حجراسماعیل
معرف

فضاى بین کعبه و دیوارى نیم‌دایره که از یال شمالىِ کعبه (رکن عراقى) تا یال غربى آن (رکن شامى) امتداد دارد

متن


حِجْرِ اسماعیل، فضاى بین کعبه و دیوارى نیم‌دایره که از یال شمالىِ کعبه (رکن عراقى) تا یال غربى آن (رکن شامى) امتداد دارد. حِجر، مصدر ریشه ح ج ر، در لغت به معناى منع و بازداشتن، نگاهدارى و حمایت کردن، حرام و جز اینها به‌کار رفته است. از این ریشه، حَجْر و حُجْر نیز در بیشتر این معانى به‌کار می‌روند (جوهرى؛ ابن‌منظور؛ فیومى، ذیل واژه). محدوده بین دیوار نیم‌دایره و خانه کعبه در فاصله میان رکن عراقى و شامى را بدان سبب حِجر نامیده‌اند که این دیوار حائل بین طواف‌کنندگان و کعبه است (شمس‌الائمه سرخسى، ج ۴، ص ۱۱؛ مشکینى، ص ۱۹۹).به گزارش پاره‌اى منابع، پس از آنکه ابراهیم علیه‌السلام و هاجر و فرزند شیرخوارشان اسماعیل به وادى مکه رسیدند، با راهنمایى جبرئیل در جایگاه کنونى حجر مستقر شدند. سپس هاجر و اسماعیل، همراه با گوسفندانشان، در همین مکان و در سایبانى که با چوب درخت ساختند، سکونت گزیدند (رجوع کنید به ازرقى، ج ۱، ص ۵۴؛ کلینى، ج ۴، ص ۲۰۱؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۵)؛ ازاین‌رو، در برخى احادیث (رجوع کنید به کلینى، ج ۴، ص۲۱۰؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۴) از این مکان با عنوان بیت اسماعیل یاد شده است.بنابر احادیث و منابع تاریخى، هاجر پس از وفات، در این مکان دفن شد. اسماعیل علیه‌السلام براى آنکه قبر مادرش زیرپاى مردم قرار نگیرد، آن را بالا آورد و اطرافش را محصور کرد (رجوع کنید به ابن‌هشام، ج ۱، ص ۶؛ ابن‌سعد، ج ۱، ص ۵۲؛ کلینى، همانجا؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۴ـ ۳۵۵). حضرت اسماعیل نیز، پس از وفات، در همین مکان به خاک سپرده شد (ابن‌هشام؛ کلینى، همانجاها؛ ابن‌بابویه، ج ۱، ص ۳۸؛ نیز براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به ازرقى، ج ۱، ص ۳۱۲، ۳۱۷؛ ابن‌جبیر، ص ۵۸؛ محمدطاهر کردى، ج ۲، جزء۳، ص ۸ـ۱۱). همچنین بر طبق روایات، تنى چند از دختران اسماعیل علیه‌السلام و نیز شمارى از انبیا در این مکان مدفون‌اند (رجوع کنید به ازرقى، ج ۲، ص ۶۶؛ کلینى؛ حرّعاملى، همانجاها).به گزارش برخى منابع، پنج سال پیش از بعثت پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و پس از ویران شدن کعبه، قریش هنگام بازسازى آن شرط کردند که در این کار فقط از مال حلال بهره گیرند، اما به‌علت ناتوانى مالى در بازسازى کامل، مقدارى از ابعاد کعبه را کاستند و تقریباً شش ذراع (حدود سه متر) را در سمت حجر ضمیمه حجر اسماعیل کردند (رجوع کنید به ازرقى، ج ۱، ص ۱۵۹ـ۱۶۰، ۱۶۳؛ فاسى، ج ۱، ص ۱۸۲ـ۱۸۳)، همچنین گرداگرد حجر را سنگ‌چین کردند تا طواف‌کنندگان از پشت آن کعبه را طواف کنند (ازرقى، ج ۱، ص ۲۸۸ـ۲۸۹).در سال ۶۴، عبداللّه‌بن زبیر هنگام تجدید بناى کعبه ــکه سپاه یزید آن را در محاصره مکه ویران کرده بودندــ با استناد به حدیثى از عایشه به نقل از پیامبر اکرم، مقدار افزوده شده به حجر اسماعیل را دوباره به کعبه ملحق کرد (ازرقى، ج ۱، ص ۲۰۶؛ بیهقى، ج ۵، ص ۸۹). حَجّاج‌بن یوسف ثقفى* پس از بازپس‌گیرى مکه از عبداللّه‌بن زبیر، در سال ۷۴ به دستور خلیفه عبدالملک‌بن مروان بناى کعبه و حجر اسماعیل را به وضع پیشین بازگرداند و آن را همانند بناى قریش ساخت. عبدالملک بعدها ــپس از آگاهى از روایت عایشه ــ از دستور خود پشیمان شد (ازرقى، ج ۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱؛ فاسى، ج ۱، ص ۱۸۹ـ۱۹۰). تغییرات صورت گرفته در بناى کعبه و حجر اسماعیل، سبب بروز اختلاف‌نظر فقیهان در مورد پاره‌اى از احکام آن شده و این مسئله را پیش آورده که آیا تمام حجر اسماعیل جزئى از کعبه است یا بخشى از آن (رجوع کنید به ادامه مقاله).دیوار حجر اسماعیل تا زمان خلافت منصور عباسى (حک: ۱۳۶ـ۱۵۸) از سنگهاى عادىِ بیابان بود. در ۱۴۰ منصور هنگام مناسک حج، به حاکم مکه دستور داد که دیوار آن را با سنگ مرمر(رُخام) بپوشاند (ازرقى، ج ۱، ص ۳۱۳؛ فاسى، ج ۱، ص ۴۰۸ـ۴۰۹). از آن زمان تاکنون حجر اسماعیل بارها، به سبب فرسودگى یا تخریب بر اثر سیل، بازسازى شده و سنگهاى مرمر دیوار و کف آن نیز به دفعات ترمیم یا تعویض شده است (رجوع کنید به ازرقى، ج ۱، ص ۳۱۳ـ۳۱۴، ۳۱۷، ۳۲۱؛ فاسى، ج ۱، ص ۴۰۹ـ ۴۱۰؛ حسین عبداللّه باسلامه، ص ۱۳۲ـ۱۳۳؛ محمدطاهر کردى، ج ۲، جزء۳، ص ۶ـ۷)، از جمله در ۹۱۷ سلطان قانصوه غورى (پادشاه مصر) حجر را دوبار تجدید بنا کرد. نخستین بار آن را با سنگهایى از «جَبَلُ الکعبه» ساخت، که سنگهاى بناى کعبه نیز از آن بود، اما بار دوم در بناى آن از سنگ مرمر سفید استفاده کرد و بر بالاى دیوار حجر بر مرمر سفید نام افرادى را که تا آن زمان به بازسازى و مرمت حجر اقدام کرده بودند، حک نمود (حسین عبداللّه باسلامه، ص ۱۳۲ـ۱۳۳، ۱۳۴ـ۱۳۵). ابراهیم رفعت‌پاشا (متوفى ۱۳۱۳ش) در سفرنامه خود (ج ۱، ص ۳۰۷ـ۳۰۸) تعدادى از اشعار و تاریخ نوشته‌هاىِ روى دیوار حجر اسماعیل را نقل کرده است.در ۱۳۳۱، شریف‌حسین، حاکم حجاز، دیوارهاى فرسوده حجر را بازسازى کرد (محمدطاهر کردى، همانجا). در ۱۳۳۴ش/ ۱۳۷۵ چراغهاى برقى با پایه‌هاى مسى جانشین شمعدانهاى روى دیوار حجر شد (ابکر، ص۳۳). در ۱۳۷۵ش/ ۱۴۱۷، سنگهاى نماى دیوار حجر اسماعیل و کف آن با سنگهاى جدیدى تعویض گردید. براى دو ورودى حجر نیز نرده‌هایى از طناب گذاشته شد تا هنگام ضرورت بتوان حجر را بست (عبیداللّه کردى، ص ۱۳۱، ۱۴۲).فاصله دیوار شمالى کعبه تا وسط دیوار حجر حدود ۴۴ر ۸ متر و ارتفاع تقریبى دیوار حجر، ۳۱ر۱ متر و فاصله تقریبى دو ورودى شرقى و غربى حجر از یکدیگر، هشت متر است. ورودى شرقى حجر اسماعیل تا شاذَروان (پیش‌آمدگى اطراف دیوارهاى خانه کعبه) حدود ۳۰ر۲ متر و ورودى غربى آن تا شاذروان تقریباً ۲۳ر۲ متر فاصله دارد (رفعت‌پاشا، ج ۱، ص ۲۶۶؛ براى تفصیل رجوع کنید به ازرقى، ج ۱، ص۳۲۰ـ۳۲۲؛ فاسى، ج ۱، ص ۴۱۱ـ۴۱۲). احتمالاً اختلاف‌نظر مؤلفان درباره اندازه فواصل و ابعاد حجر اسماعیل، ناشى از تغییراتى است که در طول زمان در بناى آن صورت گرفته است (رجوع کنید به حسین عبداللّه باسلامه، ص ۱۲۲ـ ۱۲۳، ۱۳۸ـ۱۳۹). ناودان کعبه رو به حجر است و آب باران از بام کعبه به داخل حجر اسماعیل می‌ریزد.در ۸۵۲ ملک ظاهر چَقْمَق* همراه با جامه کعبه، براى نخستین بار جامه‌اى از ابریشم سیاه براى حجر اسماعیل فرستاد. این جامه یک سال در کعبه نگاهدارى شد و در موسم حج ۸۵۳ بر روى دیوار بیرونى حجر انداخته شد. وى جامه دیگرى نیز براى دیوار داخلى حجر اسماعیل فرستاد (محمدطاهر کردى، ج ۱، جزء۲، ص ۵۷۸). در منابع تاریخى از ارسال جامه‌هاى دیگر براى دیوار حجر، یاد نشده است.حجر اسماعیل از دوران پیش از اسلام مورداحترام و تقدیس بود. عبدالمطلب، بزرگ مکه و جد پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، در حجر مکانى ویژه داشت که تنها براى وى فرش می‌شد و کس دیگرى بر آن نمی‌نشست (ازرقى، ج ۱، ص ۳۱۴ـ ۳۱۵). گفته شده است که او چندین رؤیاى صادق خود (لزوم حفر مجدد چاه زمزم، به‌دنیا آمدن محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌و سلم و عالمگیر شدن نبوت ایشان) را در حجر اسماعیل دید (ابن‌هشام، ج ۱، ص ۹۲ـ ۹۴؛ مجلسى، ج ۱۵، ص ۲۵۴ـ۲۵۵).بنابر روایات، حضرت ابوطالب نیز خواب خود را درباره بشارت تولد امام على علیه‌السلام و آینده درخشان ایشان در حجر دید (رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ۲، ص ۲۵۴ـ ۲۵۵؛ مجلسى، ج ۳۸، ص ۴۷ـ۴۸).پیامبر اکرم نیز، پس از بعثت، در حجر اسماعیل می‌نشست و علاوه بر عبادت و تلاوت قرآن، به سؤالات مردم پاسخ می‌داد (رجوع کنید به علم‌الهدى، ص ۷۹ـ۸۱؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۱، ص ۷۶ـ۷۷؛ حویزى، ج ۵، ص ۴۵۵) و در همین جا بود که برخى افراد قریش از ایشان معجزه شَقُّ القَمَر را درخواست کردند (رجوع کنید به قطب راوندى، ج ۱، ص ۱۴۱ـ۱۴۲). همچنین بنابر احادیث (رجوع کنید به ابن‌طاووس، ص ۱۹۵ـ۱۹۶؛ ابن‌حجر عسقلانى، ج ۷، ص ۱۵۵؛ مجلسى، ج ۱۸، ص ۳۱۷، ۳۹۰)، مبدأ معراج ایشان از مسجدالحرام، حجر اسماعیل بوده است. امامان شیعه علیهم‌السلام نیز در حجر اسماعیل به دعا و عبادت می‌پرداختند یا در آنجا می‌نشستند و به سؤالات مردم پاسخ می‌دادند (رجوع کنید به حمیرى، ص ۳۱۶؛ عیاشى، ج ۳، ص ۱۰۶ـ۱۰۷؛ کلینى، ج ۴، ص۱۸۷ـ۱۸۸؛ ابن‌بابویه، ج ۲، ص ۴۴۸؛ نورى، ج ۹، ص۴۲۷). از گزارشهاى ابن‌فهد (متوفى ۹۵۴؛ ج ۱، ص۳۱۶ـ ۳۱۷، ۴۴۸، ج ۲، ص ۶۵۳، ۶۵۸) برمی‌آید که در زمان او خواندن خطبه عقد ازدواج در حجر اسماعیل، متداول بوده است.عبارت حجر اسماعیل در قرآن ذکر نشده، اما به نظر عیاشى (ج ۱، ص ۳۲۶)، با استناد به حدیثى از امام صادق علیه‌السلام (رجوع کنید به کلینى، ج ۴، ص ۲۲۳)، یکى از مصادیق «آیات بَینات» (نشانه‌هاى آشکار) ــکه بنابر آیه ۹۷ سوره آل‌عمران در مسجدالحرام قرار داردــ حجر اسماعیل است.در احادیث از حجر اسماعیل معمولاً با تعبیر حِجر یاد گردیده ولى گاهى جَدْر (دیوار رجوع کنید به دارمى، ج ۲، ص ۵۴؛ بخارى، ج ۲، ص ۱۵۶) و حَطیم (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۵) نیز خوانده شده است. فقها درباره محدوده حطیم ــکه بر طبق روایات، نماز خواندن و دعا در آن فضیلت بسیار دارد (رجوع کنید به ازرقى، ج ۲، ص ۲۴؛ کلینى، ج ۴، ص ۵۲۵ـ۵۲۶؛ حرّعاملى، ج ۵، ص ۲۷۳، ۲۷۵)ــ اختلاف‌نظر دارند و شمارى از فقهاى اهل سنّت (براى نمونه رجوع کنید به شمس‌الائمه سرخسى، ج ۴، ص ۱۱؛ طورى، ج ۸، ص ۱۴۱) آن را همان حجر اسماعیل دانسته‌اند (براى آراى دیگر درباره حطیم رجوع کنید به ازرقى، ج ۲، ص ۲۳؛ ابن‌بابویه، ج ۲، ص۴۰۰؛ حَطّاب، ج ۴، ص ۵۲۳؛ حرّعاملى، ج ۵، ص ۲۷۳ـ۲۷۴). برخى فقها (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌نجیم، ج ۲، ص ۵۷۴؛ ابن‌عابدین، ج ۲، ص ۵۴۵) حجر اسماعیل را حَظیرة (حصار، محوطه) هم خوانده‌اند.از جمله مباحث مهم فقهى درباره حجر اسماعیل این است که آیا حجر بخشى از کعبه به‌شمار می‌رود یا نه. گروهى از اهل‌سنّت (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۳۹۷؛ نووى، المجموع، ج ۸، ص ۲۵) تمامى حجر را جزء کعبه دانسته و به احادیثى استناد کرده‌اند که از پیامبر اکرم از طریق عایشه نقل شده است (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۶، ص ۹۲ـ۹۳؛ بخارى، ج ۲، ص ۱۵۶). در مقابل، برخى دیگر (رجوع کنید به نووى، همانجا؛ حطّاب، ج۴، ص۱۰۰؛ ابن‌نجیم، همانجا) فقط بخشی‌از حجراسماعیل را از کعبه دانسته‌اند. مستند این قول، احادیث منقول از پیامبر اکرم است که در آنها به الحاق جزئى از کعبه به حجر توسط قریش، در ماجراى بازسازى کعبه، اشاره شده است (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۶، ص ۱۷۹ـ۱۸۰؛ بیهقى، ج ۵، ص ۸۹). درباره طول بخش الحاق شده، فقهاى مزبور، به تَبَع احادیث، آراى گوناگونى مطرح کرده‌اند، ولى غالباً آن را شش ذراع نوشته‌اند (رجوع کنید به بیهقى، همانجا؛ نووى، المجموع، ج ۸، ص ۲۵؛ همو، صحیح مسلم بشرح النووى، ج ۹، ص ۹۰ـ ۹۱؛ ابن‌حجر عسقلانى، ج ۳، ص ۳۵۲ـ ۳۵۳، ۳۵۶ـ۳۵۷).به نظر مشهور فقهاى امامى، به استناد احادیث معتبر، حجر اسماعیل جزء کعبه نیست (رجوع کنید به کلینى، ج ۴، ص۲۱۰؛ موسوى عاملى، ج ۸، ص ۱۲۸ـ۱۲۹؛ حرّعاملى، ج ۵، ص ۲۷۶، ج ۱۳، ص ۳۵۳، ۳۵۵؛ نجفى، ج ۱۹، ص ۲۹۳). مستند دیگر این نظر را مدفون بودن هاجر و اسماعیل و بعضى از پیامبران در این مکان دانسته‌اند، زیرا باتوجه به قداست کعبه، بعید است کسى در آن دفن شده باشد (رجوع کنید به حسن‌زاده آملى، ص ۵۱۷ـ ۵۱۹). اما برخى فقهاى امامى حجر اسماعیل را بخشى از کعبه دانسته‌اند (رجوع کنید به علامه حلّى، ۱۳۱۶ـ۱۳۳۳ ، ج۲، ص۶۹۱؛ همو، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۲۲؛ کرکى، ج۲، ص۶۸)، حتى شهیداول (۱۴۱۲ـ ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۳۹۴) آن را به عنوان نظر مشهور مطرح کرده است. مستند این دیدگاه، شاید احادیثى بوده است که طواف را خارج از حجر لازم می‌داند و نیز حدیث منقول از پیامبر اکرم درباره الحاق بخشى از خانه کعبه به حجر اسماعیل (رجوع کنید به بحرانى، ج۱۶، ص۱۰۴ـ۱۰۵ ، ۱۰۸؛ نجفى، ج۱۹، ص۲۹۲ـ۲۹۴).به‌رغم این اختلاف‌نظرها، دیدگاه غالب در فقه امامى و اهل سنّت این است که طواف‌کننده باید حجر اسماعیل را در محدوده طواف خود قرار دهد؛ یعنى، از بیرون حجر اسماعیل طواف کند وگرنه طوافش ــ حتى اگر بر روى دیوار حرکت کرده باشد ــ باطل و به نظر فقهاى تمامى مذاهب اسلامى، جز حنفیان، اعاده آن واجب است. حنفیان در صورت خروج طواف‌کننده از مکه، اعاده این طواف را واجب ندانسته و قربانى کردن گوسفند را کافى شمرده‌اند (رجوع کنید به سحنون، ج ۱، ص ۳۹۷، ۴۰۶؛ کاسانى، ج ۲، ص ۱۳۱ـ۱۳۲؛ نووى، المجموع، ج ۸، ص ۲۵ـ۲۶؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۶ـ۳۵۷؛ زحیلى، ج ۳، ص ۱۵۳ـ ۱۵۸، ۱۶۰؛ امام خمینى، ص ۲۴۴ـ۲۴۶؛ براى تفصیل مباحث رجوع کنید به حطّاب، ج ۴، ص۱۰۰ـ۱۰۳؛ ابوالبرکات، ج ۲، ص ۳۱؛ نجفى، ج ۱۹، ص ۲۹۴، ۲۹۹).دلیل فقهاى اهل سنّت بر حکم مذکور، پیروى از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم است که هنگام طواف وارد حجر نشدند (رجوع کنید به شافعى، ج ۲، ص ۱۹۲ـ۱۹۳؛ ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۳۹۷ـ ۳۹۸؛ نووى، المجموع، ج ۸، ص ۲۵). دلیل دیگر آنها آیه ۲۹ سوره حج است (وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتیق) که برطبق آن، حج‌گزار باید طواف را بر گرد خانه کعبه به جا آورد و چون تمام یا بخشى از حجر اسماعیل جزء کعبه است، براى طوافِ کعبه باید تمام حجر یا بخشى که جزو خانه خدا به شمار می‌رود، در محدوده طواف باشد (ابن‌قدامه، ج ۳، ص ۳۹۷؛ حطّاب، ج ۴، ص ۱۰۰ـ ۱۰۱؛ خطیب شربینى، ج ۱، ص ۴۸۶). فقهاى امامى علاوه بر استناد به سیره نبوى، به احادیث متعددى از امامان علیهم‌السلام و اجماع نیز استناد کرده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به طوسى، ج ۲، ص ۳۲۴؛ شهیدثانى، ج ۲، ص ۲۴۹ـ۲۵۰؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۳۵۶ـ ۳۵۷؛ نجفى، ج ۱۹، ص ۲۹۲).بر پایه نظر مشهور در فقه امامى، که محدوده طواف را بین دیوار کعبه و مقام ابراهیم می‌دانند (رجوع کنید به نجفى، ج ۱۹، ص ۲۹۵ـ۲۹۶)، این سؤال مطرح شده است که آیا ابتداى محدوده طواف در سمت حجر اسماعیل، از دیوار کعبه محاسبه می‌شود یا از دیوار حجر؟ بیشتر فقها بر آن‌اند که مبدأ طواف، دیوار کعبه است و فاصله‌اى که طواف‌کننده می‌تواند از دیوار حجر داشته باشد، شش ذراع و نیم (یعنى حدود سه متر) است و وى نباید بیش از این از دیوار حجر فاصله بگیرد (براى نمونه رجوع کنید به سبزوارى، ص ۶۲۸؛ بحرانى، ج ۱۶، ص۱۱۳ـ ۱۱۴؛ امام خمینى، ص ۲۴۶، ۲۴۸ـ۲۴۹)، اما به نظر برخى دیگر هرچند حجر اسماعیل جزء کعبه نیست، فاصله مزبور از دیوار حجر حساب می‌شود (براى نمونه رجوع کنید به شهیدثانى، ج ۲، ص ۲۴۹؛ جوادى آملى، ج ۳، ص ۴۳۸؛ مقدس نجفى، ج ۲، ص ۷۰ـ۷۱).از جمله احکام مورد بحث میان فقهاى اهل سنّت، صحیح بودن یا نبودن نمازى است که در مسجدالحرام رو به حجر اسماعیل اقامه شود به گونه‌اى که رو به کعبه نباشد. حنفیان و برخى از مالکیان و شافعیان آن را صحیح نمی‌دانند، بدین استناد که وجوب رو به کعبه بودنِ نماز، نص قرآن است (رجوع کنید به بقره : ۱۴۴)، ولى جزء کعبه بودنِ حجر با خبر واحد ثابت شده که علم آفرین نیست و دلیل قطعى بر اماره ظنى مقدّم است (رجوع کنید به شمس‌الائمه سرخسى، ج ۴، ص ۱۲؛ کاسانى، ج ۱، ص ۱۳۱ـ ۱۳۲؛ نووى، المجموع، ج ۳، ص ۱۹۲ـ۱۹۳؛ حطّاب، ج ۲، ص ۲۰۱ـ۲۰۳). در برابر، شمارى از شافعیان و مالکیان، با استناد به احادیثى که در آنها حجر اسماعیل از کعبه دانسته شده است، به صحت نماز حکم کرده‌اند (رجوع کنید به نووى؛ حطّاب، همانجاها). به نظر فقهاى حنبلى نیز چنانچه نماز رو به آن بخش از حجر که جزء کعبه به‌شمار می‌رود، به جا آورده شود، صحیح است (رجوع کنید به بهوتى حنبلى، ج ۱، ص ۳۵۹).برخى از فقهاى امامى نماز به سوى حجر را صحیح دانسته‌اند (رجوع کنید به علامه حلّى، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۳۹۲، ۳۹۷؛ همو، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۲۲؛ محقق کرکى، ج ۲، ص ۶۸)، اما به نظر برخى دیگر، این نماز صحیح نیست، زیرا با توجه به احادیثى که جزء کعبه بودنِ حجر را نفى کرده است و نیز برطبق آراى بیشتر عالمان امامى، نمی‌توان از جزء کعبه بودن حجر اطمینان حاصل کرد و این ظن را بر یقین خود مبنى بر وجوب رو به کعبه بودن در نماز، ترجیح داد (رجوع کنید به شهید اول، ۱۴۱۹، ج۳،ص۱۶۹ـ۱۷۰؛ نجفى، ج۷، ص۳۲۶ ـ ۳۲۹؛ حسن‌زاده آملى، ص ۵۲۰ـ ۵۲۱).برخى کارهاى مستحب در حجر اسماعیل عبارت است از : به جا آوردن نماز؛ دعا و نیایش کردن، که بر طبق احادیث و سیره پیامبر اکرم و ائمه علیهم‌السلام بهترین مکان براى نماز و دعا در حجر، زیر ناودان است (رجوع کنید به کلینى، ج ۴، ص ۲۱۴، ۵۲۵، ۵۲۶؛ الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، ص ۲۲۲؛ فاسى، ج ۱، ص۴۱۲ـ۴۱۳؛ حرّعاملى، ج۵، ص ۲۷۴ـ۲۷۶، ج ۱۳، ص ۳۳۴ـ ۳۳۵، ۴۲۵؛ مجلسى، ج۹۰، ص ۳۴۹؛ براى آراى فقهاى اهل سنّت درباره حکم نماز در داخل حجر اسماعیل رجوع کنید به الموسوعة الفقهیة، ج ۴، ص ۶۵ـ ۶۶)؛ مُحرم شدن حاجى در حج تمتع از محل حجر یا مقام ابراهیم و خواندن دو رکعت نماز پیش از احرام در آنجا (رجوع کنید به محقق کرکى، ج ۳، ص ۲۱۵ـ۲۱۶؛ حرّعاملى، ج ۱۱، ص ۳۳۹؛ نجفى، ج ۱۹، ص ۲ـ۳).



منابع : علاوه بر قرآن؛ عبداللّه محمد ابکر، صورمن تراث مکة المکرمة فى القرن الرابع عشر الهجرى، بیروت ۱۴۲۵/ ۲۰۰۴؛ ابن‌بابویه، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ ابن‌جبیر، رحلة ابن‌جبیر، بیروت ۱۹۸۶؛ ابن‌حجر عسقلانى، فتح‌البارى: شرح صحیح البخارى، بولاق ۱۳۰۰ـ۱۳۰۱، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت : دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌سعد (بیروت)؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ]بی‌تا.[؛ ابن‌طاووس، سعدالسعود للنفوس، قم ۱۳۸۰ش؛ ابن‌عابدین، حاشیة ردّ المحتار على الدّر المختار: شرح تنویر الابصار، چاپ افست بیروت ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹؛ ابن‌فهد، کتاب نیل المُنى بذیل بلوغ القِرى لتکملة اتحافِ الوَرى: تاریخ مکة المکرمة من سنة ۹۲۲ه الى ۹۴۶ه ، چاپ محمد حبیب هیله، ]لندن[ ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ ابن‌قدامه، المغنى، بیروت: عالم الکتب، ]بی‌تا.[؛ ابن‌منظور؛ ابن‌نجیم، البحر الرائق شرح کنز الدقائق، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، بیروت: داراحیاء التراث العربى، ]بی‌تا.[؛ احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، ]بی‌تا.[؛ محمدبن عبداللّه ازرقى، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدى صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش؛ امام خمینى، مناسک حج: مطابق با فتاواى حضرت آیةاللّه العظمى امام خمینى سلام‌اللّه علیه، با حواشى مراجع معظم تقلید، تهران ۱۳۸۴ش؛ یوسف‌بن احمد بحرانى، الحدائق الناضرة فى احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش؛ محمدبن اسماعیل بخارى ، صحیح البخارى، ]چاپ محمد ذهنی‌افندى[، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛ منصوربن یونس بهوتى حنبلى، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ احمدبن حسین بیهقى، السنن الکبرى، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ عبداللّه جوادى آملى، کتاب الحج، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۱؛ اسماعیل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمدبن عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷؛ حرّعاملى؛ حسن حسن‌زاده آملى، دروس معرفة الوقت و القبلة، قم ۱۴۱۶؛ حسین عبداللّه باسلامه، تاریخ الکعبة المعظمة: عمارتها و کسوتها و سدانتها، چاپ یحیى حمزه وزنه، ]قاهره[ ۱۴۲۰/ ۲۰۰۰؛ محمدبن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵؛ عبداللّه‌بن جعفر حمیرى، قرب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛ عبدعلی‌بن جمعه حویزى، تفسیر نورالثقلین، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ۱۳۷۰ش؛ محمدبن احمد خطیب شربینى، مغنی‌المحتاج، ]بی‌جا[: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ عبداللّه‌بن عبدالرحمان دارمى، سنن الدارمى، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق: مکتبةالاعتدال، ]بی‌تا.[؛ ابراهیم رفعت‌پاشا، مرآة الحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، ]بی‌تا.[؛ وهبه مصطفى زحیلى، الفقه الاسلامى و ادّلته، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدباقربن محمد مؤمن سبزوارى، ذخیرةالمعاد فى شرح الارشاد، چاپ سنگى تهران ۱۲۷۳ـ۱۲۷۴، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ عبدالسلام‌بن سعید سحنون، المُدَوَّنة الکبرى، التى رواها سحنون‌بن سعید تنوخى عن عبدالرحمان‌بن قاسم عتقى عن مالک‌بن انس، قاهره ۱۳۲۳، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ محمدبن ادریس شافعى، الامّ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن احمد شمس‌الائمه سرخسى، کتاب المبسوط، قاهره ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ افست استانبول ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن مکى شهیداول، الدروس الشرعیة فى فقه الامامیة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ همو، ذکرى الشیعة فى احکام الشریعة، قم ۱۴۱۹؛ زین‌الدین‌بن على شهیدثانى، الروضة البهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ محمدبن على طورى، تکملة البحر الرّائق شرح کنزالدقائق، در ابن‌نجیم، البحر الرائق، ج ۷ـ۹، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ محمدبن حسن طوسى، کتاب الخلاف، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، تذکرة الفقها، قم ۱۴۱۴ـ؛ همو، کتاب منتهی‌المطلب، چاپ سنگى تبریز ] ۱۳۱۶[ـ۱۳۳۳، چاپ افست ]بی‌جا، بی‌تا.[؛ همو، نهایة الاحکام فى معرفة الاحکام، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۱۰؛ علی‌بن حسین علم‌الهدى، رسالة المحکم و المتشابه، المعروف بتفسیر النعمانى، قم: دارالشبسترى للمطبوعات، ]بی‌تا.[؛ محمدبن مسعود عیاشى، التفسیر، قم ۱۴۲۱؛ محمدبن احمد فاسى، شِفاء الغَرام بأخبار البلد الحرام، چاپ ایمن فؤاد سید و مصطفى محمد ذهبى، مکه ۱۹۹۹؛ الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، و المشتهر ب فقه الرضا، مشهد : مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۰۶؛ احمدبن محمد فیومى، المصباح المنیر فى غریب الشرح الکبیر للرافعى، ]بیروت[: دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ سعیدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹؛ ابوبکربن مسعود کاسانى، کتاب بدائع الصنائع فى ترتیب الشرائع، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ عبیداللّه محمد امین کردى، «آخرین توسعه و مرمت کعبه»، ]ترجمه[ حسین صابرى، میقات حج، ش ۳۶ (تابستان ۱۳۸۰)؛ محمد طاهر کردى، التاریخ القویم لمکة و بیت‌اللّه الکریم، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰؛ کلینى؛ مجلسى؛ علی‌بن حسین محقق کرکى، جامع المقاصد فى شرح القواعد، قم ۱۴۰۸ـ۱۴۱۵؛ على مشکینى، مصطلحات الفقه، قم ۱۳۷۷ش؛ محمدهادى مقدس نجفى، کتاب الحج، تقریرات درس آیةاللّه موسوى گلپایگانى، ]تحریر از روى نسخه خطى[، قم: مرکز معجم فقهى، ۱۳۷۹ش ]لوح فشرده[؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۴، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدبن على موسوى عاملى، مدارک الاحکام فى شرح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۰؛ محمدحسن‌بن باقر نجفى، جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۹۸۱؛ حسین‌بن محمدتقى نورى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸؛ یحیی‌بن شرف نووى، صحیح مسلم بشرح النووى، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷؛ همو، المجموع : شرح المهذّب، بیروت: دارالفکر، ]بی‌تا.[.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علیرضا سعید و فریده سعید

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 12
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده