دخانیات
معرف
دخانیات،# انواع توتون و تنباکو که براى دود کردن به‌کار مى‌رود.
متن
دخانیات، انواع توتون و تنباکو که براى دود کردن به‌کار مى‌رود.1) گیاه‌شناسى. توتون/ تنباکو گیاهى است یک‌ساله با نام علمى Nicotiana tabacum (به‌افتخار نیکو ، سفیر فرانسه در پرتغال که در 967/1560 توتون را شناخته بود) از خانوادة سیب‌زمینى به‌ارتفاع یک تا گاهى بیش از دو متر، و داراى برگهایى پهن، بزرگ و منفرد که پس از خشک کردن به مصارف دخانى مى‌رسد. این گیاه پوشیده از تارهاى غده‌اى چسبناک است و از همة اندامهاى آن بویى قوى و ناپسند استشمام مى‌شود. از دیگر گونه‌هاى جنس توتون مانند گونة N.rustica نیز تنباکو و گاهى توتون سیگار تهیه مى‌شود، اما مرغوبیت گونة نخست را ندارد. برگهاى توتون را در ماههاى مرداد و شهریور مى‌چینند و با آویزان کردن از ناحیة دمبرگ خشک مى‌کنند. گاهى به‌جاى خشک کردن معمولى، فرایندهایى مانند تخمیر، خیساندن و بودادن برگها را انجام مى‌دهند تا به‌جاى توتون و سیگار معمولى، انواعى از تنباکوهاى معطر به‌دست آید. رویشگاه اصلى توتون، پرو، بولیوى و نواحى گوناگون امریکاى جنوبى و مرکزى است، اما در نواحى دیگر کرة زمین، به‌ویژه مناطق گرم و معتدل، نیز کشت مى‌شود (صحت نیاکى، ص 587ـ 591؛ زرگرى، ج 3، ص 584ـ587، 593ـ594؛ قهرمان، ج 3، ص 217ـ219). اعضاى جنس توتون داراى آلکالوئیدهایى مانند نیکوتین‌اند که با دود کردن برگهایشان وارد گردش خون انسان مى‌شوند. این آلکالوئیدها نخست محرک سیستم عصبى‌اند، اما به‌سرعت این اثر را از دست مى‌دهند و نوعى سستى را در دستگاه عصبى ایجاد مى‌کنند. مصرف درازمدت این مواد به دستگاههاى گردش خون، تنفس و گوارش آسیب مى‌زند و نوعى مسمومیت مزمن ایجاد مى‌کند. به‌همین دلیل اجزا و ترکیبات حاصل از این گیاهان جنبه‌هاى دارویى درخور توجهى ندارند، اما در دفع انگلهاى دامى و آفات زراعى به‌کار مى‌روند (آئینه‌چى، ص 473ـ474؛ زرگرى، ج 3، ص 588ـ593؛ قهرمان، ج 3، ص 219؛ رضائى‌نژاد، ص 254ـ255).منابع: یعقوب آئینه‌چى، مفردات پزشکى و گیاهان دارویى ایران، تهران 1365ش؛ على رضائى‌نژاد، گیاهان دارویى ایران: روش شناخت و موارد استفاده، تهران 1389ش؛ على زرگرى، گیاهان داروئى، ج 3، تهران 1368ش؛ نصرت‌اللّه صحت نیاکى، گیاهان کشاورزى ایران، ]اهواز، ?1351ش[؛ احمد قهرمان، کورموفیت‌هاى ایران: سیستماتیک گیاهى، ج 3، تهران 1373ش.2) تاریخ و کاربرد. صرف‌نظر از مباحثى که دربارة خاستگاه اصلى گیاه توتون/ تنباکو و آغاز استفاده از آن به‌عنوان دارو یا جز آن در میان محققان جریان داشته ــ چنان‌که برخى منشأ آن را ایران، مصر، چین یا سرزمینهاى دیگر آسیایى و تاریخ آن را پیش از قرن نهم/ پانزدهم دانسته‌اندــ اروپاى جدید به‌واسطة مراوده با قارة امریکا در جریان فعالیتهاى اکتشافى کریستف کلمب با مصرف دخانى توتون/ تنباکو آشنا شد و به هر روى، هم مصرف دارویى و هم استفادة دخانى از این گیاه در اروپاى قرن شانزدهم میلادى رایج بوده و به‌تدریج از طریق مناسبات اقتصادى و تجارى و نیز درنتیجة فعالیتهاى استعمارى کشورهاى اروپایى، به‌ویژه پرتغال، اسپانیا و انگلستان، در سرزمینهاى افریقایى، آسیایى و اقیانوسیه نیز متداول گردیده‌است (← شاردن ، ج 3، ص 303؛ کسروى، ص 3ـ7؛کشت و صنعت توتون در ایران، ص 27ـ33؛ متى، ص 118 و پانویس، ص 119).در جهان اسلام، ترکان عثمانى پس از اروپا، در اواسط قرن یازدهم/ هفدهم تدخین را آغاز کردند و از این قرن کشت توتون در تمام نواحى مشرق مدیترانه فراگیر شد براى تاریخ تقریبى آن عدد ابجدى عبارت «یومَ تأتِى‌السماءُ» (1000) از آیة 10 سورة دخان را در شعرى آورده‌اند (← مدرسى‌طباطبائى، ص 179). معلوم نیست چه نوعى از توتون براى نخستین‌بار به عثمانى وارد شده ولى مشخصاً ظاهر و کیفیت توتونهاى این نواحى با مناطق دیگر جهان متفاوت بوده‌است (← کشت و صنعت توتون در ایران، ص30). یکى از نخستین یادکردها از تدخین توتون در تاریخ عثمانى، در عصر سلطان‌مراد چهارم (ﺣک : 1033ـ1048) است که بنابر اعلام حرمت تدخین به فتواى برخى فقها، وى به «سیاست کردن ارباب دخان» (← نعیما، ج 3، ص 348ـ349) پرداخت و صدها تن از دودکنندگان توتون را به‌سختى شکنجه و اعدام کرد (← کسروى، ص 9ـ13). بااین‌حال، هم‌زمان با سرزمین اصلى عثمانى، تدخین به‌سرعت در سرزمینهاى عربى تابعه چون سوریه، عراق، عربستان و مصر و جز آنها نیز رواج یافت و در بیشتر این مناطق، کاشت و برداشت توتون هم شایع شد (← همان، ص 12ـ13). در هندوستان ظاهراً کشت توتون در اوایل قرن یازدهم معمول بوده‌است (←کشت و صنعت توتون در ایران، ص 31). گفته شده‌است که توتون از حدود 914 به هند وارد شد، ولى از زمان اکبر (ﺣک : 963ـ1014) و جهانگیر (ﺣک : 1014ـ1037) مصرف آن در میان هندیان رایج گردید (متى، ص 123). براساس تاریخ اسدبیگ قزوینى، که در 1011 تا 1015 تألیف شده‌است، توتون در همین سالها به عنوان تحفه از عربستان به دربار جهانگیر آورده‌شد و پیش از آن مردم مکه و مدینه از آن استفاده مى‌کردند (← نوروزى، ص 168ـ169).دربارة تاریخ و چگونگى راه یافتن توتون به ایران اختلاف وجود دارد. کسروى (ص 14ـ16)، بر آن است که ایرانیان از طریق عثمانى و از شمال‌غرب با تدخین آشنا شده‌اند و نه از طریق پرتغالیها و انگلیسیها در جنوب. او سه دلیل براى این امر مى‌آورد: مناسبات گسترده و تبادل فرهنگى وسیع ایران و عثمانى؛ استفاده ایرانیان از چپق عثمانى براى تدخین به جاى پیپ اروپایى؛ و رواج واژة ترکى توتون (=دود) و چپق* (ترکى‌شدة واژة فارسى چوبک) به‌جاى واژة اروپایى‌شدة تنباکو (ظاهراً مأخوذ از توباکوى بومیان امریکا ← مؤیدى، ص 5).هرچند این دلایل براى اثبات مدعاى مورد بحث کافى نیست (براى نقدى بر این دلایل ← د.ایرانیکا، ذیل "Cŏpoq, Čepoq")، شواهد موجود، آغاز ورود دخانیات به ایران را از طریق نخستین فعالیتهاى سوداگران پرتغالى/ هلندى در حوزة خلیج‌فارس عصر صفوى در حدود 913 نیز قطعى نمى‌سازند (← متى، ص 118ـ124). بااین‌حال گفته شده‌است که در حدود سال 999 و حتى پیشتر از آن، توتون و استفادة دخانى از آن در ایران شناخته شده‌بود و حتى اشعارى هم در اشاره به استفاده از قلیان هست که آنها را به نیمة اول قرن دهم نسبت مى‌دهند (← فلسفى، ج 2، ص 657 و پانویس 1 و 2؛ متى، ص120ـ121). جزایرى که خود در قرن یازدهم مى‌زیسته و در 1112 درگذشته است، ورود و استعمال توتون در ایران را به استناد گزارشهایى که آنها را متواتر خوانده اوایل قرن یازدهم ذکر کرده و گفته‌است که شاه‌عباس صفوى براى استعمال‌کنندگان توتون کیفر سنگین تعیین کرده بوده‌است (ج 4، ص 54ـ56). متى (ص 123، 127) بر آن است که با توجه به اینکه در عصر شاه‌عباس اول صفوى از هندوستان به ایران توتون وارد مى‌کردند این احتمال تقویت مى‌شود که ایرانیان بیشتر از طریق هندیان با مصرف دخانیات آشنا شده‌باشند و ازاین‌روى، تاریخ نیمة نخست قرن دهم براى ورود دخانیات به ایران، توجیه‌پذیر خواهدبود. بااین‌حال شواهد مختلف نشان مى‌دهد که در همان دورة شاه‌عباس اول، مصرف‌کنندگان دخانیات در نواحى شمال‌غربى ایران، توتونهاى وارداتى از عثمانى را به‌کار مى‌برده‌اند (← اولئاریوس ،ص 261؛ فلسفى، ج 2، ص660؛ متى، ص 119). ظاهراً تنباکوى انگلیسى هم در دورة صفوى در ایران شناخته شده‌بود و مصرف مى‌شد (← اولئاریوس، ص240؛ شاردن، ج 3، ص 302). به‌این‌ترتیب ایران در عصر صفوى از هر سه بازار هند، عثمانى و اروپا هم‌زمان توتون وارد مى‌کرده‌است (← متى، ص 127ـ 128)، ولى بلافاصله پس از آنکه کشت توتون در ایران در قرن یازدهم/ هفدهم آغاز گردید، محصول مرغوب ایرانى هم به هند و هم به عثمانى صادر مى‌شد (← شاردن، ج 3، ص 302ـ303، ج 4، ص 165ـ166؛ باستانى پاریزى، ص 116، 128؛ فلسفى، ج 2، ص 658). در ادوار بعد نیز ایران همچنان به‌عنوان تولیدکننده و صادرکنندة توتون، جایگاه ممتازى در تجارت بین‌المللى دخانیات داشته‌است (← بدیعى، ج 3، ص 194، 406 و پانویس، ص 407؛ متى، ص 223ـ230). از 1316ش نیز که شرکت دخانیات ایران تولید انحصارى محصولات دخانى ایران را در اختیار گرفت، تولید و فروش داخلى و صادرات این محصولات و نیز واردات انواع خارجى آنها همچنان از مهم‌ترین فعالیتهاى تجارى ایران محسوب مى‌شود (← کشت و صنعت توتون در ایران، ص 77ـ263؛ بدیعى، ج 3، ص 406ـ407).مصرف دخانیات، عمدتاً به‌صورت کشیدن چپق و قلیان و از قرن سیزدهم/نوزدهم، کشیدن سیگار، در سراسر سرزمینهاى اسلامى رایج و جزئى از زندگى روزانة مردان و زنان بوده‌است (← چپق*؛ قلیان*). تاورنیه (ص 638ـ639)، دربارة نخستین دهه‌هاى ورود توتون به ایران در نیمة قرن یازدهم از اعتیاد شدید مردان و زنان ایرانى به مصرف دخانیات سخن گفته‌است. در افغانستان، آسیاى میانه و سرزمینهاى عربى نیز وضع به‌همین صورت بوده‌است و مردان و زنان، چندین نوبت در روز، در خانه‌ها، مهمانیها، شب‌نشینیها و مجالس و مراسم از جمله در روضه‌خوانیها و حتى در مساجد و از همه بیشتر در قهوه‌خانه*ها، انواع دخانیات را مصرف مى‌کرده‌اند و مخالفتهاى گاه و بى‌گاه شرعى یا سیاسى با دخانیات، عملاً کارگر نمى‌افتاده‌است (← اولئاریوس، همانجا؛ الفینستون، ج 1، ص 306ـ307، ج 2، ص 123؛ لین ، ص 148، 150، 342، 345؛ کسروى، ص 14ـ25؛ فلسفى، ج 2، ص 658ـ664؛ حجیه، ص 84 ـ86؛ متى، ص 127ـ 143، 222ـ235؛ طباطبائىاردکانى، ص 509).سیگار در قرن سیزدهم/ نوزدهم به جهان اسلام وارد شد و هرچند اوایل چندان مورد استقبال طبقات بالاتر قرار نگرفت، قیمت ارزان‌تر و ساده‌بودن استفاده از آن، موجب رواج آن در میان افراد طبقات پایین‌تر شد و سپس جوانان و متجددان به آن روى آوردند؛ به‌طورى‌که سیگار درحال‌حاضر رایج‌ترین مادّة دخانى مصرفى در میان همة طبقات اجتماعى محسوب مى‌شود. برخلاف دهه‌هاى اخیر که سیگارهاى بسته‌بندى‌شده کارخانه‌اى در همه جا رایج است، در گذشته افراد خود سیگارشان را مى‌پیچیدند؛ توتون و کاغذ را از بازار مى‌خریدند و هر بار به اندازة دلخواه ــ گاه کوچک‌تر از اندازة معمولى و گاه دو برابر آن ــ توتون را لاى کاغذ مى‌ریختند و کاغذ را لوله مى‌کردند؛ این سیگارها و نیز سیگارهاى کارخانه‌اى ابتدا فیلتر نداشتند و ازاین‌رو برخى آنها را با مُشتوک (لوله‌اى مقوایى) یا با چوب سیگار مى‌کشیدند (← مقدمگل‌محمدى، ج 1، ص 469ـ471؛ محمد عبدالهادى جمال، ص 332ـ334؛ طباطبائى اردکانى، ص 511). فقرا هم که قدرت خرید سیگار را نداشتند از ته‌ماندة سیگارهاى مستعمل استفاده مى‌کردند، زیرا کشیدن سیگارهاى بى‌فیلتر تا آخر مقدور نبود و افراد براى پرهیز از سوختن لبها و دستها، ته سیگار را دور مى‌انداختند (← شهرى‌باف، 1381ش، ج 4، ص460).رواج یافتن سیگار، به‌تدریج مشاغل مرتبط با دخانیات را نیز تحتتأثیر قرار داد؛ غیر از اشتغال‌یافتن شمار بیشترى از مردم به کشت و تولید و فراورى توتون سیگار، در مقایسه با تولیدکنندگان توتون چپق و تنباکوى قلیان و سازندگان چپق و قلیان و اجزاى آن مثل نى‌پیچ‌سازان قلیان، تنباکوفروشان، توتون‌کوبان/ توتون‌چیان و زغال‌فروشان (← تحویلدار، ص 109، 115، 120؛ نجمى، ص 132؛ شهرى‌باف، 1367ـ 1368ش، ج 3، ص 386ـ393؛ همو، 1381ش، ج 1، ص 433ـ 445؛ طباطبائىاردکانى، ص 512ـ513؛ حجیه، ص 85)، سیگارپیچى و سیگارفروشى نیز به‌صورت یکى از مشاغل اصلى مردم و به‌ویژه جوانان درآمد و در کنار آن، ساخت چوب سیگار، قوطى سیگار، زیرسیگارى و کبریت و فندک، علاوه بر ایجاد اشتغال در سطح تجارى (← شهرى‌باف، 1367ـ1368ش، ج 3، ص 366ـ475؛ همو، 1381ش، ج 1، ص 447ـ453)، بسترِ برخى فعالیتهاى هنرى هم گردید؛ همچنان که ساخت و تهیة چپق و قلیان نیز در گذشته ابعاد هنرى درخور توجهى کسب کرده‌بود (← سمسار، ص 14ـ25).نیز ← تحریم تنباکو*؛ چپق*؛ قلیان*؛ قهوه‌خانه*منابع : محمدابراهیم باستانىپاریزى، سیاست و اقتصاد عصر صفوى، تهران 1367ش؛ ربیع بدیعى، جغرافیاى مفصل ایران، تهران 1362ش؛ ژان باتیست تاورنیه، سفرنامة تاورنیه، ترجمة ابوتراب نورى، چاپ حمید شیرانى، تهران 1363ش؛ حسین‌بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیاى اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1342ش؛ نعمت‌اللّه‌بن عبداللّه جزایرى، الانوار النعمانیة، بیروت 1404/1984؛ عزیز جاسم حجیه، بغدادیات: تصویر للحیاة الاجتماعیة و العادات البغدادیة خلال مائة عام، بغداد 1967؛ محمدحسن سمسار، «نظرى به پیدایش قلیان و چپق در ایران»، هنر و مردم، دورة جدید، ش 17 (اسفند 1342)؛ جعفر شهرى‌باف، تاریخ اجتماعى تهران در قرن سیزدهم، تهران 1367ـ1368ش؛ همو، طهران قدیم، تهران 1381ش؛ محمود طباطبائى اردکانى، فرهنگ عامة اردکان، تهران 1381ش؛ نصراللّه فلسفى، زندگانى شاه‌عباس اول، ج 2، تهران 1353ش؛ احمد کسروى، تاریخچة چُپق و غلیان، تهران 1335ش؛ کشت و صنعت توتون در ایران، تهران: شرکت دخانیات ایران، 1355ش؛ محمد عبدالهادى جمال، الحرف والمهن والانشطة التجاریة‌القدیمة فى‌الکویت، کویت 2003؛ حسین مدرسى طباطبائى، تاریخیّات: مجموعه مقالات و تحقیقات تاریخى، نیوجرسى 1387ش؛ محمد مقدم گل‌محمدى، تویسرکان، ج 1، تهران 1378ش؛ مهدى مؤیدى، «پیدایش توتون و تنباکو»، در انحصار دخانیات ایران، ]تهران[: مؤسسة انحصار دخانیات ایران، ?]1355ش[؛ ناصر نجمى، طهران عهد ناصرى، تهران 1364ش؛ مصطفى نعیما، تاریخ نعیما، ]استانبول [1281ـ1283؛ جمشید نوروزى، «تاریخ‌نگارى یک مهاجر ایرانى در سرزمین هند؛ بررسى تاریخ‌نگارى اسدبیگ قزوینى»، تاریخ‌نگرى و تاریخ‌نگارى، سال 19، دورة جدید، ش 1 (بهار 1388)؛Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient, ed L .Langlés, Paris 1811; Mountstuart Elphinstone, An account of the Kingdom of Caubul, Karachi 1972; EIr., s.v. "Čopoq, Čepoq" (by Willem Floor); Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians, London 1986; Rudi Matthee, The pursuit of pleasure: drugs and stimulants in Iranian history, 1500-1900, Princeton, N.J. 2005; Adam Olearius, The voyages and travells of the ambassadors sent by Frederick Duke of Holstein, to the great Duke of Muscovy, and the king of Persia, begun in the year M.DC.XXXIII. and finish'd in M.DC.XXXIX. containing a compleat history of Muscovy, Tartary, Persia, and other adjacent countries, Faithfully rendered into English by John Davies, London [1669].3) مباحث فقهى. با ورود توتون به کشورهاى اسلامى در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم تعابیرى ناظر به نامهاى گوناگون این مادّه، نظیر تُتُن، شُربُ التتن، تنباکو (نوعى توتون)، تُنباک، شُربُ التنباک، تَبغ/ طبغ، شُرب‌التبغ، دُخان، شُربُ الدخان، استعمال‌الدخان، قلیان/ غلیان، چپق، پیپ شَطَب، سِبیل و سیگار، و نیز ابزارهاى کاربرد آن، به‌آثار فقهى راه یافت (← قاسمى، ص 87 ؛ مکّى مالکى، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ج 4، ص 436). از ابتداى ورود این مادّه به بلاد اسلامى حکم استعمال آن، به‌عنوان یک مسئلة فقهى مستحدث، مورد توجه قرار گرفت. استفتائات متعدد از فقها (← کتّانى، ص 147، 226) و نگارش آثار مستقلِ بسیار دربارة این مسئله (← ادامة مقاله) بیانگر آن است که حکم شرعى مواد دخانى، به‌ویژه در سده‌هاى یازدهم و دوازدهم، به‌صورت جدّى براى متشرعان مطرح بوده‌است.در قرآن کریم و منابع حدیثى شیعه و اهل سنّت از احکام توتون سخن نرفته‌است. زیرا استعمال این گیاه در عهد پیامبر اکرم و امامان علیهم‌السلام رواج نداشته و درنتیجه مورد پرسش نبوده‌است (← بخش 2). دربارة حکم اولیة استعمال دخانیات در مذاهب مختلف فقهى، دو دیدگاه اصلى وجود دارد: حرمت و حلیّت؛ هرچند برخى نیز آن را مکروه دانسته‌اند (← ادامة مقاله). گاه نیز به‌سبب مسائل سیاسى ـ اجتماعى حکم ثانویه بر این مواد مترتب شده‌است؛ مانند فتواى مشهور محمدحسن شیرازى (مرجع تقلید امامى، متوفى 1312) دربارة تحریم هرگونه استعمال توتون و تنباکو در عهد ناصرالدین‌شاه.آراى مذکور در میان علماى هریک از مذاهب چهارگانه اهل سنّت پیروانى دارد و نمى‌توان به یک مذهب صرفاً یک نظر را نسبت داد (← همان، ص 194ـ236؛ الموسوعة‌الفقهیة، ج10،ص 101ـ102، 104ـ105، 107). در میان عالمان امامى، اخباریان بر پایة مبناى خود در شبهات تحریمىِ فاقد نص، قائل به وجوب احتیاط شده و استعمال توتون و تنباکو را جایز ندانسته‌اند. در مقابل، اصولیان حکم به حلیّت آن داده‌اند؛ تا آنجا که مدتها حرمت استفاده از دخانیات نماد تفکر اخبارى و جواز آن مشخصه بارز اندیشه اصولى به‌شمار مى‌رفت و مناظرات زیادى در این باب میان آنان صورت گرفت (← جزایرى، 1408، ج 1، مقدمة موسوى جزائرى، ص 41؛ سبحانى، 1384ش، ص 422). نعمت‌اللّه جزایرى* (فقیه و محدّث امامى، متوفى 1112) ضمن نام بردن از برخى علماى قائل به حرمت توتون و تنباکو، دیدگاه خود و قول مشهور علماى شیعه را در روزگار خود حلیّت دانسته‌است (← 1404، ج 4، ص 55ـ60). به گزارش حسین نورى (متوفى 1320؛ ص 104) محمدباقر مجلسى نیز به حلیّت استعمال دخانیات قائل بود.عالمان امامى دربارة حلال‌بودن استعمال دخانیات رساله‌هاى فراوانى نوشته‌اند، شمارى از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: رسالةٌ فى تحلیل‌التّتن و القهوة از سلیمان شاخورى (متوفى 1101)؛ اقامة‌البرهان على حلیة‌القهوة و القلیان اثر على رضوى لکهنوى؛ و فصلُ الخطاب از على‌محمد لکهنوى (متوفى 1312) که در آن به نقد ادلّه فقهاى اخبارى بر حرمت پرداخته‌است. این رساله اخیر چاپ و به فارسى نیز ترجمه شده‌است (← آقابزرگ طهرانى، ج 2، ص 263، ج 11، ص140، ج 16، ص 229؛ نیز ← افندى‌اصفهانى، ج 3، ص 207ـ210؛ آقابزرگ طهرانى، ج 22، ص 311؛ براى نمونه‌اى از اشعار فقهاى امامى دربارة حلّیت دخانیات ← امین، ج 6، ص 167، ج 9، ص 285، ج 10، ص 219). علماى اهل سنّت هم رسائلى در این باب نگاشته‌اند، از جمله: اللَّمَغ فى حکم شرب‌الطبغ احمدبابا تُنبُکتى*، غایةُالبیان لِحِلِّ شُرب ما لایُغَیِّبُ العقلَ من الدُّخان نورالدین على اَجهورى (متوفى 1066)، هر دو از فقهاى مالکى، و الصلح بین‌الاِخوان فى حکم اباحة‌الدخان عبدالغنى نابلسى*، فقیه و صوفى حنفى (← حاجى‌خلیفه، ج 2، ستون 1190ـ 1191؛ بغدادى، ج 1، ستون 376، ج 2، ستون70؛ کتّانى، ص 169ـ 171).فقهاى امامى آثار متعددى نیز دربارة حرمت استعمال دخانیات نگاشته‌اند (← آقابزرگ طهرانى، ج 2، ص 214، ج 4، ص 437، ج 11، ص 173ـ174، ج 16، ص 59ـ60). از جمله آنها، اثرى از على‌نقى کمره‌اى (متوفى 1060 ← نقى کمره‌اى*) است که جزایرى (1404، ج 4، ص 55) به نقل از پسر او، آن را کتابى مفصّل دانسته‌است. افندى‌اصفهانى (ج 4، ص 273ـ276) نیز ضمن ارائه گزارشى از این اثر، استدلالهاى کمره‌اى را براى اثبات حرمت دخانیات مناقشه‌پذیر شمرده‌است. همچنین حرّعاملى با تلخیص رسالة کمره‌اى و افزودن مطالبى بر آن رساله‌اى در این‌باره پرداخته و آن را در الفوائدالطوسیة (فائده 51) درج کرده‌است (← ص 224ـ230). از نکات جالب توجه در این رساله، پرسش شاه‌سلیمان صفوى از حرّعاملى است که از او سبب استعمال نکردن توتون و نوشیدن قهوه را پرسید و حرّعاملى در پاسخ به رجحان توقف و احتیاط در مسائلى که نصّ شرعى ندارند و شبهه تحریم دربارة آنها وجود دارد، اشاره کرد (← ص230).فقهاى اهل سنّت هم آثار متعددى دربارة حرمت دخانیات تألیف کرده‌اند، از جمله: نصیحة‌الاِخوان فى اجتناب‌الدخان ابراهیم لُقانى (فقیه مالکى، متوفى 1041)، غایة‌الکشف و البیان فى تحریم شرب‌الدخان سلیمان فلّانى، اِعلام‌الاِخوان بتحریم الدخان و تنبیه ذوى‌الادراک بحرمة تناول‌التنباک هر دو اثر ابن‌عَلّان (فقیه شافعى مکى، متوفى 1057)، نسیم‌البستان فى تحریم‌القهوة و الدخان على میلى‌جمالى تونسى (فقیه مالکى، متوفى 1248)، تحقیق البرهان فى شأن‌الدخان الذى یشربه الناس الآن اثر مَرعى‌بن یوسف کرمى (فقیه حنبلى، متوفى 1303)، ترویح‌الجنان بتشریح حکم شرب‌الدخان عبدالحى لکنوى (فقیه حنفى، متوفى 1304) و تُحفة‌النُسّاک فى شُرب‌التُنباک عبدالرحمان اَهدَل (فقیه شافعى یمنى، متوفى 1250؛ حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 486، ج 2، ستون 1957؛ بغدادى، ج 1، ستون100، 247، 262، 264، 284، ج 2، ستون 140؛ کتّانى، ص 147ـ159؛ نیز ← اهدل*، خاندان). نسخ خطى تعدادى از منابع مذکور اهل سنّت (هم دربارة حلّیت و هم دربارة حرمت استعمال دخانیت) در کتابخانة سلطنتى برلین موجود است (← آلوارت، ج 5، ص 51ـ54؛ نیز براى برخى تک‌نگاریها دربارة دخانیات از منظر فقهى ← مدرسى طباطبائى، ص190ـ197).فقهایى که استعمال دخانیات را حرام دانسته‌اند به دلایل متعددى استناد کرده‌اند، از جمله اینکه دخانیات از مصادیق خبائث و مطابق نص قرآن (اعراف: 157) حرام است؛ هزینه استفاده از مواد دخانى، خرج کردن مال در امور بى‌ثمر است و از بارزترین مصادیق اسراف به‌شمار مى‌رود؛ توتون از بلاد غیرمسلمان به سرزمینهاى اسلامى وارد شده و کاربرد آن تقلید از روش کفار و تشبه به آنهاست و افزون بر آن، هزینه‌اى که مسلمانان براى آن مى‌پردازند مصداق یارى رساندن به کفار است و موجب تقویت آنان مى‌شود. دیگر ادله و شواهد اقامه‌شده بر حرمت دخانیات عبارت‌اند از: مصداق لهو و لعب‌بودن آن، داشتن بوى زننده و تشابه آن به خَمر، ازآن‌رو که هر دو به عقل آسیب مى‌رسانند و موجب سستى و خمارى مى‌شوند (براى تفاصیل ادله ← حرّعاملى، ص 224ـ230؛ جزایرى، 1404،ج 4، ص 55ـ56؛ الموسوعة‌الفقهیة، ج10، ص 101ـ104؛ نیز ← کتّانى، ص 23ـ130).فقهاى پیشین براى اقامة دلیل و برهان بر حرمت دخانیات کمتر به زیانهاى جسمانى ناشى از استعمال دخانیات و قاعدة لاضرر استناد کرده‌اند (براى نمونه ← حرّعاملى، ص 224) و غالباً فقط از تأثیر سوء آن بر برخى مزاجها و ناسازگارى آن با طبایع اشخاص سخن گفته‌اند (← افندى‌اصفهانى، ج 3، ص 207ـ212؛ کتّانى، ص 111ـ112؛ مکّى مالکى، ج 1، ص 377). اما در منابع متأخر فقهى، زیانهاى متعدد این مواد، از منظر علم پزشکى، به جدّ مورد توجه قرار گرفته‌است و برخى فقها بر مبناى آیات قرآن (مثلاً بقره: 195)، قواعد عام از جمله قاعدة لاضرر و نیز احادیث دالّ بر حرمت خوردن اشیاى مضر، بر حرام بودن استفاده از مواد دخانى تأکید کرده‌اند (براى نمونه ← قَرَضاوى، ج 1، ص 661ـ666؛ مکارم شیرازى، ج 3، ص 173ـ 174؛ نیز ← کتّانى، ص 38ـ55).شمارى از فقهاى قائل به حرمت، دربارة استعمال‌کنندگان دخانیات اقدامات سخت‌گیرانه‌اى انجام داده‌اند (مانند نپذیرفتن شهادت قضائى آنان)؛ چنان‌که برخى از حاکمان بلاد اسلامى بر مبناى فتواى این گروه از فقها، در برابر استفاده از دخانیات موضع گرفتند و کاشت و خرید و فروش توتون و تنباکو را ممنوع اعلام داشتند یا به سوزاندن این مواد مبادرت کردند (← کتّانى، ص 162ـ165، 207ـ208؛ جزایرى، 1408، ج 1، همان مقدمه، ص 102ـ103).قائلان به حلّیت استعمال دخانیات، براى اثبات ادعاى خود از قاعدة اصالة‌الاباحه سود جسته و به استدلالهاى مخالفان هم پاسخ گفته‌اند (← جزایرى، 1404، ج 4، ص 57ـ60؛ کتّانى، ص 169ـ171؛ مکّى مالکى، ج 1، ص 376ـ380؛ الموسوعة الفقهیة، ج10، ص 105ـ107). از نظر این دسته از فقها، دخانیات موضوع جدیدى‌است که در منابع دینى دلیلى بر حرمت استعمال آن وارد نشده‌است (براى نمونه ← ابن‌عابدین، ج 6، ص 459؛ انصارى، 1419، ج 2، ص 18؛ کتّانى، ص 158؛ غروى تبریزى، ص 249؛ توحیدى، ج 5، ص 303). فقهاى اصولى در آثار خود در برابر اخباریان از حکم حرمت استعمال دخانیات به‌عنوان یکى از مصادیق شبهات حکمى (یعنى احکامى که چون در شرع و متون دینى بیان نشده‌اند، محل تردیدند) که احتیاط در آن واجب نیست، بسیار استفاده مى‌کنند (براى نمونه ← انصارى، 1419، ج 1، ص 415ـ416، ج 2، ص 11، 28؛ اصفهانى، ج 2، ص 154؛ صدر، ج 1، ص 346). این گروه از فقها در پاسخ به استدلال مخالفان مبنى بر ضرر داشتن استعمال دخانیات، گفته‌اند که صِرف داشتن ضرر، براى حکم مطلق به حرمت یک چیز کافى نیست. به تعبیر دیگر، حرمت تابع صِرف وجود ضرر نیست؛ زیرا ضرر مفهومى غیرثابت و نسبى است که در اشخاص و زمانها و مکانهاى مختلف متغیر است. به‌علاوه، اگر کاربرد مواد دخانى براى کسى به‌طور خاص زیان‌آور باشد، او باید از آن اجتناب کند، ولى مزاج افراد متفاوت است و دلیلى بر وجوب اجتناب همگان از آن وجود ندارد. اگر شخصى با زیاده‌روى در مصرف دخانیات دچار بیمارى شود، این کار به‌سبب زیان‌آوربودن بر او حرام مى‌شود، ولى این حکم، عارضى دخانیات است نه ذاتىِ آن. به‌علاوه، اگر استفاده زیاد و مکرر از یک چیز براى فردى زیان‌آور و درنتیجه شرعاً حرام باشد، استفاده کم از همان چیز بر او حرام نمى‌شود و گرنه بسیارى از مباحات بر انسانها حرام مى‌شد (← ابن‌عابدین، همانجا؛ کتّانى، ص 169ـ170؛ مکّى مالکى، ج 1، ص 377ـ 378؛ توحیدى، ج 1، ص 77ـ78).گفتنى است در اوج مناظرات و مباحثات فقهى دربارة حکم مصرف دخانیات، گاه به مستندات غریبى هم استناد شده‌است؛ مثلاً خوابهایى که در آنها پیامبر اکرم، امامان یا بزرگان دین از مصرف مواد دخانى نهى یا آن را تجویز کرده‌اند. ظاهراً در برهه‌هایى این قبیل استدلالها بسیار رایج بوده‌است (← جزایرى، 1404، ج 4، ص 54؛ کتّانى، ص 237ـ242؛ آقابزرگ طهرانى، ج 11، ص 173). در برخى بلاد اسلامى نیز احادیثى جعلى دربارة نکوهش دخانیات و مصرف‌کنندگان آن رواج یافته‌بود (← کتّانى، ص 259ـ261).برخى فقهاى اهل سنّت با استناد به دلایلى از جمله یقین‌آور نبودن ادله تحریم دخانیات و نیز اینکه استفاده از این مواد فرد را از رسیدن به کمالات روحى بازمى‌دارد، آن را مکروه شمرده‌اند (← ابن‌عابدین، همانجا؛ قرضاوى، ج 1، ص 658؛ الموسوعة الفقهیة، ج10، ص 107) و شمارى دیگر در بیان حکم آن توقف کرده‌اند (← قرضاوى، ج 1، ص 656؛ قاسمى، ص 115).در منابع فقهى متقدم‌تر، به‌ویژه در فقه اهل سنّت، حکم نوشیدن قهوه نیز در کنار مواد دخانى مورد توجه بوده (← حرّعاملى، ص 227ـ229؛ افندى اصفهانى، ج 3، ص210؛ ابن‌عابدین، ج 6، ص 461؛ قاسمى، ص 53ـ62؛ مکّى مالکى، ج 1، ص380ـ381) و در عناوین برخى رساله‌ها نام قهوه در کنار دخانیات ذکر شده‌است (براى نمونه ← کتّانى، ص 151؛ آقابزرگ طهرانى، ج 2، ص 263، ج 11، ص140؛ براى مشاعره‌اى فقهى دربارة قهوه ← امین، ج 4، ص 174). این مسئله شاید به‌سبب هم‌زمانى تقریبى ورود قهوه و توتون به کشورهاى اسلامى یا تشابه آن دو از جهاتى مانند ایجاد نوعى اعتیاد در صورت مصرف مستمر آنها بوده‌است.برخى فقهاى معاصر امامى، ضمن توصیه به ترک دخانیات، حکم به حرمت شرعى آن نداده‌اند (← امام خمینى، ج 2، ص 35ـ38؛ جواد تبریزى، ج 1، ص 498، ج 2، ص 464)؛ اما بعضى آن را مطلقاً حرام شمرده‌اند (← سبحانى، 1429، ص 494؛ مکارم شیرازى، ج 3، ص 173ـ174). به نظر گروهى دیگر، حکم استعمال دخانیات، بسته به مراتب ضررى که بر آن مترتب مى‌شود، متفاوت است و این کار تنها درصورتى‌که براى فرد ضرر بسیار داشته‌باشد، حرام به‌شمار مى‌رود (← خویى، قسم 2، ص 423؛ منتظرى، ج 2، ص 486، ج 3، ص 504؛ سیستانى، ص110، 127، 197؛ خامنه‌اى، ج 2، ص 111). به تصریح برخى دیگر از فقها (← خویى، قسم 1، ص 432؛ جواد تبریزى، ج 2، ص 464) زیانهاى مطرح‌شده در علم پزشکى براى دخانیات، موجب حرمت شرعى مصرف آن براى همگان نمى‌شود. بااین‌همه، فقها، حتى قائلان به حلّیت، بر لازم‌الاتباع بودن محدودیتهاى ایجادشده از جانب حاکم اسلامى در زمینة استعمال یا تجارت مواد دخانى تأکید کرده‌اند (براى نمونه ← امام خمینى، ج 2، ص 57؛ گلپایگانى، ج 1، ص 563ـ564؛ جواد تبریزى، ج 2، ص 244ـ245).گاهى فقها به‌استناد زیانى که مصرف دخانیات براى اشخاص دیگر که مصرف‌کننده آن نیستند، در بردارد، آن را حرام شمرده‌اند؛ مانند آنکه جنین از سیگار کشیدن مادر زیان ببیند یا آنکه تدخین در مکانى صورت گیرد که دیگران از استنشاق دود و بو و مضرات آن در امان نباشند، از جمله در مکانهاى عمومى. مستند فقهى این آرا نیز قاعدة لاضرر است (براى نمونه ← محمدزمان تبریزى، ص 50؛ خویى، قسم1، ص 434؛ خامنه‌اى، ج 2، ص 109).برخى منابع فقهى به احکامى دیگر دربارة مواد دخانى پرداخته‌اند، از جمله: حکم سجده بر برگ توتون (باتوجه به این نکته که استعمال توتون به‌معناى خوردن آن نیست تا سجده بر آن مصداق سجده بر خوردنیها و نادرست باشد)، حکم استعمال دخانیات در مساجد و مجامع دینى، حکم کاشت و خریدوفروش توتون و تنباکو و حکم بازداشتن همسر از استعمال دخانیات (← حکیم، ج5، ص500؛ الموسوعة الفقهیة، ج10، ص108ـ113).از مهم‌ترین احکام فقهى دخانیات، حکم استعمال آن در هنگام روزه‌دارى است. برخى فقهاى امامى مصرف مواد دخانى را موجب بطلان روزه دانسته‌اند. ازجمله مستنداتِ آنهاست : فَحواى ادله دالّ بر مفطر بودنِ رساندن غبار غلیظ به حلق و الحاق دود به آن؛ کاربرد واژة شُرب براى استعمال دخانیات در عرف عرب‌زبانان در این روزگار؛ سیرة مسلمانان و ارتکاز متشرعان به مفطر بودن استعمالِ دخانیات (← نراقى، ج10، ص230؛ نجفى، ج16، ص235ـ236؛ آملى، ج8 ، ص35). شیخ‌جعفر کاشف‌الغطاء (ج 4، ص 32) در این ‌باره قائل به تفصیل شده و دخانیات را تنها براى کسانى مفطر دانسته‌است که وابستگى شدیدى بدان دارند؛ به‌گونه‌اى که تناول این مواد موجب نشاط و تقویت مزاج آنان مى‌گردد و براى آنها در حکم قُوت و خوراک است (براى نقد این رأى ← رازى اصفهانى، ص 79). فقهاى امامى در اثبات مفطر بودن دخانیات رساله‌هاى مستقلى نگاشته‌اند (← آقابزرگ طهرانى، ج 11، ص 152ـ153، ج 18، ص 22).گروه دیگرى از فقیهان امامى به مفطر نبودن استعمال دخانیات فتوا داده‌اند و با تأکید بر تفاوت ماهوى غبار و دخان، مصرف دخانیات را مصداق خوردن و آشامیدن ندانسته‌اند. به نظر آنان کاربرد واژة شُرب براى دخانیات در زبان عربى معاصر، ناظر بر چگونگى استعمال توتون و تنباکو پیش از پدید آمدن ابزار مخصوص آن است و اطلاق آن حقیقى نیست. بااین‌همه، این گروه بر رعایت احتیاط و اجتناب از دخانیات در هنگام روزه‌دارى تأکید کرده‌اند (← رازى اصفهانى، ص 77ـ81؛ انصارى، 1426، ص 49ـ50؛ حکیم، ج 8 ، ص 261ـ262؛مصطفى خمینى، ص 289ـ290، 387ـ389).دیدگاه دیگر دراین‌باره آن است که در صورت اعتیاد و وابستگى شدید به دخانیات، استعمال آن در هنگام روزه‌دارى جایز است (← مصطفى خمینى، ص 389). اما غالب فقهاى معاصر امامى استعمال دخانیات را مفطر شمرده‌اند (براى نمونه ← جواد تبریزى، ج 1، ص 148؛ شبیرى زنجانى، ص 334ـ 335؛ مکارم شیرازى، ج 2، ص 149؛ سبحانى، 1429، ص317) و به تصریح برخى دیگر از فقها، وابستگى شدید نیز مجوز استعمال دخانیات هنگام روزه‌دارى نیست، حتى اگر تبعات ترک آن براى شخص معتاد مشکل‌آفرین باشد (← گلپایگانى، ج 1، ص 284؛ جواد تبریزى، ج 1، ص 139؛ خامنه‌اى، ج 1، ص 228ـ 229).افتاء به حلّیت استعمال دخانیات در حال روزه‌دارى (مفطر روزه نبودنِ آن)، در عهد صفوى نیز مطرح بود و در عین حال گاهى واکنشهایى را در پى داشت؛ ازاین‌رو محمدتقى مجلسى که استعمال دخانیات را مبطل روزه نمى‌دانست و در روزة مستحبى خود این کار را انجام مى‌داد، در روزة واجب از آن اجتناب مى‌کرد (← جزایرى، 1404، ج 4، ص 55؛ آقابزرگ طهرانى، ج 18، ص 22؛ رازى اصفهانى، مقدمة هادى‌زاده، ص 73). آثار مستقلى هم در موافقت با این رأى فقهى نگاشته شد، از جمله: رساله‌اى فارسى از محمدتقى رازى نجفى اصفهانى (عالم مشهور امامى صاحب هدایة‌المسترشدین ← آقابزرگ طهرانى، ج 15، ص 238؛ نیز ← اصفهانى*، خاندان) که با عنوان شرب‌القلیان فى شهر رمضان چاپ شده‌است (← میراث حوزة اصفهان، دفتر4، اصفهان 1386ش، ص 71ـ81)؛کشف‌الاوهام فى حلّیة شرب‌القلیان فى شهرالصیام از محمدتقى نورى‌طبرسى (← آقابزرگ طهرانى، ج 18، ص 22)؛ و المتن المتین از تاج‌العلماء على‌محمد لکهنوى (متوفى 1311)؛ او پس از اینکه نقدى بر المتن نوشته شد، در رساله‌اى دیگر به اشکالات ناقد پاسخ گفته‌است (← همان، ج 4، ص 221، ج14، ص 54، ج 19، ص 71ـ72؛ نیز براى آثار دیگر ← همان، ج 8 ، ص 50، 90، ج 11، ص 152ـ153).فقهاى اهل سنّت بر مفطر بودن استعمال دخانیات اتفاق‌نظر دارند؛ تا آنجا که استنشاق عمدى دود مواد دخانى را نیز مبطل روزه دانسته‌اند. برخى از آنها مصرف عمدىِ دخانیات را مشمول کفارة روزه هم شمرده‌اند (← الموسوعة‌الفقهیة، ج 10، ص 111ـ 112).منابع : آقابزرگ طهرانى؛ محمدتقى آملى، مصباح‌الهدى فى شرح العروة‌الوثقى، تهران 1380؛ ابن‌عابدین، حاشیة ردّ المحتار على الدّر المختار: شرح تنویرالابصار، چاپ افست بیروت 1399/ 1979؛ محمدحسین اصفهانى، نهایة الدرایة فى شرح الکفایة، ج 2، چاپ رمضان قلى‌زاده مازندرانى، قم 1375ش؛ عبداللّه‌بن عیسى افندى‌اصفهانى، ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلاء، چاپ احمد حسینى، قم 1401ـ؛ امام‌خمینى، استفتاآت، قم 1380ش؛ امین؛ مرتضى‌بن محمدامین انصارى، فرائدالاصول، قم 1419؛ همو، کتاب‌الصوم، قم 1426؛ اسماعیل بغدادى، ایضاح‌المکنون، ج 1ـ2، در حاجى‌خلیفه، ج 3ـ4؛ جواد تبریزى، استفتاءات جدید، قم ]بى‌تا.[؛ محمدزمان بن کلبعلى تبریزى، فرائدالفوائد: در احوال مدارس و مساجد، چاپ رسول جعفریان، تهران 1373ش؛ محمدعلى توحیدى، مصباح‌الفقاهة، تقریرات درس آیت‌اللّه ابوالقاسم خویى، قم 1377ش؛ نعمت‌اللّه‌بن عبداللّه جزایرى، الانوارالنعمانیة، بیروت 1404/1984؛ همو، کشف الاسرار فى شرح‌الاستبصار، چاپ طیب موسوى جزائرى، قم 1408ـ ؛ حاجى‌خلیفه؛ محمدبن حسن حرّعاملى، الفوائدالطوسیة، چاپ مهدى لاجوردى حسینى و محمد درودى، قم 1403؛ محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقى، چاپ افست قم 1404؛ على خامنه‌اى، اجوبة الاستفتاءات، ج 1، کویت 1415/1995، ج 2، بیروت 1420/ 1999؛ مصطفى خمینى، کتاب‌الصوم، تهران 1376ش؛ ابوالقاسم خویى، صراة النجاة فى اجوبة الاستفتاءات، مع تعلیقات لجواد تبریزى، قم 1416ـ 1423؛ محمدتقى‌بن عبدالرحیم رازى‌اصفهانى، رساله شرب القلیان فى شهر رمضان، چاپ مجید هادى‌زاده، در میراث حوزه اصفهان، دفتر4، به‌اهتمام محمدجواد نورمحمدى، اصفهان: مرکز تحقیقات رایانه‌اى حوزة علمیة اصفهان، 1386ش؛ جعفر سبحانى، تاریخ‌الفقه الاسلامى و ادواره، قم 1384ش؛ همو، رساله توضیح‌المسائل، قم 1429؛ على سیستانى، استفتاءات المرجع الدینى الأعلى السید السیستانى مدظله، قم 2000؛ موسى شبیرى زنجانى، رساله توضیح‌المسائل، قم 1430؛ محمدباقر صدر، دروس فى علم‌الاصول، بیروت 1406/1986؛ على غروى‌تبریزى، التنقیح فى شرح العروة‌الوثقى: کتاب الاجتهاد و التقلید، تقریرات درس آیت‌اللّه ابوالقاسم خویى، قم 1410؛ محمدجمال‌الدین قاسمى، رسالة فى‌الشاى و القهوة و الدخان، بیروت 1429/ 2009؛ یوسف قرضاوى، من هدى‌الاسلام: فتاوى معاصرة، ج 1، کویت 1420/2000؛ جعفربن خضر کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم 1380ش؛ محمدبن جعفر کتّانى، حکم‌التدخین عندالائمة الاربعة و غیرهم، دمشق 1411/1990؛ محمدرضا گلپایگانى، مجمع‌المسائل، ج 1، قم ?] 1409[؛ حسین مدرسى‌طباطبائى، تاریخیّات: مجموعه مقالات و تحقیقات تاریخى، نیوجرسى 2009/1387ش؛ ناصر مکارم‌شیرازى، استفتائات جدید، گردآورى ابوالقاسم علیان‌نژادى، قم 1385ش؛ محمدعلى‌بن حسین مکّى مالکى، تهذیب‌الفروق و القواعد السنیة فى الاسرار الفقهیة، در احمدبن ادریس قرافى، الفروق، أو، أنوارالبروق فى أنواء الفروق، بیروت 1418/1998؛ حسینعلى منتظرى، رساله استفتاءات، قم ]بى‌تا.[؛ الموسوعة‌الفقهیة، ج10، کویت: وزارة‌الاوقاف و الشئون الاسلامیة، 1407/ 1986؛ محمدحسن‌بن باقر نجفى، جواهرالکلام فى شرح شرائع الاسلام، ج 16، چاپ عباس قوچانى، بیروت 1981؛ احمدبن محمدمهدى نراقى، مستندالشیعة فى احکام‌الشریعة، ج10، قم 1417؛ حسین‌بن محمدتقى نورى، الفیض‌القدسى فى ترجمة العلامة‌المجلسى، در مجلسى، ج102؛W. Ahlwardt, Verzeichniss der arabischen Handschriften der Königlichen Bibliothek zu Berlin, Berlin 1887-1899.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

شمامه محمدی ف

پرویز فتح اللّه پور و گروه تاریخ اجتماع

سعید عدالت نژاد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده