درب امام
معرف
بقعه‌اى در محلة چُمبلان (چُملان، سُنبُلان، سُنبُلستان) اصفهان
متن
درب امام، بقعه‌اى در محلة چُمبلان (چُملان، سُنبُلان، سُنبُلستان) اصفهان. این بنا مجاور قبرستانى قدیم در شرق چهارباغ پایین واقع شده‌است (هنرفر، 1344ش، ص 341؛ رفیعى مهرآبادى، ص 227، 234).درب امام با دو گنبدخانه بزرگ و کوچک و سه صحن در سه جانب شمالى، شرقى و غربى آن، مدفن دو امامزاده است : امامزاده ابراهیم‌بن محمد بطحایى‌بن قاسم‌بن حسن‌بن زیدبن امام‌حسن مجتبى علیه‌السلام (ابن‌طباطبا علوى اصفهانى، ص 21، 23) و امامزاده ابوالحسن زین‌العابدین على‌بن نظام‌الدین احمدبن شمس‌الدین عیسى، ملقب به رومى، ابن‌جمال‌الدین محمدبن على عُریضى‌بن جعفرالصادق علیه‌السلام (افندى‌اصفهانى، ج 4، ص 186ـ187؛ نیز ← چهارسوقى، ص 46ـ47). زین‌العابدین از اکابر سادات و محدّثان و از نوادگان على‌بن جعفر عُرَیضى* بوده و احتمالاً در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم مى‌زیستهاست. سادات معروف به امامى (درب امامى اصفهان) از نوادگان ایشان‌اند و محلة درب امام نیز به ایشان منسوب است (مهدوى، 1382ش، ص 204؛ جابرى انصارى، ص 248ـ249).امامزادة دیگرى نیز به نام ابراهیم طباطبابن اسماعیل دیباج‌بن ابراهیم‌بن حسن مثنى در این بقعه یا مجاور آن مدفون است (← ابن‌عِنَبَه، ص 126ـ127؛ نیز ← فقیه ایمانى، ص 388). از او در زمرة بزرگان سادات و محدّثان یاد شده‌است (مهدوى، 1348ش، ص 397).آرامگاه درب امام براساس کتیبة فارسى بزرگِ سردر آن، که به خط ثلث کتابت شده، در 857 ، در دورة جهانشاه قراقوینلو، به فرمان ابوالفتح محمدى و به همت جلال‌الدین صفرشاه احداث شده‌است ( آثار ایران ، ج 2، ص50ـ51). هنرفر (1344ش، ص 350) ابوالفتح را فرزند جهانشاه دانسته‌است (قس آثار ایران، ج 2، ص 53؛ نیکزاد امیرحسینى، ص 166، 168 که وى را سلطان‌محمدبن بایسنغر معرفى کرده‌اند).بناى اولیة درب امام شامل گنبدخانه و دهلیزى در جلوى آن بوده‌است. سردر اصلى درب امام که نام امیرزاده جهانشاه را بر خود دارد، در ضلع شمالى و مشرف به صحن شمالى، از شاهکارهاى تزیینات رنگى ایرانى است و به لحاظ ظرافت صنعت کاشى‌کارى، همپاى کاشى‌کارى مسجد کبود تبریز، از دیگر بناهاى دورة جهانشاه قراقوینلو، است. این سردر مزیّن به کاشیهاى معرق، هفت‌رنگ و لعاب‌پَران همراه با قابهایى قرینه حاوى طرحهاى اسلیمى و گلدانى و کتیبه است (هنرفر، 1344ش، ص 343؛ > دایرة‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج 1، ص 136). کاشى‌کارى سردر این بنا مشابه کاشى‌کارى صفة صاحب مسجدجامع اصفهان (← بلر و بلوم، ص 52ـ53) و کاشى‌کارى ایوان مسجد جمع وَرْزَنه در قرن نهم است (هنرفر، 1355ش، ص 12). همچنین ورودى خانقاه شیخ‌ابومسعود صوفى (896) در اصفهان که در زمان یعقوب، فرزند اوزون‌حسن آق‌قوینلو، ساخته شده، به نقوش کاشى‌کارى نظیر قابهاى گلدانى درب امام مزیّن است (بلر و بلوم، همانجا).ازاره‌هاى سردر اصلى، که از تلفیق سنگ و سفال بدون لعاب به شیوة گره‌سازى تزیین شده، مشابه ازاره‌هاى مدرسة غیاثیة ‌خَرْگِرد* خواف است (معماریان، ص 349). سردر بناى درب امام به دهلیزى منتهى مى‌شود که راه دسترسى به حرم بوده و مدفن مادر جهانشاه دانسته شده‌است (جابرى انصارى، همانجا). این دهلیز براساس کتیبة آن، هم‌زمان با ورودىِ بنا (857) ساخته شده‌است. متن این کتیبه حاوى اشعار فارسى با تعابیرى عرفانى است و محمدتقى مصطفوى آن را بازخوانى کرده‌است. تزیینات ازارة دهلیز، کاشیهاى شش‌ضلعى سبز با حاشیه‌اى از کاشى معرق است که هر دوى آنها طلاکارى شده است ( آثار ایران، ج 2، ص 52؛ بلر و بلوم، همانجا).پس از دهلیز، فضاى اصلى حرم قرار دارد که ازاره آن با کاشیهاى خشتى هفت‌رنگ و دیوارها و سقف آن با نقاشى گل و بوته تزیین شده‌است. کاشى‌کارى معرق گنبد بزرگ بقعه از دورة شاه‌عباس اول صفوى بازمانده و بانى آن غیاث‌الدین محمود حسینى مستوفى بوده‌است. کتیبة این گنبد به خط ثلث سفید معرق بر زمینة کاشى لاجوردى شامل سورة دهر، از آغاز تا آخر آیه سیزدهم، است. در قسمت آخر این کتیبه، سال 110 درج شده که احتمالاً سال 1010 (← هنرفر، 1344ش، ص 346)، برابر با چهاردهمین سال سلطنت شاه‌عباس اول، بوده‌است. این کتیبه شباهت زیادى به کتیبه‌هاى بناهاى تیمورى سمرقند و بخارا دارد؛ در صورتى که پیچکهاى تاکى‌شکل روى گنبد به سبک شاه‌عباسى است (استیرلین ، ص 128). در زیر این کتیبه، کتیبة دیگرى به خط کوفى روى ساقة گنبد در دو سطر، شامل تکرار «الحمدللّه» در بالا و سورة اخلاص در زیر آن، دیده مى‌شود. قسمت عمدة کاشى‌کارى فعلى گنبد در دورة معاصر انجام شده و از کاشى‌کاریهاى دورة صفوى چیز زیادى نمانده‌است. در یکى از کتیبه‌هاى گنبد بزرگ، به تعمیر بنا در 1325ش اشاره شده‌است (هنرفر، 1344ش، همانجا). درِ ورودى حرم داراى زنجیر نفیسى است که روى دایرة برنجى وسط آن به قطر یازده سانتیمتر، کلمات و عباراتى منقور است. این زنجیر و ضریح آرامگاه را شخصى به نام آقامحمدحسن تاجر همدانى، در قرن سیزدهم، وقف امامزاده کرده‌است (همان، ص 347، 349؛ دهمشگى و جان‌زاده، ص 333).ظاهراً به‌سبب پر شدن تدریجى دهلیز ورودى حرم با قبور متعدد، مدخل باشکوه دورة تیمورى در زمان شاه‌سلیمان صفوى با پنجره‌اى مسدود شد و بر فراز راهرو، گنبدى کوچک احداث گردید (آثار ایران، ج 2، ص50). مقرنس‌کارى و کاربندى مزیّن به لایه‌چینى طلایى نماى داخل و کاشى‌کارى نماى بیرونى گنبد کوچک از همین دوره است. روى ساقة این گنبد، کتیبه‌اى به خط ثلث از محمدرضا امامى (← امامى*، خاندان) به تاریخ 1081 شامل آیة‌الکرسى و آیات 26 و 27 سورة آل‌عمران و کتیبه‌اى به خط بنّایى* سه‌رگى حاوى عبارت قرآنىِ «لِمَنِ الْمُلکُ الْیومَ لِلّهِ الواحدِ القهارِ» و کلمات «اللّه» و «على» به خط بنایى ساده درج است. به‌نظر مى‌رسد ایوانى که از صحن غربى به این دهلیز باز مى‌شود نیز از الحاقات این دوره باشد (هنرفر، 1344ش، ص346ـ347).به‌دستور شاه‌سلطانحسین در 1127، استاد محمدبن محمد غدیر آجرتراش با احداث مدخلى در کنار سردر قبلى و رواقى در جبهه شرقى بناى اصلى، مسیر ورود به حرم را تغییر داد (آثار ایران، همانجا). این تغییرات در کتیبه ثلث و نستعلیق معرق سردر، به خط على‌نقى‌بن محمدمحسن امامى ثبت شده‌است. در بالاى در ورودى همین مدخل، کتیبة دیگرى به خط ثلث بر کاشى خشتى، به قلم عبدالرحیم، از تعمیر بقعه در 1129 خبر مى‌دهد. در این کتیبه، به نام امامزاده‌هاى مدفون در این بنا اشاره شده‌است. احتمالاً دو اتاق جبهه جنوبى حرم و رواق شرقى، که امروزه راه اصلى دسترسى به حرم از صحن شرقى است، از افزوده‌هاى این دوره است (← همانجا).در برابر سردر نفیس بقعه، صحن شمالى واقع شده و پیرامون این صحن را غرفه‌هایى با پشت‌بغلهاى کاشى فراگرفته‌است. از این محوطه، براساس کاوشهاى انجام‌شده، آثارى از دورة سلجوقیان به‌دست آمده‌است (گولومبک و ویلبر ، ج1، ص384). در ضلع غربى این صحن، مسجد کوچکى منسوب به سعیدبن جُبَیر، فقیه تابعى کوفى (متوفى 95)، قرار دارد. گفته شده وى که در سال 81 به اصفهان آمده‌بود، در این محل عبادت مى‌کرده‌است (← جابرى انصارى، ص 248). در زمان صفویه، داخل این مسجد کوچک به‌صورت مختصر کاشى‌کارى شده و بر کتیبة محراب آن، تاریخ 1123 درج شده‌است (ابونعیم اصفهانى، ج 1، ص 324؛ رفیعىمهرآبادى، ص 643؛ هنرفر، 1344ش، ص 352ـ353). این مسجد پس از مسجد امامزاده اسماعیل یا مسجد شعیا و قسمتى از مسجدجامع اصفهان، قدیم‌ترین مسجد شهر است (جابرى انصارى، ص 248ـ249). در سالهاى 1334 و 1337ش، ادارة باستان‌شناسى گنبد کوچک و صحن شمالى بناى درب امام را تعمیر و کاشى‌کارى کرده‌است (هنرفر، 1344ش، ص 350).صحن غربى با سه ایوان به دهلیز، حرم و اتاق جنوبى حرم راه داشته‌است. پشت‌بغلهاى این ایوانها با کاشى و زیرطاق ایوان شمالى این صحن، که زمانى به دهلیز راه داشته، مقرنس‌بندیهایى مزیّن به نقوش نیمه‌کاره دارند. در ایوان میانى این صحن، درها و پنجره‌هاى زیبایى نصب بوده و پنجره‌هاى گچ‌برى بسیار نفیس آن با شیشه‌هاى رنگى آراسته بوده‌است. یکى از این پنجره‌ها را استاد نصراللّه رفائیل، هنرمند اصفهانى، تعمیر کرد؛ سپس مجدزاده صهبا، نمایندة ادارة باستان‌شناسى، آن را در 1320ش براى حفاظت بیشتر و بازدید جهانگردان به عمارت چهل‌ستون برد و در یکى از اتاقهاى این کاخ نصب کرد (همان، ص 351؛ نیکزاد امیرحسینى، ص170).صحن شرقى داراى چند کتیبه است. کتیبة فوقانى نماى خارجى بقعه به سمت صحن شرقى شامل دو ردیف خط بنّایى است. ردیف اول به خط بنّایى ساده یک‌رگى لاجوردى بر زمینة آجرى شامل صلوات بر چهارده معصوم و ردیف دوم به خط بنّایى سه‌رگى مشکى بر زمینة آجرى شامل عبارتى عربى است. حاشیة پشت‌بغل ایوان ورودى صحن شرقى بقعه، کتیبه‌اى به خط بنّایى روى کاشى لاجوردى بر زمینة سفید دارد. متن این کتیبه آیة‌الکرسى است و در آن به سال 1206، اشاره شده‌است. این صحن، بنابر کتیبة آن، در اوایل قرن سیزدهم تعمیر شده‌است (هنرفر، 1344ش، ص 351ـ352).در انتهاى کوچه‌اى که صحن شمالى بقعة درب امام را به کوچة مجاور آن متصل مى‌کند، سنگابى با کتیبه‌اى به خط نستعلیق برجسته قرار دارد که نشان مى‌دهد آن را در 1117 وقف این بنا کرده‌اند.مجموعة تاریخى درب امام در 22 آذر 1313 به شمارة 217 در فهرست آثار ملى ایران به‌ثبت رسیده‌است (مشکوتى، ص 39). بناى درب امام را مى‌توان حلقة اتصال معمارى اواخر دورة تیمورى به هنر معمارى دورة شاه‌عباس صفوى دانست (استیرلین، ص 128).منابع : علاوه بر مشاهدات مؤلف؛ ابن‌طباطبا علوى اصفهانى، منتقلة‌الطالبیة، چاپ محمدمهدى حسن خرسان، نجف 1388/ 1968؛ ابن‌عِنَبَه، الفصول‌الفخریه، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، تهران 1363ش؛ احمدبن عبداللّه ابونعیم اصفهانى، کتاب ذکر اخبار اصبهان، چاپ سورن ددرینگ، لیدن 1931ـ1934، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ عبداللّه‌بن عیسى افندى‌اصفهانى، ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلاء، چاپ احمد حسینى، قم 1401ـ ؛ محمدحسن جابرى‌انصارى، تاریخ اصفهان و رى و همه جهان، ]اصفهان [1321ش؛ محمدهاشم‌بن زین‌العابدین چهارسوقى، کتاب میزان الانساب: در شرح حال امامزاده‌هاى معتبر شهر اصفهان، بانضمام مقدمه و حواشى بقلم احمد روضاتى چهارسوقى، قم 1332ش؛ جلیل دهمشگى و على جان‌زاده، جلوه‌هاى هنر در اصفهان، ]تهران [1366ش؛ ابوالقاسم رفیعى‌مهرآبادى، آثار ملّى اصفهان، تهران 1352ش؛ مهدى فقیه‌ایمانى، تاریخ تشیع‌اصفهان : از دهه سوم قرن اول تا پایان قرن دهم، ]بى‌جا[ 1374ش؛ نصرت‌اللّه مشکوتى، فهرست بناهاى تاریخى و اماکن باستانى ایران، تهران 1349ش؛ غلامحسین معماریان، معمارى ایرانى، تقریر محمدکریم پیرنیا، تهران 1387ش؛ مصلح‌الدین مهدوى، تذکرة‌القبور، یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان 1348ش؛ همو، مزارات اصفهان از قرن سوم هجرى تا زمان حاضر، تصحیح و اضافات اصغر منتظر القائم، اصفهان 1382ش؛ کریم نیکزاد امیرحسینى، تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان، اصفهان 1335ش؛ لطف‌اللّه هنرفر، اصفهان در دوره جانشینان تیمور، ]تهران [1355ش؛ همو، گنجینه آثار تاریخى اصفهان، اصفهان 1344ش؛Athār-é Īran: annales du service archéologique de l'Īrān, vol.2, Haarlem: Joh. Enschedé en Zonen, 1937; Sheila S. Blair and Jonathan M. Bloom, The art and architecture of Islam: 1250-1800, New Haven, Conn. 1995; Lisa Golombek and Donald Newton Wilber, The Timurid architecture of Iran and Turan, Princeton 1988; The Grove encyclopedia of Islamic art and architecture, ed. Jonathan M. Bloom and Sheila S. Blair, Oxford: Oxford University Press, 2009; Henri Stierlin, Islamic art and architecture, New York 2002.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

احمد صالح

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده