دروازه
معرف
ورودیهاى عظیم شهرها و بناهاى مسکونى و نظامى
متن
دروازه، ورودیهاى عظیم شهرها و بناهاى مسکونى و نظامى. به تعبیر دقیق‌تر به هریک از درها یا راههاى ورودى شهرهاى قدیمى، ورودیهاى مجلل با درهاى بزرگ که غالباً عناصر معمارى دیگرى مانند برجهاى نگهبانى، اتاقهاى استراحت، مکانهاى بازرسى و دیگر فضاهاى پشتیبانى به‌آن متصل است، اطلاق مى‌گردد (← دهخدا؛ فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه). به دروازه‌هاى غیررسمى و فواصل میان دیوار دو دروازه کَلْ گفته مى‌شد که این نام هنوز در بعضى جاها متداول است، مانند کلِ مشیر میان دروازه‌هاى باغشاه و کازرون در شیراز (← افراسیابى، ص 105ـ106).وجه نام‌گذارى دروازه‌ها معمولاً بدین قرار است: همنام شهرى که در امتداد جادة منشعب از یک دروازه قرار داشت، مثل دروازه‌هاى دمشق یا باب‌العمود در بیت‌المقدس* و دروازة کشمیر در دهلى (← گرابار ، ص 71؛ وارن ، ص 236؛ پاپادوپولو، ص 557)؛ برگرفته از نام محله‌اى که دروازه در آن قرار داشت مانند دروازه‌هاى فین و پاى‌قپان کاشان (بیرشک، ص 383، 385)؛ به نام بانى آن مانند دروازة مادر امیر در یزد که مریم ترکان، مادر سلطان‌قطب‌الدین آن را ساخته بود (جعفرى، ص 41)؛ به‌سبب اتصال به ارگ، مانند دروازه‌هاى دولت در تهران و ارگ در سمنان؛ به‌سبب نوع فعالیت در آن محل مانند دروازة برده‌فروشان (یعقوبى، ص 17) و دروازة گمرک تهران؛ از روى نام طوایف و اقوامى که در کنار دروازه ساکن بودند مثل باب‌التُنِر در مراکش و باب‌الجَفَّه در بیت‌المقدس (گرابار، ص 68)؛ به‌سبب وقایع و حوادث تاریخى و فرهنگى و اساطیرى (همانجا)؛ و گاه از روى جنس و مصالح دروازه نامى مى‌گرفت مانند باب‌الحدید براى دروازه‌هاى آهنى (ابوالفداء، ص 72، 98).تاریخچه. قدمت ساخت دروازه به بیش از شش هزار سال مى‌رسد. از هزاره چهارم پیش از میلاد ورودیهاى شهر ارک در بین‌النهرین (← مالووان ، ص 1) و شهر تروا ، در نزدیکى استانبول، با دروازه‌هاى متنوع پله‌دار و برجهاى نگهبانى (فیروزمندى، ج 1، ص150ـ152) و از هزاره دوم پیش از میلاد دروازه‌هاى شهر اور (موریس ، ص 17) و از هزارة اول پیش از میلاد دروازه‌هاى شهر خُرساباد* در بین‌النهرین (← چى‌یرا ، ص 64) درخور توجه است. دروازه شهرهاى مصر زمان فراعنه بسیار مستحکم بوده و گاه شمار آنها به دهها باب مى‌رسیده‌است. شهر دور اونتاش عیلامى سه حصار تودرتو با دروازه‌هاى مستقل داشت (صراف، ص 74، 78) و دروازة شهرشاهى شوش از دورة هخامنشیان بسیار باشکوه بود (کابلى، ص 189). در قرن چهارم پیش از میلاد در شهر مرینه یونان، خیابانهاى اصلى به دروازه‌ها منتهى مى‌شد و پس از آن نیز رومیها در شهرهاى خود مانند الینتوس و تمجد دروازه‌هاى بسیارى ساختند (موریس، ص 46، 54، 80). در حصار شهر بیشابور ساسانى علاوه بر دروازه‌هاى اصلى و چهارگانه راهى از درون یکى از برجها باز مى‌شد که درگاهى اضطرارى براى سربازان بود (سرفراز، ص 44). در فواصل دروازه‌هاى فیروزآباد ساسانى به‌طور مساوى محلاتى ایجاد شده (هوف ، ص 76، 79) و در تخت سلیمان در همین دوره برجهاى کنار دروازة قلعه از دیگر برجها بزرگ‌تر و به‌یکدیگر نزدیک‌تر بود (شاه محمدپور، ص 17).هم‌زمان با ظهور اسلام، مکه دروازه‌هایى داشت و روز فتح مکه، خالدبن ولید از باب‌المَسْفل وارد شهر شد (ابن‌جبیر، ص 78). در دورة امویان شهر عنجر (عین‌الجرّ)، در مرز سوریه و لبنان، مستطیل‌شکل بود و در هر ضلع آن دروازه‌اى تعبیه شده‌بود. دروازة رَقّه از اوایل دورة عباسى نیز هنوز باقى است (← رایس ، ص 19، 30). شهر بغداد که در قرن دوم بنا شد داراى چهار دروازه به نامهاى باب‌الکوفه، باب‌البصره، باب خراسان و باب‌الشام بود (← بغداد*). دروازه‌ها در سده‌هاى سوم و چهارم جزءلاینفک شهرهاى اسلامى گردید (گرابار، ص 67) و براى نمونه در شهرهایى چون اصفهان، همدان و بخارا دروازه‌هایى در جهات اصلى شهر ساخته شد (← ابن‌رسته، ص160؛ ابودُلف خزرجى، ص 27؛ نرشخى، حواشى مدرس رضوى، ص 208). از دروازه‌هاى چهارگانه یزد از قرن پنجم، آثارى از جمله درهاى آهنى و کتیبة آن به‌دست آمده‌است (← جعفرى، ص 35ـ36؛ مجدزاده صهبا، ص 74). از دورة مرینیان* نیز چند دروازه در مغرب به‌جا مانده‌است (← میچل ، ص 218). با تکامل ساخت دروازه، این سازه در سه موقعیت شهرى رَبَض، شارستان، و کُهَندژ یا ارگ احداث مى‌گردید (نرشخى، همانجا). در اواسط دورة اسلامى دروازه‌هاى شهرها شامل بنایى عظیم و پیچیده همراه با یک دروازة خارجى و یک یا چند حیاط درونى و یک دروازة داخلى بود. توسعة شهرها و پرشدن حاشیه‌ها سبب ساخت حصارها و دروازه‌هاى جدید شد (بنه‌ولو ، ص10، 39؛ براى نمونه ← رشیدالدین فضل‌اللّه، ص 206؛ جعفرى، ص50ـ51). با توسعة جنگ‌افزارهایى مانند تفنگ و توپ، به‌تدریج از اهمیت نظامى دروازه‌ها کاسته شد، اما کارکردهاى اقتصادى و نظارتى آنها همچنان باقى ماند. مثلاً در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار حصار و برج ساخته نشد، اما گاه خندقى به دور بعضى شهرها کنده و از خاک آن به‌عنوان خاکریز استفاده شد. رفت‌وآمد نیز از طریق دروازه‌ها صورت مى‌گرفت (گرابار، همانجا؛ سلطان‌زاده، ص 161). اما دروازه‌هاى سیزده‌گانة تهران قاجارى در دورة پهلوى اول (1304ـ 1320ش) به‌طور کامل از رونق افتاد (کیانى، ص 284ـ285). امروزه بعضى از دروازه‌ها به‌عنوان موزه و محلهاى ادارى حفظ شده مانند دروازة میانى (یا باب‌الوُسْطانى) در بغداد که موزة سلاحهاى کهن شده‌است (← پاپادوپولو، ص 489).ساختار، مصالح و عناصر دروازه‌ها. ورودى اصلى دروازه، مهم‌ترین عنصر آن و درى بزرگ و دو لنگه از چوب یا فلز بود. مثلاً ارتفاع دروازه‌هاى آهنى بغداد به اندازه‌اى بود که اسب‌سواران نیزه‌دار به راحتى از آن مى‌گذشتند و براى بازکردن آن به نیروى بازوى چند مرد تنومند نیاز بود (← یعقوبى، ص 238ـ239). این درها در قسمت داخلى قفلهاى بزرگ و سنگینى داشتند (افوشته‌یى، ص190، 195؛ همت‌کرمانى، ص 49). گاه براى عبور و مرور پیاده، در جوانب ورودى اصلى، ورودیهاى کوچک‌تر دیگرى به‌صورت قرینه تعبیه مى‌شد. در این صورت درِ اصلى براى عبور سواره و چهارپایان و وسایل نقلیه چرخ‌دار و درهاى فرعى براى عبور عابران پیاده طراحى مى‌شد (← سلطان‌زاده، ص 157ـ158). گاه نیز در یکى از لنگه‌هاى درهاى دروازه درِ کوچکى تعبیه مى‌شد که پس از بستن درِ بزرگ، تردد از آنجا انجام مى‌شد. عنصر دیگر برجها بودند که معمولاً جنبة دفاعى داشتند و به‌صورت قرینه در دو سوى ورودى به اشکال مختلف با قاعده‌هاى دایره، نیم‌دایره و چندوجهى طراحى مى‌شدند. بالاى برج نیز جان‌پناهى با کنگره‌ها و مزغلها (روزنه‌ها)یى براى دیده‌بانى و تیراندازى تعبیه مى‌شد (همان، ص 159، 161). در قَصرُالحیرشرقى بالاى دروازه راهروهایى پیش‌آمده تعبیه شده‌بود که در کف آنها سوراخهایى براى ریختن روغن داغ و مواد دیگر بر روى مهاجمان قرار داشت (رایس، ص 24). در دروازه‌هاى معروف قاهره روزنه‌هایى باریک، با تزیینات درخور توجه، مخصوص تیراندازى و شکافهایى ویژة پرتاب مواد تخریبى ساخته شده‌بود (پاپادوپولو، ص 298). در دو سوى دروازه‌هاى بزرگ و اصلى غالباً اتاقهایى براى اقامت نگهبانان و مأموران اخذ عوارض تعبیه مى‌شد (سلطان‌زاده، ص 162ـ163). ورودى، برج و اتاقهاى استراحت، قسمتهاى اصلى بود، اما دروازه‌ها گاه قسمتهاى دیگرى چون دهلیز، گنبد و نشیمنگاه نیز داشتند (← یعقوبى، ص 239؛ ابودلف خزرجى، ص 33). به‌دلیل اهمیت نظامى گاه میان دروازه و طرف دیگر حصار یا خندق و دروازة دیگر پلهایى ساخته مى‌شد تا در موارد ضرورى با برداشتن پل، رفت‌وآمد قطع گردد مانند دروازة دوگانة ارگ حلب (← حلب*، قلعه). دروازة شهرها معمولاً با خشت و چینه و ورودى آنها در یک تا دو ردیف با آجر ساخته مى‌شد. در برخى شهرها مانند باکو به‌سبب دسترسى به سنگ، دروازه‌ها، برجها و قسمتهایى از حصار شهر با سنگ ساخته مى‌شد. سرتاسر دروازة رقّه از آجر (وارن، ص 235) و دروازه‌هاى رَبَض زَرَنْج از گل بوده‌است. دروازه‌ها گاه بلندتر از سطح زمین ساخته مى‌شدند مانند دروازه‌هاى چین و نوبهار در سمرقند (ابن‌حوقل، ص 414، 492) و گاه پایین‌تر از سطح زمین بود مانند بعضى دروازه‌ها از دورة فاطمیان (← کاشانى، ص 63). نقشة دروازه‌هایى که کارکرد معبر داشتند معمولاً مستقیم بود و دروازه‌هاى نظامى و تدافعى نقشه‌اى با مدخلهاى پیچ‌دار داشت که بیشتر در بخشهاى غربى جهان اسلام معمول بود (گرابار، ص 67؛ نیز براى اطلاع بیشتر از دروازه‌هاى بناهاى مذهبى و سلطنتى و نظامى ← باب*).اهداف، اهمیت و کارکرد دروازه‌ها. کارکرد اصلى دروازه‌ها نظارت بر تردد و ارتباط میان درون و بیرون شهر بوده‌است. دیوار و برج و دروازه در درجة اول کارکرد نظامى داشتند. با ساخت خندق به‌دور شهر تمرکز بر دروازه‌ها بیشتر مى‌شد و با ساخت برجهاى نگهبانى و فضاهاى دفاعى، اهمیت نظامى آنها افزایش مى‌یافت (← سلطان‌زاده، ص 145، 164). دروازه‌هاى قاهره نمونه‌اى از دروازه‌هاى نظامى در دورة اسلامى است (محمود وصفى ‌محمد، ص 86). دروازه‌ها کارکرد اقتصادى نیز داشتند و محلى بودند براى اخذ عوارض که از مهم‌ترین منابع درآمد دولتها بود (براى نمونه ← ناصرخسرو، ص 85 ؛ رشیدالدین فضل‌اللّه، ص 206).کارکرد اجتماعى دروازه‌ها نیز درخور توجه است. اقامت موقت کاروانها در کنار دروازه موجب نمایشهایى چون شعبده‌بازى و مارگیرى و تجمع مردم در آنجا، مى‌شد. در این تجمعات براى عبرت‌آموزى، احکامى مانند مجازات راهزنان، دزدان و مخالفان حکومت نیز اجرا مى‌شد. میدان اعدام نزدیک دروازة محمدیه در تهران از این نمونه‌هاست (سلطان‌زاده، ص 146ـ147). تومان‌باى، شاه‌مملوکى، را عثمانیان در باب زویله به دار آویختند و سرهاى مجرمان را بالاى این باب به نمایش مى‌گذاشتند (محمود وصفى‌ محمد، ص 87). دروازه‌ها محلى براى برگزارى مراسم دولتى، مانند استقبال از شخصیتها و مهمانان، نیز بود. براى نمونه افوشته‌یى (ص 575ـ576) از تشریفات دورة صفویه در اصفهان از کنار دروازة طوقچى تا درون شهر سخن گفته‌است. دروازة باغ‌نظر کرمان مخصوص عبور مأموران حکومتى بود و در جشنهاى دولتى چراغانى مى‌شد (همت کرمانى، ص50). دروازه‌ها کارکرد بهداشتى نیز داشتند و براى جلوگیرى از شیوع بیماریهاى واگیردار و ورود مواد غذایى فاسد به شهر از دروازه‌هاى شهر استفاده و اغلب در کنار دروازه‌ها محلهایى براى قرنطینه افراد ساخته مى‌شد (همان، ص 48ـ49؛ نیز ← رشیدالدین فضل‌اللّه، ص 204ـ206). تقسیم شهر به قسمتهاى کوچک‌تر نیز یکى دیگر از کارکردهاى دروازه بود (براى نمونه ← یعقوبى، ص 241ـ242؛ گرابار، ص 71؛ اکبر ، ص 141)؛ گاه فعالیتهاى سیاسى در کنار دروازه‌ها انجام مى‌شد. براى نمونه در سده‌هاى ششم و هفتم دروازه‌هاى شهر مراکش و رباط علاوه‌بر حفاظت، مرکز عدالت‌خانه و محل دیدار شخصیتها و آیینهاى رسمى بود (رایس، ص150). کاشانى (ص 107، 215) نیز دربارة سخنرانى دولتمردان بر بام باب‌النَوْبى بغداد و اعلام بشارتها و خبرهاى مهم از آن مکان مطالبى آورده‌است. دروازه‌ها گاه به‌سبب حوادث و روایات جنبه‌اى مقدّس و درخور احترام پیدا مى‌کردند، مانند باب زویله قاهره* و بابهاى انطاکیه* و قِنِّسْرین* که به آنها دخیل مى‌بستند (محمود وصفى‌ محمد، همانجا). در باب‌النوبى ــ یکى از دروازه‌هاى بغدادــ آستانى بود که بر آن بوسه مى‌زدند (ابوالفداء، ص 293).محل قرارگیرى، فضاسازى و بناهاى مجاور دروازه‌ها. از نظر محل قرارگیرى، دروازه‌ها به دو نوع تقسیم مى‌شوند:الف) دروازه‌هاى بیرونى شامل ورودیهایى که در حصار بیرونى شهر براى ارتباط درون و بیرون شهر ساخته مى‌شد. دروازه‌هاى بیرونى به اصلى و فرعى تقسیم مى‌شدند. دروازه‌هاى اصلى در امتداد جاده‌ها و راههاى اصلى برون‌شهرى، که غالباً در امتداد راههاى اصلى و بازارهاى مهم بود، شکل مى‌گرفت و کارکردهاى متنوع‌ترى داشت (سلطان‌زاده، ص 148)، مثل دروازة خواجو که قسمتهاى مهم اصفهان مانند چهارباغ* و محلة خواجو در مسیر آن بود (ارباب اصفهانى، ص 24) یا چهار دروازة دارابگرد که در امتداد دو محور اصلى ارتباطى شهر ساخته شده‌بود (مقدسى، ص 428). همچنین در هرات دو محور اصلى به‌صورت چلیپا موجب ساخت چهار دروازه در چهار ضلع شهر شده‌بود (کونئو ، ص 281). دروازه‌هاى فرعى در امتداد راههایى قرار داشت که به کشتزارها و روستاها منتهى مى‌شد و کارکرد ارتباطى و عناصر و اجزاى کمترى داشت (سلطان‌زاده، ص150). ب) دروازه‌هاى درونى، که قسمتهاى مختلف شهر را به هم متصل مى‌کرد و تحرک و پویایى دروازه‌هاى بیرونى را نداشت (همان، ص 144).دروازه‌ها گاه در قسمتى از حصار، گاه بین موانع طبیعى ساخته مى‌شد. علاوه‌بر حصارهاى شهر، برخى بازارها و محلات نیز دروازه‌اى خاص داشتند مثل بازارها و محلات اصفهان در قرن پنجم (← ناصرخسرو، ص 117). گاهى دروازه‌ها بنابه موقعیت طبیعى و جغرافیایى شهر تعبیه مى‌شد مانند عَدَن در یمن و جدّه که دو دروازه یکى به‌سوى خشکى و دیگرى به‌سوى دریا داشت (همان، ص 85؛ ابوالفداء، ص 93). به‌سبب ازدحام کنار دروازه‌ها و نیازهاى متفاوت مردم بناهاى متنوعى در آنجا شکل مى‌گرفت، از جمله: حوض و آب‌انبار و چشمه، مانند حوض نزدیک دروازة شرقى بغداد (مقدسى، ص 117)، حوض دروازة بنى‌اسد در بخارا (ابن‌حوقل، ص 485)، سبیلِ نفیسة‌البیضاء نزدیک باب زویله در قاهره از قرن سیزدهم (رمون ، ص 146) و نهرهایى که از طریق دروازة زرنج به شهر وارد مى‌شد (ابن‌حوقل، ص 415)؛ گاه نیز مقبرة بزرگان و قبرستان در جنب دروازه شکل مى‌گرفت مانند گورستان باب‌الصغیر دمشق و قبور بزرگان اسلامى در کنار باب‌المُعَلّى در مکه (ابن‌جبیر، ص 78)؛ باغهاى عمومى و اختصاصى مانند چهارباغ اصفهان و باغهاى مشرف به دروازه‌هاى رَبَض‌فَرغانه (ابن‌حوقل، ص 512)؛ مساجد مانند مسجد عثمانى ملکة صفیه در کنار باب زویلة قاهره (رمون، ص120)؛ بازار، مانند بازار دروازة قطریان یزد که خانقاهى در کنارش بود و بازار دروازه مهریجرد این شهر که کاروانسرایى نیز نزدیک آن ساخته شده‌بود (جعفرى، ص 63، 109).تزیینات دروازه‌ها متنوع، و اغلب نمادین بود (گرابار، ص 67). گاه نماد ثروت و قدرت و معرفى حاکم یا دیگر بزرگان شهر بوده مانند روکش طلاى گنبدهاى دروازه‌هاى کاخ باب‌الذهب بغداد (گرابار، ص70) و کتیبه‌هاى نام سفارش‌دهندة دروازه‌هاى یزد (جعفرى، ص 216ـ217) و دروازه‌هاى وقف‌شده دولمه‌باغچه‌سراى* (یراسیموس ، ص 362). تزیینات پرکار، دروازه‌هاى شهر را به آثارى درخور توجه تبدیل مى‌کرد. نقوش گیاهى، خط و تصاویر فیلهاى جنگى دروازه‌هاى سلجوقى یزد (← مجدزاده صهبا، ص 75، 77) و کنده‌کاریهاى مجلل دروازة قصبه (باب اگنا ) در مراکش از سدة ششم (پاپادوپولو، ص 513، تصویر 793) از نمونه‌هاى آن است. بعضى از دروازه‌هاى شهرى به کاخها متصل بود و صرفاً براى رفت و آمدهاى حکومتى به کار مى‌رفت، مانند دروازة ارگ تهران (سلطان‌زاده، ص 151).بعضى نیز به‌ضرورت در روزهاى خاصى باز مى‌شد، مثل باب چهارم اسکندریه که فقط روزهاى جمعه باز بود (ابوالفداء، ص 113). تعداد دروازه‌هاى هر شهر نیز بسته به وسعت، جمعیت، ساختار و بافت هر شهر متنوع بود و قواعد خاصى نداشت. ساخت، تعمیر و توسعة دروازه‌ها معمولاً به عهده دولتها بود (براى نمونه ← پاپادوپولو، ص 487، 557ـ558)، اما گاه به توصیه و دستور دولتها، اشخاص متمول براى حفاظت از اموال خودشان آن را مى‌ساختند، مثل بعضى دروازه‌هاى قاهره در زمان ممالیک (اکبر، ص 142). اهمیت و تحول ساخت دروازه‌ها در دورة اسلامى چنان بود که دروازه‌هاى دژگونه‌اى چون باب‌الفتوح در قاهره منشأ ساخت دروازه‌هاى شهرهاى اروپایى شد (← رایس، ص90، تصویر).منابع : علاوه بر مشاهدات مؤلف؛ ابن‌جبیر، رحلة ابن‌جبیر، بیروت 1986؛ ابن‌حوقل؛ ابن‌رسته؛ اسماعیل‌بن على ابوالفداء، کتاب تقویم‌البلدان، چاپ رنو و سلان، پاریس 1840؛ ابودُلف خزرجى، الرسالة الثانیة، چاپ پطرس بولگاکوف و انس خالدوف، مسکو 1960؛ محمدمهدى‌بن محمدرضا ارباب اصفهانى، نصف جهان فى تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1340ش؛ غلامرضا افراسیابى، «برج و باروهاى شیراز: دروازه‌ها و کل‌ها»، خرد و کوشش، دورة 4، دفتر4 (بهار 1353)؛ محمودبن هدایت‌اللّه افوشته‌یى، نقاوة‌الآثار فى ذکر الاخیار: در تاریخ صفویه، چاپ احسان اشراقى، تهران 1373ش؛ ایران: کهنه‌نگین تمدن، ]مجموعة عکس از[ افشین بختیار و دیگران، تهران: هنرسراى گویا، 1382ش؛ افشین بختیار، استان سمنان، ]مجموعه عکس[، متن: محمدیوسف کیانى، ترجمة انگلیسى: ماناواز الکساندریان، تهران 1383ش؛ لئوناردو بنه‌ولو، تاریخ شهر : شهرهاى اسلامى و اروپایى در قرون وسطا، ترجمة پروانه موحد، تهران 1369ش؛ ثریا بیرشک، «چگونگى روند توسعه و تکامل شکل‌گیرى شهر کاشان در بستر تاریخ از آغاز تا آخر دورة سلجوقیان»، در مجموعه مقالات کنگرة تاریخ معمارى و شهرسازى ایران: 12ـ7 اسفندماه 1374، ارگ بم ـ کرمان، به‌کوشش باقر آیت‌اللّه‌زاده شیرازى، ج 3، تهران : سازمان میراث فرهنگى کشور، 1375ش؛ جعفربن محمد جعفرى، تاریخ یزد، چاپ ایرج افشار، تهران 1343ش؛ ادوارد چى‌یرا، الواح بابل، ترجمة على‌اصغر حکمت، تهران 1386ش؛ دهخدا؛ رشیدالدین فضل‌اللّه، کتاب تاریخ مبارک غازانى: داستان غازان‌خان، چاپ کارل یان، لندن 1358/ 1940؛ آندره رمون، مقدمه‌اى بر شهرهاى بزرگ عربى ـ اسلامى در قرنهاى 10 تا 12 هجرى، ترجمة حسین سلطان‌زاده، تهران 1370ش؛ على‌اکبر سرفراز، «بیشاپور»، در شهرهاى ایران، به‌کوشش محمدیوسف کیانى، ج 2، تهران: جهاد دانشگاهى، 1366ش؛ حسین سلطان‌زاده، فضاهاى شهرى در بافتهاى تاریخى ایران، تهران 1370ش؛ على‌رضا شاه‌محمدپور، «بررسى نوع قوس دروازه‌هاى ساسانى قلعه تخت‌سلیمان»، اثر، ش40 و 41 (تابستان و پاییز 1385)؛ محمدرحیم صراف، «"دور اونتاش" یا شهر "اونتاش‌گال شاه ایلامى" (چغازنبیل کنونى)»، میراث فرهنگى، ش 12 (بهار و تابستان 1373)؛ فرهنگ بزرگ سخن، به‌سرپرستى حسن انورى، تهران: سخن، 1381ش؛ بهمن فیروزمندى، باستان‌شناسى و هنر آسیاى صغیر، ج 1، تهران 1378ش؛ میرعابدین کابلى، «گزارش دومین فصل کاوش جبهة غربى تختگاه آپاداناى شوش و طرح مرمت و بازسازى دیوار تختگاه، بهار 1374»، گزارشهاى باستان‌شناسى، ج 1، تهران: سازمان میراث فرهنگى کشور، پژوهشکده باستان‌شناسى، 1376ش؛ عبداللّه‌بن على کاشانى، زبدة‌التواریخ: بخش فاطمیان و نزاریان، چاپ محمدتقى دانش‌پژوه، تهران 1366ش؛ پائولو کونئو، تاریخ شهرسازى جهان اسلام، ترجمة سعید تیزقلم زنوزى، تهران 1384ش؛ مصطفى کیانى، «روند شکل‌گیرى معمارى در دورة پهلوى اول»، در مجموعه مقالات کنگرة تاریخ معمارى و شهرسازى ایران، همان؛ ماکس ادگار لوسین مالووان، بین‌النهرین و ایران باستان، ترجمة رضا مستوفى، تهران 1368ش؛ جواد مجدزاده صهبا، «دروازه‌هاى نهصد و سى ساله یزد»، یادگار، سال 1، ش 3 (آبان 1323)؛ محمود وصفى محمد، «باب زویلة و استخدامه برجاً للطبول»، مجلة کلیة‌الآثار، ش 1 (1975)؛ مقدسى؛ جیمز موریس، تاریخ شکل شهر تا انقلابات صنعتى، ترجمة راضیه رضازاده، تهران 1368ش؛ ناصرخسرو، سفرنامة ناصرخسرو، چاپ نادر وزین‌پور، تهران 1367ش؛ محمدبن جعفر نرشخى، تاریخ بخارا، ترجمة ابونصر احمدبن محمدبن نصرقباوى، تلخیص محمدبن زفربن عمر، چاپ مدرس رضوى، تهران 1351ش؛ محمود همت کرمانى، «دروازه‌هاى کرمان»، فصلنامة کرمان، سال 5، ش 1 و 2 (تابستان ـ پاییز 1374)؛ دیتریش هوف، «فیروزآباد»، ترجمة کرامت‌اللّه افسر، در شهرهاى ایران، همان؛ یعقوبى، البلدان؛Jamel Akbar, "Gates as signs autonomy in Muslim towns", Muqarnas, vol.10 (1993); Bianca Maria Alfieri, Islamic architecture of the Indian subcontinent, photographs by Federico Borromeo; London 2000; Jonathan M. Bloom, Arts of the city victorious: Islamic art and architecture in Fatimid North Africa and Egypt, Cairo 2008; Oleg Grabar, "The architecture of power: palaces, citadels and fortifications", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London: Thames and Hudson, 1984; George Michell, "North Africa and Sicily", in ibid; Alexandre Papadopoulo, Islam and Muslim art, translated from the French by Robert Erich Wolf, London 1980; David Talbot Rice, Islamic art, London 1975; John Warren, "Syria, Jordan, Israel, Lebanon", in Architecture of the Islamic world, ibid; Stéphane Yerasimos, Constantinople: Istanbul's historical heritage, translation from German by Sally M. Schreiber et al., [Koln], 2005.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسین سلطان زاده

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده