درنا
معرف
از راستة درناسانان (کُلَنگیان )، تیرة درنا ، با یک جنس و پانزده‌گونه
متن
دُرنا، از راستة درناسانان (کُلَنگیان )، تیرة درنا ، با یک جنس و پانزده‌گونه. درناسانان پرنده‌هاى بزرگى با طول متوسط 112 تا 114 سانتیمترند که پا و گردن و بالهاى دراز و منقار بلند و سختى دارند. رنگ آنها ترکیبى است از خاکسترى، سفید و سیاه. این پرندگان همه‌چیزخوارند. آنها غالباً شبها و نزدیکیهاى سحرگاه پرواز مى‌کنند و صداى خشنى دارند که مشهور است و باعث شکارشدن آنها مى‌شود. جوجه‌هاى آنها زودرس‌اند و براى مدت کوتاهى به مراقبت والدین نیاز دارند (فیروز، ص 259؛ اسکات و همکاران، ص 116؛ حبیبى و راعى، ج 4، ص 375ـ376؛ منصورى، ص 112ـ114؛ او و اچکوپار ، ص 233). جمعیت این پرنده طى سالهاى اخیر به شدت کاهش یافته چنان‌که از مهم‌ترین پرندگانِ در معرض خطر انقراض است.درنا در تمام قاره‌هاى جهان، به‌جز امریکاى جنوبى و قطب جنوب، وجود دارد (گژیمک، ج 9، ص 24). تنها سه گونة آن در خاورمیانه و خاور نزدیک مشاهده شده‌است (دانشنامة پرندگان، ص 181). دسته‌هاى درنا براى به‌حداقل‌رساندن انرژى مصرفى، در یک خط و به شکل هشت پرواز مى‌کنند (منصورى، ص 112؛ اسکات و همکاران، ص 116ـ117؛ > علوم جانورى<، ج 2، ص 123؛ نیز ← گژیمک، ج 8 ، ص 29، 400، ج 9، ص 1ـ3، 23ـ36؛ فیروز، ص 208).انواع درنا عبارت‌اند از: 1) درناى معمولى، با نام علمى Grus grus، به طول 112 تا 115 سانتیمتر، تندپرواز و داراى دو زیرگونه. این درنا زمستان را بیشتر در سواحل مدیترانه، جنوب آسیا و شمال و شرق افریقا، به‌ویژه در شمال خط استوا، مى‌گذراند. در ایران به‌صورت زمستان‌گذر معمولى، نزدیکى تالابهاى امن در ناحیة خزر دیده مى‌شود (براى نقشة پراکندگى در ایران ← اسکات و همکاران، ص 369، نقشة 91؛ منصورى، همانجا). پرواز زمستانى آنها اواخر مهر و بازگشت به زادگاهشان اوایل فروردین است (قیسى، ج 2، ص 88 ؛ او و اچکوپار، ص 234؛ دانشنامة پرندگان، ص 156).2) درناى کوچک، با نام علمى Anthropoides virgo (Grus virgo)، به طول 95 تا 96 سانتیمتر. این درنا در شمال‌شرق افریقا، شمال دریاى سیاه، مغولستان، هند، برمه و به‌ندرت در ژاپن زندگى مى‌کند و در دسته‌هاى بزرگ به جنوب ایران، عراق و قبرس مهاجرت مى‌کند. در سالهاى اخیر به‌صورت اندک و عبورى فقط در حوالى دریاى خزر، آذربایجان و ناحیة مرکزى فارس دیده شده‌است (او و اچکوپار، ص 236ـ237؛ فیروز،ص 260؛ اسکات و همکاران، ص 117).3) درناى سیبرى یا سفید، با نام علمى(Grus leucogeranus) Leucogeranus lencogeranus، به طول 130 تا 140 سانتیمتر، از پرندگان نادر جهان است. آشیانه را در نقاط کاملاً پنهان، روى زمین و زیر بوته‌ها مى‌سازد. این درنا در شمال‌غرب و شمال‌شرق سیبرى زندگى مى‌کند و زمستان را در آسیا مى‌گذراند. داراى سه جمعیت است، که زمستانها به‌ترتیب از سیبرى به ایران (به‌صورت زمستان‌گذر کمیاب به جنوب دریاى خزر، از شرق قفقاز تا سیستان)، شمال هند و چین مهاجرت مى‌کنند (گژیمک، ج 9، ص 28؛ منصورى، ص 113ـ 114؛ او و اچکوپار، ص 235ـ236؛ اسکات و همکاران، ص 356؛ فیروز، همانجاها).واژگان. درنا را به فارسى کُلَنْگ مى‌گویند (← بندهش، ص 79). با ورود واژه‌هاى ترکى به فارسى درى در اواخر دورة سامانیان و افزایش این واژه‌ها در دورة غزنویان و سلجوقیان و دوره‌هاى بعدى (دولت‌آبادى، ص هشت) نام ترکى تُرنا/ تورنا/ طورنه/ دورنا و دیگر واژه‌هاى مشابه براى نامیدن این پرنده در فارسى نیز به‌کار گرفته شد (← کاشغرى، ج 3، ص 181؛ حمداللّه مستوفى، ص 158؛ استرآبادى، ذیل «تورنا»، ص 115؛ اولغون و درخشان، ذیل "Turna"). آن را به عربى کَماکى، غِرْنَوق (عرنیق، غُرْنَیْق، غَرْنَیْق) و نیز کُرکى یا کُرک مى‌گویند (← جوهرى، ذیل «الغرنیق»؛ جرجانى، ص 605؛ زمخشرى، قسم 1، ص 475؛ قزوینى، ص 128، 442) که احتمالا برگرفته از نوع صداى این پرنده است. به هندى آن را کَوْنَج گویند (عقیلى علوى شیرازى، ص740). ارسطو (1971، ص 257) نام آن را به‌صورت نوشته‌است. واژة لاتینى grus نیز برگرفته از صداى فریاد این پرنده است (← ارنو و میله ، ذیل "Gru(s"؛ د.جودائیکا، ذیل "Crane"؛ براى کنیه‌ها ← دمیرى، ج 3، ص 572). این پرنده در گویشهایى که ریشه در زبان پهلوى دارند نیز با واژه‌هایى مشابه کلنگ نامیده مى‌شود، از جمله در زبانها و گویشهاى غرب کشور مثل کردى، لرى و لکى به‌صورتهاى قُلنِگ/ قُلنِگَه/ قُرِنگ و قازقُلنِگ/ غازقُلنِگ مى‌آید (← ایزدپناه، 1363ش؛ همو، 1367ش، ذیل «قازقلنگ»؛ مکرى، ص 102ـ103) که شاید برگرفته از شباهت درناى کوچک به گونه‌اى غاز، از نظرِ اندازه، باشد (← انطاکى، ج 1، ص 310).پیشینه. در عهد قدیم (ارمیاء نبىّ، 7: 8) ارمیاى نبى از قوم بنى‌اسرائیل گلایه کرده و گفته‌است حتى پرندگانى چون درنا زمان مهاجرت خود را مى‌دانند، اما قوم من به حکم خدا دانا نیستند (نیز ← اشعیاء نبىّ، 14:38؛ هاکس ، ذیل «پرستوک»). در بندهش (همانجا) کلنگ یک سرده (نوع) از 110 سرده پرندگان است. در منابع تاریخى از کاخ ضحاک که به شکل درنا ساخته شده‌بود، باعنوان کلنگ‌دیس نام برده شده‌است (← حمزه اصفهانى، ص 33؛ مجمل‌التواریخ و القصص، ص 41) که بازتاب‌دهندة افسانه‌هایى است که دربارة درنا در ایران و بین‌النهرین وجود داشته‌است (د.ایرانیکا، ذیل "Crane"). در متون تاریخى به ریخت‌شناسى و خصلتهاى رفتارى این جانور توجه شده‌است، چنان‌که درناها را تنها پرندگانى دانسته‌اند که رنگ پرهایشان متغیر است و با برابر شدن طول شب و روز و به‌سبب ترس از تغییر هوا به‌صورت گروهى مهاجرت مى‌کنند. آنها هنگام مهاجرت از بین خود رهبر و نگهبانى برمى‌گزینند، بقیه به‌دنبال رهبر پرواز مى‌کنند و در طول پرواز دیگر پرندگان گروه، به نوبت این دو وظیفه را به‌عهده مى‌گیرند. درناها براى دورماندن از خطر در ارتفاعات بالا پرواز مى‌کنند. هنگام خواب سرشان را به‌زیر بال خود مى‌برند و براى سبک‌کردن خواب به حالت ایستاده روى دو پا مى‌خوابند. پرنده نگهبان نمى‌خوابد و با احساس خطر فریاد مى‌کند (ارسطو، 1971، ص 189ـ190؛ همو، 1977، ص129، 330ـ331، 400؛ جاحظ، ج5، ص538ـ 539؛ ابوحیان توحیدى، ج 1، ص 187ـ188). آنها دور از مردم و درندگان مى‌خوابند (شهمردان‌بن ابى‌الخیر، ص 136). همچنین در عجایب‌المخلوقات قزوینى (ص442ـ 443) آمده‌است که درنا از ترس آنکه پایش در زمین فرو رود، آهسته پا روى زمین مى‌گذارد.دربارة نحوة شکار این پرنده در متون قدیم مطالبى آمده‌است، از جمله دربارة حیوانات شکارى و پرندگانى که با استفاده از آنها به شکار درنا مى‌پرداخته‌اند، سخت‌بودن این شکار و نحوة ویژة تربیت و آزمودن پرندگان شکارى به این منظور، به‌ویژه با استفاده از خود درنا و حتى شکار برخى حیوانات نظیر آهو و کبوتر به‌وسیلة درنا اشاره شده‌است (← نسوى، فهرست نام جانداران، ص 190، ذیل «کلنگ»؛ عباسى، ص 12، 48ـ49، 53ـ54، 57؛ نیز ← تاورنیه، ص 23). در منابع دیگر آمده که اگر باقلا را با گوگرد بپزند و کلنگ آن را بخورد، مى‌افتد و دیگر توان حرکت نخواهد داشت (← جمالى یزدى، ص 75ـ76؛ قزوینى، ص 331). در قدیم شکار درنا یکى از مهم‌ترین و باشکوه‌ترین شکارها بوده‌است. به‌گفتة تیموربن حسینعلى حسام‌الدوله (ص 122ـ123)، بازدار دورة قاجار که تربیت‌کنندة باز براى شکار درنا بوده‌است، هنگامى که پرندة شکارى درنایى را شکار کند درناهاى دیگر به پرندة شکارى حمله مى‌برند و این حرکت را تا آزاد کردن درناى گرفتارشده ادامه مى‌دهند. ظل‌السلطان ضمن توصیف مختصرى از درنا، به سخت و درعین‌حال تماشایى‌بودن شکار درنا و نیز رایج‌بودن آن در بین ترکها و عربها و فراوانى و شکار این پرنده در همه‌جا به‌ویژه در مناطق مختلف اصفهان و فارس اشاره کرده‌است (← ج 2، ص 490، 493، 733ـ734). با توجه به شرح منابع قدیم، تشخیص اینکه قدما کدام‌یک از گونه‌هاى درنا را مى‌شناخته‌اند مشکل است. اینکه ارسطو (1977، ص 128) آن را پرنده‌اى در جوانى خاکسترى‌رنگ دانسته‌است و نیز نوشته‌هاى انطاکى (ج 1، ص310) مبنى بر رنگ سیاه برّاقِ صورت و هم‌اندازه بودنش با غاز، شاید منظور درناى کوچک باشد. از سوى دیگر دمیرى (ج 3، ص 285) آن را پرنده‌اى سفید با گردن دراز وصف کرده که به‌گمان همان درناى سیبرى است. کلنگِ ذکرشده در قوانین‌الصیاد عباسى نیز با درناى معمولى تطبیق دارد (← ص 48 و پانویس 2).باورها، ادبیات و احکام. ارسطو (1977، ص 332 و پانویس3) این باور مردم را که درناها سنگى براى جستجوى مسیر در خود دارند، رد کرده‌است. درنا در اساطیر ملتهاى مختلف شرق و غرب بارها وصف گردیده (← دانشنامه اساطیر جهان، ص 510؛ کریستى ، ص 192) و حتى گاه مقدس شمرده شده‌است (← ابن‌فضلان، ص 74).به گفتة جیمز هاکس (همانجا، به نقل از آریستوفانس و هلسیود) شنیدن صداى درنا نشان‌دهندة فرارسیدن زمان کشاورزى بوده و در ادبیات فارسى نیز درنا نشانة وجود آب و آبادانى است (← فردوسى، ج 6، ص 1605، بیت 1897). در تاریخ اسلام افسانه‌اى باعنوان غرانیق ]درناها[ معروف است. بنابر روایتهاى تاریخى، قریش به هنگام طواف کعبه سرودى در ستایش بتهایشان مى‌خواندند که در آن بتهایشان را، غرنوقهاى عالم بالا و مایة شفاعت مى‌دانستند (← ابن‌کلبى، ص 19؛ براى تفصیل داستان ← قاضى‌عیاض، ج 2، ص 748ـ768؛ سیوطى، ص156ـ157، 171؛ نیز ← غرانیق*). همچنین به‌ویژگیهاى مختلف این پرنده از جمله، رنگ آن، صفوف منظم به‌هنگام پرواز، قدرت و طول پرواز، مهاجر بودن، آواى نامفهوم داشتن و ترسوبودن، به‌شکلهاى مختلف در ادبیات فارسى و امثال توجه شده‌است (← فردوسى، ج7، ص2225، بیت 1952؛ منوچهرى، ص52، 136، 182ـ183؛ اسدى‌طوسى، ص 453؛ دمیرى، ج3، ص579ـ580؛ دهخدا، ج3، ص1201ـ1230). در خواب دیدن درنا را به ریاست و مال، منفعت در شراکت و سفر دور تعبیر کرده‌اند (← دمیرى، ج 3، ص 580ـ581؛ آملى، ج 3، ص246).طبع و خواص. طبع گوشت درنا را در درجة دوم خشک و گرم یا سرد (تیاذوق و یوحنا، به نقل ابن‌بطلان، ص 62) دانسته‌اند. حکماى مشهور ایرانى از جمله ابن‌سینا و رازى به خواص درنا نپرداخته‌اند. فقط رازى (ص 24) به اصلاح روش پخت آن اشاره کرده‌است.خوردن گوشت آن براى جوانان و گرم‌مزاجان مفیدتر است، اما خون را غلیظ مى‌کند و بهتر است در زمستان خورده شود (ابن‌بطلان، ص 62ـ63). زَهره آن براى لَقْوِه (جمالى‌یزدى، ص 75ـ76)، و مغز آن براى شب‌کورى و فراموشى (ابن‌بیطار، ج 4، ص 66، به نقل از شریف)، و بازکردن سُدَد و در درمان قولنج مفید است (انطاکى، همانجا). خونش آرام‌بخش نِقْرس و پرهایش زداینده بواسیر است (انطاکى، همانجا) و نیز براى درد کلیه و مثانه و ورم و صلابت طحال و در تقویت حافظه کاربرد دارد (حکیم مؤمن، ص 219؛ نیز ← انصارى شیرازى، ص 376؛ عقیلى علوى شیرازى، ص 740ـ741). گوشت درنا دیرپز، دیرگوار، رگ و پى آن زیاد و سخت است و پخت آن نیازمند به کارگیرى برخى روشهاى خاص است (ابن‌بیطار، همانجا، به نقل از جالینوس؛ رازى، همانجا؛ هروى، ص 293؛ ابن‌بطلان، همانجا). ظل‌السلطان (ج 3، ص 733) گوشت آن را براى تهیه حلیم، مناسب دانسته‌است.زیستگاهها و برنامه‌هاى حفاظتى. تا 1354ش، فقط چند گزارش قدیمى از درناى سیبرى در سواحل دریاى خزر و سیستان وجود داشت و از حدود پنجاه سال قبل از آن در ایران مشاهده نشده‌بود (← اسکات و همکاران، ص 356). از 1356ش با قرار گرفتن این گونه در رده «به‌شدت در معرض خطر» برنامه بزرگى براى حفاظت از آن به‌همت ولادیمیر فلینت ، پرنده‌شناسى روس، و با همکارى بنیاد بین‌المللى درنا شروع شد. تقریباً در همان سالها انجمن درناى سیبرى با تلاشهاى الن واسالو (توکلى)، پژوهشگر فنلاندى مقیم ایران، بنیان‌گذارى شد. سپس در 1370ش، در کنوانسیون حفاظت از گونه‌هاى مهاجر یادداشت تفاهمى بین نُه کشورِ مسیر مهاجرت این پرنده به امضا رسید و با حمایت سازمان تسهیلات محیط زیست جهانى طرحى اختصاصى براى حفاظت از زیستگاههاى این پرنده در روسیه، قزاقستان، ایران و چین درنظر گرفته‌شد (گژیمک، ج 9، ص 29؛ خبرگزارى جمهورى اسلامى، 1390ش). این طرح از زمستان 1375ش در ایران شروع شده‌است (فیروز، ص260؛ طرح زیستگاه درناى سیبرى ، 2009؛ بنیاد بین‌المللى درنا، 2010). از 1383ش، جشن روز درنا هر سال در هشتم اسفند در هشت کشور جهان از جمله ایران برگزار مى‌شود (حفاظت مسیر پرواز درناى سیبرى ، 2012). در ایران تاکنون سه همایش بین‌المللى براى جلوگیرى از انقراض درناى سیبرى برگزار شده که آخرین آنها اسفند 1386 در فریدون‌کنار بوده‌است (← دنیاى اقتصاد، سال 6، ش 1476، 16 اسفند 1386، ص 29).منابع : علاوه بر کتاب مقدس؛ شمس‌الدین محمدبن محمود آملى، نفائس‌الفنون فى عرایس‌العیون، ج 3، چاپ ابوالحسن شعرانى، تهران 1379؛ ابن‌بطلان، تقویم‌الصحة، ترجمة فارسى از مترجمى نامعلوم (اواخر قرن پنجم/ اوایل قرن ششم)، چاپ غلامحسین یوسفى، تهران 1366ش؛ ابن‌بیطار؛ ابن‌فضلان، رحلة ابن‌فضلان الى بلاد الترک و الروس و الصقالبة، 921، چاپ شاکر لعیبى، ابوظبى 2003؛ ابن‌کلبى، کتاب الاصنام، چاپ احمد زکى‌پاشا، قاهره 1332/ 1914؛ ابوحیان توحیدى، کتاب الامتاع و المؤانسة، چاپ احمد امین و احمد زین، بیروت ]بى‌تا.[؛ ارسطو، طباع‌الحیوان، ترجمة یوحنابن بطریق، چاپ عبدالرحمان بدوى، کویت 1977؛ همو، فى کون الحیوان: المقالات 15ـ19 من کتاب الحیوان، ترجمة من الیونانیة الى العربیة نُسبَت الى یوحنابن بطریق، چاپ یان بروکمان و یوان دروسارت لولوفس، لیدن 1971؛ محمدمهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى، سنگلاخ: فرهنگ ترکى به فارسى از سده دوازدهم هجرى، چاپ روشن خیاوى، تهران 1374ش؛ على‌بن احمد اسدى‌طوسى، گرشاسب‌نامه، چاپ حبیب یغمائى، تهران 1354ش؛ درک ا. اسکات، حسین مروج همدانى، و على ادهمى میرحسینى، پرندگان ایران، تهران 1354ش؛ على‌بن حسین انصارى‌شیرازى، اختیارات بدیعى (قسمت مفردات)، چاپ محمدتقى میر، تهران 1371ش؛ داوودبن عمر انطاکى، تذکرة اولى‌الالباب]و [الجامع للعجب العُجاب، ]قاهره[ 1416/1996؛ ابراهیم اولغون و جمشید درخشان، فرهنگ ترکى به فارسى =Türkçe-Farsça sözlük، ]تهران[ 1350ش؛ حمید ایزدپناه، فرهنگ لرى، تهران 1363ش؛ همو، فرهنگ لکى، تهران 1367ش؛ بندهش، ]گردآورى [فرنبغ دادگى، ترجمة مهرداد بهار، تهران: توس، 1369ش؛ عمروبن بحر جاحظ، کتاب الحیوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ?]1385ـ1389/ 1965ـ 1969[، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ اسماعیل‌بن حسین (حسن) جرجانى، کتاب الاغراض الطبیة و المباحث العلائیة، عکس نسخة مکتوب در سال 789 هجرى محفوظ در کتابخانة مرکزى دانشگاه تهران، تهران 1345ش؛ مطهربن محمد جمالى یزدى، فرّخ‌نامه : دائرة‌المعارف علوم و فنون و عقائد، چاپ ایرج افشار، تهران 1346ش؛ اسماعیل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ]بى‌تا.[، چاپ افست تهران 1368ش؛ طلعت حبیبى و محمدمهدى راعى، جانورشناسى عمومى، ج 4، تهران 1380ش؛ تیموربن حسینعلى حسام‌الدوله، بازنامه ناصرى، ]بى‌جا، بى‌تا.[؛ محمدمؤمن‌بن محمدزمان حکیم‌مؤمن، تحفه حکیم مؤمن، چاپ سنگى تهران 1277، چاپ افست 1378؛ حمداللّه‌بن ابى‌بکر حمداللّه مستوفى، کتاب نزهت‌القلوب، چاپ سنگى بمبئى ] 1311[؛ حمزة‌بن حسن حمزه اصفهانى، کتاب تاریخ سنى ملوک‌الارض و الانبیاء علیهم الصلوة و السلام، برلین 1340؛ خبرگزارى جمهورى اسلامى، 1390ش.Retrieved Aug.1, 2012, from http://www.irna.ir/News Show.aspx? NID=30707204;دانشنامه اساطیر جهان، زیرنظر رکس وارنر، برگردانِ ابوالقاسم اسماعیل‌پور، تهران: اسطوره، 1386ش؛ دانشنامه پرندگان: کلیات و اقلیم‌شناسى، گردآورنده و ویراستار: على ادهمى میرحسینى، تهران: بنیاد دانشنامة بزرگ فارسى، 1384ش؛ محمدبن موسى دمیرى، حیاة‌الحیوان الکبرى، چاپ ابراهیم صالح، دمشق 1426/2005؛ عزیز دولت‌آبادى، فرهنگ واژه‌هاى ترکى و مغولى در متون فارسى، تبریز 1386ش؛ على‌اکبر دهخدا، امثال و حکم، تهران 1363ش؛ محمدبن زکریا رازى، کتاب منافع‌الاغذیة و دفع مضارها، مصر 1305، چاپ افست تهران : مؤسسة مطالعات تاریخ پزشکى، طب اسلامى و مکمل، 1382ش؛ محمودبن عمر زمخشرى، پیشرو ادب، یا، مقدمة‌الادب، چاپ محمدکاظم امام، تهران 1342ـ1343ش؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بکر سیوطى، لباب‌النقول فى اسباب النزول، چاپ محمد محمد تامر، قاهره 2004؛ شهمردان‌بن ابى‌الخیر، نزهت‌نامه علائى، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران 1362ش؛ مسعودمیرزابن ناصر ظل‌السلطان، خاطرات ظل‌السلطان، چاپ حسین خدیوجم، تهران 1368ش؛ خدایارخان عباسى، ]قوانین الصیاد[، چاپ داگلاس کریون فیلات، کلکته 1908؛ عقیلى علوى شیرازى؛ ابوالقاسم فردوسى، شاهنامة فردوسى، از روى چاپ وولرس، تهران 1314ش؛ اسکندر فیروز، حیات وحش ایران: مهره‌داران، تهران 1378ش؛ عیاض‌بن موسى قاضى‌عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفى، چاپ على‌محمد بجاوى، بیروت ] 1977[؛ زکریابن محمد قزوینى، عجایب‌المخلوقات و غرائب الموجودات (تحریر فارسى)، چاپ نصراللّه سبوحى، ]تهران[ 1361ش؛ توفیق یوسف قیسى، دلیل الطیور فى قطر، دوحه ] 1990[؛ محمودبن حسین کاشغرى، کتاب دیوان لغات‌الترک، ]استانبول[ 1333ـ1335؛ آنتونى کریستى، شناخت اساطیر چین، ترجمة باجلان فرخى، تهران 1373ش؛ مجمل‌التواریخ و القصص، چاپ محمدتقى بهار، تهران: کلاله خاور، 1318ش؛ محمد مکرى، فرهنگ نامهاى پرندگان در لهجه‌هاى غرب ایران: لهجه‌هاى کردى، تهران 1361ش؛ جمشید منصورى، راهنماى صحرائى پرندگان ایران، تهران 1379ش؛ احمدبن قوص منوچهرى، دیوان، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1347ش؛ على‌بن احمد نسوى، بازنامه، چاپ على غروى، تهران 1354ش؛ جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349ش؛ هروى؛Animal sciences, ed. Allan B. Cobb, New York: Macmillan Reference USA, 2000; Encyclopaedia Judaica, Jerusalem 1978-1982, s.v. "Crane" (by Jehuda Feliks); EIr., s.v. "Crane" (by Hūšang A‘lam); A. Ernout and A. Millet, Dictionnaire étymologique de la langue Latine, Paris 1985; Bernhard Grzimek, Grzimek's animal life encyclopedia, Detroit 2003-2004; François Hüe and R. D. Etchécopar, Les oiseaux du proche et du moyen Orient de la Méditerranée aux contreforts de l'Himalaya, Paris 1970; International Crane Foundation, 2010. Retrieved July 29, 2012, from http://www.savingcranes.org/ siberian- crane.html; Siberian Crane Flayway Conservation. org/ Retrieved July 29, 2012 from http:// sibeflyway. education/crane-celebration; Siberian Crane Wetland Project, 2009. Retrieved July 29, 2012, from http:// www.scwp.info/iran/; Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse, introduction et notes de Stéphane Yerasimos, Paris 1981.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مرضیه کاظم

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده