دربند(۲) ← تهران؛ شمیرانات
معرف
دربند(2) ← تهران؛ شمیرانات#
متن
دربند(2) ← تهران؛ شمیراناتNNNNدربندى، ملاآقا ← فاضل دربندىNNNNدرة‌التاج، دایرة‌المعارف‌گونه‌اى به زبان فارسى در حکمت نظرى و عملى، تألیف قطب‌الدین شیرازى*.1) دربارة کتاب و مباحث آن. نام کامل این کتاب درة‌التاج لغرة الدُبّاج است (قطب‌الدین شیرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 21) که با نامهاى «انبان قطب» و «همیان قطب» نیز خوانده شده‌است. چون این کتاب شامل دوازده علم است به «انموذج العلوم» نیز شهرت دارد. به اشتباه آن را «غرة‌التاج» هم نامیده‌اند (← حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 738؛ قطب‌الدین شیرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، مقدمة مشکوة، ص اچ). قطب‌الدین شیرازى این کتاب را به خواهش دُبّاج‌بن فیلشاه‌بن رستم‌بن دُبّاج، از فرمانروایان مازندران، نوشت. تاریخ دقیق تألیف درة‌التاج معلوم نیست. بنابر شواهد تاریخى احتمال دارد زمان تألیف آن بین سالهاى 693 تا 705 باشد (قطب‌الدین شیرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 9، 21، مقدمة مشکوة، ص اچ ـ اخ). این کتاب پس از دانشنامه علایىِ* ابن‌سینا تنها کتابى است که به زبان فارسى از همة شاخه‌هاى فلسفى در فلسفة مشاء، برحسب طبقه‌بندى ارسطو، بحث مى‌کند. با مطالعه مندرجات آن این‌گونه دریافت مى‌شود که قطب‌الدین شیرازى آن را شبیه شفاى ابن‌سینا نگاشته با این تفاوت که ابن‌سینا منطق را به تفصیل و ریاضى را به اختصار بیان کرده اما او برعکس، منطق را به اختصار و ریاضى را به تفصیل آورده‌است. همچنین برخلاف ابن‌سینا در شفاء* که بیشتر دربارة فلسفة مشاء سخن گفته، قطب‌الدین شیرازى در درة‌التاج از ذوق اشراق بى‌بهره نبوده‌است. البته بخشهاى فلسفى درة‌التاج درمجموع زبانى مشائى دارد و درواقع از اصطلاحات مشخصاً اشراقى در آنها استفاده نشده‌است. به‌علاوه، برخلاف کتاب شفا که از مباحث حکمت عملى خالى است، مگر بسیار مجمل، قطب‌الدین شیرازى با تدوین مباحثى در سیروسلوک از بحث در حکمت عملى نیز غافل نبوده و بخش سوم کتاب را به این قسم از حکمت اختصاص داده‌است (همان، مقدمة مشکوة، ص ت ـ ث؛ همو، 1324ش، بخش 2، مقدمة مشکان طبسى، ص الف؛ همو، 1387ش، ج 1، مقدمة ناصح‌پور، ص20؛ والبریج ، ص 84؛ براى اطلاع از عناصر اشراقى در درة‌التاج ← والبریج، ص 85ـ120).بخش معتنابهى از درة‌التاج که تاحدى نوآورى در زبان فارسى است، جمله چهارم آن (← ادامة مقاله) در علم اوسط، یعنى علم حساب، هندسه، مجسطى و از همه مهم‌تر علم موسیقى است که براى اولین بار به زبان فارسى آمده‌است.چون غالب نوشته‌هاى قطب‌الدین شیرازى به زبان عربى بوده، مطالعه کارهاى او این نظر را القا مى‌کند که تسلط او در نگارش به زبان عربى بیش از فارسى بوده چنان‌که مقایسة نثر درة‌التاج با نثر شرح حکمة‌الاشراق یا نثر تحفة‌الشاهیة شاهدى بر این مدعاست. نثر او در درة‌التاج تا حد زیادى نثرِ مرسلِ معمولِ آن دوره است، گرچه به‌حسب موضوعات مختلف، تغییر مى‌کند و به خوبى دیده مى‌شود که او به ترصیع و تزیین کمتر توجه داشته‌است (قطب‌الدین شیرازى، 1369ش، مقدمة همایى، ص شانزده ـ هجده). برخلاف نثر بوعلى در دانشنامة علایى، قطب‌الدین مقید به استفاده از لغت فارسى در برابر لغت عربى نبوده‌است.علامه قطب‌الدین شیرازى در این کتاب نخست در باب علم سخن گفته و سپس به شرح علوم زمان خود پرداخته‌است به‌طورى که هریک از رسالات آن به خودى خود رساله‌اى مستقل و کامل است. این کتاب دربردارندة یک فاتحه، پنج جمله و یک خاتمه بدین‌شرح است: فاتحه در بیان فضیلت، حقیقت و تقسیم علم؛ جملة اول در منطق؛ جملة دوم در فلسفه اولى مشتمل بر دو فن در باب امور عامه و اقسام اعراض وجودى و اعتبارى؛ جملة سوم در علم طبیعى مشتمل بر دو فن در اجسام و نفوس؛ جملة چهارم در علم ریاضى در چهار فن در باب اُسطُقُسّات، تلخیص مَجسطى، اَرثماطیقى یا خواص اعداد و علم موسیقى؛ جملة پنجم در علم اعلى مشتمل بر دو فن در باب عقل و واجب‌الوجود؛ و خاتمه نیز مشتمل بر چهار قطب در اصول دین، فروع دین، حکمت عملى (تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن) و سیر و سلوک روحانى.وى در فراهم آوردن این مجموعه از آثار دیگران بهره برده و برخى از رساله‌ها را مستقیماً از دیگران اقتباس کرده و در پاره‌اى موارد به نام مؤلف و منبع اصلى هم اشاره کرده‌است. بخش عمدة فاتحة کتاب ترجمة اسرار التنزیل فخررازى و احیاءالعلوم غزالى و بخش تقسیم علوم حِکْمى نیز با تقاسیم‌الحکمة ابن‌سینا منطبق است و برخى از مطالب ادبى را هم از القِسطاس المستقیم فى علم العَروض زَمخشرى اقتباس کرده‌است (قطب‌الدین شیرازى، 1320ش، بخش 1، ج 1، ص 132ـ133، پانویس 2). منطق درة‌التاج که برگرفته از بخش منطق کتاب الکاشف ابن‌کَمّونه است، کامل‌تر از الکاشف و درواقع به منزلة شرح و بسط مستقل آن است و در مواردى که گفتار ابن‌کمّونه مبهم بوده و اشتباهى در عبارت داشته، قطب‌الدین به تصحیح آن پرداخته است. جملة دوم، سوم و پنجم درة‌التاج در حقیقت ترجمة ابواب دو تا شش الکاشف است که به‌جز تفاوتهایى بسیار جزئى، که ممکن است به دلیل نسخة مورد استفاده قطب‌الدین بوده باشد، تفاوت عمده‌اى بین این دو یافت نمى‌شود (← پورجوادى و اشمیتکه ، ص 318ـ330؛ ابن‌کمونه، مقدمة ناجى‌اصفهانى، ص چهل‌وچهار ـ چهل‌وهشت؛ دربارة جملة چهارم ← بخش ریاضى و نجوم). قطب سوم در حکمت عملى برگرفته از کتاب لطایف‌الحکمة است، با این تفاوت که قطب‌الدین حکایات و امثال و اشعار و توضیحاتى را با اقتباس از احیاء علوم‌الدین*، کیمیاى سعادت* و اخلاق ناصرى* به آن افزوده‌است (قطب‌الدین شیرازى، 1369ش، همان مقدمه، ص چهل و هفت ـ پنجاه). درة‌التاج همچنین تذکره‌اى در پایان تهذیب اخلاق و نیز 42 فصل پس از تذکره دارد که ترجمة فصول منتزعه فارابى و بخشهایى از آن به تصریح مؤلف برگرفته از مبدأ و معاد ابن‌سیناست (همان، ص 96). نویسندة بخش اصول دین را از اسرارالتنزیل و الاربعین فى اصول الدین فخررازى اخذ و ترجمه کرده‌است (همو، 1320ش، بخش 1، ج 1، همان مقدمه، ص اذ؛ همو، 1369ش، همان مقدمه، ص چهل‌وسه). به نظر مشکوة مطالب قطب آخر در خاتمه کتاب در سیروسلوک نیز از کتاب تحفة‌البررة فى المسائل العشرة تألیف مجدالدین بغدادى* است (همو، 1320ش، همانجا)، اما به نظر همایى قسمت یاد شده از مناهج العباد الى المعاد محمدبن احمد سعیدالدین فرغانى است (← همو، 1369ش، ص 227ـ232).درة‌التاج تاکنون یکجا و کامل چاپ و منتشر نشده‌است. قسمت فاتحه، منطق، امور عامه، طبیعیات و الهیات آن به‌کوشش سیدمحمد مشکوة در 1317ش تا 1320ش تصحیح و در پنج جلد در یک مجلد چاپ شد. بخش مجسطى، حساب و موسیقى آن در 1324ش به‌کوشش سیدحسن مُشکان طبسى چاپ و منتشر گردید و قطب سوم و چهارم از خاتمه نیز به‌تصحیح ماهدخت بانوهمایى در 1369ش منتشر شد. بخش موسیقى آن را بار دیگر نصراللّه ناصح‌پور با عنوان رساله موسیقى از درة‌التاج لغرة الدباج در 1387ش تصحیح کرد و به چاپ رساند. فن اول از جمله چهارم یعنى بخش هندسه آن تاکنون چاپ نشده‌است.بر این کتاب محمدرضابن عبدالمطلب تبریزى (متوفى 1108) حاشیه نوشته‌است (همو، 1320ش، بخش 1، ج 1، همان مقدمه، ص ار). این کتاب همواره مورد توجه علما و دانش‌پژوهان بوده‌است. با این حال، باتوجه به اینکه عربى زبان علمى رایج آن دوره بود، شاید فارسى بودن و حجم زیاد کتاب، مانع استفاده وسیع از این اثر به منزلة یک متن درسى شده و کمتر شرحى بر آن نگاشته شده‌است. به نظر مى‌رسد بخشهاى مفصّل آن در مباحث ریاضى و نیز فصلهاى مربوط به مبحث دین بیشتر مورد توجه واقع شده، به‌گونه‌اى که این بخشها گاه به‌طور مجزا استنساخ شده‌است (همان مقدمه، ص ار؛ والبریج، ص 160ـ161).منابع : ابن‌کمونه، الکاشف (الجدید فى الحکمة)، چاپ حامد ناجى اصفهانى، تهران 1387ش؛ حاجى‌خلیفه؛ محمودبن مسعود قطب‌الدین شیرازى، درّة‌التاج لغرة‌الدُبّاج، بخش 1، چاپ محمد مشکوة، ]تهران[ 1320ش؛ همان، بخش 2، چاپ ]حسن مشکان طبسى[، تهران ?]1324ش[؛ همو، درّة‌التاج: بخش حکمت عملى و سیر و سلوک، چاپ ماهدخت بانوهمایى، تهران 1369ش؛ همو، رساله موسیقى از درّة‌التاج لغرة الدباج، چاپ نصراللّه ناصح‌پور، تهران 1387ش؛ جان والبریج، قطب‌الدین شیرازى و علم‌الانوار در فلسفه اسلامى، ترجمه جواد قاسمى، مشهد 1375ش؛Reza Pourjavady and Sabine Schmidtke, "Qutb al-Dān al-Shīrāzī's (634/1236-710/1311) Durrat al-Taj and its sources: studies on Qutb al-Dān al-Shīrāzī I", Journal asiatique, vol.292, no.1-2 (2004).2) بخش ریاضى، نجوم و موسیقى. جملة چهارم درة‌التاج در علم ریاضى است که نزدیک به نیمى از کل اثر را دربرگرفته‌است. علم ریاضى در نظام طبقه‌بندى ارسطویىِ علوم، که قطب‌الدین در مقدمة این اثر آورده، علم اوسط نامیده شده چرا که بین علم مابعدالطبیعة (علم اعلى) و علم طبیعى (علم اسفل) واقع شده (← قطب‌الدین شیرازى، درة‌التاج، بخش 1، ج 1، ص 73ـ74) و در چهار شاخة اصلى هندسه، هیئت و نجوم، ارثماطیقى یا حساب (علم عدد) و علم تألیف یا موسیقى رده‌بندى شده‌است (همان، بخش 1، ج 1، ص 74).قطب‌الدین برمبناى همین طبقه‌بندى، جملة چهارم را در چهار فن تنظیم کرده‌است: الف) فن اول در اسطقسّات که عبارت است از: کتاب اقلیدس. مؤلف در این فن به تحریر اصول اقلیدس پرداخته‌است. براساس دانسته‌هاى موجود، این نخستین تحریر اصول به فارسى است (← برنتیس ، ص 78). به عقیدة برخى پژوهشگران، وى تحریر اصول اقلیدس* خواجه‌نصیرالدین طوسى (متوفى 672) را مبناى کار خود قرار داده‌است (← قربانى، ص 352؛ سزگین ، ج 5، ص 114)؛ ولى مقایسة این دو متن نشان مى‌دهد که باوجود شباهتها، در تحریر قطب‌الدین بسیارى از افزوده‌هاى خواجه حذف شده و توضیحات متفاوتى در نقاط دیگر متن افزوده شده‌است. برخى نیز شمارى از این افزوده‌ها را برگرفته از اصلاح اصول اثیرالدین ابهرى* (قرن هفتم) دانسته‌اند (← برنتیس، همانجا؛ دیونگ ، ص 27ـ28، 31). براى نمونه، خواجه‌نصیر، در آغاز مقاله نخست و هنگام اشاره به اصل پنجم (اصل توازى)، خواننده را به توضیحات خود دراین‌باره در پى قضیة 28 اصول ارجاع داده‌است (← ص10ـ12). اما قطب‌الدین درست پس از ذکر اصل پنجم، توضیحات مفصّل و متفاوتى آورده‌است (← درة‌التاج، نسخة خطى، ص 7ـ15؛ براى مقایسة دو متن ← دیونگ، ص 17ـ61؛ دانشنامة زبان و ادب فارسى، ذیل مادّه). همچنین براساس نوشتة ملامحمدمهدى نراقى، مترجم تحریر اصول خواجه‌نصیر به فارسى، قطب‌الدین اصل کتاب اقلیدس را به فارسى ترجمه کرده و مطالبى نیز بر آن افزوده ولى به افزوده‌هاى خواجه اشاره‌اى نکرده‌است (← نراقى، ص 9ـ10).تحریر دیگرى از اصول اقلیدس به فارسى منسوب به قطب‌الدین شیرازى برجاى مانده که در مقدمة اثر به معتزبن‌طاهر تقدیم شده‌است. تاریخ نگارش این تحریر 681 بوده و پیش از درة‌التاج نگاشته شده‌است. مقایسة این اثر با بخش اصول اقلیدسِ درة‌التاج نشان مى‌دهد، غیر از مقدمه، دیگر مطالب دو اثر تقریباً یکسان است، پس به‌نظر مى‌رسد قطب‌الدین ویرایش نه چندان متفاوتى از تحریر اصول خویش را به دباج‌بن فیلشاه تقدیم کرده‌باشد (← قطب‌الدین شیرازى، تحریر اقلیدس، گ 1پ به‌بعد؛ قس همو، درة‌التاج، نسخة خطى، ص 2 به‌بعد؛ براى نسخه‌هاى باقیمانده ← سزگین، همانجا؛ کراوزه ، ص 508؛ درایتى، ج 2، ص 847ـ848). همچنین به‌نظر مى‌رسد شمس‌الدین محمد آملى (متوفى 753) آنچه را که در فن اولِ مقاله سوم از قسم دوم نفائس‌الفنون* آوردهاست، بدون تغییر چندانى از درة‌التاج گرفته باشد (← برنتیس، ص 92؛ نیز ← آملى، ج 3، ص 2ـ26؛ قس قطب‌الدین شیرازى، درة‌التاج، نسخة خطى، ص 2ـ50).ب) فن دوم در تلخیص مجسطى بطلمیوس. قطب‌الدین در این بخش، به‌سبب تفصیل کتاب مجسطى، مستقیماً از آن استفاده نکرده و به‌جاى آن تلخیص المجسطى عبدالملک شیرازى (سدة ششم) را ترجمه کرده‌است. وى، در ابتداى این فن، به سه ترجمة مشهور مجسطى در زمان خویش ــ ترجمة حجّاج‌بن یوسف‌بن مَطَر* (قرن دوم و سوم)، ترجمة اسحاق‌بن حنین* (متوفى 298 یا 299) و اصلاح ثابت‌بن قُرّه* (متوفى 288)، و ترجمة خود ثابت ــ اشاره کرده و اختلاف آنها در تعداد فصول و شکلها را آورده و همانند فن پیشین به تحریر مجسطى* خواجه‌نصیرالدین طوسى هیچ اشاره‌اى نکرده‌است (← درة‌التاج، بخش 2، ص 1، 3). وى (همانجاها) واژة مجسطى را به پیروى از ابوالعباس لوکَرى (منجم سدة پنجم) در بیان الحق فى ضَمان الصدق به‌معناى «ترتیب» دانسته‌است (قس نالینو ، ص 275ـ 277).قطب‌الدین، به‌تصریح خودش، در این ترجمه کوشیده است از اصطلاحات مؤلف استفاده کند لذا بعضى واژگان نامأنوس در ترجمة وى به چشم مى‌خورد، از جمله عبارتهاى «اَبْعَدُ بُعْدِ فَلَکِ تدویر کى بینند» و «اَبْعَدِ بُعْدِ اَوْسَطِ فَلَکِ تدویر» که منظور از آنها به‌ترتیب «ذَروه مرئى» و «ذَروه وُسْطى» است (← قطب‌الدین شیرازى، درة‌التاج، بخش 2، ص 237).ج) فن سوم در ارثماطیقى و ویژگیهاى اعداد. این فن در چهار مقاله تنظیم شده و او در آنها به‌ترتیب به این مسائل پرداخته‌است: 1) ویژگى اعداد از آن جهت که جزو کمّیّات هستند، مثل تقسیم‌بندى آنها به زوج و فرد، تام و ناقص و مانند آن؛ 2) ویژگى اعداد در نسبت آنها با یکدیگر؛ 3) رسم اعداد به‌وسیلة شکلها که از این جهت اعداد در سه گروه خطى، سطحى و جسمى قرار مى‌گیرند؛ 4) نسبتهاى بین اعداد چون تناسب عددى، هندسى و تألیفى (← همان، بخش 2، ص 1، 22، 34ـ35، 47ـ48 مکرر). هرچند خود قطب‌الدین تصریح نکرده‌است، از مقایسة فن ارثماطیقى شفاى ابن‌سینا با این فن معلوم مى‌شود که وى این فن را دقیقاً از روى شفا ترجمه کرده‌است (← همانجاها؛ قس ابن‌سینا، ج 1، فن 2، ص 17، 37، 53، 65). البته در برخى موارد مثالهایى افزوده و گاهى آراى دیگر ریاضى‌دانان را نیز آورده‌است. براى نمونه، در اینکه عدد دو زوج‌الزوج یا زوج‌الفرد است، نظر ابن‌سینا و «برخى متأخران» را ذکر کرده و در مورد آنها بحث کرده‌است (← قطب‌الدین شیرازى، درة‌التاج، بخش 2، ص 18ـ20 مکرر).د) فن چهارم در علم موسیقى (الحان) در یک مقدمه و پنج مقاله. قطب‌الدین شیرازى در بخش موسیقى درة‌التاج بسیار از رسالة شرفیه اثر صفى‌الدین ارموى تأثیر گرفته‌است تا آنجا که عبدالقادر مراغى در مقاصدالالحان (ص 59) رسالة قطب‌الدین را شرحى بر شرفیه دانسته‌است. وى در مقالة اول به تعریف صوت، نحوة تولید آن، نغمه، حدث و ثقل، چگونگى به‌وجود آمدن نغمه‌ها از آلات موسیقى، تعریف موسیقى و تقسیم‌بندى آن پرداخته و ضمن نقل‌قولهایى از فارابى، ابن‌سینا و صفى‌الدین ارموى (موسیقى‌دان سدة هفتم) به پاسخ‌گویىِ انتقادات ارموى از فارابى پرداخته‌است (← رساله موسیقى، ج 1، ص 35ـ37، 40ـ45). در مقالة دوم به طبقه‌بندى نسبت میان نغمه‌ها و تعریف بُعد و شرح اقسام آن و سببهاى ملایمت (سازوارى) و منافرت (ناسازوارى) نغمه‌ها پرداخته‌است (← همان، ج 1، ص 53ـ63). در مقاله سوم به اعمال حسابى اضافه، فصل، و تقسیم ابعاد پرداخته و مثالهایى آورده‌است و سپس به اقسام ذِى‌الاَرْبَع و ذِى‌الخَمْس و اقسام اجناس اشاره کرده‌است. در مقالة چهارم انواع شیوه‌هاى قرار گرفتن دو ذى‌الاربع و یک پرده طنینى در یک ذوالکل (دور) را برشمرده و برخى آراى فارابى و ابن‌سینا را در این باب مطرح و مفهوم بحر را بیان کرده‌است (همان، ج 1، ص 101ـ111). در خاتمة مقالة چهارم به طبقه‌بندى سازها اشاره کرده و به دستان‌بندى ساز عود و شیوة استخراج انواع جموع از این ساز پرداخته و در ادامه به مفهوم طبقه و نیز ارتباط آوازها و شعبات و مقامها و نیز مفهوم انتقال اشاره کرده‌است (همان، ج 1، ص 113ـ151). در مقالة پنجم، قطب‌الدین به ایقاعات (بحث از نَقَرات و فاصلة زمانى بین آنها)، اصولى که یک نوازندة تازه‌کار باید به‌کار بندد، آموزش عود و در خاتمه به‌نحوة ثبت الحان (نغمه‌نگارى) پرداخته‌است (همان، ج 1، ص 154ـ168).نسخه‌هاى متعددى از درة‌التاج برجاى مانده‌است (← درایتى، ج 4، ص 1123ـ1125؛ روزنفلد و احسان‌اوغلو ، ص 233ـ 234؛ سزگین، ج 5، ص 114؛ بروکلمان، ج 2، ص 274، >ذیل<، ج 2، ص 296).منابع: شمس‌الدین محمدبن محمود آملى، نفائس‌الفنون فى عرایس العیون، ج 3، چاپ ابوالحسن شعرانى، تهران 1379؛ ابن‌سینا، الشفاء، الریاضیات، ج 1، الفن الثانى: الحساب، چاپ عبدالحمید لطفى‌مظهر، ]قاهره، بى‌تا.[، چاپ افست قم 1405؛ دانشنامة زبان و ادب فارسى، به‌سرپرستى اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسى،1384ش ـ ،ذیل «درة‌التاج لغرة‌الدباج» (از یونس کرامتى)؛ مصطفى درایتى، فهرستوارة دستنوشت‌هاى ایران (دنا)، تهران 1389ش؛ ابوالقاسم قربانى، زندگینامه ریاضیدانان دورة اسلامى: از سدة سوم تا سدة یازدهم هجرى، تهران 1365ش؛ محمودبن مسعود قطب‌الدین شیرازى، تحریر اقلیدس، نسخة خطى کتابخانة مجلس شوراى اسلامى، ش 226؛ همو، درة‌التاج لغرة الدباج، نسخة خطى کتابخانة مدرسة عالى سپهسالار، ش 562؛ همان، بخش 1، چاپ محمد مشکوة، ]تهران[ 1320ش، بخش 2، چاپ ]حسن مشکان طبسى[، تهران ?] 1324ش[؛ همو، رساله موسیقى از درة‌التاج لغرة‌الدباج، چاپ نصراللّه ناصح‌پور، تهران 1387ش؛ عبدالقادربن غیبى مراغى، مقاصدالالحان، چاپ تقى بینش، تهران 1356ش؛ کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامى، ترجمة احمد آرام، تهران ?] 1349ش[؛ محمدمهدى‌بن ابى‌ذر نراقى، ترجمة تحریر اصول اقلیدس، نسخة خطى کتابخانة دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس، ش 326؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسى، مجموعه رسائل ریاضى و نجومى خواجه‌نصیرالدین طوسى، چاپ فرید قاسملو، تهران 1389ش؛Sonja Brentjes, "On the Persian transmission of Euclid's Elements", in La Science dans le monde Iranien à l'époque Islamique, études réunies et présentées par Ž. Vesel, H. Beikbaghban, B. Thierry de Crussol des Epesse, Tehran: Institut Français de Recherche en Iran, 2004; Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden 1943-1949, Supplementband, 1937- 1942; Gregg De Young, "Qutb al-Dīn al-Shīrāzī and his Persian translation of Nasīr al-Dīn al-Tūsī's Tahrīr Usūl Uqlidus",فرهنگ، ش61 و 62 (بهار و تابستان 1386) ; Max Krause, "Stambuler Handschriften islamischer Mathematiker", Quellen und studien zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik, pt. B: study 3 (1936); Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin İhsanoğlu, Mathematicians, astronomers, and other scholars of Islamic civilization and their works (7th-19thc.), İstanbul 2003; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967-.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

انسیه برخوا

حسین روح الله

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده