة دفتردار بود. همچنین، بازکردن دفاتر در هر صبح، پیش از ورود کارکنان به محل، جمع‌کردن دفاتر در هر غروب و در جاى خود قرار دادن آنها و در پایان هر سال، قرار دادن دفتر آن سال در انبار و حفظ آنها در آنجا نیز از وظایف دفتردار بود (← نصیرى، ص 62ـ65؛ میرزاسمیعا، ص 43؛ دربارة دورة عثمانى ← دفتردار*).قفل‌کردن «دفترخانة همایون» برعهدة «کلیددار»، نگهبانى از آنجا و اجراى اوامر صادره برعهدة «عزب‌باشى» و «عَزَبان» و نظافت و بهداشت آنجا برعهدة «فرّاشان» بود. اینها همگى تحت نظر «داروغة دفترخانه» کار مى‌کردند (← نصیرى، ص 63؛ میرزارفیعا، ص 566، 619). عباراتى چون «ثبت دفتر خالصه شد»، «ثبت دفتر توجیهیه دیوان اعلا شد»، «ثبت دفتر نظارت شد» و «نوشته شد» نیز که در ظهر برخى از فرمانهاى دورة صفوى درج شده‌است، نشان مى‌دهد که پس از گذشتن این فرمانها از مراحل و اقدامات مختلف در بخشهاى گوناگون ادارى و مالى، صورتى از آنها در دفاتر دیگرى هم ثبت مى‌شدند (← بوسه، ص 89 ـ92). نظام دفتردارى به‌شیوة صفوى، در ایران در دوره‌هاى افشار، زندیه و قاجار نیز ادامه یافت (← رجب‌زاده، ج 3، ص 94ـ98).کاربرد دفاتر در نظام دفتردارى در جانب غربى جهان اسلام، خاصه در مصر نیز گسترده و پرتنوع بوده‌است. ابن‌صیرفى (متوفى 542)، نیز که از کاتبان دیوان رسائل در دولت فاطمى بود، در کتابش، القانون فى دیوان‌الرسائل، درخصوص دفاتر استفاده شده در امور ادارى در زمان فاطمیان اطلاعات مهمى آورده‌است. به نوشتة او، در برخى از دفاتر موجود در دیوان رسائل، القاب و جمله‌هاى دعایى مناسبِ هر صاحب‌منصب و چگونگى خطاب کردنِ متولیان امور در نامه‌ها و فرمانهاى رسمى ثبت مى‌شد. کاتب این دیوان همچنین از یادداشتهایى نیز با نام تذاکر/ تذاکیر براى سهولت دسترسى به محتویات دفترها استفاده مى‌کرد (← ابن‌صیرفى، ص 30ـ34). از نوشته‌ها و گزارشهاى تاریخى و فرهنگى دوره‌هاى فاطمیان و ایوبیان و ممالیک برمى‌آید که از دفاترى که در زمان فاطمیان در مصر نوشته شده‌بود، تا زمان سلطان مملوکى برقوق (ﺣﮑ : 1382ـ1389 و 1390ـ1399) استفاده شده‌است (بیورکمن ، ص 39). این نشان مى‌دهد که محافظت از دفاتر بسیار اهمیت داشته‌است. بااین‌حال، هر از گاه، جنگها، آتش‌سوزیها، طوفان، باران، تگرگ و دیگر بلایاى طبیعى موجب تخریب یا مفقودشدن دفاتر مى‌شد. کریم‌الدین محمود آقسرایى که در نظام دیوان‌سالارى سلجوقى دورة ایلخانیان خدمت مى‌کرد و مسئول دفاتر متعلق به خزانه بود، از یکى از این‌گونه حوادث طبیعى سخن گفته‌است که در آن دفاتر خزانه از بین رفت (← ص 230ـ 231). همین امر نشان مى‌دهد که چرا عمده دفاتر دول اسلامى گذشته تا امروز نمانده‌است. از همین‌رو، شمار معدود دفترهاى به‌جامانده، حتى از دوره‌هاى متأخرتر اسلامى، اهمیتى خاص دارد. از این جمله مى‌توان به سیزده دفتر تحریر (دفتر خاقانى) از سده‌هاى دهم ـ دوازدهم در دولت صفویان اشاره کرد. این دفاتر که حاوى اطلاعاتى در باب اراضى و جمعیت بخش غربى ایران در دورة سلطه عثمانیان است، امروزه در بخش عثمانى بایگانى نخست‌وزیرى ‌در استانبول نگهدارى ‌مى‌شود. این دفترها قدیم‌ترین نمونة دفاتر باقیمانده مربوط به سرزمین ایران است، که اطلاعات بسیار مهمى در زمینة تاریخ اجتماعى، اقتصادى و دینى بخش غربى ایران در بردارد (اوزگودنلى، 2003، ص 83 ـ107).منابع : محمودبن محمد آقسرایى، تاریخ سلاجقه، یا، مسامرة‌الاخبار و مسایرة‌الاخیار، چاپ عثمان توران، آنکارا 1944، چاپ افست تهران 1362ش؛ شمس‌الدین محمدبن محمود آملى، نفائس الفنون فى عرایس العیون، ج 1، چاپ ابوالحسن شعرانى، تهران 1377؛ ابن‌صیرفى، القانون فى دیوان‌الرسائل و الاشارة الى من نال الوزارة، چاپ ایمن فؤاد سید، قاهره 1410/ 1990؛ ابوهلال عسکرى، الاوائل، چاپ عبدالرزاق غالب مهدى، بیروت 1417/ 1997؛ عزیزبن اردشیر استرآبادى، بزم و رزم، با مقدمة ترکى محمد فؤاد کوپریلى، استانبول 1928؛ بلاذرى (بیروت)؛ محمدبن عبدوس جهشیارى، کتاب الوزراء و الکّتاب، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، وعبدالحفیظ شلبى، قاهره 1357/ 1938؛ محمدبن احمد خوارزمى، کتاب مفاتیح‌العلوم، چاپ فان فلوتن، لیدن 1895، چاپ افست 1968؛ هاشم رجب‌زاده، «دفترخانه همایونِ اعلى»، کتاب پاز، ش 3 (آذر1370)؛ رشیدالدین فضل‌الله، جامع التواریخ، ج 2، جزء 5: ذکرتاریخ آل‌سلجوق، چاپ احمد آتش، آنکارا 1960؛ همو، کتاب تاریخ مبارک غازانى: داستان غازان‌خان، چاپ کارل یان، لندن 1358/1940؛ محمدبن هندوشاه شمس‌منشى، دستورالکاتب فى تعیین‌المراتب، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو 1964ـ1976؛ محمدبن منصور فخر مدبر، آئین کشوردارى: شش باب بازیافته از آداب الحرب و الشجاعة، چاپ محمد سرور مولائى، ]تهران [1354ش؛ نجم‌الدین ابوالرجاء قمى، تاریخ‌الوزراء، چاپ محمدتقى دانش‌پژوه، تهران 1363ش؛ عبدالحى بن‌ضحاک گردیزى، تاریخ گردیزى، چاپ عبدالحى حبیبى، تهران 1363ش؛ عبدالله‌بن محمد مازندرانى، رساله فلکیه در علم سیاقت، چاپ والتر هینتس، ویسبادن 1331ش؛ احمدبن على مَقریزى، المواعظ والاعتبار فى ذکر الخطط و الآثار، چاپ ایمن فؤاد سید، لندن 1422ـ1425/ 2002ـ2004؛ میرزارفیعا، دستورالملوک، چاپ ایرج افشار، در دفتر تاریخ، ج 1، به کوشش ایرج افشار، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، 1380ش؛ میرزاسمیعا، تذکرة‌الملوک، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1368ش؛ على‌نقى نصیرى، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، چاپ یوسف رحیم‌لو، مشهد 1372ش؛ عبدالله‌بن فضل‌الله وصّاف‌الحضره، تاریخ وصّاف، چاپ سنگى بمبئى 1269، چاپ افست ]تهران[ 1338ش؛ «وقفنامه سه دیه در کاشان»، چاپ ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین، ج 4 (1335ش)؛Bilgin Aydın and Rıfat Günalan, XV-XVI. yüzyllarda Osmanl maliyesi ve defter sistemi, İstanbul 2008; Walther Björkman, Beiträge zur Geschichte der Staatskanzlei im islamischen Ägypten, Hamburg 1928; Heribert Busse, Untersuchungen zum islamischen Kanzleiwesen: an Hand turkmenischer und safawidischer Urkunden, Cairo 1959; EI2, s.v. "Daftar", (by B. Lewis); David Neil MacKenzie, A concise Pahlavi dictionary, London 1990; Osman Gazi Özgüdenli, Moğol İrannda gelenek ve değişim: Gâzân han ve reformlar (1295-1304), İstanbul 2009; idem, "Osmanlı İran'ı I: batı İran ve Azerbaycan tarihi hakkında Osmanlı tahrỉr kayıtları: coğrafỉ ve idarỉ taksimat", Ankara üniversitesi Dil ve Tarih-Coğrafya Fakültesi tarih araştırmalar dergisi, XXII/34 (2003).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عثمان غازی اوزگودنل

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده