دستگردی حسن ← وحید دستگردی
معرف
دستگردى، حسن ← وحید دستگردى#
متن
دستگردى، حسن ← وحید دستگردىNNNNدستور ← قانون اساسىNNNNدستور، حزب، بزرگ‌ترین حزب استقلال‌طلب تونس که پس از استقلال، حزب حاکم شد. پیشینه و خاستگاه حزب دستور به دوران فعالیت جنبش جوانان تونس (حرکة‌الشباب التونسى) بازمى‌گردد. این جنبش را در اوایل قرن چهاردهم/ بیستم على‌باش‌حامبه، براى مبارزه با استعمار فرانسه، تأسیس کرد. عبدالعزیز ثعالبى*، نویسنده و مبارز سیاسى، در 1325/1907 به جنبش جوانان تونس پیوست و یکى از اعضاى فعال آن شد. پس از انشعاب الحزب التونسى از جنبش جوانان تونس، ثعالبى به این نتیجه رسید که ساختار تشکیلاتى این حزب نمى‌تواند خواستهاى ملت تونس را تأمین کند؛ ازاین‌رو، درصدد تأسیس حزب جدیدى برآمد که از حمایت ملى گسترده‌اى برخوردار باشد (مناصریه، ص 229). او سرانجام، پس از برگزارى جلسات متعدد با گروههاى سیاسى مختلف، موفق شد با جلب‌نظر آنها در 27 جمادى‌الآخره 1338/ 18 مارس 1920 طرح کلى عرضه کند که مبناى تشکیل حزبى گردید که حزب آزادى‌خواه تونس (الحزب الحر التونسى) نامیده شد. پس از مدتى، عبدالعزیز ثعالبى با افزودن کلمة «الدستور»، آن را حزب آزادى‌خواه قانون اساسى (الحزب الحر الدستورى) نامید، که به اختصار حزب الدستور نامیده شد. این حزب پس از تأسیس، مهم‌ترین و اثرگذارترین حزب تونس شد و سهم عمده‌اى در مبارزة مردم تونس داشت (محجوبى، ص 95، 138ـ139، 216ـ217، 220، پانویس، ص 234ـ 236).حزب ابتدا مخفیانه فعالیت مى‌کرد، اما در 17 رمضان 1338/ 3 ژوئن 1920 با برگزارى همایش مؤسسان، رسماً اعلان موجودیت کرد. در این همایش عبدالعزیز ثعالبى به‌ریاست و احمد الصافى به دبیر کلى برگزیده شدند. سپس حزب، شاخه‌هاى خود را در شهرهاى تونس تأسیس کرد (فایز ساره، ص 15؛ مناصریه، ص 62؛ طاهر عبداللّه، ص 55). ایدئولوژى حزب دستور بر دو اصل وحدت ملى و وحدت عربى ـ اسلامى استوار شده‌بود. این حزب در مبارزه با استعمار فرانسه کوشید تمام مشخصات و ویژگیهاى ملى را حفظ کند و آنها را از خطر زوال نجات دهد و ضمن ترویج روحیة ملى‌گرایى در نسل جوان، در پى حفظ وحدت ملى بود. حزب همچنین به دفاع از جهان عرب و اسلام اهمیت مى‌داد و در مواجهه با استعمار به کمک دیگر ملتهاى اسلامى اتکا داشت و ملى‌گرایى عربى نیز یکى از محورهاى توجه حزب بود (مناصریه، ص 235ـ241). اصول و اهداف اساسى حزب عبارت بود از : برقرارى نظم مشروطه و حکومت ملى؛ به‌رسمیت شناختن کلیة حقوق شهروندى مطابق قانون و برخوردارى از آزادیهاى اجتماعى، مانند آزادى مذهب و مطبوعات و شغل و به رسمیت شناختن مالکیت خصوصى؛ ساماندهى قواى مجریه و مقننه و تأسیس قوه قضائیه مستقل؛ لزوم ایجاد تقسیمات ادارى براساس موازین حقوقى؛ تصویب آزادى آموزش و الزام در آموزش زبان عربى در مدارس ابتدایى (فایز ساره، ص 44؛ بشیربن عثمان، ص200ـ201).طبق ساختار تشکیلاتى حزب دستور، کمیته‌اى اجرایى مرکّب از دبیرکل و دو معاون، دبیر امور مالى و معاون وى، مدیریت حزب را برعهده دارد. مدیریت حزب در برابر مجلس ملى مسئول و پاسخگو است. این مجلس شامل اعضاى کمیته اجرایى به‌علاوه ده تن از اعضاى حزب از شهر تونس و دوتن از هر شاخة حزب است و به دعوت دبیر کل سالى حداقل دو بار جلسه تشکیل مى‌دهد. هریک از شاخه‌هاى حزب دستور را نیز یک مجلس کوچک اداره مى‌کند که شامل یک دبیرکل، معاون دبیرکل، دبیر امورمالى و معاون وى بود (محجوبى، ص240). رویکرد جدید حزب دربارة ساختار تشکیلاتى بیشتر متأثر از اعضاى جدید آن بود که در روزنامة العمل فعالیت مى‌کردند و فارغ‌التحصیل دانشگاههاى غربى بودند. آنان با پیوستن به حزب، در پى اصلاح ساختار تشکیلاتى و مؤسسات وابسته به آن برآمدند و آن را براساس دیدگاههاى جدید بازنگرى کردند. همین امر سبب ایجاد اختلاف بین اعضاى قدیم و جدید حزب و انشعاب در آن و برآمدن حزب دستور جدید شد (فایز ساره، ص 48ـ49). مهم‌ترین تغییرات در ساختار تشکیلاتى حزب که در همایش قصر هلال در 1313ش/ 1934 به‌وجود آمد و باعث تأسیس حزب دستور جدید شد، انحلال کمیتة اجرایى حزب، انتخاب مجلس ملى و دیوان سیاسى به‌منظور رهبرى حزب و مؤسسات وابسته به آن بود. در این ساختار، مجلس ملى به مثابة شوراى مرکزى در سایر احزاب است و رابط همایش و دیوان سیاسى تلقى مى‌شود که در ابتداى تشکیل خود، شانزده عضو داشت. دیوان سیاسى، هیئت عالى رهبرى حزب به‌شمار مى‌آید و کارکردى مانند دفتر سیاسى در دیگر احزاب دارد. دیوان سیاسى ابتدا از پنج عضو تشکیل مى‌شد که ریاست آن را محمود الماطرى برعهده داشت. علاوه بر آن، همایش قصر هلال، چهارچوب حقوقى مشخصى تدوین کرد که براساس آن، نظام داخلى حزب، شامل مناسبات هیئتها و مؤسسات مختلف و همچنین مناسبات اعضا، وظایف و حقوق آنها در نظام حزبى تعیین مى‌شد. در همایش حزب در 1343ش/ 1964، اعضاى دیوان سیاسى به پنجاه تن افزایش یافت و 47 فصل دربارة چهارچوب و مقررات داخلى حزب به تصویب رسید (همان، ص 49ـ50). رئیس حزب دستور جدید در همایش سراسرى حزب انتخاب مى‌شود. رئیس حزب بر همة تشکیلات و مؤسسات حزب نظارت دارد. کمیتة مرکزى، هیئت اجرایى حزب است و هماهنگى بین اجزاى تشکیلات حزب، اجراى آیین‌نامه‌هاى مصوب در مجمعها، دعوت براى تشکیل همایش سراسرى فوق‌العاده، و انتخاب رئیس حزب را، در صورت بدون تصدى بودن این منصب، برعهده دارد. این کمیته سه ماه یک بار تشکیل جلسه مى‌دهد و از 32 عضو منتخب تشکیل مى‌شود (همان، ص 51ـ52).پس از اعلان موجودیت حزب و گسترش فعالیت مبارزاتى آن، عبدالعزیز ثعالبى، رئیس حزب دستور، خواهان برقرارى دولتى قانونى شد اما مقامات فرانسوى، در واکنش، شمارى از فعالان حزب دستور را دستگیر کردند. ثعالبى نیز در 1302ش/ 1923 مجبور به ترک کشور شد (ثعالبى، مقدمة احمدبن میلاد، ص 9ـ12؛ صالح زهرالدین، ص 421ـ423). در غیاب ثعالبى، در 1308ش/ 1929 شمارى از جوانان تونسى، نشریة صوت التونسى را پایه‌گذارى کردند که حبیب بورقیبه* نیز از اعضاى مهم و مؤثر آن بود. سپس بیشتر آنان در 1311ش/ 1932 به‌رهبرى بورقیبه در روزنامة العمل گردهم آمدند (احمدبن عامر، ص 385ـ387؛ مناعى، ص 141).بورقیبه و همفکرانش همواره به مبارزه و مشارکت تودة مردم و طبقة کارگر در مبارزة استقلال‌طلبانه اعتقاد داشتند؛ ازاین‌رو، با شوراى مرکزى حزب، که میانه‌رو بودند، دچار اختلاف شدند و در 16 شهریور 1312/ 7 سپتامبر 1933 بورقیبه با جمعى از همفکرانش از حزب کناره گرفتند (محجوبى، ص 563؛ ساحلى، ص 249ـ250؛ مناصریه، ص 167ـ 168). آنان در 11 اسفند 1312/ 2 مارس 1934 همایش سراسرى حزب را در شهر قصر هلال برگزار کردند. بورقیبه انحلال شوراى مرکزى و تأسیس حزب دستور جدید (الحزب الحر الدستورى الجدید) را اعلام کرد و بیشتر شاخه‌هاى حزب در خارج از پایتخت به حمایت از آن پرداختند. در این همایش محمود الماطرى به ریاست حزب و حبیب بورقیبه به دبیرکلى برگزیده شدند (پرکینز ، ص 95؛ حبیب ثامر، ص 150ـ151).حزب دستور، رهبرى اعتراضات مردمى بر ضداستعمار را برعهده داشت، ازاین‌رو، فرانسویها در 12 شهریور 1313/ 3 سپتامبر 1934 بورقیبه و دیگر اعضاى عالى‌رتبه حزب، مانند محمود الماطرى، را دستگیر و تبعید کردند و روزنامة العمل تونس نیز توقیف شد، اما دو سال بعد، به‌دلیل فشار افکار عمومى، مقامات فرانسوى رهبران حزب دستور جدید، ازجمله بورقیبه، را آزاد کردند (حسن حسنى عبدالوهاب، ص 97، 167؛ صافى سعید، ص 99ـ101). در 17 تیر 1316/ 8 ژوئیه 1937 عبدالعزیز ثعالبى، پس از چهارده سال تبعید، به تونس بازگشت و کوشید بین دو حزب وحدت ایجاد کند، اما به‌سبب اختلاف شدید آنها، موفق نشد (احمدبن عامر، ص 397). در 29 آبان 1316/ 20 نوامبر 1937، به‌رغم مخالفت محمود الماطرى، به‌پیشنهاد حبیب بورقیبه اعتصاب سراسرى برگزار شد که در پى آن، الماطرى در 13 دى 1316/ 3 ژانویه 1938 از ریاست حزب استعفا کرد و شوراى مرکزى حزب در 22 اسفند/ 13 مارس همان سال، حبیب بورقیبه را به ریاست حزب برگزید (ساحلى، ص 252). پس از پایان جنگ جهانى دوم، بورقیبه در 6 فروردین 1324/ 26 مارس 1945 براى مذاکره با سران اتحادیه عرب به قاهره رفت. هدف وى طرح مسئلة تونس و تلاش براى استقلال کشور بود. او در مصر دفتر نمایندگى حزب دستور جدید را افتتاح کرد (همان، ص 253؛ حبیب ثامر، ص 175؛ احمدبن عامر، ص 407ـ410).مبارزات ضداستعمارى حزب دستور جدید با حمایت مردم تونس ادامه یافت تا اینکه در 9 مرداد 1333/ 31 ژوئیه 1954 استقلال داخلى تونس پذیرفته شد. حکومت جدید تونس به ریاست طاهربن عمار تشکیل شد که چهار تن از اعضاى حزب دستور جدید در آن شرکت داشتند (احمدبن عامر، ص 418، 436ـ 437، 465ـ467؛ ساحلى، ص 183، 254ـ256؛ صافى سعید، ص 165ـ170، 191ـ200). برخى دیگر از اعضاى حزب، به‌رهبرى صالح‌بن یوسف، پذیرش معاهدة استقلال داخلى از سوى حزب را اقدامى سازش‌کارانه دانستند و از آن انشعاب کردند و الامانة‌العامة للحزب الدستورى (دبیرخانه حزب دستور) را تأسیس نمودند (احمدبن عامر، ص 473). در 5 فروردین 1335/ 25 مارس 1956، پس از انتخاباتى که در آن ائتلاف حزب دستور جدید و دیگر گروههاى ملى پیروز شدند، مجلس مؤسسان تشکیل شد و حبیب بورقیبه به ریاست آن انتخاب گردید. در 26 فروردین 1335/ 15 آوریل 1956، نخستین حکومت ملى پس از استقلال، به ریاست حبیب بورقیبه، تشکیل شد (همان، ص 482ـ484) و در 16 آبان 1338/ 8 نوامبر 1959 نخستین انتخابات ریاست جمهورى و مجلس تونس (مجلس‌الامة) هم‌زمان برگزار و بورقیبه به ریاست‌جمهورى برگزیده شد و حزب دستور جدید و گروههاى ائتلافى با آن نیز در انتخابات مجلس به پیروزى رسیدند. مجلس مؤسسان ملى ــ که درواقع نمایندگان حزب دستور جدید بودندــ با تصویب قانون اساسى، اختیارات گسترده‌اى به رئیس‌جمهورى داد، ازجمله اختیار لغو قوانین مصوب مجلس (همان، ص 561؛ امیرشاهى، ص 65ـ66).حزب پس از به قدرت رسیدن با مسائل مهمى مواجه بود، ازجمله: یافتن راه‌حلى براى گروههاى مسلح مخالف که بر ضد حزب فعالیت مى‌کردند و آن را پیرو استعمار فرانسه مى‌دانستند؛ فراهم نمودن تمهیدات قانونى براى تغییر قوانین کشور و تدوین سیاستهاى اقتصادى و خارجى کشور. براساس این راهبرد، حزب یورش خود به مخالفان را، که صالح‌بن یوسف چهرة بارز آنان بود، آغاز کرد و موفق شد ضربات سهمگینى به آنان وارد آورد. از جنبة اقتصادى نیز رهبران حزب اقداماتى کردند، ازجمله لغو نظام اوقاف، تبدیل زمینهاى سوسیالیستى به زمینهاى خصوصى، ملى کردن شرکتهاى برق و حمل‌ونقل، و تأسیس بانک مرکزى با صدور دینار تونسى به‌عنوان واحد پول کشور (فایز ساره، ص 23ـ24). پس از همایش ششم، نیروهاى مخالف به رهبرى صالح‌بن یوسف، به خارج از کشور منتقل شدند و با ترور و مرگ رهبرشان در 1340ش/ 1961، تضعیف شدند. پس از آن، سوسیالیسم مشروطه‌طلب اولویت اصلى حزب شد. در 1338ش/ 1959، حبیب بورقیبه، رئیس این حزب، بار دیگر به ریاست جمهورى انتخاب شد و حزب دستور جدید نیز اکثریت کرسیهاى مجلس را به‌دست آورد. در مهر 1343/ اکتبر 1964 همایش هفتم حزب برگزار شد و نام حزب به حزب سوسیالیست دستور (حزب‌الاشتراکى الدستورى) تغییریافت. این حزب تنها حزب سیاسى و قانونى کشور شد و اهداف و برنامه‌هاى سوسیالیستى بیشتر از گذشته در دستور کار آن قرار گرفت (لاپیدوس، ص 702؛ فایز ساره، ص 25ـ28؛ بلخوجه، ص 95).در فاصلة بین همایش هفتم و همایش هشتمِ حزب سوسیالیست دستور، رقابت و اختلاف‌نظر بین طرفداران لیبرالیسم اقتصادى و سوسیالیستها شدت گرفت. احمدبن صالح، از اعضاى بانفوذ حزب، رهبرى گروه سوسیالیستها را برعهده داشت و هادى نُوَیْره نیز شخصیت بارز لیبرالها بود. پس از شکست برنامه‌هاى سوسیالیستى، این نزاع به نفع لیبرالها و با دستگیرى و محاکمه احمدبن صالح به جرم خیانت در 1348ش/ 1969 پایان یافت؛ اما این‌گونه اختلاف‌نظرها در حزب همچنان ادامه یافت و در همایش هشتم به اوج خود رسید. در این همایش، حزب به دو دسته تقسیم شد: گروه اول، به رهبرى هادى نویره، متشکل از نخبگان مُنَستیر، زادگاه بورقیبه، یا همشهریها و حامیان او بود؛ و گروه دوم، زیرنظر احمد مشیرى، خواهان انتقال قدرت به نخبگان پایتخت بود. سرانجام پس از همایش نهم در 1353ش/ 1974، گروه مشیرى از حزب سوسیالیست دستور منشعب شد و جنبش سوسیالیستهاى دموکرات (حرکة‌الاشتراکیین الدیمقراطیین) را تأسیس کرد (فایز ساره، ص 28ـ31؛ >کتاب سال جهان اروپا 1999<، ج 2، ص 3497). در همایش حزب در شهریور 1353/ سپتامبر 1974، ریاست جمهورى مادام‌العمر گردید. این اقدام با 85 ر99% آرا در همه‌پرسى اسفند 1353/ مارس 1975 تأیید شد. از آن پس، نظام چندحزبى کنار گذاشته شد و مجلس ملى با اصلاح قانون اساسى تصویب کرد که در صورت مرگ، استعفا یا ناتوانى مطلق رئیس‌جمهورى، نخست‌وزیر که دبیرکل حزب است تا پایان مجلس قانون‌گذارى جانشین رئیس کشور خواهد شد (بالتا ، ص 73ـ74).از اوایل 1359ش/ 1980 نویره به‌سبب بیمارى و ناآرامیهاى جنوب تونس، از دبیرکلى حزب استعفا کرد و محمد مزالى، که به بورقیبه گرایش داشت، به نخست‌وزیرى و دبیرکلى حزب سوسیالیست دستور برگزیده شد. او در همایش یازدهم حزب (فروردین 1360/ آوریل 1981) بر لزوم گفتگو با گروهها و جریانهاى مخالف نظام تأکید نمود و بورقیبه نیز از او حمایت کرد. در ادامه این سیاست، رهبران حزب به برخى گروههاى اسلام‌گرا اجازه فعالیت حزبى دادند و احزاب آنها مجوز قانونى دریافت کردند و احزاب چپ‌گرا با آزادى بیشترى به فعالیت پرداختند (فایز ساره، ص 34ـ39). در انتخابات مجلس ملى (آبان 1360/ نوامبر 1981)، حزب سوسیالیست دستور و اتحادیه‌هاى اصناف، ائتلافى تشکیل دادند که بیش از 6ر94% آرا (126 کرسى مجلس) را به‌دست آورد (امیرشاهى، ص 75؛ >کتاب سال جهان اروپا 1999<، همانجا). در 16 آبان 1366/ 7 نوامبر 1987 بن‌على، بورقیبه را عزل کرد و خود را رئیس‌جمهورى و فرمانده کل قوا خواند (بالتا، ص 79ـ80 ؛ پرکینز، ص 175؛ امیرشاهى، ص 78ـ80). از اقدامات او در دوران حاکمیتش، برگزارى اولین همایش حزب در 7 مرداد 1367/ 29 ژوئیه 1988 با حضور شصت هیئت از کشورهاى اسلامى و اروپایى و امریکایى و دبیرکل اتحادیه عرب و شرکت 2500 عضو حزب حاکم بود. او در این سخنرانى در حضور رهبرانِ سه حزب قانونى (حزب دموکراتیک سوسیالیست، حزب کمونیست و حزب اتحاد ملى)، برقرارى نظام دموکراسى چندحزبى را مطرح کرد (امیرشاهى، ص 81 ـ82). در 1367ش/ 1988 نیز نام حزب سوسیالیست دستور را به تجمع قانون اساسى دموکراتیک (التجمع الدستورى الدیمقراطى) تغییر داد تا معرف اصلاحات دموکراتیک در دورة جدید باشد. وى در کمیتة مرکزى حزب بیشتر از جوانان استفاده کرد. بن‌على اعضاى دفتر سیاسى حزب را از سیزده تن به هفت تن از معتمدان خود کاهش داد (بالتا، ص80 ؛ امیرشاهى، ص 82 ؛ >کتاب سال جهان اروپا 1999<، ج 2، ص 3498).در فروردین 1368/ آوریل 1989 انتخابات مجلس و ریاست‌جمهورى با پیروزى قاطع تجمع قانون اساسى دموکراتیک به پایان رسید و بن‌على به ریاست جمهورى برگزیده شد. او هادى بکوش را ــ که در نیمة دوم دهة 1360ش/ 1980 در جناح‌بندیهاى داخلى از حامیان اصلى او بود و در حزب حاکم نیز نفوذ گسترده‌اى داشت ــ به نخست‌وزیرى و دبیرکلى این حزب برگزید (بالتا، ص 81؛ امیرشاهى، ص80 ـ83). در انتخابات ریاست‌جمهورى و مجلس (29 اسفند 1373/ 20 مارس 1994) نیز تجمع قانون اساسى دموکراتیک بار دیگر به پیروزى رسید و بن‌على براى دومین بار رئیس‌جمهورى شد (>کتاب سال جهان اروپا 1999<، ج 2، ص 3499). او در همایش حزب، که در تیر 1377/ ژوئیه 1998 برگزار شد، به دبیرکلى تعیین شد تا بتواند در انتخابات ریاست‌جمهورى سال بعد شرکت کند. در مرداد 1378/ اکتبر 1999، بن‌على براى سومین بار در انتخابات ریاست‌جمهورى به پیروزى رسید و مخالفان نیز توانستند براى نخستین بار 20% کرسیهاى مجلس را به‌دست آورند (همانجا؛ > دایرة‌المعارف تاریخ افریقا در قرن بیستم< ، ذیل "Tunisia"). تجمع قانون اساسى دموکراتیک از 6 تا 9 مرداد 1382/ 28 تا 31 ژوئیه 2003 همایش خود را برگزار کرد. در این همایش، با اکثریت آرا، زین‌العابدین بن‌على به‌عنوان نامزد حزب در انتخابات ریاست‌جمهورى 1383ش/ 2004 برگزیده شد. در این انتخابات (3 آبان 1383/ 24 اکتبر 2004)، بن‌على بار دیگر به ریاست جمهورى رسید (رئاسة‌الجمهوریة التونسیة، 2010؛ التجمع‌الدستورى الدیمقراطى. مؤتمرات التجمع، 2010). همچنین در همایش حزب تجمع قانون اساسى دموکراتیک (9ـ12 مرداد 1387/ 30 ژوئیه ـ 2 اوت 2008)، بن‌على به‌درخواست همایش نامزد این حزب در انتخابات ریاست‌جمهورى 1388ش/ 2009 شد (التجمع الدستورى الدیمقراطى. البرنامج و سیرالاعمال، 2010). او در این انتخابات (3 آبان 1388/ 25 اکتبر 2009) بار دیگر به‌ریاست جمهورى رسید اما با پیروزى انقلاب تونس در 24 دى 1389/ 14 ژانویه 2011 به‌عربستان گریخت و دادگاه تونس در 18 اسفند/ 9 مارس همان سال حزب او را منحل و تمامى داراییهاى آن را مصادره کرد (← الجزیرة نت، خبر مورخ 9 مارس 2011).منابع : احمدبن عامر، تونس عبرالتاریخ: منذاقدم العصور الى اعلان الجمهوریة، تونس 1379/1960؛ الجزیرة‌نت.Retrieved Jan.27, 2013, from http://www.aljazeera.net/ portal;ذوالفقار امیرشاهى، تونس، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، 1373ش؛ پل بالتا، مغرب بزرگ: از استقلال تا سال 2000، ترجمة عباس آگاهى، تهران 1370ش؛ بشیربن عثمان، اضواء على تاریخ تونس الحدیث: 1924-1881، تونس ] 1981[؛ طاهر بلخوجه، الحبیب بورقیبة: سیرة زعیم، قاهره 1419/ 1999؛ التجمع الدستورى الدیمقراطى. البرنامج و سیرالاعمال.Retrieved Nov.30, 2010, from http://www.rcd.tn/ defi/ index.html;التجمع‌الدستورى الدیمقراطى. مؤتمرات التجمع.Retrieved Nov.30, 2010, from http://www.rcd.tn/ independance/ 01-historique/ 07 congres-rassembl;عبدالعزیز ثعالبى، تاریخ شمال افریقیا من الفتح الاسلامى الى نهایة الدولة الاغلبیة، چاپ احمدبن میلاد و محمد ادریس، بیروت 1407/1987؛ حبیب ثامر، هذه تونس، چاپ حمّادى ساحلى، بیروت 1408/ 1988؛ حسن حسنى‌عبدالوهاب، خلاصة تاریخ تونس، ]تونس 2002[؛ رئاسة‌الجمهوریة التونسیة. الرئیس زین‌العابدین بن‌على.Retrieved Nov.30, 2010, from http://www.carthage.tn/ ar/ index.php? option = com-content&task=vi;حمّادى ساحلى، تراجم و قضایا معاصرة، جمع و ترتیب محمد عزیز ساحلى، بیروت 1425/ 2005؛ صافى سعید، بورقیبة: سیرة شبه‌محرّمة، بیروت 2000؛ صالح زهرالدین، موسوعة رجالات من بلادالعرب، بیروت 2001؛ طاهر عبداللّه، الحرکة الوطنیة التونسیة: رؤیة شعبیة قومیة جدیدة، 1956-1830، سوسه، تونس ] 1990[؛ فایز ساره، الاحزاب و الحرکات السیاسیة فى تونس: 1932ـ 1984، دمشق 1986؛ على محجوبى، جذور الحرکة الوطنیة التونسیة: 1904ـ 1934، تعریب عبدالحمید شابى، تونس 1999؛ یوسف مناصریه، الحزب الحر الدستورى التونسى: 1919ـ 1934، بیروت 1408/ 1988؛ طاهر مناعى، المثقفون التونسیون و الحضارة الغربیة فى مابین الحربین العالمیتین : 1939-1919، سوسه، تونس 2001؛Encyclopedia of twentieth-century African history, ed. Paul Tiyambe Zeleza, London: Routledge, 2003, s.v. "Tunisia" (by Hamdi Abdulrahman); The Europa world yearbook 1999, London: Europa Publications, 1999, s.v. "Tunisia"; Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies, Cambridge 1991; Kenneth Perkins, A history of modern Tunisia, Cambridge 2004.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اصغر صادقی یکتا

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده