دریای سرخ ← بحراحمر(۱)
معرف
دریاى سرخ ← بحراحمر(1)#
متن
دریاى سرخ ← بحراحمر(1)NNNNدریاى سفید ← بحرالرومNNNNدریاى سیاه، دریایى در شمال ترکیه. این دریا با امتداد شرقى ـ غربى در جنوب‌شرقى اروپا واقع و از شمال به اوکراین، از شمال‌شرقى به روسیه، از مشرق به گرجستان، از جنوب به ترکیه و از مغرب به رومانى و بلغارستان محدود است. در جنوب‌غربى دریاى سیاه نزدیک شهر استانبول، تنگة بوسفور (استانبول بوغازى) قرار دارد که با اتصال دو قارة اروپا و آسیا به یکدیگر یکى از مهم‌ترین آبراههاى جهان تلقى مى‌شود. این تنگه دریاى سیاه را به دریاى مرمره و تنگة داردانِل نیز دریاى مرمره را به دریاى اژه و آبهاى آزاد متصل مى‌کند. دریاى سیاه از شمال نیز از طریق تنگه کِرچ در جوار شبه‌جزیرة کِریمه به دریاى آزوف* مى‌پیوندد (← على توفیق، ص 18؛ سامى، ذیل «قره‌دکیز»؛ >اطلس جامع جهان تایمز< ، نقشه‌هاى 37، 38، 42، 43، 44؛ قاسمى، ص 4؛ روبر ، ذیل "Noire"؛ جغرافیاى ترکیه، ص 3). وسعت دریاى سیاه 000،461 کیلومترمربع است که 000،38 کیلومترمربع از آن مربوط به دریاى آزوف است. بیشترین عمق آن حدود 245،2 متر (روبر، همانجا)، بیشترین طول آن 187،1 کیلومتر، بیشترین عرض آن 613 کیلومتر و طول سواحل آن 914،4 کیلومتر است (سامى، همانجا) که بیشترین خط ساحلى، یعنى بالغ بر 695،1 کیلومتر از آن، متعلق به کشور ترکیه است (قاسمى، ص 2).نام این دریا را غالب منابع اسلامى، بُنْطُس ضبط کرده‌اند (براى نمونه ← ابن‌خرداذبه، ص 103؛ مسعودى، ص 66؛ ادریسى، ج 2، ص 831 ؛ یاقوت حموى، ذیل «بُنْطُس»). این نام در برخى از کتابها به صورتهاى نیطس، نیطش، نیطوس و بنطش تصحیف شده‌است (← طوسى، ص100؛ ابن‌عبرى، ص 95، 143؛ دمشقى، ص 239؛ ابوالفداء، ص30ـ31؛ ابن‌کثیر، ج 1، ص 26). بنطس معرب واژة لاتینى و یونانى پونتوس به معناى دریا است (← سامى، ذیل «بحر نیطس» و «قره‌دکیز»؛ لسترنج ، ص 136؛ قاموس‌الکتاب المقدس، ص190). نام اصلى این دریا پونت ائوکسین است (روبر، همانجا). استرابون (اوایل قرن اول میلادى) این دریا را ائوکسین (← ج 1، ص 183، 479، ج 2، ص 107، ج 3، ص 189، ج 5، ص 209، ج 6، ص 207) و پونتوس (ج 3، ص 173، 285، 327) نامیده و نوشتهاست در زمان هومر (ﺣ 850 ق م) آن را آکسین (نامناسب براى زندگى) مى‌نامیدند (← ج 3، ص 189). دیگر نویسندگان یونانى مانند اورپیدس و پینداروس نیز، این دریا را با نام پونتوس ائوکسینوس آورده‌اند که این نام از نامى که ایرانیان بر این دریا نهادند، یعنى سیاه بُن که در بندهشن (ص 144) نیز آمده، گرفته شده‌است. به نظر مى‌رسد، این نام به صورت زره اَخشِن نیز به کار رفته باشد، زره به معناى دریا و اخشن/ اخشنه واژه‌اى اوستایى به معناى سیاه است (← آلن ، ص 86 ـ 87 ؛ پورداود، ص 337ـ339). دریاى سیاه همچنین به نامهاى قِرِم/ کریمه (← ابوالفداء، همانجا)، طرابزون/ طرابزنده، از شهرهاى ساحلى این دریا (یاقوت حموى، ذیل «بحربنطس») و دریاى روس (دمشقى، همانجا) نیز خوانده شدهاست. حدودالعالم تنها کتابى است که نام این دریا در آن علاوه بر بنطس، گُرزیان نیز خوانده شده‌است (← ص 96). در میان منابع موجود جغرافیایى، المسالک و الممالکِ بکرى (قرن پنجم) ظاهراً قدیم‌ترین اثرى است که نام دریاى سیاه (=«البحرالاسود») در آن به کار رفتهاست (← ج 1، ص 211؛ نیز ← ابن‌اثیر، ج 1، ص330).در دوران عثمانى، این دریا علاوه بر قره‌دنیز، بحرسیاه نیز نامیده شدهاست (← رفعت احمد، ذیل «بحرسیاه»؛ سامى، ذیل «بحر سیاه»، «قره‌دکیز»؛ >اطلس عثمانى< ، نقشه‌هاى 1، 14، 19).اهالى ترکیه این دریا را با نام قره‌دنیز (= دریاى سیاه) مى‌شناسند و ظاهراً نام ترکى آق‌دنیز (دریاى سفید) براى دریاى مدیترانه در مقابل دریاى سیاه به‌کار رفته‌است (← >اطلس جغرافیایى ترکیه< ، بخش 1، ص 16). نام بین‌المللى آن به زبانهاى مختلف، ترجمه‌اى از عبارت دریاى سیاه است (← د. ا. د. ترک، ج 24، ص 386).رودهاى قِزِل ایرماق (هالیس) به طول 1150 کیلومتر، یَشیل ایرماق به طول 468 کیلومتر و ساکاریا (سقاریه) به طول 824 کیلومتر از مهم‌ترین رودهایى هستند که از ترکیه به دریاى سیاه مى‌ریزند (رو ، ص 22؛ جغرافیاى ترکیه، ص 22؛ قس موستراس ، ص 398، که طول قزل ایرماق را 1400 کیلومتر نوشتهاست؛ براى تفصیل بیشتر ← على توفیق، ص 196ـ202؛ قاسمى، ص 5ـ6). رودهاى دیگرى که به این دریا مى‌ریزند، عبارت‌اند از: رود چوروخ در باطوم* گرجستان (رو، همانجا)؛ رودهاى پراوادى و قامچى از اروپاى شرقى؛ رود دانوب (طونه) به طول 2850 کیلومتر با گذر از آلمان، صربستان، رومانى و دوبریچة بلغارستان، در منطقة خضرالیاس (على توفیق، ص 32ـ 34؛ >دایرة‌المعارف جغرافیاى جهان< ، ص 338، 384؛ نیز ← اسپناقچى پاشازاده، ص 24، 30)؛ رود دنیپر به طول 2285 کیلومتر با گذر از روسیه و اوکراین؛ رود دنیستر در اوکراین و رود بوگ از اروپا (← سامى، ذیل «قره‌دکیز»؛ روبر، همانجا؛ نقشه طبیعى اروپا). آب و هواى سواحل دریاى سیاه بسیار متنوع و مشرق و مغرب آن باهم متفاوت است. آب و هواى مشرق آن تابستانها و زمستانها معتدل و بهار و پاییز آن طولانى است. توتون در این ناحیه به فراوانى کشت مى‌شود و از نظر مرغوبیت در جهان مشهور است (رو، ص 35). سواحل جنوبى دریاى سیاه، نوار ساحلى شمال ترکیه، با زمستانهاى ملایم و تابستانهاى داغ، از پرباران‌ترین مناطق ترکیه‌اند (جغرافیاى ترکیه، ص 27ـ 28). منطقه چین‌خوردگى شمال ترکیه تمام شمال این کشور را در کناره دریاى سیاه به عرض 150 تا 200 کیلومتر مى‌پوشاند. این سلسله‌جبال که در زبان انگلیسى و سایر زبانهاى اروپایى پونتیک نام دارد، در ترکیه با دو نام آنادولو داغلارى(کوهستان آناطولى) و قره‌دنیز داغلارى (کوههاى دریاى سیاه) شناخته مى‌شود. این کوهها عموماً کم‌ارتفاع و پرباران و پوشیده از جنگلهاى سبزند. در سواحل جنوبى این دریا، به علت وجود این کوهسارانِ موازى با دریاى سیاه، جلگه‌هاى ساحلى، به استثناى اطراف شهر سامسون، بسیار کم است. سواحل جنوبى دریاى سیاه از نواحى پرجمعیت ترکیه و اقلیم آن براى کشت ذرت (مهم‌ترین محصول سراسر این سواحل)، چاى، گندم و جو، فندق، مرکّبات و سایر میوه‌ها مساعد است (رو، همانجا؛ قاسمى، ص 7؛ جغرافیاى ترکیه، ص 9، 100ـ101).در حدود دوسوم کل صید ترکیه از بنادر دریاى سیاه به‌خصوص از بندر اُردو است. در اردو بیشتر ماهى کولى صید مى‌شود (جغرافیاى ترکیه، ص 112ـ113؛ براى اطلاع از انواع گوناگون ماهیان این دریا ← > اطلس جغرافیایى ترکیه<، بخش 1، ص 39ـ40). صنعت صید ماهى در شمال آن، به‌خصوص در کریمه، بسیار فعال است. این دریا با داشتن مراکز تفریحى و گردشگرى مهم و بنادرى مثل کنستانتا (کنستانتسا)در رومانى، بورگاس و وارنا در بلغارستان، سامسون، سینوپ، طرابزون و زُنگول‌داق در ترکیه، نئودسیا، خِرسون ، نیکولانیو، اُدِسا، سواستوپول و یالتا در اوکراین، نووُرُسیسک و سوچى در روسیه و باطوم و سوخوم در گرجستان، در اقتصاد ناحیه بسیار تأثیرگذار است (روبر، همانجا؛ >اطلس جغرافیایى ترکیه<، بخش 1، ص 17ـ22، 28؛ گیتاشناسى نوین کشورها، ص 204؛ قس رو، ص 36؛ >اطلس جامع جهان تایمز<، نقشه‌هاى 37، 38، 42، 43، 44، 46؛ >دایرة‌المعارف جغرافیاى جهان<، ص 338، 360، 370). بیست وپنج بندر ترکیه در سواحل جنوبى دریاى سیاه، در حمل‌ونقل دریایى درون‌مرزى آن اهمیت بسیار دارند. از طریق این بنادر علاوه بر جابه‌جایى مسافر، از شرقى‌ترین بنادر، زغال‌سنگ و فولاد، توتون، انواع محصولات کشاورزى و گاو زنده به استانبول جهت مصرف داخلى یا صادرات حمل مى‌گردد (جغرافیاى ترکیه، ص 135).پیشینه. براساس حفریات ناحیة سامسون در ترکیه، سابقة سکونت در منطقه دریاى سیاه به دورة پیش از تاریخ مى‌رسد. در قرن هشتم پیش از میلاد، طوایف میلز در سواحل جنوبى دریاى سیاه ساکن شدند (رو، ص 35). در سواحل شرقى این دریا نیز سرزمین طایفه‌اى از تورانیان به نام اَبازِخ قرار داشته که اکنون بخشى از خاک روسیه است (اسپناقچى پاشازاده، ص 25؛ براى دیگر اقوام باستانى ساکن در اطراف این دریا و تاریخ دریاى سیاه در دوران باستان ← د. ایرانیکا، ذیل "Black Sea").در قرن سوم، ابن‌خرداذبه بر این گمان بود که دریاى سیاه به دریاى خزر متصل است (← ص 103). در نیمة اول قرن چهارم، مسعودى (ص 66) طول و عرض این دریا را 1300 میل (معادل 2400 کیلومتر) در 300 میل (معادل 555 کیلومتر) تخمین زدهاست. وى (ص 67) همچنین به سرازیر شدن رود بزرگ طنایس (طُنا؟) به شمال این دریا اشاره و از رود بزرگ دنبه (دانوب؟) یاد کرده که به این دریا مى‌ریخته است. در نیمة دوم همین قرن، مؤلف حدودالعالم (ص 13ـ14)، محدودة آن را از مشرق تاحدود اَلّان، از شمال تا سرزمینهاى بِجِناک (پچنگها) و خزران و مروات و بلغار اندرونى و صقلاب، از مغرب تا ناحیة بُرجان و جنوب آن را روم ذکر کرده و درازاى این دریا را 1300 میل و پهناى آن را 350 میل (معادل 650 کیلومتر) تخمین زده است. ادریسى (ج 2، ص 905)، دریاى بنطس را دریاى بزرگ خلیج‌گونه‌اى دانسته و همچون مسعودى، طول آن را 1300 میل و عرض آن را 300 میل تخمین زده و اشاره کرده که عرض آن در نقاط گوناگون مختلف است و در عریض‌ترین قسمت به 400 میل (معادل 740 کیلومتر) مى‌رسد (← ج 1، ص 12، ج 2، ص 921)؛ و در جاى دیگر (ج 2، ص 905) طول آن را 13 مَجرى و عریض‌ترین قسمت آن را حدود 6 مجرى (معادل 600 میل = 1100 کیلومتر) آوردهاست. به نوشتة وى (ج 1، ص 12) در این دریا شش جزیره وجود داشته که جزایر أندیسیره، سرنبه، غَردیَه و اَزلَه مسکونى و آباد بودهاست (← ج 2، ص 910ـ 911). به نوشتة ابوالفداء (ص 31ـ32، 34) دریاى سیاه در نزدیکى قسطنطنیه از طریق خلیج قسطنطینى (دریاى مرمره) به دریاى روم (مدیترانه) متصل مى‌شد و کشتیهایى که از شبه‌جزیرة کریمه (قِرِم) به دریاى مدیترانه مى‌رفتند، چون در مسیر جریان آب حرکت مى‌کردند، نسبت به کشتیهایى که برخلاف مسیر آب، یعنى از اسکندریه به کریمه (قرم) حرکت مى‌کردند، سرعت بیشترى داشتند (نیز ← على جواد، ذیل «قره دکز»).گسترش اسلام در سواحل شمالى دریاى سیاه و شبه‌جزیرة کریمه در نیمة نخست قرن هفتم با هجوم علاءالدین کیقباد سلجوقى (ﺣک : 615 یا 617ـ634) آغاز شد. طى قرنهاى هفتم و هشتم در مناطق شمال دریاى سیاه میان مسلمانان و مسیحیان رقابت شدیدى حکم‌فرما شد تا آنکه در قرن هشتم سلطان محمد، مشهور به ازبک‌خان، اسلام را به عنوان دین رسمى پذیرفت (رضا، ص 183).در قرن هفتم صلیبیون پس از تصرف استانبول، امپراتورى یونانى و طرابزون را تأسیس کردند. کلیساى سن صوفى طرابزون از شاهکارهاى هنرى آن زمان است (رو، ص 36).در قرن هشتم، دمشقى (ص 195ـ196) این دریا را دریایى تاریک و بسیار پرتلاطم و مواج و ترسناک وصف مى‌کند که بادهاى تند آن، کشتیها را به‌سرعت غرق مى‌کرد. در زمان وى، این دریا شاهراه صادرات پوست و کرک بیدستر و سمور و بردگان ترک بود و در جزایر آبادان آن مسیحیان روس زندگى مى‌کردند. در آن زمان، بندر طرابزون در اختیار مسلمانان بود، اما رونق نداشت و دو لنگرگاه صنوب (سینوپ) و سامسون، بنادر فعال مسلمانان بر ساحل این دریا بودند.مؤلفان قرن نهم، سواحل شرقى این دریا را معروف به بلاد چَرکَس و سواحل شمالى آن را معروف به بلاد قپچاق (قفجاق) ذکر کرده‌اند (← قلقشندى، ج 4، ص 462؛ ابن‌تغرى بردى، ج10، ص 196، پانویس 1؛ نیز ← احمد عادل کمال، ص 226، نقشة 133).در پایان سلطنت عثمان اول (ﺣک : 698ـ727)، سواحل جنوب‌غربى دریاى سیاه در اختیار امپراتورى روم‌شرقى و سواحل جنوبى و جنوب‌شرقى در اختیار امراى ترکمان، مشهوربه فرزندان جاندار، بود (← احمد عادل کمال، ص 196ـ197 و نقشة 117؛ د.ا.د.ترک، ج24، ص 387)، اما در زمان وفات مراد اول (791)، بیشتر سواحل جنوبى و جنوب‌شرقى و بسیارى از سواحل جنوب‌غربى و نیز سواحل غربى که متعلق به امارت دوبریچه بود، به‌تصرف عثمانیان درآمد. در اوایل قرن ‌نهم، علاوه‌بر حکومت عثمانى که سواحل مذکور را در اختیار داشت، سواحل شرقى دریاى سیاه در اختیار دولت تیمورى، سواحل شمالى مشهور به بلاد قرم در اختیار مغولان موسوم به اردوى زرّین، سواحل شمال‌غرب در اختیار امارت بُغدان* (مولداوى کنونى)، قسمتى از سواحل جنوب‌شرقى در اختیار امپراتورى مسیحى طرابزون و بخش کوچکى از سواحل جنوب‌غربى در اختیار امپراتورى رو به زوال روم شرقى بود (← همان، ص 199 و نقشة 118، ص 201ـ202 و نقشه‌هاى 119، 121، ص 208، 211).تا پیش از فتح قسطنطنیه، دولت جِنووا در امر تجارت در دریاى سیاه توفیق بیشترى داشت (همان، ص 208ـ209). در ربیع‌الاول 857 سلطان‌محمد فاتح، قسطنطنیه (استانبول) را فتح کرد و پس از آن، عثمانیان موفق شدند تجارت دریاى سیاه را در اختیار خود بگیرند. از 856 به بعد تمام سواحل گرجستان به تصرف عثمانى درآمد. در صفر 880 ، سلطان‌محمد فاتح بندر مهم کفّه در شمال دریاى سیاه را جزو محدودة امپراتورى عثمانى قرار داد. بندر باطوم گرجستان نیز در 884 به خاک عثمانى ضمیمه شد (ابن‌سباهى‌زاده، ص 552؛ احمد عادل کمال، ص 204، 209، 211، 213 و نقشة 123، ص 224، نقشة 131).در دوران حکومت بایزید ثانى (ﺣک : 886 ـ918) با فتح مملکت بغدان، سواحل شمال‌غربى دریاى سیاه نیز در حوزة دولت عثمانى قرار گرفت. در زمان جلوس سلطان‌سلیم اول ( 7 صفر 918) قسمتهایى از سواحل شرقى دریاى سیاه موسوم به بلاد چرکس در اختیار امپراتورى صفوى بود و این وضع تا زمان مرگ سلطان‌سلیم اول در شوال 926 ادامه داشت (احمد عادل کمال، ص211، 213 و نقشة 123، ص215، نقشة 125، ص 226 و نقشة 133). در 961 سرتاسر سواحل دریاى سیاه به امپراتورى عثمانى تعلق داشت (← همان، ص 220، نقشة 127).ابن‌سباهى‌زاده (متوفى 997) در اواخر قرن دهم، این دریا را یکى از پنج دریاى عظیم جهان دانسته و اسامى و موقعیت شهرهاى ساحلى آن را بیان کردهاست (← ص 34). در زمان وى رومیان بندر طرابزون را از مسلمانان پس گرفته بودند ولى بندر سخوم مسلمان‌نشین بود (← ص 53ـ57، براى تفصیل بیشتر ← ص 378، 441، 447، 452ـ453، 556). او (ص 96، 165ـ166، 436) از رود بسیار بزرگ طُنا، در نزدیکى شهر صَقجى در یک میلى (حدود 5ر1 کیلومترى) شمال‌غرب قسطنطنیه، و از رود عظیم ازو یاد کرده که بین دو شهر صاروکَرمان و آق‌کَرمان در ساحل غربى دریاى سیاه، به این دریا مى‌ریختند. در قرن یازدهم (1058) حاجى‌خلیفه (ص 77) به اسامى کهن و جدید دریاى سیاه و ارتباط آن با دریاهاى آزوف و مرمره اشاره دارد.یکى از علل اهمیت تاریخى منطقه دریاى سیاه در شمال ترکیه، قرار گرفتن شاهراه اتصال آناطولى به ایران در این منطقه است (براى سیر تحولات تاریخى این منطقه و دیگر سواحل دریاى سیاه ← سامى، همانجا؛ رو، ص 34ـ35). به‌علاوه این دریا یکى از نواحى سوق‌الجیشى در مسائل مشرق زمین است (براى رقابت عثمانى و روسیه در تسلط سیاسى ـ نظامى بر این دریا به‌ویژه از قرن هجدهم به بعد ← >دایرة‌المعارف خاورمیانه معاصر< ، ذیل "Black Sea") و در جنگ کریمه در 1323/ 1905 شاهد شورش رزمناو پوتمکین بودهاست. در 1371ش/ 1992، بین دول اطراف دریاى سیاه قرارداد همکارى اقتصادى منعقد شد و علاوه بر شش کشور ساحلى، پنج کشور دیگر نیز در این پیمان شرکت کردند (الامن القومى العربى فى منطقة البحر الاحمر، ص 26؛ روبر، همانجا).منابع : ابن‌اثیر؛ ابن‌تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوک مصر والقاهرة، قاهره ?] 1383[ـ1392/ ?] 1963[ـ1972؛ ابن‌خرداذبه؛ ابن‌سباهى‌زاده، اوضح المسالک الى معرفة‌البلدان و الممالک، چاپ مهدى عیدالرواضیه، بیروت 2008؛ ابن‌عبرى، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطون صالحانى، بیروت 1958؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، چاپ على شیرى، بیروت 1408/1988؛ اسماعیل‌بن على ابوالفداء، کتاب تقویم‌البلدان، چاپ رنو و سلان، پاریس 1840؛ احمد عادل کمال، اطلس الفتوحات الاسلامیة، قاهره 1425/2005؛ محمدبن محمد ادریسى، کتاب نزهة‌المشتاق فى اختراق‌الآفاق، بیروت 1409/ 1989؛ محمدعارف‌بن محمدشریف اسپناقچى پاشازاده، جغرافیاى عالم اسلام، چاپ صدیقه سلطانى‌فر، تهران 1369ش؛ الامن القومى العربى فى منطقة البحر الاحمر، چاپ احمد برصان، عَمّان: مرکز دراسات الشرق الاوسط، 2001؛ عبداللّه‌بن عبدالعزیز بکرى، کتاب‌المسالک و الممالک، چاپ ادریان فان‌لیوفن و اندرى فرى، تونس 1992؛ بندهشن، ج 1، چاپ و ترجمه فضل‌اللّه پاکزاد، تهران: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامى، 1384ش؛ براهیم پورداود، هرمزدنامه، تهران 1331ش؛ جغرافیاى ترکیه، ترجمه و نگارش شاهپور گودرزى‌نژاد، تهران: سحاب، 1354ش؛ مصطفى‌بن عبداللّه حاجى‌خلیفه، جهان‌نما، چاپ ابراهیم متفرقه، استانبول 1145/ 1732؛ حدودالعالم؛ محمدبن ابى‌طالب دمشقى، کتاب نخبة‌الدهر فى عجائب‌البَرّ و البحر، بیروت 1408/1988؛ عنایت‌اللّه رضا، «اسلام در منطقة ولگا و شمال دریاى سیاه»، در اسلام: پژوهشى تاریخى و فرهنگى، زیرنظر کاظم موسوى بجنوردى، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1383ش؛ رفعت احمد، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول 1299ـ1300؛ ژان پل رو، ترکیه: جغرافیا، اقتصاد، تاریخ، تمدن، فرهنگ، ترجمة خانبابا بیانى، تهران 1352ش؛ شمس‌الدین‌بن خالد سامى، قاموس‌الاعلام، چاپ مهران، استانبول 1306ـ 1316/ 1889ـ1898؛ محمدبن محمود طوسى، عجایب المخلوقات، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1345ش؛ على توفیق، ممالک عثمانیه جغرافیاسى، استانبول 1315؛ على جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیالغاتى، استانبول 1313ـ1317؛ صابر قاسمى، ترکیه، تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، 1374ش؛ قاموس الکتاب المقدس، بیروت: مکتبة‌المشعل، 1981؛ قلقشندى؛ گیتاشناسى نوین کشورها، گردآورى و ترجمة عباس جعفرى، تهران: گیتاشناسى، 1382ش؛ مسعودى، تنبیه؛ ک. موستراس، المعجم‌الجغرافى للامبراطوریة العثمانیة، ترجمة و تعلیق عصام محمد شحادات، بیروت 1423/2002؛ نقشة طبیعى اروپا، مقیاس 000، 000،1:8، تهران: گیتاشناسى، 1385ش؛ یاقوت حموى؛W. S. Allen, "The name of the Black Sea in Greek", The classical quarterly, vol.41, no.3-4 (Jul.-Oct. 1947); EIr. s.v. "Black Sea" (by Rüdiger Schmitt); Encyclopedia of the modern Middle East, ed. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York: Mac Millan Reference USA, 1996, s.v. "Black Sea" (by Zachary Karabell); The Encyclopedia of world geography, London:Greenwich Editions, 2004; Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge 1930; Osmanlι atlasι: xx. yüzuyιl başlarι, ed. Rahmi Tekin and Yaşar Baş, İstanbul: Osmanlι Araştιrmalarι Vakfι, 2003; Paul Robert, Le Robert encyclopédique des noms propres, ed. Alain Ray, Paris 2007; Strabo, The geography of Strabo, with an English translation by Horace Leonard Jones, London, vol.1, 1949, vol.2, 1960, vol. 3, 1967, vol. 5, 1961, vol.6, 1970; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005; Türkiye coğrafya atlas, İstanbul: Doğan Burda Rizzoli, 2004; TDVİA, s.vv. "Karadeniz" (by Metin Tuncel), "ibid.Tarih".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سعید طاوسی مسرور

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده