داویه
معرف
از فرقه‌هاى کاتولیک با روحیة جنگاورى
متن
داویه، از فرقه‌هاى کاتولیک با روحیة جنگاورى. این فرقه در جنگهاى صلیبى* و پس از آن تا قرن سیزدهم، از نظر نظامى، اجتماعى، اقتصادى و اعتقادى تأثیرگذار بوده و احتمالاً تا دورة معاصر نیز به‌گونه‌اى متفاوت حیاتش ادامه ‌یافته‌است.داویه (در عربى: منسوب به معبد (هیکل) سلیمان در قدس) در منابع کهن عربى به‌صورت دیویّه، بیت‌الدیویّه و الاخوة‌الدیویّه نیز ذکر شده‌است (← یاقوت حموى، ذیل «الحصن»؛ ابن‌عبدالظاهر، ص20ـ22، 34ـ35؛ ابن‌واصل، ج 3، ص 330؛ قلقشندى، ج 6، ص 503، ج 14، ص 51ـ52). ادریسى (متوفى 560)، از معاصران داویه، آنان را خادمان خدا معرفى کرده (ج 1، ص360) و یاقوت حموى (همانجا) آنها را فرنگیانى دانسته‌است که راهب بودند و خود را وقف جنگیدن با مسلمانان کرده‌بودند.این فرقه را در سنّت مسیحى ـ غربى با نامهاى مختلفى همچون سربازان مسیح ، برادران یا سربازان تهیدست، یاور مسیح معبد سلیمان ، و شوالیه‌ها یا شهسواران پرستشگاه خوانده‌اند (ویلیام صورى، ج 2، ص 346؛ ماستناک ، ص 234ـ235، 239؛ >دایرة‌المعارف جدید کاتولیک< ، ذیل"Templars").در 512/1118 سالها بعد از اولین جنگ صلیبى و اشغال بیت‌المقدس، نُه تن از شوالیه‌هاى فرانسوى ناحیة بورگونى ، به‌رهبرى هوگ‌پاین/ پایینى و گودفرى سن‌تومر/ سنت‌امرى (که از 508/1114 در بیت‌المقدس به سر مى‌بردند) داویه را بنیان نهادند (استامبولى ، ص 77؛ هشام بطل، ص 18ـ 19؛مطوى، ص 96؛ محمد عبداللّه عنان، ص 59ـ60). این نه تن سوگند خوردند براساس اصول رهبانیت زندگى کنند. آنان تهیدستى، پاکدامنى و فرمان‌بردارى را شعار خود قرار دادند و با اعلام محافظت از زائران مسیحى از یافا و جنگ با مسلمانان، با حمایت بودئن دوم، پادشاه بیت‌المقدس (ﺣک : 512ـ525/1118ـ 1131) که بخشى از کاخ خود در نزدیکى خرابه‌هاى معبد سلیمان را به این گروه اختصاص داد، و تأیید پاپ هونوریوس دوم ، فعالیت خود را آغاز کردند (ویلیام صورى، ج 2، ص 345؛ میخائیل سریانى، ج 3، ص 169ـ171؛ لوترل ،ص 80؛ قس تاریخ اوکسفورد للحروب الصلیبیة، ص 275). در 521/ 1127 یا 522/ 1128، با حمایت جدّى سن برنار کلروویى (از شخصیتهاى دینى بانفوذ اروپا و از راهبان فرقة سیسترسیانها ) و تشکیل شوراى معروف تروا ،داویه را پاپ و سران اروپا به رسمیت شناختند و آیین‌نامه‌اى براى آنها تدوین کردند که تمام شئون زندگى این گروه از خوردن و خوابیدن و مناسک دینى و غیره را دربرمى‌گرفت و تخلف از آن مجازاتهاى سختى برایشان در پى داشت (ویلیام صورى، ج 2، ص 345، ج 3، ص 68ـ69؛ میخائیل سریانى، ج 3، ص 171؛ رانسیمان، ج 2، ص 179). ازجمله بندهاى این آیین‌نامه ممنوعیت هرگونه مالکیت شخصى، ازدواج، شکار پرنده، پرهیز از استحمام زیاد و اطاعت محض از مافوق بود (میخائیل سریانى، ج 3، ص 170؛ یاقوت حموى، همانجا؛ زابوروف، ص 162ـ163؛ یاسپرت ، ص 155).پس از تأیید شوراى تروا و اعطاى امتیازات خاصى چون معافیتهاى مالیاتى، این گروه که با گذشت یک دهه همان نه تن عضو را داشت ، به‌سرعت مشهور شد. حمایت گستردة برنار کلروویى و ازجمله خطابه‌هایش در حمایت از این فرقه در شهرت و افزایش شمار آنها مؤثر بود. شمارى از بزرگان و اشراف اروپایى به آنها ملحق شدند و سپس با دریافت کمکهاى عمومى و عشر درآمد کلیسا و املاک و اقطاعات بسیار، داویه به یکى از بزرگ‌ترین و بانفوذترین سازمانهاى دینى ـ نظامى با ساختار و آیینهاى خاص خود بدل شد (ویلیام صورى، ج 2، ص 346؛ >دایرة‌المعارف جدید کاتولیک<، همانجا؛ حریرى، ص 58؛ میخائیل سریانى، ج 3، ص170).از حیث تشکیلات، داویه به سه دسته شوالیه‌ها یا شهسواران، معاونان یا گروهبانان و راهبان تقسیم گردید. همة آنها زیر نظر استاد اعظم (در منابع عربى: مقدم‌الداویه) خدمت مى‌کردند. مقرّ اصلى استاد اعظم تا پیش از آزادى بیت‌المقدس به دست مسلمانان، همواره در این شهر بود (ویلیام صورى، ج 3، ص 68؛ ابن‌سباط، ج 1، ص 155؛ بوئز ، ص 69ـ70؛ قس هشام بطل، ص 214ـ219). گروه شهسواران این فرقه از 540/ 1145 به‌دستور پاپ ائوگنیوس سوم، پوشش خاصى پیدا کردند که شامل یک لباس ساده با عبا یا شنل سفید با نقش صلیب سرخ و کلاه و کمربند بود. لباس راهبان هم سفید و خاکسترى بود (دورانت ، ج 4، بخش 2، ص 794؛ ویلیام صورى؛ میخائیل سریانى، همانجاها؛ حتى ، ج 2، ص 252؛ قس مایر ، ص 97؛ منصور عبدالحکیم، ص 92).پرچمى که این فرقه در جنگها حمل مى‌کردند بیوسنت/ بوسان نام داشت و به رنگ سیاه و سفید با شعارهایى چون زنده‌باد مسیح بود، که آن را نشانة ملاطفت با دوستان و سرسختى با دشمنان مى‌دانستند (رستون ، ص 37؛ حریرى،همانجا؛ استامبولى، ص 143). نظام داخلى داویه براساس انضباط بود. التزام به قوانین سخت و خشن با ماهیت دینى و نظامى که برنار براى آنها تدوین کرده‌بود، از قبیل حضور مداوم و مرتب در مراسم و آیینهاى مذهبى کلیسا، به‌جا آوردن نماز و روزه و دیگر برنامه‌هاى دینى، و مداومت در اعمال خیر در کنار قوانین و تعالیم سخت نظامى، و مجازاتهاى سختى چون طرد از گروه و پیوستن به فرقه شدیداً رهبانى سیسترسیانها براى تطهیر روح یا خلع سلاح‌شدن و جز آن، تأثیر عمده‌اى در این انتظام داشت (مَدن ، ص 94؛ رید ، ص 101ـ103؛ هشام بطل، ص 33ـ55).داویه برخلاف دیگر فرقه‌هاى نظامى، شروط بسیار سختى براى پذیرش عضو جدید داشتند. فقط افراد بالغ سالم و توانا و آشنا به فنون اولیه و سادة نظامى چون سوارکارى و حمل سلاح مى‌توانستند درخواست عضویت کنند. در موارد استثنایى، نوجوانان ده ساله یا کمى بزرگ‌تر در صورت پذیرش فقط مى‌توانستند در منازل شهسواران خدمتکار باشند. البته افراد بالغ هم در بدو ورود به مقام شهسوارى نمى‌رسیدند، بلکه ابتدا به‌عنوان پیاده‌نظام، یا معاون خدمت مى‌کردند و بعد از یک دورة تقریباً طولانى به جرگة شهسواران ملحق مى‌شدند. عضو جدید باید تمام اموال خود را در اختیار جمعیت مى‌گذاشت، سپس مراسم پذیرش در شب، در حجره‌اى تاریک و به‌طور کاملا سرّى انجام مى‌گرفت. بعد از دادن آگاهیهاى مکرر به داوطلب درخصوص شرایط سخت و خاص فرقه و سؤالات بسیار از وى و سوگندهاى خاص، با تأیید فرمانده، فرد به عضویت فرقه در مى‌آمد و لباس مخصوص بر تن مى‌کرد (میخائیل سریانى، ج 3، ص170؛ تاریخ اوکسفورد للحروب الصلیبیة، ص 275، 301؛ مکنزى، ص 116ـ118؛ هشام بطل، ص 62ـ74). زنان هم مى‌توانستند عضو این فرقه شوند. آنان با عنوان راهبه در خانه‌هایى که در اروپا برایشان در نظر گرفته شده‌بود، زندگى مى‌کردند و وظیفة آنها محدود به خواندن نماز و دعا براى داویه بود و خود در جنگها شرکت نمى‌کردند (یاسپرت، ص 156؛ هارون یحیى ، 2003، ص 40؛ هشام بطل، ص 65).داویه تا زمانى که پایبند مقررات و سخت‌گیریهاى فوق بودند، در جنگهاى خود اغلب پیروز بودند، اما به‌تدریج به‌ویژه از نبرد حِطّین* به‌بعد که خسارات بسیارى بر آنها وارد آمد، فرماندهان داویه چندان قوانین اولیه را رعایت نمى‌کردند، لذا افراد جدید از طبقات اجتماعى مختلف و به‌ویژه گروههایى از مجرمان و متخلفان از اروپا به‌سوى این فرقه فرستاده شدند. پاپ و دیگر افراد کلیسا معتقد بودند گناهان اینان با الحاق به داویه بخشیده مى‌شود، اما حضور آنها آسیب جدّى به فرقه زد و مشکلات انضباطى در صفوف آن ایجاد کرد، چنان‌که بروز روح وحشیگرى حاکم بر داویه را ناشى از وجود این افراد دانسته‌اند (هشام بطل، ص 68ـ70). وحشیگرى آنها حتى فرماندهان مسلمان را به واکنش خشونت‌آمیز با اسراى داویه واداشت (ویلیام صورى، ج 3، ص 409ـ410، ج 4، ص 38، 233، 236؛ ابن‌اثیر، ج 11، ص 455ـ456، 530ـ531، ج 12، ص 38ـ39؛ ابوشامه، ج 2، ص 8ـ9؛ سبط ابن‌جوزى، ج 8، قسم 1، ص 392).شهسواران با مهارتهایى که در فنون نظامى داشتند، سهم عمده‌اى در دورة طولانى جنگهاى صلیبى داشتند و بخش مهمى از هر لشکر صلیبى را تشکیل مى‌دادند. بنیامین تودلایى، جهانگرد یهودى اندلسى (متوفى قرن ششم؛ ص 249)، از تمرینات رزمى و جنگى آنها در قرارگاهشان در بیت‌المقدس سخن گفته‌است.فرماندهان صلیبى براى حفظ استحکامات خود در شام به این شهسواران متکى بودند و اغلب دژهاى خود را به آنها واگذار مى‌کردند؛ فولک دو آنژو ، پادشاه بیت‌المقدس، در 534/ 1140 قلعة صَفَد را به آنها داد (سرور على عبدالمنعم، ص 146؛ قس ابن‌فضل‌اللّه عمرى، سفر3، ص 541). بودئن سوم هم در 545/1150 قلعة غزه و بعد قلعه‌هاى صافیتا و طرسوس (ویلیام صورى، ج 3، ص330، ج 4، ص 134؛ مولر ـ وینر ، ص 61، 63؛ جوهرى، ص 263؛ قس لوک ، ص 355) و رنو دو شاتیون، فرمانرواى انطاکیه، در 550/ 1156 دژهاى بَغراس* و دَربَساک (ابن‌عبرى، 1986، ص 171؛ اسعد محمود حومد، ج 1، ص 517ـ518) را به آنها واگذار کرد. داویه با استقرار در قلعه‌هاى بسیارى که در مناطق راهبردى قرارداشتند، همچنین بناى استحکامات، صومعه‌ها و کلیساهاى دایره‌وار در دو سوى مدیترانه، با معمارى برگرفته از کلیساى مقدس مسیح، تقسیم نیروهاى خود در این مراکز و تأمین امکانات مالى و هزینه‌هاى زندگى در آنها، تا مدتها در مقابل مسلمانان مقاومت کردند و به حفظ استحکامات مسیحیان در مشرق کمک کردند (مدن، ص 92؛ نیز ← هشام بطل، ص 92ـ133).نخستین اقدام نظامى آنها مشارکت در محاصرة دمشق در 523/1129 بود (لوک، همانجا). پس از آن در جنگهاى بسیارى حضور داشتند (← اسعد محمود حومد، ج 1، ص 326؛ ویلیام صورى، ج 3، ص 173ـ174، 362ـ363، 409ـ410، ج 4، ص30، 38، 101ـ102، 155ـ159؛ ادیسون ، ص 45، 51).عمده پیروزیهاى صلیبیان در شام، بنابر اقرار فرماندهان صلیبى، به‌سبب ایستادگى، سرسختى و خشونت داویه بود. در غیر این صورت، صلیبیان نمى‌توانستند تا قرن هفتم/ سیزدهم در شام حضور داشته‌باشند (سعید عبدالفتاح عاشور، ص 324؛ محمود سعید عمران، ص 114؛ مکنزى، ص 116).اگرچه داویه به ظاهر مقررات سخت نظامى چون جنگیدن تا حد مرگ، ممنوعیت عقب‌نشینى یا تسلیم‌شدن به دشمن، تحقیر و سرکوب دشمنان و کشتن اسراى مسلمان را داشتند، اما همیشه به این مقررات پایبند نبودند (استامبولى، ص 78، 81 ـ82 ؛ لوک، ص 354؛ هارون یحیى، 2003، ص30) و در بسیارى موارد که منافع آنها با اهداف و منافع حکومت تعارض مى‌یافت، سیاست مخالف و متضادى در رویارویى با مسلمانان پیش مى‌گرفتند و معاهدات صلحى با فرماندهان مسلمان منعقد مى‌کردند (ویلیام صورى، ج 4، ص 38، 101ـ102؛ حبشى، ص 153، 170؛ صَفَدى، ج 6، ص 184؛ رانسیمان، ج 3، ص 133؛ ابن‌عبرى، 1403، ص 413ـ414). همین مسئله بعدها با عنوان خیانت در جنگهاى صلیبى جزو اتهامات آنها قرار گرفت.داویه با شهرت و ثروتى که در جنگها به‌دست آورده‌بودند، گاه بر بَطرِیَرک بیت‌المقدس مى‌شوریدند و از فرمان کلیسا سرپیچى مى‌کردند. آنها در مناسبتهاى خاص و ویژه‌اى چون تاج‌گذارى یا عزل پادشاهان و مراسم خاکسپارى آنان، جلسات مشاورة نظامى و سیاسى با امراى مسیحى شام و جلسات دادگاه عالى بیت‌المقدس شرکت مى‌کردند (← ویلیام صورى، ج 3، ص 307، ج 4، ص 46ـ50؛ حبشى، ص 42، 72ـ73؛ بیشاوى، ص 99؛ عبداللطیف عبدالهادى سید، ص 109).مأموریت انتقال شمشهاى طلا و اموال به‌تاراج گرفته، از مشرق به پاریس و لندن به‌سبب توانمندى نظامى داویه به آنها سپرده شد (شهبازى، ج 2، ص 27). داویه در اکثر نقاط اروپا به املاک و ثروت عظیمى دست یافتند که بعد از پایان جنگهاى صلیبى و از دست دادن بیت‌المقدس و بسیارى از استحکامات خود، و تحمل تلفات بسیار در جنگها، در فرانسه و دیگر ممالک اروپا با قدرت به حیات خود ادامه دادند. قلعه‌ها و قصرهاى بسیارى در اکثر نقاط اروپا احداث کردند و حتى القابى اشرافى چون لرد و بارون کسب کردند (مکنزى، ص 116؛ منصور عبدالحکیم، ص 43، 113). آنها با ثروت عظیمى که در اختیار داشتند، براى جلوگیرى از افزایش قدرت دیگران نوعى نظام سرمایه‌دارى قرون وسطایى بنیان نهادند. با وجود حرمت ربا در آیین مسیح، ظاهراً داویه از طریق معاملات بر پایة ربا، به نوعى، راه بانکدارى جدید را هموار کردند و براى نخستین‌بار نظام اعتبارى و چک به‌کار بردند و به حاکمان ورشکسته، وام با سود کلان مى‌دادند (دورانت، ج 4، بخش 2، ص 844؛ هارون یحیى، 1385ش، ص 14؛ زابوروف، ص 165؛ منصور عبدالحکیم، ص 43، 67، 114ـ115). آنها در اوضاع نامساعد اجتماعى و ناامنى راهها در اروپا، با ایجاد نوعى نظام مالى و دادن حواله‌هاى اعتماد به مسافران، تجار و فرماندهان جنگى که نگران حمل اموال خود بودند، ضمن جلب اعتماد، به ثروت خود افزودند. گاه حکام اشیاى باارزشى نزد داویه ودیعه مى‌گذاشتند، مثل تاج جواهرنشان پادشاهان انگلیس که هانرى سوم به‌ناچار نزد آنها رهن گذاشت (مکنزى، همانجا؛ بیجنت و لى، ص 72ـ75؛ محمد عبداللّه عنان، ص 62). میان داویه و دیگر فرقه‌هاى نظامى مسیحى چون اسبتاریه* (شهسواران مهمان‌نواز) و تیوتونها براى کسب ثروت و قدرت رقابت و دشمنى به‌وجود آمده بود و مناسبات آنها اغلب تیره بود. جنگ سن ساباس در 657/ 1259 که تلفات جانى بسیارى به همراه داشت، مهم‌ترین درگیرى میان آنها بود. این اختلافات اغلب فرصت مناسبى براى مسلمانان در حفظ استحکاماتشان مقابل صلیبیان بود (مایر، ص 317ـ318؛ رید، ص 228؛ رستون، ص 222؛ حسن عبدالوهاب حسنین، ص 31، 210؛ محمد فوزى رحیل، ص 151).داویه نیروى دریایى قدرتمندى داشت و با ناوگانى که پرچمى با تصویر جمجمه و دو استخوان به صورت صلیب بر آن ترسیم بود، مسیرهاى مهم تجارى را در اختیار گرفته بود. چون کشتیهاى آنها از پرداخت مالیات معاف بودند، مسافران، زائران و کالاهاى تجارى بسیارى با کشتیهاى ایشان جابه‌جا مى‌شدند و همین خود منبع درآمد دیگرى براى داویه بود (بیجنت و لى، ص 88، 95ـ96، 167؛ منصور عبدالحکیم، ص 59، 67، 116، 125). در اسناد ویژه هانرى سوم، نام دو کشتىِ داویه آمده که بیشترین استفاده‌هاى تجارى در اروپا از آنها حاصل مى‌شده‌است (بیجنت و لى، ص 71).داویه بعد از سالها جنگ در مشرق، به‌تدریج موقعیت خود را از دست دادند. بعد از اینکه سلطان مملوکى، خلیل‌بن قلاوون*، عکّا را در 690/ 1291 آزاد کرد، برخى از داویه به قبرس و برخى هم به جزیره آرواد نزدیک طرسوس رفتند.سپس، از آنجا هم رانده و راهى اروپا شدند (رید، ص 242ـ243، 250؛ مولر ـ وینر، ص 36؛ ابن‌تغرى بردى، ج 8، ص 6ـ8؛ هشام بطل، ص 254ـ255).مناسبات داویه با پادشاهان و امراى کشورهایى که در آنجا مستقر بودند، متفاوت بود. در فرانسه، در اسپانیا و انگلیس، گاه مناسبات دوستانه‌اى با حکومت داشتند. در انگلیس، ضمن استقبال از مهاجرت داویه به آنجا، مراکز اجتماعى براى فعالیتهاى آنها در نقاط مختلف اختصاص داده‌شد. متیلدا ، همسر استیون/ استفان (پادشاه انگلیس) دو قطعه زمین در اسیکس و آکسفورد به داویه داد که بعدها معابد کریسنج و کاولى (از مراکز مهم داویه) را در آنها ساختند (بیجنت و لى، ص 68؛ منصور عبدالحکیم، ص 59ـ61).هانرى دوم و فرزندش ریچارد مناسبات استوارى با داویه داشتند و در اغلب اجتماعات آنها شرکت مى‌کردند. ریچارد مدتى در بیت‌المقدس تحت حمایت داویه در مقابل رقباى خود، قرار داشت. همو در 588/ 1192 قبرس را براى آنها خرید (حبشى، ص 219ـ221؛ میخائیل سریانى، ج 3، ص 368؛ ادیسون، ص 147؛ مکنزى، ص 127). امپراتور جان، جانشین ریچارد، در اواخر حکومتش محل اقامت خود را به داویه داد و ایمیر دى سانت مور، رئیس داویة انگلیس، از مستشاران نزدیک وى بود (بیجنت و لى، ص 69ـ70).سرانجام قدرت سیاسى و اقتصادى داویه پادشاهان اروپا را نگران کرد و درصدد مقابله برآمدند. رواج شایعاتى در مورد آنها چون شیطان‌پرستى، اهانت به مقدسات مسیحیت و انکار این دین پاپ را هم نگران کرد (هشام بطل، ص260؛ محمد عبداللّه عنان، ص 61ـ62؛ منصور عبدالحکیم، ص 92). در 706/ 1306، پاپ کلمنت/ کلمان پنجم تصمیم به ادغام فرقه‌هاى دینى ـ نظامى و تدارک حملة دیگر به مشرق گرفت که با مخالفت داویه مواجه شد (باربر ، ص 23؛ هشام بطل، ص 257، 260؛ ادیسون، ص 198ـ199). یک سال بعد، پادشاه فرانسه، فیلیپ چهارم ، که در آستانة ورشکستگى بود، دستور دستگیرى و مصادرة اموال داویه را به اتهام کفر و الحاد و تخلفات اخلاقى و مالى داد (مایر، ص 329ـ330؛ هشام بطل، ص 261؛ رید، ص 264؛ هارون یحیى، 2003، ص 62). برخى این اقدام وى و اقدام سال قبلش، یعنى اخراج و دستگیرى صرافان و رباخواران یهودى، را اجزاى پیوسته یک سیاست ارزیابى کرده‌اند و آن را اقدامى در جهت پایان‌دادن به فساد بیش از حد مالى و قلع و قمع گروههاى غارتگر شکل‌گرفته در دوران جنگهاى صلیبى دانسته‌اند (د. جودائیکا، ج 16، ستون 1284؛ شهبازى، ج 4، ص 155ـ156).پاپ کلمنت نیز بعد از گزارش شورایى که براى بررسى اتهامات وارده بر داویه ترتیب داده‌بود، رسماً حکم به انحلال و مصادرة اموال آنها به سود کلیسا و دیگر فرقه‌ها داد (ماستناک، ص350ـ351؛ یاسپرت، ص 164؛ باربر، ص 217؛ لوک، ص 354؛ قس ناصرى طاهرى، ص 115ـ117). ژاک دوموله ، رئیس اعظم، و بسیارى از افراد او در 713/1314 در مقابل کلیساى نوتردام پاریس سوزانده شدند (محمد عبداللّه عنان، ص 62؛ هشام بطل، ص 257؛ تاریخ اوکسفورد للحروب الصلیبیة، ص320). کسانى چون دانته ، شاعر معاصر داویه، یا فیالانى، مورخ ایتالیایى، اتهامات وارده بر داویه را نفى مى‌کنند اما مورخ انگلیسى، نستا اچ. وبستر ، در کتاب خود >انجمنهاى سرّى و جنبشهاى ضد حکومت< تمایل به تبرئة داویه از اتهامات را بى‌سبب دانسته‌است (← هارون یحیى، 1385ش، ص 15ـ16؛ محمد عبداللّه عنان، همانجا؛ منصور عبدالحکیم، ص 43).دستگیرى و قتل‌عام داویه در فرانسه و دیگر کشورهاى اروپا نه تنها این جمعیت را منحل نکرد، بلکه موجب شد گسترده‌تر از گذشته به حیات خود ادامه دهد. بسیارى از آنها بعد از صدور فرمان فیلیپ چهارم پنهان شدند. مبیناک/ مبیگناک ، از رهبران داویه، همراه برخى از افراد خود به اسکاتلند پناه برد و گروهى هم به پرتغال فرار کردند. در پرتغال، آنان را از اتهاماتشان تبرئه کردند و با مساعدت پادشاه وقت، فعالیت این گروه که بسیار ثروتمند بودند و با دربار روابط حسنه داشتند، تداوم یافت. بعدها داویه در توسعة مستعمرات پرتغال نقش مهمى داشتند و با عنوان شهسواران سیدمسیح تا قرن دهم/ شانزدهم در آنجا ادامة حیات دادند (ادیسون، ص 201ـ203؛ یاسپرت، همانجا؛ تاریخ اوکسفورد للحروب الصلیبیة، ص 317؛ بیجنت و لى، ص 82). آنان در آلمان به فرقه‌هاى قدیس یوحنا یا شهسواران تیوتون ملحق شدند. در اسپانیا، با خاندان یهودى و ثروتمند ابن‌لوى/ ابولاوى یا کاوالریا (← د.جودائیکا، ج 5، ستون 261) مناسبات استوارى یافتند و با کمکهاى مالى و حمایتهاى آنها در دربار این کشور نفوذ کردند و سازمانى به‌نام آل‌سید ترتیب دادند (شهبازى، ج 2، ص 26ـ27). آنها همچنین به فرقه‌هاى دیگر به‌ویژه کالاتراوا پناه بردند و نظام جدیدى به نام مونتسیا شکل دادند. گزارشى هم از فرار بخشى از ناوگان دریایى داویه به‌سوى امریکا وجود دارد (بیجنت و لى، همانجا؛ منصور عبدالحکیم، ص 126ـ127).داویه در اسکاتلند (تنها کشور اروپایى که اقتدار کلیسا را به‌رسمیت نشناخته‌بود)، تحت حمایت پادشاه روبرت بروس قرارگرفتند و تجدید سازمان کردند (محمد عبداللّه عنان، ص 92؛ منصور عبدالحکیم، ص 89ـ90). در آنجا، به یکى از مهم‌ترین اصناف، صنف بنایان، رخنه کردند و آن را تحت سیطرة غیررسمى خود درآوردند و این صنف بعدها به لژ ماسونى تغییرنام داد. ازهمین‌رو، برخى داویه را سنگ بناى فرماسونرى دانسته‌اند و معتقدند فلسفه و آیینهاى داویه تحت پوشش فراماسونرى همچنان باقى است (بیجنت و لى، ص 65؛ محمد عبداللّه عنان، همانجا؛ منصور عبدالحکیم، ص90).در شمارة 775 سال 1369ش/ 1990 مجلة فراماسونى ترک معمار سنان ، به‌تفصیل دربارة پیوند داویه و فراماسونرى و شباهت مناسک و آداب دو گروه سخن گفته شده‌است (منصور عبدالحکیم، همانجا). کریستوفر نایت و رابرت لومس، دو نویسندة ماسونى کتاب >کلید حیرام< (ص 19، 22، 28ـ29)، فراماسونرى را استمرار داویه دانسته‌اند. براساس داده‌هاى این کتاب و نیز یافته‌هاى مورخ فرانسوى، دلافورج، و تحقیقات باستان‌شناسى چارلز ویلسون، از مهندسان انجمن رویال در قرن سیزدهم/ نوزدهم، اعضاى داویه با تظاهر به حمایت از زائران مسیحى به‌دنبال کشف اسنادى در خرابه‌هاى معبد سلیمان بودند. هوگ پاین و همراهانش با استقرار در اصطبلهاى موجود در معبد، به‌حفارى پرداختند و بعد از ده سال آن اسناد را پیدا و به اروپا منتقل کردند (منصور عبدالحکیم، ص 66ـ67، 77، 90ـ91، 109ـ112؛ هارون یحیى، 1385ش، ص20ـ21).بنابر برخى مشابهتها میان باورها و اعمال داویه، به‌ویژه گرایش به آداب و شعائر سرّى، ضمن آنکه ایشان را متأثر از عرفان یهودى (قباله) دانسته‌اند، برخى محققان با پى‌گیرى نمادهاى آنان و فراماسونها اظهار کرده‌اند که داویه را مى‌توان سرمنشأ فراماسونرى دانست (← محمد عبداللّه عنان، ص 87 ـ92؛ هارون یحیى، 1385ش، ص20ـ21، 50ـ52؛ شهبازى، ج 4، ص 161). کلیساى معروف رزلین شاپل، نزدیک ادینبورو در اسکاتلند، را که سرویلیام سنت کلر، استاد اعظم داویه، در فاصلة 1446 تا 1448 بنا کرده و با نمادهاى فراماسونرى تزیین شده‌است، ازجمله شواهد بارز این تأثیر دانسته‌اند (← منصور عبدالحکیم، ص 115؛ هارون یحیى، 1385ش، ص 33ـ34).گذشته از این، گفته شده‌است که داویه ضمن داشتن مناسباتى استوار و نزدیک با اسماعیلیان شام، برخى تعالیم و نظام سازمانى خود را از آنان به وام گرفته‌اند. در دورة حضور داویه در مشرق در زمان جنگهاى صلیبى، یکى از شهسواران به نام گیوم مونبار ملاقاتهایى با رهبر اسماعیلیان شام داشته‌است.هم اسماعیلیه و هم داویه هر دو جریانى ملحد و بدعت‌گذار و عامل تخریب شناخته شده‌اند (مکنزى، ص 114؛ محمد عبداللّه عنان، ص60، 64، 92ـ93؛ منصور عبدالحکیم، ص 42، 92). در منابع متقدم اسلامى (براى نمونه ← ابن‌اثیر، ج 6، ص 377؛ نیز ← ابن‌ظافرازدى، ص 82ـ83، 115؛ نُوَیرى، ج 28، ص250، 319، 334ـ335؛ ابن‌خلدون، ج 4، ص 96، 125؛ ابن‌تغرى‌بردى، ج 5، ص 178ـ183) و آثار مورخان صلیبى (← رمون آگوئیلرى ، ص 105؛ ویلیام صورى، ج 1، ص 297ـ 298)، اسماعیلیه مصر و شام در ایام جنگهاى صلیبى به‌همکارى و دوستى با صلیبیها به‌ویژه فرقه‌هاى داویه و اسبتاریه متهم شده‌اند. در حالى‌که، جستجو در منابع تاریخى از این واقعیت حکایت دارد که اسماعیلیة شام و داویه برحسب اوضاع زمانى و مکانى و براى حفظ موقعیت خود و مناسباتشان با دولتهاى اسلامى موضع‌گیرى مى‌کردند (← ناصرى‌طاهرى، ص 215ـ218). نگاهى به جغرافیاى حضور اسماعیلیه و قلعه‌هاى آنها در شام نشان مى‌دهد که آنها در میان مناطق مسکونى و قلعه‌هاى سوق‌الجیشى داویه و اسبتاریه محصور بوده‌اند و این امر به‌طور قطع قلعه‌هاى اسماعیلیه را تهدید مى‌کرده‌است (ابن‌شحنه، ص 253). به همین‌دلیل، گاه اسماعیلیه خراج‌گزار داویه بودند یا درصدد مصالحه و دوستى با آنها برمى‌آمدند (ویلیام صورى، ج 4، ص 155ـ159؛ رستون، ص 374؛ گروسه ، ج 3، ص 516ـ517). در مقابل، داویه هم به‌اقتضاى اوضاع و موقعیت خود از کمک اسماعیلیه بهره مى‌بردند (ابن‌اثیر، ج 12، ص 78ـ79). با این‌حال، این همراهیها محدود و اندک بود و دو فرقه عمدتاً با یکدیگر در جنگ بودند.برخى گزارشها از ادامة فعالیت احتمالى داویه در پوشش چند جمعیت سرّى حکایت دارد؛ ازجمله میرابو که تاریخ جمعیتهاى سرّى را مطالعه کرده، از استمرار حضور آنها با عنوان «جمعیت صلیب گلگون» یاد کرده‌است. هرچند این نظریه مخالفانى دارد (محمد عبداللّه عنان، ص 75). در 1151/ 1738، پادشاه پروس، فردریک کبیر عضو داویه شد و در تجدید حیات آن به کمک ولتر ، نویسنده و فیلسوف معروف فرانسوى، نقش مهمى داشت. ولتر در >رساله اخلاق< خود جریان داویه را بسیار ستوده‌است (← همان، ص 108ـ111). در 1192/ 1778، فن مارشال، نمایندة ماسونها، سعى کرد در پاریس شکل جدیدى از فرقة داویه را احیا کند. تلاشهاى او را، دیگر نمایندة ماسونها، فن هونت ادامه داد. او با انتشار نشریه‌اى تهمتهاى وارده بر داویه را رد کرد و موفق شد گروهى از آنان را با نام جمعیت «نَظّار قاطع» گردهم آورد. در 1219/ 1804 نیز،به ریاست فابر پالاپرا ، یکى از اعضاى داویه، گروهى از این فرقه شکل گرفت (محمد عبداللّه عنان، ص 108ـ109؛ هارون یحیى، 1385ش، ص 75، 77).منابع: ابن‌اثیر؛ ابن‌تغرى بردى، النجوم‌الزاهرة فى ملوک مصر و القاهره، قاهره ?] 1383[ـ1392/?] 1963[ـ 1972؛ ابن‌خلدون؛ ابن‌سباط، صدق‌الاخبار، تاریخ ابن‌سباط، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، طرابلس 1413/1993؛ ابن‌شحنه، تاریخ حلب (فصل من کتاب «نزهة النواظر»)، علق علیه ابوالیمن بترونى، چاپ کیکو اوتا، توکیو 1990؛ ابن‌ظافر ازدى، اخبارالدول المنقطعة، چاپ آندره فره، قاهره 1972؛ ابن‌عبدالظاهر، تشریف‌الایام والعصور فى سیرة‌الملک المنصور، چاپ مراد کامل، قاهره 1961؛ ابن‌عبرى، تاریخ‌الزمان، نقله الى‌العربیة اسحاق ارمله، بیروت 1986؛ همو، تاریخ مختصرالدول، چاپ انطون صالحانى، لبنان 1403/1983؛ ابن‌فضل‌اللّه عمرى، مسالک الابصار فى ممالک‌الامصار، سفر 3، چاپ احمد عبدالقادر شاذلى، ابوظبى 1424/2003؛ ابن‌واصل، مُفَرِّج‌الکروب فى اخبار بنى‌ایوب، ج 3، چاپ جمال‌الدین شیال، قاهره ?]1379/ 1960[؛ عبدالرحمان‌بن اسماعیل ابوشامه، الروضتین فى اخبار الدولتین، ]چاپ ابوالسعود، قاهره 1287ـ1288/1870ـ 1871[، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ محمدبن محمد ادریسى، کتاب نزهة‌المشتاق فى احتراق الآفاق، بیروت 1409/ 1989؛ رمون استامبولى، مفاتیح اورشلیم القدس: حملتان صلیبیتان على مصر، 1200ـ 1250، ترجمة عایده باجورى، قاهره 2004؛ اسعد محمود حومد، تاریخ الجهاد لطرد الغزاة الصلیبیین، ]دمشق [2002؛ ادرین بوئز، مدینة بیت‌المقدس زمن‌الحروب الصلیبیة، ترجمة على سید على، قاهره 2010؛ مایکل بیجنت و ریچارد لى، فرسان الهیکل و المحفل الماسونى، ترجمة و تعلیق محمد واکد، دمشق 2009؛ سعید عبداللّه بیشاوى، الممتلکات الکنسیة فى مملکة بیت‌المقدس الصلیبیة: 1099ـ1291م/492ـ690 ﻫ .، اسکندریه ]1410/ 1990[؛ تاریخ اوکسفورد للحروب الصلیبیة، تحریر جوناتان رایلى ـ اسمیت، ترجمة و تقدیم و تعلیق قاسم عبده قاسم، قاهره: عین للدراسات والبحوث الانسانیة والاجتماعیة، 1427/2007؛ بنیامین‌بن یونه تطیلى، رحلة بنیامین التطیلى، ترجمها عن النص العبرى و علق على حواشیها و کتب ملاحقها عزرا حداد، چاپ عبدالرحمان عبداللّه شیخ، ابوظبى 2002؛ نهى فتحى جوهرى، امارة طرابلس الصلیبیة فى‌القرن الثالث عشرالمیلادى/ السابع الهجرى، قاهره 1429/2008؛ حسن حبشى، ذیل ولیم الصورى، ]قاهره [2002؛ فیلیپ خورى حتى، تاریخ سوریة و لبنان و فلسطین، ج 2، ترجمة کمال یازجى، بیروت 1959؛ على حریرى، الحروب الصلیبیة : اسبابها، حملاتها، نتائجها، چاپ عصام محمد شبارو، بیروت 1988؛ حسن عبدالوهاب حسنین، تاریخ جماعة الفرسان التیوتون فى الاراضى المقدسة: حوالى 1190ـ1291م/ 586ـ690ﻫ ، اسکندریه 1989؛ ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج4 : عصر ایمان، بخش 2، ترجمة ابوالقاسم طاهرى، تهران 1382ش؛ جیمز رستون، مقاتلون فى سبیل‌اللّه : صلاح‌الدین الایوبى و ریتشارد قلب‌الاسد والحملة الصلیبیة الثالثة، نقله الى‌العربیة رضوان سید، ریاض 1423/2002؛ رمون آگوئیلرى، تاریخ‌الفرنجة غزاة بیت‌المقدس، نقله الى الانجلیزیة مع مقدمة و هوامش جان هیوم و لوریتا هیل، نقله الى العربیة و علق علیه حسین محمد عطیه، اسکندریه 1990؛ میخائیل آبراموویچ زابوروف، الصلیبیون فى الشرق، ]ترجمة الیاس شاهین[، مسکو 1986؛ سبط ابن‌جوزى، مرآة‌الزمان فى تاریخ الاعیان، ج 8 ، حیدرآباد، دکن 1951ـ1952؛ سرور على عبدالمنعم، «الاوضاع الداخلیة لمملکة بیت‌المقدس: الصلیبیة فى عهدالملک فولک الانجوى، 1131ـ 1143م/526ـ535ﻫ »، در دراسات فى تاریخ‌العلاقات بین الشرق والغرب: العصورالوسطى، تحریر محمد مؤنس عوض، قاهره : عین للدراسات و البحوث الانسانیة و الاجتماعیة، 2003؛ سعید عبدالفتاح عاشور، تاریخ‌العلاقات بین‌الشرق والغرب فى‌العصور الوسطى، بیروت 1972؛ عبداللّه شهبازى، زرسالاران یهودى و پارسى: استعمار بریتانیا و ایران، تهران 1377ـ1383ش؛ صفدى؛ عبداللطیف عبدالهادى سید، الحرکة الصلیبیة: عصر بلدوین الثالث، 1143ـ1163م، ]اسکندریه 2006[؛ قلقشندى؛ توماش ماستناک، السلام الصلیبى: الجماعة المسیحیة والعالم الاسلامى والنظام السیاسى الغربى، ترجمة بشیر سباعى، قاهره 2003؛ هانس ابرهارت مایر، جنگهاى صلیبى، ترجمه عبدالحسین شاهکار، شیراز 1371ش؛ محمد عبداللّه عنان، تاریخ‌الجمعیات السریة والحرکات الهدامة، ]قاهره[1926؛ محمد فوزى رحیل، نهایة‌الصلیبیین: فتح عکا 648ـ690ه / 1250ـ 1291م، قاهره 2009؛ محمود سعید عمران، حضارة اوروبا فى‌العصور الوسطى، بیروت 1999؛ توماس مَدن، نگاهى نو و فشرده به تاریخ جنگهاى صلیبى، ترجمة عبداللّه ناصرى طاهرى و اکرم کرمى، تهران 1389ش؛ محمد عروسى مطوى، الحروب الصلیبیة فى‌المشرق والمغرب، بیروت 1982؛ نورمن ایان مکنزى، الجمعیات السریة، ترجمة ابراهیم محمد ابراهیم، قاهره 1420/1999؛ منصور عبدالحکیم، دولة فرسان مالطا و غزوالعراق، دمشق 2009؛ ولفگانگ مولر ـ وینر، القلاع : ایام‌الحروب الصلیبیة، ترجمة محمد ولید جلاد، دمشق 1403/1982؛ میخائیل سریانى، تاریخ مار میخائیل السریانى الکبیر، عرّبه عن‌السریانیة گرگوریوس صلیبا شمعون، حلب 1996؛ عبداللّه ناصرى طاهرى، نقش اسماعیلیان در جنگ‌هاى صلیبى، تهران 1387ش؛ احمدبن عبدالوهاب نُوَیرى، نهایة‌الارب فى فنون الادب، ج 28، قاهره 1428/2007؛ ویلیام صورى، الحروب الصلیبیة: 1094ـ1184م، ترجمة و تقدیم حسن حبشى، ]قاهره[1991ـ1995؛ هارون یحیى، فراماسونرى جهانى: افشاء و نقد فلسفه ماسونى، ترجمة داود میرترابى، تهران 1385ش؛ هشام بطل، فرسان المعبد و دورهم العسکرى فى الحروب الصلیبیة، ]قاهره[2011؛ یاقوت حموى؛Charles G. Addison, The history of the knights Templars, London 1842; Malcolm Barber, The Trial of the Templars, Cambridge 2006; Encyclopaedia Judaica, Jerusalem 1978-1982, s.v. "Cavalleria (Caballeria), dela" (by Haim Beinart), vol.16, supplementary entries, s.v. "Economic history: medieval Christendom" (by Arcadius Kahan); René Grousset, Histoire des croisades et du Royaume france de Jérusalem, Paris 1934-1936; Harun Yahya, The Knights Templars, [Srinagar], India 2003; Nikolas Jaspert, The crusades, tr. Phyllis G. Jestice, New York 2006; Christopher Knight and Robert Lomas, The Hiram Key: Pharaohs Freemasons, and the discovery of the secret scrolls of jesus, New York 1996; Peter Lock, The Routledge companion to the crusades, London 2006; Anthoney Luttrell, "The military orders: some definitions", in Militia sancti sepulcri: idea e istituzioni, ed. K. Elm and C. Fonseca, Vatican city 1998, repr. in Anthony Luttrell, Studies on the Hospitallers after 1306: Rhodes and the West, Aldershot, Engl. 2007; New Catholic encyclopedia, Detroit: Thomson, 2003, s.v. "Templars" (by G. Grosschmid); Piers Paul Read, The Templars, Cambridge, Mass. 2006; Steven Runciman, A history of the crusades, vol. 3, Middlesex, Engl. 1965.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ستار عودی و لیلا خان احمد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده