دریای چین
معرف
بخشى از اقیانوس آرام از سنگاپور و تنگة مالاکا تا تنگة تایوان
متن
دریاى چین، بخشى از اقیانوس آرام از سنگاپور و تنگة مالاکا تا تنگة تایوان. تنگة تایوان دریاى چین را به دو بخش شرقى و جنوبى تقسیم مى‌کند که بخش جنوبى آن به دریاى چین مشهور است. وسعت دریاى چین 086، 319، 2 کیلومترمربع و حداکثر ژرفاى آن 600،4 متر است و به جنوب‌شرقى چین، اندونزى، شبه‌جزیرة مالى، بورنئو، فیلیپین و تایوان محدود مى‌شود (>فرهنگ جغرافیایى مریام وبستر<، ذیل "China Sea"). این دریا داراى جزایر متعددى است، از جمله اسپرتلى ، مکلزفیلد ، پرسل و پراتس که از مهم‌ترین جزایر اقتصادى این دریا و داراى منابع نفتى و گازى بسیار غنى هستند. نیمى از نفت‌کشهاى جهان در آبهاى این دریا رفت و آمد مى‌کنند (>دایرة‌المعارف جغرافیایى جهان< ، ذیل "South China Sea").در دوران سلسلة هان (ﺣک : 202ق‌م ـ 220م)، کشورهاى همسایة دریاى چین از طریق این دریا با یکدیگر مناسبات تجارى داشتند. این دریا نقطة شروع راه ابریشم دریایى بود که با گذر از هند، سریلانکا و منتهاالیه شمالى بحر احمر به شهر رم در ایتالیا مى‌رسید (همانجا).در دوره ساسانیان، (ﺣک : ﺣ 226ـ ﺣ 652م)، ایرانیان پایگاههاى دریایى خود در مدیترانه را از دست دادند ولى توانستند بر راه دریایى از دریاى چین و تجارت ابریشم از چین به مصر و مدیترانه نظارت داشته‌باشند (اقتدارى، ص 69). حداقل تا اواخر دورة ساسانیان، ایرانیان در دریاى چین کشتیرانى مى‌کردند (طاهرى، ص 310).در منابع دورة اسلامى، از دریاى چین با نامهایى چون بحرالصین، بحرالصینى و بحرصَنجى یاد شده‌است (براى نمونه ← سیرافى، ص 29، 64؛ مسعودى، 1967، ص 61). به‌نظر مى‌رسد منظور ابن‌خرداذبه (ص 70) از البحرالشرقى نیز همان دریاى چین باشد. دریاى چین براى بازرگانان مسلمان اهمیت تجارى داشت. آنان براى تبادل کالا با چینیها پس از پیمودن مسیر بندر سیراف* (در خلیج‌فارس) تا دریاى چین در بندر خانفو* (کانتون) لنگر مى‌انداختند (← سیرافى، ص 24ـ30) و کالاهاى چینى مانند ابریشم، ادویه و برخى داروهاى گیاهى را از طریق این دریا به ممالک اسلامى مى‌آوردند (ابن‌خرداذبه، همانجا). دزدان دریایى، طوفانها و موجهاى سنگین و طولانى‌بودن راه دریایى از ممالک اسلامى تا دریاى چین، بازرگانى مسلمانان را در این دریا با مشکلاتى مواجه مى‌کرد، ازاین‌رو کالاهاى چینى در ممالک اسلامى کمیاب بود (براى برخى از این مشکلات و خطرها ← سیرافى، ص 23ـ24؛ مسعودى، 1965ـ1979، ص 183ـ184). باوجود سختیها و خطرهاى سفر در این دریا، کشتیرانى مسلمانان و چینیها در آن در سده‌هاى ششم و هشتم پررونق گزارش شده‌است (← ادریسى، ج 1، ص 94؛ ابن‌بطوطه، ج 2، ص 576). هرچند ابن‌بطوطه (همانجا) بر آن است که فقط کشتیهاى ساخت چین قادرند از دریاى چین عبور کنند.جغرافى‌دانان مسلمان در تقسیم‌بندى دریاهاى جهان، دریاى چین را دریاى هفتم نامیده‌اند (براى نمونه ← یعقوبى، ج 1، ص 182؛ ابن‌رسته، ص 88 ـ89) و دریانوردان مسلمان نیز پس از آن، دریایى قابل کشتیرانى نمى‌شناختند (مسعودى، 1386، ص 47). در برخى گزارشهاى مورخان و جغرافى‌دانان مسلمانان دربارة این دریا، عجایبى ذکر شده (براى نمونه ← ابن‌فقیه، ص 13؛ مسعودى، 1965ـ1979، ص 184) که در کتابهاى عجایب‌نویسى* فارسى و عربى نیز آمده‌است (براى نمونه ← طوسى، ص 425ـ426؛ قزوینى، ص 106ـ108).در پایان قرن نهم/ پانزدهم و در دورة سلسلة مینگ (ﺣک : 769ـ1054/ 1368ـ1644) در چین، پادشاه وقت به گسترش مناسبات تجارى و سیاسى با هند و اقیانوس هند که در گذشته ازبین رفته‌بود، بسیار علاقه‌مند بود. در نتیجه، تجارت آنان با هند، به‌ویژه مالاکا، در این دریا برقرار شد (← سوزا ، ص 1).پس از ورود پرتغالیها به هند (سدة هشتم/ چهاردهم)، آنان بر تجارت دریاى چین نیز تسلط یافتند و به تجارت برده و ادویه پرداختند و در 1039/1630 از طریق این دریا به بازارهاى هند، ژاپن و مانیل دسترسى یافتند. اما بلافاصله بعد از ورود هلندیها و انگلیسیها به مجمع‌الجزایر اندونزى در سدة یازدهم/ هفدهم، رقابت میان آنها و پرتغالیها براى دردست‌گرفتن تجارت در این دریا شدت گرفت. در 1143/1730، پرتغالیها مرکز بازارهاى خود را از بندر ماکائو (در جنوب‌شرقى ژاپن) به اقیانوس هند تغییر دادند. این عامل در کنار رشد شرکت هند شرقى انگلیسیها، به‌عنوان اصلى‌ترین رقیب آنان در دریاى چین، ادامه بقاى پرتغالیها را در دریاى چین با تهدید روبه‌رو کرد (← همان، ص 6، 48، 76، 167ـ168).بعد از پایان جنگ تریاک اول میان چین و انگلستان (1255ـ 1258/ 1839ـ1842)، وظیفة نیروهاى دریایى انگلیس در دریاى چین محفاظت از این دریا در برابر دزدان دریایى و تشویق به تجارت قانونى بود. انگلیسیها توانستند طى پنج پیمان، در بنادر دریاى چین مانند کانتون، نینگپو و شانگهاى کنسولگرى برپا کنند و نیروهاى نظامى آنها براى حفظ کنسولگریها، کشتیها و موقعیت تجارى و بازرگانى آنان در آنجا مستقر شدند (دلریمپل‌هى ، ص 4).منابع : ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت 1407/1987؛ ابن‌خرداذبه؛ ابن‌رسته؛ ابن‌فقیه؛ محمدبن محمد ادریسى، کتاب نزهة‌المشتاق فى اختراق‌الآفاق، بیروت 1409/1989؛ احمد اقتدارى، از دریاى پارس تا دریاى چین، تهران 1364ش؛ حسن‌بن یزید سیرافى، رحلة‌السیرافى، چاپ عبداللّه حبشى، ابوظبى 1999؛ محمود طاهرى، سفرهاى دریایى مسلمین در اقیانوس هند، مشهد 1380ش؛ محمدبن محمود طوسى، عجایب‌المخلوقات، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1345ش؛ زکریابن محمد قزوینى، عجائب المخلوقات و غرائب‌الموجودات، چاپ محمدبن یوسف قاضى، قاهره 2006؛ على‌بن حسین مسعودى، اخبارالزمان، بیروت 1386/1966؛ همو، کتاب‌التنبیه والاشراف، چاپ دخویه، لیدن 1894، چاپ افست 1967؛ همو، مروج‌الذّهب و معادن‌الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت 1965ـ1979؛ یعقوبى، تاریخ؛John C. Dalrymple Hay, The suppression of piracy in the China Sea, 1849, London 1889; Encyclopedia of world geography, ed. R. W. McColl, New York: Golson Books, 2005, s.v. "South China Sea" (by Arthur Holst); Merriam-Webster's geographical dictionary, Springfield, Mass.: Merriam- Webster, 2001; George Bryan Souza, The survival of empire: Portuguese trade and society in China and the South China Sea 1630-1754, Cambridge 2004.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

رقیه ابراهیم

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده