حجاب(۱)
معرف

اصطلاحى دینى ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، به‌ویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است

متن


حجاب(۱)، اصطلاحى دینى ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، به‌ویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است. حجاب در لغت به معناى مانع، چیزى که بین دو چیز جدایى افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است (جوهرى؛ ابن‌منظور؛ زبیدى، ذیل واژه). به پرده حائل میان قفسه سینه و شکم، «حجاب حاجز» می‌گویند (رجوع کنید به تهانوى، ذیل واژه). امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهى به معناى پوشش شرعىِ زنان به‌کار می‌رود. حجاب، بیش از آنکه جنبه فردى داشته باشد، رفتارى اجتماعى است، یعنى انسان عاقل مکلف، در جمع و هنگام مواجهه با دیگران، از حیث پوشش، الزامات و محدودیتهایى را می‌پذیرد که میزان آن در فرهنگها و ادیان و جوامع، متفاوت است. در باور دین‌داران، علی‌الاصول، الزامات و محدودیتها و هنجارهاى حضور در اجتماع را دین تعیین می‌کند.پوشیده بودن زنان در ادیان و اقوام پیش از اسلام نیز وجود داشته است (رجوع کنید به سفر پیدایش، :۲۴ ۶۴ـ۶۵؛ کتاب اشعیاء نبى، :۳ ۱۶ـ۲۴؛ نامه اول پولس به قرنطیان، :۱۱ ۴ـ ۱۵؛ د. ایرانیکا، ذیل "Cador.l-II"؛ >دایرةالمعارف جهان‌اسلام آکسفورد<، ذیل واژه؛ براى موجبات این پوشیدگى رجوع کنید به مطهرى، ص ۳۱ـ ۳۳). مسیحیان و یهودیان به پوشیده بودن موى زنان اهمیت می‌دادند و آن را از نشانه‌هاى عفت زنان برمی‌شمردند. متأله مسیحى، تِرتولیانوس (از آباء کلیسا، متوفى ۲۲۵ میلادى)، در اثرش >درباره پوشش زنان<، زنان مسیحى را ملزم می‌کرد در لباس پوشیدن، آرایش مو، راه رفتن و استفاده از زیورآلات همانند زنان مشرک نباشند. در دوره معاصر گروهى از یهودیان راست‌کیش (ارتدوکس) همچنان بر لزوم پوشیده بودن موى زنان پافشارى می‌کنند (رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل "Head, covering of the"؛ >دایرةالمعارف دین<، ذیل "Clothing", "Tertullian").واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم (غالباً به معناى مانع و حائل) به‌کار رفته (رجوع کنید به اعراف: ۴۶؛ اسراء: ۴۵؛ مریم: ۱۷؛ احزاب: ۵۳؛ ص: ۳۲؛ فصّلت: ۵؛ شورى: ۵۱)؛ اما فقط آیه ۵۳ سوره احزاب ــکه مردان مسلمان را از رو در رو شدن با همسران پیامبرصلی‌اللّه‌علیه‌وآله منع کرده ــ تاحدودى ناظر به معناى اصطلاحىِ مطرح در این مقاله است. به نظر می‌رسد نزول این آیه نخستین مرحله تبیین لزوم پوشیده بودن زنان در مواجهه با مردانِ غیرمحرم بوده که مفهوم و حدود آن به‌تدریج در سیر نزول آیات بسط یافته است.در این آیه به مردان دستور داده شد که با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن گویند و همسران پیامبر در برابر دیدگان نامحرمان پیدا نباشند و این کار براى پاکى قلبى هر دو طرف بهتر دانسته شد. حکم آیه ــ که به سبب ذکر واژه حجاب در آن، به «آیه حجاب» معروف است ــ به همسران پیامبر اختصاص داشت و دیگر زنان مسلمان را دربرنمی‌گرفت (طبرسى؛ ابن‌کثیر؛ شوکانى؛ محمدحسین طباطبائى، ذیل آیه؛ قس مقدّم، ص ۲۵۱ـ۲۶۹، که آراى عالمان و مفسران اهل سنّت را درباره تعمیم این حکم به زنان دیگر گردآورده است). حدیث ابن امّ مکتوم ــ که مطابق آن پیامبر اکرم به همسران خود دستور دادند در برابر مرد نابینا خود را پشت حائلى پوشیده دارند (رجوع کنید به کلینى، ج ۵، ص ۵۳۴؛ بیهقى، ج ۷، ص ۹۱ـ۹۲؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص ۲۳۲ـ۲۳۳)ــ نیز همین معنا را افاده می‌کند (براى سند حدیث رجوع کنید به محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۳۹؛ نیز براى استفاده نوعى تعمیم از این حدیث رجوع کنید به جوادى آملى، ص ۵۲ـ ۵۳). پایبندى همسران پیامبر اکرم به اجراى این دستور و تلقى مسلمانان صدر اسلام از آن (رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۸، ص ۱۴۳ـ۱۴۴، ۱۴۶ـ ۱۴۷؛ بخارى، ج ۳، ص ۱۵۴ـ۱۵۵، ج ۵، ص ۷۷ـ۷۸، ج ۶، ص ۴۲، ۲۳۹؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۳، ص ۱۱۸ـ۱۱۹، ج ۴، ص ۱۴۷، ۱۶۳ـ۱۶۴، ۱۷۱، ج ۷، ص ۱۱؛ حاکم نیشابورى، ج ۳، ص ۱۵۴)، مؤید این نکته است که در ابتدا حکمتِ تشریع حجاب، حفظ شأن و حرمت پیامبر و نوعى احترام ویژه به همسران ایشان بوده است.تا سال پنجم هجرى که این آیه در آن سال، در جریان ازدواج پیامبر اکرم با زینب بنت جَحْش نازل شد (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۲۶؛ بخارى، ج ۶، ص ۲۴ـ۲۶؛ ابن‌بابویه، ج ۱، ص ۶۵؛ ابن‌کثیر، ذیل آیه؛ براى دیگر شأن نزولهاى ذکر شده رجوع کنید به سیوطى، ذیل آیه)، حجاب به معناى مورد اشاره در آیه بر هیچ‌یک از زنان مسلمان واجب نشده بود، هرچند در آیات دیگرى از همین سوره که قبل از آیه حجاب نازل شده‌اند، همسران پیامبر و دیگر زنان مسلمان از تبرّج به شیوه عصر جاهلیت نهى شده بودند، اما نه نفى تبرّج، وجوب و حدود حجاب را افاده می‌کرد و نه احتراز از تبرّج موجب بی‌نیازى از حجاب بود (رجوع کنید به تبرّج*). در هر صورت، آیه حجاب مستقیماً درباره احکام پوشش زنان نیست و حکم شرعى پوشش و حدود آن در آیه‌هاى دیگرى از قرآن کریم آمده است.با نزول آیه ۵۹ سوره احزاب، به همسران و دختران پیامبر و زنان با ایمان دستور داده شد براى شناخته شدن و مورد آزار قرار نگرفتن، خود را با جِلباب بپوشانند (یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ). لغت‌شناسان و مفسران، براى جلباب معانى مختلفى ذکر کرده‌اند، از جمله: لباس فراگیر از سر تا پا مانند چادر، لباسى فراخ که زن روى لباسهایش می‌پوشد و تا قدمهایش را فرامی‌گیرد، ملحفه، مقنعه و سرپوشى که سر و روى زن را بپوشاند (رجوع کنید به ابن‌منظور، همانجا؛ قرطبى؛ ابن‌کثیر، ذیل آیه). از بعضى روایات (رجوع کنید به برقى، ج ۱، ص ۲۷۲ـ۲۷۳؛ کلینى، ج ۸، ص ۳۸۴ـ ۳۸۵) برمی‌آید که به گونه‌اى از لباس مردان نیز جلباب گفته می‌شده است (نیز رجوع کنید به جَلّاب*). حکم مذکور در آیه، این احتمال را که مراد از جلباب، لباس فراگیر (مانند چادر یا ملحفه) بوده است، تقویت می‌کند (سیفی‌مازندرانى، ج ۶، ص ۲۹ـ ۳۰؛ نیز رجوع کنید به محمدتقى مجلسى، ج ۸، ص ۳۵۳).مفسران درباره عبارت «ذلک اَدْنى اَن یعْرَفْنَ» و اینکه زنان مؤمن با پوشیدن جلباب از چه کسانى بازشناخته می‌شوند، نظر یکسانى ندارند. برخى با استناد به شأن نزول آیه مبنى بر مواجه شدن زنان مدینه با رفتارهاى ناشایست و به دور از ادب افراد لاابالى و عذر آوردن آنان در پاسخ به اعتراضها که به تصورشان با کنیزى روبه‌رو بوده‌اند، پوششِ جلباب را وسیله‌اى براى بازشناسى زنان آزاد از کنیزان و مصون ماندن آنان از تعرض افراد بی‌بند و بار دانسته‌اند (رجوع کنید به قمى؛ طبرسى؛ قرطبى؛ سیوطى، ذیل آیه). هرچند این امر به معناى راضى بودن شارع به تعرض به کنیزان نیست. در مقابل، برخى مفسران پوشیدن جلباب را نشانه‌اى براى تمایز زنان عفیف و پاک‌دامن از دیگران دانسته‌اند (رجوع کنید به طبرسى؛ فخررازى؛ محمدحسین طباطبائى، ذیل آیه).درحالى که بسیارى از مفسران و فقهاى اهل سنّت (رجوع کنید به مقدّم، ص ۱۹۱ـ۲۳۷) و شمارى از امامیان براى حکم الزامىِ حجاب به آیه جلباب استناد کرده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به سبزوارى، ج ۵، ص۲۳۰ـ۲۳۱؛ سیفی‌مازندرانى، ج ۶، ص۳۰)، به نظر شمارى دیگر حکم مذکور در این آیه نه الزام‌آور است نه عام، بلکه پوشیدن جلباب نمایانگر پاک‌دامنى و «حُر» بودن زن و وسیله‌اى براى حفظ شخصیت او شمرده شده است (براى نمونه رجوع کنید به جوادی‌آملى، ص ۵۱ـ۵۲؛ مؤمن قمى، ص ۳۵۳) و شاید از همین رو برخى زنان مدینه از آن استقبال کردند (رجوع کنید به جصاص، ج ۳، ص ۳۷۲؛ سیوطى، ذیل آیه؛ قس ابن‌کثیر، ذیل نور: ۳۱).با نزول آیه ۳۱ سوره نور، پس از سوره احزاب (زرکشى، ج ۱، ص ۱۹۴)، حجاب بر زنان واجب شد. در این آیه به همه زنان با ایمان دستور داده شد دیدگانشان را فرو بندند، دامنهایشان را حفظ کنند، زینتهاى خود را جز آنچه، به‌طور طبیعى و عادى، نمایان است آشکار نسازند، روسریها را بر گریبانهاى خویش فرو اندازند، زینتشان را فقط براى اشخاص معینى (مذکور در همان آیه) ظاهر کنند و پاهاى خود را به گونه‌اى بر زمین نکوبند که زینتهاى پنهان آنها نمایان شود.این آیه مهم‌ترین مستند فقها براى اثبات وجوب پوشش و مشتمل‌بر حدود آن است. مباحث حجاب در احادیث، بیشتر در حکم تفسیر و تبیین این آیه و به‌ویژه عبارت «اِلّا ما ظَهَرَ» (زینتهاى آشکار) و حکم نگاه کردن به آنهاست (رجوع کنید به بیهقى، ج ۲، ص ۲۲۵ـ۲۲۶، ج ۷، ص ۸۵ـ ۸۶؛ سیوطى، ذیل آیه؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲)؛ البته گاه به آیات دیگر هم استناد شده است، از جمله آیه ۳۳ سوره احزاب درباره نهى از تبرّج، آیه جلباب و آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور (رجوع کنید به شبیرى زنجانى، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش؛ فاضل، ص ۳۳، ۳۷ـ۳۸). احادیثى نیز به جنبه‌هاى دیگرى از احکام حجاب پرداخته‌اند، از جمله پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب پس از بلوغ، یا چگونگى حجاب در برابر اقسام خاصى از مردان یا کودکان نابالغ (رجوع کنید به بیهقى، ج ۲، ص ۲۲۶، ج ۷، ص ۹۶؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص ۲۰۲ـ۲۰۵، ۲۲۸ـ۲۲۹).اصطلاح رایج در متون فقهى پیشین براى پوشش زنان، واژه «ستر» است و حجاب به معناى پوشش و پوشاندن، اصطلاح نسبتاً جدیدى است که از رواج آن در فرهنگ عامه و منابع جدید فقهى، بیش از یک قرن نمی‌گذرد؛ البته کاربرد واژه حجاب به این معنا (علاوه بر حجاب به مفهوم قرآنىِ آن) در متون حدیثى و فقهى پیشین بی‌سابقه نیست (براى منابع حدیثى رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۳۷۹، ج ۶، ص ۲۱۹ـ۲۲۰؛ محمدباقر مجلسى، ج۳۰، ص ۱۹۷ـ۱۹۸؛ براى منابع فقهى رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۷، ص ۴۵۶ـ۴۵۷، ۴۶۴ـ۴۶۵؛ علامه حلّى، ج ۲، ص ۵۷۳؛ فخرالمحققین، ج ۳، ص ۷). همچنین واژه حجاب در برخى احادیث به معناى کنایىِ تَرک ازدواج به‌کار رفته است (رجوع کنید به اشعرى قمى، ص ۱۰۳؛ فیض کاشانى، ج ۲۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵). به گفته ابوهلال عسکرى (ص ۱۷۶)، حجاب به معناى پنهان شدن و پوشاندن به قصد اختفا و منع از ورود دیگران است و با ستر تفاوت دارد. ازاین‌رو، برخى نویسندگان معاصر، نسبت به کاربرد واژه حجاب به جاى ستر تأمل کرده‌اند؛ محمدمهدى شمس‌الدین (کتاب ۱، ص ۶۴) این کاربرد را نوعى تسامح در تعبیر دانسته است، زیرا حجاب، به معنایى که در قرآن آمده، از احکام خاص همسران پیامبر بوده و بر دیگر زنان مسلمان تنها پوشاندن بدن به صورت مقرر در شرع، واجب شده است. مطهرى (ص ۸۱)، منشأ احتمالى این جابه‌جایى را اشتباه شدن پوشش اسلامى با پوششهاى سخت‌گیرانه دیگر ملل که در آنها زنان در پشت پرده و خانه‌نشین بوده‌اند، دانسته است. این احتمال نیز مطرح است که گرایش برخى مسلمانان به‌نوعى سخت‌گیرى در پوشش بانوان، تحت تأثیر پاره‌اى رسوم اجتماعى، منشأ کاربرد مذکور بوده و به تدریج، ستر جاى خود را به پرده‌نشینى داده است (براى رسم پرده‌نشینى زنان در برخى مناطق جهان اسلام رجوع کنید به >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهاى اسلامى<، ج ۱، ص ۲۷۴ـ۲۷۵، ج ۲، ص ۵۰۳ـ ۵۰۴، ۶۴۴ـ۶۴۶).موضوع حجاب در منابع فقهى در باب مستقلى مطرح نشده است، بلکه معمولا در دو مبحث مطرح می‌شود :۱) در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار (رجوع کنید به ستر*). تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتى) و پوشش در غیر حالت نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده‌اى باشد چه نباشد. اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هرچند مثلاً با استقرار در مکانى تاریک تحقق یابد (طباطبائی‌یزدى، ج ۲، ص ۳۱۶ـ۳۱۹؛ جوادى آملى، ص ۱۶۵ـ۱۶۶؛ جزیرى، ج ۱، ص ۱۸۸ـ۱۹۲). به نظر مشهور در فقه امامى، بین حد ستر صلاتى و ستر واجب در برابر نامحرم، تلازمى وجود ندارد (کاظمى خراسانى، ج ۱، ص ۳۸۳؛ جوادى آملى، ص ۱۰۶).۲) در مبحث نکاح، که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگارى، از احکام نگاه کردن به‌طور عام و احکام ستر سخن می‌رود. ضمن آنکه ستر و نگاه دو مسئله جداگانه‌اند و حکم آنها در پاره‌اى صور با هم ملازمه دارد (رجوع کنید به جوادى آملى، ص ۲۳، ۴۵؛ مؤمن قمى، ص ۳۳۴، پانویس ۲).شاخص‌ترین مصداق حجاب یا، به نظر برخى، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمانِ به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است. بر پایه فقه، حد لازم حجاب براى زن غیرآزاد (کنیز) بسیار کمتر از زنان دیگر است (رجوع کنید به برده و برده‌دارى*). همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره نور («القَواعِدُ مِنَ النِّساء»)، درباره حکم پوشش زنان سالخورده‌اى که زمینه ازدواج در آنها منتفى است، سهل‌گیرى شده است (رجوع کنید به ابن‌کثیر، ذیل نور: ۶۰؛ شمس‌الدین، کتاب ۱، ص ۶۶؛ جوادى آملى، ص۱۳۰ـ۱۳۶؛ کلانترى، ص ۸۱ـ۸۷). بر پایه احادیث مرتبط با تفسیر این آیه (از جمله رجوع کنید به کلینى، ج ۵، ص ۵۲۲؛ بیهقى، ج ۷، ص ۹۳ـ۹۴)، فقها برداشتن جلباب، و حتى شمارى از آنان برداشتن روسرى و آشکار کردن مواضعى را که عادتاً بیرون است، براى این افراد جایز شمرده‌اند (رجوع کنید به قرطبى، ذیل آیه؛ نجفى، ج ۲۹، ص ۸۵ـ۸۶). در هر صورت، تأکید اسلام بر رعایت ستر از سوى زن، عمدتاً ناشى از اختلاف جنسیتى زن و مرد است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت (رجوع کنید به مطهرى، ص ۸۸، ۱۴۴ـ۱۴۵).وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهاى همه مذاهب اسلامى است (رجوع کنید به طباطبائی‌یزدى، ج ۵، ص ۴۹۴ـ۴۹۵؛ جزیرى، ج ۱، ص ۱۹۱ـ۱۹۲؛ زحیلى، ج ۷، ص ۳۳۶)؛ اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگوى فقهاست. خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف‌نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.بسیارى از فقهاى امامى و اهل‌سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دستها (اصطلاحاً کفّین)، را واجب می‌دانند (براى آراى فقهاى امامى رجوع کنید به طوسى، ج ۴، ص۱۶۰؛ بحرانى، ج ۲۳، ص ۵۵ـ۵۶؛ نراقى، ج ۱۶، ص ۴۶؛ براى آراى فقهاى اهل‌سنّت رجوع کنید به ابن‌حزم، ج ۱۰، ص ۳۲؛ شمس‌الائمه سرخسى، ج ۱۰، ص ۱۵۲ـ ۱۵۴؛ ابن‌قدامه، ج ۷، ص۴۶۰؛ ابوالبرکات، ج ۱، ص ۲۱۴؛ جزیرى، ج ۱، ص ۱۹۲). مهم‌ترین مستند آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است. در احادیث مصادیق گوناگونى براى زینت ظاهرى، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حناى کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، صورت و دو دست (رجوع کنید به قرطبى؛ سیوطى، ذیل نور: ۳۱؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲؛ نورى، ج ۱۴، ص ۲۷۵ـ۲۷۶). به نظر بسیارى از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینتهایى مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آنها، یعنى چهره و دستها، است (رجوع کنید به جصاص، ج ۳، ص ۳۱۵ـ۳۱۶؛ طبرسى؛ محمدحسین طباطبائى، ذیل آیه؛ مقدس اردبیلى، ص ۵۴۵). روایاتى که بر استثنا شدن صورت و دستها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آنها (و گاهى قَدَمین) دلالت می‌کنند (رجوع کنید به سیوطى، همانجا؛ حرّعاملى، ج ۲، ص ۵۲۲ـ ۵۲۳، ج۲۰، ص ۲۰۱ـ۲۰۲، ۲۱۵ـ۲۱۶) نیز مؤید این دیدگاه است (رجوع کنید به شمس‌الائمه سرخسى؛ ابن‌قدامه، همانجاها؛ نجفى، ج ۲۹، ص ۷۵ـ۷۷؛ درباره حکم نگاه کردن به قدمین رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۷، ص ۴۵۴؛ على طباطبائى، ج۱۰، ص ۶۸ـ۶۹).دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت‌اند از :۱) عبارت دیگر همین آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ على جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روى سینه است. خُمُر، جمعِ خِمار، به معناى مقنعه یا روسرى زنان است (طبرسى، ذیل آیه؛ ابن‌منظور، ذیل «خمر»). طبق گزارشهاى مفسران و اشارات حدیثى، زنان پیش از نزول این آیه روسرى را از پشت گوشها رد می‌کردند و آن را به پشت خود می‌انداختند، به طورى که گوشها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسریهایشان را به گونه‌اى بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنى، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمتها پوشیده شود (رجوع کنید به طبرى؛ طبرسى؛ قرطبى؛ محمدحسین طباطبائى، ذیل آیه). در واقع، زنان موى سر خود را می‌پوشانده‌اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولى از پوشاندن چهره سخنى به میان نیاورده است (رجوع کنید به ابن‌حزم، ج ۳، ص ۲۱۶؛ حکیم، ج ۵، ص ۲۴۳، ج ۱۴، ص ۲۸).۲) در بسیارى از احادیثِ امامان یا پرسشهایى که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موى برخى زنان مطرح شده (رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲۰، ص ۱۹۹، ۲۰۵ـ۲۰۶، ۲۲۳ـ۲۲۵، ۲۲۹)، اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشترى داشته است ــجز در مورد قصد ازدواج، که خصوصیت دارد (رجوع کنید به انصارى، ص ۳۸ـ ۴۳؛ محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۲۱ـ ۲۲)ــ پرسش نشده و سخنى به میان نیامده است. این امر بیانگر آن است که استثناى چهره از لزوم ستر یا حرمت نظر به آن، قطعى تلقى می‌شده است (رجوع کنید به على طباطبائى، ج ۱۰، ص ۶۹ـ ۷۰؛ نراقى، ج ۱۶، ص ۴۹).۳)پوشاندن صورت و دستها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادى زندگى است (ابن‌قدامه، ج ۱، ص ۶۳۷؛ نجفى، ج ۲۹، ص ۷۷؛ نیز براى نقد این استدلالها رجوع کنید به همان، ج ۲۹، ص ۷۸ـ۸۰). در عین حال، در منابع حدیثى و فقهى توضیح داده شده است که واجب نبودن پوشش صورت و دستها به معناى جایز نبودن پوشاندن آنها نیست و اساساً پوشیده‌تر بودن زنان کارى نیکو و رعایت حریم میان زن و مرد غیرمحرم، تا حد امکان، مطلوب است (براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ۵، ص ۵۳۵؛ هیثمى، ج ۴، ص ۲۵۵؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص ۶۵ـ۶۷)، ضمن آنکه این توصیه‌هاى اخلاقى، که غایت آنها مراقبت از سلامت زندگى اجتماعى و پیشگیرى از زمینه‌هاى بروز بی‌بند و بارى است، نباید با احکام فقهىِ الزامى خلط شوند (مطهرى، ص ۲۳۵ـ۲۳۹).در برابر، برخى فقهاى امامى و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتى چهره و دستها، را براى زنان واجب دانسته‌اند (رجوع کنید به بحرانى، ج ۷، ص ۷؛ حکیم، ج ۱۴، ص ۲۸؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، ص ۱۳۴). در مقام استدلال، از جمله به ادله عام وجوب ستر، یا حرمت نظر که با وجوب ستر ملازمه دارد، استناد شده است، با این توضیح که اطلاق آیه ۳۰ سوره نور که نگاه نکردن به زنان غیرمحرم را بر مردان لازم شمرده است، صورت و دستها را نیز دربرمی‌گیرد (رجوع کنید به نجفى، ج ۲۹، ص ۷۷؛ محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۴۱ـ۴۲؛ قس مؤمن قمى، همانجا). همچنین به روایاتى که دلالت بر منع از نگاه کردن به زن غیرمحرم، به صورت مطلق، دارد و چند روایت دیگر که دلالت التزامى آنها وجوب مستور بودن تمام بدن زن است، نیز استدلال شده است (رجوع کنید به کلینى، همانجا؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص۱۹۰ـ۱۹۵؛ نجفى، ج ۲۹، ص ۷۷؛ نیز رجوع کنید به محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۴۹). در پاسخ به این استدلال گفته‌اند که روایات ذکر شده، به‌ویژه باتوجه به سیاق آنها و واژه عورت که در آنها به‌کار رفته است، در مقام بیان حکمِ شرعىِ وجوبِ ستر نیست، بلکه توصیه‌هایى اخلاقى و ناظر بر ترجیح و مطلوبیت پوشیده بودن زنان است (رجوع کنید به شمس‌الدین، ص ۱۸۶ـ۱۹۰؛ شبیرى زنجانى، درس خارج فقه، مورخ ۱۶/۹/۱۳۷۷ش، ۱/۱۲/۱۳۷۷ش).دلایل دیگر مورد استناد براى شمول حجاب بانوان بر صورت و دستها عبارت‌اند از: ۱)احادیثى (رجوع کنید به سیوطى، ذیل نور: ۳۱؛ نورى، ج ۱۴، ص ۲۷۵ـ۲۷۶) که مراد از «الّا ما ظهر» در آیه ۳۱ سوره نور را لباس دانسته‌اند (نجفى، ج ۲۹، ص ۷۸؛ مقدّم، ص ۲۸۳ـ۳۲۷ : در این صفحات آراى قائلان به این نظر گردآورى شده است؛ براى این نظر که استثناى مذکور از مقوله استثناى منقطع است رجوع کنید به جوادى آملى، ص ۴۱). ۲)سیره متشرعه ــکه با احراز شرایطى، به عنوان دلیل فقهى پذیرفته می‌شود (رجوع کنید به مظفر، ج ۲، ص ۱۵۵ـ۱۵۷)ــ پوشیده بودن صورت زنان بوده است (نجفى، ج ۲۹، ص ۷۷؛ براى نقد آن رجوع کنید به شهیدثانى، ج ۷، ص ۴۷ـ۴۸؛ على طباطبائى، ج ۱۰، ص ۷۱؛ براى تفصیل و نقد استدلالها رجوع کنید به حکیم، ج ۱۴، ص ۲۸ـ۲۹؛ قرضاوى، ص ۴۱ـ۵۵). به نظر برخى فقها، بین استثنا دانستن صورت و دستها از حکم وجوب ستر با جواز نگاه کردن به آنها ملازمه‌اى وجود ندارد (براى تفصیل مطلب درباره حکم نگاه کردن رجوع کنید به نجفى، ج ۲۹، ص ۷۵ـ۸۱؛ محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص۴۰ـ۵۱؛ نیز رجوع کنید به نظر*).توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهى نشان می‌دهد که این دستورِ الزامى داراى مراتب گوناگون است و از جمله به تبع محیطى که زن در آن قرار می‌گیرد، نوعى انعطاف دربردارد. مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم براى زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل‌تر از حجاب متعارف دانسته‌اند (رجوع کنید به سطور پیشین). همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانى که به نقص جنسى و عقلى دچارند (التّابِعینَ غَیرِ اُولی‌الاِرْبَةِ مِنَ الرِّجال، براى توضیح این تعبیر در احادیث رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۷، ص ۴۶۲ـ۴۶۳؛ محمدباقر مجلسى، ج ۱۰۱، ص ۳۳ـ۳۵) بسیار کمتر از حجاب ضرورى در برابر مردان عادى است (رجوع کنید به ابن‌کثیر، ذیل آیه؛ محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۷۵ـ۷۸). از سوى دیگر، برخى فقها به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه (که مراد از آن را زنانِ مسلمانِ غیربرده می‌دانند)، آشکار ساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته‌اند تا از توصیف احتمالى ویژگیهاى زنان مسلمان براى مردان پیشگیرى شود (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج ۷، ص ۴۶۴؛ نجفى، ج ۲۹، ص ۷۱ـ۷۲). همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهى، شامل سر و گردن و سینه نمی‌شود (جزیرى، همانجا؛ محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۵۱ـ۵۵).با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ــکه به تصریح آیات قرآن و احادیث (رجوع کنید به احزاب: ۳۳، ۵۳، ۵۹؛ نور: ۶۰؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص ۱۹۳ـ۱۹۴، ۲۳۵ـ۲۳۶)، ایجاد امنیت روانى و حفظ سلامت اخلاقىِ جامعه و ارزش‌گذارى عفاف و حیاست ــ گوناگونىِ مراتب احکام حجاب به خوبى قابل تحلیل است. تأکید قرآن و احادیث و متون فقهى بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخى امور (چون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهى شدید از چشم‌چرانى مردان، وجوب ستر براى زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک‌آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است (رجوع کنید به احزاب: ۳۲ـ۳۳؛ نور: ۳۰ـ۳۱؛ حرّعاملى، ج۲۰، ص ۱۸۵ـ۱۸۶،۱۹۰ـ۱۹۵، ۲۰۷ـ۲۰۹، ۲۱۱ـ ۲۱۲؛ محمدباقر مجلسى، ج ۶۸، ص ۲۶۸ـ۲۷۲؛ طباطبائى یزدى، ج ۵، ص۴۹۰؛ زحیلى، ج ۷، ص ۳۳۶ـ۳۳۷).بر این اساس، براى حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجارى ایمانى ـ اجتماعى در همه مناسبات اجتماعى، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامى مکلف‌اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه ــ خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان ــ مراتبى از ستر و عفاف را رعایت کنند. هرچند ستر واجب براى مردان بسیار کمتر از زنان است (طباطبائی‌یزدى، ج ۵، ص ۴۹۵؛ جزیرى، همانجا)، برخى فقهاى شیعه و اهل سنّت (رجوع کنید به جزیرى، همانجا؛ مکارم شیرازى، ج ۲، ص ۳۴۸) پوشاندن مواضعى از بدن را که به طور معمول پوشانده می‌شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده‌اند. همچنین به نظر برخى فقهاى شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانى که به ورزش یا عزادارى می‌پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیارى در امر گناه) شمرده می‌شود (شبیرى زنجانى؛ درس خارج فقه، مورخ ۱۵/۹/۱۳۷۷ش؛ قس محمدتقى خوئى، ج ۳۲، ص ۱۰۴ـ۱۰۵). به اقتضاى حکمت مذکور براى حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخى فقها وى در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند (نجفى، ج ۲۹، ص ۸۲؛ زحیلى، ج ۷، ص ۱۹).از نکات مورد تأکید فقها تأسیسى بودن حکم حجاب در اسلام است (شبیرى زنجانى، درس خارج فقه مورخ ۱۰/۹/۱۳۷۷ش) و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضرورىِ اسلام است (منتظرى، ص ۴۵۷؛ مکارم شیرازى، ج ۲، ص ۳۴۹؛ سیستانى، ص ۴۱۴)؛ ازاین‌رو، فقها حتى در وضعى که زندگى زناشویى زن به سبب رعایت حجاب به‌مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته‌اند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئى، ج ۲، ص ۱۹۷، ۱۹۹؛ خوئى و تبریزى، ج ۱، ص ۵۰۵؛ گلپایگانى، ج ۲، ص ۱۸۷ـ۱۸۸). در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیمارى) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است (ابوالقاسم خوئى، ج۲، ص۱۹۷؛ مکارم شیرازى، ج۳، ص۲۵۶؛ خامنه‌اى، ج۲، ص۷۹). فتاواى فقها حاکی‌از آن است که فعالیتها و مراودات اجتماعى زنان را به هیچ روى منافى با حجاب نمی‌دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می‌دهند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئى، ج ۲، ص۲۰۴، ۲۰۶ـ ۲۰۸؛ منتظرى، همانجا؛ خامنه‌اى، ج۲، ص۸۵).در فقه اسلامى شکل خاصى از پوشش براى زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است (رجوع کنید به خوئى و تبریزى، ج ۵، فتاوى تبریزى، ص ۴۲۹؛ سیستانى، ص ۴۸۶، ۵۴۲؛ مکارم شیرازى، ج ۲، ص ۳۴۹ـ۳۵۰، ج ۳، ص ۲۴۹)، حتى برخى فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته‌اند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئى، ج ۲، ص ۱۹۶؛ شبیرى زنجانى، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش). البته آنان پوشیدن لباسهاى نازک و بدن‌نما و تحریک‌آمیز را نپذیرفته‌اند و درباره استفاده از لباسهاى رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتى دارند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئى، ج ۲، ص ۲۱۱؛ خوئى و تبریزى، ج ۲، ص ۳۷۲؛ منتظرى، همانجا).شکل حجاب و چگونگى انطباق آن با معیارهاى پوشش اسلامى با توجه به عواملى چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمى و گاه محدودیتهاى اجتماعى هر سرزمین، تفاوت می‌کرده است. مثلاً رایج‌ترین نوع پوشش اسلامى در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخى و اوضاع جغرافیایى، متنوع بوده است (رجوع کنید به چادر*)، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیارى از کشورهاى اسلامى، دست‌کم در دهه‌هاى اخیر، به‌ندرت از چادر استفاده کرده‌اند. در کشورهاى عربى خاورمیانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. زنان مسلمان مقیم در کشورهاى غیراسلامى ــ که گاه محدودیتهایى براى رعایت حجابشان اعمال می‌شودــ نیز کوشیده‌اند پوشش مناسب از نظر محیطى و مقبول از نظر شرعى را طراحى و درباره مطابقت آن با موازین فقهى، استفتا کنند (براى نمونه رجوع کنید به سیستانى، ص ۵۴۲).اگرچه حجاب، دستورى قرآنى و تکلیفى دینى است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعى است و ازاین‌رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعى می‌یابد. از سوى دیگر، اقتضاى اطلاقات ادله احکام فردى و اجتماعى دین آن است که تمام مقررات دینى در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضى نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومتها در یک جامعه اسلامى در برابر جهت‌گیرى اخلاقى مردم و اجراى احکام شریعت در زندگى اجتماعى مسئولیت دارند و باید به حفظ شئون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه‌هاى دینى احترام گذارند (رجوع کنید به سروش، ص۱۷۴ـ۱۷۵، ۴۹۹ـ۵۰۳، ۵۰۶ ـ۵۰۷). دولت‌اسلامى همان‌گونه که نمی‌تواند اجازه شرب خمر علنى را، حتى به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی‌تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از اداى تکلیف توسط مؤمنان، هنجارى لازم‌الاجرا در جامعه دینى است.برخى مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن‌اند که پیشگیرى از بی‌حجابى سابقه فقهى و تاریخى ندارد و سیره معصومان، به‌ویژه پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله و امام على علیه‌السلام که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتىِ حجاب نبوده است و آنان به تذکار و ارشاد بسنده می‌کرده و هیچ‌گاه براى بی‌حجابى حکم کیفرى صادر نکرده‌اند (رجوع کنید به فقیه شیرازى، ص ۲۷۱؛ نیز رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۲۵۱؛ کلینى، ج ۵، ص ۵۳۷؛ بیهقى، ج ۲، ص ۲۲۶). در پاسخ این ادعا گفته‌اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امرى متداول و شایع در دنیاى متمدن بوده است. حکومتهاى مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه‌رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیاى غرب، حرکتهاى گوناگونى براى رفع حجاب در کشورهاى اسلامى سازمان‌دهى شد (رجوع کنید به ادامه مقاله).عصر جدید و مسئله حجاب اسلامى. پرسش از مسئله حجاب، از منظرهاى مختلف، در چند دهه اخیر پرسشى جدى و پرطنین بوده است؛ مثلاً جریانهاى مختلف اجتماعى، از جمله جنبشهاى دفاع از حقوق زنان، با تشکیک در چند و چون حکم حجاب و طرح دیدگاههایى در مخالفت با آن، نقش مهمى در مقابله با حجاب در جوامع اسلامى داشته‌اند. بنابر گزارشهاى مستند، در اواخر سده گذشته، هم در ایران و هم در قلمرو عثمانى، تغییر و تحولات بسیارى در وضع حجاب ایجاد شد که بی‌سابقه بود (رجوع کنید به خان‌ملک ساسانى، ص۲۲۶ـ ۲۲۸؛ ساناساریان، ص ۹۸ـ۱۰۰؛ صادقى، ص ۳۰ـ۳۲، ۴۶ـ۴۸).مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب* در ایران ــکه زمزمه آن هم‌زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سالهاى نخست پیروزى مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضاشاه پهلوى اجبار و اجرا گردیدــ سبب نگارش آثار مستقل متعددى در واکنش به این اقدام و اثبات قطعى بودن حکم حجاب در اسلام شد (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ۶، ص۲۵۴، پانویس؛ جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۲۹ـ۳۱، ۳۵). نگارش رساله‌هایى به‌نام حجابیه، ظاهرآ از ۱۳۲۹ با رسالة فى وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمدصادق ارومى فخرالاسلام (عالم مسیحىِ نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولى بیشتر رساله‌هاى حجابیه در سالهاى ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند. پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجبارى در ۱۳۲۲ش، نیز کتابها و مقاله‌هاى زیادى در این باره انتشار یافت (جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۳۵ـ۳۶). تعدادى از این رساله‌ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.ساختار موضوعى و محتواى رساله‌هاى حجابیه عموماً چنین است: تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه‌دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛ بررسى آیات و احادیث راجع به حجاب و آراى فقها درباره حد آن؛ فلسفه حجاب؛ اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛ بیان اهداف طرفداران کشف حجاب، گزارش انتقادهاى آنان و پاسخ به آنها؛ و بررسى آثار منفى رفع حجاب، مانند رواج بی‌عفتى، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.رویکرد مباحث در مقالات و کتابهاى نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین‌گونه است: تحریف مسائل مطروحه در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش، منافات داشتن حجاب با شیوه زندگى جدید، ضرورت آزادى زن، ناسازگارىِ حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیتهاى اجتماعى، فاقد اصالت دینى بودن حجاب به‌سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان، انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفى حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقى جنسى.گفتنى است که در سالهاى آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضى مطهرى از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگیهاى انحصارىِ آن با اقبال بسیار روبه‌رو شد. پس از پیروزى انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته‌تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه‌اى که بر پایه آموزه‌هاى دینى انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیارى در این باره به چاپ رسید (براى کتاب‌شناسى حجاب رجوع کنید به جعفریان، ۱۳۸۰ش ب، ص ۱۳۳۷ـ۱۳۴۸؛ نیز براى برخى آثار رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ۶، ص ۲۵۴، ج ۷، ص ۵۷، ج۱۱، ص۹، ۶۳، ج ۱۲، ص۹۰، ۱۵۴، ۱۶۴ـ۱۶۵، ۱۹۲، ج۱۵، ص۱۸۳، ۲۷۲، ج۱۷، ص۲۳۵).نکته در خور دقت در آثار مخالفان حجاب این است که چون سنّت جارى حجاب در مناطق گوناگون دنیاى اسلام، پوشاندن تمام بدن (از جمله صورت و دستها) بود، برخى قائلان به کشف حجاب، با استناد به دلایل قرآنى و حدیثى، به اثبات واجب نبودن پوشش صورت و دستها پرداختند و سپس با خلط بحث، مدعى شدند که حکم حجاب در قرآن ذکر نشده و مبناى شرعى ندارد. مقصود آنان از حجاب، نقابى بود که زنان به صورت می‌زدند (رجوع کنید به قاسم امین، ص ۵۶ـ۶۸؛ زین‌الدین، ص ۲۳۷ـ ۲۴۴، ۲۶۳ـ۲۶۴، ۲۶۶ـ۲۷۰؛ مینوى، ص ۱۲۶۳ـ ۱۲۶۷). در حقیقت، سخن گفتن برضد حجاب، به سبب نهادینه بودن آن نزد مسلمانان و آمیخته شدن با غیرت دینى و اخلاقى، یکباره میسر نبود؛ از این رو آنان ابتدا مسئله کاهش حدود حجاب را پیش کشیدند و با تأکید بر جواز شرعى نپوشاندن صورت و دستها یا نگاه به آنها، که فتواى مشهور فقها نیز هست، نخستین گام براى مطرح کردن نفى کلى حجاب را برداشتند (جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۳۳ـ۳۴، ۴۳) که از آن به «حیله کَشْفیین» (حیله قائلان به کشف حجاب) تعبیر شده است (رجوع کنید به طالقانى طهرانى، ص ۴۱۶ـ۴۱۸).در هر صورت، پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعى، فراهم گشت. بر پایه گزارشها، در سالهاى منتهى به انقلاب اسلامى، استفاده از پوشش اسلامى در ایران رشد محسوسى یافت (رجوع کنید به انقلاب اسلامى به روایت اسناد ساواک، کتاب ۱، ص ۲۶۸، کتاب ۲، ص ۱۲۶، ۱۲۹) . در آغاز روند انقلاب اسلامى ایران و در راه‌پیماییها، حجاب نمادى اساسى براى مخالفان حکومت بود و نوعى ابراز نارضایتى و مخالفت با الگوهاى تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوى به شمار می‌رفت (حافظیان، ص ۱۶۹ـ۱۷۸). پس از پیروزى انقلاب اسلامى، امام خمینى بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخى از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجراى حکم حجاب در ایران بود (براى نمونه رجوع کنید به امام خمینى، ج ۲، ص ۲۵۹، ج ۹، ص ۹۵ـ۹۶، ج ۱۹، ص ۱۲۱). در اسفند ۱۳۵۸، نیز بحث الزامى شدن رعایت حجاب از سوى بانوان در جمهورى اسلامى ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهى که مخالفت عملى با حکم حجاب می‌تواند مشمول کیفر تعزیر باشد (براى نمونه رجوع کنید به گلپایگانى، ج ۳، ص۲۱۰ـ۲۱۱)، در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامى براى آن ضمانت اجرایى کیفرى مقرر شد (براى این مادّه قانونى و نقد آن رجوع کنید به هاشمى، ص ۱۵۲ـ۱۵۵).علاوه بر ایران، در یکى دو دهه اخیر، رعایت حجاب شرعى، در میان زنان کشورهاى مسلمان و مسلمانان ساکن کشورهاى غیراسلامى نیز مورد استقبال قرار گرفته است و به عنوان پدیده اجتماعى مهمى که نقش برجسته‌اى در هویت‌نمایى مسلمانان دارد، گاه جنبه سیاسى نیز یافته و حتى در بعضى کشورهاى اروپایى عکس‌العملهایى را برانگیخته است.از سوى دیگر، حجاب زنان در دو سه قرن اخیر، نزد اروپاییان، و به تبع آن در جهان اسلام، طنینى گسترده داشته است. این موضوع ابتدا در آثار سفرنامه‌نویسان غیرمسلمان و بعدها در آثار مکتوبِ راجع به حقوق زنان مسلمان و سپس در رسانه‌هاى جمعى کشورهاى غیراسلامى بسیار مورد توجه واقع شده و گاه بارزترین نماد جهان اسلام معرفى گردیده است. در عین حال، بیشتر غیرمسلمانان، به‌ویژه هواداران جنبشهاى دفاع از حقوق زنان، حجاب را پوششى دست و پاگیر، محدودکننده و نشانه بارز ظلم به زنان و سیطره مردان بر آنان معرف کرده‌اند (>دایرةالمعارف زنان و فرهنگهاى اسلامى<، ج ۱، ص ۳۶۴، ۴۴۰، ۴۴۲ـ۴۴۳، ج ۲، ص ۲۹۱، ۶۸۶؛ احمد، ص ۱۵۲ـ۱۵۴، ۱۶۰، نیز رجوع کنید به ص ۱۴۹ـ۱۵۰). این نحوه مواجهه، ناشى از تحولى کلى است که در غرب جدید پس از دوره نوزایى (رنسانس) و انقلاب صنعتى، روى داده است. پذیرش این اصل که انسان، خود اخلاقیات خود را می‌سازد و هنجارها را نه قانون الهى، که عرف تعیین می‌کند، مهم‌ترین عامل نفى پایبندى به الزامات اجتماعى دینى بوده (کیوپیت، ص ۴۱ـ۴۲، ۱۵۹) و یکى از مظاهر آن، کنار گذاشتن تدریجى حجاب و پوشش شرعى، به مثابه نماد حضور دین در اجتماع، است (رجوع کنید به دورانت، ج ۵، ص ۶۱۴ـ ۶۱۸).حضور فعالِ همراه با مداخلات غربیان در کشورهاى اسلامى در قرن سیزدهم/ نوزدهم و نفوذ فرهنگ مدرن و در پى آن گسترش مباحث مرتبط با زندگى اجتماعى و حقوقى زنان در جهان اسلام، به تبع آنچه در جهان غربىِ جدید روى داد، موجب شد که در اواخر این قرن بحث از زن، جنسیت و نسبتِ آموزه‌هاى اسلامى با حقوق زنان، از جمله نوع پوشش آنان، مورد توجه قرار گیرد. بارزترین نمود این مسئله در زمان سیطره انگلستان بر مصر روى داد که استفاده آنان از ادبیات فمینیستى و شناساندن حجاب به عنوان نماد مظلومیت و فرودستى زنان مصرى سبب شد پوشش زن مسلمان، موضوع محورىِ گفتمان ناسیونالیستى ـ فمینیستى در این کشور شود. ظاهراً اصطلاح حجاب در بین مسلمانان نیز از همین دوران رایج شده است (>دایرةالمعارف جهان اسلام آکسفورد<، همانجا؛ >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهاى اسلامى<، ج ۱، ص ۴۴۱، ۴۴۳، ج۳، ص۳۹۴، ۳۹۶؛ احمد، ص ۱۲۷ـ ۱۲۸، ۱۵۱ـ۱۵۵).مخالفان حجاب در جوامع مسلمان این ادعا را نیز پیش کشیده‌اند که این نوع پوشش زنان در جوامع اسلامى نه از احکام اسلام بلکه از تمدنهاى دیگر، مانند روم‌شرقى و ایران، به میان مسلمانان آمده است (رجوع کنید به قاسم امین، ص ۵۶؛ کسروى، ص ۶ـ ۱۰؛ احمد، ص ۱۴ـ۱۵، ۵۵؛ نیز رجوع کنید به مطهرى، ص ۲۰۵ـ ۲۰۶). دیگر آنکه از دیدگاه جنبشهاى فمینیستى، حجاب بیش از آنکه پوشاننده بدن زن باشد، مطرح‌کننده او به مثابه جنس مؤنث است. به نظر آنان اسلام جنسیت زن را بالقوه براى امنیت اخلاقى جامعه خطرساز دانسته و براى پیشگیرى از وقوع فتنه در اجتماع که قلمرو مردان است، زنان را ملزم به رعایت حجاب نموده است. بر پایه نظر آنان، حجاب نماد جداسازى جنسیتى و تفاوت نهادن میان جنسیتهاست و تشریع آن مظهر تداوم ذهنیت دوران جاهلیت نسبت به زن و عقب‌نشینى اسلام از اصول برابرى اجتماعى به شمار می‌رود (رجوع کنید به مرنیسى، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهاى اسلامى<، ج ۲، ص ۵۰۰، ۶۸۶).در واکنش به انتقادهاى استعمارگران و شرق‌شناسان و فمینیستها و مخالفان حجاب از قوانین اسلامىِ مرتبط با زنان و از جمله مقوله حجاب، شمارى از نویسندگان و متفکران جهان عرب، به‌ویژه در مصر و لبنان، علاوه بر تحلیهاى ریشه‌یابانه این اظهارات، درصدد برآمدند با ارائه تفسیرى جدید از آموزه‌هاى اسلام، آنها را به گونه‌اى تأویل کنند که با مباحث جدیدِ مرتبط با حقوق زنان سازگارى یابد. از این رویکرد در ایران، برخلاف کشورهاى عربى، استقبال جدى نشد، بلکه رواج ملی‌گرایىِ معطوف به پیشینه قبل از اسلام، پس از تأسیس حکومت پهلوى که با کنار گذاشتن هویت اسلامى و جهت‌گیرى کلىِ احیاى آنچه سابقه تاریخى ایران پیش از اسلام نامیده می‌شد، کشور را به سمتى پیش برد که در آن نفى حجاب به منزله دفاع از منزلت زنان و حجاب با جهل، عقب‌ماندگى و نامتمدن بودن مساوى دانسته می‌شد (رجوع کنید به قاسم امین، ۱۳۱۶؛ زین‌الدین، ۱۳۴۶؛ صادقى، ص ۱۲ـ۱۵، ۲۲، ۵۲ـ۵۳، ۶۱).اما به رغم همه مخالفتها، براى بسیارى از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می‌رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به‌خصوص مسلمانان ساکن در کشورهاى غربى، حجاب نماد دین‌دارى، اسلام‌گرایى، سازگارى آموزه‌هاى اسلامى با دنیاى مدرن و نفى فرهنگ غرب است (>دایرةالمعارف زنان فرهنگهاى اسلامى<، ج۱، ص۳۰۱ـ ۳۰۲، ۴۴۰ـ۴۴۱، ج ۲، ص۲۹۰، ج ۳، ص ۳۹۸ـ ۳۹۹، ج ۴، ص۴۰). اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامى، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامى از دیدگاه حقوق بین‌الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیتها*، مورد بحث و گفتگوست (رجوع کنید به میرمحمدى، ص ۵۰). همچنین رویکرد کلى جهان اسلام در فرایند جهانی‌شدن*، یافتن ساز و کارى مناسب براى حفظ هویت فرهنگى مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه‌اى دارد.



منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدّس؛ آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌بابویه، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم ]بی‌تا.[؛ ابن‌حزم، المُحلّى، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، ]بی‌تا.[؛ ابن‌حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بی‌تا.[؛ ابن‌سعد (لیدن)؛ ابن‌قدامه، المغنى، بیروت: دارالکتاب العربى، ]بی‌تا.[؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲؛ ابن‌منظور؛ احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، ]بی‌تا.[؛ احمدبن محمد اشعرى قمى، کتاب النوادر، قم ۱۴۰۸؛ امام خمینى، صحیفه نور، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش؛ مرتضی‌بن محمدامین انصارى، کتاب النّکاح، قم ۱۴۱۵؛ انقلاب اسلامى به روایت اسناد ساواک، تهران: سروش، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش؛ یوسف‌بن احمد بحرانى، الحدائق الناضرة فى احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش؛ محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح البخارى، ]چاپ محمد ذهنی‌افندى[، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ احمدبن محمد برقى، المحاسن، چاپ مهدى رجائى، قم ۱۴۱۳؛ احمدبن حسین بیهقى، السنن الکبرى، بیروت : دارالفکر، ]بی‌تا.[؛ محمداعلی‌بن على تهانوى، موسوعة کشّاف الفنون و العلوم، چاپ رفیق‌العجم و على دحروج، بیروت ۱۹۹۶؛ عبدالرحمان جزیرى، کتاب الفقه على المذاهب الاربعة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمدبن على جصاص، کتاب احکام القرآن، ]استانبول[ ۱۳۳۵ـ ۱۳۳۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمى در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف؛ همو، «کتابشناسى حجاب»، در همان، دفتر۲، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش ب؛ عبداللّه جوادی‌آملى، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵؛ اسماعیل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷؛ محمدحسین حافظیان، زنان و انقلاب: داستان ناگفته، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک على الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت ۱۴۰۶؛ حرّ عاملى؛ محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقى، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ على خامنه‌اى، اجوبة الاستفتاءات، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج ۲، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ احمدخان ملک ساسانى، یادبودهاى سفارت استانبول، تهران ۱۳۴۵ش؛ ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوالقاسم خوئى و جواد تبریزى، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمى الخوئى مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمى التبریزى، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸؛ محمدتقى خوئى، المبانى فى شرح العروة الوثقى : النکاح، تقریرات درس آیةاللّه خوئى، در موسوعة الامام خوئى، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئى، ۱۴۲۶/۲۰۰۵؛ ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج ۵: رنسانس، ترجمه صفدر تقی‌زاده و ابوطالب صارمى، تهران ۱۳۶۷ش؛ محمدبن محمد زبیدى، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، ج ۲، چاپ على هلالى، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت ]بی‌تا.[؛ وهبه مصطفى زحیلى، الفقه الاسلامى و ادلّته، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدبن بهادر زرکشى، البرهان فى علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸؛ الیز ساناساریان، جنبش قوق نان در ایران: طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷، ترجمه نوشین احمدى خراسانى، تهران ۱۳۸۴ش؛ عبدالاعلى سبزوارى، مهذّب الاحکام فى بیان الحلال و الحرام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۶؛ محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامى، قم ۱۳۷۸ش؛ على سیستانى، استفتاءات المرجع الدینى الأعلى السید السیستانى مدظله، قم ۲۰۰۰؛ علی‌اکبر سیفی‌مازندرانى، دلیل تحریرالوسیلة، ]تهران[: مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینى، ]بی‌تا.[؛ سیوطى؛ محمدبن احمد شمس‌الائمه سرخسى، کتاب المبسوط، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ محمدمهدى شمس‌الدین، مسائل حرجة فى فقه المرأة، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱؛ محمد شوکانى، فتح القدیر، بیروت: داراحیاء التراث العربى، ]بی‌تا.[؛ زین‌الدین‌بن على شهیدثانى، مسالک الافهام الى تنقیح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ فاطمه صادقى، جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوى اول)، تهران ۱۳۸۴ش؛ ابوالحسن طالقانى طهرانى، «محاکمه در موضوع حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱؛ علی‌بن محمدعلى طباطبائى، ریاض‌المسائل فى بیان الاحکام بالدلائل، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰؛ محمدحسین طباطبائى؛ محمدکاظم‌بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدى، العروةالوثقى، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۰؛ طبرسى؛ طبرى، جامع؛ محمدبن حسن طوسى، المبسوط فى فقه الامامیة، ج ۴، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران ۱۳۸۸؛ حسن‌بن عبداللّه عسکرى، معجم‌الفروق اللغویة، الحاوى لکتاب ابی‌هلال العسکرى و جزءآ من کتاب السید نورالدین الجزائرى، قم ۱۴۱۲؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، تذکرةالفقهاء، چاپ سنگى ]بی‌جا، بی‌تا.[؛ چاپ افست تهران ۱۳۸۸؛ محمدهادى فاضل، «بررسى لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ محمدبن حسن فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فى شرح اشکالات القواعد، چاپ حسین موسوى کرمانى، على پناه اشتهاردى، و عبدالرحیم بروجردى، قم ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ افست ۱۳۶۳ش؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسیر الکبیر، أو، مفاتیح‌الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ محسن فقیه شیرازى، «نقد مقاله حبل‌المتین»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱؛ محمدبن شاه مرتضى فیض کاشانى، کتاب الوافى، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانى، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش؛ قاسم امین، تحریرالمرأة، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹؛ یوسف قرضاوى، النقاب للمرأة: بین القول ببدعیته... و القول بوجوبه، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۱؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ علی‌بن ابراهیم قمى، تفسیر القمى، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱؛ محمدعلى کاظمى خراسانى، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه نائینى، قم ۱۴۱۱؛ احمد کسروى، خواهران و دختران ما، تهران ۱۳۲۴ش؛ علی‌اکبر کلانترى، فقه و پوشش بانوان، قم ۱۳۸۳ش؛ کلینى؛ دان کیوپیت، دریاى ایمان، ترجمه حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدرضا گلپایگانى، مجمع‌المسائل، قم، ج ۲، ۱۳۶۴ش، ج ۳، ]بی‌تا.[؛ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همان، ج ۳۰، چاپ عبدالزهراء علوى، بیروت: دارالرضا، ]بی‌تا.[؛ محمدتقی‌بن مقصودعلى مجلسى، روضةالمتقین فى شرح مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ حسین موسوى کرمانى و على پناه اشتهاردى، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۱۳؛ فاطمه مرنیسى، زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن پوش: برداشتى نوین از حقوق زن در اسلام، ترجمه ملیحه مغازه‌اى، تهران ۱۳۸۰ش؛ مسلم‌بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقى، بیروت ]بی‌تا.[؛ مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، تهران ۱۳۷۰ش؛ محمدرضا مظفر، اصول الفقه، قم ۱۳۷۰ش؛ احمدبن محمد مقدس اردبیلى، زبدة البیان فى احکام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران ]بی‌تا.[؛ محمدبن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵؛ ناصر مکارم شیرازى، استفتائات جدید، گردآورى ابوالقاسم علیان‌نژادى، قم ۱۳۸۵ش؛ حسینعلى منتظرى، رساله توضیح المسائل، تهران ۱۳۷۷ش؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، کویت : وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۲۳/۲۰۰۲؛ محمد مؤمن قمى، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵؛ مصطفى میرمحمدى، «عدم ممنوعیت حجاب اسلامى از منظر حقوق بین‌الملل اقلیت‌ها»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ مجتبى مینوى، «پوشیدن روى یا نپوشیدن روى: در دفاع از کشف حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۲؛ محمدحسن‌بن باقر نجفى، جواهرالکلام فى شرح شرایع‌الاسلام، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانى، بیروت ۱۹۸۱؛ احمدبن محمدمهدى نراقى، مستند الشیعة فى احکام الشریعة، ج ۱۶، قم ۱۴۱۹؛ حسین‌بن محمدتقى نورى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸؛ حسین هاشمى، «نقدى بر ماده ۶۳۸ ق.م.ا. در جرم‌انگارى بدحجابى»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ علی‌بن ابوبکر هیثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛Leila Ahmed, Women and gender in Islam: historical roots of a modern debate, New Haven ۱۹۹۲; Encyclopedia Judaica, Jerusalem ۱۹۷۸-۱۹۸۲, s.v. "Head, covering of the" (by Meir Ydit); EIr. s.vv. "Cador. I: in early literary sources" (by Bijan Gheiby), "Cador. II: among Zoroastrians" (by James R. Russell); The encyclopedia of religion, ed. Mircea Eliade, New York ۱۹۸۷, s.vv. "Clothing. religious clothing in the west" (by Deborah B. Kraak), "Tertullian" (by E. Glenn Hinson); Encyclopedia of the women & Islamic cultures, ed. Suad Joseph, Leiden: Brill, ۲۰۰۳-۲۰۰۷; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York ۱۹۹۵, s.v. "Hijab" (by Fadwa el Guindi).


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فریده سعیدی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 12
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده